استاد اندر کف شاگرد ماند!

معمار67سبز

عضو جدید
کاربر ممتاز


دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به ‏استادش گفت: قربان، شما واقعا چيزي در مورد
موضوع اين درس مي دانيد؟
استاد جواب ‏داد: بله حتما. در غير اينصورت نميتوانستم يك استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسيار ‏خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب صحيح داديد من نمره ام را قبول ميكنم ‏در غير اينصورت از شما ميخواهم به من نمره كامل اين درس را بدهيد.
‏استاد قبول ‏كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست، منطقي است ولي قانوني ‏نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟
استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و ‏مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد.
‏بعد از مدتي استاد با بهترين ‏شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد. و شاگردش بلافاصله جواب داد:
‏قربان شما 63 ‏سال داريد و با يك خانم 35 ساله ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي ‏نيست.
‏همسر شما يك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست.واين ‏حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد ميشد ‏نه قانوني است و نه منطقي
 

eder

عضو جدید
کاربر ممتاز


دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به ‏استادش گفت: قربان، شما واقعا چيزي در مورد
موضوع اين درس مي دانيد؟
استاد جواب ‏داد: بله حتما. در غير اينصورت نميتوانستم يك استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسيار ‏خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب صحيح داديد من نمره ام را قبول ميكنم ‏در غير اينصورت از شما ميخواهم به من نمره كامل اين درس را بدهيد.
‏استاد قبول ‏كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست، منطقي است ولي قانوني ‏نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟
استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و ‏مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد.
‏بعد از مدتي استاد با بهترين ‏شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد. و شاگردش بلافاصله جواب داد:
‏قربان شما 63 ‏سال داريد و با يك خانم 35 ساله ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي ‏نيست.
‏همسر شما يك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست.واين ‏حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد ميشد ‏نه قانوني است و نه منطقي

:w15::w15::w15::w15:

چه بی مزه :surprised::surprised:
 

greenhope

عضو جدید
من که خیلی خندیدم واقعا شاگرد با استعدادی بوده! جدا مرسی.
راستی جناب eder! از عکس و از امضاتون خیلی خوشم میاد. اسمتونم خیلی جالبه!
 

eder

عضو جدید
کاربر ممتاز

Candyman

کاربر فعال


دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به ‏استادش گفت: قربان، شما واقعا چيزي در مورد
موضوع اين درس مي دانيد؟
استاد جواب ‏داد: بله حتما. در غير اينصورت نميتوانستم يك استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسيار ‏خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب صحيح داديد من نمره ام را قبول ميكنم ‏در غير اينصورت از شما ميخواهم به من نمره كامل اين درس را بدهيد.
‏استاد قبول ‏كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست، منطقي است ولي قانوني ‏نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟
استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و ‏مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد.
‏بعد از مدتي استاد با بهترين ‏شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد. و شاگردش بلافاصله جواب داد:
‏قربان شما 63 ‏سال داريد و با يك خانم 35 ساله ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي ‏نيست.
‏همسر شما يك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست.واين ‏حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد ميشد ‏نه قانوني است و نه منطقي

یادش بخیر....
من هم یکبار اینجور البته نه به این شکل یکی از استاد هامون رو با لحن محترمانه بفهشون گفتم شما نمیخاد واسه ما ادعای استادی بکنی....برو اگر بیل زن بودی و اسه خودت این درسهارو بکار میگرفتی....

:biggrin::biggrin::biggrin::biggrin:
بعدش هم پاس کردم....
 

معمار67سبز

عضو جدید
کاربر ممتاز
یادش بخیر....
من هم یکبار اینجور البته نه به این شکل یکی از استاد هامون رو با لحن محترمانه بفهشون گفتم شما نمیخاد واسه ما ادعای استادی بکنی....برو اگر بیل زن بودی و اسه خودت این درسهارو بکار میگرفتی....

:biggrin::biggrin::biggrin::biggrin:
بعدش هم پاس کردم....

ایول :D
 

شقایق21

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز


دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به ‏استادش گفت: قربان، شما واقعا چيزي در مورد
موضوع اين درس مي دانيد؟
استاد جواب ‏داد: بله حتما. در غير اينصورت نميتوانستم يك استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسيار ‏خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب صحيح داديد من نمره ام را قبول ميكنم ‏در غير اينصورت از شما ميخواهم به من نمره كامل اين درس را بدهيد.
‏استاد قبول ‏كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست، منطقي است ولي قانوني ‏نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟
استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و ‏مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد.
‏بعد از مدتي استاد با بهترين ‏شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد. و شاگردش بلافاصله جواب داد:
‏قربان شما 63 ‏سال داريد و با يك خانم 35 ساله ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي ‏نيست.
‏همسر شما يك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست.واين ‏حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد ميشد ‏نه قانوني است و نه منطقي
تکراری بود:w12::w12:
 

Master...

اخراجی موقت
توله هاي فروشي
مغازه داري روي شيشه مغازه اش اطلاعيه اي به اين مضمون نصب كرده بود "توله هاي فروشي". نصب اين اطلاعيه ها بهترين روش براي جلب مشتري، بخصوص مشتريان نوجوان است، به همين خاطر خيلي بعيد بنظر نمي رسيد وقتي پسركي در زير همين اطلاعيه هويدا شد و بعد از چند لحظه مكث وارد مغازه شد و پرسيد: "قيمت توله ها چنده؟"
مغازه دار پاسخ داد: "هر جا كه بري قيمتشون از 30 تا 50 دلاره."
پسر كوچك دست تو جيبش كرد و مقداري پول خرد بيرون آورد و گفت: من 2 دلار و سي و هفت سنت دارم. مي توانم يه نگاهي به توله ها بيندازم؟
صاحب مغازه پس از لبخندي سوت زد. با صداي سوت، يك سگ ماده با پنج توله فسقلي اش كه بيشتر شبيه توپ هاي پشمي كوچولو بودند، پشت سر هم از لانه شان بيرون آمدند و توي مغازه براه افتادند. يكي از توله ها به طور محسوسي مي لنگيد و از بقيه توله ها عقب مي افتاد. پسر كوچولو بلافاصله به آن توله لنگ كه عقب مانده بود اشاره كرد و پرسيد:
"اون توله هه چشه؟"
صاحب مغازه توضيح داد كه دامپزشك بعد از معاينه اظهار كرده كه آن توله فاقد حفره مفصل ران است و به همين خاطر تا آخر عمر خواهد لنگيد. پسر كوچولو هيجان زده گفت:
"من همون توله رو مي خرم."
صاحب مغازه پاسخ داد:
"نه، بهتره كه اونو انتخاب نكني. تازه اگر واقعاً اونو مي خواي، حاضرم كه همين جوري بدمش به تو."
پسر كوچولو با شنيدن اين حرف منقلب شد. او مستقيم به چشمان مغازه دار نگريست و در حالي كه با تكان دادن انگشت سبابه روي حرفش تاكيد مي كرد، گفت:
"من نمي خوام كه شما اونو همين جوري به من بديد. اون توله هه به همان اندازه توله هاي ديگه ارزش داره و من كل قيمتشو به شما پرداخت خواهم كرد. در واقع، دو دولار و سي و هفت سنت شو همين الان نقدي مي دم و بقيه شو هر ماه پنجاه سنت، تا اين كه كل قيمتشو پرداخت كنم."
مغازه دار بلافاصله گفت: "شما بهترهً اين توله رو نخريد، چون اون هيچوقت قادر به دويدن و پريدن و بازي كردن با شما نخواهد بود."
پسرك با شنيدن اين حرف خم شد، با دو دست لبه شلوارش را گرفت و آن را بالا كشيد. پاي چپش را كه بدجوري پيچ خورده بود و به وسيله تسمه اي فلزي محكم نگهداشته شده بود، به مغازه دار نشان داد و در حالي كه به او مي نگريست، به نرمي گفت:
"مي بينيد، من خودم هم نمي توانم خوب بدوم، اين توله هم به كسي نياز داره كه وضع و حالشو خوب درك كنه!"​

" آنتوان دوسنت اگزوپري
 

Similar threads

بالا