kavehm
پسندها
10

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • از هم آغوشی زیبای نگاهم
    با نگاهت
    کودکی حاصل شد
    که نگاهش آبیست
    و دلـش داغ شقایق دارد
    سلام.سال نوت پيشاپيش مبارك.اميدوارم سال خوبي برات باشه.
    یکی بود یکی نبود،يه دروغ کهنه بود
    يکي موند يکي نموند،حرف راست قصه بود
    يکي اومد با غصه ها،به غم عشق مبتلا
    يکي رفت چه بي وفا،با دورنگي آشنا
    اون که موند ريشه پوسوند،دلشو غصه سوزوند
    نالش از قصه نبود،پشتشو دوري شکوند
    زير آوار جفا،دل دادش به هر بلا
    با همه عشق و وفا،راهي شد تو قصه ها
    اون که موند يه قصه ساخت،اما حيف هستي شو باخت
    قصه ها به سر رسيد،اون به عشقش نرسيد
    هيچکي خوابشو نديد،گل عشقشو نچيد
    گم شدش تو قصه ها،توي شهر عاشقا
    يکي بود يکي نبود
    يه دروغ کهنه بود
    یکي موند
    يکي نموند
    حرف راست قصه بود....:gol:
    اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
    خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که معادله زندگی ، نه غصه خوردن برای نداشته هاست و نه شاد بودن برای داشته ها . . .
    سلام سلام سلام

    خبره جدیدو شنیدی؟ نمیدونم راسته یا دروغ
    ولی منکه باورم نشد.یه جورایی شوکه شدم
    ببین من خبرو بهت میگم.یه تحقیق کن ببین راسته یا نه

    باشه؟؟؟

    منم از یکی شنیدم.خدا کنه راست باشه.اخه دیگه خسته شدم:(

    والا دیروز بود یا چند روز پیش نمیدونم.یکی از دوستام گفت : عید داره میاد!!! :ی :ی

    کلی سره کار بودیا :) نه؟
    عیب نداره

    میخواستم اولین کسی باشم که بهت تبریک میگه

    عیدت مبارک
    اي کاش تنها يکنفر هم در اين دنيا مرا ياري کند اي کاش مي توانستم با کسي درد دل کنم تا بگويم که . من ديگر خسته تر از آنم که زندگي کنم تا بداند غم شبها يم را.... تا بفهمد درد تن خسته و بيمارم را......... قانون دنيا تنهايي من است.............. و تنهايي من قانون عشق است.... و عشق ارمغان دلدادگيست........ و اين سرنوشت سادگيست
    ولنتاین مبارک ، همراه یک بغل گل رز ، یک سبد ستاره و یک دنیا آرزوی شادباش . . .:gol::heart::gol::gol::gol:
    گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی و حتی ندیدی که بی تو چه بر

    سر این ترانه ها می آید !

    ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از

    شادی نبود !

    بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به

    این اشکها اعتنا نکردی !

    اعتنا نکردی به حرمت ترانه ها یی که تنها سهم من از چشمانت بود !

    به حرمت آن انار سرخ کوچکی که اولین دیدار به امید خوش یمنی به من دادی !

    به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم !

    به حرمت بوسه هایمان ! نه !

    تو حتی به صدای لرزانم هم اعتنا نکردی !
    راستی سجاده ی عشق کجاست؟!


    قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد !

    قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !

    خدانگهدار ... خدانگهدار


    هنوز
    به زندگی عادت نکرده است
    و رنج می برد
    از ایستادنش روی زمین
    که سیاره را سنگین تر می کند ...

    می خواهد بخار شود
    بادکنکی شود
    گره خورده با نخی
    به انگشت کودکی ...

    هنوز
    به زندگی عادت نکرده است ...
    وقتی شروع می کند به دویدن
    بی آنکه از جغرافی
    چیزی بداند
    تمام زمین را
    دور می زند
    آنچنان تنگ
    مرگ را در آغوش می فشارد
    که گویی نخستین معشوقش را !

    هنوز
    به زندگی عادت نکرده است
    و هر صبح
    نگاه که می کند به من
    گویی در نگاهش معجزه ای رخ داده است ...!

    " شبنم آذر "
    من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
    من خودم بودم و یک حس غریب
    که به صد عشق و هوس می ارزید
    من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت
    گر چه درحسرت گندم پوسید
    من خودم بودم و هر پنجره ای
    که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود
    و خدا می داند سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود
    من نه عاشق بودم و نه دلداده گیسوی بلندو نه آلوده به افکار پلید
    من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگیم می فهمید
    آرزویم این بود... دور اما چه قشنگ
    تا روم تا در دروازه نور
    تا شوم چیده به شفافی صبح
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا