اسکیس کارشناسی ارشد معماری مشاوره آزمون کارشناسی ارشد
کارشناسی ارشد معماری مشاوره اسکیس
آزمونهای آزمایشی کارشناسی ارشد رتبه های برتر کنکور 92
عاملیت های مرکز معماری ایران دوره های تخصصی نرم افزار و پرزانته معماری

 


نمايش نتايج 1 تا 6 از 6

تاپیک: معماری دوره رنسانس

  1. #1
    عضو آواتار komail_1988
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2009/6
    محل سكونت
    مازندران
    امتیاز
    84
    پست ها
    47

    Thumbs up معماری دوره رنسانس

    با وجود اختلافی که در مورد تعیین زمان دقیق آغاز رنسانس وجوددارد، اما در تاریخ هنر بدیهی است که تحولات در عرصه ادبیات و هنر یک تا دو قرن پیشاز رنسانس صنعتی و علمی رخ داده و تحولات چشمگیری در این عرصه به وقوع پیوسته است؛به طوری که رنسانس یا تولد دوباره در هنر پیش از صنعت و فلسفه به وقوع پیوستهاست.
    با وجود این‌که در تاریخ هنر، آغاز رنسانس به اموری همچون سال فتح قسطنطنیهدر سال 1453 به وسیله سلطان محمد فاتح و تشکیل حکومت عثمانی به جای دولت بیزانس، یاپایان یافتن بیماری طاعون و اموری از این قبیل نسبت داده شده است؛ اما در نزدمورخان هنر این امر یقینی است که رنسانس هنری از ایتالیا آغاز شده، بدین ترتیب کههنرمندان ایتالیایی بر خلاف دیگر کشورهای اروپایی حاضر نشده بودند به سبک گوتیک درمعماری تن دهند و حتی این مفهوم را به صورت طعن و استهزا برای این سبک به کارمی‌‌بردند و علیه سبک گوتیک عصیان نموده و به سوی سبک جدید حرکت کردند.
    عده‌ای از معماران دوره رنسانس مانند برونلسکی (1) که در معماری دوره رنسانستأثیرگذار بود و به عنوان پدر و بنیان‌گذار معماری رنسانس تلقی می‌شد؛.معماری رنسانس به معماری اروپا درسده‌های ۱۵ و ۱۶ میلادی (دورهٔ رنسانس) اطلاق می‌شود که از مشخصه‌های آن، نوزاییعناصر فرهنگی روم و یونان باستان بود.

    دوره‌های زمانی:
    معماریرنسانس آغازین ۱۲۰۰-۱۴۰۰ م
    معماری رنسانس میانی ۱۴۰۰-۱۵۰۰ م
    معماری رنسانسپیشرفته ۱۵۰۰-۱۶۰۰ م


    هنر مند رنسانس ساحری است که طبیعت مادی را می شناسد و به آن عملمی کند در واقع در دوره رنسانس تطبیق معماری با انسان و طبیعت ، به اتکا یا بهوسیله دانش ریاضی و تعبیر هایش دوباره مطرح می شود و تمام خصیصه های که یک مبحثزنده را به تدریج دارا شد تا جایی که تناسبات و اندازه ها فضای معماری تابع یکهارمونی کیهانی شدند. در واقع همانطور که لئوناردو داوینچی در رساله خود می نویسدبرای آنکه نگار گری شایسته آفرینش باشد و مبدا هنر و علم گردد می باید جهانیشود. » که بعدها در قرن نوزدهم بر اساس این گفته انقلاب بزرگی در هنر و معماری پیشآمد .اما آنچه را که می توان در باره معماری رنسانس ایتالیا و اروپا ذکر کرد را بهصورت مختصر در متن زیر می توان یافت :

    «
    گونه های پر شمار تجربه های معماری سدهمیانی از دیدگاه معماران رنسانس نکته ای منفی بودو باید جای به شیوه واحدی درآفرینش معماری می داد و باید معطوف به ضابطه ها ومنظومه هاای معمارانه تازه ای میشد که در این دوران جهانی تلقی میشد در این دوران کمک گرفتن از هندسه به عنوانوسیلهای که در روان تر کردن ترکیبهای حجمی فرعی کاربرد فراوان داشت و به طراح کمکمی کرد که به کمک اندازه هایی که از پیش درارتباط و در تناسب بایکدیگر سنجیده میشوند در تعیین عناصر فرعی معماری بامشکل روبرو نگردند.و گذری داشته باشند از فضایآکنده از گونه گونی تجربی به فضایی که در آن حساب و نظم در آفرینش معماری حاکم است، که از طریق استدلالی کردن وو عقلانی کردن معمار ی صورت می گرفت و همچنین از روشآفرینش و اجرای واحدهای معماری خاص سده میانه به روشی نوین روی آوردن و در پیآوردهای روابط اجتماعی و حرفه ای معماران بسیار دارای اهمیت بود . معماری رنسانسایتالیا ، دارای بیانی ویژه است و از ابزاری نو و بس مهم برای مفاهیم خود بهره میبرد که مهمترین آن را می توان شکل واقعی دادن به اندیشه فضایی که دارای خصیصهپرسپکتیوی است ،دانست. »
    با توجه به مسائل بالا درمعماری رنسانس پنج نوع فرآوردهمعماری پدیدآمد که می توان به صورت مختصر چنین ذکر کرد
    -
    بناهایی که در طولبررسی معمول بیشتر مورد توجه قرار می گیرنند مانند کلیساها، نمازخانه ها و مقابر . دستورها و قواعد تنظیم و تدوین فضای معماری در این رده ساختمانها ، همه جا به گونهای آزاد از سنت های موجود و نه در پیروی صرف از آنچه معماران پر توان شکل داده وبهکار برده اند می نمایند .
    -
    همه جا چنین عنوان می شود که فضای معماری در دورانرنسانس ایتالیا، به دست معماران ، به شکل موجودیتی در آمد که ، در درونش ، طراحیمعماری ، برنامه ریزی دیدی یا بصری می شد. که تازگی این امر در شکل اجرایی آن بودکه بعدها دورنمایی پرسپکتیویه به آن افزوده شد که معماران متناسب با توان نظری خویش، از آن بهره می گرفتند.
    -
    در این دوران معماران چه در داخل و چه در خارج بنا بهدنبال یک وحدت شکلی بودند که در گذر زمان از فضای درونی به بیرون بنا و در بازشناسی روحیه ای که درون بنا را هویت و شخصیت بخشیده و در تطبیق شکلی و معنوی ونمادین آن با روحیه ای از حجم بنا قابل درک تواند بود که چگونگی شکل پوسته میانیاین دو ، نقشی اساسی دارد که می تواند نقطه حرکت طراحی معماران این دوره محسوبگردد.



    ازویژگی‌های سبک معماری در عصر رنسانس آغازین، می‌توان به مولفه‌های ذیل اشارهنمود:
    احیای معماری روم و یونان و احیای معماری پانتئون و پارتنون. معماران ازساخت بنای کلیسا به سوی ساخت ساختمان‌ها شهری و غیر مذهبی یا کاخ‌ها و استفاده ازنماسازی و رده‌گیری تزیینی در دیوارهای ساختمان‌ها و ساختن خانه‌های ییلاقی بهپیروی از روم باستان تغییر موضع دادند.


    الگوهاي معماريرنسانس

    معماري رنسانس در اصل تابع يك ساختار آشكارا فردگرا و صريح، متشكل ازچند فرم هندسي كاملا" مشخص است. شكل هاي دايره، مربع و مستطيل طرح كلي نقشه كفساختمان، و احجام كره، نيمكره، مكعب، مكعب مستطيل و استوانه حجم كلي ساختمان را شكلمي دهند. در رنسانس اين فرم هاي اصلي با نقشمايه هاي كلاسيك باستان تركيب شد. ستونهاي چهارگوش توكار، سرستون هاي مأخذ از شيوه هاي مختلف، نقشمايه هاي نصرت وتالارهاي گنبدي و ... همگي ارجاعاتي به معماري كلاسيك رومي داشتند. رنسانس نه تنهاجلوه صوري روم كلاسيك بلكه سبك زندگي آن دوره را هم اخذ كرد. فرم بلوك هاي ساختمانيبا جلوه خيره كننده بناهاي باستاني در نقشه كف و داراي ظاهري خشن و برجسته با حالتيدفاعي و تهاجمي بود. منابع مالي تقريبا" پايان ناپذير آنان بنياني براي ساختكليساهايي بود كه ابعاد و زمان ساخت آنها واقعا" غيرقابل پيش بيني بود. معمولا" كاربه قدر كافي براي چندين نسل معماران فراهم بود و غالبا" تداوم يك پروژه ساختماني ازپدر به پسر منتقل مي شد. ويژگي شاخص كليساهاي رنسانس از يك سو نماهاي پيشين مجلل واز سوي ديگر، گنبد بود كه فرم آرماني آن در پانتئون تجلي يافت. در نهايت گنبد بودكه ابداع و شهرت معماري را تضمين كرد. در هيچ دوره اي از تاريخ، آن گونه كه دررنسانس ايتاليا مشهود است دنياي باستان چنين فراگير و گسترده به خدمت گرفته نشد ومعيارهاي زندگي را چنين متحول نساخت.



  2. #2
    عضو آواتار komail_1988
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2009/6
    محل سكونت
    مازندران
    امتیاز
    84
    پست ها
    47

    پيش فرض

    مقدمه‌اي بر شهرسازيرنسانس:
    در طول سده های میانه تعداد شهرها دراروپا به نحو قابل توجهي گسترش يافت. در فرانسه بين سالهاي 1220 تا 1350 ميلاديسيصد شهر جديد ساخته شد. در فاصله سالهاي 1000 تا 1400 ميلادي تنها در آلمان 2500شهر جديد احداث گردید. در اين دوره نه تنها تعداد شهرها افزايش يافت بلكه جمعيتشهرها نيز در كمتر از يك قرن دو برابر شد. اما مرگ سياه (طاعون) در قرن 14 بين يكسوم تا نيمي از جمعيت اروپا را از بين برد. شهروندان مايوس از كليساها روگردان شدهو به سوي امور دنيوي شتافتند.
    از ديگر سو از سال 1300 با رواج استفاده از باروت در جنگها دیگرسيستم دفاعي قرون وسطایی به تدریج بي‌فايده به نظر مي‌رسيد. سيستم پيشرفته و جديددفاعي مورد نياز بود كه بتواند گستره وسيعي را پوشش دهد. به جز شهرهاي انگليس كه بهواسطه موقعيت جزيره‌اي از حمله در امان بودند ساير شهرها مجبور به احداث خطوط دفاعيجديد شدند. هزينه ايجاد خطوط دفاعي جديد، گسترش فيزيكي شهرها را مشكل‌تر كرد و رشدعمودي شهرها حاصل اين محدوديت بود. مثلا محدوده استراسبورگ بين سالهاي 1200 تا 1450چهار بار گسترش يافت اما در محدوده زماني 1580 تا 1870 با وجود سه برابر شدن جمعیتوسعت آن تغييري نكرد.
    اگرچه تلاش مي‌شود تا احياي مجدد انسان مداري و شهرنشيني (Urbanism) را به رنسانس نسبت دهند اما موج واقعي توسعه شهري و رنسانس واقعيهمان دوره‌اي بود كه از قرن 12 آغاز شد و در كارهاي آكويناس، مانگوس، دانته و جوتّوبه اوج رسيد.

    در طول رنسانس به ندرت شهرهاي جديدي احداث شدند بلكه عمدهفعاليت ساخت و ساز در بازسازي و گسترش شهرهاي موجود بود. سه اصل حاكم بر اين ساخت وسازها عبارت بود از :

    1-
    خيابانهاي پهن و مستقيم با ديدها و مناظر شهري

    2-
    الگوي شطرنجي شهر کلاسیک

    3-
    استفاده فراوان از میدانها نه بهعنوان عنصر یادمانی يا محل بازار بلكه به عنوان ميدانهايمسكوني

    بواسطه قدرت مطلق شاه بود كه اعمال اين اصول ممکن می‌گردید. خيابانهاي باريك و ارگانيك قرون وسطا بايد هندسي مي‌شدند. خيابانهاي جديد با نقاطعطف از دل هزار توي بافت قديمشان بريده شدند. تنها نظم و زيبايي‌شناسي نبودکه برشکل‌ شهر اثر می‌گذاشت. استفاده عمومي از وسايل نقليه چرخ دار استانداردهاي جديديرا بويژه براي خيابانها طلب مي‌كرد. ملاحظات نظامي نيز نقش موثري در شكل دهي به شهرداشتند. خيابانها نشانه‌هاي مهم شهر پس از سده‌های میانه (Post Medieval City) بودند. خيابانها در انتهاي محور خود به يك كاخ يا ساختمان بزرگ مي‌رسيدند كه نشانهحاكميت و اقتدار بود.
    اما برنامه‌ها و طرحهاي خيابان‌كشي نيز همواره موفقنبودند. مثلا پلان كريستوفر رن براي بازسازي و نظم بخشي به لندن , پس از آتش سوزي 1670 هيچ گاه عملي نشد در حاليكه بارون هوسمان توانست بلوار سنتمايكل را در قلب بافت قدیم پاريس ايجاد كند. جايي كه از قرون وسطا موجوديت و حياتيمستقل داشت. محلي زنده و پویا كه هيچ توجيهي براي ايجاد بلوار در آن وجودنداشت.

    پس از قرون وسطا زندگي مرفه وشاهانه (Court Life) تاثير شديدي بر شهر و ساكنانش بويژه طبقه متوسط نهاد. لغت Courtship كه از اواخر قرن 16 متداول شد دليلي بر اين مدعاست. در شهرها، خانه و محلكار از يكديگر تفكيك گردید. اتفاقی که تا آن تاریخ بی سابقه بود. از آن پس خانهمحلي براي استراحت، غذا خوردن، خوابيدن و پرورش فرزندان بود نه محلي براي كار كردندر جهت تامين معاش يك خانواده. اين اتفاق تاثيراتي (گاه منفي) نيز بر شهرها داشت. زنان تماس با دنياي بيرون را از دست دادند و مردان تماس با دنياي داخل خانه را. مفاهيم همسايگي و همشهري بودن به تاريخ پيوست. به قول مامفورد شهر ديگر به هيچ كسمتعلق نبود.
    طبقات مختلف شهروندان از يكديگر جدا شدند. طبقه متوسط از زندگي روزمره شهر به پشت ديوارهاي خانه‌هاي بي نام و نشاني منتقل شدكه در ردیفهایی طولاني نمايي کاخ مانند داشتند. براي كسي كه نمي‌توانست در كاخزندگي كند، بهترين انتخاب سكونت در قسمتي از خانه‌هايي بود كه در کنار سایر خانه هاهمانند يك كاخ به نظر مي‌رسيد.
    دخالت سلیقه فردی در طراحی خانه همانند آنچهدر قرون وسطا معمول بود و خانه‌هاي منفرد با نقوش متفاوت مربوط به گذشته بود. اكنونغالب شهرنشينان متمايل بودند كه در مجموعه خانه‌هايي كه با نظم كلاسيك سامانمي‌يافت سكونت كنند تا يك زندگي كاخ مانند براي نوع جديدي از خانواده بوجودآيد.
    قدرت آشكار حاكم و طبقات ممتاز ديگر قابل تحمل نبودند. طبقه متوسط درحال رشد مجبور شد براي برابري اجتماعي و تعيين حقوق سياسي خود تلاش کند. آرتور كورنمي‌گويد كه قبل از انقلاب كبير فرانسه تعداد بورژواها و صنعتگران در فرانسه 500000نفر بود در حالي كه جمعیت طبقه اشراف و روحانيان تنها 130000 نفر بود. بقيه جمعيت 24 ميليوني فرانسه را كارگران و رعايايي با قدرت سياسي ناچيز تشكيل مي‌دادند. بورژواها يك طبقه فعال و جاه‌طلب بودند كه از استبداد و تمامیت خواهی ناراضي بودندو دايم با آن مبارزه مي‌كردند. اين گروه بودند كه نهايتا پيروزي را به ارمغانآوردند و به فئوداليسم پايان دادند.

    شهر آرمانیرنسانس
    تصور جديد از فضا اولين بار خود را درنقشه‌هاي جغرافيايي دوران رنسانس نشان داد. با مقايسه نقشه‌هاي قرون وسطا بانقشه‌هاي قرن پانزدهم به راحتي مشخص مي‌شود كه نقشه‌هاي قرون وسطا دنيا را آنگونهكه هست نشان نمي‌دهند بلكه تصاويري از ديدگاه مسيحيت به جهان مي‌باشند. معمولااورشليم در مركز نقشه قرار داشت و گاهي نيز كل نقشه به بدن مسيح تشبيه مي‌شد. برعكسنقشه‌هاي رنسانس ارايه صحيح و هندسي را هدف خود قرار داده بودند و اين شيوه در سال 1569 با نقشه جهاني مركاتور به اوج خود رسيد. اگرچه اين واقع گرايي هنوز نتوانستهبود تصور زمين مركزي جهان را بر هم زند و اين طرز فکر تا زمان كوپرنيك ادامه يافت. به اين وسيله تصور رنسانسي از جهان، فضاي يكدست واقعي و تجربي را با همان تصور زمینمركزی همیشگی يك جا ارايه كرد.

    اين تصور در انديشه‌هاي مربوط به شهر ايده‌آلبا وضوح بيشتري ديده مي‌شود. شهر رنسانس همواره در جستجوي فرم ايده‌آل بود در حاليكه شهرهاي قرون وسطا به عنوان تجسم زنده Civitas Dei () خود به خود ايده‌آل و كاملبودند. در طول اين دوران تحقيقات علمي زيادي در مورد طراحي شهرها انجام گرفت و اگرچه اين مطلب تا سال 1593 كه شهر ايده‌آل پالمانوا (Palma Nova) توسط ساوورگنان واسكاموزي ساخته شد طول كشيد، اما نهايتا پس از آن رسالات زيادي در اين باب به قلممعماران مختلف نوشته شد. لئون باتيستا آلبرتي (72-1404) بزرگترين نظریه پردازرنسانس كارش را با جمله‌اي بر اساس تجربیاتش آغاز مي‌كند:

    ""
    مطمئنا شكل شهرو پراكندگي اجزاي شهر بايد بر اساس تنوع مكانها متفاوت باشد. همانگونه كه مي‌توانديد، ايجاد يك سطح گسترده، مدور يا چهارگوش يا هر شكل منظم ديگري بر فراز يك تپه بهآساني ايجاد آن بر يك سطح صاف نيست. ""

    پس از آن نهايتا به اين نتيجه مي‌رسدكه :

    ""
    از ميان همه شهرها، شهرهاي دايره‌اي شكل بيشترين گنجايش را دارند. ""

  3. #3
    عضو آواتار komail_1988
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2009/6
    محل سكونت
    مازندران
    امتیاز
    84
    پست ها
    47

    پيش فرض

    یکی از ویژگی های معماری این دوره استفاده از عناصر افقی مانند طره یا هره چینی و سنتوری ها و هره های افقی برای تاکید خطوط افقی بر خلاف معماری گوتیک بود . و استفاده از طاق نماها از خصوصیات بارز معماری این دوره بود .

    دوره رنسانس دوره خردگرایی -ریاضیات -منطق -انسان مداری است در این دوره کلیسا و تفکرات مذهبی کنار می رود و یک جنبش دموکراتیک به وجود می آید و مثل روم و یونان باستان پیشرفت علمی مطرح می شود و تاثیر آن از قرون وسطی است چون مسلمانان مسیحیان را شکست داده علم آنها وارد اروپا شده و دانشمندانی از شرق به عرب می آیند و باعث شکوفایی علمی شده و رنسانس به وجود می آید.

    دوره رنسانس عصر اکتشاف است .
    در ادامه به بعضی از اکتشافات و اختراعات این دوره اشاره می کنیم :


    در این دوره ما اختراع باروت را داریم -اختراع چاپ و دریانوردی و کشف قطب نما .

    با رونق دریانوردی افرادی مثل ماژل آند راهی به فیلیپین و هندوستان پیدا می کنند و در اواخر دوره رنسانس کریستف کلمپ آمریکا را کشف می کند . در این دوره استعمار شروع می شود زیرا باروت را درست می کنند .

    گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع می کند و اروپاییان چاپ را از چینی ها یاد می گیرند.

    نیوتن -کپلر-کوپرنیک در این دوره زندگی می کنند.


    رنسانس یک تحول 300ساله

    است که از فلورانس شروع شد و

    در انگلستان پایان یافت.



    شهر اسفورزيندا (Sforzinda) اثر فيلارته در حقيقتبر پايه يك دايره با نقشي ستاره مانند در ميان آن و يك ميدان و كليساي مركزي در وسطدايره طراحي شده است. فرانچسكو دي جورجيو در رساله‌اي تعداد زيادي پلان مركز‌گرابراي سايتهاي مختلف را ارايه مي‌كند كه در آنها ملاكها و شرايط تجربي با معيارهايايده‌آل يكي شده‌اند. وي در بعضي از كارهايش به سلاحهاي جديد و به خصوص سلاحهاي گرمتوجه کرد و سيستمهاي تدافعي شهري را بوجود آورد و گسترش داد.

    شهر ايده‌آل رنسانس ديگر مانندشهرهاي قرون وسطا يك شكل زندگي عاميانه و طبقاتي را نشان نمي‌دهد بلكه مركز يكايالت كوچك و خود مختار (دولت شهر) را به تصوير مي‌كشد. بنابراين در مركز يك شهرايده‌آل رنسانسي ما كاخ يك حاكم را مي‌يابيم كه به يك ميدان بزرگ متصل است. طرحهاييكه قسمتهایی از آنها اجرا شده است، تصوير رنسانس از فضاي شهري و همينطور رابطه بينمحل سكونت يا شهرها را با اطرافشان بخوبي نشان مي‌دهد. مثلا در بازسازي شهر پيینتزا (Pienza) بوسيله برناردو روسليني، تعدادي بنا در اطراف يك ميدان همانند عناصرهنري چيده شده‌اند و المانها از نظر تناسبات با يكديگر مرتبط هستند. به كار بردناينگونه بناهاي مركز‌گرا در شهرسازي نظير كليساي سانتا ماريا دلا كونسولاتسیونه (S. Maria della Consolazione) در تودي (Todi) كه شبيه كارهاي برامانته است يكي ازخصوصيات طبيعي و معمولي كارهاي رنسانس بود. خودكفايي شكلها و ساخت و سازهاي بشر تاآنجاست كه ديگر لازم نيست كليسا در مركز شهر باشد بلكه خود به عنوان يك كل مستقل وكامل مي‌تواند در هر محلی قرار بگيرد.

    رفتار فضايي معماري رنسانس از ايده "" ارگانيسم زنده شهري در خدمت تكامل خالص فرمي "" نشات مي‌گيرد. ايده‌هاي جديد طراحيشهري در واقع آرزويي براي تعميم هندسه به همه جوانب معماري و شهرسازي بود. خيابانهاو ميدانها با ساختمانهايي تعريف مي‌شد كه گويي از نقش‌برجسته‌هاي يكسان و همانندساخته شده بودند. اين ايده در كتاب مشهور ""فضاهاي شهري"" اثر فرانچسكو دي جورجو ولوسيانو لاورنا کاملا آشکار است.


    ""فرارا"" نمونه‌اي پا برجا

    اگر بخواهيم محيطهاي شهري و شخصيت فضايي موردنظر معماران رنسانس را به خوبي درك كنيم فرارا (Ferrara) از معدود نمونه‌هاي بسیارعالی موجود است. فرارا خوشبختانه با عناصري كه تا كنون حفظ شده‌اند تصوير جالبتوجهي از محيط و فرهنگ حاكم رنسانس ارايه مي‌دهد.
    بنیان گذاری شهر فرارا به دوران روميان و شايد اتروسك‌ها باز مي‌گردد. در طول قرون وسطا شهر فرارا تبديل به يك شهر كشيده و با حصارهاي مستحكم در كنار شاخه‌اي از رود پو (Po) شد. در سال 1135 با ساخت كليساي جامع و كاخ مركزي و يك فروشگاه بزرگ، يك فضاي مركزي شهري در فرارا شكل گرفت. نزديك اين مركز در قسمت شمالي، حدود سال 1358 كاخ گرانديوزه كاستلو استنسه (Grandiose Castello Estense) ساخته شد. در سال 1492 دوك اركول تصميم به گسترش شهر در جهت شمال گرفت. طراحي بوسيله معمار با استعداد محلي بياجو روزتي كه در كنار طراحي تعداد زيادي كليسا و كاخ به عنوان طراح شهري فرارا نيز انتخاب شده بود انجام گرفت.
    او فضاي شهري يكدست و واحد بسيار غير متعارف بوجود آورد كه شخصيت قرون وسطايي فرارا را به زبان هندسي دوره رنسانس ترجمه مي‌كرد. ياكوب بوركهارت اين فضا را به عنوان اولين شهر مدرن اروپا معرفي كرده است. طراحي روزتي تركيب بندي جالبي از پلان ايده‌آل و سكونتگاه مبتني بر تجربه و منطبق بر شرايط محيطي بود. روزتي بجاي گسترش شهر به صورت يك شكل هندسي با قاعده، تنها از شرايط توپوگرافي سايت تبعيت كرد و شهرك‌ها و حومه‌هاي شهري را نيز كه قبلا خارج از شهر قرون وسطا بودند، به شهر جديد اضافه كرد. بنابراين محدوده پلان او يك شكل بي قاعده و غير منطقي است.
    قاعدتا يك الگوي خيابان كشي شعاعي به مركز كاستلو استنسه مي‌بايد به عنوان راه حل ارايه شده باشد، اما روزتي شهر را بوسيله برخورد دو خيابان اصلي با زاويه‌اي تقريبا قائمه به چهار بخش يا محله تقسيم كرد. محور شمالي- جنوبي (Cardo) از قلعه به سمت دروازه كشيده مي‌شود و محور شرقي- غربي (Decumanus) دو دروازه ديگر شهر را به يكديگر پيوند مي‌دهد. در بين خيابانهاي اصلي روزتي يك سيستم ثانويه راست گوشه خيابان كشي ديگر را مورد استفاده قرار مي‌دهد تا محله‌هاي جديد اضافه شده به شهر را به مسيرهاي موجود شهر قديمي قرون وسطا پيوند دهد.


  4. #4
    عضو آواتار komail_1988
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2009/6
    محل سكونت
    مازندران
    امتیاز
    84
    پست ها
    47

    پيش فرض

    ظاهرا توجه اصليروزتي معطوف به تبديل كل شهر به يك ارگانيسم زنده بوده است و پراكندگي ساختمانهاياصلي و ميدان عظيم شهر نيز بايد به واسطه همين توجه و قصد بوجود آمده باشد. اگر چه،تفكر مبتني بر تجربه، خصوصیات هارمونيك و گسترش و كشيدگي با قاعده شهر را نفينمي‌كند. بر خلاف منازل و اقامتگاهها سيستم خيابان كشي به صورت راست گوشه اجرا شد ومحورهاي اصلي يكي از اساسي‌ترين لوازم اين تشكيلات شهري را بوجودآوردند.
    خيابانهاي جديد در بعضي قسمتها بوسيله بناهاي اطراف تعريف شده وهويت فضايي مي‌يابند. حتي امروزه نيز فضاهاي باز و بزرگ در قسمت الحاقي شهر قراردارند. ساختمانها نسبت به خيابان و فضاهاي شهري از درجه دوم اهميت برخوردارند و شهربه عنوان يك سيستم فضايي در نظر گرفته شده است. اين امر هنگامي آشكارتر مي‌شود كهبه نحوه استفاده روزتي از ستونها و بالكنها در گوشه‌هاي ساختمانها (ساختمانهايي كهدر محل تقاطع خيابانها قرار دارند) براي تعريف تقاطع خيابانها دقت كنيم. حتيمهمترين ساختمان شهر يعني كاخ ديامانتي (Palazzo dei Diamanti) دقيقا در كنار يكتقاطع قرار گرفته است. بدين گونه كاخ نمونه منحصر به فردي از هندسي سازي رنسانسياست.
    ذوق و استعداد روزتي هنگامي آشكارتر مي‌شود كه پياده‌رو اعياني وايده‌آل كاخ ديامانتي را با رواقهاي ظريف و زيباي دور تا دور ميدان نووا (Nuova) يابا ساختمان جديدتر كاخ روورلا (Roverella) كه دقيقا در خيابان اصلي بين بافت قديم وبافت جديد قرار دارد مقايسه كنيم.
    كاخ روورلا تنها ساختمان روزتي است كهبوسيله يك شبكه توري مانند از ستونهاي كلاسيك تقسیم بندي شده است. توزيع كليپنجره‌ها دقيقا بر گرفته از مدلهاي قرون وسطايي فرارا مي‌باشد و در عين حال بهكشيدگي ظريف نماهاي منريستي (سبک شیوه‌گرایانه) اشاره مي‌كند.
    بالاخرهكليساهاي روزتي تنوع جالب توجهي را در موتيوهای (الگوها،طرحها) رنسانس نشانمي‌دهند. اين موتيوها بر پايه افزايش واحدهاي نقش برجسته‌اي شكل گرفته‌اند كه اولينبار بوسيله برونلسكي به كار گرفته شده‌اند. فضاهاي داخلي اين كليساها متنوع‌ترهستند و در نتيجه از خلوص كمتري برخوردار هستند. تقسیم بندي بيروني اين ساختمانهاداراي عملكرد شهري بسيار فعالي است. استفاده پي در پي روزتي از پلانهاي كشيده ثابتمي‌كند كه روزتي براي رسيدن به اين طراحي‌ها مسيري تجربي را پيمودهاست.

    ""اسفورزيندا"" الگوي شهر ايده‌آل

    در بين شهرهاي شعاعي اسفورزينداي فيلارته شايد بهترين و كامل‌ترين نمونهباشد. اين شهر بين سالهاي 64-1457 براي فرانچسكو اسفورزا حاكم خودكامه ميلان طراحيشد اما هيچگاه به اجرا در نيامد. فرم اصلي آن بر پايه يك ستاره هشت پر است كه ازچرخش دو مربع روي يكديگر پدید آمده است. اين فرم در واقع يك علامت جادويي باستانياست كه در دوران رنسانس گاهي به عنوان نمادي استفاده مي‌شد كه چهار عنصر اصلي – آب،باد، خاك و آتش – را به چهار كيفيت ارسطويي – خشكي، رطوبت، سرما و گرما– پیوندمی‌داد. با در نظر گرفتن توجه آشكار فيلارته به جادو و ستاره‌شناسي اين ارتباطامکان‌پذیر به نظر می‌رسد.
    در شكل كاملا توسعه يافته اسفورزيندا دروازه‌هادر زاويه‌هاي داخلي و برجها در زاويه‌هاي خارجي قرار گرفته‌اند. يك مركز شهر رسميبا فضاي بازي در مقابل آن در مركز شهر قرار دارد و 16 ميدان مكمل و كمكي نيز برايبازارها و كليساها ساخته شده است. قرار بود مدارس دخترانه و پسرانه از يكديگر مجزاباشند و يك تالار فضيلت و رذيلت (House of Vice & Virtue) ده طبقه نيز كه كميهم شبيه كوليزه است با يك فاحشه‌خانه در طبقه همكف و يك تالار سخنراني و آكادميآموزش در طبقات بالاتر، ساخته شود. توجه فيلارته به اين موضوع كاملا آشكار است. اوخود مي‌گويد كه تحقيقي موشكافانه درباره ارايه مجدد فضيلت و رذيلت انجام داده است وبه همين خاطر عده‌اي معتقدند كه طراحي شعاعي شهر بايد الهام گرفته از دياگرام قرونوسطايي اولين شهر سنت آگوستين باشد، جايي‌كه شكل دايره‌اي به بخشهايي تقسيم شده استو هر بخش شامل يك فضيلت و رذيلت متناظر با آن است. و يا حتي اسفورزيندا را تمثيلياز سرنوشت نامعلوم و تقدير مي‌دانند كه در قرون وسطا به صورت چرخي پره دار نشانداده مي‌شد. پس قاعدتا اولين شهر شعاعي رنسانس برخلاف انتظار ما فارغ از انديشه‌هايقرون وسطا نیز نبوده است.

    فيلارته در ابتدا تصميم داشت كه برجي را در مركزشهر خود قرار دهد. ايده ميدانهاي مرتبط كمي ديرتر مورد توجه قرار گرفت. تماميساختمانهاي مهم در اطراف ميدان مركزي قرار داشتند كه خود متشكل از سه ميدان كوچكتربود. يكي به حاكم و كليساي جامع اختصاص يافته بود و دو ميدان ديگر مختص بازرگانان وبازارهايشان بود. اين بناها شامل يك بانك يك ضرابخانه و يك حمام بود. در كنار اينبناها و به عنوان رشوه‌اي به سازمان عمومي يك شهر خودمختار، كاخ حاكم قرار داشت كهيكي از كليدي‌ترين ارگانهاي يك دولت شهر بود. فيلارته طراحي اين بناها را تاكوچكترين جزئيات پيش برده است، اما چندان مطمئن نبود كه چگونه باید اين ساختمانهارا به شبكه شعاعي خيابانها متصل کرد. از هر دو خيابان يكي مي‌بايست داراي راه آبباشد. بخش مسكوني شهر شامل خانه‌هاي صنعتگران و يك مجتمع كوچك براي كارگرانبود.
    اسفورزيندا انديشه‌ها و جستارهايي را معرفي مي‌كند كه در شهرهايايده‌آل بعدي مورد استفاده قرار گرفتند.
    پیش از هر چیز ، اسفورزيندا ، نمونهو الگوي كامل شهر انسان‌گرایانه ( اومانيستي ) دوران اعتلاي رنسانس (High Renaissance) است. جايي‌كه فرم كامل شهر تصويري از جامعه كامل آن است. اسفورزيندا ووارثانش در دوره اعتلاي رنسانس همه یک وجه اشتراک دارند و آن ستيز دايم ديد انسانيايده‌آل به زندگي، با وجود و واقعيت استبداد بود. و چون اجراي اين شهرها نيازمندقدرتهاي متمركز و منابعي بود كه اين قدرتها مي‌توانستند تامين كنند، ايده جامعهكامل و آرماني بايد به ایده جامعه‌اي با حاكم صالح تبدیل شود. و همانگونه كه دانتهدر طلوع رنسانس مي‌گويد : ""جريان پيشرفت بشر در زير سلطه يك حاكم به بهترين حالتخود مي‌رسد. سلطنت براي سلامت دنيا لازم است."" و بنابراين طراحي فرم ايده‌آل شهررنسانس نهايتا به ناچار با توجيه و تاييد استبداد پايان پذيرفت.

    شهر شعاعيكامل به عنوان يك دياگرام سياسي در تاريخ رنسانس بی سابقه بود و به ندرت از آناستفاده مي‌شد و بنابراين هنگامي كه این ایده مطرح شد شدیدا در معرض تغيير قرارگرفت. فرويدن اشتات (Freudenstadt) در بلك فورست يكي از اين نمونه‌هاي نادر است كهيك شهر معدني است. اين شهر براي دوك فردريش ساخته شد و معماري آن بر عهده هاينريششيك هارت بود كه طرح آن آگاهي كامل به مضمون سياسي فرم مركز‌گرا را نشانمي‌دهد.پلان اوليه اين شهر از طرف دوك فردريش پذيرفته نشد وسپس طرح جایگزین ديگري براي اين شهر ارایه شد كه گفته مي‌شود از روي صفحه بازي مول (Muhle) الهام گرفته شده است.
    در ايتاليا مركزيت حاكم و حكومت هيچگاه به خلوصدياگرامي اسفورزيندا نايل نشد. شهرهاي واقعي با پيشينه طولاني قرون وسطايي دربهترين حالت تنها نمونه استهزا آميزي از دياگرام صحيح حاكميت را نمایش می‌دادند. دراين ميان فرارا يك نمونه استثنايي است. اما الگويي كه فيلارته از آن به عنوان نمادشهر- قدرت استفاده كرد، پس از استفاده درخشان از آن در كاخ ورساي متعلق به دورهلويي چهاردهم، تبديل به الگويي فراگير در قرون 17 و 18 ميلادي شد.


  5. #5
    عضو آواتار komail_1988
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2009/6
    محل سكونت
    مازندران
    امتیاز
    84
    پست ها
    47

    پيش فرض

    دو خصوصيتديگر اسفورزيندا جنبه پيش‌بيني و آينده نگري دارند. فضا و جو اخلاقي حاكم بر كارفيلارته و پيش بيني عناصري نظير خانه فضيلت و رذيلت، تا دوره‌هاي پس از رنسانس نيزتداوم مي‌يابد و تبديل به دياگرام هندسي- اجتماعي دوران مدرن مي‌شود كه با شاو كارلودو(Ledoux’s Chaux) آغاز مي‌گردد. در عين حال اسفورزيندا مي‌تواند به عنوان الگويشهر عملكردي مطرح شود. فيلارته مدل خود را بر پايه منحني باد‌نماي ويتروويوس شكلمي‌دهد و بنابراين ساكنان شهر را از خطر بادهاي زيان‌آور محفوظ مي‌دارد. فيلارتههمچنين به برتري نظامي طرح خود اشاره مي‌كند. و این دقيقا آخرين جنبه كار است كه درنيمه دوم قرن 16 به استفاده از شهرهاي شعاعي مقبوليت و عموميتمي‌بخشد.

    تعدادی از معماران مشهور دوره رنسانس :
    1-آلبرتی :از کارهای مشهور او کلیسای سن آندئا -سن فرانچسکو و ویلای روچلای است .او 20 الی 30 اثر مشهور دارد که یکی دیگر از آثار او کلیسای سانتانوولا می باشد.
    2-فیلیپو برونلسکی :اولین ساختمان مربوط به رنسانس را ساخته و حرفه اصلی او طلاسازی است. ولی قشنگترین گنبد دوره رنسانس را درست کرده که دومین گنبد بزرگ دنیاست .(گنبد بزرگ کلیسای کاتدرال یا جامع فلورانس که خود کلیسا مال دوره گوتیک است ولی گنبد آن در دوره رنسانس ساخته می شود و اولین سازه رنسانس است .اسم این کلیسا سانتا ماریادلافیوره است که الگو و نماد شهر فلورانس است که گنبدی 8ضلعی به رنگ سفید و آجری است .خود گنبد آجری است و زه های آن سفید رنگ است .دهانه ی این گنبد 42 متر است که بعد از پانتئون که 43 متری است بزرگترین گنبد ساخته شده در جهان بود )
    از کارهای دیگر برونلسکی ساخت بیمارستان برای کودکان یتیم است و همینطور ساخت نمازخانه ای به نام پاتزی pazzichapel
    این 3 مورد از بهترین کارهای برونلسکی است .کارهای او کاملا شبیه کارهای روم و یونان است و در کارهای او طاق و قوسهای زیادی وجود دارد او در ساخت کلیسا از سنتوری بزرگ و یک قوس بزرگ در ورودی استفاده می کند.
    3-کارلو مادرنو :کلیسایی به نام سانتا سوزانا را طراحی می کند در این کلیسا و کلیسای سانتا نوولا ما ترکیبی ریاضی داریم به نام تناسب طلایی .همان تناسب طلایی یونان باستان
    اثر دیگر کارلو مادرنو گنبد کلیسای سن پیتر است که پاپ در آنجا ست این کلیسا که در واتیکان قرار دارد شکل صلیبی داشته و در آتش سوزی از بین می رود و در قرن 15 دوباره ساخته می شود.گنبد این کلیسا را کارلو مادرنو شروع کرد ولی نتوانست ادامه دهد.
    4-دوناتو برامانته :یک کاخ به نام فارنزه ساخته که آن را به اتمام نتوانست برساند و میکل آنژ آن را تمام کرد و یک ساختمان دارد با نماد پیشرفت به نام تمپیتو که گنبدی پایه دار است و زیر آن ستون وجود دارد. گنبد تمپیتو الگوی ساخت کلیسای سن پیتر می شود .
    5-میکل آنژ: از کارهای او طرح اصلی سن پیتر و میدان کامپید ولیو (کاپیتل )در واتیکان است و تمام مجسمه ها ی جلوی سن پیتر و میدان کاپیتل کار میکل آنژ است .
    6-رافائل :او بیشتر نقاش و مجسمه ساز است تا معمار .یعنی بیشتر کارهای نقاشی و مجسمه سازی می کرده .
    7-لئوناردو داوینچی: مثل میکل آنژ از نابغه های این دوران است .رنسانس یک هنر واقعی و رئالیستی است .و دوران ظهور نوابعی که قبلا وجود نداشته .داوینچی نمونه یک نابعه است معمار-شهرساز-نقاش-مجسمه ساز-طبیب -ریاضی دان -مخترع –منجم . او اولین طرح شهرسازی برای هدایت آب و فاضلاب را داد و بهترین نقاشیها و مجسمه سازی ها کار اوست .اولین دوچرخه را ساخته .
    8-آنتونیو داسانگولا و جولیانو داسانگولا: ساختمانی به نام کاخ مدیچی ریکاردی می سازند برای یک خانواده ثروتمند در فلورانس به نام مدیچی که بازرگان هستند و به هنر علاقه دارند . داسانگولاها برای آنها یک ویلای بزرگ می سازند که در واقع یک کاخ است .ویلاسازی در دوره رنسانس شروع می شود و چون ویلاها بزرگ هستند به کاخ معروف می شوند.



    منابع

    - اشنایی با معماری جهان /محمد ابراهیم زارعی

    -شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب /دکتر محمد منصور فلامکی

    -چگونه به معماری بنگریم /پرفسور برونوزوی ترجمه دکتر فریده گرمان

  6. تشكر از اين پست


  7. #6
    تازه وارد
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2013/3
    محل سكونت
    کرمان
    امتیاز
    10
    پست ها
    1

    wink


    mamnon estefade kardam

تاپیک های مشابه

  1. از شهر قرون وسطايي به شهر دوره رنسانس
    توسط shiva71 در تالار مبانی و مفاهیم شهرسازی
    پاسخ ها: 0
    آخرین ارسال: 2012/11/24, 07:35 PM
  2. معماری دوره ی ساسانی
    توسط shiva71 در تالار معماری ایرانی واسلامی
    پاسخ ها: 0
    آخرین ارسال: 2012/9/21, 10:19 AM
  3. معماری دوره ی ساسانیان
    توسط pesar-mashhadi در تالار معماری ایرانی واسلامی
    پاسخ ها: 1
    آخرین ارسال: 2011/2/03, 09:42 PM
  4. همسازی فضا و سازه در معماری دوره هخامنشی
    توسط tornado* در تالار معماری ایرانی واسلامی
    پاسخ ها: 0
    آخرین ارسال: 2009/6/24, 10:57 PM
  5. همسازي فضا و سازه در معماري دوره هخامنشي
    توسط vahid_pakrou در تالار معماری ایرانی واسلامی
    پاسخ ها: 0
    آخرین ارسال: 2007/5/01, 07:56 PM

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •