سلام به همه دوستان
از بین دوستانیکه ارشد هستند یا درسشن رو تمام کردند ، میشه لطف کنند و مراحل ارائه سمینار رو بگن. منظورم از نظر پذیرایی و بروشور و کاتالوگ و تبلیغات هست. کدومشون لازم و ضروری هست و کدام اختیاری
ممنون
سلام به همه دوستان
از بین دوستانیکه ارشد هستند یا درسشن رو تمام کردند ، میشه لطف کنند و مراحل ارائه سمینار رو بگن. منظورم از نظر پذیرایی و بروشور و کاتالوگ و تبلیغات هست. کدومشون لازم و ضروری هست و کدام اختیاری
ممنون
--------------------------راز آینده در اکنون است اگر به اکنون دقت کنی میتوانی آن را بهتر کنی و اگر اکنون را بهتر کنی ان چه پس از آن رخ می دهد هم بهتر میشود. پائولو کوئیلو
هیچ کس اینجا سمینار نگذرونده ؟![]()
--------------------------راز آینده در اکنون است اگر به اکنون دقت کنی میتوانی آن را بهتر کنی و اگر اکنون را بهتر کنی ان چه پس از آن رخ می دهد هم بهتر میشود. پائولو کوئیلو
من تا دل بخواهد سمينار دادم
خيلي به استاد بستگي داره ولي يه چيز كه همه استادها براي ارائه سمينار مي خواهن
يه چكيده از خلاصه سميناري هست كه بايد بدي ،كه مي تونه در حد يه صفحه باشه و كل موضوعي كه مي خواهي صحبت كني بطور خلاصه بياري
و خود پاورپوينتي كه درست مي كني هم خيلي مهمه
و اينكه قبل از ارائه سمينار مي توني موضوع و زمان برگزاري و مكان رو توي دانشگاه بزني و از همه دعوت كني كه در اين سمينار شركتت كنن
در مورد پذيرائي هم ، تا حالا انجام نداديم چون وقتش نيست
من که خودم ارشد نیستم. اما دوره کارشناسی رو که تازه تموم کردم. تو خوابگاه تحصیلات تکمیلی بودم. اینه که دور و برم فقط بچه های ارشد و دکترا بودن.
برای درس سمینار بچه های خوابگاه ما فقط پذیرایی داشتن و تبلیغات.که البته تبلیغات در حد همون کاغذ اچاری بود که تو چند تا برد میزدن. و پذیرایی هم خیلی خلاصه تر از اونی بود که برا دفاعشون میدادن.
کاتالوگ هم ندیدم کسی داشته باشه.
البته پذیرایی هم برا سمینار باز اختیاری بود.
ولی خب یه چیزی هم هستا. این چیزا دانشگاه به دانشگاه و حتی گروه به گروه فرق میکنه.
مثلا دفاع گروه شیمی دانشگاه ما و حتی گروه فیزیک پذیراییشون در حد یه عروسی بود.(فقط شام نمیدادن) اما گروه ادبیات نه ساده تر بود.
اینه که به نظرم اگه از بچه های ارشد دانشگاه خودتون بپرسی بهتر باشه.
ويرايش شده توسط phalagh در 2009/4/27 در ساعت 12:25 PM
عقربه هاي قبله نما چه لرزان هستند ، مي لغزندبه هر طرف بچرخاني ميلرزندولي آن زماني كه ، با قبله هم سو مي شوند ،آرام ميشوند ديگر لرزشي ندارند دل هم همين طوراست ، لرزان و مضطرب است ، مگر اينكه با خدا هم سو شود و يا در ياد خدا باشد ، پيامبر (ص) پيوسته آرام بود ، چون پيوسته در ياد خدا بود ، لايقول ولا يكلس الا بذكر در تمام نشست ها و برخاست هاي خود به ياد خدا بود ، ياد خدا مي كرد ، نه اينكه دائماً تسبيح به دست داشت ، نه ، هر كجا هر كاري كه مي خواست بكند ، مي گفت : اگر الان خدا به جاي من بود ، چه مي كرد ، ياد خدا به اين معنا است.
والا دوستای خودم که زیاد با پذیرایی و بروشور و ... موافق نیستن.
ولی من یه استادم از دانشگاه دیگه است و یکی از دانشگاه خودمونه
نمی دونم چجوری برخورد کنم.
گفتم از اینجا نظر بخوام تا راهنمائیم کنن.![]()
--------------------------راز آینده در اکنون است اگر به اکنون دقت کنی میتوانی آن را بهتر کنی و اگر اکنون را بهتر کنی ان چه پس از آن رخ می دهد هم بهتر میشود. پائولو کوئیلو
به نظر من از استادت بپرسي بهتره ،چون هر كس براي خودش يه نظري داره
--------------------------راز آینده در اکنون است اگر به اکنون دقت کنی میتوانی آن را بهتر کنی و اگر اکنون را بهتر کنی ان چه پس از آن رخ می دهد هم بهتر میشود. پائولو کوئیلو
ثبت اين صفحه