توصیف میدان
يكى از آثار تاريخى ثبت شده در فهرست ميراث جهانى، ميدان نقش جهان اصفهان است كهاندكى بيش از ۴۰۰ سال عمر دارد (بقيه بيش از ۱۵۰۰ سال قدمت دارند) و با چهار اثرشاخص مسجدامام، مسجد شيخ لطفالله، كاخ عالىقاپو و بازار قيصريه شناخته مىشود. نقش جهان وقتى ساخته شد كه شاه عباس اول صفوى (۱۰۳۸-۹۹۶ ه.ق) پايتخت ايران را ازقزوين به اصفهان منتقل كرد و با كمك مشاور بزرگ و برجسته خود يعنى شيخ بهايى طرحجسورانهاى را براى شهرسازى پايتخت جديد درافكند. طرحى كه پس از اجرا، عنوان «نصفجهان» را براى اصفهان به ارمغان آورد و آن را در مقام باشكوهترين شهر قاره آسيانشاند.میدان نقش جهان در میانه ی بالايي شهر اصفهان قرار دارد.در محل این میدان (قبل از آنكه شهر اصفهان به پایتختى صفویه انتخاب شود) باغى وسیع به نام نقش جهان وجود داشته است. ». در کتاب تاریخ عالم آرای عباسی، ذکری از میدان نقش جهان آمده است. به هر حال پیش از احداث میدان به شکل فعلی، حداقل بخشی از باغ نقش جهان به نام میدان معروف بوده است. منابع گوناگون دیگر، بنای به شکل فعلی را در دوره سلطنت شاه عباس اول و به سال 1011 قمری دانسته اند. ولی به هرحال در سال 1004 قمری، جایگاهی به نام میدان نقش جهان در بخشی از باغ وجود داشته است. در دوره شاه عباس اول، آن باغ را تا حدود امروزى آن وسعت داده و در اطراف آن مشهورترین و عظیم ترین بناهاى تاریخى اصفهان به وجود آمده است. مساحت این میدان حدود 85 هزار متر مربع مىباشد. طول این میدان از شمال به جنوب بالغ بر 500 متر و عرض آن در حدود 150 متر است که نسبت طول به عرض آن تقریباً 3به1 است ومی توان گفت دارای ویژگی مدولاسیون می باشد كه اين ويژگي باعث بزرگ ديده شدن اين ميدان ميشود.این میدان در ابتدا کمی بزرگتر بوده وبازارهایی درکنارآن قرار داشته اما وقتی معمار آن می بیند که طاق بازارها رانش دارند،برای رفع آن فضاهایی را می سازد که باعث کوچک شدن میدان می شود.بعدها در زمان شاه صفی این دهانه ها تبدیل به مغازه می شوند.
در پیرامون میدان، مشهورترین و عظیمترین بناهای تاریخی اصفهان مانند مسجد جامع عباسي یا مسجد شاه (در ضلع جنوبی)، مسجد شیخ لطف الله (در ضلع شرقی)، عمارت عالي قاپو (در ضلع غربی) و سردر قيصريه (در ضلع شمالی) ساخته شدهاست. اطراف میدان را چهار بازار بزرگ احاطه کرده اند.
این میدان دارای چند محور است که در محور شمالی_جنوبی،قیصریه ومسجد امام قرار دارند.به علت اینکه قسمتی از قیصریه که دربالای تماشا خانه قرار داشته در حال فرو ریختن بوده،در جلوی آن مجبور به ساختن بازار شده اندومحوطه جلوی آن فضاهای بازی بوده که در آن کیوسکهای چوبی قرار می گرفته است. در دوره شاه عباس و جانشینان او این میدان محل بازى چوگان و رژه ارتش و چراغانى و محل نمایشهاى مختلف بوده است. دو دروازه سنگی چوگان در شمال و جنوب اینمیدان تعبیه شده است. این میدان همچنین محل برگزاری جمعه بازارهای عظیم بوده است.
به عقیده عموم سیاحان خارجى میدان شاه یكى از بزرگترین میدانهاى جهان است. میدان نقش جهان شاهد بسیارى از خاطرات تاریخى ایران درچهار قرن اخیر بوده است. خاطرات زندگى شاه عباس كبیر و جانشینان او تا آخر عهد صفویه بااین میدان بزرگ تاریخى به هم آمیخته است .
معمارچيره دست اصفهاني علياکبر اصفهاني ساخت مسجد امام و عاليقاپو رابر عهده داشتهاست. بر در مسجد امام نوشته شدهاست:
فکر تاريخ کرد راغب و گفت شد در کعبه در صفاهان باز
كه با محاسبه ي حروف ابجد مصراع دوم اين شعر تاريخ اتمام ساخت اين مسجد (1046) به دست ميآيد.
غير از ابنيه اي که اکنون موجودند، بنا هاي ديگري نيز در ميدان نقش جهان وجود داشته که به تدريج کابرد خود را از دست داده و از ميان رفته اند. عمارت ساعت (که به کلي تخريب و بناي مسجد شيخ لطف الله بجاي آن ساخته شد)، سرستونهاي مرمرين که احتمالا از تخت جمشيد شيراز به اصفهان آمده بودند(يکي به چهلستون منتقل شده و ديگري در موزه ايران باستان تهران قرار دارد)، 110 عراده توپ اسپانيايي (غنيمت فتح جزيره هرمز به وسيله امامقلي خان)، ميله قاپوق به ارتفاع چهل متر در مرکز ميدان (که امروزه به کلي از ميان رفته است)،درب خورشيد(جنوب عالي قاپو)ونقاره خانه(بر فراز قيصريه) از آنجمله اند.
علل اصلي ساخت اين ميدان:
1_چون در آن زمان فقط يك ميدان يعني ميدان عتيق وجود داشته براي اينكه از جمعيت آنجا كاسته شود اين ميدان ساخته شد.
2_در آن زمان مكاني در اصفهان وجود نداشت كه تجار ،مخصوصاً تجار خارجي بتوانند در آن دادو ستد كنندوبا تجار ايراني تبادل كالا كنند.
علل بزرگ ساخته شدن ميدان
1_ميدان عتيق چندان از اين كوچكتر نبود.
2_رقابت با دربار عثماني سبب مي شدكه كشورمان از لحاظ عظمت و شكوه از آن امپراتوري چيزي كم نداشته باشد.
3_كاربري هايي كه براي اين ميدان در نظر گرفته بودند،چنين فضايي را مي طلبيد:
-بازي چوگان -محل رژه سپاه -برگزاري جشن ها - محل كسب وكار
منظر عمومي ميدان
اگر چه ميانة ميدان، از زمان احداث تا كنون، تغييرات و دگرگونيهايي را از جهات مختلف پذيرا بوده است، امّا آنچه كه بيش از همه بايد مورد توجّه و امعان نظر قرار گيرد، ويژگي آن به هنگام احداث، و در واقع آگاهي به نظرات طرّاح و سازندة ميدان است. شايد دقيقترين توضيح و توصيف را جهانگردانِ آن دوران در مورد ميدان نقشجهان ارائه كردهاند(در ذيل به طور كامل خواهيد خواند).[3] براي نمونه آدام اولهآريوس (1671-1603) سرپرست هيئت آلماني كه در زمان شاهصفي به ايران آمده است در مورد ميدان شهر اصفهان مينويسد: “ميدان شهر عريض است و700 قدم طول و در حدود 200 قدم عرض دارد. در غرب ميدان طاقنماهاي زيبا و يكشكلي ساختهاند كه اختصاص به زرگري و جواهرسازي دارد و جلويشان درخت كاشتهاند. در شرق، طاقنماهاي عريضتري هست كه در آنجا طبل و سرنا مينوازند. در جنوب ميدان، مسجد صاحبالزّمان، و در شمال، بازار واقع است و در وسط ميدان مسابقات ورزشي انجام ميشود. قصر پادشاه را ديوار بلند احاطه كرده و روزها 3 تا 4 نفر و شبها 15 نفر از آنجا محافظت ميكنند”[4] پييترو دلاواله نيز ميگويد: “اطراف ميدان نهر پرآبي جاري است كه در وسط آن سنگهايي براي رفتوآمد پيادهها قرار دادهاند و بين اين نهر و دكّانها به خطّ مستقيم درختهاي پُرشاخوبرگ و يكسان كاشتهاند كه چند وقت ديگر وقتي برگهاي آنها برويد به نظرم زيباترين منظر عالم را تشكيل خواهند داد. وسط تمام ميدان با سنگهاي ريز فرش شده و براي دويدن يا اسبسواري موقعيّتي بهتر از آن وجود ندارد”. ملاحظه ميشود كه دلاواله واژههاي “زيباترين” و “بهترين” موقعيّت را براي ميدان به كار برده است، كه اين دو ويژگي به كاربرد دو گروه از عناصر طبيعي زنده (گياه و آب) و سنگريزه مربوط ميشود. مقابل سردر بازار و مسجد امام حوضهايي به محيط 70 پا و عمق 10 پا با ديوارههاي سنگي وجود داشته است كه همواره آب زلال در آنها جريان داشته است (شاردن، به نقل از هنرفر، 1363، ص582)، اين در حالي است كه حوض سنگي مقابل مسجد امام امروزه خالي از آب و به صورت گودالي سنگي مقابل ديد ناظر قرار دارد. شاردن توضيح ميدهد كه نهر دور ميدان “با آجر يا آهك سياه كه از سنگ سختتر است ساخته شده. اين نهر به عرض 6 پا و ازارههاي آن از سنگ سياه و پيادهرو آن به اندازهاي است كه چهار نفر به آساني ميتوانند روي آن پهلوي يكديگر حركت كنند. بين اين نهر و اطاقهاي اطراف ميدان فضايي به عرض 20 پا وجود دارد”. به اين ترتيب يكي از ويژگيهاي بارز ميدان نقشجهان، حضور طبيعت (به ويژه آب و گياه) در آن بوده است. اين حضور نيز با سادگي و با هندسة خاصّي كه در باغهاي ايراني نيز وجود داشته[5] خود را مينمايانده است. علاوه بر آن، نور و آسمان، حضوري مسلّط بر فضاي ميدان داشتند. رنگ خاك و آجر نيز حضور طبيعت و احساس انسان براي ارتباط با طبيعت را فزونتر مينمود.
يكي از پيامدهاي حضور در ميداني چون ميدان نقشجهان كه به دليل وسعت و طول و عرض نسبتاً زياد و ارتفاع اندك جدارهاش، مجموعة خاصّي جز دو گنبد و ساختمان كاخي كه تنها به دليل پيشآمدگياش در ميدان قابل رؤيت ميباشد[6] (و البتّه سردري كه در دوردستهاست و خودنمايي خاصّي ندارد)، مشاهده نميشود، احساس كردنِ دو موضوع براي انسان است: آسمان و زمين. و اگر در زمان صفويّه بود (و همان فضا حفظ شده بود): شايد جزيرهاي به ذهن متبادر ميشد كه در حركت آبي محصور است و رديف پرساية درختان چناري كه جنّت را تداعي ميكردند. چيزي كه امروزه در ميانة ميدان به چشم نميخورد، و محوّطهسازي موجود بيانگر آن است، تكرار الگوهاي پاركسازي است.
مركز يا ميانة ميدان نيز به برپايي آئينهاي مختلف، برگزاري مسابقات ورزشي و نمايشهاي تفريحي و بيتوتة كاروانهاي تجاري اختصاص يافته بود. يكي از عملكردهاي اصليِ قهوهخانههاي پيرامون ميدان كه امروزه اثري از آنها نيست، “بحث شعر و شاعري و حكايت و قصص و بازي و تفريح گرفته تا مدح عليع” بوده است. علاوه بر آن ابزار و وسايل چراغاني و آذينبندي ميدان براي برپايي جشنها و مراسم سرور و شادي در ميدان وجود داشت. مضافاً اينكه، يكي از فعّاليتهاي اصلي ميدان استفاده از آن براي بازي چوگان بود.
بدنة ميدان
بدنهسازي ميدان، واجد ويژگيهاي فرهنگي و مبيّن نكات معنوي و ارزشمندي است كه نبايد از آن غفلت كرد. بدنة اصلي ميدان در هر چهار سمت (به جز چهار نقطة اصلي كه ذكر آنها خواهد آمد)، در مقايسه با ابعاد ميدان، بدنة نسبتاً كوتاهي است كه در دوران اوّليّهاش، در صورت حضور ناظر در كنار يكي از جدارهها و نگريستن به طرف مقابل (به ويژه در جهت طول) به دليل رؤيت زمين خاكي (سنگي)، به همراه حركت آب جاري در پيرامون ميدان، و توسّط حضور رديف درختاني كه در مقابل ديواره سر به آسمان كشيده بودند، با مشاهدة آسمان در قسمت اعظم ميدانِ ديد، و حتّي با مشاهدة نوع و جنس و رنگ مصالح، احساس حضور در طبيعت به ناظر القا ميشده است.علاوه بر آن قاب بازشوِ مغازهها و ايوان فراز آنها كه دهها بار تكرار ميشدهاند ، جلوهاي و يادآوري از ذكر بودهاند. ذكر (يا تكرار عبارات يا كلماتي مقدّس) اگر چه شايد با تفكّر مادّيگرايان خستهكننده جلوه كند، امّا در تفكّر متألّهين، اذكار با همة معاني معنوي و باطني خويش واجد ارزش و زيبا هستند. بدنة ميدان حتّي در مدخلها و وروديها با پوشيدگي خود واجد وحدت و پيوستگي زيبايي بوده است كه نمونة آن (مشاهدة آن جز در فضاهاي ايراني) نمونهاي نادر است.
امّا در مورد نقاط عطف و توجّه ناظر در چهار سوي ميدان قابل ذكر است كه اين چهار نقطه در واقع جلوهاي از همة معاني مقدّس و نماديني هستند كه در تفكّر اسلامي براي عدد چهار قابل تبيين و تصوّر است. هر يك از اين چهار نقطه نيز ضمن استقلال نسبي خويش به يكديگر وابسته و مكمّل يكديگر هستند.
توصيفي كوتاه و زيبا :
سمفونى نقش جهان
مجموع ميدان نقش جهان، نقشى است از جهان ايرانى و حركتى استموسيقيايى در معمارى ايران، «محمدكريم پيرنيا» معمار بزرگ ايرانى، نقش جهان را يكسمفونى بزرگ مىدانست و مىگفت: «از سردر قيصريه كه وارد مىشويم، درآمد شوريكنواخت و آرام در طاقنماها تجلى مىيابد، بعد در عالىقاپو به شهناز مىرسيم و درمسجد امام به سلمك و پس از آن در مسجد شيخ لطفالله به زيرافكن كه روح زيبايى است واز آنجا نغمه، به فرود مىرسد و به درآمد بازمىگردد و ميدان نيز به سردر قيصريه))!
[1]- توجّه فرمائيد كه زيبايي اصيل و ايرانيِ ميدان را تنها معيارهاي زيباييشناسانة غربي تعريف نميكنند، بلكه مراد اوّلاً ادراك عامي از زيبايي است كه حضور در ميدان و درك معاني معنوي مستتر در اجزاء آن به انسان دست ميدهد، ثانياً برخي معيارهاي ايرانيِ مؤثّر در شكلگيري ميدان هستند كه در مواضعي ديگر معرّفي شدهاند.
[2]- Rob, Krier. Urban Space. Rizzoli. NewYork. 1979
[3]- فقدان اسناد مكتوب در همة زمينههاي مربوط به آثار تاريخي ايراني (اعم از انگيزهها، مباني نظري، آراء و حتّي موضوعات فنّي)
مطالعة اين آثار است.
[4]- به نقل از: ff.376S ,Vermrhrte neve Beschreibung der muscowitschen und Persischen Reise
[5]- بسياري از باغهاي ايراني، به سهولت و سادگي، هندسة خاص و رابطة بسيار سادة آب و گياه را كه در عين حال بسيار پيچيده و
حسابشده نيز هستند، به نمايش ميگذارند.
[6]- ساختمان عاليقاپو، عليرغم همة ويژگيهاي خاصّش (ارتفاع و پيشآمدگي) به طور عام، به جهت و شكل و فرم و مصالح جدارة بيروني، تمايزاتي جدّي با بقيّه بدنة ميدان ندارد و با آنها در يك وحدت به سر ميبرد.![]()



پاسخ با نقل قول
ثبت اين صفحه