آزمون نظام مهندسی معماری آموزش و نقد معماری داخلی و دکوراسیون Revit-Rhino-3D Max-Vray-Autocad

صفحه 1 از 3 123 آخرينآخرين
نمايش نتايج 1 تا 10 از 24

تاپیک: درآمدی بر روانشناسی محیط

  1. #1
    عضو آواتار Hosein Kian
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2008/6
    محل سكونت
    Mashhhad
    امتیاز
    261
    پست ها
    94

    Thumbs up درآمدی بر روانشناسی محیط

    سلام دوستای خوبم.
    بچه ها این تاپیک رو راجع به مسایل روانشناسی که در محوریت معماری نقش داره ساختم و میدونم که در بوجود آوردن یک طرح با هر موضوعی باد مسایلی که روح و روان مخاطبو درگیر خودش میکنه در نظر داشت تا در کنار ایتم های زیبایی در معماری داخلی و خارجی این مسئله
    میتونه در بوجود آوردن بهترین کاربری به طرح کمک زیادی کنه.

    تو این تاپیک قصد داریم که علاوه بر تهیه مقالات علمی در رابطه با این موضوع مثالهایی رو هم با کمک هم بیاریم تا بتونیم از این مثالها همگیمون استفاده کنیم.

    امیدوارم موفق بشیم/.
    آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست


  2. #2
    عضو آواتار Hosein Kian
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2008/6
    محل سكونت
    Mashhhad
    امتیاز
    261
    پست ها
    94

    پيش فرض حس مکان در فضاهای شهری(با مطالعات روستایی)

    حس مکان یا روح مکان،ادراک روحی و روانی فرد از محیط است که به صورت آگاهانه
    یاناآگاهانه در فرد بوجود می آید.این حس باعث شخصیت دادن به آن فضا شده و در نتیجه
    آرامش را برای افراد مورد نظر به ارمغان می آورد.
    حس مکان در فضاهای شهری راباید در روستایی که قبلاً درآنجاواقع بوده جست و جو کرد که امروزه به دلیل افزایش جمعیت آن و برآورده ساختن برخی نیازهای ساکنان،از روستا به شهر مبدل گشته است.برای تبدیل هر روستا به شهر وجود متخصصین امر از جمله
    شهرسازان،معماران،روانشناس ان،جامعه شناسان،جغرافیدان ها و...کاملاً ضروری است تا آنها باتحقیقاتی گسترده و جامع در مدت زمان کافی بتوانندعلاوه بر در نظر گرفتن بافت،کاربری ها،اقلیم و زیر ساخت ها مولفه های زیر را از روستا استخراج و بر آن تسلط یابند:

    -آشنایی با تاریخ،گذشته و اساطیر آنها.
    -دلایل شکل گیری روستا،آداب و رسوم و فرهنگ مردم آنجا.
    -آشنایی با علائم،نقوش،رنگ ها و عناصری که در مکان های مختلف از آن ها استفاده می کنند که یادآور حسی خوشایند برایشان می باشد.
    -آشنایی با نیاز های روانی مردم آنجا با توجه به قومیتشان.
    -شیوه معماری و ساخت و ساز آن ها.
    -بررسی روابط موجود در فضا ها و دسترسی ها.
    -بررسی محلات،مرکزآن ها،فضاهای جمعی و دلایل همنشینی واحدهای مسکونی.

    با جمع آوری این اطلاعات است که می توان روستا را به شکل صحیح به یک شهر با هویت،زیبا وسازگار با روحیات مردم آن تبدیل کرد که ساکنین آن به راحتی بتوانند با زمینه معنایی مکان ها و محیط اطرافشان ارتباط برقرار کرده،به آن احساس تعلق پیدا کنند و روح یا حس مکان مورد نظر نهایت تاثیرات مناسب راداشته باشد.


    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست


  3. #3
    عضو آواتار Hosein Kian
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2008/6
    محل سكونت
    Mashhhad
    امتیاز
    261
    پست ها
    94

    پيش فرض

    مثال اول:

    تا به حال همه ما دیدیم که به محض اینکه یک جمع بیشتر از دو یا سه نفر در یک گوشه از شهر دیده میشود به اختیار همه ما کنجکاو به این مورد هستیم که از این مسئله مطلع شویم که این جمعیت به چه دلیلی صورت گرفته.
    مثلا یک حراجی که در گوشه خیابان جمعیت زیادی رو مشغول خودش کرده.شاید از کالایی که کیفیت چندانی هم برخوردار نبوده و ما هم از نوع کالا و قیمت آن بی اطلاعیم .بنابراین از سیل ترافیک عظیمی که این طرف خیابان را مسدود کرده بدون توجه به قوانین راهنمایی و رانندگی خودمان را به حراجی میرسانیم تا مگر از بقیه عقب تر نباشیم.حال آنکه وقتی به حراجی میرسیم چه اتفاقی می افتد بحثی جداست که یا از آنجا خرید میکنیم یا با یک بازدی کوتاه خود را راضی از این موضوع میکنیم.
    حال برای استفاده این مسئله در معماری به نظر شما چه ایده ای را باید پیاده کرد؟
    آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست


  4. #4
    مدیر بازنشسته آواتار raha
    تاريخ عضويت
    2009/4
    امتیاز
    6532
    پست ها
    3,010

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله Hosein Kian نمايش پست
    مثال اول:

    تا به حال همه ما دیدیم که به محض اینکه یک جمع بیشتر از دو یا سه نفر در یک گوشه از شهر دیده میشود به اختیار همه ما کنجکاو به این مورد هستیم که از این مسئله مطلع شویم که این جمعیت به چه دلیلی صورت گرفته.
    مثلا یک حراجی که در گوشه خیابان جمعیت زیادی رو مشغول خودش کرده.شاید از کالایی که کیفیت چندانی هم برخوردار نبوده و ما هم از نوع کالا و قیمت آن بی اطلاعیم .بنابراین از سیل ترافیک عظیمی که این طرف خیابان را مسدود کرده بدون توجه به قوانین راهنمایی و رانندگی خودمان را به حراجی میرسانیم تا مگر از بقیه عقب تر نباشیم.حال آنکه وقتی به حراجی میرسیم چه اتفاقی می افتد بحثی جداست که یا از آنجا خرید میکنیم یا با یک بازدی کوتاه خود را راضی از این موضوع میکنیم.
    حال برای استفاده این مسئله در معماری به نظر شما چه ایده ای را باید پیاده کرد؟
    اتفاقا من هم ترم 3 یا 4 که بودم یه تحقیقی واسه درس انسان- طبیعت-معماری انجام دادم. ببخشید انجام دادیم با دوستام. در رابطه با همین مساله. عنوان تحقیقمون* انسان فصا ساز است* و تمامی جنبه هایی که حضور انسان میتونه در شکل گیری. تغییر و تاکید حس فضا تاثیر گذار باشه رو بررسی کردیم. از راه رفتن یه خانوم با کفش پاشنه بلند رو کف سرامیکی فلان ساختمون تا نشستن مردم توی بلوار ها. عبور مردم از زیرپل عابرپیاده. ازدحام پیاده رو ها و مراکزخرید در روزهای خاصی از سال و چگونگی نشستن ادم ها روی صندلی یا زمین. کار کردن کارگران کنار خیابون. پلیس راهنمای وسط چهار راه و خیلی موارد دیگه........... تحقیقمون بیشتر مصور بود. و این فضا ها رو هم با حضور انسان و هم خالی از انسان عکس میگرفتیم و کنار هم میزاشتیم
    خیلی ایده ی جالبیه. اگر نهایتا بتونید به یه راهکار برسید زمانی که حضور انسان یا نوع حضورش معضل واسه فضای معماری محسوب میشه ... خیلی بحثش گسترده میشه...
    گاهی اوقات بعد از اینکه فضا توسط معمار طراحی و اجرا شد. انسان ها با رفتار و نوع برخوردشون با اون فضا میتونند حس فضا رو کاملا تغییر بدن...
    یه مثال اگه بخوام بزنم( البته نمیدونم تا چه حد درست باشه) ... مهندس ایروانیان بلوار چمران شیراز رو طراحی که کردن . ایشون باغچه های کنار خیابون رو با شیب تقریبا 45 درجه طراحی کردن . تا مردم توی چمن ها نشینند و فقط جنبه ی زیبایی داشته باشه... مثلا این یه راهکار کوچولو هست... اما میبینیم که باز هم مردم شیراز تو همین شیب 45 درجه هم بساط کاهو ترشیشون رو پهم میکنند
    یعنی به این راحتی ها هم نیست....


  5. #5
    عضو آواتار Hosein Kian
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2008/6
    محل سكونت
    Mashhhad
    امتیاز
    261
    پست ها
    94

    پيش فرض ایده مثال اول

    برای مثال اول که موضوع حراجی بود خواستم از شما ایده بگیرم ولی متاسفانه خیلی خوب بازتابی داشت.

    بهرحال ایده ای که من مد نظرم بود در رابطه با حراجی اینه که در مجموعه ها و طرحهایی که قرار است مخاطب زیادی داشته باشه مانند مجموعه های تجاری و... میتونیم یک ورودی تعریف کنیم که افرادی که در خیابانهای اطراف و همجواریهای این مجموعه قرار دارند شاهد ورودی باشند که از جمعیت و مخاطب زیادی برخوردار است تا شاهدانی که حتی نمیدانند کاربری این مجموع چه نوع کاربری است از جمعیتی که به سمت ورودی سرازیر میشوند احساس حسادت و یک نوع عقب ماندگی از سیل جمعیت حاضر میکنند که آیا موضوعی نباشد که ما از آن نیز نا آگاه باشیم.

    بهرحال میتوان بدین صورت و یا به شکل های دیگر احساسات مردم و خاطب مجموعه و طرح را در طراحی خود به گونه تحریک کرد که طره به صورتهای مختلف جوابگوی نیاز های ما باشد.
    آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست


  6. #6
    عضو آواتار Hosein Kian
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2008/6
    محل سكونت
    Mashhhad
    امتیاز
    261
    پست ها
    94

    پيش فرض مثال روانی دوم

    تا حالا به این موضوع دقت کردین که در مجموعه های تجاری چرا از موسیقی استفاده میشه؟
    و آیا میدونید که بهتره از چه موسیقی استفاده بشه که احتمالا به نیاز معماری پاسخگو باشه؟
    و آیا تا به حال به عرض راهروها در تجاریهای بزرگ دقت کردین که از چه عرض زیادی برخورداری
    است و این شاید تنها به خاطر این نباشه که مخاطبین به راحتی برای رفت و آمد استفاده کنند.
    در بعد اول این مسئله باید بگم که استفاده از یک موسیقی آرام در مجموعه تجاری در کنار عرض زیاد راهروها به مخاطب حس کندی در حرکت را بوجود می آورد به طوریکه میتونه فرد محدوده ای از فضا را در حول فرد بوجود می آورد که فرد با قدرت انتخاب بیشتر از کالاها میتواند
    دیدن کنند انتخاب کنند و در نهایت خرید لذت بخشی را برای شخص بوجود خواهد آورد.
    آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست


  7. #7
    عضو فعال آواتار Anooshe
    رشته
    مهندسی فضای سبز
    تاريخ عضويت
    2009/3
    محل سكونت
    تهران
    امتیاز
    1393
    پست ها
    342

    پيش فرض

    نقل قول نوشته اصلي بوسيله Hosein Kian نمايش پست
    تا حالا به این موضوع دقت کردین که در مجموعه های تجاری چرا از موسیقی استفاده میشه؟
    و آیا میدونید که بهتره از چه موسیقی استفاده بشه که احتمالا به نیاز معماری پاسخگو باشه؟
    و آیا تا به حال به عرض راهروها در تجاریهای بزرگ دقت کردین که از چه عرض زیادی برخورداری
    است و این شاید تنها به خاطر این نباشه که مخاطبین به راحتی برای رفت و آمد استفاده کنند.
    در بعد اول این مسئله باید بگم که استفاده از یک موسیقی آرام در مجموعه تجاری در کنار عرض زیاد راهروها به مخاطب حس کندی در حرکت را بوجود می آورد به طوریکه میتونه فرد محدوده ای از فضا را در حول فرد بوجود می آورد که فرد با قدرت انتخاب بیشتر از کالاها میتواند
    دیدن کنند انتخاب کنند و در نهایت خرید لذت بخشی را برای شخص بوجود خواهد آورد.

    انتخاب موسیقی که کاملا به شرایط و عملکرد فضا بستگی داره
    شاید یه جا ما بخوایم ایجاد تحرک و هیجان بیشتر کنیم که مطمئنا ار اهنگ ها شادتر استفاده میکنیم یا جایی همونطوری که خودت ذکر کردی بخوایم شخص یا اشخاص استفاده کننده بیشتر به اطراف توجه کنن واسه همین موسیقی آروم گذاشته میشه تا حرکت کند بشه حتی تو این زمینه کف پوشی که استفده میکنیم هم خیلی مهمه تو کندی و تندی حرکت و توجه به اطراف
    من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خواری وخفت پی شبنم نمیگردم.
    آینده از آن خداوند است و خداوند آینده را تنها در شرایط استثنایی آشکار میکند
    "راز آینده در اکنون است"

    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


  8. #8
    عضو آواتار Hosein Kian
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2008/6
    محل سكونت
    Mashhhad
    امتیاز
    261
    پست ها
    94

    پيش فرض روانشناسی منزل مسکونی


    روانشناسي منزل معماری و دکوراسیون بیشتر از آنکه به بحث چیدمان و نحوه ساخت و ساز بپردازد، به موضوعاتی چون خلق فضاهای زیبا و آرامش بخش، تامین امنیت روحی و روانی افراد و نیز چگونگي تاثیر آن بر روی روحیات و شخصیت افراد مختلف مربوط می شود.

    بر همین اساس در پژوهش های اخیر، رشته اي تحت عنوان "روانشناسی معماری" یا "معماری روانشناختی" پدید آمده است که اصول هنری و خلاقیتهای موجود در علم دکوراسیون و معماری را با علم شناخت روح و روان انسانها پیوند می زند.

    دکتر اصغر دادخواه، روانشناسی که سالها در خصوص معماري و طراحي فعاليت كرده است در اين باره می گوید:

    «موضوعي كه در معماري بايد به آن توجه ويژه اي داشت، نقش معماري، طراحي به خصوص طراحي داخلي بر روح و روان انسانهايي است كه مي خواهند از ساختمان يا یک محل اسكان استفاده كنند؛ به همين دلیل،رعايت نكات روانشناختي در طراحي ها امر بسيار مهمي است كه نبايد نسبت به آن بي توجه بود. بر اين اساس در حال حاضر بسياري از افراد ، به رشته هاي جديد روانشناسي معماري يا معماري روانشناختي روي آورده اند.»

    به گفته او، موضوع روانشناسي دكوراسيون و معماري حدود 10 سال است كه در دانشگاه گلاسكو در اسكاتلند مورد توجه قرار گرفته و به صورت علمي تدريس مي شود.

    چيدمان برای آرامش دادخواه با تاکید بر اهميت طراحي و دكوراسيون محل كار و استراحت انسانها، می افزاید: «طبيعي است كه معماران، ساختمانها را براساس اصولي علمی طراحي مي كنند.

    اما طراحي و معماري خانه چه از لحاظ ساخت، چه تزئين و چه جا به جايي، نيازمند دقت عمل بر اساس ماهیت انسانی است. بر همین اساس، عبارت "human base" مورد توجه قرار گرفته است، به این معنا که طراحی بنا باید منطبق با اصول خاصي انجام شود؛ چيزي را كه مي خواهي بسازي براي انسان مي سازي بنابراين بايد بر اساس و پايه انساني و برمبنای تمايلات، روحيه و تامین شادابي و نشاط انسان بنا شود.»

    به عقیده او، از آنجا که ‌محيط خانه، محلي براي آسايش انس
    ان است، باید در طراحی انواع شكستگيها در ديوار، فضا، مساحت، رنگ و دكوراسيون و حتي انعكاس صدا به اصل ایجاد آرامش در منزل توجه شود.

    وي اضافه می کند:


    «در حقیقت مكان استراحت انسان باید به دور از هرگونه آلودگي ‌اعم از صوتي، هوا، فضا و بو و آلودگي های روحي و رواني باشد.

    به عبارت ديگر، منزل باید طوري طراحي شود که آلودگيهای محیطی را به حداقل برساند تا علاوه بر تامین سلامت جسمی، بعد ارتقای سلامت روحی نیز موردتوجه قرار گیرد. زیرا توجه به مساله روانشناختي طراحي و دكوراسيون مكانهاي استراحت و فعاليت افراد، باعث فراخي ديد، قلب و دل انسان می شود.

    بر همين اساس در طراحي و دكوراسيون منزل می بایست ارتفاع سطح، نورگيرها و پله ها به نحوي طراحي شود كه در آن فضا احساس خفگي و محدوديت به افراد دست ندهد.»

    دکتر دادخواه بر لزوم پرهيز از يكسان سازي و توجه به تنوع در دکوراسیون تاکید می کند و می افزاید:

    « این تنوع در توجه به شكستگيها در طرح، پستي- بلندي ، زاويه ها نمود می یابد.»

    رنگ ونور به نظر دكتر دادخواه توجه به رنگ از ديگر مسائل مهم در طراحي و معماري است :

    « نوع رنگ و چگونگی به كار گيري آن در طراحي تاثیر بسزایی بر روح و روان و آرامش انسانها دارد. از اين رو بايد در طراحی دکور از رنگهايي استفاده شود كه به انسان آرامش دهد.

    به طور مثال اگر اتاقي براي فعاليت روزمره و ورزش است، بايد رنگهاي پوياتري براي آن در نظر گرفت. تا نشاط و فعالیت را القا کند و برای اتاق های استراحت و خواب باید از رنگ های آرام بهره بریم.»


    وي استفاده از نور در كنار رنگ را از ويژگيهاي مثبت طراحي هاي جديد عنوان كرده و مي گويد:‌

    «ميزان نور طبيعي و مصنوعي دکور، نقش زيادي در تغييرات روحي و رواني ساكنان يك منزل دارد. از اين رو بايد به نحوي در دكوراسيون و طراحي اقدام كرد كه در طول شبانه روز، نور به صورت يكنواخت نباشد و تفاوت میان شب و روز بر اساس نور فضا، مشخص شود.»

    آرامش در فضاي كوچك دادخواه معتقد است:


    «منظور از اينكه گفته مي شود، فضاسازي در دكوراسيون نقش مهمي دارد، مساحت نيست، بلكه در همان فضاي كوچك نيز به نحوي مي توان اتاق را طراحي كرد كه براي فرد احساس حضور در اتاق بزرگ را داشته باشد.

    مثلا با استفاده از آيينه هاي مختلف مي توان يك فضاي 20 متري را به نحوي طراحي كرد كه بزرگتر به نظر آيد . و با استفاده از تكنيكهاي طراحي و معماري مي توان در اين زمينه اقدامات زيادي انجام داد.»




    فرهنگ ایرانی و ديدگاه هاي مردم
    نسبت به طراحی ودکور او می گوید:


    «در بحث طراحي دکور دو مساله مهم وجود دارد، يكي ديدگاه خود طراح و ديگري فرهنگ استفاده كنندگان از طراحي ها. مثلا امروزه استفاده از رنگهاي تيره در كشور ما به عنوان يك فرهنگ درآمده است.

    طراحان زمانی که یک عادت یا فرهنگ در منطقه ای پدید می آید، باید سعی کنند خود از آن دیدگاه و فرهنگ جدا شوند تا در نهایت بتوانند آثار جدید و زیبایی خلق کنند. از سوي ديگر تكنيك هايي كه معماران و طراحان از آن استفاده مي كنند و چگونگی ايجاد شادابي با استفاده از اين تكنيكها، از جمله دانسته هايي است كه طراح با استفاده از آن به ايجاد تغيير مي پردازد.

    طراحان و معماران مي دانند كه فرهنگي كه به سمت استفاده از رنگ تيره رفته و حتي به عادت تبديل شده است به مرور زمان باعث پايين آمدن انرژی و ایجاد ياس در افراد مي شود،‌ بنابراين ضروري است از رنگهايي استفاده شود كه در تضاد با اين مساله باشد. در واقع خود طراح در ابتدا باید به آنچه قصد دارد ایجاد کند معتقد باشد.

    همچنین، استفاده كنندگان از اين طرحها نیز باید دقیقا هدف و پیام خود را از ایجاد تغییر در الگوهای محیط اطراف خود بدانند.»

    بی توجهی سازه های غيرحرفه اي به تكنيكهاي علمي دكوراسيون دادخواه معقتد است:

    «ساخت و سازهايي كه به طور غير حرفه اي انجام شده و مي شود، بيشتر به مساله اسكان توجه دارد تا توسعه انساني زندگي. به طور مثال، هدف از غذا سير شدن بوده نه اينكه از غذا خوردن لذت ببريم و سير شويم؛ اما اكنون مهارتهاي زندگي تغيير كرده است، ديگر زمان فقط سير شدن نيست، چرا كه حجم غذا كم شده اما انرژي آن بيشتر. در بحث معماری و دکوراسیون نیز همین موضوع وجود دارد.

    در معماری غير حرفه فقط بحث وجود یک سرپناه و سایه بانی برای زندگی مردم مورد توجه قرار می گرفت؛ بنابراین گونه معماران به سراغ كيفيت نرفتند و تنها كميت را مدنظر قرار دادند.

    این در حالی است كه امروزه صحبت از همراهی معماري با موزيك، رنگ، نور و ... برای افزایش کیفیت یک بنا است.»

    دادخواه البته عقیده دارد ساختمانهاي ساخته شده به اين روش را هم مي توان از طريق طراحي داخلي تغيير داد.

    او می گوید:

    « می توان ساختمان هایي را كه چارچوب معماري تعريف شده ای ندارند، با معماري جديد تلفيق كرد تا حداقل از بعد تهویه و ایجاد آکوستیک صدا، متناسب با زندگی امروزی شود.

    در معماری امروز سازه ها سبكتر شده اما در عين حال به قوا و استحکام آن افزوده شده است تا در مقابل آلودگيهاي صوتي،‌ لرزشي و زيستي مقاومت داشته باشند.»

    تغيير ديدگاه نيازمند برنامه مدون دادخواه، تغيير ديدگاه در زمينه طراحي و دكوراسيون را نيازمند داشتن يك برنامه منظم و مدون مي داند و مي گويد:‌

    «تغيير ديدگاه بر اثر "احساس نياز" پدید می آید، يعني بايد اين احساس نياز را با اطلاع رساني در مردم ايجاد كرد.

    مردم باید حس کنند که به محلی برای اسكان و استراحت و جايي براي ذخيره سازي انرژي نیاز دارند تا اين انرژي ذخيره شده را در فعاليتهاي روزمره خارج از منزل مورد استفاده قرار دهند.

    بر همين اساس، اطلاع رساني به مردم و آموزش علم روز همراه با نشان دادن آثار معماري و طراحي در تغيير رفتارها و رويه هاي مردم، در اين تغيير ديدگاه بسيار موثر خواهد بود.».

    او به مشاهدات خود در كشورهاي انگليس و اسكاتلند در تتوع طرحهاي معماري اشاره می کند و می افزاید:

    «در اسكاتلند خانه ها از داخل و درون، تغييرات و شكستگيهاي خاص خود را دارند. خانه هاي مستطيل و مكعب زياد ديده مي شود. خانه هاي بيضي شكل، دايره اي و ... نيز در بسياري از شهرهاي اين كشور طراحي و ساخته شده اند.

    ضمن آنكه استفاده از گچبري در طراحي نيز مورد توجه معماران اين كشور قرار دارد. هدف آنها از اين تغييرات ايجاد شادابي خاص در ميان افراد جامعه آنهاست.‌

    اما در كشورهاي شرقي، به دليل فضاي محدود، بیشتر طراحي ها از چوب است.» دادخواه اضافه می کند:

    « در اسکاتلند، بيشتر طراحان، طبق سنت اين كشور از حصير و درخت بمبو، در طراحي و دكوراسيون استفاده مي كنند. به طور مثال در فرش خانه از حصيري با نام "‌تاتامي"‌ استفاده مي كنند كه به عنوان يكي از وسايل توانبخشي محسوب مي شود چرا كه علم ثابت كرده است قدم زدن و نشستن بر روی اين حصير، به انسان احساس آرامش مي دهد.
    یا مثلا وجود درهای کشویی در کشورها شرقی مانند چین و ژاپن باعث شده كه مردم اين كشورها به آهستگي صحبت كنند و اين به يك عادت براي آنها تبديل شده است. اين عادت موجب حاكم شدن فرهنگ آرامش در زندگي و جامعه آنها می شود.»

    اثر تغييرات طراحي و دكوراسيون بر زندگي مردم این روانشناس درباره آثار تغيير وضعيت دكوراسيون و طراحي خانه ها و مكانهاي استراحت بر زندگی افراد، می گوید:

    «استراحت، دو جنبه دارد، يكي جسماني است كه ناشي از خستگي ماهيچه هاست، اما بخش بزرگي از استراحت، جنبه روحي و رواني آن است.

    زندگی ماشینی امروز استرسهايي را در مردم ایجاد کرده است که بايد در جايي تخليه شود تا آرامش اوليه به فرد بازگردد. زمانی که تنها به بعد جسمانی استراحت توجه کنیم و آرامش روح را نادیده بگیریم، متوجه می شویم که مثلا فرد در محيط كار سريع پرخاشگر شده و با كوچكترين مساله از كوره در رفته و سريع وارد فاز استرس مي شود.‌ اين انرژي منفی كه از محیط به فرد وارد شده، نه تنها خالي نمي شود، بلكه روز به روز افزايش مي يابد.

    در نتيجه برخلق و خو و از همه مهمتر بر رفتار فرد اثر مي گذارد. تدوام اين امر خود به خود جامعه را به يك جامعه خشن و عصباني تبديل مي كند.»

    طراحي و دكوراسيون، تجمل پرستي نيست او با تاکید بر اینکه "طراحي و دكوراسيون را تجمل پرستي نمي دانم" می گوید: «تجمل با زیبایی تفاوت زيادي دارد.

    ممكن است فردي با هزينه زياد از وسايل گران براي طراحي و دكوراسيون محل كار يا منزل خود استفاده كند اما در چيدمان و چينش وسايل به نحوي عمل كند كه اثر يك طراحي و دكوراسيون ساده را هم نداشته باشد.

    طراحي به معني استفاده از وسايل مختلف و گران نيست، چرا كه طراحي در عين حال كه بايد ساده باشد، بايد با طبيعت فرد نيز بخواند.

    در واقع هر چه طراحي را ساده تر كنيم،‌ ارزانتر و همه گيرتر هم مي شود.» دادخواه معتقد است:

    «طراح خوب طراحي است كه بتواند وضع موجود را سامان دهد نه اينكه هزينه سازي كند. چرا كه طراحي يك مكان با استفاده از وسايل طراحي و از پيش طراحي شده، نشان دهنده هنر طراح نيست. اگر طراحي ارزان و ساماندهي وضع موجود را در كنار ديدگاه طراحي داخلي در افراد ايجاد كنيم، ‌بهتر از آن است كه همه افراد طراحي داخلي را با قرارداد سفارش وسايل مختلف و گران انجام دهند » .

    او تاكيد مي كند كه براي همه گير كردن طراحي و اهميت دكوراسيون بهتر است خود مردم را توانمند كرد كه آنها نيز بتوانند بخشي از طراحي را انجام دهند.

    در اين صورت است كه مي توان اصولا مساله طراحي داخلي و دكوراسيون را همه گير كرد. سپس وقتی این اشتیاق درمردم ایجاد شد، آنگاه می توان از طراحان خبره و کارآزموده استفاده برد، با اين حال اگر كسي توان مالي انجام طراحي های بزرگ و پرهزینه را ندارد، حداقل می تواند از طراحی های ساده و زیبا بهره مند شود.

    در حقیقت باید اين احساس را در مردم ايجاد كرد كه ساماندهي طراحي داخلي يك نياز است و تجمل پرستي محسوب نمي شود چرا كه براي آسايش و آرامش ضروري است.»

    آموزش علمي دكوراسيون لازم است دادخواه با یادآوری گسترش آموزشهايي علمي در زمينه دكوراسيون و طراحي در كشورهاي پيشرفته، می گوید:

    « آموزش علمي دكوراسيون در ایران، تنها با عنوان طراحي مطرح شده، در حالي كه بايد به مبحث آموزش دكوراسيون كه همگام با ساير علوم در حال پيشرفت است، توجه بيشتري شود. با برگزاري دوره هاي مختلف در فرهنگسراها، می توان به آموزش طراحي براي علاقه مندان پرداخت.

    مسئولاني كه متولي ارتقاء‌ مهارت هاي زندگي در كشور هستند مي توانند از طريق آموزش و پروش و آموزش عالي در زمينه آموزش دكوراسيون و طراحي اقدام كنند.

    ضمن آنكه افرادي كه به دنبال علم طراحي و دكوراسيون هستند هم مي توانند از طريق مراكز آكادميك اين موضوع را دنبال كنند.» او معتقد است:

    «با توجه به اهميت طراحي در آرامش رواني و روحي افراد، دانستن بخشي از مسائل روانشناختي براي طراحان ضروري است. از اين رو طراح بايد با روانشناسي رنگ، نور و صوت نيز آشنا باشد.»

    این روانشناس می گوید: «من از كساني هستم كه به طراحي داخلي، يعني تنوع طراحي در محيطي كه زندگي مي كنم، اهميت زيادي مي دهم. لذا يكي از طرفدران طراحي و معماري داخلي هستم. چرا كه ما براي زندگي كردن نباید تنها به دنبال گذرندان ايام باشیم، بلکه باید به ابعاد دیگر وجودی مان توجه کنیم.

    البته نبايد اين مساله را هم فراموش كرد كه اهميت دادن به مساله طراحي و دكوراسيون به معناي هزينه كردن و تجملگرايي نيست بلكه در يك خانه حصيري هم مي توان به آرامش دست يافت.»

    منبع :
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست


  9. #9
    عضو آواتار Hosein Kian
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2008/6
    محل سكونت
    Mashhhad
    امتیاز
    261
    پست ها
    94

    پيش فرض اهمیت روانشناسی در معماری

    یک تعریف از روانشناسی:
    روانشناسي يعني مطالعه علمي رفتار و فرآيندهاي رواني . اين تعريف هم به رفتارهاي مشهود نظر دارد و هم به رفتارهاي غيرظاهري .
    روانشناسي در ابتدا به بسياري از چراهايي كه در باره روان و رفتار ماست اعم از ذهني و عاطفي ، انگيزشي و هيجاني مطرح مي شود پاسخ مي دهد . وراي اين ارزش نظري اين علم داراي ارزش علمي است كه به مراتب پراهميت تر است زيرا هدف علمي چيزي نيست جز ياري رساندن به او در حين يك زندگي لذت بخش . روانشناسي داراي حوزه هاي متعددي است كه يكي از اين حوزه ها روانشناسي معماري مي باشد . رودولف آرنهايم از پيشگامان نظريه پردازي در زمينه روانشناسي هنر و معماري مي گويد : چون درك معماري نسبي است و به نسبت بيننده تفاوت ميكند نمي توان از اصولي ثابت در روانشناسي ادراك بصري معماري سخن گفت . نيازهاي رواني درك صور در معماري نيازهاي ثانويه نيست زيرا اصولاً هر نياز انسان حتي نيازهاي حيواني و اوليه او ، تا به زبان ادراكي و رواني بيان نشود براي او قابل دريافت نيست


    در زمینه اهمیت توجه به روانشناسی در معماری باید اشاره شود كه عموم جامعه های انسانی در گذشته، فرهنگی منسجم و نوعی رابطه اجتماعی نسبتاً روشن با نهادها و ساختارهای اجتماعی داشتند، كه در طول زمان چندان دگرگون نمی شد و به همین سبب آگاهی از دانش ها و تخصص های مربوط به بسیاری از هنرها، از جمله هنر معماری، طی روندی تجربی میسر بود...


    معماران ورزیده حتی بدون آموزش های رسمی می توانستند پس از سپری كردن همه مراحل تجربی و كسب اطلاع از دانش های معمول و مرتبط با هنر معماری و دستیابی به مرتبه استادی، كه غالبا طی فرآیندی طولانی صورت می پذیرفت، بر اطلاعات و تجربیات لازم و ضروری برای ابداع و خلاقیت دست یابند.
    اما اینك بیشتر جامعه های انسانی از یك سو، در پی گسترش و افزایش انواع فعالیت ها و مهارت ها و نیز تعمیق و تخصصی شدن دانش ها و فنون و از سوی دیگر به ویژه به سبب گسترش ارتباطات فرهنگی، اقتصادی و فنی (بین تمدن ها، كشورها و جامعه های گوناگون) بسیاری از رشته های فنی و هنری به گونه ای توسعه یافته اند كه مهارت در آنها بدون گذراندن دوره های تخصصی آموزشی غیرممكن یا بسیار دشوار شده است.
    معماری نیز از آن گروه از هنرهاست كه با موضوعی پیچیده، یعنی فضاهای زیست مواجه است كه طراحی برخی از آنها مانند فضاهای شهری، عمومی، فرهنگی و مذهبی در بهترین صورت ممكن بدون توجه به برخی از دانش ها و تخصص های مرتبط با معماری به سادگی تحقق نمی پذیرد.

    دانش روانشناسی به ویژه روانشناسی معماری و محیطی از جمله دانش هایی است كه متاسفانه تاكنون به صورت تخصصی و حرفه ای در ایران مورد توجه قرار نگرفته است در حالی كه اگرچه نه در همه انواع فضاهای معماری اما مطمئنا در طراحی برخی از انواع فضاها بسیار ضروری و لازم است.
    این موضوع در سرفصل دروس معماری در دانشكده های معماری نیز جایی ندارد و در این صورت برخی از منابع جنبی می توانند در توجه به موضوع و جبران كمبود منابع سودمند واقع شوند زیرا فضاهای معماری برای انسان هایی ساخته می شوند كه ضمن دارا بودن برخی ویژگی های مشترك، خصوصیاتی خاص و متمایز نیز دارند و افزون بر الگوهای رفتاری عمومی (مربوط به نحوه استفاده از فضا) الگوهایی خاص نیز دارند، درحالی كه در طراحی بسیاری از انواع فضاهای معماری، كمتر به جنبه های روانشناسانه استفاده كنندگان از فضا توجه می شود.
    برای نمونه اگر فضای یك مهدكودك یا دبستان یا دبیرستان و سایر مراكز آموزشی، در طراحی مورد نظر قرار گیرد، كمتر ممكن است طراح به این مساله توجه كند كه روحیه، رفتار و خصوصیات روانشناسانه كودكان كردستان، بلوچستان، آذربایجان، خراسان، فارس و سایر مناطق قومی، فرهنگی، اقلیمی ایران، لزوما یكسان نیست و این نكته در طراحی فضاهای معماری مدارس می تواند نقش مهمی داشته باشد.
    آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست

  10. تشكرها از اين پست


  11. #10
    عضو آواتار .anita.
    رشته
    مهندسی معماری
    تاريخ عضويت
    2009/3
    محل سكونت
    مازندران
    امتیاز
    111
    پست ها
    71

    پيش فرض

    حالا که صحبت از جمعیت و مکانهای عمومی شد خوبه اینو هم بگم که جایی خوندم ، دیوارهای منحنی روش خوبی برای ایجاد فضای مناسب جهت اجتماعات مردمه. به طور طبیعی دیواره های مقعر فضاهای خصوصیتری رو به وجود میارن و باعث تجمع مردم و تبادل اطلاعات و گفتگو بین اونها میشن اما در دیواره های محدب افراد به صورت تنها و مجرد قرار می گیرن.
    این میتونه روش خوبی برای به وجود آوردن اجتماعات مردمی یا راهی برای از بین بردن اون باشه.
    این روش در پارک گوئل گائودی در بارسلونا هم اجرا شده.

  12. تشكرها از اين پست


صفحه 1 از 3 123 آخرينآخرين

تاپیک های مشابه

  1. [مبانی منظر] روانشناسی محیط و معماری منظر
    توسط pinar در تالار معماری منظر
    پاسخ ها: 0
    آخرین ارسال: 2009/4/05, 10:49 PM

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •