صفحه 1 از 4 123 ... آخرينآخرين
نمايش نتايج 1 تا 10 از 31

تاپیک: نو اندیشی در کشاورزی

  1. #1
    متخصص زراعت و اگرواکولوژی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    8393
    پست ها
    6,529

    Pdf نو اندیشی در کشاورزی

    با سلام.
    شما نو اندیشی در کشاورزی رو چی تعریف میکنید؟

    شنیدن بعضی از واژه ها کمی جای تامل دارد.
    نو اندیشی در کشاورزی یکی از این واژه هاست!
    شاید تا بحال این واژه مرکب به گوش کسی نخورده باشد و یا استفاده ای نشده باشد.
    اما هدف ما در اینجا باز کردن این واژه است.
    نو اندیشی در کشاورزی پلی است به برنامه های تلفیقی در کشاورزی و در تمام گرایش های کشاورزی و دامی کاربرد دارد.
    کشاورز یا مهندس کشاورزی، که نواندیش باشد یعنی فکری جدید و نو را در سر دارد. میتوان بجای نو اندیشی در کشاورزی از نوآوری در کشاورزی و یا حتی خلاقیت در کشاورزی نام برد.
    پیشرفت در این زمینه (کشاورزی) مستلزم نوآوری است. حرکت های جدیدی که در زمینه کشاورزی صورت گرفته و باعث پیشرفت آن شده همه نشات گرفته از طرح نو میباشد. اخیرا بذر دانه گندمی توسط کارشناسان مجرب ایرانی تهیه و تولید شده که میتواند در مقابل بیماریهای مهمی از قبیل زنگ زرد گندم و حتی زنگ سیاه گندم از خود مقاومت نشان دهد ... این در حالیست که در سال گذشته میزان خسارت زنگ زرد گندم چشمگیر بود. پس همانطور که مشخص شد نوآوری و نواندیشی در کشاورزی نه تنها کمک حال کشاورزان زحمت کش و در همان راستا مصرف کنندگان (عموم مردم) میباشد بلکه میتواند از نظر اقتصادی نیز باعث صرفه جویی شود زیرا از مصرف سموم که اکثرا وارداتی هستند جلوگیری کرده و صرفه اقتصادی دارد.


    لطفا ایده های ارزشمند خود را بیان نمایید تا گامی باشد برای خارج شدن از شیوه های ریشه دوانیده کشاورزی سنتی

  2. تشكرها از اين پست


  3. #2
    متخصص زراعت و اگرواکولوژی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    8393
    پست ها
    6,529

    پيش فرض

    سلام
    امروز میخوام این بحث تقریبا جدیدو براتون بازگو کنم، امیدوارم مورد پسندتون قرار بگیره

    بررسی عملکرد و راندمان محصول در روش های آبیاری lepa ،spray ، sdi

    سیستم آبیاری سنترپیوت به دلیل هزینه كارگری كم ، انعطاف پذیری زیاد ، راحتی اجرا و بهره برداری آسان ، یك سیستم آبیاری انتخابی درامر كشاورزی است . وقتی كه سیستم سنترپیوت درست طراحی شود و به پخش كننده های آب با راندمان بالا تجهیز شود ، می تواند در منابع پردازش خود( آب ، انرژی ، زمان ) صرفه جویی نماید . از انواع مختلف این پخش كننده ها می توان به موارد زیر اشاره كرد :

    حالت پخش اسپری در ارتفاع متوسط mid-elevation spray application ))، حالت پخش اسپری در ارتفاع كم( low-elevation spray applicator ) وحالت پخش دقیق با انرژی كم( low energy precison application).

    حالت آبیاری موضعی زیرسطحی (subsurface drip irrigation ) ، به علت راندمان بالا با روش های ذكر شده قابل قیاس است.راندمان یكنواختی بالای آبیاری كه منجر به تولید محصول و راندمان آب مصرفی بالا می شود ، بهترین وسیلة مقایسه روش های آبیاری برای مناطق و محصولات ویژه می باشد .

    در آزمایشات مختلف محققان روشهای آبیاری LEPA ، MESA ، LESA ، SDI با 5 نرخ آبیاری ناقص(I0 ، I25 ، I50 ، I75 و I100) به صورت نسبت آب تهیه شده به مقدار آبیاری كامل برای گیاهان مختلف مورد ارزیابی قرار می گیرد ،که نرخ آبیاری كامل بر اساس ET پتانسیل محاسبه شده از ET گیاه مبنا و اعمال ضریب گیاهی محل تعیین می گردد.

    براساس مطالعات انجام یافته عملکرد محصول و راندمان آب مصرفی( WUE ) در نرخ های I25 و I50 تحت روش SDI بیشتر از دیگر روش های آبیاری است و در روش LEPA معمولاً بیشتر از Spray ، اما از SDIكمتر می باشد . روند روش ها در نرخ I100معكوس بوده و عملکرد محصول و WUE در روش Spray بیشتر از LEPA و SDI می باشد . در نرخ آبیاری I75، نیز این مطلب صادق است .

    كاهش محصول در آبیاری های كامل در نتیجة راناف سطحی برای روش LEPA و نفوذ عمقی برای SDI می باشد . در روش SDI با كاربرد مقادیر كمتر آبیاری نفوذ كاهش می یابد و تبخیر نیز با كاهش سطح خیش شده كاهش می یابد و فقط آبی كه به بالا حركت می كند تبخیر می شود.

    هنگامی كه روش LEPA با تدابیری از قبیل شیب كمتر از1 درصد ، كشت دایره ای ، ایجاد خاكریز فارو ، كنترل رطوبت خاك و برنامة آبیاری مناسب همراه باشد، بیش از 95 درصد آب در اختیار گیاه قرار خواهد گرفت .مدیریت راندمان بالای آبیاری Spray نیز شامل كاربرد نازل هایی با قطرات آب درشتتر ، اجرای نسبتاً كند پیوست برای تهیة‌ آب كاربردی عمیق تر و اجتناب از آبیاری اسپری در شرایط باد شدید می باشد.

  4. تشكر از اين پست


  5. #3
    متخصص زراعت و اگرواکولوژی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    8393
    پست ها
    6,529

    پيش فرض

    نقش نوآوری در کشاورزی ایالت متحده

    نوآوری در کشاورزی آمریکا

    از سال 1930 منابع جدید علمی و مکانیکی و تکنولوژی باعث ایجاد یک انقلاب و نوآوری در کشاورزی ایالت متحده شده اند . علی رغم این که کشاورزان در 3 دهه ی قبل از 1930 دستاوردهای کمی را تثبیت کرده اند، ولی از سال 1935 تا 1970 تولید کلی تا 3 درصد و تولید با زحمت تا میزان 6/4 درصد افزایش یافته است .
    متغیرهای این انقلاب در تولید متمرکز شده اند.اگر چه تمام کشاورزان به آن پایبند نبودند درعوض آنان به طور تیپیک دو استراتژی متفاوت ایجاد کردند .
    برخی کشاورزان در صدد رشد و توسعه ی سریع بر آمدند . آنان آفت کش و گیاهان بارور و بذور جدیدی را کسب کردند .آنان ماشین های کافی را خریداری کردند و هزینه بیشتر ماشینها را با توزیع و پخش هزینه های ثابت دستگاه ها بر کیلومترهای بیشتر و بیشتری کاهش دادند .
    اما درحالیکه این گروه از این کشاورزان اندازه ی مزارعشان را افزایش دادند ،کشاورزان فراوان دیگری وسیله امرار معاش خود را از دست دادند .



    مابین سالهای 1960- 1950 یک چهارم تمام مزارع و کشاورزان ایالات متحده ناپدید شدند ؛ در دهه ی بعدی یک چهارم دیگر مزارع و کشاورازن ناپدید شدند آنهایی که هم هنوز به کشاورزی مشغول بودند به کشاورزی به عنوان منابع اصلی به آن دو وابسته نبودند.
    در سال 1975 تمام افرادی که خود را کشاورزی میخواندند 82 درصد بیشتر از نصف درآمد کل شان را از طریق شرکت درکار، کسب کردند .
    آنچه که درمورد این ناپدید شد کشاورزان مورد بحث است نه تنها سریع اتفاق افتادن آن است بلکه بسیار بی سر و صدا و ساکت ایجاد شدند این حالت نیز مورد بحث می باشد.
    در حالی که تقریبا 3 میلیون خانواده، کشاورز ی را ترک کردند ،کسی باید موجی از خرید زمین های کشاورزی این افراد را پیش بینی میکرد .
    نقش نوآوری در کشاورزی ایالت متحده برای تنظیم مبادلات جدید :
    از سال 1946تا1970 خرید زمین های کشاورزی از مالکان این زمین ها به طور متوسط 2 زمین کشاورزی از هر 1000 زمین دریک سال بود .
    این میزان شکست پایین باید به میزان پائین بدهی های مالی نسبت داده می شد .اما در حقیقت کشاورزان اشتهای بسیار خوبی برای وام داشتند : از سال 1940 تا 1970 بدهی کلی کشاورزی درسال 19670 به میزان 116 بیلیون دلار رسید و سه برابر شد ( جدول 1)
    اکنون آنچه که نیاز به توضیح دارد این است که چگونه این پروسه سازنده و برنامه ریزی شده که برخی کشاورزان از تمام نیرو وقدرت خود استفاده کردند و برخی دیگر شغل خود را ترک کردند، بسیار سریع و با استرس مالی کمی ایجاد شد. این تنظیمات از سال 1930 یعنی زمانی که به پیشنهاد روزولت 3 برنامه ایجاد شد در برنامه اول درصدد افزایش درآمد کشاورزان بود،شروع شد .
    یادداشت :
    میزان خرید از مالک ، با تعداد خرید زمین از مالک در هر1000 زمین سنجیده میشود و پارلمان کشاورزی ایالت متحده جمع آوری اطلاعات بعد از سال 1980را ممنوع کرد.
    میزان بدهی به کل مشارکت کلی میزان علاقه به درآمد نقدی تغییر درصد در بدهی بدهی زراعتی کلی تاریخ نسبت درصد هزینه نقدی به درآمد نقدی واضح
    5 4 3 2 1 6
    8/0% 1/4 - 38/1 1946 %48/9
    9/0 1/9 19/7% 45/6 1950 55/8
    11/1 2/7 21/7% 55/5 1955 59/2
    12/2 3/6 31/2 75/8 1960 63/4
    16/2 4/7 45/5 105/9 1965 56/2


    بدهی های زراعتی با استفاده از پایین اوردنده ی قسمت SNP پائین آورده شده اند شکل ها و جدول ها با توجه به دلار سال 1982 گزارش شده اند. هزینه ها شامل پرداخت های انجام شده برای بدهی های مشاور املاک و سایر بدهی ها میباشد. در آمد کشاورزی شامل دریافت نقدی به اضافه پرداختهای نقدی دولتی ، به اضافه ی سایر دریافت های نقدی مرتبط با کشاورزی است .
    (AAA) :
    لایحه ی تطبیق با کشاورزی به کشاورزان به منظور محدود کردن بازده محصولات نقدی و با امید به قیمت های بازپرداخت وام ، اعطا کرد . درپایان سال اول این لایحه یعنی سال 1933 لایحه ی AAA با یک برنامه ی دیگر تقویت شد :
    CCC :
    تعاونی وام کالا یک سیستم وام های کوتاه مدت را که میزان وام حداقل میتوان بازپرداخت نقدی را کاشت را پایه گذاری کرد . در نهایت در همانسال لایحه ی وام کشاورزی (FCA) برنامه های وام فدرال موجود را امکانپذیر می ساخت .
    بعد از گذشتن روزهای سخت و درتنگنا ، برنامه های تنظیمی به مدت درازی باقی ماندند. این بحث به این دلیل مطرح می شود که نتایج این برنامه های تنظیمی شبیه به الگوی قیمت های مالکیت و فروشگاه ها است که در آن برنامه های تنظیمی تا تمایل قیمت ها به آفت ادامه پیدا میکند .
    همان گونه که در آمریکا این اتفاق از 1960-1940 افتاد - تنظیم قیمت و وامها به پابرجا ماندن وضعیت مالی مناسب با تکنولوژی سرزمین کمک کرد این بدین معنی نیست که تنظیمات باعث ثبات به هزینه ی رقابت شد .
    ازدیدگاه فردی کشاورزان ، عرصه ی آنان همواره شدیدا رقابتی بوده است و حتی بعد از آمدن معاملات جدید نیز پابرجا بوده است .
    بازار وام و FCA ( لایحه ی وام کشاروزی ) :
    کشاورزانی که می خواستند وام بگیرند درسالهای بعد ازجنگ جهانی دوم راههای بهتری برای اخذ وام از میان وام دهندگان عمومی و خصوصی یافتند .
    درمیان وام دهندگان عمومی ، FCA یک سیستم ملی وام دهندگان به مدت طولانی تر را تحت حمایت خود قرار داد، که این سیستم بانک های فدرال سرزمین ( banks Fedend land) بود هم چنین یک سیستم ملی وام دهنده ی به مدت کوتاه را نیز تحت حمایت قرار داد که انجمن وام تولیدات (PCA) (Pralucti Credit Associatim) نام داشت اگر چه بانک فدرال درسال 1916 ایجاد شد ولی در سالهای 1930 یعنی زمانیکه برای هزار کشاورز امکانات مالی فراهم کردند حدود 40% بدهی های زمین های کشاورزی را دریافت کردند اهمیت و اعتبار به دست آورد .
    تحت این شرایط این وام دهندگان عمومی برای کشاورزان شرایط وام دهی بهتری را با بازپرداخت 40-30ساله پیشنهاد کردند
    در کنار این وام های دراز مدت، PCA نقش مشابهی د ر اعطای وام کوتاه مدت با درصدهای پائین تر و مدت بازپرداخت طولانیتر درمقایسه با سایر بانک ها یا سازمان اعطا کننده ی وام کوتاه مدت دیگر ، بازی میکردند .
    وام دهندگان خصوصی ازطریق ایجاد سوندیت های ویژه ای که علاقه را نسبت به وام های بانک فدرال کاهش میداد وارد بازار رقابت با سایر بانکها و مراکزعمومی شدند. از آنجا که سوندیت های بانکی محلی تا 1940 ادامه یافت. کسی باید پیش بینی می کرد که وام دهندگان خصوصی می توانند این مشکل را به سادگی با ترک وام دهی به کشاورزان حل کنند .
    این شرکت ها ابتدا قوانین و مقررات وام دهی را با وام دهندگان عمومی مطابق ت دادند ، آنان مدت بازپردخت وام مالشان را طویل کردند .
    هم چنین تاکتیک های سازماندهی خود را توسعه دادند. انجمن بیمه ی عمر نیویورک از این تقسیم و افتراق بین بانکها و شرکتهای بیمه سود بردند.
    شرکتهای بیمه روی فروش ملک بازپرداخت طولانی مدت تمرکز کردند. در حالیکه بانک ها روی وام های کوتاه مدت تمرکز کردند. به طور منصفانه یک نقشه ی رسمی ایجاد شد که طبق این نقشه یک بانک می تواند با شرکت بیمه به منظور ایجاد امکان هم وام های کوتاه مدت و هم وام های بلند مدت همکاری کند. بدین ترتیب لازم نخواهد بود کشاورزان به وام دهندگان مختلفی مراجعه کنند و می توانند فقط با بانکهای محلی خود کارکنند .
    تاکتیک های وام دهندگان خصوصی موثر واقع شد : وام دهندگان خصوصی شرکت بازار وام دهندگان عمومی وخصوصی شدند. اما از دیدگاه کشاورزان ، آنان انتظار داشتند که وام دهندگان به طور رقابتی با یکدیگر وام هایی بهتری به کشاوران اعطا کنند. به تغییرات موجود درعرصه وام طی سالهای قبل و بعد از تنگنای اقتصادی دقت کنند. دهه ی 1920 به جز بانک محلی فدرال وام دهندگان به ندرت وام های با بازپرداخت طولانی مدت و با وعده بیش از 10سال اعطا میکردند .
    برعکس بعد از سال 1948 وام دهندگان فدرال و هم شرکت های بیمه ، وام های به طور متوسط 15 ساله یا حتی بیشتر اعطا کردند .
    به علاوه تعداد بیشتری از کشاورزان این نوع وام ها را دریافت میکند و وام های آنان ندرتا بازپرادخت طولانی ( بیش از 10سال ) داشت. بعد ازجنگ جهانی دوم نصف خریداری ملک با احتساب (mortgage) در این گروه قرار میگرفتند .
    بنابراین کشاورزان کاهش وام ها را پذیرفتند یا اینکه آنان توانستد از وامها برای استفاده جهت منابع گران مثل خرید مشاین آلات یا لوازم بیوشیمیایی استفاده کنند
    بدهی های کلی زارعت همانگونه که درانتهای این مقاله محاسبه شده است مابین سالهای 1970-1940 سه برابر شد. هم چنین کشارزان در سال های 1970 تا 6710 درآمد خود را برایپرداخت های نقدی اختصاص دادند .در حالیکه در 1940، مقدار %50 درآمد کشاورزان بود ( جدول 1)
    از آن جایی که کشاورزان علاقه ی خود نسبت به وام گرفتن را از بین نبردند ، باید پیش بینی می شد که آنان به شرط میزان بالای افت کارمزد وام می گیرند اما همان گونه که در شکل 1 مشاهده می کنید میزان افت کارمزد ناچیز بود .
    در شرایط عملی کشاورزان برای فرار از دست دادن ملک هایشان باید ارزیابی های با ارزش تری انجام میدادند این تنظیمات بر حسب تصادف ایجاد نشدند .
    به علاوه درسالهای بعد ازجنگ جهانی دوم این تنظیمات از بین رفت. ریسک های مالی کمک کرد اولین عامل موثر تعاونی وام کالا (CCC) بود اطمینان در CCC ( تعاونی وام کالا ) – نقش CCC در بازار کالا طی جنگ جهانی دوم شکل گرفت .
    در حالی که قسمت ها به سرعت طی جنگ افزایش یافت کشاورزان در مورد این که بعد ازپایان جنگ چه اتفاقی خواهد افتاد نگران بودند.
    آنان نگران بودند که همانند دوران پس از پایان جنگ جهانی اول افت قیمت ها باعث ایجاد بحران وام خواهد شد. کشاورزان درصدد دفاع کنگره برای اطمینان افت قیمت ها در 2 سال بعد از جنگ برآمدند این فقط آغاز بود. در 25 سال بعد ازسال 1940 تا انتهای 1960 به موازات افزایش عرضه ، تقاضاها و قیمت ها، کاهش یافتند کنگره از CCC برای ایجاد اطمینان که قیمت ها افت نخواهند کرد، استفاده کرد .
    آنان همچنین از برنامه ی کنترل زمین ها و املاک به منظور کاهش افزایش قیمتها استفاده کردند. نتایج این سیاست کلی قابل توجه بود .
    هیچ کس به افت قیمت ها در یک دوره ثابت به صورت پابر جا فکر نمی کرد. از زمانیکه قیمت ها شروع به افت کردند CCC آهسته تر عمل کرد و بنابراین بخشی از ریسک های مالی را از طریق ایجاد یک بازار مطمئن تر از بین برد .
    اثر مستقیم تنظیمات در سوبسیدی کردن درآمدهای کشاورزی خود را نشان داد .به طور دقیق امکان تعیین وسعت سوندیت های بازار امکان پذیر نیست .
    دردهه 1950 ، CCC مسئول افزایش حداقل 15% قیمت ها و شاید 50% بالای سطوح قیمتهای بازار است که اگر اختلاف دولت نبود شاید این افزایش قیمت ها وجود نداشتند. در دهه ی 1960 در حالیکه CCC میزان وام های خود را کاهش داد USDA درآمد زراعت را به طورمستقیم سوبسیدی کرد .
    بدین ترتیب USDA به کشاروان مبالغی را اعطا کرد ، تا زمین هایشان را از محصولات نقدی به محصولات حفظ کننده ی خاک انتقال دهد. این پرداخت ها به منظور انتقال باعث افزایش زیادی درقیمت های حقیقی محصولات شدند.
    از سال 1972 -1963 پرداخت های انتقالی قیمت ذرت را از 14 - 42% و قیمت گندم را از 60%-33 افزایش دادند. قیمت های پنبه 75%-45 افزایش یافت. با افزایش درآمد کشاورزان با چنین سوندیت هایی ، ریسک های مالی کشاورزان سبک تر شدند .
    به طور اشکار آنان به کشاورزان از طریق پرداخت حق الزحمه کمک کردند . پرداخت های مستقیم دولت مسئول 4/5 درصد افزایش درامد آشکار کشاورزان بود ( در دهه ی 1960) در سوندیت های غیرمستقم درامد کشاورزان را به میزان بیشتری افزایش داد.
    یا بعبارت دیگر طی دهه ی 1960 ، پرداخت های مستقیمی دولت به تنهایی مسئول همان درصدی از افزایش درآمد کشاورزان شدند که کشاورز آن را برای پرداخت های سالانه خود اختصاص میداد. سوندیت های همچنین در کاهش زحمت و بار مربوط به دارایی ها ی کشاورزان موثر بودند. قسمت اعظم دارایی ها را زمین کشاورزی مزرعه تشکیل می دادند که ارزش آنها از طریق درآمد مورد انتظار یک کشاورز تخمین وتعریف میشود
    به موازات تنظیماتی که افزایش تولید محصول باعث افزایش در آمد کشاورزان شد این درآمدها ارزش زمین را نیز افزایش داد. ارزش بیشتر مزرعه به معنی دارایی و ملک بیشتر بود .
    به عبارت دیگر دارایی بیشتر باعث ایجاد توازن و تعادل دربخشی از افزایش در بدهی های موجود شد . یعنی زمانیکه بدهی هایی که زراعتی سه برابر شده بود دارایی های کشاورزان نیز دو برابر شده بود .
    هرچند سوالاتی در مورد سوندبیت های وجود دارد ، تنظیمات قیمت ها ،نتایج مالی را در راستای تلاش های ثابت کننده ی CCC را کاهش دادند. از لحاظ تکنیکی از زمانی که کشاورزان قسمت اعظم درآمدهایشان رابه پرداخت مالیات اختصاص دادند حساسیت خود را نسبت به افزایش و کاهش قیمت های بازار افزایش دادند .
    اگر قیمت ها سریعا افت می کردند کشاوزان درتامین نیازهایشان دچار مشکل نقدی می شدند. هر چه مقدار پول نقد کشاورزان کاهش پیدا میکرد ورشکست شدن آسانتر می شد. اما کشاورزان از این نتیجه با پیشگیری CCC از کاهش شدید قیمت ها جلوگیری می کردند البته که قیمت کالاها اندکی پائین امد .
    در حقیقت قیمت ذرت ، پنبه و گندم ( که با تورم مطابقت داده شده بودند ) در 25 سال بعد از جنگ جهانی دوم بیشتر از 40 درصد کاهش یافت . اما CCC این اطمینان را بخشید که هیچ کاهشی، شدید یا ناگهانی نخواهد بود بنابراین در حالی که کشاورزان اطمینان و امنیت خود را به شرط تعادل بین درآمد و هزینه های نقدی کاهش دادند CCC اطمینان بخشی کرد که هیچ کاهش ناگهانی در درامدهای نقدی آنان نخواهد بود. سپس FCA و CCC ظرفیت تک تک کشاورزان را برای تعادل بخشیدن و به کار بردن عملیاتشان به منظور دستیابی به زمین و تکنولوژی بهتر بالا بردند . بدین ترتیب آنچه که USDA « کشاورزان بازرگانی » می خواند از آنچه که « کشاورزان غیر بازرگانی » می خواند به طور فزاینده ای متمایز شد . دردهه ی 1970 کشاورزان بازرگانی(یعنی آنهایی که بیش از 000/40 دلار در فروش سالانه کسب می کردند ) نسبت بدهی / دارایی 2برابر کشاورزان غیر بازرگانی داشتند . به طور مشابه آنان ریسک بیشتری در نسبتی از درآمد خود که به پرداخت ها وهزینه های نقدی اختصاص داده بودند، داشتند .
    در حالی که یک کشاورز متوسط 67% از درآمد نقدی خود را به پرداخت هزینه های نقدی از 1970-1960 اختصاص میداد ، میان کشاورزان با فروش 000/100 دلار یا بیشتر هزینه های نقدی بین 86% -81 درآمدنقدی بود .
    این اهرم مالی نقش بسیار مهمی در انقلاب تولید کشاورزی داشتند.
    برای رسیدن به درآمدهای سریع هزینه ی تولید ، کشاورزان منابع گرانی را تهیه کردند ( زمین کشاورزی ، ماشین الات و لوازم بیوشیمایی ) به طور مثال ما بین سالهای 1970 - 1940 ، کشاورزان مصرف دانه ها یا آفت کش هایشان را 3 برابر کرده بودند.
    تعدادی ماشین آلات و لوازم کشاورزی با درصد 3% 30 سالانه طی همان دوره افزایش یافت و باعث ایجاد درآمدهای معادل 7/11 بیلیون دلار شد . بعلاوه چنین دست آوردهایی میان کشاورزان بازرگانی اتفاق افتاد . در حالیکه آنان کم تر از 4/1 کل کشاورزان را دردهه ی 1970 تشکیل می دادند .
    ولی بیشتر از 4/3 تمام غذا را تولید میکردند به علاوه چنین درصدها و نتایج بزرگی در بازده این کشاورزان مسئول بسیاری از دست آوردها در تولیدات کشاورزی بودند .
    درحالیکه کشاورزانی که ازسیستم مالی وام گیری استفاده می کردند ، با استفاده از این روش از شکست مالی پیش گیری کردند و دستاوردهای جدید در محصولات و تولیدات به دست آوردند .هزاران خانواده نیز طی این مرحله کشاورزی را رها کردند .
    اما چه اتفاقی برای این گروه افتا د ؟
    جمع کردن تجارب گوناگون کشاورزان دراین مقاله مشکل است. دربعضی ازبخش ها مثل جنوب ، کشاورزان به طور واضح ازمزراع خارج شدند برخی ازکشاورزان نیز وارد شغل های پردرآمدتر دیگری شدند .
    اما درمورد کشاورزانی که از بانک ها وام گرفته بودند ، ABA ( انجمن بانکداران آمریکا) و بخش وام این انجمن ، خلاصه ای از انچه را که اتفاق افتاد ، ارائه کردند. بانکداران انتظارداشتند که مابین 4-3 درصد از افرادی که از بانک وام گرفته اند به خاطر فشارهای مالی شغل خود را رها کنند بعد از طی شدن این دهه مشخص شد که این درصد رقم بزرگتری است و در حدود 30% وام گیرندگان می باشد .
    چرا باید کشاورزان شغل خود را ترک می کردند ؟
    بانکداران دلایل مختلفی رابیان کردند ،شاید آنان درگیر فشار قیمت – ارزش یا فشار سود و منفعت شده بودند . این آنالیز مطرح کننده ی آن است که مزارع کوچک ، به ویژه حفظ شده بودند ، چرا که اندازه ی کوچک آنان مانع ازتجمع نیازهایی از قبیل ماشین آلات و ... بود. طی جریانات 1965 ، ABA دریافت که کشاورزانی که شغل خود را ترک کرده بودند ،74 درصد درآمد آشکار زیر 000/10 دلارداشتند. باز هم ترک کردن شغل به معنای ورشکست شدن نبود .
    یک کشاورز ( بنا به گزارش USDA می توانست به طور ارادی مزرعه اش را بفروشد. منحنی های USDA مشخص می کند که بسیاری از کشاورزان از این روش استفاده کردند.
    درحالیکه میزان تملک املاک کشاورزان توسط بانک به 2 مزرعه درهر1000 مزرعه افت کرده بود ، فروش ارادی به طور متوسط شامل 30 مزرعه در هر 1000 مزرعه سالانه ، درسالهای بعد از جنگ بود ( دردهه ی 1940 )
    آنچه که درمورد فروش های ارادی آشکاربود، این است که آنان با توجه به افزایش قیمت مزارع ، زمینهایشان را می فروختند. درسالهای قبل یعنی دهه ی 1920 و 1930 مقدار زیادی از فروشها همراه با بحران های مالی بود .
    در این زمان ها ، کشاورزان مزارع خود را به قیمت های پایین فروختند یا از دست دادند . اما درسالهای بعد ازجنگ به خاطر دستاوردهایی در تولیدات و سوبسید های دولتی قیمت زمین ها افزایش یافته بود .
    درحالیکه یک استرس و رفتار ناشی از کمبود سود و منفعت کشاورازان را مجبور به ترک کرده بود ، این کشاورزان میتوانستند با فروش مزرعه شان سود خوبی به دست آورند البته این یافته بدین معنی نیست که الزاما کشاورزان علاقه به فروش مزرعه داشتند .اما این مسئله درتوضیح این که چرا ترک کشاورزی دردهه ی 1960 و 1950 توجه کمی جلب کرد کمک کننده است .
    نوآوری در کشاورزی :
    من نمی خواهم از تجربه ی کشاورزان آمریکا برای انعکاس عقیده ی نوآوری و ابداعات استفاده کنم . نگاهی به مقالات سال گذاشه نشانگر محبوبیت نوآوری می باشد : یک سوم (8 عدد ) از مقالات ( از 22 مقاله ) از کلمه نوآوری درعنوان خود استفاده کرده اند .
    علی رغم این که موضوعات متفاوت هستند ولی درهمه آنان نوآوری در عرصه تمرکز کرده بودند . این موضع به نظر من نشانگر جدایی از محتوای خود کلمه ی ابداع است . اخیرا توسط ژوزف شومپتیر Joseph Schumpiter بیان شده است .
    شومپتیر دوفاز را در پروسه ی نوآوری مشخص کرد. یک فاز مربوط به ارزشهای سازنده ای بود که مربوط به افرادی بود که با اتکا به منابع مالی خود محصولات یا پروسه های جدید ی را ایجاد کردند. فاز دیکر ، که شومپیتر آن را سیکل تخریب خلاق می نامد ،
    دو علت قطعی رشد اقتصادی بود. این پروسه از طریق گسترش تکنولوژی به اقتصاد ظاهر شد و به طور نسبی تولید کنندگان با کفایت رقیبان بی کفایت خود را از صحنه رقابت حذف کردند .
    احساس من این است که مورخان اقتصادی و بازرگانی خود را در یکی از این دوفاز ( فاز اولی ) وارد کرده اند که این موسسات یا تعاونی ها باعث پابرجا ماندن رشد طولانی مدت عرصه کشاورزی و اقتصادی شده اند. یک مثال آشکار نیاز فوری به آزمایشگاه های تحقیق صنعتی است. سوالاتی در این زمینه باقی می ماند که برخی ازآنان عبارتند از این که :
    چگونه تکنولوژی بدین سرعت وارد یک عرصه شد یا اینکه چگونه یک عرصه یا زمان دهی درونی خود را تغییر می دهد یا اینکه چگونه یک عرصه، وزنه محصولات خود را به مشتریان می فروشد . علایم چنین تمرکزهایی روی این سوالات عباراتی نظیر نوآوری تکنولوژیک یا نوآوری در سازماندهی رابه وجود می آورد .
    مشکل من با این رویکرد ناکامل بودن آن است . این رویکرد شامل وسعت انتشار محصولات یا خدمات در عرصه کشاورزی نمی باشد .
    نوآوری درزراعت به سادگی توسعه یا ایجاد یک مصحول یا خدمت منحصر به فرد نیست .تکنولوژی عظیمی از دانشگاهها و کارخانجات صنعتی وارد عرصه شده است .نوآوری در کشاورزی روی انواع فروشگاهها و سازمان هایی که اجازه ی انتشار سریع محصولات جدید را دادند و درعوض باعث به دست آوردن دستاوردهای بزرگ شدند متمرکزشده است .
    این یافته ،مرا به سوی عقیده ی سیکل سازنده – تخریبی شومپتر سوق داده است در حالیکه شومپیتر روی نقش واسطه ها و ... در پیش رفت این سیکل سازنده - تخریبی ( مصرفی ) تاکید کرده است. من ارزیابی می کنم که چگونه فروشگاه ها و سازمان ها درایجاد یک محیط مناسب الگوهای تولیدات کشاورزان نقش ایفا میکند .من همچنین نقش هر واقعه ی تاریخی راکه به وضعیت مالی شکل میدهد را نیز بررسی می کنم. این وقایع تاریخی نه تنها برکشاورزان موثر بوده است بلکه بر وام دهندگان، تولید کنندگان و تنظیم کنندگان نیز موثر بوده است .
    CCC از دست رفتن املاک کشاورزان را دراثر بحران مالی کشاورزان کاهش داد. بنابراین درحالیکه زراعت به عنوان یک صنعت شدید رقابتی از دیدگاه کشاورزان برای تنظیمات ایجاد شده باعث تحت تاثیر قرار گرفتن فروشگاهها و بازار کار شد ،باعث شدکه کشاورزان بیشتری دراین رقابت شرکت کنند و این شرکت از طریق استفاده بیشتر تکنولوژی صورت پذیرفت . این کار گروهی مسئول پروسه دسته بندی میان کشاورزی امریکا باشد که تقریبا مهمتر از با سیکل سازنده - مصرف کننده ی شومپیتر است.
    کشاورزانی که دستاوردهای بزرگی درتولید محصولات به دست آوردند ، باعث پایه گذاری چیزی شدند که شومپیتر آن را سیکل تولید کننده یا سازنده در نواوری می نامد .
    این کشاورزان درمورد ظرفیتشان ،در مورد استفاده از ماشین الات درمزارعشان نیز بدین ترتیب عمل کردند. هم از طریقدریافت وام و هم از طریق درآمدشان که به هزینه های نقدی اختصاص داده بودند .
    فاز تجربی یا مصرفی نشانگر هزاران کشاورز است که از صنعت کشاورزی خارج شدند و آن را ترک کردند. این پروسه هنوز به آنچه که شومپیتر پیش بینی کرده بود ختم نشده است.
    کشاورزانی که ماشین الات خود را افزایش دادند از ورشکسته شدن پیشگیری کردند. چرا که آنان بدهی های زیاد خود را با مال بسیار با ارزش تری متعادل کردند. به علاوه بر این کشاورزان در برابر کاهش ناگهانی قیمت ها ،زیر قیمت تولید کالا در معرض ریسک کمتری بودند.
    کشاورزانی که نقشه ی دیگری برای مزارع خود کشیدند نیز از ورشکسته شدن نجات یافتند .بسیاری تغییر شغل دادن ها، دراین جا بازهم به نظر می رسد که تنظیمات نقش داشته اند. کشاورز انی که زمین های کوچکی داشتند در یافتند که به دست آوردن سود در این شغل به این صورت سخت تر به نظر می رسد و این کشاورازن افرادی بودند که به طور ارادی زمینهایشان رافروختند.
    به علاوه برخلاف سال های قبل که کشاورزان مجبور به فروش زمین هایشان شدند ، وضعیت بحرانی و قیمت ها پائین بودند. درسالهای بعد ازجنگ کشاورزان زمینهایشان را با قیمت های بالایی فروختند. این پروسه دسته بندی آن گونه که شومپیتر ادعا می کند توسط واسطه ها تشویق نشده است . بلکه این پروسه آشکارا از ایجاد تکنولوژی نمایش شده است. به علاوه تنظیمات باعث ایجاد شرایط دینامیکی در فروشگاه های شده بود که این موضع باعث تحریک سرمایه گذاری درتکنولوژی و خرو ج کشاورزانی کم قدرت از عرصه کشاورزی شد .
    نتیجه گیری:
    همان گونه که از متن نیز بر می اید تنظیمات جدید معاملاتی ، چگونگی مصارف کشاورزان را قبل و بعد ازتنگنای اقتصادی بازار یابی کرد و تغییر داد. به خاطر رقابت بین وام دهندگان خصوصی و عمومی ، کشاورزان فرصت های جدیدی برای استفاده از وام های مالی آنان در مزرعه یا درعرصه کشاورزی به دست آورند.
    CCC از دست رفتن املاک کشاورزان را دراثر بحران مالی کشاورزان کاهش داد. بنابراین درحالیکه زراعت به عنوان یک صنعت شدید رقابتی از دیدگاه کشاورزان برای تنظیمات ایجاد شده باعث تحت تاثیر قرار گرفتن فروشگاهها و بازار کار شد ،باعث شدکه کشاورزان بیشتری دراین رقابت شرکت کنند و این شرکت از طریق استفاده بیشتر از تکنولوژی صورت پذیرفت.
    منابع مورد استفاده:
    Induced Innovation in U.S. Agriculture, [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]-
    Washington State University - School of Economic Sciences
    - [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    http://knowledge.cta.int/en/Dossiers/Demanding-Innovation/Indigenous-Knowledge-Systems/Articles/Indigenous-Knowledge-and-Agricultural-Innovation

  6. تشكر از اين پست


  7. #4
    متخصص زراعت و اگرواکولوژی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    8393
    پست ها
    6,529

    Post باغچه برقی برای پرورش سبزیجات

    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    تا حالا باغچه برقی ديده بودید؟ آنچه که در تصوير مشاهده می کنید يک باغچه قابل حمل برقی، ويژه پرورش سبزيجات است. البته از این باغچه های مصنوعی کم نداریم اما این یکی مشخصات جالبی دارد. هدف از ساخت آن رستوران ها و فروشگاه های غذا است تا بتوانند خودشان سبزی مورد نیازشان را به سرعت تولید کنند و همیشه سبزی تازه سرو کنند.
    نام این دستگاه Chef's Farm بوده و محصولی از کارخانه Dentsu Facilitiy می باشد که در نمايشگاه تکنولوژی و ماشین آلات غذای 2010 در توکيو معرفی شده است. یکی از قابلیت های منحصر به فرد آن سرعت اش در پرورش گیاهان است. به گونه ای که سازندگانش ادعا می کنند با این باغچه برقی می توانید روزی ۶۰ عدد کاهو پرورش بدهید یعنی در سال بیش از ۲۰ هزار کاهو برایتان تولید می کند.
    این دستگاه دارای ۵ عدد بستر مغذی است که هر یک دارای طول 2.7m و عرض 1.2m می باشد. هر یک از این بسترهای مغذی در قابی فلزی جای می گیرند و تخم گیاهان روی آن پاشیده می شود.
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    سپس اين قاب های فلزی در زير تابش 12 عدد لامپ 40 واتی فلوروسنت شرایط را برای رشد و پرورش سبزیجات فراهم می کند. ضمن اینکه دما و نور جهت پرورش تخم هر یک از سبزیجات برای هر طبقه از این دستگاه قابل کنترل می باشد. بنابراین می توان روی هر طبقه یک سبزی متفاوت پرورش داد.
    اين دستگاه به پمپ مکش هوا جهت شستشو و ميکروب زدایی فضای داخلی نیز مجز است و از تابستان 2010 با قیمت 90 هزار دلار در بازار ژاپن به فروش می رسد. قیمت اش بسیار گران است اما سازندگان می گویند سرعت این دستگاه در پرورش سبزی سبب می شود که پول خودش را طی ۵ سال در بیاورد. البته آنها احتمالا قیمت سبزی را بر اساس نرخ ژاپن حساب کرده اند. چرا که آنجا قیمت میوه و سبزی بسیار گران است.

  8. تشكرها از اين پست


  9. #5
    متخصص زراعت و اگرواکولوژی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    8393
    پست ها
    6,529

    Post اثرات و کاربردهای سوزاندن مواد گیاهی در سیستم های کشاورزی

    بقای بشر مستلزم بقای گیاهان در طبیعت است . بشر همواره در پی ایجاد شرایط مناسب برای ادامه حیات خود بوده است . و بنابراین مدیریت بقایا را که شامل روشهایی است که پس از خاتمة دورة رویشی گیاه و برداشت محصول بر روی بقایای باقی مانده محصول اعمال میشود را مورد بحث قرار می دهیم . مدیریت بقایا طرز رفتار با پس مانده های محصول برداشت شده است که توسط روشهایی روی بقایا اعمال میشودکه این روشها عبارتند از:جمع آوری ، شخم زدن و دیسک زدن و دفن کردن بقایا ، باقی گذاردن بقایا و سوزاندن .

    سوزاندن یکی از معمولترین روشهای مدیریت بقایاست که ممکن است بصورت توده گیاهی در یک محیط بسته و یا در فضای آزاد صورت گیرد . سوزاندن با استفاده از مواد نفتی و آتش زدن آنها و نیز با بهره گیری از انواع شعله افکنهای دستی و موتوری صورت می گیرد . سوزاندن بقایا سبب آزاد شدن مواد معدنی نظیر کلسیم ، منیزیم ، فسفر و پتاسیم از بقایا ، کمک به استقرار بهتر بذر در بستر کاشت و ایجاد یک پوشش گیاهی یکنواخت و پرپشت ، افزایش رطوبت خاک ، بهبود بازدهی مصرف آب و کاهش دمای خاک ، کاهش تبخیر و روان آب و در نهایت افزایش عملکرد گیاهان میشود . از پیامدهای سوزاندن میتوان به کاهش ماده آلی و دگرگونی شرایط فیزیکی و میکروبیولوژیک خاک در بلند مدت، افزایش خطر آبشوئی و فرسایش، تلفات نیتروژن ، کربن ، گوگرد و غیره از طریق تصعید،پراکندگی سموم شیمیایی در هوا، آسیب به لایه ازن و متعاقب آن زیان گیاهان و انسان، به وجود آمدن بارانهای اسیدی، بروز سرطان در انسان، افزایش انتقال و انتشار بیماری های واگیردار و بروز تنگی نفس (آسم) و سایر بیماری های تنفسی اشاره نمود. همچنین سوزاندن باعث میشود که مواد آلی خاک سریعاً تبدیل به خاکستر شده و در نهایت عناصر غذایی نظیر K,Mg,Ca,P,N از آن استخراج شود . خاکستر به جا مانده به راحتی در معرض فرسایش آبی و بادی قرار گرفته و ممکن است از دسترس گیاه خارج شود . در ضمن کلش سوزی قبل از آبیاری و شخم نسبت به بدون کلش سوزی و بدون شخم موجب افزایش بیشتر هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک در طول فصل رشد میشود . سوزاندن بر روی بیماری های گیاهی از جمله پوسیدگی ساقة برنج (Magnaporthe Salvinii) ، سبز شدگی مرکبات (Greening) ، پوسیدگی طوقه گندم (Fusarium graminearum) ، سفیدک داخلی سیب زمینی (Phytophthhora infestans) ، پوسیدگی اسکلروتینایی در یونجه (Sclerotinia sclerotiorum) ، بلایت ساقه مارچوبه (Phomopsis spp) ، پوسیدگی ساقة گندم (Fusarium graminearum) ، نماتد گره ریشه (Meloidogyne) ، ارگوت (Claviceps purpurea)و نقره ای شدن برگ (Leptopterna dolabrata)و سایر بیماریهای برگی در چمن ، سیاهک هندی گندم (Tilletia indica) ، لکه چشمی گندم (Cephalasporium gramineum) و... تاثیر دارد . و همچنین سوزاندن بر روی آفاتی از جمله سرخرطومی برگ یونجه ، لارو زنبور ساقه خوار غلات و ... هم موثر است .

    سوزاندن دراز بین بردن علفهای هرز دارای ساقه خشبی و نیمه خشبی که با روشهای شیمیایی کنترل نمی شوند ، کنترل علفهای هرز در مناطقی نظیر جاده های شنی و کنار ریل های راه آهن ، که استفاده از سایر روشها امکان پذیر نیست ،کنترل انتخابی علف های هرز بین ردیف های درختان در باغات ، جنگل های کاج و بین ردیف های کاشت برخی گیاهان زراعی نظیر پنبه ، ذرت و ذرت خوشه ای ، که ساقه نسبتاً بلند و ضخیم داشته و تعداد برگ در قسمت های تحتانی ساقه کم تر است، کنترل علفهای هرز کنار مسیرهای آبیاری ، کنترل علفهای هرز زمین های تحت آیش و ... موثر میباشد .



    با توجه به مضرات حاصل از سوزاندن بقایای گیاهی بخصوص کاه و کلش که در کشور ما نیز به ویژه در شمال کشور به منظور آماده سازی زمین برای کشت دوم انجام میپذیرد به نظر میرسد احیاء فن آوری و مدیریت بقایای گیاهی بعنوان یکی از راهکارهای مهم در جهت حفظ پایداری اکولوژیک مزارع ضروری باشد . از جمله فن آوری های موفق میتوان به سیستم های خاک ورزی حفاظتی اشاره نمود . در این خاکورزیها که شامل روشهای بدون خاکورزی (No-tillage) و خاکورزی حداقل (Minimum tillage) نیز میگردد بقایای گیاهی در سطح خاک باقی مانده یا مقادیری از آن در خاک دفن می گردد و با این عمل بسیاری از مضرات سوزاندن بقایای گیاهی به خصوص کاه و کلش تخفیف مییابد .

    بقایای گیاهی کاربردهای فراوانی دارد که از آن جمله میتوان به ایجاد پناهگاه برای موجودات ریز خاکزی، موانعی در مقابل قطرات باران، تأمین غذای دام، مصارف سوختنی و اصلاح خاک اشاره نمود. آتش زدن یک عمل سریع و حاد برای تغییر محیط است. این عمل در اکوسیستم های طبیعی و اکوسیستم های تحت مدیریت انسان می‌تواند از قدرت تخریبی و آلوده کنندگی بسیار زیادی برخوردار باشد و یا ابزار مدیریت به حساب آید. مدیریت بقایا شامل روشهایی است که پس از خاتمة دورة رویشی گیاه و برداشت محصول بر روی بقایای محصول اعمال میشود و جهت نیل به اهداف و مقاصد خاص و متنوعی صورت می‌گیرد. این روشها عبارتند از جمع آوری، شخم زدن، دیسک زدن، دفن کردن، سوزاندن و همچنین دست نخورده گذاشتن بقایا. سوزاندن بقایا یکی از معمولترین روشهایی است که بدین منظور مورد استفاده قرار می‌گیرد و بصورت آتش زدن یک توده گیاهی در محیط بسته و یا در فضای آزاد صورت گیرد. سوزاندن با استفاده از مواد نفتی و آتش زدن آنها و نیز با بهره گیری از انواع شعله افکنهای دستی و موتوری صورت می‌گیرد.

    موارد کاربرد سوزاندن مواد گیاهی

    الف – از بین بردن بقایای مزاحم و تخلیه زمین برای کشت بعدی

    ب – کنترل آفات بندپا در گیاهان

    در این زمینه این روش برای کنترل آفت سرخرطومی یونجه موثر گزارش شده است. عملیات سوزاندن با تمهیدات و روشهای مطلوب در آینده می‌تواند بطور قاطع و اقتصادی، چین اول یونجه را از خسارت آفت مذکور نجات بخشد و روی محصول چین های دوم به بعد یونجه نیز اثر مثبت به جای گذارد. زنبور ساقه خوار غلات پس از برداشت محصول بصورت لارو در داخل طوقه باقی می‌ماند لذا سوزاندن بقایای این مزارع پس از برداشت محصول همواره یکی از روشهای مورد بحث برای مبارزه با این آفت بوده است.


    ج - کنترل بیماری های گیاهی

    این روش به چند طریق از جمله سوزاندن بقایا، سوزاندن علف های هرز پناهگاه عوامل بیماریزا و میزبانان ثانویه و نیز از طریق از بین بردن بخش آلوده گیاهان مبتلا و یا کل گیاه و یا مواد گیاهی به دلایل قرنطینه‌ای می‌باشد. در این زمینه کنترل بیماری هایی از جمله پوسیدگی ساقه برنج، پوسیدگی طوقه گندم، سفیدک داخلی سیب زمینی، نماتد گره ریشه توتون، سیاهک هندی گندم و بیماری لکه چشمی گندم با استفاده از روشهای سوزاندن بقایا قابل دسترسی است. در مورد نماتدهای انگل گیاهی که اغلب در خاک بسر می‌برند، عنوان شده که هر چند آتش نماتدهای سطح الارض خاک را از بین می‌برد ولی گرما به لایه های پایین تر خاک به مقدار کافی نمی‌رسد تا انگل های ریشه را تحت تاثیر قرار دهد.

    د – کنترل علف های هرز شامل:

    1 - از بین بردن علفهای هرز دارای ساقه خشبی و نیمه خشبی که با روشهای شیمیایی قابل کنترل‌‌نمی‌باشد.
    2 - کنترل علفهای هرز در مناطقی نظیر جاده های شنی و کنار ریل های راه آهن که استفاده از سایر روشها امکان پذیر نیست.

    3 - کنترل انتخابی علف های هرز بین ردیف های درختان در باغات و بین ردیف های کاشت برخی گیاهان زراعی نظیر پنبه ، ذرت و ذرت خوشه ای ، که ساقه نسبتاً بلند و ضخیم داشته و تعداد برگ در قسمتهای تحتانی ساقه کمتر است.

    4 - کنترل علفهای هرز کنار مسیرهای آبیاری

    5 - کنترل علفهای هرز زمین های تحت آیش

    6 - از بین بردن بقایای علف های هرز و بذور موجود در لایه های سطحی خاک
    اثرات سوزاندن بقایای گیاهی بر خصوصیات خاک های زراعی

    در بسیاری از مناطق غله خیز جهان بقایای غلات را پس از برداشت می سوزانند این عمل تاثیراتی را بر روی ویژگیهای فیزیکی ، شیمیایی ، بیوشیمیایی و میکروبی خاک بر جای میگذارد .

    در مورد ویژگی های فیزیکی خاک باید به این موضوع اشاره نمود که سوزاندن بقایای گیاهی باعث افزایش حساسیت به فرسایش و کاهش رطوبت خاک به هنگام کشت محصول جدید میگردد و برخی از آزمایشات هم نشان داده اند که با سوزاندن کاه و کلش ، وزن ظاهری و هدایت الکتریکی خاک افزایش و پایداری خاکدانه ها کاهش می یابد . در مورد ویژگی های شیمایی خاک هم باید به این امر اشاره نمود که سوزاندن بقایای گیاهی موجب افزایش ph خاک و کاهش ماده آلی خاک میشود . در مورد ویژگی های میکروبی و بیوشیمیایی خاک هم میتوان گفت که آتش زدن بقایای گیاهی در سطح خاک ، میکروارگانیسم های خاک را کاهش می دهد .

    مزایای سوزاندن مواد گیاهی

    اینکار سبب تبدیل سریع مواد آلی خاک به خاکستر و آزاد شدن مواد معدنی نظیر کلسیم، منیزیم، فسفر و پتاسیم از بقایا، کمک به استقرار بهتر بذر در بستر کاشت و ایجاد یک پوشش گیاهی یکنواخت و پرپشت، افزایش رطوبت خاک، بهبود بازدهی مصرف آب و کاهش دمای خاک، کاهش تبخیر و روان آب و در نهایت افزایش عملکرد گیاهان می‌شود. در ضمن کلش سوزی قبل از آبیاری و شخم نسبت به بدون کلش سوزی و بدون شخم موجب افزایش هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک در طول فصل رشد می‌شود.

    معایب سوزاندن مواد گیاهی

    از جمله پیامدهای نامطلوب سوزاندن می‌توان به کاهش ماده آلی و دگرگونی شرایط فیزیکی و میکروبیولوژیک خاک در بلند مدت، افزایش خطر آبشوئی و فرسایش، هدررفت نیتروژن، کربن، گوگرد و غیره از طریق تصعید، پراکندگی سموم شیمیایی در هوا، آسیب به لایه ازن و متعاقب آن آسیب به گیاهان و انسان، بوجود آمدن بارانهای اسیدی، بروز سرطان در انسان، افزایش انتقال و انتشار بیماری های واگیردار و بروز تنگی نفس و سایر بیماری های تنفسی اشاره نمود.

    نتیجه گیری

    با توجه به مضرات ناشی از سوزاندن بقایای گیاهی بخصوص کاه و کلش که در کشور ما نیز به ویژه در شمال کشور بمنظور آماده سازی زمین برای کشت دوم انجام می‌پذیرد، بنظر می‌رسد، احیاء فن‌آوری و مدیریت بقایای گیاهی بعنوان یکی از راهکارهای مهم در جهت حفظ پایداری اکولوژیک مزارع ضروری باشد. ازجمله فن‌آوری های موفق می‌توان به سیستم‌های خاکورزی حفاظتی اشاره نمود. در این خاکورزیها که شامل روش های بدون خاکورزی و خاکورزی حداقل می‌باشد، بقایای گیاهی در سطح خاک باقی مانده یا مقادیری از آن در خاک دفن می‌گردد. با این عمل بسیاری از مضرات سوزاندن بقایای گیاهی ‌تخفیف‌ می‌یابد. همچنین در مورد قوانین سوزاندن هم میتوان اشاره نمودکه در کشورهای اروپایی بعلت خطراتی که از سوزاندن متوجه انسان و محیط زیست میشود دولت تمهیداتی را بوجود آورده است که برای انجام عمل سوزاندن باید کشاورز از دولت مجوز دریافت نماید ولی در کشورهای آسیایی چون ایران دولت هیچگونه تمهیداتی را در نظر نگرفته است و کشاورز میتواتد بدون مجوز از سوزاندن استفاده نماید .

    منابع

    1 . امتیازی ، گ . 1381 . میکروبیولوژی خاک . انتشارات مانی . ص 1 .

    2. جعفرپور، ب . ع ، مهدیخانی . 1375 . نماتد شناسی گیاهی . انتشارات فردوسی مشهد . ص 314 .

    3 . دکتر محمد حسن راشد محصل، دکتر حمید رحیمیان، مهندس حمید بنایان. 1374. علفهای هرز و کنترل آن . انتشارات دانشگاه مشهد . ص 78 و 79 .

    4 . سید محمد رضا موسوی محمدی . 1380 . مدیریت تلفیقی علفهای هرز . نشر میلاد . ص 96 و 97 .

    5 . بحرانی ، ج ، 1377مدیریت بقایای گیاهی در سیستم های کشت آبی . پنجمین کنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران . انتشارات موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج . ص 30-

  10. #6
    متخصص زراعت و اگرواکولوژی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    8393
    پست ها
    6,529

    Post گیاهچه در حال رشد زیر نور مصنوعی و در محلول مایع در گلخانه ای که با کامپیوتر کنترل می شود ( حومه پکن)



  11. #7
    متخصص زراعت و اگرواکولوژی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    8393
    پست ها
    6,529

    پيش فرض

    جایگاه ایران در کشاورزی جهان


    براساس منابع سازمان خواربار جهاني ساختار اصلي توليدات كشاورزي جهان متكي بر 66 محصول كشاورزي شامل 41 محصول زراعي و 25 محصول دامي مي باشد. البته اين بدان معنا نيست كه تنها 66 محصول كشاورزي در دنيا توليد مي شود. بلكه اين تعداد محصول به عنوان محصولات اصلي در ساختار كشاورزي دنيا مطرح مي باشند. براساس اطلاعات موجود از بين 231 كشور دنيا، تقريبا 3/1 آنها در امر توليدات كشاورزي پيشتاز بوده به نحوي كه در توليد يك تا چند محصول كشاورزي، رتبه هاي اول تا دهم دنيا را به خود اختصاص داده اند در اين زمينه جمهوري اسلامي ايران از جايگاه مناسبي در توليدات كشاورزي دنيا برخوردار است.
    وضعيت كشاورزي در ايران از ديد آمار و ارقام:
    براساس اطلاعات فائو ( سازمان خاروبار جهانی) ، ايران در توليد يك سوم از تعداد محصولات اصلي دنيا داراي رتبه هاي اول تا دهم جهان بوده كه سهم محصولات باغي 15 و محصولات زراعي 7 محصول مي باشد.
    ايران با داشتن 15 محصول باغي مهم داراي مقام جهاني، از نظر تنوع توليد محصولات باغي، بعد از كشورهاي چين و امريكا، مشتركاً با تركيه رتبه سوم دنيا را از آن خود كرده است.از نظر صادرات محصولات كشاورزي ايرن نيز در صادرات 10 محصول داراي رتبه هاي اول تا دهم جهان است با اين توضيح كه براساس منابع فائو، تجارت جهاني محصولات كشاورزي دنيا متكي بر صادرات و واردات 35 محصول اصلي بوده و از بين كشورهاي جهان 64 كشور صادر كننده محصولات زراعي و 55 كشور صادر كننده محصولات باغي مي باشند.
    همچنين محصولات ارزشمند ديگري نظير زعفران، زرشك و زيره نيز در ايران توليد مي شود، كه به دليل قرار نگرفتن در شمار محصولات اصلي كشاورزي از نظر فائو، در اين طبقه بنديها لحاظ نشده است و ايران در واقع جزو بزرگترين توليد كنندگان دنيا در تعدادي از اين محصولات نيز مي باشد.
    كشاورزي در بسياري از كشورها محور توسعه قرار گرفته و در ايران نيز اين بخش از اهميت بسزايي برخوردار است. البته علي رغم همه تلاشها به دليل وجود مشكلات ساختاري، توسعه اين بخش با تنگناهايي مواجه است.
    از سوي ديگر كارشناسان معتقدند اين بخش مي تواند نقش عمده اي در رونق اقتصادي داشته باشد و محصولات آن مي تواند جايگزين مناسبي براي صادرات نفت باشد.
    پس از انقلاب اسلامي ايران هدف و تلاش مسئولان در اين راستا قرار گرفت كه كشور در توليد محصولات كشاورزي و بويژه محصولات راهبردي مانند: گندم به خودبسندگي كامل برسد. ولي در عمل با آغاز جنگ تحميلي، توان برنامه ريزي از برنامه ريزان بخش كشاورزي گرفته شد. در اين دوره با توجه به موقعيت ويژه كشور از نظر مخارج جنگ تحميلي، بازبخش كشاورزي به سبب دارا بودن پتانسيلهاي خود اتكايي به منابع داخلي توانست اين دوران بحران را به خوبي طي كند.
    پس از پايان جنگ و شرايط بحران نگاه مسئولان نظام به تدوين و به كارگيري برنامه هاي توسعه براي كل اقتصاد و بويژه بخش كشاورزي جلب شد. به طبع، با پيدا شدن اين تفكر كه بخش كشاورزي شرايط ويژه اي داشته و نيز در نظر گرفتن اين نكته كه در صورت به دست آوردن اطلاعات دقيق مي توان برنامه ريزيهاي دقيق كرد، روشهاي خاصي در برنامه ريزي در بخش كشاورزي ايران پديد آمد.


  12. تشكر از اين پست


  13. #8
    متخصص زراعت و اگرواکولوژی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    8393
    پست ها
    6,529

    پيش فرض

    بهترين زمان تهيه كود سبز

    گياه كودي انتخاب شده بايد در زمان گلدهي يا خوشه بستن به زير خاك برده شود. زيرا كه قبل از اين زمان، رشد و نمو قسمت هاي سبزينه اي گياه كافي نبوده و از برگرداندن آن ماده آلي زيادي به خاك اضافه نخواهد شد. كود سبز به منظور تقويت زمين از لحاظ مواد آلي غذايي مورد استفاده قرار مي گيرد كه بدين منظور گياهان، براي مدت زماني معين در مزرعه كاشته شده و بعد از رشد كافي به زمين برگردانده مي شوند.

    از گياهان زراعي گوناگون اعم از علوفه اي و بقولات مانند انواع شبدر، عدس، باقلا و ... و همچنين گياهان خودروي مانند ختمي، گل بنفشه، مرغ و حتي بعضي از اجزاي گياهي مانند ساقه و برگ سيب زميني و شلغم مي توان به عنوان كود سبز استفاده كرد.

    گياهاني براي تهيه كود سبز مناسب هستند كه:

    1- داراي رشد سريعي بوده ومدت كوتاهي زمين زراعي را اشغال كنند.

    2- پرشاخ و برگ، شاداب و سرشار از مواد غذايي باشد تا هم با سايه خود مانع سبز شدن بذر علف هاي هرز شوند و هم زير خاك بردن آنها به سادگي انجام گيرد.

    3- كم توقع بوده و براي حداكثر رشد خود به كود حيواني يا شيميايي كمتري احتياج داشته باشند.

    4- نياز آبي آنها بسيار كم باشد كه اين ويژگي در مناطق گرمسيري و خشك اهميت بيشتري دارد.

    - مزاياي استفاده از كودهاي سبز

    1- تأمين ماده آلي: يكي از اثرات استفاده از كودهاي سبز تأمين ماده آلي خاك است، به خصوص زماني كه كود حيواني كافي در دسترس نبوده و يا بقاياي گياهي به جا مانده در زمين به حدي نباشد كه بتواند مقدار هوموس خاك را در حد مطلوبي نگاه دارد. پس از برگرداندن كود سبز در خاك، هم قسمت هاي هوايي و هم ريشه هاي آن پوسيده شده و ماده آلي خاك را افزايش مي دهد. كود سبز در زمين هاي سبك (شني) ايجاد چسبندگي مي كند و در زمين هاي سنگين (رسي) خاك را پوك و سبك مي كند.

    2- افزايش ازت: كود سبز علاوه بر كربن آلي، مقداري ازت آلي به خاك اضافه مي كند. اين مقدار ازت بر حسب شرايط، ممكن است ناچيز يا قابل توجه باشد. براي مثال چنانچه يك گياه لگومينه (گياهان خانواده بقولات) به خاك برگردانده شود، با توجه به اين كه بيشتر اين گياهان در شرايط مساعد، آمادگي و قدرت جذب و تثبيت ازت آزاد هوا را دارند. احتمال افزايش ذخيره ازت خاك زياد است، حال آن كه با برگرداندن گياهي غير لگومينه به خاك فقط در شكل ازت اوليه اك تغيير حاصل شده (ازت معدني به آلي تبديل مي شود) و در مقدار آن افزايشي به وجود نخواهد آمد.

    3- حفاظت خاك: در ماه هايي از سال كه خطر فرسايش خاك وجود دارد، براي آن كه خاك بي حفاظ نباشد، ازيك گياه پوششي استفاده مي شود. اين گياهان در مناطقي كه باران هاي زمستانه زياد است از نشست خاك هاي سنگين و همچنين از فرسايش خاك هاي سبك جلوگيري مي كند. اين گياهان در مناطق بادخيز با پوشاندن خاك،سرعت باد را در سطح كم كرده و خاك را در مقابل كنده شدن حفظ و در جاي خود نگه مي دارد. بهترين نمونه از گياهان پوششي، چاودار زمستانه و يولاف بهاره است.

    4- تأمين مواد بيوشيميايي خاك: كود سبز به عنوان ماده غذايي مورد استفاده ميكروارگانيسم هاي خاك قرار مي گيرد و گاز كربنيك، گاز آمونياك، تركيبات نيتراته و بسياري از تركيبات ساده و پيچيده ديگر را توليد كرده و مورد استفاده نباتات زراعي قرار مي دهد.

    - روش هاي كشت كودهاي سبز

    كودهاي سبز را بر حسب شرايط مختلف مي توان به طور كلي به دو صورت اصلي و في مابين كشت كرد. از جمله مزاياي انتخاب روش صحيح كشت اين است كه هم از فاصله زماني موجود عد از برداشت و كاشت نباتات زراعي استفاده بيشتر شده و هم از خاك و از رطوبتموجود در آن به طور كامل استفاده مي برند و ادوات و ماشين آلات كمتري هم به كار گرفته مي شد.

    منظور از كشت اصلي آن است كه، مانند گياهان زراعي، كود سبز هم در فصل معين و به صورت يك زراعت اصلي يا تنها كاشته شود. زمان كشت اصلي مي تواند پاييز و يا در بهار باشد. جز در مورد گياهاني مثل ذرت، ذرت خوشه اي و يا يونجه كه در بهار كشت مي شوند، كشت ديگر كودهاي سبز در پاييز انجام مي گيرد.

    قابل ذكر استدر مواردي كهاز كشت يك كود سبز نتيجه مطلوبي به دست نمي آيد، توصيه مي شود كه دو گياه را به صورت مخلوط با هم به عنوان كود سبز كشت كرد. لازم است كه اين دو گياه از نظر خصوصيات زراعي مثل رشد و نمو شاخه، برگ و ريشه و همچنين خصوصيات آب و هوايي و نيازهاي غذايي هماهنگي خاصي با يكديگر داشته باشند. بهترين مثال از كشت مخلوط يولاف و نخودفرنگي و يا چاودار و ماشك است. كشت في مابين در فاصله زماني بين برداشت و كشت دو گياه زراعي متوالي انجام مي گيرد. اگر اين كود سبز بعد از يك گياه صيعي در اواخر تابستان يا اوايل پاييز كشت شده و دوران رشد آن تا زمستان يا حتي بهار سال آينده كه زمين براي زراعت گياه اصلي بعدي آماده مي شود، ادامه يابد به آنها كشت في مابين زمستانه مي گويند. مانند انواع غلات به خصوص جو، چاودار، ماشك گل خوشه اي، چچم ريشك دار، شبدر گل ميخكي و...

    اگر كود سبز در فاصله بين برداشت زراعت اصلي پاييزه سال قبل و كاشت زراعت اصلي پاييزه سال بعد كشت شود، به آن كشت في مابين تابستانه مي گويند. (كاشت در اواخر بهار و برداشت در اواخر تابستان يا اوايل پاييز) مانند انواع شبدر، شلغم، چغندر علوفه اي، ذرت خوشه اي و...

    - شرايط برگردندن كود سبز به زمين

    بهتر است كود سبز را پيش از برگرداندن، غلطك زده و اگر طول ساقه ها بلند است، آنها را درو كرد. در نتيجه ي اين عمل ساقه هاي بلند، روي زمين خوابيدهو زير خاك كردن آنها به وسيله گاوآهن آسانتر صورت مي گيرد. شخم بايد در جهت خط غلطك انجام گيرد زيرا در غير اين صورت گياه كاملاً دفن نشده و مقدار زيادي از آن در مجاورت هوا خشك شده و از بين مي رود.

    پس از شخم و دفن كود سبز بايد زمين را نيز غلطك زد تا با مساعد شدن شرايط تهويه زمين، پوسيدن كود تسريع شود. براي بهبود وضع تهويه در مناطق پرآب هم لازم است كه زمين زهكشي شود.

    در بعضي مواقع در صورت امكان مي توان كود سبز را در جايي كاشته و پس از برداشت آن را در جاي ديگري به زير خاك برد.

    منابع:

    1- سالار زيني، علي اكبر – حاصلخيزي خاك

    2- صالح راستين، ناهيد – بيولوژي خاك (موجودات خاكزي و نقش آنها در گسترش عناصر)

    3- شيباني، حسن – باغباني عمومي

    4- كريمي، هادي – زراعت و اطلاح گياهان علوفه اي

    5- موسوي، محمود و محمدحسين حيرتي – راهنماي استفاده از كودهاي شيميايي در گياهان زراعي ايران

  14. تشكر از اين پست


  15. #9
    متخصص زراعت و اگرواکولوژی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    8393
    پست ها
    6,529

    Google

    کاربردهای فناوری نانو در کشاورزی

    فناوري نانو هيچ زمينه علمي را به حال خود رها نکرده است . علوم کشاورزي نيز از اين قاعده جدا نيستند .تا به حال کاربردهاي متعددي از فناوري نانو در کشاورزي ، صنايع غذايي و علوم دامي مطرح شده است.
    رابطه ميان فناوري نانو وعلوم کشاورزي در زمينه هاي زير قابل بررسي است :
    1- نياز به امنيت در کشاورزي و سيستم هاي تغذيه اي
    2- ايجاد سيستم هاي هوشمند براي پيشگيري و درمان بيماريهاي گياهي
    3- خلق وسايل جديد براي پيشرفت در تحقيقات بيولوژي و سلولي
    4- بازيافت ضايعات حاصل از محصولات کشاورزي

    از بين تدابير موجود در مديريت آفات کشاورزي استفاده از آفت کش ها و سموم سريعترين و ارزان ترين روش براي واکنش به يک وضيت اضطراري است .



    روش هاي کنترل زيستي در حال حاضر بسيار هزينه بر هستند . در اين روش ها کنترل آفت از طريق يکي از دشمنان طبيعي آن آفت صورت مي گيرد . امروزه مصرف بي رويه آفت کش ها مشکلات زيادي را ايجاد کرده اند اين مشکلات شامل اثرات سوء بر سلامت انسان ( ايجاد مسموميت هاي حاد يا بيماري هاي مزمن ) ، تاثير اين مواد بر حشرات گرده افشان و حيوانات اهلي مزارع و همچنين ورود اين مواد به آب و خاک و تاثير مستقيم وغير مستقيم آن در اين نظام هاي زيستي مي باشد .


    مصرف بي رويه آفت کش ها محصولات کشاورزي را نيز به منبع ذخيره سم تبديل مي کند

    مهمترين سوال در زمينه استفاده از آفت کش ها اين است که :چقدر از اين سموم استفاده کنيم ؟



    استفاده از داروهاي (سموم) هوشمند در ابعاد نانو مي تواند راه حل مناسبي باشد . اين داروها که قابليت حرکت در گياه را دارند در بسته هايي که حاوي نشاني خاصي هستند قرار ميگيرند .برچسب نشاني يک کد مولکولي است که بر روي بسته نصب شده و به بسته اجازه ميدهد که به بخشي از گياه که مورد حمله عامل بيماري يا آفت قرار گرفته تحويل داده شود . اين ناقلين در ابعاد نانو همچنين داراي خود تنظيمي نيز مي باشند به اين معني که دارو فقط به ميزان لازم به بافت گياهي تحويل داده مي شود .
    دقت در رديابي بافت هدف و ميزان اندک اما موثر دارو باعث مي شود استفاده از سموم در کشاورزي به حداقل برسد .
    همه ما ميدانيم که پيشگيري بر درمان مقدم است . بيماري هاي گياهي نيز از روي علائمي مانند تغيير رنگ يا تغيير شکل اندام ها شناسايي مي شوند ولي مسئله اينجاست که اين علائم مدتها پس از ورود عامل بيماري به بافت گياه بروز پيدا مي کنند به همين خاطر با سريعترين اقدام ها براي جلوگيري از شيوع بيماري باز هم مقداري از محصول از بين مي رود . در نتيجه نياز به ابزاري که به کمک آن بتوان در همان مراحل ابتدايي ورود عامل بيماري، آن را کنترل و مهار کرد بسيار ضروري به نظر ميرسد.
    نانو حسگرهاي زيستي ابزارهايي هستند که که از تلفيق ابزارهاي شيميايي ، فيزيکي و زيستي بدست آمده اند.



    اين حسگرها شامل ترکيبات زيستي مانند يک سلول ، آنزيم و يا آنتي بادي متصل به يک مبدل انرژي هستند و قادرند که تغييرات ايجاد شده در مولکول هاي اطراف خود را گزارش دهند . اين گزارش ها توسط سيگنالهايي که مبدل انرژي به تناسب با مقدار آلودگي توليد ميکند دريافت مي شوند. بنابراين اگر تجمع زيادي از عامل بيماري در اطراف اين حسگرها وجود داشته باشد سيگنال هاي قوي فرستاده مي شوند . ارزيابي حضور آلاينده ها در محيط توسط حسگرها در چند دقيقه ميسر است اما با استفاده از روش هاي رايج حداقل 48 ساعت زمان براي تشخيص نياز است .
    استفاده از نانوحسگرهاي زيستي در بسته هاي غذايي نيز کاربرد که در صورت شروع فساد مواد غذايي مي توانند هشدار دهنده باشند .



    از ديگر کاربردهاي فناوري نانو در صنايع غذايي ايجاد پلاستيک هاي جديد در صنعت بسته بندي مواد غذايي است . در توليد اين پلاستيک ها از فناوري نانو ذرات استفاده شده است . اکسيژن مسئله سازترين عامل در بسته بندي مواد غذايي است زيرا اين عنصر باعث فساد چربي مواد غذايي و همچنين تغيير رنگ آنها ميشود . در اين پلاستيک جديد نانوذرات به صورت زيگزاگ قرار گرفته اند و مانند سدي مانع از نفوذ اکسيژن مي شوند .
    به بيان ديگر مسيري که گاز بايد براي ورود به بسته طي کند طولاني مي شود . به همين خاطر مواد غذايي در اين بسته ها تازگي خود را بيشتر حفظ مي کنند .

    با طولاني کردن مسير حرکت مولکولهاي اکسيژن، مواد غذايي ديرتر فاسد مي شوند.

    فناوري نانو با استفاده از فرايندهاي طبيعي زيستي ، شيميايي و فيزيکي در بازيافت مواد باقيمانده از محصولات کشاورزي و تبديل آنها به انرژي و يا مواد شيميايي صنعتي نيز نقش دارد . به طور مثال از زمان برداشت پنبه تا توليد پارچه بيش از 25 % الياف به ضايعات تبديل مي شوند . در دانشگاه کرنل در آمريکا روشي تحت عنوان «ريسندگي الکتريکي» ابداع شده که با استفاده از اين روش از ضايعات پنبه محصولاتي مانند کلافهاي پنبه و نخ البته با کيفيت پايين تر توليد ميکنند . دانشمندان علوم پليمر از اين روش براي توليد نانو فيبرها از سلولز که 90% الياف پنبه را تشکيل مي دهد استفاده کرده اند و اليافي کمتر از 100 نانومتر توليد کرده اند که 1000 بار کوچکتر از الياف فعلي است .



    يکي از کاربردهايي که براي اين الياف ريز سلولزي بيان شده جذب آفت کش ها و کودهاي شيميايي از محيط براي جلوگيري از ورود آنها به اکوسيستم و رها کردن مجدد اين مواد در محيط در مواقع مورد نياز است .

    از ديگر محصولات فناوري نانو ، نانو کاتاليزورها هستند که قابليت تبديل روغن هاي گياهي به سوخت را جهت ايجاد منابع جديد انرژي دارند .

    پيشرفت در زمينه علوم گياهي ، کشاورزي و صنايع غذايي رابطه مستقيمي با پيشرفت در تحقيقات زيست شناسي سلولي و مولکولي دارد . توليد ابزارهاي جديد تحول شگرفي در تحقيقات سلولي و مولکولي ايجاد کرده است . امروزه ميکروسکوپ هايي که قابليت ايجاد مشاهده در مقياس نانو را دارند در توسعه علوم زيستي نقش مهمي را ايفا مي کنند.

  16. تشكرها از اين پست


  17. #10
    متخصص زراعت و اگرواکولوژی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    8393
    پست ها
    6,529

    پيش فرض

    تولید ابزارهای مقاوم به شوری و سرما


    با پرتودهی بذرها می توان آنها را در برابر آب و خاک شور و مناطق سرد
    مقاوم کرد و از این طریق در مناطق کویری هم می توان گیاهان مقاومت را کاشت
    و بارور کرد.


    این اقدام زیر نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی به منظور افزایش سطح
    زیر کشت در زمین های شور و مناطق خشک در مناطقی از استان های خوزستان،
    گلستان و یزد در حال انجام است.


    در این روش با استفاده از پرتودهی گاما صفات مقاومت به شوری یا سرما
    ایجاد می شود، این تحقیقات هم اکنون روی گندم، دانه روغنی کلزا و برنج در
    حال انجام است.


    طرح تحقیقاتی مقاوم سازی درخت اکالیپتوس به شوری و خشکی با استفاده از
    انرژی هسته ای به شکل پرتودهی گاما در دست اجراست.در صورت مقاوم سازی این
    درخت به شوری و خشکی، با استفاده از ان از حرکت شن های روان و فرسایش خاک
    جلوگیری می شود و شاهد سرسبزی منطقه و تامین علوفه دام به علت تثبیت خاک
    خواهیم بود.

  18. تشكر از اين پست


صفحه 1 از 4 123 ... آخرينآخرين

تاپیک های مشابه

  1. کشاورزی ارگانیک
    توسط *azam در تالار مهندسی کشاورزی
    پاسخ ها: 50
    آخرین ارسال: 2014/4/23, 08:00 AM
  2. کشاورزی و قران
    توسط maten110 در تالار مهندسی کشاورزی
    پاسخ ها: 10
    آخرین ارسال: 2013/7/01, 09:50 PM
  3. بررسی روشهای مختلف تعیین حجم محصولات کشاورزی به کمک ازش تصویر
    توسط reza55 در تالار مکانیک ماشین های کشاورزی
    پاسخ ها: 2
    آخرین ارسال: 2011/4/20, 12:07 PM

عبارت‌های مرتبط

مقالات notillage فارسي.pdf

انواع بتن های ویژه- مشخصات مهم و متن فصل 18 PCA

دانلود کتاب توسعه ی شومپیتر

شرایط رشد گلهای میخکی در باغچه حیاط

آموزش کشاورزی جدید نو

فاروئر شیار ذرت

مقالات تازه انتشار شده بخش کشاورزی در دانشگاه کرنل امریکا

دنباله بند بیلچه چغندر قند

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •