صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرينآخرين
نمايش نتايج 11 تا 20 از 31

تاپیک: خواص برخی از گياهان دارويي

  1. #11
    عضو فعال آواتار آیورودا
    رشته
    پزشکی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    12877
    پست ها
    11,400

    پيش فرض

    من ((نارون هستم )) فارسى من نارون است ، به من سايه خوش ، در دار، سده ، پشه دار، پشه غال ، نازين ، پشه خانه ، ناروان هم مى گويند. عربى من شجر البق است (بق ، به عربى پشه هاى بزرگ مى باشد).
    من داراى انواع و اقسام و بيش از پانزده گونه هستم كه به دو دسته
    ((
    اوجا)) و ((ملج )) تقسيم مى شوند.
    نوع پيوندى من چترى و زيبا است ، اگر پيوندى مرا با غيرپيوندى مقايسه كنيد، متوجه خواهيد شد كه ما درختان هم مانند انسانهاى با ذوق داراى احساسات و عواطف مى باشيم و روى همين اصل است كه پس از پيوند، به آرايش خود پرداخته ، شاداب و قشنگ مى شويم .
    اوجابه من در شيراز ورك ، در اصفهان وشك و در گيلان و شهسوار اوجا گويند. در كتب قديم از ما به نام غرب بر وزن عرب ياد شده است . من در قسمتهاى كم ارتفاع جنگلهاى شمال ايران مى رويم و در آنجا به من اوجه و جه لى و لو هم مى گويند.
    ملجاسم من ملج است ، به من مليج ، شلدار، لورث ، نارون كوهى ، قره آغاج و پشه خوار مى گويند، در دهات خراسان به من گرز، گرزم و گريز مى گويند. ما نارونها به هر اسم و رسم كه باشيم داراى خواص مشترك هستيم . قسمت مورد استفاده ما گل ، برگ و عصاره گل و برگ ماست .
    چنانچه برگ و ريشه ما را كوبيده و با روغن بجوشانيد و آن را در گوش ‍ بچكانيد، درد آن را ساكت مى كنيم و چنانچه برگ و ريشه مرا همراه با پوست انار بجوشانيد، اثر آن در تسكين درد گوش و بند آمدن چرك آن بيشتر است . شستشوى سر با جوشانده پوست تازه درخت من سبب تقويت مو مى شود. سرمه عصاره گل و برگ و صمغ درخت من جهت جلاى چشم و رفع سفيدى آن تجويز شده است . غرغره با جوشانده پوست من جهت اخراج زالويى كه در گلو چسبيده باشد سودمند مى باشد.
    خوردن ميوه و پوست من از خونريزى معدى و سينه جلوگيرى مى كند. خوردن برگ كوبيده من با فلفل جهت درمان دل پيچه و قولنج امعاء و باز شدن گرفتگى كبد توصيه شده است . خوردن برگ من به تنهايى با آب مانع آبستنى است ، و ماليدن پخته برگ من درد مفاصل را تسكين مى دهد، و براى نقرس نيز مفيد مى باشد.
    ضماد پوست و برگ تازه من ، بر روى اعضاى قطع شده و زخمى منافع زياد داشته ، از چرك كردن آنها جلوگيرى مى نمايد، گل مرا چنانچه داخل مرهمها نماييد ضد عفونى كننده بوده و عفونت زخمها را از بين مى برم ، پاشيدن برگ كوبيده من بر روى زخمها نيز جهت رفع عفونت آنها مفيد است . پاشيدن خاكستر چوب من هم همين خاصيت را دارد. ماليدن خاكستر برگ و يا چوب درخت من با سركه ، جهت افتادن انواع زگيل ، مخصوصا زگيلهايى كه شبيه سر ميخ بوده ، و در طب قديم به آن مسماريه مى گفتند نافع مى باشد. براى سياهى و تقويت مو مى توانيد پوست ريشه درخت مرا داخل خضاب نماييد.
    اسم من ((گلپر)) است ! از نفخ معده جلوگيرى مى كنم .
    بهترين دارو براى معالجه هيسترى هستم .
    تحريك كننده اشتها بوده و دستگاه هاضمه را تقويت مى كنم .
    در ريشه من خواص بيشمارى نهفته ، اگر از تشنج و ناراحتيهاى عصبى رنج مى بريد از من استفاده كنيد...
    فارسى من
    ((
    انگدان )) است ولى عده اى آن را معرب كرده ((انجدان )) ناميده اند. من دو نوع دارم ، يكى خوشبو كه به آن گلپر، و كولاپر و به تركى ((بالدرغان )) مى گويند و اعراب به ريشه آن ((محروث )) نام گذاشته اند. در كتب مختلف از آن به نامهاى انجدان ابيض ، انگدان سفيد، انجدان طيب ، انگدان خوشبو، گياه حلتيت طيب ، گياه حلتيت سفيد و اسفندليون ياد شده است (حلتيت صمغ انجدان است كه در آخر خود را معرفى خواهد كرد). نوع دوم من انجدان بدبو است كه به آن گياه انغوزه ، گياه انگژد، گياه انگشت گنده ، گياه حلتيت منتن (منتن در لغت عربى به معنى بد بو است ) گياه حلتيت سياه مى گويند. نوع خوشبوى من در همه كوهستانهاى ايران خصوصا دامنه البرز و قسمتهاى شمالى شميران ، گچسر، رودبار قصران ، جاده شمشك و مغرب ايران به عمل مى آيد و نوع بدبوى من در جنوب شرقى ايران ، استان فارس و كوه هاى خراسان بطور خودرو به عمل آمده از صمغ آن كه انغوزه و انگژد خوانده مى شود، جهت صادرات استفاده مى كنند، ولى به صمغ نوع خوشبوى من كه مفيدتر است ، در حال حاضر توجهى نمى شود.
    بهترين نوع من در نقاط كوهستانى ايران به عمل مى آيد و انواع ديگر از من در بعضى از كشورهاى آسيايى و افريقايى ديده مى شود و يك نوع سوم به نام انجدان رومى است كه خواص زيادى داشته و در ايران ديده نشده است . ميوه نوع معطر من پس از رسيدن به شكل پولك نازكى در مى آيد كه آن را كوبيده ، با انار، يا سيب زمينى پخته و يا باقلاى پخته مى خورند تا از ايجاد نفخ آنها جلوگيرى نمايد.
    با ساقه و برگ آن ترشى گلپر درست مى كنند. من بادشكن بوده ، نفخ و ناراحتيهاى دستگاه هاضمه را از بين مى برم . من ضد عفونى كننده بوده و پادزهر سموم هستم . ضد تشنج ، ضد كرم و ضد حشرات مى باشم .
    مرا به جهت معالجه هيسترى (صرع ) عفونتهاى عصبى و عفونتهاى دستگاه تنفس تجويز مى كنند. ضماد نوع بدبوى من با خطمى و آرد بر سر، گرفتگيهاى دماغ را باز مى كند. خوردن من ذهن را باز و حافظه را زياد و نسيان را كم مى كند و ابلهى و حماقت را از بين مى برد. براى فلج ، لقوه و بى حسى اعضا مفيد است . من بهترين چاشنى براى غذاى اين دسته از بيماران مى باشم . من غذا را نرم مى كنم و بوى دهان را بر مى گردانم ، مقوى معده بوده بلغم را از بين مى برم . اشتها را بر مى انگيزم و مقوى هاضمه مى باشم ، من از ضرر غذاهاى سنگين و داروهاى سمى مى كاهم و براى بيمارانى كه مبتلا به يرقان ، استسقا، ***كه و سختى ادرار هستند، مفيد مى باشم . پيشاب آور و قاعده آور بوده ، شير را هم زياد مى كنم . در استان فارس گوسفند را با گياه بدبوى من مى چرانند تا فربه شده و شير آن زياد شود، ولى متاءسفانه گوشت اين گوسفندان كمى بدبو مى شود. من مقوى كليه ، محرك شهوت و از بين برنده بلغم هستم . براى درد سينه ، سرفه ، عرق النساء، مفاصل ، حتى بوييدن من هم مفيد است . ضماد من با موم و روغن جهت خنازير، سياتيك و امثال آنها با روغن زيتون جهت از بين بردن سياهى زير چشم و ماليدن مطبوخ من با سركه و پوست انار جهت بواسير نافع است . پاشيدن گرد من روى زخمهاى خوره اى و جذام سودمند مى باشد. مقدار خوراك من ده گرم مى باشد. ترشى اى كه با برگ و ساقه نوع خوشبوى من درست مى شود، ضد عفونى كننده معده بوده براى معالجه كم اشتهايى و از بين بردن اخلاط غليظ معده به كار مى رود.
    ريشه من قوى تر از ساير اعضاى من بوده ، ماليدن آن روى ورمها مفيد است و از بزرگ شدن خنازير جلوگيرى مى كند. مقدار خوراك من نيم مثقال است . شيخ داود صاحب كتاب جامع انطاكى مى نويسد كه چون بانويى پس از پاك شدن از عادت ماهانه يك هفته روزى 5/1 گرم انجدان بخورد، آبستن نمى شود. ولى معين نكرده است كه مقصود او انجدان خوشبو يا انجدان بدبو است (طبق مطالعات نويسنده زبان خوراكيها در انجدان خواه سياه خواه سفيد، هورمونهاى ضد تخمك وجود دارد كه حتى قادرند رگل را باز و نطفه تازه منعقد شده را از بين ببرند). ريشه من قوى تر از ساير اعضاى من مى باشد.
    صمغ انجدانبه من صمغ انجدان و انگژد گويند (ژد به معنى صمغ است ) عربى من ((حلتيت )) است (در كليه مآخذ فارسى عربى صمغ انجدان را حلتيت و در مآخذ اروپايى فارسى آن را حلتيت نوشته اند. پس از بررسى معلوم شده مآخذ فارسى صحيح است . من هم مانند انجدان خوشبو و بدبو هستم . رنگ خوشبوى من سفيد و رنگ بدبوى من سياه مى باشد، به نوع بدبوى من انغوزه ، انگشت گنده ، حلتيت منتن هم مى گويند. براى به دست آوردن من ساقه انجدان را از گردنه كه بر روى ريشه قرار گرفته است قطع كرده ، پايين آن را كمى گود مى نمايند تا صمغ كه به صورت مايع است در آن گودى جمع شده و بسته شود و آخر روز محصول آن را كه به صورت يك گردوى كوچك است جمع آورى مى كنند و به همين جهت به آن گردوى انجدان هم مى گويند. رنگ انغوزه زرد قهوه اى و خاكسترى بوده ، طعم آن گس زننده و تلخ است و بوى آن شبيه بوى سير خيلى تند مى باشد. من هم مانند انجدان ، ضد تشنج ، ضد كرم ، ضد حشرات و بادشكن بوده و تمام خواص ‍ انجدان در من بحد اعلى وجود دارد. در دامپزشكى از انغوزه زياد استفاده مى شود. در داروسازى جديد به صورت چسب و تنقيه بيشتر مصرف دارد. چون مرا در آب حل كنند به صورت مايعى شيرى در مى آيم كه خوردن آن براى امراض سرد دماغى مانند فلج ، رعشه ، صرع ، بى حسى اعضا و استسقا تجويز مى شود. با فلفل و سداب جهت درمان كزاز و با سكبينه جهت فلج و بى حسى نافع است . (سكبينه يك نوع صمغ ايرانى است كه در قريه ((ماه )) از توابع اصفهان به دست مى آيد).
    سرمه من با عسل جهت تقويت بينايى و جلوگيرى از آبريزش چشم و لكه هاى سفيد سودمند مى باشد. چكاندن جوشانده من در گوش جهت درد گوش و سنگينى آن توصيه شده است ، و مخصوصا براى رفع صدا كردن گوش تجويز مى شود. جوشانده من با زاج جهت پليپ بينى نافع است .
    گذاشتن كمى از من در حفره دندان كرم خورده مسكن درد آن بوده و از پيشرفت آن جلوگيرى مى كند و براى اين كار
    ((
    صمغ خوشبو)) مؤ ثرتر از ((صمغ بدبو)) است . مضمضه جوشانده من با انجير و زوفا جهت تسكين درد دندان كرم خورده زياد توصيه شده است . غرغره من با عسل جهت ورم گلو و با سركه جهت اخراج زالو كه در گلو چسبيده باشد و با زرده تخم مرغ جهت باز شدن آواز و نرمى گلو مفيد مى باشد. نوشيدن محلول من در آب جهت باز شدن آواز و نرمى گلو مفيد مى باشد. اگر شير پستان زنى كم شده يا خشك شده باشد، مقدارى از مرا در سكنجبين حل كرده و به او بدهيد تا بنوشد. خوردن من با داروهاى قابض جهت اسهال رطوبى و با ادويه مناسب جهت دل پيچه و قولنج و از بين بردن نفخ شكم و اخراج انواع كرم معده و باز شدن خون بواسير و سردى معده ، جگر و اسپرز و استسقا، سستى بدن مفيد است . اگر چند روزى پى در پى نيم گرم مرا در جوف خمير گذاشته و مبتلايان به استسقا آن را بلع نمايند، جهت تحليل استسقا مخصوصا استسقاى طيلى مفيد است . ضماد من با بارهنگ جهت از بين بردن دمل نافع است و خوردن آن جهت باز شدن قاعده زنان و محلول آن جهت اخراج جنين مرده سودمند مى باشد. گذاشتن من روى دملها بعد از شكافتن آنها جهت بيرون آوردن چرك و خون و التيام زخم آنها مفيد است .
    ضماد من با انجير خشك و سركه جهت جوشهاى عصبى و با موم و روغن جهت زگيل و داءالثعلب و با آب خاكستر و آب دريا جهت شكاف بيخ ران مؤ ثر است . اگر مرا در آب حل كرده ، به بدن بماليد حشرات به شما نزديك نخواهد شد. در قديم براى رفع زيان پيكان زهردار از ضماد من استفاده مى كردند و همچنين مرا در روغن زيتون حل كرده ، روى نيش عقرب مى گذاشتند، خوردن من با غذا باعث باز شدن و نيكويى رنگ رخسار است ، چنانچه مرا در پارچه گذاشته ، در عمق آب بگذاريد از كرم گذاشتن آب جلوگيرى مى كنم . گذاشتن من در مزارع باعث از بين رفتن آفات نباتى است . من بهترين وسيله براى كشتن كرم خاردار پنبه مى باشم و براى اين كار كافى است كه كمى از مرا در موقع آبيارى به آن اضافه نمايند. چنانچه مقدارى از مرا در ريشه درختى كه كندن آن مقدور نباشد، بگذاريد، باعث پوسيده شدن آن مى شوم و چنانچه يك دفعه كافى نباشد، مى توان آن را تكرار كرد. مطبوخ ريشه انجدان كه عربى آن
    ((
    محروث )) است مى تواند در همه حال جانشين و بدل من باشد، عده اى ريشه اشتر غار را ريشه انجدان مى دانند و اين اشتباه است ، با هم شبيه بوده و چندين خواص ‍ مشترك داريم ولى اشتر غار معرب اشتر خار كه خار شتر است مى باشد.
    من ((چنار)) هستم ! فارسى من چنار است ، به من چنال و ارس هم مى گويند. معرب من صنار است ولى در كتب قديم به نام ((دلپ )) از من ياد شده است .
    اين كه مى گويند من ميوه نمى دهم صحيح نيست ، ميوه من گرد، خاردار و چوبى است ولى قابل خوردن نمى باشد. ميوه من بسيار سرد و خشك است و خاصيت ضد عفونى كننده دارد. ضماد برگ تازه من براى درمان ورم زانو مفيد است و مضمضه جوشانده آن در سركه جهت درد دندان سودمند است . پاشيدن كوبيده برگ خشك من جهت بهبود زخم سوختگى آتش نافع است .
    عرق چنار كه از پوست و برگ و ميوه من گرفته شود، جهت معالجه تنگ نفس اثرى اعجازانگيز دارد و براى تهيه آن بهتر است دو شبانه روز پوست ، برگ و ميوه مرا در آب خيسانده و سپس تقطير نمايند و همچنين عرق ريشه درخت من كه از چهار كيلوى آن يك كيلو عرق گرفته باشند، جهت تقويت معده و چاق شدن اشخاص لاغر و مبتلايان به امراض عصبى و دل درد و استسقا و همچنين رعشه سودمند مى باشد. براى تهيه عرق ريشه نيز بايستى آن را دو شبانه روز در آب خيس نمايند و بعد تقطير كنند و عرق آن را يك ماه نگاه دارند و بعد روزى يك فنجان قهوه خورى ، چند روز متوالى بنوشند و از خوردن ترشى همراه آن پرهيز نمايند.

    “If you wait for the perfect moment when all is safe and assured, it may never arrive. Mountains will not be climbed, races won, or lasting happiness achieved.”

  2. #12
    عضو فعال آواتار آیورودا
    رشته
    پزشکی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    12877
    پست ها
    11,400

    پيش فرض

    اسم من ((نارگيل )) است !
    اسم من نارگيل است ، به من نارجيل ، جوز هندى ، بادنج و رانج هم مى گويند. قامت درخت من به چهل متر مى رسد و در تمام ايام سال داراى ميوه هستم ، زادگاه من بنادر و سواحل درياى هند مى باشد و هر چه درخت من به دريا نزديكتر باشد و از آب شور آبيارى شود، ميوه من شيرين تر، شادابتر و چرب تر مى شود. درخت من پس از هفت سال بار مى دهد و بيش ‍ از صد سال عمر مى كند.
    ميوه من سبز رنگ و پر از آب است . آب آن شيرين و گوارا است ، ولى اگر 24 ساعت بماند مانند شراب تخمير مى شود و پس از چند روز بدل به سركه مى گردد. ميوه من پس از رسيدن سه پوست دارد. پوست اول قهوه اى رنگ بوده و داراى ريشه است . معمولا اين پوست را در آب خيس كرده و بعد مى كوبند تا ريشه هاى آن جدا شود. با اين ريشه ها معمولا طناب درست مى كنند كه با آن لنگر كشتيها را مى بندند. اين طناب در آب شور دريا مقاومت زياد داشته و پوسيده نمى شود و سالها مى ماند. پوست دوم آن سخت و چوبى است و با آن كوزه قليان درست مى كنند و به آن نارگيله يا نارجيله مى گويند و به همين مناسبت يكى از نامهاى كوزه قليان نارجيله است . پوست سوم آن چسبيده به مغز است . ميوه من پس از رسيدن ابتدا داراى شير است ، ولى پس از چندى اين شير غليظ شده و روى مغز به صورت يك جدار چرب است رسوب مى كند. مغز ميوه من سفيد رنگ ، شيرين ، لذيذ و چرب است . خوردن مغز ميوه من حرارت غريزى و جنسى را زياد مى كند، و نيروى جنسى را تقويت مى نمايد، بدن را چاق و فربه مى نمايد، مواد سودايى و بلغمى را از بين مى برد و به همين جهت براى بى حسى اعضا، فلج ، جنون ، ماليخوليا و امثال اينها نافع است . ميوه من كبد را تقويت مى كند. براى زخم معده ، بواسير و تقويت كليه و زياد شدن ادرار و رفع سردى مثانه و درد آن مفيد مى باشد. مغز ميوه من با شكر مولد خون تميز است و مغز كهنه من ايجاد مسموميت كرده ، توليد قى و غش مى نمايد و ضد سم آن پس از شستشوى معده ، خوردن ميوه هاى ترش است . از مغز ميوه من روغنى به دست مى آيد كه در صورت تصفيه شدن ، همانند روغن گاو مى باشد و در ايران غالبا آن را با روغن حيوانى بطور تقلبى مخلوط كرده ، مى فروشند. سوهان قم را بيشتر با روغن نارگيل درست مى كنند. در صنعت صابون سازى و شامپو سازى ، روغن مغز من بهترين روغن مى باشد. سركه من جهت اخراج كرم معده و كرم كدو مفيد است و چون مقدارى مغز نارگيل را در ديگ آبگوشت بيندازيم ، سبب زود پز شدن آن شده و آن را به خوبى مهرا مى كند. ماليدن خاكستر پوست ميوه من به دندان ، آن را سفيد مى كند و ماليدن آن به صورت ، كك مك را از بين مى برد و براى جرب و خارش مفيد است . رنگ رخسار را باز مى كند، مخلوط خاكستر ميوه من با حنا مو را تقويت كرده و از ريزش آن جلوگيرى مى كند، خوردن ميوه من جهت تقويت حافظه و فهم مفيد بوده درد كليه و مثانه را تسكين مى دهد و بادشكن مى باشد. چنانچه بعد از خوردن داروهاى ضد كرم مقدارى روغن نارگيل خورده شود، در افتادن كرم مؤ ثر است . ماليدن روغن كهنه من درد كمر و زانو و بواسير را تسكين مى دهد براى معالجه بواسير بهتر است روغن كهنه مرا با روغن هسته زرد آلوى تلخ مخلوط كرده و بكار بريد.
    نارگيل دريايى
    اسم من نارگيل دريايى است ، به من نارجيل بحرى هم مى گويند، زادگاه من جزاير استوايى مى باشد و قبل از ساختن كشتيهاى اقيانوس پيما، كسى از درخت و محل رشد من آگاه نبود و ميوه من به دريا ريخته مى شد و مردم آن را از آب مى گرفتند و هر كس به نوعى آن را تعبير مى كرد. در هر حال ، من نوعى نارگيل هستم كه ميوه من ممكن است به دوازده كيلو هم برسد. ميوه من داراى دو قسمت متقارن است كه شبيه به دو دانه خربزه مى باشد كه از طرف ناف مانند دو لپه لوبيا به هم چسبيده اند. ميوه من پس از خشك شدن بسيار سخت شده و چون هر قسمت آن بيضى شكل است ، پس از قطع دو قسمت و خالى كردن درون آن به صورت دو كشكول در مى آيد و شما بارها آن را در دست درويشان ديده ايد، ولى گمان نمى كنم پى به ماهيت آن برده و بدانيد آنها را با چه مى سازند. مغز ميوه من مانند مغز نارگيل سفيد است ، ولى در اثر ماندن ، كم كم زرد، سرخ و تيره مى شود و طعم شيرين آن تلخ مى گردد. مغز ميوه تازه من پادزهر سموم مخصوصا ترياك است و مواد سمى را از اعماق بدن كشيده و جذب مى نمايد و چون آن را به ترياك خورده بدهند، سم را به خود گرفته و توليد قى مى كند و چون ماده سمى تمام شود، قى بند مى آيد و به همين جهت آن را كم كم به مسموم مى خورانند، تا استفراق تمام شود. عده اى از اين خاصيت من استفاده كرده ، براى تشخيص مسموميت به كار مى برند. گذاشتن مغز ميوه من بر محل نيش حشرات از قبيل مار، عقرب و زنبور نيز مفيد بوده ، سم را به خود كشيده و درد آن را تسكين مى دهد.
    در اويش خوردن آب را در كشكولى كه از نارگيل دريايى درست شده باشد، سودمند دانسته و آن را دافع سموم بدن مى دانند.
    من ((گل گندم )) هستم !
    فارسى من گل گندم است ، ولى هيچگونه نسبت و شباهت با گندم ندارم . علت اين نامگذارى اين است كه همزمان با رسيدن گندم در مزارع غلات ، روييده و گل مى دهم ، به من گل نان روغنى ، گل عنبر، حسن يك اوتى ، حسن يك اودى ، اجليه و ((گال منگ )) هم مى گويند.
    عده اى از لغت نويسان عربى مرا قنطوريون وتر نشان نوشته اند، ولى چون خواص من با قنطوريون صغير و كبير مغايرت دارد، نويسنده زبان خوراكيها با آنها هم عقيده نيست . فارسى قنطوريون كبير چنانچه كتاب مخزن الادويه نوشته است ،
    ((
    اوبرزولوفا)) و فارسى قنطوريون صغير ((كريون )) است و كتاب برهان قاطع عربى قنطوريون كبير را عريز الكبير و صغير را عريز الصغير ضبط كرده است .
    گلهاى زيباى من برنگ زيباى آبى آسمانى است و فرنگيها به من
    ((
    پلوئه )) يعنى آبى گويند. در صورتى كه رنگ گل قنطوريون لاجوردى سير است . گلهاى گياه من بين ارديبهشت تا مرداد باز مى شود و داراى مواد صمغى مومى و مازويى است ، و بعضى از انواع من گلهاى گلى رنگ دارد. گلهاى من داراى املاح پتاسيم ، فسفور، منيزى و مقدار منگنز است و يك ماده تب بر نيز دارد. گلهاى من پيشاب آور بوده ، و براى معالجه نسوج آب آورده و استسقا به كار مى رود. درمان سرماخوردگى ، سينه درد و سرفه مى باشد. شستشوى چشم ، با دمكرده آن التهاب پلك را از بين مى برد. دانه هاى من به رنگ سفيد بوده ، و اثر مسهلى دارد. برگ ساقه و ريشه نيز اثر تب بر داشته ، و براى معالجه بيماريهاى كبدى - يرقان و بيماريهاى پوست تجويز مى شود. مقدار خوراك من يك فنجان دمكرده چهل در هزار است . ماليدن من بر سر، از ريزش مو و سفيد شدن آن جلوگيرى مى كند.
    قنطوريون
    همانطور كه گل گندم در معرفى خود اظهار داشت ، خواص آن با قنطوريون كبير و قنطوريون صغير يكسان نيست . در اينجا نيز بايد تذكر دهيم كه قنطوريون كبير كه آن را قنطوريون غليظ هم مى گويند، با قنطوريون صغير كه آن را قنطوريون رقيق مى گويند، متفاوت بوده و دو گياه مختلف از دو خانواده جدا مى باشند و بطور كلى مى توانيم بگوييم كه به سه گياه مختلف كه رنگ گلشان آبى و لاجوردى است ، قنطوريون گفته اند كه يكى از آنها قنطوريون معمولى گل گندم است كه هيچگونه ارتباطى با انواع كبير و صغير ندارد. از جمله قنطوريون كبير قاعده آور بوده ، جنين مرده را ساقط كرده و جنين زنده را فاسد مى كند، و روى اين اصل ما معرفى قنطوريون را بجاى ديگر موكول مى كنيم .
    اسم من ((گل گاو زبان )) است !
    يكى از عجايب سلسله كوه هاى البرز كه قله عظيمى چون دماوند دارد، پرورش چندين نوع گياه دارويى است كه اثر درمانى زياد داشته و منحصرا در دامنه هاى اين كوه به عمل آمده و در كوه هاى ديگر اثرى از آنها نيست . چندى پيش جرايد ايران از يكى از اين گياهان سخن گفته اند و اثرات سحرآميز آن را بيان داشتند و نوشتند كه كارشناسان خارجى بذر اين گياه را به كشورهاى ديگر برده و با كوشش فراوان نتوانسته اند آن را به عمل آورند، زيرا اين گياه جز در زادگاه اوليه خود، در جاهاى ديگر سبز نمى شود. در همان موقع ما به اطلاع خوانندگان رسانديم كه ايران عزيز ما از اين مواهب و گياهان ارزنده و مفيد انحصارى زياد دارد و بتدريج ، خود را در زبان خوراكيها معرفى خواهند كرد. اسم من گل گاو زبان است ولى لسان الثور نيستم . هر چند در كتب قديم به اين نام آمده ام . اسم فرانسوى ، انگليسى ، آلمانى ، تركى و غيره هم ندارم ، چون در هيچ نقطه اى از زمين جز دامنه كوه هاى البرز به عمل نمى آيم و با گياه ديگرى كه در آذربايجان و شهرهاى ديگر ايران و كشورهاى ديگرى مى رويد و به غلط به گل گاو زبان مشهور شده است ، نسبتى ندارم و از شما مى خواهم كه مرا گل گاو زبان و او را گياه گاو زبان صدا كنيد، تا اين اشتباهى كه پيش آمده و در حدود چند قرن است كه پزشكان و داروسازان را گمراه كرده است از بين برود. ما دو گياه متفاوت هستيم كه تنها گلهايمان كمى به هم شبيه است ، و هيچگونه خواص مشترك نداريم و از نظر منافع طبى با هم متضاد مى باشيم و گلهاى من درشت تر از گلهاى اوست .
    من در ايران ، و رقيب من در اروپا و امريكا شهرت زياد داريم و پزشكان سنتى ايران در معالجه بسيارى از امراض از من استفاده مى كردند و نتيجه مى گرفتند. پزشكان جديد هم خواص رقيب مرا مى دانستند و براى دسته اى ديگر از امراض تجويز مى نمودند و چون عطاران فرقى بين من و رقيب من قايل نبودند، ما را به جاى هم مى دادند، و به همين جهت معالجه آنها نتيجه نمى داد و محققين از اينكه خواص و منافع ما از بين رفته است در تعجب بودند. يكى از مترجمين ، تمام فوايد رقيب مرا ترجمه كرده و به من نسبت داده ، سپس بر سبيل سئوال مى نويسد: چرا ايرانيان فقط از گل گاو زبان استفاده مى كنند؟... به برگ و شاخه هاى آن توجهى ندارند، در جواب ايشان بايد بگوييم كه گل گاو زبان ، فقط گلش فوايد طبى دارد، زيرا گياهى كه فرنگيها به او
    ((
    بوراش )) مى گويند گل گاو زبان نيست .
    بارى ، اكنون در برابر شما دو گياه مختلف به يك اسم قرار دارند. اين دو مى خواهند در صحنه زبان خوراكيها خود را معرفى كنند و فوايد و مضار خود را شرح داده و از شما بخواهند كه به موقع از هر دوى آنها بهره مند شويد.
    صاحب كتاب
    ((
    تحفه )) در شرح گاو زبان چنين مى نويسد: گل گاو زبان لاجوردى و شبيه گل انار بوده و تخم آن مستدير و لعابى است و در كوه هاى دار المرز (البرز) كثير الوجود است و گياه ديگرى كه در اصفهان و بعضى از بلاد، گاو زبان مى دانند ((مرماخوز)) است كه گل آن لاجوردى و كوچك و مدور است . توضيح - ((مر)) نام قبيله اى از ساكنان شمال افريقاست كه بذر چند گياه دارويى را كه يكى از آنها گياه گاو زبان است به اسپانيا برده و در آنجا پرورش داده و استعمال آنها را در طب معمول داشته اند. اين گياهان به اسامى مختلف مرماتوس ، مرماهوس ، مرمازا و مر ماخوز در كتب طبى قديم وارد شده و خواص آنها تحقيق گرديده است . بعد از جنگهاى صليبى گياه گاو زبان را از اسپانيا به اروپا آوردند و در آنجا كاشتند و چون در كتاب قانون ابو على سينا از گل گاو زبان زياد تعريف شده بود و اين كتاب نيز مورد قبول و استناد استادان پزشكى اروپا بود، به همين جهت مورد توجه واقع گرديد، ولى متاءسفانه گياه گاو زبان هيچيك از خواص گل گاو زبان اصلى را نداشته و در عوض منافع ديگرى داشت كه كم كم محققين اروپايى به آن پى بردند. از جمله معلوم شد كه سر شاخه ، گل و برگ اين گياه داراى مقدارى شوره بوده ، عرق و ادرار را زياد مى كند. در صورتى كه در كتب طبى ايرانيان كه در دانشگاههاى اروپا تدريس مى شد، چنين خواصى را به او نسبت نداده بودند.
    حال اجازه فرماييد اين دو گياه ، هر يك جدا گانه خود را معرفى كرده و منافع خود را شرح دهند:
    گل گاو زبان اصلى
    من بطور خودرو، منحصرا در دامنه ى كوه هاى البرز به عمل مى آيم و تا كنون اهلى نشده و قابل كشت نيستم . من مقوى روح و اعضاى رئيسه بدن بوده ، حواس پنجگانه يا بهتر بگويم ، حواس هجده گانه آدمى را تقويت مى كنم - شكم را نرم و كيسه صفرا را باز مى كنم و اخلاط سوخته سوداوى را از معده خارج مى نمايم و عوارض آن را از بين مى برم . جوشانده من همراه با داروهاى ديگر جهت سرسام (منژيت ) بر سام (ورم حجاب حاجز) ماليخوليا، جنون و رفع حواس پرتى مفيد مى باشد. جوشانده من نشاطآور بوده ، رنگ رخسار را باز مى كند. سينه و قصبه الريه را نرم مى كند، تنگ نفس ‍ و درد گلو را شفا مى دهد، دلهره و وحشت را از بين مى برد و غم و غصه را كم مى كند و براى كسانى كه با خود حرف مى زنند سودمند مى باشد.
    جوشانده من با عسل جهت تنگ نفس تجويز شده است ، جويدن برگ تازه من جهت درمان جوشهاى چركى دهان اطفال و برفك و سستى بيخ دندان و رفع حرارت دهان نافع است . مقدار خوراك گل من دو مثقال تا پنج مثقال مى باشد.
    عرق گل گاو زبان جهت امراض سوداوى ، وسواس و خفقان مفيد است . من داراى شوره نيستم ، عرق و ادرار را زياد نمى كنم ، ولى داراى منيزيم بوده و ترمز سرطان مى باشم .
    گياه گاو زبان
    من اسم فارسى ندارم و معلوم نيست از كى به ايران آمده و در اطراف تبريز مرا كاشته اند. در زبان فرانسوى به من بوراش مى گويند و ابن بيطار گياه شناس معروف قديم كه در اصل اندلسى بوده و بعد به آسياى صغير آمده و دو كتاب بزرگ به نامهاى الجامع و المغنى به زبان عربى دارد مرا نوعى ((مرماخوز)) دانسته و به اسامى : لسان الثور، ابوالعرق ، كحيلا - كحلا، حمحم و بو غلص ياد كرده است .
    گل ، سرشاخه و برگ من داراى شوره ، مواد لعابى و يك ماده تلخ است و به همين جهت عرق و ادرار را زياد مى كنم ، و سنگهاى كليه و مثانه را خرد كرده و از بين مى برم . تجويز من براى مبتلايان به سرسام و برسام جايز نيست . ضماد برگهاى تازه و له شده من دمل را باز مى كند و براى معالجه سوختگى ، آتش و آفتاب زدگى مفيد است .
    در طب سنتى ايران
    ((
    مرماخوز)) را جهت معالجه استسقا بايستى مدت زيادى برگ و بذر مرا روزانه 15 تا 20 گرم ناشتا ميل نمايند.
    “If you wait for the perfect moment when all is safe and assured, it may never arrive. Mountains will not be climbed, races won, or lasting happiness achieved.”

  3. #13
    عضو فعال آواتار آیورودا
    رشته
    پزشکی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    12877
    پست ها
    11,400

    پيش فرض

    من ((شنبليله )) هستم !
    فارسى من شنبليله است ، در شيراز به من شنبليز گويند. گيلانيها مرا خلبه مى خوانند و اعراب خلبه را معرب كرده حلبه مى گويند. در بعضى از كتب به من فريقه لقب داده اند. برگ من يك سبزى خورشى و دانه هاى روغنى من يك بذر دارويى مى باشد. از برگ تازه و خشك من در تهيه خورش و خوراكهاى ديگر استفاده مى كنند و با برگ خشك شده من سوپى تهيه مى كنند كه به اشكنه معروف است . زادگاه اوليه من ايران و آسياى صغير است ، ولى اكنون در اكثر نقاط جهان به منظور استفاده از دانه هاى من ، مرا كاشته اند. برگ من كمى ملين بوده اشتها را زياد مى كند و در ضمن پيشاب آور است و عادت ماهانه زنان را باز مى كند. ضماد برگ من براى تقويت مو بسيار نافع است و چنانچه زن آبستن هنگام باردارى از برگ من زياد بخورند بچه اش داراى موى زياد خواهد شد. جوشانده برگ و دانه هاى من زايمان را آسان مى كند. اخيرا عده اى از دانشمندان در روى دانه هاى من مطالعه كرده و آنها را مورد آزمايش قرار داده ، و در آن مواد صمغى ، مواد مازويى ، يك روغن ، مواد سفيده اى ، املاح معدنى و چند عامل دارويى پيدا كرده اند. ولى خواص اين عوامل را داروسازان سنتى ايران قبلا در دانه هاى من پيدا كرده و در كتابهاى قديم نوشته اند. دانه هاى من ملين بوده و به هضم غذا كمك مى كند. محرك شهوت و باز كننده عادت ماهانه بانوان است . مقوى ريه بوده و همراه با عسل ، سينه را باز و خالى مى كند. روغن دانه هاى من به علت داشتن ويتامينهاى ((آ)) و ((د)) همانند روغن ماهى است . ضد شبكورى و درمان نرمى استخوان مى باشد، خوردن برگ و بذر من براى كسانى كه در جاهاى مرطوب و كم آفتاب زندگانى مى كنند، غذاى بسيار مفيدى است . اگر دانه هاى مرا با تمر هندى و هم وزن آن مويز و انجير جوشانده و پس از صاف كردن آب آن را به قوام آورند، جهت تنگ نفس و تصفيه آواز و باز شدن سينه هاى خسته و درمان زخم سينه و درد آن مفيد است ؛ حتى اگر مزمن شده باشد. مطبوخ دانه هاى من با پر سياوشان نيز جهت موارد بالا نافع است . پخته برگ و دانه هاى من زايمان را آسان مى كند و خوردن آن بطور مرتب براى چاق شدن اشخاص لاغر و ضعيف البته سودمند است . براى رفع بد بويى مدفوع ، خوردن برگ و دانه هاى من توصيه شده است . ضماد برگ و بذر من جهت ورمهاى جلدى و درمان سوختگى آتش به كار مى رود. براى رفع تركيدن و كجى ناخن به علت داشتن ويتامين (د) مفيد مى باشد و نيز براى تقويت و جلوگيرى از ريزش مو مى توان از اين ضماد بهره مند شد. ضماد بذر من با انجير جهت باز شدن دمل تجويز شده است . شستشوى چشم با آب برگ و دانه هاى من جهت درمان تراخم ، آبريزش ، رفع قرمزى چشم و ورم پلك مفيد است .
    نشستن در آب مطبوخ برگ و دانه هاى من جهت تسهيل زايمان و اخراج مشيمه ، اثر قطعى دارد. شستشوى سر با آب مطبوخ برگ و دانه هاى من جهت اصلاح موهاى وز كرده ، بر طرف كردن شوره سر و معالجه زخمهاى آبدار سر مفيد مى باشد. پختن برگ من با برگ اسفناج ، برگ خرفه و زردك در قديم معمول بوده و يكى از غذاهاى مفيد شناخته شده بود. از روغن دانه هاى من كه همانند روغن ماهى است مى توانيد براى درمان سخت شدن پوست بدن و رفع زبرى و پوسته شدن آن استفاده كرد. آن را جهت نرم كردن مو و جوشهاى صورت به كار بريد. روغن دانه هاى من مخلوط با موم جهت درمان تركيدن پوست و با ادويه مناسب جهت پاك كردن كك مك و نيكو شدن رنگ رخسار توصيه مى شود. خوردن يك قاشق مراباخورى از دانه هاى من محرك اشتها بوده ، نيروهاى جسمى و روحى را زياد مى كند. كوبيده آن جهت معالجه نقرس ، مرض قند، نرمى استخوان ، كم خونى و همچنين براى جلوگيرى از لاغر شدن مبتلايان به سل و مرض قند تجويز مى شود. پودر كوبيده من اگر مدتى بماند بدبو مى شود، و حتى ادرار و عرق بدن را هم بدبو مى كند، ولى تازه آن اين عيب را ندارد. در اروپا براى جلوگيرى از بوى نامطبوع ، پودر دانه هاى من ، آن را با شربت انگور فرنگى مخلوط كرده و ميل مى نمايند و يا آن را قبل از غذا همراه با كمپوت و مربا مى خورند. خلاصه من به علت داشتن مواد آهنى مقدار زيادى فسفر و هورمونهاى گياهى در رديف يكى از مفيدترين سبزيها مى باشم .
    اسم من ((كاج )) است !
    از ساقه هاى گلدار من براى مبارزه با اختلالات عصبى استفاده بريد.
    همين ساقه ها براى از بين بردن برنشيت ، تنگ نفس ، گلو درد و ناراحتيهاى كليه و مثانه مفيد است .
    دود برگ من براى ضعف بينايى نافع است .
    ميوه من را براى زخم ريه و درد كليه بكار بريد...
    در زبان فارسى به انواع گياهان تيره مخروطيان به استيثناى انواع سرو كاج و در زبان عربى صنوبر گويند. ولى امروزه در ايران به آن دسته كه داراى برگهاى سوزنى بلند است كاج و به آن دسته كه داراى سوزنهاى كوتاه و ضخيم مى باشند صنوبر مى گويند. در بعضى از شهرهاى ايران مثل كاشان ، به تبريزى و سپيدار هم صنوبر مى گويند و اين اشتباه است . به من در زبان فارسى ناژو، ناجو و سرو سياه هم مى گويند. من داراى هشتاد گونه هستم ، چوبهاى ما از چوبهاى مرغوب صنعتى است كه با آن در و پنجره و مبل مى سازند و از چوب انواع صنوبر در منبت كارى استفاده مى كنند. موريانه و ساير حشراتى كه به خوردن چوب علاقه دارند، به سراغ ما نمى آيند. درخت ما ممكن است تا پنجاه متر قد بكشد. برگهاى ما سوزنى شكل بوده و خزان نمى كنند. به عقيده نويسنده زبان خوراكيها، درختانى كه خزان نمى كنند، داراى ماده اى هستند كه مقاومت انسان را زياد مى كند. گلهاى ما مخروطى بوده و نر و ماده در دو پايه جداگانه قرار دارند، گلهاى نر در فصل بهار توليد گرده كرده ، مانند خاك زرد رنگ نرمى روى زمين مى نشينند، كه عده اى به آن باران گوگرد لقب داده اند. گلهاى ماده درشتتر بوده ، داراى فلسهاى محكمى است كه پس از عمل لقاح تبديل به ميوه مى شود، و اين ميوه در سال دوم مى رسد. از بعضى از انواع ما صمغى خارج مى شود كه در فارسى به آن زنگبارى و اعراب قلقونيا و
    ((
    راتيانج رومى )) گويند، ولى امروزه در داروخانه بنام فرنگى آن تربانتين مشهور مى باشد و از آن اسانس ‍ تربانتين گرفته ، به باقيمانده آن كلوفان مى گويند و اين همان صمغى است كه روى آرشه ويلون مى كشند تا صداى آن صاف شود. ميوه كاج ، مخروطى و شبيه قلب گوسفند است و پس از رسيدن ، فلسهاى آن خشك شده و از هم باز مى گردد و به تدريج روى زمين مى افتد و در وسط آن بادام كوچكى قرار دارد كه معمولا بچه ها آن را پس از شكستن جدا كرده و مى خورند و به اين بادام و فلسهاى آن ، طوطى علاقه زياد دارد. ميوه آن دسته ، كه در ايران به صنوبر معروف است باريكتر و درازتر از انواع كاج است ، اين ميوه ها از درخت بطور كامل جدا نمى شود و در باغات و جنگلهاى صنوبر، هيچوقت شما ميوه آن را روى زمين نمى بينيد. بلكه فلسهاى آن به تدريج جدا شده و به كمك باد پراكنده مى گردد. در كتب قديم به اين دسته ، تنوب شجر الراتنج و بنطس گويند. كاج شرقى صمغ زياد دارد و به آن كاج كوچك و درخت نوئل هم مى گويند. كاج كانادايى صمغى معطر دارد. صنوبر كوهى در سردسير به عمل مى آيد، و ميوه آن خوراكى نيست . چوب آن چرب بوده و در گذشته آن را مانند مشعل به جاى شمع روشن مى كردند و از آن قطران رقيقى خارج مى شد. نوع ديگرى از كاج وجود دارد كه به آن بيشتر تنوب گويند و ميوه آن به ((قضم قريش )) معروف است ، ولى در شيراز به آن بندق و مسدق هم مى گويند و اين حب صنوبر است .
    چلغوزه
    اخيرا آجيل فروشيها، سوژا را كه لوبياى روغنى بوده و براى روغن كشى آن را در ايران مى كارند، بو داده و به نام چلغوزه مى فروشند، ولى در فارسى اين مخصوص نوعى صنوبر است كه در شيروان زياد است و در شيراز و اراك آن را بو داده مى خورند. اين ميوه بقدر دانه خرماست كه چون آن را بو دهند، آواز داده دهانه آن باز مى شود، و دانه چلغوز از آن بيرون مى آيد. درخت آن را صنوبر بزرگ مى گويند و در گيلان به درخت آن هم درخت چلغوز گويند.
    “If you wait for the perfect moment when all is safe and assured, it may never arrive. Mountains will not be climbed, races won, or lasting happiness achieved.”

  4. #14
    عضو فعال آواتار آیورودا
    رشته
    پزشکی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    12877
    پست ها
    11,400

    پيش فرض

    صنوبر كوچك
    صمغ من بيشتر از ساير انواع كاج است و به ميوه من ((قضم قريش )) گويند كه مصرف طبى دارد و در اينجا به نام حب صنوبر به شما معرفى مى شود. قسمت مورد استفاده كاج و صنوبر، شاخه هاى شكوفه دار، برگ ميوه و صمغ آنهاست .
    جوشانده ساقه هاى گلدار من خاصيت ضد عفونى كننده دارد و نوشيدن آن براى مبتلايان به تنگ نفس ، برنشيت ، گلو درد، ناراحتيهاى كليه و مثانه و اختلالات عصبى مفيد است . كمپرس آن براى تسكين درد اعصاب ، رماتيسم و امراض پوستى نافع است . نوشيدن جوشانده برگ و پوست من براى گلو درد، جراحات ريه ، خونريزى سينه و خون دماغ تجويز شده است . خوردن يك مثقال از برگ من با عسل جهت امراض كبد و ورم آن سودمند مى باشد. خوردن برگ خشك من با آب سرد، شكم را بند مى آورد.
    ضماد برگ من در مواضع آسيب ديده و ماليدن برگ من مخلوط با
    ((
    مردابسنك )) جهت كچلى و چرك بدن و عفونت عرق نافع است . نشستن در آب جوشانده من جهت امراض نشستگاه سودمند مى باشد. مضمضه پخته برگ من در سركه جهت تسكين درد دندان مفيد است . بخور برگ من جهت اخراج مشيمه و باز شدن ادرار و حيض مؤ ثر مى باشد. دود برگ من جهت جلوگيرى از ريزش مژه و ابرو و آبريزش چشم و ضعف بينايى و تراخم و جرب نافع است ، ضماد برگ تازه كوبيده من جهت جلوگيرى از خونريزى جراحات تازه مفيد است ، و چون چوب مرا ريز ريز كرده با سركه بجوشانند و مضمضه نمايند، درد دندان را تسكين مى دهد و براى اين كار جويدن برگ تازه من هم بى اثر نيست . پوست ريشه من قابض ‍ بوده ، و دو مثقال آن اسهال را بند مى آورد و چنانچه روزى سه مثقال آن را به اشخاص فلج و رعشه اى بخورانند، ممكن است اثر بسيار داشته باشد، پاشيدن گرد كوبيده پوست ريشه من روى محل سوختگى مفيد است .
    ميوه صنوبر - قضم قريش
    ميوه من كه به حب الصنوبر معروف است . اشتها به طعام و شهوت را زياد مى كند. مقوى اعصاب و بادشكن بوده ، براى فلج - لقوه و بى حسى اعضا مفيد است ، براى زخم ريه ، درد مفاصل و امراض جگر، يرقان استسقا و درد كليه و مثانه نافع است ، مخلوط آن با عسل همه روزه به مقدار 15 گرم جهت فلج و رعشه ، امتحان خوبى داده است ، و نيز براى سرفه و از بين بردن خلط سينه نافع است . زخم كليه و مثانه را درمان مى كند و با عصاره خرفه جهت تسكين درد معده و تقويت بدنهاى ضعيف سودمند مى باشد. اگر آن را كوبيده و با آب انگور مخلوط كرده باشيد داروى خوبى جهت سرفه و نزله است و براى اسهال خونى و استسقا تجويز مى شود. حب الصنوبر بطى ءالهضم بوده و زياد خوردن آن خوب نيست و عمل آن براى تقويت غرايز جنسى با كنجد و عسل بهتر است .
    راتيانج
    فارسى من زنگبارى است و اعراب به من قلمو گويند. در كتب مختلف قديم به من راتيانج ، راتيج و راطيانا گفته اند و اين اسامى يونان بوده و با كلمه رزين هم ريشه است . من صمغ درخت كاج كوچك هستم كه در اطراف سمنان و كرمانشاه زياد است . فرنگيها به من تربانتين مى گويند و از تقطير من اسانس ‍ تربانتين به دست مى آيد. در طب جديد براى ايجاد دمل مصنوعى ، كمى از اسانس مرا زير پوست تزريق مى كنند و به اين ترتيب جريان خون را متوجه آن موضع مى نمايند. پس از تقطير باقيمانده خشك من ، كلوفان به دست مى آيد. خوردن 5/2 گرم من با زرده تخم مرغ و همچنين با سوپ سبوس ‍ گندم ، جهت سرفه مزمن و تنگ نفس و معالجه سل و جراحات ريه مفيد است . مكيدن من جهت از بين بردن خلط سينه و جذب فضولات بينى سودمند است . اگر مقدارى از من را در سر قليان يا چپق گذاشته ، و دود آن را بكشيد. جهت تنگ نفس و جراحات سينه نتايج عالى دارد و براى اين كار بهتر است كه روز اول يك مرتبه ، روز دوم دو مرتبه ، روز سوم سه مرتبه آن را بكشيد. چون خرفه را با من مخلوط كرده و در آفتاب خشك كنيد، براى زكام ، و معالجه تب راجعه سودمند مى باشم . ضماد من جهت التيام جراحات و از بين بردن خارش ، جرب ، سختى پوست ، فتق و بواسير و گل مژه مفيد است .
    و چون مرا با روغن كتان مخلوط كرده روى زگيل گوشتى و پنبه بگذاريد و آن را از بين مى برم و ماليدن اين روغن در روى شقاق و بواسير مفيد مى باشد و براى معالجه كجى ناخن تجويز مى شود.
    چون يك قسمت مرا روى آتش ذوب كرده و هم وزن آن تخم كتان و نصف آن سفيداب قلع در آن انداخته و مخلوط كرده و از روى آتش برداريد جهت التيام جراحات بهترين مرهم است و چون مرا ذوب كرده با فلفل ذوب نماييد، مرهم خوبى براى بواسير مى باشد. تربانتين و اسانس آن و همچنين كلوفان در دامپزشكى مصرف زياد دارند. اسانس تربانتين را در امريكا و بلژيك رقيق كرده و براى پانسمان زخمهاى غانغاريا
    ((
    كانگرن )) و زخمهاى سياه شده و خوره اى به كار مى برند. اسانس من به مقدار كم ، مراكز عصبى را تحريك و به مقدار زياد آن را فلج مى كند. كپسول آن كه داراى 25
    گرم است ، براى درمان عفونت سينه ، نزله و برنشيت حاد و غانغارياى سينه و غيره مفيد است ، براى از بين بردن سنگهاى صفراوى و معالجه سوزاك و ورم مثانه و ضعف اعصاب تجويز مى شود. ضد كرم معده مخصوصا كرم كدو مى باشد، و براى درمان رماتيسم و سياتيك به كار مى رود، براى نقرس و يبوست معتادان به ترياك مفيد است . به عنوان حلال كائوچو به كار مى رود. در صنعت چرم سازى ، گونى سازى ، واكس سازى و رنگ سازى زياد مصرف مى شود. براى جلوگيرى از خطر انفجار كمى از آن را به هيدروژن مايع مخلوط مى نمايند.
    من ((اسطو خودوس )) هستم !
    پزشكان و داروسازان سنتى ايران به من اسطو خودوس و استوقدوس ‍ گفته اند و اين اسامى معرب نام يونانى من است كه به معنى حافط الارواح و آنس الارواح است . اعراب مكه به من ضرم (با ضم ضاد) خطاب مى كنند. فارسى من شاه اسپرم رومى است و در شهسوار به من تروم گويند. در زبان فرانسه به انواع ما كه متجاوز از سى گونه هستيم لاواند گفته مى شود نوع آن معروف است .
    لاواند اصل يا لاواند حقيقىفارسى من ((خيرى دشتى )) است . در شيراز به من ارونه گويند، عربى من خزامى و خزاما است و در تحفه حكيم مؤ من ((خراما)) نوشته شده است . من خوشبوترين گلهاى صحرايى بوده و عطرم شهرت جهانى دارد و علاوه بر بوى خوش ، ميكربكشى قوى است و عمل آن شباهت زياد به پنى سيلين دارد. بوييدن گل من دماغ را باز مى كند و ترشحات زكامى را از بين مى برد و دافع سر درد است . اگر 3 تا 5 گرم گل مرا دم كرده و سه تا چهار فنجان بين دو غذا بخوريد، تخمير معده را از بين برده و نفخ را معالجه مى كند. دمكرده 15 در هزار من را اگر با سرنگ داخل مجراى زنانه كنيد، ترشحات آن را از بين برده و رحم را تقويت و پاك مى نمايد. بخور و كمپرس ‍ با جوشانده سر شاخه هاى من بهترين درمان سرماخوردگى است ، من مقوى معده بوده ، اشتها را زياد مى كنم . صفرابر هستم . اختلالات كبدى و طحال مفيد مى باشم و از هجوم خون به سر جلوگيرى مى نمايم . براى ضعف عمومى ، اغما، صرع ، ميگرن ، ضعف اعصاب ، تپش قلب ، حساسيت ، تنگ نفس ، لنفاتيسم و لارنژيت مرا تجويز مى كنند.
    ضماد من ، رماتيسم ، نقرس ، كوفتگى و در رفتگى را درمان مى نمايد. در صنعت عطرسازى و صابونسازى از من زياد استفاده مى شود، و بعلاوه گياه من به عنوان يك گل زينتى كاشته مى شود. در ايران نيز در بعضى از باغات ديده مى شود. بوى گل من بر حسب نوع زمين و آب و هوا كم و زياد مى شود.
    لاواند سفيد يا لاواند بزرگمن نوع بدلى لاواند حقيقى هستم ، و بوى من كمى كافورى است و در همه احوال جانشين نوع اصلى بوده و بجاى آن مرا مى فروشند.
    اسطو خودوس
    من نوع طبى لاواند مى باشم و از مكه و شبه قاره هند مرا به ايران مى آورند. از انواع من كه در ايران مى رويند تاكنون استفاده نشده است . به خوانندگان محقق خود پيشنهاد مى نمايم كه روى ((اروانه شيراز)) و ((تروم شهسوار)) مطالعه و تحقيق نمايند. اسانس من با اينكه عطرش كمتر از لاواند حقيقى است ، همين جهت از رقيق شده آن در پانسمان جراحات استفاده مى كنند. شيخ الرئيس ابوعلى سينا، عطر مرا سالم ترين مواد مخدر و خواب آور تشخيص داده است .
    من مقوى دماغ و قلب و جميع قواى ظاهرى و باطنى هستم . اخلاط را از بدن ، مخصوصا از دماغ ، سينه ، و دستگاه تنفسى بيرون مى نمايم و براى امراض كبدى و طحال داروى بسيار مفيدى هستم . خودرن 5/1 گرم من به تنهايى جهت رعشه و سرگيجه مفيد است . خوردن من با عسل ذهن را تقويت مى كند و مداومت در خوردن من صرع ، ماليخوليا، جنون ، فراموشى وسواس تشنج بى حسى و آبريزش بينى را از بين مى برد. غم و اندوه را نيز زايل مى نمايم . براى مداواى امراض مذكور مى توانيد مربايى از گل من با عسل يا شكر ترتيب دهيد و هر شب به قدرى از آن بخوريد كه يك گرم گل در آن باشد عده اى از پزشكان قديم به من
    ((
    جاروب دماغ )) لقب داده اند، چون به خوبى آن را زهكشى مى كنم . من داراى يك ماده ضد ميكروب قوى هستم . براى معالجه تنگ نفس از دمكرده من استفاده كنيد. براى معالجه آنژين و گلو درد از مرباى گل من ميل نماييد. براى معالجه سرفه هاى شديد و سياه سرفه از دمكرده گل من نوش جان نماييد. دمكرده بيست تا چهل گرم گل من ، براى معالجه سرماخوردگى كافى است . براى از بين بردن ترشحات زنانه و پاك شدن رحم از ميكروبهاى عفونى مى توانيد جوشانده يازده گرم گل مرا در ليتر، پس از صاف كردن ، وارد رحم كنيد و يا روزى دو بار خود را با آن شستشو دهيد. در مواقع شيوع زكام از بخور گل يا عطر من در خانه غافل نشويد. اگر مبتلا به سردرد هستيد، شب موقع خواب مقدارى از گل يا عطر مرا در شب كلاه يا روسرى خود بريزيد. و با آن بخوابيد و روز بعد نتيجه آن را ببينيد.
    من مظهر سبزى و خرمى ، ((مورد)) هستم !
    فارسى من مورد است ، به من مورت هم مى گويند. در كتب قديم از من به نامهاى آس ، اسمار، زنده عمر، قنقوس ، مرسين ، حميلاس ، قوقام ياد شده است .
    بيش از هفتاد نوع دارم كه مهمترين آنها مورد بيابانى است كه در فارسى به آن
    ((
    مورد اسفرم )) و به عربى ((ريحان القبور)) و در گيلان به آن جير مى گويند. درخت من سبزى قشنگى دارد كه هرگز خزان نمى نمايد و به همين جهت از قديم مرا مظهر سبزى دانسته اند.
    درخت من در جنگلهاى شمال ايران و جنگلهاى نواحى
    ((
    بحر الروم )) زياد است و بيشتر در نقاطى به عمل مى آيم كه براى كاشتن درخت زيتون مناسب است . در ايران مرا در اطراف منجيل ، رودبار، شيراز، خرم آباد، شهبازان و بين اصفهان و يزد مى بينيد. درخت من سنبل جوانى ، زيبايى و بكارت مى باشد، سابقا براى نوعروسان تاجى از شاخه هاى من درست كرده و بر سر آنها مى گذاشتند. قسمت مورد استفاده من ، برگ ، ميوه و برجستگيهاى روى ساقه من است . از چوب درخت من در منبت كارى نيز استفاده مى شود. برگهاى من علاوه بر آنكه هميشه سبز و معطر است ، مصرف درمانى داشته و به عنوان يكى از داروهاى ضد عفونى كننده از قديم به كار رفته است . چوب درخت من هم معطر مى باشد.
    برگ و ميوه من كه
    ((
    آس دانه )) نام دارد و همچنين برجستگيهاى روى ساقه من كه به ((بنك آلاس )) معروف است داراى جوهر مازو، يك ماده تلخ و اسانس فراوان است . در برجستگيهاى روى ساقه من جوهر مازو زيادتر است و خواص درمانى آن بيشتر از ساير قسمتهاى من مى باشد.
    اثر ضد عفونى كننده من بيشتر مربوط به اسانسى است كه در اعضاى مختلف من ، مخصوصا در برگ من وجود دارد. اسانس من داراى اثر ضد عفونى كننده و ضد كرم است .
    ميوه و برجستگيهاى روى ساقه من مقوى معده بوده و به علت داشتن جوهر مازو قابض و ضد خونريزى است . چكاندن آب برگ من در چشم جهت تسكين درد و بر آمدن حدقه و درمان تراخم و آبريزش چشم مفيد است . چكاندن آب برگ من در گوش جهت تسكين درد و از بين بردن چرك آن مفيد مى باشد. مضمضه آب جوشانده من مسكن درد دندان بوده و براى بى حسى لثه و زبان و زخم دهان و پيوره نافع است . بوييدن برگ من مقوى قلب و دافع خفقان است . خوردن ميوه من ورب آن جهت جلوگيرى از سرفه و خونريزى ريوى و درد ريه مفيد است . خوردن دانه هاى من مقوى معده است مخصوصا اگر به صورت قاووت مصرف شود. اين قاووت اسهال را بند مى آورد و چون دويست گرم آب برگ مرا با روغن زيتون بنوشند، مسهل خوبى جهت بلغم خواهد بود. بخور دانه هاى ميوه من دانه هاى بواسير را ساقط مى كند. خوردن دانه هاى من حرارت ادرار و زخم مثانه و زيادى خون ماهانه زنان را از بين مى برد. عصاره دانه هاى من باز كننده بول و حيض است . جوشانده ميوه من ترشحات بى رنگ زنانه را از بين مى برد و ضماد برگ آن بواسير و ورم بيضه را معالجه مى كند. شستن با آب جوشانده برگ من ورمهاى گرم و امراض جلدى و زخمهايى كه در كف دست و پا باشد از بين مى برد. جوشانده ريشه ، برگ و دانه من در روغن براى تقويت مو و جلوگيرى از ريزش آن سودمند مى باشد و از سفيد شدن مو جلوگيرى مى كند. ماليدن جوشانده دانه هاى من در روغن ، به زير بغل و كشاله ران مانع عرق كردن و دافع بوى بد آن است ، مخصوصا اگر سوزانده و در روغن بجوشانند. خاكستر دانه هاى من لكه هاى جلدى را از بين مى برد و چون ميوه مرا با آب و برگ چغندر بپزند و بر سر بمالند شوره را از بين مى برد و مو خوره را نابود مى كند و چون دانه هاى مرا كوبيده و با آب باقلا خمير كنند، و بر لكه هاى صورت بمالند آنها را زايل مى كند. خوردن و ماليدن دانه هاى من جهت درمان گزيدگى عقرب نافع است . مقدار خوراك دانه هاى من يك مثقال و زياده روى در بوييدن من سبب بى خوابى است . از ميوه و برجستگيهاى روى ساقه من جهت معالجه زخم معده استفاده كنيد. براى ضد عفونى كردن دستگاه تنفس ، دارويى بهتر از بخور برگ من پيدا نخواهيد كرد ولى در برنشيت حاد و نزله هاى خشك نبايد از آن استفاده كنيد، بلكه بايد تامل نماييد تب قطع شود و خلط در سينه پيدا شود و بعد براى ضد عفونى كردن از اين بخور استفاده نماييد. اگر مبتلا به سرفه خلطى هستيد، اين بخور ابتدا سرفه را كم مى كند و بعد به كلى از بين مى برد. غرغره جوشانده من براى ضد عفونى كردن گلو و دهان سودمند مى باشد. براى تقويت معده و ضد عفونى كردن دستگاه گوارش بهتر است از دمكرده 25 در هزار برگ من استفاده كرده و روزى دو فنجان نوش جان نماييد. آب مقطر برگ و گل من قابض بوده و براى معده مفيد است .

    “If you wait for the perfect moment when all is safe and assured, it may never arrive. Mountains will not be climbed, races won, or lasting happiness achieved.”

  5. #15
    عضو فعال آواتار آیورودا
    رشته
    پزشکی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    12877
    پست ها
    11,400

    پيش فرض

    اسم من ((نرگس )) است !
    بوييدن گل من سردرد را تسكين مى دهد.
    اگر مى خواهيد در زمستان از زكام در امان باشيد، مرتب گل من را ببوييد.
    گرد پياز مرا بر روى زخم بپاشيد تا آن را خشك كرده ، ضد عفونى نمايد.
    براى پاك كردن كك مك از من طبق دستور استفاده نماييد.
    از فريب نرگس مخمور و لعل مى پرست
    حافظ خلوت نشين را در شراب انداختى
    اسم من نرگس است . اعراب به من نرجس ، فرنگيها نارسيس و يونانيان نرگيس گويند. تمام اين اسامى از فارسى ريشه گرفته است . چون از گلهاى خوشبو و قشنگ هستم ، همه گل و پياز مرا مى شناسند و شعراى خوش ‍ ذوق ايرانى ، چشمان قشنگ و شهلا را به من تشبيه مى كنند. من انواع و اقسام پر پر و كم پر زرد و سفيد دارم به نوع كم پر من ((قدحى )) گويند. چون مانند پياله است و به نوع پر پر من مضاعف گويند و اهالى شيراز به من ((نرگس هفت زرده )) لقب داده اند. در وسط نوع سفيد رنگ من يك حلقه زرد رنگ قرار دارد كه بر زيبايى من افزوده است . ((نرگس ژزوفين )) و ((نرگس يعقوبى )) از انواع ديگر من است . اگر در وسط پياز نرگس نوع كم پر من چهار قاش به شكل صليب داده و آن را بكاريد تبديل به نوع پر پر مى شوم . پياز من قاعده آور بوده و خوردن آن ايجاد قى مى كند. گل من ضد عفونى كننده اى قوى است . بوييدن آن سر درد را ساكت و گرفتگى دماغ را باز مى كند و درمان زكام است . ((جبرئيل بختيشوع )) كه از پزشكان و استادان دانشگاه قديم جندى شاهپور بود، عقيده داشت كه هركس بخواهد در زمستان مبتلا به زكام نشود، بايستى بطور مداوم گل مرا بو نمايد.
    ضماد پياز من با عسل براى ناخنه و ورم پلك چشم تجويز مى شود و براى رفع تشنج پلك چشم اثر بسيار خوبى دارد. اگر پياز پخته مرا با عسل بخورند، هر چه در معده جمع شده باشد به صورت قى بيرون مى آيد. خوردن پياز من زهكش رحم بوده و باعث افتادن جنين مرده است . خوردن شش گرم آن با عسل انواع كرم معده را از بين مى برد و درد رحم و مثانه را تسكين مى دهد. براى تقويت شهوت و معالجه عنين بهتر است پياز مرا سه روز در شير گاوميش خيس كرده و بعد خشك نموده و سپس آن را ساييده و زير شكم و اسافل ضماد نمايند. پاشيدن گرد ساييده پياز من در روى زخمهاى چركى و آبكى آن را خشك و ضد عفونى كرده و دهانه زخم را التيام مى دهد و خون جراحات را بند مى آورد. ضماد پياز من با سركه و عسل براى دمل و كورك بهترين مرهم مى باشد. ضماد پياز من با عسل جهت درد مزمن اعصاب و مفاصل و نقرس بهترين مسكن است . و براى رفع شكستگى پى ها و بندها به كار مى رود. ضماد پياز من براى معالجه سوختگى تجويز مى شود. براى معالجه گرى (داء الثعلب ) و پاك كردن كك مك و آثار جلدى نيز مى توان از ضماد من با سركه استفاده كرد. گل من داراى تمام خواص پياز من بوده و مقدار خوراك آن 5/7 گرم است . خوردن يك گرم بذر من با شير محرك شهوت و ضماد آن با سركه پاك كننده كك مك است .
    سوسن آزاد
    نام فارسى من سوسن آزاد است و با اينكه داراى پياز بوده و با گل زنبق كه داراى ريشه زيرزمينى نشاسته دار است نسبتى ندارم ، معذالك عده اى به من زنبق رشتى هم گفته اند. عده اى هم به من فيلگوش لقب داده اند و اين نام در زبان فارسى به چند گياه مختلف اطلاق مى شود. در كتب مختلف انواع سوسنها را با زنبقها مخلوط كرده و اخيرا هم چندين نوع سوسن را از ژاپن به ايران آورده و پرورش داده اند. به هر حال من غير از سوسن سفيد و غير از ياسمين هستم . پياز من شبيه پياز نرگس بوده و داراى تمام خواص آن مى باشد و عده اى از پزشكان و داروسازان قديم پياز مرا در خواص ، قوى تر از پياز نرگس مى دانند.
    من ((زنبق )) هستم !
    فارسى من زنبك است و معرب آن زنبق مى باشد. در شهرهاى مختلف ايران انواع مرا با سوسن ، ياسمن و ياسمين اشتباه مى كنند.
    انواع من داراى يك ساقه زيرزمينى نشاسته دار و برگهاى شمشيرى و گلهاى رنگى معطر است . ساقه من ساده بوده و كم منشعب مى شود. گلهاى من به رنگ آبى ، بنفش و در بعضى از انواع زرد است . ميوه من كپسولى و سه خانه است . من داراى انواع و اقسام مى باشم كه تاكنون سه نوع آن وارد كتب طبى و دارو شده است و هر سه داراى خواص يكسان مى باشند. قسمت مورد استفاده من برگ ، ساقه زيرزمينى است كه به فارسى به آن بيخ زنبق گويند مقدار ويتامين
    ((
    ث )) در برگ من به قدرى زياد است كه بعضى از كارخانه هاى داروسازى آن را از برگ من استخراج مى كنند.
    ساقه زيرزمينى مرا بايستى در ماه مرداد از زمين بيرون آورده ، ريشه آن را بريد و پوست آن را تراشيد و بعد در آفتاب خشك كرد. اين ساقه چون بوى بنفشه مى دهد، عده اى به غلط آن را به عنوان بيخ بنفشه مى شناسند. اين ساقه داراى تانن ، صمغ ، نشاسته و چند عامل دارويى است . هنگامى كه تازه است بوى آن مطبوع نيست ، ولى بعدا بوى بنفشه مطبوع پيدا مى كند. مقدار كم آن ملين و مقدار زياد آن مسهل است . گرد كوبيده آن در ساختن گرد دندان به كار مى رود. دمكرده آن در سياه سرفه و تنگ نفس بطور دمكرده يا جوشانده تجويز مى شود. اگر قطعه اى از بيخ مرا به بچه بدهيد كه آن را بمكد، دندان او زودتر و راحت تر بيرون مى آيد.
    گلهاى مرا به علت قشنگى و عطر خوشبويى كه دارد بطور زينتى مى كارند و در نواحى شمال ايران مخصوصا گرگان و موستانهاى قزوين بطور خودرو فراوان است . نوع عطرى من كه داراى گلهاى بزرگ خوشبو است ، در مغرب ايران و اطراف قصر شيرين زياد مى رويد. يك نوع من داراى گلهاى زرد رنگ بوده و در اطراف رشت فراوان است كه قد آن به پنجاه سانت تا يك متر مى رسد. مقدار خوراك گرد كوبيده من پنجاه سانتى تا يك گرم است .
    گل اسبك
    من نوعى زنبق هستم كه در دامنه البرز، شميران ، بين اصفهان و شيراز، نزديك بوشهر، اطراف اهواز و آذربايجان - بين ، اشتران كوه لرستان ، قلعه رستم و دره سيلوانى و در بند و نيز اطراف مشهد و تربت جام مى رويم و در گروس و تهران به من ((گل اسبك )) مى گويند. من داراى گلهاى گلى رنگ و دانه كروى هستم و بيخ من مقوى و قاعده آور است .
    اسم من ((نيشكر)) است !
    من داراى انواع و اقسام هستم .
    اثر ضد سم دارم .
    براى مبارزه با ضعف ، از من استفاده ببريد.
    خوردن مغز نوع خيزران من ، پيشرفت سرطان را متوقف مى كند.
    ضماد سوخته نوعى ديگر از من براى باد سرخ مفيد است .
    و اگر برگ نورسته آن را در آب خيسانده بنوشيد، از خونريزى سينه جلوگيرى مى كند...
    فارسى من نيشكر و عربى آن
    ((
    قصب السكر)) است و در دنياى گياهان ، نباتات قنددار مثل انگور و خرما زياد است ، ولى هيچكدام مقام من و چغندر را در تهيه قند ندارند. من تا قرن نوزدهم كه استخراج قند از چغندر كشف شد، يگانه منبع تهيه قند و شكر بودم . من انواع و اقسام سفيد و سرخ دارم . براى استخراج قند از من ، معمولا ساقه ى مرا از نقطه مجاور زمين قطع كرده و آن را تكه تكه نموده تحت فشار، شيره آن را گرفته و پس از تصفيه آن را غليظ كرده مى گذارند تا شكر آن متبلور شود.
    از پساب آن كه در حقيقت ملاس من مى باشد، پس از تخمير مشروباتى به نام
    ((
    رم )) و ((تافيا)) درست مى كنند. عده اى گياه مرا بخيل و خودخواه دانسته و معتقدند من در هر كجا كاشته شوم ، تمام اراضى مجاور را تصرف كرده و به هيچ گياهى اجازه رشد و نمو در جوار خود نمى دهم ، در نتيجه كشاورزان و ساكنان محل دچار كمبود مواد غذايى شده از بين مى روند. اين اتهام روزى به من زده مى شد كه سود جويان به كشت من مبادرت كرده و براى بدست آوردن محصول بيشتر، از كشت غلات و سبزيجات ، جلوگيرى كرده و تمام اراضى را به كشت من اختصاص داده بودند.
    نى من برخلاف نيهاى ديگر توپر بوده و بعضى از انواع من نرم و شيرين و لطيف بوده و جرم كمتر داشته و قابل خوردن است .
    با شكر و شيره من علاوه بر ساختن انواع شيرينى و شيرين كردن غذاها و نوشابه ها، داروها را نيز شيرين كرده و در مداواى بيماران از شكر و قند استفاده مى شود و مخصوصا شربتها و پاستيلهايى كه براى درمان انواع سينه درد و ضد سرفه ساخته مى شوند، به آنها شكر فراوانى مى زنند.
    شكر ضد سم نيز بوده و پادزهر املاح سرب و مس مى باشد و چنانچه با تركيبات سيانور مخلوط شود، اثر اين سهم مهلك را خنثى مى كند و به همين دليل بود كه وقتى سيانور را شيرينى زده و به راسپوتين خوراندند، سم در بدن او اثر نكرد و عده اى آن را به معجزه و كرامت او نسبت دادند. شكر، معده را نرم مى كند و رطوبات آنها را از بين مى برد. زود جذب بدن شده و باعث تقويت سريع مى گردد. بادشكن بوده و مقوى شهوت است . در مواقع ضعف مفرط هيچ دارويى چون شكر اثر آنى ندارد. مكيدن نبات و آب نبات ، جهت تسكين سرفه و از بين بردن سختى سينه سودمند بوده و با آب گرم جهت گرفتگى صدا كه در اثر سرماخوردگى باشد مفيد است .
    نوشيدن آب تازه نيشكر، سينه ، گلو و معده را نرم مى كند و بعد از هضم غذا باعث نرمى شكم شده ، ثقل را از بين مى برد. ولى بلافاصله بعد از غذا نوشيدن آن خوب نبوده ، توليد بلغم و نفخ و قراقر مى كند.
    علاوه بر شكر در روى نى من ، يك ماده مومى وجود دارد كه در كارخانه ها آن را استخراج كرده و به جاى موم مصرف مى كنند. سرمه كردن اين موم جهت جلاى چشم مفيد است .

    “If you wait for the perfect moment when all is safe and assured, it may never arrive. Mountains will not be climbed, races won, or lasting happiness achieved.”

  6. #16
    عضو فعال آواتار آیورودا
    رشته
    پزشکی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    12877
    پست ها
    11,400

    پيش فرض

    انواع نى
    فارسى ما (نى ) است . به ما ناى هم مى گويند. عربى ما قصب و غاب بوده و تركى ما قميش است . ما انواع و اقسام توپر، تو خالى ، ضخيم ، باريك ، كوتاه و بلند داريم و با انواع ما فرش حصيرى پرده اى ، سبد و نى لبك مى سازند. نوع مرغوب ما خيزران است كه با آن صندلى و مبل هم مى سازند. بعضى از انواع ما داراى مواد قندى نشاسته اى مى باشند، ولى تاكنون فقط از انواع نيشكر قند استخراج شده و از انواع ديگر قند گرفته نمى شود. معروفترين انواع ما كه در ايران مى رويند عبارتند از:
    1- نى باتلاقى
    كه ساقه بلند آن به مصرف علوفه حيوانات مى رسد و در غالب اماكن مرطوب و سواحل رودخانه ها به عمل مى آيد.
    2- نى بوريا
    بيش از صد نوع دارد و در اراضى مرطوب شنى به عمل مى آيد. از ساقه آن فرشهاى مخصوصى به نام حصير يا بوريا مى بافند و به آن ساز و خونك ، سمارالحصر كربه و كرته هم مى گويند. فرش حصير گرما را به خود نمى گيرد و هميشه خنك و سرد به نظر مى رسد، خواباندن بيماران تبدار روى حصير در پايين آوردن تب آنها مؤ ثر است .
    3- نى خيزران
    قامت من به 20 تا 25 متر مى رسد. در ساقه من مقدار زيادى سيليس وجود دارد و همين امر باعث شده است كه استقامت زيادى پيدا كرده و با آن صندلى و مبل هم مى سازند. در مغز خيزران املاح منيزى نيز به حد وفور وجود دارد و به همين جهت به آن طباشير هندى و
    ((
    طباشير قلم )) مى گويند. خوردن مغز خيزران سرطان را ترمز مى كند.
    4- نى رومى
    در اطراف تهران ، دوشان تپه و نواحى البرز، در كوههاى اطراف كرج ، در بعضى از نقاط شمال ، شهبازان و همچنين در اطراف مسجد سليمان و بلوچستان زياد مى رويد. به آن غاب رومى و غاب بلدى و نى دوناكس هم مى گويند. قسمت مورد استفاده آن ساقه هاى زيرزمينى است كه نوشيدن جوشانده بيست در هزار آن شير را در پستان خشك مى كند، و با آن داروهايى به همين منظور مى سازند.
    5- نى نهاوندى
    من از خانواده نى نمى باشم ، بلكه از خانواده جنتيانا هستم . ريشه من مقوى بوده و خاصيت تب بر دارد. به من جراته هم مى گويند. عربى من
    ((
    قصب الذريره )) است . گياه من باريك و بلند بوده ، و گل من شبيه گل بنفشه است . در جوف من چيزى شبيه پنبه و تار عنكبوت بوده و لعابدار است و طعم آن گس مى باشد. رنگ ظاهر ساقه هاى من سرخ مايل به زردى است ، و دو نوع كوچك و بزرگ دارم و در فارس و كهكيلويه زياد مى رويم . عرق من باز كننده گرفتگيها و مقوى دل و جگر مى باشد. درمان خفقان و استسقا و درد سينه و كبد و رحم است . سختى و قطره قطره آمدن ادرار را معالجه مى كند، ورمها را از بين مى برد و شكاف بيخ ران را التيام مى دهد. جوشانده آن با تخم كرفس جهت درمان جنون و امراض كليه و رقع سرفه كهنه و درد كبد تجويز مى شود. نشستن در جوشانده آن جهت درد رحم مؤ ثر است ، استنشاق دود آن جهت سرفه خلطدار سودمند است . پاشيدن گرد كوبيده آن جهت خوشبو كردن زير بغل و خشك كردن عرق آن نافع است ، سرمه آن جهت جلاى چشم و تقويت بينايى مفيد است .
    6- نى قلم
    به من نى كلك هم مى گويند. بهترين نوع من در قريه واسطه از روستاهاى شوشتر به عمل مى آيد. رنگ آن سرخ و تيره است . از من بهترين نوع قلم ، براى خوش نويسى مى سازند.
    خواص ديگر نى ها
    ماليدن سوخته نى به دندان باعث سفيد شدن آن و مانع خونريزى لثه مى شود. سرمه آب برگ آن جهت از بين بردن لكه هاى سفيدى چشم تجويز شده است ، خوردن ساييده برگ من با عسل جهت سرفه سودمند است و چون برگ نورسته مرا در آب خيس كرده و پس از كوبيدن صاف نمايند، نوشيدن آن از خونريزى سينه جلوگيرى مى كند. ضماد سوخته نى جهت خارش - جرب و زخمهاى چركدار مفيد است . ضماد بيخ كوبيده من با سركه مسكن درد كمر و اعصاب است ، پاشيدن كوبيده نى نيم رس از خونريزى جلوگيرى مى نمايد. خضاب بيخ سوخته من با حنا جهت روياندن مو و بلندى آن مفيد مى باشد.
    چنانچه گل نى در گوش رود، به علت چسبندگى كه دارد باعث سنگينى آن خواهد شد.
    تباشير
    همانطور كه خيزران در معرفى خود گفت ، به مغز نوعى از آن كه جسمى فوق العاده سفيد است ، تباشير هندى يا تباشير قلمى مى گويند.
    اعراب تباشير را طباشير مى نويسند و به كنايه هر شى ء سفيد را در ادبيات تباشير گويند. چنانكه سفيدى صبح را تباشير گفته اند. تباشير قلمى كه از جوف نوعى خيزران به دست مى آيد، تركيبى از سيليكات منيزى است . پيشينيان را عقيده بر آن بود كه اگر مقدار كمى از آن را در كوزه آب بريزند، آب آن بهتر رفع عطش مى كند. مقوى قلب و مسرت آفرين بوده و خوردن آن با سكنجبين جهت از بين بردن وحشت و غم و اندوه تجويز شده است ، مسكن معده و جگر بوده و مسكن التهاب عطش است ، صفرابر و درمان اسهال خونى است . ضماد آن با عسل ورمهاى چشم را از بين مى برد و مكيدن آن جوش دهان اطفال را درمان مى كند.
    در داروسازى جديد به كربنات منيزى كه شباهت به تباشير دارد، تباشير فرنگى لقب داده اند. فلز منيزى در سبزينه گياهان به جاى آهن در خون انسان است . املاح منيزى مسهل بوده و مقدار كم آنها ملين است ، كبد را پاك و مجارى دفع سموم را لاروبى مى كنند و بهترين نقش آنها جلوگيرى از پيشرفت سرطان بوده و ترمز سرطان لقب گرفته اند.
    “If you wait for the perfect moment when all is safe and assured, it may never arrive. Mountains will not be climbed, races won, or lasting happiness achieved.”

  7. #17
    عضو فعال آواتار آیورودا
    رشته
    پزشکی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    12877
    پست ها
    11,400

    پيش فرض

    اسم من ((كاهو)) است !
    از رقت خون جلوگيرى مى كنم .
    از سفيد شدن مو و ريختن آن ممانعت مى نمايم .
    محرك اشتها هستم .
    رنگ چهره را باز مى كنم و بهترين دارو براى امراضى هستم كه ريشه عصبى دارند.
    زياده روى در مصرف من ايجاد مسموميت مى كند.
    براى بى خوابى مفيدم ...




    گر تو را خون رقيق است و كشى رنج و عذاب
    هيچ دارو اثرش بيشتر از كاهو نيست
    دعا كنيد كه هيچگاه سفره شما خالى از كاهو نباشد. فارسى من كاهو است ، به من ((كوك )) هم مى گويند. عربى من ((خس )) است و تركان ((خاس )) گويند. من انواع و اقسام بيابانى و بستانى دارم و در اثر تربيت و پرورش ، نژادهاى مختلفى از من بوجود آمده است . چندين نوع كاسنى و كلم را نيز به شكل من در آورده به صورت سالاد مصرف مى نمايند. من داراى انواع پيچ ، بهاره ، تابستانه ، پاييزه و زمستانى هستم ، بطورى كه در تمام فصول سال ، بازار اروپا از انواع من خالى نيست و در ايران نيز نژادهاى متعددى از من به بازار مى آيد.
    انواع من داراى ويتامينهاى ((آ)) و ((ب )) بوده و سرشار از ويتامين ((ث )) مى باشد و به همين جهت ضد رقت خون بوده و سازنده خون صالح مى باشم و اين گفته امام هشتم (ع ) داراى اهميت است كه به شيعيان خود توصيه فرمودند كه تا مى توانيد كاهو بخوريد... چه كاهو رقت خون را از بين برده و بهتر از ساير سبزيها خون را تصفيه مى نمايد. اين كلام امام از آن جهت حائز اهميت است كه بيش از هزار سال قبل از كشف ويتامين ((ث )) بيان شده است . انواع من سرشار از املاح آهن ، كلسيم ، منيزيم ، منگنز، يد، روى ، سديم و مس مى باشد. و بعلت داشتن مس است كه خوردن آن خارش دهانه هاى رحم را از بين برده و از ترشحات بيرنگ زنانه جلوگيرى مى نمايد.
    به علت داشتن املاح فراوان مخصوصا منگنز و روى ، خوردن آن از سفيد شدن مو جلوگيرى مى نمايد و مانع ريزش مو مى گردد.
    من اشتها را تحريك مى كنم و چنانكه قبل از غذا مرا با كمى سركه و ادويه مناسب ميل نماييد، غدد دستگاه گوارش را تحريك كرده و باعث ترشح عصيره معدى شده و در نتيجه به هضم غذايى كه بعدا خورده شود كمك فراوان مى نمايم . مخصوصا اگر مرا خوب جويده و با آب بذاق دهان مخلوط كرده و فرو برند. روى همين اصل است كه غذاشناسان توصيه مى كنند كه هميشه سالاد كاهو را قبل از غذا بايد خورد و يا همراه غذا و در اينجا من به شما سفارش مى كنم كه هيچگاه بعد از غذا سالاد كاهو ميل ننماييد، چه اين يكى از بدترين روش مصرف غذايى است و ايجاد ناراحتيهاى معدى مى نمايد.
    من خنك بوده و تشنگى را تسكين مى دهم . رنگ و قيافه را باز مى نمايم ، يرقان را معالجه مى كنم و مجراى طحال را باز مى نمايم . من مسكن اعصاب بوده ، اضطراب و تشويق و دلهره را از بين مى برم ، و بهترين دارو براى امراضى هستم كه ريشه عصبى دارند.
    در تمام اعضاى بدن من از قبيل برگ ، ساقه ، و ريشه يك شيرابه جريان دارد كه چون گياه من به تخم بنشيند، اين شيرابه زيادتر مى شود و مقدار آن در انواع بيابانى من بيشتر از انواع بستانى است . اگر ساقه مرا تيغ زده و يا آن را قطع نمايند و اين شيرابه را گرفته در حرارت آفتاب خشك نمايند ماده اى به دست مى آيد كه به افيون كاهو معروف است .
    در داروسازى جديد به اين افيون ((لاكتوكاريم )) مى گويند. داراى چندين عامل دارويى ، كمى كائوچو و قندى شبيه قند شير خشت است و در آن مقدار قابل ملاحظه اى ويتامين ((اى )) ملاحظه مى شود و به همين جهت است كه براى مغز مفيد بوده و شهوت را متعادل مى سازد و از احتلام و شهوت زياد جلوگيرى ميكند و اين خاصيت كم و بيش در كاهو وجود دارد.
    زياده روى در خوردن آن ايجاد مسموميت كرده و در دستگاه ، تنفس توليد ضعف مى نمايد و سر انجام باعث خفقان ، سر گيجه ، فلج قلب و احساس ‍ صدا در گوش مى شود، براى جلوگيرى از تحريكات عصبى و تسكين درد قاعدگى بهترين مسكن است . در بيماريهاى اطفال مخصوصا سرفه و برنشيت اطفال ، سودمند مى باشد.
    اين خواص در من از زمان جالينوس شناخته شده و آن حكيم كه خود مبتلا به بى خوابى بوده است با خوردن كاهو معالجه شده است .
    من مسكن فشار خون و درمان يبوست صفراوى و سودايى و بر طرف كننده التهابات و تشنگى و دافع خمارى بوده و مانع مستى مى شوم ، كمى خواب آور و ملين بوده و پيشاب آور مى باشم . اين خاصيت در نشسته من بيش از شسته من است ، ولى چون كاهو را بيشتر با كود حيوانى تقويت مى كنند، خوردن نشسته آن به هيچوجه صلاح نيست . خوردن برگ من جهت رفع خارش ، جذام ، جنون ، يرقان ، درد پستان و تبهاى گرم و زخم مثانه و مجارى بول و برانگيختن اشتها سودمند مى باشد. من درد معده را تسكين مى دهم ، من مواد قندى و چربى زياد ندارم و خوردن من كسى را چاق نمى كند و پخته من غذاييت بيشترى دارد. مرا براى معالجه درد سينه و زياد شدن شير تجويز كرده اند. زياده روى در خوردن من شهوت را كم مى كند و براى مبتلايان به تنگ نفس خوب نيست . سوخته من جهت التيام جراحات به كار مى رود، عصاره برگ و ساقه من كه در داروسازى به نام ((تريداس )) معروف است ، يكى از مواد خواب آور و مسكن بوده ، و ضرر ساير مواد مخدر را ندارد و چنانكه از كاهوى بيابانى گرفته شود، خواص ‍ دارويى آن بيشتر بوده و تمام منافع كاهو را به حد زياد دارد. ماليدن آن بر سر مانع ريزش مو بوده و گذاشتن آن بر محل نيش حشرات ، پادزهر سموم آنها مى باشد.
    ضماد پخته من با كمى روغن زيتون ، براى معالجه باد سرخ ، دمل ، كورك و ورم چشم نافع است . بذر من به مقدار يك قاشق قهوه خورى ، براى معالجه تنگ نفس و سينه پهلو و نزله مفيد بوده ، خواب آور و مسكن است و خوردن آن براى قطع احتلام و ضعيف نمودن و متعادل ساختن شهوت به كار مى رود. آب برگ من داراى همان خواص بذر من مى باشد.
    “If you wait for the perfect moment when all is safe and assured, it may never arrive. Mountains will not be climbed, races won, or lasting happiness achieved.”

  8. #18
    عضو فعال آواتار آیورودا
    رشته
    پزشکی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    12877
    پست ها
    11,400

    پيش فرض

    كاهوى بيابانىاسم من كاهوى بيابانى است . به من خس برى ، كاهوى خرگوش ، كاهوى خودرو هم مى گويند.
    زياده روى در خوردن من اثر سمى دارد. من آرام كننده ، ضد تشنج ، ملين و خواب آور هستم ، پيشاب را زياد مى كنم و بيشتر مرا جهت رفع يرقان تجويز مى نمايند.
    كاهوى دريايى

    من با اينكه جزو آلكهاى دريايى هستم ، به علت شباهت زيادى كه به كاهو در شكل و طعم دارم ، به من كاهوى دريايى مى گويند و مانند كاهو خام و پخته خورده شده ، و در سالاد از من استفاده مى شود. داراى انواع مختلف هستم كه بعضى از انواع من در آب شيرين و بعضى در آب شور به عمل مى آيند، به علت سرشار بودن از املاح معدنى ، مخصوصا ((يد)) در رفع گرسنگيهاى پنهانى املاح معدنى نقش مهمى داشته ، ضد گواتر و ضد سرطان مى باشم ، اينك چند سفارش ديگر براى شستن كاهو: بهتر است آنرا برگ برگ كرده در آبى كه چند قطره سركه به آن افزوده اند خيس كرده ، و با آب تميز آن را شسته و بگذاريد در هواى آزاد كمى بماند.
    اگر لاغر هستيد و مى خواهيد چاق شويد، به جاى سركه ، روى سالاد كاهو سكنجبين بريزيد و كاهو را هميشه با آن ميل نماييد و اگر چاق بوده ، مى خواهيد لاغر شويد، كاهو و سالاد آن را با سركه و كمى گلپر ميل نماييد. براى رفع بوى بد دهان ، كافى است برگهاى سبز كاهو را خوب بجويد. در كوكو و آشها و غذاهاى مختلف سبزى دار مى توانيد از برگهاى سبز من استفاده كنيد.
    من ((قهوه
    )) هستم !
    من مقوى قلب ، كليه و مثانه هستم .
    نيروى قلب را افزايش مى دهم .
    جوشانده من ضعف ضعف قوا را از بين مى برد.
    اثر ضد عفونى دارم و سبز من سياه سرفه و اسهال را رفع مى كند....
    ايرانيان به من قهوه و اعراب
    ((
    بن )) گويند، و اين لغت به معنى شراب جامد است ، زادگاه اوليه من يمن و شمال افريقاست ، بعد مرا به عربستان سعودى و از آنجا به هندوستان و سپس به امريكا برده اند و اكنون بهترين نوع من محصول برزيل مى باشد. در تاريخچه كشف من نوشته اند كه شيخ ابوالحسن در يكى از كوهستانهاى يمن صومعه اى داشت ، مريدان او به سبب شب زنده دارى زياد و رياضت ، خسته و كسل شده بودند و چون عده اى از آنها از ميوه من خوردند، رفع كسالت و خستگى آنها شد و اين راز را به ديگران گفتند تا به گوش پير آنها رسيد. شيخ دستور داد كه ميوه مرا در آب جوش داده بياشامند، تا رفع ملال آنها شود و از آن تاريخ من در دنيا شناخته شده و از آنجا به بلاد ديگر رفتم . من داراى انواع و اقسام مى باشم و تاكنون 33 نوع من شناخته شده است . قهوه سبز كه دانه بو نداده من است ، بويى ندارد و كمتر از آن استفاده مى شود، ولى همين كه دانه مرا حرارت دهند، عطر مطبوع زيادى پيدا مى نمايد. در موقع بو دادن دانه هاى من ، بايد دقت زياد شود تا مغز دانه برشته شده ، روى آن نسوزد. بهترين حرارت براى بو دادن دانه هاى من ، حرارت 185 درجه است و چنانچه درجه حرارت از 240 درجه تجاوز كند، طعم و بوى آن ناپسند خواهد شد. جوشانده من مقوى دستگاه مركزى اعصاب بوده و نوشيدن آن سبب نشاط و سرعت انتقال در درك مسائل مختلفه است و اين خاصيت منحصرا مربوط به كافئين بوده و ساير تركيبات دانه هاى من اثرى در روى سلسله اعصاب ندارند. من مقوى قلب ، كليه و مثانه هستم . من در روى جريان خون اثر كرده ، ضربان نبض و نيروى انقباضات ماهيچه هاى قلب را افزايش مى دهم . زياده روى در خوردن من باعث بى خوابى است ، ولى كسانى كه به خوردن من عادت دارند، نه تنها بى خواب نمى شوند، بلكه براى آنها خواب آور هستم . جوشانده من ضعف قوا را از بين مى برد و به همين جهت است كه پزشكان توصيه مى كنند كه بيماران امراض عفونى در دوران نقاهت از جوشانده من استفاده نمايند. من پادزهر سموم ، مخصوصا ترياك و مواد مخدر هستم . قهوه سبز ضد سياه سرفه و اسهال است . نوشيدن من پيشاب را زياد مى كند و اثر ضد عفونى دارد. محمد بن زكرياى رازى طبيب مشهور ايران مرا گرم و سوزاننده دانسته و خوردن مرا باعث عطش مى داند و معتقد است كه اگر مرا با آويشن كوهى و روغن زيتون بخورند، اين خاصيت من شديد مى شود و من معده را از بلغم پاك مى كنم و اشتها را باز مى نمايم . براى رفع عطش بايستى بعد از من كمى سركه بنوشند. زياده روى در نوشيدن قهوه خوب نيست و زيان بسيار دارد.
    اسم من ((خاكشير))
    است !
    دانه هايم ضد عفونى كننده است .
    پادزهر خوبى هستم و نقرس را نيز درمان مى كنم .
    در درمان سرطان به نوعى مى توان از من استفاده كرد.
    براى كسانى كه مزاجشان سودايى است ، اثرى معجزه آسا دارم .
    تب بر هستم و براى تقويت معده بى رقيبم .
    اشتها را تحريك مى كنم .
    اگر رنگ رخساره تان تيره است ، براى باز شدن آن از من استفاده بريد..
    فارسى من خاكشير است به من خاكشى ، خاكشور و خاكژى هم مى گويند. در اطراف شيراز مرا شقرك نامند. در تبريز به من سرون و در مازندران به گياه من شلم گويند. عربى من حبه است ، كسانى كه عربى مرا
    ((
    خم خم )) دانسته اند اشتباه كرده اند، زيرا ((خم خم )) عربى تودرى است كه بعدا خود را معرفى خواهد كرد. من داراى دو نوع هستم ، يكى تلخ كه دانه هاى آن ريز و رنگ آنها مايل به سرخى است و گونه ديگر شيرين كه دانه هاى آن بزرگتر بوده و رنگ آنها سرخ تيره است . هر دو نوع من در غالب نقاط ايران مخصوصا دامنه هاى جبال البرز در بيابانها بطور خودرو مى رويند. از گياه من در رفع اسهال روده و خونى و از بين بردن ترشحات زنانه و آب آوردن نسوج مى توان استفاده كرد. دانه هاى من كمى ضد عفونى كننده ، ضد كرم و تب بر هستند. داروسازان سنتى ايران مرا به عنوان ملين و خنك كننده با آب سرد مفيد مى دانستند، بذر من شهوت را زياد مى كند، اشتها را باز مى نمايد. مقوى معده و هاضمه بوده ، جهت باز شدن آواز و نيكويى رنگ رخسار مفيد مى باشد. به عنوان خنك كننده در امراض حصبه ، مطبقه و آبله تجويز شده است ، چنانچه ده روز، روزى دو مثقال دانه هاى مرا با چهار مثقال شكر كف لمه نمايند براى صاحبان مزاج سودايى سودى فراوان دارد.
    از دانه هاى من به عنوان پادزهر به طريق زير مى توان استفاده كرد: پنج گرم دانه مرا شسته و با گلاب يا آب خالص آنقدر بجوشانيد تا شكفته شود، و بعد آن را نيم گرم به مسموم بخورانيد. به اين صورت قى آورده و ايجاد تهوع مى نمايد، و اين عمل را چند مرتبه تكرار كنيد تا قى بند آيد. ضماد من جهت زخم چشم ، ورم بنا گوش و پستان ، نقرس و ورمهاى سخت سرطان نافع مى باشد، فرزجه دانه هاى من زايمان را آسان مى كند. مقدار خوراك نوع شيرين من دو مثقال مى باشد.
    تودرى
    فارسى من تودرى است ، در كرمان مار درخت و در تبريز به آن درينه گويند و سه نوع مى باشد كه خواص درمانى آنها يكسان است ، و بهترين آنها قدومه نام دارد كه منحصرا در ايران و عراق به عمل مى آيد و بهترين انواع تودرى است ولى از حيث شكل ميوه قدومه و تودرى فرق بسيار دارند. دانه هاى ميوه تودرى در غلافى شبيه خورجين قرار دارند كه طول اين غلاف سه برابر عرض آن مى باشد. در صورتى كه ميوه قدومه در غلافى كوچك چهار گوش ‍ كه طول و عرض آن مساوى است قرار گرفته و محتوى دو دانه است ، به اين نوع بيشتر قدومه شهرى يا قدومه شيراز اطلاق مى شود و به دو نوع ديگر تودرى و قدومه بدلى مى گويند.
    قدومه بدلى چون گلهاى قشنگ دارد، به عنوان يك گل زينتى در باغچه ها كاشته مى شود. گياه من داراى گلهاى زرد كوچك بوده و معمولا در كنار جاده ها ديده مى شود. اعراب به سه نوع ما بزر الخمخم ، بزرالهوه و قصيصه گويند. خواص هر سه نوع ما يكسان است ، ولى قدومه شيرازى مفيدتر و مرغوب تر مى باشد. تمام قسمتهاى گياه ما داراى يك اسانس گوگردى است كه در كوچك كردن غدد سخت سرطانى اثر نيكو دارد. دانه هاى من بطور دمكرده با جوشانده جهت درمان رقت و فساد خون تجويز شده است . براى معالجه گرفتگى صدا و بيماريهاى حنجره مفيد مى باشد. دانه هاى گياه من اشتهاآور و مقوى قواى جنسى است ، و جهت معالجه سرفه خونى مفيد مى باشد. پخته دانه هاى من در سركه جهت چاق شدن و باز شدن رنگ رخسار توصيه شده است ، ضماد كوبيده دانه هاى من با آب جهت كوچك شدن غدد سرطانى و ورمهاى سخت مفيد است . سرمه دانه هاى من با عسل جهت زخم چشم و پاك كردن چرك آن سودمند است . مرباى آن با عسل جهت از بين بردن خلط لزج سينه و ريه جهت تحليل ورم سخت بنا گوش و ورم پستان و ورم بيضه مى توانيد از ضماد من استفاده كنيد. دانه هاى من ضد سم است و مقدار خوراك آن به عنوان پادزهر پنج تا هشت گرم و در ساير موارد سه تا پنج گرم است .
    ماليدن لعاب من به گيسو شوره سر را از بين ميبرد.
    من ((خار مغيلان )) هستم !
    در بيابان گر به شوق كعبه خواهى زد قدم
    طعنه ها گرمى زند خار مغيلان غم مخور
    من بر خلاف آنچه بين عوام معروف است ، خارشتر نيستم ، بلكه در ختچه اى هستم پر از خار به ارتفاع دو تا هشت متر كه در كنار درياى سرخ از سودان تا سنگال مى رويم و از قديم در ايران در بلوچستان و جزيره قشم به عمل آمده ام . اعراب به من امغيلان (ام غيلان ) يعنى مادر غولان مى گويند و فارسى زبانان مرا مغيلان خطاب مى كنند، و در بلوچستان به من خور مى گويند. من داراى انواع مختلف بوده و در خانواده اقاقيا قرار دارم ، كلمه اقاقيا معرب آكاسيا مى باشد و چنانچه گل اقاقيا در معرفى خود گفت ، اين گل را از امريكا آورده اند و نمونه هاى وحشى آن نيز داراى خار بوده كه در اثر پرورش از بين رفته است . ولى قبل از آنكه امريكا كشف شود، لغت اقاقيا و آكاسيا به اين خانواده گفته مى شد. از تمام گونه هاى مختلف ما صمغى به دست مى آيد كه به آن صمغ عربى مى گويند و بهترين صمغ عربى از مغيلان معمولى گرفته مى شود. ميوه من نيامى بوده و در هر غلاف سه تا پنج دانه خاكسترى وجود دارد، نوشيدن عرق گل من جهت رفع خفقان و دلهره و تقويت اعصاب نافع است . خوردن برگ درخت من جهت بند آمدن اسهال و ماليدن آن جهت تقويت اعضا و عضلات بى حس سودمند است ، و چنانچه برگ نورسته درخت مرا يك شب در آب خيسانده و صبح صاف نموده بياشامند، جهت زخم مجارى ادرار و جلوگيرى از سوزش آن مفيد است . خوردن گرد كوبيده گلبرگ - پوست صمغ من كه به مقدار مساوى با هم مخلوط كرده باشند، از احتلام جلوگيرى مى كند و براى اين كار بايستى چند روز پى در پى ، هر روز يك گرم از اين مخلوط را صبح ناشتا خورد. اين دستور براى قطع ترشحات رحم نيز مفيد است . خوردن برگ نورسته من با كمى زيره و يك عدد گل انار ناشكفته نيز جهت امراض فوق مفيد است . ضماد برگ تازه من جهت التيام زخم و فروكش كردن ورم سود فراوان دارد. داروسازان سنتى ايران در گذشته غلاف ميوه مرا شكافته و دانه آن را برداشته و آن غلاف را از طرف داخل به پارچه اى مى ماليدند تا آن پارچه به صورت مشمع در مى آمد و با آن پستان بند درست مى كردند. اين سينه بند ايرانى بانوانى كه پستان آنها آويخته بود. نتيجه عالى داشت . پوست ساقه و شاخه هاى من جهت قطع خون جراحات نافع مى باشد، و براى اين كار سابقا از آن روغن درست مى كردند كه معروف به روغن ((شيخ صنعان )) بود. دستور ساختن اين روغن در قرابادين داده شده است . پوست ، برگ و ميوه درخت من داراى مقدار زيادى جوهر مازو بوده و به همين جهت درد باغى از آن استفاده مى كنند، و ماليدن پوست درخت من به دندان و مسواك كردن با آن جهت محكم كردن لثه ها نتيجه خوب دارد، از گونه هاى ديگر مغيلان نيز مى توان براى گرفتن صمغ و تداوى استفاده كرد، مهمترين آنها عبارتند از اقاقياى عربى كه در نواحى مختلف بلوچستان . جزاير خليج فارس روييده و به زبان محلى به آن ، پيور و كيكر مى گويند. در بلوچستان گونه هاى ديگرى نيز از مغيلان ديده مى شود كه اسامى محلى آنها عبارت است از چگر، پالوس ، پلوزا، وفولب .
    “If you wait for the perfect moment when all is safe and assured, it may never arrive. Mountains will not be climbed, races won, or lasting happiness achieved.”

  9. #19
    عضو فعال آواتار آیورودا
    رشته
    پزشکی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    12877
    پست ها
    11,400

    پيش فرض

    صمغ عربى
    در شاخه هاى انواع مغيلان و اقاقيا در اثر گزش حشرات ، يا برخورد با هم شكافهايى ايجاد مى شود كه به تدريج از آنها صمغ عربى تراوش مى گردد. ولى براى به دست آوردن محصول بيشتر بايستى در اواخر آبان ماه پس از يك بارندگى با تيغهاى مخصوص قسمتى از پوست را بدون آنكه آسيبى به مغز آن برسد برداشت تا كم كم صمغ تراوش كرده ، و پس از يك ماه آن را جمع نمايند. بهترين نوع صمغ عربى داراى آب ، مواد قندى ، كمى تانن و چهار دياستاز است . صمغ عربى نرم كننده بوده و سينه را نرم مى كند و ورم را فرو مى نشاند و درمان التهاب گلو و معده اثر نيكو دارد. در صنعت دارو سازى از صمغ عربى براى معلق نگاه داشتن داروهاى غير محلول در آب استفاده مى كنند.
    در صنعت براى تهيه آهار و چسب و ساختن مركب از آن استفاده مى گردد، و براى اين كار هرگز نبايد آن را با كتيرا مخلوط كرد. صمغ عربى مغرى است ، يعنى پرزهاى معده را روغن ماليده و نرم نگاه مى دارد و مقوى معده و روده ها مى باشد. جهت درد سينه ، سرفه ، زخم ريه و رفع خشونت و قصبه الريه و باز كردن صورت تجويز مى شود. مداومت در خوردن آن روزى يك مثقال با كره مانع خونريزى ريه است . ضماد آن مخلوط با سفيده تخم مرغ جهت سوختگى نافع است . داروسازان سنتى ايران جهت معالجه تراخم توصيه كرده اند كه صمغ غربى را در گلاب حل كرده و آن را در چشم بچكانند.
    در كارخانه هاى داروسازى ، از آن جهت ساختن پاستيلهاى ضد سرفه استفاده مى كنند، و در قناديها جهت ساختن مرغوبترين پاستيل آن را به كار مى برند.
    اسم من ((مار چوبه
    )) است !
    علاج بى اشتهايى هستم .
    يرقان را شفا مى دهم
    و اشخاص عصبانى اگر از من استفاده كنند، نتيجه صد در صد مى گيرند.
    به مبتلايان نقرس و رماتيسم توصيه مى كنم كه از من پرهيز كنند
    اما به آنها كه گرفتار تپش قلب هستند مصرف مرا تجويز كنند...






    گيرم كه مارچوبه كند تن به شكل مار

    كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست

    فارسى من مارچوبه است ، به من مار گياه هم مى گويند. عربى من ((خشب الحيه )) است ، ولى بيشتر هليون بر وزن افيون گويند، و در كتب قديم جمس كشك ، كشك الماز، اسفرك ، اسفرج ، هرموع ، جنجل ، سفرج ، اسپراغس ، اسفراغس ، يراميع ، صفوف ، و صمدهم خطاب كرده اند، و نيز از گونه اى از من به نام ضغيوس نام برده اند كه تصور مى رود همين مارچوبه خوراكى باشد. من در آذربايجان ، خوى ، تبريز، نواحى البرز، قصر قجر، جلفاى اصفهان ، اراك ، كرمانشاه ، بهارلو اطراف شيراز بطور خودرو به عمل مى آيم و اخيرا نيز نوع خوراكى مرا در ايران كاشته اند. من از سبزيهايى هستم كه دوست و دشمن زياد دارم . عده اى مرا يك سبزى بسيار مفيد و دسته اى مضر مى دانند، ولى حقيقت امر آن است كه من به علت داشتن پتاسيم و ويتامينهاى ((آ)) و ((ب )) براى مبتلايان به تپش قلب و براى تقويت در دوران نقاهت ، براى رفع بى اشتهايى ، يرقان ، احتقاق كبد مفيد بوده ، و پيشاب را زياد مى كنم ، ولى اشخاصى كه مجراى ادرارشان زخم است . و آنهايى كه دچار اختلالات كليه و مثانه بوده و مبتلايان به پرستات ، اشخاص عصبانى ، مبتلايان به روماتيسم و نقرس بايد از من پرهيز نمايند.
    سبزى من كه به نام مارچوبه فروخته مى شود، خاصيت غذايى زيادى ندارد، ولى زود هضم بوده و اشتها را زياد مى كند. آن را خوب بشوييد و پوست آن را در بياوريد ولى دور نريزيد، بعد آن را دو دقيقه در آب جوش ‍ بگذاريد و بعد به آن چاشنى زده ميل نماييد، و بعد پوست مرا در آب جوشانده من بپزيد تا آش خوبى به دست آيد.
    براى زياد شدن ادرار پنجاه گرم ريشه مرا در يك ليتر آب پنج دقيقه بجوشانيد، و روزى پنج فنجان ناشتا بنوشيد، اين جوشانده را چنانچه گفتيم بايد كسانى كه مجارى ادرارشان زخم است ننوشند. سرهاى مارچوبه را در هاون بكوبيد و بعد شيره آن را كشيده ، با دو برابر شكر بجوشانيد تا شربت غليظى به دست آيد و روزى سه قاشق سوپ خورى از آن را به مبتلايان به امراض قلبى ، بسته شدن مجراى طحال و كبد، يرقان بدهيد تا بهبود يابند. براى اينكه اين شربت مفيدتر شود، بهتر است در موقع تهيه آن را روى يك آب جوش (حمام مارى ) بگذاريد تا حرارت مستقيم به آن نرسد.
    شويدى
    اسم من شويدى است ، به من انرجس ، فينو، شبتى ، شودى ، يرچلى و قوش ‍ قوغاز هم مى گويند. من هم از خانواده مارچوبه بوده ، و مانند آن داراى بيخى متورم غده اى مى باشم ، ولى ريشه من فاقد پياز است . من داراى شاخه ها و برگهاى دراز بوده ، و داراى گونه هاى زيادى هستم كه همگى زينتى بوده در گلدان پشت پنجره و تارمى آنها را مى گذارند. شويدى پيچ شاخه هايش به پنج متر مى رسد. شويدى سرخسى هم گونه اى از من است كه شاخه هايش تا دو متر قد مى كشند و بالاخره نوعى معطر دارم كه به شويدى معطر معروف بوده و داراى گلهايى خوشبو است . ما همگى چنانكه گفتيم از خانواده مارچوبه بوده و خواص آن را كم و بيش داريم .
    كوله خس
    در بيشتر نقاط ايران به زبان محلى به من كوله خس مى گويند، در آستارا نام من هاس مى باشد. در طوالش پل و كول ، در رود سرچوشت و چشت ، در گيلان ، كولار و كول كيش ، در راميان به نام سير سيريك و اوتو ناميده مى شوم ، من هم از خانواده مارچوبه بوده ، قسمت مورد استفاده من ساق زيرزمينى و ريشه من است كه داراى املاح پتاسيم و كلسيم مى باشد. پيشاب آور، معرق و اشتهاآور بوده و در داروسازى جديد در فرمول شربت پنج ريشه وارد شده ام .
    ضغيوس
    در كتابهاى داروسازى سنتى ايران از نوعى مارچوبه به نام صغيوس نام برده اند كه گويا همين مارچوبه خوراكى باشد، طبق نوشته كتب قديمى آنچه از آن روى زمين ظاهر مى شود، سبز است و آنچه در زيرزمين مى باشد، سفيد و شيرين و خوراكى است . برگ آن شهوت را از بين مى برد و ساقه زيرزمينى آن محرك باه و صفرابر و ماءكول است ، و براى نيكويى كشك و ماست آن را داخل آنها مى كنند.
    گل موگت
    گلهاى من كه در ماه هاى فروردين و ارديبهشت مى رويند، زيبا، سفيد و خوشه اى بوده و مانند زنگوله آويخته مى شوند و در اثر پرورش به رنگ گلى نيز در آمده اند. من هم از خانواده مارچوبه بوده و قسمت مورد استفاده من برگ و گلهاى من است كه بايد آنها را در ارديبهشت ماه چيد و به دقت خشك كرد و بعد در محلى مناسب نگاهدارى نمود. برگ گياه من پس از خشك شدن ، سبز مايل به قهوه اى است و طعم آن تلخ ميباشد. گلهاى من پس از خشك شدن مايل به زرد مى شوند. بوى آنها كم مى شود ولى تلخى باقى مى ماند. گل من داراى عطر مطبوع به مقدار زياد است . گل و برگ من از دوستان قلب بوده مقوى آن مى باشند. و انقباضات آن را منظم مى كنند، از محسنات آنها اين است كه مسموميت ايجاد نمى كنند فقط مقدار زياد آنها توليد قى و اسهال مى نمايد. مقدار خوراك برگ و گل خشك شده من دو تا ده گرم در روز است ، عصاره آبى من تا سه گرم در روز تجويز مى شود.
    من ((داروش )) هستم !
    فارسى من داروش است ، به من داروش ، كشمش گاو و مويزك عسلى هم مى گويند، عربى من دبق است . من يك گياه طفيلى هستم كه بيشتر روى درخت سيب ، گلابى و چند گياه جنگلى زندگى مى كنم ، و در غالب جنگلها و كوهستانهاى ايران مخصوصا اطراف البرز، لواسان ، دره سفيد بود، جنگل رستم آباد، بين منجيل و رشت ، امامزاده ابراهيم و شمال لوشان مى رويم . گياه من هميشه سبز است و مانند كره اى مدور روى درختان جنگلى مى نشيند. برگهاى من گوشتدار و بيضى شكل است كه در اثر فشردن مايعى سبز رنگ از آن خارج مى شود. گلهاى من نر و ماده هستند ميوه من گوشتدار، سفيد به اندازه ى يك نخود است و داراى لعابى چسبنده مى باشد كه با آن چسب درست مى كنند. من با اينكه طفيلى هستم ، معذالك براى درخت ميزبان خود نه تنها ضررى ندارم ، بلكه در تغذيه به او كمك مى كنم و هميشه او را شاداب نگاه مى دارم ، براى اين كار شيره خام گياه را مكيده و آن را پرورده به درخت ميزبان بر مى گردانم تا با آن بهتر تغذيه كند. قسمت مورد استفاده من برگها، ساقه ، و ميوه من است . برگ من داراى املاح پتاسيم ، كلسيم ، منيزيم و چند ماده دارويى است . ميوه من معده را تحريك مى كند. مواد دارويى من بر حسب نوع گياه ميزبان فرق مى كند، ولى عموما در رفع خونريزيهاى داخلى مؤ ثر مى باشند.
    جوشانده بيست تا سى گرم ، برگ من در يك ليتر آب به مقدار يك فنجان قبل از غذا تجويز مى شود تا خونريزيهاى داخلى و خونريزيهايى كه در فواصل عادت ماهانه زنان پيدا مى شود بر طرف كند، مصرف زيادتر آن خطرناك است . چنانچه ميوه درخت مرا در آب گرم خيسانده و پوست آن را از شهد آن جدا كرده ، صاف كنيد، و آن را با مغز گردو يا مغز دانه بيد انجير سرشته بخوريد، جهت سودا، بلغم و باز شدن گرفتگيهاى داخلى ، عرق النساء بواسير نافع است ، ماليدن شيره آن روى دملها، باعث سر باز كردن آنهاست ، چنانچه بر مفاصل ماليده شود، آنها را مى كند، شيره ميوه من با زرنيخ و زفت جهت جدا شدن ناخن و با آهك و آب انگور و عسل جهت روياندن ناخن و با حنا جهت امراض جلدى ، و با روغن جهت دراز كردن مو بسيار مفيد است . جوشانده ميوه من با كمى آب آهك جهت تحليل ورمهاى طحال مؤ ثر است . مقدار خوراك ميوه من يك مثقال و زيادتر از آن باعث دل پيچه و ثقل است ، و چون دانه مرا با عسل و دوشاب و سپستان بپزند و مانند نخ باريك كرده ، و بر روى درختان بيندازند پرندگانى كه روى آن بنشينند چسبيده ، صيد مى شوند و چون دانه مرا با قرمز دانه مخلوط كنند رنگ آن زيادتر مى شود و در ساير رنگها نيز مؤ ثر است .
    اسم من ((زعفران )) است !
    مقوى معده و مسكن سرفه هستم .
    برنشيت مزمن را درمان مى كنم .
    من سرشار از املاح معدنى هستم .
    از پيشروى كرم خوردگى دندان جلوگيرى مى كنم .
    اگر غمگين هستيد، از من استفاده بريد، زيرا به شما نشاط و شادمانى مى دهم .
    خوردن من زايمان را آسان مى كند...
    و هزاران خاصيت ديگر كه كمتر كسى از آن خبر دارد!
    فارسى من
    ((
    لركيماس )) بود ولى اين روزها همه مرا به نام زعفران مى شناسند، عربى من زعفران ، حساد و صفران است .
    قسمت مورد استفاده من در رنگ كردن خوراكيها تارهاى گل من است كه در اصطلاح گياه شناسى به آن كلاله گويند و غالبا اين كلاله ها با خامه همراه است ، همراه بودن اين تارها با خامه هر چند تقلب محسوب نميشود، ولى از قيمت آن مى كاهد. من داراى بوى قوى و عطر مطبوع و طعمى تلخ و كمى تند مى باشم ، تكثير گياه من به وسيله پيازها در اواسط تير ماه صورت مى گيرد. من در چند نقطه ايران مخصوصا خراسان و قائنات مى رويم ، بعضى از حشرات مخصوصا بعضى از انواع چلپاسه از گياه من فرار مى كنند، من داراى مواد چربى ، املاح معدنى ، صمغى ، يك ماده رنگى ، يك اسانس ‍ و عطر مخصوص و داراى چندين عامل دارويى هستم . من علاوه بر مصرف در تغذيه ، داراى اثر درمانى مى باشم . من مقوى معده و مسكن سرفه مخصوصا در برنشيت مزمن هستم ، اثر من در باز كردن عادت ماهانه زنان كه در اطراف پزشكان جديد عنوان شده مشكوك است ، پزشكان سنتى ايران آن را قبول ندارند. در موقع كشت من بايد توجه كامل شود تا پياز من مورد حمله قارچهاى طفيلى قرار نگيرد، چه در اين صورت پياز من مى پوسد و محصولى به دست نمى آيد. دمكرده و جوشانده من مسكن درد دندان است و كسانى كه دندانشان كرم خورده است اگر آنرا مضمضه كنند درد آن ساكت شده و از پيش رفتن پوسيدگى دندان جلوگيرى مى شود. من نشاطآور و شاد كننده مى باشم . عطر من ضد عفونى كننده بوده و كمى محرك اعصاب است و اثراتى شبيه گاز ازن داشته و خنده آور است ، ولى اينكه مى گويند هر كس يك مثقال زعفران بخورد مبتلا به مرض قهقه شده و در اثر خنده زياد مى ميرد چندان صحيح نيست ، زيرا اين مقدار زعفران كشنده نيست ، ولى اشخاص ضعيف را ممكن است دچار خنده نمايد. من مقوى حواس پنجگانه ، بادشكن ، ضدعفونى ، پيشاب آور، قابض ، محرك باه و مقوى روح حيوانى و مقوى جگر و دستگاه تنفس ، زه كش كليه و مثانه و باز كننده رنگ رخساره مى باشم . خوردن من زايمان را آسان مى كند. خوردن من با عسل جهت ريختن سنگريزه و با ادويه مناسب جهت درد رحم و نشستگاه تجويز مى شود. بوييدن گل من جهت سرسام (مننژيت ) نافع بوده ، و كمى خواب آور است . سرمه من جهت جلاى چشم و آبريزش تراخم ، قرحه چشم مفيد است . چكاندن آب جوشانده من در دماغ جهت سر درد شديد و بى خوابى نافع است . ضماد من روى چشم جهت جلوگيرى از رطوبات و آبريزش چشم و تسكين قرمزى آن سودمند مى باشد. ماليدن من با فرفيون جهت نقرس و درد مفاصل و پاشيدن گرد كوبيده من روى زخم از خونريزى جلوگيرى مى نمايد، و حمول آن درد رحم را تسكين مى دهد. مقدار خوراك من سه تا پنج گرم است . گذاشتن يك تار گل من در مجراى ادرار باز كننده پيشاب است .
    روغن زعفرانيكى از داروهاى قديمى روغن زعفران است ، و براى تهيه آن پنجاه مثقال زعفران را در سه ليتر و نيم روغن كنجد و با زيتون پنج روز خيس مى كردند و هر روز به هم مى زند و بعد آن را صاف مى كردند، به صاف شده آن روغن زعفران و به ته نشين آن در طب قديم ((قرقومعما)) لقب داده بودند. روغن زعفران نرم كننده اعصاب و سختى رحم و خواب آور و بادشكن است . ماليدن اين روغن در اطراف سوراخ بينى و چكاندن آن در بينى در معالجه ذات الجنب (سينه پهلو) تجويز مى شود، ماليدن آن ضد عفونى كننده جلدى و درمان زخمهاى جلدى بوده و باعث سر باز كردن دمل و كورك مى شود و جهت زخمهاى رحم و زخمهاى بدخيم و چركين توصيه شده است ، حمول اين روغن با موم و مغز استخوان جهت زخم نافع است .
    ((
    قرقومعما)) نيز داراى كليه خواص روغن زعفران است ، مقوى اعصاب ، نرم كننده زخمهاى خشك ، پيشاب آور بوده و ضد عفونى كننده جلدى و پاك كننده آثار ضربه و زخم است ، چشم را تقويت مى كند و تيرگى آن را بر طرف مى سازد. برگ گياه من جهت التيام جراحات تازه مفيد بوده ، و ضد عفونى كننده است .
    “If you wait for the perfect moment when all is safe and assured, it may never arrive. Mountains will not be climbed, races won, or lasting happiness achieved.”

  10. #20
    عضو فعال آواتار آیورودا
    رشته
    پزشکی
    تاريخ عضويت
    2011/6
    امتیاز
    12877
    پست ها
    11,400

    پيش فرض

    من ((مينا)) هستم !
    فارسى من گل مينا و عربى من زهر الربيع و زهر اللولو مى باشد، به حالت وحشى در دامنه كوه ها و دشتهاى ايران مخصوصا اطراف بروجرد و كرمانشاه مى رويم ، گلهاى من از نوع گلبرگ تشكيل مى شود. يكى گلبرگهاى لوله اى به رنگ زرد كه همچون طبقى ، نهنج گل را تشكيل مى دهند و در ميان گل قرار دارد و ديگر گلبرگهاى زبانه اى به رنگ سفيد است كه در اطراف نهنج قرار گرفته است . گل من مانند گل آفتاب گردان حركت گردش ‍ خورشيد را از شرق تا غرب تعقيب مى كند و هنگام شب و نامساعد بودن هوا كمى جمع مى شود. زنبور عسل فقط به خوردن گرده هاى گل من علاقدمند بوده ، و شيره گل مرا نمى مكد. قسمت مورد استفاده من گل و ساقه هاى گياه من است . در قسمتهاى مختلف گياه من تركيبات صابونى ، چند نوع ترشى ، مواد صمغى ، مواد مومى ، مواد روغنى و يك ماده رنگى همراه بالعاب و كمى عطر است برگهاى تازه گياه مرا مى توانيد در سالاد بريزيد. اين برگها مخاط روده را كمى تحريك كرده ، يبوستهاى سخت را درمان مى كند. قسمتهاى مختلف گياه من خون را تصفيه مى كند و التهابات را از بين مى برد، كمى ملين نيز مى باشد. مقوى ، آرام بخش و كمى پيشاب آور مى باشد. دمكرده بيست و پنج تا سى گرم در هزار گياه من جهت درمان سرفه خونى ، بيماريهاى ريوى ، درد مفاصل ، نقرس ، درمان بيماريهاى كبدى و كليوى و پيدايش خون ادرار و ورم روده تجويز كرده اند. ضماد برگهاى له شده گياه من بر روى زخمها و التهابات سطحى پوست بدن توصيه شده اند.
    ميناى باغى
    گياه من به يك تا دو متر مى رسد. داروسازان سنتى ايران مرا نوعى با بونه دانسته و جزو ((اقحوان ))ها مى آورند، تمام خواص بابونه بطور خفيف در من جمع است . دمكرده ساقه هاى من جهت درمان نزله مفيد مى باشد، اسانس من خونريزى را بند مى آورد و براى خون دماغ مفيد است .
    دمكرده گلهاى من ضد تشنج و ضد يرقان بوده ، و براى تنگ نفس مفيد است . حشرات از گياه من فرار مى كنند و چنانچه گياه مرا در محلى بريزند، حشرات را فرار مى دهد. عده اى نسبت به گياه من حساسيت داشته و در پوست آنها ايجاد خارش و كهير مى شود.
    اسم من ((زنجبيل )) است ! از من براى ضعف اعصاب استفاده بريد.
    حافظه را تقويت مى كنم .
    درمان كننده يرقان بوده ، سم غذايى را از بين مى برم .
    اگر مرا با آبگوشت مصرف كنيد، درد مفاصل را درمان مى كنم .
    اگر از ضعف معده ناراحتيد، از من استفاده كنيد!
    اسم من زنجبيل است ، به من زنجفيل ، جربيل ، زنزبيل هم مى گويند. قسمت مورد استفاده من بيخ من است كه پس از پژمرده شدن گياه من ، آن را از زمين در مى آورند و در تشكى چوبى ريخته به هم اصطكاك مى دهند تا پوست روى آن گرفته شود و بعد مغز چوبى آن را خشك مى كنند. من نيروبخش ، مقوى معده ، بادشكن و ضد رقت و فساد خون هستم . اگر پودر مرا روى پوست بدن مالش دهند، آن را تحريك و قرمز مى نمايم . اعراب مرا مقوى باه مى دانند. گياه من در ايران ديده نشده است ، ولى در چند كتاب قديمى نوشته اند كه در مازندران به عمل مى آيم . من مقوى حافظه و باز كننده كبد و قاطع بلغم هستم ، و رطوبات غليظى كه در روى جدار روده و معده چسبيده باشد، از بين مى برم . مرا جهت فلج و ضعف اعصاب تجويز كرده اند. من درمان يرقان بوده ، ادرار را زياد مى كنم و درمان اسهالى هستم كه در اثر مسموميت غذايى توليد شده باشد. من تشنگى را برطرف مى كنم و با نبات و كندر مرا جهت جلوگيرى از زيان و نفخ ميوه هاى نارس تجويز كرده اند و با زرده تخم مرغ نيم برشته شهوت را زياد مى كنم ، مخصوصا اگر همراه با پسته خورده شوم ، سابقا براى زياد شدن شهوت خوردن من همراه با خولنجان و پسته از اسرار بود. نگاه داشتن من در دهان و مكيدن آن جهت رفع عطش بى تاءثير نيست ، ضماد من جهت گرى (داءالثعلب ) و فرو بردن ورم بردن سودمند مى باشد. چون مرا كوبيده روى آبگوشت پاشيده بخورند، درد مفاصل را تسكين مى دهم . ماليدن خشك من و آب تازه من هم براى معالجه رماتيسم نافع است . در ايران مرا به نان قندى زده ، جهت امراض رطوبى مى خورند. زنجبيل پرورده ، تازه مرا ورق ورق كرده ، در آب نمك و آبليمو مى اندازد و براى تهيه قرص ، گرد مرا با نمك و كمى آبليمو خمير كرده به صورت قرص در مى آورند. مقدار خوراك من 25
    تا يك گرم است و بيشتر با دارچين دمكرده مى نوشند. تنتور الكلى يك پنجم من در داروخانه ها ساخته مى شود. من غذاى غدد فوق كليه بوده ترشح كورتون را زياد مى كنم و بيشتر خواص من به اين علت است .
    زنجبيل شامى
    من با اينكه از خانواده زنجبيل نيستم و در ايران در اطراف تهران ، سواحل درياى مازندران ، اسپيلى ، راه پيورزن به عمارلو و در اطراف اراك در نواحى سيلاخور و حيدريه بطور خودرو به عمل مى آيم معذلك در ايران مرا زنجبيل شامى مى نامند و اعراب به من ((راسن )) گويند. قسمت مورد استفاده من ريشه من است كه همراه با يك ساقه زيرزمينى كوتاه و گوشتدار بوده و بوى آن شبيه بنفشه است و از اين نظر شبيه ريشه زنبق است . ريشه من مقوى ، پيشاب آور، ضد ميكروب و ضد عفونى كننده قوى است و به همين جهت مسكن تحريكات ميكروبى حنجره و درمان گلو درد، برنشيت ، گريپ ، نزله ، سياه سرفه و ناراحتيهاى ريوى است .
    من از رشد ميكروب سل جلوگيرى مى كنم و اشتهاى بيماران و مسلولين را زياد مى نمايم . مقوى معده ، روده و كبد هستم و ريشه من استفراغ را تسكين مى دهد. اثر من در روى رحم و مجارى تناسلى و ادرار قطعى است ، مخصوصا ترشحات زنانه را برطرف مى كنم . در موارد قطع عادت ماهانه و يائسگى پيشرس مرا تجويز كرده اند. من عادت ماهانه دختران را منظم مى كنم و چون ادرار را زياد مى كنم در بيماريهاى كليه و آب آوردن انساج و چاقى ران و باسن و بيمارى يرقان تجويز مى شوم .
    ضماد ريشه من در عوارض پوستى مانند سودا و ورم پوستى و دانه هاى جلدى و خنازير درمان خوبى است و براى معالجه نقرس هم توصيه شده ام . ريشه من ضد كرم بوده و آن را به اين منظور به مقدار يك تا پنج گرم به طور جوشانده ، به اطفال مى دهند. براى معالجه ماليخوليا، وحشت ، خوف و اندوه از جوشانده من استفاده كنيد، كسانى كه در رختخواب ادرار مى كنند، بهتر است از جوشانده ريشه من بنوشد تا دستگاه دفع ادرار آنها تقويت شود. براى باز شدن عادت ماهانه زنان نيز جوشانده من مفيد است . مرباى من با عسل جهت سرفه ، سختى تنفس و پاك كردن سينه سودمند است . براى باز شدن رگل از بخور ريشه من استفاده مى كنند، جوشانده برگ من نيز همانند ريشه من است . ضماد بيخ من جهت ترك كشاله ران و تحليل ورمها سود دارد. مقدار خوراك من سه گرم است .
    زنجبيل سگ
    من هم با اينكه از خانواده زنجبيل نيستم چون ريشه من در بو و طعم به آن شباهت دارد، مرا ((زنجبيل سگ )) و عربى ((زنجبيل الكلب )) نامند چون سگ همينكه مرا بخورد مسموم مى شود. برگهاى من تند مانند فلفل است و چنانچه در تاريخ نوشته اند، اقوام وحشى قبل از تاريخ قبل از دسترسى به فلفل از من استفاده مى كردند و صاحب ((اختيارات بديعى )) مرا فلفل آبى ناميده است . قسمت مورد استفاده من برگ ساقه و ريشه من است . من در نواحى شمال ايران ، بندر گز و نواحى جنوبى مى رويم . مهمترين فايده من آن است كه خون را بند مى آورم و دانشمندان با مصرف 30 تا 40 قطره از عصاره من - سه مرتبه در روز - خونريزيهاى معدى ، بواسير و خون رحم را بند آورده اند و به علاوه من اثر قاطع و سريع در جلوگيرى از خونريزيهاى فيبرم و عوارض يائسگى دارم . من پيشاب آور بوده و براى درمان آب آوردن انساج ، يرقان ، رماتيسم و نقرس از من استفاده مى كنند.
    ضماد برگهاى تازه من اثرى مانند مشمع خردل دارد و مى توان آن را براى معالجه دردهاى عصبى رماتيسم و درد كمر به كار برد. من را براى معالجه برفك ، آنژين ، زخم بينى تجويز مى كنند، براى تسكين درد دندان پنبه را به شيره من آغشته و آن را در حفره دندان كرم خورده بگذاريد تا درد آن ساكت شود. دمكرده 5 تا 15 گرم گياه من در يك ليتر آب را مى توان براى بند آوردن خونريزيهاى داخلى به كار برد ضماد برگهاى تازه من براى پاك كردن كك مك و خالها و لكه هاى سياه پوست اثرى قوى دارد. ضماد برگ من محلل اورام است . من داراى ويتامين K هستم .
    من ((لوئى )) هستم !
    فارسى من ((پيزر)) است ، به من لوئى ، روخ ، لخ ، رخ ، حفاء بوط هم مى گويند. در كتب داروسازى سنتى از من به نام ((يردى )) ياد شده است . جوانان امروز ممكن است مرا نشناسند ولى سالمندانى كه چهل سال پيش ‍ را به خاطر دارند، مى دانند كه قبل از پيدايش سيمان ، حوضها و آب انبارها را با ساروج مى ساختند و آن تركيبى از خاك رس ، خاكستر، آهك و مقدارى از پنبه من بود. عربى مرا ((شمع الماء)) و خفار نوشته است . در زبان فرانسه به من ماست و ماس آبى گويند. زيرزمينى و برگهاى دراز شبيه برگ خرما مى باشم . ميوه من كه از گلهاى ماده به عمل مى آيد، به صورت استوانه اى فتيله مانند به طول يك وجب است كه در آن دانه هاى زيادى در بين رشته هايى مانند پنبه وجود دارد. در بعضى از كشورها ميوه نارس مرا مانند مارچوبه پخته و مى خورند. ساقه زيرزمينى من داراى نشاسته بوده و در بعضى از كشورها به مصرف تغذيه انسان و حيوان مى رسد. از پنبه من در صنعت كاغذسازى استفاده مى شود. جويدن ساقه زيرزمينى من براى از بين بردن بوى سير، پياز، و شراب اثر اعجاز آورى دارد، و همچنين دندان را سفيد مى كند و مانع خونريزى لثه ها مى شود.
    ضماد ريشه زيرزمينى من ورمهاى گرم و خونى را معالجه مى كند و پاشيدن گرد كوبيده آن روى جراحات ، مانع خونريزى بوده و دهانه زخم را التيام مى دهد. بيشتر آن را جهت درمان زخمهاى چركى و خوره اى به كار مى برند. جوشانده و پخته آن براى جلوگيرى از خونريزى معدى و ريوى هر دو نافع است
    .

    “If you wait for the perfect moment when all is safe and assured, it may never arrive. Mountains will not be climbed, races won, or lasting happiness achieved.”

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرينآخرين

تاپیک های مشابه

  1. بانك اطلاعات خواص دارويي و خصوصيات اقليمي و نام علمي گياهان دارويي
    توسط JU JU در تالار گیاهان دارویی در درمان بیماری ها
    پاسخ ها: 22
    آخرین ارسال: 2013/2/05, 04:03 PM
  2. نقش و خواص گليكوزيدها در گياهان دارويي
    توسط آیورودا در تالار گیاهان دارویی
    پاسخ ها: 0
    آخرین ارسال: 2011/8/05, 05:08 PM
  3. خواص و مشخصات گیاهان دارویی مورد نیاز
    توسط آیورودا در تالار گیاهان دارویی در درمان بیماری ها
    پاسخ ها: 34
    آخرین ارسال: 2011/7/24, 03:19 PM
  4. خواص برخی از گیاهان دارویی
    توسط آیورودا در تالار گیاهان دارویی در درمان بیماری ها
    پاسخ ها: 4
    آخرین ارسال: 2011/7/22, 11:54 AM
  5. راههای درمان بیماریهای مختلف با عسل و برخی گیاهان دارویی
    توسط afsoon6282 در تالار گیاهان دارویی در درمان بیماری ها
    پاسخ ها: 1
    آخرین ارسال: 2009/8/28, 11:38 AM

عبارت‌های مرتبط

کتاب اعجاز گیاهان دارویی

شستشورحم بااب نمك

خواص گل ارونه

خواص تباشير

خواص کلک خرگوش

اعجاز گیاهان دارویی در درمان عفونتهای داخلی

كتاب اعجاز گياهان دارويي

خواص طباشیر

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •