نمايش نتايج 1 تا 2 از 2

تاپیک: داستانی بسیار جالب از مظلومیت امام علی ع

  1. #1
    عضو آواتار zina20
    رشته
    مهندسی فناوری اطلاعات
    تاريخ عضويت
    2011/4
    محل سكونت
    خوزستان
    امتیاز
    130
    پست ها
    65

    پيش فرض داستانی بسیار جالب از مظلومیت امام علی ع

    آيت الله شيخ مشكور مى گويد: قلبم متوجه خدا و مظلوميت اميرالمؤ منين عليهالسلام گرديد
    اين جانبمنصوره سادات بروجردى صبيه آيت الله بروجردى قضيه مرحوم آيت الله شيخ مشكور را كهدر كتاب تنبيه الناس آيت الله بروجردى ، ابوى اين جانب آمده است به رشته تحرير درآورده ام . اميد است مورد رضايت آن يگانه مظلوم تاريخ و فرزند بزرگوارشان ماه بنىهاشم باب الحوائج عليه السلام قرار گيرد ان شاء الله .
    آيت الله شيخ مشكور ازعلماى نجف اشرف در حدود صد و هشتاد سال قبل بوده اند كه در آن جا در صحن مطهراميرالمؤ منين على عليه السلام نماز جماعت اقامه مى كردند. روزى ايشان به كوفهتشريف مى برند در آن جا يعنى بيرون مسجد مى بينند عربى از اهالى حبشه خيلى گريه مىكند و به عربى مى گويد: قربان شمشيرت بشوم يا ابن ملجم كه مردم را از وجود على عليهالسلام خلاص كردى . ايشان ، يعنى آقاى مشكور جلو مى رود و مى گويد: غرض شما چيست؟
    مى گويد من از اهالى زنگبار هستم ، آمده ام براى زيارت قبر ابن ملجم . به اومى گويد: قبر ابن ملجم اين جا نيست اشتباه كردى . مرد عرب مى گويد: به من نشان بدهكجاست ؟ او را داخل خندق مى آورد كنار رودخانه اى كه پشت كوفه است و جاى خلوتى است، به او مى گويد: قبر ابن ملجم اين جاست او همان طور كه خود را روى شنها انداخته وبراى ابن ملجم اظهار علاقه مى كرد آيت الله شيخ مشكور مى گويد: قلبم متوجه خدا ومظلوميت اميرالمؤ منين عليه السلام گرديد و گرزقوى كه عرب ها به كمر دارند. دست رابردم و به اميد خدا و خوشنودى اميرالمؤ منين على عليه السلام به عنوان تولى و تبرىزدم با همان گرز قيرى كه عرب ها به آن واحد يموت مى گويند زدم سر آن دشمن ولايت علىعليه السلام از آن جا بيرون آمدم . ناگهان صداى شرطى عراقى آمد: قم . يعنى بايست ،من ايستادم و گفت : شما با يك نفر ديگر بوديد او كجا رفت ؟ گفتم سگى همراهم بود نهانسان . گفت : همان سگ را چه كارى كردى ، گفتم : موجب اذيت بود، او را كشتم ، گفت : برويم لاشه او را بينيم . اجمالا همين طور كه مى رفتم قلبم را متوجه خدا و ولايتالهى على عليه السلام كردم . از اميرالمؤ منين على عليه السلام خواستم كه مرا ازتنگ هاى نجات دهند. به خدا قسم وقتى كه داخل خندق شديم به اذن خدا و معجزه آقااميرالمؤ منين عليه السلام ديديم از كله تا كمر سگ شده و مسخ گرديده و از كمر بهپائين شبيه آدمى است . پس از اين كه شرطى او را ديد گفت :
    اين معجزه اى از طرفاميرالمؤ منين تو را به حق آقا على عليه السلام قسم مى دهم حقيقت را به من بگو تامن هم بينا شوم و شيعه گردم . پس از اينكه شيخ مشكور ماجرا را به او مى گويد، شرطىعراقى بلند بلند مى گويد اشهد ان عليا ولى الله ، سپس حقير اين مطلب را از مرحومآقاى مشكورى كه در قلهك امام جماعت آن جا و فرزند بزرگوار ايشان بود پرسيدم و ايشانگفتند كه در نجف اشرف پس از اين معجزه بسيارى به مذهب تشيع گرويدند.
    منبع کتاب چهره درخشان قمربنی هاشم جلد 3 علی ربانی خلخالی
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]

  2. تشكرها از اين پست


  3. #2
    عضو فعال آواتار reyhanu
    رشته
    روانشناسی
    تاريخ عضويت
    2013/5
    محل سكونت
    ......
    امتیاز
    442
    پست ها
    233

    پيش فرض

    اشهدان محمد رسول الله..

    اشهدو ان علیا ولی والله...
    اشهدان فاطمة الزهراء بنت رسول الله ...نساء العالمین
    به اميد روزي كه در تقويم بنويسند
    :: تعطيل ::...
    سالروز ظهور منجي عالم بشریت

  4. تشكر از اين پست


تاپیک های مشابه

  1. داستانی بسیار جالب از بهلول عاقل
    توسط zina20 در تالار تالار اسلام و قرآن
    پاسخ ها: 0
    آخرین ارسال: 2011/4/26, 10:42 AM
  2. جملاتی بسیار زیبا از امام علی علیه السلام
    توسط zina20 در تالار خاندان عصمت و طهارت
    پاسخ ها: 1
    آخرین ارسال: 2011/4/19, 06:09 PM
  3. پاسخ ها: 2
    آخرین ارسال: 2009/5/02, 06:22 PM
  4. پاسخ ها: 83
    آخرین ارسال: 2007/9/17, 09:10 PM

عبارت‌های مرتبط

اكتاب تنبيه الناس آيت الله بروجردى دانلود

حکایتی از مظلومیت حضرت علی

کتاب در مورد مظلومیت حضرت علی

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •