صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرينآخرين
نمايش نتايج 11 تا 20 از 28

تاپیک: روش های تدریس زبان انگلیسی

  1. #11
    همکار مدیر تالار زبان انگلیسی آواتار Persia1
    رشته
    زبان خارجه
    تاريخ عضويت
    2010/9
    محل سكونت
    امتیاز
    8441
    پست ها
    7,643

    پيش فرض

    Task-based instruction

    به روشی اطلاق می شود که در آن از تکالیف به عنوان هسته اصلی آموزش زبان استفاده می شود.


    دارای اصول زیر است :


    ۱. فعالیت هایی که شامل مکالمات واقعی هستند برای یادگیری زبان ضروری هستند.
    ۲. فعالیت هایی که در آن زبان برای انجام تکالیف معنادار و رو به پیشرفت یادگیری هستند.
    ۳. زبانی که برای یادگیرنده معنادار باشد؛ فرایند یادگیری را تسریع می بخشد.

    تئوری زبان

    - زبان وسیله ای برای انتقال معناست:
    در این روش نقش اصلی بر عهده ی معنا و مفهوم است.

    - چندین مدل زبان روش تکلیف محور را تشکیل می دهند :
    طرفداران این روش به هر سه بعد ساختار؛ عملکرد؛ تعامل اهمیت می دهند.

    - واحدهای واژگانی در یادگیری زبان نقش مرکزی دارند :
    در این روش لغات در تشخیص عبارات واژگانی؛ ریشه های جملات نقش مهمی دارد.

    - مکالمه هم نقش اصلی و مرکزی دارد و کلید یادگیری زبان است :
    صحبت کردن و سعی در برقراری ارتباط با دیگران؛ اساس کسب زبان دوم است. بنابراین بیشتر تکالیف شامل مکالمات هستند.

    تئوری یادگیری

    - تکالیف؛ فرایند درونداد و برونداد را برای امر یادگیری زبان تامین می کنند.

    - تکالیف و پیشرفت در یادگیری به نوعی مانند محرک عمل می کنند.

    - دشواری های امر یادگیری میتوانند مورد بحث قرار گرفته و حل شوند تا از آنها برای اهداف خاص آموزشی استفاده شود.

    اهداف

    یادگیرنده بتواند بطور موثر و دقیق در اکثر فعالیت های زبانی ارتباط برقرار کند.

    انواع فعالیت های آموزشی و یادگیری

    ۱. پازل : یادگیرندگان تکه هایی از اطلاعات مختلف را مانند پازل کنار هم میگذارند تا به یک کلیتی برسند.

    ۲. گفتگو برای کسب اطلاعات : یک دانش آموز یا گروهی از دانش آموزان یک قسمت از اطلاغعات را دارند و گروه دیگر بقیه ی اطلاعات تکمیلی را دارند. آنها باید با یکدیگر گفتگو کنند تا اطلاعاتشان را کامل کنند.

    ۳. حل مسئله : به دانش آموزان یک مسئله و مقداری اطلاعات داده میشود و آنها باید مسئله را حل کنند.

    ۴. تصمیم گیری : به دانش آموزان مسئله ای داده میشود و چندین را نیز پیش پای آنان گذاشته میشود سپس آنها باید با گفتگو و مباحثه یکی را انتخاب کنند.

    ۵. تبادل نظر : یادگیرندگان به بحث و تبادل نظر می پردازند. آنها نباید حتما به یک نتیجه برسند.

    نقش یادگیرنده :

    آنها نقش های متفاوتی را برعهده دارند که شامل موارد زیر است :


    ۱. شرکت کننده در کارهای گروهی
    ۲. ناظر
    ۳. خلاق و ریسک پذیر

    نقش معلم

    شامل : ۱. انتخاب؛ ایجاد تکالیف است. ۲. آماده سازی یادگیرندگان برای انجام تکالیف. ۳. بالا بردن خود آگاهی یادگیرندگان.

    گزارش کلاسی

    این کلاس در جنوب هند برگزار شد. کلاس شامل ۴۰ دانش آموز ده ساله است که تقزیبا در زبان انگلیسی پیشرفته هستند. هنگامیکه وارد کلاس می شویم معلم در حال صحبت است.
    ما قراره امروز روی جدول زمان بندی شده کار کنیم. اوکی؟
    معلم یک ستون با چند ردیف میکشه روی تخته. در بالای اولین ستون او می نویسد ۹/۳۰_۱۰/۱۵ بچه ها متوجه میشوند که معلم مدت زمان اولین کلاس را نوشته است. معلم به بالای دومین ستون اشاره می کند و می پرسد؛ چی اینجا بنویسم؟ بچه ها میگن : ۱۰/۱۵ - ۱۱ و به همین ترتیب تا آخرین ستون پیش می روند. سپس معلم می پرسه ؛ چه کسی اسامی روزهای هفته را اینجا می نویسد؟ چند تن از بچه ها دستشان بالا میرود. معلم یکی از آنها را صدا میزند و می گوید بیا. دانش آموزی که اسمش صدا زده شده است پای تخته می رود و گچ را بر میدارد و اسامی هفته را کنار هر ردیف می نویسد و بقیه بچه های کلاس هم در تلفظ آن به او کمک می کنند. سپس معلم از او می پرسد آیا درست نوشته است؛ چون یکشنبه ها تعطیل است؛ تمام کلاس میگن بله یک شنبه ها تعطیل است. سپس معلم کلاس را به هشت گروه پنج نفره تقسیم میکند. و هر نفر یک کارت دریافت می کند که در روی آن تکالیف مربوط به یک روز در آن نوشته شده است. کار دانش آموزان اینست که برنامه ی هفتگی را با تقسیم کارت ها بین خودشان تکمیل کنند. همانطور که معلم در کلاس و بین گروه ها حرکت می کند و به صحبت های آنها گوش میکند به آنها متذکر میشود که به انگلیسی صحبت کنند. اولین گروه تمام می کند و پای تخته می رود و جدول را روی تخته می نویسد. سپس معلم نوشته های تمام گروه ها را جمع می کند که بخواند و فردا تحویلشان ده. سپس وظیفه ی هر گروه اینست که موضوع درسی مورد علاقه ی همدیگر را بیابند و مورد بررسی قرار دهند. آنها باید نام سه موضوع مورد علاقه ی خود را بیان کنند؛ هر گروه باید راه و روشی که برای رسیدن به جواب این سوالات است را بگدید؛ مثلا آنها ممکن است یک پرسشنامن طرح کنند یا مصاحبه کنند. بعد از اینکه این کارها را انجام دادند باید گزارشات خود را خلاصه و نتیجه گیری کنند. آنها باید این نتیجه گیری را مشخص کنند که از چه روشی استفاده خواهند کرد مثلا: بصورت درصد مشخص می کنند و یا جدول می کشند.
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


  2. تشكر از اين پست


  3. #12
    همکار مدیر تالار زبان انگلیسی آواتار Persia1
    رشته
    زبان خارجه
    تاريخ عضويت
    2010/9
    محل سكونت
    امتیاز
    8441
    پست ها
    7,643

    پيش فرض

    Participatory approach

    روش مشارکتی

    اولین بار در اوایل دهه شصت توسط paulo freire معرفی شد و بعدها در سال های ۱۹۸۰ بطور گسترده ای در آموزش زبان استفاده شد.
    هدف این روش کمک به دانش آموزان برای درک مشکلات اجتماعی؛ تاریخی؛ فرهنگی است که بر زندگی آنها اثر می گذارد. و سپس به دانش آموزان کمک میکند تا بتوانند بر مشکلات شان فائق آیند و کنترل امور زندگی را بدست گیرند.

    گزارش کلاسی

    در این کلاس دانش آموزان از مرکز اروپا به تازگی به امریکا مهاجرت کرده اند. آنها بزرگسالانی هستند که نیمه وقت کار می کنند و شب ها برای درس خواندن حاضر میشوند. کلاس شامل ده نفر است. معلم با سلام و احوالپرسی کلاس را آغاز می کند. دانش آموزان نیز به گرمی با معلم احوالپرسی می کنند و در کلاس تنها زمانی که دانش آموزانی که تاخیر دارند وارد میشوند سر و صدا ایجاد میشود. آنها میدانند که در طی این یک هفته هر تجربه ای که داشتند و اتفاقی که افتاده میتونن تعریف کنند. یکی از آنها میگوید که یکی از بچه هایش در مدرسه درگیری فیزیکی پیدا کرده است. اکثر این بحث ها بصورت مکث دار و غیر کامل بیان میشود چون هنوز بعضی ها اون مهارت زبانی را بدست نیاورده اند که بتوانند کامل و درست صحبت کنند. یکی دیگه از دانش آموزان در مورد مشکلش با صاحبخانه صحبت می کند؛ می گوید که او نمی تواند خانه را گرم کند که در آن راحت بسر ببرد و هر وقت به صاحبخانه اش شکایت میکند او میگوید که این مشکل همیشه همین جوری بوده. تنها یک خبر خوب در این بین شنیده میشود و آن هم ورود برادر یکی از شاگردان به امریکاست. بعد از گوش دادن و نت برداری از حرفای بچه ها؛ معلم میگه : هفته ی قبل در مورد اینکه چرا بعضی از شماها نمی تونید بطور منظم سر کلاس حاضر بشید بحث می کردیم. میدونم که مجبوریدصبح ها کار کنید و عصرها هم از خانوادتون مراقبت کنید. اگرچه چند تن از خانم ها در مورد اینکه چرا بعضی وقتها نمیان دلیلی دارن و میگن نمیخوان تو تاریکی بیان بیرون. میخواستم در این مورد و شرایط کمی عمقی تر بحث کنیم. معلم یک عکس به شاگردان نشان میدهد؛ عکس یک آپارتمان است. پشت پنچره ی یکی از ساختمان ها یک خانم در حال نگاه کردو به بیرون است. در خیابان چند مرد ایستاده اند. معلم میگه : این خانم کلاس انگلیسی داره که یک ساعت دیگه شروع میشه و اونم نمیخواد کلاسش رو از دست بده؛ پس بحث شروع میشه. معلم میگه : شما چی میبینید؟ دانش آموزان میگن یه خانم. و یکی دیگه از دانش آموزان اضافه میکنه : مردها. اون زن کیه ؟ چی کار داره میکنه؟
    دانش آموزان تصمیم میگیرن اسم اون خانم رو لینا بزارن که در تاریکی می ترسه از خونه بیرون بیاد. معلم با سوالات ادامه میده.....مردها کیا هستن؟ چیکار میکنن؟ کجایی هستند؟
    سپس معلم از بچه ها میخواد تصور کنند که افراد داخل عکس چه احساساتی دارند؟خانومه چه احساسی داره؟خوشحال؛ غمگین؛ ترسیده؟چرا؟مردا چه احساسی دارن؟ آیا آنها دوست دارنددر خیابان بایستند؟ دانش آموزان به این سوالات پاسخ میدهند. سپس معلم به دانش آموزان میگه در مورد تجربیات خودشان بحث کنند؛ آیا همچین چیزی تا به حال برای خودشان اتفاق افتاده است؟ در آخر برای اتمام این کلاس معلم از دانش آموزان دعوت می کنه تا برای پیدا کردن راه حل این مشکلات بحث کنند و نظرشونو بگن و یک سری سوالات بهشون میده. لینا چیکار میتونه بکنه؟ فکر میکنید چکاری میتونه بکنه؟ اگه شما باشید چکار میکنید؟و.....
    یکی از پیشنهادات برای لینا این بود که به شهردار نامه بنویسه که تعداد چراغ های نصب شده را بیشتر کنند و معلم به بچه ها میگه این فکر خوبیه که نامه بنویسیم و بخواهیم تعداد چراغ ها بیشتر شود. معلم در مورد نوشتن نامه آنها را راهنمایی میکند. سپس دانش آموزان نامه هایی که نوشته اند را در دفترهایشان یادداشت میکنند و نوشته هایشان را چک میکنند که ایرادی نداشته باشد و پست کنند. و به عنوان تکلیف باید تمام نامه را چک کنند که غلطی نداشته باشد. کلاس با صحبت بچه ها در مورد اینکه دوست دارن در کلاسشون چه کارایی انجام بشه و چه چیزایی رو دوست ندارن خاتمه پیدا میکنه.

    اصول روش مشارکتی

    هر اتفاقی که در کلاس می افتد باید با آنچه که در خارج کلاس رخ میدهد ارتباط داشته باشد.

    محتوای برنامه درسی از پیش تعیین شده نیست بلکه با توجه به شرایط و مشکلات موجود؛ محتوا تعیین میشود.

    آموزش زمانیکه تجربه محور باشد موثرتر صورت می گیرد. دانش آموزان زمانیکه نیازهای شان مطرح باشد انگیزه ی بیشتری برای یادگیری پیدا می کنند.

    تمرکز بر روی شکل زبانی بوسیله ی تمرکز بر محتوا اتفاق میفتد.

    نقش معلم

    معلم مانند دستیار یادگیرنده عمل می کند. از آنها سوال میپرسد و به آنها کمک میکند.

    نقش دانش آموز

    وقتیکه میخواهند مشکلاتشان را حل کنند یاد میگیرند تا خودشان را بعنوان شخصیت های اجتماعی و سیاسی ببینند. همچنین می توانند مواد آموزشی برای خود و دیگر یادگیرندگان بسازند.

    اهداف

    تا دانش آموزان بتوانند یادگیری خودشان را ارزیابی کنند و همچنین آنرا به تنهایی اداره کنند.
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


  4. تشكر از اين پست


  5. #13
    همکار مدیر تالار زبان انگلیسی آواتار Persia1
    رشته
    زبان خارجه
    تاريخ عضويت
    2010/9
    محل سكونت
    امتیاز
    8441
    پست ها
    7,643

    پيش فرض

    Learning strategy training

    تمرین شیوه های یادگیری

    مقدمه :

    در روش شناختی که در اوایل سال های ۱۹۷۰ شروع شد؛ یاد گیرندگان مسئول یادگیری خودشان بودند. با توجه به این نگرش؛ rubin در سال ۱۹۷۵ بررسی هایی انجام داد تا مشخص کند که چگونه یادگیرندگان؛ امر یادگیری را تسهیل می بخشند. از این تحقیق؛ او به چندین شیوه یادگیری و تکنیکی که یک دانش آموز برای بدست آوردن دانش انجام میدهد؛ دست پیدا کرد. بر اساس گفته rubin یادگیرندگان موفق؛ مشتاق یادگیری هستند و علاقه شدیدی برای برقراری ارتباط دارند وسعی می کنند صحبت کنند حتی اگر اشتباه کنند. آنها به هر دوی ساختار و معنا توجه می کنند. در حالیکه تحقیقات به سمت شناسایی شیوه های یادگیری پیش می رفت؛ آموزش دهندگان فهمیدند توجه به فرایند یادگیری کافی نیست. برای بالا بردن توانایی یادگیری یادگیرندگان به روشی به نام تمرین شیوه های یادگیری احتیاج است. بنابراین wenden اظهار کرد که زمان معلم ها باید به همان اندازه که برای آموزش زبان مصرف میشود برای آموزش یادگیرنده نیز مصرف شود. چنین پیشنهاداتی سرانجام به ایده ی تمرین شیوه های یادگیری انجامید. یعنی آموزش به دانش آموزان در استفاده از شیوه های یادگیری برای پیشرفت در امر یادگیری.

    گزارش کلاسی

    ما وارد دبیرستان میشیم. کلاس ۳۲ نفره که از نظر مهارت زبانی در حد متوسطی هستند. قبل از درس؛ معلم سوابق تحصیلی دانش آموزان را خوانده و با آنها مصاحبه کرده است. یکی از مشکلاتی که دانش آموزان دارند و همیشه شکایت می کنند؛ طولانی بودن تکالیف شان است. در متونی که باید بخوانند لغات جدید بسیاری وجود دارد که باید وفت بسیتری صرف پیدا کردن آنها در دیکشنری بکنند. بر طبق این نظریات معلم تصمیم می گیره از شیوه های پیشرفته ی تدریس استفاده کند.معلم بعد از احوالپرسی؛ به دانش آموزان میگه که آنها قراره روی یک شیوه ی یادگیری بنام سازمان بندی پیشرفته کار کنند. آنها قراره روی خواندن شون کار کنند و آن را توسعه دهند بوسیله ی نگاه اجمالی از لغات موجود در متن (skimming).
    بوسیله ی این شیوه آنها میتوانند درک مطلب شون رو بالا ببرند و سرعت خواندن را هم بیشتر کنند. او یک مدل به آنها می دهد و از تکنیک think aloud استفاده می کند. اولین چیزی که انجام میدم خوندن عنوان است. سعی میکنم متن را بفهمم که در چه مورد است؟ اگر عکسی داشته باشد نگاه میکنم. از خودم می پرسم از موضوع چه میدانم و چه سوالاتی دارم؟
    سپس اولین پاراگراف را می خوانم. همه ی لغات را نمی خوانم؛ اجازه میدم چشمام یک نگاه اجمالی به تمام متن بیندازد و فقط مطالب مهم را استخراج میکنم. معلم لغاتی را که به نظرش مهم میرسد در پاراگراف اول را استخراج میکند و میگه با توجه به این ها فکر می کنم متن درباره ی اسب های وحشی است. خیلی راجع به متن نمیدونم اما از نگاه اجمالی به اولین پاراگراف فهمیدم که متن راجع به مسابقات و اهلی کردن اسب های وحشی است. میخوام که الان شما همین طوری تمرین کنید. من الان برگه هایی که متن جدید داره بهتون میدم که همینایی که گفتم تمرین کنید. وقتی برگه ها را گرفتید سرتون رو پایین نگهدارید و برگه ها رو نخونید. بعد از پخش برگه ها ازشون میخوادشیوه هایی که بهشون یاد داده را پیاده کنند؛ بعد می پرسه فکر میکنند موضوع متن راجع به چیه؟ یکی از بچه ها میگه فکر کنم راجع به نهنگ هاست. معلم میگه: چرا اینطوری فکر میکنی؟ شاگرد میگه با توجه به خط اول که نوشته : نجات بزرگترین پستاندار جهان. معلم از کل کلاس می پرسه: شما راجع به نهنگ ها چه میدانید؟ یکی از بچه ها میگه: گونه های متفاوتی از نهنگ ها وجود داره. یکی دیگه از بچه ها اضافه میکنه. آنها مسافت های طولانی را طی میکنند؛ یکی دیگه میگه: آنها خیلی باهوشن. معلم میگه: منظورشون از نجات چیه؟ هیچ کس جواب نمیده و معلم میگه این سوال رو در ذهن شون نگه داره. معلم دو دقیقه بهشون وقت میده که پاراگراف اول رو نگاه کنند و فقط یک نگاه بندازند و حتی حق استفاده از دیکشنری را ندارند. بعد معلم میگه: کی میتونه هدف اصلی تاپیک رو بگه؟ یکی از بچه ها میگه : موضوع در مورد انواع نهنگ هاست که در معرض خطر افتاده اند. یکی از دانش آموزان دستش را بلند میکند و میپرسد: در معرض خطر افتاده یعنی چی؟ معلم اونو تشویق می کنه که حدس بزنه. معلم میگه: آیا هیچ قسمتی از لغت نیست که اونا بتونن در مورد معنیش حدس هایی بزنن. معلم می پرسه آیا میتونید حدس بزنید این کلمه در پاراگراف بعدی چه معنی میده؟ شاگرد مکث میکنه بعداز چند دقیقه میگه : یعنی که نهنگ ها ناپدید میشن. معلم میگه : بله درسته. دانشمندان میگن اگه شرایط زندگی نهنگ ها بهتر نشه؛ امکان ناپدید شدن آنهاست. معلم میگه : آیا می دونید نجات چه معنی میده؟ دانش آموز میگه: نه. یکی داوطلبی میگه: saving و معلم هم تایید میکنه. معلم میگه: کسی نظری در مورد موضوع اصلی تاپیک دوم داره یا نه؟ چند تا از بچه ها میگن که در مورد شرایط بد زندگی نهنگ ها صحبت می کند. معلم میگه: حدس خوبی بود؛ حالا ببینیم آیا حد ستون درسته یا نه؟ پاراگراف دوم رو یک نگاه اجمالی بیندازید. این دفعه فقط یک دقیقه و نیم فرصت دارید. درس همین طوری ادامه پیدا میکنه تا پاراگراف چهارم. سپس دانش آموزان کارهایی که انجام دادن رو ارزیابی می کنند. بعضی ها بی قراری می کنند چون فکر میکنند حتما باید تمام لغات رو بفهمند. بعضی دیگر احساس بهتری دارند چون فهمیدن احتیاجی نیست که آدم تمام متن و لغات رو بخونه برای تکلیف شب؛ با توجه به شیوه ای که امروز یاد گرفتید؛ روزنامه یا مجله ای که دوست دارید رو یک متن انتخاب کنید و به همین ترتیب بخونید. حتما احتیاجی نیست که پاراگراف اول رو بخونید از روی عنوان متن هم می توان فهمید همچنین اگر عکسی وجود داشته باشه از روی آن هم می توان فهمید. موقع خواندن از روی لغاتی که معنی آن را نمیفهمید؛ گذر کنید.

    اصول این روش

    دانش و تجربیات قبلی دانش آموزان باید ارزش گذاری شود و یادگیری جدید بر اساس آنها صورت بگیرد.

    مطالعه ی شیوه های یادگیری مشخص؛ باعث موفقیت در دروس دانشگاهی میشود.

    کار معلم فقط این نیست که زبان را آموزش دهد بلکه باید شیوه های یادگیری را نیز آموزش دهد.

    برای بسیاری از دانش آموزان؛ شیوه ها باید آموخته شود. بهترین راه برای این کار؛ انجام تمرینات عملی است.

    دانش آموزان باید یادگیرندگان مستقل؛ کنترل کننده باشند. و این قدرت را داشته باشند تا بتوانند خود را ارزیابی کنند.

    مهم ترین بخش شیوه یادگیری؛ توانایی انتقال آن است یعنی بتوان آن را در شرایط مختلف استفاده کرد.
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


  6. تشكر از اين پست


  7. #14
    همکار مدیر تالار زبان انگلیسی آواتار Persia1
    رشته
    زبان خارجه
    تاريخ عضويت
    2010/9
    محل سكونت
    امتیاز
    8441
    پست ها
    7,643

    پيش فرض

    Cooperative language learning

    یادگیری اشتراکی

    مقدمه

    این روش (cooperative language learning) بخشی از روش آموزشی collaborative learning است. فقط در روش اولی همکاری چند نفر که در یک سطح هستند صورت می گیرد اما در دومی آموزش از آدم قوی تر به ضعیف تر صورت می گیرد.
    روش یادگیری اشتراکی یک فعالیت سازمان یافته ی یادگیری گروهی است که در آن یادگیری به تبادل اطلاعات بین یادگیرندگان گروه وابسته است. و هر یادگیرنده مسئول یادگیری خودش است و مشتاق است تا یادگیری بقیه را بهبود بخشد.(olsen and kagan 1992:8)

    اهداف یادگیری در این روش:

    ۱.درصد موفقیت دانش آموزان را بالا می برد.
    ۲. به معلم کمک می کند تا رابطه ی دوستانه بین شاگردان برقرار کند.
    ۳. به دانش آموزان فرصتی داده میشود تا روابط اجتماعی؛ روانی و شناختی سالمی را تجربه کنند و آن را بهبود ببخشند.
    ۴. حالت رقابتی بین دانش آموزان جای خود را به کارهای گروهی و حس مشارکت خواهد داد.

    اهداف آموزشی این روش:

    ۱. بوجود آوردن فرصت هایی برای یادگیری زبان دوم به شیوه ی طبیعی از طریق تمرینات تعاملی و فعالیت های گروهی.
    ۲. تهیه ی متدی که معلم ها را قادر میسازد تا به این هدف دست یابند.
    ۳. معطوف ساختن توجه به بخش های واژگانی؛ ساختارهای زبانی؛ و عملکردهای ارتباطی از طریق تکالیف تعاملی.
    ۴. بوجود آوردن فرصت هایی برای یادگیرندگان تا یادگیری و شیوه های ارتباطی موفق را ارتقا دهند.
    ۵. بالا بردن روحیه ی یادگیرنده و کاهش استرس او و ساختن جو کلاسی مثبت و سازنده.

    تئوری زبانی:

    فرضیه ی اول : برقراری ارتباط اولین و اصلی ترین هدف زبان است.(weeks 1979:1)
    فرضیه ی دوم : اکثر صحبت ها و کلام ها بر اساس مکالمه سازمان یافته اند. (richards and schmidt 1983: 117).
    فرضیه سوم : مکالمات بر اساس یک سری قوانین گروهی و یا ضرب المثل ها انجام می گیرند.
    فرضیه چهارم : دانش آموز یاد می گیرد که چگونه این ضرب المثل ها در مکالمات یک انگلیسی زبان هر روز استفاده میشود و آنها چه برداشتی از آن دارند.
    فرضیه پنجم : دانش آموز از طریق شرکت در فعالیت های تعاملی ساختاری به معنای اصلی ضرب المثل های مورد استفاده ی یک انگلیسی زبان پی می برد.
    سعی در یادگیری زبان دوم از طریق فرضیه های یاد شده منجر به ایجاد روش cll شد.

    تئوری یادگیری:

    این روش بر تئوری های روانشناسانvygotskyو piaget استوار است. هر دوی آنها بر نقش اصلی تعاملات اجتماعی در یادگیری تاکید داشتند. همچنین این روش به دنبال پیشرفت مهارت های تفکر انتقادی در یادگیرندگان است.
    کلمه همکاری؛ اشتراکی (cooperative) در این روش نشان دهنده ی بعد بسیار مهم این روش است یعنی ایجاد حالت همکاری و همیاری در کلاس به جای جو رقابتی.

    مزایای این روش بر اساس گفته ی mcgroarty :

    ۱. فراوانی و تنوع تمرینات
    ۲. استفاده ی زبان برای ارتقای مهارت های شناختی و زبانی
    ۳. فرصت تلفیق زبان با آموزش محتوا محور
    ۴. فرصت استفاده از متنوع ترین مواد درسی در برنامه آموزشی تا یادگیری زبان بطور مفهومی صورت بگیرد.
    ۵. معلم ها نیز می توانند مهارت های حرفه ای جدید مخصوصا آنهایی که بر برقراری ارتباط تاکید دارند را بدست آوردند.
    ۶. برای دانش آموزان فرصتی است تا مانند یک مرجع برای یکدیگر عمل کنند و بنابراین نقش فعال تری در یادگیری خود ایفا می کنند.

    نقش یادگیرنده :

    نقش اصلی یادگیرنده به عنوان یکی از اعضای گروه است که باید بر روی تکالیف با دیگر گروه ها کار کند. یادگیرندگان باید مهارت های کار گروهی را یاد بگیرند. همچنین آنها مسئول یادگیری خودشان هستند. به آنها یاد داده میشود تا برای یادگیری خود؛ طراحی ؛ کنترل و ارزیابی را انجام دهند.

    نقش معلم:

    معلم باید محیط یادگیری سازمان یافته ای ایجاد کند. هدف مشخص کند؛ تکالیف را طراحی کند؛ دکور کلاس را مرتب کند؛ تکلیف و نقش دانش آموزان را در گروه ها تعیین کند و مواد آموزشی را انتخاب کند و وقت کلاس را زمانبندی کند.

    گزارش کلاسی:

    یک کلاس ۲۴ نفره که کلاس پنجم هستند و یادگیر زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم هستند؛ این کلاس در امریکا برگزار می شود. یک روز بعد از ناهار؛ معلم لغاتی رو که میخواد یاد بده به این روش یاد میده چند تا از دانش آموزان می پرسند گروه ها چه طوری باشه؟ معلم میگه: همون گروه های شش تایی که در طی این هفته بودید. من به هر گروه یک قسمت داستان رو میدم و کلا هر کدام چهار قسمت است. کار گروه شما اینه که یک قسمت داستان رو بخونید و در مورد معنی لغات جدید بحث کنید.
    هر کجا که معنی لغتی رو نفهمیدید به دیکشنری مراجعه کنید یا از من بپرسید. در طی ده دقیقه شما گروه های جدید تشکیل بدید سه تا از شماها میره تو یه گروه دیگه و سه تا دیگه سر جاشون می مونن؛ اون سه تا لغت جدید رو به بقیه گروه ها هم یاد میدن. بعد دوباره به گروه های اصلی خودتون بر می گردید و تمام داستان رو از اول تا آخر می گید. همه با هم کار می کنید تا لغات جدید رو یاد بگیرید. بعد از ده دقیقه یک worksheet بهتون داده میشه که هر لغت رو با معنیش جور کنید. برای پایان تست؛ نتیجه بصورت گروهی محاسبه میشود. معلم میگه امروز قراره تشویق کردن همدیگه رو هم یاد بگیرید. مثلا با گفتن : nice job , clapping , cheering. معلم میگه: امروز من هر گروه رو مشاهده می کنم که ببینیم شما مهارت های اجتماعی رو تمرین می کنید؛ حالا برید سر گروهاتون. معلم به جایی که قراره اونا بشینن اشاره میکنه. بعضی ها رو زمین میشینن؛ بقیه روی صندلی و ته کلاس هم روی میز میشینه. معلم برگه هایی که قسمت های مختلف داستان روی اون نوشته شده رو بین بچه ها پخش میکنه؛ بعد خودش سر هر گروه میره و میبینه که اونا دارن چیکار میکنن. بعد از ده دقیقه معلم میگه بسه حالا سه تا از هر گروه جدا شن و برن تو گروه های دیگه. بعد از ده دقیقه ی دیگه دوباره همین کارو تکرار میکنن. سپس سراغ تست شخصی میرن یعنی هر کس به تنهایی در مورد لغات امتحان پس میده. بعد از تست دانش آموزان خودشون کارهاشونو تصحیح می کنند. گروه ها شروع میکنند به مقایسه ی نمرات شون. سپس نمرات را روی کاغذ می نویسند. معلم برگه ها را جمع آوری می کند سپس معلم جملاتی پای تخته می نویسد و از آنها می خواهد آن را کامل کنند. سپس او پیشنهاد می کند که یک نفر را به عنوان سر گروه انتخاب کنند که او حواس بچه ها را متوجه آن جملات کنند و آن ها را کامل کند و یک نفر هم برای ثبت نمرات هر گروه؛ یک نفر برای ثبت زمان و یک نفر ناظر بر انجام کارها و ده دقیقه هم به آنها مهلت میدهد. معلم بین گروه ها می چرخد اما حرفی نمی زند. در آخر از گزارشگر هر گروه میخواهد که نتایج هر گروه را اعلام کند. معلم نت هایی که جمع کرده بود رو نگاه میکنه و نتایجی رت که گرفته اعلام می کند.
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


  8. تشكر از اين پست


  9. #15
    همکار مدیر تالار زبان انگلیسی آواتار Persia1
    رشته
    زبان خارجه
    تاريخ عضويت
    2010/9
    محل سكونت
    امتیاز
    8441
    پست ها
    7,643

    پيش فرض طراحان شیوه های تدریس دهه ۱۹۷۰

    زمانی که انقلاب چامسکیایی در زبان شناسی ؛ زبان شناسان و معلمان زبان را به سمت ژرف ساخت زبان سوق داد و زمانی که روان شناسان به تدریج به ماهیت بین شخصی و اصولا عاطفی تمامی یادگیری ها پی بردند؛ عصر روش تدریس شنیداری - گفتاری با تاکیدش بر اشکال و صورت های ساختی و تمرین طوطی وار الگوهایی که به طور علمی تولید می شوند شروع به افول نمود. دهه ۱۹۷۰ یک دهه آشفته اما بسیار سودمند بود که در خلال آن تحقیقات در مورد زبان دوم نه تنها موقعیت اصلیخود را یافت بلکه باعث ایجاد روش های ابتکاری در آموزش زبان شد. به همان صورت که اهمیت فوق العاده عوامل عاطفی و شناختی در یادگیری زبان دوم مشخص می شد؛ شیوه های خاصی در آموزش زبان پدیدار می شدند.

    هدف این تلاش ها روشن ساختن و برجسته نمودن عوامل روان شناسی در موقعیت یادگیرندگان زبان بود. در همان زمان از این روش ها به عنوان روش های ابداعی و انقلابی یاد می شد به ویژه هنگامی که روش شناسی شنیداری - گفتاری و دستوری - ترجمه ای مقایسه می شد. ادعاهایی که موسسین و طرفداران این شیوه ها داشتند اغلب به منظور جذب معلمان به جلسات و سمینارهای پایان هفته و به سمت کتب ؛ کاست ها ؛ و نوارهای ویدیویی جدید و البته در جهت رساندن یادگیرندگان به بالاترین حد توانایی مبالغه و اغراق می شد. این ادعاها که اغلب مبالغه شده و بیش از حد تعمیم داده می شوند دیوید نونان را بر آن داشت تا از روش های آن روز به عنوان طراح شیوه های تدریس یاد کند. وعده های موفقیت ؛ موفقیت آمیز و مناسب برای همه علیرغم ادعاهای بسیار محکمی که علیه این شیوه ها صورت گرفت و با این حال (الف) این شیوه ها بخش مهمی از تاریخ آموزش زبان ما بودند و (ب) این شیوه ها بینش هایی را به ما عرضه داشتند که هنوز کارهای آموزشی از پرتو آنها بهره مند است.


    منبع
    Principles of language learning and teaching by H.Douglas Brown
    مترجم
    دکتر منصور فهیم
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


  10. #16
    همکار مدیر تالار زبان انگلیسی آواتار Persia1
    رشته
    زبان خارجه
    تاريخ عضويت
    2010/9
    محل سكونت
    امتیاز
    8441
    پست ها
    7,643

    پيش فرض روش تدریس Community language learning

    چارلز کران در مدل آموزشی (یادگیری مشورتی) خود تحت تاثیر نظریه آموزشی کارل راجرز قرار گرفت که در این نظریه زبان آموزان و معلمان برای آسان سازی یادگیری در محیطی که هر شخص احترام و ارزش خود را در جمع دارد به هم می پیوندند. در چنین فضایی هر شخص موانع دفاعی را که مانع ارتباط راحت و آشکار بین اشخاص می شده را کاهش می دهد. تشویش و اضطراب حاصله از محیط آموزشی به وسیله جمعی که حامی یکدیگرند کم می شود.

    حضور معلم به عنوان تهدید تلقی نمی شود و نه هدف معلم آن است که محدودیت ها و مرزهایی را به زبان آموزان تحمیل نماید بلکه در عوض معلم به عنوان مشاور توجه خود را به مشتریان (زبان آموزان) و نیازهای آنان معطوف می دارد.

    مدل آموزشی کران که به شکل یادگیری جمعی زبان بود به زمینه هایی از یادگیری زبان گسترش یافت (لافورج؛۱۹۷۳). در حالی که اقتباس های بی شماری از این روش شده است؛ پایه و اساس روش شناسی آن بسیار واضح و روشن می باشد. گروه مشتریان (یادگیرنده ها) که ابتدا یک رابطه و اعتماد بین اشخاص با زبان مادری خود ایجاد نموده اند با مشاور خود (معلم) در محفلی گردهم می آیند؛ در حالی که معلم نظارت مستقیم نداشته و بیرون از جمع است؛ ممکن است زبان آموزان کاملا در زبانخارجی مبتدی باشند؛ زمانی که یکی از زبان آموزان می خواهد مطلبی را به شخص خاص و یا گروه بگوید آن را به زبان مادری خود می گوید (مثلا زبان انگلیسی) و مشاور (معلم) گفته زبان آموز را برای یادگیرنده زبان دوم (برای نمونه ژاپنی) ترجمه می کند ؛ سپس یادگیرنده با دقت و صحت تمام جمله ژاپنی را تکرار می نماید. مشتری (زبان آموز) دیگری به انگلیسی پاسخ می دهد. گفته زبان آموز را مشاور ترجمه می نماید و زبان آموز آن را تکرار می کند و به همین نحو مکالمه ادامه می یابد. اگر ممکن باشد مکالمه را برای تمرین شنیداری بعدی ضبط می نمایند و در پایان هر جلسه یادگیرنده ها به صورت استقرایی سعی می نمایند اطلاعات خود درباره زبان جدید را تقویت نمایند. اگر مطلوب و به صلاح باشد مشاور (معلم) ممکن است نقشی هدایت کننده تر را بر عهده گرفته و درباره مواد و یا قواعد زبانی خاص توضیحاتی ارائه می نماید.

    همین طور که یادگیرنده ها بیشتر و بیشتر با زبان خارجی آشنا می شوند؛ به شرط آن که اطلاعات و ترجمه مستقیم کمتر و کمتر میشود؛ ارتباط مستقیم بیشتری می تواند با مشاور صورت پذیرد تا این که بعد از جلسات زیاد ؛ شاید ماه ها و سال های زیاد؛ یادگیرنده در زبان گفتاری به روانی و سلاست دست یابد. در این نقطه است که یادگیرنده مستقل میشود.

    برای روشی همچون یادگیری جمعی زبان مزایا و معایب خاصی وجود دارد. یادگیری جمعی زبان تلاشی در جهت علمی نمودن فلسفه کارل راجرز و غلبه بر برخی عوامل عاطفی تهدید کننده در یادگیری زبان دوم است. اما یادگیری جمعی زبان چندین شکل نظری و عملی دارد. معلم به عنوان مشاور شاید اصلا نقش هدایتگر نداشته باشد. در حالی که مقداری تلاش فشرده استقرایی جزیی ضروری در یادگیری زبان دوم است؛ در اولین روزها و هفته ها که یادگیرندگان چیز زیادی از یادگیری جمعی زبان نمی دانند می توان با اتخاذ یک روش استنتاجی و جهت یابی شده و یادگیری شنیداری کار را آسان نمود و زمانی که یادگیرنده استقلال بیشتری پیدا کرد راهکرد استقرایی حقیقتا موفقیت زا می باشد و البته که موفقیت یادگیری جمعی زبان به طور گسترده ای بستگی به هنر و قدرت ترجمه مشاور دارد. ترجمه یک فرایند پیچیده و مرکب است که اغلب گفتنش از انجامش آسان تر است. اگر جنبه های ظریف زبان بد ترجمه شود در آن صورت می توان شاهد یک درک کم کارامدتر از زبان مقصد بود.

    یادگیری جمعی زبان علیرغم ضعف هایش بینش های خاصی را برای معلمان عرضه می دارد. ما در صددیم تا از اضطراب و تشویش یادگیرنده ها بکاهیم تا حد ممکن یک گروه حمایتی در کلاس ایجاد نماییم، به زبان آموزان اجازه دهیم در زبان خلاق باشند و آنها را به منظور آمادگی برای زمانی که دیگر معلمی جهت هدایت در کنار آنها نمی باشند به سمت یادگیری مستقل سوق دهیم.


    منبع
    Principles of language learning and teaching by H.Douglas Brown
    مترجم
    دکتر منصور فهیم
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


  11. #17
    همکار مدیر تالار زبان انگلیسی آواتار Persia1
    رشته
    زبان خارجه
    تاريخ عضويت
    2010/9
    محل سكونت
    امتیاز
    8441
    پست ها
    7,643

    پيش فرض روش تدریس تلقین پذیری

    تلقین پذیری نهضت آموزشی دیگری بود که نوید نتایج بهتری را می داد به شرطی که ما فقط از قدرت مغز بیشتر استفاده کنیم . طبق نظر لوزانوف مردم بسیار بیش از آن که خودشان را لایق می دانند از قابلیت یادگیری برخوردار هستند. لوزانوف با تاکید بر بینش هایی از یوگا و تحقیقات روان شناسان شوروی در مورد ادراک فرا حسی شیوه ای را ابداع نمود که بر حالات آرامش ذهن در جهت حداکثر حفظ و نگهداری مطالب تاکید می نمود. در این روش موسیقی از اهمیت خاصی برخوردار است. موسیقی باروک با ریتم ۶۰ ضربه در هر دقیقه و ریتم خاص آن نوعی از (تمرکز راحت) را ایجاد می نمود که منجر به یادگیری فوق العاده می گشت. طبق نظر لوزانوف در طول پخش موسیقی آرام باروک شخص می تواند مطالب بسیار زیادی را یاد بگیرد و این امر به علت افزایش امواج آلفای مغز و کاهش فشار خون و میزان ضربان نبض می باشد.

    به منظور شناخت کاربردهای روش تلقین پذیری در یادگیری زبان خارجی لوزانوف و طرفداران او با ارائه مجموعه لغات ؛ خواندن ؛ مکالمه ؛ ایفای نقش ؛ نمایش نامه و مجموعه متنوعی از دیگر فعالیت های نمونه کلاسی کار خود را آغاز نمودند. بعضی از جنبه های روش شناسی در کلاس هیچ کاربرد خاصی نداشتند؛ تفاوت موجود آن بود که مقدار زیادی از فعالیت با موسیقی سنتی و با زبان آموزانی انجام میشد که در صندلی های نرم و راحت می نشستند و از حالت ارادی راحتی برخوردار بودند. زبان آموزان تشویق می شدند تا حد ممکن شبیه کودکان باشند و تمام اختیار را به معلم واگذار نمایند و به طور فرضی نام ها و نقش های گویشوران بومی زبان خارجی برای خود برگزینند. یعنی زبان آموزان تلقین پذیر می شوند.

    روش تدریس تلقین پذیری از جنبه های زیادی مورد انتقاد واقع شد. اسکاول با فصاحت و بلاغت تمام نشان داد که اطلاعات تجربی لوزانوف که در آنها نتایج تلقین پذیری فوق العاده گزارش شده بسیار قابل بحث و مورد سوال می باشد. علاوه بر این عملی بودن استفاده از تلقین پذیری مسئله ای بود که معلمان هنگام عدم دسترسی به موسیقی و صندلی های راحتی با آن مواجه می شدند. و مهمترین موضوع مکان به یاد سپاری در یادگیری زبان بود. در یک اقدام مثبت تر ما می توانیم بدون آن که کل شیوه تلقین پذیری را اتخاذ نماییم جنبه های خاصی از آن را در کلاس های ارتباطی بکار ببریم. یک ذهن راحت و آرام که به وسیله موسیقی و یا ابزار دیگر آماده شده است اغلب در ایجاد اعتقاد به یادگیرنده کمک می کند. ایفای نقش؛ اجرای نمایش و دیگر بازی ها ممکن است تکنیک های سودمندی در جهت ایجاد انگیزش هم کنشی معنی دار در کلاس باشند. و ما هیچ وقت نباید توانایی های یادگیری فوق العاده مغز انسان را نادیده بگیریم.


    منبع
    Principles of language learning and teaching by H.Douglas Brown
    مترجم
    دکتر منصور فهیم
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


  12. #18
    همکار مدیر تالار زبان انگلیسی آواتار Persia1
    رشته
    زبان خارجه
    تاريخ عضويت
    2010/9
    محل سكونت
    امتیاز
    8441
    پست ها
    7,643

    پيش فرض روش تدریس صامت

    همچون تلقین پذیری ؛ روش تدریس صامت نیز در ماهیت نظری اش بیشتر به استدلال های شناختی متکی است تا استدلال های عاطفی. کالب گاتگنو موسس این روش به یک نگرش انسان گرایانه در آموزش علاقه مند بود. اما توجه بیشتر روش تدریس صامت نگرش حل مشکل در یادگیری می باشد. ریچاردز و راجرز نظریه یادگیری روش تدریس صامت را چنین خلاصه می نماید :

    ۱. یادگیری آسان تر می شود اگر یادگیرنده به جای به خاطر سپردن و یا تکرار آنچه می بایست یاد گرفته شود از خلاقیت و قدرت مکاشفه استفاده نماید.

    ۲. یادگیری با همراهی اشیاء فیزیکی آسان تر می گردد.

    ۳. یادگیری از طریق حل مشکل مطالبی که می بایست آموخته شود آسان می گردد. روش تدریس صامت به رویه های کشف در یادگیری تاکید دارد. گاتگنو معتقد بود که یادگیرندگان می بایست استقلال؛ خودجوشی و حس مسئولیت را در خود تقویت کنند و در همان زمان یادگیرنده های موجود در یک کلاس می بایست در فرایند حل مشکلات زبان با هم همکاری نمایند. معلم که در واقع محرک است نه کنترل کننده بیشتر مواقع ساکت است و به همین دلیل نام این روش ؛ تدریس صامت می باشد. معلمان می بایست در مقابل غرایز خود مقاومت کرده و هر چیزی را برای زبان آموزان هجی ننمایند و روی تخته ننویسند. در مواقع برخورد زبان آموزان با هر مشکل جزئی به کمک آنها نروند و زمانی که زبان اموزان در پی یافتن راه حل هستند خود را باید از سر راهشان کنار بکشند.

    در کلاس زبان روش تدریس صامت به صورت بارز از موادی همچون مجموعه ای از میله های کیوزنیر یا میله های رنگ شده کوچک با طول های مختلف و یک سری از نمودارهای دیواری استفاده میشود. از این میله ها برای معرفی واژگان (رنگ ها ؛ اعداد ؛ صفات مثل بلند و کوتاه و غیره) افعال (دادن ؛ گرفتن ؛ برداشتن ؛ انداختن) و نحو (زمان ؛ صفات نسبی ؛ جمع بستن ؛ ترتیب کلمات و امثالهم) استفاده میشود. مدرس محرک های تک واژه ای و یا عبارات و جملات کوتاه را یک و یا دو بار تکرار می نمایند و در آن صورت زبان اموزان می بایست تلفظ و درک خود را با کمترین بازخورد مصحح از طرف معلم در میان خودشان اصلاح نمایند. نمودارها به معرفی الگوهای تلفظ؛ نمودارهای دستوری و امثال آن می پردازند.

    روش تدریس صامت نیز همچون روش تدریس تلقین پذیری از جهاتی مورد انتقاد قرار گرفته است. از یک دید و مفهوم می توان گفت روش تدریس صامت بسیار دور از یک روش اموزشی به نظر می اید و معلم در ایجاد یک جو ارتباطی در کلاس نقش بسیار کمی دارد. جنبه های بسیار زیادی از زبان در این روش وجود دارد که می توان گفت به نفع زبان اموزان است. انها مجبور نیستند همچون روش یادگیری جمعی زبان ساعت ها و روزها برای یادگیری مفهومی تلاش کنند که به راحتی با راهنمایی مستقیم معلم می توان یاد گرفت. بعد از چندین درس میله ها و نمودارها کنار گذاشته میشوند و مطالب دیگری می بایست معرفی گردد و در این مرحله روش تدریس صامت مانند هر کلاس زبان دیگر به نظر می اید.

    البته که در این روش بینش های خاصی دریافت میشود که می بایست استخراج گردد. اغلب ما به عنوان معلم وسوسه می شویم که هر مطلبی را در اختیار زبان آموزان قرار دهیم. ما می توانیم با تزریق داروی شفا بخش یادگیری کشف به فعالیت های کلاس و کم کردن گفتگوی معلم نسبت به آنچه معمول است نتیجه خوبی بگیریم و اجازه دهیم زبان اموزان خودشان کارهایشان را انجام دهند. این مواردی از کاربردهای ابداع و نواوری می باشد. این بینش ها ما را با تفکرات جدیدی آشنا می سازد که ما از طریق توسعه بنیادهای نظری در آموزش زبان و بررسی دقیق و سنگین و سبک کردن مسائل با حالت چند محیطی سازگاری پیدا کنیم.


    منبع
    Principles of language learning and teaching by H.Douglas Brown
    مترجم
    دکتر منصور فهیم
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


  13. #19
    همکار مدیر تالار زبان انگلیسی آواتار Persia1
    رشته
    زبان خارجه
    تاريخ عضويت
    2010/9
    محل سكونت
    امتیاز
    8441
    پست ها
    7,643

    پيش فرض روش تدریس پاسخ فیزیکی کامل

    موسس روش تدریس پاسخ فیزیکی کامل جیمز آشر متوجه این موضوع شد که کودکان در یادگیری زبان اول قبل از تکلم؛ کار نیداری زیادی انجام می دهند. شنیدنی های آنها با پاسخ های فیزیکی همراه می باشد (رسیدن؛ چنگ زدن ؛ حرکت دادن ؛ نگاه کردن و ...). او همچنین به یادگیری سمت راست مغز بیشتر توجه نمود. طبق نظر آشر فعالیت حرکتی مربوط به سمت راست مغز است که متعاقب پردازش زبان در سمت چپ مغز انجام می شود. آشر همچنین معتقد بود که کلاس های زبان اغلب محل تشویش و اضطراب زیاد می باشد و در صدد بود تا روشی را ابداع نماید که تا حد ممکن فاقد تنش باشد و در آن یادگیرندگان حالت دفاعی به خود نگرفته و احساس شرم و کمرویی ننمایند و بنابراین کلاس این روش تدریس کلاسی است که در آن عمل حرکتی و شنیدازی زیادی انجام می شود. معلم نقش هدایتگری در عملکرد کلاس دارد؛ معلم کارگردان یک صحنه نمایش است که در آن زبان آموزان بازیگران آن می باشند.

    ویژگی بارز این روش آن است که حتی در سطح پیشرفته مهارتی بیشتر قویا از حالت امری استفاده می نماید. دستور دادن یک شیوه ساده برای وادار نمودن یادگیرندگان به انجام حرکتی است که به او آموزش می دهد مثل : پنجره را باز کن ؛ در را ببند ؛ بلند شو ؛ بشین ؛ کتاب را بدار؛ آن را بده به ... و غیره. دادن هیچ پاسخ کلامی ضروری نمی باشد. جملات نحوی پیچیده تر را می توان به صورت امری بیان نمود مثل : (مستطیلی را روی تخته سیاه رسم نمایید. سریعا به سمت در بروید و آن را بکوبید. استفاده از شوخی کار آسانی می باشد مثلا آهسته به سمت پنجره بروید و از جا بپرید. مسواکتان را داخل کتابتان بگذارید). جملات استفهامی نیز به سادگی مورد استفاده قرار می گیرند. مانند : کتاب کجاست ؟ جان چه کسی است ؟ (زبان اموزان به کتاب و یا جان اشاره می کنند). سرانجام زبان اموزان یکی یکی احساس راحتی نمود و جرات می کنند به سوالات پاسخ های کلامی بدهند و سپس خودشان سوال کنند و فرایند بدین طریق ادامه می یابد.

    همچون روش های دیگری که در اینجا بررسی شد روش تدریس پاسخ فیزیکیکامل نیز به عنوان یک روش؛ محدودیتهای خاص خود را داراست. این روش بطور خاصی در سطوح مقدماتی مهارت در زبان موثر بود اما همان طور که یادگیرندگان در توانش زبانی خود پیشرفت می نمودند ؛ مشخصه بارز خود را از دست می داد. اما امروزه روش تدریس پاسخ فیزیکی کامل به عنوان یک فن مورد استفاده قرار می گیرد که شیوه مفیدتری برای بررسی این روش می باشد. بسیاری از کلاس هایی که در ایجاد ارتباط و هم کنشی موفق می باشند از فعالیت های روش تدریس پاسخ فیزیکی کامل هم در داده های شنوایی و هم در فعالیت های فیزیکی استفاده می نمایند.


    منبع
    Principles of language learning and teaching by H.Douglas Brown
    مترجم
    دکتر منصور فهیم
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


  14. #20
    همکار مدیر تالار زبان انگلیسی آواتار Persia1
    رشته
    زبان خارجه
    تاريخ عضويت
    2010/9
    محل سكونت
    امتیاز
    8441
    پست ها
    7,643

    پيش فرض Whole language

    مقدمه


    واژه whole language در سال ۱۹۸۰ توسط گروهی از معلمان امریکایی اختراع شد که در اموزش زبان مادری به خواندن و نوشتن توجه زیادی داشتند.


    آموزش خواندن و نوشتن در زبان اول یک اقدام فعال اموزشی محسوب میشود. یکی از روش های اموزش خواندن و نوشتن بر روی روش رمزگشایی زبان است. یعنی در این روش بر روی اموزش اجزای مختلف زبان مانند گرامر ؛ لغات ؛ آواشناسی بطور جداگانه تاکید میشود. از نظر اوایی بر این تئوری استوار است که خواندن شامل تشخیص کلمات و بر گرداندن آنها به آواهاست. و بقیه تئوری های خواندن مربوط به مهارت هاست.

    در این روش تکیه بر اموزش خواندن و نوشتن بطور طبیعی برای برقراری ارتباط و لذت بردن از خواندن و نوشتن است.

    در سال ۱۹۹۰ ؛ این روش اموزشی در امریکا بسیار محبوب شد به خاطر این که راهی خلاقانه برای اموزش مهارت های زبانی به دانش اموزان دوره ابتدایی بود.

    در اموزش زبان این روش دارای رویکرد اموزشی و فلسفی است که بر اهمیت معنادار ساختن فرایند تدریس و یادگیری تاکید می کند. همچنین به بچه ها و بزرگشالان کمک می کند تا زبان دوم را مانند زبان اول (زبان مادری) یاد بگیرند.



    تئوری زبان و یادگیری



    این روش دارای دیدگاه تعاملی به زبان است که در آن به زبان به عنوان یک وسیله برای برقراری ارتباط بین انسان ها می نگرد ؛ یک ارتباط تعاملی بین خواننده و نویسنده.

    تئوری یادگیری این روش ریشه در مکتب های انسان گرایانه و ساختار گرایی دارد.

    اهداف ؛ مطالب درسی ؛ فعالیت های یلدگیری ؛ نقش یادگیرنده و معلم و مواد آموزشی

    در طراحی این روش اموزشی از اصول زیر استفاده میشود :

    - استفاده از ادبیات اصیل به جای موضوعات تصنعی؛ مخصوصا متون و تمریناتی که برای مهارت های خواندن طراحی شده اند.
    - تمرکز بر روی اتفاقات واقعی و طبیعی به جای داستان های نوشته شده ای که هیچ ربطی به تجربیات دانش آموزان ندارند.
    - خواندن متونی که یادگیرندگان علاقه داشته باشند مانند ادبیات.
    - نوشتن به عنوان یک فرایندی که یادگیرندگان در آن به جستجو و کشف معنا می پردازند.
    - استفاده از متون دانش آموز ساخته به جای متون معلم ساخته
    - تلفیق مهارت هایی چون خواندن و نوشتن و ... .
    - یادگیری دانش اموز محور : دانش اموزان در مورد اینکه چه بخوانند حق انتخاب دارند؛ به آنها این فرصت داده میشود تا دنیای خود را کشف کنند.


    معلم نقش یک عضو فعال و کمکی در امر یادگیری دارد و فضای اموزشی درست خواهد کرد تا یادگیرندگان از طریق کار گروهی به یادگیری بپردازند.

    یادگیرنده نقش مشارکتی با بقیه یادگیرندگان و معلم دارد. همچنین نقش یک ارزیابی را دارند که هم یاد گرفته های خود و هم دیگران را به کمک معلم ارزشیابی می کنند. آنها مواد اموزشی و فعالیت های مورد نیاز خود را انتخاب می کنند.

    مواد اموزشی بکار رفته در این روش باید واقعی باشند مثلا ادبیات و یا مطالبی که دانش اموزان سر کلاس میاورند.



    منبع
    approaches and methods in language teaching by jack c. richards
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]
    [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر است. ]


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرينآخرين

تاپیک های مشابه

  1. آرایه های ادبی زبان انگلیسی
    توسط ...scream... در تالار ادبیات انگلیسی
    پاسخ ها: 79
    آخرین ارسال: 2013/4/20, 10:27 PM
  2. نمونه سوالات امتحانی درس روش تدریس زبان انگلیسی
    توسط Persia1 در تالار نمونه سوالات
    پاسخ ها: 0
    آخرین ارسال: 2012/8/09, 10:49 AM
  3. قالب های شعری زبان انگلیسی
    توسط ...scream... در تالار ادبیات انگلیسی
    پاسخ ها: 1
    آخرین ارسال: 2012/6/22, 01:37 AM
  4. روش های تدریس فلسفه در دوره های متوسطه
    توسط ricardo در تالار فلسفه
    پاسخ ها: 0
    آخرین ارسال: 2011/4/09, 10:26 PM
  5. مجموعه کتاب های آموزشی زبان انگلیسی LearningExpress
    توسط sunny110 در تالار تاپیک های قدیمی
    پاسخ ها: 1
    آخرین ارسال: 2011/3/11, 10:20 AM

عبارت‌های مرتبط

روش های تدریس زبان انگلیسی

روشهای تدریس زبان انگلیسی

تکنیک های تدریس زبان انگلیسی

روش تدریس زبان

روش های یادگیری زبان انگلیسی

آموزش تدریس زبان انگلیسیروش تدریس community language learningتدریس زبان

برچسب های اين تاپیک

ثبت اين صفحه

ثبت اين صفحه

قوانين ارسال

  • شما نمی‌توانيد تاپيک جديد ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيد پاسخ ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال كنيد
  • شما نمی‌توانيدنوشته‌های خود را ويرايش كنيد
  •