برای دیدن نسخه كامل اینجا را كلیك كنید : بحث 1:هوش هیجانی
just in time
2009/7/04, 11:34 AM
باسلام
بهتر دونستم با تعریف هوش هیجانی جلو بریم تا همه بدونن سرخط موضوع چیه و بهد بریم سراغ اون قسمت که آقای یوسفی گفتن
هوش هیجانی به نوشته سایت ویکی پدیا که دانشنامه آزاد است اینجوری تعریف شده :
هوش هیجانی یا EQ شامل شناخت و کنترل هیجان های خود است .
به عبارت دیگر شخصی که EQ بالایی دارد ، سه مولفه هیجان های خود را با موفقیت تلفیق کرده است ، مولفه های شناختی ، فیزیولوژیکی و مولفه های رفتاری.
گولمن معتقد است ، هوش هیجانی بالا تبیین می کند که چرا افرادی با ضریب هوشی یا IQ متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره ضریب هوشی بالاتری دارند.
بااحترام
just in time
2009/7/04, 12:53 PM
باسلام
باتوجه به تعریف بالا چند سوال پیش میاد که واسه پیشرفت بحث خوبه :
1) تعریف این سه تا مولفه بالا چیه ؟
2) گولمن کیه و چی میگه جز اون یه جمله بالا
3) هوش هیجانی روش محاسبه داره یا نه؟
بااحترام
باسلام
باتوجه به تعریف بالا چند سوال پیش میاد که واسه پیشرفت بحث خوبه :
1) تعریف این سه تا مولفه بالا چیه ؟
2) گولمن کیه و چی میگه جز اون یه جمله بالا
3) هوش هیجانی روش محاسبه داره یا نه؟
بااحترام
دانيل گولمن: هوش عاطفي مهارتي است که دارنده آن ميتواند از طريق خودآگاهي، روحيات خود را کنترل کند، از طريق خود مديريتي آن را بهبود بخشد، از طريق همدلي، تاثير آنها را درک کند و از طريق مديريت روابط، به شيوهاي رفتار کند که روحيه خود و ديگران را بالا ببرد .
گولمن کیه و چی میگه جز اون یه جمله بالا
2 تن ازاستادان دانشگاههاي امريکا به نام- هاي جان مير و پيتر سالووي بر اساس تحقيقات خودشان مقاله¬اي در زمينه هوش عاطفي به چاپ رسانيدند .آنها براي اثبات هوش عاطفي به عنوان هوش حقيقي به دنبال آزمون هاي جامع و فراگير رفتند. هدف آنها اين بود که آزموني ايجاد کنند تا توانمنديهاي افراد را در زمينه هيجانات و عواطف به شکل علمي اندازه گيري کند.ت حقيقات نشان داد هوش ذهني و هوش عاطفي 2 مقوله ي متفاوت مي باشند که هر کدام مربوط به بخشي از فرايند ذهني محسوب مي شوند.
به دنبال آنها دانيل گولمن از تحقيقات آنها و بنياد هوش¬مضاعف" هاروارد گاردنر، براي تحقيقات خود استفاده کرد. گولمن از بين 7نوع هوشي که گاردنر بيان کرده بود که آنها عبارتند از :1) زبان شناختي 2)منطقي 3)موزيکال 4)جنبشي 5)فضايي/بصري 6) هوش درون فردي7) هوش¬ميان فردي بودند، از هوش درون فردي به مفهومي به نام " فرا حالتي" رسيد که طبق تعريف گولمن يعني اگاهي از عواطف خودمان. او با اين مفهوم، مدل ماير و سالووي را تعديل کرد . او هوش عاطفي را به 2 مولفه يعني شايستگي هاي فردي و اجتماعي تقسيم کرد. که به طور مختصر آن شايستگي ها به اقلامي چون خودآگاهي و خود تنظيمي و خود انگيزشي و همدلي يا آگاهي جتماعي و مهارت¬هاي اجتماعي تقسيم شده است.
هوش هیجانی روش محاسبه داره یا نه؟
شات و ملوف در کتاب "اندازه گيري هوش عاطفي و ساختهاي مربوط" بيش از 60 ارزيابي در مورد هوش عاطفي بيان کرده اند که 3 تاي آنان به عنوان ابزارهاي سودمند براي تجارت شناخته شده اند که عبارتند از:1- پرسش نامه¬ي¬ هوش¬عاطفي 2-تست هوش عاطفي مايروسا لووي و کارسو 3- پرسش نامه ي شايستگي عاطفي . پرسش¬نامه ي هوش عاطفي بدين منظور طراحي شده بود که ساختهاي مربوط به هوش عاطفي را روي 48000 افراد در سراسر جهان اندازه¬گيري کند. آقاي بار-آن هوش عاطفي را به عنوان "نظم دادن مهارتهاي غير شناختي "توصيف کرده و بيان کرد که هوش عاطفي مي تواند براي پيش بيني عرصه هاي موفق زندگي، مفيد باشد. پرسش نامه ي بار- آن شامل 132 بخش مي باشد که يک نمره کلي از هوش عاطفي به علاوه ، نمره هايي براي 5 مقياس مرکب و 15 زير مقياس ارائه مي دهد .
کارسون و بيرکن مير در سال 2000 ، براي اندازه گيري هوش عاطفي 5 معيار اساسي بيان کردند که عبارتند از : 1-واکنش و پاسخ همدلانه: که توانايي فهميدن عواطف ايجاد شده در ديگران مي باشد. 2-تنظيم حالت: به معني توانايي کنترل حالات و محرک هاي از هم گسيخته مي با شد .3- مها رت هاي ميان فردي: به معني تبحر در مديريت روابط و ساختن شبکه هاي ارتباطاتي مي¬باشد.4- انگيزش دروني : به معني اشتياق زياد براي کارکردن است .5-خود آگاهي : يعني توانايي شخصي براي شناختن و فهميدن عواطف و حالات و محرک هاي خودش و تاثير آنها برديگران. البته شما مي¬توانيد يک اندازه¬گيري سريع از هوش عاطفي خودتان با جواب دادن به اين سوالات داشته باشبد: 1-آيا شما آگاهي دقيق از احسسات خودتان داريد ؟ 2- آيا شما مي توانيد بدانيد ، ديگران چه احسساتي دارند، حتي اگرآن را بيان نکنند؟3- آيا شما مي توانيد در محيط هاي آشفته به کارخود ادامه دهيد؟ 4- آيا هنگامي که از مشکلات ديگران با خبر مي شويد، احساس همدردي مي¬کنيد؟ 5- آيا هنگامي که عصباني هستيد، مي¬توانيد احتياجات خودتان را شناسايي کنيد و خوب تصميم گيري کنيد بجاي اينکه موقعيت را بدتر و شديدتر کنيد؟ 6- آيا مي¬توانيد روي اهداف بلند مدت ثابت قدم باشيد و از انجام کارهاي بدون فکر دوري کنيد؟ 7-آيا اگر انچه را که مي¬خواهيد غير ممکن بنظر برسد کماکان به تلاشتان ادامه مي¬دهيد ؟8- آيا مي¬توانيد از احساسات و عواطف¬تان در جهت تصميم گيري¬هاي موفق در زندگي استفاده کنيد؟
افرادي که داراي هوش عاطفي بالايي هستند به اين سوالات جواب بله مي دهند .بايد اين نکته را توجه داشت که خود ارزيابي مي توتند اندازه گيري خوبي براي افرادي که خود آگاهي دارند، باشد.
m.ali.m
2009/7/06, 07:55 PM
سلام.:gol:
ممنون از همه ی کسانی که در پویایی اینجا کمک میکنند.;)
این هم یک مقاله ی خوب و مفید در مورد هوش هیجانی و رابطه آن با مارکت.
در ضمن من هنوز جواب سوال سوم just in timeرو نگرفتم. کاش میشد یک نمونه ی واقعی از این تست ها رو که 4nikoبهش اشاره کردنو داشته باشیم.
just in time
2009/7/11, 09:30 AM
هوش هیجانی روش محاسبه داره یا نه؟
شات و ملوف در کتاب "اندازه گيري هوش عاطفي و ساختهاي مربوط" بيش از 60 ارزيابي در مورد هوش عاطفي بيان کرده اند که 3 تاي آنان به عنوان ابزارهاي سودمند براي تجارت شناخته شده اند که عبارتند از:1- پرسش نامه¬ي¬ هوش¬عاطفي 2-تست هوش عاطفي مايروسا لووي و کارسو 3- پرسش نامه ي شايستگي عاطفي . پرسش¬نامه ي هوش عاطفي بدين منظور طراحي شده بود که ساختهاي مربوط به هوش عاطفي را روي 48000 افراد در سراسر جهان اندازه¬گيري کند. آقاي بار-آن هوش عاطفي را به عنوان "نظم دادن مهارتهاي غير شناختي "توصيف کرده و بيان کرد که هوش عاطفي مي تواند براي پيش بيني عرصه هاي موفق زندگي، مفيد باشد. پرسش نامه ي بار- آن شامل 132 بخش مي باشد که يک نمره کلي از هوش عاطفي به علاوه ، نمره هايي براي 5 مقياس مرکب و 15 زير مقياس ارائه مي دهد .
کارسون و بيرکن مير در سال 2000 ، براي اندازه گيري هوش عاطفي 5 معيار اساسي بيان کردند که عبارتند از : 1-واکنش و پاسخ همدلانه: که توانايي فهميدن عواطف ايجاد شده در ديگران مي باشد. 2-تنظيم حالت: به معني توانايي کنترل حالات و محرک هاي از هم گسيخته مي با شد .3- مها رت هاي ميان فردي: به معني تبحر در مديريت روابط و ساختن شبکه هاي ارتباطاتي مي¬باشد.4- انگيزش دروني : به معني اشتياق زياد براي کارکردن است .5-خود آگاهي : يعني توانايي شخصي براي شناختن و فهميدن عواطف و حالات و محرک هاي خودش و تاثير آنها برديگران. البته شما مي¬توانيد يک اندازه¬گيري سريع از هوش عاطفي خودتان با جواب دادن به اين سوالات داشته باشبد: 1-آيا شما آگاهي دقيق از احسسات خودتان داريد ؟ 2- آيا شما مي توانيد بدانيد ، ديگران چه احسساتي دارند، حتي اگرآن را بيان نکنند؟3- آيا شما مي توانيد در محيط هاي آشفته به کارخود ادامه دهيد؟ 4- آيا هنگامي که از مشکلات ديگران با خبر مي شويد، احساس همدردي مي¬کنيد؟ 5- آيا هنگامي که عصباني هستيد، مي¬توانيد احتياجات خودتان را شناسايي کنيد و خوب تصميم گيري کنيد بجاي اينکه موقعيت را بدتر و شديدتر کنيد؟ 6- آيا مي¬توانيد روي اهداف بلند مدت ثابت قدم باشيد و از انجام کارهاي بدون فکر دوري کنيد؟ 7-آيا اگر انچه را که مي¬خواهيد غير ممکن بنظر برسد کماکان به تلاشتان ادامه مي¬دهيد ؟8- آيا مي¬توانيد از احساسات و عواطف¬تان در جهت تصميم گيري¬هاي موفق در زندگي استفاده کنيد؟
افرادي که داراي هوش عاطفي بالايي هستند به اين سوالات جواب بله مي دهند .بايد اين نکته را توجه داشت که خود ارزيابي مي توتند اندازه گيري خوبي براي افرادي که خود آگاهي دارند، باشد.
باسلام
خیلی خوب بود
کار همه رو راحت کردین ، بیشتر از یه تشکر حق تونه واقعا ، من ممنونم
ولی دو تا نکته هم هست.
1) تا حالا دوره شاعر رو دیدید بچه ها ، توی اون یکی یه شعر می خونه و نفر بعدی با حرف آخر بیت آخر باید یه شعر دیگه بگه ، اینجوری کار تا زمان خستگی جمع ادامه پیدا میکنه و همه هم دامنه شعری شون رو بالا می برن.
من می خوام روش مون اونجوری باشه ، یعنی اگه کسی مطلبی گذاشت آخرش سه تا یا هر چند تا سوال بپرسه و نفره بعدی باید بره دنبال سوالا همون کاری که دوستمون 4niko کرد.
2) من فکر می کنم بهتره مطلب رو بنویسیم با برداشت خودمون ، اینجوری دو تا کمک میشه ، اول به خودمون ، بعد به همه .
به خودمون چون مطلب برامون جویده میشه ، و هضم ، به همه چون لقمه جویده شده تهیه شده برای همه و این به وقت همه کمک میکنه.
بااحترام
just in time
2009/7/11, 09:34 AM
سلام.:gol:
ممنون از همه ی کسانی که در پویایی اینجا کمک میکنند.;)
این هم یک مقاله ی خوب و مفید در مورد هوش هیجانی و رابطه آن با مارکت.
در ضمن من هنوز جواب سوال سوم just in timeرو نگرفتم. کاش میشد یک نمونه ی واقعی از این تست ها رو که 4nikoبهش اشاره کردنو داشته باشیم.
باسلام
اصل مقاله خوب بود
ولی کاش یه چکیده ازش می گذاشتید ، حالا من چکیده رو درست می کنم ، که نیاز نباشه همه مقاله رو بخونن ، به نظرتون اینجوری تو وقت همه صرفه جویی نمیشه؟
بااحترام
m.ali.m
2009/7/11, 11:07 AM
باسلام
اصل مقاله خوب بود
ولی کاش یه چکیده ازش می گذاشتید ، حالا من چکیده رو درست می کنم ، که نیاز نباشه همه مقاله رو بخونن ، به نظرتون اینجوری تو وقت همه صرفه جویی نمیشه؟
بااحترام
سلام.
بله.اینجوری میتونه بهتر باشه به شرط اینکه چکیده بتونه کل مطلب رو برسونه و کامل باشه.
اگه شما لطف کنید،ما هم استفاده میکنیم.;)
ممنون و متشکر.
just in time
2009/7/11, 01:42 PM
باسلام
مقاله ای که دوستمون m.ali.m گذاشته بود رو می خوام خلاصه سازی کنم ، به امید اونکه هر کس مقاله ای گذاشت این کار رو خودش هم بکنه و الا اینجا میشه یه درایو پر از اطلاعات غیر کاربردی ، در نتیجه به دلیل کمبود وقت توی چند قسمت براتون می نویسم امیدوارم به دردتون بخوره.
عنوان مقاله : هوش هيجاني ابزاري نوين در مديريت بازار
کليدواژه(ها) : هوش هيجاني؛ هوش تحصيلي ؛ هوش بين فردي؛ مديريت بازار
مقدمه :
کلیدی ترین جمله مقدمه عبارت است از : در واقع ثروت و دارايي هر جامع هاي تنها و تنها نيروي انساني است.
التون مايو استاد دانشگاه هاروارد توی شرکت برق وسترن شروع به تحقیقات می کنه و به این نتیجه می رسه که توجه به عامل انساني مهم ترين ابزار در رشد انگيزش و بهره وري سازمان ها و کارکنان آنها است.این تعریف باعث ایجاد دو بینش مدیریتی شد ، کارمندگراها و کارگراها.
در واقع تفاوت این دو زمینه بين آساني آه اولويت و تمرآز خود را بر انجام کار بدون توجه به روحيه ديگران مي دهند و کساني که روحيه کارکنان و انگيزش آنان را در نظر ميگيرند. ناگفته پيداست بهترين شيوه روشي است که هر دو وجه را يعني کارگرايي و کارمند گرايي را در اوج دارا باشد.اما ارتباط این مقاله با هوش هیجانی ، هوش هيجاني به نظر مي رسد مي تواند شكل تكامل يافته اي از توجه به انسان در سازمان ها باشد و ابزاري نوين و شايسته در دستان مديران تجاري و تئوريسين هاي بازار براي هدايت افراد درون سازمان و مشتريان برون سازمان و تأمين رضايت آنها.
بااحترام
just in time
2009/7/11, 02:03 PM
● خود آزمون هوش هیجانی
۱) آیا میتوانید احساسهای خود را بازشناسی کنید و بگوئید در هر موردی به طور دقیق، چه احساسی دارید؟
بلی خیر
۲) آیا میتوانید بین احساسهای گوناگونی که دارید، تمایز قائل شوید؟
بلی خیر
۳) آیا میدانید چه احساسی دارید و از چه راهی آن را نشان میدهید؟
بلی خیر
۴) آیا میتوانید احساسها، افکار و باورهایتان را از طریق روشهای غیرمخرب ابراز کنید؟
بلی خیر
۵) آیا همانطور که هستید به خودتان احترام میگذارید و خود را می پذیرید؟
بلی خیر
۶) آیا در بیشتر مواقع، احساس اعتماد به نفس و امنیت دارید؟
بلی خیر
۷) آیا نسبت به آنچه که دیگران در مورد شما میگویند، احساس خوبی دارید؟
بلی خیر
۸) آیا به قابلیتها و توانائیهای خود آگاه هستید؟
بلی خیر
۹) آیا به خودتان میگوئید که یک زندگی بامعنا، غنی و کامروا دارید؟
بلی خیر
۱۰) آیا نسبت به دستاوردهایتان احساس رضایتمندی میکنید؟
بلی خیر
۱۱) آیا نسبت به آنچه فکر میکنید و انجام میدهید، خودگردان و خودکنترل هستید؟
بلی خیر
۱۲) آیا از وابستگی هیجانی دیگران فارغ هستید؟
بلی خیر
بهازاء هر پاسخ بلی ۱امتیاز به خود بدهید.
نتیجه: امتیاز بین ۱۰ تا ۱۲نشاندهنده درجه بالای هوش هیجانی است.
mahtabi
2009/7/15, 11:36 PM
بچه های گل
من بحثای توی اون تاپیک رو اینجا جمع کردم .
اینجا ادامه بدین
موفق باشین
بعد از آزمون بالایی گفتم که شاید بد نباشه که بدونیم :
چگونگه هوش هیجانی خود را افزایش دهیم ؟
اکر میخواهید هوش هیجانی خود را بهبود ببخشید باید بر ساختن مهارتهایتان در این 5مورد تمرکز کنید که توسط Peter Salovey تشخیص داده شده است.
1.احساسات خود را بشناسید . روی افزایش خود اگاهی خود کار کنید توانایی که باعث میشود تا به درستی یک احساس را زمانیکه اتفاق میافتد تشخیص دهیم و عادت بازبینی احساساتمان از یک لحظه به لحظه ی دیگر را بهبود ببخشیم .
2.احساسات وهیجانات خود را متعادل کنید . و توانایی خود را برای کنترل احساسات برای برگشتن سریع از حالت ناراحتی و استرس را توسعه دهیم.
3. خود را تحریک کنید . یاد بگیرید که احساسات خود را به سمت دستیابی به هدفتان راهنممایی کنید. برای خودتان حالت خود کنترلی و خود ناظمی را فراهم کنید .
4. قوه ی تلقین و همدلی را در خود پرورش دهید . خود را به جای دیگران بگذارید.تلاش کنید تا حس دیگران را بشناسید و تشخیص دهید.
5. مناسبات و روابط خود را مدیریت و اداره کنید. در برابر احساسات دیگران به طور مناسب و کمک کننده ای حساسیت نشان دهید و جواب دهید.برای بدست اوردن صلاحیت و شایستگی اجتماعی کوشش و رقابت کنید. مهارت رهبریتان را دقیق کنید.
متن انگلیسی این مطلب :
yuhana
2009/7/17, 01:12 PM
سلام
نمیدونم این مطلب چقدر به درد میخوره ولی جالب بود برام...
yuhana
2009/7/17, 01:17 PM
دوستان چکیده این مطالب رو گفتن من هم متن کاملش رو گذاشتم...
just in time
2009/7/18, 10:35 AM
دوستان چکیده این مطالب رو گفتن من هم متن کاملش رو گذاشتم...
باسلام
ممنون که وارد بحث شدید
این متن رو دوستمون ، m.ali.m گذاشته بودند و من نوشتم (خواهش کردم ) هر کس مقاله ای میزاره یه چکیده هم ازش بنویسه تا همه استفاده کنند. در نتیجه من خواستم چکیده ش رو بنویسم.
بااحترام
just in time
2009/7/18, 10:41 AM
سلام
نمیدونم این مطلب چقدر به درد میخوره ولی جالب بود برام...
باسلام
یه گزارش ازنشست انجمن روابط عمومی ایران است ، که مخلص کلام ش اینه:
- در دنياي پيچيده امروز که فرصت فکر کردن را از انسان مي گيرد، کساني مي توانند موفق شوند که از هوش هيجاني بالايي برخوردار باشند.
- در دنياي امروز کسي هوش هيجاني دارد که خود را بيشتر بشناسد.
- هوش هيجاني بر خلاف هوش معمولي قابل آموزش است. مديران امروزي بايد بالاي 60 درصد، از هوش هيجاني برخوردار باشند.
- بين هوش هيجاني و خلاقيت 90 درصد همبستگي وجود دارد. ما بايد ابتدا هيجانات خود را بشناسيم و سپس هيجانات و احساسات ديگران را مديريت کنيم و هميشه اين را در نظر بگيريم که 95 درصد بشنويم و فقط 5 درصد به ديگران پيام بدهيم.
فکر کنم اینجوری نوشتن بهتر باشه نه دانلود فایل می خواد و همه مستقیم مطلب و چکیده ش رو می بینن، تازه بادیدن چکیده میشه فهمید مطلب به درد ما می خوره یا نه؟
بااحترام
yuhana
2009/7/18, 10:50 AM
چشم دوست عزیز ..:gol:
از این به بعد چکیده میذارم...;)
mohammad u3fi
2009/7/18, 03:45 PM
باسلام
بهتر دونستم با تعریف هوش هیجانی جلو بریم تا همه بدونن سرخط موضوع چیه و بهد بریم سراغ اون قسمت که آقای یوسفی گفتن
هوش هیجانی به نوشته سایت ویکی پدیا که دانشنامه آزاد است اینجوری تعریف شده :
هوش هیجانی یا EQ شامل شناخت و کنترل هیجان های خود است .
به عبارت دیگر شخصی که EQ بالایی دارد ، سه مولفه هیجان های خود را با موفقیت تلفیق کرده است ، مولفه های شناختی ، فیزیولوژیکی و مولفه های رفتاری.
گولمن معتقد است ، هوش هیجانی بالا تبیین می کند که چرا افرادی با ضریب هوشی یا IQ متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره ضریب هوشی بالاتری دارند.
بااحترام
شما فکر میکنید EQ رابطه خاصی با IQ داره؟
و چرا گولمن معتقده ضریب هوشی متوسط بهتر عمل میکنه از هوش هیجانی بالا؟
(البته اگه جمله رو درست متوجه شده باشم)
mohammad u3fi
2009/7/18, 03:50 PM
باسلام
مقاله ای که دوستمون m.ali.m گذاشته بود رو می خوام خلاصه سازی کنم ، به امید اونکه هر کس مقاله ای گذاشت این کار رو خودش هم بکنه و الا اینجا میشه یه درایو پر از اطلاعات غیر کاربردی ، در نتیجه به دلیل کمبود وقت توی چند قسمت براتون می نویسم امیدوارم به دردتون بخوره.
عنوان مقاله : هوش هيجاني ابزاري نوين در مديريت بازار
کليدواژه(ها) : هوش هيجاني؛ هوش تحصيلي ؛ هوش بين فردي؛ مديريت بازار
مقدمه :
کلیدی ترین جمله مقدمه عبارت است از : در واقع ثروت و دارايي هر جامع هاي تنها و تنها نيروي انساني است.
التون مايو استاد دانشگاه هاروارد توی شرکت برق وسترن شروع به تحقیقات می کنه و به این نتیجه می رسه که توجه به عامل انساني مهم ترين ابزار در رشد انگيزش و بهره وري سازمان ها و کارکنان آنها است.این تعریف باعث ایجاد دو بینش مدیریتی شد ، کارمندگراها و کارگراها.
در واقع تفاوت این دو زمینه بين آساني آه اولويت و تمرآز خود را بر انجام کار بدون توجه به روحيه ديگران مي دهند و کساني که روحيه کارکنان و انگيزش آنان را در نظر ميگيرند. ناگفته پيداست بهترين شيوه روشي است که هر دو وجه را يعني کارگرايي و کارمند گرايي را در اوج دارا باشد.اما ارتباط این مقاله با هوش هیجانی ، هوش هيجاني به نظر مي رسد مي تواند شكل تكامل يافته اي از توجه به انسان در سازمان ها باشد و ابزاري نوين و شايسته در دستان مديران تجاري و تئوريسين هاي بازار براي هدايت افراد درون سازمان و مشتريان برون سازمان و تأمين رضايت آنها.
بااحترام
من فکر کنم این دو بینش مدیریتی خاص که نقل کردین همون مدیریت دموکرات و دیکتاتور باشه درسته؟
just in time
2009/7/18, 03:56 PM
شما فکر میکنید EQ رابطه خاصی با IQ داره؟
و چرا گولمن معتقده ضریب هوشی متوسط بهتر عمل میکنه از هوش هیجانی بالا؟
(البته اگه جمله رو درست متوجه شده باشم)
باسلام
محمد جان اشتباهه
گولمن به عبارت دیگه میگه ، هستند آدم هایی با ضریب هوشی متوسط و هوش هیجانی بالا که موفق تر از انسان هایی با ضریب هوش بالا و ضریب هیجانی پایین.
من توی دانشگاه می دیدم که آدم های نخبه دانشگاه ، نهایتا می تونن کارشناس هایی عالی و یا استاد دانشگاه بشن ، مدیر کمتر توشون پیدا میشد(البته این عقیده استثنا هم داره) چون فقط ضریب هوشی بالا داشتن.
بااحترام
mohammad u3fi
2009/7/18, 04:06 PM
باسلام
محمد جان اشتباهه
گولمن به عبارت دیگه میگه ، هستند آدم هایی با ضریب هوشی متوسط و هوش هیجانی بالا که موفق تر از انسان هایی با ضریب هوش بالا و ضریب هیجانی پایین.
من توی دانشگاه می دیدم که آدم های نخبه دانشگاه ، نهایتا می تونن کارشناس هایی عالی و یا استاد دانشگاه بشن ، مدیر کمتر توشون پیدا میشد(البته این عقیده استثنا هم داره) چون فقط ضریب هوشی بالا داشتن.
بااحترام
فکر کنم این حرف درستی باشه.
من همیشه احساس میکردم مدیرها باید دقیق ترین افراد باشند. به نظر من احتیاجی نیست که نابغه باشند ولی لازم هست که بتونن از نوابغ هم در سیستمشون استفده کنن و اونا رو مدیریت کنن
اینی که میگید هوش هیجانی یعنی توانایی کنترل احساسات و مدیر باید اینگونه باشه هم حرف درستیه.
البته نمیخوام بحث خیلی به سمت خصلت های یک مدیر بره
به نظر من یکی از راه های بالا بردن هوش هیجانی میتونه دقت زیاد به محیط پیرامون باشه. نظر شما چیه و چه راه ای دیگه ای رو پیشنهاد میکنید؟
just in time
2009/7/19, 06:50 AM
فکر کنم این حرف درستی باشه.
من همیشه احساس میکردم مدیرها باید دقیق ترین افراد باشند. به نظر من احتیاجی نیست که نابغه باشند ولی لازم هست که بتونن از نوابغ هم در سیستمشون استفده کنن و اونا رو مدیریت کنن
اینی که میگید هوش هیجانی یعنی توانایی کنترل احساسات و مدیر باید اینگونه باشه هم حرف درستیه.
البته نمیخوام بحث خیلی به سمت خصلت های یک مدیر بره
به نظر من یکی از راه های بالا بردن هوش هیجانی میتونه دقت زیاد به محیط پیرامون باشه. نظر شما چیه و چه راه ای دیگه ای رو پیشنهاد میکنید؟
باسلام
تا اینجایی که من خوندم و تا حالا یاد گرفتم ، یعنی شناختن خود نه محیط ، احساسات رو بشناسی و کنترل کنی ، فکر کنم با این تعریف بشه بگم که بازیگرای موفق هوش هیجانی بالا دارن ، چون هم نقشی رو که می خوان بازی کنن خوب میشناسن و بعد می تونن عواطف و حس شون رو کنترل کنن.
بااحترام
mohammad u3fi
2009/7/19, 08:17 AM
گولمن کیه و چی میگه جز اون یه جمله بالا
به دنبال آنها دانيل گولمن از تحقيقات آنها و بنياد هوش¬مضاعف" هاروارد گاردنر، براي تحقيقات خود استفاده کرد. گولمن از بين 7نوع هوشي که گاردنر بيان کرده بود که آنها عبارتند از :1) زبان شناختي 2)منطقي 3)موزيکال 4)جنبشي 5)فضايي/بصري 6) هوش درون فردي7) هوش¬ميان فردي بودند، از هوش درون فردي به مفهومي به نام " فرا حالتي" رسيد که طبق تعريف گولمن يعني اگاهي از عواطف خودمان. او با اين مفهوم، مدل ماير و سالووي را تعديل کرد . او هوش عاطفي را به 2 مولفه يعني شايستگي هاي فردي و اجتماعي تقسيم کرد. که به طور مختصر آن شايستگي ها به اقلامي چون خودآگاهي و خود تنظيمي و خود انگيزشي و همدلي يا آگاهي جتماعي و مهارت¬هاي اجتماعي تقسيم شده است.
هوش هیجانی روش محاسبه داره یا نه؟
شات و ملوف در کتاب "اندازه گيري هوش عاطفي و ساختهاي مربوط" بيش از 60 ارزيابي در مورد هوش عاطفي بيان کرده اند که 3 تاي آنان به عنوان ابزارهاي سودمند براي تجارت شناخته شده اند که عبارتند از:1- پرسش نامه¬ي¬ هوش¬عاطفي 2-تست هوش عاطفي مايروسا لووي و کارسو 3- پرسش نامه ي شايستگي عاطفي . پرسش¬نامه ي هوش عاطفي بدين منظور طراحي شده بود که ساختهاي مربوط به هوش عاطفي را روي 48000 افراد در سراسر جهان اندازه¬گيري کند. آقاي بار-آن هوش عاطفي را به عنوان "نظم دادن مهارتهاي غير شناختي "توصيف کرده و بيان کرد که هوش عاطفي مي تواند براي پيش بيني عرصه هاي موفق زندگي، مفيد باشد. پرسش نامه ي بار- آن شامل 132 بخش مي باشد که يک نمره کلي از هوش عاطفي به علاوه ، نمره هايي براي 5 مقياس مرکب و 15 زير مقياس ارائه مي دهد .
کارسون و بيرکن مير در سال 2000 ، براي اندازه گيري هوش عاطفي 5 معيار اساسي بيان کردند که عبارتند از :
واکنش و پاسخ همدلانه: که توانايي فهميدن عواطف ايجاد شده در ديگران مي باشد.
تنظيم حالت: به معني توانايي کنترل حالات و محرک هاي از هم گسيخته مي با شد
مها رت هاي ميان فردي: به معني تبحر در مديريت روابط و ساختن شبکه هاي ارتباطاتي مي باشد.
انگيزش دروني : به معني اشتياق زياد براي کارکردن است
خود آگاهي : يعني توانايي شخصي براي شناختن و فهميدن عواطف و حالات و محرک هاي خودش و تاثير آنها برديگران.
البته شما مي¬توانيد يک اندازه¬گيري سريع از هوش عاطفي خودتان با جواب دادن به اين سوالات داشته باشبد:
آيا شما آگاهي دقيق از احسسات خودتان داريد ؟
آيا شما مي توانيد بدانيد ، ديگران چه احسساتي دارند، حتي اگرآن را بيان نکنند؟
آيا شما مي توانيد در محيط هاي آشفته به کارخود ادامه دهيد؟
آيا هنگامي که از مشکلات ديگران با خبر مي شويد، احساس همدردي مي¬کنيد؟
آيا هنگامي که عصباني هستيد، مي¬توانيد احتياجات خودتان را شناسايي کنيد و خوب تصميم گيري کنيد بجاي اينکه موقعيت را بدتر و شديدتر کنيد؟
آيا مي¬توانيد روي اهداف بلند مدت ثابت قدم باشيد و از انجام کارهاي بدون فکر دوري کنيد؟
آيا اگر انچه را که مي¬خواهيد غير ممکن بنظر برسد کماکان به تلاشتان ادامه مي دهيد ؟
آيا مي توانيد از احساسات و عواطف ان در جهت تصميم گيريهاي موفق در زندگي استفاده کنيد؟
افرادي که داراي هوش عاطفي بالايي هستند به اين سوالات جواب بله مي دهند .بايد اين نکته را توجه داشت که خود ارزيابي مي توتند اندازه گيري خوبي براي افرادي که خود آگاهي دارند، باشد.
باسلام
یه گزارش ازنشست انجمن روابط عمومی ایران است ، که مخلص کلام ش اینه:
- در دنياي پيچيده امروز که فرصت فکر کردن را از انسان مي گيرد، کساني مي توانند موفق شوند که از هوش هيجاني بالايي برخوردار باشند.
- در دنياي امروز کسي هوش هيجاني دارد که خود را بيشتر بشناسد.
- هوش هيجاني بر خلاف هوش معمولي قابل آموزش است. مديران امروزي بايد بالاي 60 درصد، از هوش هيجاني برخوردار باشند.
- بين هوش هيجاني و خلاقيت 90 درصد همبستگي وجود دارد. ما بايد ابتدا هيجانات خود را بشناسيم و سپس هيجانات و احساسات ديگران را مديريت کنيم و هميشه اين را در نظر بگيريم که 95 درصد بشنويم و فقط 5 درصد به ديگران پيام بدهيم.
من فکر میکنم قسمتهای رنگی میخواد به ما بگه هوش هیجانی به دست نمیاد مگر با توجه زیاد و دقت فراوان
البته منظور من از محیط پیرامون فقط درخت و اشیا نبود بلکه شامل انسانها و عواطف و احساساتشون هم میشه.
اصلا چطور ممکنه کسی به دقت در روحیات و حالات خودش به خود شناسی برسه؟
خوبی EQ نسبت به IQ در اینه که میتونیم افزایشش بدیم البته عواملی هم باعث میشه تا کسی که هوش هیجانی بالایی داره ناگهان این توانایی اش کم شود که این مربوط به بچه هاست که با بزرگتر شدن و یاد گرفتن لز اطرافیان تغییر میکنند .
تا اونجایی که من فهمیدم باید بتونیم حس دیگران را در هر لحظه حتی اگر در ظاهرشون دیده نشه تشخیص بدیم که این نیازمنده دقته همونطور که گفتین , طبیعتا کسی این تواناییو داره که اول بتونه خودشو بشناسه بدونه در یک آن چه حسی داره.....
خلاصه به نظرم تو این مطلب کاملا میشه فهمید که وضعیتمون جه چوریه و چه طور تغییرش بدیم :
هوش هيجاني بالا ما را به با انگيزه بودن ، مهرباني ، صميميت ، مرکز توجه بودن ، وفارداري به عهد ، راحتي خيال داشتن ، آگاهي ، تعادل ، تسلط بر خود ، آزادگي ، استقلال ، خشنودي ، رضايت ، قدر شناسي موفقيت در ايجاد روابط و خواستني بودن راهنمايي مي کند . در حالي که هوش هيجاني پائين ما را به تنهايي ، ترس ناکامي ، گناه ، بداخلاقي ، تهي بودن ، افسردگي ، ناپايداري ، بي علاقگي ، دلسردي ، نا اميدي ، الزام . اجبار ، رنجش، عصبانيت ، وابستگي ، قرباني شدن و شکست خوردن راهنمايي مي کند .
حالا میشه بگین بعد از هوش هیجانی چه طور به مبحث شطرنج سه بعدی برسیم:question:
just in time
2009/7/21, 07:38 AM
حالا میشه بگین بعد از هوش هیجانی چه طور به مبحث شطرنج سه بعدی برسیم:question:
باسلام
من فکر می کنم یه مرحله دیگه مونده تا شطرنج سه بعدی ،
اونم اینه که داشتن هوش هیجانی چه کمکی می کنه به کار گروهی و تیمی.
فکر کنم بهتر حالا این قدم رو بریم.
بااحترام
m.ali.m
2009/7/23, 11:52 AM
باسلام
من فکر می کنم یه مرحله دیگه مونده تا شطرنج سه بعدی ،
اونم اینه که داشتن هوش هیجانی چه کمکی می کنه به کار گروهی و تیمی.
فکر کنم بهتر حالا این قدم رو بریم.
بااحترام
سلام.
همون طور که در خلاصه اون مقاله بیان کردید(البته برداشت منه) ،یک مدیر موفق باید دارای هوش بین فردی بالایی باشد. مهمترین اصل در کار تیمی و گروهی هم داشتن یک مدیر خوب و کارامد است.
مدیری که بتواند احساسات و علایق و خواست های کارمندانش را خوب تشخیص دهد و بر اساس آن برنامه ریزی و تقسیم کار کند،مطمئنا بهره وری را چند برابر میکند.
من زمانی میتونم در یک تیم خوب کار کنم که بدانم برای گروه ،فرد مفیدی هستم و میتوانم از توانایی هایم برای ارتقای گروه استفاده کنم.
اما وقتی مدیر، درک درستی از توانایی ها و احساسات و علایق من نداشته باشد،انجام کاری را از من میخواهد که شاید با روحیات من سازگار نباشد و نتوانم خوب از پس آن بر بیایم.و همین باعث دلسردی و کم انگیزگی من میشود.
در یک تیم ورک، نه تنها مدیر، بلکه تمام کارمندان نیز باید این مسئله را مد نظر قرار بدن و نسبت به همدیگر شناخت داشته باشن.
شناخت مدیر نسبت به کارمندانش و همچنین شناخت کارمندان از یکدیگر، باعث افزایش کارایی تک تک آنها شده و صمیمیت در گروه تا حد زیادی افزایش میابد.
yuhana
2009/7/24, 03:11 PM
داشتن هوش هیجانی چه کمکی می کنه به کار گروهی و تیمی.
با سلام
من رفتم دنبال این سوال و چکیده تحقیقات رو براتون میذارم ...
mahzad
2009/7/26, 03:22 PM
به دليل تعويض تايپيك، مقالاتي را كه از سايت www.sciencedirect.com (http://www.sciencedirect.com) دانلود كردم دوباره اينجا قرار مي دهم تا علاقه مندان و دوستان گروه هاي ديگر نيز استفاده كنند، مقالاتي از Emotional Intelligence:
mahzad
2009/7/26, 03:28 PM
مقالاتي ديگر از Emotional Intelligence:
mahzad
2009/7/26, 03:30 PM
براي اين كه بحث از مسير اصلي خارج نشه توجهتان را جلب مي كنم به نتيجه اي كه پس از بحث در كلاس اصول مديريت بدان رسيديم:
بايد سعي كنيم با استفاده از سازمان غير رسمي موجود درسازمان،كه نشان دهنده ي روابط شخصي بين كاركنان است، به بهترين سازمان رسمي(ساختار سلسله مراتب سازماني)، كه نشان دهنده ي روابط رسمي كاركنان و مقام آن هاست، دست پيدا كنيم؛ يعني كاركناني را كه روابط دوستانه اي دارند و از با هم بودن لذت مي برند از نظر شغلي جوري بچينيم كه كنار هم باشند؛ حالا مي خواد رابطه شان افقي باشد و در يك سطح كار كنند يا عمودي باشد( رابطه ي رئيس و مرئوس).
اما به نظر من اين قضيه جاي مانور كمي دارد چون چيدن كاركنان محدود يك سازمان كه هم از نظر تخصص و هم از نظر عاطفي به هم بخورند چند حالت بيشتر ندارد. به خاطر همين تاكيدم بر همانيه كه مي گه كار را بر اساس علاقه و توانايي فرد به او بسپاريم.علاقه به كار به جنس كار بستگي دارد و توانايي انجام كار به پيچيدگي كار بستگي دارد. سپردن كار به كاردان كار ساده اي نيست و آزمون استخدام و نهايتا مصاحبه ابزارهاي لازم ولي ناكافي هستند .اين كار تنها از عهده ي يك مدير با هوش هيجاني بالا برمي آيد كه مي فهمد هر فرد را در چه جايگاهي قرار بدهد كه احساس رضايت كند؛يعني هم از عهده ي كار بر بياد و هم به آن علاقه داشته باشد.
star_silver2050
2009/7/27, 12:10 PM
براي اين كه بحث از مسير اصلي خارج نشه توجهتان را جلب مي كنم به نتيجه اي كه پس از بحث در كلاس اصول مديريت بدان رسيديم:
بايد سعي كنيم با استفاده از سازمان غير رسمي موجود درسازمان،كه نشان دهنده ي روابط شخصي بين كاركنان است، به بهترين سازمان رسمي(ساختار سلسله مراتب سازماني)، كه نشان دهنده ي روابط رسمي كاركنان و مقام آن هاست، دست پيدا كنيم؛ يعني كاركناني را كه روابط دوستانه اي دارند و از با هم بودن لذت مي برند از نظر شغلي جوري بچينيم كه كنار هم باشند؛ حالا مي خواد رابطه شان افقي باشد و در يك سطح كار كنند يا عمودي باشد( رابطه ي رئيس و مرئوس).
اما به نظر من اين قضيه جاي مانور كمي دارد چون چيدن كاركنان محدود يك سازمان كه هم از نظر تخصص و هم از نظر عاطفي به هم بخورند چند حالت بيشتر ندارد. به خاطر همين تاكيدم بر همانيه كه مي گه كار را بر اساس علاقه و توانايي فرد به او بسپاريم.علاقه به كار به جنس كار بستگي دارد و توانايي انجام كار به پيچيدگي كار بستگي دارد. سپردن كار به كاردان كار ساده اي نيست و آزمون استخدام و نهايتا مصاحبه ابزارهاي لازم ولي ناكافي هستند .اين كار تنها از عهده ي يك مدير با هوش هيجاني بالا برمي آيد كه مي فهمد هر فرد را در چه جايگاهي قرار بدهد كه احساس رضايت كند؛يعني هم از عهده ي كار بر بياد و هم به آن علاقه داشته باشد.
ما که وقت نداریم توی یک سازمان دنبال این بگردیم کی با کی دوسته کی از کی خوشش میاد بهترین کار اینه که بیایم تست روانشناسی هوش هیجانی از کارمندان بگیریم و کسانی که شخصیت های شبیه به هم دارند در راستای هم قرار بدیم
yuhana
2009/7/29, 08:15 PM
با سلام...
ضمن تشکر از تمامی دوستانی که در بحث هوش هیجانی شرکت کرده اند به اطلاع میرسانم اینجانب تمامی گفته ها و چکیده های شما را در یک فایل جمع کردم تا از پراکندگی خارج شده و راحت تر در دسترس عزیزان قرارگیرد.
با این مجموعه کار هوش هیجانی تمام و انشاالله با امدن جناب یوسفی بحث بعد را آغاز میکنیم.
در اینجا لازم میدانم از مهندسان عزیز :
mahtabi -just in time -4niko-m.ali.m-yuhana-mohammad u3fi-mahzad-starsilver2050
تشکر بعمل اورم.
به امید فعالیتهای بعدی و البته پویا تر....
با تشکر
just in time
2009/8/01, 07:24 AM
با سلام...
ضمن تشکر از تمامی دوستانی که در بحث هوش هیجانی شرکت کرده اند به اطلاع میرسانم اینجانب تمامی گفته ها و چکیده های شما را در یک فایل جمع کردم تا از پراکندگی خارج شده و راحت تر در دسترس عزیزان قرارگیرد.
با این مجموعه کار هوش هیجانی تمام و انشاالله با امدن جناب یوسفی بحث بعد را آغاز میکنیم.
در اینجا لازم میدانم از مهندسان عزیز :
mahtabi -just in time -4niko-m.ali.m-yuhana-mohammad u3fi-mahzad-starsilver2050
تشکر بعمل اورم.
به امید فعالیتهای بعدی و البته پویا تر....
با تشکر
باسلام
یوحنا عزیز
ممنون که زحمت این کار رو به گردن گرفتی ، منم فکر می کنم کافی بود ، تجربه خوبی بود و فکر کنم استقبال هم عالی نبود ولی بد هم نبود.
من فکر می کنم میشه از همین ادم هایی که توی این تاپیک بودند یه تست هوش هیجانی گرفت ، و سریع تر می بایست موضوع بعدی رو انتخاب کرد.
بااحترام
mohammad u3fi
2009/8/01, 08:18 AM
منم از یوحنا تشکر میکنم :smile:
دوستان بحث خوبی بود اما لطفا بحث رو نبندین ..
حالا وقتشه سراغ کاربرد هوش هیجانی در گروه بریم. برای این کار من مقاله شطرنج سه بعدی از آقای بارث رو براتون ترجمه و تایپ میکنم.
فکر کنم تا امشب یا فردا بتونم تمومش کنم. بعد از اون روی اون مقاله که بسیار بسیار پر بار و مفید هست بحث میکنیم.
just in time
2009/8/01, 01:38 PM
منم از یوحنا تشکر میکنم :smile:
دوستان بحث خوبی بود اما لطفا بحث رو نبندین ..
حالا وقتشه سراغ کاربرد هوش هیجانی در گروه بریم. برای این کار من مقاله شطرنج سه بعدی از آقای بارث رو براتون ترجمه و تایپ میکنم.
فکر کنم تا امشب یا فردا بتونم تمومش کنم. بعد از اون روی اون مقاله که بسیار بسیار پر بار و مفید هست بحث میکنیم.
باسلام
محمد جان می خوای برای منم بفرستی منم کمک کنم.
خوشحال میشم
بااحترام
mohammad u3fi
2009/8/01, 04:51 PM
باسلام
محمد جان می خوای برای منم بفرستی منم کمک کنم.
خوشحال میشم
بااحترام
قربانت :gol:
انجام شد عزیز ..
دوستان این لینک (http://www.iran-eng.com/showthread.php?t=103018) تاپیک مقاله. فایل رو از 4shared دانلود کنید و حتما بخونیدش. فرمتش docx هست که باید word 2007 داشته باشین.
اگه کسی داوطلبب میشه چکیده مقاله رو بذاره خبر بده و اونو تو همون تاپیک بذاره.
لپ مطلب مقاله اینه:
در محیط های سه بعدی (سه سطحی که برای فعالیت گروهی تعریف شده) سه عامل مهم در موفقیت یک گروه نقش دارند: اعتماد، هویت و کارایی
این سه سطح یا سه بعد هم ایناست:
سطح فردی، سطح گروهی، سطح تعاملات بین گروهی
این مقاله هوش هیجانی رو برای این سه سطح تعریف کرده
...
به درخواست دوستان که میخواستن کار شتاب بگیره، من این بار کار رو به تنهایی انجام دادم اما قول میدم دیگه تکرار نشه :D
mahzad
2009/8/02, 11:07 PM
قربانت :gol:
انجام شد عزیز ..
دوستان این لینک (http://www.iran-eng.com/showthread.php?t=103018) تاپیک مقاله. فایل رو از 4shared دانلود کنید و حتما بخونیدش. فرمتش docx هست که باید word 2007 داشته باشین.
اگه کسی داوطلبب میشه چکیده مقاله رو بذاره خبر بده و اونو تو همون تاپیک بذاره.
لپ مطلب مقاله اینه:
در محیط های سه بعدی (سه سطحی که برای فعالیت گروهی تعریف شده) سه عامل مهم در موفقیت یک گروه نقش دارند: اعتماد، هویت و کارایی
این سه سطح یا سه بعد هم ایناست:
سطح فردی، سطح گروهی، سطح تعاملات بین گروهی
این مقاله هوش هیجانی رو برای این سه سطح تعریف کرده
...
به درخواست دوستان که میخواستن کار شتاب بگیره، من این بار کار رو به تنهایی انجام دادم اما قول میدم دیگه تکرار نشه :D
لطفا نسخه ي 2003 اش را هم بگذاريد،با تشكر
yuhana
2009/8/03, 10:58 AM
لطفا نسخه ي 2003 اش را هم بگذاريد،با تشكر
مهزاد جان این هم نسخه 2003 :
شروع کن به فعالیت ببینم چه میکنیاااا;)
just in time
2009/8/04, 07:44 AM
باسلام
بچه ها دیروز توی سایت آفتاب یه مقاله دیدم با عنوان بالا گفتم بد نیست بزارم
تو مقاله گفته شده که این مطلب از سخنرانی "دکتر گودرزی استاد برجسته جامعه شناسی و پژوهشگر مسائل اجتماعی" بر گرفته شده.
من چکیده مطلب رو براتون میزارم:
- ميزان هوش هيجانی در کشور ما بسيار پایين است. یکی از پایه ها و اساس های هوش هيجانی خودشناسی است. مردم ما آنقدر که در رفتار دیگران مطالعه می کنند، در رفتار خود خود دقت نمی کنند. یعنی درتمام سازمان ها، بيشترین توجه به دیگران است در حالی که اگر انسان بخواهد مسير ترقی و رشد را بپيماید، اول باید دست به خودشناسی بزند. من عرف نفسه فقد عرف ربه. چرا ما در مقدمات خودشناسی در جامعه ضعيف هستيم؟ ما هر روزه با سيلی از واژه هایی که در مکالمات روزمره به کار می بریم، نشان می دهيم که تا چه ميزان تربيت فرهنگيمان پایين است. بهره هوشی ما بسيار بالا است. تمام المپيادهای جهانی را داریم می بریم. اما هوش هیجانی است که جامعه را به جلو می برد.
- ممکن است بیل گیتس ضریب هوشی بالا داشته باشد ، ولی او یک شبکه از دانشمندان را مدیریت می کند.در نتیجه برای موفقیت در دنیای امروز IQ+EQ به موفقیت منجر می گردد.
- تحقیقات نشان می دهد که زنان در وجود هوش هیجانی بهره بیشتری دارند ، ولی مردان می توانند آن را یاد بگیرند.
- رییس پلیس آمریکا می خواهد استراتژی جدیدی برای مدیریت شهری تدوین نماید ، افراد پلیس برای برخورد با مردم در کلاس های هوش هیجانی شرکت می کنند و مدرک می گیرند ، آنچه اتفاق می افتد این است که در حال جریمه کردن ، لبخند می زنند و اطلاعات و آگاهی می دهند و با مهربانی میگوید که نمی توانند از وظایف قانونی خود کوتاه بیاید.
just in time
2009/8/04, 07:49 AM
باسلام
ادامه ....
پیام جدی برای مدیران روابط عمومی :
برای استخدام در روابط عمومی می بایست زیباترین خانم ها و آقایان استخدام شوند ، زیبا و خوش لباس ، با روی باز و قلبی باز ، یک مدیر روابط عمومی می تواند عبوس باشد.
بااحترام
mohammad u3fi
2009/8/04, 10:31 AM
باسلام
بچه ها دیروز توی سایت آفتاب یه مقاله دیدم با عنوان بالا گفتم بد نیست بزارم
تو مقاله گفته شده که این مطلب از سخنرانی "دکتر گودرزی استاد برجسته جامعه شناسی و پژوهشگر مسائل اجتماعی" بر گرفته شده.
من چکیده مطلب رو براتون میزارم:
- ميزان هوش هيجانی در کشور ما بسيار پایين است. یکی از پایه ها و اساس های هوش هيجانی خودشناسی است. مردم ما آنقدر که در رفتار دیگران مطالعه می کنند، در رفتار خود خود دقت نمی کنند. یعنی درتمام سازمان ها، بيشترین توجه به دیگران است در حالی که اگر انسان بخواهد مسير ترقی و رشد را بپيماید، اول باید دست به خودشناسی بزند. من عرف نفسه فقد عرف ربه. چرا ما در مقدمات خودشناسی در جامعه ضعيف هستيم؟ ما هر روزه با سيلی از واژه هایی که در مکالمات روزمره به کار می بریم، نشان می دهيم که تا چه ميزان تربيت فرهنگيمان پایين است. بهره هوشی ما بسيار بالا است. تمام المپيادهای جهانی را داریم می بریم. اما هوش هیجانی است که جامعه را به جلو می برد.
- ممکن است بیل گیتس ضریب هوشی بالا داشته باشد ، ولی او یک شبکه از دانشمندان را مدیریت می کند.در نتیجه برای موفقیت در دنیای امروز IQ+EQ به موفقیت منجر می گردد.
- تحقیقات نشان می دهد که زنان در وجود هوش هیجانی بهره بیشتری دارند ، ولی مردان می توانند آن را یاد بگیرند.
- رییس پلیس آمریکا می خواهد استراتژی جدیدی برای مدیریت شهری تدوین نماید ، افراد پلیس برای برخورد با مردم در کلاس های هوش هیجانی شرکت می کنند و مدرک می گیرند ، آنچه اتفاق می افتد این است که در حال جریمه کردن ، لبخند می زنند و اطلاعات و آگاهی می دهند و با مهربانی میگوید که نمی توانند از وظایف قانونی خود کوتاه بیاید.
دقیقا ..
به نظرت چطور میشه هوش هیجانی اعضای تیم رو بالا برد؟
میتونید اون تستهایی که تو مقاله ی شطرنج سه بعدی بهش اشاره شده رو پیدا کنید؟
just in time
2009/8/04, 11:33 AM
باسلام
این یه تست خیلی فک نکنم موثق باشه از لحاظ علمی
باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (آساني سوالات شما را گول نزند !!!).
1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7تا و بیشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبیرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 مدیران ارشد
بااحترام
just in time
2009/8/04, 11:34 AM
باسلام
فکر کنم این موثق تره
بااحترام
http://www.ravanyar.com/PSYCOLOGYWORLD/emotional/emotional.asp
mahtabi
2009/8/04, 01:04 PM
باسلام
فکر کنم این موثق تره
بااحترام
http://www.ravanyar.com/PSYCOLOGYWORLD/emotional/emotional.asp
سلام
تست جالبی بود
ممنون;)
just in time
2009/8/04, 02:21 PM
سلام
تست جالبی بود
ممنون;)
باسلام
خواهش می کنم
این می تونه موضوع خوبی باشه واسه این که بفهمیم که نمره تیممون چنده
من 90 شدم
اگه ممکنه شما هم نمرتون رو بگین
در صورت تمایل همه بگن
بااحترام
mohammad u3fi
2009/8/04, 09:18 PM
شما 90 شدی؟ :w20:
من 75
فک کنم تستش غیرمعتبر باشه هاا :D
mohammad u3fi
2009/8/04, 09:21 PM
ببینید میتونید این سه تا تست رو پیدا کنید:
ECI-360
EQ-I
MSCEIT
این سه تا تست تو مقاله نام برده شدند و تستهای معتبری هستند.
البته جناب just in time منظورم این نیست که تست زیر غیر معتبر بود. لطفا اعضا در کنار جستجو برای تست های بالا در تست قبلی هم شرکت کنند :gol:
just in time
2009/8/05, 07:28 AM
شما 90 شدی؟ :w20:
من 75
فک کنم تستش غیرمعتبر باشه هاا :D
باسلام
من جواب تست رو دارم
می خوای بهت بدم ، فقط یه جوری پر کن 100 نشی.:D
بااحترام
باسلام
خواهش می کنم
این می تونه موضوع خوبی باشه واسه این که بفهمیم که نمره تیممون چنده
من 90 شدم
اگه ممکنه شما هم نمرتون رو بگین
در صورت تمایل همه بگن
بااحترام
من 60شدم:(
ولی میشه حدس زد گزینه های درست کدومه:cool: سعی کردم واقیتو بزنم!
m.ali.m
2009/8/05, 10:09 AM
باسلام
این یه تست خیلی فک نکنم موثق باشه از لحاظ علمی
باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (آساني سوالات شما را گول نزند !!!).
1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7تا و بیشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبیرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 مدیران ارشد
بااحترام
سلام.
خیلی عالی بود.ممنون.
جواب اینا رو دارید؟
m.ali.m
2009/8/05, 10:18 AM
سلام.
من نمیگم اون تستو چند شدم:redface:
ملاک که نمره نیست...:w05:
مهم اینه که چقدر میتونیم از هوش هیجانی تو زندگی شخصیمون و مهمتر از همه تو کارمون استفاده کنیم... :thumbsup:
mohammad u3fi
2009/8/05, 05:45 PM
باسلام
من جواب تست رو دارم
می خوای بهت بدم ، فقط یه جوری پر کن 100 نشی.:D
بااحترام
دست شما درد نکنه :D
من میگم کارت درسته یه سری میگن نه :whistle:
من 60شدم:(
ولی میشه حدس زد گزینه های درست کدومه:cool: سعی کردم واقیتو بزنم!
اصلا هم نمیشه حدس زد!
من حدس زدم که 75 شدنم دیگه :w20:
سلام.
من نمیگم اون تستو چند شدم:redface:
ملاک که نمره نیست...:w05:
مهم اینه که چقدر میتونیم از هوش هیجانی تو زندگی شخصیمون و مهمتر از همه تو کارمون استفاده کنیم... :thumbsup:
آره بابا ..
ملاک نمره نیست. اینو پایه ام ;)
mahtabi
2009/8/06, 09:38 PM
باسلام
خواهش می کنم
این می تونه موضوع خوبی باشه واسه این که بفهمیم که نمره تیممون چنده
من 90 شدم
اگه ممکنه شما هم نمرتون رو بگین
در صورت تمایل همه بگن
بااحترام
سُلام
چرا که نه
من شدم 60
شما عالی شدیا.
دست مارم بگیرین:D
mohammad u3fi
2009/8/06, 10:13 PM
فکر کنم قسمت دوم خلاصه مقاله 3dchess را باید اینجا بزارم
نه همونجا بذار
خیلی خوبه که داری خلاصه اش میکنی :smile:
اینا رو مهتابی منتقل میکنه
از این به بعد رو همونجا بنویس.
just in time
2009/8/08, 07:18 AM
سُلام
چرا که نه
من شدم 60
شما عالی شدیا.
دست مارم بگیرین:D
باسلام
جوابو رو برای شما هم می فرستم
شما هم مواظب باش 100 نشی معلوم شه
بااحترام
just in time
2009/8/08, 07:20 AM
باسلام
بچه ها جواب تست ها خیلی ساده بود ، قرار نبود از هوش ریاضی تون استفاده کنید یا تحلیل عجیب غریبی از سوال داشته باشید.
جواب ش یه جمله بود.
همدلی از همزبانی خوشتر است
بااحترام
mahtabi
2009/8/08, 09:32 AM
باسلام
جوابو رو برای شما هم می فرستم
شما هم مواظب باش 100 نشی معلوم شه
بااحترام
سلام سلام
مرسی از لطفت.
نه من اصولا توی هیچ کاری تقلب نمی کنم.:D
اگرم 60 شدم به قول فکر کنم 4niko بود که گفت میشد جواب هارو حدس زد اما بهتر دیدم خودم رو واقعا بذارم توی اون موقعیت.خوب بسته به اینکه بی تجربه هم هستم همچین زیادم بد نشد.
:D
باسلام
بچه ها جواب تست ها خیلی ساده بود ، قرار نبود از هوش ریاضی تون استفاده کنید یا تحلیل عجیب غریبی از سوال داشته باشید.
جواب ش یه جمله بود.
همدلی از همزبانی خوشتر است
بااحترام
همدلی از همزبانی خوشتر است
موافقم;)
mahtabi
2009/8/08, 09:39 AM
نه همونجا بذار
خیلی خوبه که داری خلاصه اش میکنی :smile:
اینا رو مهتابی منتقل میکنه
از این به بعد رو همونجا بنویس.
محمد جان کدوما رو؟
اینایی که توی همین تاپیکه؟شماره پست بده.
mohammad u3fi
2009/8/08, 09:47 AM
سلام سلام
مرسی از لطفت.
نه من اصولا توی هیچ کاری تقلب نمی کنم.:D
اگرم 60 شدم به قول فکر کنم 4niko بود که گفت میشد جواب هارو حدس زد اما بهتر دیدم خودم رو واقعا بذارم توی اون موقعیت.خوب بسته به اینکه بی تجربه هم هستم همچین زیادم بد نشد.
:D
همدلی از همزبانی خوشتر است
موافقم;)
یعنی من که 75 شدم خیلی باهوشم دیگه :D
محمد جان کدوما رو؟
اینایی که توی همین تاپیکه؟شماره پست بده.
پست های 55 و 56
ببرشون تو تاپیک شطرنج سه بعدی
اسپمهای اونجا رو هم حذف کن لطفا :gol::gol::gol:
just in time
2009/8/08, 10:03 AM
باسلام
من می خوام خواهش کنم ، تاپیک هوش مصنوعی و شطرنج سه بعدی جدا نکنید ، اینا یه بحث بودن بزترین بفهمیم که داستان به کجا می رسه ، و چقدر جلو میریم
بااحترام
mahtabi
2009/8/08, 10:25 AM
باسلام
من می خوام خواهش کنم ، تاپیک هوش مصنوعی و شطرنج سه بعدی جدا نکنید ، اینا یه بحث بودن بزترین بفهمیم که داستان به کجا می رسه ، و چقدر جلو میریم
بااحترام
امم
راستش منم بدم نمیاد با هم باشن اما خوب بحث 3Dchess زو چون خود محمد شروع کرد و بعدم شما هم بحث هوش هیجانی رو پس میسپرم دست شما دو نفر و نتیجه نظر شما 2 نفر هر چی شد من همون کار رو انجام میدم.
البته یک کم دیر گفتین چون پستارو جابجا کرده بودم.
ولی بازم اگر نخواستین بهم بگین .
موفق باشین
yuhana
2009/8/09, 04:08 PM
سلام:cry:
من آزمون هوش هیجانی دادم ولی یه عددی اومد که از زندگی نا امید شدم:crying::crying:
حالا این یعنی چی؟؟
یعنی من مدیریت بلد نیستم:cry::cry::crying::crying::crying:
just in time
2009/8/09, 04:15 PM
سلام:cry:
من آزمون هوش هیجانی دادم ولی یه عددی اومد که از زندگی نا امید شدم:crying::crying:
حالا این یعنی چی؟؟
یعنی من مدیریت بلد نیستم:cry::cry::crying::crying::crying:
باسلام
هوش هیجانی ، قابل کسب کردنه ، پس اولا ناراحت و نامید نشید.
می خواین راجع به سوالاتش بحث کنیم ببینم کدوم را تونستی جواب بدی ، یا نه بعد بفهمیم چرا کدوم گزینه بهتره.
ولی تا اونجایی که من توی سطح همین تاپیک شناخت پیدا کردم ، شما نباید هوش هیجانی ت کم باشه
بااحترام
just in time
2009/8/09, 04:20 PM
باسلام
من به خاطر ناراحتی یوحنا ، فکر می کنم بیایم یه کارگاه راه بندازیم واسه بالا بردن هوش هیجانیمون ، پس اینجوری شروع می کنیم که تست ها رو می نویسیم و هر کس بنویسه ، چه پاسخی میده و چرا ، بحث می کنیم ، تا یکی متقاعد بشه، اصل بر اینه که هرکس راستش رو بنویسه.
1- شما در هواپیمایی نشستهاید که ناگهان هواپیما به دلیل بدی آب و هوا تکانهای شدیدی میخورد. شما در این حالت چکار میکنید؟
الف : به خواندن کتاب یا مجله و یا تماشای فیلم ادامه میدهید و سعی میکنید به وضعیت پیش آمده توجهی نکنید.
ب : به دقت مهماندارها را زیر نظر میگیرید، کارت شرایط اضطراری که در جلوی صندلی شماست را میخوانید و برای وضعیت اضطراری خود را آماده میکنید.
ج : کمی از هر دوی الف و ب
د : مطمئن نیستم. تا به حال فکرش را نکردهام.
بااحترام
yuhana
2009/8/09, 04:23 PM
سلام مهندس ممنون
موافقم:gol:
کی شروع کنیم همین الان؟؟
yuhana
2009/8/09, 04:39 PM
1- شما در هواپیمایی نشستهاید که ناگهان هواپیما به دلیل بدی آب و هوا تکانهای شدیدی میخورد. شما در این حالت چکار میکنید؟
الف : به خواندن کتاب یا مجله و یا تماشای فیلم ادامه میدهید و سعی میکنید به وضعیت پیش آمده توجهی نکنید.
ب : به دقت مهماندارها را زیر نظر میگیرید، کارت شرایط اضطراری که در جلوی صندلی شماست را میخوانید و برای وضعیت اضطراری خود را آماده میکنید.
ج : کمی از هر دوی الف و ب
د : مطمئن نیستم. تا به حال فکرش را نکردهام.
من زدم گزینه آخر.
دلیلم هم این بود که تا حالا بهش فکر نکردم خوب:w05:
mahtabi
2009/8/09, 08:52 PM
باسلام
من به خاطر ناراحتی یوحنا ، فکر می کنم بیایم یه کارگاه راه بندازیم واسه بالا بردن هوش هیجانیمون ، پس اینجوری شروع می کنیم که تست ها رو می نویسیم و هر کس بنویسه ، چه پاسخی میده و چرا ، بحث می کنیم ، تا یکی متقاعد بشه، اصل بر اینه که هرکس راستش رو بنویسه.
1- شما در هواپیمایی نشستهاید که ناگهان هواپیما به دلیل بدی آب و هوا تکانهای شدیدی میخورد. شما در این حالت چکار میکنید؟
الف : به خواندن کتاب یا مجله و یا تماشای فیلم ادامه میدهید و سعی میکنید به وضعیت پیش آمده توجهی نکنید.
ب : به دقت مهماندارها را زیر نظر میگیرید، کارت شرایط اضطراری که در جلوی صندلی شماست را میخوانید و برای وضعیت اضطراری خود را آماده میکنید.
ج : کمی از هر دوی الف و ب
د : مطمئن نیستم. تا به حال فکرش را نکردهام.
بااحترام
سلام
خیلی کار جالبی بود.
انتخاب من ب
دلیل:خوب به نظرم معقولانش اینه .
فقط یه مساله ای هست اصولا من وقتی سوالی رو دوباره نگاه میکنم ممکنه گزینش رو عوض کنم.چون ممکنه دلایلم رو توی ذهنم ادیت کنم.واسه اینم دقیق یادم نمونده چی رو چی زدم اما اونایی رو که الان و با دلایلی که الان به ذهنم میرسه میگم.
قبوله؟
just in time
2009/8/10, 08:12 AM
1- شما در هواپیمایی نشستهاید که ناگهان هواپیما به دلیل بدی آب و هوا تکانهای شدیدی میخورد. شما در این حالت چکار میکنید؟
الف : به خواندن کتاب یا مجله و یا تماشای فیلم ادامه میدهید و سعی میکنید به وضعیت پیش آمده توجهی نکنید.
ب : به دقت مهماندارها را زیر نظر میگیرید، کارت شرایط اضطراری که در جلوی صندلی شماست را میخوانید و برای وضعیت اضطراری خود را آماده میکنید.
ج : کمی از هر دوی الف و ب
د : مطمئن نیستم. تا به حال فکرش را نکردهام.
من زدم گزینه آخر.
دلیلم هم این بود که تا حالا بهش فکر نکردم خوب:w05:
باسلام
چرا یوحنا عزیز؟
خب بهش فکر کن ، موقعیتش رو شبیه سازی کن.
بعد گزینه رو انتخاب کن.
بااحترام
just in time
2009/8/10, 08:14 AM
سلام
خیلی کار جالبی بود.
انتخاب من ب
دلیل:خوب به نظرم معقولانش اینه .
فقط یه مساله ای هست اصولا من وقتی سوالی رو دوباره نگاه میکنم ممکنه گزینش رو عوض کنم.چون ممکنه دلایلم رو توی ذهنم ادیت کنم.واسه اینم دقیق یادم نمونده چی رو چی زدم اما اونایی رو که الان و با دلایلی که الان به ذهنم میرسه میگم.
قبوله؟
باسلام
خیلی مهم نیست که اتخاب تون با هم فرق کنه بیشتر قراره با هم بحث کنیم ، تا ببینیم چرا هر کس این گزینه رو انتخاب کرده
بااحترام
mohammad u3fi
2009/8/10, 08:41 AM
باسلام
من می خوام خواهش کنم ، تاپیک هوش مصنوعی و شطرنج سه بعدی جدا نکنید ، اینا یه بحث بودن بزترین بفهمیم که داستان به کجا می رسه ، و چقدر جلو میریم
بااحترام
به نظر من این تاپیک حالت بحث داشته باشه خیلی بهتره.
اینکه یوحنّا خلاصه نویسی میکنه خیلی خوبه ولی نمیشه روش زیاد بحث کرد
کارگاهی که شما راه انداختی خیلی خوبه ;)
سلام:cry:
من آزمون هوش هیجانی دادم ولی یه عددی اومد که از زندگی نا امید شدم:crying::crying:
حالا این یعنی چی؟؟
یعنی من مدیریت بلد نیستم:cry::cry::crying::crying::crying:
ببین ..
هم هوش هیجانی هم مدیریت تکنیکهایی کسب شدنی هستند
اصلا نگران نباش بابت ضعف فعلی
قراره هوش هیجانی بچه ها رو اینجا ببریم بالا :w17:
باسلام
من به خاطر ناراحتی یوحنا ، فکر می کنم بیایم یه کارگاه راه بندازیم واسه بالا بردن هوش هیجانیمون ، پس اینجوری شروع می کنیم که تست ها رو می نویسیم و هر کس بنویسه ، چه پاسخی میده و چرا ، بحث می کنیم ، تا یکی متقاعد بشه، اصل بر اینه که هرکس راستش رو بنویسه.
1- شما در هواپیمایی نشستهاید که ناگهان هواپیما به دلیل بدی آب و هوا تکانهای شدیدی میخورد. شما در این حالت چکار میکنید؟
الف : به خواندن کتاب یا مجله و یا تماشای فیلم ادامه میدهید و سعی میکنید به وضعیت پیش آمده توجهی نکنید.
ب : به دقت مهماندارها را زیر نظر میگیرید، کارت شرایط اضطراری که در جلوی صندلی شماست را میخوانید و برای وضعیت اضطراری خود را آماده میکنید.
ج : کمی از هر دوی الف و ب
د : مطمئن نیستم. تا به حال فکرش را نکردهام.
بااحترام
من زدم گزینه آخر.
دلیلم هم این بود که تا حالا بهش فکر نکردم خوب:w05:
باسلام
چرا یوحنا عزیز؟
خب بهش فکر کن ، موقعیتش رو شبیه سازی کن.
بعد گزینه رو انتخاب کن.
بااحترام
دقیقا ...
موقعیتش رو شبیه سازی کن!
من گزینه 2 رو زدم چون واقعا چزینه اول به نظرم مسخره اومد!
البته برای اشخاصی که مسافرتهای مکرر با هواپیما دارن شاید این تکانها امری طبیعی باشه ولی خب با توجه به اتفاقات اخیر هر آدمی حق داره نگران بشه :D
در ضمن اینکه میگه برای ضعیت اضطراری خودم رو اماده میکنم چیز مسخره ای بودا
مثلا چه موقعیت اضطراری؟
اگه هواپیما داشت سقوط میکرد بپریم بیرون؟ :w20:
just in time
2009/8/10, 09:44 AM
باسلام
محمد جان ممکنه مسخره باشه ، ولی من گزینه یک انتخاب کردم ، چند تا دلیل داره :
1- من خیلی با هواپیما ماموریت می رم ، پس آشنام به تکوناش
2- همیشه در حین پرواز دارم کتاب می خونم ، یا با لپ تاب بازی می کنم و هیچ واکنشی هم نشون نمی دم
3- بعد حالا واکنش هم نشون بدم ، به قول تو چه اتفاقی می افته. تهش می افته
4- من فکر کنم در حال سقوط هم ، در حالی که همه جیغ می زنن و پریشونن ، من به فکر اینم که چه گناهی کردم و توبه کنم ، توی اون لحظه هم ساکت و اروم میشینم تا تهش بمیرم.
بااحترام
yuhana
2009/8/10, 11:37 AM
سلام
مرسی از توضیحاتتون:smile:
بعد از فکر کردن به این نتیجه رسیدم که میزدم گزینه دوم،چون درسته کمی خونسردم ولی در این شرایط فکر کنم نتونم خونسرد باشم:Dپس گزینه دوم رو میزنم.
حالا مهندس گزینه درست چیه؟؟ همون یک؟؟
دلیلتون برا گزینه یک خیلی جالب بود خیلی خوبه آدم اینطور باشه:victory:
mohammad u3fi
2009/8/10, 12:38 PM
باسلام
محمد جان ممکنه مسخره باشه ، ولی من گزینه یک انتخاب کردم ، چند تا دلیل داره :
1- من خیلی با هواپیما ماموریت می رم ، پس آشنام به تکوناش
2- همیشه در حین پرواز دارم کتاب می خونم ، یا با لپ تاب بازی می کنم و هیچ واکنشی هم نشون نمی دم
3- بعد حالا واکنش هم نشون بدم ، به قول تو چه اتفاقی می افته. تهش می افته
4- من فکر کنم در حال سقوط هم ، در حالی که همه جیغ می زنن و پریشونن ، من به فکر اینم که چه گناهی کردم و توبه کنم ، توی اون لحظه هم ساکت و اروم میشینم تا تهش بمیرم.
بااحترام
آره خب
گفتم که، برای اونایی که خیلی با هواپیما مسافرت میکنن طبیعیه ولی راستش این شجاعتت رو میرسونه که با وجود این همه سقوط بازم بیخیالی !
من که کلا قطار رو ترجیح میدم. فوقش اگه یه اتفاقی هم بیفته یه دهقان فداکاری پیدا میشه اطلاع میده دیگه :w05:
star_silver2050
2009/8/10, 12:53 PM
[quote=yuhana;1036189]1- شما در هواپیمایی نشستهاید که ناگهان هواپیما به دلیل بدی آب و هوا تکانهای شدیدی میخورد. شما در این حالت چکار میکنید؟
الف : به خواندن کتاب یا مجله و یا تماشای فیلم ادامه میدهید و سعی میکنید به وضعیت پیش آمده توجهی نکنید.
ب : به دقت مهماندارها را زیر نظر میگیرید، کارت شرایط اضطراری که در جلوی صندلی شماست را میخوانید و برای وضعیت اضطراری خود را آماده میکنید.
ج : کمی از هر دوی الف و ب
د : مطمئن نیستم. تا به حال فکرش را نکردهام.
سلام من ب رو انتخاب كردم
just in time
2009/8/10, 02:28 PM
آره خب
گفتم که، برای اونایی که خیلی با هواپیما مسافرت میکنن طبیعیه ولی راستش این شجاعتت رو میرسونه که با وجود این همه سقوط بازم بیخیالی !
من که کلا قطار رو ترجیح میدم. فوقش اگه یه اتفاقی هم بیفته یه دهقان فداکاری پیدا میشه اطلاع میده دیگه :w05:
باسلام
محمد جان جرات نیست لزوما ، می تونه اسمش اجبار باشه.
فکر کن می خوای بری جزیره خارک
50 ساعت تو راهی زمینی و دریایی ، با هواپیما رفتنش هم 3 راهه پس چاره ای نداری.
بااحترام
سلام
منم زدم ب
البته تا حالا سوار نشدم ولی همونطور که مهتابی گفتن منطقیه وطبیعی هم.
باسلام
محمد جان ممکنه مسخره باشه ، ولی من گزینه یک انتخاب کردم ، چند تا دلیل داره :
1- من خیلی با هواپیما ماموریت می رم ، پس آشنام به تکوناش
2- همیشه در حین پرواز دارم کتاب می خونم ، یا با لپ تاب بازی می کنم و هیچ واکنشی هم نشون نمی دم
3- بعد حالا واکنش هم نشون بدم ، به قول تو چه اتفاقی می افته. تهش می افته
4- من فکر کنم در حال سقوط هم ، در حالی که همه جیغ می زنن و پریشونن ، من به فکر اینم که چه گناهی کردم و توبه کنم ، توی اون لحظه هم ساکت و اروم میشینم تا تهش بمیرم.
بااحترام
به نظر منم شما خیلی ادم جالبی هستین:w23:
چون ادمایی که تو چنین شرایطی این رفتارو داشته باشن کمن.
star_silver2050
2009/8/12, 12:25 AM
بستگی داره هواپیمایی چه کشوری رو سوار میشی
اگه توپولوف باشه از همون لحظه ی اول که سوار شدی و میری برای take off
باید گزینه ی 2 رو اجرا کنی و حادتر از اون
اخرین باری که سوار شدم رفتم مشهد شهادت امام رضا با یکی از همین هواپیما های اریا تور
چقدر تکون خوردیم من همه ی حواسم به مهماندارها بود و زیر نظرشون گرفته بودم همه عصبی
مردم هم ترسیده بودن به بدبختی هم نشست
ولی با این 2 تا هواپیمایی که استاد شدند پشت دستمو داغ میکنم که هیچ وقت سوار نشم
ما ها که جونمونو از بقالی سر کوچه که نخریدیم الکی از دستش بدیم
mohammad u3fi
2009/8/12, 01:40 PM
خب ..
اولین ماموریت رو به عهده s22a2ch میذاریم
سعی کنید اطلاعاتی رو در زمینه تست زیر بدست بیارید:
Mayer Salovey Caruso Emotional Intelligence Test -- MSCEIT
این یکی از سه تست معروف در زمینه هوش هیجانی است
روی این لینک (http://www.unh.edu/emotional_intelligence/ei%20About%20the%20MSCEIT/eiMSCEIT%20Obtain%20them.htm) میتونید اطلاعات خوبی در مورد تست پیدا کنید. در صورتی که احتیاج به ترجمه داشتید میتونید با گروه ترجمه هماهنگ کنید :smile:
just in time
2009/8/12, 02:40 PM
محمد جان
باسلام
چرا همین الان تیم ترجمه رو با ما هماهنگ نمی کنی؟
ما الا توی همین تاپیک چند تا مدرک داریم که میشه اونا رو ترجمه کرد ، فکر کنم ما زودتر از اینها به کمکشون احتیاج داشتیم.
اگه ممکنه همرا اونا تاپیک رو جلو ببریم.
فکر کنم تاپیک داره به جاهای خوبی می رسه ، میشه اسم ای جاهای خوب رو گذاشت موفقیت.
بااحترام
just in time
2009/8/12, 02:42 PM
2- شما در جلسهای هستید و یکی از همکارانتان به خاطر کاری که شما انجام دادهاید مورد تشویق و تقدیر قرار میگیرد. عکسالعمل شما چه خواهد بود؟
- فوراً و به طور علنی با همکارتان به خاطر آن که کار شما را صاحب شده است برخورد میکنید.
- بعد از جلسه، همکارتان را کنار میکشید و به او میگویید که ممنون میشوید اگر در آینده هنگامی که صحبت از کارهای شماست، او اعتبار و امتیاز کارتان را به خود شما بدهد.
- هیچ. شرمنده کردن همکاران جلوی دیگران، کار درستی نیست.
- پس از صحبتهای همکارتان، به طور علنی از او به خاطر اشاره به کار شما از او تشکر کرده و حضار را به طور مشروحتری در جریان کم و کیف کارتان قرار میدهید.
just in time
2009/8/12, 02:47 PM
باسلام
بچه ها سوال یه خورده پیچیده تر شد.
بچه ها اگه تجربه موضوع رو داشتین که هیچ.
ولی اگه نداشتین ، بهتر شبیه سازی کنید. پیامدهای هر 4 رفتارتون رو هم شبیه سازی کنید. ، یعنی اینکه اگه من بعد از جلسه بهش گفتم چی میشه. یعنی تا ته ماجرا برین نه اینکه توی نگاه اول گزینه رو انتخاب کنید.
کنکور یادتون هست.
بااحترام
yuhana
2009/8/12, 02:50 PM
2- شما در جلسهای هستید و یکی از همکارانتان به خاطر کاری که شما انجام دادهاید مورد تشویق و تقدیر قرار میگیرد. عکسالعمل شما چه خواهد بود؟
- فوراً و به طور علنی با همکارتان به خاطر آن که کار شما را صاحب شده است برخورد میکنید.
- بعد از جلسه، همکارتان را کنار میکشید و به او میگویید که ممنون میشوید اگر در آینده هنگامی که صحبت از کارهای شماست، او اعتبار و امتیاز کارتان را به خود شما بدهد.
- هیچ. شرمنده کردن همکاران جلوی دیگران، کار درستی نیست.
- پس از صحبتهای همکارتان، به طور علنی از او به خاطر اشاره به کار شما از او تشکر کرده و حضار را به طور مشروحتری در جریان کم و کیف کارتان قرار میدهید.
راستش این یکی خیلی سخت بود
من زدم گزینه 3
4هم بد نیست ولی اگه همه همون برداشت درست رو از کارت کنن نه اینکه بگن طرف نتونست دووم بیاره چیزی نگه!!
خوب من سابقه کار درشرکت رو نداشتم و نمیدونم چنین برخوردی رو چه جوری باید جواب داد:w05:
just in time
2009/8/12, 03:00 PM
راستش این یکی خیلی سخت بود
من زدم گزینه 3
4هم بد نیست ولی اگه همه همون برداشت درست رو از کارت کنن نه اینکه بگن طرف نتونست دووم بیاره چیزی نگه!!
خوب من سابقه کار درشرکت رو نداشتم و نمیدونم چنین برخوردی رو چه جوری باید جواب داد:w05:
باسلام
یوحنا به گزینه ت احترام می زارم
ولی یه سوال به نظرت کاره درستیه یه موضوعی که توی جمع مطرح شده رو یه گوشه حل کنی؟
یا اگه ازش رد بشی آیا واقعا اون شرمنده میشه؟
بااحترام
yuhana
2009/8/12, 10:34 PM
باسلام
یوحنا به گزینه ت احترام می زارم
ولی یه سوال به نظرت کاره درستیه یه موضوعی که توی جمع مطرح شده رو یه گوشه حل کنی؟
یا اگه ازش رد بشی آیا واقعا اون شرمنده میشه؟
بااحترام
وای چه سوالای سختی:cry:
خوب نمیدونم راستش ولی در مورد شرمنده شدن اون همکار نمیدونم شاید از گذشت من درس بگیره شاید هم بی جنبه باشه کارش رو تکرار کنه اون موقع است که دیگه نباید کوتاه اومد.
اگه توی جمعی مطرح بشه که هیچکدوم از همکارها به غیر از من و اون خبر نداشته باشن چه فایده داره حالا بیا ثابت کن:w05:(البته با مدارک میشه)
ولی اگه خبر داشته باشن اونوقته که اگه شروع کنن به اعتراض شاید منم ساکت نشینم.
نمیدونم اصلا اینایی که گفتم درست بود یا نه؟؟
راستش گیج شدم:w05:
کمک مهندس کمک:cry:
من می گم الف ,من اون کار رو می کنم مگر اینکه وضع بدتر شه .... بعد این گزینه هم می گم د ....
"hasta"
2009/8/12, 11:14 PM
باسلام
من به خاطر ناراحتی یوحنا ، فکر می کنم بیایم یه کارگاه راه بندازیم واسه بالا بردن هوش هیجانیمون ، پس اینجوری شروع می کنیم که تست ها رو می نویسیم و هر کس بنویسه ، چه پاسخی میده و چرا ، بحث می کنیم ، تا یکی متقاعد بشه، اصل بر اینه که هرکس راستش رو بنویسه.
1- شما در هواپیمایی نشستهاید که ناگهان هواپیما به دلیل بدی آب و هوا تکانهای شدیدی میخورد. شما در این حالت چکار میکنید؟
الف : به خواندن کتاب یا مجله و یا تماشای فیلم ادامه میدهید و سعی میکنید به وضعیت پیش آمده توجهی نکنید.
ب : به دقت مهماندارها را زیر نظر میگیرید، کارت شرایط اضطراری که در جلوی صندلی شماست را میخوانید و برای وضعیت اضطراری خود را آماده میکنید.
ج : کمی از هر دوی الف و ب
د : مطمئن نیستم. تا به حال فکرش را نکردهام.
بااحترام
من گزینه دو می زنم...:w20:
2- شما در جلسهای هستید و یکی از همکارانتان به خاطر کاری که شما انجام دادهاید مورد تشویق و تقدیر قرار میگیرد. عکسالعمل شما چه خواهد بود؟
- فوراً و به طور علنی با همکارتان به خاطر آن که کار شما را صاحب شده است برخورد میکنید.
- بعد از جلسه، همکارتان را کنار میکشید و به او میگویید که ممنون میشوید اگر در آینده هنگامی که صحبت از کارهای شماست، او اعتبار و امتیاز کارتان را به خود شما بدهد.
- هیچ. شرمنده کردن همکاران جلوی دیگران، کار درستی نیست.
- پس از صحبتهای همکارتان، به طور علنی از او به خاطر اشاره به کار شما از او تشکر کرده و حضار را به طور مشروحتری در جریان کم و کیف کارتان قرار میدهید.
بازم گزینه دو....:w20:
"hasta"
2009/8/12, 11:16 PM
من می گم الف ,من اون کار رو می کنم مگر اینکه وضع بدتر شه .... بعد این گزینه هم می گم د ....
جدا" برخورد سریع و علنی رو ترجیح می دین؟نمی دونم درستش چیه اما من در محیط کاری ترجیح می دم این کارو نکم...
"hasta"
2009/8/12, 11:20 PM
وای چه سوالای سختی:cry:
خوب نمیدونم راستش ولی در مورد شرمنده شدن اون همکار نمیدونم شاید از گذشت من درس بگیره شاید هم بی جنبه باشه کارش رو تکرار کنه اون موقع است که دیگه نباید کوتاه اومد.
اگه توی جمعی مطرح بشه که هیچکدوم از همکارها به غیر از من و اون خبر نداشته باشن چه فایده داره حالا بیا ثابت کن:w05:(البته با مدارک میشه)
ولی اگه خبر داشته باشن اونوقته که اگه شروع کنن به اعتراض شاید منم ساکت نشینم.
نمیدونم اصلا اینایی که گفتم درست بود یا نه؟؟
راستش گیج شدم:w05:
کمک مهندس کمک:cry:
پس فکر کنم بهتره گزینه ای رو انتخاب کنی که هم به اشتباهش پی ببره و هم جلوی بقیه ضایع نشه....(گزینه 2)
نمی دونما! شاید اشتباه می کنم:w20:
mohammad u3fi
2009/8/13, 01:05 PM
محمد جان
باسلام
چرا همین الان تیم ترجمه رو با ما هماهنگ نمی کنی؟
ما الا توی همین تاپیک چند تا مدرک داریم که میشه اونا رو ترجمه کرد ، فکر کنم ما زودتر از اینها به کمکشون احتیاج داشتیم.
اگه ممکنه همرا اونا تاپیک رو جلو ببریم.
فکر کنم تاپیک داره به جاهای خوبی می رسه ، میشه اسم ای جاهای خوب رو گذاشت موفقیت.
بااحترام
ممنون از پیشنهادتون
با توجه به اینکه گروه اموزش کارش رو به کندی پیش میبره من هم سعی میکنم طبق نظر شما و دوستان گروه ترجمه رو با گروه تحقیق هماهنگ تر کنم :gol:
فکر کنم اولین کار ترجمه مربوط به تست MSCEIT باشه
mohammad u3fi
2009/8/13, 01:12 PM
2- شما در جلسهای هستید و یکی از همکارانتان به خاطر کاری که شما انجام دادهاید مورد تشویق و تقدیر قرار میگیرد. عکسالعمل شما چه خواهد بود؟
- فوراً و به طور علنی با همکارتان به خاطر آن که کار شما را صاحب شده است برخورد میکنید.
- بعد از جلسه، همکارتان را کنار میکشید و به او میگویید که ممنون میشوید اگر در آینده هنگامی که صحبت از کارهای شماست، او اعتبار و امتیاز کارتان را به خود شما بدهد.
- هیچ. شرمنده کردن همکاران جلوی دیگران، کار درستی نیست.
- پس از صحبتهای همکارتان، به طور علنی از او به خاطر اشاره به کار شما از او تشکر کرده و حضار را به طور مشروحتری در جریان کم و کیف کارتان قرار میدهید.
خب این سوال و موقعیت خیلی به نظرم پیچیده نیست اما عکس العمل میتونه مبهم باشه!
من واقعا بارها همچین موقعیتی برام اتفاق افتاده ...
وقتی که در گروه خاصی من ایده ای رو با شخصی در میون گذاشتم و ایشون هم ایده منو در جمع مطرح کرده. در جمع دوستان، در گروه هایی که عضوشون بودم و ...
و واقعا عکس العمل هام متفاوت بوده. در اکثر اوقات خود ایده از مطرح شدنش برام مهمتر بوده و بعد از مطرح شدنش در ادامه حرف شخص نکات ریزی که مد نظرم بوده مطرح کردم گاهی اوقات هم سکوت کردم!
اما فکر میکنم این مساله به میزان اهمیت اون ایده یا کار انجام شده بستگی داشته باشه اما خودم گرینه آخر رو انتخاب کردم
s22a2ch
2009/8/15, 01:04 AM
اگه همکارم رو بشناسم گزینه 2 اما اگه این مورد قبلا" پیش اومده باشه و تذکر به خود شخص فایده نداشته باشه گزینه 4
2- شما در جلسهای هستید و یکی از همکارانتان به خاطر کاری که شما انجام دادهاید مورد تشویق و تقدیر قرار میگیرد. عکسالعمل شما چه خواهد بود؟
- فوراً و به طور علنی با همکارتان به خاطر آن که کار شما را صاحب شده است برخورد میکنید.
- بعد از جلسه، همکارتان را کنار میکشید و به او میگویید که ممنون میشوید اگر در آینده هنگامی که صحبت از کارهای شماست، او اعتبار و امتیاز کارتان را به خود شما بدهد.
- هیچ. شرمنده کردن همکاران جلوی دیگران، کار درستی نیست.
- پس از صحبتهای همکارتان، به طور علنی از او به خاطر اشاره به کار شما از او تشکر کرده و حضار را به طور مشروحتری در جریان کم و کیف کارتان قرار میدهید.
من بین گزینه ی 2و4 یکی را انتخاب میکردم یادم نیست کدومو زدم ولی با توجه به در نظر گرفتن اینکه شاید اگه بیرون جمع گفتن مشکل را برای همیشه حل نکنه گزینه ی 4 فکر کنم بهتر باشه البته نمیدونم میتونم گزینه ی 4را انجام بدم یا نه.
اقای یوسفی هم به نظرم درست میگن چون مسلما باید در نظر گرفته بشه که مطرح کردنه ایده مهم تره یا خودمون به نظرم ایشون باید کار درستی کرده باشن که بعضی مواقع سکوت کردن و بعضی مواقع حرفشونو زدن;)
just in time
2009/8/15, 09:47 AM
ممنون از پیشنهادتون
با توجه به اینکه گروه اموزش کارش رو به کندی پیش میبره من هم سعی میکنم طبق نظر شما و دوستان گروه ترجمه رو با گروه تحقیق هماهنگ تر کنم :gol:
فکر کنم اولین کار ترجمه مربوط به تست MSCEIT باشه
باسلام
ممنون فکر کنم طراوت تاپیک حفظ بشه
بااحترام
star_silver2050
2009/8/15, 11:08 AM
من گزینه 4 رو انتخاب کردم:w11:
just in time
2009/8/15, 01:48 PM
وای چه سوالای سختی:cry:
خوب نمیدونم راستش ولی در مورد شرمنده شدن اون همکار نمیدونم شاید از گذشت من درس بگیره شاید هم بی جنبه باشه کارش رو تکرار کنه اون موقع است که دیگه نباید کوتاه اومد.
اگه توی جمعی مطرح بشه که هیچکدوم از همکارها به غیر از من و اون خبر نداشته باشن چه فایده داره حالا بیا ثابت کن:w05:(البته با مدارک میشه)
ولی اگه خبر داشته باشن اونوقته که اگه شروع کنن به اعتراض شاید منم ساکت نشینم.
نمیدونم اصلا اینایی که گفتم درست بود یا نه؟؟
راستش گیج شدم:w05:
کمک مهندس کمک:cry:
باسلام
قراره بدون در نظر گرفتن استثنا يا بستن ذهنمون توي يه مورد خاص بحث كنيم ، يعني اينكه ، طرف مون كيه و يا ايده مون چقدر مهمه اصلا مهم نيست .
اينجا مي خوايم كنترل هيجان مون رو به دست بگيريم و كاري بكنيم كه درست ترين كاره.
با اين طرز تفكر گزينه 1 پس حذف ميشه.
در اين روش دو بعد بايد يادمون باشه اول مي خوايم عصباني نشيم ، چون ادم عصباني و يا ادمي كه با صداي بلند حرف مي زنه ، مطمئنا برنده نيست.
دوم كدوم رفتار تاثيره بيشتري داره ، كه توي اين سوال دو تا تاثير وجود داره اول تاثيره اوني كه داره حق مون رو مي خوره و دوم برداشت جمع در جلسه .
ميشه اين بحث رو ادامه داد.
بااحترام
star_silver2050
2009/8/15, 02:10 PM
2- شما در جلسهای هستید و یکی از همکارانتان به خاطر کاری که شما انجام دادهاید مورد تشویق و تقدیر قرار میگیرد. عکسالعمل شما چه خواهد بود؟
- فوراً و به طور علنی با همکارتان به خاطر آن که کار شما را صاحب شده است برخورد میکنید.
- بعد از جلسه، همکارتان را کنار میکشید و به او میگویید که ممنون میشوید اگر در آینده هنگامی که صحبت از کارهای شماست، او اعتبار و امتیاز کارتان را به خود شما بدهد.
- هیچ. شرمنده کردن همکاران جلوی دیگران، کار درستی نیست.
- پس از صحبتهای همکارتان، به طور علنی از او به خاطر اشاره به کار شما از او تشکر کرده و حضار را به طور مشروحتری در جریان کم و کیف کارتان قرار میدهید.
به نظرم گزینه 4 از همه بهتره چون اول همکارم که به خاطر کارمن که شایسته تشویق بودم کانون توجه میشه:wallbash: اما وقتی که من ازش به خاطر این که کار من اشاره کرده ودر واقع صحبت هاش به خاطرتشریح کار من بوده تشکر میکنم نه تنها تمام توجه جمع به کارهای من معطوف میشه :smoke:و همه عامل اصلی کار رو من میدونند بدون جنگ و خونریزی:w08: هم حقم رو از همکارم پس میگیرم:w11:
just in time
2009/8/16, 07:13 AM
3- شما در بخش پشتیبانی مشتریان کار میکنید و با یک مشتری بسیار عصبانی در پشت تلفن مواجه میشوید. چکار میکنید؟
1- ارتباط را قطع میکنید چون بد و بیراه شنیدن از دیگران برای شما فایدهای ندارد.
2- به حرفهای مشتری گوش میکنید و سعی میکنید با نشنیده گرفتن لحن بد، به مشکل اصلی او پی ببرید.
3- به مشتری توضیح میدهید که دارد بیانصافی میکند، زیرا شما فقط مشغول انجام وظیفه هستید و به او میگوئید ممنون میشوید اگر روش حرف زدنش را عوض کند.
4- به مشتری میگویید که شرایط او را درک میکنید و بهترین کار مشخصی را که میتوانید برای حل مشکلش انجام دهید، به او پیشنهاد میکنید.
just in time
2009/8/16, 07:17 AM
باسلام
بچه ها حتی المقدور به همه سوالات پاسخ بدید تا بتونیم یه آنالیز خوبی فقط در سطح همینایی که هستیم از هوش هیجانی مون بدست بیاریم.
جدول اکسل و آنالیزش با من
بااحترام
جدا" برخورد سریع و علنی رو ترجیح می دین؟نمی دونم درستش چیه اما من در محیط کاری ترجیح می دم این کارو نکم...
با سلام دوست عزیز...این پاسخ من در مورد سوال مربوط به هواپیما بوده ...ها....
من در مورد واکنش به همکار ترجیح می دم گزینه دوم رو انتخاب کنم معقولانه تره خب...!!!!ممنوووون
yuhana
2009/8/16, 11:16 AM
3- شما در بخش پشتیبانی مشتریان کار میکنید و با یک مشتری بسیار عصبانی در پشت تلفن مواجه میشوید. چکار میکنید؟
1- ارتباط را قطع میکنید چون بد و بیراه شنیدن از دیگران برای شما فایدهای ندارد.
2- به حرفهای مشتری گوش میکنید و سعی میکنید با نشنیده گرفتن لحن بد، به مشکل اصلی او پی ببرید.
3- به مشتری توضیح میدهید که دارد بیانصافی میکند، زیرا شما فقط مشغول انجام وظیفه هستید و به او میگوئید ممنون میشوید اگر روش حرف زدنش را عوض کند.
4- به مشتری میگویید که شرایط او را درک میکنید و بهترین کار مشخصی را که میتوانید برای حل مشکلش انجام دهید، به او پیشنهاد میکنید.
سلام
من گزینه 4 رو انتخاب کردم.
yuhana
2009/8/16, 11:20 AM
باسلام
بچه ها حتی المقدور به همه سوالات پاسخ بدید تا بتونیم یه آنالیز خوبی فقط در سطح همینایی که هستیم از هوش هیجانی مون بدست بیاریم.
جدول اکسل و آنالیزش با من
بااحترام
سلام
جناب مهندس اگه لطف کنین قبل سوال های جدید جواب سوال های قبل رو با استدلالش ذکر کنید ممنون میشم(بهصورت مجزا)
متشکرم
just in time
2009/8/16, 11:28 AM
سلام
من گزینه 4 رو انتخاب کردم.
يوحنا عزيز
باسلام
كاملا با نظرت موافقم
به نظرم هميشه حق با مشتريه < اين جمله اي كه ما فقط توي بيلبرد ها ازش استفاده مي كنيم يا تابلوي اعلانات ، به هر حال
چون نظره مشتريه ، ژس هر چه اون عصباني شد و با لحن بدتري حرف زد ، شما بايد اروم تر و محترم تر باشيد.
بااحترام
just in time
2009/8/16, 11:29 AM
سلام
جناب مهندس اگه لطف کنین قبل سوال های جدید جواب سوال های قبل رو با استدلالش ذکر کنید ممنون میشم(بهصورت مجزا)
متشکرم
باسلام
اگر سايت رو چك كرده باشي ، ديدي كه كليد سوالات رو نمي ده من فقط از نظرم مي تونم دفاع كنم و نمي دونم جواب سوال درسته يا غلط.
بااحترام
yuhana
2009/8/16, 11:34 AM
باسلام
اگر سايت رو چك كرده باشي ، ديدي كه كليد سوالات رو نمي ده من فقط از نظرم مي تونم دفاع كنم و نمي دونم جواب سوال درسته يا غلط.
بااحترام
من فکر کردم جواب ها رو دارید:redface:
به هر حال ممنون:gol:
"hasta"
2009/8/16, 04:45 PM
سلام دوستان!
منم از جنابjust in time می خوام به من بگه درست جواب دادم یا نه....:(
"hasta"
2009/8/16, 04:49 PM
3- شما در بخش پشتیبانی مشتریان کار میکنید و با یک مشتری بسیار عصبانی در پشت تلفن مواجه میشوید. چکار میکنید؟
1- ارتباط را قطع میکنید چون بد و بیراه شنیدن از دیگران برای شما فایدهای ندارد.
2- به حرفهای مشتری گوش میکنید و سعی میکنید با نشنیده گرفتن لحن بد، به مشکل اصلی او پی ببرید.
3- به مشتری توضیح میدهید که دارد بیانصافی میکند، زیرا شما فقط مشغول انجام وظیفه هستید و به او میگوئید ممنون میشوید اگر روش حرف زدنش را عوض کند.
4- به مشتری میگویید که شرایط او را درک میکنید و بهترین کار مشخصی را که میتوانید برای حل مشکلش انجام دهید، به او پیشنهاد میکنید.
گزینه 4!
منم می گم همیشه حق با مشتریه!:w11:
اتفاقا این تجربه رو هم داشتم!
star_silver2050
2009/8/16, 05:55 PM
3- شما در بخش پشتیبانی مشتریان کار میکنید و با یک مشتری بسیار عصبانی در پشت تلفن مواجه میشوید. چکار میکنید؟
1- ارتباط را قطع میکنید چون بد و بیراه شنیدن از دیگران برای شما فایدهای ندارد.
2- به حرفهای مشتری گوش میکنید و سعی میکنید با نشنیده گرفتن لحن بد، به مشکل اصلی او پی ببرید.
3- به مشتری توضیح میدهید که دارد بیانصافی میکند، زیرا شما فقط مشغول انجام وظیفه هستید و به او میگوئید ممنون میشوید اگر روش حرف زدنش را عوض کند.
4- به مشتری میگویید که شرایط او را درک میکنید و بهترین کار مشخصی را که میتوانید برای حل مشکلش انجام دهید، به او پیشنهاد میکنید.
گزینه 2
star_silver2050
2009/8/16, 06:01 PM
باسلام
اگر سايت رو چك كرده باشي ، ديدي كه كليد سوالات رو نمي ده من فقط از نظرم مي تونم دفاع كنم و نمي دونم جواب سوال درسته يا غلط.
بااحترام
با توجه به اینکه کلید سوال هارونداریم پس دوستان گزینه ای رو که انتخاب میکنند هم دلیل انتخابشونو یگن تا همگی با خواندن اون استدلال ها با توافق جمعی گزینه درست رو انتخاب کنیم:w11:
دلیل من برای رد گزینه 4 اینه که خیلی از مشتری ها وقتی میبینن که ما میگیم شرایطتتون رو درک میکنیم فکر میکنند میخوایم دست به سرشون کنیم ببخشید ها (خرشون)کنیم
و ممکنه بیشتر از کوره در برن
اما گزینه 2
وقتی ما به مشکل اصلی اون ها گوش کنیم و از کوره در نریم خودش نشان دهنده ی اینه که می خوایم کمکشون کنیم
just in time
2009/8/17, 07:19 AM
باسلام
می دونید بچه ها مشتری باید به این نتیجه برسه که هیچ بهونه ای نداره.
واسه این کار ادب خیلی مهمه ، آرامش ، و اینکه اگه اشتباهی کردی مسولیت ش رو بپذیری.
بااحترام
just in time
2009/8/17, 07:58 AM
سلام دوستان!
منم از جنابjust in time می خوام به من بگه درست جواب دادم یا نه....:(
باسلام
من نفهميدم بايد چيكار كنم؟
ما هستا جان اصلا دنبال جواب درست نيستيم.
در اصل مي خوايم به هم كمك كنيم تا بشه با بحث ، هوش هيجانيمون رو بالا ببريم ، حالا اينكه كدوم جواب درسته خيلي مهم نيست.
ولي بحث راجع بهش خيلي مهمه.
بااحترام
just in time
2009/8/17, 08:00 AM
4- شما دانشجویی هستید که امیدوار بود در درسی که برای آینده شغلیاش بسیار مهم است نمره «الف» بگیرد. ولی متوجه میشوید که در امتحان میان ترم نمره «ج» گرفتهاید. چکار میکنید؟
1- برنامه درسی مشخصی را برای بهبود نمرهتان طراحی میکنید و آن را به دقت اجرا میکنید.
2- به این نتیجه میرسید که شما به درد آن شغل نمیخورید.
3- به خودتان میگویید نمرهای که در این درس گرفتهاید مهم نیست و به جای آن، تمرکزتان را بر روی درسهای دیگری که نمرههای بهتری در آنها گرفتهاید متمرکز میکنید.
4- به ملاقات استادتان میروید و سعی می کنید با توضیح دادن شرایطتان او را وادار کنید که نمره بهتری به شما بدهد.
mohammad u3fi
2009/8/17, 08:48 AM
3- شما در بخش پشتیبانی مشتریان کار میکنید و با یک مشتری بسیار عصبانی در پشت تلفن مواجه میشوید. چکار میکنید؟
1- ارتباط را قطع میکنید چون بد و بیراه شنیدن از دیگران برای شما فایدهای ندارد.
2- به حرفهای مشتری گوش میکنید و سعی میکنید با نشنیده گرفتن لحن بد، به مشکل اصلی او پی ببرید.
3- به مشتری توضیح میدهید که دارد بیانصافی میکند، زیرا شما فقط مشغول انجام وظیفه هستید و به او میگوئید ممنون میشوید اگر روش حرف زدنش را عوض کند.
4- به مشتری میگویید که شرایط او را درک میکنید و بهترین کار مشخصی را که میتوانید برای حل مشکلش انجام دهید، به او پیشنهاد میکنید.
گزینه 4
البته اگه ریا نشه :w05:
mohammad u3fi
2009/8/17, 09:12 AM
4- شما دانشجویی هستید که امیدوار بود در درسی که برای آینده شغلیاش بسیار مهم است نمره «الف» بگیرد. ولی متوجه میشوید که در امتحان میان ترم نمره «ج» گرفتهاید. چکار میکنید؟
1- برنامه درسی مشخصی را برای بهبود نمرهتان طراحی میکنید و آن را به دقت اجرا میکنید.
2- به این نتیجه میرسید که شما به درد آن شغل نمیخورید.
3- به خودتان میگویید نمرهای که در این درس گرفتهاید مهم نیست و به جای آن، تمرکزتان را بر روی درسهای دیگری که نمرههای بهتری در آنها گرفتهاید متمرکز میکنید.
4- به ملاقات استادتان میروید و سعی می کنید با توضیح دادن شرایطتان او را وادار کنید که نمره بهتری به شما بدهد.
برای آینده شغلیم خیلی مهمه؟
پس من باید نوشته ام رو ادیت کنم!
فکر کنم گزینه 4
البته گزینه 1 رو در کنارش اجرا میکنم ولی 4
s22a2ch
2009/8/17, 09:26 AM
4- شما دانشجویی هستید که امیدوار بود در درسی که برای آینده شغلیاش بسیار مهم است نمره «الف» بگیرد. ولی متوجه میشوید که در امتحان میان ترم نمره «ج» گرفتهاید. چکار میکنید؟
1- برنامه درسی مشخصی را برای بهبود نمرهتان طراحی میکنید و آن را به دقت اجرا میکنید.
2- به این نتیجه میرسید که شما به درد آن شغل نمیخورید.
3- به خودتان میگویید نمرهای که در این درس گرفتهاید مهم نیست و به جای آن، تمرکزتان را بر روی درسهای دیگری که نمرههای بهتری در آنها گرفتهاید متمرکز میکنید.
4- به ملاقات استادتان میروید و سعی می کنید با توضیح دادن شرایطتان او را وادار کنید که نمره بهتری به شما بدهد.
چون این درس برا اینده شغلیم مهمه گزینه 1:)
star_silver2050
2009/8/17, 11:46 AM
4- شما دانشجویی هستید که امیدوار بود در درسی که برای آینده شغلیاش بسیار مهم است نمره «الف» بگیرد. ولی متوجه میشوید که در امتحان میان ترم نمره «ج» گرفتهاید. چکار میکنید؟
1- برنامه درسی مشخصی را برای بهبود نمرهتان طراحی میکنید و آن را به دقت اجرا میکنید.
2- به این نتیجه میرسید که شما به درد آن شغل نمیخورید.
3- به خودتان میگویید نمرهای که در این درس گرفتهاید مهم نیست و به جای آن، تمرکزتان را بر روی درسهای دیگری که نمرههای بهتری در آنها گرفتهاید متمرکز میکنید.
4- به ملاقات استادتان میروید و سعی می کنید با توضیح دادن شرایطتان او را وادار کنید که نمره بهتری به شما بدهد.
بستگی داره اگه واقعا طوری برنامه ریزی کرده بودم که نمره اول رو بگیرم و تلاش خودمو کرده بودم و مطمئن بودم نمره الف رو میگیرم
گزینه 4
اما اگه وجدانا و خداوکیلی تلاش نکرده بودم گزینه 1
ولی توتست گزینه 4 رو زدم
just in time
2009/8/17, 01:19 PM
بستگی داره اگه واقعا طوری برنامه ریزی کرده بودم که نمره اول رو بگیرم و تلاش خودمو کرده بودم و مطمئن بودم نمره الف رو میگیرم
گزینه 4
اما اگه وجدانا و خداوکیلی تلاش نکرده بودم گزینه 1
ولی توتست گزینه 4 رو زدم
باسلام
چه شرايطي رو بايد توضيح بديم؟
چي بايد بگيم؟
چه ثمري داره؟
بااحترام
star_silver2050
2009/8/17, 02:21 PM
باسلام
چه شرايطي رو بايد توضيح بديم؟
چي بايد بگيم؟
چه ثمري داره؟
بااحترام
ممکنه سوال ها غیر استاندارد بوده
جوابی که من مد نظرم هست و درست هم بوده استاد رو قانع نکرده و توضیح بیشتر و مجاب کردن استاد
نحوه ی برگزاری
زیر سوال بردن عدالت استاد
شرایط روحی سر جلسه
3- شما در بخش پشتیبانی مشتریان کار میکنید و با یک مشتری بسیار عصبانی در پشت تلفن مواجه میشوید. چکار میکنید؟
1- ارتباط را قطع میکنید چون بد و بیراه شنیدن از دیگران برای شما فایدهای ندارد.
2- به حرفهای مشتری گوش میکنید و سعی میکنید با نشنیده گرفتن لحن بد، به مشکل اصلی او پی ببرید.
3- به مشتری توضیح میدهید که دارد بیانصافی میکند، زیرا شما فقط مشغول انجام وظیفه هستید و به او میگوئید ممنون میشوید اگر روش حرف زدنش را عوض کند.
4- به مشتری میگویید که شرایط او را درک میکنید و بهترین کار مشخصی را که میتوانید برای حل مشکلش انجام دهید، به او پیشنهاد میکنید.
من گزینه ی 4 را انتخاب کردم چون اگه خودم هم جای مشتری بودم همین انتظار را داشتم اصلا واسه همین اونجام دیگه!;)
4- شما دانشجویی هستید که امیدوار بود در درسی که برای آینده شغلیاش بسیار مهم است نمره «الف» بگیرد. ولی متوجه میشوید که در امتحان میان ترم نمره «ج» گرفتهاید. چکار میکنید؟
1- برنامه درسی مشخصی را برای بهبود نمرهتان طراحی میکنید و آن را به دقت اجرا میکنید.
2- به این نتیجه میرسید که شما به درد آن شغل نمیخورید.
3- به خودتان میگویید نمرهای که در این درس گرفتهاید مهم نیست و به جای آن، تمرکزتان را بر روی درسهای دیگری که نمرههای بهتری در آنها گرفتهاید متمرکز میکنید.
4- به ملاقات استادتان میروید و سعی می کنید با توضیح دادن شرایطتان او را وادار کنید که نمره بهتری به شما بدهد.
1 باید بهترین گزینه باشه من هیچکدوم از این کارا را انجام ندادم:(ولی گزینه ی 3را انتخاب کردم البته اون درس استاتیک بود !!!راستشو بخواین هنوز در مورد یه درس مهم تجربه نکردم
ولی اگه خدایی نکرده میان ترم را خوب ندادم روی گزینه 1 تمرکز میکنم:)
yuhana
2009/8/17, 04:39 PM
4- شما دانشجویی هستید که امیدوار بود در درسی که برای آینده شغلیاش بسیار مهم است نمره «الف» بگیرد. ولی متوجه میشوید که در امتحان میان ترم نمره «ج» گرفتهاید. چکار میکنید؟
1- برنامه درسی مشخصی را برای بهبود نمرهتان طراحی میکنید و آن را به دقت اجرا میکنید.
2- به این نتیجه میرسید که شما به درد آن شغل نمیخورید.
3- به خودتان میگویید نمرهای که در این درس گرفتهاید مهم نیست و به جای آن، تمرکزتان را بر روی درسهای دیگری که نمرههای بهتری در آنها گرفتهاید متمرکز میکنید.
4- به ملاقات استادتان میروید و سعی می کنید با توضیح دادن شرایطتان او را وادار کنید که نمره بهتری به شما بدهد.
با سلام
گزینه 1 جواب منه.
ولی این ترم برای من این اتفاق افتاد و من یک درس رو افتادم حالا 2 ماهه دارم التماس استاد میکنم نمره منو بده اونم قول داده که قبولم کنه.
البته درسش نیمه تخصصیه خیلی بدرد بخور نیست:D
ولی درسی اگه برا آینده مفید باشه حتما برنامه ریزی میکنم و بکوب میخونم;)
"hasta"
2009/8/17, 10:58 PM
4- شما دانشجویی هستید که امیدوار بود در درسی که برای آینده شغلیاش بسیار مهم است نمره «الف» بگیرد. ولی متوجه میشوید که در امتحان میان ترم نمره «ج» گرفتهاید. چکار میکنید؟
1- برنامه درسی مشخصی را برای بهبود نمرهتان طراحی میکنید و آن را به دقت اجرا میکنید.
2- به این نتیجه میرسید که شما به درد آن شغل نمیخورید.
3- به خودتان میگویید نمرهای که در این درس گرفتهاید مهم نیست و به جای آن، تمرکزتان را بر روی درسهای دیگری که نمرههای بهتری در آنها گرفتهاید متمرکز میکنید.
4- به ملاقات استادتان میروید و سعی می کنید با توضیح دادن شرایطتان او را وادار کنید که نمره بهتری به شما بدهد.
من همیشه گزینه 4 رو انتخاب می کنم!
جالبه نه؟ من سعی می کنم استادمو راضی کنم که نمره بهتری بهم بده و البته موفق هم بودم تا حالا!:victory:
s22a2ch
2009/8/18, 10:09 AM
من همیشه گزینه 4 رو انتخاب می کنم!
جالبه نه؟ من سعی می کنم استادمو راضی کنم که نمره بهتری بهم بده و البته موفق هم بودم تا حالا!:victory:
hastaجون کارت جالبه اما همه استادا که راضی نمیشن
به ما هم یاد بده ;)
mahtabi
2009/8/18, 12:07 PM
2- شما در جلسهای هستید و یکی از همکارانتان به خاطر کاری که شما انجام دادهاید مورد تشویق و تقدیر قرار میگیرد. عکسالعمل شما چه خواهد بود؟
- فوراً و به طور علنی با همکارتان به خاطر آن که کار شما را صاحب شده است برخورد میکنید.
- بعد از جلسه، همکارتان را کنار میکشید و به او میگویید که ممنون میشوید اگر در آینده هنگامی که صحبت از کارهای شماست، او اعتبار و امتیاز کارتان را به خود شما بدهد.
- هیچ. شرمنده کردن همکاران جلوی دیگران، کار درستی نیست.
- پس از صحبتهای همکارتان، به طور علنی از او به خاطر اشاره به کار شما از او تشکر کرده و حضار را به طور مشروحتری در جریان کم و کیف کارتان قرار میدهید.
گزینه 2 رو میزنم
3- شما در بخش پشتیبانی مشتریان کار میکنید و با یک مشتری بسیار عصبانی در پشت تلفن مواجه میشوید. چکار میکنید؟
1- ارتباط را قطع میکنید چون بد و بیراه شنیدن از دیگران برای شما فایدهای ندارد.
2- به حرفهای مشتری گوش میکنید و سعی میکنید با نشنیده گرفتن لحن بد، به مشکل اصلی او پی ببرید.
3- به مشتری توضیح میدهید که دارد بیانصافی میکند، زیرا شما فقط مشغول انجام وظیفه هستید و به او میگوئید ممنون میشوید اگر روش حرف زدنش را عوض کند.
4- به مشتری میگویید که شرایط او را درک میکنید و بهترین کار مشخصی را که میتوانید برای حل مشکلش انجام دهید، به او پیشنهاد میکنید.
گزینه 4 رو میزنم
4- شما دانشجویی هستید که امیدوار بود در درسی که برای آینده شغلیاش بسیار مهم است نمره «الف» بگیرد. ولی متوجه میشوید که در امتحان میان ترم نمره «ج» گرفتهاید. چکار میکنید؟
1- برنامه درسی مشخصی را برای بهبود نمرهتان طراحی میکنید و آن را به دقت اجرا میکنید.
2- به این نتیجه میرسید که شما به درد آن شغل نمیخورید.
3- به خودتان میگویید نمرهای که در این درس گرفتهاید مهم نیست و به جای آن، تمرکزتان را بر روی درسهای دیگری که نمرههای بهتری در آنها گرفتهاید متمرکز میکنید.
4- به ملاقات استادتان میروید و سعی می کنید با توضیح دادن شرایطتان او را وادار کنید که نمره بهتری به شما بدهد.
گزینه1 رو میزنم
ببخشید دیر شد.توضیحات هم لازمه؟اخه من هر کدوم از این جواب هارو طبق منطق خودم زدم و فکر نکنم منطق من لزوما با منطق کسی دیگه جور دراد.
در هر حال اگر لازمه بگین تا بگم.:smile:
m.ali.m
2009/8/18, 12:33 PM
سلام.
ببخشید یه مدت نبودم.
امیدوارم بتونم جبران کنم.;)
4- شما دانشجویی هستید که امیدوار بود در درسی که برای آینده شغلیاش بسیار مهم است نمره «الف» بگیرد. ولی متوجه میشوید که در امتحان میان ترم نمره «ج» گرفتهاید. چکار میکنید؟
1- برنامه درسی مشخصی را برای بهبود نمرهتان طراحی میکنید و آن را به دقت اجرا میکنید.
2- به این نتیجه میرسید که شما به درد آن شغل نمیخورید.
3- به خودتان میگویید نمرهای که در این درس گرفتهاید مهم نیست و به جای آن، تمرکزتان را بر روی درسهای دیگری که نمرههای بهتری در آنها گرفتهاید متمرکز میکنید.
4- به ملاقات استادتان میروید و سعی می کنید با توضیح دادن شرایطتان او را وادار کنید که نمره بهتری به شما بدهد.
من گزینه 1 رو انتخاب کردم.
3- شما در بخش پشتیبانی مشتریان کار میکنید و با یک مشتری بسیار عصبانی در پشت تلفن مواجه میشوید. چکار میکنید؟
1- ارتباط را قطع میکنید چون بد و بیراه شنیدن از دیگران برای شما فایدهای ندارد.
2- به حرفهای مشتری گوش میکنید و سعی میکنید با نشنیده گرفتن لحن بد، به مشکل اصلی او پی ببرید.
3- به مشتری توضیح میدهید که دارد بیانصافی میکند، زیرا شما فقط مشغول انجام وظیفه هستید و به او میگوئید ممنون میشوید اگر روش حرف زدنش را عوض کند.
4- به مشتری میگویید که شرایط او را درک میکنید و بهترین کار مشخصی را که میتوانید برای حل مشکلش انجام دهید، به او پیشنهاد میکنید.
من در این شرایط گزینه 4 رو انتخاب میکنم. چون به نظر من، تنها زمانی میشه یه آدم عصبانی رو آروم کرد که بهش بگی میفهمم چی میگی.حالا بیا با هم یه راه حل منطقی برای مشکلت ارائه بدیم.
2- شما در جلسهای هستید و یکی از همکارانتان به خاطر کاری که شما انجام دادهاید مورد تشویق و تقدیر قرار میگیرد. عکسالعمل شما چه خواهد بود؟
- فوراً و به طور علنی با همکارتان به خاطر آن که کار شما را صاحب شده است برخورد میکنید.
- بعد از جلسه، همکارتان را کنار میکشید و به او میگویید که ممنون میشوید اگر در آینده هنگامی که صحبت از کارهای شماست، او اعتبار و امتیاز کارتان را به خود شما بدهد.
- هیچ. شرمنده کردن همکاران جلوی دیگران، کار درستی نیست.
- پس از صحبتهای همکارتان، به طور علنی از او به خاطر اشاره به کار شما از او تشکر کرده و حضار را به طور مشروحتری در جریان کم و کیف کارتان قرار میدهید.
من گزینه 3 رو انتخاب کردم.
به نظر من برای انجام گزینه ی 4 لزومی نداره که علنا" بگیم این طرح و فکر برای ما بوده.فقط کافیه یه سری اطلاعات ریز و جزئی که مطمئنا" اون همکارتون فراموش کرده بگه رو برای جمع بگید و بیشتر در مورد طرح شفاف سازی کنید. در این موقع، این سوال برای همه پیش میاد که چطور انقدر اطلاعات شما کامل و همه جانبه ست؟در اینجور مواقع احتمالش زیاده که کسی بپرسه: مگه این فکر برای شما بوده؟
پس با کمی تغییرات در گزینه 4،میشه اونو هم انتخاب کرد.
1- شما در هواپیمایی نشستهاید که ناگهان هواپیما به دلیل بدی آب و هوا تکانهای شدیدی میخورد. شما در این حالت چکار میکنید؟
الف : به خواندن کتاب یا مجله و یا تماشای فیلم ادامه میدهید و سعی میکنید به وضعیت پیش آمده توجهی نکنید.
ب : به دقت مهماندارها را زیر نظر میگیرید، کارت شرایط اضطراری که در جلوی صندلی شماست را میخوانید و برای وضعیت اضطراری خود را آماده میکنید.
ج : کمی از هر دوی الف و ب
د : مطمئن نیستم. تا به حال فکرش را نکردهام.
بااحترام
من گزینه 2 رو انتخاب کردم. چون در اون شرایط حس میکنم که مهماندار تجربه و اطلاعات بیشتری داره.پس ترجیح میدم به حرفش گوش بدم.
شرمنده که ترتیب سوالا برعکسه!:redface:
از آخر جواب دادم!!!:D
"hasta"
2009/8/18, 06:33 PM
hastaجون کارت جالبه اما همه استادا که راضی نمیشن
به ما هم یاد بده ;)
نه عزیزم کار خوبی نیست که!:biggrin:
باید فن مذاکره بلد باشی!:w11:
just in time
2009/8/20, 07:31 AM
باسلام
من نبودم ، ماموریت بودم و اینترنت هم تا همین لحظه نداشتم.
ولی از نبودنم خیلی خوشحالم چون دیدم ، کاملا گروه کار کرده ، و اصلا نبودن هیچکس تاثیری رو فعالیت نداره.
پس نتیجه اخلاقی اینکه هر کس خودش رو مسوول این تاپیک می دونه.
به شدت خوشحالم
بااحترام
just in time
2009/8/20, 07:41 AM
گزینه 2 رو میزنم
گزینه 4 رو میزنم
گزینه1 رو میزنم
ببخشید دیر شد.توضیحات هم لازمه؟اخه من هر کدوم از این جواب هارو طبق منطق خودم زدم و فکر نکنم منطق من لزوما با منطق کسی دیگه جور دراد.
در هر حال اگر لازمه بگین تا بگم.:smile:
باسلام
خوب بود توضیح می دادید.
چون با توضیح بچه ها بحث شروع میشه اگه همه مستقیم گزینه ها رو بزنن ، نباید اتفاق خاصی بیوفته.
بااحترام
just in time
2009/8/20, 08:05 AM
نه عزیزم کار خوبی نیست که!:biggrin:
باید فن مذاکره بلد باشی!:w11:
باسلام
می خوام خواهش کنم بعد از اینکه بحث هوش هیجانی رو بستیم ، شما بحث فن مذاکره رو شروع کنید ، تا ما هم بهره ببریم.
بااحترام
mahtabi
2009/8/20, 11:23 AM
نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله just in time http://www.iran-eng.com/images/buttons/viewpost.gif (http://www.iran-eng.com/showthread.php?p=1044355#post1044355)
2- شما در جلسهای هستید و یکی از همکارانتان به خاطر کاری که شما انجام دادهاید مورد تشویق و تقدیر قرار میگیرد. عکسالعمل شما چه خواهد بود؟
- فوراً و به طور علنی با همکارتان به خاطر آن که کار شما را صاحب شده است برخورد میکنید.
- بعد از جلسه، همکارتان را کنار میکشید و به او میگویید که ممنون میشوید اگر در آینده هنگامی که صحبت از کارهای شماست، او اعتبار و امتیاز کارتان را به خود شما بدهد.
- هیچ. شرمنده کردن همکاران جلوی دیگران، کار درستی نیست.
- پس از صحبتهای همکارتان، به طور علنی از او به خاطر اشاره به کار شما از او تشکر کرده و حضار را به طور مشروحتری در جریان کم و کیف کارتان قرار میدهید.
گزینه 2 رو میزنم
خوب من اصولا تمایلی ندارم دیگران رو برنجونم.در این مورد هم چون کاری هست،ترجیح میدم به اون شخص خصوصی بگم تا جلوی جمع که هم به ایشون تذکر داده باشم و هم اینکه شخصتش خورد نشه.
نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله just in time http://www.iran-eng.com/images/buttons/viewpost.gif (http://www.iran-eng.com/showthread.php?p=1054084#post1054084)
3- شما در بخش پشتیبانی مشتریان کار میکنید و با یک مشتری بسیار عصبانی در پشت تلفن مواجه میشوید. چکار میکنید؟
1- ارتباط را قطع میکنید چون بد و بیراه شنیدن از دیگران برای شما فایدهای ندارد.
2- به حرفهای مشتری گوش میکنید و سعی میکنید با نشنیده گرفتن لحن بد، به مشکل اصلی او پی ببرید.
3- به مشتری توضیح میدهید که دارد بیانصافی میکند، زیرا شما فقط مشغول انجام وظیفه هستید و به او میگوئید ممنون میشوید اگر روش حرف زدنش را عوض کند.
4- به مشتری میگویید که شرایط او را درک میکنید و بهترین کار مشخصی را که میتوانید برای حل مشکلش انجام دهید، به او پیشنهاد میکنید.
گزینه 4 رو میزنم
خوب از نظر من این گزینه دقیقا کاریه که من خودم خیلی وقتا از مسئولین ذیربط میخواستم .
بهترین کار برای روابط عمومی از دید من این هست که با فردی که شاکی هست همدردی بشه تا هم اون آروم شه و هم اینکه شما خودت بتونی راحت فکرت رو به کار ببری.با یه جو متشنج نمیشه هیچ کاری رو انجام داد.
نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله just in time http://www.iran-eng.com/images/buttons/viewpost.gif (http://www.iran-eng.com/showthread.php?p=1057113#post1057113)
4- شما دانشجویی هستید که امیدوار بود در درسی که برای آینده شغلیاش بسیار مهم است نمره «الف» بگیرد. ولی متوجه میشوید که در امتحان میان ترم نمره «ج» گرفتهاید. چکار میکنید؟
1- برنامه درسی مشخصی را برای بهبود نمرهتان طراحی میکنید و آن را به دقت اجرا میکنید.
2- به این نتیجه میرسید که شما به درد آن شغل نمیخورید.
3- به خودتان میگویید نمرهای که در این درس گرفتهاید مهم نیست و به جای آن، تمرکزتان را بر روی درسهای دیگری که نمرههای بهتری در آنها گرفتهاید متمرکز میکنید.
4- به ملاقات استادتان میروید و سعی می کنید با توضیح دادن شرایطتان او را وادار کنید که نمره بهتری به شما بدهد.
گزینه1 رو میزنم
خوب اصولا آدمی نیستم که که از درسی که کم بردم نا امید شم.چچ.ن هیچ وقت به سیستم نمره دهی معتقد نبودم.مهم اون نمره نیست که حالا بخوام مثل گزینه 2 از کار آیندم دلسرد شم چون از دیدم این نمره بیان کننده توان علمیه من نیست.
همین طورم فکر نمی کنم با خالی کردن عرصه توی اون درس کار خوبی رو کرده باشم.چی می گن یه جوری عذاب وجدان می گیرم.
در مورد آخریم هیچ وقت این کار رو نکردم چوندر بدترین شرایطم هم نمره نرمالی بردم که با توجه به شرایطم برای خودم قانع کننده بوده و بیشتر از اون رو نخواستم با التماس بگیرم.
اینم بخاطر روی گل جناب مدیر بازنشسته تالارمون:gol:
star_silver2050
2009/8/21, 05:17 PM
من نظرم اینه همه به سوال ها پاسخمون رو بنویسیم و دلیلمون هم بگیم
که سریع تر کارمون پیش بره
star_silver2050
2009/8/21, 05:27 PM
5- شما مدیر سازمانی هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی میشنوید که کسی دارد یک جوک درباره یکی از قومیتها می گوید. چکار میکنید؟
1-نادیده میگیرید. بهترین روش برای مقابله با این چیزها عکسالعمل نشان ندادن است.
2-آن فرد را به اتاقتان احضار میکنید و به او توضیح میدهید که رفتارش نامناسب است و در صورت تکرار مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
3-همانجا با صدای بلند به او میگویید که گفتن چنین جوکهایی نامناسب است و در سازمان شما تحمل نخواهد شد.
4-آن فرد را به یک دوره آموزشی مرتبط میفرستید.
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
7- شما سعی دارید دوستتان را که به خاطر این که راننده یک ماشین به طور خطرناکی جلوی او پیچیده سخت عصبانی و آشفته است آرام کنید. چکار میکنید؟
1-به او می گویید آن حادثه را فراموش کند. خوشحال باشد که اکنون سالم است و این موضوع مهمی نیست.
2-یکی از نوارهای موسیقی مورد علاقه او را میگذارید و سعی میکنید حواس او را پرت کنید.
3-با او در بد و بیراه گفتن به آن راننده همصدا میشوید.
4-به او میگویید در گذشته چنین اتفاقی برای خود شما هم افتاده و چقدر از این بابت عصبانی شده بودید تا آن که متوجه شدید تعجیل آن راننده برای رسیدن به بیمارستان بوده است.
8- بحث بین شما و شریکتان بالا گرفته و هر دو صدای خود را بلند کردهاید و هر دو از فرط ناراحتی، شروع به تهمتزنیهایی به هم میکنید که خودتان هم واقعاً به آنها اعتقاد ندارید. بهترین کاری که میشود کرد چیست؟
1-موافقت برای 20 دقیقه استراحت قبل از ادامه بحث.
2-صرفنظر از این که شریکتان چه میگوید، شما سکوت کنید.
3-به او می گویید به خاطر رفتارتان متأسفید و از او هم میخواهید که معذرت خواهی کند.
4-چند لحظه تأمل کنید، افکارتان را جمع کنید و سپس ادعایتان را با دقت هر چه تمامتر، دوباره ابراز کنید.
9- به شما مدیریت تیمی که قادر به یافتن راهحلی خلاقانه برای یک مشکل کاری نبوده است، سپرده شده است. نخستین کاری که انجام میدهید چیست؟
1-یک برنامه کاری تنظیم میکنید، جلسهای میگذارید و مدت زمان خاصی برای بحث درباره هر موضوع اختصاص میدهید.
2-جلسهای در خارج از محیط کار ترتیب میدهید، بیشتر به این منظور که افراد تیم را تشویق کنید که همدیگر را بهتر بشناسند.
3-با افراد تیم تک به تک جلسه میگذارید و نظر و ایده آنها را درباره چگونگی حل مساله جویا میشوید.
4-یک جلسه یورش فکری ( brainstorming ) میگذارید و افراد تیم را تشویق میکنید که هر چه به ذهنشان میآید را صرفنظر از این که چقدر بیربط باشد، بازگو کنند.
10- شما اخیراً در سازمانتان فرد جوانی را به عنوان مدیر منصوب کردهاید و متوجه شدهاید که او بدون راهنمایی و مشاوره شما حتی قادر به سادهترین تصمیمگیریها هم نیست، چه می کنید؟
1-قبول میکنید که او آنچه را برای موفقیت در محیط کاری مورد نیاز است ندارد و دنبال یافتن کس دیگری برای جایگزینی او می گردید.
2-از مدیریت منابع انسانی سازمانتان میخواهید که با او صحبت کند و ببیند او مایل است در کدام بخش سازمان به فعالیتش ادامه دهد.
3-عمداً موارد پیچیده زیادی را که نیاز به تصمیمگیری داشته باشند به او محوّل میکنید تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.
4-یک سری شرایط چالش برانگیز ولی قابل مدیریت را برایش فراهم میکنید و خود را برای مشاوره و راهنمایی در دسترس او قرار میدهید.
star_silver2050
2009/8/21, 05:30 PM
5
شما مدیر سازمانی هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی میشنوید که کسی دارد یک جوک درباره یکی از قومیتها می گوید. چکار میکنید؟
1-
نادیده میگیرید. بهترین روش برای مقابله با این چیزها عکسالعمل نشان ندادن است.
2-آن فرد را به اتاقتان احضار میکنید و به او توضیح میدهید که رفتارش نامناسب است و در صورت تکرار مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
3-همانجا با صدای بلند به او میگویید که گفتن چنین جوکهایی نامناسب است و در سازمان شما تحمل نخواهد شد.
4-آن فرد را به یک دوره آموزشی مرتبط میفرستید
just in time
2009/8/22, 08:17 AM
5
شما مدیر سازمانی هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی میشنوید که کسی دارد یک جوک درباره یکی از قومیتها می گوید. چکار میکنید؟
1-
نادیده میگیرید. بهترین روش برای مقابله با این چیزها عکسالعمل نشان ندادن است.
2-آن فرد را به اتاقتان احضار میکنید و به او توضیح میدهید که رفتارش نامناسب است و در صورت تکرار مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
3-همانجا با صدای بلند به او میگویید که گفتن چنین جوکهایی نامناسب است و در سازمان شما تحمل نخواهد شد.
4-آن فرد را به یک دوره آموزشی مرتبط میفرستید
باسلام
من گزينه دوم رو انتخاب مي كنم.
بچه ها هميشه بين تبليغ و ريا يه فاصله باريكي وجود داره.
اين خيلي مهمه.
در نتيجه گزينه دوم رو جوري انتخاب مي كنم كه هم اون فرد رو به طور خصوصي خواسته باشم.
و هم همه بفهمن كه مي خوام جلوي يه جريان رو بگيرم.
بااحترام
باسلام
من گزينه دوم رو انتخاب مي كنم.
بچه ها هميشه بين تبليغ و ريا يه فاصله باريكي وجود داره.
اين خيلي مهمه.
در نتيجه گزينه دوم رو جوري انتخاب مي كنم كه هم اون فرد رو به طور خصوصي خواسته باشم.
و هم همه بفهمن كه مي خوام جلوي يه جريان رو بگيرم.
بااحترام
من هم معتقدم به گزینه دو....دقیقا به همین دلیلی که دوست عزیز گفته .....:thumbsup:
mohammad u3fi
2009/8/22, 11:55 AM
5
شما مدیر سازمانی هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی میشنوید که کسی دارد یک جوک درباره یکی از قومیتها می گوید. چکار میکنید؟
1- نادیده میگیرید. بهترین روش برای مقابله با این چیزها عکسالعمل نشان ندادن است.
2-آن فرد را به اتاقتان احضار میکنید و به او توضیح میدهید که رفتارش نامناسب است و در صورت تکرار مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
3-همانجا با صدای بلند به او میگویید که گفتن چنین جوکهایی نامناسب است و در سازمان شما تحمل نخواهد شد.
4-آن فرد را به یک دوره آموزشی مرتبط میفرستید
با احترام به نظر دوستان ولی گزینه من 4 هست
دلیلش هم اینه که ترجیح میدم کارکنانم رو موقع تشویق احضار کنم نه تنبیه
(حتی الامکان از این امر اجتناب میکنم)
امور فرهنگی کارکنان و ارتقای سطح اونا رو به تیم فرهنگی سازمان میسپارم و خودم شخصا در امر تربیت اونها دخالت نمیکنم (مگر در مواقع خاص)
star_silver2050
2009/8/22, 01:51 PM
5
شما مدیر سازمانی هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی میشنوید که کسی دارد یک جوک درباره یکی از قومیتها می گوید. چکار میکنید؟
1-
نادیده میگیرید. بهترین روش برای مقابله با این چیزها عکسالعمل نشان ندادن است.
2-آن فرد را به اتاقتان احضار میکنید و به او توضیح میدهید که رفتارش نامناسب است و در صورت تکرار مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
3-همانجا با صدای بلند به او میگویید که گفتن چنین جوکهایی نامناسب است و در سازمان شما تحمل نخواهد شد.
4-آن فرد را به یک دوره آموزشی مرتبط میفرستید
من گزینه ی 2 رو انتخاب میکنم
چون اگه دوره آموزشی بفرستمش ممکنه اصلا دوره براش تاثیری نداشته باشه و چون به طور غیر مستقیم باهاش برخورد شده ممکنه اصلا تاثیری نداشته باشه
گزینه 2 یعنی مرگ 1 بار شیون هم یکبار:w11:
just in time
2009/8/22, 02:14 PM
با احترام به نظر دوستان ولی گزینه من 4 هست
دلیلش هم اینه که ترجیح میدم کارکنانم رو موقع تشویق احضار کنم نه تنبیه
(حتی الامکان از این امر اجتناب میکنم)
امور فرهنگی کارکنان و ارتقای سطح اونا رو به تیم فرهنگی سازمان میسپارم و خودم شخصا در امر تربیت اونها دخالت نمیکنم (مگر در مواقع خاص)
باسلام
محمد جان
فكر كنم بايد ايرانيزه فكر كنيم.
كدوم كلاس؟
تو فرهنگ ما ايرانيا چه كلاسي به اين درد مي خوره؟
توش چي بهمون ياد بدن.
من فكر مي كنم گزينه 4 خودبه خود به خاطر شرايطي كه توش هستيم ، حذف ميشه.
بااحترام
star_silver2050
2009/8/22, 03:13 PM
با احترام به نظر دوستان ولی گزینه من 4 هست
دلیلش هم اینه که ترجیح میدم کارکنانم رو موقع تشویق احضار کنم نه تنبیه
(حتی الامکان از این امر اجتناب میکنم)
امور فرهنگی کارکنان و ارتقای سطح اونا رو به تیم فرهنگی سازمان میسپارم و خودم شخصا در امر تربیت اونها دخالت نمیکنم (مگر در مواقع خاص)
به نظرتون تیم فرهنگی سازمان چه کمکی میتونه بکنه؟
این برمیگرده به فرهنگ خود افراد جامعه :smoke:
مخصوصا ما که یک کشور جهان سومیم:question::wallbash:
به نظرتون اصلا امکان برگزاری این دوره ها وجود داره؟؟؟
دوره اموزشی جوک های پاستوریزه!!!!
just in time
2009/8/22, 03:49 PM
من گزینه ی 2 رو انتخاب میکنم
چون اگه دوره آموزشی بفرستمش ممکنه اصلا دوره براش تاثیری نداشته باشه و چون به طور غیر مستقیم باهاش برخورد شده ممکنه اصلا تاثیری نداشته باشه
گزینه 2 یعنی مرگ 1 بار شیون هم یکبار:w11:
باسلام
لزوما اينجوري هم نيست كه ادم تند بره
مي تونه نرم و نالين به طرف تذكر بدي تهش بگي كه اينكار مستوجب اخطاره
بااحترام
mahtabi
2009/8/22, 05:38 PM
5
شما مدیر سازمانی هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی میشنوید که کسی دارد یک جوک درباره یکی از قومیتها می گوید. چکار میکنید؟
1-
نادیده میگیرید. بهترین روش برای مقابله با این چیزها عکسالعمل نشان ندادن است.
2-آن فرد را به اتاقتان احضار میکنید و به او توضیح میدهید که رفتارش نامناسب است و در صورت تکرار مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
3-همانجا با صدای بلند به او میگویید که گفتن چنین جوکهایی نامناسب است و در سازمان شما تحمل نخواهد شد.
4-آن فرد را به یک دوره آموزشی مرتبط میفرستید
گزینه 4
فکر میکنم بهترین کار برای مقابله با فردی که داره همچین کاری میکنه اینه که بدون گفتن اون رو به یه دوره آموزشی مرتبط بفرستی تا خودش درک کنه نه اینکه من با اجبار بخوام چیزی رو تو ذهن اون جا بندازم که اصلا براش معنی نداره...
yuhana
2009/8/22, 05:55 PM
.
ولی از نبودنم خیلی خوشحالم چون دیدم ، کاملا گروه کار کرده ، و اصلا نبودن هیچکس تاثیری رو فعالیت نداره.
پس نتیجه اخلاقی اینکه هر کس خودش رو مسوول این تاپیک می دونه.
کاملا موافقم
منم 4 روز نبودم
اومدم دیدم به به
همه یه پا استادن برا خودشون;):D
پس من میرم یه دوره کلاس تا به شما برسم:smile:
yuhana
2009/8/22, 05:59 PM
5
شما مدیر سازمانی هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی میشنوید که کسی دارد یک جوک درباره یکی از قومیتها می گوید. چکار میکنید؟
1-
نادیده میگیرید. بهترین روش برای مقابله با این چیزها عکسالعمل نشان ندادن است.
2-آن فرد را به اتاقتان احضار میکنید و به او توضیح میدهید که رفتارش نامناسب است و در صورت تکرار مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
3-همانجا با صدای بلند به او میگویید که گفتن چنین جوکهایی نامناسب است و در سازمان شما تحمل نخواهد شد.
4-آن فرد را به یک دوره آموزشی مرتبط میفرستید
قطعا گزینه دوم
yuhana
2009/8/22, 06:53 PM
گزینه 2
فکر میکنم بهترین کار برای مقابله با فردی که داره همچین کاری میکنه اینه که بدون گفتن اون رو به یه دوره آموزشی مرتبط بفرستی تا خودش درک کنه نه اینکه من با اجبار بخوام چیزی رو تو ذهن اون جا بندازم که اصلا براش معنی نداره...
مهتابی جان این که شد گزینه 4
پس شما 4 زدی؟؟
mohammad u3fi
2009/8/22, 07:47 PM
من گزینه ی 2 رو انتخاب میکنم
چون اگه دوره آموزشی بفرستمش ممکنه اصلا دوره براش تاثیری نداشته باشه و چون به طور غیر مستقیم باهاش برخورد شده ممکنه اصلا تاثیری نداشته باشه
گزینه 2 یعنی مرگ 1 بار شیون هم یکبار:w11:
اگه تاثیر نداشت اونوقت یه تصمیم دیگه میگیریم
اگه تذکر دادیم و اون شخص جای دیگه این اشتباه رو تکرار کرد چی؟
اصلا با تذکر این مشکل حل و ریشه کن میشه به نظرتون؟
باسلام
محمد جان
فكر كنم بايد ايرانيزه فكر كنيم.
كدوم كلاس؟
تو فرهنگ ما ايرانيا چه كلاسي به اين درد مي خوره؟
توش چي بهمون ياد بدن.
من فكر مي كنم گزينه 4 خودبه خود به خاطر شرايطي كه توش هستيم ، حذف ميشه.
بااحترام
من خودم از طرفدارای ایرانیزه کردنم و یکی از مخالفان ترجمه صرف اما هدف از ایرانیزه کردن چیه؟
ما ایرانیزه میکنیم یعنی در درجه اول شرایط رو با فرهنگ خودمون منطبق میکنیم سپس سعی مکنیم با ارتقای فرهنگ به شرایط مطلوب تری برسیم!
...
ببینید، یکی از بزرگترین اشتباهات مهندسین صنایع اینه که وقتی وارد محیط کار میش بیش از حد انعطاف پذیر میشن و بیش از حد هم طرفدار سیستم میشن!
یعنی به جای اینکه منتقد سیستم باشن در اون حل میشن (خودشونم جزیی از سیستم میشن) که این به نظر من غلطه
به نظرتون تیم فرهنگی سازمان چه کمکی میتونه بکنه؟
این برمیگرده به فرهنگ خود افراد جامعه :smoke:
مخصوصا ما که یک کشور جهان سومیم:question::wallbash:
به نظرتون اصلا امکان برگزاری این دوره ها وجود داره؟؟؟
دوره اموزشی جوک های پاستوریزه!!!!
فرهنگ جامعه یا درسته یا غلط
اگه درسته که بحثی درون نیست و اگه غلطه باید اصلاح بشه
mahtabi
2009/8/22, 08:50 PM
مهتابی جان این که شد گزینه 4
پس شما 4 زدی؟؟
واووووووو
آرهه خوب شد گفتیا
درستش کردم مرسی
m.ali.m
2009/8/22, 09:27 PM
5
شما مدیر سازمانی هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی میشنوید که کسی دارد یک جوک درباره یکی از قومیتها می گوید. چکار میکنید؟
1-
نادیده میگیرید. بهترین روش برای مقابله با این چیزها عکسالعمل نشان ندادن است.
2-آن فرد را به اتاقتان احضار میکنید و به او توضیح میدهید که رفتارش نامناسب است و در صورت تکرار مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
3-همانجا با صدای بلند به او میگویید که گفتن چنین جوکهایی نامناسب است و در سازمان شما تحمل نخواهد شد.
4-آن فرد را به یک دوره آموزشی مرتبط میفرستید
سلام.
با توجه به موقعیت، گزینه ی1 رو انتخاب میکنم.
اگر این حرف در جمعی زده شود که من(به عنوان مدیر) آنجا حضور داشته باشم،این بهترین کاره.یه مدیر باید انقدر جنم مدیریتی داشته باشه که به قول معروف این بی محلی کوچیک هم بتونه رو کارمندش تاثیر بذاره.:cool:
اما اگه بشنوم در جمع دیگری چنین حرفی زده شده،ترجیح میدم گزینه2رو انتخاب کنم. :smile:
m.ali.m
2009/8/22, 09:46 PM
[quote=mohammad u3fi;1075084]
اگه تاثیر نداشت اونوقت یه تصمیم دیگه میگیریم
اگه تذکر دادیم و اون شخص جای دیگه این اشتباه رو تکرار کرد چی؟
اصلا با تذکر این مشکل حل و ریشه کن میشه به نظرتون؟
به نوع تذکر دادنتونم بستگی داره. حتی میشه فرد رو تهدید به پرداخت هزینه و یا حتی اخراج کرد.
در صورت آموزش دیدن هم ممکنه باز اون کارو تکرار کنه!
به قول مهتابی، نمیشه اینو به زور به طرف فهموند...
"hasta"
2009/8/22, 11:03 PM
باسلام
می خوام خواهش کنم بعد از اینکه بحث هوش هیجانی رو بستیم ، شما بحث فن مذاکره رو شروع کنید ، تا ما هم بهره ببریم.
بااحترام
سلام دوست عزیز!
والا انگار دوستان این کار منو التماس خوندن؟:w19:
اما اگر شما بفرمایید چشم حتما".البته من چیزی از خودم بلد نیستم و سعی می کنم به صورت کلاسیک مطالبی رو بذارم...
5
شما مدیر سازمانی هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی میشنوید که کسی دارد یک جوک درباره یکی از قومیتها می گوید. چکار میکنید؟
1-
نادیده میگیرید. بهترین روش برای مقابله با این چیزها عکسالعمل نشان ندادن است.
2-آن فرد را به اتاقتان احضار میکنید و به او توضیح میدهید که رفتارش نامناسب است و در صورت تکرار مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
3-همانجا با صدای بلند به او میگویید که گفتن چنین جوکهایی نامناسب است و در سازمان شما تحمل نخواهد شد.
4-آن فرد را به یک دوره آموزشی مرتبط میفرستید
من گزینه هیچ کدام رو انتخاب می کنم یعنی شاید ترکیبی از گزینه ها!
فرد رو به اتاقم احضار نمی کنم بلکه خودم پیشش می رم و با صدای آروم بهش می گم که این کار بدی بوده و امیدوارم تکرار نشه و بهش می گم که مطمئنم که شما هرگز این کارو تکرار نمی کنید...
5
شما مدیر سازمانی هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی میشنوید که کسی دارد یک جوک درباره یکی از قومیتها می گوید. چکار میکنید؟
1-
نادیده میگیرید. بهترین روش برای مقابله با این چیزها عکسالعمل نشان ندادن است.
2-آن فرد را به اتاقتان احضار میکنید و به او توضیح میدهید که رفتارش نامناسب است و در صورت تکرار مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
3-همانجا با صدای بلند به او میگویید که گفتن چنین جوکهایی نامناسب است و در سازمان شما تحمل نخواهد شد.
4-آن فرد را به یک دوره آموزشی مرتبط میفرستید
منم گزینه ی 2را انتخاب میکنم ولی اگه یه گزینه داشتیم که محترمانه همونجا مطرح میکردم فکر میکنم مفید تر بود;)
just in time
2009/8/23, 08:11 AM
اگه تاثیر نداشت اونوقت یه تصمیم دیگه میگیریم
اگه تذکر دادیم و اون شخص جای دیگه این اشتباه رو تکرار کرد چی؟
اصلا با تذکر این مشکل حل و ریشه کن میشه به نظرتون؟
من خودم از طرفدارای ایرانیزه کردنم و یکی از مخالفان ترجمه صرف اما هدف از ایرانیزه کردن چیه؟
ما ایرانیزه میکنیم یعنی در درجه اول شرایط رو با فرهنگ خودمون منطبق میکنیم سپس سعی مکنیم با ارتقای فرهنگ به شرایط مطلوب تری برسیم!
...
ببینید، یکی از بزرگترین اشتباهات مهندسین صنایع اینه که وقتی وارد محیط کار میش بیش از حد انعطاف پذیر میشن و بیش از حد هم طرفدار سیستم میشن!
یعنی به جای اینکه منتقد سیستم باشن در اون حل میشن (خودشونم جزیی از سیستم میشن) که این به نظر من غلطه
فرهنگ جامعه یا درسته یا غلط
اگه درسته که بحثی درون نیست و اگه غلطه باید اصلاح بشه
محمد جان
باسلام
یه نکته ای مطرح کردی که هم خیلی نقادانه س و هم خیلی جای بحث داره ، اینکه مهندسین صنایع خیلی منعطف هستند.
پس من ازت فرصت می خوام که توی یه تاپیک دیگه مفصلا راجع بهش بحث کنیم.
ولی سوالت از نظر من یه جواب داره.
ما چند تا پیش فرض می زاریم تا زبونمون مشترک بشه.
اول تو مدیری هستی توی یه اداره ایرانی
دوم محدودیت مالی هم داری
سوم کلاس های پیچیده توی سطح شرکت تون نیست
چهارم همه مدیریت افیس با توئه
پنجم توی همون زمان باید تصمیم بگیری
این پیش فرض ها همه توضیح دارن.
حالا با این پیش فرض ها جواب بده.
بااحترام
just in time
2009/8/23, 08:14 AM
سلام دوست عزیز!
والا انگار دوستان این کار منو التماس خوندن؟:w19:
اما اگر شما بفرمایید چشم حتما".البته من چیزی از خودم بلد نیستم و سعی می کنم به صورت کلاسیک مطالبی رو بذارم...
من گزینه هیچ کدام رو انتخاب می کنم یعنی شاید ترکیبی از گزینه ها!
فرد رو به اتاقم احضار نمی کنم بلکه خودم پیشش می رم و با صدای آروم بهش می گم که این کار بدی بوده و امیدوارم تکرار نشه و بهش می گم که مطمئنم که شما هرگز این کارو تکرار نمی کنید...
هستا جان
باسلام
من اصلا بحث شما رو با التماس کردن قاطی نکردم.
فقط گفتم ، وقتی این بحث رو بستیم ، خوبه که با مدیریت شما ، بحث بعدی مون همین فن مذاکره باشه.
در اصل این یه پیشنهاد به جمع هست و یه خواهش از شما.
راجع به بلد بودن هم هیچکس ابتدای تاپیک از هوش هیجانی چیزی نمی دونست.
حتی نمی دونستیم چطوری شروع کنیم ، پس نگران نباش ، منم نیستم.
بااحترام
mohammad u3fi
2009/8/23, 09:37 AM
محمد جان
باسلام
یه نکته ای مطرح کردی که هم خیلی نقادانه س و هم خیلی جای بحث داره ، اینکه مهندسین صنایع خیلی منعطف هستند.
پس من ازت فرصت می خوام که توی یه تاپیک دیگه مفصلا راجع بهش بحث کنیم.
ولی سوالت از نظر من یه جواب داره.
ما چند تا پیش فرض می زاریم تا زبونمون مشترک بشه.
اول تو مدیری هستی توی یه اداره ایرانی
دوم محدودیت مالی هم داری
سوم کلاس های پیچیده توی سطح شرکت تون نیست
چهارم همه مدیریت افیس با توئه
پنجم توی همون زمان باید تصمیم بگیری
این پیش فرض ها همه توضیح دارن.
حالا با این پیش فرض ها جواب بده.
بااحترام
خب با این پیش فرض ها که گفتی من گزینه 1 رو انتخاب میکنم یعنی از کنارش میگذرم
اصلا وجهه خوبی نداره که کارمند فکر کنه مدیرش فال گوش وای میسه یا تو اداره جاسوس داره!
من همچنان با کلاس فرهنگی بیشتر موافقم
ببین ..
در همین ایران خودمون ما در اداره ها یه تایمی داری به اسم نهار و نماز که کارمندا میرن نماز میخونن!!
من فکر کنم همونجا میشه یه منبر چند دقیقه ای برگزار کرد کرد و توش مسائل فرهنگی رو آموزش داد. هم کم خرج، هم تاثیر گذار ;)
just in time
2009/8/23, 10:56 AM
خب با این پیش فرض ها که گفتی من گزینه 1 رو انتخاب میکنم یعنی از کنارش میگذرم
اصلا وجهه خوبی نداره که کارمند فکر کنه مدیرش فال گوش وای میسه یا تو اداره جاسوس داره!
من همچنان با کلاس فرهنگی بیشتر موافقم
ببین ..
در همین ایران خودمون ما در اداره ها یه تایمی داری به اسم نهار و نماز که کارمندا میرن نماز میخونن!!
من فکر کنم همونجا میشه یه منبر چند دقیقه ای برگزار کرد کرد و توش مسائل فرهنگی رو آموزش داد. هم کم خرج، هم تاثیر گذار ;)
باسلام
محمد جان
فكر كنم اينجوري به بحث ادامه نديم.
ديدگاه بحث رو عوض كنيم.
اگه تو جاي كسي بودي كه داشتي جك مي گفتي كدوم كار روت تاثير داشت
بااحترام
just in time
2009/8/23, 11:02 AM
باسلام
بحثمون با آقا محمد بالا گرفته من مي خوام همه تو بحث باشن
پس سوال 5 رو يه جورايي عوض مي كنم
شما نيروي سازماني هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی اقدام به تعريف كردن یک جوک درباره یکی از قومیتها مي كنيد. دوست داريد مديرتون چه رفتاري باهاتون بكنه:
1- نادیده گرفته شود
2-مدير شما را به اتاق احضار كرده و به شما اخطار بدهد
3-همانجا با صداي بلند به شما تذكر مي داد.
4-شما را به كلاس آموزشي مي فرستاد
بااحترام
mohammad u3fi
2009/8/23, 11:10 AM
باسلام
بحثمون با آقا محمد بالا گرفته من مي خوام همه تو بحث باشن
پس سوال 5 رو يه جورايي عوض مي كنم
شما نيروي سازماني هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی اقدام به تعريف كردن یک جوک درباره یکی از قومیتها مي كنيد. دوست داريد مديرتون چه رفتاري باهاتون بكنه:
1- نادیده گرفته شود
2-مدير شما را به اتاق احضار كرده و به شما اخطار بدهد
3-همانجا با صداي بلند به شما تذكر مي داد.
4-شما را به كلاس آموزشي مي فرستاد
بااحترام
خب 100% ترجیح میدادم نادیده گرفته بشه
اما بیشتر ترجیح میدم بخنده و بهم جایزه هم بده :D
yuhana
2009/8/23, 11:11 AM
باسلام
بحثمون با آقا محمد بالا گرفته من مي خوام همه تو بحث باشن
پس سوال 5 رو يه جورايي عوض مي كنم
شما نيروي سازماني هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی اقدام به تعريف كردن یک جوک درباره یکی از قومیتها مي كنيد. دوست داريد مديرتون چه رفتاري باهاتون بكنه:
1- نادیده گرفته شود
2-مدير شما را به اتاق احضار كرده و به شما اخطار بدهد
3-همانجا با صداي بلند به شما تذكر مي داد.
4-شما را به كلاس آموزشي مي فرستاد
بااحترام
سلام
فکر کنم بازم گزینه 2
نادیده گرفته بشه شاید نه حتما تکرار میشه
البته شایدم من دیگه تکرارش نکنم:w05:
ولی من خودم کلا آدم محافظه کاری هستم،مطمئنا کاری نمیکنم که به شخصیت کاریم لطمه بزنه و مدیر و بقیه جور دیگه ای درموردم فکر کنن.
just in time
2009/8/23, 11:19 AM
خب 100% ترجیح میدادم نادیده گرفته بشه
اما بیشتر ترجیح میدم بخنده و بهم جایزه هم بده :D
باسلام
پس تو بازم اين كارو تكرار مي كني و سازمانت هم كه مخالف اين داستان نژاد پرستي نيست و همه اينا هم داستانه ديگه.
بااحترام
yuhana
2009/8/23, 11:19 AM
خب 100% ترجیح میدادم نادیده گرفته بشه
اما بیشتر ترجیح میدم بخنده و بهم جایزه هم بده :D
اینو اصلا قبول ندارم
آخه اینطوری که نمیشه
وقتی قانون شرکت بر اینه که به قومیتی توهین نشه این زیر پا گذاشتنه قانونه و اصلا رسمیت نداره.
وقتی نادیده گرفته بشه ممکنه بقیه هم سوئ استفاده کنن ولی اگه برخورد بشه شخص خاطی از این به بعد هر جا چنین موردی رو ببینه خودش هم برخورد میکنه و این ممکنه شرکت رو به بهبودی ببره.
star_silver2050
2009/8/23, 12:02 PM
اینو اصلا قبول ندارم
آخه اینطوری که نمیشه
وقتی قانون شرکت بر اینه که به قومیتی توهین نشه این زیر پا گذاشتنه قانونه و اصلا رسمیت نداره.
وقتی نادیده گرفته بشه ممکنه بقیه هم سوئ استفاده کنن ولی اگه برخورد بشه شخص خاطی از این به بعد هر جا چنین موردی رو ببینه خودش هم برخورد میکنه و این ممکنه شرکت رو به بهبودی ببره.
کاملا موافقم
تذکر دادن بهترین راهه و بهترین نتیجه رو میده
اما
مهم نحوه ی تذکردادنه
که از اهمیت بالایی برخورداره چون اگه خوب تذکر داده بشه تاثیر شگرفی داره
s22a2ch
2009/8/23, 01:01 PM
باسلام
بحثمون با آقا محمد بالا گرفته من مي خوام همه تو بحث باشن
پس سوال 5 رو يه جورايي عوض مي كنم
شما نيروي سازماني هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی اقدام به تعريف كردن یک جوک درباره یکی از قومیتها مي كنيد. دوست داريد مديرتون چه رفتاري باهاتون بكنه:
1- نادیده گرفته شود
2-مدير شما را به اتاق احضار كرده و به شما اخطار بدهد
3-همانجا با صداي بلند به شما تذكر مي داد.
4-شما را به كلاس آموزشي مي فرستاد
بااحترام
من گزینه 2 رو میزنم.اگه مثل گزینه 1 عمل بشه احتمال اینکه 2باره این مورد پیش بیاد هست .اگه مثل گزینه 3 رفتار بشه یکم ابروریزی هست.گزینه 4 هم نیازی نیست.
mohammad u3fi
2009/8/23, 01:48 PM
باسلام
پس تو بازم اين كارو تكرار مي كني و سازمانت هم كه مخالف اين داستان نژاد پرستي نيست و همه اينا هم داستانه ديگه.
بااحترام
اینو اصلا قبول ندارم
آخه اینطوری که نمیشه
وقتی قانون شرکت بر اینه که به قومیتی توهین نشه این زیر پا گذاشتنه قانونه و اصلا رسمیت نداره.
وقتی نادیده گرفته بشه ممکنه بقیه هم سوئ استفاده کنن ولی اگه برخورد بشه شخص خاطی از این به بعد هر جا چنین موردی رو ببینه خودش هم برخورد میکنه و این ممکنه شرکت رو به بهبودی ببره.
ببینید ..
قراره خودمون رو بذاریم جای کارمند !!!
واقعا فکر میکنید کارمند خیلی دوست داره مدیر احضارش کنه و بهش اخطار بده؟ :w20:
من همچنان فکر میکنم این مسائل فرهنگیه و فرهنگ هم زورکی نمیشه
star_silver2050
2009/8/23, 02:18 PM
ببینید ..
قراره خودمون رو بذاریم جای کارمند !!!
واقعا فکر میکنید کارمند خیلی دوست داره مدیر احضارش کنه و بهش اخطار بده؟ :w20:
من همچنان فکر میکنم این مسائل فرهنگیه و فرهنگ هم زورکی نمیشه
ما باید دید مدیریتی داشته باشیم
نه دید کارمندی
قرار نیست که توبیخ بشه
ما فقط توجیهش میکنیم و بهش تذکر میدیم
و در صورت تکرار موضعمون رو عوض میکنیم
و سخت گیرانه تر عمل میکنیم
این مسئله ربطی به فرهنگ و اخلاق و..
نداره
توی شرکتی که داریم کار میکنیم افراد باید خودشون رو باشرایط وفق بدند نمیشه که مدیر خودش رو با همه ی افراد تطبیق بده
یک سری الزامات و قوانین هست که باید مطابق بااون عمل بشه
yuhana
2009/8/23, 02:55 PM
ببینید ..
قراره خودمون رو بذاریم جای کارمند !!!
واقعا فکر میکنید کارمند خیلی دوست داره مدیر احضارش کنه و بهش اخطار بده؟ :w20:
من همچنان فکر میکنم این مسائل فرهنگیه و فرهنگ هم زورکی نمیشه
ببنید وقتی قانون بر اینه که احترام به قومیت ها حفظ بشه پس من کارمند داشتم کار بدی میکردم دیگه پس حقمه با اینکه اصلا دوست ندارم پیش مدیرم یا بقیه کارمندان ضایع بشم.
تخلف کنی باید جریمه بشی حتی شما:D
just in time
2009/8/23, 03:31 PM
ببینید ..
قراره خودمون رو بذاریم جای کارمند !!!
واقعا فکر میکنید کارمند خیلی دوست داره مدیر احضارش کنه و بهش اخطار بده؟ :w20:
من همچنان فکر میکنم این مسائل فرهنگیه و فرهنگ هم زورکی نمیشه
باسلام
فك كنم داريم به يه جاهايي مي رسيم.
پس قضيه فرهنگيه.
توي اين وانفساي فرهنگي كدوم حركت موثرتره؟
حالا نگاه مديريتي نه كارمندي.
يارو رو بفرستيم مسجد بگيم حاج آقا يادش بده؟
بهتر نيست صداش كنيم محترمانه ، همه آفيس بفهمن صداش كرديم و در خفا موضوع رو براش تشريح مي كنيم ، بعدش هم ميگيم كه واقعا و صادقانه در ادامه مورد تنبيه و توبيخ قرار خواهد گرفت.
بااحترام
mohammad u3fi
2009/8/23, 03:40 PM
ما باید دید مدیریتی داشته باشیم
نه دید کارمندی
قرار نیست که توبیخ بشه
ما فقط توجیهش میکنیم و بهش تذکر میدیم
و در صورت تکرار موضعمون رو عوض میکنیم
و سخت گیرانه تر عمل میکنیم
این مسئله ربطی به فرهنگ و اخلاق و..
نداره
توی شرکتی که داریم کار میکنیم افراد باید خودشون رو باشرایط وفق بدند نمیشه که مدیر خودش رو با همه ی افراد تطبیق بده
یک سری الزامات و قوانین هست که باید مطابق بااون عمل بشه
واقعا فکر میکنید گفتن یا نگفتن یه جک رو میشه به عنوان یک الزام و قانون در اورد؟
اگه به صورت قانون مدون در اومده مطمئنا قانون شکنی جریمه داره اما اگه قرار باشه واسه این مسائل ریز و جزیی هم قانون نویسی کنیم که یه کتاب 1000 صفحه ای قانون داخلی باید تصویب کنیم !!!
این مسائل کاملا فرهنگیند نه قانونی
منم با قانونی شدنشون مخالفم ولی اگه به صورت قانون در اومد با حرف شما موافقم !!
من همیشه عقیده داشتم فرهنگ قانون سازه نه قانون فرهنگ ساز!
قانون فرهنگ ساز مارو وارد مقوله های اجبار میکنه مانند فرهنگ حجاب در ادارات دولتی و ...
این یک فرهنگ اجباری بود!
mohammad u3fi
2009/8/23, 03:50 PM
باسلام
فك كنم داريم به يه جاهايي مي رسيم.
پس قضيه فرهنگيه.
توي اين وانفساي فرهنگي كدوم حركت موثرتره؟
حالا نگاه مديريتي نه كارمندي.
يارو رو بفرستيم مسجد بگيم حاج آقا يادش بده؟
بهتر نيست صداش كنيم محترمانه ، همه آفيس بفهمن صداش كرديم و در خفا موضوع رو براش تشريح مي كنيم ، بعدش هم ميگيم كه واقعا و صادقانه در ادامه مورد تنبيه و توبيخ قرار خواهد گرفت.
بااحترام
ببین من اصلا با حرفا موافق نیستما
وانفسای فرهنگی چیه دیگه!
اگه مدیر نتونه مساله به کوچیکی رو حل کنه بهتره بره سیگار فروشی کنه :razz:
دقیقا میفرستیمشون پیش حاج آقا
چه اشکالی داره؟
آقای یزدانی خرم وقتی تیم نوجوانان والیبال رو به مقام جهانی رسوند مستند تیم رو هم پخش کرد.
ایشون یه روحانی رو برای تیم استخدام کرده بودن تا فقط رو بعد معنوی بچه ها کار کنه
به نظر من برای تیم بی تجربه ای مثل ایران در رقابت های جهانی توسل به ائمه اطهار شبیه یک معجزه عمل کرد. اینو میگن کار فرهنگی
اصلا هم سخت نیست
من نظر شخصیم اینه که ریزترین مسائل هم باید به کارگر آموزش داده بشه و عضو آموزش ناپزیر حذف بشه
just in time
2009/8/23, 04:01 PM
ببین من اصلا با حرفا موافق نیستما
وانفسای فرهنگی چیه دیگه!
اگه مدیر نتونه مساله به کوچیکی رو حل کنه بهتره بره سیگار فروشی کنه :razz:
دقیقا میفرستیمشون پیش حاج آقا
چه اشکالی داره؟
آقای یزدانی خرم وقتی تیم نوجوانان والیبال رو به مقام جهانی رسوند مستند تیم رو هم پخش کرد.
ایشون یه روحانی رو برای تیم استخدام کرده بودن تا فقط رو بعد معنوی بچه ها کار کنه
به نظر من برای تیم بی تجربه ای مثل ایران در رقابت های جهانی توسل به ائمه اطهار شبیه یک معجزه عمل کرد. اینو میگن کار فرهنگی
اصلا هم سخت نیست
من نظر شخصیم اینه که ریزترین مسائل هم باید به کارگر آموزش داده بشه و عضو آموزش ناپزیر حذف بشه
باسلام
فك كنم من و تو بايد بشينيم 5 ساعت بحث كنيم.
اينجوري نميشه
پس تا اون موقعيت ، فعلا اين بحث رو جلو ببريم
تا يه وقتي پيش بياد.
بااحترام
mohammad u3fi
2009/8/23, 04:10 PM
باسلام
فك كنم من و تو بايد بشينيم 5 ساعت بحث كنيم.
اينجوري نميشه
پس تا اون موقعيت ، فعلا اين بحث رو جلو ببريم
تا يه وقتي پيش بياد.
بااحترام
باشه
سواله بعدی لطفا ;)
star_silver2050
2009/8/23, 08:55 PM
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
mahtabi
2009/8/23, 09:09 PM
سلام دوست عزیز!
والا انگار دوستان این کار منو التماس خوندن؟:w19:
اما اگر شما بفرمایید چشم حتما".البته من چیزی از خودم بلد نیستم و سعی می کنم به صورت کلاسیک مطالبی رو بذارم...
من گزینه هیچ کدام رو انتخاب می کنم یعنی شاید ترکیبی از گزینه ها!
فرد رو به اتاقم احضار نمی کنم بلکه خودم پیشش می رم و با صدای آروم بهش می گم که این کار بدی بوده و امیدوارم تکرار نشه و بهش می گم که مطمئنم که شما هرگز این کارو تکرار نمی کنید...
هستا جان فکر کنم این دیدت از حرف من نشات گرفت.
نه عزیزم منظورم با حرف شما نبود.
خوب هر فردی یه نظر میده نظر من هم این بود.
اتفاقا من خیلی خوشم میاد راجع به این فن صحبت کنی.
مشتاقانه منتظر بحثتم(حالا تو تاپیک دیگه یا نه)
:gol:
mahtabi
2009/8/23, 09:25 PM
قبل از پاسخ به این سوال باید بگم که من تمامیه حرفاتون رو که خوندم دیدم شما اکثریت دارین به گزینه 4 اینجور نگاه میکنین:
فکر میکنین با اعمال گزینه 4 درواقع شما کار اون فرد خاطی رو ندید گرفتین و دارین بهش خیلی جولان میدین...
اما از دید من اینجور نیست،اتفاقا وقتی که اون رو یه دوره آموزشی مرتبط میفرستین دارین این رو با زبان بی زبانی بهش میگین که آقا /خانم شما به خاطر این رفتارت بوده که داری میری دوره ای که شاید ازش بدت بیاد چون جکات مرتبط با این قوم بوده...
از دید من این یه تنبیه هست اما از یه راهی غیر اخطار یا جریمه یا تذکر یا ...
فکر میکنم محمد یه جا قشنگ گفت ،همیشه لزوم نداره هر کسی خطایی ازش سر زد بهش مستقیم گفته شه و مواخذه شه.
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
والا من بین 2 و 3 شک دارم اما فکر کنم اون لحظه که این سوال رو دیدم زدم 3.
دلیل:
خوب گزینه 1 که از دید من برای افرادی جواب میده که اصولا یا اون روز دچار مشکلاتی بودن(غیر کار) یا اینکه کلا روحیه کار و مشکلات اون رو ندارن .پس رد.
گزینه 2 میتونه گزینه خوبی باشه اما اینکه تجربیات بد رو فراموش کنیم همیشه کار خوبی نیست.باید سعی کرد ازشون عبرت گرفت .وقتی داریم یه روش جدیدیی رو به کار میبریم پس احتمالا باید روی گذشته کاری توی اون روز یا اون هفته فکر کرده باشیم.پس آخرش ایراد داره.
گزینه 3 هم که از نظر من ایده آل هست.
فردی که میخواد واقعا باری کارش مایه بذاره و توی روابط کاری موفق باشه الزاما باید بتونه این لیست رو تشکیل بده و نتیجه گیری های مفیدی رو روش انجام بده.
گزینه 4 هم که نه از نظر اخلاق کاری مناسبه و نه از لحاظ وجدانی.
هیچ دلیلی وجود نداره که مزایایی کاری رو وقتی وجود خارجی نداره برای فروش بالا ببرین.شما باید اونقدر توانمندی داشته باشین که با همون مزایای واقعی بتونین کار رو پیش ببرین و جلب مشتری کنین.
"hasta"
2009/8/23, 10:36 PM
هستا جان
باسلام
من اصلا بحث شما رو با التماس کردن قاطی نکردم.
فقط گفتم ، وقتی این بحث رو بستیم ، خوبه که با مدیریت شما ، بحث بعدی مون همین فن مذاکره باشه.
در اصل این یه پیشنهاد به جمع هست و یه خواهش از شما.
راجع به بلد بودن هم هیچکس ابتدای تاپیک از هوش هیجانی چیزی نمی دونست.
حتی نمی دونستیم چطوری شروع کنیم ، پس نگران نباش ، منم نیستم.
بااحترام
سلام دوست عزیز
نه منظورم شما نبود...
چشم من با موافقت دوستان بعد از این بحث در خدمتم!
موفق باشید
شما نيروي سازماني هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی اقدام به تعريف كردن یک جوک درباره یکی از قومیتها مي كنيد. دوست داريد مديرتون چه رفتاري باهاتون بكنه:
1- نادیده گرفته شود
2-مدير شما را به اتاق احضار كرده و به شما اخطار بدهد
3-همانجا با صداي بلند به شما تذكر مي داد.
4-شما را به كلاس آموزشي مي فرستاد
بااحترام
من گزینه 2 رو انتخاب می کنم چون گزینه های دیگه رو اصلا" قبول ندارم....
"hasta"
2009/8/23, 10:39 PM
هستا جان فکر کنم این دیدت از حرف من نشات گرفت.
نه عزیزم منظورم با حرف شما نبود.
خوب هر فردی یه نظر میده نظر من هم این بود.
اتفاقا من خیلی خوشم میاد راجع به این فن صحبت کنی.
مشتاقانه منتظر بحثتم(حالا تو تاپیک دیگه یا نه)
:gol:
نه عزیزم اشتباه ازمن بود که فکر کردم منظورت منم!
ببخشید:gol:
"hasta"
2009/8/23, 10:42 PM
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
من گزینه 3 رو انتخاب می کنم...
تحلیل swot!
yuhana
2009/8/23, 10:47 PM
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
گزینه 3
اصولا اهل جا زدن نیستم پس گزینه 1 رد میشه
این گزینه هم بد نیست ولی سومی مکمل این هم هست پس کامل ترین از نظر من گزینه 3 میباشد.
4 هم که اصلا نگاش نکنیم بهتره گرچه الان دیگه درمورد همه چیز اغراق میشه:w05:
m.ali.m
2009/8/23, 10:56 PM
باسلام
بحثمون با آقا محمد بالا گرفته من مي خوام همه تو بحث باشن
پس سوال 5 رو يه جورايي عوض مي كنم
شما نيروي سازماني هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی اقدام به تعريف كردن یک جوک درباره یکی از قومیتها مي كنيد. دوست داريد مديرتون چه رفتاري باهاتون بكنه:
1- نادیده گرفته شود
2-مدير شما را به اتاق احضار كرده و به شما اخطار بدهد
3-همانجا با صداي بلند به شما تذكر مي داد.
4-شما را به كلاس آموزشي مي فرستاد
بااحترام
سلام.من هم گزینه1 رو انتخاب میکنم.
وقتی من میدونم که مدیر میتونست به خاطر اون کارم، من رو مواخذه کنه و نکرده، انقدر در درونم شرمنده میشم که نه تنها دیگه اون کارو تکرار نمیکنم، بلکه سعی میکنم جلوی به وجود اومدن این مشکلو تو شرکت بگیرم.
باسلام
پس تو بازم اين كارو تكرار مي كني و سازمانت هم كه مخالف اين داستان نژاد پرستي نيست و همه اينا هم داستانه ديگه.
بااحترام
با توجه به توضیحات بالا، مطمئنا تکرار نمیکنم.;)
در این زمینه هرکس باید به درون خودش رجوع کنه.
باسلام
فك كنم من و تو بايد بشينيم 5 ساعت بحث كنيم.
اينجوري نميشه
پس تا اون موقعيت ، فعلا اين بحث رو جلو ببريم
تا يه وقتي پيش بياد.
بااحترام
کاش این بحثو نمی بستین.
متاسفانه من یه کم دیر رسیدم. اما انقدر بحث جالب بود که دلم نیومد چیزی نگم.:D
m.ali.m
2009/8/23, 11:02 PM
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
بین 2و3شک داشتم.
اما گزینه 3 رو انتخاب میکنم.
این فهرست کردن حتما نباید کتبی باشه.
من معمولا یه مرور کلی روی کارام میکنم و متوجه میشم مشکل از کجاست.
just in time
2009/8/24, 07:58 AM
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
باسلام
من گزينه دوم رو انتخاب مي كنم
هميشه روش هاي تازه تا به نتيجه رسيدن ، استفاده از خلاقيت ، آناليز هر تماس ، كم كردن خطاها ، تا اولين موفقيت.
بااحترام
star_silver2050
2009/8/24, 01:24 PM
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
من گزینه دوم رو انتخاب میکنم
در مورد رد گزینه 3
ازکجامی دونیم نقطه ی قوتی که الان فهرستش کردیم
نقطه ی ضعف و عامل عدم موفقیت ما بود
ما اگه نقاط ضعفمون رو میدونستیم هیچ وقت اون رو انجام نمیدادیم که شکست بخوریم
در مورد گزینه 2 ما هیچ وقت نباید روحیمون رو از دست بدیم
و خلاقیت شرط لازمه ی کار ماست و عامل موفقیت ما
yuhana
2009/8/24, 01:32 PM
باسلام
ابدا اينطور نيست
فك كنم شما با من موافق بوديد
ولي اگه نبوديد ، شما هم باشيد تا با هم سه نفره بحث كنيم.
بااحترام
سلام
بله که موافقم
برای متقاعد کردن جناب یوسفی که فک کنم کار سختیه ما هم هستیم(البته تو ذخیره ها) شما که استاد مایی
به تنهایی از عهده اش بر میاین.
star_silver2050
2009/8/24, 01:37 PM
من گزینه 3 رو انتخاب می کنم...
تحلیل swot!
لطفا دلیلت هم بگو
ممنون:w27:
باسلام
بحثمون با آقا محمد بالا گرفته من مي خوام همه تو بحث باشن
پس سوال 5 رو يه جورايي عوض مي كنم
شما نيروي سازماني هستید که سعی دارد احترام به قومیتها و نژادها را حفظ کند. ولی به طور اتفاقی اقدام به تعريف كردن یک جوک درباره یکی از قومیتها مي كنيد. دوست داريد مديرتون چه رفتاري باهاتون بكنه:
1- نادیده گرفته شود
2-مدير شما را به اتاق احضار كرده و به شما اخطار بدهد
3-همانجا با صداي بلند به شما تذكر مي داد.
4-شما را به كلاس آموزشي مي فرستاد
بااحترام
چرا این گزینه را نداره که محترمانه همونجا گفته بشه ولی کلا به نظر من ایرادی نداره :D
1با توجه به نبودن گزینه ی مورد نظر!!
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
من گزینه ی 2را انتخاب میکنم !
yuhana
2009/8/24, 02:58 PM
چرا این گزینه را نداره که محترمانه همونجا گفته بشه ولی کلا به نظر من ایرادی نداره :D
1با توجه به نبودن گزینه ی مورد نظر!!
پس شما هم مثل جناب یوسفی فکر میکنین.
کار مهندس جاست این تایم سخت شد.:D
mohammad u3fi
2009/8/24, 04:20 PM
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
من فکر میکنم ترکیبی از 1 و 3 رو انجام بدم اما در تست گزینه 3 رو زدم
ببینید ..
وقتی میگه 15 تلفن آخر ناموفق بوه یعنی به حد کافی روز سختی رو پشت سر گذاشتیم پس بهتره این روز رو با موندن پشت ترافیک سخت تر نکنیم
من میرم خونه، یه دوش میگیرم و بعد از اون لیست شماره 3 رو تنظیم میکنم تا فردا روز بهتری داشته باشم
star_silver2050
2009/8/24, 10:03 PM
چرا این گزینه را نداره که محترمانه همونجا گفته بشه ولی کلا به نظر من ایرادی نداره :D
1با توجه به نبودن گزینه ی مورد نظر!!
ما توی سازمانی هستیم که احترام به قومیت ها یک نوع ارزش:twisted: پس جاافتاده که این کار خلاف ارزشه پس حق داره که اخطار ببینیه:w11:
s22a2ch
2009/8/24, 11:29 PM
6- شما بازاریاب یک شرکت بیمه هستید که به مشتریان احتمالی برای فروش بیمهنامه تلفن میکنید. شما از 15 تلفن آخرتان دست خالی و ناموفق برگشتهاید. چکار میکنید؟
1-کار امروز را رها میکنید و قبل از آن که در ترافیک عصر گرفتار شوید، زودتر به خانه میروید.
2-در تلفن بعدی، سعی میکنید روش تازهای را به کار ببرید و تجربیات ناموفق قبلی را فراموش میکنید.
3-نقاط ضعف و قوت خود را فهرست میکنید تا تعیین کنید چه چیزی باعث ناموفق بودنتان شده است.
4-در تلفنهای بعدی، در مورد مزایای بیمهنامه اغراق میکنید.
منم گزینه 2 رو میزنم.از به کار بردن روش تازه خوشم میاد;)
just in time
2009/8/25, 07:40 AM
باسلام
بچه ها اين بحث من و محمد يه نكته خيلي جالب داشت ، اون نكته هم اينه كه چقدر مدير بودن سخته ، همه در نقش كارمند دوست دارن ناديده گرفته بشه ، حالا با توجه به اينكه سازمان ما مخالف نژاد پرستي هم هست.
ولي حالا اگه مدير باشي ، بين 4 تا گزينه اختلاف مي افته نظرات و تاثيرات ش متفاوت ميشه.
نتيجه اخلاقي اينكه وقتي كارمند بوديم ، نقش مدير رو درك كنيم و وقتي مدير بوديم حال كارمند رو
بااحترام
star_silver2050
2009/8/25, 01:58 PM
باسلام
بچه ها اين بحث من و محمد يه نكته خيلي جالب داشت ، اون نكته هم اينه كه چقدر مدير بودن سخته ، همه در نقش كارمند دوست دارن ناديده گرفته بشه ، حالا با توجه به اينكه سازمان ما مخالف نژاد پرستي هم هست.
ولي حالا اگه مدير باشي ، بين 4 تا گزينه اختلاف مي افته نظرات و تاثيرات ش متفاوت ميشه.
نتيجه اخلاقي اينكه وقتي كارمند بوديم ، نقش مدير رو درك كنيم و وقتي مدير بوديم حال كارمند رو
بااحترام
به نظرم وقتی که یه مدیری باید نگاهت کل به جز باشه
یعنی باید همه ی جنبه هارو در نظر بگیری و واقعا نقش یه مدیر رو داشته باشی
توی همه ی شرایط
استثنا هم نداشته باشه
just in time
2009/8/26, 07:26 AM
به نظرم وقتی که یه مدیری باید نگاهت کل به جز باشه
یعنی باید همه ی جنبه هارو در نظر بگیری و واقعا نقش یه مدیر رو داشته باشی
توی همه ی شرایط
استثنا هم نداشته باشه
باسلام
آره نوع ديدگاه قبوله ولي سختي اين داستان اونجاست كه تو بخواي يه تصميم بگيري ، مثلا در مورد هموني كه جك مي گفت ، خيلي چيزا رو بايد مدنظر بگيري.
- ادبيات گويش
- زمان اخطار دادن
- مكان اخطار دادن
- اثراتي كه روي ساير كاركنان مي زاره
- به نتيجه رسيدن كار
شطرنجي توي اون لحظه همه رو بايد محاسبه كني.
با محاسبه نكردن يكي از اين عوامل ممكنه خيلي چيزا رو از دست بدي.
بااحترام
به نظرمن گزینه ی 2 و3 شبیه هم عمل میکنند چون حالت اجبار بوجود میاد و مشکل در جاهای دیگه خودشو نشون میده من با اقای یوسفی موافقم چون باید فرد کاملا توجیه بشه اونو بفرستیم پیش حاج اقا!!اگه توجیه ننشد اخطار میدیم.
یه جوک فکر نمیکنم باعث بی احترامی به یه قومیت بشه ولی اگه به صورت تمسخر امیز مطرح بشه حتما باید برخورد بشه;)
حالا جایی هست که چه چنین قانونی داشته باشه و رعایت هم بشه؟
just in time
2009/8/26, 02:06 PM
شما سعی دارید دوستتان را که به خاطر این که راننده یک ماشین به طور خطرناکی جلوی او پیچیده سخت عصبانی و آشفته است آرام کنید. چکار میکنید؟
1- به او می گویید آن حادثه را فراموش کند. خوشحال باشد که اکنون سالم است و این موضوع مهمی نیست.
2- یکی از نوارهای موسیقی مورد علاقه او را میگذارید و سعی میکنید حواس او را پرت کنید.
3- با او در بد و بیراه گفتن به آن راننده همصدا میشوید.
4- به او میگویید در گذشته چنین اتفاقی برای خود شما هم افتاده و چقدر از این بابت عصبانی شده بودید تا آن که متوجه شدید تعجیل آن راننده برای رسیدن به بیمارستان بوده است.
just in time
2009/8/26, 02:50 PM
باسلام
به نظرم مياد همصدا شدن ، با راننده بهترين روش براي كمك كردن به اونه ، با اين كار اون زودتر تخليه ميشه
بااحترام
star_silver2050
2009/8/26, 04:27 PM
شما سعی دارید دوستتان را که به خاطر این که راننده یک ماشین به طور خطرناکی جلوی او پیچیده سخت عصبانی و آشفته است آرام کنید. چکار میکنید؟
1- به او می گویید آن حادثه را فراموش کند. خوشحال باشد که اکنون سالم است و این موضوع مهمی نیست.
2- یکی از نوارهای موسیقی مورد علاقه او را میگذارید و سعی میکنید حواس او را پرت کنید.
3- با او در بد و بیراه گفتن به آن راننده همصدا میشوید.
4- به او میگویید در گذشته چنین اتفاقی برای خود شما هم افتاده و چقدر از این بابت عصبانی شده بودید تا آن که متوجه شدید تعجیل آن راننده برای رسیدن به بیمارستان بوده است.
گزینه 3
چون من تو کتاب های روانشناسی خوندم که وقتی که یه نفربه شدت عصبیه باید سعی کنی باهاش همراه بشی تااروم بشه
mohammad u3fi
2009/8/26, 05:11 PM
به نظرمن گزینه ی 2 و3 شبیه هم عمل میکنند چون حالت اجبار بوجود میاد و مشکل در جاهای دیگه خودشو نشون میده من با اقای یوسفی موافقم چون باید فرد کاملا توجیه بشه اونو بفرستیم پیش حاج اقا!!اگه توجیه ننشد اخطار میدیم.
یه جوک فکر نمیکنم باعث بی احترامی به یه قومیت بشه ولی اگه به صورت تمسخر امیز مطرح بشه حتما باید برخورد بشه;)
حالا جایی هست که چه چنین قانونی داشته باشه و رعایت هم بشه؟
البته در مورد حتما و باید و شایدش هم جای بحث داره :w20:
شما سعی دارید دوستتان را که به خاطر این که راننده یک ماشین به طور خطرناکی جلوی او پیچیده سخت عصبانی و آشفته است آرام کنید. چکار میکنید؟
1- به او می گویید آن حادثه را فراموش کند. خوشحال باشد که اکنون سالم است و این موضوع مهمی نیست.
2- یکی از نوارهای موسیقی مورد علاقه او را میگذارید و سعی میکنید حواس او را پرت کنید.
3- با او در بد و بیراه گفتن به آن راننده همصدا میشوید.
4- به او میگویید در گذشته چنین اتفاقی برای خود شما هم افتاده و چقدر از این بابت عصبانی شده بودید تا آن که متوجه شدید تعجیل آن راننده برای رسیدن به بیمارستان بوده است.
باسلام
به نظرم مياد همصدا شدن ، با راننده بهترين روش براي كمك كردن به اونه ، با اين كار اون زودتر تخليه ميشه
بااحترام
منم قبلا خونده بودم که همصدا شدن بهترین راه حله ولی یه بار واسه خودم و دوستم این مساله بوجود اومد.
منم یه جک (از همونایی که مدیرا باید ندید بگیرن) تعریف کردم فضا عوض شد ;)
s22a2ch
2009/8/26, 05:55 PM
شما سعی دارید دوستتان را که به خاطر این که راننده یک ماشین به طور خطرناکی جلوی او پیچیده سخت عصبانی و آشفته است آرام کنید. چکار میکنید؟
1- به او می گویید آن حادثه را فراموش کند. خوشحال باشد که اکنون سالم است و این موضوع مهمی نیست.
2- یکی از نوارهای موسیقی مورد علاقه او را میگذارید و سعی میکنید حواس او را پرت کنید.
3- با او در بد و بیراه گفتن به آن راننده همصدا میشوید.
4- به او میگویید در گذشته چنین اتفاقی برای خود شما هم افتاده و چقدر از این بابت عصبانی شده بودید تا آن که متوجه شدید تعجیل آن راننده برای رسیدن به بیمارستان بوده است.
من چون این اتفاق به خودم افتاده گزینه 4 رو میزنم.اما نه در همه موارد.اگه کسی از روی تفنن این کار رو انجام بده منم گزینه 3 رو انتخاب می کنم.:warn:
mahtabi
2009/8/26, 05:57 PM
شما سعی دارید دوستتان را که به خاطر این که راننده یک ماشین به طور خطرناکی جلوی او پیچیده سخت عصبانی و آشفته است آرام کنید. چکار میکنید؟
1- به او می گویید آن حادثه را فراموش کند. خوشحال باشد که اکنون سالم است و این موضوع مهمی نیست.
2- یکی از نوارهای موسیقی مورد علاقه او را میگذارید و سعی میکنید حواس او را پرت کنید.
3- با او در بد و بیراه گفتن به آن راننده همصدا میشوید.
4- به او میگویید در گذشته چنین اتفاقی برای خود شما هم افتاده و چقدر از این بابت عصبانی شده بودید تا آن که متوجه شدید تعجیل آن راننده برای رسیدن به بیمارستان بوده است.
من فکر کنم گزینه 2 جالب باشه و یا 4.
1 که یه جورایی سخته گفتنش توی اون موقعیت که هستیم.
3 هم بد و بیراه بگم که چی؟به نظرم اصلا جالب نیست منم عصبانیت دوستم رو تشدید کنم .
yuhana
2009/8/26, 06:33 PM
من فکر کنم گزینه 2 جالب باشه و یا 4.
1 که یه جورایی سخته گفتنش توی اون موقعیت که هستیم.
3 هم بد و بیراه بگم که چی؟به نظرم اصلا جالب نیست منم عصبانیت دوستم رو تشدید کنم .
دقیقا نظر منم همینه:smile:
m.ali.m
2009/8/26, 11:18 PM
شما سعی دارید دوستتان را که به خاطر این که راننده یک ماشین به طور خطرناکی جلوی او پیچیده سخت عصبانی و آشفته است آرام کنید. چکار میکنید؟
1- به او می گویید آن حادثه را فراموش کند. خوشحال باشد که اکنون سالم است و این موضوع مهمی نیست.
2- یکی از نوارهای موسیقی مورد علاقه او را میگذارید و سعی میکنید حواس او را پرت کنید.
3- با او در بد و بیراه گفتن به آن راننده همصدا میشوید.
4- به او میگویید در گذشته چنین اتفاقی برای خود شما هم افتاده و چقدر از این بابت عصبانی شده بودید تا آن که متوجه شدید تعجیل آن راننده برای رسیدن به بیمارستان بوده است.
من گزینه 4 رو انتخاب کرده بودم.
الان هم ...
چقدر سخته!آخه حالا که خوب فکر میکنم میبینم ممکنه ترکیبی از این کارها رو انجام بدم.اول گزینه ی 3 .چون میخوام آرومش کنم.بعد اگه داستانی داشته باشم که بگم گزینه ی4.بعد گزینه ی1رو انجام میدم تا همچنان آرامش رو بهش برگردونم.و در آخر هم شاید گزینه ی2 رو انجام بدم.میگم شاید،چون بستگی به شرایط داره.
just in time
2009/8/29, 07:24 AM
گزینه 3
چون من تو کتاب های روانشناسی خوندم که وقتی که یه نفربه شدت عصبیه باید سعی کنی باهاش همراه بشی تااروم بشه
باسلام
من كتاب روانشناسي شو نمي دونم ، ولي واقعا ميشه يه آدم توي اون شرايط رو جور ديگه اي آرووم كرد؟
من نمي دونم.
ولي مطمئن باشيد من همراهي ش مي كنم ، ولي نه جوري كه اون حالا بخواد منو آروم كنه.
بااحترام
just in time
2009/8/30, 07:43 AM
8- بحث بین شما و شریکتان بالا گرفته و هر دو صدای خود را بلند کردهاید و هر دو از فرط ناراحتی، شروع به تهمتزنیهایی به هم میکنید که خودتان هم واقعاً به آنها اعتقاد ندارید. بهترین کاری که میشود کرد چیست؟
1- موافقت برای 20 دقیقه استراحت قبل از ادامه بحث.
2- صرفنظر از این که شریکتان چه میگوید، شما سکوت کنید.
3- به او می گویید به خاطر رفتارتان متأسفید و از او هم میخواهید که معذرت خواهی کند.
4- چند لحظه تأمل کنید، افکارتان را جمع کنید و سپس ادعایتان را با دقت هر چه تمامتر، دوباره ابراز کنید.
just in time
2009/8/30, 07:47 AM
باسلام
من گزينه 4 رو انتخاب مي كنم
بايد با حرف زدن ، اونم درست حرف زدن مشكل رو حل كرد.
بايد سعي كنيم توي همون لحظه احساس مون رو كنترل كنيم.
اين كه بريم و دوباره برگرديم ، هوش هيجاني ما رو نشون نمي ده
بااحترام
just in time
2009/8/30, 07:53 AM
باسلام
بچه ها دو روزه كم فروغ شديد
فكر كنم الان فرصت خوبي واسه رها كردن تاپيك نباشه.
تازه داريم نتيجه مي گيريم.
بااحترام
8- بحث بین شما و شریکتان بالا گرفته و هر دو صدای خود را بلند کردهاید و هر دو از فرط ناراحتی، شروع به تهمتزنیهایی به هم میکنید که خودتان هم واقعاً به آنها اعتقاد ندارید. بهترین کاری که میشود کرد چیست؟
1- موافقت برای 20 دقیقه استراحت قبل از ادامه بحث.
2- صرفنظر از این که شریکتان چه میگوید، شما سکوت کنید.
3- به او می گویید به خاطر رفتارتان متأسفید و از او هم میخواهید که معذرت خواهی کند.
4- چند لحظه تأمل کنید، افکارتان را جمع کنید و سپس ادعایتان را با دقت هر چه تمامتر، دوباره ابراز کنید.
گزینه ی 3 را انتخاب کردم!!گزینه ی 1 که فکر نمیکنم بتونم انجامش بدم اگر سکوت کنم مشکلی حل نمیشه گزینه ی 3را انجام میدم و بعد اون با هم منطقی صحبت میکنیم.
گزینه ی 4 یعنی آخرش صدامونو بالا میبریم!یعنی تو اون شرایط این بهتزین کاره؟ میشه بیشتر توضیح بدین.
با تشکر قبلی
mohammad u3fi
2009/8/30, 10:13 AM
8- بحث بین شما و شریکتان بالا گرفته و هر دو صدای خود را بلند کردهاید و هر دو از فرط ناراحتی، شروع به تهمتزنیهایی به هم میکنید که خودتان هم واقعاً به آنها اعتقاد ندارید. بهترین کاری که میشود کرد چیست؟
1- موافقت برای 20 دقیقه استراحت قبل از ادامه بحث.
2- صرفنظر از این که شریکتان چه میگوید، شما سکوت کنید.
3- به او می گویید به خاطر رفتارتان متأسفید و از او هم میخواهید که معذرت خواهی کند.
4- چند لحظه تأمل کنید، افکارتان را جمع کنید و سپس ادعایتان را با دقت هر چه تمامتر، دوباره ابراز کنید.
گزینه من شماره 1 هست
آنتراک در زمانی که بحث و مشاجره به اوج خودش میرسه و درگیری لفظی شروع شده بهترین کار ممکنه
شک نکنید :smile:
just in time
2009/8/30, 10:43 AM
گزینه ی 3 را انتخاب کردم!!گزینه ی 1 که فکر نمیکنم بتونم انجامش بدم اگر سکوت کنم مشکلی حل نمیشه گزینه ی 3را انجام میدم و بعد اون با هم منطقی صحبت میکنیم.
گزینه ی 4 یعنی آخرش صدامونو بالا میبریم!یعنی تو اون شرایط این بهتزین کاره؟ میشه بیشتر توضیح بدین.
با تشکر قبلی
باسلام
دوست عزيزم
بالا بردن صدا جزو پيش فرض هاي تست هست.
مي دونيد هوش هيجاني ، يعني كنترل هيجانات به منظور پيشبرد اهداف
در نتيجه بهتره همون لحظه ارووم بشيد.
اين اولا به پيروزي شما كمك مي كنه ، اون رو هم با رفتارتون دعوت به آرامش كنيد ، در ادامه مديريت دعوا رو برعهده بگيريد.
بااين كار هم هيجانات خودتون رو كنترل كرديد ، هم هيجان شريكتون رو.
بااحترام
sszz23
2009/8/30, 11:35 AM
گزینه ب به نظرم معقولتره.چون به نظر من توجه به محیط و در واقع زیر نظر گرفتن محیط خیلی لازمه.چون هوش هیجانی یعنی واکنش به موقع و صحیح.
sszz23
2009/8/30, 11:46 AM
گزینه 4 .چون نه حقی از من ضایع میشه.نه به اون طرف پرخاشگری میشه.و در ضمن همه از اشتباهی که قرار بود صورت بگیره به طور صحیح و معقولانه خارج میشن.
sszz23
2009/8/30, 11:52 AM
گزینه 3.چون بی ادبی هیچ توجیهی نداره که حالا بخوام به اون طرف بگم که شرایط تو رو درک میکنم.به نظر من این تذکر به شخص در اینجا لازمه.چون اون پی به کار زشتش میبره و به احتمال زیاد به اون حرفا دیگه ادامه نخواهد داد.البته این نظر من هست
sszz23
2009/8/30, 11:59 AM
گزینه 1.چون اگه واقعا به فکر آینده شغلیم باشم نباید فقط به خاطر اینکه نمره بیارم در حالی که به اون مبحث تسلط کافی پیدا نکردم به استادم مراجعه کنم.سعی میکنم با برنامه ریزی بهتر نقاط ضعفم رو کاهش بدم .
sszz23
2009/8/30, 12:15 PM
گزینه 1 ولی تو دلم یکم ... میگم.البته بارها این اتفاق برام افتاده.اما به نظر من در این مواقع باید کاملا خونسردی خودمون رو حفظ کنیم چون کوچکترین اشتباه و عدم تمرکز ممکنه به ضررمون تموم بشه
sszz23
2009/8/30, 12:23 PM
گزینه 3.البته هوش هیجانی مخصوصا در رابطه با این تست به موضوعات روانشناسی مردمی هم مربوط میشه.من فکر میکنم علت این که در ایران اکثرا EQ پایینی دارن مربوط به مطالعه بسیار کم یا صفر کتب روانشناسی باشه.من یه پیشنهاد دارم اونم اینکه سعی کنیم موضوعاتی که مربوط به هم هوش هیجانی و هم روانشناسی بشه رو به بحث بذاریم طوریکه همه هر اطلاعاتی که در اون مورد دارن رو در بحث وارد کنن.موفق باشید
مهسیما
2009/8/30, 12:26 PM
قطعا گزینه 4;)
این مهمه که ما توی اون شرایط بتونیم موفق عمل کنیم
sszz23
2009/8/30, 12:33 PM
گزینه 1.آخه جوک چه از نوع ترکی چه از نوع رشتی و... خنده دارن.و باعث نشاط و شادی برای چند لحظه کوتاه میشه و چه اشکالی داره هر از گاهی جوک حتی در این نوع سازمانها گفته بشه.
mohammad u3fi
2009/8/30, 07:21 PM
خانم فرزانه فرد جوابهاتون رو روی سوالها نقل کنید بهتر نیست؟
اینطوری معلوم میشه جواب مال کدوم سوال بوده ;)
m.ali.m
2009/8/30, 08:43 PM
8- بحث بین شما و شریکتان بالا گرفته و هر دو صدای خود را بلند کردهاید و هر دو از فرط ناراحتی، شروع به تهمتزنیهایی به هم میکنید که خودتان هم واقعاً به آنها اعتقاد ندارید. بهترین کاری که میشود کرد چیست؟
1- موافقت برای 20 دقیقه استراحت قبل از ادامه بحث.
2- صرفنظر از این که شریکتان چه میگوید، شما سکوت کنید.
3- به او می گویید به خاطر رفتارتان متأسفید و از او هم میخواهید که معذرت خواهی کند.
4- چند لحظه تأمل کنید، افکارتان را جمع کنید و سپس ادعایتان را با دقت هر چه تمامتر، دوباره ابراز کنید.
سلام.
من گزینه ی 4 رو انتخاب میکنم. تمرکز در اینجور مواقع خیلی مهمه. چون از یک طرف باید جواب ادعاهای طرف مقابل رو بدید و از طرفی هم باید ادعای خودتون رو ثابت کنید.
گزینه ی1رو هم رد میکنم.واقعا فکر میکنید اگه 20دقیقه فرجه داشته باشید، میرید با آرامش کامل استراحت میکنید؟!
غیر ممکنه.شما در اون20 دقیقه فقط و فقط به 2 تا مساله فکر میکنید و انقدر ذهنتون درگیره که روی آرامش رو نمیبینید.
اول به این فکر میکنید که چه جوری جواب ادعاهای طرف مقابل رو بدید تا در مقابلش کم نیارید.دوم به این فکر میکنید که چه جوری حرف خودتون رو به کرسی بشونید. حالا با این تفکرات، اونم بعد از 20دقیقه، هر دو طرف آتیشی تر از قبل به ملاقات هم میرن!
انجام گزینه ی3هم بستگی به شرایط داره.وقتی طرف روی ادعاهاش تاکید داشته باشه، ممکنه با معذرت خواهی هم ،به قول معروف از رو نره و قبول نکنه که ادعاش درست نیست.تازه معذرتخواهی هم نکنه!
sszz23
2009/8/30, 09:05 PM
خانم فرزانه فرد جوابهاتون رو روی سوالها نقل کنید بهتر نیست؟
اینطوری معلوم میشه جواب مال کدوم سوال بوده ;)
شما اون خط واصل رو اگه دنبال کنید متوجه میشید من به کدوم سوال جواب دادم.
s22a2ch
2009/8/30, 11:54 PM
8- بحث بین شما و شریکتان بالا گرفته و هر دو صدای خود را بلند کردهاید و هر دو از فرط ناراحتی، شروع به تهمتزنیهایی به هم میکنید که خودتان هم واقعاً به آنها اعتقاد ندارید. بهترین کاری که میشود کرد چیست؟
1- موافقت برای 20 دقیقه استراحت قبل از ادامه بحث.
2- صرفنظر از این که شریکتان چه میگوید، شما سکوت کنید.
3- به او می گویید به خاطر رفتارتان متأسفید و از او هم میخواهید که معذرت خواهی کند.
4- چند لحظه تأمل کنید، افکارتان را جمع کنید و سپس ادعایتان را با دقت هر چه تمامتر، دوباره ابراز کنید.
من گزینه 1 رو انتخاب میکنم.
اگه سکوت کنم پس اصلا" چرا وارد بحث شدم؟
در مورد گزینه 3 اگه من اشتباه کنم معذرت خواهی میکنم اما نمیشه از طرف مقابل خواست معذرت خواهی کنه.
و اینکه اگه تامل کنم از اون جایی که شریکم داره حرف خودشو میزنه من نمیتونم تمرکز کنم رو افکارم.
yuhana
2009/8/31, 12:40 PM
8- بحث بین شما و شریکتان بالا گرفته و هر دو صدای خود را بلند کردهاید و هر دو از فرط ناراحتی، شروع به تهمتزنیهایی به هم میکنید که خودتان هم واقعاً به آنها اعتقاد ندارید. بهترین کاری که میشود کرد چیست؟
1- موافقت برای 20 دقیقه استراحت قبل از ادامه بحث.
2- صرفنظر از این که شریکتان چه میگوید، شما سکوت کنید.
3- به او می گویید به خاطر رفتارتان متأسفید و از او هم میخواهید که معذرت خواهی کند.
4- چند لحظه تأمل کنید، افکارتان را جمع کنید و سپس ادعایتان را با دقت هر چه تمامتر، دوباره ابراز کنید.
سلام
قطعا گزینه 4 .
اگه حق با منه سکوت اصلا جایز نیست.
به هر حال سکوت خوب نیست باید از حقت دفاع کنی:w05:البته نه با تهمت!!
star_silver2050
2009/8/31, 06:42 PM
8- بحث بین شما و شریکتان بالا گرفته و هر دو صدای خود را بلند کردهاید و هر دو از فرط ناراحتی، شروع به تهمتزنیهایی به هم میکنید که خودتان هم واقعاً به آنها اعتقاد ندارید. بهترین کاری که میشود کرد چیست؟
1- موافقت برای 20 دقیقه استراحت قبل از ادامه بحث.
2- صرفنظر از این که شریکتان چه میگوید، شما سکوت کنید.
3- به او می گویید به خاطر رفتارتان متأسفید و از او هم میخواهید که معذرت خواهی کند.
4- چند لحظه تأمل کنید، افکارتان را جمع کنید و سپس ادعایتان را با دقت هر چه تمامتر، دوباره ابراز کنید.
گزینه 4
نیاز به توضیح نداره خیلی واضحه
star_silver2050
2009/8/31, 06:47 PM
9- به شما مدیریت تیمی که قادر به یافتن راهحلی خلاقانه برای یک مشکل کاری نبوده است، سپرده شده است. نخستین کاری که انجام میدهید چیست؟
1-یک برنامه کاری تنظیم میکنید، جلسهای میگذارید و مدت زمان خاصی برای بحث درباره هر موضوع اختصاص میدهید.
2-جلسهای در خارج از محیط کار ترتیب میدهید، بیشتر به این منظور که افراد تیم را تشویق کنید که همدیگر را بهتر بشناسند.
3-با افراد تیم تک به تک جلسه میگذارید و نظر و ایده آنها را درباره چگونگی حل مساله جویا میشوید.
4-یک جلسه یورش فکری ( brainstorming ) میگذارید و افراد تیم را تشویق میکنید که هر چه به ذهنشان میآید را صرفنظر از این که چقدر بیربط باشد، بازگو کنند.
star_silver2050
2009/8/31, 06:49 PM
9- به شما مدیریت تیمی که قادر به یافتن راهحلی خلاقانه برای یک مشکل کاری نبوده است، سپرده شده است. نخستین کاری که انجام میدهید چیست؟
1-یک برنامه کاری تنظیم میکنید، جلسهای میگذارید و مدت زمان خاصی برای بحث درباره هر موضوع اختصاص میدهید.
2-جلسهای در خارج از محیط کار ترتیب میدهید، بیشتر به این منظور که افراد تیم را تشویق کنید که همدیگر را بهتر بشناسند.
3-با افراد تیم تک به تک جلسه میگذارید و نظر و ایده آنها را درباره چگونگی حل مساله جویا میشوید.
4-یک جلسه یورش فکری ( brainstorming ) میگذارید و افراد تیم را تشویق میکنید که هر چه به ذهنشان میآید را صرفنظر از این که چقدر بیربط باشد، بازگو کنند.
گزینه 4
این طوری هم افزایش کارایی داریم هم زودتر به نتیجه میرسیم در ضمن بهبود مستمر هم داریم
mohammad u3fi
2009/8/31, 09:44 PM
9- به شما مدیریت تیمی که قادر به یافتن راهحلی خلاقانه برای یک مشکل کاری نبوده است، سپرده شده است. نخستین کاری که انجام میدهید چیست؟
1-یک برنامه کاری تنظیم میکنید، جلسهای میگذارید و مدت زمان خاصی برای بحث درباره هر موضوع اختصاص میدهید.
2-جلسهای در خارج از محیط کار ترتیب میدهید، بیشتر به این منظور که افراد تیم را تشویق کنید که همدیگر را بهتر بشناسند.
3-با افراد تیم تک به تک جلسه میگذارید و نظر و ایده آنها را درباره چگونگی حل مساله جویا میشوید.
4-یک جلسه یورش فکری ( brainstorming ) میگذارید و افراد تیم را تشویق میکنید که هر چه به ذهنشان میآید را صرفنظر از این که چقدر بیربط باشد، بازگو کنند.
:w05:
چه سوال خوبی :D
من که تا الان گزینه 3 رو انجام دادم!
ولی باید یه نیم نگاهی هم به گزینه 4 داشته باشم :w20:
sszz23
2009/8/31, 10:40 PM
9- به شما مدیریت تیمی که قادر به یافتن راهحلی خلاقانه برای یک مشکل کاری نبوده است، سپرده شده است. نخستین کاری که انجام میدهید چیست؟
1-یک برنامه کاری تنظیم میکنید، جلسهای میگذارید و مدت زمان خاصی برای بحث درباره هر موضوع اختصاص میدهید.
2-جلسهای در خارج از محیط کار ترتیب میدهید، بیشتر به این منظور که افراد تیم را تشویق کنید که همدیگر را بهتر بشناسند.
3-با افراد تیم تک به تک جلسه میگذارید و نظر و ایده آنها را درباره چگونگی حل مساله جویا میشوید.
4-یک جلسه یورش فکری ( brainstorming ) میگذارید و افراد تیم را تشویق میکنید که هر چه به ذهنشان میآید را صرفنظر از این که چقدر بیربط باشد، بازگو کنند.
فقط 4.طوفان ذهنی روشی است که در کارهای تیمی استفاده میشه.بحثهایی هم که ترتیب داده میشن باید با نظر جمع همخونی داشته باشن.
شناخت افراد تا حدودی لازمه ولی یک راه حل برای برطرف کردن مشکل نیست
فرض کنید 50 نفر در یک تیم وجود داشته باشند اونوقت گزینه 3 اگر انجام بشه باید به عقل اون طرف شک کرد:D
just in time
2009/9/01, 08:13 AM
باسلام
منم گزینه 4 زو انتخاب می کنم
مزیت گزینه 4 به گزینه 3 اینه که شما توی جمع همگانی ، توی دیالوگ های که گفته میشه ممکنه به مسائلی پرداخته بشه ، که در مباحث تک به تک اتفاق نیوفته.
بااحترام
mohammad u3fi
2009/9/01, 10:01 AM
فقط 4.طوفان ذهنی روشی است که در کارهای تیمی استفاده میشه.بحثهایی هم که ترتیب داده میشن باید با نظر جمع همخونی داشته باشن.
شناخت افراد تا حدودی لازمه ولی یک راه حل برای برطرف کردن مشکل نیست
فرض کنید 50 نفر در یک تیم وجود داشته باشند اونوقت گزینه 3 اگر انجام بشه باید به عقل اون طرف شک کرد :D
به نظر من خیلی هم غیر عقلانی نیست!در ضمن یه نظریه وجود داره که میگه اعضای تیمها نباید از 25 نفر بیشتر باشند وگرنه کاراییشون رو از دست میدهند.
حتی این نظریه رو به تیمهای مجازی هم بسط دادند!
باسلام
منم گزینه 4 زو انتخاب می کنم
مزیت گزینه 4 به گزینه 3 اینه که شما توی جمع همگانی ، توی دیالوگ های که گفته میشه ممکنه به مسائلی پرداخته بشه ، که در مباحث تک به تک اتفاق نیوفته.
بااحترام
خب ما اینجا یه مشکلی داریم!
من سابقه کنفرانس دادن تو مسنجر رو داشتم. واقعا مدیریتش سخته :w05:
همه میخوان حرف بزنن، همه چی قرو قاطی میشه :huh:
مهسیما
2009/9/01, 10:19 AM
:w05:
چه سوال خوبی :D
من که تا الان گزینه 3 رو انجام دادم!
ولی باید یه نیم نگاهی هم به گزینه 4 داشته باشم :w20:
وقتی که ما باتک تک افراد جلسه بذاریم بقیه ی افراد ازشنیدن ایده های همدیگه محروم میشن من توی جلسه ی یورش فکری بودم عالیه
از یه ایده و فکری که به ذهن یه نفر میرسه با شاخ و برگ دادن بهش به نتیجه ی عالی میرسیم
sszz23
2009/9/01, 10:29 AM
شما سطح دیدتون رو وسیع کنید.مثلا برای کسی که مدیر پروژه است و تیمش بیش از 30،40 نفرند گزینه 3 روش صحیحی نیست.در ضمن در یک تیم همه باید با نقطه نظرات هم آشنا بشن نه فقط یه نفر
yuhana
2009/9/01, 10:42 AM
9- به شما مدیریت تیمی که قادر به یافتن راهحلی خلاقانه برای یک مشکل کاری نبوده است، سپرده شده است. نخستین کاری که انجام میدهید چیست؟
1-یک برنامه کاری تنظیم میکنید، جلسهای میگذارید و مدت زمان خاصی برای بحث درباره هر موضوع اختصاص میدهید.
2-جلسهای در خارج از محیط کار ترتیب میدهید، بیشتر به این منظور که افراد تیم را تشویق کنید که همدیگر را بهتر بشناسند.
3-با افراد تیم تک به تک جلسه میگذارید و نظر و ایده آنها را درباره چگونگی حل مساله جویا میشوید.
4-یک جلسه یورش فکری ( brainstorming ) میگذارید و افراد تیم را تشویق میکنید که هر چه به ذهنشان میآید را صرفنظر از این که چقدر بیربط باشد، بازگو کنند.
سلام
گزینه4
اصولا اسپم همه جا جواب داده:D
mohammad u3fi
2009/9/01, 10:52 AM
خب من با یورش فکری کاملا موافقم
اما برای تیمهای حقیقی!
برای تیم مجازی هم به نظرم واقعا جواب میده ولی به ظرطی که بشه کنفرانس رو مدیریت کرد
یه چیزی:
برای تیمهای مجازی هم ویدئو کنفرانس گزینه فوق العاده ای هست که ما در ایران امکاناتمون محدوده!!!
s22a2ch
2009/9/01, 10:57 AM
9- به شما مدیریت تیمی که قادر به یافتن راهحلی خلاقانه برای یک مشکل کاری نبوده است، سپرده شده است. نخستین کاری که انجام میدهید چیست؟
1-یک برنامه کاری تنظیم میکنید، جلسهای میگذارید و مدت زمان خاصی برای بحث درباره هر موضوع اختصاص میدهید.
2-جلسهای در خارج از محیط کار ترتیب میدهید، بیشتر به این منظور که افراد تیم را تشویق کنید که همدیگر را بهتر بشناسند.
3-با افراد تیم تک به تک جلسه میگذارید و نظر و ایده آنها را درباره چگونگی حل مساله جویا میشوید.
4-یک جلسه یورش فکری ( brainstorming ) میگذارید و افراد تیم را تشویق میکنید که هر چه به ذهنشان میآید را صرفنظر از این که چقدر بیربط باشد، بازگو کنند.
منم بین گزینه 1 و3
اگه گزینه 3 به این دلیل که وقت زیاد میگذره اشتباه باشه پس گزینه 4 هم یه جورایی اشتباهه
اگر هر 1 نفر یه حرف بی ربط بزنه در کل جلسه به هم میخوره
m.ali.m
2009/9/01, 04:10 PM
9- به شما مدیریت تیمی که قادر به یافتن راهحلی خلاقانه برای یک مشکل کاری نبوده است، سپرده شده است. نخستین کاری که انجام میدهید چیست؟
1-یک برنامه کاری تنظیم میکنید، جلسهای میگذارید و مدت زمان خاصی برای بحث درباره هر موضوع اختصاص میدهید.
2-جلسهای در خارج از محیط کار ترتیب میدهید، بیشتر به این منظور که افراد تیم را تشویق کنید که همدیگر را بهتر بشناسند.
3-با افراد تیم تک به تک جلسه میگذارید و نظر و ایده آنها را درباره چگونگی حل مساله جویا میشوید.
4-یک جلسه یورش فکری ( brainstorming ) میگذارید و افراد تیم را تشویق میکنید که هر چه به ذهنشان میآید را صرفنظر از این که چقدر بیربط باشد، بازگو کنند.
گزینه ی4.
just in time
2009/9/01, 06:00 PM
باسلام
بچه ها توفان ذهنی ، یا همون یورش ذهنی ، استاندارد داره
- روش برگزاری
- انتخاب نفرات
- مدت زمان
- تاپیک هایی که قراره در موردش بحث بشه
- مدیریت جلسه
همه مسائله بالا باید مشخص بشه بعد جلسه رو برگزار کنیم.
بااحترام
just in time
2009/9/02, 08:12 AM
باسلام
توي مديريت يه سري اصول هست من قبول دارم ، مثل اينكه داريم راجع بهش بحث مي كنيم ، توفان ذهني از جلسه تك به تك بهتر ، اين يه اصله
ولي مديريت يه روش اقتضايي ، به عبارت ديگه بسته به شرايط ، روش رو انتخاب مي كنيم ، اينجوري نيست كه ما هميشه نسبت به يك روش سمپات باشيم.
اين بحث رو از اون بابت شروع كردم كه بگم اين كه ما اختلاف نظر دارم به خاطر تجارب قبلي مون هم هست ، كه ممكنه جواب داده باشه و يا جواب نداده باشه ، در نتيجه نسبت به اون روش ذهنيت مثبت و يا منفي پيدا مي كنيم.
ولي اصولا مدير خلاق يعني كسي كه مي دونه توي هر شرايطي ، از چه روشي استفاده كنه.
بااحترام
9- به شما مدیریت تیمی که قادر به یافتن راهحلی خلاقانه برای یک مشکل کاری نبوده است، سپرده شده است. نخستین کاری که انجام میدهید چیست؟
1-یک برنامه کاری تنظیم میکنید، جلسهای میگذارید و مدت زمان خاصی برای بحث درباره هر موضوع اختصاص میدهید.
2-جلسهای در خارج از محیط کار ترتیب میدهید، بیشتر به این منظور که افراد تیم را تشویق کنید که همدیگر را بهتر بشناسند.
3-با افراد تیم تک به تک جلسه میگذارید و نظر و ایده آنها را درباره چگونگی حل مساله جویا میشوید.
4-یک جلسه یورش فکری ( brainstorming ) میگذارید و افراد تیم را تشویق میکنید که هر چه به ذهنشان میآید را صرفنظر از این که چقدر بیربط باشد، بازگو کنند.
معمولا باید گزینه ی 1 انتخاب بشه ولی گزینه ی 4 را انتخاب کردم چون فکر میکنم خیلی مفید باشه و اعضا راحت تر نظراتشونو بیان میکنند;)
mohammad u3fi
2009/9/03, 12:24 PM
دوستان تاپیک هوش هیجانی با هدف بالا بردن EQ بچه ها ایجاد شده
در همین راستا سه تست معروف در زمینه هوش هیجانی به سه نفر از دوستان واگذار شده تا در موردش تحقیقات مورد نظر رو به عمل بیارن :smile:
این سه نفر:
s22a2ch برای MSCEIT
just in time برای EQ-I
yuhanna برای EQ-360
لطفا با این افراد در زمینه های جمع آوری و ترجمه مطلب همکاری کنید
با تشکر :gol:
مهسیما
2009/9/04, 01:59 PM
10- شما اخیراً در سازمانتان فرد جوانی را به عنوان مدیر منصوب کردهاید و متوجه شدهاید که او بدون راهنمایی و مشاوره شما حتی قادر به سادهترین تصمیمگیریها هم نیست، چه می کنید؟
1-قبول میکنید که او آنچه را برای موفقیت در محیط کاری مورد نیاز است ندارد و دنبال یافتن کس دیگری برای جایگزینی او می گردید.
2-از مدیریت منابع انسانی سازمانتان میخواهید که با او صحبت کند و ببیند او مایل است در کدام بخش سازمان به فعالیتش ادامه دهد.
3-عمداً موارد پیچیده زیادی را که نیاز به تصمیمگیری داشته باشند به او محوّل میکنید تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.
4-یک سری شرایط چالش برانگیز ولی قابل مدیریت را برایش فراهم میکنید و خود را برای مشاوره و راهنمایی در دسترس او قرار میدهید.
مهسیما
2009/9/04, 02:00 PM
10- شما اخیراً در سازمانتان فرد جوانی را به عنوان مدیر منصوب کردهاید و متوجه شدهاید که او بدون راهنمایی و مشاوره شما حتی قادر به سادهترین تصمیمگیریها هم نیست، چه می کنید؟
1-قبول میکنید که او آنچه را برای موفقیت در محیط کاری مورد نیاز است ندارد و دنبال یافتن کس دیگری برای جایگزینی او می گردید.
2-از مدیریت منابع انسانی سازمانتان میخواهید که با او صحبت کند و ببیند او مایل است در کدام بخش سازمان به فعالیتش ادامه دهد.
3-عمداً موارد پیچیده زیادی را که نیاز به تصمیمگیری داشته باشند به او محوّل میکنید تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.
4-یک سری شرایط چالش برانگیز ولی قابل مدیریت را برایش فراهم میکنید و خود را برای مشاوره و راهنمایی در دسترس او قرار میدهید.
من گزینه 1 ;)
mohammad u3fi
2009/9/04, 02:56 PM
10- شما اخیراً در سازمانتان فرد جوانی را به عنوان مدیر منصوب کردهاید و متوجه شدهاید که او بدون راهنمایی و مشاوره شما حتی قادر به سادهترین تصمیمگیریها هم نیست، چه می کنید؟
1-قبول میکنید که او آنچه را برای موفقیت در محیط کاری مورد نیاز است ندارد و دنبال یافتن کس دیگری برای جایگزینی او می گردید.
2-از مدیریت منابع انسانی سازمانتان میخواهید که با او صحبت کند و ببیند او مایل است در کدام بخش سازمان به فعالیتش ادامه دهد.
3-عمداً موارد پیچیده زیادی را که نیاز به تصمیمگیری داشته باشند به او محوّل میکنید تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.
4-یک سری شرایط چالش برانگیز ولی قابل مدیریت را برایش فراهم میکنید و خود را برای مشاوره و راهنمایی در دسترس او قرار میدهید.
باید قبول کرد این یکی ازسخت ترین سوال های این تست بود چون واقعا نتیجه ای که از کارمون میگیریم ممکنه سرنوشت سازمان رو دگرگون کنه
من همچنان به گزینه 4 که در تست زدم پایبندم ولی گزینه 2 هم بدک نیست ;)
yuhana
2009/9/04, 05:30 PM
10- شما اخیراً در سازمانتان فرد جوانی را به عنوان مدیر منصوب کردهاید و متوجه شدهاید که او بدون راهنمایی و مشاوره شما حتی قادر به سادهترین تصمیمگیریها هم نیست، چه می کنید؟
1-قبول میکنید که او آنچه را برای موفقیت در محیط کاری مورد نیاز است ندارد و دنبال یافتن کس دیگری برای جایگزینی او می گردید.
2-از مدیریت منابع انسانی سازمانتان میخواهید که با او صحبت کند و ببیند او مایل است در کدام بخش سازمان به فعالیتش ادامه دهد.
3-عمداً موارد پیچیده زیادی را که نیاز به تصمیمگیری داشته باشند به او محوّل میکنید تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.
4-یک سری شرایط چالش برانگیز ولی قابل مدیریت را برایش فراهم میکنید و خود را برای مشاوره و راهنمایی در دسترس او قرار میدهید.
گزینه 4
البته به قول آقای یوسفی 2 هم بدک نیست.:smile:
just in time
2009/9/05, 08:20 AM
10- شما اخیراً در سازمانتان فرد جوانی را به عنوان مدیر منصوب کردهاید و متوجه شدهاید که او بدون راهنمایی و مشاوره شما حتی قادر به سادهترین تصمیمگیریها هم نیست، چه می کنید؟
1-قبول میکنید که او آنچه را برای موفقیت در محیط کاری مورد نیاز است ندارد و دنبال یافتن کس دیگری برای جایگزینی او می گردید.
2-از مدیریت منابع انسانی سازمانتان میخواهید که با او صحبت کند و ببیند او مایل است در کدام بخش سازمان به فعالیتش ادامه دهد.
3-عمداً موارد پیچیده زیادی را که نیاز به تصمیمگیری داشته باشند به او محوّل میکنید تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.
4-یک سری شرایط چالش برانگیز ولی قابل مدیریت را برایش فراهم میکنید و خود را برای مشاوره و راهنمایی در دسترس او قرار میدهید.
باسلام
من مطمئنا گزينه 4 رو انتخاب مي كنم.
شما هميشه بايد سعي كنيد به همكاراتون ماهي گرفتن رو ياد بديد نه ماهي خوردن رو.
من بهش مسوليت مي دم ، مشاوره مي دم ، تاوون اين كار رو هم مي پذيرم با همه عواقب ش ، با اين كاره كه ميشه يه مدير تربيت كرد.
بچه ها فك كنم اين باب بحثه خوبيه
پس همه مفصل توضيح بدن.
بااحترام
10- شما اخیراً در سازمانتان فرد جوانی را به عنوان مدیر منصوب کردهاید و متوجه شدهاید که او بدون راهنمایی و مشاوره شما حتی قادر به سادهترین تصمیمگیریها هم نیست، چه می کنید؟
1-قبول میکنید که او آنچه را برای موفقیت در محیط کاری مورد نیاز است ندارد و دنبال یافتن کس دیگری برای جایگزینی او می گردید.
2-از مدیریت منابع انسانی سازمانتان میخواهید که با او صحبت کند و ببیند او مایل است در کدام بخش سازمان به فعالیتش ادامه دهد.
3-عمداً موارد پیچیده زیادی را که نیاز به تصمیمگیری داشته باشند به او محوّل میکنید تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.
4-یک سری شرایط چالش برانگیز ولی قابل مدیریت را برایش فراهم میکنید و خود را برای مشاوره و راهنمایی در دسترس او قرار میدهید.
منم گزینه ی 4 را انتخاب کردم چون از این طریق به خوبی میتونیم به اون شخص کمک کنیم که پیشرفت کنه وگزینه ی 1 تصمیم عجولانه ای به نظر منه و عادلانه نیست!و گزینه ی 2 هم کم پیش میاد که امکانش موجود باشه گزینه ی 3 هم تصمیم درستی نمیتونه باشه چون اون در ابتدا نیاز به کمک داره تا بتونه امادگی پیدا کنه;)
mohammad u3fi
2009/9/05, 09:09 AM
باسلام
من مطمئنا گزينه 4 رو انتخاب مي كنم.
شما هميشه بايد سعي كنيد به همكاراتون ماهي گرفتن رو ياد بديد نه ماهي خوردن رو.
من بهش مسوليت مي دم ، مشاوره مي دم ، تاوون اين كار رو هم مي پذيرم با همه عواقب ش ، با اين كاره كه ميشه يه مدير تربيت كرد.
بچه ها فك كنم اين باب بحثه خوبيه
پس همه مفصل توضيح بدن.
بااحترام
در این سوال دو نکته مهم وجود داره
جوان بودن فرد مورد نظر
اینکه بدون مشورت ما قادر نیست هیچ کاری انجام بده
جوانی مشخصه آموزش پذیری و انعطاف شخصیتیست ولی ناکارامدی بحثی دیگر!
سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که اگه قرار باشه تمام مسئولیت های سازمان مورد نظر با نظارت مستقیم شخص من انجام بشه آیا واقعا احتیاجی به یک مدیر اضافی هست؟
بهتر نیست خودمون شخصا مدیریت اون سازمان رو هم به عهده بگیریم؟
خب شاید جوان بودن تنها فاکتوریه که مارو از این کار و یا جایگزین کردن اون شخص وا میداره اما در هر صورت من سعی میکنم جانشین مناسبی برای اون در نظر داشته باشم تا در صورت نیاز جابجایی در کمترین زمان ممکن انجام بشه
just in time
2009/9/05, 11:02 AM
در این سوال دو نکته مهم وجود داره
جوان بودن فرد مورد نظر
اینکه بدون مشورت ما قادر نیست هیچ کاری انجام بده
جوانی مشخصه آموزش پذیری و انعطاف شخصیتیست ولی ناکارامدی بحثی دیگر!
سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که اگه قرار باشه تمام مسئولیت های سازمان مورد نظر با نظارت مستقیم شخص من انجام بشه آیا واقعا احتیاجی به یک مدیر اضافی هست؟
بهتر نیست خودمون شخصا مدیریت اون سازمان رو هم به عهده بگیریم؟
خب شاید جوان بودن تنها فاکتوریه که مارو از این کار و یا جایگزین کردن اون شخص وا میداره اما در هر صورت من سعی میکنم جانشین مناسبی برای اون در نظر داشته باشم تا در صورت نیاز جابجایی در کمترین زمان ممکن انجام بشه
باسلام
سوالت خيلي خوب بود
پس بحث رو شروع مي كنيم.
قبول داري ما هميشه دچار خلا مديريتي هستيم.
مي خوام ورزشي مثال بزنم
اگه مصطفي كارخانه كه همه تيم هاي پايه واليباله بره ، هر جايي ، كي رو داريم جاش بزاريم؟
فرهنگ مون غلطه
تا حالا (حتما ديدي) مثلا يه كارخونه كه به يه نفر خلاصه ميشه ، اون يه نفر هر سازي بخواد مي زنه ، اين واسه اون نفر خوبه ولي واسه كارخونه اشتغال زايي ، تربيت مديران
بازم
خوبه
بااحترام
mohammad u3fi
2009/9/05, 01:59 PM
باسلام
سوالت خيلي خوب بود
پس بحث رو شروع مي كنيم.
قبول داري ما هميشه دچار خلا مديريتي هستيم.
مي خوام ورزشي مثال بزنم
اگه مصطفي كارخانه كه همه تيم هاي پايه واليباله بره ، هر جايي ، كي رو داريم جاش بزاريم؟
فرهنگ مون غلطه
تا حالا (حتما ديدي) مثلا يه كارخونه كه به يه نفر خلاصه ميشه ، اون يه نفر هر سازي بخواد مي زنه ، اين واسه اون نفر خوبه ولي واسه كارخونه اشتغال زايي ، تربيت مديران
بازم
خوبه
بااحترام
میدونی ..
فرهنگ جامعه ایرانی بیشتر به سمت فردگرایی هست تا جمع گرایی
همه دوست دارن:
نفر اول باشن
همه کارها رو خودشون انجام بدن
اصولا فرهنگ کار تیمی جا نیفتاده. نمیدونم چرا ولی واقعا دوست دارم اینجا بنیان یه کار تیمی بنا نهاد بشه. اگه من بتونم اینو به خود اثبات کنم که ایرانیها میتوانند کار گروهی انجام بدهند واقعا احساس رضایت میکنم و با خیال راحت به کارهای شخصیم میرسم :w05:
حالا فکر میکنی چطور میشه تفکر سیستماتیک رو بین مردم جا انداخت؟؟؟
m.ali.m
2009/9/05, 02:00 PM
10- شما اخیراً در سازمانتان فرد جوانی را به عنوان مدیر منصوب کردهاید و متوجه شدهاید که او بدون راهنمایی و مشاوره شما حتی قادر به سادهترین تصمیمگیریها هم نیست، چه می کنید؟
1-قبول میکنید که او آنچه را برای موفقیت در محیط کاری مورد نیاز است ندارد و دنبال یافتن کس دیگری برای جایگزینی او می گردید.
2-از مدیریت منابع انسانی سازمانتان میخواهید که با او صحبت کند و ببیند او مایل است در کدام بخش سازمان به فعالیتش ادامه دهد.
3-عمداً موارد پیچیده زیادی را که نیاز به تصمیمگیری داشته باشند به او محوّل میکنید تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.
4-یک سری شرایط چالش برانگیز ولی قابل مدیریت را برایش فراهم میکنید و خود را برای مشاوره و راهنمایی در دسترس او قرار میدهید.
گزینه 4 بهترین راهه.
گزینه1 رو انجام نمیدم .چون حتما انتخاب این فرد به این سمت فکر شده بوده.پس باید بهش فرصت داد.
گزینه2 رو هم قبول ندارم.چون لزومی نداره این مشکلو به گوش همه برسونم.اگه صحبتی لازم باشه، خودم بهتر میتونم انجامش بدم.
انجام گزینه 3 هم فقط اوضاع رو بدتر میکنه. چون وقتی اون همش میخواد از من مشاوره بگیره، با این فقط سر خودمو شلوغ کردم.
mohammad u3fi
2009/9/05, 02:09 PM
10- شما اخیراً در سازمانتان فرد جوانی را به عنوان مدیر منصوب کردهاید و متوجه شدهاید که او بدون راهنمایی و مشاوره شما حتی قادر به سادهترین تصمیمگیریها هم نیست، چه می کنید؟
1-قبول میکنید که او آنچه را برای موفقیت در محیط کاری مورد نیاز است ندارد و دنبال یافتن کس دیگری برای جایگزینی او می گردید.
2-از مدیریت منابع انسانی سازمانتان میخواهید که با او صحبت کند و ببیند او مایل است در کدام بخش سازمان به فعالیتش ادامه دهد.
3-عمداً موارد پیچیده زیادی را که نیاز به تصمیمگیری داشته باشند به او محوّل میکنید تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.
4-یک سری شرایط چالش برانگیز ولی قابل مدیریت را برایش فراهم میکنید و خود را برای مشاوره و راهنمایی در دسترس او قرار میدهید.
من گزینه 1 ;)
مهسیما چرا گزینه 1؟
به هزینه های جایگزینی فکر کردی؟ :w20:
Powered by vBulletin® Version 4.1.12 Copyright © 2012 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.