برای دیدن نسخه كامل اینجا را كلیك كنید : هنر و معماری اسلامی
*arch*
2007/10/25, 11:19 PM
سلام بچه ها
می خواستم اگه امکانش هست پروژه های درس معماری اسلامی را که انجام دادید معرفی کنید
آخه من نمی دونم که چه موضوعی انتخاب کنم:(
maral55
2007/10/26, 10:33 AM
سلام عزیزم
من یک مدرسه رو در شیراز انتخاب کردم و تحلیلش کردم
موضوع های متنوعی می تونی انتخاب کنی
خونه های قدیمی مسجد یا مدرسه یا هر چیزی دیگه مهم این هست که اون بنا تو شهرت باشه و اینکه مطالب ازش داشته باشی برای تحلیلش
شيدا جان
استادتون چه پيشنهاداتي داده يعني تو چه زمينه اي كار خواسته . تحقيقاتي يا چيزه ديگه اي ؟
كار خودم به دردت نميخوره چون استادم ميخواست كتاب بنويسه ما براش مقرنس برداشت كرديم . اگه اطلاعات درباره مقرنس بخواي ميتونم بهت بدم .
*arch*
2007/10/26, 11:31 PM
اتفاقا استادمون ازمون نمی خواد که یک خونه مسجد یا یک بنای معروف را تحلیل کنیم
بچه های سالهای قبل کارهایی مثل:بررسی گنبدها، خانه های دارای ایوان دو صفه ای و از این قبیل کارا انجام دادند.
habib_mohamadi
2007/10/27, 12:06 AM
اتفاقا استادمون ازمون نمی خواد که یک خونه مسجد یا یک بنای معروف را تحلیل کنیم
بچه های سالهای قبل کارهایی مثل:بررسی گنبدها، خانه های دارای ایوان دو صفه ای و از این قبیل کارا انجام دادند.
سلام
اگه بری در مورد سبک های معماری بعد از اسلام(آذری،خراسانی،اصفهان ،رازی و اختلاط) تحقیق بکنی که خیلی عالیه.بعدها صد در صد بدردت می خوره.شاید کمی زحمتش زیاد باشه اما می ارزه.من خودم همین دیروز جمعه کنفرانس در مورد معماری پارسی داشتم.
منابعی هم که بدردت بخورن اینها می تونن باشن:
1-سبک شناسی معماری ایرانی از مرحوم پیرنیا.
2-معماری اسلامی ایران از یوسف کیانی.
3-آشنایی با معماری جهان از محمد ابراهیم زارعی.
4- دروس تاریخ و مبانی نظری از مهدی پرنا(کتاب کنکور کارشناسی ارشد)که خیلی خوبه.
5- تاریخچه و شیوه های معماری در ایران از هوشنگ رسولی
6-باستان شناسی و هنر از دکتر علی اکبر سرفراز
سایت های اینترنتی هم که تا دلت بخواد هست. خصوصا ویکی پدیا که خیلی بدردت می خوره.
وقتی هم که داری یه سبکی بررسی می کنی برو نگاه کن که چه عنصری توش شاخصه مثلا کاخه،مقبرن،گنبده یا هر چیزه دیگه .اونو که فهمیدی برو تو کتاب معماری اسلامی ایران از یوسف کیانی و از تو اون مطلبت رو در بیار.
خلاصه باید دنبال سر نخ ها باشی.
بچه های کلاس ما هر هفته پشت سر هم دارن سبک های معماری ایران رو کنفرانس می دن.
maral55
2007/10/27, 01:20 PM
اتفاقا استادمون ازمون نمی خواد که یک خونه مسجد یا یک بنای معروف را تحلیل کنیم
بچه های سالهای قبل کارهایی مثل:بررسی گنبدها، خانه های دارای ایوان دو صفه ای و از این قبیل کارا انجام دادند.
می تونی در مورد عناصر کلیدی معماری اسلامی هم تحقیق بکنی مثلا یه عنصری مثل مناره رو در نظر بگیر
که این مناره چه طور شد شکل گرفت و در بناهای مختلف این رو تحلیل بکنی
خیلی چیز های دیگه هم هست
مثلا بررسی انواع ورودی های در خانه های قدیمی
بررسی جهت های نورگیری در انواع خانه ها
اتفاقا استادمون ازمون نمی خواد که یک خونه مسجد یا یک بنای معروف را تحلیل کنیم
بچه های سالهای قبل کارهایی مثل:بررسی گنبدها، خانه های دارای ایوان دو صفه ای و از این قبیل کارا انجام دادند.
اگه ميخواي مثل بچه هاي سال قبل كار كني كه كتاباي غلامحسين معماريان عاليه .
گونه شناسي مسكوني و طاق و قوس
barandeh24
2007/10/27, 09:54 PM
سلام
اگه بری در مورد سبک های معماری بعد از اسلام(آذری،خراسانی،اصفهان ،رازی و اختلاط) تحقیق بکنی که خیلی عالیه.بعدها صد در صد بدردت می خوره.شاید کمی زحمتش زیاد باشه اما می ارزه.من خودم همین دیروز جمعه کنفرانس در مورد معماری پارسی داشتم.
منابعی هم که بدردت بخورن اینها می تونن باشن:
1-سبک شناسی معماری ایرانی از مرحوم پیرنیا.
2-معماری اسلامی ایران از یوسف کیانی.
3-آشنایی با معماری جهان از محمد ابراهیم زارعی.
4- دروس تاریخ و مبانی نظری از مهدی پرنا(کتاب کنکور کارشناسی ارشد)که خیلی خوبه.
5- تاریخچه و شیوه های معماری در ایران از هوشنگ رسولی
6-باستان شناسی و هنر از دکتر علی اکبر سرفراز
سایت های اینترنتی هم که تا دلت بخواد هست. خصوصا ویکی پدیا که خیلی بدردت می خوره.
وقتی هم که داری یه سبکی بررسی می کنی برو نگاه کن که چه عنصری توش شاخصه مثلا کاخه،مقبرن،گنبده یا هر چیزه دیگه .اونو که فهمیدی برو تو کتاب معماری اسلامی ایران از یوسف کیانی و از تو اون مطلبت رو در بیار.
خلاصه باید دنبال سر نخ ها باشی.
بچه های کلاس ما هر هفته پشت سر هم دارن سبک های معماری ایران رو کنفرانس می دن.
منابع خوبی معرفی کردید
ممنون
maral55
2007/10/28, 03:24 PM
5- تاریخچه و شیوه های معماری در ایران از هوشنگ رسولی
یادش به خیر این اقای رسولی استاد معماری اسلامی ما بود
و چه قدر هم کلاس با حال و خوبی داشت از گوش دادن به حرفاش آدم خسته نمیشد
یادش به خیر این اقای رسولی استاد معماری اسلامی ما بود
من شنيده بودم معماريان آزاد شيراز درس ميداده استاد شما نبود ؟
maral55
2007/10/28, 08:34 PM
من شنيده بودم معماريان آزاد شيراز درس ميداده استاد شما نبود ؟
استاد ما که نبوده الان هم نیست شاید قبل از ما بوده
gol2khtar
2007/10/31, 08:59 PM
سلام لطفا اگه راجع به خانه عامریها اطلاعاتی دارید کمکم کنید مرسی
gol2khtar
2007/11/04, 04:25 PM
سلام بچه ها اگه درباره خانه عامریها در کاشان اطلاعاتی دارید از پلان گرفته تا بقیه به من بدید خیلی ممنون میشم
Mandan
2007/11/04, 05:30 PM
سلام بچه ها اگه درباره خانه عامریها در کاشان اطلاعاتی دارید از پلان گرفته تا بقیه به من بدید خیلی ممنون میشم
سلام عزیزم . یه سری به کتاب گنجنامه کاشان بزن . حتما اون تو عکسهایی از داخلش و همینطور پلانها و نماها و مقاطعش پیدا می کنی .:smile:
Mandan
2007/11/04, 05:34 PM
سلام بچه ها
می خواستم اگه امکانش هست پروژه های درس معماری اسلامی را که انجام دادید معرفی کنید
آخه من نمی دونم که چه موضوعی انتخاب کنم:(
سلام . موضوع که زیاده اما من بیشتر موافق کار درباره موضوعاتیم که کم روشون کار شده. مثلا در مورد پادیاو که ریشه اصلی پاسیو ست خیلی کم کار شده. اگه رو این موضوع تحقیق کنی هم نتیجه کار به دردت می خوره و هم با ارزشه!
در ضمن درس آشنایی با معماری اسلامی مطلقا معماری پس از ورود اسلام به ایران و دیگر کشورها رو در بر نمی گیره میتونی روی موضوعاتی مثل معماری پیش از اسلام هم کار کنی که هم خیلی وسیعه هم جای کار زیادی داره. موفق باشی.
*arch*
2007/11/08, 11:11 PM
موضوع من کاشی معرق است که باید آنها را بررسی کنیم و باید کارگاه کاشی سازی هم بریم تا با مراحل ساخت آنها آشنا بشیم کسی میتونه کمکی بهم بکنه؟؟
omid_sashaa
2007/11/19, 09:24 AM
رمز در معماری ایرانی – اسلامی "
مذهب یک امر مطلق در میان گروههای انسانی است ومعمولا به عنوان یک سیستم نمادین تعریف می شود که با رابطه انسانها و نیروهای فوق طبیعی و یا موضوعاتی که فراسوی واقعیت مادی هستند سروکار دارد "1
همه ادیان از زبانی رمز گونه و نمادین جهت انتقال مفاهیمی که خارج از حوزه درک آدمی می باشند و امکان تعریفی جامع از آنها وجود ندارد ، بهره گرفته اند که می توان " هنر معماری " را بهترین تجلی گاه رموز دینی در طول تاریخ بشر دانست که این امررا از ابتدایی ترین خانه هایی که توسط انسانها بنا شده اند تا مجموعه های دینی می توان مشاهده نمود . بر این اساس معماری ایرانی – اسلامی را می توان تلفیق هنر و دین جهت انتقال معانی متافیزیکی و معنوی دانست که در فرمهایی نمادین به ظهور می رسد . در این نوشتار سعی بر آن داریم که به فرمها و عناصری بپردازیم که همواره واجد ارزشهای سمبولیک در این نوع معماری بوده وبا وجود تغییر و تحولات بسیاردر طول تاریخ همچنان معانی خود رااز لحاظ معنوی در میان ایرانیان حفظ نموده اند .
گنبد یکی از محملهای معنایی در معماری ایرانی – اسلامی است ، در اکثر زبانهای زنده جهان ریشه پارسی دارد واز زمان باستان و تا امروز در بناهای مفدس ایرانیان از کاربرد ویژهای برخوردار بوده از جمله در ساخت آتشکده های زرتشتیان در دوره ساسانی . اساس وشالوده " گنبد " دایره " است که آنرا نماد کیهان و رسیدن به کمال می دانند و مرکز گنبد را مظهر حقیقت ابدی و مرکز زمین زیر گنبد ، نقطه ای که مستقیما در زیر راس گنبد قرار می گیرد ، به مرکز عالم تعبیر می شود ( درمرکز پوسته داخلی مسجد شیخ لطف الله اصفهان شعاع نورانی وجود دارد که واجد معنی نمادین بوده و از آن تعبیر به طاووس می کنند و جهت قلبه را به نمازگزاران نشان می دهد ) طرحهایی از گیاهان تنل چون " تاک " ( در مشرق زمین گیاه زندگی ونماد کیهان است) ، طوبی ( درخت بهشتی ) وانواع گل و بوته ، که نماد حیات بوده و در فرهنگ کهن ایرانیان از اهمیت و ارزش بسیاری برخوردار هستند ، بر کاشیهای فیروزه ای رنگ و یا کرم نقش بسته و فضای روحانی و معنوی را کامل می کنند .
" محراب " را می توان همان " مهراب " در آیین مهرپرستی ایرانیان دانست که به عنوان عنصری نمادین در بناهای مقدس مورد توجه می باشد که از یک فرو رفتگی طاقچه مانند در دیواری فرم می گیردو برای متمایز نمودن آن از بخشهای دیگر از نقوش و مصالح متفاوتی بهره می گیرند . در آیین مهرپرستی " مهرابه " ها مکانی برای برگزاری آیینهای میترایی بوده اند و فلسفه آن مکانها تولد و زایش " میترا " در غار بوده که مهرابه با سقف قوسی شکلش مظهر محل زایش میترا(غار) می باشد . تفاوتی که میان مهرابه های میترایی و مهرابه های مساجد می توان در نظر گرفت ، تفاوت در سبک تزیینات و رموز نهفته در نقوش تزیینی آنها می باشد . مهرابه های عهد باستان با نقوشی از " مهر " در حال قربانی نمودن گاو مقدس مزین می شدند در حالیکه نقوش تزیینی در مهرابه های مسا جد نقوشی انتزاعی و عرفانی و کتیبه هایی ازآیات قرآن کریم می باشند .
به هر حال " تغییر و تحول " فرایندی غیر قابل اجتناب بوده و انسان کمال گراهمواره مسیری را در جهت رسیدن به کمال در جنبه های گوناگون زندگی فردی و جمعی خویش طی نموده ، بنابراین بدون در نظر داشتن تعصبات دینی می توان محرابهای امروز را شکل تکامل یافته مهرابه های دوران باستان دانست .
مناره نیز عنصر فضایی دیگری از معماری ایرانی – اسلامی است که قبل از ورود اسلام به ایران از این عنصر جهت تعیین دو مرز و همچنین تامین روشنایی برای مسافرین و کاروانیان در راهها بهره گرفته می شد اما با ورود اسلام به این سرزمین " مناره " تبدیل به عنصری مقدس در کنار گنبد اماکن مقدس گردید و نماد نور و هدایت مسلمین به صراط مستقیم گردید که در تزیین مناره ها در دوره های مختلف از شیوه های مختلفی بهره می برند چون کاشی کاری ، برجسته کاری ، کتیبه نویسی و...
مناره ها را می توان متشکل از چهار جزء دانست که شامل پایه ، ساقه ، سرپوش و راس می باشد که مهم ترین بخش آن " سر پوش " است .
حوض نیز عنصری مهم در فضاهای مقدس بوده و معمولا در مرکز هندسی صحن ایجاد می گردد که آب درون آن تازه و پاک بوده و نماد " پاکسازی نفس " می باشد . حوض را مظهر آیینه می توان دانست زایرا گنبد آسمان و کاشیهای هفت رنگ به کار رفته در نمای مساجد را در خود منعکس کرده و ایوانهای مسجد در حول آن شکل می گیرند . در خانه های سنتی ایران نیز این عنصر به عنوان نماد پاکی و روشنایی به کاربرده می شده است .
منابع :
- MARI WOMACK , Symbols and meaning , ALTAMIRApress , 2005 .
-www.aftab .ir/articles
-www.reference.islamic.art.net/architecture.htm
- بری، تامس . " رمزوبنا و آیین " ، ترجمه مهرداد قیومی ، فصلنامه خیال ، تهران ، فرهنگستان هنر، بهار 1384.
- گنون ، رنه . " معانی نمادین گنبد " ، فرزین فردانش ، فصلنامه خیال ، تهران ، فرهنگستان هنر ، زمستان 1381
گل پسر
2007/11/24, 08:27 AM
سلام
اگر امکان داره مطالبی درباره خانه های قدیمی مانند خانه لاری ها قرار بدید ممنون می شم
habib_mohamadi
2007/11/24, 10:59 AM
سلام
اگر امکان داره مطالبی درباره خانه های قدیمی مانند خانه لاری ها قرار بدید ممنون می شم
سلام
خانه های قدیمی بوشهر(خانه های بافت قدیم بوشهر) خیلی چیزای خوبی هستند هم برای بررسی و هم برای تماشا کردن.
کتاب شکوه ابوشهر از سام رسایی کشکوک کتاب خیلی خوبی در مورد خانه های بافت قدیم بوشهر.
خیلی کتابه کامله.عکس از تک تک جزئیات خانه رو داره. در ضمن هر چی اتفاق تو این خونه ها افتاده با ذکر دلیل هم گفته شده.
برای مثال ،مثلا چرا خونه ها رو به فلان جهت بوده یا چرا سطح خونه ها رو میاوردند بالا.
برای ایجاد کوران هوا (با توجه به این که بوشهر یه هوای مرطوب داره)چه کارایی انجام دادن.
چرا پنجره ها این طوری ساخته شدن.
دلیل این که از شیشه ها رنگی استفاده شده چی بوده .
و خلا صه کلی مطلب دیگه که خیلی خیلی بدردت می خوره.
یادت نره حتمن کتابه رو بگیری.;)
Mandan
2007/11/24, 02:53 PM
سلام آقای حبیب محمدی. میشه لطف کنید اندازه فونتتون تو تایپ رو کاهش بدین؟ با اینکه مطالب جالب و خوبی می نویسید این اندازه بزرگ باعث می شه تمرکز و در نتیجه خوندن متن برامون سخت بشه . بازم ممنون.
habib_mohamadi
2007/11/24, 08:21 PM
سلام آقای حبیب محمدی. میشه لطف کنید اندازه فونتتون تو تایپ رو کاهش بدین؟ با اینکه مطالب جالب و خوبی می نویسید این اندازه بزرگ باعث می شه تمرکز و در نتیجه خوندن متن برامون سخت بشه . بازم ممنون.
سلام
معذرت می خوام.شرمنده.ولی این طوری خیلی خیلی راحتم.:biggrin:;)
Mandan
2007/11/25, 11:45 AM
چه خوب می شد اگه آدم می تونست فقط به راحتی خودش فکر کنه!!:biggrin:
omid_sashaa
2007/12/04, 06:27 PM
نقش ممتاز طاقنما در معماری اسلامیhttp://www.aftab.ir/news/2007/oct/13/images/92688f26b47386e2bbabccb793c701a8.jpgطاقنما در ابتدا به جای ستون و محل قرار گرفتن سقف بر روی آنها مورد استفاده قرار میگرفت، اما با گذشت زمان و توسعه هنر معماری اسلامی از این طاقنماها به منظور احیای معماری اسلامی و تأکید بر ابداعات معماران مسلمان استفاده شد.http://www.aftab.ir/images/news/break.gifطاقنما در ابتدا به جای ستون و محل قرار گرفتن سقف بر روی آنها مورد استفاده قرار میگرفت، اما با گذشت زمان و توسعه هنر معماری اسلامی از این طاقنماها به منظور احیای معماری اسلامی و تأکید بر ابداعات معماران مسلمان استفاده شد.
در تمام دوران اسلامی معماری مساجد اهمیت بسزایی داشت، از این رو معماران مسلمان با گذشت زمان سعی می کردند در معماری مساجد تحولاتی ایجاد کنند و بخشهایی را به آن بیفزایند و از آنها در زیباسازی مساجد و اهتمام به امور مساجد و جذب افراد مختلف استفاده کنند.
مساجد در گذشته به شکل صحن و یا ایوانی مسقف ساخته می شد که مهمترین بخش آن نمازخانه محسوب می شد. سقف مساجد در گذشته از شاخه های درخت خرما یا نخل ساخته می شد که ستونهایی از تنه نخل را حمل می کرد و یا اینکه سقف از چوب ساخته می شد که ستونهای زیرین سقف را نگه می داشت.
پس از اینکه در معماری اسلامی توسعه های فراوانی به وجود آمد طاقنماهای چوبی جای خود را به طاقنماهای سنگی داد تا بتواند بیشتر تحمل سقف را داشته باشد. از این رو آنها نقش مهمی در معماری اسلامی به عهده داشت.
در دورانهای مختلف اسلامی و با توجه به ماهیت هر کشور و فرهنگ موجود در آن کشور، طاقنماها اشکال مختلفی پیدا کردند؛ برخی از آنها به شکل نیم دایره بود، برخی ۴ و یا ۵ ضلعی بودند. در واقع می توان گفت که این طاقها اساس توسعه سقف و گلدسته محسوب می شدند که در دوران اسلامی در کشورهای اسلامی توسعه فراوانی یافت.
از آنجایی که این طاقنماها رکن اصلی مسجد شد، مسلمانان معمار در کشورهای مختلف اسلامی سعی در تزئین و زیباسازی آن کردند و از طریق مواد و لوازم مختلف و همچنین طرحهای ابداعی و نوآوری تنوع فراوانی به طاقنماها دادند. برخی از این طاقنماها بر برخی دیگر برتری داشتند و رمز جاودانگی آنها شد.
برخی از این طاقنماها به صورت کندوی زنبور عسل ساخته می شدند. در مساجد برخی از کشورها مرسوم بوده که آنها نیز به سبک و شیوه معماری خود به تزئین آنها اقدام کنند . از این رو ساخت طاقنماها در کشورهای مختلف با هم تفاوت داشت.
اما مسلمانان استفاده از طاق را از رومیها فرا گرفتند و ابتدا در ساختمانهای خاص و خانه های ثروتمندان مورد استفاده قرار می گرفت، سپس در قرن ۱۹ شیوه های جدیدی به ساخت آنها داده شد که اینک بسیاری از این طاقها میراث اسلامی معماران مسلمان به شمار می رود.
http://www.aftab.ir/images/news/break.gifیادداشت: خبرگزارى مهر
yasersadeqi
2007/12/10, 09:37 AM
من نمي دونم شما كجا زندگي مي كنين يا كجا درس مي خوونين اما در اصفهان يه موزه هست كه مركز پژوهشهاي معماري اسلامي ي اسمش موزه حمام علي قلي آقاست
تلفنش اينه 0311.3375777.9 ببخشيد من تازه واردم تو تالار طول ميكشه تا سريع بشم
عجايب هفت گانه بارگاهخسروپرويز
گروه فرهنگ، هستي پودفروش _هرچند آخرين پادشاه ساساني، خسرو پرويز در دوراني حكم راند كه در ايران آن روزبحران حاكم بود و در پايان نيز با حمله اعراب شكست خورد و طومار ساسانيان در همپيچيد، اما نام او و دربارش با افسانه هاي گوناگون عجين شده است.عجايب هفتگانهبارگاه خسروپرويز يكي از آنها است. برخي از اين هفت تا واقعي بهنظر ميرسند و برخيديگر بيشتر به افسانه ميمانند. از «هفت گنج» يا عجايب بارگاه خسروپرويز بارها درمنابع مختلف نامي به ميان آمده است. «ساسانيان» اثر «كريستين سن» يكي از منابعي استكه به اين عجايب اشاره كرده است و از گنج گاو، دستمال نسوز، تاج ياقوتنشان، تختطاقديس، طلاي مشت افشار، گنج بادآورد و شطرنجي از ياقوت و زمرد به عنوان عجايبهفتگانه بارگاه پادشاه ساساني نام برده است. فردوسي نيز در قصيده اي، از «هفت گنج»خسروپرويز نام مي برد. هنديان بودايي هم به تقليد از «هفت گنج» خسروپرويز، پادشاهساساني ، «هفت گوهر» را ترتيب داده بودند.
گنج گاوكشاورز مثل هرروز، «غباز» (خيش گاو آهن) را برداشت و به سوي مزرعه حركت كرد. به مزرعه كه رسيدتوشه ظهر را زير درختي گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را درزمين فرو كرد متوجه شيئي سخت شد. با دست شروع به كندن زمين كرد و ناگاه با ظرفقديمي برخورد كرد. آن را بيرون آورد، ولي باورش نمي شد. ظرف پر از سكه بود. سكه راكه نگاه كرد نام اسكندر روي آن حك شده بود. كشاورز براي نشان دادن حسن نيت خود نسبتبه پادشاه خسروپرويز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بكنند وظروف ديگر را از خاك بيرون بكشند. صد كوزه نقره و طلا كه مهر اسكندر بر آن حك شدهبود، از خاك بيرون آمد. خسرو پرويز، اين گنجينه را كه يكي از عجايب هفت گانه كاخشبود، گرفت و يكي از كوزه ها را به كشاورز داد. گنج را در جايي از كاخ مخفي كرد و آنرا «گنج گاو»ناميد.
دستمال نسوز خسروپرويزيكي ديگر از عجايب بارگاهخسروپرويز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست هاي خود را پاكمي كرد و چون كثيف و چرب مي شد آن را درون آتش مي انداخت تا آتش آن را تميز كند،دستمال پاك
مي شد ولي نمي سوخت. به احتمال قوي جنس اين دستمال از پنبه كوهي بودهاست.
تاج ياقوتنشان خسرو پرويزاز ديگر عجايب كاخ او تاج خسروييبود. تاج خسرو پرويز از مقدار زيادي طلا و مرواريد ساخته شده بود. ياقوت هاي به كاررفته در تاج طوري مي درخشيد كه به جاي چراغ در شب از آن استفاده مي كردند و ياقوتهايش همه جا را روشن مي كرد. زمردهايش چشم افعي را كور مي كرد. اين تاج آنقدر سنگينبود كه زنجيرهايي از طلا را از سقف آويزان كرده بودند و تاج را بر اين زنجيرهاي طلابسته بودند، طوري كه تاج به هنگام نشستن شاه روي سرش قرار بگيرد و سنگيني تاج رااحساس نكند.
تخت طاقديس بارگاه خسروپرويزيكي ديگر از عجايب بارگاهخسرو تخت طاقديس اوست. شكل اين تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هايش ازنقره و طلا بود. سقف اين تخت از زر و لاجورد بود. صور فلكي، كواكب، بروج سماوي، هفتاقليم، صورت هاي پادشاهان، مجالس بزم و شكار، بر اين سقف، حك شده بود. روي آن وسيلهاي براي تعيين ساعت روز نصب شده بود. چهار ياقوت، هر يك به تناسب يكي از فصول سالديده مي شد. بر بالاي آن وسيله اي بود كه قطراتي مانند قطرات باران را فرو مي ريختو صدايي رعدآسا به گوش مي رسيد.
طلاي مشت افشارخسروپرويز قطعهطلايي اعجاب انگيز داشت كه به طلاي مشت فشار يا مشت افشار معروف بود . اين قطعه طلابه اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. اين قطعه زر به هر شكلي حالت مي گرفت.اينقطعه طلا را از معدني در تبت براي خسرو استخراج كرده بودندو200 مثقال وزن داشت.
گنج بادآورد«گنج بادآورد» از عجائب ديگر دستگاه پرويز است. هنگاميكه ايرانيان اسكندريه را محاصره كردند، روميان ثروت شهر را در كشتي هائي نهادند تابه مكاني امن بفرستند، اما باد به جهت مخالف وزيد و كشتي به سمت ايرانيان آمد .ثروترا به تيسفون بردند و« گنج باد آورد» ناميدند.
شطرنجي از ياقوت وزمرداز عجايب ديگر دستگاه پادشاه ساساني، شطرنج مخصوصي از جنس ياقوت و زمردبود.
ديگر عجايب منسوب به بارگاه خسروپرويزخسروپرويز شايد از معدودپادشاهاني باشد كه از همسرش نيز در برخي از منابع تاريخي به عنوان يكي از عجايبدربار او نامبرده شده است. در تاريخ ثعالبي به جز آنچه كه در بالا اشاره شد ، از زناو شيرين، قصرش تيسفون، درفش كاوياني، رامشگران دربار ساساني، اسب خسرو به نامشبديز و فيل سفيد دربار نيز به عنوان گنجهاي خسرو و عجايب دربار او ياد شده ودرباره برخي از آنها توضيحاتي آمده است.
در تاريخ ثعالبي آمده است: «شيرينوخسرو در جواني دلباخته يكديگر شدند، اما وقتي خسرو به پادشاهي رسيد شيرين رافراموش كرد. شيرين كه بار ديگر در پي جلب عشق خسرو برآمده بود، روزي در سر راه شكاراو قرار گرفت و آتش عشق فراموش شده در دل خسرو روشن شد.اودر همان لحظه او را به زنيگرفت.شيرين بعد از راهيابي به كاخ پس از چندي مريم بانوي اول زرتشتيان را مسموم كردو خود زن اول دربار شد».
اسب خسرو «شبديز» هم از ديگر عجائب كاخ اوست كه درتاريخ ثعالبي از آن نامي بهميان آمده است .خسرو گفته بود اگر كسي خبر مرگ «شبديز»را بدهد او را خواهد كشت .هنگامي كه« شبديز» مرد تنها «باربد» جرات كرد نغمه اي رابخواند و در آن خبر مرگ شبديز را بدهد. او خواند: «ديگر شبديز نميخواند ونميچرد.» شاه گفت:«مگر او مرده است.» وباربد گفت:« شاه چنين فرمايد».
»باربد« خود نيز از عجائب دستگاه پرويز بود.«سركس» از خنياگران دربار كه به او حسادت ميكرد در فرصتي مناسب او را كشت. خسرو وقتي دانست باربد به دست سركس كشته شده استدستور قتل«سركس»را هم داد
.
منابع:
ساسانيان از كريستين سن تاريخ ثعالبي تاريخ بلعمي
:w37:
سلام
اميدوارم اين مطلب بدردتون بخوره
:w24:
معماري ايراني درون گرا و به دور از بيهودگي عناصر طراحي در معماري ايراني از قدمتي 3000 ساله برخوردار است. اين عناصر از تالار گور دخمه ها گرفته تا سقف چهارتاقيها و چهارايوانيها همواره در دوران هاي مختلف حضور دارند.
گنبد سلطانيه از هشت اثر ميراث جهاني در ايران است
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ معماري در ايران بيش از 6000 سال تاريخ پيوسته دارد. اين معماري نه تنها فراتر از مرز جغرافيايي ايران امروزي نمودي بارز دارد بلکه از نظر تنوع، پهنه وسيعي را دربرمي گيرد.
عناصر طراحي نيز در معماري ايراني از قدمتي 3000 ساله برخوردار است. اين عناصر از تالار گوردخمه ها گرفته تا سقف چهارتاقي ها و چهارايواني ها همواره در دوران هاي مختلف حضور دارند.
در واقع معماري ايراني داراي استمراري بوده که هر چند بارها بر اثر کشمکش هاي داخلي و هجوم هاي خارجي دستخوش فترت يا انحراف موقتي شده، با اين همه به سبکي دست يافت که با هيچ سبک ديگري اشتباه نمي شود.
معماري اصولا يک هنر مقدس است که در حيطه اين تقدس وظيفه اش پرکردن شکاف ميان دو دنياي خاکي و افلاکي به هر دو صورت طبيعي و نمادي است. معماري اين وظيفه را به وسيله بناهايي که سر به آسمان مي سائيد، ادا مي کند. در واقع معماري مقدس، تلاشي پيوسته به سوي بالاست.
در ايران هم معماري آثار تاريخي در وهله اول داراي مفهوم و هدف ديني و آئيني است. از طرفي در ايران مثل ساير نقاط دنيا ساخت يک بنا وابسته به عواملي است که عبارتند از: اقليم، مصالح موجود، فرهنگ منطقه، فرهنگ همسايه، دين و آيين و باور، باني بنا و ...
حال اگر از درون جهان اسلام به معماري ايران بنگريم، جالب خواهد بود. هنر و معماري در جهان اسلام داراي چهار شيوه بنيادي است که به شيوه مصري،شامي،غربي و ايراني تقسيم بندي ميشوند.
شيوههاي فرعي ديگري هم وجود دارند که از آنها صرف نظر مي کنيم.
در اين ميان شيوه ايراني از همه ارزشمندتر و گسترده تر بوده و دربرگيرنده ايران، عراق، افغانستان، پاکستان، ازبکستان، تاجيکستان، شيخ نشين هاي پيرامون خليج فارس همچون عمان تا هند و اندونزي است.
اصول معماري ايراني
اصول معماري ايراني عبارتند از: درون گرايي، پرهيز از بيهودگي، مردم واري، خودبسندگي و نيارش.
درون گرايي : يکي از باورهاي مردم ايران زندگي شخصي و حرمت آن بوده که اين امر به گونه اي معماري ايران را درون گرا ساخته است. معماران ايراني با سامان دهي اندام هاي ساختمان در گرداگرد يک يا چند ميان سرا، ساختمان را از جهان بيرون جدا مي کردند و تنها يک هشتي اين دو را به هم پيوند مي داد.
وجود اندروني و بيروني نمودي از اين درونگرايي است. اندروني جايگاه زندگي خانواده بوده و بيگانگان به آن راه نداشتند. بيروني ويژه ميهمانان و بيگانگان بود که جداگانه پذيرايي مي شدند.
در ايران خانه هاي برونگرا در برخي از مناطق مثل کردستان، لرستان و شمال ايران ساخته مي شود ولي در سرزمين هاي مياني و گرم و خشک اغلب خانه ها درونگرا هستند.
پرهيز از بيهودگي : در معماري ايران تلاش مي شده کار بيهوده انجام نشود و از اسراف پرهيز مي کردند.
مردم واري: مردم واري به معناي رعايت تناسب ميان اندام هاي ساختماني با اندام هاي انسان و توجه به نيازهاي او در کار ساختمان سازي است. در ايران هم مثل مکان هاي ديگر، معماري هنري وابسته به زندگي است. معمار ايراني بلنداي درگاه را به اندازه بالاي مردم مي گرفته و روزن و روشندان را چنان مي آراسته که فروغ خورشيد و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سراي مي آورد. پهناي اتاق خواب به اندازه يک بستر است و افراز تاقچه به اندازه اي است که نشسته و ايستاده به آساني در دسترس باشد و از طرفي تالار که مخصوص مهمان است به اندازه اي پهناور و باشکوه بوده که شايسته پذيرايي باشد.
خودبسندگي: معماران ايراني تلاش مي کردند مصالح مورد نياز خود را از نزديک ترين جاها به دست آورند و ساختمان ها را چنان مي ساختند که نيازمند به مصالح جاهاي ديگر نباشد و تنها به خود اکتفا کنند.
به اين ترتيب کار ساخت با شتاب بيشتري انجام مي شد و ساختمان با طبيعت پيرامون خود سازگارتر بود و هنگام بازسازي و نوسازي نيز هميشه مصالح در دسترس است.
توجه به اين نکته مهم است که معماران ايراني تا آن جا که مي شد تلاش مي کردند مصالح مرغوب به کار برند و با بهترين گونه خاک، گچ، آهک و سنگ کار مي کردند. اما اگر فرآوردن و آماده ساختن آن از همان جا شدني نبود، از جاي دورتر بهره مي گرفتند.
براي اثبات اصل خود بسندگي در معماري ايراني مي توان به بهره گيري از تاق و گنبد در معماري ايران اشاره کرد. از آن جا که چوب مناسب براي ساختمان سازي در همه جا يافت نمي شد ولي خشت و آجر را به راحتي مي توان يافت، معماران هم دست به نوآوري هايي زدند که با خشت و آجر بتوان تاق و گنبد را به عنوان سقف بنا، ساخت.
نيارش: نيارش به دانش ايستايي، فن ساختمان و مصالح شناسي گفته مي شود. معماران به نيارش ساختمان بسيار توجه مي کردند و آن را از زيبايي جدا نمي دانستند. آنها به تجربه به اندازه هايي براي پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست يافته بودند که همه بر پايه نيارش به دست آمده بود.
بناهاي تاريخي ايران را بر اساس سبک معماري مي توان به صورت زير دسته بندي کرد:
پيش از پارسي، پارسي، پارتي، خراساني، رازي، آذري و اصفهاني.
در اين تقسيم بندي چهار شيوه خراساني، رازي، آذري و اصفهاني از شيوه هاي دوران اسلامي هستند و به دنبال دگرگوني هاي پس از آمدن اسلام به ايران پديدار شدند.
معماري پيش از پارسي: محوطه قديمي زاغه در دشت قزوين، تپه سيلک کاشان، معبد چغازنبيل مربوط به دوران عيلاميان، تپه هگمتانه و نوشيجان تپه در استان همدان از نمونه هاي اين معماري هستند.
نمونه ديگر اين دوران، معماري مادي استودان ها است که برخي از آنها را در دکان داوود در نزديکي سرپل ذهاب، در فخريک کردستان و ... ميتوان مشاهده کرد.
معماري پارسي: محوطه تاريخي پاسارگاد به علاوه آرامگاه کوروش، کاخ آپادانا در شوش، مجموعه کاخ هاي تخت جمشيد و آرامگاه هاي واقع در نقش رستم از نمونه هاي معماري هاي اين سبک هستند.
شيوه معماري پارسي نخستين شيوه معماري ايران است که روزگار هخامنشيان تا حمله اسکندر به ايران را دربرمي گيرد. در اين معماري، بيشتر از آن که بتوانيم به يک سبک خاص اشاره کنيم مي توانيم توانايي و هنر ايراني را در تقليد درست و هماهنگي ميان سبک هاي مختلف ارزيابي نماييم.
در حقيقت بنياد شيوه پارسي از همان ساختمان هاي ساده که در سرزمين هاي غرب و شمال غرب ايران و ديگر جاها بوده برگرفته شده است. اما پديده تازه اي که با گسترش فرمانروايي پارس ها روي مي دهد، همکاري هنرمندان مختلف از سرزمين هاي گوناگون است.
علاوه بر نمونه هايي که به عنوان معماري پارسي ذکر شد مي توان به الگوي چهارباغ اشاره کرد که يکي از ماندگارترين ابداعات هخامنشيان در عرصه طراحي است که در پاسارگاد پا به منصه ظهور گذاشت و ادامه يافت.
برخي از ويژگي هاي معماري پارسي عبارتند از: ساخت ساختمان بر روي سکو، صفه و تختگاه؛ درونگرايي؛ زيباسازي پيرامون ساختمان ها؛ بهره گيري از سقف خميده و تاق در زيرزمين ها؛ استفاده از سنگ بريده و منظم و پاک تراش و صيقلي؛ پي سازي با سنگ لاشه؛ نماسازي بيروني با سنگ تراش و نماسازي دروني با کاشي لعابدار؛ پرداخت کف با بهترين مصالح؛ بهره گيري از ستون؛ پايه ستون و سرستون.
معماري پارتي: معبد آناهيتا در کنگاور، کوه خواجه در سيستان، آتشکده فيروزآباد، بازه هور در نزديکي نيشابور، کاخ سروستان و کاخ قصر شيرين از نمونه هاي معدود اين سبک معماري در داخل ايران به حساب مي آيند. تاق کسري در نزديکي بغداد، کاخ الحضرا، مجموعه فسا و کاخ آشور از نمونه هاي اين سبک معماري هستند که خارج از مرز جغرافيايي ايران امروزي قرار دارند.
شايد بتوان گفت آن چه که ما معماري پارتي مي نماميم نه معماري يوناني است و نه معماري هخامنشي. در اين دوران معماران به نوآوري بزرگي در طول تاريخ بشري دست يافتند که همان پوشش هاي تاقي در دهانه هاي بزرگ و گنبدها در زمينه چهارگوش است.
برخي از ويژگي هاي معماري پارتي به قرار زير است: درونگرايي با بهره گيري از ميان سرا؛ شکوه و عظمت دادن به ساختمان ها با بلند ساختن آنها؛ بهره گيري از تاق و گنبد؛ پي سازي با سنگ لاشه؛ گچ بري با خطوط شکسته و خميده.
شيوه خراساني: مسجد جامع فهرج، تاريخانه دامغان؛ مسجد جامع اصفهان؛ مسجد جامع اردستان؛ مسجد جامع نايين و مسجد جامع نيريز از مثال هاي اين شيوه معماري هستند.
شيوه خراساني در سده نخست هجري پديد آمد و تا سده چهارم ادامه يافت. آنچه درباره فرهنگ اين زمان پيداست، اين است که دگرگوني هاي فرهنگي، بيشتر در خراسان رخ مي داد. اين سرزمين زادگاه نخستين نمونه هاي هنر و معماري اسلامي است و از آن جا به شهرهايي چون دامغان و يزد و ... رسيده است.
يکي از نمونه هاي ساختمان هايي که در شيوه خراساني پديدار شد و در معماري ايران جايگاه ارجمندي پيدا کرد، مسجد است. از ويژگي هاي اين شيوه سادگي بسيار در طراحي؛ پرهيز از بيهودگي؛ مردم واري و بهره گيري از مصالح بومي است.
شيوه رازي: گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان (آغاز طرح چهارايواني)؛ مسجد جامع زواره؛ مسجد جامع اردستان (افزوده ها)؛ گنبد سرخ مراغه؛ رباط شرف؛ برج هاي خرقان و مقبره امير اسماعيل ساماني در بخارا با اين شيوه بنا شده اند.
شيوه معماري رازي همه ويژگي هاي خوب شيوه هاي پيشين را به بهترين گونه داراست. نغزکاري شيوه پارسي، شکوه شيوه پارتي و ريزه کاري شيوه خراساني در شيوه معماري رازي با هم مي پيوندند.
آغاز کار اين شيوه هر چند از شمال ايران بوده اما در شهر ري پا گرفته و بهترين ساختمان ها در آن شهر ساخته شده اند. گر چه در پي غارت شهر به دست محمودغزنوي از ميان رفته اند.
اين شيوه از زمان آل زيار شروع و در زمان هاي آل بويه، سلجوقي، اتابکان و خوارزمشاهيان ادامه يافت.
در شيوه رازي ساخت تاق و گنبد بسيار پيشرفت کرد.
شيوه آذري : گنبد سلطانيه، مسجد عليشاه تبريز، مسجد جامع ورامين، مسجد جامع يزد، مسجد گوهرشاد، مسجد ميرچخماق يزد، مسجد بي بي خانم سمرقند، گور امير سمرقند و مسجد کبود تبريز از بناهايي به سبک معماري آذري هستند.
سرزمين آذربايجان در معماري ايران در رده نخست اهميت جاي دارد. چرا که سه شيوه معماري ايران يعني پارسي، آذري و اصفهاني از آن جا سرچشمه گرفته و به سراسر کشور رسيده است.
شيوه آذري داراي دو دوره است. دوره نخست از زمان هولاکو و پايتخت شدن مراغه و دوره دوم آن از زمان تيمور و پايتختي سمرقند آغاز مي شود. در دوره دوم بود که معماران بزرگي در خراسان بزرگ آن زمان به کار گرفته شدند و سازنده ساختمان هاي بي نظيري در آن جا بودند. در اين زمان سعي مي شد که ساخت بنا زودتر به پايان برسد. در اين شيوه معماري بيشتر از هندسه در طراحي استفاده مي کردند و به اين سبب گوناگوني طرح ها در اين شيوه بيشتر از همه است. ساختمان هايي که در اين شيوه ساخته مي شدند، همچون گنبد سلطانيه و مسجد عليشاه تبريز از اندازه هاي شاهانه برخوردار بودند.
شيوه اصفهاني: مسجد امام اصفهان؛ مسجد شيخ لطف الله؛ مدرسه خان شيراز؛ مجموعه گنجعلي خان کرمان؛ کاخ چهلستون؛ هشت بهشت؛ مدرسه چهارباغ اصفهان؛ مدرسه امام کاشان و مدرسه آقا بزرگ کاشان از نمونه هاي اين شيوه معماري به شمار مي روند. خاستگاه اين شيوه اصفهان نبوده ولي در اصفهان رشد کرده و بهترين نمونه هاي آن در اين شهر ساخته شده اند.
اين شيوه کمي پيش از روي کار آمدن صفويان از زمان قرهقويونلوها آغاز شده و در پايان روزگار محمدشاه قاجار، دوره نخست آن به پايان مي رسد. دوره دوم آن زمان انحطاط اين شيوه است که در واقع از زمان افشاريان آغاز شد و در زمان زنديان دنبال شد ولي انحطاط کامل آن از زمان محمدشاه آغاز شد و در دگرگوني هاي معماري تهران و شهرهاي نزديک به آن آشکار شد. و از آن پس ديگر شيوه اي جانشين شيوه اصفهاني نشد.
از ويژگي هاي اين طرح مي توان به موارد زير اشاره کرد: ساده شدن طرح ها؛ در شيوه آذري هندسه پيچيده به کار گرفته مي شود ولي در شيوه اصفهاني هندسه ساده و شکل ها و خط هاي شکسته بيشتر به کار رفته است؛ بهره گيري از اندام ها و اندازه هاي يکسان در ساختمان؛ استفاده از گونه هاي مختلف تاق و گنبد.
منابع:
- معماري ايران؛ آرتور پوپ؛ ترجمه غلامحسين صدري افشار؛ نشر اختران
- سبک شناسي معماري ايراني؛ دکتر محمدکريم پيرنيا؛ تدوين دکتر غلامحسين معماريان: نشر معمار
Pleiades.Arch
2007/12/31, 08:07 AM
این مقاله راجع به Gol gumbaz تو هنده که من تو برنامه ی معماری اسلامی که ا ز شبکه 4 پخش شد دیدمش وخیلی ازش خوشم اومد!
http://en.wikipedia.org/wiki/Gol_Gumbaz
معماري ايران پس از اسلام
مساجد اوليه طرح و نقشه بسيار سادهای داشتند. گو اين كه از معماری اوليهی اين دوره، نشانههای اندكی به دست آمده، اما با توجه به همين نمونهها ميتوان گفت كه طرح و نقشهی اين مساجد شامل يك صحن يا حياط مستطيلی در وسط سلسله طاقهايی در اطراف و در سمت جنوب، يعنی قبله، شبستانی است كه به كمك ستونهايي، سقف بر آن سايه گسترده است. در اين قرون، معماران ايرانی چندان به دنبال ابداع نبودند، بلكه تنها ميكوشيدند آن چه را موجود بود، كاملتر كنند. گنبدهای سنگين ساسانی در اين زمان بر فراز پايهی هشت ضلعی منظمی قرار گرفت و مساجد به تقليد طرحهای محلي، به صورت بناهايی شبيه به چهار طاقی ساسانی – البته به صورت كاملتر – بنا شد.
كيفيت بنای پايهها و ستون ها و احداث ايوان بلند و طويل و به كار بردن مصالح ساختمانی و تزيينات آجری و گچبری در مساجد اين دوره، عناصر ساختمانی ساسانيان را در معماری مسجدسازی نشان ميدهد و نفوذ معماری ساسانی در بناهای مذهبی به درجهای ميرسد كه به تدريج اصول معماری اسلامی بر شالودهی معماری ساسانيان پايهگذاری میشود.
از معماری اوليهی دورهی اسلامی در ايران نمونههای اندكی بر جای مانده است. بناهايی مانند تاريخانهی دامغان، مسجد جامع نايين، مسجد جامع شوشتر و چند بنای ديگر، نمونههای اندكی است از آن زمان كه بعضی از آنها از ميان رفته يا تغيير شكل يافتهاند. كهنترين مسجدی كه از اين دوره به خوبی مانده، مسجد تاريخانهی دامغان است. از سبك معماری بنا ميتوان آنرا متعلق به اواسط قرن دوم قمری دانست. منارهی مسجد متعلق به دورهی سلجوقيان است ولی اهميت اين مسجد نه تنها به خاطر سبک اوليهی آن بلكه از اين روست كه بسياری از اسلوب ساختمان دورهی ساسانی را داراست. مسجد جامع نايين يكی ديگر از معروفترين بناهای اين دوره است كه در زمان آلبويه (اواخر قرن سوم يا آغاز قرن چهارم قمري) ساخته شده است.
هنر معماری اوليهی اسلام در ايران را به ساخت بنای مسجد نميتوان محدود كرد. در اين دوره ساختن مقبره هم مرسوم بود و از سدهی چهارم قمری به بعد برپايی مقبره و برجهای مقبرهای رواج داشت و آرامگاههايی از آن زمان به جای مانده است. از جمله ميتوان به مقبرهی اسماعيل سامانی در بخارا و برج قابوس در شهر كنونی گنبد قابوس اشاره كرد. دربارهی موارد استفاده از اين مقبرهها و برجهای مقبرهای گفتهاند كه اين برجها، راهنمای مسافران و كاروانيان در بيابانها بوده است يا اگر كسی از كاروانيان فوت ميكرد، در اين آرامگاهها يا برجها، كه به طور يقين بانی آن ها هم در آن جا دفن بود، به خاك سپرده ميشد. نمونههای بسياری از اين گونه مقابر در دورههای بعدی در گوشه و كنار سرزمين ايران بنا شده است، چون برج رسكت در قائمشهر، برج لاجيم در سوادكوه مازندران، برج رادكان در كردكوی گلستان و برج مقبرهای پير علم دار در دامغان. اين برجها به طور معمول در جاهای بلند و به شكل مدور با كلاهكی مخروطی و نيمكره ساخته شدهاند.
امتياز يادتون نره
معماري ايراني پس از اسلام
قسمت دوم
معماری ايرانيان در دوره سلجوقيان:
سلجوقيان طايفهای از تركان غُز بودند كه در دشتهای نزديك درياچه آرال و سواحل خاوری دريای مازندران و در درههای سيحون و جيجون سكونت داشتند. در دورهی سلجوقيان، هنر ايرانی گامی بزرگ برداشت و تاريخ هنر ايران، يكی از درخشانترين دورههای خود را در اين روزگار سپری كرد. در اين زمان، شهرهای اصفهان، مرو، نيشابور، هرات و ری مركز و مجمع صاحبان هنر و پيشه بوده است و اكنون بسياری از آثار اين هنرمندان، در موزههای داخلی و خارجی ديده ميشود. شاهكارهای هنری اين هنرمندان شامل معماري، سفالسازي، فلزكاري، كتابسازي، خطاطي، تذهيب، نگارگری و بافندگی است. به همين سبب دورهی سلجوقی از لحاظ شيوهی كار هنری در تاريخ ايران مشهور است.
هنر معماری در اين دورهی درخشان و شكوفا به درجهی كمال رسيد و هنرمندان و معماران چيرهدست آثار فراوانی پديد آوردند. سلجوقيان در معماری به عوامل و عناصری دست يافتند كه با آنها بتوان مسجدی بزرگ با حياط مركزی و چهار ايوانی و تالار مربع گنبددار، بناهای بزرگ به وجود آورد. اين شيوهی ساختمان، اساس معماری مذهبی و كاروانسرا و مدرسهسازی ايران است. در اين زمان مسجد در شكل تكامل يافتهی ايرانی خود دارای اين ويژگيها شد.
اين طرحها را ميتوان در مساجد جامع اصفهان، مسجد جامع زواره نزديك اردستان، مسجد جامع اردستان، مسجد قزوين و مسجد جامع گلپايگان، ديد. اما كاملترين نمونهی چهار ايوانی مسجد جامع اصفهان است كه مجموعهی كاملی از تزيينات دورهی اسلامی ايران را در بردارد. دو گنبد خواجه نظامالملك در قسمت جنوبی و گنبد تاجالملك در قسمت شمالی مسجد، از نظر تكنيك و زيبايی اثر بسيار چشمگيری از دورهی سلجوقی است. در اين مسجد زيبا و كامل به جز سبكهای مختلف معماري، انواع خطوط كوفي، ثلث و نستعليق به كار رفته است. علاوه بر مسجد بايد از مدرسهها و كاروانسراها و مقبرههای اين دوره هم نام برد. طبق مدارك تاريخي، تعداد بسياری مدارس در شهرهايی مانند: بغداد، نيشابور، توس، اصفهان، هرات، بلخ و ری بنا شده بود. بخش اعظم بناهای غيرمذهبی در اين دوره، شامل كاروانسراهاست. اگر چه شبكهی راه و ايجاد جادههای خوب، شاهرگ حياتی تجارت يك كشور محسوب ميشود، اما در گذشتههای دور، بدون وجود كاروانسراها، مسافرخانهها و ايستگاههای ميانراه،استفادهی مطلوب از جاده امكان نداشت. يكی از كاملترين كاروانسراهای اين دوره «رباط شرف» در 70 كيلومتری جنوب سرخس در راه قديمی نيشابور – مرو است. با وجود خرابيهای ناشی از مرور زمان، هنوز بسيار زيبا و كامل است. اين كاروانسرا دو حياط در شمال و جنوب دارد و در هر يك از اين حياطها چهار ايوان ساخته شده است. در اطراف حياط ها، اتاقهای متعددی وجود دارد كه جای اقامت و استراحتگاه كاروانيان بوده است.
مقبرههای دورهی سلجوقی به دو گونهی مختلف به شكل برج و به شكل گنبد؛ ساخته شدهاند. با طرحهای چهار ضلعي، چند ضلعي، دايره يا تركدار بيشتر مقبرههای اين دوره دو طبقهاند. طبقهی بالا مسجد و طبقهی زير يا دخمه جای دفن اجساد، مقبرهی سلطان سنجر در مرو و گنبد سرخ در مراغه، كه هر دو از آجر و كاشی و با طرح چهارضلعی ساخته شده، از نمونههای آنها هستند. برج مدور در مراغه و سه گنبد در اروميه با طرح دايرهوار و برج مهماندوست دامغان و برج طغرل در شهر ری با طرح تركدار. برجهای خرقان و برج دماوند و گنبد علی در ابركوه و گنبد كبود در مراغه (هشت و ده ضلعی هستند).
ظروف سفالينی سلجوقيان هم به زيبايی كاشيهای آن دوره ساخته ميشد. ظروف باقی مانده از اين دوره از نظر تزيين و رنگآميزی شامل ظروف مينايي، طلايي، فيروزهای و ظروف سفيد هستند كه اغلب بدنهی اين ظروف با مجالس بزم، رزم يا شكار مزين شدهاند؛ به گونهای كه میتوان بهترين مينياتور زمان سلجوقيان را در روی ظروف سفالی آن مطالعه كرد. شيشههای دورهی اسلامی كه آغاز آن (قرن هفتم و هشتم ميلادی) قرن اول قمری است، از آميختگی ميان تمدنهای امپراتوری روم خاوری (بيزانس) و پارت و ساسانی، در ايران حاصل شده است.
در اين زمان همراه با پيشرفت كلی و كيفی هنر سفالسازی و شيشه، صنعت فلزكاری نيز مانند ديگر هنرها راه كمال میپيمود. برخی از اين ظروف را به طور مشبک ساخته و برخی ديگر را با نقوش كندهكاری زينت دادهاند. در اين صنعت، ترصيعكاری به ويژه نقرهكوبی در تصاوير و كتيبهها بسيار ديده ميشود. در اين زمان «خراسان» در امر توليد آثار فلزی دارای موقعيت ممتازی بوده است. ادامهی اين هنر را ميتوان در اين زمان در بينالنهرين و در موصل پی گرفت. علاوه بر ظروف مفرغی و برنجي، آثار طلايی و نقرهای فراوانی از دورهی سلجوقيان در دست است كه ثابت میكند جواهرسازی هم در اين زمان رونق داشته است.
بافندگی از صنايعی است كه هميشه در ايران مقامی والا داشته و تكه پارچهای كه از اين دوره به دست آمده است، حاكی از وجود صنعت پارچههای ابريشمی در دورهی سلجوقيان است. اين پارچهها چندان ظريف و زيبا هستندكه با تغيير نور تغيير رنگ میدادند. بر اين پارچههای سبک و نازک، طرح جانوران و خطوط كوفی ديده میشود. صنعت نساجی اين زمان از نظر بافندگی، ابتكار انواع طرحها و زيبايی و تنوع رنگها به درجهای عالی رسيده است و شهرهای ری، كاشان و يزد مراكز بزرگ و مهم بافندگی اين عصر بودهاند. صنعت قالیبافی هم در دورهی سلجوقيان رواج داشته است. شكی نيست كه ايران در قالیبافی بزرگترين مركز خاور بوده و ديگر مراكز در اين فن از او تقليد و اقتباس كردهاند. كهنترين قالیهای معروف ايران مربوط به قرن ششم قمری در دورهی سلجوقيان است. اما فراموش نبايد كرد كه فرش پازيريک در دورهی هخامنشيان و همچنين قالی چهار فصل يا بهارستان دورهی ساسانيان از شاخصترين نمونههای قالی هنری در ايران به شمار ميروند.
معماری ايران در دوره ايلخانيان و تيموريان:
مغولان هم چون سلجوقيان با خود متاع فرهنگی و فكری ناچيزی به ايران آوردند. اما در مواردی از صنعت و هنر به پايهی بلندی رسيدند، از جمله مينياتورسازی و نقاشی و تذهيب كتاب از اين عصر آغاز شد. مغولان به تدريج در برابر هنرهای ايران تحت تاثير فرهنگ ايران و فرهنگ اسلامی قرار گرفتند و با پذيرفتن دين اسلام حامی علم و ادب و هنرهای اسلامی شدند، به طوری كه دربار آنان در بغداد، تبريز و سلطانيه مركز اهل علم و رجال ادب و هنر شد. شهرهای مراغه، تبريز و سلطانيه از مراكز مهم قدرت سياسی در اين عهد بودند. رصدخانهی معروف مراغه و تاسيس شهر سلطانيه مربوط به اين زمان است. در اين دوره بناها، به ويژه ساخت مقبرهها و آرامگاههای برج مانند به همان شيوهی دورهی سلجوقيان ادامه يافت. همچنين نقشهی چهار ايوانی كه از پيش متداول بود، در دورهی ايلخانيان نيز برای بناهای مذهبی مانند مسجد و بناهای غيرمذهبی مانند كاروانسرا به كار ميرفت.
معماری دورهی مغول، مانند دورهی سلجوقيان هم جنبهی عمومی داشت و هم جنبهی محلی و همان طور كه بنای مسجد جامع اصفهان دورهی سلجوقی برای معماران ديگر مساجد سرمشق بود، معماران دورهی مغول روشهای مراكز بزرگ مثل سلطانيه را اقتباس ميكردند و در كنار سنتهای محلی به كار ميبردند. همچنين در دورهی مغول به تزيينات بناها بسيار توجه ميشد. اين امتيازات از مشاهدهی مسجد جامع ورامين، مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد كبود تبريز به خوبی ثابت ميشود.
سر درب مسجد ورامين با كاشيها و آجرهای قهوهای رنگ تزيين يافته است. اين مسجد نه تنها از لحاظ ساختمان عظيم و گنبد آجری آن اهميت دارد، بلكه به خاطر تزيينات كاشيكاری معرق و گچ بری و كتيبههای تاريخی آن جزو آثار مهم هنری ايران به شمار ميرود.
مسجد گوهرشاد اگر چه سر درب و مدخل مستقلی ندارد و يكی از مجموعه بناهای آستانهی امام رضا(ع) است، اما طاق عظيم ورودی آن مملو از كاشيكاری و كتيبههای مفصلی است. بنای مسجد گوهرشاد از هر جهت زيبا و كامل و يكی از شاهكارهای معماری دنياست. مسجد كبود تبريز از بهترين بناهای قرن نهم قمری است كه در زمان جهانشاه قراقويونلو به دستور دخترش بنا شده است. نقشهی اين مسجد شباهت چشمگيری به نقشهی مساجد عثمانيها دارد. اين مسجد اگر چه فاقد صحن و حياط مركزی است، اما صحن مركزی كه با گنبد پوشيده شده، به صورت چهار ايوانی ساخته شده است. ورودی مسجد با تزيينات كاشيكاری در كمال زيبايی و ظرافت زينت شده است. در اين كاشيها رنگهای آبی روشن، آبی پررنگ، خاكستری و سبز چمنی و پررنگ به كار رفته و در برخی موارد گل و بوته و شاخههايی با طلاكاری در آن ديده ميشود. كاشيكاری و رنگآميزيها در اين مسجد همان گونه استكه هنرمندان در تزيين و تذهيب صفحات كتابها به كار ميبردند.
;) امتياز يادتون نره;)
معماري ايران پس از اسلام
قسمت سوم
علاوه بر معماری مساجد اين دوران، بايد به مقبرهها يا آرامگاههای اين زمان هم اشاره كرد. مانند گنبد سلطانيه كه يكی از زيباترين بناهای اسلامی و شاهكاری از معماری دورهی ايلخانی است. بنای عظيم گنبد سلطانيه يا مقبرهی سلطان محمد اولجايتو (خدابنده) در اوايل قرن هشتم قمری در نزديكی زنجان ساخته شده است. طرح بنای اين گنبد كه از بناهايی مانند مقبرهی اسماعيل سامانی و مقبرهی سلطان سنجر در مرو الهام گرفته، به عنوان سرمشق و مدل در بناهای ديگري، در ايران يا خارج ايران مورد استفاده قرار گرفته است. مانند مقبرهی امير تيمور و تاج محل در هند، گنبد غفاريه در مراغه، مقبرهی علاالدين در ورامين، مقبرهی تيمور در سمرقند هر كدام زيبايی خاص خود را به نمايش گذاردهاند. تزيينات آجركاری و كاشيكاری رنگی گنبد غفاريه كه با طرح هندسی و گل بوته آرايش شده يا خطوط هندسی زيبای مقبرهی علاالدين توام با مقرنسهای زير كلاهك مخروطی آن يا گنبد كاشيكاری فيروزهای رنگ با طرح تركدار در مقبرهی تيمور، از زيباترين و چشمگيرترين بناهای اين دوران هستند. جلوههای اين زيباييها را ميتوان در ديگر بناهای اين دوره مثل كاروانسراها و مدرسه هم ديد. ايلخانيان برای توسعه و پيشرفت اقتصاد در نقاط كشور؛ به ويژه در ناحيهی شمالی و آذربايجان تعداد بسياری راههای ارتباطی ساختند و برای آسايش كاروانيان در مسير اين راهها و جادهها كاروانسراهای بزرگ و زيبايی با توجه به اقليم احداث كردند. چون كاروانسراهای سرچم در بين راه زنجان و ميانه، يا رباط سپنج در 50 كيلومتری شمال شاهرود.
دورهی مغول از لحاظ هنري، مانند زمان سلجوقيان عصر ابتكار و ابداع نبود، با اين همه در پارهای بخشهای هنري، پيشرفتهای عمدهای حاصل شد. در معماری به آرايش و تزيين بيشتر از طرحهای جديد توجه ميشد. مينياتورسازی ايران و نقاشی كتاب از اين دوره آغاز شده و در آسمان هنر ايران درخشيد. فن كتابت و استنساخ كتاب در دورهی تيموريان به اوج عظمت و كمال خود رسيده است.
همچنين بايد افزود كه بر قطعات باقی ماندهی ظروف سفالی لعاب دار اين دوران تاثير صنايع چينی كاملا مشهود است و ميتوان چنين حدس زد كه از جمله كالاهای وارداتی در اين دوره ظروف چينی بوده است و سفالسازان ايرانی نيز به تقليد از اين ظروف پرداختهاند. اما در امر كاشيكاری بايد گفت كه در اين راه تكامل و پيشرفت بسياری صورت گرفت. در ميانهی اين كاشيها به طور معمول شكل انسان يا جانور به صورت لعاب داده و براق نقش شده است و نوشتهی دور آن به رنگ سفيد بر زمينهی سورمهای است. نيز در اين دوره، محرابهايی با كاشی ساخته شده كه در نوع خود بينظيرند. به طور كلی ميتوان گفت كه صنعت كاشيسازی با بهترين رنگها و لعابها و بريدن كاشی به قسمتهای ريز برای تشكيل قطعات بزرگ موزاييك يا معرق در زمان مغول و به ويژه در عصر تيموريان تكامل يافت و به كمال درجه ترقی رسيد.
ديگه نگم امتياز يادتون نره;):biggrin:
omid_sashaa
2008/4/24, 12:29 PM
انسجام و پایداری اصطلاحات معماری اسلامی؛ نیازمند همت محققانhttp://www.aftab.ir/news/2007/aug/26/images/c45701727fcb97a5a3f68b17b3fc3888.jpgوحدت اصطلاحات معماری اسلامی که معماران برجسته مسلمان از آن بهره گرفته اند، زبان رمز گونه ای است که ما را با تمدنها و فرهنگهای مختلف آشنا می کند.http://www.aftab.ir/images/news/break.gifوحدت اصطلاحات معماری اسلامی که معماران برجسته مسلمان از آن بهره گرفته اند، زبان رمز گونه ای است که ما را با تمدنها و فرهنگهای مختلف آشنا می کند، اما امروزه عدم انسجام و دسته بندی اصطلاحات معماری اسلامی زمینه ای شده تا نقاط مشترک این معماری با چالش مواجه و محققان کمتر به این مسئله همت گماشته اند.
هنر معماری زبان اشاره و رمز گونه تاریخ، تمدن وهویتهای قومی به شمار می رود که از خلال آن می توان سطوح مختلف ابداعات اصیل را در میان قومیتهای مختلف شناسایی کرد، اما خواندن و فراگیری این زبان ساده نیست و زبانی است که باید از طریق ساختمانها و بناهای تاریخی خوانده شود بنابراین وحدت اصطلاحات معماری از شرایط اصلی شناخت این زبان است.
آشنایی با این زبان از زمانهای گذشته و شناخت تغییر و تحولات آن بسیار مهم و اساسی است . از سوی دیگر اصطلاحات معماری که معماران برجسته در همه جهان اسلام از آن بهره گرفته اند و اصطلاحات مشترکی که در ساخت بناهای اسلامی استفاده کرده اند، ما را در خواندن زبان معماری و استفاده از آن در کلاسهای درس معماری اسلامی کمک می کند.
اگر چه برخی از شرق شناسان برای جمع آوری این اصطلاحات، هماهنگی و انسجام آنها و نزدیک کردن آنها به یکدیگر تلاشهای بسیاری کرده اند که قابل تأمل است و یا تلاشهای دیگری برای ترجمه اصطلاحات معماری فرانسه و انگلیسی به زبان عربی انجام داده اند، اما وجود شکافهایی میان اصطلاحات محلی بسیار حائز اهمیت است که نتوانستند شکاف موجود میان آنها را پر کنند. به طوری که میان معماری شامی و مغربی هیچ نقطه اشتراک و وحدتی وجود ندارد.
بنابراین نقاط مشترک میان این اصطلاحات معماری جهان اسلام به صورت کلی مد نظر است که تاکنون این تحقیقات و وحدت ایجاد نشده و چاره ای جز بررسی مراکز تحقیقات دانشگاهی یا مجامع زبان در این راستا وجود ندارد تا میان مراکز دانشگاهی و آموزشی وحدت اصطلاحات ایجاد و آموزش معماری اسلامی را تسهیل کند.
هدف از تحقیق در هنرهای معماری اسلامی و تخصصی شدن در آن، ارتقاء این فن و حرفه و اجرای زیربنایی آن بر اساس تکنولوژی معاصر است، یعنی بهره گیری از تکنولوژی معاصر و تکیه بر ویژگیها و سنتهای معماری اسلامی.
اختصاص معماری اسلامی در چارچوب آموزش معماری دانشگاهی مسئله ای است که مفقود شده است. از سوی دیگر هنر معماری اسلامی از جمله هنرهای عملی است که باید به وسیله خود معماران به صورت تخصصی انجام پذیرد. شاید او یک شخص بی سوادی باشد که در معماری جز از وسایل ابداعی و مواد مختلف ساختمانی بهره نمی گرفت، اما این معمار با همین اندک سواد دستاوردها و شاهکارهایی ارائه کرده که به عنوان نبوغ و مهارت او و بر گرفته از ذوق درونی و اعتقادات او بوده است که امروز به عنوان شاهکاری از آن تجلیل می شود به گونه ای که شاید قرنها یک معمار فرهیخته و یا تحصیل کرده نمی توانست آن را انجام دهد.
بنابراین مسلم است که معلم معمار در عصر معاصر باید دروس تئوری و عملی را با هم آموزش دهد، چرا که یکی بدون دیگری امکانپذیر نیست. او باید در کار خود به شیوه ای نوین اقدام کند و علاوه بر آموزش عملی، به آموزش، تبیین و ارائه اصول تئوری و اصطلاحات نیز پرداخته و شرایطی را فراهم کند که این امور برای آیندگان ماندگار شوند .
http://www.aftab.ir/images/news/break.gifخبرگزارى مهر
omid_sashaa
2008/4/25, 10:16 AM
http://foto.ir/Photos/Gallery/47717.jpg
omid_sashaa
2008/4/27, 11:46 PM
معماری اسلامی
«مناره»، به معنای جای نار و جای نور، جای روشنایی است؛ ساختمان برج مانندی است که در کنار راه و برای راهنمایی مسافران می سازند. مناره
«مناره»، به معنای جای نار و جای نور، جای روشنایی است؛ ساختمان برج مانندی است که در کنار راه و برای راهنمایی مسافران می سازند. مناره ها یکی از عناصر اصلی در فن و هنر معماری اسلامی محسوب می شوند. الگوی اصلی مناره ها برجهای کوتاه و مربع شکل پیش از اسلام در سوریه بود که برای معابد و یا مقاصد کلیسایی ساخته می شد، ولی معماران مسلمان بر ارتفاع آن افزودند و آن را به بناهای پله دار چند طبقه ای از نوع فانوسهای دریایی رومی نزدیکتر کردند.
نخستین مناره حدود سال 45 هجری، به درخواست والی عراق، «زیاد بن ابیه»، در مسجد جامع بصره برپا شد. بلافاصله پس از آن، به دستور حاکم مصر، چهار مناره به مسجد «عمرو» در «فسطاط» ملحق گردید و این در حالی است که در مصر مناره های دیگری به مساجد اضافه می شد. شاید بتوان عامل رواج ساخت مناره ها در جوامعی با جمعیت غالب غیر مسلمان را تمایل مسلمانان به ابراز و تحکیم حضور خود و نیز عاملی در گردآوری مسلمانان پراکنده از نواحی مختلف شهر - به منظور انجام فریضه نماز - دانست.
در ایران پیش از اسلام نیز ریشه های ساخت مناره به چشم می خورد. پیش از اسلام، منار (میل) عنصر نمادین برای راهجویان بیابانها بود که در حکومت ساسانی نوعی آتشگاه نیز محسوب می شد و مسئولیت نگهداری آتش آن بر عهده موبدان بود. تزیین و منقوش و رنگین کردن مناره ها باحتمال از نیمه قرن سوم هجری به بعد مرسوم شد و آیات و احادیث نبوی در قالب تزیینات آجرکاری و گچبری و کاشیهای رنگی بر مناره ها نقش بست.
مناره ها از چهار جزء اصلی تشکیل شده اند:
1 - پایه: به صورت مربع، شش یا دوازده ضلعی
2 - ساقه: به شکل استوانه یا مخروطی
3 - سرپوش: مربع و هشت گوش که مهمترین بخش مناره است.
4 - رأس: همان سایبان که به اشکال مختلف ساخته می شود.
در سراسر جهان اسلام مناره ها اغلب از همین اجزا تشکیل شده اند؛ اما با تأثیرپذیری از شیوه معماری ملی در هر منطقه شکلی خاص به خود گرفتند. در شمال افریقا، مناره ها حجیم و چهارگوش؛ در مصر، به صورت چند طبقه؛ در ایران و مناطق همجوار، به شکل استوانه ای لاغر و رفیع با گلدسته هایی زیبا و بی همتا؛ در ترکیه عثمانی، به گونه مدادی شکل با ردیفی از مهتابی (بالکن)ها؛ در صحرای افریقا و حتی حاشیه خلیج فارس، به شکل هرم ناقص؛ ساخته شدند.
محراب:
«محراب»: بالای خانه، صدر مجلس، جای ایستادن پیشنماز، نشانه قبله. محراب از نوآوری های نخستین در معماری اسلامی است که منشأ آن هنوز مورد گفتگوست. اولین محراب در سال 24 هجری و دومین محراب سال 53 هجری، زمان «عمرو عاص»، در «مسجد النبی» ساخته شد.
محراب مقعر در سال 90 هجری وارد معماری اسلامی شد و آن زمانی بود که خلیفه زمان، «عمر بن عبدالعزیز»، بنایان قبطی مصری را به منظور بازسازی مسجد النبی به مدینه فراخواند. این بنایان طاقچه و دیوار فرو رفته ای را که در کلیساهای قبطی کار کرده بودند در دیوار قبله ایجاد کردند. به طور کلی، محراب نشانه ای برای تعیین جهت قبله است و در بناهای مختلف (مانند مساجد و مدارس و آرامگاهها) ساخته می شود. محراب از لحاظ شکلی فرورفتگیی در نماست که به صورتهای مختلف (از قبیل کادرسازی و متمایز کردن آن با رنگ و مصالح) از بخشهای دیگر نما جدا می شود؛ و چه بسا حکم زنده نگه داشتن خاطره مکانی را دارد که حضرت محمد (ص) در آنجا به امامت نماز جماعت می پرداختند.
رسول اکرم از سال دوم هجری در مسجد «قبا» و «مدینه» محراب بخصوصی نداشتند و - به گمان قوی - تنها محلی در دیوار قبله وجود داشت که ساده بود. هر بار که دیوار قبله را خراب می کردند و یا در مسجد نبوی توسعه ای صورت می دادند، این محراب عمق بیشتری می یافت تا اینکه در زمان عثمان شکل کاملی به خود گرفت. طرح اصلی محراب که از قرن سوم هجری به بعد رایج شد - به طور تقریبی - در تمام ادوار یکسان بود و تنها به کمک عوامل تزیینی تحول یافت.
محراب در طول دوره های مختلف به شیوه های گوناگون تزیین شد. محرابهای گچبری شده با نقوش برجسته، استفاده از سفالهای لعابدار، کاشی، آجرکاری، زمینه ای ساده از سنگ مرمر، ... از شیوه های مختلف در تزیین محراب محسوب می شود.
کاشیکاری:
کاشیکاری یکی از روشهای دلپذیر برای تزیین معماری در تمام سرزمینهای اسلامی است. تحول و توسعه کاشیها از عناصر خارجی کوچک رنگی در نماهای آجری آغاز شد و به پوشش کامل بنا در آثار تاریخی قرون هفتم و هشتم انجامید. در سرزمینهای غرب جهان اسلام که بناها به طور اساسی سنگی بود، کاشیهای درخشان رنگارنگ بر دیوارهای سنگی خاکستری ساختمانهای قرن دهم و یازدهم ترکیه تأثیری کاملا متفاوت - اما همگون و پراحساس - ایجاد می کردند. در حفاریهای شهر سامرا، پایتخت عباسیان بین سالهای 215 تا 262، بخشی از کاشی چهارگوش چندرنگ لعابداری به دست آمده که طرحی از پرنده داشت. از جمله کاشیهایی که به دست سفالگران شهر سامرا تولید و به کشور تونس صادر می شد می توان به تعداد 150 کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب در «مسجد جامع قیروان» تونس وجود دارد.
باحتمال، بغداد و بصره و کوفه مراکز تولید محصولات سفالی در دوران عباسی بوده اند. صنعت سفالگری عراق در دهه پایانی قرن سوم هجری رو به افول گذاشت و تقلید از تولیدات وابسته به پایتخت در بخشهای زیادی از دولت اسلامی مانند «رقه» در سوریه شمالی و نیشابور در شرق ایران ادامه یافت. در همین دوران، مرکزی مهم برای ساخت کاشیهای لعابی در زمان خلفای فاطمی در فسطاط مصر تأسیس شد.
شبستان گنبددار مسجد جامع قزوین (494) شامل حاشیه ای تزیینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک است و از نخستین موارد شناخته شده استفاده از کاشی در تزیینات داخلی بنا در ایران اسلامی است. در قرن ششم هجری، کاشیها یا لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روزافزون و رو به رشد و به صورت گسترده در کنار آجرهای بدون لعاب به کار گرفته شد. تا اوایل قرن هفتم هجری، ماده مورد استفاده برای ساخت کاشیها گل بود؛ اما در قرن ششم هجری، استفاده از ماده ای دست ساز مشهور به «خمیر سنگ» یا «خمیر چینی» معمول شد و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت.
در دوره حکومت سلجوقیان و در دوره ای پیش از آغاز قرن ششم، تولید کاشی توسعه خیره کننده ای یافت. مرکز اصلی تولید آن شهر کاشان بود. تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی - چه از نظر شکل و چه از نظر فن ساخت - در این شهر تولید می شد. اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش، چلیپا، شش ضلعی، برای شکیل کردن ازاره های درون ساختمانها با یکدیگر ترکیب می شدند. در این دوران، از سه فن لعاب تک رنگ، رنگ آمیزی مینایی روی لعاب، رنگ آمیزی زرین فام روی لعاب، استفاده می شد.
«ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن علی بن ابی طاهر»، مورخ دربار ایلخانیان و یکی از نوادگان خانواده مشهور سفالگر اهل کاشان به نام ابوطاهر، در خصوص برخی از روشهای تولید کاشی توضیحاتی نگاشته است. وی واژه «هفت رنگ» را به فن رنگ آمیزی با مینا روی لعاب اطلاق کرد. این فن در دوره بسیار کوتاهی (بین اواسط قرن پنجم تا اوایل قرن ششم) رواجی بسیار یافت. لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را «دو آتشه» می خواند فن رایج و معروف در تزیینات کاشی بود. با توجه به مطالعات پیکره شناسی روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام و نیز از آنجایی که در این نوع کاشیها طرحهای پیکره ای بیشتر از الگوهای گیاهی استفاده می شد، می توان گفت که این نوع کاشیها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشت.
ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول تنها مدت کوتاهی در روند تولید کاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای 623 تا 634 بر جای نمانده است. پس از این سالها، حکام ایلخانی به ایجاد بناهای یادبود اقدام کردند و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی احیای صنعت کاشی سازی بود. در این دوران، فن مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزیین سفال جانشین آن شد که بعدها عنوان «لاجوردینه» به خود گرفت. در این فن، قطعات قالب ریزی شده با رنگهای سفید و لاجوردی (و در موارد نادری، فیروزه ای) لعاب داده می شد و پس از اضافه شدن رنگهای قرمز و سیاه یا قهوه ای روی لعاب برای بار دوم در کوره قرار داده می گرفت.
با رو به زوال نهادن حکومت ایلخانیان، در اواسط قرن هشتم، عصر طلایی تولید کاشی پایان یافت. کاشیهای معرق و موزاییکی تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگهایی متفاوت جانشین قابهای عظیم زرین فام و کتیبه ها شد. این فن که برای نخستین بار در آغاز قرن هفتم هجری از آناتولی اقتباس شد یک قرن بعد در ایران و آسیای مرکزی پدیدار گشت. این نوع از کاشیها برای ایجاد طرحی پیچیده در کنار یکدیگر چیده و از آنها برای تزیین محرابها استفاده می شد. شیوه کار به این صورت بود که سفالهای لعاب داده شده را بر مبنای طرح اصلی می بریدند و سپس، با در کنار هم قرار دادن آنها، طرح اصلی را می ساختند. در دوره ایلخانیان، برای نخستین بار، این فن مورد استفاده قرار گرفت؛ مانند آنچه در مقبره «امامزاده جعفر» اصفهان (704) به چشم می خورد؛ اما کاربرد وسیع آن در دوره میانی قرن نهم هجری رواج پیدا کرد. نمونه های زیاد و پیشرفته ای از کاشیهای معرق روی تعدادی از بناهای مهم یادبود این دوران دیده می شود که برای نمونه می توان به مسجد «گوهرشاد» در مشهد، مدرسه «آلغ بیک» در سمرقند، مدرسه «غیاثیه» در خرگرد اشاره کرد.
با توجه به وقتگیر بودن نصب کاشیهای معرق، در اواخر قرن نهم، فن ارزانتر و سریعتری با نام «هفت رنگ» جایگزین آن شد. این فن ترکیب رنگهای مختلف و متعددی را روی کاشی ممکن ساخته بود. همچنین، در چنین شیوه ای، رنگها مجزا بوده و درون مرزهای یکدیگر نفوذ نمی کردند. در بسیاری از بناهای تیموریان، رواج مجدد کاشیکاری به شیوه هفت رنگ را شاهدیم که برای نمونه می توان از مدرسه غیاثیه در خردگرد یاد کرد که در سال 821 تکمیل شد.
در عصر صفویه، کاشی هفت رنگ در قصرهای اصفهان به نحوی گسترده مورد استفاده قرار گرفت و نصب کاشیهای چهارگوش درون قابهای بزرگ منظره هایی بدیع همراه با عناصر پیکره ای و شخصیتهای مختلف به وجود آورد. صنعت کاشی سازی اسلامی در دوره هایی از «پورسلین» - ظرف چینی وارداتی از دوران تانگ و سونگ - تأثیر پذیرفته است. حاصل این تأثیرات ساخت کاشیهایی با لعاب سفید و طرحهای آبی است. در اواسط قرن نهم، نقشمایه های چینی به طور کامل با نقشمایه های دوران اسلامی ترکیب شد و حاصل آن پدیدار شدن سبک اسلامی - چینی دو رگه و دلپذیر و مورد قبولی بود.
هنر کاشیکاری ترکیه نیز تا حد زیادی تحت تأثیر سنتهای ایرانی قرار داشت. در قرن نهم، هنرمندان تبریزی با انگیزه اشتغال به فعالیت در ترکیه می پرداختند. در قرن دهم هجری، «ایزنیک» مرکز تولید ظروف سفالی و کاشی در ترکیه محسوب می شد. رنگ قرمز درخشان و دوغابی غنی شده از آهن به صورت ضخیم از ویژگیهای کاشی ایزنیک به شمار می آمد. پس از قرن یازدهم، کیفیت کاشی ایزنیکی رو به افول گذاشت و از این دوران به بعد ساخت کاشی در شهر «کوتاهایا»، در مرز فلات آناتولی، ادامه یافت
omid_sashaa
2008/4/30, 10:25 AM
:gol:
قسمت اول
برخی از محققان نظير پروفسر ويلبر معتقدند که اجرای هر طرح معماری به سه عنصر اجتماعی بستگی دارد. اول جامعه ای که به آن طرح نيازمند است؛ دوم شخص يا اشخاصی که از اجرای طرح حمايت می کنندو هزينه مالی آن را متعهد می شوند؛ سوم معمار يا استاد کارانی که طرح را اجرا می کنند. جذابيت تحقيق و مطالعه معماری ايران در اين است که دريابيم چگونه اين عوامل سه گانه بر يکديگر تأثير می گذارند و سرانجام به احداث بنايی منجر می شوند
کاربرد بناها
مطالعه درباره معماری ايران, نشان دهنده چگونگی گسترش آن در طی پانزده قرن گذشته است. در هر دوره بناهايی با ويژگيهای گوناگون در روستاها, شهرها, جاده های کاروانی, مناطق کويری, گذرگاههای کوهستانی و شهرهای ساحلی ايجاد گرديده که کاربردهای متفاوت داشته اند.
اهميت معماری اسلامی وقتی آشکار می شود, که بدانيم در ساخته های اين دوره به کاربرد مادی و معنوی بناها ـ که از مهمترين ويژگيهای آن است ـ توجه شده است.
برای دريافتن اهميت اين ويژگيها در گسترش معماری شايسته است طبقه بندی بناهای زود برو ادامه مطلب بدوووو
قسمت اول
برخی از محققان نظير پروفسر ويلبر معتقدند که اجرای هر طرح معماری به سه عنصر اجتماعی بستگی دارد. اول جامعه ای که به آن طرح نيازمند است؛ دوم شخص يا اشخاصی که از اجرای طرح حمايت می کنندو هزينه مالی آن را متعهد می شوند؛ سوم معمار يا استاد کارانی که طرح را اجرا می کنند. جذابيت تحقيق و مطالعه معماری ايران در اين است که دريابيم چگونه اين عوامل سه گانه بر يکديگر تأثير می گذارند و سرانجام به احداث بنايی منجر می شوند
کاربرد بناها
مطالعه درباره معماری ايران, نشان دهنده چگونگی گسترش آن در طی پانزده قرن گذشته است. در هر دوره بناهايی با ويژگيهای گوناگون در روستاها, شهرها, جاده های کاروانی, مناطق کويری, گذرگاههای کوهستانی و شهرهای ساحلی ايجاد گرديده که کاربردهای متفاوت داشته اند.
اهميت معماری اسلامی وقتی آشکار می شود, که بدانيم در ساخته های اين دوره به کاربرد مادی و معنوی بناها ـ که از مهمترين ويژگيهای آن است ـ توجه شده است.
برای دريافتن اهميت اين ويژگيها در گسترش معماری شايسته است طبقه بندی بناهای دوره اسلامی و کاربرد آنها را مشخص کنيم.
بطور کلی بناهای دوره اسلامی را می توان به دو گروه عمده تقسيم کرد:
الف) بناهای مذهبی. شامل مساجد, آرامگاهها, مدارس, حسينيه ها, تکايا, و مصلی ها؛ ب) بناهای غير مذهبی. شامل پلها, کاخها, کاروانسراها, حمامها, بازارها, قلعه ها و آب انبارها.
در دو گروه فوق از بناهای دوره اسلامی, مکانی برای عبادت, تجارت و سکونت وجود داشته است.
مساجد
مساجد مهمترين بناهای مذهبی هر شهر و روستا هستند که همواره نقش مهمی در زندگی مسلمانان داشته اند. اقامه نماز جمعه, مراسم مذهبی, ايراد خطبه ها و تدريس در مساجد انجام می گرفت؛ زيرا مسجد بهترين مکان برای ابلاغ فرامين حکومت به مردم بود.
کتيبه های باقيمانده بر ديوار بعضی از مساجد(مسجد جامع قزوين و مسجدجامع کاشان) حاوی وقف مکانهايی برای برای توسعه و تعميرات مساجد از طرف واقف يا حکمران است.
اغلب مساجد در مرکز شهرها, نزديک بازارها و محدوده دارالحکومه ساخته می شدند و اگر شهری به بيش از يک مسجد نياز داشت, مساجد ديگری از طرف حکومت يا افراد خير احداث می شد. اهميت مساجد در شهرها به حدی بود که اگر شهری مسجد جامع يا آدينه نداشت, اهميت شهری هم نداشت. در صدر اسلام مساجد نقشه های ساده ای داشتند, ولی در طول زمان با طرحهای گوناگون و تزيينات مختلف, نقشه ها پيچيده شدند.
درنقشه مساجد, از قرن چهارم هجری دگرگونيهايی به وجود آمد و بر اساس آن, مساجد متفاوت در شهرها احداث شد. مهمترين نقشه هايی که در مساجد به کار گرفته شده, شامل يک ايوانی, دو ايوانی, چهار ايوانی, و ترکيب چهار طاقو ايوان بوده که معماران دوره اسلامی آنها را از شيوه های معماری عهد اشکانی و ساسانی اقتباس کرده اند. مثلاً نقشه چهار ايوانی ـ در ساخت بسياری از بناها ـ الهام گرفته از نقشه کاخ آشور, متعلق به زمان اشکانيان است.
معماران دوره اسلامی مسجد را به شيوه های گوناگون می آراستند. در هر دوره يکی از عناصر تزيطنی در آراستن مساجد متداول بوده است؛ برای مثال در عهد سلجوقيان آجرکاری, در عهد ايلخانيان گچبری و در عهد تيموريان و صفويان کاشيکاري رواج بيشتری داشته است و در مواردی نيز تزيينات آجرکاری, گچبری و کاشيکاری با هم به کار گرفته می شد.
مدارس
در صدر اسلام تدريس علوم مذهبی در مساجد انجام می شد. بتدريج با توسعه علوم اسلامی, فضای آموزشی از مساجد جدا گشت. در قرن پنجم هجری (همزمان با حکومت سلجوقيان) به تشويق خواجه نظام الملک, مدارس متعددی در شهرهای معروف اسلامی مانند بغداد, ری, نيشابور و جرجان ساخته شد. بعدها نقشه چهار ايوانی, که مورد توجه معماران قرار گرفت, برای فضاهای آموزشی طرحی متعارف شد. در اطراف ايوانها, حجره هايی به صورت يک يا دو طبقه یرای استفاده و اقامت شبانه روزی دانشجويان و طلاب علوم دينی ساخته شد. غير از ساعات تدريس, از مدارس به عنوان مسجد نيز استفاده می کردند. مدارس نيز همانند مساجد با آجرکاری, گچبری و کاشيکاری تزيين می شد(مانند مدارس غياثيه, چهار باغ و مطهری).
قسمت دوم
آرامگاهها و زيارتگاهها
به طور کلی آرامگاه به بنايی گفته می شود که يک يا چند شخصيت مذهبی يا سياسی در آن دفن شده باشد. اين نوع بناها را به دو گروه مقبره های مذهبی(زيارتی) و مقبره های غير مذهبی می توان تقسيم کرد.
مقبره های مذهبی در بيشتر شهرها و روستاها به امامزاده معروف شده اند و در مقايسه با ساير بناهای اسلامی(بجز مساجد) از اعتبار ويژه ای برخوردارند. امامزاده ها بيش از ديگر بناها ی دوره اسلامی مورد احترام و علاقه مسلمانان بويژه شيعيان هستند. بناهای فوق در طول زمان توسعه يافته و از يک آرامگاه معمولی به مجموعه های بسيار با شکوهی تبديل شده اند(مانند مجموعه بناهای مشهد, قم, بسطام و شيخ صفی). مقبره ها اغلب با نقشه های مدور, مربع و هشت ضلعی با شيوه های گوناگون معماری احداث شده اند(مانند مرقد اسماعيل سامانی در بخارا, گنبد قابوس در دشت گرگان, برج رادکان در خراسان, برج علاء الدين در ورامين و بنای سلطانيه در زنجان). همانند ساير بناهای اسلامی مقبره ها نيز با آجرکاری, گچبری, کاشيکاری و آينه کاری تزيين شده اند.
تنها در ايران دوره اسلامی است که ايجاد مقبره ها و زيارتگاهها از چنين سابقه طولانی و ويژگیهای معماری منحصر به فرد و تزيينات باشکوه برخوردار است. اينگونه بناها به نامهای برج, گنبد, بقیه و مزار نيز معروف شده اند(مانند برج رادکان, گنبد قابوس, بقعه شيخ صفی).
حسينيه ها, تکايا و مصلی ها
در بسياری از شهرهای اسلامی در مواقع خاصی مانند محرم, صفر و رمضان مراسم دعا, روضه و سوگواری برگزار می شده است. اين مراسم بيشتر در مکانهايی معروف به تکيه و حسينيه برقرار بوده است.
به طور کلی تکايا و حسينيه ها مکانهای محصوری بودند که در مسير گذرگاههای اصلی شهرها قرار داشتند. از اين مکانها بويژه در ايام سوگواری ـ خصوصاً محرم ـ برای مراسم تعذيه خوانی, پرده خوانی و سينه زنی استفاده می شد. در اين ايام مکان را سياهپوش کرده, آن را با طوق و نخل و علامت و کتل آذين می کردند. مصلی اغلب در خارج از شهرها قرار داشت و برای اقامه نماز عيد فطر و قربان از آن استفاده می شد. اينگونه بناها دارای طرح و نقشه خاصی نبودند و با توجه به مکانهای شهری و عمومی در گذرگاهها, ميدانها و راسته بازارها ساخته می شدند. همچنين اين مکانها فاقد تزيينات معماری بودند(مانند امير چخماق يزد, پهنه و ناسار سمنان و گذر حاجی محله کاشان).
پلها
پلها و آب بندها از بناهای غير مذهبی هستند که در ادوار گذشته در مسير جاده های کاروانی, راهها و روی رودها ايجاد شده اند. مهمترين پلها در مسير جاده های کاروانی و جاهايی که طغيان آب رودخانه ها غير قابل کنترل بوده, بنا شده اند. از دوران بسيار کهن, هنگامی که بشر توانست آب را مهار کند و مسير آن را مشخص سازد و از تنه درختان برای عبور و مرور از عرض رودخانه استفاده کند, کار پل سازی آغاز شده است.
معماران ايرانی در احداث پلها علاوه بر تسهيل امر عبور و مرور, ايجاد اب بندها را در نظر داشته اند. مشاهده قديمیترين پلها يعنی پل برديده از دوره هخامنشيان در جلگه مرودشت, بيستون در کرمانشاه از دوره ساسانيان, بند امير در فارس از دوره آل بويه و پل خواجوی اصفهان, مؤيد اين نکته است که معماران در امر پل سازی علاوه برگذر از رودخانه به ذخيره کردن آب نيز توجه داشته اند.
ايران در دوره باستان و دوره اسلامی سهم قابل توجهی در توسعه پل سازی ـ از قرن هشتم ق.م. تاکنون ـ به عهده داشته است. بقايای پلها و سدها نشان دهنده نوع معماری آن زمان است. ذوق و سليقه معماران ايرانی در تزيين پلها نيز قابل توجه است؛ بعضی از پلها دارای تزيينات آجرکاری و کاشيکاری است(مانند پل خواجوی اصفهان).
کاخها
احداث کاخها در ايران به گذشته های بسيار دور باز می گردد. مفهوم امروزی کاخ با مفهوم اين کلمه در گذشته متفاوت است. در گذشته بناهايی منفرد با نوعی معماری برتر از ديگربناها احداث می گرديد که کاربردهای متعددی داشت؛ مثلاً, ممکن بود زمانی به عنوان معبد و نيايشگاه و گاه به جای قلعه دفاعی و سرانجام برای سکونت حکمرانان استفاده شود(چغازنبيل). بتدريج ماهيت اين بناها تغيير يافت و کاخها ياقصرها در ايران مقر حکومت سلسله های مختلف شد؛ برای مثال در زمان هخامنشی تخت جمشيد, در زمان اشکانی کاخ آشور, در زمان ساسانی تيسفون و کسری و سروستان را می توان نام برد. در دوره اسلامی اينگونه بناها بتدريج برای سکونت و امور حکومتی استفاده گرديد.
از صدر اسلام کاخ يا بنای با شکوهی که در مقياس برتر ساخته شده باشد, به جای نمانده است. شيوه معماری کاخ العمره و کاخ المشتی ـ که در زمان امويان احداث گرديد و بقايای آن هنوز پابرجاست ـ از شيوه هنری عهد ساسانی اقتباس شده است.
از زمان صفوی احداث کاخها وارد مرحله تازه ای شد و در پایه تختهای سه گانه آنها (تبريز, قزوين و اصفهان) نمونه های جالب توجهی ساخته است.
کاخهای چهل ستون, هشت بهشت و عالی قاپوی اصفهان, صفی آباد بهشهر, فين کاشان و فرخ آباد ساری از مهمترين نمونه های شيوه معماری عهد صفويان هستند.
ايجاد کاخها به همين شيوه تا عهد نادرشاه (مانند کاخ خورشيد کلات) و عهد قاجار (مانند کاخ صاحبقرانيه و شمس العماره) ادامه يافت.
کاخها در ايران نقشه های گوناگونی داشته است: برخی کوشک مانند بوده اند( مانند هشت بهشت صفی آباد), بعضی نقشه مربع و مستطيل داشته اند و برخی چند ضلعی بوده اند.
مهمترين مسأله در ساختن کاخها, بويژه از عهد صفوی به بعد, تزيين با کاشيکاری, گچبری, آيينه کاری و سنگ کاری است.
کاروانسراها
ساخت کاروانسرا با توجه به اوضاع اجتماعی, اقتصادی و مذهبی, از روزگاران قديم در ايران مورد توجه خاص بوده است. به طور کلی کاروانسراها به دو گروه برون شهری و درون شهری تقسيم می شوند.
توسعه راههای تجارتی و زيارتی باعث شده که در بين جاده های کاروانی در سراسر کشور کاروانسراهايی برای توقف و استراحت کاروانيان بنا شود. موقعيت جغرافيايی, سياسی و اقتصادی در ايران از علل ازدياد و گسترش اين بناها بوده است. در ايران به فاصله هر چهار فرسنگ(26 کيلومتر) کاروانسرايي برای استراحت بنا شده است. زيارت شهرهای مذهبی مانند قم, مشهد و کربلا باعث شده بود تا کاروانسراهای متعددی در مسير جاده هايي که به اين شهرها منتهی مي شود, احداث گردد(در مسير خراسان بزرگ, غرب به شرق, کرمانشاه و مشهد). اين راه ارتباطی مهم از غرب به شهرهای مذهبی نجف و کربلا و از شرق به حرم حضرت رضا(ع) در مشهد متصل می شده است. همچنين در زمان صفوی برای رفاه حال زائران, کاروانسراهايي در اين مسير بنا شده که در حال حاضر بقايای پنجاه کاروانسرا باقی است.
معماری کاروانسراهای ايران بسيار متنوع است. معماران با توجه به موقعيت اقليمی سرزمين ايران, کاروانسراهايي با ويژگيهای گوناگون احداث کرده اند. در ساخت کاروانسراهای برون شهری از نقشه های چهار ايوانی, دو ايوانی, هشت ضلعی, مدور, کوهستانی و نوع کرانه خليج فارس استفاده شده است. در احداث کاروانسراها مانند مساجد و مدارس بيشتر از طرح چهار ايوانی استفاده شده و اتاقهايي در اطراف حياط, برای استفاده مسافران ساخته شده است. برخی از کاروانسراها با شيوه های آجر کاری, گچبری, و کاشيکاری مزين شده اند(مانند رباط شرف خراسان, کاروانسرای سپنج شاهرود و مهيار اصفهان).
حمامها
حمامها از ديگر بناهای غير مذهبی ايران است که در شهرها و روستاهای مختلف احداث شده است. در اديان مختلف آيين شستشو, غسل و تطهير از اهميت ويژه ای برخوردار است. طبق مدارک موجود توجه به پاکيزگی و طهارت در ايران زمين به دوران قديم حتی پيش از زرتشت می رسد. بنابراين نياز بشر به محلی برای شستشو و تطهير, موجب احداث حمامها شده است. طبق مدارک باستانشناسی از جمله قديميترين حمامها, حمامی در تخت جمشيد از دوره هخامنشی و حمامی در کاخ آشور متعلق به دوره اشکانيان است.
بعد از ظهور اسلام, پاکيزگی ـ بويژه غسلهای متعدد و وضو برای نمازهای پنجگانه ـ در زندگی روزمره مسلمانان از اهميت ويژه ای برخوردار شد تا جايي که سخن گوهربار رسول اکرم(ص)«النظافه من الايمان» شعار هر مسلمان گرديد.
در شهرهای اسلامی حمامها در گذرگاههای اصلی شهر, راسته بازارها و کاخهای حکومتی طوری ساخته می شد که برای تأمين آب بهداشتی و خروج فاضلاب مشکلی پيش نيايد. شايد بتوان گفت حمامها پس از مسجد و مدرسه يکی از مهمترين بناهای شهری محسوب می شدند.
فضای اصلی هر حمام, شامل بينه, ميان در و گرمخانه بود. به اين ترتيب که هر يک از فضاهای فوق به وسيله راهرو و هشتی از فضای ديگر جدا می شد تا دما و رطوبت هر فضا نسبت به فضای مجاور تنظيم شود. کف حمامها از سنگ مرمر و ديگر سنگها پوشيده شده بود, ازاره حمام با سنگ و کاشی تزيين می شد. از جمله تزيينات داخلی حمامها آهکبری به صورت ساده و رنگی بوده است (مانند حمام گنجعليخان کرمان, کردشت ميانه و خسرو آقا اصفهان).
قسمت سوم
قلعه ها
آغاز خانه سازی بشر همواره با انديشه دفاع در برابر دشمنان همراه بوده است و قلعه ها مظاهر بارز انديشه دفاعی انسان هستند.
به طور کلی قلعه ها به دو گروه عمده تقسيم می شود: قلعه های کوهستانی و قلعه های دشت. همانطور که در معرفی کاخها گفته شد, از يک بنا ممکن است استفاده های گوناگونی شود. از قلعه نيز در موقع آرامش و صلح به عنوان کاخ استفاده می شد. با اين توضيح تخت جمشيد را, با توجه به طراحی آن, می توان يک قلعه دانست. همچنين از تخت سليمان در تکاب آذربايجان غربی ـ که مکانی مقدس بوده ـ گاهی به عنوان نيايشگاه و زمانی به عنوان کاخ استفاده می شده است.
بزرگترين و مستحکمترين قلعه هايي که در ايران بنا شده, متعلق به فرقه اسماعيليه است. اين قلعه ها در بلنديهای رشته کوههای البرز بنا شده اند(مانند الموت, لمبسر, گردکوه, سارو و امامه).
معماری اينگونه قلعه ها جنبه نظامی و دفاعی داشته و طرح و نقشه آنها ويژگيهای گوناگونی دارد. قلعه ها در صعب العبورترين بلنديهای کوهستانی بنا می شدند و چون طرح و نقشه ای از پيش آماده نداشتند, طراح يا معمار حصارها, برجها, اتاقها و وروديها را با توجه به موقعيت طبيعی صخره ها, احداث می کرد. به اين علت اغلب قلعه های کوهستانی دارای طرح هندسی مشخص نبودند. مصالح ساختمانی قلعه ها بيشتر قلوه سنگ و آجر, و ملاط آن ساروج و آهک بود.
قلعه هايي که در دشت برای محافضت از کاروانها و يا برای استفاده سربازان بنا می شد عمدتاً طرح هندسی مشخص داشتند و دارای نقشه های مربع, مستطيل, چند ضلعی و مدور بودند. اين قلعه ها دارای برج و بارو بودند و مصالح ساختمانی آنها نيز از آجر و خشت بود (مانند قلعه گلی ورامين, ميان گاله گرگان, قوشچی اروميه و قلعه کهنه کرمانشاه).
در قرن دوازدهم هجری ايجاد قلعه در گذرگاهها به شيوه گذشته متوقف شد و پاسگاهها و سربازخانه هايي به شيوه جديد احداث گرديد. همچنين در کرانه خليج فارس قلعه هايي با سبک معماری غربی ساخته شد(مانند قلعه های هرمز, خارک, قشم و بندر عباس).
آب انبارها
موقعيت اقليمی مناطق مختلف ايران تأثير زيادی در ابداعات معماری اين سرزمين داشته است. از روزگاران کهن در کنار طرحهای عمده تأمين آب مانند ايجاد قنات و ساختن سد, به ذخيره سازی آبهای زمستانی و مصرف آن در فصلهای کم آب و خشک سال نيز توجه شده است و «آب انبار» را به همين منظور بنا کرده اند. قديميترين نمونه به جای مانده, منبع ذخيره آب معبد چغازنبيل در خوزستان از دوره هخامنشی است.
آب انبارها به دو گروه کلی عمومی و خصوصی تقسيم می شوند. از نظر معماری آب انبارها شامل منبع ذخيره آب, پوشش منبع, بادگير و هواکش, راه پله, پاشير و سردر تزيينی و کتيبه هاست که در اشکال گوناگون مکعب, مستطيل, استوانه ای و چند ضلعی ساخته شده اند.
مصالح ساختمانی آنها سنگ و آجر, شفته آهک و ساروج است. تعدادی از اين آب انبارها با آجر و کاشی تزيين شده اند(مانند آب انبارهای قزوين, ده نمک سمنان و پنج بادگير يزد).
بازارها
سابقه ايجاد بازار در ايران به روزگاران بسيار دور باز می گردد. طبق مدارک تاريخی بازار در بسياری از شهرهای قبل از اسلام يکی از عناصر مهم شهری بوده است
پس از اسلام, گسترش شهرهای اسلامی و افزايش ارتباطات اجتماعی, ازدياد راههای کاروانی, توسعه کاروانسراها و تبادلات اقتصادی موجب شکل گرفتن فضای بازرگانی و توليدی موسوم به بازار شد. در شهرهای اسلامی بازار محور اصلی و مرکز اقتصادی شهر بوده و انبارهای مهم, مراکز توليدی, مراکز توزيع کالاهای گوناگون و مبادلات پولی در آن جای داشتند.
بازارها بيشتر در امتداد مهمترين راههای اصلی شهر ساخته می شدند و در اغلب موارد راسته بازار شاهراه اصلی شهر نيز بود که مهمترين و شلوغترين دروازه ها را به مرکز شهر متصل می کرد(مانند بازار سلطانيه, بازار اصفهان و بازار نايين). در بيشتر شهرهای اسلامی مسجد جامع در کنار بازار قرار داشت.
دکانها در دو سوی راسته اصلی و راسته های فرعی قرار داشتند. برخی از راسته ها به عرضه کالاهای مخصوص اختصاص داشت؛ مانند بازار بزازها, کفاشها, زرگرها و آهنگرها. کاروانسراهای درون شهری ـ که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ـ اغلب در پشت دکانهای بازار قرار داشت و به وسيله راهرو يا فضای کوچک به بازار مرتبط می شد. بسياری از سراها دو طبقه ساخته می شدند و همه آنها دارای حياط مرکزی بودند.
طول بازارها اندازه مشخص و معينی نداشت و به نسبت وسعت شهر و رونق بازار متفاوت بود. طول راسته اصلی در شهرهای کوچک و متوسط در حدود چند صد متر و در شهرهای بزرگ, بيش از يک کيلومتر بود و عرض بازارها بين پنج تا ده متر بوده است.
در ساختمان بازارها از بهترين مصالح و شيوه های معماری استفاده می شد. ستونها و ديوارها بيشتر از سنگ و آجر بود و برای پوشاندن سقف از گچ و آجر استفاده می کردند. برای پوشاندن دهانه های بزرگ مانند چهار سوها و تيمچه ها از گنبد و کاربندی استفاده می شد. پشت بام بازارها هم بيشتر با کاهگل پوشانده می شد؛ زيرا کاهگل هم عايق حرارتی بود و هم عايق رطوبتی. کف بازارها اغلب خاکی بود که در اثر گذشت زمان کوبيده و محکم می شد. البته گاهی از سنگ وآجر برای پوشاندن کف بازار و حجره ها استفاده می کردند.
به هر حال, بازار يکی از مهمترين بناهای عمومی شهرهای گوناگون است که در وهله اول برای عرضه, توليد, تبادل و خريد و فروش کالا شکل گرفت, ولی بعدها کارکردهای متعدد فرهنگی و اجتماعی پيدا کرد. رشد و رونق اقتصادی منجر به پيدايش انواع بازار شد که از ميان آنها می توان از بازارهای ادواری, بازارهای روستايي, بازارهای ثابت, بازار بين راهی و بازارهای شهری نام برد.
عناصر تشکيل دهنده معماری
هر بنای دوره اسلامی چه بنای مذهبی, مانند مسجد و مدرسه و چه غير مذهبی, مانند کاروانسرا و کاخ از فضاهای گوناگون تشکيل می شود و گاهی نيز ممکن است فضای تازه به صورت الحاقی به بناهای ديگر اضافه شود؛ مثلاً مناره يا منار در مسجد و مدرسه که جزيي از بناست و به طور مجزا هم کاربرد دارد.
قسمت چهارم
بادگير
معماران و استادکاران ايرانی با توجه به شرايط اقليمی و جغرافيايي مناطق گوناگون ايران شيوه های معماری را در شهر های مختلف توسعه بخشيدند؛ همان طور که به دليل سرما ايجاد بناهای فاقد ميانسرا در آذربايجان متداول بوده, ساختن بادگير نيز در مناطق کويری رواج داشته است.
ساليان بس دراز, بادگير يکی از اجزای مهم بناها در نواحی گرم و خشک ايران بوده است. هر بادگير شامل برجهای تهويه بر فراز ساختمان است. در بالای هر برج يک رشته دهانه های عمودی وجود دارد که در مقابل بادهای وزان قرار گرفته و برای گرفتن نسيم و هدايت آن به اتاق همکف يا زيرزمين که رطوبت را از يک حوض آب اخذ می کند, تعبيه شده است.
در شهرهای کويری ايران مانند کاشان, يزد و کرمان از بادگير در بناهای مختلف به نحوه مطلوب استفاده شده است. در بعضی بناها حتی چندين بادگير ساخته شده (مانند آب انبار پنج بادگير يزد).
پله
گرچه پله يک اثر معماری مهم به حساب نمی آيد, ولی کاربردهای سودمندی در معماری دارد. راه پله های مارپيچ داخل مناره ها و پله هايي که به بامها و فضاهای داخلی و خارجی بنا و به پاشيرهای سراشيبی آب انبارها منتهی می شود از اهميت ويژه ای برخوردارند. همچنين پله ها, راههای ارتباطی مفيد به طبقه دوم يا پشت بام به شمار می روند. در بعضی از بناها پله ها علاوه بر کاربرد ارتباطی, وسيله سبک کردن حجمهای ساختمانی نيز هستند(مانند بنای تايباد خراسان). مدرسه غياثيه خرگرد دارای هشت دستگاه پله است. همچنين مسجد کبود تبريز پله هايي در شش قسمت دارد که دو دستگاه پله به نمای اصلی متصل است و چهار دستگاه در گوشه های گنبد خانه يا شبستان قرار دارد که به طبقه دوم متصل می شود. مصالح ساختمانی پله ها اغلب آجر است.
سردابه
تعداد بسياری از آرامگاهها مدفن اصلی شخصيتی مذهبی يا سياسی هستند که زير طبقه همکف ساخته می شدند. از آنجا که طبقه همکف بايد محلی برای زيارت يا مراسم مذهبی می داشت, معمولاً محل تدفين را در طبقه ای پايين تر از سطح زمين می ساختند. احداث سردابه بيشتر در آرامگاههای ناحيه شمال و آذربايجان مرسوم بوده است.
از قرن هشتم هجری به بعد نصب ضريح چوبی در روی مزارها به صورت سمبليک متداول شد. صندوقهای چوبی منبت کاری شده نام بسياری از درودگران هنرمند را برخود دارد.
روشهای ساخت و تزيين
به طور کلی آگاهی ما از نحوه ساخت, طراحی و ساير امور ساختمانی دوره اسلامی بسيار کم و محدود است. بدون شک ايجاد بناها, چه مجموعه های مذهبی و چه غير مذهبی, مستلزم آگاهی از علومی چون هندسه, رياضی و طراحی بوده است و استادکاران طی قرون متمادی با بهره گيری از علوم, توانسته اند شاهکارهايي در هنر معماری به وجود آورند. متأسفانه در متون تاريخی دوره اسلامی مطالب مهم و تصاوير چندانی در مورد چگونگی ايجاد بناها به چشم نمی خورد. تنها نمونه های قابل ذکر دو نقاشی منسوب به بهزاد, با تاريخ 872 هجری, در ظفرنامه و خمسه نظامی است. اين نقاشيها در حال حاضر در دانشگاه هابکينز آمريکا نگهداری می شوند و در آنها نحوه ساخت مسجد جامع تيمور و همچنين کاخ خورنق به شيوه مينياتور به تصوير کشيده شده است. در اين نقاشيها تا حدودی تزيينات و ابزار و ابزار و وسايل معماری مرسوم آن روزگار مانند داربست, گونيای چوبی, اره, خط کش, بيل, تيشه, ماله, نردبان, و ... و همچنين مصالح ساختمانی مانند سنگ, آجر, گچ, ملاط و کاشی و مراحل اجرای ساختمان نشان داده شده است.
برخی محققان بر اين عقيده اند که علت فقدان مطالب سودمند درباره معماران دوره اسلامی و روشهای طراحی و ساختمانی آنها, اين است که معماران در مقايسه با شاعران, فيلسوفان و مورخان, کمتر مورد توجه بوده اند. البته اين رأی درست به نظر نمی رسد؛ زيرا در ادوار مختلف نياز همگان به معمار و استادکاران ساختمانی برای ايجاد محلهای مسکونی, تجاری و عبادی امری مسلم بوده است.
مورخان اسلامی چون بيهقی, ابن خلدون و خواجه رشيدالدين, مطالب سودمندی درباره معماری و معماران نوشته اند؛ از جمله نوشته اند معماران از علوم رياضی و هندسه اطلاع داشتند و در احداث بناها قبل از هر چيز به طراحی و نقشه کشی مبادرت می ورزيدند. فارابی فيلسوف بزرگ ايران می گويد معماری مبتنی بر علم الحيل است و حيل, مهارت, هنر و فنی است که با کار استادانه و هنرمندانه در اشکال هندسی نشان داده می شود. هندسه مبنای معماری بود و معمار بسيار ماهر و استاد را مهندس می گفتند که به معنای هندسه دان است.
همچنين متونی در دست است که در آنها از هندسه و طرحهای هندسی برای معماران بحث می شود و سراسر اين کتابها دارای توضيحاتی است که به معماری عملی ارتباط پيدا می کند. بخشی از کتاب مفتاح الحساب نوشته جمشيد کاشی رياضيدان و منجم عصر تيموری, به معماری اختصاص يافته و در آن بخش از روشهای ساختن طاق و گنبد و مقرنس بحث می کند, از انواع طاقهايي که او شرح می دهد برخی را در بناهای تيموری می توان ديد.
معماران, استادکاران, بنايان و ديگر گروههای وابسته به علم معماری, با آگاهی کامل از فن معماری و با ابتکار و ابداعات خاص خود و رعايت کامل اصول هندسه و مهارت های سنتی و همچنين الهام از عقايد دينی فضای معماری ايران را شکوهی جاودانه بخشيدند.
مسئوليت ساخت بنا نيز به عهده گروههای متعددی بوده است؛ مثلاً گروهی مسئول احداث ساختمان تا مرحله سفت کاری, و گروهی مسئول تزيينات بنا مانند آجرکاری, گچبری و کاشيکاری بوده اند. همچنين بين استادکاران, سلسله مراتبی وجود داشته, مانند مهندس, معمار, بنا, سرکارگر, سنگکار, گچکار, کاشيکار و کارگر ساده که هر يک مسئوليت خاصی داشتند.
لازم به يادآوری است که معماران ايرانی به علت فروتنی از ثبت کردن نام خود بر بناها خودداری می کردند؛ به همين علت جز تعدادی از بناها که نام معمار يا سازنده آن مشخص شد, بقيه فاقد نام استادکار يا سازنده آن است.
مصالح ساختمانی
مصالحی که در ايجاد بناهای دوره اسلامی به کار رفته متنوع است.
آجر. مهمترين مصالح ساختمانی در ايران قبل و بعد از اسلام بوده است. آجرهای به کار رفته در معماری عموماً مربع شکل است که در کارگاههای آجرپزی در سراسر ايران ساخته می شد. آجر علاوه بر استفاده در ساختن بدنه بنا برای تزيين آن نيز نقش مهمی داشت و از اوايل اسلام تا دوره تيموری تزيين بيشتر بناها با آجرکاری است. همچنين از آجرهای تراشدار و قالبی نيز استفاده می شد. آجرهای پخته رنگهای گوناگونی چون زرد کمرنگ, قرمز و قرمز تيره داشته که بيشتر در ابعاد 3*20*20, 5*20*20 و 5*25*25 سانتيمتر ساخته می شد و در قسمتهای مختلف بنا مانند ايوانها, طاقنماها, گنبدها, مناره ها و اتاقها به کار می رفت(برجهای خرقان, گنبد قابوس, مناره مسجد ساوه).
گچ.گچ از ديگر مصالح ساختمانی است که در تمامی ادوار, در معماری استفاده شده است. از آنجايي که گچ از مصالح ارزان قيمت بوده و زود سفت می شده است, کاربردهای متعدد داشته و مورد توجه معماران بوده است. گچبری برای آراستن سطوح داخلی بناها, نوشتن کتيبه ها, تزيين محرابها, زير گنبدها و ايوانها به کار می رفته است. بسياری از بناهای عصر سلجوقی و ايلخانی با گچبری تزيين شده اند. اهميت گچبری در بناهای اسلامی به حدی بود که هنرمندان اين رشته به «جصاص» معروف بودند ونام بسياری از اين هنرمندان در کتيبه های بناها به يادگار مانده است. علاوه بر اين, هنرمندان گچبر در قرن پنجم تا دهم هجری از شيوه های گوناگونی مانند گچبری رنگی, گچکاری وصله ای, گچکاری توپر و توخالی, گچبری مشبک و گچبری مسطح و برجسته استفاده کرده اند(مانند اصفهان: محراب اولجايتو, زنجان: گنبد سلطانيه, همدان: گنبد علويان و اشترجان: محراب اشترجان).
کاشی.استفاده از کاشی برای تزيين و همچنين استحکام بخشيدن به بناها از دوره سلجوقی آغاز شد و در طی قرون متمادی بويژه در عهد تيموری و صفوی به اوج رسيد. کاشی نقش عمده ای در تزيين بناهای دوره اسلامی داشت و با شيوه های متفاوت توسط هنرمندان کاشيکار به کار می رفت. استفاده از کاشيهای يک رنگ, کاشی هفت رنگ, کاشی معرق و تلفيق آجر و کاشی در دوره های سلجوقی, ايلخانی و تيموری و صفوی در تزيين بنا مرسوم بوده و تا عصر حاضر ادامه يافته است. تزيين بخشهای گوناگون بنا, از پوشش گند و مناره گرفته تا سطح داخلی بنا و زير گنبد و ديوارها و محراب با کاشيهای مختلف, بويژه کاشيهای معرق, به بناهای مذهبی و غير مذهبی ايران دوره اسلامی زيبايي خاصی بخشيده است(مانند گناباد: مسجد گناباد و غياثيه, خرگرد: مدرسه خرگرد, مشهد: مسجد گوهر شاد, تبريز: مسجد کبود, اصفهان: مسجد شيخ لطف الله و مسجد امام).
خشت.از ديگر مصالح ساختمانی معمول در معماری ايران خشت است. در دوره اسلامی يا تمامی بنا از خشت بوده يا بخشی از ديوارها از خشت و بقيه از آجر بوده است. از آنجايي که مقاومت خشت در برابر باد و باران و برف اندک است, بناهای خشتی زيادی از روزگاران گذشته باقی نمانده است.
سنگ.در معماری اسلامی از سنگ برای کار در شالوده, بدنه, فرش کردن کف و تزيين بنا استفاده می شد. گرچه به علت موقعيت جغرافيايي و اقليمی استفاده از سنگ در برخی نقاط چون آذربايجان بيشتر ديده می شود, اما بهره گيری از آن تقريباً در سراسر ايران مرسوم و متداول بوده است. استفاده از سسنگ در پی بنا و ديوارها اهميت ويژه ای داشت و برای ساختن کتيبه ها سنگهای گوناگونی چون سنگ سياه, سنگ آهک, سنگ مرمر ـ که با دقت تراشيده و گاهی حجاری می شد ـ به کار می رفت(مرند: کاروانسرای مرند, شيراز: مسجد جامع, کاشان: کتيبه های مسجد ميدان).
چوب.استفاده از چوب برای ساختن در, پنجره, صندوقهای ضريح, ستونها و تير سقف و چهار چوب, از ويژگيهای معماری اسلامی است که در ناحيه مازندران و گيلان رواج بيشتری داشته است. درختهای تبريزی, سپيدار, چنار, کاج و گردو از جمله درختهايي بودند که از چوب آنها برای بخشهای گوناگون بنا استفاده می شده است(ورامين: مسجد مامع, تبريز: ارگ عليشاه, ساری: امام زاده صالح).
شيشه. کاوشهای باستانشناسی سالهای اخير و همچنين بناهای باقيمانده از ادوار مختلف اسلامی نشان می دهد که از شيشه های الوان به رنگهای سرخ, آبی, بنفش و سبز برای تأمين روشنايي و تزيين در و پنجره و قابهای گنبد خانه و شبستانها استفاده می شده است. همچنين مطالعه متون تاريخی و مشاهده مينياتور های قرن ششم تا دوازدهم هجری نشان می دهد که شيشه, کاربرد وسيعی داشته است(خرگرد: غياثيه, شاه زند: مقبره شيری بکا آقا, اصفهان: عالی قاپو).
amirabas_ali
2009/6/04, 08:24 PM
هنر و معماری اسلامی
مقدمه
منظور از هنر و معماری اسلامی، همان هنر و معماری سرزمینهای - خاورمیانه، آفریقای شمالی، هند شمالی و اسپانیا - است که از آغاز قرن هفتم میلادی تحت حاکمیت مسلمانان قرار گرفتند.
خاستگاهها و ویژگیها
اهمیت تزیینات خوشنویسی و شکل مسجد، دو ویژگی اصلی هنر و معماری اسلامی هستند که عمیقاً با ایمان اسلامی ارتباط دارند و در همان روزگار آغازین دین پیشرفت کردند. پیامبر [اسلام]، [حضرت] محمد، تاجری ثروتمند در مکه بود که در حدود 40 سالگی مجموعه عمیقی از وحی را دریافت کرد و شروع به تبلیغ دین جدیدی نمود. این وحیها که مسلمانان آنها را پیام الهی میانگارند، در قرآن - کتاب مقدس مسلمانان - جمعآوری شده است. میراث غنی زبانی و ادبیات عرب در احساس احترام عمیق نسبت به قرآن نقش داشت. (1)
مرکزیت قرآن در فرهنگ اسلامی و جذابیت ویژه شکل خط عربی سبب شد از کلام نوشتاری، به ویژه آیات قرآنی به عنوان کتیبههای مساجد استفاده گردد و نیز تزیینات خطاطی و شیوههای آن در تمام شاخههای هنر اسلامی پیشرفت نماید.
در سال 622 پس از میلاد، همان سالی که مبدأ تاریخ اسلامی قرار گرفت، حضرت محمد به شهر یثرب - که بعداً مدینه نام گرفت، هجرت نمود. در آنجا جامعهای از مومنان که در پیرامون خانه محمد به عبادت مشغول بودند، گردهم آمدند. نمازگزاران عادی جامعه جدید در این مکان ساده، شکل مسجد را پایهگذاری کردند که عبارت بود از محوطهای محصور و مستطیلی با آلونکهایی (خانههای همسران [حضرت] محمد) که در طول یک ضلع آن قرار گرفته بودند و یک ایوان ناهموار (سایهبانی که در اصل برای استفاده از سایه بوده است) که در یک طرف برای مسلمین فقیرتر در نظر گرفته شده بود. از این رو، تقریباً تمام مساجد نقشه خانه [حضرت] محمد را تکرار میکردند و عبارت بودند از یک محوطه محصور (صحن)، ساختمانی در یک طرف برای نماز و طاقهایی قوسی (رواقها ) در اطراف محوطه.
اولین پیروان [حضرت] محمد[ص] که از شبه جزیره عربستان بودند در مقایسه با امپراطوریهایی که بعداً فتح کرده و ]سبکهای هنری آن را[ به عنوان سرمشق خود گرفتند، هیچگونه سبک هنری بومی و مخصوص به خود نداشتند. با گسترش اسلام، متناسب با شرایط متفاوت اقلیمی و مصالح در دسترس در فتوحات اسلامی و با جذب و اقتباس از شیوههای هنرهای بومی، انواع هنری آن بالیدن گرفت و نقشهایی که در یک ناحیه باب بود، به زودی جهان بزرگ اسلام را فرا گرفت.
بنابراین هنر اسلامی از منابع فراوانی گسترش یافته است. شیوههای رومی، مسیحیت باستان و بیزانسی در معماری پیشین اسلامی مورد اقتباس قرار گرفت. تاثیر هنر ساسانی – هنر معماری و تزیینی ایرانِ پیش از اسلام در دوران حکومت ساسانیان ـ بر هنر اسلامیبالاترین اهمیت را داشت. شیوههای آسیای مرکزی با تاخت و تازهای تاتار و مغول به هنر اسلامی نفوذ کرد و هنر چینی تأثیر تکوینگری بر نقاشی، سفالگری و پارچهبافی اسلامی گذاشت.
سیر تاریخی
سیر تحول هنر اسلامی - از قرن هفتم تا هجدهم میلادی - را در سه دوره میتوان طبقهبندی کرد. دوره شکلگیری هنر اسلامی، کمابیش با حاکمیت اولین حاکمان اسلامی یا خلفای بنی امیه (661الی 750م) که اسلام را از دمشق در سوریه تا اسپانیا گسترش دادند، همزمان بود.
دوره میانی، عصر خلفای عباسی (750م الی 1258م) که از بغداد در عراق خلافت اسلامی را بر عهده داشتند تا زمان استیلای مغول را در بر میگیرد.
دوران خلافت عباسی که در ترویج آموزش و فرهنگ پرآوازه است، تاریخ اسلامی درخشانترین است. در همین دوره میانی است که تأثیر نماهای هنر ایرانی چشمگیر شد.
از استیلای مغول تا قرن هجدهم میلادی را میتوان برای سهولت، دوره پسین هنر اسلامی نامید.
در این دوره سبکهای متمایز هنر در بخشهای مختلف جهان اسلام قابل شناسایی است که با سلسلههای گوناگون حاکمان ارتباط دارند.
سبکهای گفته شده در این مقاله در کنار هنر اموی و عباسی، هنرهای ترکان سلجوقی که از اواسط قرن یازدهم میلادی تا 1157م بر ایران حکم راندند، هنر ایلخانیان که مغول تبار بوده و شرق ایران را از از سال 1256م تا 11349 م در تسلط خود داشتند، هنر تیموریان که به عنوان بزرگترین حامیان فرهنگ ایرانی از سال 1378م تا 1502م بر شرق ایران حکومت کردند و هنر صفویه که حاکمان تمامی ایران از سال 1502م تا1736م بودند را نیز شامل میشود.
هنر، تحت حکمرانی ترکان عثمانی که ازسال 1299م تا 1922م حاکمان ترکیه بودند و در قرن 16م امپراطوری خود را تا مصر و سوریه گسترش دادند نیز شکوفا شد.
پیشتر در مصر (و سوریه)، سبکهای خاصی [به وجود آمد که] با حکومت فاطمیین (1171م-909م) و ممالیک که سلطه خود را در1250 پی افکندند ارتباط داشت.
معماری
http://firoozeh.mag1.googlepages.com/islamicarchitecture003f.jpg
مسجد سلیمانیه در سال 1550 در استامبول ساخته شد. معمار این بنا که سنان نام داشت طرح خود را بر اساس کلیساهای بیزانسی و به گونهای ویژه بر اساس ایاصوفیه بنا نهاد.
گنبد بزرگ مرکزی که بر فراز یک چهار پر بنا شده، مشرف است بر فضاهایی مشابه که به وسیله نیمه گنبدهایی که خود، پشت بندِ گنبد اصلیاند، طاق دار شدهاند. منارههای مخروطی چهارگانه بالکن دار، ویژگی معماری مساجد بعدی است.
مراسم عبادی اندک و نسبتاً ساده آیین اسلامی باعث رشد یک معماری مذهبی منحصر به فرد شامل مسجد، محلی برای نماز و گردهمایی امت، و مدرسه مذهبی شد.
در میان نماهای گوناگون و شاخص معماری غیر دینی اسلامی اماکن، کاروانسراها و شهرها دارای اهمیتاند که با طرحریزی پیچیده خود بیانگر وجود دغدغهای برای مسأله بسیار مهم دسترسی به آب و تأمین پناهگاهی در برابر گرما هستند.
آرامگاهها نوع سوم ساختمان هستند که در جهان اسلام اهمیت دارند و هم به عنوان مرقدی حقیقی برای یک حاکم یا شخصیتی مقدس و هم به عنوان مظهری از قدرت سیاسی ایفای نقش میکنند. تمام این بناها چه دینی و چه غیر دینی در بسیاری از ویژگیها چه بنیادی و چه تزیینی با یکدیکر مشترک هستند.
مساجد
http://firoozeh.mag1.googlepages.com/islamicarchitecture004f.jpg
نمایه یک مسجد
مساجد متناسب با نماز مسلمانان طرحریزی شده و عموماً در اطراف محوطهای سامان یافتهاند که یادآور حیاط خانه محمد(ص) میباشد، همان خانهای که به عنوان اولین مسجد به کار رفت. مسمانان رو به سمتی که قبله نامیده شده و به طرف شهر مقدس مکه است نماز میگذارند. محراب یا طاق نماز، قبله را نشان میدهد. سالن اصلی نماز در طرف قبله مسجد واقع شده است. نمازگزارانی که با صدای مؤذن از فراز مناره به نماز فراخوانده شدهاند، ممکن است به خطبهای که از منبری نزدیک به محراب ارائه میگردد گوش فرا دهند. مسجدی که تالاری گنبددار یا ایوان در هر طرف صحن آن دارد، ظاهر این مسجد به گونهای است که به عنوان مسجد چهار ایوان شناخته میشود.
مسلمانان جهتی را که به سمت آن نماز میخوانند قبله مینامند و پیامبر برای 2 سال نخستی که در مدینه بود به سمت اورشلیم نماز گزارد. ایشان سپس وحیای را دریافت کرد مبنی بر این که قبله حقیقی در مکه واقع است که از آن پس تا کنون همین شهر قبله بوده است که در نحوه جهتگیری و سازماندهی خاص فضا در مساجد سرتاسر جهان شاخصی تعیینکننده بوده است. قبله به وسیله یک محراب تزیینی یا طاق مشخص میشود.
محراب
هنگامی که مسلمانان سوریه را در سال 636 فتح کردند، بسیاری از کلیساهای باسیلیک که به صورت متروکه رها شده بودند را به عنوان مسجد به کار گرفتند. کلیساهای باسیلیک، ساختمانهایی طویل و سه قوسی با سقفی مرتفع و محرابی در انتهای شرقی آن بودند. نمازگزاران نوین - مسلمانان - محراب را بر دیوار جنوبی قرار دادند و ورودیهای جدیدی در دیوار شمالی تعبیه کرد تا نماز جماعت در عرض راهروهای کلیسا برپا گردد.
صحن
http://firoozeh.mag1.googlepages.com/islamicarchitecture005f.jpg
قبه الصخره، قدیمیترین بنای اسلامی موجود، در اورشلیم بر فراز صخره مقدس واقع شده است، جایی که اعتقاد بر این است که پیامبر [اسلام حضرت] محمد به آسمان صعود کرد. خلیفه عبدالملک این مسجد را در اواخر قرن هفتم ساخت. بنیان هشت ضلعی مسجد، فضایی مرکزی را در بر میگیرد که گنبدی بر بالای آن قرار دارد. تزیینات موزاییکی غنیای دیوارهای بیرونی را پوشانده است.
قبة الصخره در اورشلیم یکی از قدیمیترین کارهای معماری اسلامی برجای مانده است. این مسجد توسط عبدالملک، خلیفه [اموی] ساخته و بین سالهای 691و 692 تکمیل شد. این بنا به شکل هشتضلعی است و گنبدی طلایی بر فراز آن قرار گرفته است. سطح درونی و بیرونی آن با مرمر و کاشیهای سرامیک لعابدار با الگوهای معرقکاری تزیین شده است. قبة الصخره که در وسط صحنی بزرگ، بر فراز صخره معبد قرار گرفته است یکی از مقدسترین اماکن در اورشلیم به شمار میآید.
هنگامی که کلیسای باسیلیک با تعدیلاتی که در آن صورت پذیرفته بود با صحنی که در اضلاع خود دالانهای طاقدار دارد ضمیمه شود، تمام ویژگیهای اساسی خانه پیامبر در مدینه را دارا است. مسجد الاقصی - اولین مسجد در اورشلیم- (قبل از 670 م) به همین صورت از ایوان سلطنتی هرود که یک کلیسای باسیلیک ویران بود، اقتباس شد. در نمونههای بعدی راهروهای طولانیتری به انتهای صحن اضافه گردید - برای مثال در مسجد بزرگ قرطبه، قرنهای هشتم تا دهم در اسپانیا - و هر گونه همانندی به کلیساها با تاکیدی که بر انتهاهای نوکتیز دارند از بین رفت. این توسعهها پاسخی به رشد جمعیت بود، اما از جهتی روند توسعه متناظر است با ویژگی اساسی تمام هنرهای اسلامی و آن تکرار پایانناپذیر الگو و نقشهاست.
مناره
http://firoozeh.mag1.googlepages.com/islamicarchitecture006f.jpgاین مناره حلزونی که روزگاری مؤذن از فراز آن مؤمنین را به نماز فرا میخواند، تنها ویژگی بر جای مانده از مسجد عظیم سامرا در عراق است که در زمان بنای آن (852-848) بزرگترین مسجد اسلامی در جهان به شمار میرفت.
در زمان حیات پیامبر، در مدینه از پشتبام اذان گفته میشد که تقلیدی بود از شیوه یهود در دمیدن در شافر (شاخ قوچ) یا مسیحیت قدیم در به کارگیری یک تقهزن برای گرد هم آوردن عابدان. (2)
به نظر میرسد منشأ پیدایش مناره، سنتی سوری باشد که گوشههای ساختمان را با چهار برجک میساختند. مناره برجی است در گوشه صحن مسجد - یا مانند مسجد سامرا در خارج از مسجد - که بعد از حیات [حضرت] محمد (ص ) اذان گفتن از فراز آن سنت گشت. مسجد اموی یا مسجد جامع در دمشق (15-705) که به دور یک کلیسای باسیلیک ساخته شد، بهترین نمونه به جا مانده از یک مسجد صحندار قدیمی با یک مناره است. در بناهای بعدی حرم یا نمازخانه، یک گنبد، محراب اصلی را از چهار محراب موجود روی دیوار قبله مشخص مینمود.
گنبد
گنبد به عنوان ویژگی عمده سراسر معماری اسلامی، ریشه در معماری ساسانی و مسیحی قدیم دارد. قدیمیترین مسجد بر جای مانده - قبه الصخره (اواخر قرن هفتم) در اورشلیم - یکی از بناهای بزرگ مذهبی در جهان است و محلی است که [حضرت] محمد (ص) بنا به روایات از آنجا به آسمان معراج کرد. این مسجد دارای گنبدی بر بالای استوانهای طبل مانند و نیز دارای طرح و پلانی مدور و حلقوی و نیز دو راهرو سرپوشیده یا دهلیز میباشد. طرح این بنا از معماری رومی اقتباس شده است که ممکن است در رقابت با کلیسای «آرامگاه مقدس» که آن هم در اورشلیم قرار دارد، بنا شده است. از این رو قبة الصخره با طرح بنیادی مسجد سازگاری ندارد. گنبد آن طلاکاری شده و بقیه سطوح درونی و بیرونی آن تماماً با موزاییک رنگارنگ سرامیکی پوشانده شده است.
در برههای که اسلام گسترش مییافت، تأثیر مردمان ترکتبار [بر هنر اسلامی] به گونهای فزاینده احساس میشد. به همین خاطر آرامگاه بنا شده در آغاز قرن دهم برای حاکم بخارا در آسیای مرکزی (خاستگاه سلسله سلجوقی) اهمیت ساختمانی دارد. این بنای آجری مربع شکل دارای گنبدی است که به جای قرار گرفتن بر لچکهای کروی (تاق ضربیهایی با بخشهای مثلثی قوسدار [که معمولاً گنبدها بر آنها واقع میگردد]) که در عالم بیزانس معمول بود، بر سکنجها (تاقبندیهای کوچک که گوشههای این مربع را به هم پیوند میدهند) قرار گرفته است. بنای سکنجها از ایران ساسانی سرچشمه گرفته است. آنها بسیار سادهتر از لچکهای کرویساخته میشوند، به همین خاطر این تدبیر به گسترش مساجد و آرامگاهها و دیگر سازههای قبهدار در سراسر جهان اسلام انجامید.
مساجد ساخته شده تحت سلطه عثمانیها، میراث بیزانسی ترکیه را منعکس میکرد. مسجد بزرگ سلیمانیه (1574-1569) که آن را معمار بزرگ ترک «سنان» در «ادیرنه» ترکیه ساخت، گنبدی بسیار بزرگ دارد که با گنبدهای مشابه و با نیمه گنبدهایی احاطه شده است. درست به همان ترتیبی که در مسجد «ایاصوفیه» - کلیسایی بیزانسی که بعداً به مسجد تغییر هویت پیدا کرد - در استانبول ترکیه وجود دارد. اگر چه مسجد ادیرنه از نظر وسعت نیز مانند مسجد ایاصوفیه است؛ اما پنجرههای فراوانی دارد که روشنایی بیشتری را تأمین میکند. این شیوه– که «سنان» آن را در دو مسجد معروف استانبول نیز به کار گرفت - طراحی مساجد در سراسر ترکیه، سوریه، مصر، عربستان و شمال آفریقا را تحت تاثیر خود قرار داد.
ایوان
در مساجد عهد عباسی در عراق، ایوان ـ تالار یا دالانی فراخ، قوسدار و دو بخشی - به هر طرف از طاقگانهای اطراف صحن مسجد افزوده شد. ایوان ریشه در معماری ایران ساسانی دارد.
طاق محرابی
اگرچه طاق نعل اسبی در معماری اسلامی، به ویژه در نمونههای اولیه بیشتر معمول است؛ اما طاق محرابی نیز شناخته شده بود. طاق محرابی که احتمالاً دارای منشأ سوری بوده و توسط امویان تعدیل گشته است، ویژگی مساجد دوره عباسی نیز هست و در قرنهای نهم و دهم از عراق به مصر راه پیدا کرد. طاق محرابیهای ساخته شده در مساجد بعدی مصر و تحت حکومت ممالیک (از قرن سیزدهم)، دارای نمای گوتیک میباشد که تأثیر درونمایههای معماری اروپایی را نشان میدهد که توسط صلیبیها منتقل شده است.
منبر و مقصوره
اولین کاربرد شناخته شده از منبر، در مسجد مدینه صورت گرفت. منبر که در اصل به عنوان مسند به کار گرفته شد، خیلی زود جایگاه خود را به عنوان یک سکوی تمام عیار برای سخنرانی و تبلیغ پیدا کرد. سامانه معماری دیگری که نه در تمام مساجد، بلکه در برخی از آنها معمول بود، مقصوره است که عبارت است از دیواره یا مکانی بسته دور محراب برای محافظت حاکمان امت در حین انجام خدمت که پس از کشته شدن سه خلیفه اول [عمر، عثمان و حضرت علی(ع)] ساخته شد.
مدرسه
http://firoozeh.mag1.googlepages.com/islamicarchitecture007f.jpg
صحن، مدرسه، اصفهان
مدرسه محلی برای تحصیل و عبادت است. این نما که به صحن مدرسه چهارباغ در اصفهان باز شده است، مسجد قبهدار، حوض مرکزی و حجرههایی را نشان میدهد که به دور صحن آن، برای مطالعه و سکونت به کار میروند.
در دوره میانی و تحت حکومت عباسیان گونهی جدیدی از معماری دینی - مدرسه یا حوزه علوم دینی - در شرق ایران باب شد و هیأت آن که بر اساس معماری ساسانی است در گونهی جدیدی از مسجد به کار گرفته شد که خیلی زود در بسیاری از کشورها رواج یافت. مدرسه یا مسجد ـ مدرسه دارای ایوانهایی در چهار طرف است (ایوان رو به قبله بزرگتر از بقیه است) که با طاقگانهایی دو طبقه به یکدیگر متصل شدهاند. در مدرسهها این طاقها به حجرههایی منتهی میگردند، حال آن که در مساجد طاقها تنها به شکل تورفتگیهایی هستند.
در برخی از مدارس بعدی، صحن با گنبدی پوشیده میشود. مسجد جامع (اصطلاحی عام برای مسجدی که جماعت زیادی از نمازگزاران را در خود جای دهد) اصفهان در ایران نمونه بزرگی از یک مسجد - مدرسه پیشین است. در این بنا مانند دیگر مزارهای این دوره، موتیف مقرنس که همان تزیینات قندیل مانند سقفهای ضربی و قوسدار است، گسترش پیدا نمود. مقرنس که ویژگی خاص تزیین اسلامی است، متشکل از تورفتگیهای با طرح لانه زنبوری همراه با بیرونزدگیهای کوچک است که با هم در داخل یک سقف قوسی یا زیر یک گنبد سامان یافتهاند.
مسجد شاه با گنبد بلند، نوکتیز و کاشی شدهاش که پشت ایوان اصلی واقع شده و سطوح داخلی گنبد و قندیلهای پوشیده با کاشیاش و مسجد «شیخ لطف الله» با گنبدی حتی پیچیده و پر زرق و برقتر، نمونههای بعدی مسجد ـ مدرسه هستند که هر دو در اصفهان و هر دو در قرن 17م بنا شدهاند.
amirabas_ali
2009/6/04, 08:25 PM
معماری غیر دینی
http://firoozeh.mag1.googlepages.com/islamicarchitecture008f.jpg
صحن شیران، الحمراء
صحن شیران در گوشهای از کاخ الحمراء در گرانادا (قرناطه) اسپانیا واقع است. اطاقهایی که صحن را احاطه کردهاند به خاطر نقش برجستههای روکار پیچیده و مفصل آنها مشهور هستند. این کاخ قلعه اسلامی برای پادشاهان عربتبار اندلس در طول قرنهای 13 و 14 ساخته شد.
در دوره امویان و اوایل عباسیان، شاهزادگانی از دودمان خلیفه، شماری کاخ بیابانی در سوریه و عراق بنا کردند. برخی از این کاخها مانند کاخهای ساسانیان، دارای شکارگاه بودند یا حمامهایی قبه دار برگرفته از ساختمانهای نوع متأخر رومی داشتند. از این رو این کاخها آمیزهای از میراث هنری غربی و شرقی را به نمایش میگذارند که مشخصات هنر آغازین اسلامی را تصویر میکنند و نیز آزادی نسبی آن را در برابر ممنوعیتهای سنتی هنر پیکرنگارینشان میدهند که این ممنوعیتهانه در قرآن، بلکه در حدیث که در قرن نهم تدوین شد، آمده بود.
ویژگی کاخهای اموی، موزاییکها، نقاشیهای دیواری و تمثالهای نقش برجسته گچی بود که ندیمان، حیوانها و حتی خود خلیفه را نشان میداد. قسمت زیادی از این آرایه از سنت ساسانی نشأت گرفته بود.
جهان اسلام در دوره میانی، شکوفاترین تمدن شهری که تا آن زمان دیده شده بود را پدید آورد. به هر حال، با آمدن مغولها بسیاری از این گونه شهرها ویران شد یا این که به روستا تنزل پیدا کردند و سیستمهای آبی که این شهرها به آن وابسته بودند، ویران شد.
در زمان حکومت عباسیان، بنای سامرا که یک شهر کاملاً اداری ـ اجرایی بود در صحرای نزدیک بغداد آغاز گردید، اما هرگز به پایان نرسید. درون سامرا ساختمانی عظیم و برج و بارودار به مساحت 175 هکتار (432جریب) و دارای شمار زیادی باغ وجود داشت که خود شهری به شمار میرفت و شامل ادارات، مسجد، حمامها و محلههای مسکونی بود. برخی از ساختمانهای مسکونی دارای تزیینات نقاشی پیکرنگاری بودند؛ اما در این میان بهترین کار آذینی، گچبری با الگوی سراسر هندسی بر اساس موتیفهای ترکی (آسیای مرکزی) بود. شهرهای طراحی شدهای مانند سامرا و الفسطاط (شهری در نزدیکی قاهره که با حفاری و خاکبرداری شناخته شد) به خاطر لولهکشی آب و فاضلاب آنها که به گونه کارآمدی مهندسی شده بودند، قابل توجه میباشند، تمام خانهها دارای حمام و توالت بودند. برنامه دیگر شهرسازی دوره عباسی، ساخت شهری دایره شکل (762) در بغداد بود که (ویژگی و مشخصات آن) در اصل از متون و توصیفات نوشتاری دانسته میشود؛ زیرا محل آن زیر شهر امروزین ]بغداد[ قرار گرفته است. این شهر مدوّر از حلقههای هم مرکزی تشکیل میشد که اقامتگاه، مساجد و خانواده خلیفه در حلقه مرکزی قرار داشتند. طرح اولیه این شهر، ریشهای ساسانی ـ ایرانی دارد. بعداً مجتمعهای کاخی شبیه آنچه در سامرا وجود دارد در قاهره، مدینه الزهرا (اسپانیا)، شمال آفریقا و در استانبول، جایی که عثمانیها در سال 1459 کاخ توپکپی سارایی یا کاخ موزه توپکپی امروزی را بنا کردند، ساخته شد. این سنت در قرن 14م در کاخ الحمراء - متعلق به حاکمان عربتبار اسپانیا - در گرانادای (قرناطه) اسپانیا نیز ادامه پیدا کرد.
آنچه به طور ویژهای در اینجا قابل توجه است، صحن شیران بافواره آن است که این فواره با شیرهای سنگی آب فشان احاطه شده است.
شیران الحمراء همتایانی در ظروف برنزین و سفالین که شکل حیوان گرفته دارند و اگرچه تمثالی بودن آنها، کارکردشان را در دسته هنر تزیینی قرار میدهد.
در ایران، آخرین بناهای بزرگ آنهایی بودند که توسط صفویان بنا شدند. مساعدت صفویان در معماری غیر دینی، شامل میشد بر پلها و زمینهای چوگان و نیز کاخهایی از کوشکهای چوبین به گونهای که از طریق آنها میشد از مشاهده فوارههای همیشگی بهره برد و مسابقات چوگان را مشاهده نمود. بخش دیگری از کاخ، یگ گالری هنری بود که شاه عباس اول آن را برای کلکسیون چینیاش در نظر داشت.
کاروانسرا («هان» در ترکی) رهآورد ویژه سلجوقیان برای هنر غیر دینی است. این استراحتگاهها که برای مسافران در طولمسیر کاروانها بنا میشد، شامل تالاری راهرووار و محوطهای برای حیوانات بود. انواع دیگری از ساختمانها که در تاریخ معماری مهم هستند، عبارتاند از حمامهای عمومی، بازارها، باغها و نیز آلاچیقهای باغی، رباطها یا دژهای مرزی که نمونه برجسته آن، هم اکنون تنها در تونس یافت میشود.
حرمها و آرامگاهها
http://firoozeh.mag1.googlepages.com/islamicarchitecture009f.jpg
آرامگاه امپراطور - جهانگیر - که در قرن 17 در لاهور پاکستان بنا شد به گونهای پیچیدهای با انواع طرحها و رنگها تزئین شده است. آنچه در اینجا مشاهده میشود، نمای بیرونی دیوار و یکی از چهار منارهای است که باغ شامل آرامگاه امپراطور را احاطه کردهاند.
علیرغم ممنوعیتهای اسلامی در ساختن مراقد مجلل، آرامگاهها به عنوان نمادهایی از قدرت رهبران متوفی، مهمترین بناهای اسلامی بعد از مساجد و کاخها هستند. گورستانهایی از مقبرههای قبهدار که حاکمان مملوک مصر آنها را در قرن 15 در بیرون مصر ساختند، نمونههایی از این آرامگاهها هستند. تیموریان در سمرقند (اکنون در ازبکستان) گورستانی به نام «ساهی زنده» (قرن 15-16) بنا کردند که عبارت بود از مجموعه شکوهمندی از ساختمانها با آجرکاری طرحدار و و زیبا و گنبدهایی کاشی، مرتفع و گردندار.
در ایران، در عصر فاتحان مغول، نوع خاصی از مقبره پدید آمد. آرامگاه بزرگ متعلق به قرن چهاردهم در سلطانیه دارای گنبد دو سازهای است که بدون وزن افزوده، ارتفاع بسیار بیشتری به گنبد داده است و این گنبد بر روی پایهای هشتضلعی بنا شده است (در اصل با برجی در هر گوشه).
برجستهترین نمونه این شکل، «تاج محل» به عنوان یکی از مشهورین آرامگاههای اسلامی است که توسط دو معمار ایرانی در نیمه قرن 17 میلادی در «اگره» هند ساخته شد.
تزیینات معماری
http://firoozeh.mag1.googlepages.com/islamicarchitecture010f.jpg
تزیینات کاشیکاری
کاربرد کاشی رنگی در تزیینات معماری، تاریخ دور و درازی در خاورمیانه دارد. این طرحهای پیچیده در مقرنسهای مفصل ورودی یک مدرسه یا حوزه علمیه در اصفهان تنظیم شدهاند.
گچکاری، آجرکاری و کاشیکاری، به عنوان رسانه تزیینی در روکاری و توکاری تمام ساختمانهای اسلامی استفاده شدهاند. سلجوقیان به این مجموعه، آجر لعابدار و کاشیها را افزودند که بعداً مانند سفالینههایشان صیقلی و منقوش شد. شهر کاشان در ایران به طور تخصصی بر این مسأله تمرکز کرده بود. تمامی نمای محرابها متشکل از نوارهای ستونواری از کتیبههای قرآنی با کاشیهای منقوش برّاق ساخته شده بودند که خود شیوهای در سفالینه بود که در کاشی به کار رفت. کاشیها در اشکال گوناگونی همچون ستارگان، در کنار یکدیگر بر پهنه دیوارها جای میگرفتند.
ویژگی هنر تیموری این بود که محرابها از قطعه موزاییکهای درخشان پوشانده میشدند، به گونهای که در آنها هر رنگی جدای از دیگر رنگها پخته میشد تا نهایت شدت خویش را بیابد. در قرن 15 کاشی موزاییککارهایی از ایران که هنوز در آن زمان مرکزی مهم در این رشته به حساب میآمد، تولید قطعه کاشی را در ترکیه بنا نهادند. با گسترش کارگاهها در «ایزنیک»، ترکها منابع دست اول خود را از کاشیها در اختیار داشتند.
در ایران دوره صفویه، بیشتر ساختمانهای جدید پوشش باشکوهی از کاشی دریافت نمودند و بسیاری از بناهای قدیمیتر دوباره به همین صورت تزیین گشتند. این کاشیها، کاشیهایی به رنگ طلایی و سبز که تا آن زمان سابقه نداشت را شامل میشدند؛ رنگهای گوناگون با هم در طرحها به کار برده و پخته میشدند نه این که مانند گذشته جدای از یگدیگر [و در قطعههایی جدا] باشند؛ اکنون نتیجه متفاوت و درخشندگی هر رنگ کمتر بود.
دیگر تزیینات معماری اسلامی کندهکاری روی چوب را شامل میشود که گاه همراه با خاتمکاری با عاج در مقصورهها، منابر، پنجرهها و درها و عناصر مختلف ساختمانی استفاده میشد. برجستهکاری روی سنگ و مرصعکاری مرمرین در بناهایی در اسپانیا، ترکیه و مصر (از دوره مملوک) به چشم میخورد.
چراغهای مساجد و قالیهای رنگارنگ نماز - اگرچه خود بخشی از ساختمان نیستند - میتوانند تزیینات معماری به حساب آیند که ساختمان را میپوشند و با فراهم نمودن نور و رنگ آن را دگرگون مینمایند.
منبع :
http://www.firooze.ir/article-fa-429.html
ولادیمیر
2009/6/27, 12:39 AM
سلام علیکم کتابی که در مورد جزییات ساخت بادگیرها در آن سخن رفته باشه میشناسید و همچنین کتابی که به من کمک کند درباره چگونگی ساخت قنات و آب انبار و... ( و کلا در مورد ریز مسایل معماری ایرانی آن هم به طور دقیق) ***********مرسی باآرزوی موفقیت برای همه شما************
philadelphia
2010/4/17, 09:39 AM
سلام به همگی !
من پروژه درس معماری جهان راجع به ( حمام های رومی ) تورو خدا هر کی مطلب داره در این زمینه کمک کنه :(:(:( .......
m.sepahizadeh
2011/10/26, 08:18 PM
دنبال یه پروژه ی برداشت و تحلیل یه بنای تاریخی تو اصفهانم واسه معماری اسلامی میخوام
یه سری نقشه و پلان مثلث بندیو این جور پلانای اندازه گیری که باید تهیه کردو از اصفهان میخوام داشته باشم که ازش استفاده کنم.:gol: اگر خودتون ویا همکلاسیهاتون پروژه ی اسلامیتونو دارین و این لطف رو به من بکنید خیلی خیلی ازتون ممنون میشم. لطفا کمک کنید
مرسی
m.sepahizadeh
2011/11/05, 03:11 PM
اگه تو تهران باشه هم خیلی خوبه!
مرسی
این یه فایل در مورد خانه عامری هاست[113482
Powered by vBulletin® Version 4.2.0 Copyright © 2013 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.