PDA

برای دیدن نسخه كامل اینجا را كلیك كنید : حسینه باشگاه مهندسان ایران



صفحه ها : 1 2 3 4 [5] 6 7 8 9 10

s1m5j8
2011/8/15, 11:25 PM
سلام
مورد 40از پست چهل حدیث فک میکنم اشتباه نوشته باشینش!!
یه نگا بندازین
40- از امام مجتبی معنای فقر پرسیده شد، فرمود: خوشنود بودن انسان به مقداری که خدا روزی او نموده هر چند کم باشد. (تحف العقول، ص 228)

???????

sam sad
2011/8/15, 11:54 PM
فقط میخواستم عید تبریک بگم به همه:D

haghjoo110
2011/8/16, 12:38 AM
40- از امام مجتبی معنای فقر پرسیده شد، فرمود: خوشنود بودن انسان به مقداری که خدا روزی او نموده هر چند کم باشد. (تحف العقول، ص 228)

???????
یعنی اگه انسان به چیزی که خدا روزیش قرار داده راضی باشه فقیره؟؟؟!!!!!!!

sweetest
2011/8/16, 01:04 PM
مهمانی حق چه باصفا شد
میلاد امام مجتبی شد
(این عید بر عاشقان مبارک)
:gol::gol::gol:

vitaminb12
2011/8/16, 11:41 PM
دعاى روز شانزدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِكَ الى دارِ القَرارِبالهِیّتَكِ یا إلَهَ العالَمین.

خدایا توفیقم ده در آن به سازش كردن نیكان ودورم دار در آن از رفاقت بدان وجایم ده در آن با مهرت به سوى خانه آرامش به خدایى خودت اى معبـود جهانیان.

Sarp
2011/8/16, 11:48 PM
هنوز راه ندارد کسی به عالم تو
نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو
نسیم پنجرهء وحی! صبح زود بهشت
"اذا تنفس ِ" باران هوای شبنم تو
تو در نمازی و چون گوشواره می لرزد
شکوه عرش خدا، شانه های محکم تو
توئی دوباره پیمبر، محمدی دیگر
چنان که عایشهء دیگری است مَحرم تو
به رمز و راز سلیمان چگونه پی ببرم؟
به راز عِزّةُ للّه نقش خاتم تو
من از تو هیچ به غیر از همین نفهمیدم
که میهمان همه ماییم و میزبان همه تو
تو کربلای سکوتی و چارده قرن است
نشسته ایم سر سفرهء مُحرم تو
چقدر جملهء"احلی من العسل " زیباست
و سالهاست همین جمله است مرهم تو
هوای روضه ندارم ولی کسی انگار
میان دفتر من می نویسد از غم تو
گریز می زند از ماتمت به عاشورا
گریز می زند از کربلا به ماتم تو
فقط نه دست زمین دور مانده از حرمت
نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو

سید حمیدرضا برقعی

Shahram.OTF
2011/8/17, 12:13 AM
دستت درد نکنه خیییلییی خوشم اومد;)

vitaminb12
2011/8/18, 09:36 PM
دعاى روز هیجدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَكاتِ أسْحارِهِ ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ وخُذْ بِكُلّ أعْضائی الى اتّباعِ آثارِهِ بِنورِكَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین.

خدایا آگاهم نما در آن براى بركات سحرهایش وروشن كن در آن دلم را به پرتو انوارش وبكار به همه اعضایم به پیروى آثارش به نور خودت اى روشنى بخش دلهاى حق شناسان

phalagh
2011/8/19, 11:20 AM
یاهو
میشود امشب راز گل سرخ را دانست .
میشود امشب مشق عشق را امتحان پس داد.
میشود امشب ننوشیده می مست شد چون فضایعرش و فرش مملو از می حضور و مستی است.
آری میشود امشب راز چاه را فهمید که چگونه صبریداشت تا توانست طاقت شنیدن آوای گلایه هایحزن آگین خدای احساس و کلام مظلومترین مرد خدارا داشته باشد.
امشب شب خداست و قدر مهربانی هایش را بدانیم
و یکدیگر را دعا کنیم .
التماس دعا

salizadeniri
2011/8/19, 03:10 PM
یا امیر المومنین یا ذالکرم
یا امام المتقین یا ذاالنعم

اننا جئناک فی حاجاتنا
لا تخیبنا و قل فیها نعم

یا علی,ای پدر امت
امشب دست خالی برمون نگردون...

ما بدین در نه پی حشمت و جاه امده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم...

http://www.radio.ir/sitepics/newspics/1732065736Copy%20%2814%29%20of%20ALI_01.jpg

sara.sherafati
2011/8/19, 06:24 PM
دل من شکسته
خدددددددااااااااااااااااا ااااااااااااااا
تنهام گذاشتی بدجور

vitaminb12
2011/8/20, 01:55 AM
دعاى روز نوزدهم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَكاتِهِ وسَهّلْ سَبیلی الى خَیْراتِهِ ولا تَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الى الحَقّ المُبین.

خدایا زیاد بگردان در آن بهره مرا از بركاتش وآسان كن راه مرا به سوى خیرهایش ومحروم نكن ما را از پذیرفتن نیكىهایش اى راهنماى به سوى حـق آشكار

haghjoo110
2011/8/21, 12:45 PM
فرارسیدن شهادت حضرت علی (ع) رو به همه شیعیان تسلیت عرض میکنم.


جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید



-یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟



-علی در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.



مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.



در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:



-اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد (http://jok20.blogsky.com/) گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید:



-علم بهتر است یا ثروت؟

علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی. نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،



-و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!



هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:



-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟



-حضرت‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.



نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.



-حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.



با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:



-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟



امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.



در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:



-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟



-امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.



مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست؛ آن‌گاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکة مردم نشده‌ایم، به دیگران بگوییم، نیایند! مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن‌وقت در میان مردم رسوا می‌شود و ما به مقصود خود می‌رسیم! مردی که آن طرف‌تر نشسته بود، گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن‌وقت این ما هستیم که رسوای مردم شده‌ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته‌های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.



در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید،



-که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.



سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که…



نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.



نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:



-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:



علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.



فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا (http://jok20.blogsky.com/) همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم
برگرفته از وبلاگ بچه های قدرت88 دانشگاه تفرش

vitaminb12
2011/8/21, 03:19 PM
دعاى روز بیستم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ الجِنانِ واغْلِقْ عَنّی فیهِ أبوابَ النّیرانِ وَوَفّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ القرآنِ یا مُنَزّلِ السّكینةِ فی قُلوبِ المؤمِنین.

خدایا بگشا برایم در آن درهاى بهشت وببند برایم درهاى آتش دوزخ را و توفیقم ده در آن براى تلاوت قرآن اى نازل كننده آرامش در دلهاى مؤمنان.

vitaminb12
2011/8/22, 02:04 AM
شهادت مولی الموحدین حضرت علی ابن ابیطالب (ع) بر همه عاشقان حضرت تسلیت باد

vitaminb12
2011/8/22, 02:18 AM
دعاى روز بیست و یكم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِكَ دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین.

خدایا قرار بده برایم در آن به سوى خوشنودىهایت راهنمایى و قرار مده شیطان را در آن بر من راهى وقرار بده بهشت را برایم منزل وآسایـشگاه اى برآورنده حاجتهاى جویندگان

vitaminb12
2011/8/23, 01:52 AM
دعاى روز بیست و دوم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَكَ وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَكاتِكَ وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضاتِكَ واسْكِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّاتِكَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرّین.

خدایا بگشا به رویم در این ماه درهاى فضلت وفرود آر برایم در آن بركاتت را وتوفیقم ده در آن براى موجبات خوشنودیت ومسكنم ده در آن وسطهاى بهشت اى اجابت كننده خواسته ها ودعاهاى بیچارگان.

vitaminb12
2011/8/24, 11:54 PM
دعاى روز بیست و سوم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین.

خدایا بشوى مرا در این ماه از گناه وپاكم نما در آن از عیب ها وآزمایش كن دلم را در آن به پرهیزكارى دلها اى چشم پوش لغزشهاى گناهكارا

vitaminb12
2011/8/25, 12:07 AM
دعاى روز بیست و چهارم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ إنّی أسْألُكَ فیه ما یُرْضیكَ وأعوذُ بِكَ ممّا یؤذیك وأسألُكَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَكَ ولا أعْصیكَ یا جَوادَ السّائلین.

خدایا من از تو میخواهم در آن آنچه تو را خوشنود كند و پناه مى برم بتو از آنچه تو را بیازارد واز تو خواهم توفیق در آن براى اینكه فرمانت برم ونافرمانى تو ننمایم اى بخشنده سائلان

haghjoo110
2011/8/25, 11:18 AM
دل من شکسته
خدددددددااااااااااااااااا ااااااااااااااا
تنهام گذاشتی بدجور
چرا فک میکنی خدا تنهات گذاشته؟!!!

vitaminb12
2011/8/26, 12:19 AM
دعاى روز بیست و پنجم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِكَ ومُعادیاً لأعْدائِكَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِكَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.

خدایا قرار بده در این روز دوست دوستانت ودشمن دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت اى نگهدار دلهاى پیامب

sabahat
2011/8/27, 01:05 PM
دعاى روز بیست و ششم ماه مبارك رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَل سَعْيي فيهِ مَشْكوراً وذَنْبي فيهِ مَغْفوراً وعَملي فيهِ مَقْبولاً وعَيْبي فيهِ مَسْتوراً يا أسْمَعِ السّامعين. اي خدا در اين روز سعيم را در راه طاعتت بپذير وجزاي خير عطا فرما وگناهم را در اين روز ببخش و عملم را مقبول وعيبم را مستور گردان, اي بهترين شنواي صداي خلق.

* ziba *
2011/11/12, 12:10 PM
گروهی از دشمنان قسم خورده شیعیان و با حمایت وهابیت و سازمان مجاهدین خلق شروع به تولید موجی در فضای مجازی برای از بین بردن مقدسات شیعیان و تمسخر اعتقادات آنها به راه انداخته اند که در اولین حرکت خود صفحه ای با نام امام نقی (ع) ساخته و با حرکت هماهنگ شده شروع به تمسخر و اهانت به این امام عزیز کرده اند ....
در این روز مبارک بیایید با هم پیمان ببندیم که با شناخت هر چه بیشتر سیره اهل بیت به ویژه امام علی النقی الهادی (ع) و بازگویی آن در اجتماعات مشت محکمی بر دهان این کافران بی اصل و نسب بزنیم و زهرشان پادزهر گردیم.

یا علی

* ziba *
2011/11/12, 12:49 PM
امام علی النقی الهادی (ع) :

لَو سَلَکَ النّاسُ وادِیاً شُعباً لَسَلَکتُ وادِیَ رَجُلٍ عَبَدَاللهَ وَحَدَهُ خالِصاً
اگر مردم در راههای مختلف حرکت کنند. هر آینه من در مسیر و وادی مردی حرکت خواهم کرد که خدا را به تنهایی خالصانه عبادت می کند.
(میزان الحکمة، ج۳، ص ۶۰)

* ziba *
2011/11/12, 12:51 PM
امام علی النقی الهادی (ع) :

اِذَا کَانَ زَمانُ العَدلِ فیهِ أَغلَبَ مِنَ الجَورِ فَحَرامٌ أَن یَظُنَّ بِاَحَدٍ سُوءً حَتّی یَعلَمَ ذالِکَ مِنهُ و اِذَا کَانَ زَمانُ الجَورِ أَغلَبَ فیهِ مِنَ العَدلِ فَلَیسَ لِأَحَدٍ أَن یَظُنَّ بِاَحَدٍ خَیراً ما لَم یَعلَم ذالِکَ منهُ
هرگاه در جامعه، رعایت عدالت بیشتر از جور و ستم باشد؛ بد گمانی به مردم حرام است، مگر آن که از راه یقین محرز باشد؛ و امّا اگر در برهه ای از زمان، ظلم و جور بر عدالت غلبه پیدا کند، خوش گمانی به همگان شایسته نیست جز آنجا که آدمی به نیک بودن شخصی علم و یقین دارد.
(مستدرک الوسائل، ج۹ ص ۱۴۶)

apn1388
2011/11/12, 01:10 PM
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=42771&BiogId=12

apn1388
2011/11/12, 01:11 PM
علی النقی http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%86%D9%82%DB%8C

apn1388
2011/11/12, 01:14 PM
ای نور خدا امام هادی / وی مکتب عشق را منادیای در کف تو لوای قرآن / وی مجری آیه های قرآندر اوج طلوع روشنائی / آیینه ی پاک حق نمائیولادت جد برگوار امام زمان-عج، تبریک و تهنیت...امشب ای دل، مرا شب شادی استدر کف ما برات آزادی استباب رحمت ز هر طرف شد بازشب میلاد حضرت هادی(ع) استولادت دهمین پیشوای پرهیزکاران بر شما مبارکباد . . ....میلاد نور مبارکامام هادی(ع) : ” هرکس بذر خوبی بکارد، شادمانی درو می کند.”همیشه شادمان باشید....ز سوی عرش رحمن، نوید شادی آمد / بشارت ای محبان، امام هادی آمدکجایی یابن زهرا بده عیدی مارا / که روح عشق و ایمان امام هادی آمد...ای گوهر بحر آفرینش/ وی چشم و چراغ اهل بینشهمنام علی مرتضایی/ سرتا به قدم خدانمائیامروز که دل قرین شادیست/ میلاد تو ای امام هادی استمیلاد تو برهمه مبارک/ بر مهدی فاطمه مبارک . . ....ای آفتاب عالمیان هادیا (ع) سلامای نور چشم هاشمیان هادیا (ع) سلامای چارمین علی (ع) خدا یا علی (ع) مددای مقتدای فاطمیان هادیا (ع) سلامولادت دهمین پیشوای پرهیزکاران بر شما مبارکباد.
..
ولادت دهمین گلبرگ آسمانی، آیینه‏ی عصمت، هادی امّت،اسوه‏ی مجد و شرافت، نیای انسانیتنای پرخروش ولایت، ناخدای کشتی هدایتحضرت امام هادی علیه‏السلام بر پیروان ولایت خجسته باد...طلوع ستاره‏ی تابناک ولایت، خورشید عدالت، فرزند ایمان، پدر دریای بی‏پایان،مهبط انوار رحمان، مفسر بزرگ آیه‏های قرآن، حضرت امام علی النقی علیه‏السلام تهنیت باد...میلاد امام پاکی و روشنایی، ستاره‏ی راهنمای بشریتگنجینه‏ی ارزشمند کرامت، قله‏ی بلند فضیلت، گلبرگ درخت رحمتبرگزیده‏ی خداوند سرمد، حضرت امام هادی علیه‏السلام تهنیت باد...میلاد باسعادت پاکیزه‏ترین خلق خدا، معدن لطف و صفا، موج بلند دریای رسالتگستره‏ی عظیم ولایت، پیشوای «متوکل» ستیز، پناه درماندگان،حضرت امام علی النقی بر عاشقان سیره‏اش مبارک باد...خجسته میلاد بزرگ مشعل‏دار هدایتحضرت امام هادى علیه‏السلام بر پویندگانِ راه حق مبارک باد . . ....میلاد دهمین منظومه کهکشان هستى، طلایه‏دار پاکى و هدایتامام على‏النقى علیه‏السلام گرامى باد . . ....از فرش تا عرش، امتدادِ فرشته است و نور … مدینهچشم به راهِ طلوعِ دهمین خورشید، لحظه‏ها را می‏شمارد . . ....ز سوی عرش رحمن، نوید شادی آمدبشارت ای محبان، امام هادی آمدکجایی یابن زهرا بده عیدی ماراکه روح عشق و ایمان امام هادی آمد....گلــی از گلشن طــه به جهان رو کردهکه جهــان را ز صفا جنّت رضوان کردهنور چشمان جواد است، بُوَدْ نام علیکه خدایش ز شرف، ناطق قرآن کرده

apn1388
2011/11/12, 01:19 PM
http://takdid.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%aa/%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c/#more-6090

Phyto
2011/11/12, 01:36 PM
http://www.askquran.ir/gallery/images/5405/1_79066439798219455515.gif

Phyto
2011/11/12, 01:36 PM
http://www.askquran.ir/gallery/images/5405/1_87674082334841006381.gif

http://www.askquran.ir/gallery/images/5405/1_47927334259141328898.gif

سروش7
2011/11/12, 01:43 PM
یا امام هادی (ع)

* ziba *
2011/11/12, 08:55 PM
امام علی النقی الهادی (ع) :

ألعِتابُ مِفتاحُ الثِّقالِ وَ العِتابُ خَیرٌ مِنَ الحِقدِ
خشم و خشونت ، کلید گرانباری است و لکن خشم از کینه توزی بهتر است.
(بحارالانوار، ج۷۵، ص ۳۷۰)

Phyto
2011/11/13, 01:27 PM
حکایاتی از امام علی النقی علیه السلام





احترام پرندگان به امام هادی علیه السلام

ابوهاشم جعفری می‌گوید:

متوکل تالار آفتابگیری درست کرده بود که پنجره‌های مشبک داشت و داخل آن پرندگان خوش آواز را رها ساخته بود. روزهایی که سران حکومت برای سلام رسمی و تبریک نزد او می‌آمدند، متوکل درون همین تالار می‌نشست اما بر اثر سر و صدای پرندگان، نه حرف دیگران را می‌شنید و نه دیگران حرفش را می‌شنیدند.

فقط وقتی که امام هادی علیه السلام وارد می‌شدند تمام پرندگان ساکت و آرام می‌شدند و تا وقتی امام هادی از آنجا خارج نمی‌شد سر و صدایی شنیده نمی‌شد. (۱)

آگاهی امام هادی علیه السلام از سؤال ذهنی اصحاب

محمد بن شرف می‌گوید:

همراه امام هادی علیه السلام در یکی از کوچه ‌های مدینه راه می‌رفتم. خواستم از امام هادی علیه السلام مسأله‌ای بپرسم اما قبل از این که سوالم را مطرح کنم، امام به من فرمود: «ما در جای شلوغی هستیم و مردم در رفت‌ و آمدند. اکنون زمان خوبی برای سوال ‌کردن نیست.» (۲)

امام هادی علیه السلام و پیشگویی مرگ جوان غافل

ابوحسین سعید پسر سهل بصری ملّاح می‌گوید:

روزی امام هادی علیه السلام به مجلس ولیمه یکی از فرزندان خلیفه عباسی دعوت شد. همراه امام وارد مجلس شدیم. حاضران با دیدن امام به احترامش سکوت کردند. ولی جوانی در این مجلس حضور داشت که احترام امام هادی را نگه نداشت و در مجلس به خنده و حرف‌های یاوه مشغول بود. در این هنگام حضرت هادی علیه السلام رو به او کرد و فرمود: «در خنده زیاده‌روی می‌کنی و از یاد خدا غافل هستی، در حالی که سه روز بعد در قبرستان خواهی بود.»

جوان ساکت شد و چیزی نگفت. ما روزها را شمارش کردیم، دقیقا پس از سه روز از دنیا رفت و همان روز به خاک سپرده شد. (۳)

امام هادی علیه السلام و تبدیل خاک به طلا

داود بن قاسم جعفری می‌گوید:

یک سال پیش از سفر حج، برای وداع با امام هادی علیه السلام وارد شهر سامرا شدم. امام مرا تا بیرون شهر بدرقه کرد. آنگاه از مرکب خویش پیاده شد و روی زمین با دست خود دایره‌ای کشید و فرمود: «ای عمو، آنچه را در این دایره هست برای مخارج و هزینه سفر حج‌ات بردار.»

همین که دست بر خاک گذاشتم، شمشی به وزن دویست مثقال از طلا به دستم آمد.(۴)

امام هادی علیه السلام و شِفای نابینا

هاشم بن زید می‌گوید:

با چشمان خود دیدم که کوری را نزد امام هادی علیه السلام را آوردند و امام، او را بینا کرد. و نیز دیدم که با گِل، پرنده‌ای درست کرد و در آن دمید، و پرنده جان گرفت و به پرواز درآمد.

به امام گفتم: «میان شما و حضرت عیسی علیه السلام تفاوتی نیست!»

امام فرمود: «اَنَا مِنهُ و هُوَ مِنِّی»؛ من از او هستم و او از من است. (۵)

امام هادی علیه السلام و نجات جان یونس نقاش

روزی یونس نقاش با دل ترسان و مضطرب نزد امام هادی علیه السلام رفت و گفت: «ای آقای من، تو را درباره خانواده‌ام سفارش به نیکی می‌کنم.»

امام فرمود: «چه خبر شده؟»

یونس گفت: «تصمیم گرفتم از این جا بروم.»

امام هادی علیه السلام در حالی که تبسمی بر لب داشت فرمود: «چرا؟»

یونس گفت: «موسی بن بغا (یکی از مقامات حکومت بنی‌عباس) نگینی به من سپرد که بسیار ارزشمند و قیمتی است و از من خواست روی آن نقشی حک کنم. موقع کار این نگین دو نیم شد. فردا قرار است آن را تحویل بدهم و در این صورت یا هزار تازیانه می‌خورم یا مرا می‌کشند.»

حضرت هادی علیه السلام فرمود: «به منزلت برگرد. تا فردا جز خیر چیزی نخواهد بود.»

فردا یونس دوباره ترسان و لرزان خدمت امام هادی علیه السلام رسید و اظهار داشت: «مامور آمده و نگین را می‌خواهد.»

امام فرمود: «برگرد که جز خیر نخواهی دید.»

یونس پرسید:«ای آقای من، به او چه بگویم؟»

امام تبسمی کرد و فرمود: «برگرد و به آنچه به تو می‌گوید گوش بده. جز خیر نخواهد بود.» یونس رفت و پس از مدتی با لبان خندان بازگشت. به امام گفت: «ای سید من! مامور می‌گوید کنیزانم با هم اختلاف دارند. آیا می‌توانی این نگین را دو نیمه کنی تا ما نیز تو را بی‌نیاز کنیم؟»

امام هادی علیه السلام خشنود شد و رو به آسمان عرض کرد: «خدایا حمد از آنِ توست که ما را از آن گروهی قرار دادی که تو را ستایش کنند.» (۶)

دعای امام هادی علیه السلام و شفای بیمار

ابوهاشم جعفری می‌گوید:

مردی در شهر سامراء به بیماری پوستی بَرَص مبتلا شد، تا آنجا که زندگی بر او تلخ و ناگوار گشت. روزی یکی از دوستانش به نام ابوعلی فهری به او گفت: «اگر خدمت امام هادی علیه السلام بروی و از او بخواهی برایت دعا کند، انشاءالله بیماری‌ات خوب شود.»

این شخص بیمار روزی هنگام بازگشتِ امام هادی علیه السلام از خانه متوکل، در مسیر راه امام نشست و همین که چشمش به امام افتاد برخاست که نزدیکش شود و از او درخواست دعا کند، اما امام سه بار به او فرمود: «خداوند تو را عافیت عنایت فرماید.»

ابوعلی فهّری به مرد بیمار گفت: «امام برایت دعا کرده است پیش از آن که از او بخواهی. برو که حتماً به ‌زودی خوب می‌شوی.»

مرد بیمار به خانه‌اش برگشت، شب خوابید و صبح که از خواب برخاست هیچ نشانی از بیماری بر پوستش نبود. (۷)

امام هادی علیه السلام و استفتائات متوکل

۱- متوکل کاتب و نویسنده‌ای نصرانی داشت که به او بسیار احترام می‌گذاشت و به خاطر علاقه‌ای که به او داشت او را با کنیه (ابو نوح) صدا می‌زد. عده‌ای از کاتبان، نویسندگان کاخ این عمل را نادرست خوانده و گفتند: (جایز نیست کافر را با کنیه صدا بزنیم ). متوکل از فقها استفتا کرد و نتیجه منجر به دو نظر گردید: گروهی آن را جایز دانستند و گروهی منع کردند. متوکل ناچار از امام استفتا نمود و ماجرا را نوشت. امام هادی علیه السلام در پاسخ نوشتند: "بسم الله الرحمن الرحیم تَبَّت یَدَا اَبِی لَهَبٍ وَ تَب"(آیه اول سوره مسد). این پاسخ بدیع از بی‌نظیرترین پاسخ‌های عالم فتوا بشمار می‌رود و حضرت با استفاده از این آیه نه تنها جواز کنیه گذاری کافر را ثابت می‌کند بلکه وقوع آن را نیز در قرآن یعنی معتبرترین مدرک فتوا نشان می‌دهد. متوکل نیز از پاسخ حضرت قانع شد و به آن عمل کرد.(۸)

۲- متوکل بیمار شد و نذر کرد اگر بهبود یافت دینارهای (بسیاری) صدقه بدهد. پس از آن که سلامتی به او بازگشت خواست نذر خود را ادا نماید، فقها را جمع نمود تا مقدار دقیق بسیار(کثیره) را تعیین کنند و آنان درباره تعیین واحد خاصی برای (بسیار) به جایی نرسیدند. ناچار متوکل از امام پرسش نمود و حضرت پاسخ داد: " باید ۸۳ دینار صدقه دهی" ‌فقها از این جواب تعجب کردند و به متوکل گفتند: بپرس مبنا و مدرک این فتوا چیست؟ متوکل بر این اساس از حضرت دلیل فتوا را خواست. حضرت جواب فرمودند: خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: (خداوند شما را در مواطن و مواقف بسیاری یاری کرد) - سوره توبه/ ۲۵- و همه خاندان ما روایت کرده‌اند که مواطن و مواقفی که در جنگ‌ها و غزوات خداوند پیامبرش را در آنها یاری کرد ۸۳ موطن بوده است.(۹)

۳- مرد نصرانی که با زن مسلمانی مرتکب عمل خلاف شده بود نزد متوکل آوردند همین که خلیفه خواست بر او حد شرعی جاری کند آن مرد مسلمان گشت. یحیی بن اکثم گفت: "اسلام این مرد، شرک و عمل گذشته او را از بین برد (و دیگر حدی بر او اجرا نباید گردد). یکی دیگر از فقها گفت: باید او را سه حد بزنند. و هر یک فتوایی داد تا آن که متوکل تصمیم گرفت از امام استفتا کند. لذا طی نامه‌ای موضوع را بیان کرد و از حضرت نظر خواست. امام در جواب نوشت: (باید آنقدر او را بزنند تا بمیرد) این فتوا به مذاق یحیی و دیگر فقها خوش نیامد، و نپذیرفتند و گفتند: "نه کتاب خدا گواه این مدعاست و نه سنّت پیامبر آن را تایید می‌کند." متوکل به امام علیه السلام نامه‌ای نوشت و در آن یادآور شد که فقهای مسلمین فتوای ایشان را نپذیرفته‌اند و آن را خلاف کتاب و سنت می‌دانند و افزود (پس برای ما منبع فتوا را بیان کن)؟ امام در جواب نوشت: (بسم الله الرحمان الرحیم خداوند متعال درباره کافران می‌فرماید: فَلَمَا رَأَوا بَأسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحدَهُ وَ کَفَرنَا بِمَا کُنّا بِهِ مُشرِکِین، فَلَم یَکُ یَنفَعُهُم اِیمانُهُم لَمَّا رَأَوا بَأسَنا) - مؤمن/ ۸۴ و۸۵ - پس آنگاه که شدّت قهر و عقاب ما را به چشم دیدند در آن حال گفتند ما به خدای یکتا ایمان آوردیم و به همه بت‌هایی که شریک خدا می‌دانستیم کفر ورزیدیم، اما ایمانشان پس از دیدن مرگ و مشاهده عذاب به آنها هیچ سودی نبخشید. متوکل این فتوا (و استنباط از آیه) را پذیرفت و دستور داد تا حکم را بر آن مرد اجرا کنند.

امام هادی علیه السلام و توطئه یحیی بن اَکثَم

یحیی بن اکثم سؤالاتی را از قبل آمده کرده و آنها را برای آزمودن امام هادی علیه السلام در نظر گرفته بود به امام علیه‌السلام ارائه نموده و خواستار جواب از حضرت شدند. حضرت سؤالات را گرفتند و به آنها پاسخ دادند که برخی سؤالات و جواب‌های حضرت امام هادی علیه السلام عبارتند از:

سوال۱: خداوند در قرآن می‌فرماید: " قَالَ الَّذی عِندَهُ عِلمٌ مِن الکِتابِ أنَا آتِیکَ بِهِ قَبلَ أن یَرتَدَّ اِلَیکَ طَرفُکَ" - سوره نمل/ ۴۰- ؛ آن که نزدش بهره‌ای از کتاب بود (به سلیمان) گفت: من تخت(ملکه سبأ) را قبل از آن که پلک بزنی نزدت حاضر خواهم کرد. سؤال کننده حضرت سلیمان و پاسخ دهنده آصف (ابن بَرخیا) است آیا سلیمان پیامبر به علم آصف نیازمند است؟

جواب امام - سلیمان به آنچه آصف می‌دانست و فراتر از آن عالم و آگاه بود لیکن می‌خواست به امّت خود اعم از جن و انس بفهماند که حجت پس از او آ‎صف است و آنچه آصف انجام داد از سلیمان آموخته بود به امر پروردگار تا در پیشوایی و ولایت وی اختلاف به وجود نیاید و حجت بر همگان تمام باشد.

سوال۲- خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: (فَاِن کُنتَ فِی شَکٍّ مِمّا اَنزَلنَا اِلَیک فََسئَل الّذینَ یَقرَؤُونَ الکِتابَ) - سوره یونس/ ۹۴- (اگر در آنچه بر تو فرو فرستاده‌ایم شک داری پس از قاریان کتب آسمانی بپرس) اگر مخاطب آیه خود پیامبر باشد پس او نیز شک کرده است (و دچار تردید شده است) و اگر مخاطب آیه کسی دیگری است پس قرآن بر چه کسی نازل شده است؟

جواب امام- مخاطب آیه شخص پیامبر است و کمترین شک و تردیدی درباره آنچه بر او نازل شده بود نداشت لیکن جاهلان می‌گفتند: (چرا خداوند از ملائکه پیامبری مبعوث نکرد؟ و چرا خداوند پیامبر خود را از خوردن، آشامیدن و رفت و آمد در معابر و بازارها بی‌نیاز نساخت؟) لذا خداوند به رسول اکرم وحی نمود در حضور معترضان جاهل از قاریان کتاب "تورات" بپرسد. (آیا خداوند تاکنون پیامبری را که نه بخورد و نه بیاشامد و نه در بازارها رفت و آمد کند فرستاده است؟(و چون چنین نیست ای محمد تو نیز مانند آنان هستی و در این موارد با دیگران فرقی نداری) و این که خداوند تعبیر: "فإن کنت فی شک؛ اگر شک داری" را به کار می‌برَد - با آن که پیامبر هرگز شک نداشته است- برای رعایت انصاف در گفتگو و مجادله است که خداوند در آیه مباهله می‌فرماید: (فَقُل تَعَالَوا نَدعُ اَبنَائَنا و اَبنَائَکُم و نِسائَنا و نِسائَکُم و اَنفُسَنا و اَنفُسَکُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَةَ اللهِ عَلی الکاذِبین) - آل عمران/ ۶۱- بگو: "ای کافران" بیایید همگی فرزندان، همسران و خود را بخوانیم سپس به مباهله بپردازیم و لعنت خدا را به دروغگویان قرار دهیم . اگر خداوند می‌فرمود: بیایید لعنت خدا را بر شما قرار دهیم، آنان دعوت حق را نمی‌پذیرفتند. لذا با آن که خداوند می‌دانست فرستاده و پیامبرش راستگوست و ادای وظیفه کرده است و همچنین خود پیامبر نیک می‌دانست که در گفته‌هایش صادق است لیکن ترجیح داد انصاف در گفتار را رعایت کند و دروغگویان را مردد قرار دهد

سوال۳- خداوند می‌فرماید: "وَ لَو أنَّما فِی الارضِ مِن شَجَرَةٍ اَقلامٌ وَالبَحرُ یَمُدُّهُ مِن بَعدِهِ سَبعَةَ اَبحُرٍ مَا نَفَدَت کَلِماتُ اللهِ" – لقمان/ ۲۶- (اگر تمامی درختان عالم قلم شود و دریا به اضافه هفت دریای دیگر مرکب گردد نخواهند توانست که کلمات الهی را بنگارند و به پایان رسانند) این دریاهای هفتگانه چه نام دارند و کجا هستند؟

جواب امام- مطلب از همین قرار است و اگر تمامی درختان عالم قلم شوند و تمام زمین تبدیل به چشمه و دریا شود - مانند طوفان نوح - نمی‌توانند کلمات الهی را به پایان رسانند. امّا این دریاها عبارتند از: عین الکبریت، عین الیمن، عین برهوت، عین الطبریه، چشمه گرم ماسیدان (ماسبدان در تحف العقول) معروف به "سان" چشمه آب گرم افریقیه معروف به "لسنان" و عین با حوران. و کلمات الهی که پایان نپذیرد ماییم که تمامی فضائل و صفاتمان به قلم نخواهد آمد.

سوال ۴- خداوند می‌فرماید: "وَ فیها مَا تََشتَهِیهِ الاَنفُسُ وَ تَلَذَّ الاَعیُنُ، در بهشت آنچه دل خواهد و چشم را خوش آید یافت شود" - سوره زخرف/ ۷۱- دل حضرت آدم نیز هوای خوردن گندم کرد پس چرا مجازات گشت و از بهشت رانده شد؟

جواب امام- در بهشت آنچه دل آدمی بخواهد و چشم ببینند از خوردنی و نوشیدنی و سرگرمی یافت می‌شود و خداوند تمام آنها را بر حضرت آدم مباح ساخت، اما درختی که خداوند آدم و حوا را از نزدیک شدن و خوردن میوه آن منع کرد، درخت(حسد) بود. خداوند از آدم و همسرش عهد گرفت که با چشم حسادت به هیچ یک از مخلوقات ننگرند و بر آن که از فضل الهی برخوردار است حسد نورزند لیکن آدم فراموش کرد و خداوند عزم او را سست یافت.



پی‌نوشت‌ها:

۱- بحار الانوار، ج ۵۰، ص ۱۴۸، ح ۳۴.

۲- بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۷۶.

۳- بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۸۱، ح ۵۷.

۴- بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۷۲، ح ۵۲.

۵- بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۸۵/ شماره ۶۳ از کتاب عیون المعجزات .

۶- بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۲۵، ح ۳.

۷- بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۴۵، ح ۲۹.

۸ - تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۵۷.

۹- تاریخ اسلام ذهبی و تذکرة الخواص، ص۳۶۰.

تیکا
2011/11/14, 09:57 AM
بياين نظرتون رو درباره عيدي عيد غدير هم بگين
http://www.iran-eng.com/showthread.p...AF%D9%8A%D8%B1 (http://www.iran-eng.com/showthread.php/320643-%D8%B9%D9%8A%D8%AF%D9%8A-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D8%BA%D8%AF%D9%8A%D8%B1)!!

* ziba *
2011/11/14, 03:51 PM
امام علی النقی الهادی (ع) :
براى خداوند بقعه هايى است كه دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعاى دعاكننده را به اجابت رساند ، و حائر حسين (ع ) يكى از آنهاست .

Phyto
2011/11/14, 04:06 PM
http://img.iraniangraphic.com/di-R5NB.jpg

Phyto
2011/11/14, 04:18 PM
http://img.iraniangraphic.com/di-XTIP.jpg

Phyto
2011/11/14, 04:19 PM
http://img.persiangfx.com/main/gallery/ghadir/EIDE_GHadire_Khom_by_Ranginkaman.jpg

* ziba *
2011/11/14, 05:51 PM
http://m88.parsiblog.com/PhotoAlbum/sobhesepideh/9.gif

* ziba *
2011/11/14, 05:58 PM
امام علی النقی الهادی (ع) :

به راستى كه خدا ، جز بدانچه خودش را وصف كرده ، وصف نشود . كجا وصف شود آنكه حواس از دركش عاجز است ، و تصورات به كنه او پى نبرد ، و در ديده ها نگنجد ؟ او با همه نزديكيش دور است و با همه دورى اش نزديك . كيفيت و چگونگى را پديد كرده ، بدون اينكه خود كيفيت و چگونگى داشته باشد . مكان را آفريده بدون اينكه خود مكانى داشته باشد . او از چگونگى و مكان بر كنار است . يكتاى يكتاست ، شكوهش بزرگ و نامهايش پاكيزه است .

mohandes soror
2011/11/14, 11:15 PM
http://www.smstak.com/wp-content/uploads/2010/11/smstak-188.jpg

عید غدیر خم بر تمام شیعیان مبارک باد

salizadeniri
2011/11/16, 06:13 PM
سلام دوستان

موافقید به پیشواز محرم بریم ؟
یک کاری که میتونیم بکنیم اینه که سعی کنیم امسال ان شاالله محرم بامعرفت تری داشته باشیم.
هم شوربیشتری داشته باشیم و هم به شعور بالاتری برسیم.

یک چیزی که من توی برنامه های محرم کم میبینم شناخت خود امامه.
اکثر مجالس درباره ذکر مصائب هست در حالیکه کمتر درباره شخصیت حضرت و بینش ایشون صحبت میشه .

به نظرم رسید میتونیم یک کم دراینباره صحبت کنیم.

بسم الله...

salizadeniri
2011/11/16, 06:27 PM
امروز داشتم یک مقاله میخواندم درباره
شیوه های پرورش عزت نفس در سیره امام حسین علیه السلام بخشی را که بنظرم زیبا بود برایتان می آورم:




جعفر، یکی از فرزندان امام حسین علیه السلام، نزد معلمی به نام «عبدالرحمان سلمی » در مدینه آموزش می دید . روزی معلم سوره حمد را به کودک آموخت . وقتی که کودک آن را بر امام حسین علیه السلام قرائت کرد، آن حضرت در مقابل این کار ارزشمند معلم از وی تجلیل کرده و بعنوان قدردانی، هزار دینار و هزار حله به او پاداش داد . هنگامی که از آن حضرت پرسیدند: چرا این همه بخشش می کنید؟ ! حضرت فرمود: «و این یقع هذا من عطائه; کجا این بخشش [من] با اعطای او [که تعلیم الحمد لله رب العالمین است] می تواند برابر باشد؟ !» و آنگاه این اشعار را قرائت کرد:اذا جاءت الدنیا علیک فجد بهاعلی الناس طرا قبل ان تتفلت«هرگاه دنیا به تو روی آورد، قبل از آنکه از دستت برود، همه آن را به مردم ببخش .»فلا الجود یفنیها اذا هی اقبلتو لا البخل یبقیها اذا ما تولت (18)«نه بخشش، آن را - هرگاه روی آورد - از بین می برد و نه بخل، آن را - هرگاه پشت کند - نگه می دارد .»

JavadMessi
2011/11/17, 01:29 PM
مولای من قربونت برم که دم محرم اصلا آدم از خود بیخود میشه:gol:
یه عمر آقا برای عزات حسینیه داره دل من
یه شب پا پذار تا اینکه نگند که بی کس و کار دل من

salizadeniri
2011/11/18, 04:07 PM
توجّه به خواستِ همسرامام حسین(ع) به خواست، علاقه و حسّ زیبایی دوستی همسرش، توجّه خاصّی می نمود و برخی اوقات به همین خاطر با انتقادات اصحاب و دوستان خود روبه رو می شد؛ ولی به خواستِ طبیعی و مشروع همسر خویش احترام می گذاشت.

جابر از امام باقر (ع) نقل می کند:عدّه ای بر امام حسین(ع) وارد شدند؛ ناگاه فرش های گران قیمت و پشتی های فاخر و زیبا را در منزل آن حضرت مشاهده نمودند.
عرض کردند: ای فرزند رسول خدا! ما در منزل شما وسایل و چیزهایی مشاهده می کنیم که ناخوشایند ماست (وجود این وسایل در منزل شما را، مناسب نمی دانیم!.)

حضرت فرمود: إنّا نَتَزَوّجُ النِّساءَ فَنُعطیهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَیَشتَرینَ بِها ما شِئنَ، لَیسَ لَنا فیهِ شی ءٌ(6)
از ازدواج، مهریه زنان را پرداخت می کنیم و آنها هر چه دوست داشتند، برای خود خریداری می کنند.
هیچ یک از وسایلی که مشاهده نمودید، از آنِ ما نیست.

6. الکافی، ج 6، ص 476.

mec1386
2011/11/18, 06:49 PM
سلام
کار جالبیه
به عنوان یه پیشنهاد مطالعه یکی از مقاتل معتبر نیز می تونه مفید باشه(که البته به نظرم ضروریه)
http://www.iran-eng.com/showthread.php/321745-نقد-و-بررسی-انواع-مقاتل

salizadeniri
2011/11/18, 07:27 PM
سلام
کار جالبیه
به عنوان یه پیشنهاد مطالعه یکی از مقاتل معتبر نیز می تونه مفید باشه(که البته به نظرم ضروریه)
http://www.iran-eng.com/showthread.php/321745-نقد-و-بررسی-انواع-مقاتل

بله این هم خیلی پیشنهاد خوبیه.
من تابحال تنها مقتلی که خوانده ام لهوف سید ابن طاووس است که خیلی عالی بود.
دوستان می توانند کتابهایی را که می دانند تاثیر گذار است و درباره واقعه عاشوراست را هم معرفی کنند.

Taßa§om
2011/11/18, 08:27 PM
مردم! از اين «مارقين» (: از دين بدر رفتگان) كه خدا را به خود تشبيه كنند بپرهيزيد، گفتار اينان همانند كافران اهل كتاب است، خدا مثل و مانند ندارد، شنوا و بيناست، چشمها او را نبيند، او ديدگان را ببيند، او است «لطيف» (تيزبين) و آگاه، يكتائى و عظمت را خاص خود ساخته مشيت، اراده، قدرت و علم به هر چيز در قبضه اوست، در هيچ كار، مخالف و منازعى ندارد، همتا و هماورى ندارد، نه ضد ستيزه‏گرى دارد، نه همنام و همانندى، و نه مثل و مانندى، دستخوش حوادث نگردد، تغيير حال نپذيرد، پديده‏ها در وجودش راه نيابد، هيچ ستاينده به كنه عظمتش نرسد، كبريا و بزرگيش در هيچ خاطره نگنجد، چه در اشياء مانندى ندارد (تا به او توان قياسش كرد)، دانشمندان به نيروى عقل، درك ذاتش نتوانند، انديشمندان جز با تصديق به قلب و ايمان به غيب او را در نيابند، كه خدا هيچ يك از صفات آفريدگان را ندارد، يگانه و بى‏نياز است. هر چه در وهم گنجد غير از او باشد، آنچه فكر به آن تعلق گيرد خدا نباشد، آن كه در دسترس انديشه قرار گيرد پروردگار نخواهد بود، آنچه در هوا و ما وراى هوا يافت شود معبود نباشد. در همه چيز هست اما نه چنان كه در حصار اشياء باشد، از همه چيز جداست، اما نه چنان كه از آنها نهان باشد، آن كه ضدى مقارن و هماور يا نظيرى برابر دارد توانا نيست، قدمش را با زمان نتوان سنجيد، (در سيطره مكان نيست و در ناحيه معينى نتوان به او رو آورد، از عقلها محجوب است چنان كه از ديده‏ها، از آسمانيان مستور است چنان كه از خاكيان، نزديكيش، كرامت اوست و دوريش اهانتش (قرب و بعد مكانى ندارد). نه «در» (كه نشان ظرفيت و مكان است) در ساحت قدسش راه دارد (كه گوئى در كجاست)؟


حقیقتا کلامشون چون سخنان پدرشون امیرالمومنین بی نظیرند،همون طور که در دعای عرفه آدم لذت می بره از جملات و کلامشون...

black banner
2011/11/18, 08:35 PM
http://www.pic.tooptarinha.com/images/mz1phwef6kmfoehjjjt2.jpg

در عرب رسم بوده در ماههای حرام جنگ را تعطیل می کردند ولی قبایلی که هنوز جنگشان تمام نشده بود برای انکه بفهمانند ما هنوز جنگ داریم پرچمی سرخ بر فراز خیمه هاشان می نشاندند.
کربلا که می روی می بینی ظاهرا جنگ پایان یافته حسین کشته شده و یزید پیروز میدان است اما چو نیک بنگری بر فراز گنید طلایی حسین پرچمی سرخ در احتزاز است و این یعنی حسین می گوید جنگ ما به پایان نرسیده بگذارید این سالهای حرام بگذرد و از پس این سالها مهدی خواهد آمد.

black banner
2011/11/18, 08:46 PM
مردم! از اين «مارقين» (: از دين بدر رفتگان) كه خدا را به خود تشبيه كنند بپرهيزيد، گفتار اينان همانند كافران اهل كتاب است، خدا مثل و مانند ندارد، شنوا و بيناست، چشمها او را نبيند، او ديدگان را ببيند، او است «لطيف» (تيزبين) و آگاه، يكتائى و عظمت را خاص خود ساخته مشيت، اراده، قدرت و علم به هر چيز در قبضه اوست، در هيچ كار، مخالف و منازعى ندارد، همتا و هماورى ندارد، نه ضد ستيزه‏گرى دارد، نه همنام و همانندى، و نه مثل و مانندى، دستخوش حوادث نگردد، تغيير حال نپذيرد، پديده‏ها در وجودش راه نيابد، هيچ ستاينده به كنه عظمتش نرسد، كبريا و بزرگيش در هيچ خاطره نگنجد، چه در اشياء مانندى ندارد (تا به او توان قياسش كرد)، دانشمندان به نيروى عقل، درك ذاتش نتوانند، انديشمندان جز با تصديق به قلب و ايمان به غيب او را در نيابند، كه خدا هيچ يك از صفات آفريدگان را ندارد، يگانه و بى‏نياز است. هر چه در وهم گنجد غير از او باشد، آنچه فكر به آن تعلق گيرد خدا نباشد، آن كه در دسترس انديشه قرار گيرد پروردگار نخواهد بود، آنچه در هوا و ما وراى هوا يافت شود معبود نباشد. در همه چيز هست اما نه چنان كه در حصار اشياء باشد، از همه چيز جداست، اما نه چنان كه از آنها نهان باشد، آن كه ضدى مقارن و هماور يا نظيرى برابر دارد توانا نيست، قدمش را با زمان نتوان سنجيد، (در سيطره مكان نيست و در ناحيه معينى نتوان به او رو آورد، از عقلها محجوب است چنان كه از ديده‏ها، از آسمانيان مستور است چنان كه از خاكيان، نزديكيش، كرامت اوست و دوريش اهانتش (قرب و بعد مكانى ندارد). نه «در» (كه نشان ظرفيت و مكان است) در ساحت قدسش راه دارد (كه گوئى در كجاست)؟


حقیقتا کلامشون چون سخنان پدرشون امیرالمومنین بی نظیرند،همون طور که در دعای عرفه آدم لذت می بره از جملات و کلامشون...


بي نظير بود ، بي نظير


مخصوصا اين جمله گوهر بار : (( هر چه در وهم گنجد غير از او باشد، آنچه فكر به آن تعلق گيرد خدا نباشد، !!!!))

بعد گاهي ما بنده ها انقدر پر رو ميشيم كه ميخوايم خدا اثبات كنيم


آخه يكي نيست بگه بنده پررو ، تو چقدري كه ميخواي خدا ثابت كني !!! ها ؟؟؟ چقدر


خيلي بد ادب هستيم


خدا در وهم نميگنجه بعد ما ميخوايم در كلام و واژه تعريفش كنيم !! چقدر حماقت



بي جهت نيست كه امام حسين (ع) شخصيت چنين بزرگ دارند

Taßa§om
2011/11/18, 09:00 PM
بي نظير بود ، بي نظير


مخصوصا اين جمله گوهر بار : (( هر چه در وهم گنجد غير از او باشد، آنچه فكر به آن تعلق گيرد خدا نباشد، !!!!))

بعد گاهي ما بنده ها انقدر پر رو ميشيم كه ميخوايم خدا اثبات كنيم


آخه يكي نيست بگه بنده پررو ، تو چقدري كه ميخواي خدا ثابت كني !!! ها ؟؟؟ چقدر


خيلي بد ادب هستيم


خدا در وهم نميگنجه بعد ما ميخوايم در كلام و واژه تعريفش كنيم !! چقدر حماقت



بي جهت نيست كه امام حسين (ع) شخصيت چنين بزرگ دارند

خودمم خیلی دوسش دارم!

این روزا دورو برمون پر شده از آدمایی که می خوان به این جور شبهات دامن بزنن و اکثرا هم تو عقیدشون نوعی لجبازی وجود داره!

black banner
2011/11/18, 09:07 PM
خودمم خیلی دوسش دارم!

این روزا دورو برمون پر شده از آدمایی که می خوان به این جور شبهات دامن بزنن و اکثرا هم تو عقیدشون نوعی لجبازی وجود داره!


متاسفانه همينطوره !!!


خيلي بده !!!

خدا به همه كمك كنه


يا حق ، حق را به ما نشان بده

(✿◠‿◠) Darya
2011/11/18, 09:20 PM
یکی از ویژگی‌های امام حسین (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%8 5) این است که جبرئیل (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D9%8 4)مژده‌ی ولادت و خبر شهادت آن حضرت را پیش از تولدش برای پیامبر (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D9%85%D8% AD%D9%85%D8%AF+%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C+%D8% B5%D9%84%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D9%88+%D8%A2%D9%84%D9%87) گرامی آورده است.
امام صادق علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1+%D8%B5%D8% A7%D8%AF%D9%82+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9% 84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) فرمود: « جبرئیل بر محمد صلی الله علیه و آله نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D9%81%D8% A7%D8%B7%D9%85%D9%87+%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7+%D8% B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85 ) متولد می‌شود مژده می‌دهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را می‌کشند.»

پیامبر فرمود:« ای جبرئیل! سلام مرا به پروردگارم برسان. مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست.» جبرئیل به آسمان عروج کرد و آنگاه فرود آمد و دوباره همان سخن را گفت. پیغمبر نیز همان پاسخ را تکرار کرد. جبرئیل به آسمان بالا رفت و آنگاه فرود آمد وگفت:« ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و به تو بشارت می‌دهد که امامت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA) و ولایت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%88%D9%84%DB%8C+%D8%A7%D9%85%D8% B1) و وصایت (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%88%D8%B5%D8%A7%DB%8C%D8%AA) را در نسل آن مولود قرار می‌دهد.»
آن‌گاه پیامبر فرمود: «راضی شدم.» سپس به فاطمه سلام الله علیها خبر فرستاد که خدا مرا به مولودی بشارت می‌دهد که از تو متولد می‌شود و پس از من امتم او را می‌کشند.

فاطمه پیغام فرستاد که مولودی را که امت تو، پس از تو بکشندش، نمی‌خواهم.
پیامبر به او خبر داد که خداوند تداوم امامت از نسل حسین علیه السلام و امر ولایت و وصایت را در نسل او قرار داده است. آن‌گاه فاطمه پیام فرستاد که راضی شدم.

(✿◠‿◠) Darya
2011/11/18, 09:23 PM
شخصی از انصار مسلمین مدینه به حضور امام حسین علیه السلام برای درخواست کمک مالی آمد و تقاضای کمک کرد.





امام حسین علیه السلام فرمود: ای برادر انصاری آبرو و شخصیت خود را از سؤال رودررو حفظ کن، درخواست خود را در نامه ای بنویس که من به خواست خدا آن چه را که موجب شادی توست انجام خواهم داد.
مرد انصاری در نامه ای نوشت: ای حسین پانصد دینار به فلانی بدهکارم، و او اصرار می کند که طلبش را بپردازم، با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شوم، صبر کند.وقتی امام حسین علیه السلام نامه او را خواند، به منزل تشریف برد و کیسه ای حاوی هزاردینار آورد و به آن مرد انصاری داد و فرمود: با پانصد دینار، بدهی خود را بپرداز با پانصد دینار دیگر، زندگی خود را سر و سامان بده، و حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو: دین دار، جوانمرد و صاحب اصالت خانوادگی. چراکه در مورد آدم دیندار، دین، نگهدار اوست و مانع آن است که آبروی تو را ببرد و در مورد جوانمرد، او به خاطر جوانمردی، حیا و شرم می کند، و در مورد کسی که اصالت خانوادگی دارد، او برای نیازت، آبروی تو را نمی ریزد، بلکه شخصیت تو را حفظ می کند و بدون برآوردن حاجتت، رد نمی شود. داستان دوستان/ 292 به نقل از نهج الشهادة/

sima2009
2011/11/19, 10:17 AM
مدتى كوفه از باران رحمت محروم بود؛ از اينرو كوفيان نزد على عليه السلام آمده و از حضرت خواستند كه از خداوند متعال باران طلب كند.

حضرت على عليهالسلام اين كار مهم را بر عهده امام حسين عليه السلام گذارد؛ از اينرو امام حسين عليه السلام به پا خاست و بعد از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اللهم ! معطى الخيرات و منزل البركات ! ارسل السماء علينا مدرارا واسقنا غيثا مغزارا واسعا غدقا مجلا سحا سفوحافجاجا تنفس به الضعف من عبادك و تحيى به الميت من بلادك . آمين رب العالمين !

بارالها! اى بخشنده خيرات و فرود آورنده بركات ! باران سرشار بر مابباران و ما را با بارانى فراگير، انبوه ، پردامنه ، پيوسته و مستمر، روان و فرورونده در زمين عطا فرما كه ناتوانى را از بندگانت برداشته و زمين هاى مرده خود رازنده سازى . آمين اى پروردگار هستى !

دعاى حضرت تمام نشده بود كه آسمان را ابرگرفت و بارندگى شروع شد.

sima2009
2011/11/19, 10:20 AM
روزى امام حسين عليه السلام از كنار فقراء و مساكين كه در حال خوردن خوراك فقيرانه خود بودند، عبور كردكه ايشان حضرت را به سفره غذاى دعوت كردند و امام حسين عليه السلام نشست و با ايشانهم غذا شد و آيه شريفه "ان الله لا يحب المستكبرين" را تلاوت فرمود و سپس به ايشان فرمود:

من دعوت شما را پذيرفتم ؛ پس شما نيز دعوت مرا بپذيريد.

دراينحال فقرا، همگى ، به منزل حضرت رفته و امام عليه السلام از آنها پذيرايى به عمل آورد.

پاسگاه زید عزیز
2011/11/19, 12:58 PM
غیبت وکلام امام:

به مردی که در نزد آن حضرت از دیگری بد می گفت فرمود:

(دست از غیبت بردارکه غیبت نان خورش سگهای دوزخ است)

Taßa§om
2011/11/19, 11:44 PM
مدتى كوفه از باران رحمت محروم بود؛ از اينرو كوفيان نزد على عليه السلام آمده و از حضرت خواستند كه از خداوند متعال باران طلب كند.

حضرت على عليهالسلام اين كار مهم را بر عهده امام حسين عليه السلام گذارد؛ از اينرو امام حسين عليه السلام به پا خاست و بعد از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اللهم ! معطى الخيرات و منزل البركات ! ارسل السماء علينا مدرارا واسقنا غيثا مغزارا واسعا غدقا مجلا سحا سفوحافجاجا تنفس به الضعف من عبادك و تحيى به الميت من بلادك . آمين رب العالمين !

بارالها! اى بخشنده خيرات و فرود آورنده بركات ! باران سرشار بر مابباران و ما را با بارانى فراگير، انبوه ، پردامنه ، پيوسته و مستمر، روان و فرورونده در زمين عطا فرما كه ناتوانى را از بندگانت برداشته و زمين هاى مرده خود رازنده سازى . آمين اى پروردگار هستى !

دعاى حضرت تمام نشده بود كه آسمان را ابرگرفت و بارندگى شروع شد.

آخخخخ...!
کوفه....
بارون...
امام حسیـــن...



آدم آتیش میگیره وقتی یاد لب تشنه ی اون طفل شیش ماهه میفته و این روایت...!

وااای :cry:

V A H ! D
2011/11/22, 12:28 PM
سلام ...

.
.
.



میزنه قلبم ..
داره میاد دوباره باز بوی محرم ...

( برای دانلود به لینک زیر مراجعه کنید ... )
http://multimedia.nayedel.ir/1390/ShabEideGhadir1390[08].wma
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/ShabEideGhadir1390[08].wma)
.
.
.

http://www.behesht.info/Files/Wallpaper/تودشکی.jpg
.
.
.



خدایا شکرت ...

خدایا دوباره یه محرم و صفر دیگه ...

خدایا دوباره دهه اول و دوم محرم ...

خدایا دوباره تاسوعا و عاشورا ...

خدایا بازم عزاداری واسه امام حسین ...


خدایا باورم نمیشه هنوز تو این دنیا نگهم داشتی تا بازم برم هیئت و سینه بزنم ...

خدایا شکرت ...


.
.
.

صدای زنگ اشتر می آید از دل صحرا ، خدا واویلا ...


برای دانلود مداحی صدای زنگ اشتر به لینک زیر مراجعه کنید :

http://s2.picofile.com/file/7188844515/alimi_sedaye_zange_oshtor_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html
(http://s2.picofile.com/file/7188844515/alimi_sedaye_zange_oshtor_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html)
http://s2.picofile.com/file/7188837197/hosein_35_.jpg

.
.
.


انشاا... اگر عمری باقی بود میام و تا شروع محرم مطلب میزارم ...

از همه ی عزیزان همه درخواست و دعوت میکنم که بیان و مطالبشون رو بزارن ...

.
.
.


اللهم الرزقنا کربلا ...

reza556182
2011/11/22, 12:36 PM
فالي زدم به مصحف پيشانيت حسين
آيات غربت تو دلم را فرا گرفت
فداي بزم عزايت حسين جان .

V A H ! D
2011/11/22, 01:26 PM
سلام به همه گی ...

.
.
.

http://www.iran-eng.com/showthread.php/322842-السلام-علیک-بااباعبدالله-الحسین-...

(✿◠‿◠) Darya
2011/11/22, 04:28 PM
http://sohada.persiangig.com/image/emamhosayn85-1.jpg

و باز محرم آمد...
محرم در همین حوالی است. در ذهن من غوغایی است. عاشورا تمام خوابهای من را پر می کند. کربلا همین نزدیکی است جلوی چشمان من ایستاده سرهای بریده تن های بی سر . شانه های بی دست و دستهایی که در دستهای خدا حلقه می خورد.



خدایا با مستی یاد توست که دویدن به سوی مرگ آسان می شود . خدایا با نام توست که نمی هراسیم از هیچ هراسی و دل به دریای عشق تو می زنیم تا جانمان پر شجاعت شود . پر از بیداری از عدالتی که بر همه ظلم ها گواهی می دهد و دست همراهی که گره می خورد با دست مظلوم

سلام بر تو ای خون خدا سلام بر تو که زمین کربلا از خون تو وهمه یاران تو عطر بهشت گرفت . سلام بر تو ای وارٍث خون انبیا بر پا کنندگان قسط قیام کنندگان بر علیه همه فرعونها بر علیه همه آنهایی که جانشان از شهوت قدرتلبریز است . کجاست تبر ابراهیم خلیل الله که بت ها را بشکند کجاست عصای موسی همصحبت خدا کجاست اخلاق محمد رسول محبوب خدا. کجاست دستهایی که به یاری بر می خیزندوقتی تو فریاد می آوری هل من ناصر ینصرنی



یا حسین کسی در ذهن من می خواندچه تلخ می خواند چه صحنه ای میآفریند : "باز این چه شورش است که در خلق عالم است /باز این چه نوحه و چه عزا و چهماتم است /باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین /بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است /این صبح تیره باز دمید از کجا کزو/کار جهان و خلق جهان جمله درهم است /گویا طلوعمی کند از مغرب آفتاب /کاشوب در تمامی ذرات عالم است /گرخوانمش قیامت دنیا بعیدنیست/این رستخیز عام که نامش محرم است/در بارگاه قدس که جای ملال نیست/سرهای قدسیانهمه بر زانوی غم است /جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند/گویا عزای اشرف اولاد آدماست /خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین/پرورده ی کنار رسول خدا، حسین..." خدایا بازکربلاست باز عاشوراستکل یوم عاشوراوکل ارضکربلا


این روز را پایانی نیست و این سرزمین را نهایتی نیست .


یا حسین با نام و یاد توست که من از هراس می هراسم و هر جا ستمیاست، جان عاشورایی می شود و مرگ چه آسان . بگو با ما که شعیه علی آن دلاور بیشهتوحید . آن در هم کوبنده در خیبر آن حامی عدالت آن که بر یتیمان مهربان است وبر ستم خروشنده که جز راه تو نمی توان راهی برویم و جز کار تو کاری بکنیم . بازمحرم در این حوالی است و من با پلکهای خیس بر ستمی که بر تو رفت می گریم و "ندای " تو را می شنوم و کشندگان تو را لعن می کنم . از خودم بیزاری می جویم اگر زبان دربرابر ستم ببننم و چشم بر بی عدالتی . آری یاری کننده ای است . آنها که از فراق توبر سر می کوبند و بر تن و خشمگین خدایشان را فرا می خوانند با تو پیمان بسته اند تاراه ترا ادامه دهند . دل من قیامت است و کسی در من می خواند و من با او میخوانم:اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَرَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِوَابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ فاطِمَةَسَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَاللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَالْمَوْتُورَ اَلسَّلامُعَلَیْکَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَعَلَیْکُمْ

V A H ! D
2011/11/22, 11:20 PM
http://sohada.persiangig.com/image/emamhosayn85-1.jpg

و باز محرم آمد...

محرم در همین حوالی است. در ذهن من غوغایی است. عاشورا تمام خوابهای من را پر می کند. کربلا همین نزدیکی است جلوی چشمان من ایستاده سرهای بریده تن های بی سر . شانه های بی دست و دستهایی که در دستهای خدا حلقه می خورد.



خدایا با مستی یاد توست که دویدن به سوی مرگ آسان می شود . خدایا با نام توست که نمی هراسیم از هیچ هراسی و دل به دریای عشق تو می زنیم تا جانمان پر شجاعت شود . پر از بیداری از عدالتی که بر همه ظلم ها گواهی می دهد و دست همراهی که گره می خورد با دست مظلوم

سلام بر تو ای خون خدا سلام بر تو که زمین کربلا از خون تو وهمه یاران تو عطر بهشت گرفت . سلام بر تو ای وارٍث خون انبیا بر پا کنندگان قسط قیام کنندگان بر علیه همه فرعونها بر علیه همه آنهایی که جانشان از شهوت قدرتلبریز است . کجاست تبر ابراهیم خلیل الله که بت ها را بشکند کجاست عصای موسی همصحبت خدا کجاست اخلاق محمد رسول محبوب خدا. کجاست دستهایی که به یاری بر می خیزندوقتی تو فریاد می آوری هل من ناصر ینصرنی



یا حسین کسی در ذهن من می خواندچه تلخ می خواند چه صحنه ای میآفریند : "باز این چه شورش است که در خلق عالم است /باز این چه نوحه و چه عزا و چهماتم است /باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین /بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است /این صبح تیره باز دمید از کجا کزو/کار جهان و خلق جهان جمله درهم است /گویا طلوعمی کند از مغرب آفتاب /کاشوب در تمامی ذرات عالم است /گرخوانمش قیامت دنیا بعیدنیست/این رستخیز عام که نامش محرم است/در بارگاه قدس که جای ملال نیست/سرهای قدسیانهمه بر زانوی غم است /جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند/گویا عزای اشرف اولاد آدماست /خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین/پرورده ی کنار رسول خدا، حسین..." خدایا بازکربلاست باز عاشوراستکل یوم عاشوراوکل ارضکربلا



این روز را پایانی نیست و این سرزمین را نهایتی نیست .



یا حسین با نام و یاد توست که من از هراس می هراسم و هر جا ستمیاست، جان عاشورایی می شود و مرگ چه آسان . بگو با ما که شعیه علی آن دلاور بیشهتوحید . آن در هم کوبنده در خیبر آن حامی عدالت آن که بر یتیمان مهربان است وبر ستم خروشنده که جز راه تو نمی توان راهی برویم و جز کار تو کاری بکنیم . بازمحرم در این حوالی است و من با پلکهای خیس بر ستمی که بر تو رفت می گریم و "ندای " تو را می شنوم و کشندگان تو را لعن می کنم . از خودم بیزاری می جویم اگر زبان دربرابر ستم ببننم و چشم بر بی عدالتی . آری یاری کننده ای است . آنها که از فراق توبر سر می کوبند و بر تن و خشمگین خدایشان را فرا می خوانند با تو پیمان بسته اند تاراه ترا ادامه دهند . دل من قیامت است و کسی در من می خواند و من با او میخوانم:اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَرَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِوَابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ فاطِمَةَسَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَاللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَالْمَوْتُورَ اَلسَّلامُعَلَیْکَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَعَلَیْکُمْ




سلام ...

.
.
.

ممنون ...

سروش7
2011/11/23, 08:16 AM
ای اسبِ سفیدپوش ِ صوفی ….. ای مــردتــر از هـــزار کــوفی

ای شاهدِ صحنه ی شهادت ….. دشمـن متـلاشی از جهادت

ای سوخته خطّ و خالِ سرخت ….. جـانــم بـه فــدای یـالِ سرخت

برخیز به خون بمال گـیسوی ….. برخیز و حدیثِ عشق برگوی

از قصّه ی خود سخن بیارای ….. بـر حـیرت و حـزنِ ما بیافزای

برگو که به کربلا چه دیدی ….. کز عالَم ِ مُلک ، دل بریدی

چون دل ز امام ِ خود بریدی ….. برگو که چگونه پـر کشیدی

سروش7
2011/11/23, 08:22 AM
کودکانی عاشق و دلداده پروردم حسین

تا جوان گشتند قربان توآوردم حسین

سیرشان دادم که شیر کربلای تو شوند

هر دو را نذر علی اکبرت کردم حسین

گر چه ناقابل ترین هدی دو طفل زینبند

اذن تو درمان بود بر قلب پر دردم حسین

داغ تو در پیش مظلومی تو هیچ است هیچ

من پریشان تو بین قوم نا مردم حسین

کودکانم جای خود،گر رخصتی بر من دهی

سینه و و سپر دور تو می گردم حسین

غیرت این دو ز جنس غیرت سقای توست

هر دو را رزمنده راه تو پروردم حسین

سروش7
2011/11/23, 08:26 AM
اصلاً حسین جنس غمش فرق می کند
این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند

اینجا گدا همیشه طلبکار می شود
اینجا که آمدی کرمش فرق می کند

شاعر شدم برای سرودن برایشان
این خانواده، محتشمش فرق می کند

“صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین”
عیسای خانواده دمش فرق می کند

از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش
معلوم می شود حرمش فرق می کند

تنها نه اینکه جنس غمش جنس ماتمش
حتی سیاهی علمش فرق می کند

با پای نیزه روی زمین راه میرود
خورشید کاروان قدمش فرق می کند

من از حسینُ منی پیغمبر خدا
فهمیده ام حسین همش فرق می کند

شاعر: علی زمانیان

سروش7
2011/11/23, 08:27 AM
همه شب خواب می بینم می رم زیارت حسین
توی خوابم می میرم توی حرم با شور و شین
به خدا هر چی که از خیال من بره ولی
از خیالم نمیره شبای بین الحرمین
نگاه کن به نوکرت که داره دیوونه میشه
آقا جون قرار نبود جداییمون طول بکشه
تو خودت بگو آخه رسمشه این همه فراق
به خدا منو دیوونه کرده عکس شش گوشه
آقا ما رو هم ببین آخه ما هم یه دل داریم
دلمون می خواد سر رو روی ضریحت بذاریم

سروش7
2011/11/23, 08:34 AM
نون و قلم نبی ست و ما یسطرون حسین
طاق فلک علی ست به عالم ستون حسین
اصل حیات حضرت زهراست خون حسین
هستی تمام ظاهر و ما فی البطون حسین
با یک قیامت است هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است
سردار سر سپرده جولان عشق کیست؟
تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟
عشق است حسین و گوش به فرمان عشق کیست؟
روح دمیده در تن بی جان عشق کیست؟
علامه مفسر قرآن عشق کیست؟
مفتاح قفل بسته هر کار زینب است
ذرات و کائنات همه مرده یا خموش
میدان احتجاج و زنی که علم بدوش
قلب جهان به عمق زمین گرم جنب و جوش
آتشفشان قلب خداوند در خروش
هوهوی ذوالفقار علی می رسد به گوش
یک تن شهید و یک تن دیگر اسیر شد
یک تن به خاک ماند و یک تن دیگر سفیر شد
یک تن نشان نیزه و شمشیر و تیر شد
یک تن کنار کشته صد پاره پیر شد
یک تن امیر آمد و یک تن امیر شد
بر خیل اشک و آه سپهدار زینب است
چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه
مبهوت می نمود به سرنیزه ای نگاه
آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه
کی جانپاه زینب و اطفال بی پناه
راحت بخواب چون که پرستار زینب است
خورشید روی قله نی آشکار شد
زیباترین ستاره سر شیر خوار شد
ناموس حق به ناقه عریان سوار شد
هشتاد و چند خسته به هم همقطار شد
زیباترین ستاره دنباله دار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است
از نای من به ناله چو برخاست نای نی
عالم شنید از پس آن های های نی
تو بر فراز نیزه و من در قفای نی
آنقدر سنگ خورده ام از لابه لای نی
تا این که یافتم سرت از ردپای نی
داغ تو هست آتش و نیزار زینب است

.حسين
2011/11/23, 10:04 AM
سلام ...

.
.
.



میزنه قلبم ..
داره میاد دوباره باز بوی محرم ...

( برای دانلود به لینک زیر مراجعه کنید ... )
http://multimedia.nayedel.ir/1390/ShabEideGhadir1390[08].wma
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/ShabEideGhadir1390[08].wma)
.
.
.

http://www.behesht.info/Files/Wallpaper/%D8%AA%D9%88%D8%AF%D8%B4%DA%A9%DB%8C.jpg
.
.
.



خدایا شکرت ...

خدایا دوباره یه محرم و صفر دیگه ...

خدایا دوباره دهه اول و دوم محرم ...

خدایا دوباره تاسوعا و عاشورا ...

خدایا بازم عزاداری واسه امام حسین ...


خدایا باورم نمیشه هنوز تو این دنیا نگهم داشتی تا بازم برم هیئت و سینه بزنم ...

خدایا شکرت ...


.
.
.

صدای زنگ اشتر می آید از دل صحرا ، خدا واویلا ...


برای دانلود مداحی صدای زنگ اشتر به لینک زیر مراجعه کنید :

http://s2.picofile.com/file/7188844515/alimi_sedaye_zange_oshtor_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html
(http://s2.picofile.com/file/7188844515/alimi_sedaye_zange_oshtor_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html)
http://s2.picofile.com/file/7188837197/hosein_35_.jpg

.
.
.


انشاا... اگر عمری باقی بود میام و تا شروع محرم مطلب میزارم ...

از همه ی عزیزان همه درخواست و دعوت میکنم که بیان و مطالبشون رو بزارن ...

.
.
.


اللهم الرزقنا کربلا ...


سلام دوست عزيز

ممنون كه با زدن اين تاپيك يادي از محرم كردي

abolfaZZzl
2011/11/23, 11:35 AM
72571
یا ابا صالح تسلیت.

سروش7
2011/11/23, 11:40 AM
عطری که از حوالی پرچم وزیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است

از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه بازکنید محرم رسیده است

dondi
2011/11/23, 11:45 AM
**************صل الله علیک یا ابا عبدالله (ع)**************

Haaji
2011/11/23, 12:52 PM
پیچیده دراین دشت عجب بوی عجیبی
بوی خوشی از نافه ی آهوی نجیبی

یا قافله ای رد شده بارش همه گلبرگ
جامانده از آن قافله عطر گل سیبی

یک شمه شمیم خوش فردوس! نه پس چیست؟
پس چیست عجب بوی خداوند فریبی

کی لایق بوی خوشی از کوی بهشت است
جانی که ازاین عطر نبرده است نصیبی

این گل گل صدبرگ، نه هفتاد و دو برگ است
لب تشنه و تنهاست چه مضمون غریبی

با خط چلیپای پرازخون بنویسید
رفته است مسیحایی بالای صلیبی

پیران همه رفتند جوانان همه رفتند
جز تشنگی انگار نمانده است حبیبی

گاهی سر نی بود و زمانی ته گودال
طی کرد گل من، چه فرازی چه نشیبی

V A H ! D
2011/11/23, 03:06 PM
سلام!!!

.
.
.


داریم با حسین حسین پیر میشویم ...
دل خوش به این جوانی از دست داده ایم ...

.
.
.




http://shohada-sharmandeiim.persiangig.com/image/0.jpg

V A H ! D
2011/11/23, 03:27 PM
سلام!!!


کم کم محرم داره میاد ...

از همه ی دوستان درخواست و دعوت میکنم بیان و مطالبشون رو در اختیار دیگران بزارن ...


http://www.iran-eng.com/showthread.php/322842-السلام-علیک-بااباعبدالله-الحسین-.../page2

reza556182
2011/11/23, 03:30 PM
يا ابا عبدالله يا ليتني كنت معكم ...

samira93
2011/11/23, 03:46 PM
امام حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود .
افسوس! که به جای افکارش فقط زخمهای پیکرش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
دکتر علی شریعتی

salizadeniri
2011/11/23, 10:38 PM
http://www.ido.ir/myhtml/article/1386/m11/13861120011.jpg

salizadeniri
2011/11/23, 10:54 PM
بهت ملائک

ای ز داغ تو روان خون دل از دیده ی حور
بی تو عالم همه ماتمکده تا نفخه ی صور

خاک بیزان به سر اندر سر نعش تو بنات
اشکریزان به بر از سوگ تو شعرای عبور

ز تماشای تجلای تو مدهوش کلیم
ای سرت سرّ انا الله و سنان نخله ی طور

دیده ها گو همه دریا شو و دریا همه خون
که پس قتل تو منسوخ شد آیین سرور

شمع انجم همه گو اشک عزا باش و بریز
بهر ماتمزده کاشانه چه ظلمات چه نور

پای در سلسله سجاد و به سر تاج یزید
خاک عالم به سر افسر و دیهیم و قصور

تیر ترسا و سر سبط رسول مدنی
آه اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور

تا جهان باشد و بوده است که داده ست نشان
میزبان خفته به کاخ اندر و مهمان به تنور؟

سر بی تن که شنیده است به لب آیه ی کهف
یا که دیده است به مشکات تنور آیه ی نور؟

جان فدای تو از حالت جانبازی تو
در طف ماریه از یاد بشد شور نشور

قدسیان سر به گریبان به حجاب ملکوت
حوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور

گوش خضرا همه پر غلغله ی دیو و پری
سطح غبرا همه پر ولوله ی وحش طیور

غرق دریای تحیر ز لب خشک تو نوح
دست حیرت به دل از صبر تو ایوب صبور

مرتضی با دل افروخته لاحول کنان
مصطفی با جگر سوخته حیران و حصور

کوفیان دست به تاراج حرم کرده دراز
آهوان حرم از واهمه در شیون و شور

انبیا محو تماشا و ملائک مبهوت
شمر سرشار تمنا و تو سرگرم حضور

حجه الاسلام نیر تبریزی

mec1386
2011/11/23, 11:56 PM
شما دو تن، ای خواهر! ای برادر!
ای شما كه به انسان بودن معنی دادید و به آزادی جان! و به ایمان و امید، ایمان و امید! و با مرگ شكوهمند خویش به حیات، زندگی بخشیدید .
آری ای دو تن!
از آن روز دردناك كه خیال نیز از تصورش می هراسد و دل از دردش پاره می شود، چشم های این ملت از اشك خشك نشده است .
توده ما قرن هاست كه در غم شما و در عشق به شما می گرید. مگر نه عشق تنها با اشك سخن می گوید.
یك ملت در طول یك تاریخ در اندوه شما ضجه می كند. به جرم این عشق تازیانه ها خورده و قتل عام ها دیده و شكنجه ها كشیده و هرگز برای یك لحظه نام شما دو تن از لبش و یاد شما از خاطرش و آتش بی تاب عشق شما از قلبش نرفته است. هر تازیانه ای كه از دژخیمی خورده است، داغ مهر شما را بر پشت و پهلویش نقش كرده است.

ای زینب! ای زینب! ای زبان علی در كام!با ملت خویش حرف بزن.


ای زن! ای كه مردانگی در ركاب تو جوانمردی آموخت! زنان ملت ما، اینان كه نام تو آتش عشق و درد بر جانشان می افكند، به تو محتاج اند. بیش از همه وقت.

جهل از یك سو به اسارت و ذلتشان نشانده است و غرب از سوی دیگر به اسارت پنهان و ذلت تازه شان می كشاند . و از خویش و از تو بیگانه شان می سازد .

آنان را بر استحمار كهنه و نو , بر بندگی سنتهای پوسیده و دعوت های اپن , بر ملعبه سازان تعصب قدیم و تفنن جدید , به نیروی فریادهایی كه بر سر یك شهر؛ شهر قساوت و وحشت می كوبیدی و پایه های یك قصر؛قصر جنایت و قدرت را می لرزاندی برآشوب!
تا در خویش برآشوبند و تاروپود این پرده های عنكبوت فریب را بدرند و تا در برابر این طوفان بر باد دهنده ای كه به وزیدن آغاز كرده است، ایستادن را بیاموزند. و این ماشین هولناكی را كه از او یك بازیچه جدید می سازد , باز برای استحمار جدید، برای اغفال جدید، برای پر كردن ایام فراغت و برای بلعیدن حریصانه آنچه كه سرمایه داری به بازار می آورد و برای لذت بخشیدن به هوس های كثیف بورژوازی، برای شور آفریدن به تالارها و خلوت های بی شور و بی روح اشرافیت جدید و برای سرگرمی زندگی پوچ و بی هدف و سرد جامعه ی رفاه , در هم بشكنند!
و خود را از حرم های اصالت قدیم و بازارهای بی حرمت جدید به امامت تو ای زینب! نجات بخشند!

ای زینب! ای زبان علی در كام! ای رسالت حسین بر دوش!

ای كه از كربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی . ای زینب! با ما سخن بگو .

مگو كه بر شما چه گذشت ؟ مگو كه در آن صحرای سرخ چه دیدی ؟ مگو كه جنایت در آنجا تا به كجا رسید ؟ مگو كه خداوند آنروز عزیزترین و پرشكوه ترین ارزش ها و عظمت هایی را كه آفریده است یكجا در ساحل فرات و بر روی ریگزارهای تفتیده بیابان طف چگونه به نمایش آورد و بر فرشتگانش عرضه كرد تا بدانند كه چرا می بایست بر آدم سجده كنند .


آری زینب! مگو كه در آنجا بر شما چه رفت؟ مگو كه دشمنانتان چه كردند؟ و دوستانتان چه كردند ؟
آری ای پیامبر انقلاب حسین! ما می دانیم. ما همه را شنیده ایم .
تو پیام كربلا را، پیام شهیدان را، به درستی گذارده ای .
تو خود شهیدی هستی كه از خون خویش كلمه ساختی، همچون برادرت كه با قطره قطره خون خویش سخن می گوید.

اما بگو ای خواهر! بگو که ما چه كنیم ؟
لحظه ای بنگر كه ما چه می كشیم ؟ دمی به ما گوش كن تا مصایب خویش را با تو بازگوییم .
با تو ای خواهر مهربان!
این تو هستی كه باید بر ما بگریی. ای رسول امین برادر! كه از كربلا می آیی و در طول تاریخ بر همه نسل ها می گذری و پیام شهیدان را می رسانی.
ای كه از باغ های سرخ شهادت می آیی و بوی گلهای نوشكفته آن دیار را هنوز به دامن داری! ای دختر علی! ای خواهر! ای كه قافله سالار كاروان اسیرانی! ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.






http://img.tebyan.net/small/1387/11/204247219452663547593129181168200109101161.gif
نجوای دکتر شریعتی با "پیام"بر کربلا (http://dnl.tebyan.net/1387/11/20090125222852971.rar)

tina1390
2011/11/24, 07:59 AM
امام در روز عاشورا، در اوج سختی‌های توان‌سوز و مدهوش‌ساز، یک لحظه از یاد
خدا غافل نبود و گویا خویش را در معرض نگاه پر مهر خدای خود می‌دید و پیوسته نام آن
محبوب را بر زبان می‌راند و قطره وجودش را به دریای الهی متصل می‌ساخت. این که
گفته‌اند روز عاشورا امام حسین علیه‌السلام پیوسته و مداوم، خدا را یاد می‌کرد و
زیاد می‌گفت: «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم»، شاهد این ارتباط قلبی
دوستدار با دوست است.

نيما 5
2011/11/24, 08:41 AM
سلام ...

.
.
.



میزنه قلبم ..
داره میاد دوباره باز بوی محرم ...

( برای دانلود به لینک زیر مراجعه کنید ... )
http://multimedia.nayedel.ir/1390/ShabEideGhadir1390[08].wma
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/ShabEideGhadir1390[08].wma)
.
.
.

http://www.behesht.info/Files/Wallpaper/%D8%AA%D9%88%D8%AF%D8%B4%DA%A9%DB%8C.jpg
.
.
.



خدایا شکرت ...

خدایا دوباره یه محرم و صفر دیگه ...

خدایا دوباره دهه اول و دوم محرم ...

خدایا دوباره تاسوعا و عاشورا ...

خدایا بازم عزاداری واسه امام حسین ...


خدایا باورم نمیشه هنوز تو این دنیا نگهم داشتی تا بازم برم هیئت و سینه بزنم ...

خدایا شکرت ...


.
.
.

صدای زنگ اشتر می آید از دل صحرا ، خدا واویلا ...


برای دانلود مداحی صدای زنگ اشتر به لینک زیر مراجعه کنید :

http://s2.picofile.com/file/7188844515/alimi_sedaye_zange_oshtor_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html
(http://s2.picofile.com/file/7188844515/alimi_sedaye_zange_oshtor_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html)
http://s2.picofile.com/file/7188837197/hosein_35_.jpg

.
.
.


انشاا... اگر عمری باقی بود میام و تا شروع محرم مطلب میزارم ...

از همه ی عزیزان همه درخواست و دعوت میکنم که بیان و مطالبشون رو بزارن ...

.
.
.


اللهم الرزقنا کربلا ...


ممنون سروش جان
خيلي عالي بود

ما هر چه داريم از اين ماه محرم و صفر است

salizadeniri
2011/11/24, 08:23 PM
ای آرزویم جام و سبویم جام و سبویم یا حسین..
کوفه آبستن حادثه است. رفت و آمدها، دید و بازدیدها و حرف و سخن‌ها به سان اولین بادهایی است که ظهور حتمی طوفان را وعده می‌دهد.
بازار کوفه مرکز ثقل این بیقراری و ناآرامی است. صدای جانفرسای آهنگری‌ها، لحظه‌ای قطع نمی‌شود؛ چه آنها که از حکومت سفارش شمشیر و خود و نیزه پذیرفته‌اند و چه آنها که برای مردم سلاح می‌سازند.
حبیب آرام و با احتیاط از کنار آهنگری‌ها می‌گذرد و بغضی سخت گلویش را می‌فشارد؛ این همه تجهیزات برای جنگ با کی؟ برای جنگ با چند نفر؟
«کاش دل شما به این سختی نبود؛ کاش لااقل همانند آهن بود؛ اگر نه در کوره عشق، لااقل در کوره این حوادث غریب، گداخته می‌شد و شکل تازه‌ می‌گرفت. کاش دل‌های شما از سنگ نبود...»
کنار عطار آشنایی می‌ایستد:«سلام بنده خدا! قدری از آن رنگ‌هایت به من بده.»
«این رنگها را خریده‌ام تا جوان شوم برای حضور در سپاه حسین و به خدا از پا نمی‌نشینم مگر که از خون خودم بر این سر و صورت رنگ بزنم -در راه حسین-»
انگار می‌خواهد به دشمن معشوق بگوید که من هنوز جوانم. من همان جنگجوی بی‌بدیل سپاه علی‌بن ابیطالبم. من به همان صلابت که در سپاه پدر حقیقت شمشیر می‌زدم اکنون در رکاب حقیقتِ پسر، شمشیر می‌زنم.
... به خانه می‌رسد. زن سفره را پهن کرده و چشم‌انتظار حبیب در کنار سفره نشسته است. حبیب بی آنکه میلی به غذا داشته باشد دست‌هایش را می‌شوید و کنار سفره می‌نشیند. زن بر خلاف حبیب سرمست و شادمان است:
«غمگین نباش شوی من. اکنون گاه غصه خوردن نیست... به دلم آمده که از سوی محبوب قاصدی خواهد آمد، خبری، حرفی، نامه‌ای... غمگین نباش حبیب، محبوب به تو عنایت دارد، محبت دارد، دیگر چه جای غصه است؟»
هنوز کلام زن به پایان نرسیده است که سحوریِ در به تعجیل نواخته می‌شود... به سوی در می‌رود و وقتی بازمی‌گردد، دست‌هایش که دو سوی نامه را گرفته‌اند از شدت شعف می‌لرزد:
« بسم الله الرحمن الرحیم
از حسین بن علی
به فقیه گرانقدر، حبیب بن مظاهر
اما بعد؛ ای حبیب! تو نزدیکی ما را به رسول‌الله نیک می‌دانی و بیشتر و بهتر از دیگران ما را می‌شناسی. تو مرد فطرت و غیرتی. خودت را از ما دریغ نکن.
جدم رسول‌الله در قیامت قدردان تو خواهد بود.»
زن گریه و خنده و غبطه را به هم می‌آمیزد و نجوا می‌کند:
«فدای نام و نامه تو ای امام! خوشا به حالت حبیب! گوارا باد بر تو این باران لطف. کاش نام من هم به زبان و قلم محبوب می‌آمد. کاش لحظه‌ای یاد من هم در خاطره‌ی او جاری می‌شد. کاش یکبار مرا هم به نام می‌خواند. به اسم صدا می‌کرد. بال در بیاور مرد! پرواز کن حبیب!
...اما درنگ کن. یک خواهش. یک درخواست. یک التماس. وقتی به محبوب رسیدی سلام مرا هم به او برسان؛ دست و پای او را به نیابت من ببوس و به آن عزیز بگو که پیرزنی در کوفه هست که کنیز توست! که تو را بسیار دوست می‌دارد.»

http://qafeleyehosn.persiangig.com/moharami/1141_moharam_023.jpg
کتاب از دیار حبیب، سید مهدی شجاعی
http://qafeleyehosn.blogfa.com/9006.aspx

salizadeniri
2011/11/24, 08:28 PM
http://qafeleyehosn.persiangig.com/tapesh.jpg

تو این عکس انگار حرمش خيلي زنده است. حسينش خيلي باعظمته.
اين چيزهايي كه مي‌بينيد اينا رعد و برق نيست. رعد و برق اين طوري نمي‌شه.

طراحش مي‌گفت: من تو ذهنم اين بود كه اين داخل قلبه و اين هم رگ‌هاييه كه دور و بر قلب آدمه.
كانّه از توي قلب عكس‌برداري كرده باشند.
انگار اسم حسین، اسميه كه توي قلب آدم‌ها توي اون كنه قلب آدم ثبت شده باشه.. تصوير شده باشه...
حالا قلبت، سلول‌هاي قلبت، رگ‌هاي قلبت بگه:
مولانا الحسین

http://qafeleyehosn.blogfa.com/post-179.aspx

sara.hoseini90
2011/11/25, 12:25 AM
سلام
حیف که خورشید لیاقت ندارد وگرنه میگفتم جرقه چشمان توست ..... یا حسین

فانوس تنهایی
2011/11/25, 12:27 AM
بسم رب الحسین
خدایا میشود در این محرم ، محرم شویم و محرم دل حسین گردیم

V A H ! D
2011/11/25, 12:28 AM
سلام ...

.
.
.

دو روز مانده به محرم ...

سایه خانم
2011/11/25, 12:30 AM
73045

یا حسین دستم بگیر

sara.hoseini90
2011/11/25, 12:31 AM
سلام
حیف که خورشید لیاقت ندارد وگرنه میگفتم جرقه چشمان توست ..... یا حسین

V A H ! D
2011/11/25, 12:42 AM
خدایا یعنی میشه یه روز برم کربلا ...

برم کربیلا و بخوا زیارت بخونم و دست کنم توی کیفم و کتابچه ی زیارت امام حسین رو باز کنم و بخونم ... :

.
.
.



هنگامی که زيارت‏ آن حضرت را قصد كردى ، وارد حرم مطهّر شو و سه مرتبه بگو:

اللّه اكبر و نزد قبر نورانى حضرت بايست و بگو:

السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا آلَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا صَفْوَةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا سَادَةَ السَّادَاتِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا لُيُوثَ [عَلَى لُيُوثِ‏] الْغَابَاتِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا سُفُنَ النَّجَاةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِلْمِ الْأَنْبِيَاءِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ [السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ‏] السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِسْمَاعِيلَ ذَبِيحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ ،

سلام بر شما اى خاندان خدا،سلام بر شما اى برگزيدگان خدا،سلام بر شما اى انتخاب‏گشته‏هاى خدا از ميان خلق،سلام بر شما اى آقايان آقاها،سلام بر شما اى شيران بيشه‏ها، سلام بر شما اى كشتيهاى نجات،سلام بر تو اى ابا عبد اللّه الحسين،سلام بر تو اى‏ وارث دانش پيامبران،رحمت و بركات خدا بر تو باد،سلام بر تو اى وارث آدم برگزيده خدا سلام بر تو اى وارث نوح پيامبر خدا،سلام بر تو اى وارث ابراهيم دوست خدا سلام بر تو اى وارث اسماعيل قربانى خدا،سلام بر تو اى وارث موسى همسخن خدا سلام بر تو اى وارث عيسى روح خدا،سلام بر تو اى وارث محمّد حبيب خدا

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ خَدِيجَةَ الْكُبْرَى السَّلامُ عَلَيْكَ يَا شَهِيدَ ابْنَ الشَّهِيدِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا قَتِيلَ ابْنَ الْقَتِيلِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ وَ ابْنَ وَلِيِّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ ابْنَ حُجَّتِهِ عَلَى خَلْقِهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ رُزِئْتَ [وَ بَرَرْتَ‏] بِوَالِدَيْكَ وَ جَاهَدْتَ عَدُوَّكَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ تَسْمَعُ الْكَلامَ وَ تَرُدُّ الْجَوَابَ وَ أَنَّكَ حَبِيبُ اللَّهِ وَ خَلِيلُهُ وَ نَجِيبُهُ [نَجِيُّهُ‏]،

سلام بر تو اى فرزند محمّد مصطفى،سلام بر تو اى فرزند على مرتضى،سلام بر تو اى‏ فرزند فاطمه زهرا،سلام بر تو اى فرزند خديجه كبرى،سلام بر تو اى شهيد فرزند شهيد،سلام بر تو اى كشته فرزند كشته،سلام بر تو اى ولىّ خدا و فرزند ولىّ خدا سلام بر تو اى حجّت خدا و فرزند حجّت خدا بر خلقش،گواهى مى‏دهم كه تو نماز بپا داشتى،و زكات‏ پرداختى،و به معروف امر كردى،و از منكر نهى نمودى،و مصيبت‏زده پدر و مادر شدى،و با دشمنت‏ جهاد كردى،و گواهى مى‏دهم كه تو سخن را مى‏شنوى،و پاسخ مى‏دهى،و تو حبيب و دوست و بنده نجيب‏ و برگزيده

وَ صَفِيُّهُ وَ ابْنُ صَفِيِّهِ يَا مَوْلايَ [وَ ابْنَ مَوْلايَ‏] زُرْتُكَ مُشْتَاقا فَكُنْ لِي شَفِيعا إِلَى اللَّهِ يَا سَيِّدِي وَ أَسْتَشْفِعُ إِلَى اللَّهِ بِجَدِّكَ سَيِّدِ النَّبِيِّينَ وَ بِأَبِيكَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ وَ بِأُمِّكَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ أَلا لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلِيكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِيكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ سَالِبِيكَ وَ مُبْغِضِيكَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ.

و فرزند برگزيده خدايى،اى مولاى من و فرزند مولاى من مشتاقانه تو را زيارت نمودم.اى‏ آقاى من به درگاه خدا شفيع من باش،اى آقاى من،به درگاه خدا طلب شفاعت مى‏كنم به وسيله جدّت سرور پيامبران،و پدرت سرور جانشينان،و مادرت فاطمه سرور بانوان جهانيان،خدايا لعنت كند قاتل و ستمگر و غارت‏گر و دشمنت را از گذشتگان و آيندگان،و درود خدا بر آقاى ما محمّد و خاندان پاك و پاكيزه‏اش.

سپس قبر مطهّر را ببوس و رو به جانب على بن الحسين عليه السّلام‏ كن و در زيارت آن جناب بگو:

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ وَ ابْنَ مَوْلايَ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلِيكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِيكَ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِزِيَارَتِكُمْ وَ بِمَحَبَّتِكُمْ وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .
سلام بر تو اى مولاى من و فرزند مولاى من،خدا لعنت كند كشنده تو و ستم‏كننده‏ بر تو را،من به زيارت شما و محبتّتان به خدا تقرب مى‏جويم،و از دشمنانتان اعلام بيزارى مى‏كنم‏ سلام و رحمت و بركات خدا بر تو اى مولايم.

بعد برو تا به قبور شهدا(رضوان اللّه عليهم)برسى‏ آنجا بايست و بگو:

السَّلامُ عَلَى الْأَرْوَاحِ الْمُنِيخَةِ بِقَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا طَاهِرِينَ مِنَ الدَّنَسِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا مَهْدِيُّونَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَبْرَارَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الْحَافِّينَ بِقُبُورِكُمْ أَجْمَعِينَ جَمَعَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ فِي مُسْتَقَرِّ رَحْمَتِهِ وَ تَحْتِ عَرْشِهِ إِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.

سلام بر ارواح خفته در كنار قبر ابى عبد اللّه الحسين‏ (درود بر او)،سلام بر شما اى پاكان از آلودگى،سلام بر شما اى هدايت‏شده‏گان‏ سلام بر شما اى نيكان خدا،سلام بر شما و بر همه فرشتگان پيرامون قبرهايتان‏ خدا ما و شما را در جايگاه رحمتش و زير عرشش گرد آورد،كه او مهربان‏ترين مهربانان است،و سلام‏ و رحمت و بركات خدا بر شما باد.

بعد از آن به حرم عباس بن امير المؤمنين رفته و چون به آنجا رسيدى بر در بارگاه آن جناب بايست و بگو:

سلام اللّه و سلام ملائكته المقربّين ...



http://samt.alroo7.googlepages.com/050120091631.jpg

nice_Alice
2011/11/25, 01:28 AM
http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2011/10/tijqbolczojukbkdmhlo.jpg

tahoora62
2011/11/25, 01:53 AM
آرام، آرام داریم به محرّم الحرام نزدیک می شویم و چه تند، تند می گذرد روزهای پایانی ذی الحجّه.

محرّم و در ادامه اش عاشورا که می آید انگار روح تازه ای به زندگی نیمه مرده مان دمیده می شود، در این میان روزمرّگی ها و شاید روزمُردگی هایمان با آمدن "عاشورا" به زندگی تبدیل شود.



http://tinypic.ws/images/77309397329546468677.jpg


عاشورا، روح زندگی است.

و زندگی، در نبود تقدیر و تفکّر عاشورائی، جنازه ای بیش نیست.
عاشورائی بودن، یک هویّت انسانی است ـ یک فرهنگ متعالی است برای پَر کشیدن از این خاکِ دست و پا گیر ـ کربلا یک موقعیت است برای شروع و عاشورا زمانی برای حرکت.



آن روز که " ابراهیم(ع) " ، سینه به سینهء نمرود ، بر می خیزد
حرکت ، قیام و در آتش در آمدنش ، یک حرکت عاشورائی است!
و آن وقت ، که " موسی" ، فرعونیان را ، به دل ِ نیل می کشاند ـ
روح ِ رفتارش عاشورائی ست.
و در یک سخن،
هر کس ، در هر نقطه ، حرکتی برای سامان دادنِ وضعیّت دنیا ، و برای رو به قبله کردنِ جهان و زندگی ، صورت می دهد ـ

آن حرکت ، یک رفتار و عمل عاشورائی ست *


خدایا این عاشورا، عاشورائی ام کن
خدایا این عاشورا، جهت ام را به قبله ات بگردان

خدایا این عاشورا، به زندگی ام روح تازه ای ببخش
خدایا این عاشورا، کمک کن حرکتی برای سامان دادنِ بی سر و سامانی ام کنم .....

mec1386
2011/11/25, 08:40 AM
http://www.iran-eng.com/showthread.php/323627-شهادت-چیست؟?p=4275876#post4275876

aster521
2011/11/25, 09:02 AM
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست



باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست



آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست



قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

به همه ی اعضای محترم سایت این ایام رو تسلیت میگم .

aster521
2011/11/25, 09:09 AM
00از سخنان امام حسین (ع) در بین راه مکه تا کربلا:
« فَاِنّی لا اَرَی المَوت اِلاّ سَعادَة وَلَا الحَیاةَ مَع الظّالِمینَ اِلاّ بَرَماً »
من مرگ را جز سعادت نمی بینم وزندگی با ستمگران را جز ننگ نمی دانم

aster521
2011/11/25, 09:10 AM
به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ،
به دل (http://sms-jok.royablog.ir/) جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ،
خدا داند که در بازار عشقت ،
به جز جان هیچ کالایی ندارم یا حسین جان

aster521
2011/11/25, 09:12 AM
پیر همه بود اگرچه او کودک بود
صبرش ز غریبی پدر اندک بود
می کرد به نی اشاره می گفت رباب
ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * (http://sms-jok.royablog.ir/)
علی یک دسته گل از یاس آورد
ز طوبی شاخه ی احساس آورد
میان باغی از گل های زهرا
خوشا ام البنین عباس آورد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * (http://sms-jok.royablog.ir/)
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * (http://sms-jok.royablog.ir/)
هفتادو دو مجنون زلیلی شده عاقل
هفتادو دو فرهاد به شیرین شده واصل
هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت
جان دست حسین است نه بازیچه قاتل
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * (http://sms-jok.royablog.ir/)
فرش بر رونق بازار حسین می نازد
عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد
ابر بر اشک عزادار حسین می نازد
قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد
کربلا هم به علمدار حسین می نازد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * (http://sms-jok.royablog.ir/)
آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * (http://sms-jok.royablog.ir/)
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * (http://sms-jok.royablog.ir/)
امام سجاد (ع) : هر مؤمنی که بگرید بر قتل حسین (ع) به نحوی که اشک بر چهره اش جاری شود ، خداوند او را جاودانه در خانه ای از خانه های بهشت جا می دهد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * (http://sms-jok.royablog.ir/)

aster521
2011/11/25, 09:18 AM
- هلال ماه محرم است، دلم شكسته‌ي غم است ندا رسد ز آسمان محرم است، محرم است

- امام حسين (عليه السلام) مي‌فرمايد: خداوند به هر کس راستگويي و نيکخويي و پاکدامني و پاک‌خوري روزي کند خير دنيا و آخرت را ويژه او ساخته است.

- امام حسين (عليه السلام) فرمود: گريستن از خشيت خدا، رهايي از آتش دوزخ است و فرمود: گريه ديده‌ها و خشيت دل‌ها، رحمتي از خداست.

- امام حسين (عليه السلام) فرمود: شکرگزاري تو براي نعمت پيشين، نعمت تازه را سبب مي‌شود.

- يادتان باشد لباس مشكي‌ام را تا كنيد گوشه‌اي از قبر من اين جامه را هم جا كنيد
كاش من در شام تاسوعا بميرم تا شما خرجي‌ام را خرج نذر ظهر عاشورا كنيد

- ديباچه عشق و عاشقي باز شود دل‌ها همه آماده پرواز شود
با بوي محرم الحرام تو حسين ايام عزا و غصه آغاز شود
السلام عليک يا ابا عبدالله

- به يكتايي قسم يكتاست عباس به مردي شهره دنياست عباس
اگر چه زاده‌ ام‌البنين است وليكن مادرش زهراست عباس

- حلال جميع مشكلات است حسين شوينده لوح سيئات است حسين
اي شيعه تو را چه غم ز طوفان بلا آنجا كه سفينه النجات است حسين

- هر جا که مي‌روم ز غمت ديده پر نم است هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است
عمري گريستم که موظف به گريه‌ام گر نُه فلک به گريه شود باز هم کم است
مريم که در کتاب خدا ذکر نام اوست يک زينب تو اسوه و استاد مريم است
يک «يا حسين» گفتن من رمز آبروست نام حسين ترجمه اسم اعظم است
- کعبه يک زمزم اگر در همه عالم دارد چشم عشاق بنازم که دو زمزم دارد
هر کجا ملک خدا هست حسينيه توست هر که را مي‌نگرم شور محرم دارد
نه محرم نه صفر بلکه همه دوره سال کعبه با ياد غمت جامه ماتم دارد
روضه‌خوان تو خدا، گريه کن تو آدم اشک ارثي است که ذريه آدم دارد

- منم آن عاشق دلخسته ديدار حسين منم آن خادم دلبسته به دربار حسين
خواهم سرو روان و جان دهم در ره تو تا بگويند كه ماييم فداكار حسين

- در كلاس عاشقي عباس غوغا مي‌كند در دل هر عاشقي عباس مأوا مي‌كند
هر كسي خواهد رود در مكتب عشق حسين ثبت نامش را فقط عباس امضاء مي‌كند

- دلم اي کاش امشب پر بگيرد دوباره عاشقي از سر بگيرد
رود در کربلاي عشق و آنجا سراغي از علي اکبر بگيرد

- محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازي خون خدا شد
جوان مردان عالم را بگوييد دوباره شور عاشورا بپا شد

- باز محرم شد و دل‌ها شکست از غم زينب، دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد، دل صحرا شکست
قاسم و ليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست

- يه جائيه تو دنيا همه براش مي‌ميرن تموم حاجتا رو همه از اون مي‌گيرن
بين دو نهر آبه، يه سرزمين خشکه شميم باغ و لاله‌اش خوشبو ز عطر مُشکه
شباي جمعه زهرا زائر اين زمينه سينه‌زن حسينه، يل ام البنينه

- السلام اي وادي کرببلا السلام اي سرزمين پر بلا
السلام اي جلوه‌گاه ذوالمنن السلام اي کشته‌هاي بي کفن

- کاش بوديم آن زمان کاري کنيم از تو و طفلان تو ياري کنيم
کاش ما هم کربلايي مي‌شديم در رکاب تو فدايي مي‌شديم
السلام عليک يا ابا عبدالله الحسين

- كربلا لبريز عطر ياس شد نوبت جانبازي عباس شد
السلام عليك يا ابالفضل العباس

- ديباچه‌ي عشق و عاشقي باز شود دل‌ها همه آماده‌ي پرواز شود
با بوي محرم الحرام تو حسين ايام عزا و غصه آغاز شود

- دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم بي عشق حسين اگر بميرم چه كنم
فردا كه كسي را به كسي كاري نيست دامان حسين اگر نگيرم چه كنم

- فرشته‌ها از امشب صبوي غم مي‌نوشن دوباره اهل جنت پيرهن سياه مي‌پوشن

- خنده كنان مي‌رود روز جزا در بهشت هر كه به دنيا كند گريه براي حسين

- اي ذبيح کربلا، جان‌ها فداي حج تو اي که خود را در مناي عشق، قربان مي‌کني

- سلام من به محرم، محرم گل زهرا به لطمه‌هاي ملائك به ماتم گل زهرا

- سلام من به محرم، به تشنگي عجيبش به بوي سيب زمين غم و حسين غريبش

- قيامت بي حسين غوغا ندارد شفاعت بي حسين معنا ندارد
حسيني باش كه در محشر نگويند چرا پرونده‌ات امضاء ندارد

- آبروي حسين به كهكشان مي‌ارزد ، يك موي حسين بر دو جهان مي‌ارزد
گفتم كه بگو بهشت را قيمت چيست گفتا كه حسين بيش از آن مي‌ارزد

- ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد بر دل فاطمه داغ عالم شد
فرا رسيدن ماه محرم را به عزادارن راستينش تسليت عرض مي‌كنم

- اي وجودت عشق را معناي حسين عالمي يك قطره تو دريا حسين
فرا رسيدن ماه محرم را به تمامي مسلمانان جهان تسليت مي‌گم

- پرسيدم: ازحلال ماه، چرا قامتت خم است؟ آهي كشيد و گفت: كه ماه محرم است
گفتم: كه چيست محرم؟ با ناله گفت: ماه عزاي اشرف اولاد آدم است

- السلام عليكم يا اباصالح المهدى(عج) السلام عليك يا امين الله فى ارض و حجته على عباده (يا صاحب الزمان آجرک الله) ماه محرم بر شما و عاشقان حسين تسليت عرض مي‌نمايم.

- اردوي محرم به دلم خيمه به پا كرد دل را حرم و بارگه خون خدا كرد

- محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازي خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگوييد دوباره شور عاشورا به پا شد

- يه جائيه تو دنيا همه براش مي‌ميرن تموم حاجتا رو همه از مي‌گيرن
بين دو نهر آبه، يه سرزمين خشکه شميم باغ و لاله‌اش خوشبو ز عطر مُشکه
شباي جمعه زهرا زائر اين زمينه سينه‌زن حسينه، يل ام البنينه

- دوست دارم هر چي دارم بدم به راه تو حسين تا که سينه‌خيز بيام ميون بين الحرمين

السلام عليک يا ابا عبدالله
- کاش بوديم آن زمان کاري کنيم از تو و طفلان تو ياري کنيم
کاش ما هم کربلايي مي‌شديم در رکاب تو فدايي مي‌شديم

- كربلا لبريز عطر ياس شد نوبت جانبازي عباس شد

- ديباچه‌ي عشق و عاشقي باز شود دل‌ها همه آماده‌ي پرواز شود
با بوي محرم الحرام تو حسين ايام عزا و غصه آغاز شود

- نازم آن آموزگاري را که در يک نصف روز دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادي نويسد بر زمين بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

- دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم بي عشق حسين اگر بميرم چه كنم
فردا كه كسي را به كسي كاري نيست دامان حسين اگر نگيرم چه كنم

- پرسيدم از هلال چرا قامتت خم است؟ آهي کشيد و گفت ماه محرم است

- باز محرم رسيد، ماه عزاي حسين سينه‌ي ما مي‌شود، كرب و بلاي حسين
كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه تا كه بگيرم صفا، من ز صفاي حسين

- با آب طلا نام حسين قاب کنيد با نام حسين يادي از آب کنيد
خواهيد مه سربلند و جاويد شويد تا آخر عمر تکيه بر ارباب کنيد
فرا رسيدن ماه محرم تسليت باد.

- باز محرم شد و دل‌ها شکست از غم زينب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم و ليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست
محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است

- هر دم به گوش مي‌رسد آواي زنگ قافله اين قافله تا كربلا ديگر ندارد فاصله
حلول ماه محرم، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسليت باد. التماس دعا

- نام من سرباز کوي عترت است دوره آموزشي‌ام هيئت است
پادگانم چادري شد وصــله‌دار سر درش عکس علي با ذوالفقار
ارتش حيــدر محل خدمتم بهر جانبازي پي هر فرصتم
نقش سردوشي من يا فاطمه است قمقمه‌ام پر ز آب علقمه است
رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است زينب آن را دوخته پس مشکي است
اسـم رمز حمله‌ام ياس علــي افسر مافوقم عباس علي (ع)

aster521
2011/11/25, 09:21 AM
قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد
———————
آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
———————
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم
———————
ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یک قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم
———————
پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است
———————
السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین (http://taknaz.ir/) تسلیت عرض مینمایم)
———————
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد

دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
———————
محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد
———————
حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد …

ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته …

یا حسین مظلوم …
———————
یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …
———————
دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین

تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین
———————
السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن
———————
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله …
———————
اس ام اس محرم

کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد
———————
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود
———————
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
———————
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه کنم
———————
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.
———————
پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟

آهی کشید و گفت ماه محرم است…
———————
باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین
———————
فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن
———————
با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
———————
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
——————— (http://taknaz.ir/)
هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا
———————
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)
———————
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است
———————
عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

aster521
2011/11/25, 09:27 AM
73090

alireza 90
2011/11/25, 10:16 AM
با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداكاري آغاز شد.ماهي كه خون بر شمشير پيروز شد.ماهي كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم ‍«و داغ باطله » بر جبهه ستمكاران و حكومتهاي شيطاني زد. ماهي كه به نسل ها در طول تاريخ ، راه پيروزي بر سر نيزه را آموخت.ماهي كه شكست ابر قدرتها را در مقابل كلمه حق، به ثبت رساند.ماهي كه امام مسلمين ، راه مبارزه با ستمكاران تاريخ را به ما آموخت.

http://www.iran-eng.com/showthread.php/323546-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%AF%D9%84%DA%86%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%A8%DB%8C

سروش7
2011/11/25, 01:50 PM
دمید روح غم اندر، تن مه غم عالم

تو نوحه سر بده چون شد، عزای اشرف آدم

لباس تیره به تن کن، ز داغ نوحه تو سر کن

که گشته ماه عزا و ، دوباره گشت محرم

سرشکسته ی خود را، شکن دوباره ز داغش

بزن به سر ز غم او، بزن به سینه تو هردم

مه عزای دو عالم، رسیده ایها العالم

که هر شب مه غم شد، شب غم و شب ماتم

سرم هوای تو دارد، دلم هوای حریمت

بده پری به کبوتر، ببین شکسته دو بالم

همین که اشک بریزم، برای اشک تو آقا

برای من شده کافی، همین دو قطره ی نم نم

MehD1979
2011/11/25, 01:58 PM
ای هلال ماه غم خون جگـــر آورده ای


سوز دل فریاد جان اشکی بسـر آورده ای


با قد خم گشته خود بر فـــــراز آسمان


از هلال دختر زهرا خبــــــــر آورده ای


آتش و خاکستر و کعب و نی و زخم زبان


از برای عترت خیرالبشــــــــر آورده ای


بر دل فرزند زهرا تیــــــر داری در کمان


یا برای اصغرش تیر دگــــــــر آورده ای


ای محرم وای بر تو پیش تیـــــــر حرمله ‏


حلق اصغر چشم سقا را سپـــــر آورده ای


ای محرم این تو هستی که یتیم وحــــی را


در کنار جسم عریان پــــــــدر آورده ای

سروش7
2011/11/25, 02:03 PM
برگ سبز درخت یاسینیم

دست پرورده های آمینیم



وقف این آسمان شش گوشه

وقف این بارگاه دیرینیم



در محرم به جوش می آییم

خم میخانه های رنگینیم



اشک ما از حسین می جوشد

جاری از چشمه های شیرینیم



تآخر عمر روضه می گیریم

ما گداهای عاقبت بینیم



روضه اش را بهشت می خوانیم

خوشه از این بهشت می چینیم



اینکه فرموده:« کشته اشک است »

بخدا، زیر دِین سنگینیم



ما هنوزم میان ظرف آب

عکس یک شیرخواره می بینیم

* ziba *
2011/11/25, 02:08 PM
ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ، ﻧﻘﻄﻪ ﻋﻄﻔﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺑﺸﺮ، ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﺗﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ.
ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ، ﺧﻮﺭﺷﻴﺪﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭﺧﺸﺶ ﺁﻥ، ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.
ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ، ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ، ﺗﺠﻠﻲ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺿﺎﻣﻦ
ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﻋﺎﻣﻞ ﺣﻴﺎﺕ ﻣﻌﻨﻮﻱ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ

http://usmnmohsen.persiangig.com/image/hossein.jpg

* ziba *
2011/11/25, 02:09 PM
امام حسین ( ع ) :
ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴـﺎﻥ ﻣـﻮﻣـﻨـﻲ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭﻱ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻧﻨﻤﺎﻳﺪ

* ziba *
2011/11/25, 02:17 PM
امام صادق علیه‌السلام فرمود:

«کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده بود ‏کشتند: حسین علیه‌السلام را در میان خانواده‌اش به قتل رساندند.»

MehD1979
2011/11/25, 02:32 PM
وای ارباب امشب شب آخرته
وای ارباب دل نگرون خواهرته
وای ارباب روضه خونت مادرته
الهی بمیرم برات آقا امیر آسمونی
خدا نیاره فردا کربلا تو بی کفن بمونی



شاه کربلا حسین
عشق سر جدا حسین
می کشی مرا حسین


دانلود سبک (http://emam8.com/maddahi/moharram/ashoora/vay_arbab_emshab.mp3)

علی رضا1111
2011/11/25, 04:46 PM
سلام به همه ی دوستان
اعظم لله اجورکم
ایام دلخونی امام زمان عج به همه تسلیت

بعداز1سال حبس وغیبت

با یه ترانه برای ساقی توی وبلاگم به روزم ومنتظرتونم

zakhmeyas.blogfa.com

tahoora62
2011/11/25, 08:21 PM
این تن غرقه به خون مصحف پا مال من است

این عزیز دل زهرا و حسین و حسن است

اِرباً اربا شده مثل علی اکبر، پسرم

پیرهن از تن و تن پاره تر از پیرهن است

خونِ سر آب وضو، سنگِ عدو مهر نماز

اشک در دیده و خون جگرش در دهن است

زخم شمشیر کجا، جای سم اسب کجا؟

اسب ها از چه نگفتید که این قلب من است؟

13654242
2011/11/25, 09:59 PM
ممنون و متشکرم از دعوتتون ....

* ziba *
2011/11/25, 10:51 PM
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة

* ziba *
2011/11/25, 10:56 PM
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين
بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است



اين صبح تيره باز دميد از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گويا طلوع ميکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامي ذرات عالم است

گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست
اين رستخيز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جاي ملال نيست
سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است


جن و ملک بر آدميان نوحه مي کنند
گويا عزاي اشرف اولاد آدم است


خورشيد آسمان و زمين، نور مشرقين
پرورده ي کنار رسول خدا، حسين* * *

اين کشته ي فتاده به هامون حسين توست
وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست

اين نخل تر کز آتش جانسوز تشنگي
دود از زمين رسانده به گردون حسين توست

اين ماهي فتاده به درياي خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست

اين غرقه محيط شهادت که روي دشت
از موج خون او شده گلگون حسين توست

اين خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمين شده جيحون حسين توست

اين شاه کم سپاه که با خيل اشگ و آه
خرگاه زين جهان زده بيرون حسين توست

اين قالب طپان که چنين مانده بر زمين
شاه شهيد ناشده مدفون حسين توست

چون روي در بقيع به زهرا خطاب کرد
وحش زمين و مرغ هوا را کباب کرد

abolfaZZzl
2011/11/25, 11:41 PM
فطرس ملك آزاد شده حسين است
از حضـرت صادق(ع) روايت شـده كه فطـرس ملكـى از حاملان عرش الهى بـود و به سبب تعلل, مغضـوب خـداوند شـد. بالـش درهـم شكسته در جزيره اى مشغول عبادت بود.
چـون جبرئيل و جمعى از فرشتگان براى تهنيت گـويـى ولادت حسيـن(ع) مىآمدند, او نيز همراه آنان آمد; خـود را به گهواره حضرت ماليد و تـوبه اش قبـول شـد و به وضع اول برگشت.
چون ((فطرس)) به آسمان بالا مى رفت, مى گفت: ((كيست مانند من, مـن آزاد شده حسيـن بـن على و فاطمه و محمد(ص) هستـم.)) شهيد مطهرى مـى گـويد: داستان فطرس ملك, رمزى است از بركت وجـود سيدالشهداء كه بال شكسته ها با تماس به او صاحب بال و پر مـى شـوند, افراد و ملتها اگـر به راستـى خـود را به گهواره حسيـن(ع) بمـالنـد, از جزايـر دور افتـاده رهـايـى يـافته و آزاد مـى شـوند.

mohandes soror
2011/11/25, 11:45 PM
ای کاش همه ی آنچه می گوییم تنها یک حرف نباشد ومتعلق به 10 روز نباشد

اصل محرم بعداز ده روزیه که ما خیمه های عذا داریامون،دسته هاو... جمع می کنیم چون تمام سختی ها بعد از روز دهم محرم بود.ما پیشاپیش عذادار می کنیم ووقتی زمان عذاداری اصلی میرسه از همراهی با حضرت زینب وبقیه کاروان جامیمونیم.انشالله که ما جز این آدم ها نباشیم

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود

من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او بر استخوانم می رود

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود

محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم می رود

او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود

V A H ! D
2011/11/26, 08:09 AM
ای کاش همه ی آنچه می گوییم تنها یک حرف نباشد ومتعلق به 10 روز نباشد

اصل محرم بعداز ده روزیه که ما خیمه های عذا داریامون،دسته هاو... جمع می کنیم چون تمام سختی ها بعد از روز دهم محرم بود.ما پیشاپیش عذادار می کنیم ووقتی زمان عذاداری اصلی میرسه از همراهی با حضرت زینب وبقیه کاروان جامیمونیم.انشالله که ما جز این آدم ها نباشیم

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود

من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او بر استخوانم می رود

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود

محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم می رود

او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود


سلام ...

.
.
.

زیبا و به حق و قابل تأمل بود ، ممنون ...

V A H ! D
2011/11/26, 10:34 AM
محرم اومد ...

.
.
.


بسم الله بپوشید پیراهن ، مشکیا رو ...

بسم الله بیارید علم و بیرق هارو ...

بسم الله آب و جارو کنید هیئت هارو ...

بسم الله بخونید دوباره روضه هارو ...



الحمدالله که دوباره محرمت رو دیدم
الحمدالله که دوباره به آرزوم رسیدم ...


خدا شکرت ...

برای دانلود مداحی بسم الله به لینک زیر مراجعه کنید ... :

http://zakerin.info/67e800e633945c9571d680175bc428f8/Maddahi/Alimi/1388/Moharram/Alimi-GolchinMoharram1388[04].wma

( لطفا کل متن لینک بالا را کپی کرده و ... )


.
.
.


( امروز و امشب پرچم حرم امام حسین (ع) مشکی میشه ... )


http://khatamolanbeya.persiangig.com/image/Imam-GHarib/Imam-GHarib15.jpg


.
.
.



بار الــــها ! اجلــــــــــم را تو به تاخيـــــــــــــــر انداز
چند روزيـــــست دلم تنــــــگ مُحـــــرم شده استـــ ...

V A H ! D
2011/11/26, 10:46 AM
لباس مشکی پوشیدن ، یکی از شعائر عزاداری ...

شکی نيست که پوشيدن لباس مشکی خصوصاً در حال نماز نزد برخی از اماميه کراهت دارد ، گاهی ادعای اجماع بر آن نيز شده است. ولی بحث اين است که آيا اين کراهت ذاتی است ، يعنی به لحاظ اين که لباس مشکی است مکروه است يا به جهت اينکه شعار بنی عباس بوده[1] يا چون لباس اهل جهنم است[2]، مکروه می‌باشد؟

از ظاهر برخی ادله استفاده می‌شود که کراهت آن ذاتی نيست و لذا در صورتی که عنوان ديگری به خود گيرد؛ مثل اين که نشان دهنده ی حزن و اندوه ما نسبت به مسیبتی که به اهل بیت علیهم السلام رفته است شود نه تنها کراهت سابق را از دست می‌دهد بلکه داخل در عنوان احيای شعائر الهی شده و مستحب نيز می‌گردد. خصوصاً آن که با مراجعه به اخبار و تواريخ پی می‌بريم که اهل بيت‏عليهم السلام هنگام عزا در مصيبت فقدان يکی از بزرگان، لباس مشکی را می‌پوشيده،يا پوشيدن آن را تایید کرده‏اند. اينک به نمونه‏هايی که در کتب شيعه و اهل تسنن آمده اشاره می‌کنيم:

روایات شیعه:

1.برقی به سندش از امام زين العابدين‏ عليه السلام نقل می‌کند که فرمودند: «چون جدم حسين‏ عليه السلام کشته شد، زنان بنی هاشم در ماتم او لباس سياه پوشيدند و آن را در گرما و سرما تغيير ندادند. و پدرم علی بن الحسين‏ عليهما السلام برای آنان در هنگام عزاداری غذا آماده می‌کرد.

لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِی صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ لَبِسَ نِسَاءُ بَنِی هَاشِمٍ السَّوَادَ وَ الْمُسُوحَ وَ كُنَّ لَا يَشْتَكِينَ مِنْ حَرٍّ وَ لَا بَرْدٍ وَ كَانَ عَلِی بْنُ الْحُسَيْنِ يَعْمَلُ لَهُنَّ الطَّعَامَ لِلْمَأْتَم‏[3]

2. ابن قولويه به سندش نقل کرده که فرشته‏ای از فرشته‏های فردوس بر دريا فرود آمد و بال‏های خود را بر آن گسترد. آن گاه صيحه‏ای زد و گفت: «ای اهل درياها! لباس‏های حزن به تن کنيد؛ زيرا فرزند رسول خدا ذبح شده است. آن گاه قدری از تربت او را بر بال‏های خود گذارده و به سوی آسمان‏ها برد. و هيچ فرشته‏ای را ملاقات نکرد جز آن که آن را استشمام نمود و اثری از آن نزد او ماند.

اَخْبَرَنِی الْمَشِيخَةُ أَنَّ الْمَلَكَ الَّذِی جَاءَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صل الله و علیه و آله وَ أَخْبَرَهُ بِقَتْلِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِی كَانَ مَلَكَ الْبِحَارِ وَ ذَلِكَ أَنَّ مَلَكاً مِنْ مَلَائِكَةِ الْفِرْدَوْسِ نَزَلَ عَلَى الْبَحْرِ وَ نَشَرَ أَجْنِحَتَهُ عَلَيْهَا ثُمَّ صَاحَ صَيْحَةً وَ قَالَ يَا أَهْلَ الْبِحَارِ الْبَسُوا أَثْوَابَ الْحُزْنِ فَإِنَّ فَرْخَ الرَّسُولِ مَذْبُوحٌ ثُمَّ حَمَلَ مِنْ تُرْبَتِهِ فِی أَجْنِحَتِهِ إِلَى السَّمَاوَاتِ فَلَمْ يَلْقَ مَلَكاً فِيهَا إِلَّا شَمَّهَا وَ صَارَ عِنْدَهُ لَهَا أَثَرٌ وَ لَعَنَ قَتَلَتَهُ‏وَ أَشْيَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُ[4]

روایات اهل تسنن:

1.ابن ابی الحديد معتزلی سنی از مدائنی نقل می‌کند: چون علی(‌عليه السلام ) وفات يافت، عبداللَّه بن عباس بن عبدالمطلب نزد مردم آمد و گفت: همانا اميرالمؤمنين‏(عليه السلام) وفات يافت، او کسی را به عنوان جانشين خود قرار داده است، اگر او را اجابت می‌کنيد نزد شما می‌آيد و اگر کراهت داريد کسی بر ديگری اصراری ندارد؟ مردم گريستند و گفتند: بلکه به سوی ما بيايد. حسن‏عليه السلام در حالی که لباس مشکی به تن داشت نزد آنان آمد و خطبه‏ای ايراد فرمود.[5]

2. ابی مخنف روايت کرده که نعمان بن بشير خبر شهادت امام حسين‏(عليه السلام) را به اهل مدينه ابلاغ نمود... در مدينه زنی نبود جز آن که از پشت پرده بيرون آمد و لباس مشکی پوشيده، مشغول عزاداری شد.[6]

3. عمادالدين ادريس قرشی از ابی نعيم اصفهانی به سندش از امّ‏سلمه نقل کرده که چون خبر کشته شدن امام حسين‏عليه السلام به او رسيد خيمه‏ای سياه در مسجد رسول خداصلی الله عليه وآله زد و لباس مشکی به تن نمود.[7]

4. و نيز ابن ابی الحديد از اصبغ بن نباته نقل می‌کند که گفت: «بعد از کشته شدن اميرالمؤمنين‏عليه السلام وارد مسجد کوفه شدم، حسن و حسين را مشاهده کردم که لباس مشکی به تن داشتند.[8]



[1] من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 252
[2] وسائل الشيعة، ج 3، ص 281، باب 20 از ابواب لباس مصلّي، ح 3
[3] بحارالأنوار، ج 45، ص 188
[4] بحارالأنوار، ج 45، ص221،222
[5] شرح ابن ابي الحديد، ج 16، ص 22
[6] مقتل ابي مخنف، ص 222و223
[7] عيون الاخبار و فنون الآثار، ص 109
[8] شرح ابن ابي الحديد.


http://graphicnet.ir/images/gallery/574/3095.jpg


.
.
.



بار الــــها ! اجلــــــــــم را تو به تاخيـــــــــــــــر انداز
چند روزيـــــست دلم تنــــــگ مُحـــــرم شده استـــ ...

V A H ! D
2011/11/26, 10:53 AM
سلام ...

http://www.iran-eng.com/showthread.php/322842-السلام-علیک-بااباعبدالله-الحسین-...


.
.
.

لباس مشکی پوشیدن ، یکی از شعائر عزاداری ...

شکی نيست که پوشيدن لباس مشکی خصوصاً در حال نماز نزد برخی از اماميه کراهت دارد ، گاهی ادعای اجماع بر آن نيز شده است. ولی بحث اين است که آيا اين کراهت ذاتی است ، يعنی به لحاظ اين که لباس مشکی است مکروه است يا به جهت اينکه شعار بنی عباس بوده[1] يا چون لباس اهل جهنم است[2]، مکروه می‌باشد؟

از ظاهر برخی ادله استفاده می‌شود که کراهت آن ذاتی نيست و لذا در صورتی که عنوان ديگری به خود گيرد؛ مثل اين که نشان دهنده ی حزن و اندوه ما نسبت به مسیبتی که به اهل بیت علیهم السلام رفته است شود نه تنها کراهت سابق را از دست می‌دهد بلکه داخل در عنوان احيای شعائر الهی شده و مستحب نيز می‌گردد. خصوصاً آن که با مراجعه به اخبار و تواريخ پی می‌بريم که اهل بيت‏عليهم السلام هنگام عزا در مصيبت فقدان يکی از بزرگان، لباس مشکی را می‌پوشيده،يا پوشيدن آن را تایید کرده‏اند. اينک به نمونه‏هايی که در کتب شيعه و اهل تسنن آمده اشاره می‌کنيم:

روایات شیعه:

1.برقی به سندش از امام زين العابدين‏ عليه السلام نقل می‌کند که فرمودند: «چون جدم حسين‏ عليه السلام کشته شد، زنان بنی هاشم در ماتم او لباس سياه پوشيدند و آن را در گرما و سرما تغيير ندادند. و پدرم علی بن الحسين‏ عليهما السلام برای آنان در هنگام عزاداری غذا آماده می‌کرد.

لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِی صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ لَبِسَ نِسَاءُ بَنِی هَاشِمٍ السَّوَادَ وَ الْمُسُوحَ وَ كُنَّ لَا يَشْتَكِينَ مِنْ حَرٍّ وَ لَا بَرْدٍ وَ كَانَ عَلِی بْنُ الْحُسَيْنِ يَعْمَلُ لَهُنَّ الطَّعَامَ لِلْمَأْتَم‏[3]

2. ابن قولويه به سندش نقل کرده که فرشته‏ای از فرشته‏های فردوس بر دريا فرود آمد و بال‏های خود را بر آن گسترد. آن گاه صيحه‏ای زد و گفت: «ای اهل درياها! لباس‏های حزن به تن کنيد؛ زيرا فرزند رسول خدا ذبح شده است. آن گاه قدری از تربت او را بر بال‏های خود گذارده و به سوی آسمان‏ها برد. و هيچ فرشته‏ای را ملاقات نکرد جز آن که آن را استشمام نمود و اثری از آن نزد او ماند.

اَخْبَرَنِی الْمَشِيخَةُ أَنَّ الْمَلَكَ الَّذِی جَاءَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صل الله و علیه و آله وَ أَخْبَرَهُ بِقَتْلِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِی كَانَ مَلَكَ الْبِحَارِ وَ ذَلِكَ أَنَّ مَلَكاً مِنْ مَلَائِكَةِ الْفِرْدَوْسِ نَزَلَ عَلَى الْبَحْرِ وَ نَشَرَ أَجْنِحَتَهُ عَلَيْهَا ثُمَّ صَاحَ صَيْحَةً وَ قَالَ يَا أَهْلَ الْبِحَارِ الْبَسُوا أَثْوَابَ الْحُزْنِ فَإِنَّ فَرْخَ الرَّسُولِ مَذْبُوحٌ ثُمَّ حَمَلَ مِنْ تُرْبَتِهِ فِی أَجْنِحَتِهِ إِلَى السَّمَاوَاتِ فَلَمْ يَلْقَ مَلَكاً فِيهَا إِلَّا شَمَّهَا وَ صَارَ عِنْدَهُ لَهَا أَثَرٌ وَ لَعَنَ قَتَلَتَهُ‏وَ أَشْيَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُ[4]

روایات اهل تسنن:

1.ابن ابی الحديد معتزلی سنی از مدائنی نقل می‌کند: چون علی(‌عليه السلام ) وفات يافت، عبداللَّه بن عباس بن عبدالمطلب نزد مردم آمد و گفت: همانا اميرالمؤمنين‏(عليه السلام) وفات يافت، او کسی را به عنوان جانشين خود قرار داده است، اگر او را اجابت می‌کنيد نزد شما می‌آيد و اگر کراهت داريد کسی بر ديگری اصراری ندارد؟ مردم گريستند و گفتند: بلکه به سوی ما بيايد. حسن‏عليه السلام در حالی که لباس مشکی به تن داشت نزد آنان آمد و خطبه‏ای ايراد فرمود.[5]

2. ابی مخنف روايت کرده که نعمان بن بشير خبر شهادت امام حسين‏(عليه السلام) را به اهل مدينه ابلاغ نمود... در مدينه زنی نبود جز آن که از پشت پرده بيرون آمد و لباس مشکی پوشيده، مشغول عزاداری شد.[6]

3. عمادالدين ادريس قرشی از ابی نعيم اصفهانی به سندش از امّ‏سلمه نقل کرده که چون خبر کشته شدن امام حسين‏عليه السلام به او رسيد خيمه‏ای سياه در مسجد رسول خداصلی الله عليه وآله زد و لباس مشکی به تن نمود.[7]

4. و نيز ابن ابی الحديد از اصبغ بن نباته نقل می‌کند که گفت: «بعد از کشته شدن اميرالمؤمنين‏عليه السلام وارد مسجد کوفه شدم، حسن و حسين را مشاهده کردم که لباس مشکی به تن داشتند.[8]



[1] من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 252
[2] وسائل الشيعة، ج 3، ص 281، باب 20 از ابواب لباس مصلّي، ح 3
[3] بحارالأنوار، ج 45، ص 188
[4] بحارالأنوار، ج 45، ص221،222
[5] شرح ابن ابي الحديد، ج 16، ص 22
[6] مقتل ابي مخنف، ص 222و223
[7] عيون الاخبار و فنون الآثار، ص 109
[8] شرح ابن ابي الحديد.

V A H ! D
2011/11/26, 11:00 AM
سلام ...

محرم آمد ...

http://www.iran-eng.com/showthread.php/322842-السلام-علیک-بااباعبدالله-الحسین-...


لباس مشکی پوشیدن ، یکی از شعائر عزاداری ...

شکی نيست که پوشيدن لباس مشکی خصوصاً در حال نماز نزد برخی از اماميه کراهت دارد ، گاهی ادعای اجماع بر آن نيز شده است. ولی بحث اين است که آيا اين کراهت ذاتی است ، يعنی به لحاظ اين که لباس مشکی است مکروه است يا به جهت اينکه شعار بنی عباس بوده[1] يا چون لباس اهل جهنم است[2]، مکروه می‌باشد؟

از ظاهر برخی ادله استفاده می‌شود که کراهت آن ذاتی نيست و لذا در صورتی که عنوان ديگری به خود گيرد؛ مثل اين که نشان دهنده ی حزن و اندوه ما نسبت به مسیبتی که به اهل بیت علیهم السلام رفته است شود نه تنها کراهت سابق را از دست می‌دهد بلکه داخل در عنوان احيای شعائر الهی شده و مستحب نيز می‌گردد. خصوصاً آن که با مراجعه به اخبار و تواريخ پی می‌بريم که اهل بيت‏عليهم السلام هنگام عزا در مصيبت فقدان يکی از بزرگان، لباس مشکی را می‌پوشيده،يا پوشيدن آن را تایید کرده‏اند. اينک به نمونه‏هايی که در کتب شيعه و اهل تسنن آمده اشاره می‌کنيم:

روایات شیعه:

1.برقی به سندش از امام زين العابدين‏ عليه السلام نقل می‌کند که فرمودند: «چون جدم حسين‏ عليه السلام کشته شد، زنان بنی هاشم در ماتم او لباس سياه پوشيدند و آن را در گرما و سرما تغيير ندادند. و پدرم علی بن الحسين‏ عليهما السلام برای آنان در هنگام عزاداری غذا آماده می‌کرد.

لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِی صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ لَبِسَ نِسَاءُ بَنِی هَاشِمٍ السَّوَادَ وَ الْمُسُوحَ وَ كُنَّ لَا يَشْتَكِينَ مِنْ حَرٍّ وَ لَا بَرْدٍ وَ كَانَ عَلِی بْنُ الْحُسَيْنِ يَعْمَلُ لَهُنَّ الطَّعَامَ لِلْمَأْتَم‏[3]

2. ابن قولويه به سندش نقل کرده که فرشته‏ای از فرشته‏های فردوس بر دريا فرود آمد و بال‏های خود را بر آن گسترد. آن گاه صيحه‏ای زد و گفت: «ای اهل درياها! لباس‏های حزن به تن کنيد؛ زيرا فرزند رسول خدا ذبح شده است. آن گاه قدری از تربت او را بر بال‏های خود گذارده و به سوی آسمان‏ها برد. و هيچ فرشته‏ای را ملاقات نکرد جز آن که آن را استشمام نمود و اثری از آن نزد او ماند.

اَخْبَرَنِی الْمَشِيخَةُ أَنَّ الْمَلَكَ الَّذِی جَاءَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صل الله و علیه و آله وَ أَخْبَرَهُ بِقَتْلِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِی كَانَ مَلَكَ الْبِحَارِ وَ ذَلِكَ أَنَّ مَلَكاً مِنْ مَلَائِكَةِ الْفِرْدَوْسِ نَزَلَ عَلَى الْبَحْرِ وَ نَشَرَ أَجْنِحَتَهُ عَلَيْهَا ثُمَّ صَاحَ صَيْحَةً وَ قَالَ يَا أَهْلَ الْبِحَارِ الْبَسُوا أَثْوَابَ الْحُزْنِ فَإِنَّ فَرْخَ الرَّسُولِ مَذْبُوحٌ ثُمَّ حَمَلَ مِنْ تُرْبَتِهِ فِی أَجْنِحَتِهِ إِلَى السَّمَاوَاتِ فَلَمْ يَلْقَ مَلَكاً فِيهَا إِلَّا شَمَّهَا وَ صَارَ عِنْدَهُ لَهَا أَثَرٌ وَ لَعَنَ قَتَلَتَهُ‏وَ أَشْيَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُ[4]

روایات اهل تسنن:

1.ابن ابی الحديد معتزلی سنی از مدائنی نقل می‌کند: چون علی(‌عليه السلام ) وفات يافت، عبداللَّه بن عباس بن عبدالمطلب نزد مردم آمد و گفت: همانا اميرالمؤمنين‏(عليه السلام) وفات يافت، او کسی را به عنوان جانشين خود قرار داده است، اگر او را اجابت می‌کنيد نزد شما می‌آيد و اگر کراهت داريد کسی بر ديگری اصراری ندارد؟ مردم گريستند و گفتند: بلکه به سوی ما بيايد. حسن‏عليه السلام در حالی که لباس مشکی به تن داشت نزد آنان آمد و خطبه‏ای ايراد فرمود.[5]

2. ابی مخنف روايت کرده که نعمان بن بشير خبر شهادت امام حسين‏(عليه السلام) را به اهل مدينه ابلاغ نمود... در مدينه زنی نبود جز آن که از پشت پرده بيرون آمد و لباس مشکی پوشيده، مشغول عزاداری شد.[6]

3. عمادالدين ادريس قرشی از ابی نعيم اصفهانی به سندش از امّ‏سلمه نقل کرده که چون خبر کشته شدن امام حسين‏عليه السلام به او رسيد خيمه‏ای سياه در مسجد رسول خداصلی الله عليه وآله زد و لباس مشکی به تن نمود.[7]

4. و نيز ابن ابی الحديد از اصبغ بن نباته نقل می‌کند که گفت: «بعد از کشته شدن اميرالمؤمنين‏عليه السلام وارد مسجد کوفه شدم، حسن و حسين را مشاهده کردم که لباس مشکی به تن داشتند.[8]



[1] من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 252
[2] وسائل الشيعة، ج 3، ص 281، باب 20 از ابواب لباس مصلّي، ح 3
[3] بحارالأنوار، ج 45، ص 188
[4] بحارالأنوار، ج 45، ص221،222
[5] شرح ابن ابي الحديد، ج 16، ص 22
[6] مقتل ابي مخنف، ص 222و223
[7] عيون الاخبار و فنون الآثار، ص 109
[8] شرح ابن ابي الحديد.

engineer hamed
2011/11/26, 12:28 PM
kash 1 ashora karbala bodim kash

sam 600020
2011/11/26, 01:02 PM
http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2010/12/23.jpg
http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2010/12/04.jpg

tahoora62
2011/11/26, 05:35 PM
عشق بابا خسته شدن نداره
دست كوچیك بسته شدن نداره
سه ساله دختر كه كتك نداره
اون كه قباله فدك نداره
جسم كوچیك لگد زدن نداره
گوش كوچیك پاره شدن نداره
بچه كوچیك تازیونه نمى خواد
كشیدن وحشیونه نمى خواد
سر زده از موى سرم سپیده
یه تار موها مو كسى ندیده

tahoora62
2011/11/26, 05:35 PM
در بین روضه از ته دل توبه می كنم
ضامن میان من و خدایم محرم است
رفتم پی طبیب و چنین نسخه ام نوشت
دردم محرم است و دوایم محرم است
هر كس گذاشت نام و نشانی پس از ممات
من جاودانگی و بقایم محرم است
ختم كلام ، حرف دگر مختصر كنم
مهر برات كرببلایم محرم است

tahoora62
2011/11/26, 05:43 PM
كو جامه ی سیاه عزایم محرم است

ابری است وضع حال و هوایم محرم است

نه كه فقط همین سه دهه هست ماتمش

والله تمام سال برایم محرم است

MehD1979
2011/11/26, 05:50 PM
عرش مي لرزيد وقتي خاک مي شد بسترت
آسمان واکرد چتري از محبت بر سرت
حنجر جبريل هم با نام تو تطهير شد
تا رسيد آن تيغ بي شرم و حيا بر حنجرت


نخلهاي تشنه از تنهايي ات خم مي شدند
تا شنيدند از لبانت ربناي آخرت
اي همه مظلوميت ، سيمرغ قاف عاشقي!
رنگ غربت داشت از روز ازل بال و پرت
در دل رود فرات از ماهيان بايد شنيد
مرثيه بر آن گلوي تشنه ي از خون ترت
اي خداي زخمهاي آشنا و ناگزير
وحي تو شد (هل من ...) و يک قافله پيغمبرت
کوفه کوفه شرمساري مانده در تاريخ و باز
کربلا در کربلا ماييم و زخم پيکرت!

MehD1979
2011/11/26, 05:50 PM
هلال من چرا پر از خاکستری
زروی نیزه ها دلم را می بری
چراغ محمل من تمام حاصل من تو حل کن مشکل من
حسین جانم حسین حسین جانم حسین
*****

هلال من ببین هلالم کرده ای
ا لف بودم ولی تو دا لم کرده ای
چراغ راه زینب بسوزی ماه زینب زدودآه زینب
حسین جانم حسین حسین جانم حسین
*****
تو قرآن می کنی تلاوت یا حسین
گرفته محملم طراوت یا حسین
تویی ماه منیرم به گیسویت اسیرم دعا کن من بمیرم
حسین جانم حسین حسین جانم حسین
*****
ببین ای دلبرم چه کردی با دلم
ببین خون می چکد ز چوب محملم
شده بسته دو دستم بسوزد بود و هستم سر خود را شکستم
حسین جانم حسین حسین جانم حسین
*****
ببین از روی نی به چشمان ترت
بروی دامنم نشسته دخترت
زده آتش بجانم ربوده او توانم تو را داده نشانم
حسین جانم حسین حسین جانم حسین

(✿◠‿◠) Darya
2011/11/26, 05:55 PM
كاروانی كه سر قبر شما آورده ام

نیمه جانهایی است تا كرب و بلا آورده ام

من نیابت دارم از مادر زیارت آمدم

من وصیتهای مادر را به جا آورده ام

كی رود از یاد وقتی آمدم در قتلگاه

نیزه بیرون از تن تو بارها آورده ام

روی نی ما را تو میدیدی كجا ها می برند

دخترانت را ز بازار جفا آورده ام

دسته گلهای بنفشی كه به همراه من اند

از حراج كوفه و شام بلا آورده ام

بار ها شد حرمله خندید بر اشك رباب

مادری پاره جگر در نینوا آورده ام

پشت خیمه روی خاكستر به دنبال علی است

بر سر قبر پسر صاحب عزا آورده ام

دخترت لطمه به پهلو خورده زیر خاك رفت

بس حكایت ز آن شب پر ماجرا آورده ام

شد رقیه پیش مرگ حضرت زین العباد (ع)

تربتی از قبر او بهر شما آورده ام

ناله اش چون ناله مادر میان كوچه بود

خاطره از قدرت آن با وفا آورده ام

تا كه دیگر تازیانه ور بیفتد جان سپرد

گفت با خود همت خیر النسا آورده ام

تا كه با چشم كنیزی بر سكینه ننگرند

گفت جان خویش را به فدا آورده ام

غیرتش آیینه میر و علمدار تو بود

من از او شرمندگی خویش را آورده ام

پاسبان حرمت شیر خدا در شام شد

داد پیغامی به من تا كربلا آورده ام

گفت : ای بابا شبیهت بی كفن تدفین شدم

رسم عشق و عاشقی را من به جا آورده ام

" شاعر : جواد حیدری "

سروش7
2011/11/26, 07:36 PM
پیراهن مشکی ام را می پوشم.
مشقهایم را یکی یکی خط می زنم.
می نویسم که :
بابا نیامد.
بابا با اسب نیامد.
اسب آمد.
اسب بی بابا آمد.
----
خواهرش را که دید
با خودش فکرکرد
کاش این گودال این همه عمیق
و آن تل ّ این همه بلند نبود.
----
نیزه داشت خم می شد
می شکست از غم ...
سر شش ماهه ای بر فرازش بود.
------
علی آرام گرفته بود.
چه آرام گرفتنی...!
که تاب از حسین - علیه السلام - برد
ـــــــ
پی نوشت :
بر مشامم می رسد...
بر دلم ترسم بماند....

سروش7
2011/11/26, 07:38 PM
عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت
قنداقه حسین شرف عرش اعظم است
با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت
او شاه مصر باشدو این شاه عالم است
باشد قرار و وعده ی ما جنت الحسین
اینجا برای سینه زدن جای ما کم است

naemeh5
2011/11/26, 11:06 PM
73384
اصلا "حسین "جنس غمش فرق میکند!
این راه عشق پیچ و خمش فرق میکند
اینجا گدا همیشه طلبکار میشود
این در که آمدی کرمش فرق میکند
صد مرده زنده میشود از ذکر "یا حسین"
عیسای اهل بیت دمش فرق میکند!

sougmad
2011/11/26, 11:10 PM
http://up.iranblog.com/images/f42cyv9qeh1ty015iee.jpg

السلام على الحسين

و على علی بن الحسين

و على أولاد الحسين

و على أصحاب الحسين

و علی العباس اخی الحسین

MehD1979
2011/11/26, 11:13 PM
http://almoin.ir/wp-content/uploads/2010/12/koveytipur2.jpg (http://almoin.ir/106/%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d8%a7%d8%ac-%d8%ba%d9%84%d8%a7%d9%85-%da%a9%d9%88%db%8c%d8%aa%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d9%81%d8%ae%d8%b1.html/koveytipur)





دانلود نوحه نوبت محرم شد با صدای حاج غلام کویتی پور (http://dl.ahmadhost.com/nohe/koveytipoor/01_koveytipoor_Almoin.Ir.mp3)

raha.68m
2011/11/26, 11:28 PM
خیلی عالی بود
امید وارم آقا شفیع مون بشن....

sadansy
2011/11/26, 11:29 PM
قشنگ بود ممنون

YAGHOT SEFID
2011/11/27, 05:50 AM
Click here to view the original image of 1024x768px.
http://www.pic.aryapdf.com/images/c6j318mr07qw9fuimgg.jpg

سروش7
2011/11/27, 07:30 AM
در قلبمان برای شما جا نداشتیم

اصلاً هوای فاصله ها را نداشتیم

تا این كه ما عبور كنیم از مسیرتان

آماده بود جاده ولی پا نداشتیم

در عرصه ی گناه جسورانه تاختیم

شرم از نگاه حضرت زهرا نداشتیم

از بس صدا زدیم شب و روز،این و آن

وقتِ اَدای لفظِ ((خدایا !)) نداشتیم

معلوم نیست گریه ی ما چند میخَرند

حالا كه قطره آمد و دریا نداشتیم

ماه محرّم آن دهه ی اوّلش عزاست

انگار بعد از آن غم عظمی نداشتیم




فلسفه قیام امام حسین (ع)http://www.ahlulbaytclub.com/HtmlFiles/Art0000201_Content.htm

سروش7
2011/11/27, 10:09 AM
http://www.ahlulbaytclub.com/HtmlFiles/Art0000201_Content.htm

.حسين
2011/11/27, 11:13 AM
http://www.ahlulbaytclub.com/HtmlFiles/Art0000201_Content.htm

ممنون خوب بود دوست عزيز

سروش7
2011/11/27, 01:10 PM
اینجا بهشت سرخ بدن‎های بی سر است اینجا نگارخانه‎ی گل‎های پرپر است

اینجاست قتلگاه شهیدان راه حق اینجا مزار قاسم و عباس و اکبر است

اینجا برای پیکر صد چاک عاشقان گرد و غبار کرب و بلا مُشک و عنبر است

سروش7
2011/11/27, 01:12 PM
به چشمم اشک دامن دامن تو است


دلم صد پاره چون پیراهن تو است


زیارتگاه رگ های بریده


زیارت نامه ام زخم تن تو است

Masoud-Susa
2011/11/27, 01:47 PM
حـــسـیــــــن عــــــشـــــــــق مـــــنــــی ...

صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین...

ارباب ما معلم عیسی بن مریم است ...

V A H ! D
2011/11/27, 01:49 PM
سلام ...

.
.
.


فضيلت گريه بر امام حسين

هر که در مرثيه حسين (عليه السّلام) شعري بگويد و بگريد و بگرياند، حق تعالي او را بيامرزد و بهشت را براي او واجب مي‎گرداند.

هميشه زبان، مترجم عقل بوده ولي ترجمان عشق، چشم است. آنجا که اشکي از روي احساس و درد و سوز مي‌ريزد، عشق حضور دارد ولي آنجا که زبان با گردش منظم خود جمله‌هاي منطقي مي‌سازد عقل حاضر است.
بنابراين همانطور که استدلالات منطقي و کوبنده مي‌تواند همبستگي گوينده را با اهداف رهبران مکتب آشکار سازد قطره اشک نيز مي‌تواند اعلان جنگ عاطفي بر ضد دشمنان مکتب محسوب گردد.
از اين رو گريه حضرت زينب عليهاالسلام بر اهل بيت عليهم السّلام گريه عاطفي و گريه پيام‌آور و يک نوع نهي از منکر و شعار شورانگيز و سوزاننده و رسواگر طاغوتيان و ستمگران بود.
بر همين اساس است که پيامبر اکرم و امامان عليهم السّلام کسي را که آمادگي گريه کردن ندارد به تباکي (خود را به شکل گريه درآوردن) دعوت کرده‌اند تا ياد حسين در همه قرون و اعصار در خاطره‌ها زنده بماند.

در اجر و ثواب گريه بر امام حسين عليه السّلام
اجر و مزد گريه براي آن حضرت بسيار عظيم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن مي‌باشد.
گريه براي آن حضرت سختي‌هاي زمان احتضار را از بين مي‌برد زيرا امام صادق عليه السّلام به مسمع بن عبدالملک فرمودند: آيا مصائب آن جناب (امام حسين عليه السّلام) را ياد مي‌کني؟
عرض کرد: بلي والله مصائب ايشان را ياد کرده و گريه مي‌کنم.
حضرت فرمودند: آگاه باش که خواهي ديد در وقت مردن پدران مرا که به ملک الموت وصيت تو را مي‌کنند که سبب روشني چشم تو باشد.
همچنين فرمودند: اي مسمع گريه بر احوالات حسين (عليه السّلام) سبب مي‌شود که ملک الموت بر تو مهربان‌تر از مادر گردد.
گريه بر حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السّلام) باعث راحتي در قبر، فرحناک و شادان شدن مرده، شادان و پوشيده بودن او در هنگام خروج از قبر است در حالي که او مسرور است فرشتگان الهي به او بشارت بهشت و ثواب الهي را مي‌دهند.
اجر و مزد هر قطره آن اين است که شخص هميشه در بهشت منزل کند.(1)
گريه کننده بر امام حسين عليه السّلام در بهشت با ايشان و هم درجه ايشان خواهد بود.(2)
شيخ جليل جعفر بن قولويه در کامل از ابن خارجه روايت کرده است:
روزي در خدمت امام صادق عليه السّلام بوديم و امام حسين عليه السّلام را ياد کرده و از او نام برديم. حضرت صادق عليه السّلام بسيار گريستند و ما نيز به تبع ايشان گريستيم. پس حضرت صادق عليه‌السّلام فرمودند که امام حسين عليه السّلام مي‌فرمود من کشته گريه و زاري (اشکم) هستم نام من در نزد هيچ مؤمني برده نمي‌شود مگر آن که محزون و گريان مي‌شود.
در روايت آمده است هيچ روزي نبود که اسم امام حسين عليه السّلام در نزد امام صادق عليه السّلام برده شود و آن امام در آن روز تبسمي بر لب بياورند. آن حضرت در تمام روز گريان و محزون بودند و مي‌فرمودند: امام حسين عليه السّلام سبب گريه هر مؤمن است.
شيخ طوسي و شيخ مفيد از ابان بن تغلب روايت کرده‌اند که حضرت صادق عليه السّلام فرمودند: نَفَس کسي که براي مظلوميت ما محزون است تسبيح است و اندوه و ماتم او عبادت خدا و پوشيدن اسرار ما از بيگانگان جهاد در راه خداست .(3)
شيخ کشي(ره) از زيد شحام روايت کرده است که: من با جماعتي از کوفيان در خدمت امام صادق عليه السّلام بوديم، جعفر بن عفان وارد شد . حضرت او را اکرام کردند و نزديک خود نشاندند و فرمودند يا جعفر!
جعفر عرض کرد: جانم، خدا مرا فداي تو کند.
حضرت فرمودند: به من گفته‌اند تو در مرثيه و عزاي حسين (عليه السّلام) شعر مي‌گوئي.
جعفر عرض کرد: بله، فداي تو شوم.
حضرت فرمودند: پس بخوان.
جعفر شروع به خواندن مرثيه نمود، حضرت امام صادق عليه السّلام و حاضرين مجلس گريستند.
حضرت آنقدر گريست که اشک چشم مبارکش بر محاسن شريفش جاري شد.
پس از آن حضرت صادق عليه السّلام فرمودند: به خدا سوگند، که ملائکه مقرب در اينجا حاضر شدند و مرثيه تو را که در مصائب حسين (عليه السّلام) خواندي شنيدند و بيشتر از ما گريستند و حق تعالي در همين ساعت بهشت را با تمام نعمت‌هاي آن براي تو واجب گردانيد و گناهان تو را آمرزيد.
پس امام فرمودند: اي جعفر مي‌خواهي که زيادتر بگويم؟
جعفر عرض کرد: بله، اي سيد من.
حضرت فرمود: هر که در مرثيه حسين (عليه السّلام) شعري بگويد و بگريد و بگرياند، حق تعالي او را بيامرزد و بهشت را براي او واجب مي‌گرداند. (4)
شيخ صدوق (ره) در امالي از ابراهيم بن ابي المحمود روايت کرده که امام رضا عليه السّلام فرمودند: ماه محرم ماهي بود که اهالي جاهليت، جنگ و قتال را در آن ماه حرام مي‌دانستند، ولي اين امت جفاکار خون‌هاي ما را در آن ماه حلال دانستند و حرمت ما را هتک کرده و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسير کردند. آتش در خيمه‌هاي ما افروخته و اموال ما را غارت کردند. حرمت حضرت رسالت (صلي الله عليه و آله) را در حق ما رعايت نکردند.
همانا مصيبت شهادت حسين (عليه السّلام) ديده‌هاي ما را مجروح گردانيد و اشک ما را جاري کرده . عزيز ما را ذليل گردانيده است و زمين کربلا مورث کرب و بلاء ما گرديد.
پس بايد بر حسين بگريند، همانا گريه بر آن حضرت گناهان بزرگ را فرو مي‌ريزد.
سپس حضرت رضا عليه السّلام فرمودند: پدرم چون ماه محرم داخل مي‌شد کسي آن حضرت را خندان نمي‌ديد. و اندوه و حزن پيوسته بر او غالب مي‌شد تا روز عاشورا. آن روز، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مي‌فرمود: امروز روزي است که حسين (عليه السّلام) شهيد شده است.
و همچنين شيخ صدوق از آن حضرت روايت کرده: هر که روز عاشورا روز مصيبت و اندوه گريه او باشد حق تعالي روز قيامت را براي او روز شادي و سرور گرداند و ديده‌گانش در بهشت به نور ما روشن شود. (5)
از ريان بن شبيب روايت شده است که گفته روز اول محرم به خدمت امام رضا عليه السّلام رسيدم حضرت فرمودند: ... اي پسر شبيب اگر بر حسين (عليه السّلام) گريه کني و آب ديده‌گان تو بر روي تو جاري شود حق تعالي جميع گناهان صغيره و کبيره تو را مي‌آمرزد خواه اندک باشد و خواه بسيار.
اي پسر شبيب: اگر مي‌خواهي خدا را ملاقات کني در حالي که هيچ گناهي نداشته باشي حسين (عليه السّلام) را زيارت کن.
اي پسر شبيب اگر مي‌خواهي که در غرفه‌اي از بهشت با رسول خدا و ائمه طاهرين محشور شوي قاتلان حسين (عليه السّلام) را لعنت کن.
اي پسر شبيب اگر بخواهي مانند شهداي کربلا باشي و ثواب آنها را داشته باشي هر گاه مصيبت آن حضرت را ياد کردي بگو: يا لَيتَني کُنتُ مَعَهُم فَاَفُوزَ فَوزًا عَظيماً؛ اي کاش من با ايشان بودم و رستگاري عظيمي مي‌يافتم.
اي پسر شبيب اگر مي‌خواهي در درجات عاليه بهشت با ما باشي پس براي اندوه ما اندوهناک باش و در شادي ما شاد. بر تو باد ولايت و محبت ما که اگر کسي سنگي را دوست داشته باشد حق تعالي او را در قيامت با آن محشور مي‌گرداند. (6)
ابن قوليه با سند معتبر روايت کرده از ابي هارون مکنوف که گفت: به خدمت حضرت صادق عليه السّلام مشرف شدم آن حضرت فرمودند. که براي من مرثيه حسين (عليه السّلام) بخوان. من نيز شروع کردم به خواندن.
امام فرمود: به اين صورت نخوان به همان سبک و سياقي که نزد خودتان متعارف است و نزد قبر حسين (عليه السّلام) مي‌خوانيد بخوان. پس من خواندم.
حضرت گريستند و من ساکت شدم.
فرمود: بخوان، من خواندم تا آن اشعار تمام شد.
حضرت فرمود: باز هم براي من مرثيه بخوان، من شروع کردم به خواندن اين اشعار: يا مَريَمُ قومُي فَاندُبي مَولاکِ وَ عَليَ الحُسَين فَاسعَدي بِبُکاکِ
پس حضرت بگريست و زن‌ها هم گريستند و شيون نمودند و هنگامي که از گريه آرام شدند فرمودند: اي اباهارون هر کس براي حسين (عليه السّلام) مرثيه بخواند و يک نفر را بگرياند بهشت بر او واجب مي‌شود. و سپس فرمودند: هر کس امام حسين عليه السّلام را ياد کند و بر او گريه کند بهشت بر او واجب مي‌شود. (7)
به سند معتبر از عبدالله بن بکر روايت کرده‌اند که گفت: روزي از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم که يابن رسول الله اگر قبر حضرت امام حسين عليه‌السّلام را بشکافند آيا در قبر آن حضرت چيزي خواهند ديد؟
حضرت فرمود: اي پسر بکر چه بسيار عظيم است سؤال تو به درستي که حسين بن علي عليهماالسّلام با پدر و مادر و برادر خود در منزل رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‌باشند و با آن حضرت روزي خورده و شادماني مي‌کنند.
گاهي بر جانب راست عرش آويخته و مي‌گويد پروردگارا وفا کن به عهدي که با من بسته‌اي و نظر مي‌کند بر زيارت کنندگان خود، ايشان را با نام‌هايشان و نام پدرانشان مي‌شناسند. و نظر مي‌کنند به سوي آنهائي که بر او گريه مي‌کنند و برايشان طلب آمرزش کرده و از پدرانشان مي‌خواهند که براي آنها استغفار کنند و مي‌گويند:
اي گريه کننده بر من اگر بداني خدا چه جيزي براي تو مهيا کرده از ثواب‌ها، هر آينه شادي تو زيادتر از اندوه تو خواهد شد.
آن بزرگوار از حق تعالي درخواست مي‌کند که هر گناه و خطا که گريه کننده بر او کرده است بيامرزد. (8)
ارزش قطره اشک براي امام حسين عليه السلام
قطره‌اي از آن اگر در جنهم بيفتد آتش و حرارت آن را خاموش مي‌کند.
ملائکه خود آن اش‌کها را گرفته و در شيشه‌اي ضبط مي‌کنند. (9)
براي هر عملي ثواب محدودي است جز ثواب آن اشک که اجر آن محدوديتي و يا اتمامي ندارد.
چشم گريان در عزاي امام حسين عليه السّلام و ارزش آن
اگر اشک بر امام حسين عليه السّلام داراي اين همه اعتبارست يقينا چشمي که در عزاي او گريان باشد نيز خواص و ويژگي‌هاي مربوط به خود را دارد.
خواص چشم گريان در عزاي امام حسين عليه السلام
آن چشم در نزد خداوند از تمام چشم‌ها محبوب‌تر است.(10)
همه چشم‌ها در روز قيامت گريانند مگر چشمي که بر امام حسين عليه السّلام گريه کرده باشد. (11)
آن چشم روشن شود به نور کوثر و نظر به آن. (12)
آن چشم را ملائکه تبرّک مي‌کنند و اشک را خود از آن پاک مي‌کنند.(13)
خواص گريه براي امام حسين عليه السلام
هر کسي که تا به حال خداوند اين مرحمت را در حق او نموده باشد و توانسته باشد قطره اشکي در عزاي آن حضرت از ديدگان جاري سازد به خوبي آثار و برکات نوراني و حالات معنوي وصف ناشدني آن را در يافته اما گريه براي آن حضرت خواصي مربوط به خود را دارد که ما اجمالاً بعضي از آن را ذکر مي‌کنيم: صله حضرت محمد صلي الله عليه و آله است. (14)
مساعدت و ياري حضرت زهرا سلام الله عليها است زيرا آن مکرمه هر روز در عزاي فرزندنش مي‌گريد. (15)
اداء حق پيامبر صلي الله عليه و آله، خدا و ائمه هدي عليهم السّلام است. (16)
گريه براي آن حضرت تأسي به انبياء، ملائکه و عبادالصالحين خداوند است.
اداء مزد رسالت پيامبر است زيرا در قرآن آمده که مزد رسالت پيامبر مودّت ذي القربي (دوستي با خاندان رسول خدا) است. ترک آن جفا به آن حضرت است. (17)
تسلي دهنده دل از جميع گريه‌ها و اندوه‌ها است. (18)
خواص مجالس ذکر مصائب امام حسين عليه السّلام
کساني که در مجالس ذکر او شرکت مي‌کنند به خوبي حال و هواي آنجا را درک کرده و ارتباط معنوي عميقي با حضرتش برقرار مي‌سازند، اما بر طبق احاديث و روايات متعدد مجالس آن حضرت داراي ويژگي‌هايي است:
1- هر کس بنشيند در مجالسي که در آن به امر ائمه عليهم السّلام پرداخته شده و ذکر مصائب آنان است دل او نمي‌ميرد در آن روزي که دل‌ها مي‌ميرند. (19)
2- اينگونه مجالس محبوب خدا، رسول او و ائمه عليهم السلام مي‌باشد.(20)
3- نَفَس فرد عزادار در آن مجلس تسبيح خداوند است.(21)
4- اين مجالس محل نَظَر حضرت امام حسين عليه السّلام است. زيرا آن جناب در عرش است و از آنجا به سوي سرزمين کربلا و زوّار و گريه‌کنندگان خود نظاره مي‌کنند. (22)
5- ملائکه مقرب خداوند درآن مجلسي حاضر مي شوند.
6- مجلس عزاي امام حسين عليه السّلام هر جا بر پا شود آنجا قبه و بارگاه اوست .
7- معراج گريه‌کنندگان است زيرا که محل نزول صلوات و رحمت الهي و غفران ذنوب و ... است.
8- اين مجالس از ديگر مجالس اشرف و افضل است.(23)

پي‌نوشت‌ها:
1- بحارالانوار، ج44، ص289 و کامل الزيارات باب32، ص101
2- بحارالانوار /278/44/ امالي صدوق مجلسي 17/ ص68
3- منتهي الآمال ، ج 1، ص 538
4- منتهي الآمال ، ج 1، ص 539
5- منتهي الآمال ، ج 1، ص 540
6- منتهي الآمال ، ج 1، ص 541
7- منتهي الآمال ، ج 1، ص 542
8- منتهي الآمال ، ج 1، ص 543
9- منتخب طريحي/140/2
10- بحارالانوار /207/45، کامل الزيات باب26 ص81
11- بحارالانوار /293/44، عوالم /534/17
12- بحارالانوار /290/44، کامل الزيارات باب 32 ص102
13- بحارالانوار /305/44، تفسير امام حسن عسگري (عليه السّلام) ص369
14- بحارالانوار /207/45، کامل الزيارات باب 26 ص81
15- بحارالانوار /209/208/45، کامل الزيارات باب ص82
16- بحارالانوار /207/45، کامل الزيارات باب 26 ص81
17- بحارالانوار ، ج 45، ص 205 وکامل الزيارات ، باب 26، ص 79
18- ترجمه خصائص الحسينيه ، ص 257
19- بحارالانوار /278/44، امالي صدوق مجلسي 17 ص68
20- بحارالانوار /282/42، قرب الاسناد ص) 18


http://img.tebyan.net/big/1389/09/20101213120937269_0_383707001291545269_69e48e76-3b28-4abf-a87a-516317a0b977.jpg

V A H ! D
2011/11/27, 01:55 PM
چرا برای امام حسین (ع) گریه می کنیم؟

گریه دلایل گوناگونی دارد:

گاهی گریه ی انسان نشان دهنده ی عجز و ناتوانی اش است، همانند وقتی که کسی در برابر ظالم گریه می کند. (در چنین زمانی گریه کننده دلسوزی ظالم را می خواهد.)
این نوع گریه مورد تایید اسلام نیست.

گاهی اوقات گریه از سر ترس از آینده است.

اما گریه برای امام حسین (ع) نه از سر عجز و ناتوانی است و نه از سر ترس از آینده، بلکه گریه برای امام حسین نشان دهنده ی پیوند با اهداف اباعبدالله (ع) است.

انسانی که مهربان است و عاطفه دارد، تحمل قطرات اشکی را ندارد که از سر گرسنگی و بی پناهی است.

دلسوزی انسان در چنین شرایطی انسانیتش را نشان می دهد.

حالا اگر کسی برای مظلومیت اباعبدالله و ظلمی که به ایشان شده است، گریه می کند،نشان دهنده ی این است که خود را از حسین (ع) و اهدافش جدا نمی داند و ظلم به ایشان و خاندانش را ظلم به خود می داند و ناراحت و اندوهگین می شود.

گریه برای امام فقط گریه برای شخص نیست بلکه گریه برای ظلمی است که ظالمان به مذهب و اسلام کردند.


.
.
.


اللهم الرزقنا ...

tina1390
2011/11/27, 02:40 PM
امام حسین (ع): اگر سه چیز نبود , هرگز فرزند آدم سر تسلیم فرو نمی آورد: فقر و نیازمندی، بیماری و مرگ.

tina1390
2011/11/27, 02:42 PM
امام حسین(ع):
خداوندا مرا با احسان خود, فزون طلب منما و با بلا و گرفتاری ادب مکن.

3ctor
2011/11/27, 03:21 PM
به نام حسين ......

به نام خداي حسين ......

. به نام كربلاي حسين ......

. و به نام عشق حسين .....

باز از خطوط حك شده نام حسين بر قلبم خون مي‏چكد .... باز ياد كربلا و خونهاي كربلا ..... و باز دستان بريده عباس و باز مشكي كه هيچ گاه به لبان تشنه نرسيد .....

يا عباس ؛

تو عشق بودي و مشكِ آبت مراد دل ..... لبان كودكان يتيم ، عاشقان تو بودند و مشك تو آب مرادشان ..... كربلا صحنه بي امان روزگار .... و آن يزيد ملعون شيطان كربلا بود .......

يا حسين:

تو آنجا حاكم و مظلوم بودي .... حاكم قلب ها و مظلوم كربلا ..... عباس شير دل كه نامش بر گوشه خونين تاج كربلا ماند ..... و علي اصغرت كه همچون گلي در ميان باغ كربلا در درياي خون غرق شد .....

و آه زينب .....

چه بگويم از تو ، كه شايد اگر تو نبودي وفاي به حسين معنا نداشت ..... و كيست تنهاترين فرد كربلا كه همچون نگين انگشتري در خاك و خون كربلا گم شد ؟!

آري او رقيه بود ..... رقيه اي كه با سر بريده بابايش سخن گفت و آن را به دامن گرفت ..... رقيه جان اي كاش همه شير دلان دنيا كه دم از شجاعت ميزنند ، فقط توان ديدين يك لحضه از آن صحنه اي را كه تو به تصوير كشيدي را داشتند ...

آه رقيه ....

ديگر از تو چه بگويم كه بعد از تعريف تمام كربلا وقتي دوباره فقط نام تو را مي‏شنوم باز گريه امانم نميدهد و .....

چه ميشود از كربلا گفت ؟ .... جز چند نامي كه آسمان برايشان ميگريد ..... يا حسينم برايت تا روز مرگ ميگريم شايد از اشكانم رودي روان شود به سوي كربلايت ، تا كربلا را از عطش نجات دهم ........
http://blogfa.com/images/smileys/24.gifایام محرم و شهادت ابا عبدالله الحسین را صمیمانه به تمام دوستان عزیزم تسلیت عرض می نمایمhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif
برگرفته از وبلاگ خودم در ارشیو آذر 1388
http://javani123.blogfa.com/

علی رضا1111
2011/11/27, 03:44 PM
حتما بخونید

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب
ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم
باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب
هر کسی در پی دلدار خودش می گردد
باز آواره دور از وطنم کرد ارباب
من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم
از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب
من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟
یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب
خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود
باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
من به عالم ندهم لذت مردن را با...
...فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب
باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب
ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم
باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب
هر کسی در پی دلدار خودش می گردد
باز آواره دور از وطنم کرد ارباب
من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم
از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب
من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟
یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب
خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود
باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
من به عالم ندهم لذت مردن را با...
...فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب

raha.68m
2011/11/27, 07:09 PM
دانیکه چرا چوب شود قسمت آتش؟
بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است
دانیکه چرا آب فرات هست گل آلود؟
شرمندگیش از لب عطشان حسین است
دانیکه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش؟
زیرا که خدا نیز عذادار حسین است....

alireza_smailzad
2011/11/27, 07:34 PM
معرفي كتاب شهيدجاويد:
شهید جاوید عنوان کتابی است که اولین بار در آبان ماه سال ۱۳۴۹ شمسی منتشر شد. نویسنده کتاب آیت‌الله نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی (۱۳۰۲ - ۱۳۸۵) از محققین و نویسندگان شیعه معاصر بود. وی در این کتاب به قیام حسین ابن علی پرداخته است. وی قیام آن حضرت را در رهگذار تشکیل حکومت اسلامی دانسته است و هر گونه علم امام به مرگ خود و خانواده‌اش را منتفی دانسته است.

این کتاب پس از انتشار موجی از مخالفت ها را در میان علمای شیعه بر پا کرد که تقریباً حوزه انقلابیون را به دو دسته موافقان و مخالفان شهید جاوید تقسیم کرد. البته برخی موافقت ها بیشتر بعد سیاسی جهت تشدید مبارزات داشت. انتشار این کتاب باعث محافظه کاری جمعی از انقلابیون که خطر ظهور اندیشه های وهابی گری را در اثنای فعالیت های انقلابی می دیدند شد و از فعالیت های مبارزاتی تا حد زیادی کنار کشیدند.

دوستان عزيزجهت دانلوداين كتاب ودسترسي به مجموعه كاملي از مقالات مرتبط بااين كتاب مي توانندبه وبلاگ شهيدجاويد
http://shahide-javid.blogfa.com/
مراجعه كنند

سروش7
2011/11/27, 07:43 PM
شب میان دفترم بابای بی سر می كشم

جای این سر را میان دست دختر می كشم

قاری قرآن خود را در شب تاریك شام

با نوای سوره ی والفجر و كوثر می كشم

ماجرای قتلگه بابا به گوش من رسید

آه ، حالا خنجری را روی حنجر می كشم

یاد آن شام غریبان میكنم با اشك خود

بر فراز نیزه ها یك ماه احمر می كشم

بین نقّاشی خود یادی ز سقّا می كنم

من عموی خویش را مانند حیدر می كشم

V A H ! D
2011/11/27, 09:51 PM
حتما بخونید

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب
ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم
باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب
هر کسی در پی دلدار خودش می گردد
باز آواره دور از وطنم کرد ارباب
من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم
از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب
من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟
یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب
خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود
باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
من به عالم ندهم لذت مردن را با...
...فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب
باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب
ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم
باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب
هر کسی در پی دلدار خودش می گردد
باز آواره دور از وطنم کرد ارباب
من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم
از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب
من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟
یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب
خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود
باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
من به عالم ندهم لذت مردن را با...
...فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب



.
.
.

واقعا زیبا بود و حرف دل هممون ...

V A H ! D
2011/11/27, 10:04 PM
سلام ...

اگر موافق باشید ده شب اول محرم رو نامگذاری کنیم ...


.
.
.


امشب ، شب حضرت مسلم بن عقیل هست ...

سفیر عشق ، سفیر کربلا ...

.
.
.



در میان جوانان برومند «بنی‏ هاشم‏» مسلم، فرزند عقیل یکی از چهره‌‏های تابناک و شخصیت‌های بارز، به شمار می‏رفت.«عقیل‏» برادر حضرت علی(ع) و دومین فرزند ابوطالب بود. در ترسیم زیر رابطه نسبی مسلم، آشکارتر است:
ابوطالب: طالب – عقیل – مسلم – جعفر – علی – حسین بن علی
مسلم ‏بن عقیل، برادرزاده امیرالمؤمنین و پسر عموی حسین‏ بن علی بود.
دودمانی که مسلم در آن رشد یافت، دودمان علم و فضیلت و شرف بود و خاندانی که شخصیت انسانی و اسلامی مسلم در آن شکل گرفت، بهترین زمینه را برای تربیت و تکامل معنوی و حماسی مسلم فراهم کرد.
از آغاز کودکی، در میان جوانان بنی‏هاشم بخصوص در کنار امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) بزرگ شد و کمالات اخلاقی و بنیان ولایت و درس‌های حماسه و ایثار و شجاعت را بخوبی فرا گرفت.
اجداد مسلم کسانی، چون «ابوطالب‏» و «فاطمه بنت اسد» بودند که در فرزندان خویش، شجاعت و ایمان و دلاوری را به ارث می‏گذاشتند و مسلم، شاخه‏ای پربار از این اصل و تبار بود; و بنا به اصل وراثت، خصلتهای برجسته را از نیاکان خود به ارث برده بود.
به نقل مورخان، در زمان حکومت آن حضرت (بین سالهای ۳۶ تا ۴۰ هجری) از جانب آن امام، متصدی برخی از منصبهای نظامی در لشگر بوده است، از جمله در جنگ صفین، وقتی که امیرالمؤمنین (ع) لشگر خود را صف آرایی می‏کرد، امام حسن و امام حسین (ع) و عبدالله‏ بن جعفر و مسلم ‏بن عقیل را بر جناح راست ‏سپاه، مامور کرد.
شناسنامه مسلم را، پیش از آن که از نیاکان و سرزمین وقبیله جستجو کنیم، باید در فکر، عمل و زندگانی‏اش بیابیم؛ این بهترین معرف مسلم است.
مسلم، در دوران خلافت علی(ع) در خدمت آن حضرت، مدافع حق بود و پس ‏از شهادت آن امام، هرگز از حق که در خاندان او و امامت‏ دو فرزندش، حسنین(علیهما السلام) تجسم پیدا کرده بود جدا نشد و عاقبت هم، جان پاکش را بر این آستان فدا کرد.
اقامت چهار ماهه امام حسین(ع) در مکه و برخورد با مردم و تشکیل اجتماعات و گفتگوها، مردم را با انگیزه و اهداف امام، از امتناع از بیعت‏ با یزید، آشنا کرد; بخصوص مردم کوفه از اقدام انقلابی امام حسین(ع) خوشحال و امیدوار شدند.
مردم کوفه، خاطره حکومت چهارساله علوی را به یاد داشتند و در این شهر، شخصیتهای برجسته و چهره ‏های درخشانی از مسلمانان متعهد و یاران اهل‏ بیت(ع) ‏بودند؛ از این رو نامه‏ ها و طومارهای مفصلی با امضای چهره های معروف شیعه در کوفه و بصره به امام حسین(ع) نوشتند، که تعداد این نامه‏ ها به هزاران می‏رسید.
کوفیان، گروهی را هم به نمایندگی از طرف خود به سرکردگی «ابوعبدالله جدلی‏» به نزد آن حضرت فرستادند و نامه ‏هایی همراه آنان ارسال کردند.
در میان نامه ‏ها و امضاها، نام شخصیتهای بزرگی از کوفه همچون «شبث‏ بن ربعی‏» و «سلیمان‏ بن صرد» و «مسیب‏ بن نجبه‏» و… به چشم می‏خورد که از آن حضرت می‏خواستند مردم را به بیعت‏ با خود دعوت کند و به کوفه بیاید و یزید را از خلافت‏ خلع کند.
امام، تصمیم گرفت در مقابل اصرار و دعوتهای مکرر مردم کوفه، عکس ‏العمل نشان داده و اقدامی کند. برای ارزیابی دقیق اوضاع کوفه و میزان علاقه و استقبال مردم و تهیه مقدمات لازم و شناسایی و سازماندهی و تشکل نیروهای انقلابی، ضروری بود که کسی قبلا به کوفه رفته و این ماموریت را انجام دهد و گزارشی دقیق از وضعیت‏ شهر و مردم، به او بدهد.
حضرت حسین‏ بن علی(ع) مناسبترین فرد برای این ماموریت محرمانه را «مسلم ‏بن عقیل‏» دید، که هم آگاهی سیاسی و درایت کافی داشت، و هم تقوا و دیانت، و هم خویشاوند نزدیک امام بود. به نمایندگانی که از کوفه آمده بودند، فرمود: من، برادر و پسر عمویم (مسلم) را با شما به کوفه می‏فرستم، اگر مردم با او بیعت کردند; من نیز خواهم آمد.
این که امام از مسلم به عنوان «برادرم‏» و «فرد مورد اعتمادم‏» نام می‏برد، میزان اعتبار و لیاقت و کفایت مسلم‏ بن عقیل را می‏رساند. آن گاه مسلم را طلبید و به او فرمود: به کوفه می‏روی، اگر دیدی که دل و زبان مردم یکی است و آنچنان که در این نامه‏ ها نوشته‏ اند متحدند و می‏توان به وسیله آنان اقدامی کرد، نظر خودت را بر من بنویس .
مسلم را وصیت و سفارش کرد، به این که:
پرهیزکار و با تقوا باش; نرمش و مهربانی به کار ببر; فعالیتهای خود را پوشیده ‏دار; اگر مردم، یکدل و یک جان بودند و در میانشان اختلافی نبود، مرا خبر کن.
اعزام مسلم و فرستادن این پیام به کوفه، پاسخی به همه نامه‏ ها و دعوتها و طومارها بود. محتوای پیام امام، در این چند محور، خلاصه می‏شود:
۱) تایید کامل از مسلم به عنوان برادر، پسر عمو و نماینده ه‏ای مورد اطمینان.
۲) محدوده مسؤولیت مسلم در کوفه نسبت‏ به ارزیابی وحدت کلمه و صداقت مردم.
۳) پاسخی به دعوتهای مکرر، به عنوان اتمام حجت.
۴) درخواست از مردم برای حمایت و اطاعت از مسلم.
مسلم با گرفتن دو راهنما از مکه به سوی کوفه حرکت کرد و اینک، مسلم، با شهری رو به روست، حادثه‏ خیز و پر ماجرا و با گرایشهای مختلف; شهری با افکار گوناگون که اگر چه بظاهر آرام است،اما آرامش قبل از طوفان را می‏گذراند.
شیعیان، دسته دسته به خانه مختار می‏آمدند و با مسلم دیدار و بیعت می‏کردند و مسلم هم نامه امام حسین(ع) را خطاب به مؤمنان و مسلمانان کوفه برای هر جماعتی از آنان می‏خواند.
روز به روز بر تعداد هواداران امام حسین(ع) که با نماینده‏اش مسلم، بیعت می‏کردند افزوده می‏شد تا این که پس از چند روز، به هزاران نفر می‏رسید.
با وجود این همه بیعت گران‏ جان بر کف و انقلابی های آماده برای هرگونه فداکاری در راه حمایت ‏حسین(ع) و بر انداختن حکومت‏ یزید، مسلم‏ بن عقیل، طی نامه‏ای اوضاع را به امام گزارش داد و با بیان شرایط و زمینه مساعد برای نهضت از امام خواست که به سوی کوفه بشتابد.
کنون مسلم، نگینی در میان حلقه انبوه یاران است حضورش مایه دلگرمی امیدواران است شکوه و هیبتی دارد، میان کوفیان جایی و محبوبیتی دارد، و هر شب، صحبت از جنگ است، سخن از شستشوی لکه‏ های ذلت و ننگ است کلام از شور جانسوز حقیقت هاست، ز «رفتن‏» ها و «ماندن‏» هاست. ولی دوران آن کم بود و کم پایید، تمام شعله‏ ها ناگه فرو خوابید…
یزید برای حفظ سلطه و حاکمیت‏ بر کوفه عنصر ناپاک و سفاک و خشنی همچون «عبیدالله بن زیاد» را که حاکم بصره بود، انتخاب کرد. «ابن‏ زیاد» با حفظ سمت، والی کوفه نیز شد. ماموریت ابن‏ زیاد آن بود که به کوفه برود و مسلم را دستگیر کند و سپس او را محبوس یا تبعید کند، یا به قتل برساند.
مردمی که با مسلم بیعت کرده و در انتظار آمدن حسین بن علی(ع) به کوفه بودند، با ورود ابن‏ زیاد به کوفه، وضعی دیگر پیدا کردند.
فردا صبح که مردم برای نماز جماعت‏ به مسجد آمدند، ابن زیاد از دارالاماره بیرون آمد و در سخنان خود، خطاب به مردم گفت: «… امیرالمؤمنین یزید، مرا فرمانروای شهر و این مرز و بوم و حاکم بر شما و بیت‏ المال قرار داده است و به من دستور داده که با ستمدیدگان، انصاف و با محرومان بخشش داشته باشم و به فرمانبرداران نیکی کنم و با متهمان به مخالفت و نافرمانی با شدت و با شمشیر و تازیانه رفتار کنم؛ پس هر کس باید بر خویش بترسد؛ راستی گفتارم هنگام عمل ‏روشن می ‏شود؛ به آن مرد هاشمی (مسلم‏ بن عقیل) هم برسانید که از خشم و غضب من بترسد.»
از این پس، مجرای بسیاری از حوادث، دگرگون شد و اوضاع برگشت؛ ابن‏ زیاد، رؤسای قبایل و محله ها را طلبید و برایشان صحبتهای تهدید آمیز کرد و از آنان خواست که نام مخالفان یزید را به او گزارش دهند، و گرنه خون و مال و جانشان به هدر خواهد رفت.
حزب اموی، که می‏رفت‏ بساطش نابود و برچیده گردد، دیگر بار جان گرفت و آن تهدیدها و تطمیع ‏ها و فریبکاریها و تبلیغ های دامنه‏ دار، تاثیر خود را بخشید و والی جدید، توانست‏ با قدرت و قوت و با تمام امکانات جاسوسی و خبرگیری و خبر رسانی، جوی از وحشت و ارعاب را فراهم آورد؛ با دستگیریها و خشونت ها و برخوردهای تندی که انجام داد، بر اوضاع مسلط شد و ورق برگشت.
مسلم بن عقیل، در خانه «مختار» بود که صحنه حوادث به صورتی که یاد شد، پیش آمد؛ از آن جا که ابن ‏زیاد، برای سرکوبی انقلابی ها به دنبال رهبر این نهضت; یعنی مسلم می‏گشت، مسلم می ‏بایست جای امن تر و مطمئن تری انتخاب کند؛ این بود که مقر و مخفیگاه خود را تغییر داد و به خانه «هانی‏» رفت.
اینک، بار دیگر موقعیتی پیش آمده بود که هانی، صداقت و ایمان و تعهد خویش را نسبت‏ به حق نشان دهد و در این شرایط خطرناک و اوضاع بحرانی، پذیرای «مسلم‏» گردد که در راس نیروهای شیعی است و تحت تعقیب از سوی حاکم کوفه.
نقش «هانی‏» در نهضت، بسیار بود؛ از این رو والی کوفه به فکر دستگیری هانی افتاد تا از این طریق به مسلم هم دسترسی پیدا کند، زیرا می‏دانست تا وقتی که هانی، در محل خود مستقر باشد، بازداشت مسلم‏ بن عقیل عملی نیست و نیروهای زیادی که در اختیار و در فرمان هانی هستند، مقاومت و دفاع خواهند کرد.
پس باید با نقشه‏ ای پای هانی را به «دارالاماره‏» بکشد و او را در همان جا زندانی کند تا بین او و مسلم جدایی بیفتد؛
هانی به بهانه مریضی پیش «عبیدالله زیاد» نمی ‏رفت، تا این که ابن‏ زیاد، چند نفر را در پی او فرستاد و با این بهانه که والی کوفه می ‏خواهد تو را ببیند، او را به دارالاماره بردند.
ابن ‏زیاد، با جوش و خروش، برای مردم، سخنانی تهدیدآمیز، همراه با تطمیع، بیان میکرد. قساوت و خشونت از گفتارش می ‏بارید؛ بیشترین تهدید، نسبت ‏به کسانی بود که به مسلم پناه دهند و مژده جایزه به کسی داد که مسلم را یا خبری از او را نزد او بیاورد.
مسلم نایب و نماینده حسین بود؛ نسخه ‏ای برابر با اصل. تصمیم گرفته بود کربلایی در کوفه بر پا سازد، و حماسه ‏ای به یاد ماندنی و درسی عظیم از قدرت رزمی و روحی یک «مؤمن‏» در تاریخ، بر جای بگذارد.
و اینچنین کوفه که به خاطر نهضت ‏برای مسلم «وطن‏» شده بود، اینک به غربت تبدیل شده است. مسلم بی یاوری چون هانی.
و مسلم، غریبی در وطن! مسلم برای یافتن خانه‏ ای که شب را به روز آورد و در پناه آن، مصون بماند، در کوچه‏ ها غریبانه می گشت و نمی‏دانست‏ به کجا میرود.
و اما در کوفه، همه درها بروی مسلم بسته بود و هر کس، سودای سلامت و آسایش خویش را در سر داشت؛. تا اینکه پس از چند روز آوارگی در محله «بنی ‏بجیله‏» زنی به نام «طوعه‏» به مسلم پناه داد. پسر طوعه، بر خلاف مادرش از هواداران «ابن ‏زیاد» بود.
شب که به خانه آمد، از حرکات و رفتار مادر، متوجه اوضاع غیرعادی شد. با کنجکاوی فراوان بالأخره فهمید که مهمان خانه‏ شان کسی جز مسلم ‏بن عقیل نیست؛ بسیار خوشحال شد، که اگر به والی شهر خبر دهد، جایزه خواهد گرفت. گرچه به مادرش قول داد و تعهد سپرد که به کسی نگوید.
و سپاهیان ابن زیاد شبانه به قصد جان مسلم به خانه طوعه یورش بردند؛ حضرت مسلم یک تنه در برابر انبوهی از سپاهیان ابن ‏زیاد ایستاده بود و دلیرانه مقاومت و جنگ می ‏کرد.
هر هجومی را با شمشیر دفع می‏کرد و هر مهاجمی را ضربتی کاری میزد. مسلم، تصمیم داشت که تا آخرین قطره خون و تا واپسین دم و تا شهادت بجنگد، اما اطرافش را گرفتند و در یک حلقه محاصره از پشت‏ سر، نیزه ‏ای بر او زده و او را به زمین افکندند و بدین گونه، اسیرش کردند.
طبق برخی از نقلها سر راهش گودالی کندند و مسلم در آن افتاد و اسیر شد. مسلم را گرفتند؛ آزاده ‏ای که در اندیشه نجات آن اسیران بود، خود، در دست آنان گرفتار شد. او را به سوی دارالاماره بردند و ورقی دیگر از حماسه در پیش دیدگان تاریخ، نمودار شد.
حضرت مسلم بن عقیل با خرسندی از تقرب به مقام والای شهادت خود، دشمنان را ندا داد:
من، امروز، از خم خون، می ‏چشم شهد شهادت را ولی خرسند و خشنودم که مرگم جز به راه حق و قرآن نیست؛ از این مردن سرافرازم که پیش باطل و بیداد نیاوردم فرود، این سر نکردم سجده بر دینار، نسودم لحظه‏ ای پیشانی ‏ام بر زر، کنون در چنگ این دشمن، شرافتمند می ‏میرم که من، مردانه جنگیدم و بر مرگ دلیران و جوانمردان نمی ‏بایست گرییدن.
ولی ناگاه مسلم را گریه فرا گرفت، و گفت: «انا لله وانا الیه راجعون‏» یکی از سران سپاه ابن‏ زیاد، از روی طعنه، گفت: کسی که در پی این کارها باشد، بر این پیشامدها نباید گریه کند. مسلم گفت: «به خدا سوگند! گریه‏ ام برای خویش و به خاطر ترس از مرگ نیست، بلکه گریه من برای خانواده ‏ام و برای حسین بن علی و خانواده اوست، که به سوی شما می آیند.»
در زیر برق سرنیزه‏ ها، آن اسیر آزاده تشنه لب، و آن آزاده گرفتار را نگهداشته بودند.
هم به سرنوشت افتخارآمیز خویش می ‏اندیشید و هم به فکر کاروانی بود که به سوی همین کوفه در حرکت ‏بود و سالار آن قافله، کسی جز اباعبدالله الحسین(ع) نبود؛ مسلم را به بالای دارالاماره می بردند، در حالی که نام خدا بر زبانش بود، تکبیر می‏گفت، خدا را تسبیح می‏کرد و بر پیامبر خدا و فرشتگان الهی درود می‏فرستاد و می‏گفت: خدایا! تو خود میان ما و این فریبکاران نیرنگ‏ باز که دست از یاری ما کشیدند، حکم کن!
شکوه و عظمت مسلم در آن اوج و بر فراز آن سکوی شهادت و معراج، دیدنی بود؛ گرچه آنان، این قهرمان اسیر و دست ‏بسته را با تحقیر و توهین برای کشتن به آن بالا برده بودند، لیکن عزت مرگ شرافتمندانه در راه حق، چیز دیگری است که دیده‏ های بصیر و دلهای آگاه، شکوهش را می ‏یابند.
با ضربت‏ شمشیر، سر از بدنش جدا کردند، و… پیکر خونین این شهید آزاده و شجاع را از آن بالا به پایین انداختند و مردم نیز هلهله و سر و صدای زیادی به پا کردند.
پس از شهادت مسلم، به سراغ «هانی‏» رفتند و با دو ضربت، سر این انسان والا و حامی بزرگ مسلم را از بدن جدا کردند؛ درحالیکه این چنین با خدای خود میگفت: «بازگشت‏ به سوی خداست. خدایا مرا به سوی رحمت و رضوان خویش ببر!»
آن فرومایگان، بدن هانی را هم به طنابی بستند و در کوچه ‏ها و گذرها بر خاک کشیدند. خبر این بیحرمتی به مذحجیان رسید. اسب سوارانشان حمله کردند و پس از درگیری با نیروهای ابن‏ زیاد بدن هانی و مسلم را گرفتند و غسل دادند و بر آنها نماز خواندند و دفن کردند، در حالی که جسد مسلم، بی ‏سر بود.


http://kebriya.gigpa.com/wp-content/uploads/2011/11/404952_RAKULKbk.jpg


.
.
.


دوستان اگر مطلبی دارن لطف کنند بزارن ...

انشاالله عزاداری های همتون قبول باشه ...

V A H ! D
2011/11/27, 10:08 PM
شعری در وصف حضرت مسلم ...

.
.
.



سلام ایزد منان ، سلام جبرایئل
سلام شاه شهیدان به مسلم بن عقیل ع
به آن نیابت عظمای سیدالشهدا
به آن جلال خدایی و آن جمال جمیل
سلام بر تو که دارد زیارت حرمت
ثواب گفتن تسبیح خواندن تحلیل
فراز بام سلام امام دادی و داد
میان لجه ای از خون جواب جای قتیل ...

dondi
2011/11/27, 10:11 PM
هنگام محرّم شد و هنگام عزا، های
برخیز و بخوان مرثیت کرببلا، های

پیراهن نیلی به تن تکیه بپوشان
درهای حسینیه ی دل را بگشا، های

طبّال بزن طبل که با گریه درآیند
طّبال بزن باز بر این طبل عزا، های

زنجیر زنان حرم نور بیایید
ای سلسله‌ها ، سلسله‌ها، سلسله‌ها، های

ای سینه زنان، شور بگیرید و بخوانید
ای قوم کفن پوش، کجایید؟ کجا؟ های

شمشیر به کف، حیدر حیدر همه بر لب
خونخواه حسین آید، درآیید هلا، های

کس نیست در این بادیه دلسوخته چون من
کس نیست در این واحه به دلتنگی ما، های

این داغ چه داغی ست که طوفان شده عالم
آتش زده در جان و پر مرغ هوا، های


**************************

از کوفه خبر می‌رسد از غربت مسلم
از کوفه و کوفی ببرم شکوه کجا؟ های

عباسِ علی تشنه و طفلان همه تشنه
فریاد و فغان از ستم قوم دغا، های

بازوی حرم، نخل جوانمردی و ایثار
عباس علی، حضرت شمع شهدا، های

آتش به سوی خیمه و خرگاه تو می‌رفت
از دست ابالفضل چو افتاد لوا، های

با یاد جوانمردی عباس و غم تو
خورشید جدا گریه کند، ماه جدا، های

خورشید نه این است که می‌چرخد هر روز
خورشید سری بود جدا شد ز قفا، های

می‌چرخد و می‌چرخد و می‌چرخد، گریان
هفتاد قمر گرد سرِ شمس ضُحی، های

خونین شده انگشتری سوّم خاتم
از سوگ سلیمان چه خبر، باد صبا!؟ های

از داغ علی اصغر محزون، جگرم سوخت
با رفتن عباس، قدم گشت دو تا، های

http://up.vatandownload.com/images/m7125g3ulajqup7cm6p.jpg

V A H ! D
2011/11/27, 10:43 PM
.

.

.



خــــنـــــده کنـــــــان می رود روز جـــــــزا در بــهشت

هرکــــه به دنیـــــــــــا کنـد گریه برای حـسین ...


.

.

.

dondi
2011/11/28, 12:23 AM
چه كوتاهست فاصله ظهرغديرتاظهرعاشورا
روزبالارفتن دست علي تاروزبالارفتن سرحسين
من ازتحرير اين غم ناتوانم
که تصويرش زده آتش به جانم...


http://up.vatandownload.com/images/3wdcbwwjqhvn577fzx8w.jpg

tina1390
2011/11/28, 08:47 AM
بسم الله الرّحمن الرّحیم

http://i19.tinypic.com/523uyv9.gifامام حسین (ع) :


« لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب »

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار ، یا صاحب مروت ، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
(تحف العقول ، ص 251)

tina1390
2011/11/28, 08:49 AM
بسم الله الرّحمن الرّحیم

http://www.eteghadat.com/Files/user2/523uyv9.gif امام حسین (ع) فرمودند:


من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .

کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند میشود ، خداوند او را به مردم وا می گذارد.



(بحارالانوار،ج78،ص126)

سروش7
2011/11/28, 08:59 AM
رسیده نوبتمان ، باید امتحان بدهیم

خدا كند بگذارد خودی نشان بدهیم

رسیده وقت نماز رشادت و مردی

نمی شود كه من و تو فقط اذان بدهیم

اگر كه داد دوباره جواب سر بالا

بگو چگونه جوابی به این و آن بدهیم ؟

بیا كه عهد ببندیم و قول مردانه

به هم دهیم كه قبل از حسین ، جان بدهیم

به حاجت دل خود می رسیم اگر او را

قسم به پهلوی بانوی قد كمان بدهیم

بخند و قصه نخور ، چون به قلبم افتاده

اجازه می دهد آخر خودی نشان بدهیم

سروش7
2011/11/28, 09:01 AM
شفاعت امام حسین (ع)



اللهمَّ ارزقنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُروُدِ


ترجمه فارسی:

پروردگارا شفاعت حسین را روزى كه بر تو وارد می شوم نصیبم بگردان


ترجمه انگلیسی:

O Allah, grant me the intercession of al-Hussein

on the Day of appearance before You


منبع: زیارت عاشورا

نيما 5
2011/11/28, 09:22 AM
شفاعت امام حسین (ع)



اللهمَّ ارزقنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُروُدِ


ترجمه فارسی:

پروردگارا شفاعت حسین را روزى كه بر تو وارد می شوم نصیبم بگردان


ترجمه انگلیسی:

O Allah, grant me the intercession of al-Hussein

on the Day of appearance before You


منبع: زیارت عاشورا

سلام دوست عزيز

خيلي عالي همينطور ادامه بده

اجرت با خدا

salizadeniri
2011/11/28, 10:20 AM
نویسنده این متن ساکن عربستان است


وقتی از تلویزیون تصاویر عزاداری مردم ایران و سایر کشورها رو می بینم و مقایسه می کنم با حال و روز محرم در سرزمین وحی ؛ می فهمم غریب یعنی خاندانی که در موطن خودشان از همه غریب ترند.... خبری از عزای فرزند رسول خدا صل الله علیه و آله نیست . خبری از سیاه پوشی خیابان ها و پرچم های عزا نیست .خبری از هیات های کوچک بچه های محله و لباس های مشکی مرد و زن شهر نیست اما تا دلت بخواهی شور و شوق عید و سال نو هست ، حراج های آنچنانی و ماشین های عروس...بچه های شادِ لباسِ نو پوشیده و بازارِ داغ خرید و سفر....تا دلت بخواهی درد هست ! گاهی که یک مرد را می بینم با دشداشه ی سیاه فکر می کنم شاید شیعه ای ست که پرچم عزای مولایش را که نتوانسته به دیوار شهر بکوبد ، گرفته توی دستش تا لااقل دل شیعه ی دیگری را قُرص کند که ترنم "یا حسین (ع) " در این شهر مخوف هم می پیچد....
http://al-hodaa.persianblog.ir/post/161 (http://al-hodaa.persianblog.ir/post/161/)

V A H ! D
2011/11/28, 12:12 PM
روز دوم محرم و ورود کاروان حسینی به صحرای کربلا ...

.
.
.


در روز دوم محرم‌الحرام‌ سال 61 هجری، کاروان‌ امام‌ حسین (ع) با همراهی سپاه‌ «حرّ بن یزید ریاحى» وارد وادی «کربلا» شد و در این هنگام امام حسین (ع) فرمود: «اللّهم إنّی أعوذ بک من الکَرْب والبلاء».

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/09/05/13900905135156_PhotoA.jpg

پس از آن که «حرّ بن یزید ریاحى» در منطقه «ذو حُسُم» به دستور «عبیدالله بن زیاد» مانع از ادامه سفر امام به کوفه شد، حرکت کاروان امام حسین (ع) به سوی «کَرْب و بَلا» آغاز شد.

پیشینه تاریخی کربلا، بسیار قدیمی بوده و به دوران بابلیان می‌رسد، اما شناخت دقیقی از تاریخ کربلا در پیش از اسلام وجود ندارد. درحال حاضر، کربلا در 105 کیلومتری جنوب غربی بغداد قرار دارد و مساحت استان کربلا بیش از 6 هزار کیلومتر است.

کاروان حسینی، روز پنجشنبه، دوم محرم‌الحرام سال 61 هجری به سرزمین «نینوا» رسید. مکانی محنت‌بار که رسول اکرم (ص) نیز پیش از آن خبرش را به امام حسین(ع) داده بود.

در «مجمع‌الزوائد» آمده است: «احمد بن حنبل» از علمای اهل سنت، از پیامبر خدا(ص) روایت کرده است که ایشان فرمودند: «دخل علیَّ البیت ملک لم یدخل علیَّ قبلها فقال لی: إنّ ابنک هذا ـ یعنی حسیناً ـ مقتول. وإنْ شئت أریتک من تربة الأرض الّتی یقتل بها»، فرشته‌اى از فرشتگان بر من وارد شد که تاکنون نزد من نیامده بود.

او به من گفت:
همانا فرزند تو ـ یعنى حسین(ع) ـ را مى‌کشند و اگر مى‌خواهى خاک محل شهادت او را به تو نشان دهم.

همچنین در احادیث متواتر دیگری، خبر شهادت امام حسین(ع) به کرّات از زبان پیامبر نقل شده است. از دیگر مصادر حدیثی در این رابطه می‌توان به تاریخ الکبیر بخارى، البدایة والنهایه، اُسد الغابة، الاصابة، الخصائص الکبرى، کنز العمّال و خصائص الکبرى اشاره کرد.

در «لهوف» سید بن طاووس آمده است که وقتی کاروان امام حسین به «موضع البلاء» رسید، اسب آن حضرت از حرکت ایستاد. امام نام آن سرزمین را جویا شدند و پاسخ شنیدند: «غاضریه». امام حسین(ع) فرمودند: آیا این سرزمین نام دیگری هم دارد؟ گفتند: «شاطی الفرات». امام باز هم از نام دیگر آن سرزمین سئوال کردند و این بار پاسخ شنیدند: «کربلا».

در این هنگام، امام حسین(ع) آهی از دل کشیدند و فرمودند: «اللّهم إنّی أعوذ بک من الکَرْب والبلاء» ...

.
.
.

V A H ! D
2011/11/28, 12:19 PM
جلسه عزاداری شب اول محرم 1390 هیئت رایت العباس(ع) با مداحی حاج محمود کریمی بصورت صوتی ...


برای دریافت بصورت فایل فشرده به لینک زیر مراجعه کنید :


( حجم 29 مگابایت ... )


http://multimedia.nayedel.ir/zip/Shab1Moharram1390.rar

V A H ! D
2011/11/28, 12:22 PM
جلسه عزاداری شب اول محرم 1390 هیئت ثارالله(ع) مسجد الهادی(ع) با مداحی حاج محمود کریمی و حاج سیدمجید بنی فاطمه بصورت صوتی ...

برای دانلود بصورت فایل فشرده به لینک زیر مراجعه کنید ... :


( حجم 32 مگابایت ... )


http://nayedel.ir/zip/Sarallah-Shab1Moharram1390.rar

علی رضا1111
2011/11/28, 01:20 PM
همین یه بیت برای امشب که شب سه ساله است بسه
هرکی دلش شکست دعاکنه:

بابا بیا ببین بدنم درد میکند
ازضربه های سنگ،سرم درد میکند

V A H ! D
2011/11/28, 03:49 PM
همین یه بیت برای امشب که شب سه ساله است بسه
هرکی دلش شکست دعاکنه:

بابا بیا ببین بدنم درد میکند
ازضربه های سنگ،سرم درد میکند


.
.
.

یا رقیه ...

zahra_216
2011/11/28, 04:03 PM
چه کار قشنگی
خیلی التماس دعااا
باعث افتخار میزبان بچه های اصفهان تو حسینیمون باشم .
سه راه ملک شهر .حسینیه سید الشهدا

mohandes soror
2011/11/28, 04:04 PM
http://tabrizi.org/fa/wp-content/uploads/zeinab_wallpaper.jpg

السلام علیک یا حضرت رقیه

http://www.taghribnews.ir/images/docs/000036/n00036298-b.jpg

hiva13
2011/11/28, 04:07 PM
http://up.iranblog.com/images/9iwix5nnzd8s1u5d4m.jpg

hiva13
2011/11/28, 04:19 PM
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد.............. هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد
پدرش چیز زیادی که نمی خواست،فرات............ یک دو قطره ضرر داشت که به اصغر برسد؟
با دو انگشت هم این حنجره میشد پاره .............چه نیازی به سه شعبه است که تا پربرسد
خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت ............حیف خون نیست که به این خاک ستمگربرسد؟
خونن حیدر به رگش در تاب وتب است ولی.........بگذارید به سن علی اکبر برسد
شعله ور می شود این داغ دوباره وقتی...............شیر درسینه ی بی کودک مادر برسد
زیر خورشید نشسته به خودش می گوید ...........تیر نگذاشت که آن جمله به آخر برسد

taha894
2011/11/28, 07:44 PM
http://www.leader-khamenei.net/image/wallpaper/moharam/9.jpg

taha894
2011/11/28, 07:45 PM
http://publicrelations.tums.ac.ir/images/news/2008_12_21__18_36_32_news.jpg

tahoora62
2011/11/29, 01:06 AM
قال الحسین (ع) : أ َنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر
(http://www.lobolmizan.net/admin/admin.php?action=news&status=add#_ftn1)من كشته‏ ام براى اشك، مؤمن يادم نكند جز آنكه گريه ‏اش گيرد

tahoora62
2011/11/29, 01:09 AM
عباس عزیزی در کتاب فضائل و سیره چهارده معصوم (ع) در آثار استاد علامه حسن زاده آملی" به نقل از ایشان می‌نویسد: در کتابی به نقل از عده‌ای موثقین حکایت شده است كه شاه اسماعیل وقتى بر بغداد دست یافت به مشهد حضرت امام حسین(ع) آمد و از برخى مردم شنید كه به حر بن یزید ریاحى طعن مى‌زدند، وى به نزد قبر وى آمد و دستور داد كه نبش قبر وى نمایند.

او را خوابیده به همان وضعى یافتند كه شهید شده و دیدند بر سر وى دستمال بسته شده، شاه اسماعیل خواست آن دستمال را بردارد؛ زیرا در كتب سیر و تواریخ نقل شده بود كه آن دستمال حسین(ع) است كه سر حر را در آن واقعه‌اى كه مجروح شد بست و بر همان حالت دفن گردیده است؛ وقتى آن دستمال را از سرش باز كردند، خون حر راه افتاد به طورى كه قبر از آن پر شد، وقتى آن دستمال را بر سر بستند، خون باز ایستاد وقتى دوباره آن را باز كردند خون راه افتاد، و هر چه خواستند به غیر آن دستمال جلوى خون را بگیرند ممكن نشد.

پس بر آنها حسن حال حر روشن شد، شاه فرمان داد كه بر قبر وى ساختمانى بسازند و خادمى براى قبر وى برگمارند تا در آن خدمت كند.

سروش7
2011/11/29, 09:19 AM
اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ

الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.

engineer hamed
2011/11/29, 09:19 AM
حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود
اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادندووووووووووووووووو
بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند

سروش7
2011/11/29, 09:21 AM
طفل شش ماهه تبسم نكند پس چه كند. آنكه بر مرگ زند خنده، على اصغر توست.

سروش7
2011/11/29, 09:23 AM
هرکه از خودگریخت، به کربلا رسید... وهرکه از کربلاگریخت، به خود نرسید! ::::::::::::::::::::::::::: آنان كه زندگی را ز گهواره تا گور می دانند، كربلایی نمی شوند.

سروش7
2011/11/29, 09:24 AM
پلکی مزن که چشم ترت درد می کند پر وا نکن که بال وپرت درد می کند می دانم این که بعد تماشای اکبرت زخمی که بودبرجگرت درد می کند بامن بگو که داغ برادرچه کارکرد!؟ آیاهنوزهم کمرت درد می کند!؟ مانند چوب خواهش بوسه نمیکنم آخر لبان خشک و ترت درد میکند لبهای تو کبود تر از روی مادراست یعنی که سینه پدرت درد میکند می خواستم که تنگ در آغوش گیرمت یادم نبود زخم سرت درد میکند کمتر به اسب نیزه سوار و پیاده شو از باحجمه های سنگ،سرت درد میکند صلوةالله علی بنت الحسین

سروش7
2011/11/29, 09:25 AM
لب بسته است ، بی رمق و خسته، بی شکیب لبریز اشک و آه ولی ، فاطمی ، نجیب دنیای شیون است، سکوت دمادمش باران روضه است همین اشک نم نمش زهرائی است ، شکوه ز غمها نمی‌کند جز آرزوی دیدن بابا نمی‌کند حرفی نمی زند ز کبودی پیکرش از سنگ های کینه و گل های معجرش

engineer hamed
2011/11/29, 09:35 AM
در چنین روزگاری که <مردن> برای یک مرد تضمین حیات <ملت>است
شهادت او مایه بقای یک ایمان است

كنجكاو
2011/11/29, 10:04 AM
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته
یک سینه غرق مستی دارد هوای باران
از این خراب رسوا امشب دلم گرفته
امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن
شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته
خون دل شکسته بر دیدگان تشنه
باید شود هویدا امشب دلم گرفته
ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
گفتی خیال بس کن فرمایشت متین استفردا به چشم اما امشب دلم گرفته

sadansy
2011/11/29, 10:11 AM
السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
چقد اینجا خوبه.....نیومده بارونی شدم.....
ممنون از همتون ....التماس دعا به معنای واقعی....

V A H ! D
2011/11/29, 02:48 PM
سلام ...

عزاداری هاتون قبول باشه ...


جلسه عزاداری شب سوم محرم 1390 هیئت رایت العباس(ع) با مداحی حاج محمود کریمی و حاج سیدمهدی میرداماد بصورت صوتی :


برای دانلود فایل فشرده به لینک زیر مراجعه کنید ... :



( حجم 21 مگابایت ... )

http://nayedel.ir/zip/Shab3Moharram1390.rar

V A H ! D
2011/11/29, 02:53 PM
بابا بابا ببین شکسته شدم

عمو عمو بیا که خسته شدم

امون نمیده ابری که میباره رو گونه ام

دیگه رسیده وقتش که به لب بیاد جونم

عمه میدونه بابا جون منو میخوای ببری

برام میخونه با گریه تو عازم سفری

تا آخر راه به انتظارت میمونم

زیر لگدها نماز حاجت میخونم

بابا بابا ببین شکسته شدم

عمو عمو بیا که خسته شدم

به من همیشه میگفتی دختر باهوشم

بیا ببین که اسمم هم شده فراموشم

سکینه گفته تا رفتی تو خیمه خوابیدم

یادم نرفته خوابی که تو خیمه ها دیدم

میون خیمه دعای بارون یادمه

بارون تیر و مشک عمو جون یادمه

شب سیاه و دشت پر از خون یادمه

تپش تپش تو رو صدا میزنم

نفس نفس خدا خدا میزنم

تا آخر راه به انتظارت میمونم

زیر لگدها نماز حاجت میخونم

mohandes soror
2011/11/29, 03:38 PM
'گرگ ها خوب بدانند دراین ایل غریب
کر پدر را کشتند،تفنگ پدری هست هنوز

گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی وچشمان تری هست هنوز

سروش7
2011/11/29, 03:56 PM
ن از تاریکی شب های این ویرانه میترسم
تو را آورده ام خورشید تابان خودم باشی

اگرچه عمه دل تنگ است،اما عمه هم راضیست
که تو این چند ساعت را به دامن خودم باشی

سرت را وقت قرآن خواندنت بر تشت می دیدم
تو باید بعد از این قاری قرآن خودم باشی...

سروش7
2011/11/29, 03:57 PM
پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست
این سرزمین غم زده در چشمم آشناست
گفتند عقر، بابل و طف، شاطی الفرات
گفتند قاضریه و گفتند نینواست
دستی کشید بر سر و یال ذوالجناح
آهسته زیر لب به خودش گفت کربلاست
طوفان وزید از وسط دشت و ناگهان
افتاد پرده، دید سرش روی نیزه هاست

سروش7
2011/11/29, 03:59 PM
موی یتیمانت...جانت...باز آ بکن... شانـــــه...
بر شمع نورانی سرت...خون حنجرت...جان من شده پروانه...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نماهنگ غریبانه-حضرت رقیه سلام الله علیها.

http://dl.aviny.com/voice/kutah_va_shenidani/gharibaneh.mp3

سروش7
2011/11/30, 08:50 AM
فرقـــی نمـــی کـــند
در کـــجای قـــرن چنـــدم ایـــستاده بـــاشـــمـ ،
و آدمـــی،
و آدمـــیان،
آزاد، آزاده ...
مـــن
_ هـــمـ چنـــان _ رعیتــــ امـ ،
تـــا تـــو اربـــابـــی ...

( تـــقدیـــمـ بـــه ســـاحتــــ مـــقدس حضـــرتــــ ســـید الـــشهداء )

سروش7
2011/11/30, 08:51 AM
چرا امام حسین (ع) قیام كرد؟



امام حسین (ع) فرمود:

و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید


ترجمه فارسی:

باید فاتحه اسلام را خواند، آن گاه كه شخصی مثل یزید برمسند قدرت

بنشیند و حاکم اسلام باشد


ترجمه انگلیسی:

Bid Islam farewell if authority over the nation is

vested on a ruler such as Yazid


منبع: كتاب حماسه حسینی

از استاد شهید آیت الله مطهری ره

سروش7
2011/11/30, 08:52 AM
با نور خود سرشت مرا ناب ناب کن

من را برای نوکری ات انتخاب کن



هر چند بد حساب شدم، بی وفا شدم

اما مرا ز گریه کنانت حساب کن



من را به حق مادرت ارباب رد مکن

امشب بیا به خاطر زهرا ثواب کن



اول به دست خالی من یک نگاه ... آه

درمانده را اگر دلت آمد جواب کن

V A H ! D
2011/11/30, 10:26 AM
سلام


جلسه کامل اول محرم ۱۳۹۰ با نوای کربلائی حمیدرضا علیمی را میتوانید به صورت صوتی و تصویری دریافت کنید.



از این خیمه به اون خیمه همه جا دنبال توام(حمید علیمی) (http://s1.picofile.com/file/7197600107/alimi_az_in_kheyme_be_oon_kheyme_hamidrezaalimi_bl ogfa_com_.mp3.html) تک*


دلم میخونه برای آقا شد توی شهر کوفه غوغا(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7197600749/alimi_delam_mikhoone_baraye_agha_hamidrezaalimi_bl ogfa_com_.mp3.html) تک


یا حسین افتاده ام دستم بگیر(حمید علیمی) (http://s1.picofile.com/file/7197600963/alimi_ya_hosein_oftadeam_hamidrezaalimi_blogfa_com _.mp3.html) سنگین


باز این چه شورش است که در خلق عالم است(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7197600428/alimi_baz_in_che_shooresh_ast_hamidrezaalimi_blogf a_com_.mp3.html) تک


اگه بیای رحم نمی کنن به طفل رباب(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7197600000/alimi_age_biyay_rahm_nemikonan_hamidrezaalimi_blog fa_com_.mp3.html) تک-شور*


دم میزنم امشب از...(هادی یزدانی) (http://s1.picofile.com/file/7197601070/yazdani_dam_mizanam_emshabo_az_hamidrezaalimi_blog fa_com_.mp3.html)




فایل تصویری با فرمت (3gp):


اگه بیای رحم نمی کنن به طفل رباب(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7197601498/alimi_age_biyay_rahm_nemikonan_hamidrezaalimi_blog fa_com_.3gp.html) تک-شور*

V A H ! D
2011/11/30, 10:33 AM
جلسه عزاداری شب چهارم محرم 1390 هیئت رایت العباس(ع) با مداحی حاج محمود کریمی بصورت صوتی آماده دریافت می باشد.


دریافت فایلهای صوتی:


بخش اول - چه غم اگر که نگاه همه جوابم کرد (غزل مصیبت)

(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab4Moharram1390[01].wma)
بخش دوم - روضه طفلان حضرت زینب(س)

(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab4Moharram1390[02].wma)

بخش سوم - ای دل بگیر سلطان کربلا (دم)

(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab4Moharram1390[03].wma)

بخش چهارم - رسد از حدیقه ی زینبی ز دو عندلیب این صدا (زمینه)

(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab4Moharram1390[04].wma)

بخش پنجم - سلام ما به سعید آن چونام خود مسعود (واحد)

(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab4Moharram1390[05].wma)

بخش ششم - روی نیازم کجاست روی حسین است و بس (دودمه)

(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab4Moharram1390[06].wma)

بخش هفتم - عشق یعنی یه پلاک (بدرقه شهید)

(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab4Moharram1390[07].wma)

بخش هشتم - یعقوب بیا که کاروان آمده است (مناجات) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab4Moharram1390[08].wma)


دریافت کل فایلهای صوتی بصورت فشرده :



کل فایلها ()

(http://multimedia.nayedel.ir/zip/Shab4Moharram1390.rar)

V A H ! D
2011/11/30, 10:36 AM
جلسه عزاداری شب چهارم محرم 1390 هیئت ثارالله(ع) مسجد الهادی(ع) با مداحی حاج محمود کریمی بصورت صوتی آماده دریافت می باشد.


دریافت فایلهای صوتی:




بخش اول - ماجرای کربلا شرح بلای زینب است (غزل مصیبت)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b01%5d.wma)



بخش دوم - تن من را به هوای تو شدن ریخته اند (روضه)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b02%5d.wma)



بخش سوم - روضه طفلان حضرت زینب(س)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b03%5d.wma)



بخش چهارم - ای دل بگیر دامن سلطان اولیا (دم)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b04%5d.wma)



بخش پنحم - رسد از حدیقه ی زینبی ز دو عندلیب این صلا (زمینه)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b05%5d.wma)

بخش ششم - اهل حرم دریده گریبان گشوده موی (شعرخوانی)

(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b06%5d.wma)

s.wolf
2011/11/30, 01:25 PM
يا رب منه بو لحظه دى بير عمر ايله يارى
عشقونده سنون جان ويرورم هر ندن عارى
قان قان ويئن او خلا يا غورى الّى هوادتن
اوز اوند روب او خلار منه فنده سنه يارى
قربانوى سلما نظر مر حقوننن
جان اوسته وارام نعمتوون شكر گذارى
گرجام بلاده گنه وار باده خدايا
گوندر من عطشانه خمار قويما خمارى
دنيا سو اولا من سوسوزى سالماز عطشدن
قور تارسا عطشدن منى وصلوندى قوتارى
ورديم سنون عشقونده منه گلدى گمانم
بير باشعرى قالان عاشقون دار و ندارى
بو باشد اسنو نكيدى كه سنديدى امانت
ردّ ايلورم ايندى سنه آن قوجا يوخارى
دشمن ديدى قول بيعته قوى من ديديم اولماز
عشقم ديدى قان قان چا غيرسان ديديم آرى
تهيديد ايلينگر منى مرگه نه بو لوگر
مرد آننى قانيله يوار اولساغبارى
زهرا چراغى مين بيله طوفانيله سونمز
حشره كيمى وار مشعلمون نورى ، شرارى
من ايستسويورم غرتنى دوشمينمونده
نينيم گورورسن دشمنون يوخدى چخارى
آخر نفسمدور گل آچوب گلشن جسمم
قان اويچره غميم يوخ اورزوم اولسا سنه سارى
روحيم قوشى چوخداونديكه قالمو شدى قفسده
بيراوخ تو خونوپ قلمبيمه سندردى حصارى
اوخ قلبمى داغون ايليوپ توكدى داغتدى
وردى جالادى ، قانى يره ، قيردى دامارى
زهرا باغنون عنچه لرى گلگرى سولدى
تك بير گونون عرضينده خزان اولدى بهارى

سروش7
2011/11/30, 02:24 PM
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله ...

سروش7
2011/11/30, 02:27 PM
این چه گردیست که بر پاست، خدا رحم کند


آن سوی حادثه غوغاست،خدا رحم کند



در هـیـاهـوی زمیــن قـلـب زمـان مـیـگـیـرد


آسمان غرق تماشاست،خدا رحم کند



در سر شمر چه طرحیست که می چرخاند


خنجری را که مهیاست، خدا رحم کند



چـه شـده مـثـل دـلم نـبض زمـین میلرزد؟


این چه شوریست که برپاست؟ خدا رحم کند

V A H ! D
2011/11/30, 02:29 PM
(http://www.iran-eng.com/?action=Occas.View&OccasID=4)
چهارم محرم - طفلان حضرت زینب ( س ) ...




آن شبی که کاروان رفت از حرم
شهر خالی شد ز مولای کرم
از مدینه رفت شاه عالمین
سیّد و مولای مظلوم ما حسین
زینب کبری میان محملش
داشت غوغای دو عالم در دلش
نغمه ای بر گوش سان له رسید
ایها الارباب، عبدلله رسید
همرهش دارد دو درّ ناب را
هر دو خواهر زاده ی ارباب را
گفت با مولا که جانانم تویی
مور درگاهم، سلیمانم تویی
گرچه پایم عذر بر جا ماندن است
سهم قربانی زینب، با من است
در جوابش گفت بانوی حرم
اجر قربانی تو با مادرم
هر که قربانی خود همراه دارد
دخت حیدر در بساطش آه دارد
ای که از اطفال خود دل کنده ای
هدیه دادی، سربلندم کرده ای
یک شب عبدلله در دل باز کرد
بانویش را درد دل آغاز کرد
کای فدای خاک پایت ما سوا
دختر میراث دار مرتضی
شک ندارم اینکه هر کار شما
حکمتی دارد به دور از فهم ما
در دلم ماندست تنها یک سوال
روز عاشورا در آن جنگ و جدال
هر شهید افتاد بر روی زمین
خود رسیدی در برش، با شاه دین
من شنیدم زیر تیغ و نیزه ها
بر زمین ماندند فرزندان ما
چون حسین آورد اطفال مرا
پس چرا ماندی در بین خیمه ها
گفت ماندم در میان خیمه ها
تا نبیند یار چشمان مرا
چون حسینم شرم گین از خواهر است
گفتم از این غم بمیرم بهتر است
ای سلیمان نگاه کن به مور
هدیه آورده ام به مقدم تو
من هم امروز با همین دو پسر
سهم دارم در این محرم تو
ردّ احسان مکن خدای کرم
اذن میدان بده به طفلانم
بس بُوَد داغ اکبرت به دلم
بیش از این جان من، مرنجانم
گر بمانند این دو بین حرم
جان به لب میشوند از غیرت
گر ببیند خیمه ی خورشید
شود آماج آتش و غارت
حتم دارم که هر دو می میرند
گر ببیند دست بسته ی من
جای سیلی به روی طفل تو و
سیل خون از سر شکسته ی من

V A H ! D
2011/11/30, 02:41 PM
تا صوت قرآن از لب آنها مي آيد
كفر تمام نيزه ها بالا مي آيد
دجال هاي كوفه درحال فرارند
دارد سپاه زينب كبري مي آيد
سد سپاه كفر را درهم شكستند
تكبيرهاي حضرت سقا مي آيد
انگار كه زخم فدك سر باز كرده
ازهرطرف فرياد يا زهرا مي آيد
- خون علي گويان عالم را بريزيد-
اي دشنه ها، تازه ترين فتوا مي آيد
آداب جنگ كربلا مثل مدينه است
چون ضربه هاشان سمت پهلوها مي آيد
اي نيزه داران، نيزه هاتان را مكوبيد
روز مبادا،عصرعاشورا مي آيد
خون گلوشان خاك را بي آبرو كرد
آسيمه سربا طشت خود يحيي مي آيد
اي تيغ هاي كند، با تقسيم سرها
چيزي از آنها گيرتان آيا مي آيد!؟
اين اولين باريست كه از پشت خيمه
دارد صداي گريه ي آقا مي آيد
زينب بيا از خيمه ها بيرون، كه تنها
با ديدن تو حال آقا جا مي آيد

YAGHOT SEFID
2011/11/30, 03:23 PM
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123720135_moharam-04.jpg

YAGHOT SEFID
2011/11/30, 03:23 PM
http://img.tebyan.net/big/1390/09/20111126123720604_moharam-07.jpg

shafagh_mah
2011/11/30, 06:29 PM
به نام خدا
هر روز عاشوراست و هر زمینی کربلا

سروش7
2011/11/30, 06:50 PM
گیرم که رد کنی دل ما را ، خدا که هست
باشد،!! محل نده، قسم مرتضی که هست
وقتی قسم به معجر زینب قبول نیست
چادر نماز حضرت خیرالنسا که هست
یک گوشه می نشینم و حرفی نمی زنم
بیرون مکن مرا تو از این خانه، جا که هست!
از درد گریه تکیه مده سر به نیزه ات
زینب نمرده،شانه ی دارالشفا که هست
قربانیان خواهر خود را قبول کن
گیرم که نیست اکبر تو، طفل ما که هست
گفتی که زن جهاد ندارد ، برو برو
لفظ برو چه داشت برادر؟ بیا که هست
خون را بیا به دو دست قربانی ام بکش
تو خون مکش به دست، عزیزم حنا که هست

mohsen-gh
2011/11/30, 09:14 PM
ای هلال ماه غم خون جگـــر آورده ای



سوز دل فریاد جان اشکی بسـر آورده ای



با قد خم گشته خود بر فـــــراز آسمان



از هلال دختر زهرا خبــــــــر آورده ای



آتش و خاکستر و کعب و نی و زخم زبان



از برای عترت خیرالبشــــــــر آورده ای



بر دل فرزند زهرا تیــــــر داری در کمان



یا برای اصغرش تیر دگــــــــر آورده ای



ای محرم وای بر تو پیش تیـــــــر حرمله ‏



حلق اصغر چشم سقا را سپـــــر آورده ای



ای محرم این تو هستی که یتیم وحــــی را



در کنار جسم عریان پــــــــدر آورده ای

abolfaZZzl
2011/11/30, 09:21 PM
تسلیت میگم ...
تعجیل در فرج اللهم صل علی محمد وآل محمد.وعجل فرجهم.

sougmad
2011/11/30, 09:52 PM
دوستان دستِ همگیتون درد نکنه با این مطالب قشنگی که میذارید..:gol:


واقعا اینجا بوی محرم ارباب رو داره.........


--------------------------------------------------------------------------------------------

ملتمس دعا...

sougmad
2011/11/30, 09:55 PM
یا رَبَّ الحُسَین

بِحَقِ الحُسَین

اِشفَ صَدر الحُسَین

بِظُهورِ الحُجَة...

mandana_f
2011/11/30, 10:48 PM
تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست

در جوابم اینچنین گفت و گریست

لیلی و مجنون فقط افسانه اند

عشق در دست حسین بن علی ست



التماس دعا ...

V A H ! D
2011/11/30, 11:39 PM
.
.
.



خنده کنــــان می رود روز جــــزا در بـــهشت ...

هــرکه به دنیـــا کـند ، گریه برای حسین ...

.
.
.


اللهم الرزقنا شفاعته الحسین ...

shafagh_mah
2011/11/30, 11:54 PM
به نام خدا
مرثیه ای بی نظیر از ایر ج میرزا برای سالار شهیدان
رسم است هر كه داغ جوان دیده دوستان / رأفت برند حالت آن داغ دیده را
یك دوست زیر بازوی او گیرد از وفا / وان یك ز چهره پاك كند اشك دیده را
آن دیگری بر او بفشاند گلاب قند / تا تقویت شود دل محنت كشیده را
یك چند دعوتش به گل و بوستان كنند / تا بركنندش از دل، خار خلیده را
جمعی دگر برای تسلای او دهند / شرح سیاه كاری چرخ خمیده را
القصه هر كس به طریقی ز روی مهر / تسكین دهد مصیبت بر وی رسیده را
«آیا كه داد تسلیت خاطر حسین / چون دید نعش اكبر در خون تنیده را
آیا كه غمگساری و اندوه بری نمود / لیلای داغ دیده ی محنت كشیده را
بعد از پدر دل پسر آماج تیغ شد / آتش زدند لانه ی مرغ پریده را.»

YAGHOT SEFID
2011/12/01, 06:44 AM
http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2011/10/tijqbolczojukbkdmhlo.jpg

سروش7
2011/12/01, 07:26 AM
لب تشنه ام از سپیـــده آبم بدهیـــد

جــــــامی ز زلال آفتـــابـــــم بدهیـــد


من پرسش سوزان حسیـنم، یــــاران

با حنجـــره عشــــق جوابــم بدهیـــد

http://static1.cloob.com//public/user_data/gen_thumb/11-12-0/f9eefedbd417eddb561a5c7bb52883be-300

سروش7
2011/12/01, 07:28 AM
جــلـوه ی ذات کــبــریــا شــده ای

کعبه ی تیـغ و نیـزه هـا شـــده ای

زیـر ایـن چکمه های زبر و خشن

مثـل قـالـی نــخ نــما شـده ای

چقدر نیزه خورده ای! چه شده؟

دم عـصــری پر اشتها شده ای

نیــزه ای بوسـه زد به لعل لبت

مــاه زینـب چه دلـربا شـده ای!

همـه ی مـوی عمه گشـته سپید

خـوب شد خمره حنا شده ای

کــاوش تیــغ هـا برای زر است

تــو مــگر معــدن طلا شده ای؟

نـقـشه ی ری خطـوط زخـم تنـت

پس برای همین تو تا شده ای؟!

بـا تقــلا و دسـت و پــا زدنــت

بــاعــث گـریــه ی خــدا شـده ای

V A H ! D
2011/12/01, 02:52 PM
شب ششم محرم ...

حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام ...

.
.
.



نهال اهل حرم طعمه تبر شده است
تنت چقدر سزاوار بال و پر شده است
میان نیزه و شمشیر و خون حلالم کن
برات عشق من این قدر درد سر شده است
دوباره داغ دلم تازه شد که می بینم
تن تو از تن بابات زخم تر شده است
به عمه ات چه بگویم اگر تو را پرسید
قدش خمیده ببین دست بر کمر شده است
صدای مادرت از خیمه ها بلند شده
ز آن چه بر سرمان آمده خبر شده است
در این دقایق کوتاه قد بلند شدی
چه کرده اند قدت این قدر شده است
عمو چه خوب نبودی نظر کنی به تنم
برای تاخت اسبانشان گذر شده است

V A H ! D
2011/12/01, 02:53 PM
.
.
.


زیباتر از همیشه در این کربلا شدی
دیدی دلم گرفته مرا مجتبی شدی
لک زد دلم برای عمو گفتنت بگو
لک زد دلم چرا چه شده بی صدا شدی
افتاده ای به خاک و پر از زخم گشته ای
افتاده ای به خاک و پر از رد پا شدی
از پای کوبی سم اسبان عجیب نیست
ای پاره ی دلم که چنین نخ نما شدی
دیروز شانه ات زدم امروز دیده ام
با پنجه های قاتل خود آشنا شدی
بر روی خاک مثل عمو قد کشیده ای؟
یا بس که تیغ خورده ای از زخم وا شدی
گفتم عصای پیری من بعد از اکبری
اما از این شکسته ی تنها جدا شدی

.
.
.

V A H ! D
2011/12/01, 02:54 PM
.
.
.



گلبرگ های یاسمنت زیرو رو شده
باغی از آه شعله زنت زیرو رو شده
پیراهنی که بر بدنت بود کنده اند
پیراهنی که شد کفنت زیرو رو شده
یک دشت سنگ بوسه بر روی گونت زده
یک دشت نیزه دور تنت زیرو رو شده
با من بگو به دست که افتاد کاکلت
اینطور زلف پر شکنت زیرو رو شده
تقصیر استخوان سر راه مانده است
شکل نفس نفس زدنت زیرو رو شده
این نعل های تازه چه کرده اند ، وای من
چشمت، لبت ، رخت ، دهنت زیرو رو شده

.
.
.

V A H ! D
2011/12/01, 02:56 PM
.
.
.


چشمی که بسته ای به رخم وا نمی شود
یعنی عمو برای تو بابا نمی شود
ای مهربان خیمه ، حرم را نگاه کن
عمه حریف گریه ی زنها نمی شود
تا جان نداده مادرت از جا بلند شو
زخم جگر به گریه مداوا نمی شود
باید مرا به سمت حرم با خودت بری
من خواستم که پا شوم اما نمی شود
باور نمی کنم چه به روزت رسیده است
اینقدر تکه سنگ که یکجا نمی شود
تقصیر استخوان سر راه مانده است
راه نفس گمان نکنم ، وا نمی شود
این نعل های تازه چه کردند با تنت
عضوی که از تو گمشده پیدا نمی شود
بی تو عمو اسیر تماشا شده ببین
قدت شبیه قامت سقا شده ببین
مثل دلم تمام تنت زیر و رو شده
دشتی از آه شعله زنت زیر و رو شده
پیراهنی که بر بدنت بود کنده اند
پیراهنی که شد کفنت زیر و رو شده
از بس که اسب بر بدنت تاخت با سوار
حتی مسیر آمدنت زیر و رو شده
با من بگو به دست که افتاده کاکلت
این طور موی پر شکنت زیر و رو شده
از بس که سنگ بر سر و پای تو ریخته
از بس که نیزه روی تنت زیر و رو شده
انگار جای فاصله ها پر نمی شود
از بس تمامی بدنت زیر و رو شده

.
.
.


اللهم الرزقنا شفاعته الحسین ...

سروش7
2011/12/01, 03:15 PM
امام زین العابدین (ع) فرمود: أَللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَوْلِیآئِكَ; فَإنَّ أَوْلِیَاءَكَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ ترجمه فارسی: بار خدایا! مرا از اولیاء خود قرار ده، زیرا دوستان تو هیچ خوف و ترسى برایشان نیست، و اندوهی در دل ندارند. ترجمه انگلیسی: O' Lord! assign me as one of Your lovers, for, certainly, on the lovers of Allah there is no fear, nor shall they grieve منبع: بحارالانوار

سروش7
2011/12/01, 03:19 PM
استمداد حضرت رقیه از قمر بنی هاشم _____________________________________ السلام ای خسرو خوبان عمو السلام ای ساقی طفلان عمو السلام ای ماه رخشان عرب السلام ای کان ایثارو ادب اصغرم در خیمه بی تاب است عمو تشنه ی یک جرعه ی آب است عمو ناله ی اهل حرم را گوش کن جان زهرا مشک را بر دوش کن(بهلول حبیبی زنجانی) التماس دعا

V A H ! D
2011/12/01, 03:44 PM
سلام جلسه کامل سوم محرم ۱۳۹۰ با نوای کربلائی حمید علیمی را میتوانید به صورت صوتی و تصویری دریافت کنید ...


.
.
.


با دو چشم دریا روی خاک ویرونه ...(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7199891933/alimi_ba_do_cheshme_darya_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html) تک**

دلمو گرفته غم کبوده همه تنم(حمید علیمی) (http://s1.picofile.com/file/7199894294/alimi_delamo_gerefte_gham_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html) شور**

عاشق شوریده سرم یا حسین(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7199890107/alimi_asheghe_shooride_saram_ya_hosein_hamidrezaal imi_blogfa_com_.mp3.html) سنگین

بی تو دلم به غیر غمت مبتلا نشد(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7199893866/alimi_bi_to_delam_be_gheyre_ghamat_hamidrezaalimi_ blogfa_com_.mp3.html) سنگین

باز امشب از هجر کربلا گریونم(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7199893331/alimi_baz_emshab_az_hejre_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html) شور** حتما دانلودش کنید!

آسمون برا تو گریونه از غمت بابا دلم خونه(حمید علیمی) (http://s1.picofile.com/file/7199889351/alimi_asemoon_bara_to_geryoone_hamidrezaalimi_blog fa_com_.mp3.html) شور**

میمیرم برا کربلات حسین یا مولا(محمد قصاب) (http://s2.picofile.com/file/7199895157/ghasab_mimiram_bara_karbala_hamidrezaalimi_blogfa_ com_.mp3.html) شور*

فایل تصویری با فرمت (3gp):
باز امشب از هجر کربلا گریونم(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7199901505/alimi_baz_emshab_az_hejre_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.3gp.html) شور** حتما دانلودش کنید!

آسمون برا تو گریونه از غمت بابا دلم خونه(حمید علیمی) (http://s1.picofile.com/file/7199898274/alimi_asemoon_bara_to_geryoone_hamidrezaalimi_blog fa_com_.3gp.html) شور*




http://s1.picofile.com/file/7199908595/sh3moharam1390.jpg

V A H ! D
2011/12/01, 03:52 PM
جلسه عزاداری شب چهارم محرم 1390 هیئت ثارالله(ع) مسجد الهادی(ع) با مداحی حاج محمود کریمی بصورت صوتی آماده دریافت می باشد.




دریافت فایلهای صوتی:



بخش اول - ماجرای کربلا شرح بلای زینب است (غزل مصیبت) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b01%5d.wma)



بخش دوم - تن من را به هوای تو شدن ریخته اند (روضه) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b02%5d.wma)



بخش سوم - روضه طفلان حضرت زینب(س) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b03%5d.wma)



بخش چهارم - ای دل بگیر دامن سلطان اولیا (دم) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b04%5d.wma)



بخش پنحم - رسد از حدیقه ی زینبی ز دو عندلیب این صلا (زمینه) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b05%5d.wma)



بخش ششم - اهل حرم دریده گریبان گشوده موی (شعرخوانی) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab4Moharram1390%5b06%5d.wma)

tina1390
2011/12/01, 06:51 PM
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الحسين عليه السلام
إنّ قوماً عَبدوا الله رَغبَةً فَتلكَ عبادةُ التُجّار
وَ إنّ قوماً عَبدوا الله رَهبَةً فَتلكَ عِبادةُ العَبيد
وان قوما عبدوا الله شكراً فتلك عبادةُ اْلاَحرار وَ هىَ أفضَلُ اْلعِبادَة
امام حسین علیه السلام فرمود:
گـروهـى خـدا را از روى ميل و رغبت(به بهشت) عبادت مى كنند كه ايـن عبادت تاجـران است
و گروهـى خـدا را از روى تـرس (ازدوزخ) مـى پـرستنـد و ايـن عبادت بندگان است
و گروهى خدا را از روى شكر(و شايستگى پرستـش) عبادت مـى كنند وايـن عبـادت آزادگـان است كه بهتـريـن عبـادت است

تحف العقول, ص 250

saijoon
2011/12/01, 07:01 PM
در سوگ حسین سالها می گرییم
در تاسوعا عاشورا (http://sms-jok.royablog.ir/) (http://sms-jok.royablog.ir/) (http://sms-jok.royablog.ir/)می گرییم
او گریه کند به حال ما حق دارد
من در عجبم که ما چرا می گرییم ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * (http://sms-jok.royablog.ir/)
شرح شرحه شرحه شدن عشق
در اجتهاد شریح آنروز که خون خدا را مباح میکرد
و اوج منزلت ری که جای بهشت نشست در نگاه پسر سعد
عاشورا فریادی رسا از حلقوم بریده تاریخ خطبه خطبه اشک
بر گونه های خشک وارثان آب عاشورا (http://sms-jok.royablog.ir/) (http://sms-jok.royablog.ir/)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * (http://sms-jok.royablog.ir/)
درس عاشورا (http://sms-jok.royablog.ir/) (http://sms-jok.royablog.ir/) (http://sms-jok.royablog.ir/)درس زندگیست
درس خوبی وفلاحت، بندگیست
اگر چه اندک است طول وقوعش
هزاران درس داد آن با طلوعش

sougmad
2011/12/01, 10:21 PM
http://www.upsara.com/images/5870gafsbv6wydxp2h4s.jpg

s_aa
2011/12/01, 10:31 PM
گاهی عطش نشانه ی سیراب بودن است
وقتی دلی به وسعت دریاست با حسین(ع)...
السلام علیک یا سیدالشهدا(ع)
التماس دعا......خیلی ویژه...

tina1390
2011/12/02, 07:34 AM
قال الحسين عليه السلام:

إيّـاكَ وَالظُّلـم مَنْ لايَجـد عليكَ نـاصِــراً إلاّ الله عزّوجلّ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
بـرحذر بـاشيـد از ستـم كـردن به كسـى كه يـاورى جز خـداوند عزوجل ندارد

تحف العقول,ص 251

I am an engineer
2011/12/02, 08:24 AM
خون حسین و اصحابش کهکشانی است که در آسمان دنیا راه قبله را مینماید اگر نبود خون حسین جوشیدن سرد می شد و دیگر در آفاق جاودانه شب نشانی از نور باقی نمی ماند.
سر مبارک امام عشق بر بالای نی رمزی است بین خدا و عشاق
یعنی این است بهای دیدار....
"آوینی"

سروش7
2011/12/02, 08:30 AM
بار خدایا! مرا از اولیاء خود قرار ده!



امام زین العابدین (ع) فرمود:

أَللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَوْلِیآئِكَ; فَإنَّ أَوْلِیَاءَكَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ



ترجمه فارسی:

بار خدایا! مرا از اولیاء خود قرار ده، زیرا دوستان تو هیچ خوف و ترسى

برایشان نیست، و اندوهی در دل ندارند.



ترجمه انگلیسی:

O' Lord! assign me as one of Your lovers, for, certainly, on the

lovers of Allah there is no fear, nor shall they grieve


منبع: بحارالانوار

سروش7
2011/12/02, 08:32 AM
لشكر خدا پیروز است!



امام زین العابدین (ع) فرمود:

أَللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ جُنْدِكَ فَإنَّ جُنْدَكَ هُمُ الْغالِبُونَ،


ترجمه فارسی:

خدایا مرا از لشكر و سپاه خود قرار ده، زیرا فقط لشكر و سپاه تو پیروز است.


ترجمه انگلیسی:

O' Lord! assign me as one of Your soldiers, because it is sure

that Your troops are totally victorious


منبع: بحارالانوار

V A H ! D
2011/12/02, 08:45 AM
هفتم محرم ، حضرت علی اصغر علیه السلام ...

.
.
.


بگو كه یك‌شبه مردی شدی برای خودت
و ایستاده‌ای امروز روی پای خودت

نشان بده به همه چه قیامتی هستی
و باز در پی اثبات ادعای خودت

از آسمانیِ گهواره روی خاك بیفت
بیفت مثل همه مردها به پای خودت

پدر قنوت گرفته تو را برای خدا
ولی هنوز تو مشغول ربّنای خودت

كه شاید آخر سیر تكامل حَلق‌ات
سه جرعه تیر بریزی درون نای خودت

یكی به جای عمویت كه از تو تشنه‌تر است
یكی به جای رباب و یكی به جای خودت

بده تمام خودت را به نیزه‌ها و بگیر
برای عمه كمی سایه در ازای خودت

و بعد، همسفر كاروان برو بالا
برو به قصد رسیدن، به انتهای خودت

و در نهایت معراج خویش می‌بینی
كه تازه آخر عرش است، ابتدای خودت

سه روزِ بعد، در افلاك دفن خواهی‌شد
كنار قلب پدر، خاك كربلای خودت



.
.
.

V A H ! D
2011/12/02, 08:46 AM
بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است
دیگر بخواب نیمه ای از شب گذشته است
کم خیره شو به نیزه ، علی را نشان نده
گهواره نیست دست خودت را تکان نده
با دست های بسته مزن چنگ بر رخت
با ناخن شکسته مزن چنگ بر رخت
بس کن رباب حرمله بیدار می شود
سهمت دوباره خنده انظار می شود
ترسم که نیزه دار کمی جابجا شود
از روی نیزه راس عزیزت رها شود
یک شب ندیده ایم که بی غم نیامده
دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده
گرچه امید چشم ترت نا امید شد
بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد
پیراهنی که تازه خریدی نشان مده
گهواره نیست دست خودت را تکان مده
با خنده خواب رفته تماشا نمی کند
مادر نگفته است و زبان وا نمی کند
بس کن رباب زخم گلو را نشان مده
قنداقه نیست دست خودت را تکان مده
دیگر زیادت این غم سنگین نمی رود
آب خوش از گلوی تو پائین نمی رود
بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی شود
این گریه ها برای تو اصغر نمی شود

V A H ! D
2011/12/02, 08:47 AM
.
.
.


دیدنت در همه ی راه معما شده است
تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است؟
دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است
باز م حرمله سر گرم تماشا شده است
باورم نیست که بالای سرم می خندی
دل من سوخته تر از دل لیلا شده است
ساربانی که نگین پدرت را دارد
چند روزی است در این قافله پیدا شده است
حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد
باورم نیست که در حنجره ات جا شده است
کاش آرام رود قافله تا راه روی
بعد من نوبت لالایی زهرا شده است
کاش ارام رود تا که نیفتی از نی
ولی افسوس سر رأس تو دعوا شده است
نیزه داری که تو را می برد این را می گفت
باز هم زخم گلوی پسرت وا شده است

.
.
.

V A H ! D
2011/12/02, 08:47 AM
اولین روز است بی گهواره میگردی علی
یک شبه مادر برای خود شدی مردی علی
آخرین باری که بستم بند این قنداق را
در دلم افتاد دیگر برنمی گردی علی
بیشتر شرمنده می سازی پدر را گریه کن
بس کن این لبخند اشکم را در آوردی علی
زانویت را جمع کردی بس که پیچیدی به تیر
دست ها را جمع کردی بس که پر دردی علی
باز کن از ساقه این تیر انگشتان خود
نیست هم بازی تو ، بیچاره ام کردی علی
بی تعادل هستی و ماتم چگونه با سرت
حجم تیر حرمله را تاب آوردی علی
میزنی لبخند پیدا می شود سرهای تیر
عاقبت دندان شیری هم در آوردی علی

V A H ! D
2011/12/02, 08:49 AM
جلسه عزاداری شب ششم محرم 1390 هیئت ثارالله(ع) مسجد الهادی(ع) با مداحی حاج محمود کریمی بصورت صوتی آماده دریافت می باشد.


دریافت فایلهای صوتی:

بخش اول - ای قمر ثاقب زهرا سلام (غزل امام زمان)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab6Moharram1390%5b01%5d.wma)
بخش دوم - تا به زمین خورد گل مجتبی (روضه)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab6Moharram1390%5b02%5d.wma)
بخش سوم - افتادم از پشت فرس عموحسین (دم) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab6Moharram1390%5b03%5d.wma)

بخش چهارم - عمه و اسارت و نمی تونم ببینم (زمینه) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab6Moharram1390%5b04%5d.wma)

بخش پنجم - عمو از حرم به فریادم برس (واحد ترکی)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab6Moharram1390%5b05%5d.wma)
بخش ششم - هوا گرم است و تبدار است (واحد)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab6Moharram1390%5b06%5d.wma)
بخش هفتم - انعکاس چهره ی زهرا منم (واحد)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab6Moharram1390%5b07%5d.wma)
بخش هشتم - بیا نگار آشنا شب غمم سحر نما (شور)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab6Moharram1390%5b08%5d.wma)
بخش نهم - هزار مرتبه شستم دهان به مشک و گلاب (مناجات) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Sarallah-Shab6Moharram1390%5b09%5d.wma)

V A H ! D
2011/12/02, 08:50 AM
جلسه عزاداری شب ششم محرم 1390 هیئت رایت العباس(ع) با مداحی حاج محمود کریمی بصورت صوتی آماده دریافت می باشد.


دریافت فایلهای صوتی:

بخش اول - برای بار غمت شانه ای خم آوردم (غزل مصیبت)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab6Moharram1390%5b01%5d.wma)
بخش دوم - روضه شهادت حضرت قاسم(ع) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab6Moharram1390%5b02%5d.wma)

بخش سوم - ضربه شصت بابام و هرکس ندیده حالا ببینه (زمینه) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab6Moharram1390%5b03%5d.wma)

بخش چهارم - از بس که شکسته اند تو را برگ و بری نیست (واحد) (http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab6Moharram1390%5b04%5d.wma)

بخش پنجم - منظر دلهای ماست کرببلای حسین (واحد)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab6Moharram1390%5b05%5d.wma)
بخش ششم - میدرم سینه ی خود تا که ببینی در آن (شور)
(http://multimedia.nayedel.ir/1390/Shab6Moharram1390%5b06%5d.wma)

دریافت کل فایلها بصورت فشرده :


دریافت کل فایلها (کلیک کنید) (http://multimedia.nayedel.ir/zip/Shab6Moharram1390.rar)

sama jooon
2011/12/02, 10:20 AM
7449474495

sama jooon
2011/12/02, 10:21 AM
7449674497

V A H ! D
2011/12/02, 10:22 AM
7449474495


.
.
.


دستتون درد نکنه ...

sama jooon
2011/12/02, 10:22 AM
7449874499

sama jooon
2011/12/02, 10:23 AM
.
.
.


دستتون درد نکنه ...
وظیفه بود..خواهش میکنم:smile:

V A H ! D
2011/12/02, 10:23 AM
سلام جلسه کامل چهارم محرم ۱۳۹۰ با نوای کربلائی حمیدرضا علیمی را میتوانید به صورت صوتی و تصویری دریافت کنید. (لینک غیر مستقیم)

روضه حضرت حر و عبدالله علیهم السلام(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7200678709/alimi_roze_sh_hor_abdolah_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html)

آخه این درسته تک و تنها و بی پناهه(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7200671826/alimi_akhe_in_doroste_hamidrezaalimi_blogfa_com_.m p3.html) تک**

جا موندم از برادرم تنها شدم و دلگیرم(حمید علیمی) (http://s1.picofile.com/file/7200672575/alimi_ja_moondam_az_baradaram_hamidrezaalimi_blogf a_com_.mp3.html) شور

شرمندتم دل بچه هاتو لرزوندم(حمید علیمی) (http://s1.picofile.com/file/7200673438/alimi_sharmandatam_hamidrezaalimi_blogfa_com_.mp3. html) شور** حتما دانلودش کنید!



فایل تصویری با فرمت (3gp):


شرمندتم دل بچه هاتو لرزوندم(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7200682361/alimi_sharmandatam_hamidrezaalimi_blogfa_com_.3gp. html) شور** حتما دانلودش کنید!

sama jooon
2011/12/02, 10:24 AM
7450074501

sama jooon
2011/12/02, 10:26 AM
سلام جلسه کامل چهارم محرم ۱۳۹۰ با نوای کربلائی حمیدرضا علیمی را میتوانید به صورت صوتی و تصویری دریافت کنید. (لینک غیر مستقیم)

روضه حضرت حر و عبدالله علیهم السلام(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7200678709/alimi_roze_sh_hor_abdolah_hamidrezaalimi_blogfa_co m_.mp3.html)

آخه این درسته تک و تنها و بی پناهه(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7200671826/alimi_akhe_in_doroste_hamidrezaalimi_blogfa_com_.m p3.html) تک**

جا موندم از برادرم تنها شدم و دلگیرم(حمید علیمی) (http://s1.picofile.com/file/7200672575/alimi_ja_moondam_az_baradaram_hamidrezaalimi_blogf a_com_.mp3.html) شور

شرمندتم دل بچه هاتو لرزوندم(حمید علیمی) (http://s1.picofile.com/file/7200673438/alimi_sharmandatam_hamidrezaalimi_blogfa_com_.mp3. html) شور** حتما دانلودش کنید!



فایل تصویری با فرمت (3gp):


شرمندتم دل بچه هاتو لرزوندم(حمید علیمی) (http://s2.picofile.com/file/7200682361/alimi_sharmandatam_hamidrezaalimi_blogfa_com_.3gp. html) شور** حتما دانلودش کنید!
مرسی بابته این تاپیکه عالی و زحمتاتون.. ایشالا امام حسین همیشه همراهتون باشه تو زندگی:smile:

V A H ! D
2011/12/02, 10:30 AM
مرسی بابته این تاپیکه عالی و زحمتاتون.. ایشالا امام حسین همیشه همراهتون باشه تو زندگی:smile:


انشاالله ...

این بهترین دعا بود واسم ...

.
.
.

شرمنده ، تشکر ندارم ...

V A H ! D
2011/12/02, 10:49 AM
شور سینه زنی ...

.
.
.


http://behesht.info/Files/Sample/90090611.jpg


....


http://behesht.info/Files/Sample/90090503.jpg


.....


http://behesht.info/Files/Sample/90090711.jpg

zahra_216
2011/12/02, 11:32 AM
معجزه هر جاییی ممکنه اتفاق بیوفته ...........
خوندنش خالی از لطف نیس.........



و امـروز بـرف می باریـد ...




سرما بیداد می کند و من یک دانشجوی ساده با پالتویی رنگ رو رفته، در یکی از بهترین شهرهای اروپا، دارم تند و تند راه میروم تا به کلاس برسم. نوک بینی ام سرخ شده و اشکی گرم که محصول سوز ژانویه است تمام صورتم را می پیماید و با آب بینی ام مخلوط میشود. دستمالی در یکی از جیب ها پیدا می کنم و اشک و مخلفاتش را پاک می کنم و خود را به آغوش گرمای کلاس میسپارم.

استاد تند و تند حرف میزند، اما ذهن من جای دیگری است.
برف شروع میشود، آنرا از پنجره کلاس می بینم و خاطرات مرا میبرد به سالهای دور کودکی ...

وقتی صبح سر را از لحاف بیرون آورده و اول به پنجره نگاه میکردیم و چه ذوقی داشت وقتی میدیدی تمام زمین و آسمان سفیدپوش است و این یعنی مدرسه بی مدرسه ... پس خودت را به خواب شیرین صبحگاهی میهمان میکردی و مواظب بودی انگشتان پاهایت بیرون از لحاف نماند که یخ بکند ... خاطرات مرا به برف بازی با دستکش های کاموایی میبرد که اول سبک بودند و هرچه میگذشت خیس تر میشدند و سنگین تر ... یاد لبو های داغ و قرمز که مادر می پخت و از آن بخار بلند میشد و حالا دختری تنها و بی پول و بی پناه که در یک سوییت دوازده متری زندگی میکند و با کمک هزینه 300یوری دانشگاه باید زندگی کند و درس بخواند ...



این ماه اوضاع جیبم افتضاح است. البته همیشه افتضاح است اما این ماه بدتر، راستش یک هزینه پیش بینی نشده بیشتر از نصف ماهیانه ام را بلعید و این وضع را بوجود آورد، آن هم وقتی که نصف اولیه اش را خرج کرده بودم و این یعنی تا آخرماه هیچ پولی در کار نبود. نمی دانم برای شما هم پیش آمده یا نه، که پس اندازی نداشته باشید و فقط به درآمدتان که زیاد هم نیست متکی باشید.

راستش این خیلی ترسناک است هرچند باز جای شکرش باقی است که اینجا هم بیمه درمانی دارید و هم سرپناه ولو کوچک ... و این یعنی خیالتان از بیماری و بی خانمانی راحت است اما خب برای بقیه چیزها باید خرج کنید و وقتی مثل این ماه یک خرج ناخواسته داشته باشید اوضاعتان کمی بهم میریزد. ناگهان انگار گرما، مغز منجمد شده ام را بکار اندازد یاد یک دوست افتادم. البته نه برای پول قرض کردن که از اینکار نفرت دارم بلکه برای کار. یلدا یک دوست بود که شرایطش تقریبا مثل خودم بود با این فرق که او اجازه کار داشت و من نه ...

میدانستم قبلا پرستار بچه بوده پس سراغش رفتم که به قهوه ای میهمانم کرد و یکساعت تمام از کارکردن غیرقانونی ترساندم که البته راست هم می گفت ... برای چند ساعت کار در هفته که آنهم شاید گیر بیاید یا نه، نمی ارزید همه چیز را بخطر بیاندازم. یک آن در آن بار کذایی احساس کردم بدبخت ترین آدم روی زمینم. یلدا سیگارش را خاموش کرد و بلندشد که برود به شوخی یا جدی گفت: این شبا سفارت شام میدن، محرمه ... تو هم یه جوری خودتو بنداز اونجا و خداحافظی کرد و رفت ...



سفارت ایران سالها پیش خانه ای بزرگ در یکی از مناطق اعیان نشین پاریس خرید و آنجا را تبدیل به حسینیه کرد و مراسم مذهبی را آنجا برگزار میکرد ...

راستش آنشب نرفتم اما شب دوم یخچال خالی و شکم گرسنه و داشتن کارت مترو وسوسه ام کرد به رفتن ... که رفتم. رفتم در حالیکه از اینکارم دلخور بودم، نه بخاطر مسایل سیاسی و نه حتی بخاطر مسایل مذهبی ... که از خودم بدم می آمد که فقط برای شام خوردن جایی بروم ... اما زندگی خیلی وقت ها آدم را به کارهایی وامیدارد که بسا دوست ندارد اما ناچار به انجام آنست ... و من ناچار بودم.

دو تا مترو عوض کردم و یک ربع پیاده رفتم تا بالاخره رسیدم. در تمام طول راه صدبار خواستم برگردم که برنگشتم. وقتی رسیدم چراغ ها را خاموش کرده بودند و یکی داشت روضه میخواند. کورمال یک جایی نزدیک ورودی پیدا کردم و نشستم، نمی دانم چرا، اما گریه امانم نداد، دلیل زیادی برای گریه کردن داشتم اما سابقه نداشت تا حالا که در جایی جز تنهایی خودم گریه کرده باشم. اما آنشب همه چیز فرق داشت چراغ ها که روشن شد دیدم سرو شکل من میان آن تیپ از آدمها خیلی انگشت نما بود. داشتم از خجالت می مردم، حس میکردم همه میدانند من برای چی آنجا هستم.

سفره انداختند و همه مشغول خوردن بودند اما نمی دانم چرا، هرکاری کردم نمی توانستم با خودم کنار بیایم که آن غذا را بخورم. حس میکردم این غذا سهم من نیست، دوباره گریه ام گرفته بود پس بدون اینکه توجه کسی را جلب کنم آرام پا شدم و بیرون رفتم. هرچند گرسنه بودم اما شاد بودم. انگار بار سنگینی از روی دوشم برداشته شده بود.

سرم را رو به آسمان گرفتم و به او لبخندی زدم و راه مترو را در پیش گرفتم. دیگر سردم نبود، گونه هایم را به برف سپردم و سعی کردم خود را در خاطرات کودکی غرق کنم ...

نزدیکی های ایستگاه مترو یک ماشین در خیابان ایستاد و بوق زد و اشاره کرد. متعجب و ترسان در پیاده رو ایستادم که دوباره بوق زد. یک خانم پیاده شد و بسمتم آمد و گفت: شما غذاتون رو جا گذاشتید ... گفتم نه مرسی. این غذا مال من نبود ... گفت: چرا این غذای شماست ... فقط مال شما ! من میدونم و پلاستیکی را بدستم داد و گفت: میخوای برسونمت گفتم: نه ممنون با مترو میرم و با دست بسمت ایستگاه اشاره کردم.

اون خانم گفت: پس حتما برو خونه و غذات رو بخور. این غذا فقط مال توست ... و سوار ماشین شد و رفت.



نگاهی درون پلاستیک کردم و دیدم یک ظرف یکبارمصرف و یک پاکت درونش بود درون پاکت یک اسکناس پانصد یورویی بنفش و یک کاغذ بود که معلوم بود خیلی تند نوشته شده: "سالها پیش وقتی من هم نتوانستم غذایی را که فکر میکردم حق من نیست را بخورم، یک مرد، ظرفی غذا و سه هزار فرانک پول بمن بخشید. پولی که زندگی یک دختر تنها در دیار غربت را نجات میداد. آن مرد از من خواست هر زمان که توانستم این پول را به یکی مثل آنروز خودم ببخشم و اینگونه قرضش را ادا کنم. پس تو به هیچ وجه به من مقروض نیستی" ...


پی نوشت: طبق گفته ی راوی این ماجرا؛ این داستان برای من در سال 2003 اتفاق افتاده بود. نمی خواهم اسم معجزه را روی این اتفاق بگذارم اما این عجیب ترین و در عین حال زیباترین اتفاق زندگی من تا امروز بوده است و امروز من اون قرض را به یکی مثل آنروزهای خودم ادا کردم. چون امروز هم برف می بارید و خاطرات اون روز عجیب برفی رو برای من تداعی می کرد ...