PDA

برای دیدن نسخه كامل اینجا را كلیك كنید : مجموعه مقالات تخصصی گیاهان دارویی



صفحه ها : [1] 2

"Pejman"
2008/9/01, 05:45 AM
با سلام. رشته من گیاهان دارویی هست و در مقطع کارشناسی درس می خونم. ترم دیگه هم ترم آخر تحصیلی من هست. اگه توجه کرده باشید رشته گیاهان دارویی در ایران اصلا شناخته شده نیست. فقط کسانی که در این رشته درس می خونند خبر دارند که چه میگذرد. من سعی دارم در این تاپیک هر چی مقاله دم دستم اومد بذارم و به قولی احساس مسئولیت نشون بدم به رشتم.امیدوارم یک روزی یک قسمت هم برای رشته گیاهان دارویی باز بشه. سعی می کنم هر روز براتون مقاله بذارم. بازم نظر بدید تا من بدونم دارم چیکار میکنم.مرسی

"Pejman"
2008/9/01, 05:48 AM
این هم اولین مقاله....


مطالعه نيازهاي اکولوژيکي و پراکنش گونه
Eremurus spectabilis در استان خراسان
مجيد دشتي1 ، حامد ظريف کتابي 1، حسين توکلي1 و اصغرپارياب2
1- اعضاي هيأت علمي 2- کارشناس پژوهشي مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خراسان
مشهد- بزرگراه شهيد کلانتري، حد فاصل ميدان جمهوري اسلامي و جهاد، مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خراسان
ص پ:1148-91735



خلاصه


سريش تماشايي با نام علمي Eremurus spectabilis گياهي چند ساله از خانواده Liliaceae است. ريشه‌هاي اين گياه پس از خشك شدن به سادگي پودر شده و در مجاورت با آب چسبناك مي‌شود. در اين تحقيق خصوصيات رويشگاههاي گونه در استان به منظور تعيين نيازهاي اکولوژيکي و نيز مناطق پراکنش آن در سطح استان خراسان مورد مطالعه قرار گرفت. نتايج نشان دادند كه دامنه ارتفاعي رويشگاههاي اين گونه از حداقل 900 تا 3000 متر مشاهده مي‌شود. اين گياه در اراضي كم عمق و سنگلاخي در تمام جهات جغرافيايي و شيب 12 تا 68 درصد ديده مي‌شود. ميزان نوسانهاي بارندگي در رويشگاهها، از حداقل 200 تا 600 ميلي متر و متوسط درجه حرارت سالانه بين 5 تا 15 درجه سانتيگراد متغير است. بر اساس روش طبقه‌بندي اقليمي دومارتن توسعه يافته ، حدود 50 درصد رويشگاههادر اقليم نيمه خشك سرد قرار دارد.گونه فوق ،خاكهاي كم عمق و سنگلاخي با بافت لومي شني تا لومي سيلتي بدون گچ با اسيديته حدود خنثي كه به خوبي زهكشي شده اند را ترجيح مي‌دهد. پايين بودن هدايت الكتريكي (EC) خاك بيانگر مقاومت كمتر اين گونه به شوري است.
واژه‌هاي كليدي: سريش، نيازهاي اكولوژيكي، خراسان.


مقدمه


استفاده از گياهان فرعي مراتع به منظور دارو و يا صنعت از دير زمان مورد توجه بشر بوده است. با وجود اين برداشت غير اصولي از اين منابع ارزشمند باعث شده تا در مناطقي كه امكان حضور آنها قطعي به نظر مي‌رسد، اين گونه‌ها حذف و يا در حد تك بوته‌هايي بر جاي نمانند. سريش تماشايي ( Eremurus spectabilis) گياهي پايا، تك لپه و متعلق به خانواده لاله مي‌باشد كه در ايران و برخي ديگر ازکشورها برگهاي جوان آن دراوايل فصل بهار به‌عنوان سبزي خوراكي استفاده مي شود (هدريك، 1972وآباك ودوزنلي،1989). ريشه هاي اين گونه چسبناک بوده واين چسب با نام محلي سريش ويا تغييراتي در نام آن خوانده مي‌شود( رشينگر، 1982) علاوه بر اين مصرف دارويي آن در تركيب با ساير گياهان دارويي ارزش آن را مضاعف ساخته است. متأسفانه در طي سالهاي اخير به دليل عدم نظارت دقيق و اعمال روشهاي غيرعلمي در بهره برداري اين محصول، رويشگاههاي منطقه آسيب ديده وعلاوه برافت محصول، تخريب مراتع را بدنبال داشته است. اين تحقيق با هدف بررسي نيازهاي اکولوژيکي گونه ونيز شناسايي رويشگاههاي آن در استان خراسان انجام گرديد.

مواد و روشها


براي اين منظور بااستفاده از منابع موجود (مبين، 1358 و رشينگر،1982) ونيز گزارشهاي طرحهاي شناخت مناطق اكولوژيكي مناطق احتمالي رويش اين گونه تعيين وپس از كنترل وتطبيق آن رويشگاهها با انجام مشاهدات صحرايي، نقشه مقدماتي رويشگاههاي گياه تهيه گرديد. در تكميل مطالعه فوق با استفاده از نقشه‌هاي 50000/1 و250000/1 توپوگرافي سازمان جغرافيائي كشور مناطق ديگري از رويشگاههاي گونه فوق درطي سالهاي مختلف اجراي طرح تعيين وبرروي نقشه ثبت گرديد. به منظور مطالعه مؤلفه‌هاي هواشناسي از آمار طويل المدت نزديكترين ايستگاههاي موجوددرمنطقه طرح استفاده گرديد. همچنين لايه‌هاي اطلاعاتي رقومي شده جاماب (خليلي، 1370) برروي نقشه رويشگاههاي گونه در سطح استان ترسيم گرديد ، نمونه‌هاي خاك از مناطق مختلف استان جهت تجزيه وتحليل خصوصيات خاک‌شناختي جمع آوري گرديد. خصوصيات سازندهاي زمين شناسي بستر رويشگاهها ، با استفاده از نقشه‌هاي سازمان زمين شناسي (مقياس250000/1) و نيز نقشه‌هاي ارزيابي منابع و قابليت اراضي استان مطالعه گرديد

نتايج و بحث


گونه فوق از پراکنش قابل ملاحظه اي در ارتفاعات شمالي و جنوبي بينالود، ارتفاعات تربت حيدريه، تربت جام ، فريمان و نيز ارتفاعات هزار مسجد و پارک ملي گلستان برخور دار است.
دامنه ارتفاعي رويشگاههاي اين گونه از حداقل 900 تا حداكثر 3000 متر در استان خراسان مشاهده گرديد. چنين به‌نظر مي‌رسد كه در ارتفاعات بالاتر از 3000 متر نيز ديده شود. رشينگر (1982) نيز دامنه ارتفاعي اين گونه را از حداقل 900 متر در شمال ايران (غرب چالوس) تا 3600 متر در استان چهارمحال بختياري،دماورگزارش نموده است.



گياه عمدتا، داراي بافت لومي شني تا لومي سيلتي سنگريزه‌اي بدون گچ مي‌باشد. پايين بودن مقدار سديم و به تبع آن EC خاک رويشگاهها بيانگر مقاومت كمتر اين گونه به شوري مي‌باشد. بررسي‌هاي زمين شناسي نشان دادند که پراکنش اين گونه ارتباط تنگاتنگي با مناطق صخره‌اي وبويژه سنگريزه‌اي دارد. سازندهاي شيلي، ‌آهكي، ماسه سنگي و سنگهاي آذرين حدواسط در قسمتهاي مختلف استان خراسان بويژه شمال استان بستر اصلي استقرار گياه به شمار مي‌روند.
اين گياه در اراضي كم عمق و سنگلاخي با شيب حداقل 12 تا 68 درصد و در تمام جهات جغرافيايي حضور دارد، ولي به‌نظر مي‌رسد كه بيشترين تراكم را در جهات شرق و شمال شرق داشته باشد. براساس اطلاعات حاصل از خطوط همباران،‌ هم تبخير و هم اقليم جاماب ، دامنه تغييرات بارندگي در مناطق پراكنش از حداقل 200 تا 600 ميليمتر نوسان دارد. بر همين اساس متوسط درجه حرارت سالانه نيز از حداقل 5 تا 15 درجه سانتيگراد متفاوت است. نتايج نشان دادند كه حدود 50 درصد از رويشگاههاي اين گياه در اقليم‌ نيمه خشك فرا سرد قرار گرفته اند. گونه فوق به‌طور عمده در زمين‌هاي سنگلاخي و سنگريزه‌دار با عمق كم و بافت متوسط تا سبك مشاهده مي‌شود.


منابع


1- خليلي ، الف. 1370. طرح جامع آب ايران. شناسايي اقليم. جاماب(1-4). وزارت نيرو.
2- مبين، صادق. 1358. رستني‌هاي ايران. فلور گياهان آوندي. جلد 2. انتشارات دانشگاه تهران
3- Abak ,k. and A. Duzenli. 1989. Utilization of some wild plants as vegetables in Turkey. Acta-Horticulture No. 242. Department of Hurticalture, University of Cukurova , Adana, Turkey.
4-Hedrick, U.P. 1972. Sturtevant-s Edible plants of the world. Dover publication ISBN 0-486-20459-6
5-Rechineer, K.H. 1982. Flora Iranica. Liliaceae. No. 151. page. 1-31



Echological characteristics and distribution of Eremurus spectabilis in Khorasan province


Majiddashti@yahoo.com


Abstract
Foxtail lilly (Eremurus spectabilis) is a perennial plant, Liliaceae family. Its dried roots are sticky when powdered and exposed to water. This research was conducted to study echological characteristics and distribution in Khorasan. Results showed that, These species exist in rocky foothills in all geographical orientations and slops of 12% to 68%. Precipitation varies from 200 to 600 mm and annual mean temperature is between 5-15 degree centigrade.50 percent of locations are located in cold semi arid climate. These species prefersandy loam, silty loam and well drainaged soil with pH=7. Low EC indicates less salt-tolerance of this species.
Keywords: Eremurus spectabilis, Echological characteristics, Khorasan

"Pejman"
2008/9/01, 05:54 AM
قابليت‌ها و محدوديت‌ها در توسعه كيفي رويشگاههاي بنه و خنجوك
(p.kinjuk , p.atlantica)‌ در استان يزد
محمد هادي راد
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان يزد
يزد ـ بلوار آزادگان ـ مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان يزد ـ صندوق پستي 571ـ89165

خلاصه


بنه و خنجوك از جمله گياهان چوبي مناطق خشك و نيمه خشك كشور مي‌باشند كه جدا از ارزش‌هاي زيست محيطي بي شماري كه دارند مصارف دارويي و صنعتي گسترده‌اي نيز به همراه دارند . جنبه‌هاي دارويي و صنعتي اين دو گياه و بويژه بنه كاملاً روشن است . صمغ بنه مصارف دارويي و صنعتي زيادي داشته و از ميوه آن به عنوان گياه دارويي در رفع سردرد استفاده ميشود. صمغ خنجوك نيز مصارف دارويي زيادي داشته و شاخ وبرگ و ميوه گياه نيز در طب سنتي جايگاه خاصي دارد. گال خنجوك نيز قابض و تسكين دهنده درد معده و سرفه و نرم كننده سينه مي‌باشد. در اين تحقيق با هدف معرفي قابليت‌ها به عوامل مؤثر بر پراكنش بنه و خنجوك در استان يزد پرداخته و فاكتورهاي اكولوژيكي موثر بر اين امر مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد . درختان بنه و خنجوك در استان يزد در شرايط اكولوژيكي بسيار گسترده پراكنش يافته بگونه‌اي كه سطحي حدود 570000 هكتار را به عنوان رويشگاه به خود اختصاص داده اند.
واژه هاي کليدي : رويشگاه، بنه، خنجوک .

مقدمه‌


اندام‌هاي مختلف درختان بنه و خنجوك مصارف دارويي و صنعتي گسترده‌اي دارد . بهره برداري از درختان بنه با هدف توليد صمغ و استفاده از آن در امور دارويي و صنعتي موضوعي است كه اقتصاد بخشي از جنگل نشينان در ناحيه رويشي زاگرس را تشكيل مي‌دهد. اگر چه بهره برداري از درختان بنه و خنجوك مي‌تواند اثرات سوء فيزيولوژيكي و ضعف درخت را در بر‌داشته باشد. ليكن دقت در بهره برداري و به كارگيري روشهاي صحيح مي‌تواند خسارت را به حداقل ممكن برساند. بهره گيري از ميوه، برگ، صمغ ترشح يافته بصورت طبيعي و گال‌هاي اين دو گياه نيز كاربردهاي زياد دارويي دارد (1). شناخت دقيق رويشگاههاي طبيعي گياهان دارويي ضمن روشن شدن پتانسيل‌هاي موجود،امكان توسعه و بهره برداري صحيح را به خوبي فراهم مي‌سازد. ضمن اينكه قابليت‌ها و محدوديت‌هاي هر منطقه را نيز براي توسعه و بهره برداري اقتصادي روشن مي‌نمايد. منابع مختلف به وجود پايه‌هاي از بنه و خنجوك در جوامع گياهي مختلف از جمله جامعه بنه- بادام در مناطق مختلف استان اشاره داشته اند(4، 3، 2‌‌).

مواد و روشها


پس از شناسايي رويشگاههاي مختلف بنه و خنجوك در استان نسبت به انتقال آنها بر روي نقشه‌هاي 1:50000 و 1:250000 توپوگرافي اقدام و نقشه پراكنش تهيه گرديد. با انتقال نقشه پراكنش بر روي نقشه‌هاي زمين شناسي،قابليت اراضي، اقليم، هم دما و هم باران و ساير شرايط اكولوژيكي حاكم، همچنين كيفيت رويشگاههاي مختلف مورد مطالعه قرار گرفت .

نتايج و بحث


بنه وخنجوك در استان يزد در دو ناحيه رويشي زاگرس و ايران و توراني پراكنش داشته و جوامع منفرد يا مخلوط از هر دو گونه را تشكيل مي‌دهند . ناحيه رويشي زاگرس كه در قسمت جنوبي استان قرار دارد سطح كوچكي را در حدود 62000 هكتار به خود اختصاص داده كه متراكم ترين جنگل‌هاي بنه را درخود جاي داده است. اقليم حاكم برجنگل‌هاي اين منطقه از خشك بياباني معتدل تا نيمه خشك معتدل متغيير است. ميزان بارندگي نيز متغيير بوده بگونه‌اي كه بيشترين مقدارباران دركرخنگان با 359 ميليمتر مي‌باشد. بهره برداري از صمغ بنه در اين منطقه محدود و تنها از صمغ‌هاي ترشح يافته بصورت طبيعي استفاده‌هاي دارويي مي‌شود. كاربرد ميوه بنه به عنوان دارو و همچنين بخشي از آجيل و تنقلات درمنطقه به خوبي رواج دارد. ميزان تراكم درختان بنه در اين منطقه بطور متوسط 32 اصله در هكتار مي‌باشد كه عمدتاً بر روي كوهها، تپه‌ها و فلاتها و تراسهاي فوقاني قرار دارند كه از نظر زمين شناسي داراي تراسهاي آهكي، شيست، مرمر و دولوميت مي‌باشند. ارتفاع اين ناحيه رويشي از 1700 متر آغاز و تا 2500 متر ادامه دارد. عدم بهره برداري از صمغ آنها و قرق بودن منطقه براي بهره‌برداري از عوامل ديگر شادابي درختان مي‌باشد، ناحيه رويشي ايران و توراني كه بخش عمده‌اي از سطح استان را در بر گرفته است داراي 512000 هكتار رويشگاه بنه و خنجوك مي‌باشد. درختان بنه و خنجوك به صورت جوامعي منفرد و يا با يكديگر در اين ناحيه رويشي به چشم مي‌خورند بگونه‌اي كه 7 درصد به بنه،‌54/46 درصد به خنجوك و 46/46 درصد به بنه و خنجوك با يكديگر اختصاص دارد، به عبارتي در 93 درصد از رويشگاههاي مورد مطالعه خنجوك و 53 درصد بنه قابل روئيت است . آمار فوق دامنه سازگاري و بردباري خنجوك نسبت به بنه را نشان مي‌دهد . در مناطقي كه بنه پراكنش دارد ارتفاع از سطح دريا حداقل 1800 و حداكثر 2500 متر و درمناطقي كه خنجوك پراكنش دارد حداقل 1300 متر ( در سياه كوه) و حداكثر 2100 متر مي‌باشد. عمده مناطق پراكنش بنه و خنجوك بر روي اراضي كوهستاني بوده كه شامل آهك همراه با كنگلومرا، ماسه سنگ و گرانيت و آهك توده‌اي و دولوميت، شيل، مرمر و شيست مي‌باشد . تحمل خنجوك به تنوع بستر رويش بيشتر از بنه بوده و امكان استقرار آن در شرايط متنوع تر زمين‌شناسي وجود دارد. اقليم حاكم بر رويشگاههاي بنه و خنجوك در اين ناحيه رويشي عمدتاً فرا خشك سرد تا خشك بياباني معتدل مي‌باشد. تحمل خنجوك نسبت به بنه به شرايط نامساعد اقليمي نيز كاملاً‌مشهود است. در پايان اين بخش مي‌توان به اين نكته اشاره نمود كه به جز ناحيه رويشي زاگرس،در ناحيه رويشي ايران وتوراني به علت پراكنش گسترده خنجوك نسبت به بنه و شرايط نامساعد اكولوژيكي حاكم بر استان، اين گونه از مقاومت بالاتري برخوردار مي‌باشد. ميزان دير زيستي خنجوك نسبت به بنه به مراتب كمتر است به همين دليل پايه كهنسالي از خنجوك در سطح استان مشاهده نگرديد . نقش مناطق حفاظت شده، مناطقي كه به دليل مهاجرت روستائيان خالي از سكنه مانده و مناطق صعب‌العبور را در زادآوري و تجديد حيات اين دو گونه نبايد ناديده گرفت. مناطق متعددي را مي‌توان گزارش كرد كه به دليل دو امر فوق زاد آوري بسيار مطلوب اتفاق افتاده وشرايط مساعد را براي توسعه كيفي رويشگاههاي بنه و خنجوك نويد مي‌دهد.


نقشه شماتيك رويشگاههاي مختلف بنه و خنجوك در استان

منابع ‌


1 ـ زارع زاده، عباس (1379) جمع آوري، شناسايي و اهلي كردن گياهان دارويي استان يزد،‌مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام يزد.
2 ـ گروه مطالعات هامون (1365) مطالعه جامع توسعه اقتصادي و اجتماعي استان يزد- جلد اول و سوم . وزارت برنامه وبودجه.
3 ـ مظفريان،‌ولي ا- (1379) فلور استان يزد . انتشارات يزد، تهران، 56صفحه.
4 ـ ميرجليلي،‌سيد عباس (1376) مطالعه فلورستيك و بررسي جوامع گياهي منطقه هرات و مروست استان يزد. پايان نامه كارشناسي ارشد رشته علوم گياهي . دانشگاه تهران . 121 صفحه .




Potential and limitation of developing of
P.khinjur and P.atlantica vegetation
Mohmmad hadi rad
Yazd Agricultural and Natural Resources Research Center
Email:Mohmmad hadi rad@yahoo.com


Abstract
P.khinjuk and P.atlantica are one of the important of weedy plant species of arid and semiarid region of Iran. These plants have medicinal and industrial values. In this research, the effect of ecological factors on distribution have been studied. These trees distribute with high low density and medium density , on 57000 hectas in yazd province.
Keywords : Pistacia atlantica, P. khijuk, habitate

"Pejman"
2008/9/01, 05:55 AM
بررسي ات اكولوژي گياه نوروزك Salvia leriifolia در منطقه سبزوار
اسماعيل فيله كش,عباس علي آبادي , حسين فرزانه , مهدي برزويي, ابولقاسم دادرسي
كارشناسان پژوهشي ايستگاه تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي سبزوار
سبزوار - ص پ 103 - تلفن 2647006 فاكس 2647491

خلاصه


نوروزك گياهي از خانواده نعناعيان است كه تاكنون در ايران از خراسان و سمنان گزارش گرديده است . شاخ وبرگ اين گياه داراي اسانس وخاصيت آنتي بيوتيكي و پوست خارجي آن حاوي موسيلاژ است(1) . مغز دانه آن حاوي 56-50 % چربي و 30 % پروتئين دارد كه براي طباخي و خام خواري مطلوب است(2). مناطق رويشگاهي و گياهان همراه ، نوع خاك و نيز ارتفاع رويشگاهي آن در منطقه مورد بررسي قرار كرفت . نتايج حاصله نشان ميدهد:
سازگاري اين گياه با انواع خاكها بالاخص خاكهاي سبك در شيبهاي جنوبي بسيار بالاست. اين گونه با گياهاني از قبيل درمنه , افدرا , پرند تشكيل تيپ ميدهد. ميزان زادآوري در سالهاي با بارندگي مناسب خوب بوده و در صورت حمايت در سال اول, سالهاي بعد مي تواند به خوبي در برابر عوامل اقليمي و نيز شرايط چراي دام مقاومت كند .با توجه به سازگاري و دامنه پراكنش وسيع آن ، به عنوان يك گياه چند منظوره مورد حمايت قرار گيرد برنامه ريزي يراي جمع آوري بذر نوروزك ، ضمن ايجاد اشتغال در مناطق پراكنش اين گونه با ترويج و معرفي خواص داروئي آن و بازاريابي براي فروش به زراعي كردن اين گونه كمك مي نمايد .
واژه هاي کليدي : نوروزک , مناطق خشک , سبزوار, Salvia leriifolia

مقدمه


عرصه هاي منابع طبيعي با توجه به گوناگوني اقليمي در آنها در ايران داراي توانمنديهاي بسيار در عرصه رويشگاهي مي باشند . شناخت اين توانمنديها در راستاي بهره وري مناسب از آنها مي تواند راه را براي گسترش گونه هاي مناسب هر منطقه هموار سازد. جنس Salvia چند ساله و غالبا نيز بسيار معطرند. جنس Salvia 500 گونه دارد كه در ايران از اين جنس56 گونه گزارش گرديده است گياه دارويي علوفه اي و صنعتيSalvia leriifolia با نام فارسي نوروزك در ايران از خراسان و سمنان گزارش گرديده است .(3 و4)
مواد و روشها


با بررسي منابع داخلي و گزارشات ارائه شده و نيز پيمايشهاي صحرايي مكانهاي رويشگاهي اين گياه مورد بازديد قرار گرفت . تيپ هاي رويشي ، ارتفاع رويشگاهي ، ميزان بارندگي و ساير پارامترهاي اقليمي ،
كمتر از 50 % بذور سالم بوده و بسته به شرايط اقليمي و نيز حمله آفات از جمله ملخ ممكن است اين ميزان كاهش و يا افزايش پيدا كند . تاج پوشش گياه به صورت مدور متشكل از تعداد زيادي بوته به قطر 150-50 و ارتفاع 40-30 سانتيمتر مي باشد . وزن هزار دانه اين گياه با توجه به شرايط اقليمي منطقه از 50 تا 88 گرم متغير است .شروع رسيدن بذر و نيز تشكيل گل از از پايين ساقه به بالابوده ودريك ساقه همه مراحل رشد زايشي امكان دارد ديده شود..تكثير بوسيله بذر و زادآوري آن با توجه به شرايط منطقه و فصل چراي دام مناسب است .
پيشنهاد ميگردد با توجه به ارزش بسيار خوبي كه اين گياه از نظر داروئي و صنعتي دارد مطالعاتي در خصوص بازاريابي و تكثير اين گونه انجام تا ضمن ايجاد اشتغال زمينه ورود اين گونه گياهي به جرگه دانه هاي روغني فراهم گردد.
سازند هاي زمين شناسي ، نوع خاك ، گياهان همراه ، جهت شيب از جمله موارد مورد بررسي بود . فنولوژي گياه از نظر تيپ رويشي ، فرم گياه ، زمان شروع رشد ، ساقه دهي ، گلدهي و بذر دهي و دورانهاي ركود و نيز سيستم زادآوري گونه مطالعه گرديد.
نتايج و بحث


نتايج حاصل از اين بررسي نشان مي دهد كه ، گياه نوروزك با فرم بوته اي از ارتفاع 900 تا 1600 متر از سطح دريا ديده مي شود . پراكنش اين گياه در اقليم فراخشك بياباني سرد ، با متوسط 150 تا 200 ميليمتر بارندگي سالانه , در ارتفاعات سنگلاخي ، ارتفاعات كنگلومرايي سازندهاي مارني و واريزه هاي سنگي است بررسي پروفيل خاك در مناطق گسترش ريشه اين گونه نشان مي دهد كه بيش از 64% خاك شن مي باشد وبه عبارتي گسترش اين گونه بيشتر در روي خاكهاي سبك است .گسترش ريشه تا عمق 90 و پراكندگي آن تا 160 سانتيمتر اندازه گيري شد اين گونه معمولا در روي شيبهاي جنوبي حضور دارد . نوروزك بيشتر به همراه تيپ هاي گياهي Pteropyrum- - Launea Artemisia - Salsola-ديده مي شود .
مراحل فنولوژيكي گياه نشان ميدهد كه اين گياه پس از كاهش سرماي زمستانه از نيمه اسفند رشد رويشي خود را آغاز و در اوايل فروردين (بسته به شرايط محيطي ) رشد ساقه هاي گلدهنده آن شروع مي شود . ارتفاع ساقه اين گياه پس از رسيده بذور به مرحله خميري به شدت مورد چراي وحوش و دام هاي اهلي قرار ميگيرد. روستائيان قبل از خشك شدن بذور را جمع آوري به مصرف خوراكي خود مي رسانند. هاي گلدهنده آن شروع مي شود . ارتفاع ساقه گلدهنده بين 23.5-12 سانتيمتر ، تعداد رديف گلدهنده بين 9-4 رديف و تعداد بذر در هر شاخه 36-16 عدد مي باشد .

منابع و مآخذ :


حداد خداپرست و همكاران .1381. بررسي امكان استفاده از برگ نوروزك و عصاره آن بر .... .فرآورش شماره 3و4 دانشگاه آزاد اسلامي سبزوار
حداد خداپرست .1372. روزنامه قدس شماره 2054
راشد محصل و همكاران.؟. رستني هاي خراسان نشريه شماره 3 .هرباريوم دانشگاه فردوسي مشهد
-Jalili.A,Jamzad.z 1999.Red data book of Iran-Research Institute of Forest and Rangeland No -215-



A study of Autecology Salvia leriifolia in Sabzevar region
Ismaeal Filehkesh ,A.Aliabadi,H.Farzane,M.Borzoee,A.Dadrasi
Sabzevar Agriculture and Naturaral Resoursces Reserch Station
filehkesh@yahoo.com Email :
Abstract :
Salvia leriifolia is a member of Labiateae family that has been observed and reported in Khorasan and Semnan provinces of Iran. Researches showed that shoots of this plant have essence and antibiotic effects. After ripening of seeds in mid-may that spring forage of desert ranges will deplete, seeds of this plant are suitable source of food for light animals and wildlife.
Results of this investigation showed that: shrub form of salvia was observed in the range of 900 to 1600 meter height from sea level. The distribution of this plant was in the extremely arid cold deserts with average annual precipitation of 150-200 millimeters at stony mountains, conglomerate mountains marls and stony colluvials. The amount of propagation in the years with proper precipitation was good and if be protected will tolerate the hard conditions of climate and animal grazing at other years. Studies on marketing and propagation of this plant can introduce new jobs and opportunity of entrance of this plant to the list of oil seeds..
Key words: Salvia lerifolia, Novroozak, Arid area, Sabzevar

"Pejman"
2008/9/01, 05:58 AM
بررسي نيازهاي بوم شناختي و تعيين بهترين روش تيغ زني گونه كندل در منطقه جنوب غربي سبزوار
عليرضا قاسمي آريان
عضو هيأت علمي مجتمع آموزش جهاد كشاورزي خراسان
مشهد - بزرگراه شهيد كلانتري، حد فاصل ميدان جمهوري و ميدان جهاد، مجتمع آموزش جهاد كشاورزي خراسان ص پ 5887-91375
Email:Agha572@yahoo.co.uk (Agha572@yahoo.co.uk)

خلاصه


در اين تحقيق ضمن بررسي نيازهاي بوم شناختي گونه كندل بهترين روش استحصال صمغ از طريق ريشه گياه مورد آزمون قرار گرفت. نتايج حاصل نشان مي‌دهد اين گياه در ارتفاع 1300 تا 1600 متر از سطح دريا كه داراي بارندگي 150 تا 170 ميليمتر مي‌باشد به خوبي رشد كرده و خاك‌هاي پتروكلسيك را مي‌پسندد. مقدار تبخير پتانسيل بيشتر از مقدار بارندگي ساليانه بوده و گياهان همراه آن را ورك، زنبق، كوزينيا و- تشكيل مي‌دهد. صمغ حاصل از اين گياه به دو صورت اشكي (از طريق ساقه) و همچنين از طريق ريشه به روش تيغ زني در سال سوم رشد گياه ميسر مي‌باشد. اين صمغ كه به گم آمونياك معروف مي‌باشد، در ساخت داروهاي معدي و در صنعت كابرد فراوان دارد. در اين مطالعه معلوم گرديد بهينه ترين روش استحصال صمغ از طريق ريشه، يك بار تيغ زني به روش مقعر و برداشت صمغ هشت روز بعد از تيغ زني مي‌باشد.
واژه‌هاي كليدي: كندل، آت اكولوژي، تيغ زني، صمغ

مقدمه


امروزه نظر به اهميت اقتصادي و درماني گياهان دارويي و صنعتي و توسعه نگرش گياه درماني در جهان، بوم شناسي و برآورد مقدار محصول مؤثره اين گياهان از اهميت خاص برخوردار مي‌باشد. در حال حاضر عرصه‌هاي زيستي بسياري از گياهان مهم صنعتي-علوفه‌اي ايران دستخوش تخريب قرار گرفته، كه بازسازي اين عرصه ها، لزوم مطالعات اكولوژيكي را دوچندان مي‌كند.-در همين راستا گياه كندل Dorema ammoniacum ( شكل 1 ) به عنوان يك گونه صنعتي، دارويي و علوفه‌اي با گسترش 140 هزار هكتار در ايران از اهميت والايي برخوردار مي‌باشد(5).در اين مقاله، ضمن معرفي نيازهاي اكولوژيكي گونه كندل به خصوصيات علوفه اي، استفاده‌هاي صنعتي دارويي حاصل. طريق ريشه گياه خواهيم پرداخت.
مواد و روشها
جهت انجام اين پژوهش پس از رسم حوزه آبخيز، ابتدا مطالعات فيزيوگرافي، توپوگرافي، زمين شناسي، هواشناسي و پوشش گياهي در سطح حوزه انجام گرفت و زيستگاه گونه كندل و اكوتون‌هاي آن شناسايي گرديد.سپس فنولوژي گياه كندل مورد بررسي قرارگرفته و ضمن معرفي آن به عنوان يك گونه منوكارپيك نيازهاي زيستي آن، از نظر آب و هوا، اقليم، ارتفاع از سطح دريا، خصوصيات فيزيكي و شيميايي رويشگاه آن به دست آمد. همچنين با تجزيه برگ آن، ارزش غذايي قسمت‌هاي سبز گياه با يونجه مقايسه گرديد و در آخر با اجراي آزمون آماري split plot بهترين روش تيغ زني(مقعر يا مسطح)، تعداد تيغ زني (از يك تا چهار مرتبه) و برداشت صمغ، از دو تا ده روز بعد از تيغ زني، جهت استحصال بيشترين مقدار گم آمونياك از طريق ريشه مورد آزمون قرار گرفت.
نتايج و بحث


نتايج اين پژوهش نشان داد، گونه كندل از تيره چتريان(6)، در مناطق خشك و نيمه خشك با بارندگي 150 تا 170 ميلي متر(4) به خوبي رشد مي‌كند. رويشگاه اين گياه در منطقه مورد بررسي، از ارتفاع 1400 تا 1600 متر از سطح دريا گسترش دارد و خاك‌هاي پتروكلسيك و آبرفتي را ترجيح مي‌دهد(2). مقدار تبخير پتانسيل بيشتر از مقدار بارندگي سالانه بوده(4) و فلور همراه آن را اغلب گياهان سمي و خاردار مانند ورك، زنبق، كوزينيا و-. تشكيل مي‌دهد.صمغ حاصل از اين گياه به دو صورت قطرات اشكي و يا از طريق تيغ زني در سال سوم زيست گياه، قابل بهره برداري مي‌باشد. اين صمغ كه به گم آمونياك معروف مي‌باشد(3)، حاوي انواع هيدروكربن ها، متوتروپين‌هاي مختلف، فرولن، استات لينالين، الكل دوره ميل، كومارين و مواد ناشناخته بسيار مي‌باشد(3)، كه در داروسازي، براي ساخت داروهاي معده(1)،(7) و در صنعت براي چسب سازي، ادكلن سازي، صابون سازي(8) و - مورد استفاده قرار مي‌گيرد.نتيجه حاصل از تجزيه برگ گياه حاكي از آن است كه برگ آن در حالت سبز، حاوي 30 % پروتئين بود كه برابر يونجه مي‌باشد. البته به دليل انرژي فوق العاده زياد صمغ درون رگبرگ‌ها ( 6982 كيلوكالري بر كيلوگرم ) و وجود ساير املاح معدني ديگر توصيه مي‌شود، گياه فوق در حالت سبز كمتر مورد چراي دام قرار گيرد و بهتر است در آخر تابستان چرا شود، تا از مسموميت دام‌ها جلوگيري گردد. همچنين براي برداشت صمغ در زمان‌هاي قبل از گل دهي گياه، گونه‌هاي با سن سه سال به روش برش مقعر، يك بار تيغ زني و سپس هشت روز بعد برداشت محصول، بيشترين مقدار صمغ را به ما مي‌دهد بدون آنكه زادآوري گـياه به خطـر افتد. البـته با تـوجـه به وضعيـت نا بسامان گياهان منطقه، بهتر است از روش يك بار تيغ زني به روش مقعر و هشت روز بعد، برداشت محصول، استفاده كرد.
سپاسگزاري
بر خود لازم ميدانم از زحمات و همكاريي‌هاي بي شائبه كارشناسان محترم ايستگاه تحقيقات منابع طبيعي و امور دام سبزوار خصوصاً آقاي مهندس فيله كش كه در تمامي مراحل تهيه طرح مساعدت‌هاي لازم را مبذول فرمودند تشكر و قدرداني نمايم.
منابع


1- امين، غلام رضا. 1370 . گياهان دارويي سنتي ايران. معاونت پژوهشي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي.جلد اول.
2- باي بوردي، محمد-كوهستاني، ابراهيم. 1366 .خاك،تشكيل و طبقه بندي.انتشارات دانشگاه تهران.
3- زرگري، علي. 1367-1352 . گياهان دارويي. جلد دوم.انتشارات دانشگاه تهران.
4- كرمي، مختار. 1370 . مطالعات هوا و اقليم منطقه سبزوار. پايان نامه كارشناسي ارشد.
5- محمدي، غلام رضا-عليها،مسعود.مطالبي پيرامون باريجه.نشريه شماره 56 موسسه جنگل‌ها و مراتع.
6- مظفريان، ولي الله. 1362. خانواده چتريان در ايران،كليد شناسائي وپراكنش.انتشارات موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.
7-Arnone , Alberto et-al.1991. Studies on the essential oils doremon a new spiro - sesquitor penoidic chroman -2,4 - dione from ammoniac gum resin.
8- Asraf , Mohammad et-al.1997.Studies on the essencial oils of the Pakistani species of the family
umbellifereae . 1997 .



A survey of Dorema ammoniacum autecology and determination of best method for cutting the root (sought.west of Sabzevar)
Alireza ghasemi aryan


Abstract
Dorema ammoniacum is a plant that grows in arid and semi-arid zones and some characteristics of habitat of this plant are as follows:
1-The annual rate of precipitation is (150mm-170mm) (4).2- The altitude of it, its altitude is about (1400m-2000m) above sea level. 3-slope of habitat of the plant is about (0-12)% 4- soil texture is sandy-loam and its suborder is petrocalcic(2). 5-Floristic omposition is spiny and toxic plants like: Hulthemia persica, Iris songarica,cousiniaspp.and many plants.Dorema ammoniacum has a sap that is called Gum. The Gum is extracted from stem and root. However the green leaves of this plant have 30% protein. According to statistical method of split plot best method for Gum gathering from root plant is one concave cutting the root and the gathering Gum is 8 days later.
Keywords: autecology, Dorema ammoniacum, concave cutting, gum

"Pejman"
2008/9/01, 06:05 AM
شناسايي جلبكهاي دريايي دارويي ايران در سواحل جنوب ايران
(فاز درياي عمان)
بايرام محمد قرنجيك
مركز تحقيقات شيلاتي آبهاي دور چابهار
Gharanjik @ yahoo. com

خلاصه

بر اساس گشتهاي ساحلي كه در سواحل استان سيستان و بلوچستان واقع در درياي عمان در طي سالهاي 1380تا 1382 صورت گرفت، گونه‌هاي جلبكي از محدوده‌هاي بين جزرومدي مناطق رويش جلبكي به‌طور ماهانه جمع‌آوري گرديد. نمونه‌هاي جمع‌آوري شده به مركز منتقل گرديده، پس از شستشو و پاكسازي، مورد شناسايي اوليه قرار گرفتند. از هر گونه، چندين نسخه به‌صورت هرباريوم جلبكي تهيه شده ودر نهايت جهت تاييد اسامي علمي و تا حد امكان تعيين كاربردهاي آنها به مراكز علمي معتبر جهان ارسال گرديد. در اين تحقيق، معلوم گرديد كه تعداد 40 گونه از آنها داراي اثرات دارويي بوده كه از اين تعداد 14 گونه جلبك سبز، 8 گونه جلبك قهوه‌اي و 18 گونه جلبك قرمز مي‌باشد. از مهمترين خانواده‌هاي جلبكهاي سبز مي‌توان به Caulerpaceae و Ulvaceae و از جلبكهاي قهوه‌اي به Dictyotaceae و Sargassaceae و از جلبكهاي قرمز Gracilariaceae ،Gelidiaceae و Hypneaceae اشاره نمود.
واژه‌هاي كليدي: جلبكها، دريايي، دارويي.


مقدمه

اين گروه از گياهان به‌طور عمده به سه گروه جلبكهاي سبز، قهوه‌اي و قرمز تقسيم مي‌شوند. اين جلبكها علاوه بر اينكه داراي فوايد بسيار سودمندي از نظر تغذيه، محل توليد مثل و ايجاد پناهگاه براي انواع مهم آبزيان مي‌باشند، به‌علت دارا بودن انواع مختلف آمينو اسيدها، اسيدهاي چرب، پروتئينها، پلي ساكاريد ها، مونوساكاريدها، مواد معدني و ويتامينها داراي ارزش غذايي خوبي براي انسانها، دام و طيوربوده و همچنين به علت استخراج مواد مهم و با ارزش از قبيل آگار، كاراگينانها، و اسيد آلژينيك، در بسياري از صنايع از قبيل كاغذ سازي، نساجي، چرم سازي، رنگسازي، تهيه مواد و لوازم بهداشتي و آرايشي، تهيه فيلم و در علوم پزشكي، دارو سازي و دندانپزشكي مانند تهيه محيط كشت جامد ميكروبي، قرصها، كپسولها و شربتهاي دارويي و تهيه قالبهاي اوليه دندان كاربردهاي بسزايي دارند. با توجه به اهميتهاي ذكر شده، در حال حاضر كشورهاي متعددي در دنيا، اقدام به بهره برداري از اين جلبكها نموده اند. به‌طوري كه در سال1994 كشور ژاپن يك ميليارد دلار و كشور كره جنوبي نيم ميليارد دلار از صادرات محصولات جلبك ارز‌آوري كرده اند(2). مطالعاتي كه تاكنون برروي جلبكهاي دريايي سواحل جنوب ايران صورت گرفته، به‌طورعمده برروي شناسايي آنها بوده و از فعاليتهاي اساسي كه در اين رابطه انجام گرفته، مي‌توان به شناسايي جلبكهاي دريايي خليج فارس توسط بورگسن در سال 1939 (1)، سهرابي پور و ربيعي در سال 1378(4)، و شناسايي جلبكهاي دريايي سواحل درياي عمان توسط قرنجيك در سال 1377 اشاره نمود(3). در حال حاضروباپيشرفت تكنولوژي، برخي اثرات دارويي و درماني اين جلبكها آشكار شده و مزيتهاي استفاده طبيعي از اين گياهان در مقابل داروهاي تركيبي به خوبي مشخص گرديده است (5).
كشور ما نيز به دليل دارا بودن انواع مختلفي از اين گياهان در سواحل جنوبي، استراتژي مشخصي توسط مؤسسه تحقيقات شيلات جهت مطالعه و تحقيق بر روي جلبكهاي دريايي تا مراحل شناسايي گونه‌هاي اقتصادي و امكان بهره‌برداري از آنها تدوين شده است.

مواد و روشها

در طي گشتـهايي كه درمهرماه سال1380در سواحل استـان سيستــان وبلوچستان به‌طول 300 كيلومترانجام گرفت، يازده منطقـه رويش جلبـكي از منطقه گواتــر با موقعيـت جغرافيــايي -E30،-61 و-N10،-25 تا منطقه ميداني با موقعيت جغرافيايي -E5،-59 وN -24، -25 شناسايي و عمليات نمونه برداري به‌طور ماهانه از اين مناطق انجام گرفت.اين مناطق عبارت بودند از، گواتر، پسابندر، بريس، كچو، رمين،چابهار، پزم، گورديم، تنگ، جود و ميداني. اين تحقيق به موازات طرح تحقيقاتي تعيين پراكنش، بيوماس و تهيه اطلس جلبكهاي دريايي سواحل جنوب ايران به‌مدت دو سال صورت گرفت.عمليات اجرايي بر اساس جدول جزر و مدي، زمان و مقدار مناسب جزر براي هر منطقه در طول ماه انتخاب و طبق آن به‌صورت ماهانه نمونه برداري از جلبكهاي دريايي سواحل بين جزر و مدي مناطق انجام گرديد.نمونه‌هاي جمع‌آوري شده به مركزمنتقل شده، پس از شستشو و پاكسازي، مورد شناسايي و عكسبرداري قرار گرفتند، سپس با فرمالين 4 درصد فيكس شده و از هر گونه، چندين نسخه به‌صورت هرباريوم جلبكي با ذكر مشخصات زمان نمونه برداري، تاريخ نمونه برداري، محل نمونه‌برداري و نام علمي به همراه كدگونه تهيه گرديد، در نهايت يكي از اين هرباريومهاي جلبكي جهت تائيد اسم علمي و تا حد امكان تعيين كاربردهاي آنها به مراكز علمي معتبر جهان از قبيل كشورهاي آمريكا (7)، چين (6) و فيليپين(5) ارسال گرديد.

نتايج و بحث

گونه‌هايي كه در اين عمليات مورد نمونه برداري و شناسايي قرار گرفتند، مربوط به سه گروه جلبكهاي سبز، قهوه‌اي و قرمز مي‌باشند. تعداد گونه‌هايي كه تاكنون مورد شناسايي قرار گرفته‌اند،170گونه بوده كه ازاين تعداد آنهايي كه داراي خواص دارويي بودند، 40 گونه بوده است، از اين تعداد نيز 14 گونه جلبك سبز، 8 گونه جلبك قهوه‌اي و 18 گونه جلبك قرمز مي‌باشد. از مهمترين خانواده جلبكهاي سبز مي‌توان به Caulerpaceae و ulvaceae و از جلبكهاي قهوه‌اي به Dictyotaceae وSargassaceae و از جلبكهاي قرمز به Gelidiaceae, Gracilariaceae, Hypneaceae اشاره نمود.
از مهمترين اثرات دارويي آنها مي‌توان، خواص ضد باكتري، ضد قارچ، ضد انگل، كنترل و درمان برخي از بيماريها از قبيل گواتر، سل، غددلنفاوي، روماتيسم، ناراحتيهاي معده و روده، كاهش كلسترول خون، كاهش فشار خون، انعقاد خون، درمان سوختگي‌ها و التيام زخمها را نام برد(5).
با توجه به بررسيها و تحقيقات بعمل آمده، معلوم مي‌گردد كه بسياري از گونه‌هاي موجود در سواحل جنوب ايران داراي برخي خواص پزشكي و دارويي مي‌باشند.
در كشورهايي كه داراي اين منابع هستند، از مدتها قبل فرهنگ مصرف آنها در بين مردم رواج داده شده است، و هم اكنون در كشورهايي نظير ژاپن و چين، جلبكهاي دريايي در مقادير بسيار زيادي به مصرف مي‌رسد. بنابراين با توجه به اهميتهاي ذكر شده و وجود بسياري ازگونه‌هاي جلبكي با ارزش در سواحل جنوب ايران، به‌خصوص سواحل استان سيستان و بلوچستان واقع در درياي عمان، ضرورت مطالعه و بررسيهاي بيشتر در مورد آنها جهت بهره برداري و استفاده انساني اجتناب ناپذير مي‌باشد.

سپاسگزاري

از رياست محترم وقت و همكاران پر تلاش خود درمركز چابهار كه مرا درانجام اين طرح ياري رسانده اند، كمال تشكر و قدرداني بعمل مي‌آيد.

منابع

1-Borgesen, F. 1939.Marine algae from the Iranian Gulf especially from the innermost part neer Bushehr and Khark, Part: 1. PP. 47-141.
2-Endlicher, S.L. & C.M. Diesing. 1845. Enumeration algarum, Quas ad oram insukae karek, Sinus persici Legit Theodoras Kotschy.- Bot. Zeitung, 3: 258- 269.
3-Gharanjik, B.M. 2000. The marine algae of the Sistan & Baluchistan Province, Iran. Iranian journal of Fisheries. 2(2), 57-70.
4-Sohrabipour,J.&Rabii,R. 1999. A list of marine algae of seashores of Persian gulf and Oman Sea in the Hormozgan Province. Iran. Journal. Bot. 8(1):132-162.
5-Trono, J.R. Gavino C. 1997. Field Guide and Atlas of The Seaweed Resources of The Philippines. Published by book mark, Ink. 306.
6-Tseng, C. K. 1983. Common Seaweeds of China. Science Press, Beiting China. P: 314
7-Wynne, M.J. & Jupp, B.P. 1998. The Bentic Marine Algae Flora of The Sultanate of Oman. Botanica Marina. 41: 7-14.



Identification of Medicinal seaweeds
in the Southern Coast of Iran

Abstract
In this research 40 species of medical seaweeds were collected in Sistan & Balouchistan Province Coasts. Among these seaweeds 14 species green algae, 8 species brown algae & 18 species red algae were identified. There were some important families including green algae (Ulvaceae & Caulerpaceae), brown algae (Sargassaceae &Dictyotaceae) and red algae (Gracilariaceae, Gelidiaceae & Hypneaceae

"Pejman"
2008/9/01, 06:08 AM
شناسايي و بررسي اكولوژيكي گونه‌هاي دارويي جنسهاي استاكيس و نپتا
در مازندران (با تاكيد بر خواص دارويي)
حسن قليچ نيا
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران
ساري - كيلومتر 6 جاده قايم شهر- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران ص پ 559-48175


خلاصه

گونه‌هاي جنسهاي استاكيس و نپتا داراي پراكنش و فراواني زيادي در مناطق مختلف استان مي‌باشند و برخي از گونه‌هاي آن از دير باز مورد استفاده مردم جهت درمان بيماريها قرار مي‌گرفته است. در اين مقاله 8 گونه از جنس استاكيس و 4 گونه از جنس نپتا مورد بررسي قرار گرفته است. عوامل مورد تحقيق در رويشگاههاي گونه ها، شامل تعيين نقاط پراكنش و تهيه نقشه پراكنش،بهترين رويشگاه از لحاظ فراواني و تراكم، نحوه پراكنش و برخي از اطلاعات رويشگاهي شامل ارتفاع از سطح دريا، درصد و جهت شيب، متوسط درجه حرارت و بارندگي سالانه، بافت خاك و همچنين تيپ گياهي و گياهان همراه رويشگاه بوده است.
واژه‌هاي كليدي: اكولوژي، دارويي، Stachys sp. ، مازندران.
مقدمه

استان مازندران به واسطه تنوع عوامل فيزيوتوپوگرافيكي و اقليمي از تنوع و غناي پوشش گياهي در حد بالايي برخوردار است. با توجه به تنوع بالاي اين گنجينه عظيم و با ارزش گياهي و جايگاه والاي آن در درمان امراض و پيشگيري امراض، شناسايي و معرفي و همچنين آگاهي از منابع مهم ژنتيكي گياهان دارويي مي‌باشد كه از ديرباز مورد توجه مردم بوده و به شيوه‌هاي گوناگون از اين منابع و شرايط رويشگاهي براي استفاده و مديريت بهينه از اين منابع استفاده مي‌شود. گونه‌هاي دارويي جنسهاي استاكيس و نپتا در استان داراي فراواني و نقاط پراكنش بالايي مي‌باشند و اكثر گونه‌هاي آن به طور مستقيم براي درمان بيماريها در مناطق مختلف مازندران مورد استفاده قرار مي‌گيرد. تاكنون در مورد شناسايي و بررسيهاي اكولوژيكي اين گونه‌ها، مطالعاتي صورت نگرفته و فقط از طرف موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع به جمع‌آوري تعداد معدودي از گونه‌ها جهت تحليل شيميايي اقدام شده است. در سطح كشور نيز به بررسي پراكنش و اكولوژي برخي از اين گونه‌ها در چارچوب طرح ملي اقدام شده است.
مواد و روشها

ابتدا با استفاده از منابع موجود داخلي و خارجي و كاوشهاي كامپيوتري و نيز مشاهدات صحرايي، مطالعه كلي پيرامون گياهان اسانس‌دار جنسهاي مورد بررسي، صورت گرفت. بعد مناطق مختلف استان به حوزه‌هاي كاري مختلف تقسيم و در مراحل متوالي با مراجعه به اين مناطق، گونه‌هاي گياهي جنسهاي مورد نظر شناسايي گرديد. در هر يك رويشگاه برخي از اطلاعات رويشگاهي مانند ارتفاع از سطح دريا، درصد شيب و جهت آن، متوسط بارندگي و درجه حرارت سا لانه رويشگاه، نحوه پراكنش، بهترين رويشگاه از لحاظ فراواني و درصد پوشش، تيپ گياهي منطقه و گياهان همراه ثبت گرديدند. خواص دارويي و موارد استفاده از گونه‌هاي گياهي مورد نظر جهت درمان و پيشگيري از بيماريها با استفاده از منابع موجود و پرسش از افراد بومي مشخص گرديد. براي بررسي تراكم و درصد پوشش از پلاتهاي يك متر مربعي استفاده شد.
نتايج و بحث

نتايج نشان مي‌دهد كه گونه‌هاي جنس استاكيس در مازندران بالغ بر 8 گونه مي‌باشد.
گونه‌هاي Stachys lavandulifolia,S.byzanthina داراي بيشترين نقاط پراكنش و تراكم مي‌باشند.
گونهS.lavandulifolia به صورت پراكنده و لكه‌اي در ارتفاعات 3000- 2000 متري از سطح دريا در اقليم مديترانه‌اي سرد در خاكهايي با بافت سبك رويش دارد. مردم محلي از اين گونه براي درمان ناراحتي‌هاي گوارشي و تسكين اعصاب استفاده مي‌نمايند. گونه S.byzanthina داراي بيشترين دامنه پراكنش از مناطق جلگه‌اي تا ارتفاعات بالا مي‌باشد. اين گونه به طور عمده در اكثر اقاليم ديده مي‌شود. گونه‌هاي ديگر مانند S.setifera,S.laxa,S.pubscensee داراي پراكنش محدود در استان مي‌باشند. گونه S.setiferae داراي پراكنش بسيار محدود در استان مي‌باشد. سرشاخه‌هاي S.laxa جهت تقويت معده و ضد نفخ مورد استفاده قرار مي‌گيرد. هر 3 گونه ياد شده در اقليم نيمه خشك سرد و در مواردي در اقليم مديترانه‌اي سرد با متوسط بارتدگي ساالانه 400-300 ميليمتر رويش دارند. نحوه پراكنش اين گونه‌ها به صورت لكه‌اي در حاشيه جاده‌ها و نقاط نورگير مي‌باشد گونه S.persica در مناطق جنگلي و در مواردي به طور پراكنده در مناطق جلگه‌اي رويش دارد. گونه S.turcomanica به صورت متراكم تا نيمه متراكم و گاهي به عنوان گونه دوم تيپ در اقليم نيمه خشك سرد رويش دارد. سرشاخه‌هاي اين گونه جهت برطرف نمودن ناراحتي‌هاي گوارشي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. از ميان گونه‌هاي جنس نپتا، گونه Nepeta crassifolia كه در ارتفاعات 3650-1500متري از سطح دريا به صورت لكه‌هاي متراكم رويش دارد. اين گونه به عنوان برطرف كننده دردهاي معده و تب‌بر مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اقليم رويشگاههاي اين گونه مديترانه‌اي سرد تا فراسرد با خاكهاي داراي بافت سبك مي‌باشد.
گونه‌هاي Nepeta sachharata, N.cataria وN.racemosa داراي پراكنش محدود مي‌باشند. از گونه N.catari به عنوان ضد نفخ، رفع دردهاي معده و ضد عفوني كننده استفاده مي‌شود. بررسيهاي به عمل آمده نشان مي‌دهد كه رويشگاههاي طبيعي برخي از گونه‌ها، تخريب و سطح آنها تقليل يافته است. با عنايت به مجموع عوامل تاثيرگذار بر كاهش گونه‌ها پيشنهاد مي‌شود كه برخي از رويشگاههاي گونه به عنوان ذخيره‌گاه حفظ شود تا بتوان در برنامه‌ريزيهاي آتي از آن در جهت تكثير، پرورش و اهلي نمودن آنها كمك گرفت.

جدول شماره 1- ويژگيهاي اكولوژيكي گونه‌هاي مورد بررسي
نحوه پراكنش بارندگي شيب % جهت محل
رويش ارتفاع محل
رويش(متر) گونه
لكه‌هاي متراكم 350 30-10 شمال-جنوب 1400-700 Stachys.laxa
گسترده - لكه اي 900-300 20-0 تمام جهات 2900-0 S.byzanthina
گسترده - لكه اي 350 30-10 جنوب-غرب 200-700 S.turcomanica
لكه‌هاي پراكنده 400 20-0 تمام جهات 2700-1500 S.pubescens
لكه‌هاي پراكنده 900-400 20-0 شمال- جنوب 2200-0 S.persica
لكه اي 900-350 20-0 غرب-شرق 1500-200 S.setifera
لكه‌هاي متراكم 400-350 20-0 تمام جهات 3000-2000 S.lavandulifolia
لكه‌هاي متراكم 400 5-0 مسطحه 2000-800 Nepeta cataria
پراكنده 350 60-30 جنوب 2400-1700 N-sachharrata
لكه اي 350 30-70 شرق-غرب 2200-1800 N.racemosa
لكه‌هاي متراكم 450-400 0-50 همه جهات 2900-1200 N.crassifolia


سپاسگزاري

بدين‌وسيله از رياست محترم مركز تحقيقات منابع طبيعي و معاونان مربوطه و كليه همكاراني كه در اين بررسي در طول ماموريتها با اينجانب همكاري داشتند، كمال تشكر را دارم.
منابع

1- آينه چي، يعقوب. 1370. گياهان دارويي سنتي ايران. جلد اول. انتشرات معاونت پژوهشي وزارات بهداشت، درمان و آموزش پزشكي
2- زرگري، علي.1360. گياهان دارويي جلد اول تا چهارم. چاپ سوم. انتشارات دانشگاه تهران
3- قهرمان، احمد. سالهاي متفاوت. فلور رنگي ايران. جلد 22-1. انتشارات موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع
4- قليچ نيا، حسن. 1380. بررسي پراكنش و اكولوژي 36 گونه گياهي اسانس‌دار در مازندران. وزارات جهاد كشاورزي
5- نجف پور نوايي، مهر دخت.1377. جمع‌آوري و شناسايي اكولوژيك گياهان اسانس دار.موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع
6- Dein Bown,1995,Encyclopedia herbs and their uses. Dorling Kindersly(DK)
7- Karl Hienz Rechinger ,1982.Flora iranica. Labiatae. printed in Australia.


Identification and Ecological Studies of Medicinal Plants Stachys and Nepeta Genus In Mazandaran
Hassan Ghelichnia ,
Agriculture and Natural Resources Research Center of Mazandaran
Email:ms_ghelichh@yahoo.com
Abstract
The species of stachys and nepeta genus have very frequency and disperssion in Mazandaran. Some of species using by traditional medicine. In this study 8 species studied and evaluated plants sites with respect to frequency,density and disperssion points and prepared disperssion maps.Also studied site information such as height of see surface , annual temperature and precipitation means,vegetation types.
Keywords: Stachys spp, Nepet sppa, Medicinal Plants

"Pejman"
2008/9/01, 06:12 AM
Jalas
در استانهاي همدان، مركزي، كردستان و كرمانشاه.
رمضان كلوندي1، كيوان صفي خاني1،‌ مرتضي عطري2،‌ قاسم نجفي3 و ‌فاطمه سفيد كن4
1- عضوهيأت علمي مركز تحقيقات كشاوري و منابع طبيعي استان همدان 2- عضو هيأت علمي دانشگاه بوعلي سيناي همدان
3- كارشناس مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان همدان 4- عضو هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور


خلاصه

امروز گياهان دارويي معطر به دليل دارا بودن مواد مؤثره مهم و كاربرد آنها در صنايع دارويي و غذايي و آرايشي اهميت ويژه‌اي پيدا كرده‌اند و مطالعه اكولوژيك و شرايط رويشگاههاي آنها و شناسايي محيط‌هاي آندوژن در برگيرنده آنها جهت مطالعات بعدي (اسانس گيري و بررسي مواد موثره) امري بديهي و حائز اهميت مي‌باشد، اين تحقيق با هدف شناسايي رويشگاههاي طبيعي گونه فوق الذكر (Thymus eriocalyx) در ايران و شرايط رويشگاههاي در برگيرنده اين گونه (اتواكولوژي) در سال 1381 در چهار استان همدان، مركزي، كردستان و كرمانشاه به مرحله اجرا درآمد. جهت بررسي محيط‌هاي آندوژن در برگيرنده اين گونه از روش اكوفيتوسوسيولوژي استفاده گرديد و در نهايت اين مطالعه منجر به شناسايي 18 رويشگاه مختلف براي گونه مورد بحث در استانهاي چهار گانه مذكور گرديد كه پارامترهاي 12 رويشگاه از 4 استان فوق الذكر براي اين گونه انتخاب و بررسي شد كه اين پارامترها شامل شرايط خاك (PH، EC، درصد مواد خنثي شونده، درصد كربن آلي، فسفر قابل جذب، پتاسيم قابل جذب و بافت)، و شرايط توپوگرافي (شامل جهت و درصد شيب و ارتفاع محل رويش) مي‌باشد.
واژه‌هاي کليدي: Thymus eriocalyx ، اتواکولوژي، داروئي .

مقدمه

به دليل استفاده از گونه‌هاي مختلف تيموس يا روغنهاي اسانسي آنها در صنايع دارويي و غذايي(5-11) و به خاطر اهميت مواد مؤثره موجود در اين روغنها مانند تيمول، كارواكرول و لينالول،‌ مطالعه ويژگيهاي اكولوژيك و اتواكولوژي گونه‌هاي مختلف آويشن كه در بر گيرنده شرايط رويشگاهي آنها مي‌باشد داراي اهميت ويژه‌اي مي‌باشد. تا كنون ويژگيهاي اكولوژيك چندين گونه آويشن در ايران مورد مطالعه قرار گرفته است كه مي‌توان به مطالعات فاطمه عسكري(1) (1378) اشاره نمود كه برخي ويژگيهاي اكولوژيك گونه Thymus Pubescens را مورد مطالعه قرار داده است.گونه‌هاي مختلف آويشن بيشتر در مناطق كوهستاني و اكثراً‌در استانهاي غربي و شمال غربي و شمال ايران گسترش دارند.(2) گونه آويشن مودر بحث در اين بررسي آويشن كرك آلود با نام علمي Thymus eriocalyx (Ronniger) jalas مي‌باشد كه عمدتاً در استانهاي همدان، كردستان، كرمانشاه، مركزي و لرستان گسترش دارد و براي اولين بار در جهان و ايران در اين پژوهش ويژگيهاي اتواكولوژي آن مورد مطالعه قرار گرفته است.اين گونه بومي فلات ايران مي‌باشد.(4)


مواد و روشها

مناطق پراكنش گونه مورد مطالعه با مراجعه به منابع مختلف از جمله فلورا ايرانيكا (كارل، هينز رشينگر 1982)(4) و مراجعه حضوري به هرباريومهاي مراكز تحقيقاتي در استانهاي غربي كشور،‌ شناسايي گرديد، سپس شرايط اكولوژي اين گونه با بررسي پوشش گياهي در برگيرندة آن به روش اكوفيتوسوسيولوژي (3) مورد مطالعه قرار گرفت، همچنين نمونه‌هاي خاك افراد جامعه در برگيرنده گونه مورد بحث نيز در محيط‌هاي آندوژن مختلف برداشت گرديد و جهت آناليز و تجزيه به آزمايشگاه ارسال گرديد. شرايط توپوگرافي رويشگاههاي مختلف آن نيز در محل يادداشت گرديد.

نتايج و بحث

نتايج اين پژوهش منجر به شناسايي حداقل 18 رويشگاه مختلف براي گونه Thymus eriocalyx در استانهاي همدان، مركزي، كردستان، كرمانشاه و لرستان گرديد كه 12 رويشگاه و يا به عبارتي 12 محيط آندوژن براي اين گونه جهت مطالعه انتخاب گرديد.با توجه به نتايج حاصله نكات زير در مورد اين گونه قابل بيان است.
اين گونه در خاكهايي با بافت لومي- رس (CL)،‌ لومي (L)،‌سيلتي- لومي- رسي (Si-CL) و سيلتي - لومي (Si-L) رويش دارد و عمدتاً در بافت Si-L رشد مي‌كند.
اين گونه PH بين 83/6 تا 84/7 را تحمل مي‌كند و عمدتاً در PH قليايي رشد مي‌كند.
گونه فوق الذكر در EC بين 32/0 تا 74/0 رويش دارد. درصد كربن آلي مكانهاي رويش گونه فوق از 03/1 تا 66/3 متغير مي‌باشد.
اين گونه در شيب‌هاي شمالي، شمال شرقي، جنوبي، جنوب غربي، غرب و شمال غرب پراكنش دارد و عمدتاً در شيب‌هاي شمال و شمال شرقي گسترش دارد.
گونه فوق الذكر در دامنه ارتفاعي 1650 تا 2550 متر رويش دارد و به طور عمده در دامنه ارتفاعي بالاي 2000 متر و در مناطق كوهستاني استقرار يافته است.

سپاسگزاري

بدينوسيله از كليه همكاران مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام استان همدان و همكاران مراكز تحقيقاتي استانهاي كردستان (آقاي مهندس حسني)، كرمانشاه (آقاي مهندس قادري، سركار خانم مهندس خان حسني و سركار خانم مهندس جليليان)، مركزي (آقاي مهندس متقي، آقاي مهندس رنجبر و آقاي مهندس ميرداودي) و لرستان كمال تشكر و امتنان را دارم.

منابع

1- عسكري،‌ فاطمه، 1378 - بررسي تأثير عوامل اكولوژيك بر روي كيفيت و كميت اسانس Thymus Pubescens و تعيين فعاليت آنزيمهاي پراكسيداز و نيترات ردوكتاز در آن، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران شمال.
2- جمزاد، زيبا، 1373، آويشن، مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.
3- عطري، مرتضي، 1373. معرفي جنبه‌هايي از كاربرد روش نئوزيگماتيست در پدولوژي، سيستماتيك و كورولوژي، ارائه شده در سومين كنفرانس زيست شناسي ايران، دانشگاه فردوسي مشهد.
4- Rechinger, K.H. 1982-Flora Iranica 150. Akademische Druck. Grz- Austia.
5- G. G. Ibraginov and O.D. Vesilev, Azarb. Med. Zh. 62(4). 44(1985).
6- J. Cabo, M.E. Crespo Gil and J. Jimenze, Plant Med Phytother., 20(3). 213 (1986).
7- H.J. Drman, G. Damien and C. Noble, J. Essent. Oil Res., 7(6), 645(1995).
8- D.M. Bagley, J. R. Gardner, G. Holland and R.W. Lewis, Tonical , In Vitro, 10(1), 1(1995).
9- J. A. Zygadlo, A. L. Lamarque and D. M. Maestri, Grasas Aceites, 46 (4-5) , 285(1995).
10- S. A. Abramyan, Izoberteniya, 29, 16 (1992).
11- M.A. Fawzi, Alexandria J. Pharm. Sci, 5(2), 113, (1991).



The study of ecological and autological characterization
for Thymus eriocalyx in Iran.
Ramazan Kalvandi , Keyvan Safikhani , Morteza Atri , Ghasem Najafi and Fatemeh Sefidkon
Hamedan Agricultural and Natural Resouces Research Center

Abstract
The present study was carried out in order to identification of natural habitat and autecology of Thymus eriocalyx in Iran (in Hamedan, Markazi, Kurdestan and Kermanshah Provinces).In this study , it used from Eco-phytosociology method for endogenous milieu investigation.The end, results to lead to 18 Various habitat identification for these species and it selects and surveys 12 habitat parameters from above 4 provinces including PH, EC, total neutralization value percent, organic carbon percent, phosphor and potasium available, high, gradient side andpercent.
Keywords: Thymus eriocalyx, Autoecology, Endogenous milieu, Habitat parameters, Iran

"Pejman"
2008/9/01, 06:15 AM
شناخت گياهان دارويي و مسائل آن
ولي‌اله مظفريان عضو هيأت علمي
دانشيار پژوهش - گياهشناس- مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، تهران، ايران.
Email: mozaffar@rifr-ac.ir (mozaffar@rifr-ac.ir)


كشور ايران با تنوع كليماتيك و اكولوژيك جغرافيايي و بدليل قرار گرفتن در پهنه‌اي از جهان كه دربرگيرنده سه ناحيه رويشي اروپا - سيبري، ايرانو - توراني و خليج و عماني مي‌باشد از تنوع گونه‌اي قابل توجه برخوردار است. بطوريكه امروزه با پيشرفت علم گياهشناسي مدرن تعداد گونه‌هاي شناخته شده در آن به 8000 گونه بالغ مي‌گردد. قطعاً در ميان اين تعداد از گياهان بخشي نيز در رديف گياهان دارويي است. با اين حال اگر به گذشته گياهان دارويي و طب سنتي در ايران نگاهي داشته باشيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه با توجه به محدوديت‌هاي امكانات ارتباطي و نبود وسايل ارتباط جمعي اغلب گياهان دارويي بكار گرفته شده مربوط به ناحيه‌اي خاص بوده كه طبيب طب سنتي در آنجا زندگي مي‌كرده بنابراين تعدادي از گياهان كه خاص محدوده جغرافيايي محدودي بوده‌اند در ناحيه‌اي مصرف مي‌شده و در جاي ديگر اصولاً شناخته شده نبوده است. اگرچه حدس و تخمين تعداد گونه‌هاي گياهي مورد استفاده در طب سنتي كاري دشوار است وليكن با كمي اغماز و گذشت بايد بتوان ادعا كرد كه حداكثر تعداد آنان به 400 گونه نمي‌رسيد و اين درحالست كه تعدادي از آنها در رديف ادويه‌جات و بعضي از داروهاي وارداتي است. زيرا امروزه نيز با مراجعه به مغازه‌هاي عطاري و دست‌اندركار طب مي‌باشد. درحاليكه در حال حاضر با پيشرفت علم و گشايش مراكز تحقيقاتي و دانشكده‌هاي متعدد داروسازي و ايجاد مراكز گياهشناسي متعدد و دست‌يابي به رقم 8000 گونه اين امكان را فراهم مي‌آورد كه با صبر و شكيبايي و حوصله درخور كار علمي با دقت موشكافانه دست به كار بزرگ بزنيم و در يك تصميم جمعي با ايجاد يك مركز مهم بررسي و شناخت گياهان دارويي و شناسايي مواد مؤثره و انجام فعاليت‌ها و آزمايشات باليني، كار سترگ شناخت و معرفي گياهان دارويي را بانجام رسانيده و از هرج و مرج‌هاي موجود و رفتارهاي غيرعلمي پرهيز نماييم.
با نگاهي به سابقه چندساله اخير گياهان دارويي به اين نتيجه مي‌رسيم كه اغلب دانش طب سنتي تلفيق شده با دانش روز برگرفته از دانش مردم اروپا و ساير ملل مي‌باشد كه اغلب نيز روي گياهان خود كار كرده و براي مصرف آنها دلايل متقن و محكمي دارند درحاليكه در ايران بدون توجه به امكان رويش گياهان معرفي شده در منابع آنان در ايران اغلب كتابهاي آنها به فارسي ترجمه شده و با مراجعه به كتابهاي منتشره درمي‌يابيم كه عدم توجه كافي به موضوع رويش گياهان در ايران و تطابق شرايط رويشگاهي فقط تعدادي نام به رديف گياهان دارويي ايران اضافه گرديده درحاليكه مردم و فرهنگ ايراني نسبت به آنها بيگانه بوده و آنچه را كه در گذشته داشته‌اند يعني اعتماد و اعتقاد به طب سنتي را نيز از دست داده‌اند و براي اين اعتمادسازي و برگرداندن دانش بومي خود نيازمند انجام تحقيقات منسجم و جلوگيري از پراكنده‌كاري‌ها مي‌باشيم. لازم است يادآوري گردد كه به عنوان يك گياهشناس با توجه به شناخت گياهان ايران و شركت در سمينارهاي متعدد گياهان دارويي و آشنايي با اغلب دست‌اندركاران اين علم در شهرستانها يقين دارم كه اغلب مطالب دست بدست شده و تكراري است و با صرف هزينه‌هاي فراوان نتايج بدست آمده درخور نخواهد بود. اگرچه در سالهاي اخير مراكز تحقيقاتي در دانشكده‌هاي داروسازي و شيمي دست بكار بزرگ تجربه شيميايي و بررسي و فرموله كردن مواد موجود در گياهان شده‌اند و مقالات متعددي نيز منتشر شده است وليكن نتايج بدست آمده از اين كارها در هيچ‌يك از بيمارستانها و آزمايشگاهها بدرجه قطعي مورد استفاده نرسيده و متأسفانه به هريك از كتابهاي نگاشته شده نيز مراجعه مي‌كنيم، همان مطالب گذشته كه قطعيت علمي آنها به اثبات نرسيده است را تكرار مي‌كنند. لذا مجدداً يادآور مي‌شوم كه با وجه به غنائت گونه‌هاي گياهي در ايران و پيشرفتهاي علمي بدست آمده و امكانات آزمايشگاهي فراهم شده ضرورت انجام كاري منسجم و دقيق و براساس برنامه‌اي مدون مي‌تواند ما را از هرج و مرج گياهان دارويي نجات بخشد در اينجا برا اثبات ادعاي خود فقط آمار و ارقامي را كه به‌طور مستند از منابع و رفرانسهاي گياهان دارويي و فلور ايران جمع‌آوري نموده‌ام بيان مي‌دارم تا عمق كار و عمل و دامنه و وسعت آن بيشتر آشكار گردد.
طي بررسي دقيق كليه گياهان ايران كه فهرست آنها در كتاب فرهنگ نامهاي گياهان ايران آورده شده قريب به 569 جنس از جنس‌هاي گياهان ايران دارويي هستند كه دربرگيرنده حدود 2300 گونه هستند. كه تعدادي از آنها نيز به صورت معرفي شده يا كاشته شده به ايران وارد شده‌اند و در رديف گياهان دارويي سنتي رايج نمي‌باشند. از اين تعداد 80 جنس آن در رديف گياهاني است كه به ايران وارد شده و در نقاط مختلف ايران كاشته شده‌اند. در ميان اين گياهان 116 جنس در رديف گياهان معطر و بودار است كه دربرگيرنده 836 گونه مي‌باشد كه اغلب آنها متعلق به تيره‌هاي آفتاب‌گردان، نعناع و چتريان مي‌باشند. اين گياهان بطور عمومي در 130 تيره گياهي جاي مي‌گيرند كه از اين تعداد 19 تيره نيز از گياهان كاشته شده است. از ميان گياهان دارويي موجود در ايران 136 جنس آنها در رديف درختان و درختچه‌ها مي‌باشند كه بطور قطع و محصولات فرعي آنها مورد بهره‌برداري قرار مي‌گيرد و يا محصولات آنها به نحوي در رديف غذاهاي روزمره و ميوه‌جات مصرفي خانواده‌ها قرار دارد كه بدون توجه به مصارف دارويي آنها مورد مصرف و تغذيه قرار مي‌گيرند. بنابراين آنچه بيشتر اهميت دارد گياهان علفي متعلق به تيره‌ها و جنس‌ها هستند كه هم شناخت آنها با مشكلات بيشتري دست به گريبان است و هم انجام كارهاي آزمايشگاهي، فرموله كردن مواد و تركيبات موجود در آنها و بعلاوه انجام آزمايشات باليني كه آيا اين مواد در مقايسه با داروهاي سنتيك ارزش اقتصادي دارند يا نه و درنتيجه بطور قطع تكليف آن روشن و از دوباره‌كاريها جلوگيري و از صرف هزينه‌هاي گزاف جهت انجام تحقيقات بدون كاربرد جلوگيري مي‌كند. در عين حال به اعداد و ارقام فوق وجود قريب به 16 جنس از گياهان نهانزاد آوندي از جمله سرخسها را نيز بايد به اين مجموعه افزود و مي‌توان ادعا كرد كه در يك كار منسجم و حساب شده در طي داقل ده سال آينده اگر مجموعه افراد و دست‌اندركاران طي يك برنامه مدون كاري، مجزا و فارغ از دوباره و چندباره‌كاريها را انجام دهند بتوان به درجه‌اي از اطمينان در مورد گياهان دارويي ايران دست يافت و اطمينان يافت كه آيا به واقع در ايران در حدود 2300 گونه گياه دارويي وجود دارد يا نه كه اگر اين امر بواقع نزديك باشد در اين صورت از ثروتي بسيار با ارزش برخوردار شده و مي‌توان از آن بهره كافي گرفت. مسئله ديگر در اين ميان تداخل و تكرار بعضي از نامهاي گياهان است كه بايد پس از انجام اعمال دقيق شيميايي و كنترل كردن مواد مؤثره و ارزش‌يابي و مقايسه آن با كاربردهاي گذشته نامي روشن و منفرد براي يك گياه خاص دارويي برگزيد و از تكرار نامهاي غلط براي مثال اكليل الملك براي رمارن كه اصولاً بومي ايران نمي‌باشد پرهيز كرد و اين خود نيز در رديف يكي از معضلات گياهان دارويي ايران است.

"Pejman"
2008/9/01, 06:18 AM
معرفي قارچ Ganoderma lucidum (W.Curt.:Fr.)Karst. با آثار فارماكولوژيكي متنوع و بررسي پراكنش در استان مازندران
سعيد علي موسي زاده1، محمود ذكايي3،علي برهاني2و سيف ا- خورنكه1
1-كارشناسان ايستگاه تحقيقات جنگل و مرتع پاسند بهشهر. ص. پ. 167،2- عضو هيأت علمي ايستگاه تحقيقات جنگل و مرتع پاسند، 3-عضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي مشهد.


خلاصه

قارچ Ganoderma lucidum از زمانهاي قديم مورد توجه مردم چين و ژاپن بوده و ارزش بسياري در درمان بيماريها داشته به‌طوري كه در تحقيقات نوين، بسياري از عناصر فعال و عناصر معدني در اين قارچ را كه در درمان بيماريهاي باكتريايي، قارچي، تومور ها، ويروس، و - کاربرد دارند به اثبات رساندند. در اين بين تعدادي از قارچهاي دارويي شناسايي و G. lucidum به عنوان يك قارچ دارويي بسيار مهم كه مورد توجه بوده و به صورت تجاري در بعضي كشورها توليد مي‌شود، مورد بررسي قرار گرفت.
واژه‌هاي كليدي: قارچ، Ganoderma lucidum، فارماكولوژيكي

مقدمه

G. lucidum يكي از قارچهاي با خاصيت دارويي است كه بيش از 4000 سال در طب سنتي چين و ژاپن استفاده مي‌شده است. مردم چين قارچ گانودرما را گياهي از جانب خداوند دانسته‌اند كه مي‌تواند به عنوان اكسيري از ابديت، سلامتي و آسايش انسانها را تضمين كند(2). در طب سنتي قارچ گانودرما در درمان ضعف و كوفتگي‌هاي عمومي بدن، تنگي نفس،‌ بيخوابي و سرفه‌ها استفاده مي‌شد(3). مطالعات و تحقيقات نوين به‌طور روز افزون، آن باورها و عقايد را تاييد كرده و اغلب مطالعات جديد خاصيت دارويي اين قارچ را هم اکنون در زمينه كاهش فشار خون، كاهش چربي خون، حفاظت از كبد، ضد التهاب، ضد ديابت، فعاليتهاي ضد ميكروبي، هپاتيت،‌معده درد، ارتروز، برنشيت، ورم معده، تنگي نفس، بي اشتهايي، ورم كليه و سرطانها مورد تاييد قرار داده است(4). در حال حاضر اين قارچ به‌صورت تجاري در شمال آمريكا،‌ چين،‌ تايوان،‌ ژاپن و كره جنوبي كشت مي‌شود.
مواد و روشها

جمع آوري و شناسايي قارچها ي ماكروسكپي از سال 1377 در قالب دو طرح تحقيقاتي در كل استان انجام گرديد و روش نمونه‌برداري از روشهاي معمول در بيماري شناسي بوده كه به صورت پيمايشي از كليه نقاط جنگلي استان نمونه‌برداري صورت گرفت. قارچهاي ماکروسکوپي در فصول مختلف سال و در مراحل مختلف رويش برداشت گرديده و براي هر يك از نمونه‌هاي قارچي، اطلاعات اكولوژيكي يادداشت برداري و به آزمايشگاه جهت بررسي تعيين مشخصات و تشخيص جنس و گونه انتقال داده شدند. معيارهاي شناسايي، صفات ماكروسكوپي و ميكروسكوپي قارچ بوده كه بعد از شناسايي، خواص دارويي آنها نيز مورد بررسي قرار گرفت.
نتايج و بحث

طي اين بررسي بيش از 150 گونه قارچ جمع آوري و شناسايي گرديد كه تعدادي داراي خواص دارويي بودند.
Ganoderma lucidum (W. Curt.:Fr.) Karst. با نام انگليسي Ling chin يك جنس از رده Basidiomycetes متعلق به خانواده Ganodermataceae و از راسته polyporaceae است. تاكنون در دنيا از اين خانواده چهار جنس و 77 گونه گزارش گرديده است. ريخت شناسي: بازيديوكارپ قارچ يكساله و پايه دار بوده و داراي كلاهكي 25-3 سانتيمتر پهنا و 4-2 سانتيمتر ضخامت است. كلاهك به شكل بادبزني يا كروي و يا نيم دايره‌اي بوده و داراي سطح فوقاني به رنگ قهوه‌اي متمايل به قرمز درخشان است (تصوير شماره 1). اسپورها بيضوي تا تخم مرغي شكل، در انتها اسپور حالت بريدگي داشته و به رنگ قهوه‌اي روشن، داراي دو ديواره ضخيم با تزيينات، غير آميلوييد و داراي اندازه 8-6 ‍‍‍‍‍-2-8 ميكرومتر است. قارچ به صورت منفرد و يا دسته‌هاي چند تايي روي ريشه درختان زنده و مرده ممرز، راش،‌ بلوط، خرمالو، شمشاد جنگلي و نارون در فصل تابستان تا اواخر پاييز و در تمامي ارتفاعات جنگلي جمع آوري گرديد. اين قارچ عامل پوسيدگي سفيد ريشه ويقه درختان جنگلي مي‌باشد.
تحقيقات نوين ثابت كرده است كه اين قارچ داراي عناصر فعالي مانند پلي ساكاريد‌ها، پپتيد گلوژن، گانادران، ژرمانيوم آلي، تريترپنوييدها، آدنوزين، Lz-8 و گونه‌هايي از آمينواسيد به همراه تعداد زيادي از عناصر معدني مي‌باشد(5). در كشور هند از اين قارچ دو ماده متانل و استات اتيل استخراج گرديد كه داراي خاصيت كاهش دهنده Carrageenan حاد و Formalin مزمن بوده كه التهابات را در موش مهار كرده است. بنابراين، آن را با داروي مسكن ديكلوفناك در تسكين دردها مقايسه كرده و از آن به عنوان يك ماده ضد التهاب،‌مسكن و آرام بخش استفاده كردند(6). وجود فيبر،‌ پروتيين بالا و چربي پايين در عصاره اين قارچ براي رژيم‌هاي غذايي باعث كاهش سطح كلسترول و فشار خون مي‌گردد(7). استخراج اسيد گانودريك R و S از ريسه و ميسليوم‌هاي كشت شده اين قارچ نشان داد كه داراي اثرات و فعاليتهاي ضد هپاتيتي بسيار قوي بوده كه در آزمايشهاي اوليه بر روي موش صحرايي به اثبات رسيد(8). مطالعه باليني بر روي ليوفيليد استخراج شده از قارچ نشان داد كه در بهتر زندگي كردن و كاهش درد بيماران مبتلا به هپاتيتB نتايج رضايت بخشي داشته است(9). اين قارچ داراي مقادير قابل توجهي anoderic acid c با مقدار 5/89 ميلي گرم در هر كيلو از قارچ مي‌باشد كه تركيبهاي Ganoderic acid c1, c2 بدست آمده از قارچ ارتباط زيادي با درمان سرطان و AIDS دارند و ديگر تركيبهاي بدست آمده مانندDNA Polymerase Beta مرتبط با بيماريهاي ويروسي،‌ Dihydrofolate reductase مرتبط با بيماريهاي سرطان و جذام، Guanylyl cyclase مرتبط با بيماريهاي سرطان سينه و سرطان روده، HIV-I protease و HIV protease مرتبط با بيماريهاي ADIS و C-H-Ras P21 protein مرتبط با سرطان است (10). گانودرما داراي پلي ساكاريد‌ها و تريترپنوييد‌هايي است كه عامل افزايش دهنده سيستم ايمني بدن مي‌باشد ودر مطالعات آزمايشگاهي مختلف مشخص شد كه اين پلي ساكاريد‌ها رشد سلولهاي توموري را متوقف مي‌كنند و سازوكار اين عمل مربوط به افزايش فعاليت سلولهاي ماكروفاژ و T-cell است(1و11). بسياري از فعاليتهاي تريترپن‌ها و استرول‌ها كه از قارچ گانودرما جدا سازي شدند، داراي خاصيت ضد ويروسي و ضد التهاب مي‌باشد و به‌علاوه پلي ساكاريدها و گلي كو پروتيين‌هاي جدا شده از عصاره قارچ داراي خاصيت Hypoglycemic و تحريك پذيري سيستم ايمني بدن را دارند و همچنين از اندامهاي بارده قارچ Meoh استخراج گرديد كه داراي اثر كند كننده برعليه ويروس HIV-1 و داراي آنزيم ضروري پروتياز مي‌باشد(1و12).
منابع

1- علي موسي زاده، سعيد، محمود، ذکايي، علي، برهاني، سيف‌ا.. خورنکه، معرفي قارچهاي با خاصيت دارويي در جنگل و مراتع واز - استان مازندران. مجموعه مقالات دومين کنگره بيولوژي کاربردي (با دامنه بين المللي) - جلد اول - صفحه 339 - دانشگاه آزاد اسلامي مشهد - دانشکده علوم - گروه زيست شناسي.
2- Wiiard , T. 1990. Reishi Mushroom ; Herb of spiritual potency and woder. Issaquah, WA; sylvan press,11.
3- Shu , Hy. 1986. Oriental Materia medica , A concise Guide. palos verbs , CA; Oriental Healing Arts press,640-41.
4- Teow, s.s. 1986. Cultivation of Ganoderma lucidum and its medicinal value. In extended Abstract. 9th Malaysian microbiology symposium , 79-82.
5- Teow,s.s.1997.The effective application of Ganoderma nutriceuticals. In B.K.Kim, C.K.Moon, T.S.Kim(eds).
6- N. Sheena , T.A.Ajith and K.K.Janardhanan. 2003. Anti-inflammatory and Anti-nociceptive Activities of Ganoderma lucidum Occurring in South India , Pharmaceutical Biology ,Vol. 41, No. 4, pp. 301-304.
7- Kiho, T. , Morimoto, H. , Sakushima,M., Usui,S. and Uhai, S. 1995.Polysaccharides in fungi. XXXV. Anti-diabetic activity of an acidic polysaccharide from the fruiting bodies of Tremella aurantia. Biological and pharmaceutical Bulletin 18 , 1627-1629.
8- Hirotani, M. and Ito, C. 1986. Ganoderic acids T , S and R , new triterpenoids from the cultured mycelia of Ganoderma lucidum. Chemical pharmaceutical Bulletin 34, 2282-2285.
9- Soo, T.S.1994. The therapeutic value of Ganoderma lucidum 8th International Mycological congress (IMC5) Abstrats, van couver, B.C.,P.95.
10- Yeo W.K. and Chen Y. Z. 2003. Mechanism of chinese medicinal herb. Department of computational science , faculty of science , National University of singapor. Blk S17 Level 7, 3 science Drive 2 , singapore 117543.
11- Kaiser, Jon Dm.D.1995. Immune power, A Comprehensive Treatment program for HIV, st. Martins press, N.Y., P.62.
12- Mizuno, T. 1996. Oriental Medicinal tradition of Ganoderma lucidum (Reishi) in China. In T. Mizuno & B. k. Kim(Eds.), Ganoderma lucidum(pp.101-106). Seoul, Korea:II-Yang Pharm. Co. Ltd.

Introduction of Ganoderma lucidum (W.Curt.:Fr.) Karst. with different pharmacological effects and study on distribution in Mazandaran forest.
Ali moussazadeh, S.1 , Zokaei, M.2 , Borhani, A.1 Khorankeh, S.1
1-Mazandaran Agricultural and Natural Resource- Passand Forest and Rangland station.
2-Science - College of Mashhad - Ferdoosy university.

Abstract
Mushrooms have important role in nature. They are used for food , Drug , treatment and change of organic matters that are so useful for human and nature. G. lucidum have been interested for people of ancient Chaina and Japans. It uses for treatmant of disease , modern research showed it contains a lot of active and miniral element, that has been showed anti-bactrial, Anti-viroal effects. This study have been done in two research project from 1998 in Mazandaran forest. Sampling have been done by usual plant pathological and mycological methods. In this study more than 150 species of mushroom were identified. A lot of them had medicinal effects. G. lucidum was one of the most important of them. Many countries produce it for commercial purposes.
Keywords: Ganoderma lucida, mushrooms

"Pejman"
2008/9/01, 06:22 AM
بررسي پراكنش و فنولوژيكي گياه دارويي افسنطين Artemisia absinthium L.) ) در استان گلستان
قاسمعلي ابرسجي1 ، منصور لطفي1 و سيدعلي حسيني (رضا)1
1- اعضاي هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان
گرگان - خيابان شهيد دكتر بهشتي - روبروي سازش - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان - كد پستي 4915677555
پست الكترونيكي : gh_Abarsaji@yahoo.com (gh_Abarsaji@yahoo.com)

خلاصه

افسنطين (L. Artemisia absinthium) گياهي است دارويي، پايا و بسيار معطر از خانواده Compositae (2) و به ارتفاع 5/0 تا 1 متر كه سرزمين اصلي آن حوزه درياي مديترانه و مناطق معتدل آسيا مي‌باشد. ولي امروزه تقريباً در سرتاسر جهان به‌خصوص در نواحي فرانسه، اروپاي مركزي، افريقاي شمالي، ايران و- مي‌رويد. افسنطين در مناطق مختلفي از كشور ايران، از جمله استان گلستان رويش دارد . برگ و سرشاخه‌هاي گلدار اين گياه مصرف دارويي داشته و داراي خواص متعددي مي‌باشد . با بررسيهاي ميداني مشخص گرديد كه اين گونه در مناطقي از استان گلستان از جمله تنگه گل در پارك ملي گلستان و مسير كلاله به مراوه تپه، پراكنش دارد . بررسي فنولوژيكي اين گونه نشان داد كه رشد رويشي اين گونه از اوايل مهرماه آغاز و در اواخر تابستان سال بعد رشد زايشي آن آغاز و بذرهاي آن در اواخر آبان تا اوايل آذرماه به رسيدگي كامل مي‌رسند. پس از مرحله گلدهي و همزمان با تشكيل بذر، رشد مجدد رويشي اين گياه با فعال شدن جستهاي رويشي از پاي بوته‌ها آغاز مي‌گردد .
واژه‌هاي كليدي: پراكنش، فنولوژيكي، افسنطين

مقدمه

بشر از زمانهاي بسيار گذشته در جستجوي استفاده از خواص گياهان دارويي بوده و همواره اين گياهان را در بهبود بيماريهاي شايع و مهم مورد استفاده قرار مي‌داده است . يكي از گياهان دارويي كه در استان گلستان رويش دارد، گونه Artemisia absinthium مي‌باشد. تاريخ شناسايي اين گياه به دورانهاي خيلي قديم، در حدود 1600 سال قبل از ميلاد مسيح نسبت داده مي‌شود . با توجه به اهميتي كه اين گونه از نظر دارويي و حفاظت خاك دارا مي‌باشد، پراكنش وفنولوژي آن در استان گلستان مورد بررسي قرار گرفت. Artemisia absinthium گياهي است علفي، پايا به ارتفاع 50 تا100 سانتيمتر و حتي بيشتر كه به حالت انبوه در زمين‌هاي باير سنگلاخي، كنار جاده‌ها و دامنة كوهستانها مي‌رويد. از كليه قسمتهاي گياه بوي قوي افسنطين استشمام مي‌گردد. قسمت مورد استفاده افسنطين برگ و سر شاخه‌هاي گلدار آن مي‌باشد . برگهاي اين گياه داراي ماده تلخي به نام ابسنتين است كه نخستين بار توسط Ducuensel كشف گرديد (1). افسنطين داراي اثر مقوي، مقوي قلب، تب بر، مدر، قاعده آور، ضد كرم و ضد عفوني كننده است. افسنطين از مقوي‌هاي دستگاه هضم بشمار مي‌آيد، زيرا با مصرف آن اشتها زياد مي‌شود. انقباضات اطراف ماهيچه‌هاي معده و روده را تقويت كرده و يبوست‌هاي ناشي از ضعف عمل دستگاه هضم را نيز برطرف مي‌نمايد. از افسنطين نتايج خوبي در رفع اسهالهاي مزمن، نفخ و تب‌هاي نوبه گرفته شده است (1) .

مواد و روشها

در اين تحقيق ابتدا با استفاده از منابع موجود و بررسيهاي ميداني پراكنش Artemisia absinthium در استان گلستان مشخص و بعد منطقه تنگه گل در پارك ملي گستان جهت بررسي فنولوژيكي انتخاب گرديد. در اين بررسي تعداد 30 پايه كه از نظر وضعيت مورفولوژيكي و رويشي درشرايط نسبتا يكساني قرار داشتند، انتخاب وعلامت گذاري شدند. در طول سه سال (1380 تا 1383) هر 15 روز از گياهان بازديد وتاريخ وقوع پديده‌هاي حياتي (شروع رشد، رشد رويشي، گلدهي، رسيدن و ريزش بذر) در فرمهاي مخصوص ثبت گرديد .

نتايج و بحث

نتايج حاصل از بررسي پراكنش گونه Artemisia absinthium در استان گلستان نشان داد كه اين گياه در استان گلستان در منطقه تنگه گل در پارك ملي گلستان ودر ارتفاع 750 متر و بيشترو مسير كلاله به مراوه تپه در ارتفاع 300 متري پراكنش يافته است. نتايج حاصل از مطالعات فنولوژيكي نيز نشان داد كه گونه Artemisia absinthium در منطقه مورد مطالعه داراي دوره رويش طولاني بوده به طوري كه اين گياه رشد رويشي خود را از اوايل مهرماه آغاز مي‌نمايد، در اواسط تا اواخر مرداد سال بعد غنچه‌هاي گل ظاهر شده و در اواخر شهريور ماه گياه به گل مي‌نشيند. رسيدن بذر در اواسط تا اواخر آبان وحتي دراوايل آذر ماه اتفاق مي‌افتد. پس از مرحله گلدهي و همزمان با تشكيل بذر، رشد مجدد رويشي اين گياه با فعال شدن جستهاي رويشي از پاي بوته‌ها، آغاز مي‌گردد. واز شروع رشد مجدد تارسيدن كامل بذر بين 13 تا 14 ماه به طول مي‌انجامد. ميانگين ارتفاع اين گونه در منطقه تنگه گل در زمان گلدهي و تشكيل بذر به 130 سانيمتر مي‌رسد (بعضي از پايه‌ها تا 180 سانتيمتر ارتفاع پيدا مي‌نمايند). و نيز بر اساس اندازه‌گيريهاي انجام شده، به طور متوسط، مساحت تاج پوشش به بيش از 1 متر مربع مي‌رسد. بنابراين با توجه به ويژگيهاي مذكور مي‌توان از اين گياه علاوه بر استفاده دارويي، در حفاظت خاك نيز استفاده نمود .

سپاسگزاري

بدين وسيله از مسئولان محترم مركزتحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان كه موجبات انجام اين تحقيق را فراهم آوردند تشكر و قدرداني مي‌گردد .

منابع

1- زرگري، علي. 1368. گياهان داروئي. جلدسوم. انتشارات دانشگاه تهران .
2- مظفريان، ولي ا-. 1375 . فرهنگ نامهاي گياهان ايران. انتشارات مؤسسه فرهنگ معاصر .
3- مير حيدر، حسين . 1373. معارف گياهي. كاربرد گياهان در پيشگيري و درمان بيماريها. دفتر نشر فرهنگ اسلامي.


Investigation on distribution and phenology of medicinal plant Artemisia Absinthium L .in Golestan Province
Ghasem Ali Abarsaji & Sayyid Ali Hossaini(Reza) & Mansour Lotfi
Members of scientific board of Agricultural and Natural Resources Research center of
Golestan Province
E.mail : gh_abarsaji@yahoo. com

Abstract
Artemisia absinthium is a medicinal,perennial and very sweet-smelling plant from compositae family with a height 0.5 to 1 meter .The original terrority of this plant is mediterranean sea areas and Asiatic temperate regions.But nowadays,the plant grows nearly in throught the world specially in France regions, central Europe,north Africa,Iran and etc. Leaves and top flowered branches of this plant have medicinal use and have nomerous properties.By field observations and existing resources , Artemisia absinthium is distributed in Tangeh Gol from Golestan National park and Kalaleh course to Maraveh Tappeh in Golestan province.Investigation on phenology of Artemisia absinthium showed this plant begins vegetative growth stage at the early october,flowering stage happens near the end of summer and seed rippening stage occures in december.Because the leaf and top flowered of Artemisia absenthium have medicinal properties,thus,the best time for collecting the Artemisia absenthium is near the end of summer in Golestan provinc.
Key words: Artemisia absinthium, distribution, phenology, Golestan Province

"Pejman"
2008/9/02, 12:50 AM
بررسي فنولوژيكي گياه دارويي عناب (Ziziphus jujuba Mill.) در استان گلستان
قاسمعلي ابرسجي 1، سيدعلي حسيني (رضا)1 و سيدعلي حسيني (حبيب)1
1- اعضاي هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان
گرگان - خيابان شهيد دكتر بهشتي - روبروي سازش - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان - كد پستي 4915677555
پست الكترونيكي : gh_Abarsaji@yahoo.com (gh_Abarsaji@yahoo.com)


خلاصه

يكي از گونه‌هاي دارويي با ارزش كه در استان گلستان رويش دارد گياه عناب مي‌باشد . عناب درختچه‌اي است با شاخه‌هاي كوتاه يا درختي كوتاه با ارتفاع 6 تا 10 متر كه در اغلب نقاط معتدله ايران كشت شده و به‌صورت خود رو در شمال خراسان، الموت قزوين و - مي‌رويد. ولي به‌صورت كاشته شده در رشت، اصفهان، كاشان، شيراز، بوشهر، يزد، گرگان و سيستان به فراواني ديده مي‌شود. ميوه‌هاي عناب به عنوان لينت بخش و نيز پايين آورنده فشار خون مصرف سنتي دارد(3) . اين گونه از قديم الايام در استان گلستان كشت مي‌شده و در مناطقي مانند كردكوي، گرگان، كلاله،‌ مينودشت و غيره پراكنش دارد . اين گونه رشد خود را از اوايل فروردين ماه آغاز مي‌نمايد و اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد، مراحل زايشي شروع و گلدهي آغاز و به‌طور متناوب تا اواخر مرداد به گل مي‌نشيند، ميوه‌هاي آن در شهريور ماه به رسيدگي كامل مي‌رسند و گياه در اواسط تا اواخر پاييز خزان نموده وبه خواب زمستانه مي‌رود.
واژه‌هاي كليدي: فنولوژيكي، گياه دارويي، عناب

مقدمه

امروزه گياهان دارويي نقش بسيار ارزنده‌اي در اقتصاد جهاني دارند و ليكن سهم ايران در اين زمينه بسيار ناچيز مي‌باشد.استان گلستان نيز با توجه به گذشته پر افتخاري كه در زمينه طب سنتي و گياهان دارويي دارد و از طرف ديگر با توجه به تنوع اقليمي، پوشش گياهي و - يكي از مناطق مستعد در زمينه سرمايه گذاري در اين زمينه مي‌باشد. جنس Ziziphus در ايران 5 گونه درختي و درختچه‌اي دارد و گونه Ziziphus jujuba در مناطق معتدله و معتدله سرد و گونه‌هاي ديگر آن خاص مناطق گرم و مرطوب جنوب ايرانند(4). عناب داراي لعاب فراوان، مواد قندي مختلف،73/2 تا 43/6 درصد مواد پروتئيني، املاح آلي و ويتامين C است. عناب به حالت تازه مانند ميوه‌هاي ديگر، مصرف مي‌شودو اثر ملين دارد (1). عناب درختچه‌اي است با شاخه‌هاي كوتاه يا درختي كوتاه كه در اغلب نقاط معتدله ايران كاشته مي‌شود (3). درخت عناب بومي مناطق گرمسير است. در ايران در سواحل بحر خزر و دامنه نيل كوه در مينودشت، كوكلان گرگان، در كردستان و سردشت در لرستان و بختياري ودر الموت و خراسان و بلوچستان وكرمان به طور خودرو مي‌رويد (5). انتشارجغرافيايي عناب، مناطقي همچون گرگان (نيل كوه - گوكلان)، مناطق كوهستاني خراسان، بين بابل و بابلسر، بين قائمشهر و بهشهر، بلوچستان، بندر عباس و كرمان مي‌باشد (2).


مواد و روشها

مطالـــعات‌ فنولوژيكي‌ بــرروي‌ عناب در يك‌ دوره‌ 3 ساله (1380 تا 1383) در گرگان انجام‌ گرديد. در اين بررسي تعداد 20 پايه كه از نظر وضعيت مورفولوژيكي و رويشي درشرايط نسبتا يكساني قرار داشتند، انتخاب و علامت‌گذاري شدند. مشاهدات‌ و يادداشت‌ برداري‌ ازاين‌ گياهان‌ در دوره‌ فعاليت‌ گياه هر 15 روز يكبار و در دوره‌ خواب‌ به‌فاصله‌ يكماه‌ انجام‌ شد و تاريخ وقوع پديده‌هاي حياتي (شروع رشد، رشد رويشي، گلدهي، رسيدن و ريزش بذر و خزان گياه) ثبت گرديد .

نتايج و بحث

نتايج حاصل از بررسيها نشان داد كه عناب در استان گلستان پراكنش نسبتا خوبي داشته و در مناطقي مانند كردكوي، گرگان، مينو دشت،‌كلاله و - رويش دارد . اين گونه در اين منطقه از رشد و شادابي خوبي برخوردار بوده، به‌طوري كه قطر برابر سينه برخي از پايه‌ها در كردكوي به 40 سانتيمتر مي‌رسد. اين گونه رشد رويشي خود را از اوايل فروردين ماه شروع مي‌نمايد تا اينكه از اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد مراحل زايشي گياه شروع و گلدهي آغاز و به‌طور متناوب تا اواخر مرداد به گل مي‌نشيند. تشكيل ميوه نيز از خرداد آغاز وتا اواخر مرداد و گهگاه تا اوايل شهريور ماه ادامه دارد. تا اينكه از اوايل شهريور ماه رسيدن ميوه‌ها آغاز و اواخر شهريور ريزش مي‌نمايند بنابراين بهترين زمان برداشت محصول شهريور ماه مي‌باشد. ريزش برگها نيز از اواخر مهر ماه آغاز و تا اينكه در اواخر پاييز گياه كاملا عاري از برگ شده وبه خواب زمستانه مي‌رود. بنابراين با توجه به اينكه اين گونه مقاوم به خشكي بوده وهمچنين پراكنش نسبتا خوبي را در استان گلستان دارد مي‌توان كشت آن را به‌خصوص در اراضي شيبدار كه مناسب كشت گونه‌هاي يكساله وغلات نمي‌باشد، توسعه داد. درخت عناب معمولا در سنين 15تا 20 سالگي به حداكثر بازدهي مي‌رسد. بنابراين چون رشد درخت عناب كند است بنابراين تا رسيدن به رشد مناسب، در فواصل درختان عناب مي‌توان درختان ميوه سريع الرشد و با عمر كوتاه و يا محصولات زراعي كشت نمود .

سپاسگزاري

بدين‌وسيله از مسئولان محترم مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان كه موجبات انجام اين تحقيق را فراهم نمودند تشكر و قدرداني مي‌گردد .

منابع

1- زرگري، علي. 1368.گياهان دارويي. جلد اول. انتشارات دانشگاه تهران .
2- قهرمان، احمد .1375، فلوررنگي ايران . انتشارات انجمن ملي حفاظت منابع طبيعي و محيط انساني .
3- كتاب سال گياهان دارويي و توانمنديهاي كشور در زمينه گياهان دارويي. موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع شماره انتشار 162-1375 .
4- مظفريان، ولي ا-، 1375. فرهنگ نامهاي گياهان ايران . انتشارات فرهنگ معاصر .
5- ميرحيدر، حسين .1373، معارف گياهي . جلد6. انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي.


Investigation on the phenology of Ziziphus jujuba Mill.
in Golestan province

Ghasem Ali Abarsaji , Sayyid Ali Hossaini(Reza) & Sayyid Ali Hossaini(Habib)
Members of scientific board of Agricultural and Natural Resources Research center of
Golestan Province
E.mail : gh_abarsaji@yahoo. com

Abstract
Ziziphus jujuba is one of valuable medicinal plant which grows in Golestan province . Ziziphus jujuba is a shrub with short branches or short tree with 6 -10 m height which is planted in most moderate places of Iran and is distributed widely in the north of khorasan, Alamout of Ghazvin and etc. This plant is being planted in different regions for instance Kordkoy, Gorgan, Kalaleh, Minoodasht and etc. Ziziphus jujuba begins its grow from early April and its fruits rippen in september and falls from the middle to the end of autumn and then its hibernation occures.
Key words :Ziziphus jujuba , Golestan Province, Phenology

"Pejman"
2008/9/02, 12:55 AM
بررسي نيازهاي اكولوژيکي و خواص داروئي
گياه Perovskia abrotanoides Karel دراستان خراسان
نازلي احمدي، فريده ثقفي خادم، عليرضا گوچكي و محمد رمضاني
مشهد - كد پستي 91735 ، صندوق پستي 488

خلاصه

به منظور مطالعه برخي ازجنبه هاي اكولوژيكي گياه داروئي پرووسكيا Perovskia abrotanoidesدر استان خراسان، سه منطقه فريزي، صالح آباد و درگز جهت نمونه برداري گياه انتخاب و مطالعاتي درزمينه فرم زيستي، استرا تژي تجديد حيات، فنولوژي، خصوصيات توليد مثل وفاكتورهاي محيطي صورت گرفت. ويژگيهاي خاك سه منطقه درآزمايشگاه بررسي شد. تستهاي فيتوشيمي جهت تعيين مواد مؤثره گياه صورت گرفت .
نتايج تحقيق نشان داد که اين گياه چند ساله و بوته اي داراي فرم زيستي كامئوفيت مي باشد كه بدليل وجود استولون ميتوان آن را كريپتوفيت نيز در نظر گرفت. به دو طريقه جنسي و غير جنسي تكثير مي يابد. زاد آوري بيشتر از طريق غير جنسي صورت مي گيرد. رشد اين گياه به ميزان زيادي تابع رطوبت در منطقه است ودر خاكهاي غير آهكي، غير شور و نسبتاً سبك به خوبي رشد ميكند. اين گياه غني از متابوليت هاي ثانويه ساپونين ، فلا ونوئيد ، تانن ، آلكالوئيد و فاقد گليكوزيدهاي سيانوژنيك مي باشد .
واژه هاي کليدي : پرووسکيا ، اکولوژي ، خواص داروئي .

مقدمه

پرووسكيا غالباً با نامهاي محلي گل كبود يا كن كبد ناميده مي شود. پراكنش آن عمدتاً محدوده شمال شرقي ايران ومحل رويش آن اغلب در اطراف چشمه هاوجويبارها وكف آبراهه ها مي باشد. درزيارت اين گياه بعنوان يك داروي پايين آورنده تب استعمال دارد و خيسانده گلهاي آن برروي بدن فرد تب دار استفاده مي شود(2). ادهمي و همكاران اسانس اين گياه را حاوي اثرات ضدباكتريايي قابل مقايسه با كلرامفنيكل گزارش نمودند(1). اين گياه يك بوته زينتي نيز محسوب ميشود كه براي كشت در شهرها واطراف نقاط مسكوني توصيه مي شود (3).
مواد و روشها

پس ازمشخص نمودن نقاط پراكنش گياه درسطح استان سه منطقه روستاي فريزي ، صالح آباد وپارك ملي تندوره درگز جهت نمونه برداري انتخاب ودر مكان كوآدراتهايي درابعاد 1*1 متر مستقر گرديد.درهر كوآدرات متوسط ارتفاع گياه قطرسايه انداز بوته درواحد سطح ثبت گرديد . براي تعيين بيوماس درصد اجزاي گياهي اندامهاي هوايي ازسطح زمين قطع و جهت توزين به آزمايشگاه منتقل گرديد. بافت خاك، آهك خاك ، PH وهدايت الكتريكي عصاره اشباع (EC) ورطوبت اشباع با روشهاي معمول اندازه گيري شد. جهت بررسي آغشته بودن ريشه هاي گياه به قارچهاي ميكوريزي از رنگ آميزي فيليس وهيمن و براي جداسازي هاگها از خاك ازروش غربال ترو دكانته كردن استفاده شد(4). براي تعيين شاخصهاي رشد، درطي حدود سه ماه و در فواصل زماني معين، هر بار بخشهاي سبز يك بوته جمع آوري و سطح برگها به وسيله دستگاه اندازه گيري وكليه اندامها پس از خشك شدن توزين شدند. براي تعيين متابوليت هاي ثانويه ، نمونه هاي جمع آوري شده از سه منطقه بطور جداگانه خشك و پودر شدند وبه روش خيساندن عصاره گيري شدند . سپس با استفاده ازتست هاي فيتو شيميايي ، تركيبات مؤثر گياه مشخص گرديد .
نتايج و بحث

نتايج اين تحقيق نشان داد كه رشد اين گياه به ميزان زيادي تابع رطوبت محيط است. در خاكهاي غير آهكي ، غير شور با درصد رطوبت اشباع در محدوده 7/26-20% ، PH در محدوده 6/7-4/7 ونسبتاً سبك با بافتي شني لومي و لومي به خوبي رشد ميكند . اين گياه چند ساله و بوته اي داراي فرم زيستي كامئوفيت مي باشد كه بدليل وجود استولون ميتوان كريپتوفيت نيز در نظر گرفت . به دو طريقه جنسي و غير جنسي (توليد ساقه هوايي از جوانه هاي جانبي زاويه استولون ) تكثير مي يابد. زاد آوري بيشتر از طريق رويشي صورت مي گيرد . اولين نشانه هاي فعال شدن جوانه هاي جانبي در اواسط فروردين مشاهده گرديد. ظهور سنبله گلزا و مراحل غنچه دهي ، گلدهي ، ميوه‌دهي وايجاد بذر به ترتيب در اواسط خرداد ، اواخر خرداد ، نيمه تير ماه ، اواخر شهريور وهفته سوم مهرماه ديده شد(شکل1) . ساقه بيشترين وگل كمترين سهم را در وزن خشك گياه داشت. در ابتدا تجمع ماده خشک روند كندي را نشان داد ولي بين 70 تا 110 روز پس از رشد افزايش ماده خشك تقريباً خطي بود. سرعت رشد قبل از اينكه گياه به حداكثر گلدهي برسد در بيشترين مقدار خود بوده و پس از آن كاهش يافت (نمودار 1). بيشترين سطح برگ در پايان مرحله رشد سريع گياه (روز صد ودهم ) بود.
نتايج كشت گلخانه‌‌‌اي نشان داد كه اين گياه به خوبي از طريق كشت قلمه و كشت ريزوم قابل تكثير است. جدول 1 فاصله برگدار شدن قلمه ها را نشان مي‌دهد.
جدول 1 - برگدهي قلمه ‌ها در شرايط گلخانه
محل جمع‌‌‌آوري قلمه تاريخ كشت قلمه تاريخ برگدهي
طرق 13/8/77 8/9/77
طرق 5/10/77 6/11/77
طرق 8/12/77 23/12/77
درگز 19/11/77 6/12/77
سبزوار 22/9/77 30/10/77
نتايج آزمايشات ريز ازديادي نشان داد كه القاء شاخه در همة ريز قلمه هاي انتقال يافته به محيط كشت صورت گرفته بود، اما ريز قلمه‌هايي كه توانايي كمتري از خود نشان داده بودند، توليد كالوس با حجم زيادتري مشاهده گرديد.همچنين ريز قلمه‌هاي انتقال يافته به محيط كشت ريشه‌زايي در شرايط هيدروپونيك بعد از حدود دو هفته توليد ريشه‌هاي فراوان نمودند ( شكل 2).

يكي از هاگهاي متداول مربوط به اين قارچها از جنسGlomus تشخيص داده شد . اين گياه غني از متابوليت هاي ثانويه ساپونين ، فلا ونوئيد ، تانن ، آلكالوئيد و فاقد گليكوزيدهاي سيانوژنيك مي باشد
سپاسگزاري

بدين وسيله از حوزه معاونت پژوهشي دانشكده علوم دانشگاه فردوسي به سبب تامين اعتبار مالي اين پروژه و - كمال تشكر و قدرداني را دارم .
منابع

1ـ ادهمي ، ح.ر.، ب. مسگر پور وع. حاجي آخوندي .1376. بررسي مقايسه اي شيميايي و بيو لوژيكي اسانسهاي حاصل از گل ، برگ و ساقه گياه براز مبل - چكيده مقالات اولين سمينار گياهان داروئي و صنعت شيراز .
2 - Cains J.F. 1998 . The Medicinal and poisonous plants of India . Scientific publishers and India
3 - Borisova a.g.e.v.volkova s.G.Govshkova m.v.Klokov O.E.Knorring L.A.Kupriyanova E.G.Pobedimova A.I.Poyakova and S.V.Yuzepchuk .1954. Flora of the u.s.s.r,VV(XX)&(XX1).12 data SSR Moskva - Lenin grad .lstvo Aka demii Nauk
4 - Gerdman, J.W. and T.H. Nicolson . 1963. Spores of mycorrhiial Endogone species extracted from soil by wet sieving and decanting. Trans. Brit. Mycol. Sco. 46: 235-244.
5 - Murashige and Skoog .1962. Physiology of plants. 15:473-497


Investigatio on Ecological Requirements and Medicinal Properties of Perovskia abrotanoides Karel in Khorassn Province
N. Ahmadi - F. Saghafi - A. Koochaki - M. Ramazani
Abstract
Some ecological aspects of the medicinal plant perovskia abrotanoides were studied in three regions of khorassan province. Some factors such as life form, regeneration strategies, phenology, reproduction, environmental parameters, soil and phytochemistry were studied. This plant is a perennial sub shrub with comeophyte or cryptophyte life from, mainly a***ual reproduction. This plant grows in moisture, non saline, non calcareous, Loam or sandy- loam soil. It is full of secondary metabolites especially saponins.
Keywords : Provskia abrotanoides karl , ecology , pharmacology

"Pejman"
2008/9/02, 12:58 AM
بررسي رابطه بين ابعاد برگ گونه دارويي بارانك با سن پايه هاي مادري و رويشگاه
كامبيز اسپهبدي1، حسين ميرزايي ندوشن2، مسعود طبري3، مسلم اكبري نيا4، يحيي دهقان شوركي5، حامد يوسف زاده و سپيده ميرزانژاد6
1- عضو هيت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران و دانشجوي دوره دكتري دانشگاه تربيت 2ـ عضوهيت علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع 3ـ عضو هيت علمي دانشكده منابع طبيعي و علوم دريايي دانشگاه تربيت مدرس 4- عضو هيت علمي دانشكده منابع طبيعي و علوم دريايي دانشگاه تربيت مدرس 5- عضوهيت علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع 5 ـ دانشجوي كارشناسي ارشد دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تربيت مدرس6ـ دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه تربيت معلم

چكيده

اين تحقيق به منظور بررسي تغييرات اندازه برگ گونه‌‌ دارويي ‌بارانك انجام‌شد. تغيييرات برگ 40 پايه بارانك در دو رويشگاه به نام‌هاي سنگده (متوسط ارتفاع از سطح دريا 1700متر) و اشك (متوسط ارتفاع از سطح دريا 2100 متر) در جنوب ساري در استان مازندران بررسي گرديد. نتايج نشان داد كه حداكثر طول دمبرگ، طول پهنك،‌ عرض پهنك به ‌ترتيب 6/4، 68/13، 7/12 سانتي‌متر و متعلق به درختان منطقه اشك ‌بود. حداقل مقادير فوق به ترتيب 33/2، 8/8 و 8/6 سانتي‌متر و متعلق به رويشگاه سنگده بود. بين طول دمبرگ و طول پهنك با سن درختان همبستگي منفي معني‌دار (p<0.05) وجود داشت. در صورتي كه بين عرض پهنك و سن درختان همبستگي مشاهده نگرديد. در واقع اندازه برگ در درختان ميانسال و جوان از درختان مسن، بزرگ‌تر است.
واژه هاي كليدي: بارانك- برگ - گونه دارويي- سن درختان

مقدمه

بارانك‌ يك‌ گونه ‌درختي ‌از ‌خانواده Rosaceae، جنس Sorbus بوده و به نام علمي Sorbus torminalis معروف مي‌‌باشد(1). اين گونه درختي ارزشمند از نظر دارويي و صنعتي، در جنگل‌هاي شمال ايران از آستارا تا گليداغي ديده‌مي‌شود(1). هم چوب آن بسيار گرانقيمت است (3، 4 و 6)، و هم ميوه و برگ آن نيز از خواص دارويي بسيار با ارزشي برخوردار است. در يونان ار 88 ميلي‌گرم برگ آن 3 ميلي‌گرم اسيد پي‌كوماريك، 18 ميلي‌گرم اسيد كافئيك، 7/36 ميلي‌گرم كورسئين، 6/4 ميلي‌گرم اسيد كلروژنيك 2/5 ميلي‌گرم لوتئلين گلي‌گسايد و 2/2 ميلي‌گرم اپيژنين گلي‌‌گسايد بدست‌آمده (9) و از ميوه آن 4 نوع چربي شامل استيگماسترول، كامپسترول، كلسترول و سيتروسترول و 7 نوع اسيد چرب شامل اسيد ‌اولئيك، اسيداستئاريك، اسيدپالماتيك، اسيدپلاميتوليك، اسيدميريستيك، اسيد لينوليك و اسيد لينلوئيك استخراج شده است (8). به‌نظر مي‌رسد كه در اندازه برگ پايه‌هاي بارانك‌ ‌در رويشگاه‌هاي مختلف تفاوت‌هايي وجود داشته‌باشد. در اين تحقيق با بررسي ابعاد برگ بعنوان اندام مهم دارويي بارانك در 40 پايه درخت در سن‌هاي مختلف، اثر سن درخت روي ابعاد برگ بررسي ‌گرديد. اميد است كه براي توسعه جنگل‌كاري جند‌منظوره با هدف توليد اندام دارويي (برگ) مورد استفاده قرار گيرد.

مواد و روشها

ابتدا 40 پايه بارانك در دو رويشگاه به نام‌هاي سنگده ‌و اشك درجنگل‌هاي حوزه شركت سهامي چوب فريم واقع 80 كيلومتري جنوب‌غربي‌ساري انتخاب گرديد. قطر برابرسينه آنها كه نمودي از سن درختان مي‌باشد اندازه‌گيري و سپس نمونه‌هاي برگ از يك جهت معين از وسط تاج درخت جمع‌آوري گرديد. نمونه برگ براساس مطالعاتي كه انجام شد، از وسط 2 تا 3 شاخه‌اي كه هنوز به گل نشسته بودند تهيه شد (5 و 7). بنابراين 5 برگ از قسمت مياني 3 شاخه جدا و در هم آميخته شد. آنگاه به‌طور تصادفي از بين 15 برگ يادشده 5 برگ جدا و طول دمبرگ و پهنك و ماكزيمم عرض پهنك اندازه‌گيري و از طريق نرم‌افزار SPSS تجزيه و تحليل آماري انجام و‌همبستگي بين صفات برگ با قطر پايه‌ها (سن) و ارتفاع رويشگاه بررسي شد.

نتايج و بحث

حداكثر مقدار طول دمبرگ ، طول پهنك، و عرض پهنك به ترتيب 6/4، 68/13، 7/12 سانتي‌متر و متعلق به درختان منطقه اشك ‌بود. حداقل مقادير فوق به ترتيب 33/2، 8/8 و 8/6 سانتي‌متر و به رويشگاه سنگده مربوط ‌شد. ميانگين طول دمبرگ در رويشگاه اشك و سنگده به ترتيب 56/3 و 16/3 سانتي‌متر و براي طول پهنك 52/11 و 45/10 سانتي‌متر و براي عرض پهنك 72/9 و 63/8 سانتي‌متر بود

ويژگي‌درختان و رويشگاه طول دمبرگ طول پهنك عرض پهنك
سن‌پايه‌ها
ارتفاع از سطح دريا رويشگاه 4/0- *
41/.** *36/0-
48/0** 21/0 ns
4/0*
** همبستگي در سطح 1 درصد معني دار است*همبستگي در سطح 5 درصد معني دار است ns همبستگي معني دار نيست.
اختلاف بين دو منطقه از نظر آماري در سطح 5 درصد معني‌دار شد. بررسي همبستگي بين صفات برگ و سن درختان نشان داد كه بين طول دمبرگ و طول پهنك با سن درختان همبستگي منفي معني‌دار (p<0.05) وجود دارد (جدول شماره 1).ولي بين عرض پهنك و سن درختان همبستگي مشاهده نگرديد. در واقع ابعاد برگ در درختان ميانسال و جوان نسبت به درختان مسن بيشتر است. از سوي ديگر همبستگي مثبت و معني‌دار بين و ارتفاع رويشگاه و صفات برگ مشاهده شد‌(جدول شماره 1). رويشگاه اشك در حاشيه روستاهاي ييلاقي قرار داشته و اكنون تحت برنامه جنگل‌كاري طرح صيانت از جنگل‌هاي شمال قرار دارد. بنابراين مي‌توان به منظور توليد اندام‌ دارويي (برگ) از درختان ميانسال و جوان رويشگاه‌هاي مرتفع، بذر تهيه و توليد نهال نموده و در حاشيه روستاهاي ييلاقي جنگل‌كاري نمود. از سن دو سالگي و نزديك به ايام خزان برگ (اوايل مهر) نيز مي‌توان نسبت به جمع‌آوري برگ آنها اقدام نمود.
منابع

1- ثابتي، ح. 1373. جنگل ها درختان ودرختچه هاي ايران . انتشارات دانشگاه يزد، 810 صفحه.
2Aas,G.,Maier,J.,Baltisberger,M.,Matzger,S.1994.Mo rpholgy,isozyme variation, cytology, and reproduction of hybrids between Sorbus aria (L)Crantz and S.torminalis (L) crant2,Helv.104:195-214.
3-Demesure, B., Guerroue, BL., Lucchi, G., Part, D., Petit, R.J. 2000. Genetic variability of a scattered temperate forest tree: Sorbus torminalis L. Ann. For. Sci. 57: 63-71.
4-Lanier, N.1993. Recherched elements de sylvicutre pore Lalisiaer rew. For. Franc. P:319.
5-Phipps J.B. and Muniyama,M.1980. A taxonomic revision of Crataegus (Rosaceae) in Ontario. Canadian Journal of Botany 58: 1621-1699
6-Piagani, C., Bassi. D. 2000 .In vivo and in vitro propagation of Sorbus torminalis from juvenile material. Italus Hortus, 7: 3-7.
7-Sell.P.D.,1989.The sorbus latifolia ( lam ) pers- aggregate in the British Isles. Watsonia 17 : 385-399.
8-Tsista-Tzardi, E., Loukis A. 1991. Constituents of Sorbus torminalis Fruits. Fitoterapia, 62: 282- 283.
9-Tsista-Tzardi,E., Loukis, A. 1992. Consituents of Sorbus torminalis leaves. Fitoterapia. 63 : 189 -190


Investigation of relation between leaf
characteristics of Sorbus torminalis (L)Crantz
and the site condition and tree seed age in Mazandaran forests.
K. Espahbodi , H. Mirzaie-Nodoushan., M. Tabari , M. Akbarinia, Y. Dehghan-Shooraki., H.Yusefzadeh and S. Mirzanejad
1- Scientific member, Natural Resources Research Center of Mazandaran , Ph.D. Student of Tarbiat Modarres University 2- Scientific member, Forest and Rangelands Research Institute 3- Scientific member, Natural Resources Faculty, Tarbiat modarres University 4- Scientific member, Natural Resources Faculty, Tarbiat modarres University 5- Scientific member, Forest and Rangelands Research Institute 6- M.S Student at Forestry of Tarbiat modarres University 7- M.S Student at Forestry of Tarbiat Moallem University

Abstract
In order to determine the relation between leaf characteristics and tree seed age of Sorbus torminalis,and site altitude , this research was carried out in Sangdeh Forest of Mazandaran Province. Leafs of 40 individual tree from 2 population were selected. 15 leaves from the middle of three young shoots scattered, and 5 leaves were randomly selected. Length of petiole, length of laminate and the maximum width of laminate were measured. Results showed that the correlation between laminate and petiole length with tree diameter and site altitude was negatively significant (p<0.05). Maximum length of petiole and laminate and width of laminate were 4.6, 13.68, 12.7 centimeters respectively the and related to younger individual in higher altitude site (Ashak, 2000 to 2300m).
Keywords:Sorbustorminalis,leafscharacteristics,med icinetree,age,site

"Pejman"
2008/9/02, 01:02 AM
پوشش گياهان داروئي ناحيه ارسباران استان آذربايجانشرقي
مهندس سوسنيق اسلام پناه 1 - دكتر نويده بيرنگ 2 - دكتر عزيز جوانشير 3 - دكتر عباس دل آذر 4
1 كارشناس كشاورزي ( گياهان داروئي )، گروه فارماكوگنوزي، دانشكده داروسازي ، دانشگاه علوم پزشكي تبريز
2 دانشيار مهندسي فضاي سبز، دانشكده كشاورزي ، دانشگاه تبريز
3 استاد گروه زراعت ، دانشكده كشاورزي ، دانشگاه تبريز
4 دانشيار ، دانشكده داروسازي و مركز تحقيقات كاربردي داروئي، دانشگاه علوم پزشكي تبريز

خلاصه

منطقه حفاظت شده ارسباران انبوهترين پوشش جنگلي در سطح استان آذربايجانشرقي محسوب مي گردد. پوشش گياهي در اين منطقه بسيار متنوع است و تنها بيش از 775 گونه در اين منطقه شناسايي شده كه 55 گونه از آنها براي اولين بار از ايران گزارش شده است. گونه هاي گياهان داروئي شناسائي شده و به بيش از 25 تيرة گياهي متعلق است كه خانواده هايي منتخب چون سيب زميني - سرخدار - روناس - پلي گوناسه و..... به لحاظ داشتن انواع گونه هاي داروئي از اهميت ويژه اي برخور دارند كه در اين مقوله به بعضي از اين گونه ها از نظر ويژگي هاي بتانيكي شرايط و مناطق رويشي در منطقه و همچنين خواص داروئي پرداخته خواهد شد.
واژه هاي کليدي : گياهان داروئي ، شناسايي ، ارسباران.


مقدمه :

منطقه ارسباران با وسعت 72 هزار هكتار در كناره هاي جنوبي رود ارس در شهرستان كليبر واقع شده و به عنوان يكي از ذخاير 9 گانه بيوسفر ايران در يونسكو به ثبت رسيده است و از ارزش هاي خاص گياهي و جانوري برخوردار مي باشد. از نظر پوشش گياهي منطقه از يك سو تحت تأثير نواحي مديترانه اي غربي و از سوي ديگر تحت اثر ناحيه گياهي قفقاز واقع گرديده است از جانب شرق نيز وابستگي محدودي با جنگلهاي هيركاني داشته و در بخشهايي نيز شباهت به منطقة خشك مركزي پيدا مي كند. جنگلهاي ارسباران انبوهترين پوشش جنگلي در استان آذربايجانشرقي محسوب مي گردد.
مواد و روش ها

نمونه هاي گياهي باتوجه به وضعيت توپوگرافي، ارتفاع از سطح دريا و شرايط اقليمي از اوايل فروردين تا اواخر آذرماه هر سال جمع آوري و ضمن يادداشت ويژگي هاي مهم منطقه اي مانند ارتفاع، جهت، شيب، نام محل، و اطلاعاتي از قبيل نام جمع آوري كننده و تاريخ جمع آوري، در داخل پرس به هرباريوم منتقل شدند. نمونه هاي گياهي پس از خشك و ضد عفوني شدن بر روي كارت هاي ويژه اي چسبانيده شده و با استفاده از منابع كليدي موجود شناسايي و نام گذاري گرديدند. در پايين ترين قسمت سمت راست اين كکارت ها اتيكتي چسبانيده مي شود كه تاريخ جمع آوري ، نام و ارتفاع محل، نام جمع آوري كننده و نام شناسايي كننده در آن درج مي گردد.سپس نمونه ها در داخل پوشه هاي ويژه و با رعايت اصول طبقه بندي گياهي در داخل قفسه هاي هرباريوم قرارداده مي شوند.

نتايج و بحث

گونه هاي گياهان داروئي كه تاكنون از اين ناحيه شناسايي گرديده اند متعلق به بيش از 25 تيره گياهي ميباشد. خانواده هاي سيب زميني (Solanaceae ) ، سرخدار (Taxaceae) ، روناس (Rubiaceae) ، علف مار (Capparidaceae) ، كاسني(Compositae) ، كدو (Cucurbitaceae) ، علف هفت بند (Polygomaceae) ، انگور فرنگي (Grosulariaceae) ، نعناع (Labiatae) از نظر دارا بودن انواع گونه هاي گياهان داروئي از اهميت خاصي برخوردار هستند. از گونه هاي گياهان داروئي موجود در منطقه ميتوان به گونه هاي كبر ( Capparis spimosa) با فعاليت آنتي روماتوئيدي و هپاتوپروتكتيوي ، عروسك پشت پرده ( Physalis alkekengi ) داراي انواع آلگالوئيدهاي فيزالين ، سرخدار ( Taxus baccata) حاوي تاكسول با اثرات آنتي توموري، شير پنير ( Galium verum ) با فعاليت آنتي اكسيداني ، خار مريم ( Silybum marianum) داراي فعاليت هپاتوپروتكيو، خر خيار (Ecballium elaterium ) حاوي تركيبات سيستوتوكسيك الاترين و كوكوربيتاسين، ترشك مواج (Rumex crispus) داراي تركيبات آنتراكينوني با خواص مسهلي ، قره قات (Ribes biebersteinii) داراي تركيبات آنتوسيانوريدي ، چله داغي (Eremostachys laciniata ) داراي اثرات التيام بخشي در آسيبهاي تاندوني اشاره نمود. در اين مقاله ضمن ارائه ويژگيهاي زيست محيطي منطقه ارسباران به تفضيل به گونه هاي گياهان داروئي شناسايي شده ا ز منطقه و علي الخصوص گياهان داروئي كه منحصراً در ايران در منطقه رشد ميكنند پرداخته خواهد شد.
در ادامه نتايج آناليزهاي شيميايي بعضي از گياهاني كه از اين منطقه جمع آوري گرديدند نيز به اختصار بيان خواهد گرديد.

منابع

1- فلورا ايرانيكا Flora Iranica ( karl Heinz Rechinger)
2- طرح پژوهشي -- جمع آوري و تشكيل هرباريومي از فلور آذربايجان -- دكتر نويده بيرنگ - دكتر عزيز جوانشير.
1- Abbas Delazar , Mohmmad Shoeb , Yash Kumarasamy, Maureen Byrfes, Lutfun Nahar , Masoud Modaresi, Satyajit D. Sarkea , Two bioactive ferulic acid derivatives from Eremostachys glabra, DARU, Jourmal of faculty of pharmacy, Tehran University of Medical Sciences , 2004 ,volume 12,No.2,49-53.
2- Abbas Delazar, Maureen Byres, Simon Gibbons, Yashocharan Kumarasamy , Masoud Modarresi, Lutfun Nahar, Mohammad Shoeb, and Stayajit D.Sarker , Iridiod Glycosides from Eremostachys glabra, journal of natural products, 2004,67(9), 1587 - 1584.
3 - Abbas Delazar , Simon Gilbbons, Yashodharan Kumarasamy, Lutfon Nahar , Mohammd Shoeb and Satyajit D. Sarker, Antioxidant Phenylethaniod glycosides from the rhizomes of Eremostachys glabra (Lamiaceae) . Biochemical Systematics and Ecology , 2005 , in press.

Medicinal Plants flora of Arasbaran area in east
Azarbaijan Province
Sousanigh Eslampanah 1 , Navideh Birang 2 , Aziz Djavanshir 3, Abbas Delazar4
1Pharmacognosy Department, School of Pharmacy, Tabriz University of Medical Sciences, Tabriz , Iran, 2Landscape agriculture Department , School of Agriculture, Tabriz University, Tabriz, Iran,3Agronomy Department , School of Agriculture, Tabriz University , Tabriz , Iran , 4Pharmacognosy Laboratory, School of Pharmacy and Drug Applied Research Center , Tabriz University of Medical Sciences, Tabriz, Iran.

Abstract
Arasbaran is a mountainous area in east Azarbaijan province with an area measuring 72000 hectares. Arasbaran was announced as a protected area in 1976. It has also been registered by the United Nations Educational , Scientific and Cultural Organization ( UNESCO) an a world - Known land.
Many medicinal plant species have determined from arasbaran such as Capparis spinosa (with antirheumatoid and hepatoprotective activities) , physalis alkekengi ( contains physalins ) , Taxus baccata ( contains Taxol with antitumor activity ), Galium verum ( with antioxidant activity) , Silybum marianum ( Hepatoprotector ), Ecballium elaterium ( contains Elaterin and cucurbitacine with cytotoxic activies), Rumex crispus ( contains cathartic anthraquinone derivatives), Ribes biebersteinii ( contains anthocyanins), Eremostachys laciniata ( with healin activity in tendinous injuries). In this paper, we will explain medicinal plants flora of Arasbaran area.
Keywords : Medicinal plant , Recognize , Arasbaran .

"Pejman"
2008/9/02, 01:05 AM
ظهور مراحل فنولوژيكي در گياه دارويي Inula helenium (زنجبيل شامي)
سيدمحمد اصفا1، بابك بحريني نژاد2 و مسعود عسگرزاده1
1 - كارشناس 2 - عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان
ص. پ. 199- 81785 mf_asfa@yahoo.com (mf_asfa@yahoo.com)

خلاصه

ظهور مراحل فنولوژيكي در هر گياه كه از عوامل محيطي و ژنتيكي ناشي مي‌شود بر روي عملكرد گياه تأثير مستقيم دارد. در گياهان دارويي علاوه بر ميزان محصول، متابوليت‌هاي ثانويه از اهميت ويژه‌اي برخوردارند. براي دستيابي به عملكرد قابل قبول در هر گياه لازم است كه ظهور پديده‌هاي زيستي ثبت و مورد مطالعه قرا رگيرند. در آن صورت مي‌توان براي كشت و توليد انبوه برنامه‌ريزي كرد. در اين تحقيق گياه دارويي I. helenium مورد توجه قرار گرفت. از ريشه و ريزم اين گياه به طور گسترده براي درمان بيماري التهابات مجاري تنفسي، خلط آور، اشتهاآور، نيروبخش و - استفاده مي‌شود. اين تحقيق در ايستگاه تحقيقات شهيد فزوه اصفهان در سالهاي 1379 تا 1381 اجرا شد و مراحل فنولوژيك گياه مورد مطالعه قرار گرفت. كشت گياه به‌صورت گلخانه‌اي و انتقال نهال در فروردين ماه امكانپذير است. ظهور غنچه و گل به‌صورت تدريجي است و بذرها در شهريور ماه به مرحله رسيدگي مي‌رسند. نتايج بدست آمده در اين تحقيق براي مناطق با شرايط مشابه از نظر اكولوژيكي قابل تعميم است.
واژه‌هاي كليدي: زنجبيل شامي، فنولوژيكي، گياه دارويي

مقدمه

زنجبيل شامي Inula helenium از خانواده كاسني Compositae؛ گياهي علفي چندساله، با ريشه غده‌اي است كه به ارتفاع 75/1 تا 2 متر مي‌رسد. برگهاي بزرگ و گلهاي زرد رنگ آن ظاهري زيبا ايجاد مي‌كنند تا گياه به غير از استفاده دارويي، مناسب كاشت در فضاي سبز باشد. قسمت مورد استفاده گياه ريشه غده‌اي آن است كه داراي هلنين (helenine)، روغن اتري، ترپن، ساپونين، قند اينولين و آلانتولاكتين مي‌باشد. يكي از مهمترين عوامل مؤثر بر ميزان مواد مؤثره گياهان دارويي برداشت آنها در زمان مناسب است. بدون آگاهي از فنولوژي يك گياه دارويي زمانبندي و برنامه‌ريزي براي مراحل داشت و برداشت گياه عملاً امكان‌پذير نيست. بر اساس اطلاعات موجود در مراكز استانها و اينترنت در كشور تاكنون تحقيقي در اين مورد انجام نشده است و دليل آن عدم برنامه‌ريزي كلان براي گياهان دارويي بوده است. نتايج اين تحقيق در تعيين زمان بكارگيري مهمترين عوامل زراعي مانند‌آبياري، كوددهي، مبارزه با علفهاي هرز، آفات، بيماريها و برداشت بسيار مهم است.

مواد و روشها

اين بررسي در ايستگاه تحقيقاتي شهيد فزوه وابسته به مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان واقع در 20 كيلومتري غرب شهر اصفهان و در عرض جغرافيايي 32 درجه و 36 دقيقه شمالي و طول جغرافيايي 51 درجه و 26 دقيقه شرقي انجام گرديد. ارتفاع ايستگاه از سطح دريا 1612 متر است و بر اساس تقسيم‌بندي گوسن داراي اقليم نيمه بياباني خفيف است. اين ايستگاه در واحد اراضي دشت آبرفتي رودخانه زاينده رود قرار دارد و خاك آن جوان و بدون تكامل پروفيلي است. بافت خاك لومي رسي (clay loam) و داراي واكنش قليايي ضعيف (7/7 =pH) مي‌باشد. خاك ايستگاه داراي محدوديت بسيار كم شوري يا بدون محدوديت (ds/m 8/2 = EC) است.
بذرهاي گياه مورد بررسي در 15 بهمن ماه در گلخانه با شرايط دمايي 20-25 درجه سانتيگراد كاشته شد و پس از سبز شدن و در مرحله 4 برگي ‌نشاء به مزرعه منتقل گرديد. براي استقرار گياه، آبياري هر سه روز يكبار انجام شد و پس از استقرار، آبياري هر 7 روز يكبار انجام شد. در طي سالهاي 79 تا 81 مراحل شروع رشد رويشي، ظهور غنچه، ظهور گل، تشكيل بذرها، رسيدن بذرها و شروع خواب زمستانه گياه هر 15 روز يكبار ثبت گرديد.

نتايج و بحث

نظر به اينكه زنجبيل شامي گياهي چند ساله است و با توجه به اطلاعات 3 سال آمار برداري، مراحل اصلي رشد گياه عبارت بودند از :
شروع رشد ساليانه از 15 تا 25 اسفند ماه هر سال، مرحله رويشي از 15 اسفند تا 22 خرداد، مرحله ظهور غنچه از 4 خرداد تا 19 تير، ظهور گل از 17 خرداد تا 26 تير، تشكيل بذر از 13 تير تا 2 شهريور، رسيدن بذر از 20 مرداد تا 13 شهريور و در نهايت شروع مرحله خواب زمستاني گياه از اول مهرماه تا 3 آذر مي‌باشد.
با توجه به اطلاعات مذكور و با توجه به اينكه اندام مورد استفاده گياه زنجبيل شامي ريشه مي‌باشد بايد به عوامل موثر در ريشه توجه بيشتري شود. اين عوامل عبارتند از ميزان آب، كود و نوع خاك كه بهترين خاك جهت رشد و توسعه گياه خاكهاي لومي با كود حيواني كافي مي‌باشند. بنابراين بايستي نيازهاي گياه را در مراحل رويشي تأمين كرد تا تنشي به گياه وارد نشود. با آغاز رشد زايشي كه با ظهور غنچه آغاز مي‌گردد بايستي نسبت به كاهش عوامل تحريك كننده رشد رويشي و اندامهاي هوايي اقدام كرد تا رشد ريشه تقويت شود. از مهمترين اين عوامل كاهش كودهاي ازته و كاهش ميزان آب آبياري است كه باعث تحريك رشد مي‌شوند. با كاهش آب آبياري در خرداد و تير ماه مي‌توان به توسعه ريشه كمك كرد و بهترين زمان برداشت ريشه گياه در اصفهان اوايل مهر ماه مي‌باشد به لحاظ اينكه در اين زمان خواب زمستاني گياه شروع شده است.

منابع

1 - بنان، محمدتقي. 1352. فنولوژي نباتات مرتعي بومي و بيگانه در منطقه نيمه استپي همند آبسرد. نشريه شماره 13 مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.
2 - خاتم ساز، محبوبه. 1363. فنولوژي درختان و درختچه‌هاي آربورتوم نوشهر، نشريه شماره 32 مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.
3 - زرگري، علي. 1362. گياهان دارويي، جلد سوم. دانشگاه تهران.
4 - سعيدفر، مصطفي. 1373. مطالعه فنولوژي گياهان مرتعي در منطقه حناء سميرم. مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان.
5 - قصرياني، فرهنگ و حسين حيدري شريف آباد. 1379. مطالعات فنولوژي چند گونه مهم مرتعي در ارتفاعات استان كردستان. پژوهش و سازندگي، شماره 47، تابستان 1379.
6 - مظفريان، ولي اله. 1375. فرهنگ نامهاي گياهان ايران: لاتين، انگليسي، فارسي. فرهنگ معاصر.

Appearance of phenological stages in Inula helenium,
a medicinal plant
Sayed Mohammad Asfa, Babak Bahreininejad and Masoud Asgarzadeh
Isfahan Center for Agriculture and Natural Resources Research
E-mail: mf_asfa@yahoo.com

Abstract:
Appearance of phenological stages of a plant is affected by the genetic and environmental factors. In medicinal plants, these factors affect on the rates of not only the yield but also the secondary metabolites (active substances). For obtaining the best yield of a plant, the surveying on and determining the phenological stages of the plant is necessary. This study was about Inula helenium that is a medicinal herb. The roots of this plant are used for curing the inflammation of the respiratory system. The root is expectorant, appetizer and tonic.
The study was done in Shahid Fozveh Research station in Isfahan during 2000-2001 and the phenological stages of the plant were determined. The seeds were planted in the greenhouse and the seedlings were transplanted to the field in the early April. The blooms and flowers appeared gradually and the seeds ripened in September. The results of this survey can be extended to the similar conditions.
Keywords: Inula helenium, Phenological stages, medicinal plant

"Pejman"
2008/9/02, 01:08 AM
درمنه گياه دارويي علوفه‌اي شاخص مناطق استپي وبياباني
مهدي افتخاري1 و كريم باقر زاده2
1- كارشناس پژوهشي 2- عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان اصفهان
E.mail :mehdi_eftekhary@yahoo.com (mehdi_eftekhary@yahoo.com)

خلاصه

گونه‌هاي مختلف جنس درمنهArtemisia) ) از خانواده كاسني (Compositeae) از لحاظ داشتن خواص مختلف وموارد استفاده متفاوت در مقايسه با بسياري ازگياهان ديگر شاخص بوده و ارزشهاي چند جانبه دارند. از ميان اين گونه‌ها، گونه درمنه دشتي (Artemisia sieberi) كه در مناطق رويشي استپي، نيمه بياباني وبياباني حضور بارز داشته و ضمن داشتن ارزش علوفه‌اي خواص ارزشمند دارويي نيز دارد. بررسيها و مطالعات انجام شده حاكي است كه اين گونه از ارتفاع حدود 800 متر تا 2000 متر با ميزان بارندگي حدود 100 تا 200 ميليمتر در اين مناطق از عناصر گياهي مهم در تركيب پوشش گياهي است كه در واقع در سير تحولات پوشش گياهي بر اثر تخريب، چراي مفرط، بوته كني و- به عنوان يك گونه جانشين به تدريج با حذف گونه‌هاي كم شونده و مرغوب استقرار و گسترش يافته است. بررسيها وتحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد كه اين گونه با فرم بوته‌اي نيمه خشبي علاوه بر داشتن ارزش علوفه‌اي نسبي و توانايي وقابليت مقابله با شرايط نابهنجار طبيعي (مقاومت به خشكي محيط وشرايط سخت اقليمي به ويژه خشكساليهاي دراز مدت، مقاومت نسبي به شوري خاك و- ) و عوامل غير طبيعي از جمله چراي شديد و بي رويه داراي اهميت دارويي مي‌باشد. تحقيقات نشان مي‌دهد كه ماده سنتونين (Santonin)ٍ موجود به ميزان حدود5/2 درصد در سر شاخه‌هاي آن داراي اثرات دارويي بوده و جهت دفع انگل بكار مي‌رود. لازم به ذكر است كه اين ماده در هنگامي كه كاپيتول‌ها (Capitoles) هنوز باز نشده‌اند به حد اكثر مي‌رسد.
واژه‌هاي كليدي: درمنه، گياه دارويي علوفه‌اي، مناطق استپي و بياباني

مقدمه

گياهان دارويي از دير باز مورد توجه همگان به ويژه دست اندركاران امور پزشكي و دارويي بوده اند. پوشش گياهي كه از عناصر مهم تشكيل دهنده منابع تجديد شونده مي‌باشد منبع سر شار و در واقع بستر اصلي حيات اين گياهان است. اين گونه‌هاي گياهي به طور معمول فوايد و ارزش‌هاي متفاوت داشته، به طوري كه برخي از آنها به عنوان عناصر گياهي چند منظوره در عرصه‌هاي طبيعي مد نظر مي‌باشند. گونه‌هاي مختلف درمنه از زمانهاي دور مورد توجه بوده و با اهداف گوناگون مورد بهره برداري قرار گرفته اند. از اين ميان گونه درمنه دشتي با داشتن خواص مشخص دارويي وعلوفه‌اي نقش پر اهميتي در اين مقوله داشته وطيف بهره برداري از آن نسبت به گونه‌هاي ديگر به مراتب وسيع تر است. تحقيقات فيتوشيميايي و فاركوگنوزيك نشان مي‌دهد كه در اندام‌هاي هوايي اين گونه به خصوص سر شاخه‌ها ماده دارويي صنعتي سنتونين به ميزان قابل توجه وجود دارد كه درزمان قبل از باز شدن كاپيتول‌ها به حداكثر خود مي‌رسد. اين زمان بهترين موقع برداشت اندام‌ها و استخراج ماده مزبور مي‌باشد. در اندام‌هاي اين گياه علاوه بر سنتونين ماده آرتميزين با خواص ضد عفوني كنندگي نيز وجود دارد كه براي از بين بردن ودفع حشرات موذي و مضر بكار مي‌رود. لازم به ذكر است كه ماده سنتونين خاصيت ضد انگلي داشته و گونه درمنه از اين نظر نسبت به ساير موارد مورد استفاده اهميت به مراتب بيشتري دارد.

مواد وروشها

طي بازديد‌هاي مختلف از مناطق رويشي استپي. نيمه بياباني و بياباني در استان و بررسي منابع موجود مناطق پراكنش اين گونهA. Sieberi تيين گرديد. اين گياه به عنوان گونه شاخص و اصلي در اكثر موارد ويا يكي از گونه‌هاي چيره حضور دارد. به اين ترتيب در فصولي كه علوفه كافي براي بهره برداري در دسترس دام نيست مراتع با پوشش درمنه به عنوان مراتع پاييزه و زمستانه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين بهره برداري از زمان شروع بارندگيهاي معمول پاييزي امكان پذير مي‌باشد. بازديد‌هاي صحرايي انجام شده نشان مي‌دهد كه اين گونه در اراضي دست خورده، تخريب شده به خوبي استقرار يافته وتكثير مي‌يابد. مراحل مختلف فنولوژيکي اين گياه مشتمل بر شروع رشد رويشي. دوره رشد رويشي، شروع گلدهي، خاتمه گلدهي، تشکيل بدر، رسيدن بذر و خواب زمستانه ثبت گرديد. زاد آوري اين گونه در سالهايي كه ميزان بارندگي بالاست بسيار قابل توجه مي‌باشد. با استفاده از نقشه زمين شناسي استان تشکيلات زمين‌شناسي محل رويش آن مشخص گرديد. بافت. ساختمان و عمق خاک رويشگاه نيز مورد مطالعه قرار گرفت. فهرست فلورستيک در اين مناطق در حين انجام بازديد هاي صحرايي ثبت شد. اندازه گيري مواد معدني در اندام‌هاي آن نشانگر مقدار قابل توجهي از مواد مختلف است.

نتايج و بحث

نتايج بدست آمده از مطالعات نشان مي‌دهد كه گونه درمنه دشتي يکي از عناصر اصلي ناحيه ايران وتوراني در منطقه استپي مي‌باشد. اين گونه بيشتر در مناطقي با بارندگي بين 100 تا 200 ميليمتر و در ارتفاع از سطح آبهاي آزاد از حدود 800 تا 2000 متر حضور دارد. از نظر زمين شناختي اين گياه به طور عمده بر روي رسوبهاي ماني اليگوميوسن ( سازند قم ) و سنگهاي آذرين و آتش فشاني (دورانهاي دوم و سوم) و سنگهاي شيست و گنيس اينفرا کامبرين ديده مي شود. مطالعه مراحل فنولوژيکي گياه نشان مي دهد که رشد رويشي آن از اوايل اسفند ماه شروع و با وجود رطوبت تا اواسط تير ماه ادامه دارد. مرحله گلدهي از اواسط تير ماه آغاز شده و تا اواخر مرداد ماه تداوم دارد. رسيدن بذرهاي به صورت تدريجي از اواسط شهريور ماه شروع شده و تا اواسط مهر به طول مي انجامد. خواب زمستانه از اوايل آذر ماه آغاز و تا اوايل اسفند ماه ادامه دارد. اين گونه در خاکهاي با بافت سندي. سندي لوم و رسي و ساختمان ريز دانه اي تا خيلي ريزدانهاي و عمق کم تا متوسط و عميق مشاهده مي‌گردد. نتايج آزمايشهاي نشان مي‌دهد كه در اين گياه علاوه بر سنتونين ماده آرتميزين نيز وجود داشته، ولي ماده اول اهميت دارويي دارد. مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد كه ميزان سنتونين 69/2 واسانس فرار 44/3 درصد است. تعيين عناصر معدني و مواد آلي در گياه نيز اهميت آن را نشان مي‌دهد. ( قورچي و رنجبري). وجود اين عناصر و ميزان پروتئين نسبتا بالا درسرشاخه هاي آن بر اهميت علوفه‌اي مي افزايد. علاوه بر اين، آزمايشهاي كيفي مقدماتي دال بر عدم وجود آلكالوئيد، آنتراكينون ، تانن، لاپونين و گليكوزيد سيانوژيك درآن مي‌باشد. ديگر مطالعات نشان مي‌دهد كه ميزان اسانس موجود در سرشاخه‌هاي اين گونه در مناطق كوهپايه، كركس، طالخونچه و كلاه قاضي به ترتيب 44/3، 72/2،31/3 و 05/3 ميلي ليتر در 100 گرم نمونه است. بررسيهاي فنولوژيكي در مورد اين گونه نشان مي‌دهد كه بسته به تاثير عوامل اقليمي رشد رويشي به طور معمول از اوايل اسفند ماه شروع وتا اواسط پاييز ادامه دارد. گلدهي آن از اواسط تا اواخر تابستان وبذر دهي آن در پاييز است. به اين ترتيب بعد از پايان فصل معمول چرا از اوايل فصل پاييز تا اواخر زمستان وحتي اوايل بهار اين گونه توسط دام چرا شده ومورد بهره برداري قرار مي‌گيرد. اين گونه با توجه به سطح تاج پوشش زياد نقش به سزايي در جلوگيري از اثرات مخرب ريزش باران و كاهش روان آب داشته ودر نتيجه اين سازو كار به ممانعت از فرسايش سطحي خاك و نفوذ آب در زمين كه به افزايش منابع آب زير زميني منجر مي‌گردد، ادامه مي‌دهند. در واقع گونه درمنه دشتي در حفاظت از خاك وايجاد ميكروكليما بسيار مؤثر است. نتيجه اندازه گيري مواد معدني در اندامهاي آن نشانگر وجود مقدار قابل توجهي از مواد مختلف است. نتايج آزمايشهاي انجام شده نشان مي دهد که ميزان روتئين موجود در اندامهاي هوايي آن نسبت به گونه هاي لگوم و گراس کم نبوده و متوسط است. توليد علوفه آن نيز قابل ملاحظه، ولي از گونه هاي مرغوب مرتعي کمتر مي‌باشد.

منابع

1- ابو هانري. 1348. توسعه و اصلاح مراتع از طريق مطالعات بتانيك و اكولوژيك
2- کريمي، هادي. 1365. مرتع داري
3-اصغري، داوود. 1372. مطالعه فارماكوگنوزي گونه درمنه دشتي
4-دهداد، فرهاد. 1371. بررسي كميت وكيفيت مواد متشكله گونه‌هاي درمنه ، خاكشير و شاه تره
5- تبرک، علي. 1323. درمنه خراسان وماده موثره
6- حميدي، عباس علي. 1348. بررسي انواع درمنه‌هاي ايران
7- واقعي، اکبر. 1340. درمنه و اثرات داروئي آن بر روي انگل‌هاي روده
8- قورچي، تقي. 1374. تعيين ترکيبات شيميايي و قابليت هضم گياهان غالب مراتع استان اصفهان پايان نامه کارشناسي ارشد دانشکده کشاورزي دانشگاه صنعتي اصفهان
9- رنجبري، احمد رضا. 1374. تعيين عناصر معدني گياهان مرتعي غالب مراتع استان اصفهان پايان نامه کارشناسي ارشد دانشکده کشاورزي دانشگاه صنعتي اصفهان


Artemisia sieberi a fixed pharmaceatical and forageous plant in steppic and desertic regions

Mehdi Eftekhary &,Kareem Bagherzadeh
The Esfahan center of agriculture and natural resources researches
E.mail : me _eftekhary @ yahoo.com

Abstract
Different species of Artemisia genus are guidepost about various specialities and cosumption and have cost in several cases. Among these plants Artemisia sieberi which has presence in steppic , semi desertic and desertic growing regions has worthy medicinal specialities besides forageous cost and other uses like soil and water coservation. Studies and surveys has shown that this plant is one of the important elements in vegetation cover which actually has stablished and spreaded as substitute specimen from about 800 - 2000 meters height in process of transformation because of destruction. These studies shows this plant with semi woody branches form in addition to having moderate forageous cost and ability against unsuitable conditions has pharmaceatical importance. . .Phytochemical and pharmacognosic researches shows that there are some materials and compositions particularly in aerial organs of this plant such as Satonine , Alkaloides , Antrakinon , Tanin ,Laponin ,Glikoside sianogic are available particularly in its,.aerial organs. protein in this plant is not less than others as Legumes and Grasses.
Key words : Artemisia sieberi , plant , medicinal , tanin ,-

"Pejman"
2008/9/02, 01:11 AM
معرفي گياهان دارويي منطقه حفاظت شده شبه جزيره ميانكاله (مازندران)
محمد اكبرزاده1
1- عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران
مازندران - ساري كيلومتر 6 جاده قائمشهر - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي

خلاصه

گونه‌هاي گياهي دارويي بخش قابل توجهي از فلور ايران را تشكيل مي‌دهند و نقش عمده‌اي را در تركيب جوامع گياهي مختلف ايفاء مي‌نمايند. در اين تحقيق با هدف جمع‌آوري، شناسايي و تعيين پراكنش گونه‌هاي دارويي در منطقه حفاظت شده ميانكاله طي سالهاي 1381 - 1377 صورت گرفته است. همچنين تركيبهاي شيميايي آنها با استفاده از منابع معتبر علمي مشخص گرديده است. بر اساس نتايج بدست آمده 118 گونه دارويي از 38 خانواده و 96 جنس گياهي شناسايي گرديده است. از اين تعداد گونه‌هاي گياهي،‏ 15 گونه مربوط به خانواده Compositae، ‏ ‏8 گونه مربوط به خانواده‌هاي Gramineae و Rosaceae و بقيه از خانواده‌هاي مختلف مي‌باشند. همچنين گونه‌هاي Rubus persicus، Punica granatum، Artemisia teschriviana ، Rhamnus pallasii به عنوان مهمترين گونه‌هاي دارويي شاخص منطقه بوده كه در صورت مديريت و برنامه‌ريزي دقيق مي‌توان آنها را مورد بهره برداري قرار داد.
واژه‌هاي كليدي: گياهان دارويي، حفاظت شده، ميانكاله

مقدمه

شبه جزيره ميانكاله بزرگتر ين رشته ماسه‌اي سواحل جنوبي درياي خزر و يكي از ذخائر بيوسفر جهان مي‌باشد. منطقه مورد مطالعه به‌دليل شرايط خاص آب و هوايي كه متاثر از درياي خزر و خليج گرگان مي‌باشد محيط طبيعي ويژه‌اي را بوجود آورده، بنابراين مطالعه در خصوص شناسايي گونه‌هاي گياهي دارويي داراي حائز اهميت مي‌باشد.
با توجه به ارزش اقتصادي گياهان دارويي و نظر به اين كه شبه جزيره ميانكاله از خصوصيت تنوع گياهي خوبي برخوردار بوده كه عدم شناسايي آنها سبب گرديده تا كوشش كافي در بهره برداري از آنها بعمل نيايد، بنابراين شناسايي اين گونه‌ها جهت استفاده در صنايع داروسازي، غذايي و شيميايي به واسطه داشتن تركيبهاي شيميايي و مواد مؤثر مي‌تواند مفيد باشد.

مواد و روشها

در راستاي اين پژوهش كه در منطقه حفاظت شده ميانكاله به منظور شناسايي گياهان دارويي طي سالهاي 1381 - 1377 صورت گرفته، تمامي گونه‌هاي موجود در منطقه جمع‌آوري و پس از پرس و خشك نمودن نمونه‌ها نسبت به شناسايي آنهااقدام گرديده است. تفكيك گياهان دارويي و تركيبهاي شيميايي موجود در گياهان دارويي منطقه با استفاده از منابع شماره‌هاي 2 و 3و 4 مشخص شده، در ضمن پراكنش گونه‌هاي دارويي در منطقه تعيين و در نهايت مهمترين گونه‌هاي دارويي شاخص منطقه معرفي گرديده است.

نتايج و بحث

بر اساس نتايج بدست آمده از پژوهش اخير، 118 گونه گياهي از 96جنس و 38 خانواده گياهي شناسايي شده است. از اين تعداد گونه‌هاي گياهي 15 گونه از خانواده Compositae، 8 گونه از خانواده Labiatae، 5 گونه از هر يك از خانواده‌هاي Chenopodiaceae، Cruciferae، Umbelliferae، 4 گونه از خانواده‌هاي Caryophyllaceae، Juncaceae و بقيه از خانواده‌هاي مختلف مي‌باشند.
نتايج حاصل از تعيين پراكنش گونه‌هاي دارويي منطقه حاكي از آن است كه گونه‌هاي Punica granatum ، Rubus persica، Rubus caesius، Rhamnus pallasii، Lonicera floribunda، Plantago psyllium، Eryngium bungei، Artemisia fragrans ، Artemisia teschriviana به عنوان مهمترين گونه‌هاي دارويي شاخص منطقه مي‌باشند. همچنين تعدادي از گونه‌ها برروي تپه‌هاي ماسه‌اي نظير Artemisia teschriviana، تعدادي از گونه‌ها در اراضي آبگير و مرطوب نظير Lippia nodiflora، تعدادي از گونه‌ها در اراضي شوروماندابي نظير انواع Salsola sp و تعدادي از گونه‌ها نظير Punica granatum قسمتهاي وسيعي از شبه جزيره ميانكاله را پوشانده است.
براساس بررسيهاي بعمل آمده گونه هايي نظير :شاه پسند وحشي، غازواش و دم اسب داراي تركيبهاي ساپونين،گونه هاي زلف پير، ماميران،تاتوره و کنگر صحرايي داراي تركيبهاي آلکالوييد، گونه اسفرزه داراي تركيبهاي گلوگزيد، گونه هاي تمشک، گزنه، گل جاليز، بارهنگ، پنيرک، زولنگ، انار، ازگيل و پنج انگشت داراي تركيبهاي تانن و گونه هاي هوفاريقون، رازيانه رومي و زولنگ داراي تركيبهاي اسانس مي باشند. همچنين از گونه کاسني به عنوان مقوي معده، تصفيه کننده خون، گونه گزنه به عنوان رفع اگزما، بارهنگ به عنوان رفع جوش صورت، مارچوبه به عنوان رفع اسهال خوني، اسفرزه به عنوان رفع يبوست، دم اسب به عنوان ضدعفوني کننده زخم، رازيانه به عنوان رفع اسيد اوريک، زولنگ به عنوان اشتها آور، تمشک به عنوان قابض وازگونه انار به عنوان دافع کرم کدواستفاده مي شود. باتوجه به اينكه منطقه حفاظت شده ميانكاله به لحاظ شرايط آب و هوايي، موقعيت جغرافيايي و زمينه رشد گياهان دارويي يكي از مناطق مستعد توليد گياهان دارويي مي‌باشد، بنابراين برنامه‌ريزي در امر بهره برداري از آنها با در نظر گرفتن به شرايط اكولوژي، زيست محيطي و حفظ و بقاء گونه‌هاي دارويي حائز اهميت مي‌باشد.
منابع

1- افخمي، سيدجمال الدين، فريدون بخت آور. 1368. مفردات پزشكي جلددوم، دو لپه‌ايهاي جداگلبرگ. انتشارات دانشگاه تبريز.
2- آئينه چي، يعقوب. 1368. مفردات پزشكي و گياهان دارويي. انتشارات دانشگاه تهران.
3- خسروي، سيدمهدي. 1373. گياهان دارويي و نحوه كاربرد آنها براي بيماريهاي مختلف در طب سنتي. انتشارات نشر محمد.
4- زرگري، علي. (1370 - 1361). گياهان دارويي 5 جلد. انتشارات دانشگاه تهران.
5- صمصام شريعت، هادي، فريبرز معطر. 1368. درمان با گياهان (مباني نسخه پيچي). انتشارات روزبهان.
6- متين، ابولقاسم. 1373. نسخه‌هاي درمان با گياهان دارويي از باغ خدا. انتشارات فلاحت ايران.


Introduction of Medical plants of Miankaleh wildlife refuge (Mazandaran)
Mohammad Akbarzadeh
Mazandaran Agriculture and Natural Resources Research Center.

Abstract
The present study was carried out by aim of collection and identification and determination of dispersion medical plants in the Miankaleh in the during 1377 - 1381. Also plants accompolish by using of references was determined. In this study, 118 species, 95 genus belonging to 38 familities distinguished. These plants are as follows: 15 species from compositae, 8 species from Gramineae and Rosaceae and etc. Following species were important with high scuttering: punica granatum, Rubus persicus, Alhaghi camelorum, Rhamnus pallasii.
Key words : Medical plants, Miankaleh

"Pejman"
2008/9/02, 01:14 AM
جمع آوري و شناسايي گياهان دارويي استان گيلان ( شهرستان رودبار )
عباس اكبرزاده
كارشناس پژوهشي
گيلان ـ مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي ـ ص پ ـ 3394 - 41635

خلاصه

گياه درمـاني شاخـه اي از علوم پزشكي وداروسازي است .گياهان داروئي از ارزش و اهميت ويژه اي برخوردار بوده و استفاده از آنها در درمان بيماريها از قرنها پيش رواج داشته و پايه طب سنتي ايران را تشكيل مي دهد . جمع آوري و شناسائي گياهان داروئي كشور با توجه به توسعه طرح ژنريك و تغيير نظام داروئي ايران با استفاده از گياهان طبي از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد . كشت و ترويج گياهان داروئي نويد بخش رشد و توسعه دوباره طب سنتي است . طرح حاضر براي تحقيق بخشيدن به اهداف فوق از سال 1381 در استان گيلان به اجراء در آمد و در اين راستا تاكنون 150 گونه گياهان داروئي جمع آوري و مورد شناسائي قرار گرفتند .
واژه هاي کليدي : شناسايي ، گياهان داروئي ، گيلان .
مقدمه

استان گيلان با مساحت 14711 كيلومتر مربع در شمال ايران از مناطق پر باران ايران محسوب مي گردد كه شرايط توپوگرافيك متنوع ساحلي ـ دشتي و جلگه اي ـ كوهستاني باعث گرديده تا اين سرزمين از پوشش گياهي غني برخوردار باشد . با توجه به منابع موجود گياهشناسي ايـران در استان گيلان حدود 1000 گونه گياهي وجود دارد كه نيمي از اين گياهان گونه هاي داروئي با مصارف مختلف مي باشند . با اجراي طرح جمع آوري و شناسائي گياهان داروئي در استان گيلان ،اجراي عمليات جمع آوري گياهان داروئي بزرگترين شهرستان اين استان يعني شهرستان رودبار به پايان رسيده كه در طي اين مدت حدوداً 150 گونه داروئي شناسائي گرديد . تا كنون در استان گيلان در زمينه جمع آوري و شناسائي گياهان داروئي در قالب يك طرح جامع ، تحقيقي صورت نگرفته و طرح فوق براي اولين بار در اين استان در حال اجراء مي باشد .
مواد و روشها

روش تحقيق به اين صورت بوده كه با توجه به نقشه هاي موجود و راههاي ارتباطي ، هر شهرستان به مناطق مختلف تقسيم بندي شده و با روش پيمايشي در فصول مختلف و در مرحله اي از رشد ، كه گياهان قابل شناسائي باشند ( گياه كامل شامل ريشه ، ساقه ، برگ و گل ) گياهان جمع آوري و جهت شناسائي دقيق به مركز تحقيقات ارسال مي گردد .

نتايج و بحث

در طي سه سال اجراي طرح در شهرستان رودبار حدود 150 گونه داروئي از مناطق مختلف جمع آوري گرديد كه ذكر نام تمام گونه ها در اين مقاله مقدور نخواهد بود . از مهمترين گونه ها كه تا حـدودي مردم بـومي بـا آنها آشنـا مي باشند مي توان موارد زير را نام برد :

رديف نام فارسي نام علمي مناطق پراكنش كاربرد داروئي
1 گل گاوزبان Echium amoenum ارتفاعات البرز ملين ، معرق و آرامبخش قلب
2 زيتون Olea europaea رودبار ومنجيل قابض و تب بر
3 شيرين بيان Glycyrrhiza echinata اطراف منجيل خلط آور و ضد التهاب
4 گزنه سفيد Lamium album هرزويل وعمارلو هضم غذا وبندآورندة خونريزي
5 گزنه دوپايه Urtica dioica داماش و رودبار ضد خونريزي كاهندة قندخون
6 پنيرك Malva sylvestris ارتفاعات رستم آباد رفع التهاب و بيماري سينه
7 پونه ها Mentha spp اطراف امامزاده هاشم نيرو دهنده و مقوي معده
8 سماق Rhus coriaria ارتفاعات رودبار ملين و اشتها آور
9 انواع ترشك Rumex spp. عمارلو و منجيل رفع ناراحتيهاي پوستي
10 كيسه كشيش Capsella bursa pastoris عمارلو و داماش بندآورنده اسهال و خونريزي
11 ختمي Alcea lineariloba عمارلو و اسپيلي ضد سرفه و خلط آور
12 كاسني Cichorium intybus ارتفاعات امامزاده هاشم رفع سنگ صفرا
13 انواع آويشن Tymus spp. دره سفيدرود و عمارلو مقوي معده و خلط آور
14 نسترن وحشي Rosa canina ارتفاعات عمارلو بادشكن و قابض و مدر
15 عروسك پشت پرده Physalis alkekengi اطراف منجيل درمان نقرس و روماتيسم


همچنين گونه هاي شاخص ديگري از جملـه سوسن چلچراغ مورد ،بارهنگ ، كلاه ميرحسن ، شوكران ،انواع سوزن چوپان ، منداب ،بابونه كاذب و انواع شمعدانيهاي وحشي در اين منطقه موجود مي باشد .
در بعضي مناطق مرتفع شهرستان رودبار در سطوح بسيار كوچك ( كمتر از دو يا سه هزار متر مربع ) ساكنين منطقه اقـدام به كشت دو گونـه داروئي گل گاو زبـان و بـابونه نموده اند كه درآمد كمي از اين طريق عائد آنها مي شود . همچنين مردم بومي شهرستان بخصوص روستائيان در موارد بسياري از گياهان داروئي ذكر شده در درمان بيماريها استفاده مي نمايند .

سپاسگزاري

در اين تحقيق لازم است از مسئول محترم بخش منابع طبيعي آقاي مهندس امان زاده و كليه همكاران ايستگاه تحقيقـات جنگل پيلمبـرا به خصـوص آقايان مهندسين سياهي پور ، همتي و خانجاني و سركارخانم همتي كه در مراحل مختلف اجراي طرح با اينجانب همكاري صميمانه نموده اند كمال تشكر را بنمايم .

منابع

1 - اصلاح عرباني ، ابراهيم . پائيز 1374 . كتاب گيلان . انتشارات گروه پژوهشگران ، جلد اول ، صفحه 373 .
2 - جاويد تالش ، ايرج . 1375 . نشريه بررسي و تحقيق پيرامون كاشت كاسني . انتشارات مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع ، شمارة انتشار 120 .
3 - زرگري ، علي . بهمن ماه 1362 . گياهان داروئي . مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ، چاپ سوم .
4 - قهرمان ، احمد . 1375 . فلور رنگي ايران . انتشارات مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع .


Collection and recognition of medicinal plants in Gilan province (Roudbar)
Abbas Akbarzadeh

Abstract
Plant therapy is one of the sections of medical science and pharmcy. Medicinal plants are very important and valuable and use of them for remedy of diseases currented about several centuries ago . On the other hand it formed the basis of ancient medicine. Collecting and recognition of Iran-s madicinal plants is very important as the expansion of genetic project and change in Iran-s medicinal system with using of plant medicine. Cultivation and propagation of medicinal plants give glad tidings of ancient medicine extension. This study was carried out in Gilan province since 2002 and about 150 species of medicinal plants recognized.
Keywords : recognition , medicinal plants , Roudbar

"Pejman"
2008/9/02, 01:19 AM
بررسي پراكنش و بازده اسانس گياه دارويي زيره ايراني Bunium persicum
در استان قزوين
احمد اكبري‌نيا
استاديار پژوهشي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان قزوين

قزوين- بلوار شهيد بهشتي- پلاك 118- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي قزوين- صندوق پستي 618-34185

خلاصه

گياه دارويي زيره ايراني در منطقه الموت قزوين پراكنش دارد. نمونه‌هاي گياهي جمع‌آوري شده نشان داد كه اين گياه در الموت به صورت محدود، اما با تراكم نسبتاً خوب و قابل برداشت در ارتفاع 1800 تا 2200 متر از سطح دريا رويش دارد. زمان گلدهي اواسط ارديبهشت و زمان رسيدن بذر از اواسط خرداد تا اواسط تير ماه مي‌باشد. بذرهاي جمع‌آوري شده آسيا و پس از اسانس‌گيري با دستگاه تقطير با آب به مدت 3 ساعت، بازده اسانس 2/2 تا 6/2 درصد تعيين شد. بين محل‌هاي جمع‌آوري از لحاظ بازده اسانس تفاوت معني‌داري مشاهده نشد.
واژه‌هاي كليدي: زيره ايراني، پراكنش، اسانس


مقدمه

گياه دارويي زيره ايراني از خانواده چتريان Apiaceae گياهي است كه در آسياي ميانه، هند، پاكستان،‌ ايران و - پراكنش دارد. اين گياه در دامنه رشته‌هاي كوههاي البرز به صورت خودرو يافت مي‌شود. در طبيعت گياهان در سال سوم به بذردهي مي‌رسند و تكثير آن از طريق بذر و غده زيرزميني امكان پذير است.
نتايج تحقيقات انجام شده در كشورهاي هند و پاكستان نشان داد كه با توجه به كوتاه بودن طول دوره رشد گياه (حدود 2 تا 3 ماه) زراعت آن اقتصادي است. در كشور هند تحت عنوان كالا زيره معروف بود و از طريق غده‌هاي زيرزميني تكثير مي‌شود (2) ميزان اسانس گياه حدود 2 تا 3 درصد گزارش شده است كه تركيبهاي اصلي اسانس شامل P-mentha, cuninaldehyde در شرايط مزرعه و aldehydes، p-cymene و gamma-terpinene در نمونه‌هاي طبيعت مي‌باشد (3). هدف از انجام اين تحقيق تعيين مناطق پراكنش و بازده اسانس اين گياه در استان قزوين مي‌باشد.

مواد و روشها

اين تحقيق در سالهاي 1380 تا 1382 در استان قزوين به اجرا درآمد. با بررسي منابع علمي، هرباريوم مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي قزوين، گزارشهاي مردمي و انجام عمليات صحرايي به مناطق مختلف استان نمونه‌هاي گياهي جمع‌آوري و شناسايي گرديد.
مشخصات محل جمع‌آوري ثبت شد. بذرهاي رسيده از مناطق پراكنش جمع‌آوري و به آزمايشگاه منتقل و پس از آسيا با مش 1 به مدت 3 سال به روش دستگاهي تقطير با آب اسانس‌گيري بعمل آمد اسانس بدست آمده با سولفات سديم رطوبت زدايي و بازده اسانس تعيين گرديد.

نتايج و بحث

بررسيهاي بعمل آمده نشان داد كه اين گياه در منطقه الموت استان قزوين در ارتفاع 1800 تا 2200 متر از سطح دريا پراكنش دارد.
اين تحقيق در سالهاي 1380 تا 1382 در استان قزوين به اجرا درآمد. با بررسي منابع علمي، هرباريوم مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي قزوين، گزارشهاي مردمي و انجام عمليات صحرايي به مناطق مختلف استان نمونه‌هاي گياهي جمع‌آوري و شناسايي گرديد. محل از تراكم مطلوبي برخوردار بود. به طوري كه اهالي نسبت به جمع‌آوري بذر آن اقدام مي‌كنند. گلدهي از اواسط ارديبهشت شروع و از اواسط خرداد تا اواسط تيرماه بذر آن رسيده و قابل برداشت است. از هر بوته حدود 3 تا 5 گرم بذر به دست مي‌آيد.
نتايج نشان داد كه بازده اسانس بذرهاي رسيده حدود 2/2 تا 6/2 درصد بود كه بين نمونه‌هاي جمع‌آوري شده در مناطق مختلف تفاوت معني‌داري وجود نداشت. نتايج اين تحقيق نشان داد كه از لحاظ بازده اسانس با نتايج تحقيقات در كشورهاي هند و پاكستان تفاوت چنداني وجود ندارد (2و3).


منابع

1- اكبري‌نيا، احمد. 1382. جمع‌آوري و شناسايي گياهان دارويي استان قزوين. مجله تحقيقات گياهان دارويي معطر، شماره 16.
2- Thappa. R.k. 1991. Comparative studies on the major volatiles of kalazira (Bumium persicum) of wild and cultivated sources. Food-chemistry 41: 2, 129-134.
3- Panwar. K.S; Vidya. Chauhan and Chauhan. V. 1990. Agronomic traits differentiation of Bunium persicum under domestication. Indian-forester. 116: 5, 334-335.


Study on distribution and essential oil content of Bunium persicum in Qhazivn province
Ahmad. Akbarinia
Qhazvin Agricultural and natural Resources Research Center
Email: akbarinia 2002 @Yahoo.com

Abstract
The present study was caried out in 2001-2003 for investigating of distribution and essential oil content of Bunium persicum in Qhazvin province. This plant collected and identificated from Alamut in altitute 1800-2200 meter.Flowering occur in May and seeds maturity in June to July. Essential oil content of seed was 2.2-2.6 percent. There were no difference between samples about essential oil content.
Keywords: Bunicum persicum, Essential oil

"Pejman"
2008/9/02, 01:23 AM
معرفي برخي از ويژگيهاي اكولوژيكي گياهان دارويي خراسان
حسن اميرآباديزاده1، سيد ابراهيم موسوي‌آلاشلو1 و مسعود عباسي1
1- كارشناسان پژوهشي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان
مشهد: بزرگراه شهيد كلانتري- حدفاصل ميدان جمهوري اسلامي و جهاد، مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان.ص.پ.1148-91735


خلاصه

طبق پژوهشهاي انجام شده، 196 گونه گياه دارويي در خراسان رويش دارند كه به161جنس و59 تيره گياهي تعلق دارند. از لحاظ طول عمر بيشترين و فور را گياهان چند ساله دارند. از نظرفرم رويشي، به اشكال مختلف (درختي، درختچه‌اي، بوته‌اي، پهن برگ، گندمي، شبه گندمي، و انگل) ديده مي‌شوند. برحسب تقسيم‌بندي رانكاير، داراي 5 نوع شكل زيستي هستند و همي كريپتوفيت‌ها بيشترين درصد را دارند. بيشترين رويش را در اراضي كوهستاني(4/34 درصد)، اقليم نيمه خشك (55 درصد) و در بارندگي350-250 ميليمتر در سال (46 درصد) دارند.
واژه‌هاي کليدي: گياهان دارويي، خراسان، باريجه، کلپوره، قره قات


مقدمه

استان خراسان در شمال شرق و شرق ايران قرار دارد و با وسعت زياد خود (حدود 313 هزار كيلو متر مربع) از توان و استعدادهاي بالقوه طبيعي بي شماري برخوردار است. پديده‌هاي طبيعي در هر ناحيه امكان اختيار و انتخاب را به انسان بخشيده و انسان با بهره جستن از استعدادهاي اجتماعي، اقتصادي و آينده نگري خود با كمك از فرهنگ، تكامل فكري و علمي، ايدئولوژي و تكنيك و ابزار سعي مي‌نمايد تا از امكانات محيط استفاده مثبت بنمايد. از طرف ديگر محيط طبيعي در بعضي مناطق با ارائه شرايط نا مساعد و منفي مانع بزرگي در جهت استقرار و توسعه ايجاد مي‌نمايد. از اين رو مي‌بايست قبل از هر گونه برنامه ريزي، ابتدا محيط طبيعي به طور كامل مورد شناسايي قرار گيرد. بنابراين با توجه به اهميت گياه، ضرورت شناخت منابع متنوع گياهي موجود بيش از پيش احساس مي‌گردد.

مواد و روشها

گياهان جمع‌آوري شده از سطح استان (واقع در طول شرقي 55 درجه و 18 دقيقه تا 61 درجه و 30 دقيقه و عرض شمالي 30 درجه و 13 دقيقه تا 38 درجه و 30 دقيقه) با استفاده از فلورهاي مختلف (فلورايرانيكا، فلور فارسي ايران، فلور شوروي و...) و يا افراد گياه شناس و متخصص در امر سيستماتيك گياهي شناسايي شده اند. پس از آن مناطق انتشار گونه‌ها را با استفاده از منابع موجود در زمينه منابع اراضي و خاك، بارندگي و اقليم انطباق داده و در نهايت اطلاعات تلفيقي، به صورت جدول براي هر گونه به تفكيك يادداشت و تكميل شده است. شكل زيستي گياهان بر اساس سيستم رانكاير (Raunkiaer) تعيين گرديد. در اين سيستم گياهان بر اساس موقعيت جوانه‌هاي تجديدحيات كننده تقسيم‌بندي مي‌شوند.

نتايج و بحث

فلور دارويي خراسان به 59 خانواده، 161 جنس و 196 گونه گياهي تعلق دارند.مهمترين تيره‌هاي گياهي عبارتند از: Asteraceae (با تعداد31 گونه)، Lamiaceae (با تعداد23 گونه)، Papilionaceae(با تعداد 18 گونه) و Apiaceae (با تعداد 15 گونه).از نظر طول عمر8/63 درصد گونه‌ها چند ساله، 5/26 درصد يكساله، 6/2 درصد يكساله- دوساله و 1/7 درصد دو ساله هستند (شكل شماره 1). از لحاظ شكل رويشي، 6/77 درصد گونه‌ها پهن برگ، 7/11 درصد درختچه‌اي، 6/4 درصد بوته‌اي، 6/3 درصد درختي، 5/1 درصد گندمي، 5/0 درصد شبه‌گندمي و 5/0 درصد انگل هستند. از نظر شكل زيستي 9/45 درصد گونه‌ها همي كريپتوفيت، 6/28 درصد تروفيت، 8/15 درصد فانروفيت، 1/5 درصد ژئوفيت و 6/4 درصد كامفيت هستند (شكل شماره2). تيپ اراضي تحت اشغال گونه‌هاي دارويي متنوع بوده و بر اساس نقشه‌هاي ارزيابي منابع و قابليت اراضي10 تيپ اصلي اراضي را شامل مي‌شود كه عبارتند از :كوهستان 4/34 درصد،تپه 5/17درصد، فلاتها و تراسهاي فوقاني3/15 درصد،دشتهاي دامنه‌اي9/9 درصد، دشتهاي سيلابي5/3 درصد،واريزه‌هاي بادبزني شكل سنگريزه دار2/3 درصد، بسترهاي رودخانه‌اي و دره‌هاي باز1/5 درصد، اراضي شني1/4 درصد، دشتهاي آبرفتي رودخانه‌اي 9/2 درصد و آبرفتهاي بادبزني شكل1/4 درصد. از نظر نزولات جوي، 6درصدگونه‌ها در مناطق داراي كمتراز150 ميليمتر، 1/33 درصد در مناطق داراي 250-150 ميليمتر،3/46 درصد در مناطق داراي350-250 ميلي متر و 6/14 درصد در مناطق داراي600-350 ميلي متر بارندگي در سال، رويش دارند. بررسي وضعيت اقليمي نشان دهنده 7 اقليم در كل منطقه‌اي كه گياهان دارويي رويش دارند. درصد حضور گونه‌ها در هر اقليم به قرار زير مي‌باشد :
اقليم فراخشك 9/4 درصد، اقليم نيمه‌خشك 9/54 درصد، خشك بياباني 8/18 درصد، مديترانه‌اي 2/13 درصد، نيمه مرطوب 1/5 درصد، مرطوب0/2درصد و خيلي مرطوب1/1 درصد.
سپاسگزاري
بدين‌وسيله از كليه همكاراني كه در طرح جمع‌آوري گياهان دارويي دخيل بوده‌اند كمال تشكر و قدرداني را دارم.

منابع

1- اميرآبادي زاده، حسن و قنبر علي شاد.1375.پوشش گياهي منطقه سبزوار. موسسه تحقيقات جنگلها ومراتع نشريه شماره 153.
2- اميرآباديزاده، حسن و فريده ثقفي خادم. 1379. طرح شناخت مناطق اكولوژيك كشور(پوشش گياهي منطقه قوچان- درگز). موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، نشريه شماره 246.
3- پارياب، اصغرو مسعود عباسي.1376.پوشش گياهي منطقه تربت‌حيدريه. موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، نشريه شماره 154.
4- ثقفي خادم، فريده و حسين پژمان. 1374. پوشش گياهي منطقه مشهد. موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع و نشريه شماره 138.
5- رمضاني، مصطفي و محمدرضا شيردل.1375. پوشش گياهي منطقه سرخس. موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع. نشريه شماره 155.
6- فيله كش، اسماعيل.1380. طرح شناخت مناطق اكولوژيك كشور (پوشش گياهي منطقه كاشمر). موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، نشريه شماره 247.
7- قادري، غلامرضا وهمكاران.1380. طرح شناخت مناطق اكولوژيك كشور (پوشش گياهي منطقه طبس) گزارش در حال انتشار.
8- كاشكي، محمد تقي و مصطفي رمضاني.1379. طرح شناخت مناطق اكولوژيك كشور (پوشش گياهي منطقه فردوس) موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، نشريه شماره 242.
9- موسوي آلاشلو، سيد ابراهيم و همكاران.1378. حمع‌آوري و شناسايي، اهلي‌كردن و بررسي مواد موثره گياهان دارويي خراسان.دفتر طرح و برنامه‌ريزي و هماهنگي امور پژوهشي وزارت جهاد سازندگي.
10- وكيلي شهر بابكي، محمد علي و همكاران.1380. معرفي فلور، شكل زيستي و پراكنش جغرافيايي گياهان منطقه ميمند شهر بابك (استان كرمان).پژوهش و سازندگي شماره 52.
11- فلور فارسي ايران. 1381-1376. مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع. شماره‌هاي 1-39.
12- Rechinger.KH. Flora Iranica. Vol. 1-150.


Introducing some Ecological Qualities
of Herbal Medicine in Khorasan

Abstract
On the basis of this research, 169 species of medicinal plants belonging to 161 genera and 59 families grow in Khorasan province. Most of these plants are perennial and from view of vegetation type include different forms of tree, shrub, bush (dwarf shrub ), forb, grass and grass like. On the basis of Raunkiaer classification, vegetation form of the plants include 5 forms in which, the most abundant form is cryptophyte. Also, the plants grow mostly in mountain area (34.4%), semi-arid climate (55%) and annual mean precipitation of 250-350 mm.(46%

"Pejman"
2008/9/02, 04:06 AM
شناسايي و بررسي اكولوژيك گياهان اسانس‌دار استان قم
حسين باقري1، حسين بشري1
1- پژوهشگران مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان قم
قم - خيابان امام خميني- جنب بانك كشاورزي - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان قم - ص پ 779/3718


خلاصه

اسانسها تركيبات معطر طبيعي مي باشند كه در مجاورت با هوا و حرارت معمولي تبخير مي شوند. اين مواد از دير باز مورد توجه ملل مختلف قرار گرفته وبه انحاء مختلف مورد استفاده قرار مي گيرند. استان قم با توجه به شرايط خاص اقليمي و اكولوژيكي، داراي تنوع فراواني در گونه هاي گياهي بوده كه قسمتي از اين تنوع در بخش گياهان دارويي و اسانس دار مشاهده مي شود. در اين طرح با توجه به ضرورت شناخت گونه هاي اسانس دار، ابتدا ليست فلورستيك استان تهيه و با توجه به مطالعات كتابخانه اي و مشاوره با افراد متخصص، اقدام به شناسايي گونه هاي اسانس دار استان گرديد. سپس با مراجعه به عرصه هاي طبيعي، مناطق پراكنش و خصوصيات اكولوژيك هر يك از گونه هاي اسانس دار تعيين گرديد. نتايج نشان داد از ميان گونه هاي گياهي استان تعداد 32 گونه جزء گياهان اسانس دار بوده كه 21 گونه آن متعلق به مناطق نيمه استپي، 7 گونه متعلق به مناطق استپي و 4 گونه به طور مشترك در هر دو منطقه حضور داشتند.
واژه هاي کليدي : گياهان معطر ، گياهان دارويي ، قم .


مقدمه

تاكنون تعداد تقريبي 2000 گونه از 87 تيره گياهي كه حاوي اسانس هاي روغني مي باشند، شناسايي شده اند(5). اين مواد اجزاي توليد كننده بو در گياهان بوده و از نظر بيولوژيكي به علت خاصيت دور كنندگي حشرات باعث حفاظت از گلها و برگهاي گياه گرديده و يا به عكس به عنوان جلب كننده حشرات باعث تسهيل در عمل گرده افشاني گياهان مي گردند. اسانس ها با توجه به قابليت استفاده در مصارف غذايي، دارويي، بهداشتي، آرايشي و صنعتي از دير باز مورد توجه بشر قرار گرفته و از شهرت جهاني برخوردار مي باشند. استان قم به دليل شرايط خاص اقليمي و اكولوژيكي ‌داراي تنوع فوق العاده‌اي در گونه هاي گياهي بوده و گستره اي از انواع گونه هاي بياباني و نيمه بياباني، شور روي، استپي و نيمه استپي را در خود جاي داده است(1و3). قسمتي از اين فلور را گونه هاي داروئي و اسانس دار تشكيل مي دهند(2و4). اين امر باعث گسترش فرهنگ استفاده از اين گياهان گرديده و ضرورت شناخت هرچه بهتر و بيشتر آنها را جهت بهره برداريهاي اقتصادي و صنعتي نمايان ساخته است.

مواد و روشها

ابتدا كليه منابع موجود در رابطه با پوشش گياهي استان مورد مطالعه قرار گرفته و ليست گونه هاي گياهي استان و مناطق پراكنش آنها تهيه گرديد.سپس با توجه به منابع موجود و مشاوره با افراد متخصص، گونه‌هاي اسانس‌دار موجود شناسايي‌گرديد.باتقسيم استان‌به مناطق كوهستاني، كوهپايه‌اي و دشتي، حوضه هاي كاري تعيين و با توجه به گونه هاي گياهي هر حوضه و وضعيت فنولوژي آنها، در زمان مناسب با مراجعه به منطقه، فاكتورهاي گياهي و اكولوژيك براي هرگونه گياهي به صورت مجزا ثبت گرديد.
نتايج و بحث

در اين طرح حدود 220 گونه دارويي در سطح استان شناسايي گرديد كه 32 گونه آن جزء گياهان اسانس دار طبقه بندي مي شوند. از اين تعداد 21 گونه در مراتع نيمه استپي، 7 گونه در مراتع استپي و 4 گونه به طور مشترك در هر دو منطقه مشاهده گرديد. از بين تيره هاي گياهي، خانواده نعناعيان با 20 گونه، كاسني با 8 گونه، گل چتريان با 3 گونه و خانواده ارمك با يك گونه قرار داشتند. از ميان جنسهاي مهم نيز به ترتيب جنس مريم گلي با 4 گونه، استاخيس با 3 گونه، Scutellaria ،Ziziphora ،Nepeta و Achillea هر كدام با 2 گونه قرار داشتند. طيف زيستي‌گياهان اسانس دار نشان مي‌دهد كه 6/51% همي كريپتوفيت، 2/29% كاموفيت، 2/16% تروفيت و 3% ژئوفيت مي‌باشند. ازنظر زمان گلدهي، گونه هاي خانواده نعناع زودتر و تيره آفتابگردان ديرتر از همه به مرحله گلدهي مي رسند.
گونه كوزنگ(Echinophora platyloba) با گلدهي در اواخر تابستان و گونه هاي درمنه دشتي و درمنه كوهي در اوايل پائيز، ديرترين موسم گلدهي را بين گياهان اسانس دار دارا مي باشند. بيشترين تنوع گونه هاي گياهي، دارويي و اسانس دار استان در مناطق كوهستاني و نيمه استپي استان مي باشد. شرايط اين مناطق از نظر اقليمي، توپوگرافي و خاكي باعث ايجاد ميكروكليما در اين مناطق گرديده كه اين امر باعث تنوع گونه هاي گياهي شده است. همچنين در اين مناطق رابطه مستقيمي بين انتشار گونه هاي اسانس دار با شرايط آب و هوايي و خاكي مشاهده مي گردد كه مي تواند در برنامه هاي كشت و اهلي كردن اين گونه ها مد نظر قرار گيرد. از خانواده هاي گياهي، خانوده نعناع با 20 گونه داراي بيشترين درصد گياهان اسانس دار استان مي باشد كه نشان دهنده تنوع گونه هاي گياهي اين تيره و شرايط مطلوب استان براي آنان‌مي باشد. توجه به فنولوژي گونه هاي گياهي اسانس دار استان، مي تواند زمانهاي مناسب مراجعه به‌عرصه جهت جمع آوري اندامهاي رويشي و زايشي، بذر را براي هر گونه مشخص نمايد.

سپاسگزاري

بدينوسيله از همكاران مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشوربويژه جناب آقاي دكتر پرويز باباخانلو و همكاران مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان قم آقايان مهندس عباس پورميداني، سيد مهدي ادناني و محمد حسين عبدالمحمدي و دكتر حاجي مظفري به خاطر همكاري در طول مراحل علمي و اجرائي اين طرح نهايت قدرداني را به عمل مي آورد.

منابع

1- توكلي،زهرا. 1377. بررسي فلور آبخيز سدكبار قم. پايان نامه كارشناسي ارشد دانشكده علوم دانشگاه تربيت‌معلم.
2- زرگري، علي. 1372. گياهان دارويي ايران.جلد اول تا پنجم. انتشارات انشگاه تهران.
3- معصومي، سيد محمد. 1372. بررسي فلورستيك و پوشش گياهي شرق تفرش. پايان نامه كارشناسي ارشد دانشكده علوم دانشگاه تهران.
4- مير حيدر، حسين. 1375. معارف گياهي.جلد اول تا هشتم. انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
5- ميرزا، مهدي، فاطمه سفيدكن و لطيفه احمدي. 1375. اسانسهاي طبيعي، استخراج، شناسايي كمي و كيفي، كاربرد. انتشارات مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.

Identification and Investigation of Aromatic plants in Qhom province
Hossein Bagheri , Hossein Bashari
Qhom Agricultural and Natural Resources Research center
Email: H_bagheri1350@yahoo.com

Abstract
Using aromatic plants show the importance of these species as a valuable resources in the world. Qhom province with different condition of climatic, topography and pedology has a different species of aromatic plants. This study was carried out to identify aromatic plants in Qhom, for this purpose firstly Qhom floristic list was prepared and after a literature review the aromatic plants and ecological parameters were identified.Results showed that 32 species of 220 medicinal plants were categorized as aromatic plants. The location of 21 species was in semi-steppic and 7 species were in steppic rangeland and 4 species were in both area.
Keywords: Aromatic plants, Medicinal plants, Qom

"Pejman"
2008/9/02, 04:09 AM
معرفي قارچ Coriolus versicolor(l.:Fr)Quel. مروري بر خواص داروئي و بر رسي پراكنش آن در جنگل هاي استان مازندران
علي برهاني1 سعيد علي‌موسي‌زاده 2 ، سيف ا.. خورنكه3 و محمود ذكايي4
1-عضو هيات علمي 2،3- کارشناسان ايستگاه تحقيقات جنگل و مرتع پاسند بهشهر ص پ 167 4- عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد

خلاصه

C.versicolor يكي از فراوانترين و بزرگترين قارچ‌هاي ماكروسكوپي موجود در جنگلهاي شمال كشور است كه در اكثر نقاط ارتفاعي بر روي شاخه‌ها ي افتاده و چوب‌هاي مرده اكثر گونه‌هاي چوبي موجود در اين جنگلها رشد مي‌كند. اگر چه اسپور هاي اين قارچ در اواخر تابستان تا اوايل پائيز ايجاد مي‌شود، ولي بازيدوكارپ نيمه كروي تا كليوي شكل كه به صورت طاقچه‌اي رشد مي‌كنند در تمام فصول يافت مي‌شود.بافت چرمي و نسبتاً سفت اين قارچ اگر چه خوراكي نسيت ولي داراي خواص داروئي بيشماري است .. اين قارچ با توليد پلي ساكارو پپتيد و افزايش سيستم ايمني بدن در كاهش اندازه غده‌هاي سرطان اثر معني داري دارد، و بر روي انواع سرطان‌ها از جمله سرطان‌هاي مري معده ريه تخمدان و دهانه رحم تاثير بسزائي دارد .علاوه بر خواص ضد سرطاني اثرات ضد درد ،ضد ويروس و ضد هپاتيت اين قارچ نيز ثابت شده است .
واژه هاي کليدي : Coriolus versicolor، خواص داروئي ، مازندران .

مقدمه

قارچها هم بعنوان غذا و هم بعنوان دارو از هزاران سال قبل در سراسر دنيا مورد توجه مردم بوده‌اند .جنگلهاي شمال كشور بدليل شرايط خاص خود رويشگاه طبيعي گونه‌هاي متعددي از اين عناصر با ارزش است . مصرف صحيح اين منابع با ارزش ملي نيازمند شناخت دقيق ،صحيح و علمي آنهاست . در اين راستا با اجراي طرح تحقيقاتي جمع‌آوري و شناسايي قارچهاي ماكروسكوپي جنگلهاي استان مازندران بيش از 150 گونه مختلف قارچ از خانواده‌ها و راسته‌هاي مختلف جمع‌آوري و شناسائي شدند كه به ارزش غذائي و داروئي بسياري از آنها در منابع مختلف اشاره شده است. يكي از فراوانترين آنها قارچ رنگين‌كمان يا Coriolus versicolor است .

مواد و روشها

به منظور جمع‌آوري و شناسائي قارچها با عمليات جنگل گردشي و در فصول و مناطق مختلف ،نمونه‌هاي جمع‌آوري شده در كيسه‌‌هاي پلاستيكي جهت بررسي‌هاي دقيق تر به آزمايشگاه منتقل شدند . و نيز در محل نمونه برداري مشخصات هر نمونه شامل :بستر (ميزبان ) زمان و فرم رويش هر قارچ ، ارتفاع از سطح دريا ، مشخصات جنگل ومشخصات ماكروسكوپي هر نمونه ثبت شدند . در آزمايشگاه ضمن تهيه اسپور پرينت از نمونه‌ها مشخصات ميكروسكوپي هر نمونه مورد بررسي و با استفاده از منابع معتبر علمي به شناسائي آنها اقدام شد.

نتايج و بحث

Coriolus versicolor يكي از بزرگترين قارچهاي بازيدوميست از خانوداه Polyporaceae كه بنام‌هاي Polyporus versicolor,Polysticutus versicolor و Tramates versicolor نيز شناخته شده است. به اين قارچ در چين قارچ ابر مانند ،در ژاپن قارچ حاشيه رودخانه و در اروپا قارچ دم بوقلبون گفته مي‌شود (chu etal 2002 ) در ايران در اين قارچ قارچ رنگين‌كمان گفته مي‌شود.اين قارچ داراي بازيدوكارپ يكساله و با كلاهك بدون پايه بقطر 5/2 تا 10 سانتيمتر و به ضخامت3/0 تا 1/0 سانتيمتر ، نيمه كروي تا كليوي، كه بطور جانبي به هم اتصال دارند كلاهك‌هاي پهن وموجدار بصورت تاقچه‌اي معمولا بر روي همديگر قرارميگيرند . سطح بالائي كلاهك برنگ هاي مختلف داراي مناطق متحدالمركز ( به همين دليل به آن قارچ رنگين كمان مي‌گويند)سطح قارچ در ابتدا پوشيده ازكرك‌هاي ريز و سپس صاف شده ،بافت قارچ سفت چرمي برنگ سفيد مي باشد . شكل (1) سطح تحتاني قارچ برنگ سفيد يا متمايل به زرد ،دهانه‌ سوراخها (Pores ) دايره‌اي يا گوشه دار نامنظم و به تعداد 3-5 سوراخ در يك ميليمتر مربع وجود دارند. سوراخها 5/0 تا 1 ميليمتر عمق دارند . اسپورها بيرنگ ،صاف، استوانه‌اي يا سوسيسي شكل. غير آميلوئيد اندازه آن 7-5 -2 -5/1 ميكرون، اين قارچ فاقد مزه و بو بوده و كلاهك آن در تمام فصول سال مشاهده مي‌شود. ولي اسپورهاي آن در اواخر تابستان تا اواسط پاييز ايجاد مي گردد. اين قارچ عامل پوسيدگي سفيد چوب درختان جنگلي مي باشد .(Rivarden and Gibertson 1997 ) و بر روي چوب‌هاي مرده و افتاده اغلب درختان جنگلي از جمله راش ممرز ،انجيلي ،ازكيل وحشي و زبان گنجشك و در همه مناطق جنگلي در تمام ارتفاعات ديده شده است .خواص دارويي بيشماري براي اين قارچ ذكر شده است . از جمله در طب سنتي چين از آن بعنوان ماده اي كه داراي طبع سرد است و با اثر بر روي كبد باعث دفع حرارت مي شود ياد كرده اند كه ميتواند سم بدن را دفع نمايد .در سالهاي اخير فعاليت ها و اثرات بيولوژيكي عصاره استخراج شده از كلاهك اين قارچ در آزمايشات آزمابشگاهي و باليني مشخص شده است . و نيز مشخص شده است كه چندين تركيب شيميايي مختلف كه پلي ساكاروپپتيد مهمترين آنها است ،در اين رابطه نقش اصلي را دارند .(chu etal 2002) پلي ساكارو پپتيد از ريسه هاي كشت شده C.v. نيز استخراخ شد.و آن نيز اثر تعديل كنندگي بر روي واكنش هاي بيوشيميايي مختلف را دارد (Kenyon 2001) در مطالعات آزمايشگاهي در مورد خواص ضد توموري ،.كاربرد C.v بطور معني داري اندازه غده هاي توموري را كاهش داده است . و بيشترين اثر باليني را بر روي سرطانهاي مري و معده داشته است . (chu etal2002) پلي ساكارو پپتيد سيستم ايمني بدن بيماران مبتلا به سرطانهاي شكم.مري , كليه ,تخمدان ,دهانه رحم را بميزان 70 -79 درصد كاهش داد و توانايي آنها را در برابر شيمي درماني و اشعه درماني افزايش داد . (Hiroshi and Takeda1993) , (kidd2000) پلي ساكارو پپتيد علاوه بر اثر ضد سرطاني داراي اثرات ضد درد ,ضد ويروس وضد هپاتيت نيز مي‌باشد . (Suay et al 2000)
هيچ گزارشي وجود ندارد كه C.v با هيچ داروئي اثر متقابل داشته باشد. و سازمان بهداشت ژاپن از عصاره C.v داروئي همراه با ساير دارو ها ي شيميائي براي درمان سرطانها نام برده اند (chu etal 2002)


منابع

1- -Chu KKw, Ho SSS ,Chow AHL .2002.Coriolus versicolor ,a medicinal mushroom with promising immunotherapeutic values. journal of clinical pharmacology.42;967-984
2- -Hiroshi , S.,Takeda,M.(1993)Divers biological activityof PSK (Krestin)a protien-bound polyccharide from Coriolus versicolor(Fr.) Quel. In:Chang ST,Buswell JA.Chiu SW(eds)Mushroom biologyand mushroom products.The chinese University Press,Hong kong,pp237-245
3- -Kenyon,j.n.2001. Observational study on 32 cancer patients looking at TH1-TH2 response on www.doveclinic.com (http://www.doveclinic.com) website
4- -Kidd ,P.M. The use of mushroom glucans and proteoglycans in cancer treatment Altern Med Red .5(1):4-27
5- -Revarden .L.&R.L.gildertson .1994. European polypores fungiflora .p.668. Oslo- norway
6- -Suay,I.,Arenal ,f.,Bassilio, A., Cabello,M., Diez,MT.2000.Screening of basidiomycets for antimicrobial activities Antonie van Leuwenhoek 78:129-139



Introduction of Coriolus versicolor,review of Medicinal properties and a study on its distrubution a in Mazandaran forests
Borhani,A.,Alimosazadeh ,S.,S.khorankeh
Mazandaran Agricultural and Natural Resoures cennter .Passand Forest and Renglang Research Station

Abstract
C. versicolor is one of the most plentiful and the largest mushroom in northen forests of Iran ,that grows on dead wood and fallen branches of most trees all over areas.Although the apores of this mushroom Produces on late of summer to middle of fall. But the basidiocarp can be found all over the years . basidiocarp semispheral or nephric that grows shelfy form . it is lathern and relatively hard . it is not edible ,but extract of hyphe or basidiocarp contain polysaccharopeptide that stimulates immune cells.invivo antitomure studies have shown significant reduction in tumure size . it is usfulness for breast, lung , liver. Gastric esophageal,ovary, corvix cancers. In addition it exhibits analgestic ,anti-viral and hepato-protective effects.
Keywords: coriolus versicolor , medicinal properties , forest

"Pejman"
2008/9/02, 04:13 AM
گز شهداد شهد كوير لوت
محمد طاهر بوستاني وحجت ا- حسيني نژاد
كارشناسان اداره كل منابع طبيعي استان كرمان
كرمان ـ بلوار جمهوري اسلامي ـ نرسيده به چهار راه فرهنگيان ـ اداره كل منابع طبيعي استان كرمان


خلاصه :

با پيشرفت علم و آگاهي از فوائد و كاربردهاي چند جانبه منابع طبيعي و گونه‌هاي گياهي ، بشر به اين فكر افتاد تا صدمات وارد آمده به منابع مذكور را با اعمال شيوه‌هاي صحيح و علمي بهره‌برداري جبران نمايد. در اين ميان گونه گز با ارزش زيست محيطي و اقتصادي قابل توجه به 55000 گونه در سطح جهان و 32 گونه و فلات پهناور ايران توجه كارشناسان را به خود جلب كرده است . اين گونه به جز اهميتي كه در تثبيت شن و صنايع چوب و كاغذ دارد، مي‌تواند در توليد محصولات فرعي جنگلي مانند گز نگبين كه در صنايع غذايي و شيميايي كاربرد زيادي دارد مورد توجه قرار گيرد . در اين مقاله سعي شده ضمن شناسايي رويشگاه گز منطقه شهداد و گونه‌هاي گز موجود در منطقه، شيره توليد شده، فرايند توليد، شيوه بهره‌برداري و ميزان توليد در طول دوره بهره برداري مورد بررسي قرار گيرد و در پايان راهكارهاي مفيد براي توليد بهتر و بيشتر و ترغيب بهره برداران به برداشت اين محصول با ارزش ارائه خواهد كرد.
لغات كليدي : گز شهداد ، گز نگبين


مقدمه

انسان با پيشرفت و تكامل تمدن به منابع طبيعي دست يافته و براي رفع نيازهاي خود ، به بهره برداري از اين منابع پرداخته است. در گذشته به دليل عدم آگاهي كافي ، بهره برداري صدمات جبران ناپذيري به منابع طبيعي وارد نموده به طوري كه بسياري از گونه هاي گياهي در حال نابودي مي باشد . در صورتي كه اگر بهره برداري به طريق علمي انجام شود، بهره برداري از محصولات فرعي منابع طبيعي مي تواند يكي از مهمترين اقلام براي صادرات خارجي و تأمين ارز مورد نياز صنايع داخلي نيز باشد. در اين ميان گز يكي از گونه هاي بسيار با ارزش ميباشد كه از لحاظ زيست محيطي و توليد بسياري محصولات فرعي حائز اهميت است. در سطح جهان 55000 گونه گز مي رويد كه 32 گونه آن در فلات پهناور ايران بويژه ‍‍ نواحي استپي، شوره زارها و نواحي گرمسيري گسترش دارند و در بعضي از نواحي كشور تشكيل جوامع( بوته زار، درختچه زار) وسيعي را مي دهند. درختان و درختچه هاي گز از نظر تثبيت خاك ايجاد بادشكن و استفاده در صنايع خرده چوب و كاغذ سازي اهميت زيادي دارند. به هر حال گونه هاي گز يكي از مقاوم ترين گياهان در برابر شرايط سخت و نامساعد اقليمي مي باشند و در اكثر مناطق خشك از جمله استان پهناور كرمان و منطقه شهداد گسترش دارند . منطقه شهداد به واسطه همجواري با كوير لوت داراي شرايط سخت جوي و گرماي شديد تابستان بوده و همواره در معرض هجوم شن هاي روان ميباشد. وجود رويشگاه گز به مساحت 25 هكتار در فاصله سه كيلومتري شرق شهداد، نقطه اميدي براي رفع نابسامانيهاي موجود ميباشد. طول اين رويشگاه 5/62 كيلومتر و عرض آن به 4 كيلومتر مي رسد كه بين 3 و 58 - 43 و 57 طول شرقي و 6 و 35-30 و 30 عرض شمالي قرار دارد .
كلياتي مربوط به تيره گز

تيره گز داراي سه جنس است كه مهمترين آنها جنس Tamarix مي باشد . نام عمومي جنس گز احتمالاً از واژه tambvo كه نام رودخانه اي در بيرنه مي باشد و درختان گز بسيار در آن منطقه رويش دارد ، اشتقاق يافته است . تحقيق و بررسي روي گونه گز از زمانهاي خيلي پيش آغاز شده است . ابن سينا دانشمند و فيلسوف مشهور ايراني اولين دانشمندي است كه از طبقه بندي همه گياهان نام برد و در مورد طرفا ( درخت گز ) اشاراتي در كتابهاي قانون ، رساله جوريه و دانشنامه علايي داشته است . پس از آن لينه گياه شناس معروف نام گز ( tamavicus ) را در كتاب خود به سال 1719 ذكر مي كند و پس از آن دانشمندان متعدد روي جنس گز و گونه هاي آن مطالعه و تحقيق نموده اند. تيره گز شامل گياهان درختچه اي يا درختي است با برگ هاي متنوع و اشكال مختلف غلافي ، ساقه آغوش ، درقاعده گوشي شكل و يا باريك ، كوچك و فلسي شكل ، گل آذين متشكل از خوشه هاي ساده و گلهاي 4 و يا 5 قطعه اي نر و ماده و تك جنسي است و گياه دو پايه مي باشد . كاسبرگ ها در پايين متصل به همديگر ، 2 عدد داخلي و 2 يا 3 عدد بيروني ، گلبرگ ها ريزان و يا غير ريزان ( در اين حالت گلبرگ تا مرحله ميوه باقي مي ماند ) ، پرچم ها به تعداد 4،5،10،تا 15 متصل به زير و يا حاشيه ، ديسك كمي گوشتي و يا گاهي پوست پيازي و داراي كنگره هايي است كه بين ميله پرچم و يا درمحـل اتصـال ميله هاي پرچم ( ميـله پرچم به كنگره متصل مي شود ) قرار دارند . خامه 3تا4 تايي ، ميوه كپسول و با 3 يا 4 شكاف شكفته مي شود ، دانه معمولي بدون كرك و اگر داشته باشد كرك ها مزچه مانند بدون پايك متصل به نوك دانه مي باشد .
گونه هاي گز موجود در منطقه

دو گونه گز در منطقه وجود دارد كه گز توليد مي كنند . اولي درختچه اي است كه داراي برگهايي به رنگ سبز نسبتاً مات ، باريك ، نوك تيز ، ساقه آغوش و فشرده به هم كه اختصاصاً در غالب مناطق نسبتاً گرم مانند منطقه مديترانه ،جنوب فرانسه ، الجزايرو نواحي جنوبي ايران مي رويد و ارتفاع آن 5/1 تا 2 متر و حتي بيشتر مي باشد . شاخه هاي باريك و كوتاه آن پوستي به رنگ قهوه اي مايل به قرمز و بر روي آن گلهاي كوچك و به هم فشرده اي به رنگ گلي و مجتمع و به صورت سنبله هاي دراز ، ظاهر مي شود. هر گل شامل 5 كاسبرگ ، 5گلبرگ و 5 پرچم مي باشد . ميوه ها پوشينه و بيضوي است كه پوست آنها داراي طعم قابضي است . ميوه كمي تلخ و داراي اثر دارويي است و در بعضي كتابها ريشه گياه را مؤثر ذكر نموده اند . اين گونه را به نام Tamarix gallica و به نام محلي كورگز ذكر گرديده است.
گونه دوم درختچه اي است با ارتفاع حداكثر يك تا دومتر كه سطح برگها پوشيده از غده مي باشد و طول خوشه ( سنبل گل ) 5/1 سانتيمتر ، عرض 5 ميليمتروگل غير متراكم و برگهايي ساقه آغوش دارد . ساقه ها به رنگ قهوه اي مايل به خاكستري مي باشد . نام محلي آم گلي گيسك مي باشد و ازاين گونه هاي گز تحت عنوان tamarix gemanica نام برده شده است .
خصوصيات شيره ( گز شهداد )
گز شهداد ماده اي است به رنگ سفيد مايل به زرد با طعمي شيرين و ملايم كه بر اثر گزش نوعي حشره به خارج ترشح مي شود.
حشره از راسته جور بالان (Homoptra) به نام Manniparus coccus مي باشد. مقدار صمغي كه از محل گزش حشره تراوش مي شود به اندازه تقريبي يك نخود است .اين ماده داراي ساكاروز ، قند تبديل يافته و نيز يك موسيلاژ قابل هيدروليز ( تحت H2SO4 ) و پراكسيداز است كه علاوه بر مصارف تهيه شيريني ،در مداواي بيماري هاي سينه بكار مي رود.
شيوه بهره برداري

در فصل بهره برداري هر روز صبح ، زنان و كودكان از آبادي هاي اطراف به طرف جنگلهاي گز رفته و به جمع آوري شيره گز اقدام مي كنند. جمع آوري بصورت كاملا سنتي صورت ميگيرد بطوريكه هر شخص با حمل كيسه اي به جمع آوري شيره سفت شده از سطح گياه ميپردازد. جمع آوري شيره گز احتياج به اعمال خاصي ندارد ، چنانچه ذكر شد در اثر گزش حشره شيره پرورده از محل زخم خارج شده و به تدريج سفت مي شود . محل گزش در هر قسمت ساقه گياه كه داراي بافت نرم است مي باشد .
موادو روشها :

هدف در اين تحقيق بررسي طول فصل بهره برداري، ميزان شيره بهره‌برداري شده توسط يك شخص در طول روز ، تناوب برداشت، برآوردميزان كل توليد ساليانه در منطقه و بررسي قضيه از ديدگاه اقتصادي ، اجتماعي مي‌باشد. بدين منظور در 2 سال متوالي كليه پارامترهاي مذكور بررسي گرديد . در سا اول، برداشت بصورت پيايي درطول دوره بهره‌برداري صورت گرفت و در سال دوم بصورت يك روز درميان ، همچنين ميزان شيره بهره‌برداري شده توسط هر شخص در پايان روز توزين مي‌‌گرديد . در پايان دوره بهره برداري نيز ميزان كل برداشت محاسبه و با سالهاي گذشته مقايسه گرديد.
نتايج و بحث :

بررسي نتايج آمار موجود در طي سالهاي متوالي نشان مي‌دهد كه فصل بهره‌برداري از اوايل مهر ماه تا اواخر آذرماه ميباشد و درصورت وقوع بارندگي در اين فصل، اين دور كوتاهتر خواهد بود و اولين بارندگي در منطقه باعث عدم ترشح شيره مي‌گردد. حتي شبنم و رطوبت زياد از ترشح شيره جلوگيري بعمل مي‌آورد و باعث تعطيلي كار بهره برداران مي‌شود. توزين محصول بهره‌برداري شده توسط هر شخص و برآورد ميانگين مقادير مذكور نشان داد كه هر نفر در طول روز حدود 30كيلوگرم شيره گز استحصال مي‌كند. نتايج حاصل از برداشت متوالي و پياپي شيره گز، حاكي از اين بود كه برداشت يك روز درميان باعث افزايش مقدار محصول مي‌گردد. با احتساب طول دوره بهره برداري و مقايسه نتايج بدست آمده با سالهاي پيش، هر ساله به طور متوسط قريب به 30 تن شيره از جنگلهاي گز منطقه شهداد استحصال مي‌شود. طي سالهاي گذشته متاسفانه قيمت فروش گز شهداد پايين بوده و از تعداد بهره‌بردارن كاسته شده است و در صورتيكه بازاريابي و زمينه صادرات كز شهداد فراهم شود، بهره برداري و زمينه استحصال اين محصول براي مردم منطقه كه افرادي با درآمد بسيار پايين ميباشند بسيار مفيد و مثمرثمر خواهد بود.
منابع

1-ثابتي، حبيب الله ، درختان ودرختكاريايران
2-قهرمان ، احمد، فلور ايران

Shahdad Tamarix Loot-s Kavir Sap
Mohammad Taher Bostani ,_ Hojat Allah Hoseiny Nejad
Kerman _ Bolvar Jomhori _ Natural Ressorces Total Office
Bostani-taher@yahoo. Com
Abstract
With Progress and Completing The Civilization Human Could Find Out The Meaning of Natural Recources and For Raising His Necessities Use From These Resources and Provided His Food and Many Elsenesecities . In Past Because of Nonexisting Enough Information Enploiting and Utilization Injery to Natural Resources That Various Plants Generation Would Overthrow . If This Way Would Do Accourding to Charactristics ‍of any Plant and In Scientific Methods . All Plant Generation was alive and Natural Resouces Vutiuzation Could be an Important Way In Exporting and Providing Foregn Exchang . in This rast country There Are 32 kind of 55000 Tamarisk in The World in Another Way Many of Its variants Grow In Iran ,And many of Them are In Salty Dry And Warm In An Entensire Space . Todays Tamarix trees and Shrubs Are So Important In Soil Stabilizing And Some Of Them Can use In Wood Industrials .Any how Tamarisk is One Of The Most Resistente Plant In Bad Conditions Of Climate And Spread In Dry Areas . in the other hand it can produce some useful secondary products like Gazangabin gum that use in chemical and food industrial.
Key words: Tamarix, Gozangabin gum, shahdad

"Pejman"
2008/9/02, 04:17 AM
برخي ويژگيهاي اكولوژيكي گونه داروئي Khorosanicum Saghafi & Assadi Ribes ونحوه تكثير آن
فريده ثقفي خادم
عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان
مشهد- بزرگراه شهيد كلانتري - حد فاصل ميدان جمهوري اسلامي و جهاد ،مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان ص پ - 1148-91735

خلاصه

Ribes Khorasanicum از تيره Grossulariaceae با نام محلي قره قات گونه اي است با خواص داروئي كه بعنوان كاهش دهندة فشار خون ونارسايهاي خوني وعروقي ورفع سوءهاضمه توسط ساكنين محلي مورد بهره برداري قرار مي گيرد. از آنجا كه محدوده پراكنش گونه بسيار محدود و تعداد پايه هاي آن هم اندك بودند فرض اوليه اين بود كه گونه اي در حال انقراض ونادر مي باشد . لذا به منظور بررسي محدوديتهاي گسترش وتكثير اين گونة با ارزش مطالعة حاضرانجام ونهايتاً مشخص گرديدكه گونه ازطرفي به دليل خوش خوراكي زياد وتعليف دام وازطرف ديگر دامنه اكولوژيكي محدود وخواهشهاي بالاي اكولوژيكي ومحدوديت تكثير رو به انقراض بوده وچنانچه موردحمايت قرار نگيرد بطور قطع سيرقهقرايي پيموده وازعرصه طبيعت محو خواهد شد.
واژه هاي کليدي : قره قات ، اکولوژي ، تکثير .

مقدمه

اصل حفظ وتوسعه گياهان بطور عام وحفظ وتوسعه گياهان داراي ارزشهاي ويژه (خوراك انسان ودام ، داروئي صنعتي و حفاظت خاک) بطور خاص مستلزم شناخت علمي آنها اعم ازنيازهاي اكولوژيكي وخصوصيات فردي وويژگيهاي رويشگاهي مي باشد .
ميوه گونه Ribes khorasanicum عملاً بعنوان دارو توسط ساكنين منطقه مورد بهره برداري قرارميگيرد وبگفته آنان اثر آن آني ومحسوس است. به منظور حفاظت و مديريت پوشش گياهي آگاهي از چگونگي فرايندهايي كه انتشار وفراواني هر گونه را كنترل مي كند ، ضروري است. در اين تحقيق سعي گرديده فرايندهايي كه رشد گونه Ribes Khorasanicum را در زيستگاه معيني محدود ساخته است ، مشخص گردد.

مواد و روشها

به منظور شناسايي مناطق گسترش گونه ،مطالعات انجام شده قبلي بررسي ونهايتاً باپيمايش عرصه هايي كه تقريباً مشخصات ژئوبتانيكي واحدي بانخستين رويشگاه مشاهده شده داشتند، نقاط پراكنش گونه مشخص گرديد. سپس مشخصات اكولوژيكي وژئوبتانيكي رويشگاهها با انجام عمليات اندازه گيري پوشش گياهي، بااستفاده از روش حداقل سطح (روش Cain ) مطالعه سنگ مادر (بررسي منابع وبررسيهاي ميداني ومشاوره با متخصص زمين شناسي ) مطالعه اجمالي خاك وهمچنين مطالعه اقليم بااستفاده ازداده هاي نزديكترين ايستگاه هواشناسي به رويشگاهها بررسي شد ونهايتاً به منظور شناخت ازچگونگي توليد مثل، تکثير ازطريق كشت بذر، قلمه وپاجوش بررسي گرديد.
نتايج وبحث

Ribes Khorasanicum گونه اي است درختچه اي به ارتفاع 5/1 تا 5/2 متر. برگهاي 3يا5 پنجه اي وابعاد 8*7 سانتيمتر در حاشيه دندانه اي منقارك دار گل آذين خوشه به طول حدود 10 سانتيمتر گل نرباده كاسبرگهاي قرمز متمايل به ارغواني گلبرگها بلندتر ازنصف كاسبرگها به قطر8 ميليمتر ،كروي وقرمزرنگ (1)و(2).
الف - ويژگيهاي اکولوژيکي
زيستگاه اين گونه داراي مشخصات زير است :
سنگ بستر اين گونه تنها درروي واريزهاي حاصل از سنگهاي آهكي مشاهده گرديد.
ارتفاع رويشگاه بيش از2000 متر ازسطح دريا وغالباً درارتفاع 2300 الي2600 متري مي باشد.
خاك بسترمتشكل ازواريزه ها وكاملاً داراي بافت سبك وهواديدگي وزهكشي زياد مي باشد.
جهت جغرافيايي شمالي وعموماً در نزديکي خط القعر اين دامنه ها رويش دارد.
ميزان بارندگي بيش از400 ميليمتر ورويشگاهها داراي ميكروكليماي خاص خودكه همجوار با انهار دائمي وحوزه هاي محصور ومناطق مرطوب وسرد مي باشد.
دماي حداكثر درگرمترين ماه سال 30 درجه ودماي متوسط سالانه 10 درجه مي باشد.
در محيطهاي غالبا سايه و عمدتا در سايه درختان ارس و ساير درختچه ها همچون Lonisera spp. , Pronus spp. و.....مشاهده ميگردد .
ب - تكثير
با استفاده از بذر امكان تكثير وجود دارد لكن چنانچه شرايط اقليمي دوره رشد سال اول ناهنجار باشد، نها لهاي روييده شده (بخصوص در دماي زياد) فوق العاده شكننده بوده و از بين مي روند با استفاده از قلمه هم تكثير ميسر است لكن سن قلمه در ميزان موفقيت تأثير بسزايي دارد. انتقال پاجوش هم كلأ موفقيت آميز است و نمونه هايي با اين نحوه تکثير در نهالستان ارس هزارمسجد کشت گرديده است.
با توجه به اينكه گونه Ribrs Khorasanicum اختصاصاً از نواحي شمالي استان خراسان گزارش شده است لذا به جز اطلاعات گياه شناسي آن منابع مكتوب ديگري در دست نيست.ولي تحقيقاتي در مورد ساير گونه‌هاي اين جنس كه بخاطر استفاده‌هاي مختلف دارويي، خوراكي و صنعتس مورد توجه قرار داشته‌ در كشورهاي مختلف انجام گرفته است . 23 واريته از گياه R. nigrum در آمريكا مطالعه شده و حدود 86 تركيب شيميايي در آن شناسايي شده كه 26 تركيب آن براي اولين بار براي اين گونه گزارش گرديده بود(5 ). كشت بافت گونه R. nigrum جهت توليد اقتصادي موفق بوده است و حدود 90-80 درصد جوانه هاي اتنهاي ساقه كه جهت كشت استفاده بودند ريشه دار شده و در مزرعه نيز مستقر شده‌اند (6). دم كرده برگهاي گونه فوق در قسمتي از اروپا از قديم‌الايام جهت درمان روماتيسم استفاده مي‌شده است (7). زادآوري تعدادي از گونه‌هاي بوته‌اي و درختي در روسيه مطالعه شده است كه در اين تحقيق تكثير گونه R. nigrum از طريق بذر مناسب بوده است (8). بهترين زمان تكثير گونه Ribes arpinum از طريق قلمه در سال 1961 توسط Sonne Feld مورد بررسي قرار گرفته كه در اين تحقيق محقق نتيجه گيري كرده است كه قلمه‌هايي كه در ماه دسامبر گرفته شوند و در اول بهار كشت گردند حدود 50 درصد ريشه‌دهي خواهند داشت(9).

منابع

1 - اسدي مصطفي. 1376 . فلور ايران ، شماره 23 ، تيره انگورفرنگي (Grossulariaceae )
2-ثقفي ،فريده و مصطفي اسدي . 1375.گونه جديد Ribes Khorasanica از شمال شرق ايران . ژورنال گياهشناسي ايران،شماره7. مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع .
3-زرگري ،علي. 1370 . گياهان دارويي(جلد دوم) . انتشارات دانشگاه تهران
4-زرگري ،علي . 1370 . گياهان دارويي (جلد دوم ) . انتشارات دانشگاه تهران
5 -Guere.Le and A .Latrasse . 1990 . Composition of essential oils of blackcurrant louds (Ribes nigrum ). J. of Agriculture and food chemistry. V.38(1)p.3-10.
6 -Ma . F., X. Zhu, et al. 1992. Shoot tip culture of Ribes nigrum in vitro . Journal of Horticultural Science . 67(6):751-759. {a}Shaanxi Sericultural Res. Ins., Zhouzhi, Shaanxi, China.
7-Tits, M. and L. Angenot. 1992 . Prodelphinidins from Ribes nigrum . Phytochemistry . 31(3):971-973
8-Bespolovo. AE.,1978.Regeneration of tree and shrub species in protective stand in the semi desert . Lesnone Khozaistvo . No . 9 : 51-54
9-Sonne Feld . M . 1961 . The best time for propagation several trees and shrubs from cuttings . Acta Agrobotanica warszawa 10(2): 35-45


Some Ecological Characteristics of Ribes Khorosanicum Saghafi & Assadi as a medicinal plants and its Reproductive Methods
F. Saghafi
saghafikhadem@yahoo.com

Abstract
In this research some of the ecological characteristics of Ribes Khorosanicum Saghafi & Assadi in khorassan were studied. This study contains investigation on the plant morphology, geographical distribution; life form, regenerative strategies, also, the environmental factors such as altitude, geographical directions, slope, geology and the climate factors like precipitation and temperature was studied. Furthermore abundance of this species was measured and its propagation methods was studied. According to the results, this species has been exposed to risk of extinction because of high palatability and limited ecological range and regeneration.
Keywords: Ribes khorasanicum , ecology , inbreeding

"Pejman"
2008/9/02, 04:21 AM
مطالعه گرده شناسي برخي گياهان دارويي عسل خيز در استان فارس
عفت جعفري1 و عبد الحميد كريمي2
1- كارشناس ارشد پژوهشي 2- عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي فارس
شيراز - بلوار مدرس - خيابان جانبازان (پودنك) ص پ617 -71555


خلاصه


عسل به عنوان يك ماده غذايي مهم با طعم دلپذير است كه به دليل داشتن مقداري گرده گل (تا حدود 1 درصد ) داراي خواص غذايي و دارويي فراوان است و همواره مورد استفاده بشر بوده است. شناسايي گرده‌هاي مورد استفاده زنبور عسل نقش مهمي در تشخيص منشأ گياهي و جغرافيايي عسلها، شناخت نوع و كيفيت آنها و اكولوژي تغذيه زنبورهاي عسل دارد. به همين منظور اختصاصات مورفولوژيكي گرده حدود 155 گونه گياه دارويي مورد استفاده زنبورعسل در استان بررسي گرديد. نتايج حاصل از مطالعات گرده‌شناسي نشان مي‌دهد كه دانه‌هاي گرده در تاكسونهاي مختلف درمجموع تنوع قابل توجهي در ويژگيهاي ريختي از قبيل: تيپ روزنه‌، اندازه و تعداد شيارها و الگوي معماري سطح خارجي نشان مي‌دهند كه تيپ‌هاي: Trizonocolpate, Monocolpate ,Trizonocolporate, Fenestrate, Polypantoporate, Hexazonocolpate تيپ‌هاي غالب گرده‌اي را تشكيل مي‌دهند. همچنين مطالعات ماكروسكپي دانه‌هاي گرده تله‌هاي گرده‌گير نشان مي‌دهد كه دانه‌هاي گرده جمع آوري شده توسط زنبور عسل حالت چسبنده دارند وازلحاظ رنگ بسيار متنوع مي‌باشند‌.
واژه‌هاي كليدي: گياهان دارويي، گردهشناسي، فارس

مقدمه

سلامتي كلونيهاي زنبور عسل همان اندازه كه به وجود عسل وابسته است به گرده گلها نيز بستگي دارد. گرده‌ها در تغذيه زنبورهاي عسل نقش مهمي را به عهده داشته و تنها منبع تأمين كننده پروتئين، مواد چرب، مواد معدني و ويتامينهابراي آنها بشمار مي‌رود. يك كلوني به طور متوسط30 كيلوگرم گرده و 40 كيلو گرم شهد نياز دارد (1،3و5). علم شناخت دانه هاي‌گرده موجود در عسل براي اولين بار توسط Zandr از آلمان ، AlteوMartind از سويس وHodges از انگلستان مطرح گرديد. محققاني مانندLouveaux و Maurizio نيز تحقيقات گسترده‌اي را در زمينه گرده شناسي عسلهاي كشورهاي اروپايي انجام داده‌اند. (1993) CromptonوWoitas مطالعاتي در مورد دانه گرده موجود در عسلهاي كشوركانادا انجام داده و كتابي تحت اين عنوان منتشر كرده‌اند. (1972و1981Liaux( تركيب گرده‌اي عسلهاي دوايالت درآمريكا را بررسي‌كرد. Bardara (1991) بيان نمود كه اغلب زنبور داران با عسلهايي مواجه مي‌شوند كه از گل منشا آن بي اطلاع هستند. او پيشنهاد كرد كه بهترين روش براي شناخت نوع عسل، تشخيص نوع گرده موجود در عسل است (4). در ايران تا كنون مطالعات محدودي در مورد شناسايي گرده‌هاي مورد استفاده زنبور عسل صورت گرفته، بنابراين مطالعات گسترده در جهت شناسايي دانه‌هاي گرده گياهان به ويژه گياهان مورد تغذيه زنبور عسل امري ضروري است.

مواد و روشها

به منظور مطالعه گرده گياهان مورد استفاده زنبورعسل از مناطق مختلف، گرده از بساك گل جدا و با روش Wodehouse استوليز گرديد. همچنين با نصب تله گرده گير روي كندوها در فصول مختلف سال مقداري نمونه گرده جمع آوري و با روش Wodehouse استوليز گرديد (7). سپس به نمونه‌ها ژلاتين گليسرين دار حاوي سبز متيل يا سافرانين اضافه ولامهاي ميكروسكپي دايمي تهيه گرديد. نمونه‌ها با ميكروسكوپ نوري (Olympus) بررسي شد و ويژگيهاي شاخص ريخت شناسي هر تيپ گرده مطالعه و ابعاد مختلف آن به وسيله ميكرومتر چشمي اندازه‌گيري گرديد و آنگاه از نمونه‌ها عكس تهيه‌ شد.

نتايج و بحث

نتايج حاصل از مطالعات گرده‌شناسي نشان داد كه دانه‌هاي گرده در تاكسونهاي مختلف در مجموع تنوع قابل توجهي در ويژگيهاي ريختي از قبيل: تيپ روزنه‌، اندازه و تعداد شيارها و الگوي معماري سطح خارجي نشان مي‌دهند كه تيپ‌هاي: Trizonocolpate, Monocolpate ,Trizonocolporate, Fenestrate, Polypantoporate, Hexazonocolpate تيپ‌هاي غالب گرده‌اي را تشكيل مي‌دهند(تصاوير شمارة 1-7). همچنين مطالعه دانه‌هاي گرده تله گرده گير نشان داد كه دانه‌هاي جمع آوري شده توسط زنبور از لحاظ رنگ بسيار متنوع مي‌باشند و رنگ آنها از كرم متمايل به سفيد تا سياه متغير است. قسمت بيشتر گرده‌ها داراي رنگ زرد مي‌باشند. معمولأ دانه‌هاي گرده داراي رنگهاي زرد، كرم، قهوه اي، سبز، نارنجي و قرمز بوده و ممكن است كه مخلوطي از اين رنگها را نيز داشته باشند (تصاوير شمارة8-9 ). رنگ گلوله‌هاي گرده زنبور عسل با توجه به فصل و نوع گل فرق مي‌كند. قابل ذكر است كه كليه مشاهدات فوق با گزارشهاي ارائه توسط ساير محققان مطابقت دارد (2و6).

منابع

1- خوروش ،م. 1371. بررسي انواع قند‌هاي طبيعي و مصنوعي در تغذيه رنبور عسل و امكان جايگزيني آنها به جاي شكر سفيد، پايان نامه كارشناسي ارشد دامپروري دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران.
2- سعادتمند ،ج. 1374. گرده زنبور عسل. انتشارات جهاد دانشگاهي تهران. ص 195.
3- عبادي، رحيم و علي اصغر احمدي. 1369. پرورش زنبورعسل (تأليف). انتشارات راه نجات اصفهان.
4-Bardara,S. B. 1991. Using pollenation to identify honey, American Bee J. Vol.131, No.4. PP:242-243.
5- Diemer. I. 1988. Bees and Beekeeping. Merehurst press. London. P: 113- 123.
6- Iannuzzi. J. 1993. Pollen: Food for honeybee and man (third part). Am. Bee. Jour. 496-500.
7- Wodehouse. R. P. 1965. Pollen grains. Mc Graw- Hill. New York.


Polynological study of visited medicinal plants
by honey bee in Fars province
E. Jafari & A.H. Karimi)
1- Research Center for Agricultural & Natural Resources of Fars p.o.Box 71555-617,Shiraz,Iran
E-mail: jafari@farsagres.ir

Abstract
Pollen grain is an important nutritional source for honey bee. Morphological studies of pollen grains is important for knowing of typical growth on past and present. In addition to, it is used used for basic studying of special diet provision and knowing of original honey against copy. For studying pollen grains in visited plant by honey bee in Fars province, the pollen was collected by making pollen traps in front of colony. The pollens acetolysed according to Wodehouse method. All pollen samples were prepared for light microscope and their size measured by micrometer. We can observe different types of pollen grains based on morphological characteristics. These types are: Monocolpate, Trizonocolpate, Hexazonocolpate, Polypantoporate, Fenestrate, Trizonocolporate. Also according to macroscopic study, pollen grains show different colors. Most of them were yellow. They had different size and colors based on season and flower types.
Keywords: Medicinal plants, polynological

"Pejman"
2008/9/02, 04:25 AM
بررسي ويژگي‌هاي اكولوژيكي گياه آويشن دنايي
Thymus daenensis subsp. lancifolius
در استان كهگيلويه و بويراحمد
عزيز اله جعفري كوخدان1 و محسن عسكريان1
اعضاي هيأت علمي دانشگاه ياسوج
دانشكده كشاورزي، دانشگاه ياسوج


خلاصه

آويشن يكي از گياهان مهم دارويي است كه از گذشته‌هاي بسيار دور مورد استفاده قرار مي‌گرفته است. در باب هشتم ونديداد (اوستا)آويشن را يكي از گياهان ضد‌عفوني كننده در تطهير منازل، اجساد و- ذكر نموده است.امروزه نيز آويشن داراي كاربردهاي متعددي است‌. آويشن دنايي بومي ايران بوده و از گونه‌هاي مهم دارويي است كه در اين تحقيق با استفاده از روشهاي اكو -فيتوسوسيولوژيك،عوامل اكولوژيك مؤثر بر رشد و نمو اين گونه مورد بررسي قرار گرفت.نتايج حاصل از اين تحقيق نشان داد آويشن دنايي در مناطق مورد مطالعه از ارتفاع 2000 تا 3625 متر از سطح دريا و در خاك‌هاي با بافت‌هاي‌ رسي -لومي،شني -لومي، لومي،رسي،سيلتي-رسي با اسيديته 2/7 تا 98/7 و قابليت هدايت الكتريكي 308/0 تا 672/1 ميلي موس بر سانتي متر مربع مي‌رويد .
واژه هاي کليدي : آويشن دنايي ، اکوفيتوموسيولوژي ، رشد و نمو.

مقدمه

آويشن((Thymusيكي از جنس‌هاي مُهم تيره نعناع Lamiaceae)) بوده و در ايران داراي 14 گونه است‌.تاريخچه استفاده از آويشن بسيار طولاني است و تقريباً در تمام منابع و نسخ خطي طبي از آويشن به عنوان يكي از گياهان مهم دارويي ياد شده و براي آن خواص متعددي در درمان بيماري‌ها به خصوص بيماري‌هاي عفوني نوشته شده است . امروزه نيز از آويشن و تركيبات موجود در آن در صنايع مختلف از جمله در ساخت انواع عطر، ادكلن، مطبوع كننده‌هاي هوا،بوزداها‌،طعم دهنده‌هاي تركيبي، ساخت رزين‌ها، حشره‌كش‌ها، آفت كش‌ها‌، روغن، لاك، روكش،چسب، داروي‌هاي ضد عفوني كننده‌، تركيبات ضد ميكروب باسيل ابرت(تيفوئيد) پنومركوكوك (مولد ذات الريه)، باسيل توبركولوز(مولد سل) و اسپري‌هاي خانگي، روغن مو و‌- استفاده فراواني به عمل مي‌آيد.جهت بهره گيري علمي از اين گياه ارزشمند در عرصه مراتع و مزارع،شناخت ويژگي‌هاي اكولوژيك مؤثر بر رشد و نموي آن از ضرورت خاصي برخوردار است براي شناخت اين ويژگي‌ها از روش‌هاي اكو- فيتوسوسيولوژيك استفاده شد.قابل ذكر است كه استفاده از روش‌هاي اكوفيتوسوسيولوژيك نقش مهمي در ارائه روش‌هاي علمي براي نگهداري ، احياء و وارد كردن يك گونه جديد ويا‌ توسعه مناطق براي كشت يك گونه در عرصه گسترده ايفا‌ء مي‌كند .

مواد و روشها

براي بررسي عوامل اكولوژيكي رويشگاه‌هاي آويشن در منطقه حفاظت شده دنا، ابتدا با استفاده از عكس‌هاي هوايي و نقشه توپوگرافي 50000/1، نقشه حد‌بندي (Delimition) و با مراجعه به منطقه نقشه پايه (Bais) تهيه گرديد .با به كار گيري روش اكو- فيتوسوسيولوژي‌ (Atri 1996) با تكيه بر معيار‌هاي فيزيونوميك، فلوريستيك و اكولوژيك محيط‌هاي آندوژن تعيين گرديد. سپس محل استقرار قطعات نمونه به صورت تصادفي (Randum) در هر يك از محيط‌هاي آندوژن تعيين وحداقل سطح هر يك از قطعات با استفاده از روش سطح - گونه ومنحني سطح - گونه و روش Cain مشخص شد، داده‌هاي فلوريستيك و اكولوژيك هر يك از قطعات نمونه جمع‌آوري و در فرم‌هاي مربوطه با احتساب ضريب‌هاي Abundance ، Dominance و Sociability ياداشت گرديد‌‌ سپس نمونه‌هاي گياهي شناسايي و نمونه‌هاي خاك تجزيه گرديد . اطلاعات جمع‌آوري شده پس از دسته بندي به روش A.F.C و C.A.H آناليز شد‌.در اين راستا ابتدا عوامل اكولوژيكي مورد مطالعه به طور جداگانه براي هر يك از قطعات نمونه بر روي محور‌هاي مختصات چندگانه انتقال داده شد سپس به صورت سمبول‌هايي مشخص گرديد . مقايسه محور‌هاي مختصات چند گانه مذبور امكان تعيين عوامل اكولوژيكي را به عنوان عوامل اصلي ، تعيين كننده و متمايز كننده ميسر ساخت.

نتايج و بحث

بررسي عامل ارتفاع بر روي محورهاي مختصات نشان داد در مجموع قطعات نمونه به چهار گروه ارتفاعي 2500-1700متر ،3000-2500 متر، 3500-3000متر و4350-3500 متر از سطح دريا طبقه‌بندي مي‌شود و ارتفاع به عنوان عامل اصلي اكولوژي سبب گروه‌بندي هر يك از قطعات نمونه ي مربوط به ريختار‌هاي مختلف است . بررسي چهار گروه بندي انجام شده نشان داد كه آويشن در يك دامنه ارتفاعي گسترده از ارتفاع 2000 تا 3625 متر از سطح دريا و عمدتاً در محدوده ارتفاعي 3000-2500 متر رويش دارد . آناليز داده‌ها نشان داد: 2/71% از قطعات نمونه آويشن در محدوده ارتفاعي 3000-2500 متر، 2/22% در دامنه ارتفاعي 2500-2000 متر و 6/6% در ارتفاعات بالاتر از 3500 متر رويش دارند ومحدوده ي ارتفاعي 3000-2500 متر مناسب‌ترين مناطق براي كشت و احياء آويشن دنايي است . يافته‌هاي اين تحقيق نشان داد آويشن‌دنايي بر روي انواع خاك‌ با بافت‌هاي مختلف شامل 25% از نوع رسي -لومي،24% شني -لومي، 25% لومي ، 16% رسي و 8% از نوع سيلتي- رسي و -رويش دارد.بررسي عامل اسيديته خاك نشان داد،خاك‌هاي منطقه مورد مطالعه در دو گروه با اسيديته9/6-6 و 9/7-7 تقسيم‌بندي مي‌شوند‌ وآويشن دنايي منحصراً درخاك‌هايي با اسيديته گروه دوم
(9/7-7) يعني خاك‌هاي با خاصيت بازي رشد و نمو دارد. نتايج حاصل از آناليز جهت و درصد شيب نشان داد اگر‌چه40% قطعات نمونه مربوط به شيب شمالي بودند ولي در مجموع آويشن حساسيت چنداني به جهت شيب ندارد و كشت آن در شيب‌هاي مختلف امكان پذير است.
همچنين شيب رويشگاه‌هاي آويشن دنايي به دو دسته 50-0 و 100-50 درصد تقسيم مي‌شوند ‌و آويشن در هر دوگروه شيب (از‌صفر تا 100%) رويش داشته و حساسيت چنداني به درصد شيب ندارد.در نهايت بايد گفت گياه آويشن دنايي در منطقه مورد مطالعه در رويشگاه‌هاي با ارتفاع 2000 تا 3625 متر و در شيب‌هاي صفر تا100% و جهات مختلف جغرافيايي و در خاك‌هاي مختلف از نوع رسي- لومي، شني - لومي، لومي، رسي ، سيليتي- رسي، ‌شني با اسيديته2/7 تا98/7 وقابليت هدايت الكتريكي 308/0 تا672/1ميلي موس برسانتي متر ودرصد مواد آلي 351/0تا724/3 درصد و جهت شيب متفاوت مي‌رويد.

سپاسگزاري

به اين وسيله از آقاي مهندس سيد دادوش هاشمي رياست محترم وآقاي مهندس سيروس نيك اقبالي معاونت محترم سازمان مديريت وبرنامه ريزي استان كهگيلويه و بويراحمد كه درتأمين اعتبارات‌ مالي اين تحقيق ما را ياري نموده اند سپاس گزاري‌ مي‌شود.


The survey of the ecological specifications of the herb Thymus daenensis
Azizolah Jafari kokhedan, Mohsan Askarian
Faculty Agriculture University of yasuj

Abstract:
Thymus daenensis is an important medicinal herb which has been used as a medicine for long time ago.In the agilit chapter of vandidced (Avesta) Thymus is oxp lawed as an anticepticizing plant for purification of houses and corpses.Nowadays also Thymus has numerous applicatcoins. Thymus daenensis of Dena mountain is on lranian Endemic species and already no study or precise practical scientific examination has been done on it till now.In this research using phytosociologic method ecolo gical factors effective on growth of This species were studied . The most important ecological factors studied were: altitude ecological factor,soil tissue ecological factors soil acidity (PH)steep direction percentage of steep and electrical conductivity (EC).Finally ecological factors on this species were ***amined and reported .
Keywords: Thymus deanesis. lancifolius , ecology , ecophytosociologic

"Pejman"
2008/9/02, 04:28 AM
شرايط اكولوژيكي و خواص دارويي گونه‌هاي طبيعي بادام در استان ايلام
جعفر حسين زاده1 و ماشاءالله محمدپور2
1- استاديار پژوهشي 2- عضو هيأت علمي مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي ايلام
ايلام-بلوار جنوبي امام - ساختمان شماره 2 جهاد کشاورزي


خلاصه

در اين بررسي محدوده رويشگاههاي بادام مشخص و بر مبناي عوامل اكولوژيكي (ارتفاع و جهت و زمين شناسي) 27 واحد اكولوژيكي تعيين گرديده و محدوده آنها برروي نقشه 1:50000 مشخص شده و كليه خصوصيات رويشگاهي مورد بررسي قرار گرفت. براي نمونه برداري از روش قشربندي استفاده شده (زبيري 1381) و در مجموع 126 قطعه نمونه اصلي و 252 قطعه نمونه فرعي به ابعاد 300-00 متر به صورت تصادفي در جهت‌هاي شمالي و جنوبي بررسي گرديد. در هر واحد اكولوژيكي يك پلات اصلي براي ثبت كليه خصوصيات اكولوژيكي و رويشگاهي ودو پلات براي نسبت تعداد پايه‌ها (تراكم و زادآوري) در نظر گرفته شد. در اين بررسي 4 گونه و 2 زير گونه شناسايي شده و ويژگيهاي اكولوژيكي آنها مشخص گرديده است.
واژه‌هاي كليدي: اكولوژيكي، خواص دارويي، بادام


مقدمه

جنس بادام Amygdalus از خانواده Rosaceae و زير خانواده Prunoideae است. داراي 40 گونه در سطح جهان و 30 گونه در ايران است(خاتم ساز 1371). جنس بادام از جنبه‌هاي اقتصادي- اجتماعي , زيست محيطي و دارويي داراي اهميت فراواني است (ايران نژاد 1378). با اجراي اين طرح شرايط اكولوژيكي موثر در استقرار گونه‌هاي اين جنس و پراكنش آنها در سطح استان مشخص شده است . اجراي اين طرح مي‌تواند راهها و زمينه هاي مناسب را براي اصلاح، احياء و توسعه جنگلهاي بادام و امکان بهره برداري از اين گونه‌ها فراهم سازد.
بادام اگر با نشاسته و نعناع مصرف شود براي تنگي نفس و سرفه و درد سينه و ريه نافع است . ضماد بادام با سركه براي سردرد استعمال مي‌گردد . ماليدن آن براي تقويت چشم مفيد است .
مصرف بادام در رفع درد كليه كاربرد دارد. بادام اگر با عسل مصرف گردد براي رفع انسداد كبد و طحال مفيد واقع مي‌شود. بادا م داراي 30 تا40 درصد آب و حدود 54% روغن ثابت و 25 % مواد ازته (آلبئومنويد گياهي) و دياستاز امولسين و قند و صمغ و لعاب و مواد معدني است . بادام يك هتروزيد به‌نام Amygdalin با فرمول C20H27NO113H2Oدارد .در صنعت عطر سازي و رنگ سازي نيزكاربرد دارد .

مواد و روشها

در اجراي اين طرح مراحل زير طي شده است:
جمع‌آوري آمار و اطلاعات در مورد پراكنش اين گونه تهيه نقشه توپوگرافي 1:50000 و 1:250000 و عكسهاي هوايي و نقشه‌هاي زمين شناسي 1:100000
جنگل گردشي و جمع‌آوري اطلاعات در خصوص محدوده پراكنش اين گونه و تهيه نقشه پراكنش.
تهيه واحدهاي اكولوژيكي درمحدوده پراكنش با توجه به طبقات ارتفاعي200 متري وجهت وسازندهاي زمين شناسي تعيين 176 واحد اكولوژيكي و كنترل و پراكنش بادام در آنها كه در نهايت 126 واحد اكولوژيكي داراي بادام مشخص شد كه در نهايت با تلفيق اين واحدها 57 واحد اكولوژيكي باقي ماند كه آماربرداري در آنها صورت گرفت. نمونه‌برداري به روش قشربندي انجام شد و براساس روش سطح حداقل درپلاتهاي به ابعاد30-0 متر مربع آمار برداري به‌صورت تصادفي انجام شد .
در قطعات نمونه اصلي اطلاعات زير در فرم ويژه نمونه برداري ثبت شد: مشخصات ظاهري منطقه، توپوگرافي، خاك، پوشش گياهي و خصوصيات ظاهري پايه‌هاي بادام از قبيل ارتفاع درخت، ارتفاع تاج، قطر تاج، قطر يقه وزاد آوري، در قطعات نمونه فرعي فقط تعداد پايه‌ها و زادآوري ثبت شد.

نتايج و بحث

تعداد4 گونه و 2 واريته بادام در استان شناسايي شدند كه عبارتند از:
Amygdalus lycioides Spuch. Var. lycioides
A. lycioides Spuch. Var. horrida
A. scoporia. Spuch
A. orientalis Spuch
A. haussknechtii Bornam
اين گونه‌ها در 37 منطقه استان پراكنش دارند و مساحتي حدود 118000 هكتار را به خود اختصاص داده‌اند و تاج پوشش اين گونه‌ها حداكثر 16% مي‌باشد.
در اين بررسي مشخص شده است كه اقليم يكي از عوامل اصلي تاثيرگذار بر پراكنش اين گونه است و گونه بادام در اقاليم خشك معتدل و نيمه خشك معتدل و نيمه خشك سرد و نيمه سرد و نيمه مرطوب سرد و ارتفاعات فوقاني قرار دارند، ولي آنها حضور يكساني در اين اقاليم ندارند و به‌طوري كه A. lycioidys و A. scoparia در 4 اقليم اول كه از نظر رطوبت خشك و از نظر درجه حرارت معتدل هستند حضور دارند و A. orientalis در 2 اقليم نيمه مرطوب سرد و ارتفاعات فوقاني كه سردتر هستند وجود دارد.
از نظر ارتفاع از سطح دريا مشخص شد كه گونه بادام كوهي در ارتفاع 400 تا 1700 متري و تنگرس در ارتفاع 600 تا 1900 متري و ارجن 1300 تا 2400 متري در سطح دريا پراكنش دارد. از نظر زمين شناسي مشخص شد كه گونه تنگرس در سازندهاي بيشتري وجود دارد و گونه بادام كوهي در سازند گچساران حضور بيشتري دارد كه نشان دهنده سازگاري با خاكهاي گچي است. در اين مطالعه مشخص شده كه شيب اثري بر حضور گونه‌ها ندارد و بررسي عامل خاك نشان مي‌دهد كه پراكنش گونه‌ها بيشتر در خاكهاي كم عمق است. اما با افزايش عمق خاك، تراكم و ابعاد درختچه‌ها و بوته‌ها بيشتر مي‌شود.

سپاسگزاري

از زحمات آقايان مهندس منوچهر طهماسبي، حسن رحيمي علايي و حسين قرباني همکاران طرح تشكر و قدرداني مي‌گردد.

منابع

1- ايران نژاد، پاريزي، م. ح، 1378 . بررسي اكولوژيك رويشگاههاي جنس بادام در استان كرمان
2- خاتم ساز، م. 1371، فلور ايران، تيره گل سرخ، انتشارات موسسه تحقيقات جنگلها ومراتع شماره2 ص
3- زبيري، م. 1373. آماربرداري جنگل . انتشارات دانشگاه تهران، ش 2238، 401 ص
4- زبيري، م . 1381. زيست منجي (بيومري) جنگل. انتشارات دانشگاه تهران، ش 252. 411 ص


Ecological Conditions and Medicnal Qualities of Natural Species of Amygdalus in Ilam Province
Jafar Hossainzadeh and Mashalah Mohamadpoor

Abstract
In this research , areas covered with Amygdalus spp. were distinguished and marked on maps of 1: 50000 scale. Based on three ecological factors such as: elevation , geographical aspects, and geological formations; these were divided to 126 ecological units. Overall, after deleting the similar units, 57 units were identified and used for tree and site sampling. The sampling method of stratification, was used . Finaly 126 original plots and 252 sub،plots (200 * 300 m) were randomly allocatedt to each ecological unit. The following site and tree parameters and characteristics were studied and measured: site altitude, aspect, gradient, geology, soil type and depth, climate, and tree height, canopy diameter, height and area percentage, collar diameter of the tallest stem, density and regeneration. Results show that there are four species and two varieties of Amygdalus in Ilam province
Keywords: Ecological, Amygdalus

"Pejman"
2008/9/02, 04:37 AM
شناسايي و بررسي برخي خصوصيات اكولوژيك گونه هاي دارويي جنس آويشن و كاكوتي در كردستان
جمال حسني
عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي كردستان
سنندج - كد و صندوق پستي 714 - 66139 - تلفن 6623530


خلاصه

اين تحقيق با هدف بررسي اكولوژي رويشگاهها و شناسايي گونه ها و زير گونه هاي گياهي دو جنس مهم از گياهان معطر شامل آويشن (Thymus)و كاكوتي (Ziziphora) از سال 1374 تا 1379 در مناطق مختلف استان كردستان اجرا شد . نتايج بدست آمده نشان داد كه گونه هاي جنس Thymus شامل kotschyanus ، transcaucasicus ، pubescens ، eriocalyx ، fallaxو daenensis با دو زير گونه daenensis و lancifolia در مناطق مختلف استان، در خاكهاي متفاوت و شيبهاي مختلف ودر دامنه ارتفاعي 1450 تا 2500 متر از سطح دريا رويش دارند. جنس Ziziphora داراي دو گونه يكساله و يك گونه چند ساله به نام Z. clinopodioides است و در اغلب مناطق كردستان، در خاكهاي مختلف وارتفاعات 1450 تا 2100 متر از سطح دريا، غالباً همراه گونه هاي Thymus رويش دارد.
واژه هاي كليدي : اكولوژي، گياهان اسانس دار، كاكوتي

مقدمه :

شناسائي گياهان مولد اسانس، و بررسي خصوصيات اكولوژيك آنها گامي مهم براي اهلي كردن و ترويج شيوه هاي صحيح بهره برداري و استفاده از اين گياهان مي باشد.
تئوفراست در قرن چهاردهم براي درمان ماليخوليا، آشفتگيهاي روحي و بيخوابي مصرف گياه آويش را تجويز نموده و ديوسكوريد بعنوان مدر اين گياه را به بيماران توصيه نموده است (1). سنت هيلدگراد آويش را براي مداواي عفونتهاي كبد، تشنج و تبخال توصيه نموده است (3). ژان كونزله استفاده از آويشن را براي درمان تب برفكي بسيار مفيد و مؤثر بيان كرده است (4). آويشن در ايران 14 گونه دارد و 6 گونه آن در استان كردستان شناسايي شده است (6).
كاكوتي (Ziziphora) داراي مصارف دارويي و غذايي شبيه به آويشن است. تعداد گونه هاي كاكوتي در ايران 4 گونه و در كردستان 3 گونه مي باشد (6). در قزاقستان تركيبات شيميايي اسانس گونه هاي Ziziphora كه از مناطق اكولوژيك متفاوت جمع آوري شده بودند را بررسي و گزارش نمودند كه كيفيت اسانس در گونه هاي مختلف مشابه ولي از نظر كميت اسانس تفاوت چشمگير بين آنها وجود دارد(5). نوايي(4) گزارش كرده است كه مطالعه اكولوژي گياهان معطر در اسپانيا در سال 1992، در كنيا در سال 1980 و در ميشيگان در سال 1963 و در هندوستان در سال 1966 انجام شده است .
مواد و روشها :

از طريق منابع كتابخانه اي و فلورها ، اطلاعات اوليه درخصوص جنس هاي مورد بررسي شامل تعداد گونه ها و زير گونه ها و آدرس رويشگاهها جمع آوري شد . پس از اين كار ، نقاط رويشي استان به چند بخش تقسيم و در زمانهاي مختلف مورد بررسي و بازديد صحرايي قرار گرفتند. در هر رويشگاه با توجه به فنوتيپ گياهان، جهت شيب، دامنه ارتفاعي و وضعيت خاك نمونه هاي هرباريومي تهيه و جهت شناسايي به هرباريوم ارسال شد. برخي از خصوصيات اكولوژيك رويشگاه شامل ارتفاع از سطح دريا ، جهت شيب، بافت خاك، مراحل فنولوژي و اطلاعات اقليمي در فرمهاي خاص جهت تجزيه و تحليل نتايج جمع آوري شد .
نتايج و بحث

نتايج بدست آمده در مورد جنس Thymus نتايج نشان داد كه اين گياه از دامنه رويشگاهي بسيار وسيعي برخوردار است، به نحوي كه در غالب مناطق استان و در دامنه ارتفاعي 1400تا2500 متر از سطح دريا، در جهات متفاوت شيب و در خاكهاي با بافت متفاوت رويش دارد. در اين بررسي 6 گونه و يك زير گونه جديد براي استان بنام Th. daenensis subsp. lancifolia شناسايي شد
در مورد جنس كاكوتي (Ziziphora) نتايج اين بررسي نشان داد كه در رويشگاههاي استان كردستان دو گونه يكساله به نامهاي Z. tenuior و Z. capitata و يك گونه چند ساله به نام Z. clinopodioides رويش دارند. گونه اخير از تنوع مورفولوژيك بسيار زيادي برخوردار است بنحوي كه در ايران 9 زير گونه و در كردستان 2 زير گونه بنامهاي kurdica و rigida از اين گياه وجود دارد. گونه هاي يكساله اين جنس داراي اندام هوايي كوچك و عمدتاً در حاشيه و داخل زراعتها ديده مي شوند اما گونه clinopodioides در اغلب رويشگاههاي مرتعي استان در دامنه ارتفاعي 1450تا2200 و در خاكهاي با بافت شني و رسي و در جهات شيب متفاوت بويژه در شيبهاي جنوبي و جنوب شرقي رشد دارد. اين گياه دوره رشد طولاني دارد و رشد آن تا اواسط مهرماه تداوم پيدا مي كند و با توجه به گسترده بودن تاج پوشش، نقش مهمي در حفاظت خاك ايفا مي نمايد .
جدول 1- مراحل فنولوژي
Thymus و Ziziphora در كردستان
محدوده زماني دوران رشد مرحله رشد
Ziziphora Thymus
رويشي
گلدهي
توليد بذر
رسيدن بذر
آخر اسفند-اوايل تير
اوايل تير
اواسط مرداد
اواسط شهريور فروردين- آخرارديبهشت
دهه اول خرداد-اوايل تير
اول تير- اوايل مرداد
اواسط مرداد

منابع

توكلي صابري ، محمد رضا و محمد رضا صداقت . 1368 . گياهان داورئي چاپ سوم (ترجمه) .
زرگري ، علي 1369 . گياهان داورئي (جلد چهارم) .مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران .
شايا ، احمد . 1368 . رستنيهاي دارويي در دامپزشكي معاصر . انتشارات گوتنبرگ
نجف پور نوايي ، مهردخت .1371 . جمع آوري و شناسايي اكولوژيك گياهان اسانس دار . انتشارات شركت جهاد تحقيقات
Dembitskii, A.D., Bergaliev, E.Sh. And kyazimove, IM .1995. Chemical composition of the essential oil of ziziphora growing in various ecological condition Institute of chemical Sciences almoata. Kazakhstan.
Hechinger -KH. 1984. Flora Irenic.


Identification and ecological study of two genus of aromatic plants (Thymus & Ziziphora).
Hasany. J. (Agricultural and Natural Resources Research Center of Kurdistan)
Email: hasani409@yahoo.com
Abstract:
this survey two genera of aromatic plants (Thymus& ziziphora) from viewpoint of characterization and ecological demands has studied in 1996-2001. Results showed that there were 6 different species of genus of thymus in Kurdistan(kotschyanus,fallax,eriocalyx, pubescens,transcaucasicus and daenensis) in areas with 1560-2200m. altitude. Prennial species of ziziphora clinopodioides distributed between 1450-2000m. altitude.
Keywords: Ecology, Aromatic, Thymus, Ziziphora, Kurdistan

"Pejman"
2008/9/02, 04:42 AM
بررسي خصوصيات بوم شناختي و معرفي گياه معطر Echinophora platyloba دراستان كردستان
جمال حسني
عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان كردستان
سنندج - كد و صندوق پستي 714 - 66139 - تلفن 6623530

خلاصه

اين مطالعه با هدف بررسي اكولوژيكي رويشگاهها و شناسايي گونه هاي گياه معطر خوشاروزه (Echinophora) از سال 1374تا 1379در استان كردستان انجام گرفت. نتايج بدست آمده نشان داد كه جنس Echinophora در استان كردستان داراي يك گونه بنام E. platyloba مي باشد كه در برخي از مناطق استان در دامنه ارتفاعي 1400 تا 2000 متر ارتفاع از سطح دريا و عمدتا در خاكهاي با بافت شني رسي و رسي لوم رويش دارد. اين گياه دوره رشد طولاني دارد و ميزان پراكنش و بهره برداري از آن در شهرستان سنندج بيشتر از ساير مناطق استان مي باشد.
واژه هاي كليدي : گياهان اسانس دار ، اكولوژي

مقدمه

استفاده صحيح از اسانسهاي گياهي مستلزم شناسايي گياهان مولد و بررسي خصوصيات اكولوژيكي آنها در مناطق مختلف مي باشد. هدف از اجراي اين تحقيق شناسايي گونه هاي جنس Echinophora وبررسي ويژگي هاي اكولوژيك مناطق رويش آن در استان كردستان بود. گياه خوشاروزه Echinophora platyloba)) در منطقه كردستان بنام كشندر و كراوي شناخته ميشود. اندامهاي هوايي اين گياه در اغلب نقاط بصورت تر و خشك جهت معطر كردن لبنيات (ماست و دوغ) مصرف مي شود، عرق حاصل از اين گياه جهت معطر كردن محيط خانه و به عنوان ضد سردي مصرف مي شود. كلوندي( 1381) گياه خوشاروزه را تحت نام تيغ دوداغ وآن را ضدعفوني كننده، ضد ميكروب و نگهدارنده لبنيات معرفي نموده است(1). از نظرگياهشناسي جنس Echinophora ازخانواده Umbeliferae (چتريان)، گياهي است با بن پايا و داراي ساقه منفرد با برگهاي بن رست و ساقه اي كه درانتها به خار منتهي شده اند. گلها در چرخه هاي كوچك، به رنگ زرد و به صورت مجتمع و چسبناك هستند. ميوه اين گياه گلابي شكل با پايه مخروطي و داراي برون بر غشايي است كه فاقد پره يا پهلو مي باشد( 2 ). قهرماني فرد(1372) اثرات ضد قارچي گياه .E. platyloba را در مقايسه با قارچ كش كلوتريمازول بررسي نموده و گزارش كرده است كه پماد اين گياه اثر قابل توجهي در درمان عفونتهاي قارچي نشان داده و از نظر زماني زودتر از داروي كلوتريمازول اثرات درماني خود را ايجاد نموده است(3 ). اصغري(2003) اسانس گياه platyloba E. را تجزيه و10 تركيب متفاوت را در آن شناسايي كرده است كه عمده ترين آنها به ترتيب ترانس-بتا -اوسيمن(9/67)، فورانن(2/6)، ميرسين(6)، لينالول(1/3) و سيس- بتا - اوسيمن با (3/2) درصد است ( 4 ). طي مطالعه اي در انگلستان، تركيبات اسانس گياه E. tenuifolia را تعيين و بيان نموده اند كه 8/24درصد ازتركيبات موجود را تركيب Methyl Eugenol تشكيل داده است. اين ماده بعنوان چاشني معطر و نگهدارنده در مواد غذايي، و بعنوان خوشبو كننده در صابون، عطر و لوسيون ها بطور وسيع مصرف مي شود(5).
مواد و روشها :

از طريق منابع كتابخانه اي و فلورها، اطلاعات اوليه درخصوص اين گياه ( تعداد گونه ها و زير گونه ها و آدرس رويشگاهها) جمع آوري شد. پس از اين كار، نقاط رويشي استان به چند بخش تقسيم و در زمانهاي مختلف مورد بررسي و بازديد صحرايي قرار گرفتند. در هر رويشگاه با توجه به جهت شيب، دامنه ارتفاعي و وضعيت خاك، نمونه هاي گياهي تهيه و جهت شناسايي به هرباريوم ارسال شد. برخي از خصوصيات اكولوژيك رويشگاه شامل ارتفاع از سطح دريا، جهت شيب، بافت خاك، مراحل فنولوژي و اطلاعات اقليمي در فرمهاي خاص جهت تجزيه و تحليل نتايج جمع آوري گرديد.

نتايج و بحث

نتايج نشان داد كه جنس Echinophora در ايران 4 گونه شامل گونه هاي platyloba, orientalis, cinerea وsibthorbiana را دارد(6). بررسي ها نشان داد كه در استان كردستان فقط يك گونه از اين گياه( platyloba (E. رويش دارد و در سطح نسبتا وسيعي از اراضي زراعي و مرتعي شهرستانهاي سنندج، كامياران و قروه استقرار پيدا كرده است(جدول1)، در حاليكه پيش از اين فلورهاي موجود رويشگاه آنرا فقط سطح محدودي دراطراف شهر سنندج گزارش نموده اند(6). اين گياه درخاكهاي مناسب با بافت شني رسي و رسي لوم و غالبا در زمينهاي زراعتي در دامنه ارتفاعي 1400 تا 2000 متر از سطح دريا مي رويد و در اثر اقدامات مكانيكي در خاك به سرعت تكثير مي شود. دوران رشد اين گياه طولاني است و بيش از شش ماه از سال را در بر مي گيرد (رشد گياه از اوايل فروردين آغاز و در اوايل آبان به اتمام مي رسد). بررسيها نشان داد كه platyloba E. در مناطق پر باران كردستان (مريوان و بانه ) رويش ندارد. تكثير جنسي اين گياه به دليل تخم ريزي حشره اي بذر خوار در داخل تخمدان آن محدود شده ودر بسياري از پايه هاي آن بجاي بذر، لارو شيري رنگ اين آفت وجود دارد. لذا در صورت جمع آوري بذر جهت كاشت توجه به اين موضوع ضرورت دارد.
جدول 1- مراحل فنولوژي گونه
Echinophora platyloba در كردستان
محدوده زماني دوران رشد مرحله رشد
اوايل فروردين تا اواخر تير
اوايل مرداد تا اواسط شهريور
اواسط شهريور تا اواسط مهر
اوايل آبان رويشي
گلدهي
توليد بذر
رسيدن بذر
علاوه بر گياهان زراعي در مزارع، در رويشگاههاي طبيعي غالبا گونه هايي از گياهان ديگر شامل ‍Poa bulbosa, Eryngium sp., Centaura virgata, Astragalus sp., Bromus tectorum, Gundelia tornefurtii و - بعنوان گياه همراه حضور دارند. چنانكه جدول 2 نشان ميدهد اين گياه در شيبها و خاكهاي متفاوت استقرار دارد و وضعيت اقليمي مناطق رويش آن بيانگر آنست كه توسعه كشت آن در مناطق مختلف امكان پذير است و از نظر نياز آبي گياهي قانع و مقاوم بشمار ميرود.
جدول 2 - خلاصه مشخصات اكولوژيكي مناطق رويش گياه platyloba E. در استان كردستان
سنندج كامياران قروه
متوسط بارندگي 442 581 372
متوسط حرارت 1/13 7/13 7/10
ارتفاع ازسطح دريا 1500-1400 1600-1450 2000-1800
جهت شيب متفاوت جنوب وجنوب شرقي متفاوت
بافت خاك شني رسي رسي لوم و شني رسي شني رسي
منابع

1- كلوندي، .1381. جزوه درسي گياهان دارويي. مركز آموزش علمي كاربردي شهيد غلامي همدان.
2- قهرمان،احمد. فلور رنگي ايران. شماره 1041 ، كد004/064/091
3- قهرماني فرد، بهرام. 1372. بررسي اثر ضد قارچي گياه خوشاروزه روي درماتوفيتها در شرايط پايان نامه دكترا، دانشگاه علوم پزشكي ايران.
4-Asghari,gholamreza.2003.Essential oil constituents of Echinophora platyloba. Irranian Journal of Farmaceutical Research.pp.185-186
5- Final Position Paper on the Use of Herbal Medicinal Products Containing Methyl Eugenol. The european Agency for the Evaluation of Medicinal Products for Human Use. London 2004.Turkey.journal of Essential oil.
6-Rechinger -KH. 1984. Flora Iranica.


Ecological particulars Survey and Recognizing of Aromatic Plant Echinophora in Kurdistan
Jamal hasani
Agricultural and Natural Resources Research Center of Kurdistan
Email:hasani409@yahoo.com

Abstract
In order to studying ecological particulars and species recognizing genus of Echinophora this research was carried out in 1996-2001. Results showed that genus of Echinophora have one prennial only in Kurdistan (E. platyloba). This species was observated in 1400-2000m. altitude and clay-loam or sandy- clay soils texture of Sanandaj, Kamyaran and Qorveh areas. The Phonological stages of E. platyloba in Kurdistan is relatively long (April- November).
Keywords: Echinophora, Ecology, Aromatic plant, Kurdistan

"Pejman"
2008/9/02, 04:47 AM
مطالعه پراكنش گياه دارويي
M.Pop.ex B.Fedtsch. Eremurus kopetdaghensis
در دشت ميرزابايلو وآلمه (در پارك ملي گلستان)
سيد علي حسيني(سيدحبيب)١، قاسمعلي ابرسجي١ و منصور لطفي١
1- اعضاي هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان
گرگان - خيابان شهيد دكتر بهشتي - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان - كد پستي 4915677555
پست الكترونيكي: gh_Abarsaji@yahoo.com (gh_Abarsaji@yahoo.com)

خلاصه

گونه Eremurus kopetdaghensis با نام فارسي سريش كپت‌داغي يا سريش خراساني گياهي است علفي پايا از خانواده Liliaceae (1) به ارتفاع40 تا 50 سانتيمتر كه در پارك ملي گلستان رويش دارد. ريشه اين گياه در صنعت و داروسازي كاربرد فراواني دارد. در صنعت از ريشه متورم آن چسب معروف صحافي تهيه مي‌شود و از نظر درماني نيز خواص متعددي دارد. بررسيهاي صورت گرفته از جمله مطالعات خاكشناختي نشان مي‌دهد كه اين گونه در نقاطي از پارك ملي گلستان كه هدايت الكتريكي آن (EC ) بين 43 /0 تا 59 /0 ميلي موس بر سانتيمتر و بافت خاك لومي تا لومي رسي باشد پراكنش بيشتري دارد (2). اين گونه در شيبهاي مختلف 40-10 درصد در ارتفاع 1800-1400متري مشاهده مي‌شود. ولي بيشتر در شيبهاي 40-20 درصد شمالي و ارتفاع 1800-1600متري پراكنش دارد. همچنين بررسي بارندگي منطقه نشان مي‌دهد كه اين گياه به ميزان بارندگي كمي نياز داشته و مقاومت قابل ملاحظه‌اي به خشكي دارد.
واژه‌هاي كليدي: Eremurus kopetdaghensis، پراكنش گياهي، گلستان


مقدمه

پارك ملي گلستان با 91845هكتار وسعت در شرق استان گلستان و در حوزه سه استان خراسان، سمنان و گلستان واقع شده است. حسن زاده كيابي و همكاران (1372) بر اساس روش آمبرژه پارك ملي گلستان را به اقليم‌هاي خشك در شرق وجنوب شرق، نيمه خشك درقسمت شمالي پارك و نيمه مرطوب در غرب و جنوب غربي تقسيم‌‌بندي كردند. پارك ملي گلستان با توجه به اقليم‌هاي مختلف داراي تنوع گياهي بسيار خوبي بوده و داراي 1302 گونه گياهي مي‌باشد كه اين تعداد متعلق به 542 جنس و107خانواده مي‌باشد. در ميان گونه‌هاي شناسايي شده جنس Eremurus از خانواده Liliaceae كه داراي هفت گونه مي‌باشد، گونه Eremurus kopetdaghensis به نام سريش خراساني يا سريش كپت‌داغي تنها گونه انحصاري ايران مي‌باشد و ساير گونه‌هاي اين گياه علاوه بر ايران در تركمنستان، افغانستان، پاكستان و آسياي مركزي نيز مي‌رويند(4). گونهEremurus kopetdaghensis با نام فارسي سريش كپت‌داغي يا سريش خراساني گياهي است علفي پايا از خانواده Liliaceae به ارتفاع40 تا 50 سانتيمتر كه در پارك ملي گلستان رويش دارد. ريشه اين گياه در صنعت و دارو سازي كاربرد فراواني دارد،در صنعت از ريشه متورم آن چسب معروف صحافي تهيه ميشود و از نظر درماني نيز ريشه آن داراي طبيعت گرم و خشك است (3). خواص متعدد آن درطب سنتي عبارتند از: درمان درد پهلو،سرفه،يرقان حاصل از صفراي سوخته، بيماري روده‌اي ورفع خشونت حلق نافع است.سوخته آن مدر و قاعده آور است، ضماد آن براي جوش خوردن استخوان شكسته، التيام جراحتهاي بد، گرفتگي عضله و-مفيد مي‌باشد.

مواد و روشها

وضيعت زمين شناختي محدوده مورد مطالعه براساس نقشه‌هاي 1:250000 سازمان زمين‌شناسي كشور ونقشه توپوگرافي 50000: 1 تعيين گرديد.محدوده مورد مطالعه در دشت ميرزابايلو و آلمه قرارگرفته است كه تقريبادر حد شرقي پارك ملي گلستان واقع مي‌شود. مطالعه خاكشناختي براساس تغييرات پوشش گياهي انجام گرفت و يا بعبارتي تغييرات پوشش گياهي تعيين كننده نقاط نمونه‌برداري بود. ازنقاط تعيين شده، به‌وسيله اوگر 15پروفيل از دوعمق صفر تا 25 و 25 تا 50 نمونه‌برداري شد. مطالعات هيدرولوژيكي و اقليم با توجه به نقشه‌هاي همباران و همدما براساس آمار ايستگاههاي هواشناسي اطراف منطقه مورد مطالعه تهيه شد و مورد بررسي قرار گرفت.


نتايج و بحث

نتايج حاصل از آزمايش خاك نشان مي‌دهد كه دامنه تغييرات EC خاك منطقه مورد مطالعه بين 25/0 تا 95/2 ميلي موس بر سانتيمتر مي‌باشد. در حالي كه بيشترين حضور و پراكنش گياه سريش در مناطقي است كه EC خاك آن در حداقل بوده است. همچنين تجزيه خاك پروفيل‌هاي حفرشده در محدوده مورد مطالعه نشان داد كه خاك غالب از نوع سيلتي لوم مي‌باشد. بررسيها نشان داد كه به رغم اينكه ساير بافتهاي خاك از قبيل لومي شني، لومي رسي شني كه نسبتا گسترش زيادي در منطقه مورد مطالعه دارند با اين وجود اين گياه در بافت خاك لومي رسي (عمق 25-0) و لومي (عمق50-25) با در نظر گرفتن ساير عواملي از قبيل EC وESP بسيار پايين بيشترين پراكنش را دارد. اين گياه در شيب‌هاي مختلف 10 تا40 درصد و در ارتفاع 1800-1400 مشاهده مي‌شود ولي در شيبهاي 40-20 درصد، غالبادر جهت شمالي و ارتفاع 1800-1600 بيشترين پراكنش را دارد. دامنه مقادير فسفر و پتاسيم قابل جذب در پروفيل‌هاي حفر شده به ترتيب 1 تا 8 و40 تا540 قسمت در ميليون مي‌باشد بر اساس حضور اين گياه در دامنه خاكهاي با 1 تا 2 قسمت در ميليون فسفر قابل جذب و110 تا 230 قسمت در ميليون پتاسيم قابل جذب نشان داد كه از لحاظ نياز به فسفر در حد بسيار پائين و از لحاظ نياز به پتاسيم قابل جذب تقريبا در حد متوسطي قرار دارد. بررسي آمار 15ساله نزولات در پارك و مطالعه نقشه‌هاي همدما و همباران نشان مي‌دهد كه دامنه نوسانهاي بارندگي در پارك ملي گلستان 150 تا 750 ميليمتر مي‌باشد.واز غرب به شرق بارشها كاسته مي‌شود و مناطق مرتفع از نزولات كمتري برخوردارند. با توجه به اين كه بيشترين پراكنش گياه سريش در ارتفاع 1800-1600مي باشد و محدوده مورد مطالعه هم در حد شرقي پارك واقع است نشان مي‌دهد كه اين گياه به رطوبت كم سازگاري دارد. روند تغييرات PH خاك در كل منطقه مورد مطالعه بسيار ناچيز بوده و بين خنثي تا قليايي (7 تا 8/7) است و نمي‌تواند تاثير قابل ملاحظه بر روي پوشش و حضور گياهان مختلف داشته باشد. به منظور توسعه و اهلي كردن اين گياه به نظر مي‌رسد ازلحاظ خواهشهاي اكولوژيكي توقع زيادي را طلب نمي كند و ويژگي خاصي كه براي رشد اين گياه در اين مطالعه مي‌توان به آن اشاره كرد نياز به ارتفاعات بالا مي‌باشد.

سپاسگزاري

بدين‌وسيله از مسئولان محترم مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان كه موجبات انجام اين تحقيق را فراهم نمودند تشكر و قدرداني مي‌گردد.

منابع

1- حسن‌زاده كيابي، بهرام و همكاران، 1372. پارك ملي گلستان، از انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست.
2- حسيني، سيد علي، 1374. بررسي جوامع گياهي دشت ميرزا بايلو و آلمه در پارك ملي گلستان، پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه تربيت مدرس.
3- زرگري، علي، 1368. گياهان داروئي، انتشارات دانشگاه تهران.
4- مظفريان، ولي، 1375، فرهنگ نامهاي گياهان ايران، انتشارات مؤسسه فرهنگ معاصر.



Investigation on distribution of medicinal plant
Eremurus kopedaghensis M.Pop.ex B.Fedtsch.
in DASHT -E - MIRZABAYLOU and ALMEH
(in GOLESTAN NATIONAL PARK)
Sayyed Ali Hosaini (Habib), Ghasem Ali Abarsaji & Mansour Lotfi
Members of scientific board of Agricultural and Natural Resources Research center of Golestan Province
E.mail: gh_abarsaji@yahoo. com

Abstract
Eremurus kopedaghensis is a grassy perennial plant with a height 40 to 50 Cm. The root of this plant has much application industry and pharmacy. Pedology studies showed this plant is distributed more in the places which has Ec between %43-%59 mmhos/cm and soil texture is loam to clay loam. This species is observed on the various slopes 10-40%and the height 1400-1800from sea level, but it is frequently distributed on the northern slopes 20-40% and the height 1600-1800m from sea level.
Key words: Eremurus kopedaghensis, Golestan National Park , Distribution

"Pejman"
2008/9/02, 07:27 AM
معرفي گياهان دارويي منطقه كوه آشتيان
ناصر حسيني
عضو هيأت علمي گروه گياهان دارويي دانشگاه اراك
اراك، خيابان شهيد بهشتي، كوچه علوم، دانشگاه اراك، گروه گياهان داروييemail: n-hosseini@araku.ac.ir (n-hosseini@araku.ac.ir).


خلاصه

اين تحقيق شامل معرفي گياهان دارويي منطقه كوه آشتيان واقع در استان مركزي، 17 كيلومتري شمال شهرستان آشتيان مي‌باشد. ارتفاع منطقه m3020-2200 از سطح دريا، وسعت آن 964 هكتار و متوسط بارندگي و دماي منطقه طي يك دوره 10 ساله mm348 و c 47/12 مي‌باشد. مجموعه عوامل فوق سبب شده تا فلور منطقه غني و بالغ بر 261 گونه گردد كه از اين تعداد بر اساس منابع موجود 35 گونه متعلق به14 خانواده داراي خواص دارويي مي‌باشند.
واژه‌هاي كليدي: گياهان دارويي، معرفي، آشتيان


مقدمه

گياهان به عنوان موجودات پايه در زنجيره غذايي و در مواردي فرآورده‌هاي دارويي از ابتداي برخورد انسان با طبيعت توجه او را به خود جلب كرده‌اند. وابستگي شديد انسان به گياهان به ويژه از جنبه‌هاي غذايي و دارويي او را وادار كرده است تا در هر مرحله از تمدن خود به اشكال مختلف نسبت به شناسايي و جمع‌آوري گياهان اقدام كند. هم‌اكنون نيز با توجه به افزايش جمعيت و نياز بيشتر انسان به طبيعت به ويژه منابع طبيعي تجديد شونده به نظر مي‌رسد كه ادامه اين گونه مطالعات ضروري باشد تا بر اساس اطلاعات بدست آمده بتوان به استفاده صحيح از اين منابع و ارائه الگويي دقيق به منظور توسعه پايدار اقدام نمود. منطقه كوه آشتيان كه در شرق استان مركزي واقع شده، با وسعت 964 هكتار ارتفاع m3020-2200 از سطح دريا، متوسط بارندگي ساليانه mm348، متوسط دماي ساليانهC4/12،در 17 كيلومتري شمال شهرستان آشتيان و 95 كيلومتري شمال شهر اراك مركز استان قرار دارد. با توجه به كوهستاني بودن، بارندگي و دماي مناسب و همين طور قرق فصلي اين منطقه داراي تنوع گياهي و غناي گونه‌اي بالا مي‌باشد. به طوري كه مطالعة گياهان دارويي اين منطقه و نتايج حاصل از آن بدون ترديد مي‌تواند مورد استفاده دستگاههاي اجرايي و ساير محققان قرار گيرد.

مواد و روشها

به منظور آشنايي اوليه با منطقه مورد مطالعه در ابتدا اطلاعات پايه جمع‌آوري گرديد. چندين بازديد اوليه از منطقه بعمل آمد و وسائل مورد نيازبراي جمع‌آوري نمونه‌هاي گياهي تدارك ديده شد. بعد از اقدامات اوليه به دفعات جهت جمع‌آوري گياهان به منطقه مراجعه شد و در خاتمه نمونه‌هاي جمع‌آوري شده پس از آماده‌سازي بر اساس روشهاي مرسوم و با استفاده از منابع موجود شناسايي شدند (7 و 5 و 4) و گياهان دارويي آنها تشخيص داده شد (6 و 3 و 2 و 1).

نتايج و بحث

حاصل كار هفت ماهه جمع‌آوري گياهان منطقه شناسايي 261 گونه گياهي بود كه از اين تعداد بر اساس منابع در دسترس 35 گونه واجد خاصيت دارويي مي‌باشند. اين گونه‌ها 14 تيره گياهي تعلق داشته و تيره‌هاي Lamiaceae (نعناع) و Asteraceae (كاسني) به ترتيب با 9 و4 گونه دارويي در مكان بالاتري جاي دارند (جدول شماره 1). با توجه به مشاهدات فوق مي‌توان گفت كه منطقه كوه آشتيان با وجود وسعت كم به دليل اعمال مديريت جلوگيري از چراي بي‌رويه، قرق طولاني مدت و شرايط خاص اكولوژيكي داراي غناي گونه‌اي بالايي مي‌باشد به‌طوري كه مي‌توان از برخي گونه‌هاي دارويي با پراكنش وسيع و فراواني بالا به‌طور مستقيم بهره‌برداري نمود و يا با جمع‌آوري بذرهاي گياهان دارويي منطقه و كشت آنها در مناطقي با شرايط اكولوژيكي مشابه به غني‌سازي پوشش گياهي و فلور گياهان دارويي مناطق تخريب شده كمك نمود.

جدول شماره 1: اسامي علمي و فارسي گياهان دارويي كوه آشتيان
نام فارسي نام علمي
فراسيون سفيد Marrubium vulgare L.
بونه Mentha longifolia (L.) Hudson
چاي كوهي Stachys lavandulifolia Wahl.
آويشن Thymus fallax Fisch. & C. A. Mey.
آويشن Thymus fedtschenkoi Ronniger
كاكوتي كوهي Ziziphora clinopodioides Lam.
کاکوتي Ziziphora tenuir L.
Liliaceae
موسير Allium hirtifolium Boiss.
گل حسرت Colchicum Sp.
Malvaceae
ختمي بري Alcea neglecta Wallr.
پنيرك Malva neglecta Wallr.
Plantaginaceae
بارهنگ سرنيزه‌اي Plantago lanceopata L.
Poaceae (Graminae)
مرغ Cynodon dactylon (L.) Pers.
Polygonaceae
ريواس Rheum ribes L.
ترشك Rumex crispus L.
Rosaceae
شير خشت Cotoneaster mummularia Fisch. & C. A. Mey.
رز سفيد Rosa beggeriana Schrenk
نسترن وحشي Rosa canina L.
توت روباه Sanguisorba minor Scop.
Asteraceae (Compositae)
بومادران Achillea wilhelmsii C. Koch
بابونه بهاري Anthemis cotula L.
كاسني Cichorium intybus L.
گل قاصد Taraxacum Sp.
Berberidaceae
زرشك وحشي Berberis integrrima Bunge & Beach
Brassicaceae (Cruciferae)
قدومه Alyssum campester L.
كيسه كشش Capsella bursa - pastoris L.
خاكشير Descurainia sophia (L.) Schur.
Caryophyllaceae
چوبك Acanthophyllum microcephalum Boiss.
علف قناري Stellaria media Vill.
Convolvulaceae
پيچك صحراي Convolvu lus arvensis L.
Ephedraceae
ريش بز - عليجانك Ephedra intermedia Schrenk & C.A. Mey
Fabaceae (Legominosae)
گون كتيرايي Astragalus gossypinus Fich
گون Astragalus verus Oliver
يونجه زرد Lotus corniculatus L.
اكليل الملك Melilotus officinalis (L.) Desr.
Lamiaceae (Labiatae)
لبديسي Ajuga chamecistus Ging.
گزنه سفيد Lamium album L.

سپاسگزاري

بدين‌وسيله از كليه افرادي كه مرا در انجام اين تحقيق ياري نمودند به ويژه جناب مهندس گودرزي و ميرداوودي از مركز تحقيقات جهاد كشاورزي استان مركزي كمال تشكر و قدرداني را دارم.

منابع

1- تحقيقات گياهان دارويي و معطر، 1379-1377. جلد 6 و 5 و 2 و 1. مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع، تهران.
2- زرگري، علي، 1377-1365. گياهان دارويي 5-1. انتشارات دانشگاه تهران
3- زمان، ساعد، 1374. گياهان دارويي، انتشارات صنوبر، تهران.
4- مبين، صادق، 1374-1350. رستني‌هاي ايران، 4-1. انتشارات دانشگاه تهران
5- مظفريان، ولي‌الله، 1373. رده‌بندي گياهي، 2-1. نشر دانش امروز، تهران.
6- ميرحيدر، حسين، 1372. معارف گياهي، 7-1 دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران.
7- Rechinger, K. H., (ed.), 1963-1998. Flora Iranica, 1-173. Akademichie Druck of Botani. U. Verlagasantalt Geraz, Vienna, Publiscation.





Presentation Of Medicinal Plants In The Preserved Area Of Ashtian Mountain

Nasser Hosseini
Department of Medicinal plants, Arak University
email: n-hosseini@araku.ac.ir

Abstract
This investigation concerns the floristic study of the Ashtian Mountain, 17 and 110 km north of Ashtian and Arak, respectively. 2200 - 3080 m above sea level and about 964 acres, this area is located between 50◦1َ 20ً to 50◦3َ 25 eastern longitudes and 34 33 50ً to 34 37 36 northern latitudes.In order to conduct this research the area was surveyed and plant specimens were collected and dried based on custom methods. After seven months of work. It was found, based on the literature that, 261 existing species belonging to 178 genera and 46 flowering plant families. In addition, based on the literature 35 species were had medicine properties. These species were belonging to 14 families. Lamiaceae and Asteraceae families with 9 and 4 medicine species, respectively were found to be commonest families.
Keywords: Ashtian Mountain, Medicinal species

"Pejman"
2008/9/02, 07:32 AM
بررسي اکولوژيکي و پراکنش گياه اسانس دارEchinophora platyloba
در استان خراسان
غلامرضا حسيني بمرود1 ، حامد ظريف کتابي 2, ابراهيم موسوي1 ، اصغر پارياب 1 و مجيد دشتي 2
Gh_hosaini@yahoo.com
1- کارشناسان پژوهشي مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خراسان 2- اعضاء هيئت علمي مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خراسان
مشهد- بزرگراه شهيد کلانتري- حد فاصل ميدان جمهوري اسلامي و جهاد,مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خراسان, ص پ- 1148-91735


خلاصه

مطالعه حاضربه منظور بررسي اکولوژيک ، فنولوژيکي و پراکنش گونه گياهي اسانس دار خوشاريزه5 ياخارمشک با نام علمي Echinophora platyloba از خانواده Apiaceae در مناطق مختلف استان خراسان انجام گرفته است . نتايج نشان مي دهد که اين گياه از اواخر اسفند رشد رويشي خود را شروع نموده و در ارديبهشت و خرداد به گل رفته و در اواخر مهر ماه و اوايل آبان بذور آن رسيده و قابل جمع آوري مي باشد . اين گياه معرف شرايط اقليمي نيمه خشک سرد تا نيمه خشک فرا سرد مي باشد. بستر اصلي رويشگاههاي اين گياه را سنگهاي آهکي و آذرين تشکيل مي دهند . اين گياه در شيب هاي 3 تا 60 درصد و دامنه ارتفاعي بين 1500 تا 2100 متر از سطح دريا با متوسط بارندگي 250 تا 300 ميليمتر ، متوسط درجه حرارت ساليانه بين 5/12 تا 15 درجه سانتيگراد و ميانگين تبخير سالانه بين 2000 تا 3600 ميلي متر رويش مي يابد .
واژه هاي کليدي : اکولوژي ، گياهان داروئي ، رويشگاه .

مقدمه :

استفاده از گياهان اسانس دار در ايران از سابقه طولاني برخوردار مي باشد اسانسها به دليل نقشي که مي توانند در داروها داشته باشند داراي اهميت زيادي هستند ، توجه فزاينده به استفاده از گياهان داروئي ، به ويژه گياهان اسانس دار و فرآورده هاي معطر حاصل از آنها ، نقش و جايگاه اين ذخاير ارزشمند گياهي را در چرخه اقتصاد جهاني روشن تر نموده است . بطوريکه مصرف رو به افزايش اين گياهان علاوه بر کشورهاي در حال توسعه ، در ممالک پيشرفته نيز يکي از پارامترهاي مهم بهداشتي ، غذايي و دارويي به حساب مي آيد . لذا شناسايي دقيق و بررسي اکولوژيک مجموعه گونه هاي گياهان داروئي ، صنعتي و اسانس دار که بسته به شرايط اقليمي _اکولوژيک هر منطقه ، از تنوع و غناي گونه اي متفاوتي برخوردار مي باشند از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد ،که با توجه به اهميت اين چنين گياهاني ضرورت دارد مطالعات جامعي از جنبه هاي مختلف اکولوژيک در مورد آنها انجام شود .

مواد و روشها

با بررسي منابع و انجام عمليات ميداني ، مناطق پراکنش اين گياه در سطح استان خراسان شناسائي شد موارد مورد تحقيق در رويشگاههاي اين گونه عبارت بودند از : درصدشيب ، جهت جغرافيايي ، ارتفاع از سطح دريا ، بافت خاک ، اقليم ، متوسط بارندگي سالانه ، ميانگين درجه حرارت و تبخير ساليانه ، درصد پوشش ، بهترين رويشگاه از لحاظ فراواني ، تراکم ، گياهان عمده همراه و فنولوژي(مراحل رويشي، زايشي، گلدهي و بذر دهي). با استفاده از دستگاه GPS مختصات جغرافيايي هر رويشگاه و ارتفاع از سطح دريا مشخص گرديد و خصوصيات گياهشناسي گونه نيز با استفاده از منابع بررسي شد و با پيمايش عرصه اي وضعيت پوشش گياهي ، گياهان همراه ، تراکم ، درصد پوشش ، مراحل مختلف فنولوژيک گياه مورد بررسي و مطالعه قرار گرفت ، در هر رويشگاه نمونه خاک از عمق صفر تا 30 سانتيمتري تهيه و جهت آناليز به آزمايشگاه خاک ارسال گرديد ، وضعيت اقليمي رويشگاهها با استفاده از آمار و اطلاعات ايستگاههاي سينوپتيک تربت حيدريه و نيشابور و همچنين با استفاده از نقشه هاي هم اقليم ، همدما، همباران و هم تبخير(جاماب) 1 در محيط Ilwis و کراس اين لايه هاي مختلف اطلاعاتي بر روي نقشه پراکنش استخراج گرديد.

نتايج و بحث

از مناطق مختلفي که درسطح استان خراسان درغالب اين بررسي مورد مراجعه قرار گرفت،سه رويشگاه درمناطق کامه علياي تربت حيدريه،باغرود،خرووميرآباد نيشابورو حدفاصل تربت حيدريه به خواف4شناسايي گرديد(نقشه1).
با توجه به اطلاعات استخراج شده مشخص گرديد که گونه گياهي اسانس دار Echinophora platyloba گياهي است از خانواده Apiaceae با ساقه اي منفرد ، از پايين منشعب به رنگ سبز متمايل به زرد ويامتمايل به آبي،ضخيم ومحکم با شاخکهاي درهم شده که داراي بن پايا نيز مي باشد برگ در اين گياه درقسمت پاييني پهن دراز با تقسيمات شانه اي که درانتهاخاري شده وبرگهاي فوقاني تحليل رفته وبه برگچه هاي خطي تقليل يافته ودرانتها خاري شده بوده و گل متمايل به زردومجتمع درچرخه هاي کوچک مي باشد3. اين گياه از اواخر اسفند رشد رويشي خود را شروع نموده (عکس شماره 1) و در ارديبهشت و خرداد به گل رفته (عکس شماره 2)و در اواخر مهر ماه و اوايل آبان بذور آن رسيده و قابل جمع آوري مي باشد(عکس شماره 3) .


عکس 1 ، 2 و 3 : مراحل رويشي و گلدهي و رسيدگي بذر در گياه Echinophora platyloba
اين گياه معرف شرايط اقليمي نيمه خشک سرد تا نيمه خشک فرا سرد بوده و در دامنه هاي برفگير کوههاي نسبتا مرتفع متشکل از سنگهاي آهکي و آذرين2 و در شيب هاي 3 تا 60 درصد و دامنه ارتفاعي بين 1500 تا 2100 متر از سطح دريا با متوسط بارندگي 250 تا 300 ميليمتر ، متوسط درجه حرارت ساليانه بين 5/12 تا 15 درجه سانتيگراد و ميانگين تبخير سالانه بين 2000 تا 3600 رويش مي يابد . از نظر خاکشناسي رويشگاههاي اين گياه کاملايکنواخت نيست چراکه ازنظرفيزيوگرافي درتيپ اراضي تپه اي قرار گرفته که به علت پستي و بلنديهاي موجود در اين رويشگاهها،بطورطبيعي عمق خاک سطحي رادچار تغييراتي نموده است،با توجه به نتايج آزمايشات خاکشناسي ميزان متوسط اسيديته خاک رويشگاههاي اين گياه 69/7 و هدايت الکتريکي آنها 63/2 دسي موس بر متر مي باشدکه ازگروه خاکهاي ليتوسل و ريگوسل آهکي ميباشند.افراد محلي ازاين گياه جهت خوش طعم نمودن مواد غذائي از قبيل ماست و دوغ و... استفاده به عمل مي آورند .
سپاسگزاري :
ازهمکاران واحدکارتوگرافي بخش تحقيقات جنگل و مرتع مرکز تحقيقات خراسان نهايت تشکر و قدر داني را دارم .
منابع :

1 - مشاورين جاماب.1370،طرح جامع آب کشور،گزارشات هوا و اقليم . وزارت نيرو .
2 - پارياب،اصغر.1376.پوشش گياهي منطقه تربت حيدريه . موسسسه تحقيقات جنگلها و مراتع . نشريه شماره 154.
3 - مظفريان ، ولي ا... . 1362 . گياهان خانواده چتريان در ايران. موسسه تحقيقات جنگلها ومراتع.نشريه شماره 35.
4 -Rechinger , K . H . 1984 . Flora Iranica , Akademi che Druck . U . verlagsans talt Graz - AUSTRIA .
5- Asghari, gholamreza. 2003.Essential oil constituents of Echinophora platyloba DC.iranianjournal of pharmaceutical Research.



نقشه 1: پراکنش گياه Echinophora platyloba در استان خراسان

Ecological study and distribution of Echinophora platyloba in khorassan.
Abstract
Ecology, phenology and distribution of Echinophora platyloba (Apiaceae) were studied in khorassan. Results showed that vegetation phase initiated in middle-March and changed to reproduction phase from early May continued to early June. Seeds were matured late in October. Echinophora platyloba habitats are located in cold semi-arid and very cold semi-arid climates. Parent materials are volcanic and lime stone. Its habitats altitude range from 1500-2100 m , with slope of 3-60%. Mean annual precipitation, evaporation and temperature are 250-300mm, 12.5-15 degree centigrade and 2000-3600mm, respectively.
Keywords: Ecology , medicinal plant , habitat .

"Pejman"
2008/9/02, 07:37 AM
تعيين برخي از خصوصيات فردي و فنولوژيكي گياه دارويي سرخاب كولي Phytolacca americana L. در استان گلستان
سيد علي حسيني (سيد رضا) 1، قاسمعلي ابرسجي1 و سيد علي حسيني (سيدحبيب) 1
1- اعضاي هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي گلستان
گرگان - خيابان شهيد بهشتي - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي گلستان - ص پ 4915677555
پست الكترونيكي : Seidalihoseini @Yahoo.com

خلاصه

به‌منظور بررسي برخي از خصوصيات فردي و فنولوژيكي گونهL. Phytolacca americana رويشگاه ليوان در بندرگز انتخاب گرديد و برخي از عوامل گياه از جمله ارتفاع، در صد پوشش تاجي، عمق نفوذ ريشه و متوسط طول و وزن خوشه خشك و تر، وزن هزار دانه و فنولوژيكي در عمليات صحرايي و آزمايشگاهي تعيين شدند . نتايج برخي از مشخصات فردي گونه سرخاب نشان مي‌دهد كه ارتفاع آن260- 290 سانتيمتر، در صد پوشش تاجي هر بوته 4/1 - 8/4 مترمربع، عمق نفوذ ريشه 120 سانتيمتر، متوسط طول خوشه 6 /17 سانتيمتر، متوسط وزن خوشه خشك و تر به‌ترتيب: 6/4، 2/16 گرم و وزن هزار دانه 847/5 گرم مي‌باشد . نتايج حاصل از فنولوژيكي نشان مي‌دهد كه رشد رويشي سرخاب معمولا از فروردين ماه شروع و تا اواخر تابستان ادامه مي‌يابد، گلدهي آن از خرداد آغاز و تا اواخر مهر ماه خاتمه مي‌يابد . شروع تشكيل ميوه نيز از اوايل تيرماه شروع مي‌شود و بعد از حدود يك ماه ميوه‌ها شروع به رسيدن مي‌كنند و سرانجام بعد از مهر بذر‌ها قابل برداشت مي‌شوند .
واژه‌هاي كليدي: خصوصيات، فنولوژيكي، سرخاب


مقدمه

اين تحقيق‌ در استان گلستان و درشهرستان بندرگز، منطقه ليوان و در ارتفاع 112 متري از سطح دريا، اقليم معتدل مرطوب و بارندگي8/636 ميليمتر در طي سالهاي 82 و 83 انجام گرفته است. سرخاب كولي گياهي است دائمي از خانواده ‍Phytolaccaceae . تميس گياهي است علفي، چندساله، داراي ريشه ضخيم و ساقه‌اي منشعب، گوشتدار، به ارتفاع 1 تا 2 متر . برگها بيضوي دراز نوك تيز، گلهاي آن كوچك، گلي رنگ ، ميوه به صورت سته به رنگ بنفش و محتوي شيره قرمز رنگ (1) . اين گونه در شمال به سرخاب كولي، سرخاب و جوكي سرخاب معروف است (2). در ايران اين گياه در استانهاي گيلان، مازندران، گلستان (بندرگز، گرگان، گرگان رود) رويش دارد (1,2,3,4).
خواص درماني : ميوه آن داراي اثر مسهلي و اعضاي مختلف آن مانند ريشه، اثر قي آور دارد . گرد ريشه گياه به شدت عطسه آور است . موثر ترين قسمت اين گياه، ريشه آن است، ولي برگ و ميوه گياه نيز مانند ريشه، اثر قي‌آور ظاهر مي‌نمايند . براي آن اثر مخدر ملايم نيز ذكر شده است(1) .بعنوان يك گياه رنگي از ميوه سرخاب استفاده مي‌شود، همچنين از برگهاي جوان آن كه محتوي ويتامين مي‌باشد به‌عنوان سبزي مصرف مي‌شود (4).


مواد و روشها

جهت شناخت برخي از خصوصيات فردي اين گونه در مراحل مختلف فنولوژيكي اين گونه به رويشگاه آن در منطقه ليوان بندرگز عزيمت نموده و نسبت به نمونه برداري برخي از اندام‌هاي گياه سرخاب كولي از جمله خوشه ميوه رسيده اقدام شد. در رويشگاه نيز ارتفاع و پوشش تاجي گياه با متر اندازه‌گيري شد، همچنين عمق نفوذ ريشه با درآوردن ريشه از عمق خاك تعيين شد . نمونه‌هاي جمع آوري شده در عمليات صحرايي در آزمايشگاه مركز تحقيقات منتقل گرديد و متوسط طول دمگل خوشه و متوسط طول خوشه با متر، متوسط وزن خوشه تر، متوسط وزن خوشه خشك شده، متوسط وزن يك ميوه تر و متوسط وزن يك ميوه خشك شده با ترازوي ديجيتال، درصد رطوبت ميوه با استفاده از آون اندازه‌گيري شدند (اعداد متوسط وزن و طول از 50 نمونه بدست آمده است). لازم به ذكر است كه تعداد ميوه در هر خوشه، تعداد بذر در هر ميوه و وزن هزار دانه اندازه‌گيري شد. جهت مطالعه فنولوژيكي تعدادي پايه گياهي از گياه سرخاب كولي در رويشگاه آن انتخاب و در فاصله زماني هر هفته يا ماهي يكبار نسبت به يادداشت برداري از مراحل مختلف فنولوژيكي آن اقدام شد . مراحل فنولوژيكي شامل : مرحله شروع رشد، مرحله گلدهي، مرحله تشكيل ميوه، مرحله رسيدن ميوه و مرحله اتمام دوره زندگي يا زوال گياه مي‌باشند .

نتايج و بحث

مشخصات فردي گونه : نتايج نشان مي‌دهد كه گونه سرخاب كولي داراي حداقل ارتفاع در حاشيه جاده‌ها با متوسط 185 سانتيمتر و حداكثر 290 سانتيمتر در حاشيه اراضي زراعي مي‌باشد ، همچنين درصد پوشش تاجي هر بوته در حاشيه اراضي زراعي 8/4 مترمربع و در حاشيه جاده‌ها 4/1 مترمربع مي‌باشد . ساير عوامل به شرح زير مي‌باشد: متوسط وزن يك ميوه تروخشك به‌ترتيب 299/0 092/0 گرم - متوسط وزن خوشه تر و خشك به‌ترتيب 2/16و 6/4 گرم - متوسط تعداد ميوه روي هر خوشه 52 عدد و حداكثر 99 عدد - متوسط تعداد بذر در هر ميوه 4/9 عدد و حداكثر 11 عدد - متوسط طول خوشه و دمگل 6/17 و 9 سانتيمتر - درصد رطوبت ميوه 2/69 درصد - عمق نفوذ ريشه 120 سانتيمتر .
فنولوژيكي : نتايج حاصل از مطالعه فنولوژيكي نشان مي‌دهد رشد رويشي سرخاب كولي از فروردين ماه شروع و تا اواخر تابستان ادامه مي‌يابد، گلدهي آن از خرداد آغاز و تا اواخر مهر ماه خاتمه مي‌يابد. شروع تشكيل ميوه نيز از اوايل تيرماه شروع مي‌شود و بعد از حدود يك ماه ميوه‌ها شروع به رسيدن مي‌كنند و سرانجام بعد از مهر بذر‌ها قابل برداشت مي‌شوند . اتمام مراحل فنولوژيكي كه معمولا با خشك شدن گياه همراه است و بعد از آبان ماه شروع مي‌شود. گياه سرخاب كولي از جمله گياهاني است كه ما مي‌توانيم همزمان مرحله گلدهي، ظهور ميوه نارس، ميوه رسيده و بذر آن را ببينيم . گلدهي اين گياه طوري است كه ابتدا گلهاي نزديك دمگل شكوفا مي‌شوند و بعد گلهاي راس گل آذين باز مي‌شوند، رسيدن ميوه نيز همين‌طور.
تكثير : ازدياد اين گياه از طريق بذر صورت مي‌گيرد . بذر اين گياه به رنگ بنفش و وزن هزار دانه آن معادل 847/5 گرم است . در صورتي‌كه بذر آن اواخر اسفند و اوايل فروردين كشت شود براحتي جوانه خواهد زد . ميزان بذر مورد نياز براي هرهكتار زمين 200 تا 500 گرم مي‌باشد .
آفات : از آفات مهم اين گونه تشي است كه به ريشه‌هاي آن صدمه وارد مي‌كند . ميوه سرخاب كولي پس از رسيدن توسط خرس و همچنين پرندگان مصرف مي‌شود .
با توجه به پراكنش جغرافيايي نسبتاَ كم گياه سرخاب كولي درشمال ايران و استان گلستان كه بيشتر در حاشيه جاده‌ها و اراضي زراعي مي‌باشند، به‌منظور حفظ ذخيره ژني اين گياه لازم است بذر آن جمع آوري و در بانك ژن گياهي و كلكسيونهاي گياهان دارويي نگهداري و كشت شوند . همچنين به‌جهت كاربرد زيادي كه در طب گياهي و صنعت دارد استفاده‌هاي بهينه از اين گياه كم آشنا صورت پذيرد .

منابع

1- زرگري، علي (1376)، گياهان داروئي، جلد چهارم، ص208-211، انتشارات دانشگاه تهران
2- قهرمان، احمد، (-)، فلور رنگي ايران، كد 29، انتشارات موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور
3 - Rechinger , K (1966) , Flora Iranica Volume 35, Phytolacaceae, Akademische Druck-u . Verlagsanstalt.Graz.
4- Zohary , M , (1966) , Flora Palaestina , part one , text , the israel academy of sciences and humanities.


Identification of some individual and phonological characteristic of Phytolacca americana L. species in Golestan Province
Sayyid Ali Hossaini (Reza) , Ghasem Ali Abarsaji & Sayyid Ali Hossaini(Habib)
Members of scientific board of Agricultural and Natural Resources Research center ofGolestan Province
E.mail : seidalihosaini@yahoo. com

Abstract
In order to investigate on some of characteristic and phenology of Phytolacca americana L. species , the Livan site of the Bandarg Gaz of the Golestan province was selected. In this investigation , some of plant factors for instance plant height, canopy percent, root penetration and mean cluster length and also phenology of this plant were studied. Resalts obtained show that the Phytolacca americana L. has a height between 185 to 290 cm. Also the canopy cover is between 1.4 to 4.8 m- percent. The mean weight of fresh and dry cluster weight are 16.2 and 4.6 gr respectively. Phenology stages of this plant occurred from April to late November .
Key words : Phenology, Individual characteristic, Phytolacca americana L

"Pejman"
2008/9/02, 07:40 AM
بررسي برخي از خصوصيات اكولوژيكي گونه تميس(Tamus communis L.)
در استان گلستان
سيد علي حسيني (سيد رضا)1 ، قاسمعلي ابرسجي1 و منصور لطفي1
1- اعضاي هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي گلستان
گرگان - خيابان شهيد بهشتي - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي گلستان - ص پ 4915677555 - تلفن : 4 - 3350063
پست الكترونيكي : Seidalihoseini @Yahoo.com


خلاصه

گياه تميس يا Tamus communis L. يكي از گونه‌هاي دارويي ايران است كه بيشتر در نواحي جنگلي شمال ايران رويش دارد . تميس گياهي است پايا و بالارونده از خانواده Dioscoreaceae. اين تحقيق با هدف شناسايي برخي از خصوصيات اكولوژيكي گياه تميس در طي سالهاي 82 و 83 در استان گلستان به اجرا در آمده است . مطالعات نشان مي‌دهد اين گياه در استان گلستان در مناطق بندرگز، علي آباد، مينودشت، پارك ملي گلستان و گليداغ پراكنش دارد، حداقل ارتفاع رويشگاه اين گونه 550 متر و حداكثر 1950 متر بالاتر از دريا است . اين گونه در اقليم مرطوب معتدل تا نيمه مرطوب سرد وهمچنين بارندگي بين 600 تا بيش از 800 ميليمتر سازگاري دارد . شروع رشد اين گونه در اوايل فروردين ماه و گلدهي آن از اوايل خرداد و رسيدن ميوه معمولا از مرداد تا آبان ماه مي‌باشد . ازدياد گياه تميس هم از طريق بذر و هم از طريق ريزوم انجام مي‌گيرد. از نظر خواص درماني كليه قسمتهاي گياه مانند ريزوم، جوانه‌ها، ميوه اثر مدر، قي آور و مسهلي دارند . ريزوم گياه اثر مخصوصي در دستگاه ترشح ادرار و رحم دارد، به طوري‌كه مصرف آن موجب زياد شدن ترشحات ادرار و برقراري قاعدگي مي‌شود .
واژه‌هاي كليدي: اكولوژيكي، تيمس، خصوصيات


مقدمه

يكي از گياهان دارويي ايران كه تابه حال كمتر به آن پرداخته شده گياه تميس مي‌باشد كه در اين مقاله سعي شده است با برخي از خصوصيات اكولوژيكي آن مورد بررسي قرار گيرد . تميس گياهي است دائمي از خانواده Dioscoreaceae . اين گياه در مناطق مختلف به نامهاي مختلف معروف است. در رشت به تميس، در لاهيجان به رزك و در كردستان به بمبلي بوزو يا بامبلي روزو شهرت دارد (1، 3,2).
در مورد خصوصيات اكولوژيكي اين گونه اطلاعات زيادي در دست نيست . قهرمان (2، 3)، زرگري(1), ريشينگر (6) و آخاني (5) پراكنش اين گونه در ايران و پارك ملي گلستان و همچنين خصوصيات گياهشناختي آن را شرح داده‌اند . مرادي (4) جستجوي ديوزژنين و ساپونين در گياه تميس و ارتباط آن با تركيبهاي قندي را بررسي كرده است. اين گونه در منطقه وسيعي از اروپا و آسيا رويش دارد. در ايران تميس در استانهاي مازندران، گيلان، گلستان، آذربايجان، كردستان و لرستان پراكنش دارد (1,2,3,5,6).

مواد و روشها

به‌منظور بررسي خصوصيات اكولوژيكي گياه تميس در استان گلستان ابتدا با استفاده ار نقشه توپوگرافي 250000 :1 پراكنش اين گونه با استفاده از منابع (1,2,3,5,6) و عمليات صحرايي تعيين شد. در عمليات صحرايي ارتفاع از سطح دريا، جنگلي يا مرتعي بودن، كوهستاني يا جلگه‌اي بودن،آفتاب گير يا سايه دار بودن رويشگاههاي تميس يادداشت گرديد. براي مطالعه فنولوژيكي در دوره رشد، هر ماه يك بار يادداشت برداري از مراحل مختلف فنولوژي كه شامل مرحله رشد رويشي، گلدهي،تشكيل ميوه و رسيدن بذر مي‌باشد انجام گرديد. آمار آب و هواشناسي نيز از نزديك ترين ايستگاه هواشناسي رويشگاهها استفاده گرديد .

نتايج و بحث

پراكنش تميس در استان گلستان : 1- بندرگز (6). 2- علي آباد، افرا تخته در ارتفاع 1500-1700 متري از سطح دريا، در اراضي جنگلي كوهستاني، با بارندگي 600 ميليمتر. 3- مينودشت، لوه در ارتفاع 1450 متري از سطح دريا، در اراضي جنگلي، با بارندگي 760 ميليمتر . 4 - پارك ملي گلستان، در ارتفاع 550 - 1950 متري بالاتر از سطح دريا، دراراضي جنگلي ارتفاع پايين، كوهستاني و صخره‌اي با بارندگي بين 646 - 866 ميليمتر 5 - كلاله، گليداغ (1). از نظر انتشار جغرافيايي گياه تميس جزء گياهان اروپا - سيبري و مديترانه‌اي است و از نظر فرم رويشي جزء گياهان ژئوفيت است . در استان گلستان اين گونه در اقليم مرطوب معتدل تا نيمه مرطوب سرد مي‌رويد .

خصوصيات رويشگاهي اين گونه

اين گياه معمولا در مناطق جنگلي رويش دارد، البته در حالت نيمه سايه جنگل در مقايسه با حالت آفتابي رشد بهتري دارد. اين گياه در خاكهاي مرطوب و زهكش شده رشد خوبي دارد و معمولاَ خاكهاي رسي سنگين و متوسط را به خاكهاي سبك ماسه‌اي ترجيح مي‌دهد . ازدياد گياه تميس هم از طريق بذر و هم از طريق ريزوم انجام مي‌گيرد . بذر اين گياه براي جوانه زدن به يك دوره سرما نيازمند است، بنابراين پس از كاشت بذر، در بهار سال بعد جوانه مي‌زند (4). رشد اين گونه پس از پشت سر گذاشتن دوره سرما , از اوايل فروردين ماه شروع و تا اواخر ارديبهشت ماه ادامه مي‌يابد. گلدهي آن از اوايل خرداد شروع و تا مرداد ماه خاتمه مي‌يابد. رسيدن ميوه معمولا از مرداد ماه شروع و تا اواخر آبان ماه ادامه مي‌يابد و سرانجام بذر آن مي‌رسد .
خواص درماني: كليه قسمتهاي گياه مانند ريزوم، جوانه‌ها، ميوه و غيره داراي طعم تند و سوزاننده و اثر مدر، قي آور و مسهلي دارد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه ريزوم گياه اثر مخصوصي در دستگاه ترشح ادرار و رحم دارد، به‌طوري‌كه مصرف آن موجب زياد شدن ترشحات ادرار و برقراري قاعدگي مي‌شود(1). با توجه به خصوصيات رويشگاهي اين گونه كه در شرايط آب و هوايي شمال ايران به راحتي رشد و تكثير مي‌يابد، به توسعه كشت آن مبادرت ورزيد تا از آن به‌عنوان يك ماده اوليه جهت تهيه دارو استفاده نمائيم .

منابع

1- زرگري، علي (1376) گياهان دارويي جلد 4، ص 666-669، انتشارات دانشگاه تهران
2- قهرمان، احمد (1373) كورموفيت‌هاي ايران جلد 4 ص 471، انتشارات نشر دانشگاهي
3- قهرمان، احمد (-) فلور رنگي ايران كد 144، انتشارات موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور
4- مرادي،زهره (1381) جستجوي ديوزژنين و ساپونين‌ها در گياه تميس و ارتباط آن با تركيبات قندي، پايان نامه كارشناسي ارشد، كروه زيست شناسي دانشكده علوم ، دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان .
Akhani , H (1998) Plant biodiversity of. 5- Golestan national park , Stapfia
6- Rechinger , K (1973) , Flora of Iranica Volume 104, Dioscoreaceae , Akademische Druck-u . Verlagsanstalt.Graz.


An Investigation on some of ecological characteristics of Tamus communis L. species in Golestan province
Sayyid Ali Hosaini- , Ghasem Ali Abarsaji- & Mansour Lotfi -
1-Members of scientific board of Agricultural and Natural Resources Research center of
Golestan Province
P.O.Box : 4915677555 Tel : 3350063-4 E.mail : seidalihoseini@yahoo. com

Abstract
Tamus communis L. is one of perennial and medicinal plant of Iran which often grows in forest regions of the North of Iran and it is from Dioscoreaceae family.This plant is distributed in Bandargaz, Aliabad ,Minoodasht , Golestan National Park and Golidagh between 550 to 1950 m from sea level with the rainfall between 600 to more than 800 mm.phenology stages of Tamus communis L. occure from early April to November . Reproduction of this plant is conducted by seed or rhyzom . All parts of Tamus communis L. have diuretic , emetic and purgative effects . The rhyzom has an especial effect on excretion of urine system
Key words: Tamus communis L. , Ecological characteristics , Golestan province

"Pejman"
2008/9/02, 07:47 AM
خصوصيات اكولوژيكي مهمترين گياهان داروئي شورروي منطقه دشت گرگان
*حشمتي ، غلامعلي و** بهاره بهمنش
*دانشيار و **دانشجوي كارشناسي ارشد مرتعداري دانشكده مرتع و آبخيزداري، دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان


خلاصه:

بعضي از گونه هاي شورروي را طي قرنهاي متمادي بعنوان گياه دارويي مورد استفاده قرار مي دهند که اطلاعات زيست شناسي زيادي در باره اهميت، خصوصيات شيميايي گياهي، سم شناسي و داروسازي آنها وجود ندارد. هدف از انجام اين مطالعه معرفي مهمترين گونه هاي دارويي شورروي، بخش مفيد و خصوصيات اکولوژيکي آنها در دشت گرگان بود. اين مطالعه بر اساس روش فيزيونومي-فلورستيک و با هدف شناسايي گياهان شورروي دارويي انجام پذيرفت و 10 گونه مهم دارويي شورروي معرفي گرديد. اکثر گونه هاي دارويي، بوته و علفي بوده که در حد EC 4 تا 64 گسترش يافته و پنج گونه از اين گياهان در چراي دام هم مورد استفاده قرار ميگيرد. با توجه به اهميت اين گياهان، ضرورت مطالعه بيشتر روي ارزش دارويي آنها احساس ميشود.
کلمات کليدي: گياهان دارويي شورروي، دشت گرگان، مشخصات اکولوژيکي.


مقدمه:

بعضي از گياهان دارويي شورروي را مردم مناطق مختلف بصورت سنتي بعنوان گياهان داروئي استفاده ميکنند (1). ولي مطالعات دقيقي روي اهميت ،خصوصيات شيميايي گياهي، داروشناسي، سم شناسي و پزشکي آنها انجام نشده است (6). گياهان شورروي، يك نوع پوشش گياهي طبيعي مراتع دشت گرگان مي‌باشند كه كمتر مورد استفاده دام بوده و بيشترجنبه كاربري داروئي در نزد مردم بومي دارند ضرورت شناخت خصوصيات اکولوژيکي و مطالعات مربوط به سازگاري آنها با توجه به اهميت دارويي آنها احساس ميشود. اين در حالي است که يك گروه از پژوهشگران پيش بيني مي كنند كه بتوانند گياهاني توليد كنند كه قادر به رشد در شرايط گلخانه اي و يا آب دريا باشند(5). اين گروه مدعي هستند كه ژني شناسايي شده كه به گياه كمك مي كند تا نمك اضافي را قبل از آسيب زدن به آن دفع كرده و در شرايط نامساعد محيطي بتواند خود راحفظ مي كند. بطوريکه نتايج تحقيقات آنها منجر به توليد ارقام گوجه فرنگي و برنجي شده كه در خاكهاي خيلي شور رشد كرده و در دما و رطوبت پايين به خواب مي روند. هدف از اين بررسي معرفي گونه هاي مهم دارويي مقاوم به شوري، اندام مورد استفاده و خصوصيات درماني آنها در منطقه دشت گرگان است.
روش تحقيق:

اين مطالعه در منطقه دشت گرگان از غربي ترين نقطه (24- متر ارتفاع از سطح دريا) در حاشيه درياي خزر تا شرق منطقه در مراوه تپه که داراي متوسط mm230 بارندگي و mm1488 تيخير و تعرق در سال مي باشد، انجام شد. مناطق شور روي در نتيجه پيمايش صحرائي شناسائي و خصوصيات فلورسيك منطقه به روش فيزيو نومي-فلورسيك ارزيابي گرديد. از ليست فلور منطقه با توجه به نتايج آزمايشگاهي خاكها براي هر منطقه گونه هاي داروئي مقاوم به شوري شناسائي گرديد و خصوصيات داروئي انها از منابع علمي قابل دسترس استخراج شد.
نتايج و بحث:

بر اساس برداشتهاي صحرائي و مطالعات كتابخانه اي، ليست گونه هاي داروئي شورروي همراه با خصوصيات اكولوژيكي آنها به شرح جدول (1) معرفي مي‌گردد. لازم به ذكر است كه گياهان موصوف دراراضي با اسيديته 5/8 - 5/6 و EC 14 تا 65 ميلي موس ودامنه ارتفاعي 10- تا 40 متر از سطح دريا گسترش يافته اند.
گياهان شورروي را تحت 7 نوع کاربري (اصلاح اراضي، زراعت قابل آبياري با آب شور، علوفه دام، گياهان دارويي، جهت تامين سوخت، بعنوان سايه و ايجاد سايبان و به منظور ترسيب کربن) معرفي کرده اند (6) که يکي از آنها استفاده بعنوان گياهان دارويي ميباشد. از ليست فلورستيك منطقه 10 گونه (قليا، درمنه دشتي، كيسه كشيش، پنيرك، خارشتر، ينجه زرد، بارهنگ تخم مرغي، بارهنگ پنجه غازي، پامچال صحرائي، كرساكرتيكا) بهترين رشد و گسترش را در منطقه دارند. گونه هاي قليا، درمنه دشتي، خارشتر و يونجه زرد علاوه بر استفاده علوفه اي جهت تعليف دام، داراي کاربري دارويي نيز مي باشند گونه هاي قليا و بارهنگ پنجه غازي بالاترين حد شوري را تحمل مي‌كنند (Ec= 64dSm-1) و در حالي است كه گونه هاي يونجه زرد وكيسه كشيش كمترين حد شوريEc=4 dSm-1) ). گياهان دارويي منطقه از فرم رويشي بوته و فورب بوده و گراسها دراين گروه قرار نگرفتند. گونه هاي قليا و كرسا كرتيكا در تصفيه خون مورد استفاده قرار مي گيرند وگونه هاي پامچال، يونجه زرد صحرائي وكيسه كشيش به ترتيب بعنوان خلط آور،آرام كننده:بند آورنده خون مطرح مي باشند.
منابع مورد استفاده :

1- توكلي صابري ، محمد رضا و محمد رضا صداقت (1368) گياهان داروئي (ترجمه).چاپ گلشن ، تهران
2-حشمتي ،غلامعلي (1370)مطالعه ژئوبوتاليكي دشت آق قلا پايانامه كارشناسي ارشد مرتع داري دانشكده منابع طبيعي كرج
3-حشمتي ، غلامعلي (1378) معرفي زمين شناسي، خاك، تيپ پوشش گياهي و گونه هاي كليدي استان گلستان. علوم كشاورزي و منابع طبيعي
4-زرگري ، علي (1381) گياهان داروئي، جلد 1 انتشارات دانشگاه تهران
5. Murphy, P. (2004). Gene firm pioneers desert crops. The Guardian, May,21.
6. Squires. V.R, and Ayoub, A.T. (1994). Halophytes as a resource for livestock and for rehabilitation of degraded lands. Kuwer Academic Publisher, London.
7.Batanouny, K.A. (1994). Halophytes and halophytic plant communities in the Arab region: their potential as a rangeland resource. In: (Eds. ) Squires. V.R, and Ayoub, A.T. P 138-163. Halophytes as a resource for livestock and for rehabilitation of degraded lands. Kuwer Academic Publisher, London

جدول 1. مشخصات رويشگاهي و داروئي 10 گونه داروئي شورروي دشت گرگان (1و 3و4)
نام فارسي پراكنش در منطقه خواص درماني بخش مفيد تيپ بيولوژيك نام گونه
قليا غرب درياچه آلاگل تصفيه كننده خون و مدر كليه قطعات گياه كريبتوفيت Salicornia herbacia
درمنه دشتي تپه تنگلي رفع كرم،سرفه وسردرد پاجوشهاي گلدار كامئوفيت Artemisia siberi
كيسه كشيش تپه اينچه بند آورنده خون شكوفه دار خشك تروفيت Capsell abursapastoris
پنيرك جاده تپه اينچه به صوفيكم رفع التهاب مهبلي گل گياه تروفيت Malva nejlicta
خارشتر تپه قره بيك ملين ترنجبين كاموفيت Alhagi camelorum
ينجه زرد روي تپه اينچه آرام كننده و مدر سرشاخه گلدار تروفيت Melilotus officinalis
بارهنگ تخم مرغي تپه تنگلي واينچه رفع التهاب، صفرا و ملين دانه گياه تروفيت Plantago ovata
بارهنگ تپه هاي اينچه و غره بيك اثر مدر دارد ريشه،برگ و دانه تروفيت Plaltago corlopus
پامچال تپه تنگلي خلط آور، مدر ريشه گياه تروفيت Anagalis arvensis
كرسا كرتيكا صوفيكم، تپه اينچه مدر و تصفيه كننده خون كليه قطعات گياه Cressa certaca

Ecological characteristics of important halophyte medicinal plants of Gorgan plain area
Heshmati, G. A. & Behmanesh, B.
Faculty of Rangeland & Watershed Management, Gorgan University of Agricultural &Natural Resources, Gorgan, Iran.

Abstract:
Some halophytes have been used in traditional medicine for centuries and there is a general lack of biological information about halophytes relation on phytochemical, toxicological and medicinal importance. The objectives of this study were to introduce important halophyte plant species, useful parts and their medicinal characteristics of Gorgan plain. On the basis of Physiognomy -floristic method, plant species were classified and some important ecological features such as biological type, habitat distribution, medicinal uses and useful parts of 10 important plant species were recognized. Most of halophyte plant species were shrubs and forbs which are tolerated high level salt s(Ec 4-64 dS/m)
Salicornia herbacia, Artemisia seiberi, Capsell abursapastoris, Alhagi camelorum and Melilotus officinalis species are used for animal forage and medicinal uses. Another five halophyte plant species are not useful for animal forage but they have role and potential for medicinal uses and other six main headings. There is need for systematic study of all plants used in native medicine or folk medicine on which no chemical research has yet been done.
Key words: Halophyte medicinal plants, Gorgan Plain, Ecological characteristics

"Pejman"
2008/9/02, 07:49 AM
گياهان دارويي استان آذربايجان غربي: سبزيها ، ميوه ها و چاشني هاي وحشي
مهناز حيدري ريكان
كارشناس مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي

اروميه : كيلومتر 3 جاده سلماس ، مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي آذربايجان غربي، صندوق پستي 365


خلاصه

گونه هاي گياهي قبل از اينكه به عنوان دارو مطرح بوده باشند به عنوان خوراكي مورد توجه قرار گرفتند.،بطوريكه امروزه ، فشار عمده اي از برداشت آنها بر طبيعت وارد مي‌شود.در طي اجراي طرح جمع آوري و شناسايي گياهان دارويي استان فرمهايي براي شناسايي اين گونه ها تهيه شد.از466گونه دارويي گزارش شده (2) براي استان3 8 مورد جنبه تغذيه نيز داشته كه حدود3 4 گونه سبزيهاي بهاره بوده واز ميوه ودانه 22گونه استفاده شده ودر حدود 15 گونه به علت برداشت مفرط در حال انقراض مي‌باشند لذا علاوه بر تاكيد برمصرف گياهان دارو يي به عنوان غذا, ترويج به كشت ويا بهره برداري اصولي لازم به نظر مي رسد.
واژه هاي کليدي : سبزي ، ميوه ، گياهان داروئي .

مقدمه

برخي از گونه هاي گياهي در ابتدا به منظور تغذيه مورد توجه انسان قرار گرفته و سپس به عنوان دارو اهميت پيدا كرده اند. اين گونه ها علاوه برقرار گرفتن در سفره وغذاي انسان، از اجزا مهم نسخه هاي طب سنتي مي باشند . استفاده از گياهان دارويي به عنوان مواد غذايي بهترين مصداق پيشگيري بهتر از درمان است . شناسايي و معرفي اين گونه ها در استان مي تواندگامي كوچك در جهت اعتلاي فرهنگ استفاده از گياهان وحشي به عنوان تغذيه و درمان باشد.

مواد و روشها

در طي اجراي طرح جمع‌آوري وشناساي گياهان دارويي استان، يكي از راه هاي اوليه شناخت گياهان دارويي، بازارهاي فروش اين گياهان بود .لذا در ابتداي هر فصل رويشي، همراه با فرمهاي حاوي سوالاتي مانند ، نام محلي، كار برد ، قسمت مورد استفاده و .... به ميان مردم رفته و اطلاعات مردمي به همراه نمونه اي از گياه از بازارتهيه گرديد.به منظور تهيه نمونه هاي هرباريومي از گياهان كامل در طي ماهاي بعدي ماموريتهاي جمع آوري به مناطق مذكور صورت مي گرفت .نمونه ها با استفاده از فلورهاي معتبر شنا سايي شده و علاوه بر اطلاعات اخذ شده از مردم ، منابع موجود (1و3و4) نيز براي تكميل اطلاعات مورد بررسي قرار مي‌گرفتند.

نتايج و بحث

از466گونه دارويي كه در محدوده استان مي رويند 83گونه دارويي بصورت سبزيهاي بهاره ، ميوه هاي وحشي، چاشني و... مورد استفاده قرار مي‌گيرند (جدول 1).
43 مورد از آنها به عنوان سبزيهاي بهاره با تناژ با لا در بازارهاي روز، حاشيه جاده ها و......به فروش مي رسند كه كنگر، ريواس مندي و گل آقا از معروفترين آنها مي باشند. اغلب آنها پيازدار بوده و اله گز(شكل1) از جمله اين گياهان مي باشند اين سبزي به صورت خشك شده در تهيه آش استفاده ميشود. 22 مورد ازاين گياهان به عنوان ميوه هاي وحشي برداشت شده ودر بازار بصورت تازه يا خشك شده به فروش مي رسند زرشك و زالزالك(شكل2) از موارد مهم مي باشد. 14 گونه از اين گياهان به عنوان چاشني مصرف تغذيه داشته و اغلب اين گونه ها اسانس دار بوده و در نسخه هاي طب سنتي به وفور ديده مي شود گونه هاي مشخص شده با عدد 4 از دسته گونه هاي هستند كه به فراواني و بصورت غير اصولي از رويشگاهاي طبيعي بر داشت مي شوند. اين گونه‌ها حداقل 12 مورد بوده كه تراكم پايه ها با مشاهدات عرصه اي طي 8 سال كار جمع آوري، به حداقل رسيده و احتمال انقراض آنها به عنوان يك خطر جدي مي رود. نتايج بدست آمده , همه گونه هاي را كه مي‌تواند در اين تعريف قراربگيرند در بر نميگيرد بلكه به علت وسعت رويشگاه ها و تنوع ميكروفرهنگها، تعداد اين گونه‌ها بسيار بيش از اين خواهد بود كه اميد است با انجام طرحهاي بررسي اكولوژيكي و اهلي كردن گونه‌هاي دارويي و ترويج به استفاده اصولي از منابع طبيعي بتوان بيش از پيش به فرهنگ استفاده از گياهان دارويي بصورت مواد تغذيه اي افزود.



Crataegus sp شكل شماره 2 - يميشان Scilla persica شكل شماره 1 - اله گز


سپاسگزاري

بدين وسيله از كليه روستاييان , افراد گياه درمان , در استان و همكاران در ادارات منابع طبيعي و همكاران طرح كمال تشكر را دارم .

منابع

1- اميني , ا . 1376 . فرهنگ گياهان دارويي . چاپ دوم . انتشارات طاق بستان . كرمانشاه
2- حيدري ريكان ,م.1382.گزارش طرح جمع آوري وشناسايي گياهان دارويي استان آغربي
3- زرگري , ع . 1368 . گياهان دارويي . جلد اول تا پنج. انتشارات دانشگاه تهران
4- مير حيدر , ح . 1374. معارف گياهي.جلد اول تا هفت .. دفتر نشر فرهنگ اسلامي . تهران


Medicinal plants of West Azarbaijan
Mahnaz Heydari Rikan
W.Azarbaijan Agricultural and Natural Resources Research Center
Email:mahheirik@noavar.com

Abstract:
Before the plants have been used as medicine they had been used as food by men. Nowadays they are very much taken from nature for eating .During work on project (collecting and recognizing of medicinal plants at the first phase in province West Azarbaijan) We provided special form to recording information about them . 83 case from 466 medicinal species are used as eatable. About 43 are used as vegetable in the Spring and 22 are as fruit. At last 15 case of them are going to be extincted. Using medicinal plants as food is very good behavior but it needs to teach people the correct pick up them .
Keyword : Medicinal plant, W.Azarbaijan, Vegetable , Fruit

"Pejman"
2008/9/02, 07:52 AM
جمع آوري و شناسايي بخشي از فلور دارويي زيست بوم هاي كشاورزي و منابع طبيعي استان سمنان
احمد دزيانيان1 ، علي رضا برجسته2 و اللهيار جلالي3
1و2 اعضاي هيئت علمي بخش تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان سمنان‌
3 كارشناس زراعت مركز تحقيقات كشاورزي سمنان(شاهرود)


خلاصه:

در ساليان اخير به علت عوارض سوء ناشي از مصرف داروهاي شيميايي و آثار جنبي آن مجدداً گرايش به سمت گياهان دارويي در حال افزايش است. استان سمنان با برخورداري از تنوع اقليمي خصوصاً در شهرستان شاهرود از زمينه بسيار مناسبي براي كشت و پرورش گياهان دارويي برخوردار است. در طي سالهاي 1372- 1380 فلور زيست بومهاي كشاورزي و منابع طبيعي شهرستان گرمسار، سمنان، دامغان و شاهرود مورد بررسي و نمونه برداري قرار گرفت و تعداد 168 گونه جمع آوري و شناسايي گرديدكه از اين ميان 20 گونه اهميت بيشتري از نظر مصارف دارويي داشتند. مهمترين گياهان دارويي و ادويه اي در بومهاي كشاورزي استان سمنان عبارتند از: 1- زيره سبز Cuminum cyminum ،2-شيرين بيان Glycyrrhiza glabra ،3 - فلفل قرمز Capsicum annum، 4- مرزه S aturiea hortensis ،5- زنيان Trachyspermum copticum ،6 - زرشك Berberis vulgaris


مقدمه :

بر اساس منابع موجود در ايران 7000 گونه گياهي موجود مي باشد كه 500 گونه از آنها داراي ارزش داروئي هستند به همين علت كشور ايران به عنوان يكي از مراكز ژن گياهان داروئي معرفي شده است. در استان سمنان مطالعات معدودي در زمينه شناخت و تكثير گياهان داروئي انجام گرديده است از آن جمله ميتوان به بررسي گياه رازيانه و امكان توسعه و كشت آن ( 8 )، ضرورت شناخت، اصلاح و توسعه گياهان داروئي شاهرود(9) و همچنين كشت و پرورش گياه زيره سبز در شمال شرقي شهرستان اشاره نمود(1). ضمن اينكه ساير گياهان داروئي نظير گل گاوزبان، شيرين بيان، كتيرا، كنگر و زرشك به ميزان محدودي از رويشگاه هاي طبيعي جمع آوري و مورد استفاده قرار ميگيرد.

مواد و روشها :

طي سالهاي 1372 تا 1378 كليه زيست بوم هاي كشاورزي و منابع طبيعي استان سمنان شامل دشت گرمسار، سمنان (شهميرزاد)، دامغان (امير آباد، شهر ديباج ( چهار ده كلاته ) و آستانه) و شاهرود(كالپوش، ميامي، بيارجمند، بسطام، زير استاق و منطقه خوش ييلاق) مورد بررسي و نمونه برداري قرار گرفت. نمونه هاي جمع آوري شده پس از فيكس و خشك كردن، مورد شناسائي قرار گرفته و نمونه هاي شناسائي شده بمنظور تاثيد نام علمي به بخش تحقيقات رستني هاي موسسه تحققيقات آفات و بيماريهاي گياهي ارسال گرديد. گياهان جمع آوري شده از حيث ارزش داروئي مورد مطالعه مقدماتي قرار گرفته و گياهان داروئي زير كشت استان نيز از حيث ميزان توليد، سطح زير كشت و ارزش اقتصادي مورد مطالعه و ارزيابي قرار گرفتند.

نتايج و بحث :

بر اساس بررسيهاي بعمل آمده شهرستان شاهرود و دشتهاي تابعه بيشترين تنوع اقليمي وبالطبع گياهي را در استان دارا مي باشند. به عبارت ديگر تنوع اقليم هاي معتدل و سرد ، معتدل نيمه گرمسيري و گرمسيري و تلفيق اكوسيستم هاي جنگلي، نيمه جنگلي ( استپي )، بياباني و كويري در محدوده اين شهرستان، موجب تنوع فون و فلور در اين منطقه مي شود. از ميان 168 گونه گياهي جمع آوري شده از مناطق مختلف استان 20 گونه از اهميت بيشتري در توليد فراورده هاي داروئي گياهي برخوردار بودند( جدول شماره 1). براساس آمار موجود بيشترين سطح زيركشت گياهان داروئي و ادويه اي دراستان به ترتيب مربوط به زيره سبز(1050 هكتار) و فلفل (615 هكتار) مي باشد(1). اگرچه بيش از 80 % فلفل مورد نياز كشور در منطقه فرومد شهرستان شاهرود توليد مي شود و به همين دليل فلفل كشت غالب منطقه را تشكيل مي دهد ولي ساير گياهان داروئي به عنوان كشت دوم پس از غلات و يا در مناطقي كه فاقد نزولات آسماني موثر و يا آب مكفي هستند به عنوان كشت دوم مورد توجه قرار مي گيرند. به عبارت ديگر گياهان داروئي در استان سمنان به عنوان كشت حاشيه اي و فرعي مطرح مي باشند اين در حالي است كه بعضي از گياهان داروئي از حيث ارزش اقتصادي ميتوانند جايگزين مناسبي براي كشت اصلي گردند كه در اين مقاله مورد بحث قرار خواهند گرفت.

جدول 1- گونه هاي گياهان داروئي مهم شناسائي شده دراستان سمنان
نام علمي نام فارسي خانواده
Achillea millefolium بومادران Compositea
Descurinia sophia خاكشير Craciferae
Fumaria parriflora شاهتره Fomariaceae
Rumex acetusa ترشك Polygoraceae
Plantago lanceolata بارهنگ Plantafinaceae
Tragopogon pratensis شنگ Composittae
Peganum harmala اسپند Zygophyllaceae
Borago officinalis گلگاو زبان Boraginaceae
Berberis vulgaris زرشك Berberidaceae
Anethum graveolens شويد Umbliferae
Alhagi camelorum خار شتر Leguminosae
Ziziphora tenuior كاكوتي Labiatae
Focniculum vulgar رازيانه Umbeliferae
Cichorium intybus كاسني Compositae
Cuminum cyminum زيره سبز Umbeliferae
Glycyrrhiza glabra شيرين بيان Leguminosae
Trachyspermum copticum زنيان Umbeliferae

منابع:

1- آمارنامه محصولات زراعي و باغي استان سمنان . سازمان جهاد كشاورزي استان سمنان. 1382.
2- برجسته، عليرضا. 1382. شناسائي، تعيين تراكم و فنولوژي علفهاي هرز غالب مزارع كلزا استان سمنان. گزارش پژوهشي طرح تحقيقاتي. تحقيقات كشاورزي شاهرود. 35 صفحه.
3- برجسته،عليرضا. 1382. شناسائي تكميلي و تهيه نقشه پراكنش علفهاي هرز كندم و جو آبي اراضي كشاورزي ايران با استفاده از GIS. گزارش پژوهشي طرح تحقيقاتي. تحقيقات كشاورزي شاهرود. 32 صفحه.
4- دزيانيان،احمد.1372 .فلور علفهاي هرز غلات استان سمنان. خلاصه مقالات دوازدهمين كنگره گياهپزشكي كشور.صفحه 65.
5- دزيانيان،احمد.1374. تعيين فلور علفهاي هرز مزارع سيب زميني استان سمنان. خلاصه مقالات سومين سمپوزيوم سبزي و صيفي كشور. صفحه 185
6- دزيانيان،احمد.1374. فلور علفهاي هرزباغات ميوه شهرستان شاهرود. خلاصه مقالات سيزدهمين كنگره گياهپزشكي كشور.صفحه 262.
7- دزيانيان،احمد. 1377. بررسي تنوع اقليمي و اكولوژيكي منطقه شاهرود از ديدگاه فلور گياهي. كتاب مقالات همايش شاهرود و توسعه. دانشگاه شاهرود
8- كيميائي.محبوبه. 1373. بررسي گياه رازيانه و امكان توسعه و كشت آن. گزارش پژوهشي طرح تحقيقاتي. سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي استان سمنان. 42 صفحه.
9- غلامي،احمد. اضغري،حميد و محبوبه كيميائي. 1377. ضرورت شناخت و اصلاح گياهان داروئي شاهرود. كتاب مقالات همايش شاهرود و توسعه. دانشگاه شاهرود.


Collecation and identification of some medicinal flora of Semnan
province
Ahmad Dezianian,Alireza Barjasteh & Allahyar Jalali
Agricultural and Natural resources Center of Semnan Province,P.O.Box:36155-313
Email:dezianian@yahoo.com
Abstract
Medicinal plants are very important in ancient medical of our country and have been used since long ago. Nowadays for injurious affecting of chemical drugs, human being return to natural. Due to variety of climatic conditions of Semnan province, specially Shahrood, there is suitable for growing medicinal plants. During 1993-2002 about 168 species were collected from different localities of Semnan province, which 20 spicies were more important in point of view of produce and export. Two samples from every plant species were store in herbarium. From which the most important species were as: Cuminum cyminum , Glycyrrhiza glabra, Capsicum annum, Saturiea hortensis, Trachyspermum copticum and Berberis volgaris This paper also gives information about medicinal plant culture economic preferences in Semnan province.
Keyword: Medicine, Flora, Shahrood, Semnan province

"Pejman"
2008/9/02, 07:55 AM
بررسي سيستماتيك و پراكنش گونه هاي مختلف دارويي كنار
در مناطق گرمسيري ايران
مهري ديناروند1 ، حميدهويزه2 و موسي صادقي3
1ـ كارشناس مركز تحقيقات منابع طبيعي و كشاورزي خوزستان 2ـ عضو هيأت علمي مركز تحقيقات منابع طبيعي و كشاورزي خوزستان
3- عضو هيأت علمي مركز تحقيقات منابع طبيعي و كشاورزي بوشهر

خلاصه

جنس كنار از خانواده عناب ( Rhamnaceae ) در ايران سه گونه درخت و درختچه اي دارد كه دو گونه آن خاص مناطق گرمسيري است. اين تحقيق از سال 1380 با هدف شناسايي جايگاه تحقيق و رده بندي گونه هاي جنس كنار ( Ziziphus)ايران در قالب طرح ملي انجام شده و در اين راستا گونه هاي مختلف اين جنس در ناحيه گرمسيري از استان ايلام تا سيستان و بلوچستان مورد بررسي قرار گرفته وتا كنون سه گونه و يك هيبريد در اين نواحي از نظر خصوصيات ظاهري و پراكنش بررسي شده است. اين گونه ها عبارتند از: كنار سدر Ziziphusspina-christi.، رمليك Z.nummularia و Z.jujuba
واژه هاي کليدي : کنار ، سيستماتيک ، پراکنش و مناطق گرمسيري .


مقدمه

اگر چه درختان منطقه گرمسيري واقع دردو ناحيه خليج عماني و زاگرس جنـوبي تـوان تــوليدچـوب صنعتي و تجارتي مشــابه جنگل هاي شمال را ندارد ولي تــوليد محصولات فرعي ودارويي اين درختان چشمگير و قابل توجه است.از جمله اين درختان و درختچه هاي دارويي بومي منطقه گرمسيري ايران گونه هاي مختلف كنــــار است كه بــــرخي ازآنان به دليل اهميت وتوجه خاص مردم بومي در اين مناطق كشت مي شوند(1).
در سال 1977 پرفسور رشينگر تعداد شش گونه و يك هيبريد از جنس كنار را براي فلات ايران معرفي نمود، كه از اين ميان چهار گونه آن متعلق به كشور ايران ذكر شده. (6) منابع علمي اخيراً پنج گونه از جنس كنار براي ايران معرفي كرده اند كه علت آن ارتقاع زير گونه Aucheri به گونه است.(2)
تمام گونه هاي اين جنس داراي خواص دارويي مي باشند به خصوص گونه سدر (Z.spina _ christi)كه از قديم الايام سدر كه از يرگ كنار تهيه مي شده جهت شستشوي سر و بدن به كار مي رفته است. (4و5) و امروزه نيز همچنان در صنايع بهداشتي جهت تهيه شامپو هاي گياهي ضد شوره و تقويت كننده موي سر استفاده مي شود.(5و4)

مواد و روشها

ضمن مطالعه منابع علمي معتبر به ويژه فلورايرانيكا ، عراق، فلسطين ، كويت ، پاكستان و فلور شرق گونه هاي موجود در كشور و كشور هاي هم جوار مقايسه گرديد پس از آن نمونه هاي گياهي جنس كنار در هرباريوم هاي معتبر از جمله موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع شناسايي شد سپس از مناطق مختلف كشور بويژه استانهاي جنوبي نمونه هاي گياهي مربوط به اين جنس ازجمعيت هاي مختلف جمع آوري شد و از نظر خصوصيات ظاهري و پراكنش جغرافيايي مقايسه اي بين گونه ها صورت گرفت.

نتايج و بحث

با توجه به اقليم خاص حاكم بر سواحل خليج فارس و منطقه خليج عماني كه از مرز بلوچستان درشرق تا قصر شيرين درغرب كشور امتداد دارد عناصر گياهي مشتركي از فلور مناطق گرمسيري بويژه گونه هاي چند ساله ، درختي و درختچه اي همچون گو نه هاي مختلف كنار مشاهده مي شود.
جنس كنار در ايران سه گونه درختي و درختچه اي دارد.گونه عناب Zizphus jujuba در مناطق معتدل و معتدل سرد ، رمليك Z.nummularia و سدر spina.christi Z. با دو واريته خاص مناطق گرم و مرطوب جنوب ايران هستند. همچنين يك گونه درختي بنام كنار موريتاني Z. mauritiana در مناطق جنوبي ايران بويژه استانهاي بوشهر و بلوچستان كاشته شده است و ميوه اش به مراتب درشت تر از كنار ايراني است.
جنس كنار ( Zizphus) از خانواده Rhamnaceae ، راستهRhamnales و رده دولپه اي هاست
جنس كنار Ziziphus
درخت يا درختچه اي هميشه سبز يا خزان كننده به ارتفاع5-8 متر حدود صد گونه از آن در مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري مي رويند. برگها متناوب باحاشيه صاف يا دندانه دار و داراي سه رگبرگ اصلي برجسته گلها دو جنس بصورت خوشه اي يا منفرد با اجزاء پنج بخشي، ميوه شفت، گاهي گوشتي ، گرد يا تخم مرغي شكل.

كليد شناسايي گونه هاي گرمسيري

- درختچه خزان كننده با كركهاي متراكم در هر دو سطح برگ بويژه سطح زيرين........ Z.nummularia (Burn.f.)Wighth & Arn.
- درخت يا درختچه هميشه سبز برگها بدون كرك يا با كركهاي پراكنده.Z.spina-christi (L.)Willd
رويشگاه گونه رمليك در مناطق بياباني و نيمه بياباني و دشت هاي گرم روي خاكهاي شني و سيليسي است. اين گونه به طور متراكم در جنوب استان ايلام و بصورت پراكنده در ساير استانهاي جنوبي مي رويد گونه كناز در آبرفت هاي سنگ ريزه دار ،رودخانه هاي فصلي و حاشيه مزارع بصورت خودرومشاهده شده اين گونه در تمام استانهاي جنوبي بصورت خودرو يا كاشته شده وجود دارد.
يك گونه هيبريد بين دو پايه Z.nummularia و Z.spina-chirsti توسط پرفسور شينگر در فلورايرانيكا معرفي شده كه نگارنده نيز آن را از منطقه حاجي آباد استان هرمزگان جمع آوري كرد.
پيوند كنار وارداتي (كنار موريتانيZ.mauritiana ) برروي كنار سدر (Z.spina-christi) در بوشهر و خوزستان مشاهده شده كه موفق بوده است.

سپاسگزاري

بدينوسيله از هماهنگ كننده طرح آقاي دكتر اسدي و آقاي دكتر مظفريان بخاطر همكاريهاي بيدريغشان قدرداني مي شود.

منابع

1- ديناروند،مهري و حميد هويزه، 1380.درختان و درختچه هاي دارويي مناطق گرمسيري. سمينار ملي گياهان دارويي. موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.
2- مظفريان، ولي الله ،1377.فرهنگ نامهاي گياهان ايران.انتشارات فرهنگ معاصر.
3- صادقي،موسي،1377.بررسي برخي از ويژگيهاي اكولوژيك سه گونه از جنس Ziziphusدر استان بوشهر. پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشكده منابع طبيعي كرج.
4- هويزه،حميد،13780.جمع آوري و معرفي گياهان دارويي خوزستان.گزارش پاياني طرح تحقيقاتي.
5- هويزه،حميد و مهري ديناروند و حسين صالحي،1380.مطالعه مقدماتي گياهان دارويي خوزستان. مجله پژوهش و سازندگي- شماره 53-صفحه 19-12
6- Rechinger, K.H.1977, Flora Iranica. Vol.125


The systematic study and the Distribution of different species of Ziziphus in tropical region of Iran
Mehri Dinarvand, Hamid Hoveize and Moosa Sadeghi

Abstract
Ziziphus is a genus from Rhamnaceae family, there are 3 species in Iran. Two of them are native in tropical region.
This research was started from 1380 for recognize the taxonomy of Ziziphus genu.
All of species has collected from Illam toll Sistan_ Balouchestan and Golestan province. It is recorded 3 species with 2 varieties and one hybrid.
This species are Z.spina_ christi, Z.nummularia and Z.jujuba.
Keywords: Ziziphus , sistematic , disterbiotion , tropical region

"Pejman"
2008/9/02, 07:57 AM
بررسي كمي و كيفي كهن دار دارويي سرخدار (Taxus baccata)
در جنگلهاي نور
كرمعلي ذبيحي
كارشناس ارشد تحقيقات جنگل و مرتع
مركزتحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي مازندران ، چمستان - كيلومتر 3 چمستان - نور - ايستگاه تحقيقات جنگل
ك پ 46431 ص 118


خلاصه

گونه سرخدار از جنس Taxus و خانواده Taxaceae مي‌باشد. اين گونه از مهمترين سوزني برگان بومي جنگلهاي شمال است و از آستارا تا گرگان و از ارتفاع 1800-400 متر از سطح دريا انتشار دارد سرخدار از بقاياي رويش گياهي دوران سوم زمين شناسي و گونه‌اي هميشه سبز ، سايه پسند با دير زيستي طولاني (بيش از 1000 سال) است كه به خاكهاي مختلف حساسيت زيادي ندارد (4).
در اين بررسي كه در جنگل تحقيقاتي واز (نور) انجام شده رويش قطبي آن 5/. ميليمتر در سال ، رويش ارتفاعي cm10 در سال)، رويه زميني 744 متر مربع در هكتار و تعداد در هكتار آن 482 اصله در هكتار بوده است. حداكثر ارتفاع اندازه گيري شده 22 متر و حداكثر قطر 100 سانتيمتر بوده است. تنوع زيستي، وضعيت زادآوري، تعداد درختان خشكيده و كيفيت هوموس اين رويشگاه نسبت به رويشگاههاي شرق مازندران و گلستان وضعيت دارند. به لحاظ دارويي از اندام‌هاي مختلف درخت سرخدار ماده‌اي سمي به نام Taxin (تاكزين) يا تاكسول با خواص دارويي بسيار مهم وجود دارد.. تاكسول توليد شده از سرخدار يكي از بهترين داروهاي ضد سر طان محسو ب مي‌گردد. غلظت تاكسول در برگها بيشتر از پوست ، ساقه ، شاخه و ريشه‌ها است و حتي در برگهاي تازه موجب مرگ حيوانات مي‌گردد.
واژه‌هاي كليدي : سرخدار، جنگلهاي شمال، واز، ضد سرطان، تاكسول

مقدمه

جنگلهاي شمال تنها جنگلهاي تجارتي كشور مي‌باشد. ضمن اينكه يكي از مهمترين ذخيره گاه‌هاي ژنتيكي، زيست محيطي اكولوژيكي است. و به لحاظ تفريح و تفرج ، حفاظت از آب و خاك، تعديل آب و هوا، مأمن حيات وحش و اكو توريسم حائز اهميت مي‌باشد. رويشگاههاي سرخدار در سراسر جهان و ايران دستخوش تخريب گشته و سير قهقرايي را طي مي‌نمايند، به طوري كه هم اكنون جزو گونه‌هاي در معرض خطر بوده و از قطع و بهره برداري آن در جنگلهاي شمال ممانعت بعمل مي‌آيد. درخت سرخدار هم به لحاظ مصارف چوب (مصارف روستايي، درب و پنجره، اماكن مذهبي و...) هم به لحاظ دارويي داراي اهميت است، اما از نظر دارويي و وجود سم تاكزين در آن سبب مسموميت شديد دام‌ها مي‌شود كه به همين علت دامداران براي جلوگيري از تلف شدن دام هايشان در نابودي رويشگاههاي سرخدار سهم مهمي داشته اند(2و3). در صنايع دارويي از قسمتهاي مختلف آن مواد دارويي از جمله تاكسول استخراج مي‌گردد كه در درمان بيماريهاي صعب العلاج مانند سرطان (سرطان سينه، تخمدان، ريه، سر و گردن، معده، روده، شانه، پوست، كولون و پروستات) مورد استفاده قرار مي‌گيرد(6).

مواد و روشها

براي بررسي كمي و كيفي گونه سرخدار در منطقه نور (مازندران) پس از شناسايي و بازديد رويشگاههاي مختلف در جنگل تحقيقاتي -واز-. (سري 5 منطقه اسپي ريك رودبارك) رويشگاه بكر و آميخته سرخدار به ساير گونه‌ها را انتخاب و يك توده نيم هكتاري را مشخص كرده و در آن كليه گونه‌ها بررسي و اندازه گيري شده اند. مؤلفه‌ها مورد بررسي و اندازه گيري شامل : قطر ، ارتفاع ، درصد تاج پو شش ، قطر تاج ، تقارن تاج ، كيفيت تنه ، وضعيت زاد آوري ، عمق خاك ، شيب منطقه و ارتفاع هو موس بوده است. درباره خصو صيات دارويي گونه سرخدار به تحقيقات انجام شده در داخل و خارج كشور در منابع كتابخانه‌اي و اينترنتي اكتفا شده است.

نتايج و بحث

اين بررسي نشان داد كه سرخدارها به طور عمده در مناطق پر شيب، سنگلاخي، اقليم سرد و مرطوب و در ارتفاعات ميان بند تا بالا بند جنگلهاي شمال انتشار دارند. نسبت به خاك چندان حساسيت ندارند و در خاكهاي هوموسي كربناته و قهوه‌اي آهكي و اغلب سنگلاخي با عمق كم رويش دارند. ريشه‌هاي سرخدار با قارچ‌هاي ميكوريزي همزيستي دارند. (4) تكثير آن از طريق جنسي و غير جنسي است. سرخدار به صورت توده‌هاي خالص يا آميخته به ساير گونه‌ها ديده مي‌شود كه گونه‌هاي درختي همراه آن شامل: راش، بلوط، نم دار، افرا، ممرز، لور، شيردار، ملج و غيره مي‌باشند كه به طور عمده در اشكوب فوقاني قرار مي‌گيرند. پوشش درختچه‌اي و علفي شامل خاس، جل، هميشك و سرخس زنگي دارو و آسپرولاست. وضعيت زادآوري در منطقه به علت شيب زياد دامنه ، چراي دام و اثرات آن و همچنين شرايط محيطي و اجتماعي سالهاي اخير رضايت بخش نمي‌باشد. (96 اصل در هكتار) ولي نسبت به مناطق شرقي استان از وضعيت بهتري برخوردار است. (2و3) از سر خدار ماده دارويي به نام تاكسول بدست مي‌آيد كه يكي از بهترين داروهاي ضد سرطاني در 15 سال اخير مي‌باشد و نام علمي آن paclitaxel است و با علامت تجاريtaxol ثبت شده است. (7) با توجه به اينكه براي معالجه هر بيمار سرطاني هزينه‌اي حداقل بين 10 تا 20 هزار دلار لازم است و براي درمان هر بيماري ميزان 5 - 4 گرم تاكسول مصرف مي‌شود و اين ميزان از 10 - 9 كيلو گرم وزن خشك برگها و ريشه‌هاي سرخدار بدست مي‌آيد. كه اين موضوع اهميت سرخدار را بيش از پيش برجسته مي‌نمايد. با توجه به ويژگيهاي درخت سرخدار از جمله : در معرض خطر بودن رويشگاههاي آن ، داشتن مصارف متعدد، داشتن دير زيستي طولاني ، پراكنش وسيع از يك سو و واردات داروهاي ضد سرطاني از سوي ديگر كه هر ساله هزينة هنگفتي را به كشور تحميل مي‌كند پيشنهاد مي‌گردد تا ضمن احياي رويشگاههاي سرخدار و افزايش سطح اين جنگلها به طرق مناسب هم از انقراض اين گوته جلوگيري گردد و هم با بهره برداري عالمانه از برگهاي سرخدار و استخراج مقادير قابل توجهي تاكسول ، فرصتهاي شغلي مناسبي در مناطق جنگلي ايجاد كرد با اين كار هم زندگي جنگلنشينان را رونق مي‌بخشيم و هم اين جنگلها را از نابودي نجات مي‌دهيم و هر ساله از خروج ميليونها دلا ر ارز از كشور جلوگيري مي‌نمائيم.

سپاسگزاري

به اين وسيله از آقايان دكتر سيد محسن حسيني مهندس عزت ا... ابراهيمي و مهندس جمشيد مختاري و كليه همكاران ايستگاه تحقيقات جنگل مرتع چمستان به خاطر همكاريهاي فراوان صميمانه سپاسگزاري مي‌نماييم.

منابع

1- ثابتي حبيب ا... ،1355 ، جنگلها ، درختان و درختچه‌هاي ايران، سازمان تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي
2- حسيني سيد محسن، 1379 ، تعيين توان اكولوژيك رويشگاههاي سوژني برگان بومي ايران ، پايان نامه دكتري، دانشگاه تربيت مدرس،
3- درگاهي داود، 1379 ، بررسي اكولوژيك گونه و جوامع سرخدار در جنگلهي شمال، پايان نامه دكتري دانشكده تربيت مدرس نور
4- علي احمد كروري سودابه و همكاران، 1381 شناسايي قارچ‌هاي ميكو ريزي آربسكولار همزيست با گونه سرخداردر جنگل تحقيقاتي واز، پژوهش و سازندگي شماره 55 ص 35-30.
5- ئقرباني مه لقا، دلاور، كوروش ،1382 ، برسي و مقايسه غلظت تاكسول در اندامهاي مختلف درخت.
6- لساني محمدرضا، 1378، سرخدار ، نشريه شماره 210. مؤسسه تحقيقات جنگلها ومراتع
7- Yew. wikipedia, The free encyclopedia (2002) htt://en,. wiki pedia. Org / wiki / yew


Examination quantitative and qualitative yew (an old medicinal tree)
In Noor Forests
Karam Ali zabihi , Research forest specialist
Mazandaran agricultural resources research. Chamestan
Abstract
European yew (taxus baccota) is a species of the genus taxus They are spreaded from Astara to Gorgan.They are relatively slow growing (.5mm/year) and can be very long - live(>1000 year) ,and reach heights of 10-25 m (in north forest), with trunk diameters of -up to 100cm. Currently , its principal use is as an ornamental plant. It is known to contain the anti - cancer drug taxol , but has not been widely exploiter in this connection (Hartzell 1991)The wood , bark , foliage and seed toxic. The foliage is the principal source of toxin. Old and desiccate foliage are more poisonous than young and fresh foliage, poisoning is frequent in animal.
Keywords: Taxus baccata, forest

"Pejman"
2008/9/02, 08:00 AM
معرفي رويشگاههاي زيره سياه(Bunium persicum) در استان كرمان
غلامحسين رحماني 1
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي كرمان
كرمان- خيابان شهيد صدوقي روبروي بلوار كشاورز مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي كرمان ص پ - 538-76175


خلاصه

نام زيره با نام كرمان آميخته شده است. زيره معروف كرمان, زيره سياه, با نام علمي Bunium persicum در مناطق كوهستاني استان كرمان مي‌رويد(5). ميوه اين گياه به عنوان چاشني و طعم دهنده غذا و شيريني‌ها و همچنين به عنوان دارو در طب سنتي استفاده مي‌گردد. اين مطالعه به منظور معرفي رويشگاهها و شناخت بيشتر شرايط محيطي اين گياه در استان كرمان انجام گرفته است و شامل معرفي نقاط پراكنش گياه در استان و بررسي آب و هوا، خاك، ارتفاع از سطح دريا, شيب و به طور كلي شرايط محيطي زيست اين گياه با ارزش مي‌باشد.
واژه‌هاي كليدي: زيره سياه، رويشگاهها، كرمان


مقدمه

با توجه به اينكه زيره سياه ارزش صادراتي داشته و در داخل كشور نيز مصارف متعددي به خصوص در طب سنتي دارد شناخت رويشگاهها و شرايط محيطي و اقليمي حاكم بر اين رويشگاهها يا به عبارت بهتر شناخت نحوه زيست اين گياه در طبيعت مي‌تواند در توسعه و زراعي كردن آن مفيد واقع گردد. اين گياه از تيره Apiaceae (خانواده جعفري) ميباشد. گياهي است دو يا چند ساله , ساقه آن توخالي و برگهاي آن سبز با بريدگي و تقسيمات دو مرتبه‌اي به طوري كه به صورت نوار نخ مانندي در مي‌آيد، گلهاي آن سفيد رنگ و به صورت چتر مركب در انتهاي ساقه‌هاي گل دار، ظاهر مي‌شوند، ميوه زيره سياه، دراز و باريك و خميده به طول 5 ميليمتر كه در دو طرف نوك تيز مي‌شود(6)، اين گياه با ارتفاع تقريبي 60 سانتيمتر داراي گلهاي هرمافروديت (دو جنسي) مي‌باشد كه با كمك حشرات عمل لقاح صورت مي‌گيرد(5). در ريشه اين گياه غده‌اي تشكيل مي‌گردد كه مي‌توان با در آوردن و كاشت آن, زيره را در نقاط دلخواه كشت نمود. اما كاشت آن از طريق بذر در كشتهاي صنعتي چندان موفقيت آميز نبوده است، زيرا فراهم كردن شرايط مطلوب اين گياه در مزرعه، به راحتي امكان پذير نمي باشد. داراي تا 9 درصد اسانس مي‌باشد(1). از زيره به عنوان تقويت كننده جهاز هاضمه، ضد نفخ، ضد تشنج، آرام بخش و مسكن درد سياتيك و... استفاده مي‌گردد(3).

مواد و روشها

با استفاده از اطلاعات مردمي، نقشه‌هاي پوشش گياهي، گزارشهاي و اطلاعات كارشناسان ادارات منابع طبيعي، مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي، سازمان جهاد كشاورزي، سازمان مديريت و برنامه ريزي استان و مراجعه به نقاط مختلف استان، رويشگاههاي زيره سياه مشخص گرديد. در هر رويشگاه علاوه بر نمونه برداري از گياه جهت بررسي هرباريومي، مشخصات گياه و رويشگاه اعم از آب و هوا، شيب، پوشش گياهي، وضعيت خاك، ارتفاع از سطح دريا و... ثبت و محل رويشگاه برروي نقشه مشخص مي‌گرديد. با مقايسه نتايج بدست آمده در رويشگاههاي مختلف استان عوامل محيطي رويش اين گياه در طبيعت مشخص گرديد. اين مطالعه در طي سالهاي 1376 تا 1379 در استان کرمان انجام گرفت.

نتايج و بحث

نتايج حاصل از اين مطالعه نشان مي‌داد كه اين گياه در مناطق كوهستاني استان كرمان كه داراي آب و هواي معتدل و زمستانهاي نسبتاً سرد و برف گير مي‌باشند مي‌رويد. اين گياه اصولاً تحمل نور شديد و مستقيم آفتاب را نداشته و عموماً شرايط سايه آفتاب را بهتر مي‌پسندد و به همين دليل بيشتر در زير سايه گياهان ديگر و در شيبهاي نسبتاً تند و كمتر آفتاب گيرمشاهده مي‌شود. و با شروع فصل گرما به بذر نشسته و مرحله رويشي رشد خود را به پايان مي‌رساند. به طوري كه در بعضي رويشگاه‌اي اين گياه در استان كه نسبتاً گرمتر از مناطق ديگر مي‌باشند مانند ارتفاعات خبر بافت و اسفندقه شروع جمع آوري زيره از اوايل ارديبهشت ماه شروع مي‌شود، در حالي كه در مناطق سردتر مانند كوهبنان، جبال بارز و جوپار، زيره را از اواسط خرداد ماه برداشت مي‌نمايند. زيره در خاكهاي سبك شني تا شني-لومي كه داراي رطوبت كافي باشد مي‌رويد. اين گياه خاكهاي با pH اسيدي تا خنثي را بهتر مي‌پسندد. pH خاك در رويشگاههاي زيره در استان كرمان بين 5/4 تا 3/8 و دماي مطلوب آن بين 9 تا 26 درجه سانتيگراد مي‌باشد. اكثر رويشگاههاي زيره داراي بارندگي ساليانه بيش از 300 ميليمتر مي‌باشند. اين گياه بين ارتفاع 1700 تا 3500 متر از سطح دريا در استان كرمان ديده مي‌شود. در استان كرمان ساليانه بين 10 تا 25 تن زيره از حدود 100000 هكتار مناطق زيره خيز استان برداشت مي‌گردد. نقاط زيره‌خيز استان كرمان عبارتند از ارتفاعات جوپار، جوشان ، سيرچ ، كوههاي صاحب الزمان، دهبكري، بحر آسمان، جبال بارز، اسفندقه ، كوه بنان ، ارتفاعات جنوبي قريه ده نو و سنگ سي ريز زرند مشهور به كوه زيرو ، ارتفاعات حد غربي كفه نمك سير جان مشهور به كوه خواجويي، ارتفاعات خبر ، دهسرد ، قادر آباد ، منطقه كوهستاني لنگر و سه بنه را بر از توابع بافت ، كوه هزار، كوه لاله زار، كوه شاه و ساير ارتفاعات مركزي استان كرمان.
اين رويشگاهها به دليل چرا ي زياد دام و بهره برداري بي‌رويه و همچنين خشكسالي‌هاي چند سال اخير، عموماً داراي وضعيت خوبي نبوده و دچار تخريب شده اند.
بذر زيره داراي خواب بوده و براي رفع اين درماني مي‌توان از benzyl adenine استفاده نمود. بذر در سال اول جوانه مي‌زند و پس از دو برگي شدن قسمت رويشي گياه خشك مي‌شود. در سال دوم نيز گياه رشد رويشي خود را شروع نموده و در همين زمان در ريشه به تدريج آثار تشكيل غده ديده مي‌شود. گياه در سال دوم نيز به مرحله زايشي نمي رود. اما در سال سوم به بعد رشد رويش گياه به رشد زايشي منجر شده و ساقه گل دهنده را مي‌توان از سال سوم ملاحظه نمود. در اين سال غده كاملاً شكل گرفته و ساقه گل دهنده از آن منشاء مي‌گيرد.

سپاسگزاري

بدين وسيله از همكاريها و راهنماييهاي همكاران ارجمند آقايان مهندس سيروس صابر, مهندس احمد پورميرزايي و سركار خانم مهندس كاليراد در انجام اين تحقيق تشكر و قدرداني مي‌گردد.

منابع

1- اميد بيگي، رضا، 1379, رهيافتهاي توليد و فرآوري گياهان دارويي ص.
2- تاج الديني، قنبرعلي،1375، كشت و اهلي كردن زيره سياه در استان كرمان. مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي كرمان ص 34-26
3- زرگرى، على. -گياهان دارويى-، در 5 جلد، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، 1367.
4- سازمان، برنامه و بودجه، استان كرمان، 1374، مطالعات اقتصادي- اجتماعي استان كرمان ( جلد اول) ، هوا و اقليم شناسي.ص 65 -126
5- صابر آملي، سيروس، 1376، گزارش نهايي طرح جمع آوري و شناسايي گياهان دارويي استان كرمان، مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي کرمان. ص 36-39
6- مظفريان , ولي الله, گياهان خانواده چتريان, انتشارات موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.



Abstract:
Bunium percicum from APIACEAE is one of the most famous medicinal plants in Kerman province. It grows wild on mountain areas in some especial habitats and is not cultivated because of seed germination problems like dormancy. The fruits contain up to 9% essential oil. In this research, characteristics of habitats of Bunium persicum from1998 to 2001 in Kerman province were studied.
Keywords: Bunium persicum, habitats

niosha
2008/9/02, 08:51 AM
سلام پژمان جان
خوبي من نيوشا هستم
منم رشته كاردانيم گياهان دارويي بود ولي كارشناسيم توليدات گياهي هستش
خيلي خوشحالم كه شما هم در زمينه اطلاع رساني گياهان دارويي فعاليت داري.

"Pejman"
2008/9/03, 03:15 AM
معرفي گياهان دارويي مهم در منطقه شرق (هزار جريب بهشهر)
استان مازندران
مهدي(شيروان) رزاقي كمردوي1، صانعي شريعت پناهي2، حسن نظريان3
1-كارشناس ارشد پژوهشي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران
2- عضو هيأت علمي دانشگاه تهران
3- عضو هيأت علمي مركز آموزش امام خميني
ساري كيلوكتر 6 جاده قائم‌شهر. مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران. ص - پ 556/48175


خلاصه

امروزه گياهان دارويي با توجه به جايگاه ويژه‌اي كه در بهداشت و سلامت جامعه دارا مي‌باشند، همواره مورد توجه مراكز علمي و تحقيقاتي مي‌باشند. نخستين گام در راه مديريت، بهره‌برداري اصولي، مطالعه گياهان دارويي يك منطقه و شناسايي دقيق گونه‌هاي دارويي و پراكنش جغرافيايي آنها مي‌باشد. در راستاي اين پژوهش، پس از جمع‌آوري و شناسايي گياهان موجود در منطقه، تفكيك گياهان دارويي با استفاده از منابع معتبر علمي و ياري گرفتن از اطلاعات مردمي تحقق يافته و تركيبهاي موجود و موارد استفاده آنها در صنايع داروسازي و شيميايي با استفاده از منابع مشخص شده است. همچنين درصد پراكنش مهمترين گياهان دارويي موجود در منطقه با استفاده از معيارهاي تاج پوشش، انبوهي و فراواني گونه‌ها مشخص شده است. نتايج بدست آمده از اين پژوهش، تعداد 48 گونه دارويي از 19 تيره و 40 جنس شناسايي شده كه از اين تعداد گونه‌هاي دارويي 11 گونه از خانواده Labiatae، 10 گونه از خانواده Rosaceae، 8 گونه از خانواده Compositae و 2 گونه از خانواده Leguminosae، 2 گونه از خانواده papaveraceae و بقيه از خانواده‌هاي مختلف مي‌باشند. همچنين تعدادي از اين گونه‌ها داراي درصد پراكنش‌نسبتاً بالايي بودند كه مهمترين آنها‌عبارتند از:
Thymus kotschanus , Ziziphora clinopodioides , Stachys lavandulifolia , Stachys inflata , Thymus pubescens , Salvia sclarea
واژه‌هاي كليدي: گياهان دارويي، منطقه شرق، مازندران


مقدمه

استفاده صحيح و مناسب از گياهان دارويي آن‌طوري كه در كشورهاي پيشرفته معمول است در كشور ما مورد توجه قرارنگرفته است و اغلب مردم از گياهان مفيد و فراواني كه در ايران پراكندگي دارند، بي‌اطلاع‌ هستند و يا اصولاً به خواص درماني آنها واقف نيستند.
با توجه به ارزش اقتصادي گياهان دارويي و نظر به اينكه استان مازندران به‌خصوص مراتع ييلاقي شرق استان از تنوع گياهي خوبي برخوردار بوده كه عدم شناسايي و استفاده از آنها سبب گرديد تا كوشش كافي در بهره‌برداري از آنها بعمل نيآيد. بنابراين در اين مقاله با تشريح برخي از اختصاصات اين گونه گياهان، ‌از جمله تركيبهاي شيميائي، خواص درماني، موارد مصرف،‌ اندام مورد استفاده گياه،‌نام علمي گياه، نام فارسي، نام تيره و...براي داروسازان در تشخيص گياهان دارويي و استفاده از آنها راهنما باشد.

مواد و روشها

در بررسي پوشش گياهان دارويي موجود در مراتع ييلاقي شرق استان مازندران با وسعتي حدود 000/50 هكتار اقدامات زير صورت گرفت:
1- جمع‌آوري و شناسايي گياهان دارويي موجود در منطقه با كمك گرفتن از منابع معتبر علمي(جدول شماره 1).
2- بررسي مراحل فنولوژيكي گياهان دارويي منطقه و تهيه تقويم گلدهي آنها
3- تعيين پراكنش گياهان دارويي در منطقه و تهيه نقشه پوشش گياهي با سيستم GIS
4- تعيين تركيبهاي شيميايي موجود در گياهان با استفاده از منابع علمي موجود (جدول شماره 1)
5- بررسي امكان بكارگيري گياهان دارويي در درمان بيماريها و موارد استفاده آنها در صنايع داروسازي با استفاده از منابع علمي موجود

نتايج و بحث

براساس نتايج بدست آمده از اين پژوهش درحدود 48 گونه گياه دارويي از 19تيره و40 جنس شناسايي شده است كه تعداد 11 گونه (4/23 درصد) از تيره Labiatae،10 گونه (27/21 درصد) ازتيره Rosaceae،8 گونه (02/17 درصد) از تيره Compositae، 2 گونه (25/4 درصد) از تيره Leguminosae، 2 گونه (25/4 درصد) از تيره Papaveraceae و بقيه از تيره‌هاي :
Cruciferae, Convolvulaceae, Scrophulariaceae, Malvaceae, Euphorbiaceae, Borainaceae, Corylaceae Plantaginaceae, Resedaceae, Salicaceae
هستند. همچنين تعدادي از مهمترين گياهان دارويي كه در منطقه پراكنش نسبتاً بالايي داشته و به مصارف دارويي و درماني مي‌رسند عبارتند از:
Thymus kotschanus , Ziziphora clinopodioides, Stachys lavandulifolia,Stachys inflata, Thymus pubescens,Salvia sclarea, Astragalus gossypinus
در جدول شماره (1) فهرست گياهان دارويي به همراه اسامي علمي و فارسي و تركيبهاي شيميايي و خواص درماني و موارد استفاده آنها در صنايع دارويي و درمان معرفي شده است.
با توجه به اينكه استفاده از گياهان دارويي در ايران قدمت بسيار طولاني دارد. اما متأسفانه در كشور ما كوچكترين تحولي در سيستم گياه درماني سنتي كه به صورت غير بهداشتي و در عطاريها عرضه مي‌شود، رخ نداده است ]2[.
به‌طور كلي تانن‌ها و رزين‌هاي موجود در گياهان دارويي علاوه بر استفاده در درمان و معالجه بيماريها، داراي استفاده زياد در صنايع بوده و از لحاظ اقتصادي نيز از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشند.
تعدادي از مهمترين گونه‌هاي دارويي مراتع ييلاقي شرق استان عبارتند از: گل گاوزبان ايراني، مريم نخودي، كاكوتي، آويشن، بابونه، بارهنگ و زرشك كه اهميت فراواني در زمينه مصارف دارويي و محلي داشته و در صنايع داروسازي كاربرد زيادي دارند.
همچنين با توجه به توان بالاي توليد در زمينه گياهان دارويي و زمينه‌سازي صادرات اين محصولات برنامه‌ريزي در موارد ايجاد و راه‌اندازي صنايع وابسته به گياهان دارويي، كشت و كار گياهان دارويي بومي منطقه در مناطق مستعد در روستاها، خريدار گياهان دارويي جمع‌آوري شده از روستائيان و در نهايت بكارگيري جوانان روستايي در زمينه توليد گياهان دارويي توصيه مي‌گردد.

سپاسگزاري

بدين‌وسيله از كليه همكاراني كه در مراحل اجرايي طرح از هر گونه مساعدت و همكاري دريغ نورزيده‌اند صميمانه قدرداني مي‌گردد.

منابع

1-باباخانلو، ‌پرويز. مهدي ميرزا، ف. سفيدكن. و احمدي لطيفه، محمد مهدي زاده، فاطمه عسگري.1377. تحقيقات گياهان دارويي و معطر. 2 جلد. انتشارات مؤسسه تحقيات جنگلها و مراتع.
2-رزاقي، مهدي (ش). صانعي شريعت پناهي. م. و نظريان.ح،82-81. شناسايي و تعيين تيپ‌هاي گياهان مورد استفاده زنبور عسل در مراتع ييلاقي شرق استان. مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام مازندران.
3-زرگري، علي. (1371-1360). گياهان دارويي، 5 جلد، انتشارات دانشگاه تهران.
4-صمصام شريعت، هادي و فريبرز معطر. 1368. درمان با گياهان (مباني نسخه پيچي)، انتشارات روزبهان.
5-متين، ابوالقاسم. 1373. نسخه‌هاي درمان با گياهان دارويي از باغ خدا، انتشارات فلاحت ايران، 230 صفحه.
6-هانس فلوك. 1371. گياهان دارويي، ترجمه دكتر محمدرضا توكلي صابري، دكتر محمدرضا صداقت، انتشارات روزبهان، 264 صفحه.


جدول شمار (1): فهرست گياهان دارويي، تركيبهاي شيميايي، خواص درماني و - (شرق مازندران) ]شمارة منبع 1،3،4،6[
نام علمي گياه نام فارسي نام تيره تركيبهاي شيميايي خواص درماني و كاربرد اندام مورد استفاده
Achillea Biebersteinii بومادران زرد Compositae اسانس فرار، آزولن ضد التهاب و- گياه گلدار خشك شده
Teucrium polium كلپوره Labiatae اسانس فرار، تانن تحريك معده و- سرشاخه‌هاي گلدار
Introduction of important medicinal plants in East
Region ( Hezar Gerib Behshahr ) Of Mazanderan
M(sh). Razzaghy. K1 , M. Sanehy shariatpanahi2 ,H.Nazarian3
1-Research Center of Natural Resources of Mazandaran 2-Azad Islamic University, 3-Research Center of Karaj

Abstract
Nowadays,medicinal plants receive attention to research centers because of their special importance in safety of communities. The first step in the management is recognition of plants species in the area. In collecting of plants in the East Mazandaran some medicinal and industerial plants observed. In this study 48 species from 19 Family and 40 Genus recognized. 11 species are from Labiatae, 10 species from Rosaceae, 8 species from Compositae, 2 species from Leguminosae, 2 species from Papaveraceae, and the rest of them are from different families. The most important species in aspect of dispersion are as follows: ‏Thymus kotschyanus, Salvia sclarea, Stachys inflata, Ziziphora clinopodioides, Thymus pubescens, Stachys lavandulifolia.
Keywords: medicinal plants, aromatic, rangelands

"Pejman"
2008/9/03, 03:18 AM
بررسي جوامع دارويي بنه ( Pistacia mutica - Pistacia khinjuk )
در خراسان
مصطفي رمضاني1 و محمد فتاحي 2
1- عضو هيأت علمي مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خراسان
2- عضو هيأت علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع
مشهد - ص - پ 1148 - 91735
Email : mramazani2004 @Yahoo,com


خلاصه

به منظور بررسي جوامع گياه دارويي بنه در استان خراسان ، ابتدا مناطق پراكنش گونه‌ها با استفاده از نقشه‌هاي توپوگرافي و پيمايش‌هاي صحرايي بر روي نقشه‌هاي در مقياس 50000/1 به تفكيك نوع گونه مشخص گرديد. در نتايج حاصل از بررسي جوامع بنه در خراسان شامل دو گونه P. mutica P.khinjuk مي باشند که معمولا به‌صورت خالص و يا ترکيب با گونه‌ها يي همچون Amygdalus scoparia , Zygophilum atriplicoides پراکنش دارند. بر اساس بررسيهاي انجام شده اقليم ، درجه حرارت و بارندگي در استقرار گونه‌هاي بنه در خراسان از عوامل مؤثر مي باشند. ميزان بارندگي در مناطق پراكنش پسته‌هاي وحشي نيز بسته به نوع گونه متفاوت بوده و حداقل 50 ميليمتر، ولي بيشترين سطح پراكنش بنه در محدوده 200-150 ميليمتر مي باشد. از نظر بررسي خاك نتايج حاصل از تحليل نمونه‌هاي خاك تهيه شده بيانگر برخورداري اغلب رويشگاهها از خاك با بافت سيلتي لومي براي بنه است.
واژه‌هاي كليدي: گياهان دارويي ، بنه ، خراسان


مقدمه

استان خراسان با مساحت حدود 33 ميليون هكتار در شمال شرق ايران قرار دارد و براساس تقسيم بندي استان بر مبناي حوضه‌هاي آبخيز، شامل شش حوضه آبخيز مي‌باشد. هرچند در شرايط حاضر به‌دليل شدت تخريب رويشگاههاي بنه در سالهاي گذشته درحد قابل ملاحظه‌اي از تراكم اين گونه‌ها كاسته شده است، ولي اهميت جوامع بنه از جنبه هاي دارويي وزيست محيطي وبرخورداري سطح وسيعي از عرصه‌هاي طبيعي استان از توان لازم براي اين درختان از جمله موارد مورد توجه براي تهيه و اجراي اين بررسي بوده است. بر اساس بررسيهاي انجام شده بهترين رويشگاههاي بنه از نوع گونه P.mutica و يا تركيب P.mutica & P.khinjuk در حوضه شرق استان قرار دارد. رويشگاههاي بنه در اين حوضه به علت مجاورت با مرز افغانستان و ناامني و صعب العبور بودن آنها به‌طور كامل نابود نشده‌اند و در برخي مناطق از جمله نهبندان رويشگاههاي مناسبي از بنه به‌ويژه درختان دير زيست آن پراكنش دارد. حد متوسط پراكنش بنه در اين حوضه معمولاً از 1500 متر شروع وتا حدود 2700 متر مي‌باشد. حوضه آبخيز كوير مركزي نسبت به ساير حوضه‌هاي ديگر استان داراي كمترين پراكنش از گونه‌هاي بنه مي‌باشد و به جز چند نقطه اين حوضه در ساير قسمتهاي آن از اين حوضه در ساير قسمتهاي آن پراكنش بنه را نداريم. در حوضه‌هاي آبخيز كوير لوت ، كوير نمك و اترك نيز كم و بيش پراكنش گونه‌هاي بنه وجود دارد. با توجه به سطح پراکنش وسيع بنه در استان خراسان اين استان را مي توان از خاستگاههاي اصلي بنه در ايران دانست هر چند امکان بهره برداري از آن ميسر نيست.
مواد و روشها

روش انتخابي براي بررسي استفاده از روشphysiognomy مي‌باشد. دراين روش ابزار اصلي نقشه‌هاي توپوگرافي در مقياس 50000/1و 250000/1 مي‌باشد و مواردي همچون شناسايي گونه و محدوده پراكنش گونه‌هاي بنه برروي نقشه‌ها انجام گرديده است. بررسي نقشه‌هاي پايه از جمله، ،ارزيابي منابع وقابليت اراضي واقليم ، خطوط همباران ، خطوط همدما ، تبخيردر استان و به ويژه در مناطق پراكنش بنه به منظور بررسي ارتباط اين عوامل با جوامع بنه در استان خراسان پس از رقومي كردن آنها انجام شده است.

نتايج و بحث

نتايج حاصل از بررسي نشان مي‌دهد كه دامنه پراكنش بنه در خراسان بسيار گسترده بوده وبه‌نظر مي‌رسد كه سطح قابل ملاحظه‌اي را در گذشته در بر داشته ودامنه پراکنش آن از مناطق کوهستاني نواحي مرکزي استان تا ارتفاعات رباط پشت بام در غرب طبس و ارتفاعات حد فاصل مسير نهبندان به بندان در جاده نهبندان به زابل در جنوب خراسان ادامه داشته است. در اين بررسي به منظور آشنايي با موقعيت وچگونگي پراكنش گونه هاي بنه درخراسان از نقشه‌هاي توپوگرافي 50000/1 استفاده گرديد. زير بناي اين بررسي بر اساس روش فيزيونومي و حضور در كليه مناطق پراكنش گونه هاي بنه تا حد امكان در مناطق مركزي و جنوبي استان خراسان که شامل حوضه‌هاي آبخيز كوير مركزي، كوير نمك، كوير لوت و حوضه شرق ايران (نمكزار خواف) مي‌باشد. در اين مناطق گونه هاي بنه بيشتر در سر دشتها به‌صورت تك پايه‌هاي دير زيست و در ارتفاعات به‌صورت توده هاي تنک و پراكنده به‌ويژه در مسير آبراهه‌ها پراكنش دارند. اين مناطق به‌طور عمده به علت اثرات ناشي از تخريب واز بين رفتن پوشش گياهي آنها فاقد خاك سطحي بوده واغلب متشكل از مناطق سنگلاخي وسنگي مي‌باشد كه تنها درختان بنه با زير اشكوب ضعيف از گونه هاي مناطق بياباني استقرار يافته اند. به نظر مي‌رسد كه سرسختي و مقاومت فوق العاده درختان بنه در اين مناطق از جمله عوامل بقا واستمرار حياتي درختان بنه در شرايط سخت در اين مناطق است. پوشش درختي اغلب اين مناطق را P.mutica تشكيل مي‌دهند. اگر چه در برخي مناطق از جمله ارتفاعات مسير طبس به رباط پشت بادام و ارتفاعات كوير عمراني، ارتفاعات چمن آباد خواف و برخي نقاط ديگر تركيبي از گونه فوق با P.khinjuk تيپ درختي اين مناطق را بوجود آورده اند. به نظر مي‌رسد كه در ديگر نقاط نيز شدت تخريب درختان P.khinjuk بيش از گونه ديگر بوده است و اين مسأله منجر به انهدام P. khinjuk و ايجاد رويشگاه خالص P. mutica شده است. در برخي نقاط جنوبي تر استان به تراكم و ديرزيستي درختان پسته وحشي افزوده شده و در نهايت در ارتفاعات مشرف به نهبندان مي‌توان رويشگاههاي مناسبي از پسته‌هاي وحشي را متشكل از درختان دير زيست بنه شاهد بود. دراغلب رويشگاههاي بنه در جنوب خراسان گونه‌هاي مختلفي از بادام وحشي از جمله Amygdalus scoparia همراه با درختان بنه در كوهستانها استقرار يافته اند اين مسأله به‌ويژه در مناطق كوهستاني متشكل از ماسه سنگ و شيل چشمگير تر است. انتهايي ترين حد دامنه پراكنش پسته‌هاي وحشي را مي‌توان پسته‌هاي وحشي مسير نهبندان به زاهدان در منطقه ارتفاعات سه فرسخ و همچنين در مسير جاده نهبندان به زابل تا منطقه بندان دانست كه درختان پسته در روي لايه‌هاي متشكل از شيل استقرار يافته اند، اگر چه درختان بنه اين منطقه ضعيف تر و از رشد كمتري نسبت ساير مناطق برخوردارند.
منابع

1- نقشه هاي توپوگرافي در مقياس 50000/1 و
250000/ 1سازمان جغرافيايي


The Study of medicinal community of Wild Pistachio in Khorasan
M.ramazani
(Member of Scientific Board of Agricultural and natural
rescores Research center of Khorasan)

M.fattahi
(Member of Scientific Board of forests and ranges Research institute)
Email : mramazani2004 @Yahoo,com

Abstract
In order to study distribution area and factors affecting on Pistachio distribution in Khorasan. at first topographical maps and field checks were used to determine different species individually on maps scaled 1:50000 In order to study Provenance Distribution area for Pistachio including P.mutica and P. khinjuk ,that are associated with species such as Amygdalus scoparia , and Zygophylum atripelycoides. Results showed that climate , temperature and Precipitation are factors affected on wild Pistachio establishment in Khorasan. Minimum of precipitation was 50 mm for Pistacia mutica but Wild Pistachios are mostly distributed in 150-200 mm. Soil samples were analyzed and results showed that soil texture for all Pistachio species was silt loam.
Key word: Medicinal plants , Wild Pistachio, Khorasan

"Pejman"
2008/9/03, 03:20 AM
بررسي اکولوژي و نحوه ازدياد گياه داروئي و اسانس دار
ارس Juniperus excelsa ) (در خراسان
مصطفي رمضاني
عضو هيئت علمي مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خراسان
آدرس : مشهد ، ص . پ .1148 - 91735
Email-mramazani2004@yahoo.com (Email-mramazani2004@yahoo.com)

چکيده

ارس از مهمترين درختان هميشه سبز اسانس دار و داروئي بومي در ايران مي باشد که تا کنون صرفا بيشتر به جنبه‌هاي زيست محيطي و اقتصادي آن توجه شده است . اين گياه داراي دامنه پراكنش و سازگاري قابل توجه در مناطق كوهستاني و برخوردار از اقليم هاي خشك و نيمه خشك مي باشد . با استفاده از تکثير در مناطق خارج از رويشگاههاي طبيعي همچون فضاي سبز درون شهري و برون شهري و مناطق ديگر مي توان از استفاده هاي داروئي و صنعتي آن بهره برداري نمود . درختان ارس بخاطر برخورداري از خصوصيات ويژه همچون ديرزيستي بالا، مقاومت به سرما و زمستانهاي خيلي سرد، مقاومت به خشكي ، تشعشع و آفات وبيماريها قادرند در شرايط سخت مناطق كوهستاني و ارتفاعات بخوبي استقرار يابند. برگها و ميوه در درختان ارس بخاطر برخورداري از ماده essential oil از اهميت بالائي برخوردارند و مي توانند از جنبه هاي توليد فراورده هاي داروئي در ايران مورد توجه جدي باشند .

مقدمه

گونه juniperus excelsa داراي دو زير گونه juniperus excelsa subsp. excelsa و juniperus excelsa subsp. Polycarpus مي باشد . زير گونه juniperus excelsa subsp. Polycarpus در ايران پراکنش دارد . درختان ارس بدليل پراكندگي گسترده در سطح وسيعي از جهان از جنبه هاي مختلف بسيار مورد توجه مي باشند . اين درختان در ابتدا كند رشد و توده هاي جنگلي آن داراي درختان خيلي مسن و با زادآوري كم مي باشد. اين گياه مقاوم بخشكي و بوسيله كوتيكول ضخيم و استثنائي برگها ازازدست دادن آب جلوگيري ميكند . درختان ارس علاوه بر برخورداري از اسانس قابل توجه از نظر داروئي نيز مي توانند از اهميت زيادي بر خوردار مي باشند که متاسفانه تا کنون در کشور ما به آن کمتر توجه شده است . علاوه بر اين قابليت بالاي چوب ارس در صنايع بخاطر دوام زياد و مقاومت فوق العاده آن به آفات و قارچها و برخورداري ميوه و برگ از اسانس و روغن قابل توجه همراه با ترکيبات متعدد ديگر در اين گياه از موارد مورد توجه مي باشند .

مواد و روشها

ابتدا مناطق پراکنش ارس به کمک نقشه هاي توپوگراني در مقياس 50000/1 مطالعه شده و عوامل اقليمي و خاکيمورد بررسي قرار مي گيرند . با در نظر گرفتن تغييرات رويشي و زايشي در درختان ارس در موعد مقرر اقدام به جمع آوري ميوه به منظور تهيه بذر مناسب جهت تکثير جنسي و قلمه به منظور تکثير غير جنسي ميگردد.
نتايج و بحث

مناطق وسيعي از ايران در شمال ، جنوب ، شرق ، غرب و حتي نواحي مركزي نزديك به كوير ايران از رويشگاههاي طبيعي ارس مي باشند. بر اساس بررسي انجام شده شمال خراسان ( ارتفاعات آلاداغ ، كپت داغ ،- ) شمال شرق ( ارتفاعات هزار مسجد تا منتهي اليه آنها در نرديكي سرخس ، ارتفاعات تربت جام ،- ) مناطق شمال غرب ( ارتفاعات سبزوار ) و مناطق مركزي تا ارتفاعات شرق تربت حيدريه از مهمترين مناطق پراكنش ارس در خراسان مي باشند . در اين مناطق درختان ارس از ارتفاع 1000 متر تا حدود 3000 متر استقرار يافته اند. نتايج حاصله نشان ميدهد بخاطر برخورداري اغلب مناطق از درختان ارس با ديرزيستي بالا ، درختان ارس در اين مناطق قادرند پس از استقرار صدها سال زنده بمانند ، علاوه بر اين ، اين درختان با توجه به شرايط اقليمي مناطق پراکنش آنها با مقاومت به سرما و زمستانهاي خيلي سرد ، مقاومت به خشكي و تشعشع، قادرند در شرايط سخت مناطق كوهستاني و ارتفاعات را بخوبي تحمل نمايند ، بعلت دو پايه بودن درختان ارس و تنوع بين گونه اي آن در سطح منطقه كوليتوارهاي مختلفي از آنها بوجود آمده است . بخاطر برخورداري از رزين قابل توجه در برگها و ميوه آن مي توان در صنايع مختلف استفاده نمود . چوب و برگها داراي ازنتيال (essential oil ) قابل استفاده در صنايع آرايشي ، تهيه صابون و عطرسازي و گاهي اوقات در پزشكي مي باشد . در ارتباط با ازدياد اين گياه بايستي توجه داشت که در زمان تشکيل و ظاهر شدن ميوه ها يعني بلافاصله پس از گرده افشاني و لقاح توده گوشتي حاصله قابل رويت مي باشد . از اين زمان به بعد درختان داراي دو نوع ميوه مي باشند که بايستي به آن توجه نمود . ميوه ها در ابتدا صورتي مايل به ارغواني ، پس از مدتي سبز و سبز مايل به خاکستري و با شروع سرما در محل رويشگاه برنگ مسي و سپس قهوه اي و نهايتا در مرحله رسيدن کامل قهوه اي تيره و سياه مايل به بنفش مي گردند از زمان تشکيل تا رسيدن و جمع آوري بذور ارس معمولا طي 18 ماه مي باشدکه در مدتي از اين زمان درختان ارس داراي هر دو نوع ميوه مي باشند و بايستي به آن توجه داشت . اگر ميوه هاي سال قبل در اين مدت ريزش نکنند (بدليل آلودگي ، پوکي ،...) از آبان ميوه ها قابل برداشت خواهند بود . در زمان رسيدن کامل، ميوه ها داراي گوشت نرم بوده و براحتي له و بذور آنها جدا ميگردد . در تکثير جنسي ارس ابتدا به منظور تهيه بذر لازم در زمان مناسب اقدام به جمع آوري نمود بذور رسيده و بالغ ارس را ميتوان بسته به اقليم منطقه از اوايل آبان جمع آوري نمود . جداسازي بذور از ميوه ها از مراحل ضروري تهيه بذر محسوب ميگردد و براي اينکار بايستي ضمن له کردن کامل ميوه ها خاصيت چسبندگي ناشي از رزين را ازبين برد ونهايتا با بوجاري بذور و تفکيک بذور سا لم از پوک بذر مناسب جهت کاشت بدست مي آيد . تيماردهي سرما، کاشت در خزانه مراحل بعدي مي باشند . به منظور تکثير غيرجنسي از قلمه هاي ارس استفاده مي گردد . در اين روش عواملي همچون تاريخ جمع آوري ، سن پايه مادري ، محل تهيه قلمه ها در تاج درخت و تيمار دهي با IBA قبل از کاشت در محيط کشت مناسب بايستي مد نظر قرار گيرد .

منابع

Factors Affecting vegetative propagation of Juniperus excelsa Bieb by stem cutting . 2002 . N.Rifaki, A.Economou, S.Hatzilaza.Propagation of ornamental plant Journal.



Study of ecology and propagation Method of medicinal and Aromatic plant juniper
( Juniperus excelsa )in khorasan
M.Ramazani
Member of Scientific Board of Agricultural and natural rescores Research center of Khorasan
Email-mramazani2004@yahoo.com

Abstract
Juniper trees are from more important aromatic and officinal evergreen trees in Iran . These trees have large distributed and adaptation in mountain area with arid and semi-arid climate. We can Used of propagation methods for economically and medicinally in outers areas . Juniper trees have special characteristics and they can tolerate up draught , radiation ,cold and hard winters in mountain regions . Juniper trees are deciduous and There are variation species in the between trees in Natural habitats .These trees have essential oils and they are very important for medicinal productions.
Key words : Juniper , Medicinal, aromatic , Khorasan

"Pejman"
2008/9/03, 03:22 AM
بررسي برخي خصوصيات اكولوژيكي گونه دارويي
بيد مِشك) (Salix aegyptiacaدر مازندران
سيد احسان ساداتي
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران
ساري - كيلومتر 6جاده قائم شهر - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران ص پ- 556 / 48175


خلاصه

بيد ِمشك ) (Salix aegyptiaca از خانواده بيديان و بومي ايران است. برخلاف وجه تسميه و نامي كه بر اين گونه نهاده شده بومي مصر نيست. درختي است به بلندي 8 متر، دو پايه وداراي شاتونهاي معطر مي‌باشد (شكل شمارة او3). واريته‌اي كه بيشتر از آن عرق بيد مشك تهيه مي‌كنند L.var.longifrons Bornm Salix aegyptiaca مي‌باشد (2). بيشتر در مناطق نيمه خشك ونيمه مرطوب واستپي البرز وزاگرس و در اراك، همدان، آذربايجان شرقي، غربي و فارس كشت مي‌شود (شكل شمارة 2). مطالعات از حوضه‌هاي آبخيز مازندران و حواشي رودخانه‌ها نشان مي‌دهد كه اين گونه در نواحي مرطوب حاشيه باغها به‌خوبي رشد مي‌كند و معمولاً به بلـندي 9-8 متر مي‌رسد. مصارف آن به طورعمده در تهيه عرق بيد مشك، گل بيد مشك، در زنبورداري (توليد عسل) استفاده از چوب آن در صنايع چوب وكاغذ مي‌باشد.پوست بيد داراي مواد ساليسين(Salicine) مي‌باشد و گلهاي بيد مشك داراي اسانسي است كه عرق حاصل از آن در درمان بيماري قند خون، تسكين اعصاب و به‌عنوان ضد تشنج بسيار مفيد است. با توجه به خواص دارويي و سريع الرشد بودن اين گونه از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد.
واژه‌هاي كليدي: Salix aegyptiaca ، اكولوژيكي، دارويي


مقدمه

تيره بيديان) salicacea (شامل جنس بيد و صنوبر مي‌باشد. بيد‌هايي كه تا به حال در ايران مورد شناسايي قرار گرفته‌اند حدود 14گونه مي‌با شند(3). از ميان اين خانـواده، گونه بيـد مشك ) (S. aegyptiacaجايگاه خاصي دارد. در كتب طب سنتي آنرا با نامهاي ((گربه بيد)) و ((بهرامج )) و ((شاه بيد)) و ((بيد طبري)) و ((خلاف بان)) و ((وشع)) نام برده‌اند(1).بيد مشك بومي ايران است و در جنگلهاي جلگه‌اي شمال از شرق گرگان تا ارسباران و همچنين در نواحي استپي ونيمه خشك يافت مي‌شود(1) به لحاظ دارويي ماده عامل بيد ساليسين است كه به خصوص در پوست آن وجود دارد(2) در پوست درختان بيد، موم، صمغ، اكسالات، آهك و تانن نيز وجود دارد(4). از ويژگيهاي با رز اين گونه بومي بودن، مصارف صنعتي و دارويي بالا ( تهيه عرق بيد مشك) مي‌باشد.هدف از اين پژوهش معرفي بيد مشك به‌عنوان گونه دارويي مفيد و تعيين برخي خواص اكولوژيكي آن مي‌باشد. شناسايي و بررسي خواص دارويي گونه‌هاي مختلف بيد كه در توليد انواع داروها مانند آسپيرين، پماد ساليسيلات (با استفاده از پوست بيد) گامي در جهت شكوفايي صنايع دارويي و توسعه پايدار گياهان دارويي كشور مي‌باشد.


مواد و روشها

در بدو امر بررسي منا بع و مطالعات كتابخانه‌اي انجام شد. با استفاده از نقشه‌هاي 1:25000 كليه حوضه آبخيز مازندران مورد بررسي قرار گرفته و پس از شناسايي رودخانه‌هاي استان و مطالعات ميداني در حواشي اين رودخانه‌ها و اطراف آبراهه‌ها و بركه‌ها بيد مشك‌هاي موجود مورد ارزيابي قرار گرفته‌اند. جهت شناسايي خصوصيات ظاهري گونه مورد نظر جمع‌آوري نمونه‌هايي از اندام‌هاي مختلف گياه (گل، شاخه، برگ و پوست) با ثبت موقعيت‌هاي ارتفاع از سطح دريا وشيب و ساير عوامل ادافيكي نيز صورت گرفته است. علاوه بر موارد فوق، تهيه عكس و اسلايد از بخشهاي مختلف و اندازه‌گيري قطر و ارتفاع پايه‌هاي مختلف بيد مشك نيز به‌دقت انجام پذيرفت. خاطر نشان مي‌گردد با توجه به اينكه گونه‌هاي مختلف بيد از نظر فنولوژي در زمره گونه‌هاي پيش بهاره محسوب مي‌گردند، بنابراين شروع مراحل تحقيق به لحاظ زماني پيش از جوانه زدن و شكوفايي شاتونها بوده است.

نتايج و بحث

بر اساس نتايج بدست آمده بيد مشك در حواشي آبراهه‌ها و باغهاي به ويژه در خاكهاي مرطوب با بافت متوسط تا سنگين در نواحي جنگلي شمال از جلگه تا ارتفاعات پراكنش دارد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه در مناطق مورد بررسي بيد مشك در اوايل دي ماه شروع به جوانه زني مي‌كند و دراواسط آن، شاتونهاي سفيد و طلايي رنگ آن شكوفا مي‌گردد. تحليل داده‌ها مشخص مي‌كند كه حداكثر قطر ملاحظه شده دراين تحقيق حدود 21 سانتيمتر و متوسط ارتفاع اين درخت 5/8 متر مي‌باشد. جهت تكثير و ازدياد بيد مشك از بذر وقلمه استفاده مي‌شود كه شيوه متداول آن استفاده از قلمه مي‌باشد.
مصارف عمده از اين گونه در تهيه عرق بيد مشك، گل بيد مشك، زنبورداري (استفاده از شهد و گرده در تهيه عسل) و استفاده از چوب آن در صنايع چوب وكاغذ مي‌باشد. در توليد عرق بيد مشك بايستي دقت شود در بهار قبل از باران جمع‌آوري گل آذين صورت گيرد. هرس نيز هرساله انجام گيرد تا شاخه‌هاي نورسته، شاتون‌هاي معطر توليد كند (هر شاتون به‌طور متوسط حدود 2بطري يعني 5/1ليتر عرق بيد مشك توليد مي‌كند).نكته قابل ذكر اينكه عرق بيد مشك مصارف متعددي دارد كه به‌طور اجمال مي‌توان به تهيه انواع شربتها، غذاها و فالوده نام برد. تقويت قلب، اعصاب، كاهش قند خون، رفع درد، خستگي و ناراحتيهاي مغزي از جمله فوايد در ماني آن محسوب مي‌گردد.

سپاسگزاري

از زحمات رياست محترم مركز تحقيقات، بخش منابع طبيعي و كليه همكاران مركز و ايستگاه تحقيقات چمستان كه در تهيه اين مقاله مرا ياري نموده‌اند كمال تشكر رادارم.

منابع

1- ثابتي، حبيب الله 1355، جنگلها، درختان و درختچه‌هاي ايران، سازمان تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي
2- مير حيدر، حسي1372، معارف گياهي، جلد چهارم
3- مظفريان، ولي الله 1375، فرهنگ نامهاي گياهان ايران
4-Andrew Chevallier, 1996,The Encyclopedia of Medicinal Plants


A Study on some of Ecological properties Medicinal Species of Salix aegyptiaca in Mazandaran
Seyed Ehsan Sadati
Scientific Board Member,Mazandaran Agricultural and Natural Resources Research Center
P.O.Box 48175 -556 ,Email : sadati10@yahoo.com

Abstract
Salix aegyptiaca belong to salicaceae family and Native Region this species is in Iran natively. Egyptian Willow A deciduous tree growing to 8 m. with aromatic catkins.Salix aegyptiaca L. var. longifrons Bornm is often producted Egyptian Willow juice. This species is planted mostly on Mid dry zone , Mid Moist land , Alborz, Zagros, steppe. study on Mazandaran Watershed and side river is showd. This species is occurred in Marginal damp areas of garden and river banks. productions of includes, willow juice, willow flower,honey. Furthermore, its wood is used for paper pulp production.The willow bark has Salicine and also Egyptian catkins have essance. It may also be used to ease pain and remedy for Blood sugar.
Key Words: Salix aegyptiaca, Medicinal plant, Ecology properties

"Pejman"
2008/9/03, 03:24 AM
صفات گياه‌شناختي گياه دارويي قره قاط (واكسينيوم ايراني)
شهرام صداقت حور1، عبدالكريم كاشي2، عليرضا طلايي2، شهريار سعيدي مهرورز3 و احمد خليقي2
1- دكتري علوم باغباني واحد علوم و تحقيقات تهران و عضو هيات علمي واحد رشت، 2- اساتيد گروه باغباني دانشگاه تهران، 3- استاديار دانشگاه گيلان - رشت- پل تالشان- دانشگاه آزاد اسلامي رشت- دانشكده كشاورزي- گروه باغباني


خلاصه

به منظور رفع ابهام موجود در مورد ميوه موسوم به قره‌قاط, دو گياه جنگلي مورد ترديد از نظر گياه شناختي مورد بررسي قرار گرفت و در نهايت مشخص گرديد كه قره‌قاط در اصل همان Vaccinium arctostaphylos L. است كه گهگاه به‌طور سهوي آن را متعلق به جنس Ribes مي‌دانند. علاوه بر رفع ترديد از اسم علمي قره قاط، نسبت به بررسي صفات ظاهري و مطالعه تشريحي بافتهاي ساقه و برگ قره‌قاط اقدام گرديد. براي بررسي آناتومي بافتهاي ساقه و برگ، اسلايدهاي ميكروسكپي تهيه شد. همچنين با استفاده از ميكروسكوپ الكتروني نگاره‌ ميكروگرافهايي ‌از برجستگيها و فرورفتگيهاي روي بذر قره‌قاط تهيه گرديد. اين گياه به‌صورت درختچه يا بوته خشبي حداكثر تا ارتفاع 5/2 متر رشد مي‌كند. در برش عرضي ساقه, كوتيكول, اپيدرم, كلانشيم, پارانشيم حفره‌اي, دسته‌هاي آوندي و پارانشيم مغزي قابل رويت بودند. ميكروگرافهاي بدست آمده از بذرها قره‌قاط نشان داد كه اين بذرها به شكل تخم‌مرغي يا بيضوي بوده و سطح پوسته اين بذرها مشبك است.
واژه‌هاي كليدي: قره‌قاط، گياه‌شناختي


مقدمه

در اولين نگاه به كلمه قره قاط، تصور آذري بودن آن در ذهن انسان نقش مي‌بندد، ولي اين ريزميوه در مناطق آذري‌نشين ايران به قره‌گيله و در گيلان به سياگيله معروف است. متأسفانه گياه‌شناسان ايراني، در معرفي اين گياه اتفاق نظر ندارند. ثابتي(2) قره‌قاط را از جنس Ribes و تيرهGrossulariaceae معرفي كرده، درحالي‌كه مظفريان (8) اين گياه را در جنس Vaccinium و تيره Ericaceae قرار مي‌دهد. فلور ايران(شماره23) قره‌قاط را از تيره Grossulariaceae و جنس Ribes مي‌داند(1). برگهاي قره قاط را نيروبخش، مدر و ضدعفوني كننده مي‌دانند(6). علاوه بر اين قره‌قاط را در رفع ناراحتي‌هاي مخاطي مثانه و مجاري ادرار مفيد معرفي كرد‌ه‌اند(7).

مواد و روشها

براي دستيابي به نام صحيح قره قاط به بررسي گياهان مورد ترديد اقدام گرديد. از آنجا كه بيشترين اختلاف نظر در اطلاق نام قره‌قاط به دو جنس Ribes و Vaccinium مربوط مي‌شد، بنابراين بعد از جمع‌آوري نمونه Vaccinium از ارتفاعات تالش و اسالم‌(استان گيلان) و Ribes از كوههاي رودبار و تهيه نمونه هرباريومي، ابتدا از طريق صفات ظاهري و منابع علمي و بعد با مطابقت دادن نمونه تهيه شده با نمونه تيپيك موجود در موسسه جنگلها و مراتع تهران نام علمي صحيح گياه قره‌قاط مشخص گرديد. نمونه‌هاي هرباريومي تهيه شده در هرباريوم دانشگاه آزاد رشت نگهداري مي‌شود. علاوه‌برآن ‌نسبت به بررسي صفات ظاهري و مطالعه تشريحي بافتهاي ساقه و برگ قره‌قاط اقدام گرديد. به منظور بررسي آناتومي بافتهاي ساقه و برگ فقط‌از گياه قره‌قاط اسلايدهاي ميكروسكپي تهيه شد. در اين آزمايش ميكروگرافهايي بااستفاده از ميكروسكوپ الكتروني نگاره از سطح بذر قره‌قاط تهيه گرديد(3).


نتايج و بحث

چهار گونه از جنس Ribes در ايران رشد مي‌كنند(1) كه نمونه جمع‌آوري شده از رودبار به گونه Ribes biebersteinii تعلق دارد. ولي نمونه برگرفته از منطقه تالش از جنسVaccinium بود كه به‌طور عمده در ارتفاعات استان گيلان ازجمله كوههاي تالش، اسالم و فومن، ارتفاعات كلاردشت و خانقاه اردبيل مي‌رويد. بعد از مطالعه مشخص گرديد كه قره‌‌قاط، سياگيله، سياه‌دار و قره‌گيله اسم محلي تنها گونه موجود از جنس واكسينيوم در ايران‌ يعني Vaccinium arctostaphylos مي‌باشد (شكل شمارة 1). رويشگاههاي طبيعي قره‌قاط (ارتفاعات1900-1100متري) در اقليم معتدل جنگلي سرد قرار مي‌گيرند(5). قره‌قاط در راشستانها به‌صورت درختچه حداكثر تا ارتفاع 5/2 متر رشد مي‌كند. شاخه‌هاي آن نازك، بدون‌خار و به رنگ سبز تا قهوه‌اي ظاهر مي‌شوند. برگهاي متناوب آن، به شكل بيضي، به‌طول حداكثر10 سانتيمتر، نوك تيز، با كناره‌هاي صاف و دمبرگهاي كوتاه مي‌باشند. گلهاي نرماده اين گياه در خوشه‌هاي صورتي تا سفيدرنگ، تا اواسط خرداد ماه باز مي‌شو‌ند. گلبرگهاي پيوسته روي گل‌آذين خوشه‌اي آويزان ظاهر مي‌شود. ريشه‌هاي سطحي قره قاط در سطح‌ زمين به همراه ريشه‌هاي ريزوم مانند آن در عمق خاك از مشخصات اين گياه است. ميوه‌هاي اين گياه كه به قره‌قاط معروف است سته‌اي پربذر بوده و روي شاخه‌هاي جوان و به‌صورت جانبي يا انتهايي توليد مي‌شوند. تعداد بذر موجود در هر سته قره‌قاط به‌طور متوسط 45 عدد است كه حداكثر 9/5 درصد وزن ميوه را در بر مي‌گيرد. قهرمان(1373) بر وجود فقط يك گونه از جنس واكسينيوم در ايران تاكيد دارد(4). نيك‌آور(1380) نيز قره‌قاط را همان Vaccinium arctostaphylos معرفي كرده است(8).در برش عرضي ساقه, از خارج به داخل كوتيكول، اپيدرم, كورتكس (متشكل از بافتهاي كلانشيم و پارانشيم حفره‌اي), دسته‌هاي آوندي و در نهايت پارانشيم مغزي به وضوح قابل رويت هستند. در مقطع رگبرگ اصلي قره‌قاط (شكل شمارة 2)، بافتهاي كلانشيم، پارانشيم، فيبر، فلوئم و گزيلم ديده مي‌شوند. در پهنك برگ بخش مزوفيلي مشتمل بر پارانشيم نردباني و حفره‌اي و دسته‌هاي آوندي قابل مشاهده است. در سطح اپيدرم تحتاني برگ روزنه‌ها به‌وضوح ديده مي‌شوند. با بررسي ميكروگرافهاي الكتروني تهيه شده از بذرها مشخص شد كه اين بذرها به دوشكل عمده تخم مرغي و بيضي شكل قابل مشاهده است و در سطح پوسته مشبك اين بذر، سلولهايي با ديواره مشخص قابل رويت مي‌باشد.

شكل شمارة 1- بوته قره قاط در زمان گلدهي(منطقه خانقاه اردبيل)

شكل شمارة 2- مقطع عرضي تهيه شده از رگبرگ اصلي (40-
منابع

1- اسدي, م.1376. فلورايران، شماره23. انگور فرنگي. جهاد سازندگي.
2-ثابتي, ح.1373. جنگلها، درختان ‌و درختچه‌هاي ايران. دانشگاه‌يزد.
3- شريعت زاده، س. م. ع. و ا. مجد. 1379. ميكروسكوپ الكتروني و هيستوتكنيك در ميكروسكوپي الكتروني و نوري. انتشارات آييز.
4- قهرمان، ا.1373. كورموفيتهاي ايران. جلد سوم. مركز نشر دانشگاهي.
5- گنجي، م.ح .1380. آب و هواي گيلان. از كتاب گيلان. گردآوري ابراهيم اصلاح عرباني. جلد اول. انتشارات گروه پژوهشگران ايران.
6- عماد، مهدي.1377. شناسايي گياهان دارويي وصنعتي جنگلي ومرتعي و موارد مصرف آنها. جلد1. موسسه پژوهشي كاريز.
7- ميرحيدر.ح.1373. معارف گياهي (كاربرد گياهان در پيشگيري ودرمان بيماريها). جلد چهارم. دفتر نشرفرهنگ اسلامي.
8- نيك آور، ب.1380. بررسي فارماكوگنوزي و اثرات بيولوژيك گياه قره قاط.رساله دكتري تخصصي دانشكده داروسازي دانشگاه تهران.



The Study of Botanical Characteristics of Qare-Qat
(Iranian Vaccinium)
1Sedaghathoor.Sh,2Kashi.A.K,2Talaei.A.R,3Saeidi-Mehrvarz. Sh and 2Khalighi.A.
1Department of Horticultural Science, Azad University of Rasht (PhD of Horticulture in science and research unit of AU of Tehran,)2Department of Horticulture, Tehran University,3Department of Biology, Guilan University

Abstract
To remove of doubt about fruit named Qare-Qat, two forest small fruits have been studied and finally it is marked that Qare-Qat is the same Vaccinium arctostaphylos L., which is erroneously said to another wild berry in Ribes genus. Additionally, Morphology and anatomy of leaf and stem of Qare-Qat studied. Anatomy of leaf and stem of this plant studied using light microscope. Electron micrographs of Qare-Qat seeds obtained by scanning electron microscope(SEM). The plant grows at shrub or woody bush form up to 2.5 meters high in Fagus forests and the stems are mostly thin, without thorn and green to brown colors. In the cross-section of stem can be seen cuticle, epidermis, collenchyma, spongy parenchyma, vascular bundle and pith. Electron micrographs showed that Qare-Qat seeds are ovate or elliptical in shape and seed coat is reticular.
Key Words: Qare-Qat, Botanical traits, Vaccinium arctostaphylos L., medicinal plants

"Pejman"
2008/9/03, 03:26 AM
مطالعه ميكرومورفولوژيكي تعدادي از گياهان دارويي
قبيله Boragineae (Boraginacae)


قدير طاهري1، فاطمه جمالو، جعفر سعيدي2 و ليلا ياوري
1- دانشجوي دوره دكتري دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات 2- عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد نيشابور


خلاصه

گياهان خانواده Boraginaceae به علت دارا بودن موسيلاژ فراوان داراي ارزش دارويي هستند. اين تحقيق به مطالعه 20 گونه از طايفه Boragineae كه از نظر دارويي حائز اهميت هستنند و با استفاده از تعدادي صفات مورفولوژيكي، آناتوميكي و گرده شناختي پرداخته است. نتايج تحقيق بيانگر آن است كه Anchusa aggregate با چهارگونه A.aegptica ,A.italica, A.arvensis , A.strigosa از نظر دارا بودن فندقه با محور خميده و شكل كلاه خود مانند ، تيپ مزوفيل برگ و شكل دانه گرده متفاوت است.
واژه‌هاي كليدي: ميكرومورفولوژي، گياهان دارويي، Boraginaceae


مقدمه

گياهان خانواده Boragineae به دليل دارا بودن موسيلاژ فراوان از نظر دارويي داراي اهميت هستند (2 و1). مطالعه سيستماتيكي گونه‌هاي اين خانواده توسط محققان مختلف با استفاده از صفات مورفولوژيكي، آناتوميكي، دانه گرده و به روش مولكولي انجام شده است (4 ، 3 ،1). بر اساس نظر ديويس (1972) و ريدل (1967) پوشش كركي در اين خانواده به عنوان يك صفت مهم در كليد شناسايي گونه‌ها قابل استفاده است. ويژگيهاي تشريحي اين خانواده نيز در رده بندي آن مورد استفاده قرار گرفته و گزارش شده كه گياهان اين خانواده به‌طور عمده داراي كركهاي زبر تك سلولي با ديواره سيليسي يا كليستي هستند (به نقل از 4،3،1). از ساير صفات آناتوميكي نظير كريستالهاي اطراف دسته‌هاي آوندي برگ، ويژگيهاي مربوط به فيبرهاي اسكلرانشيمي، مزوفيل برگ و طرز قرار گرفتن دسته‌هاي آوندي نيز استفاده شده است (2 و1). ويژگيهاي مربوط به دانه گرده در اين خانواده توسط محققيني نظير clark (1977) , Moore(1978), Wodhouse (1965) مورد بررسي قرار گرفته‌اند (به نقل از 4).

مواد و روشها

به منظور مطالعه ويژگيهاي مورفولوژيكي گونه‌ها از نمونه‌هاي موجود در هرباريوم مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور (TARI) استفاده شد. صفات مورفولوژيكي با چشم غير مسلح و يا با استفاده از استريوميكروسكوپ Olympus بررسي شدند. براي انجام مطالعات تشريحي، نمونه‌ها به روش رنگ‌آميزي مضاعف آماده شدند. براي جداسازي اپيدرم ، قطعه‌اي از برگهاي تثبيت شده در محلول تثبيت كارنوي به محلول جفري منتقل گرديد و پس از جداسازي اپيدرم با استفاده از كارمن زاجي رنگ‌آميزي گرديد.
براي مطالعه دانه گرده پس از جداسازي بساكها ، نمونه‌ها به روش استوليز آماده شدندو سپس توسط ميكروسكوپ نگاره (SEM) مدلJEOL JXA-840 SCANING micro analyzer بررسي شدند.

نتايج و بحث

مطالعات آناتوميكي برگ در گونه‌هاي مورد مطالعه نشان داد كه تمام گونه‌ها به جز جنس Suchtelenia از طايفه Trichodesmeae داراي كركهاي ترشحي و غير ترشحي مي‌باشند. همچنين تيپ مزوفيل برگ از نوع پشتي - شكمي و دو طرفي مي‌باشد. وجود يا عدم وجود غلاف آوندي و سلولهاي كلانشيم در زير اپيدرم رگبرگ مياني و شكل رگبرگ مياني تنوع قابل توجهي را در نمونه‌هاي مورد مطالعه نشان دادند. به‌طور كلي در جنس suchtelenia از طايفه Trichodesmeae و جنسهاي Brunnera ,Gastrocotyle تيپ مزوفيل برگ از نوع دو طرفي مي‌باشد و گونه‌هاي A.italica, A.aegyptica ,A.strigosa تيپ مزوفيل برگ از نوع پشتي - شكمي مي‌باشد. در جنس Nonea نيز در دو گونه N.lutea, N.rosea مزوفيل برگ از نوع متمايل به دو طرفي بوده و در گونه‌هاي N turcomanica, N. suchtelenoides, N. anchusoides, N.caspica, N. persica, N. flavescence مزوفيل برگ از نوع پشتي شكمي مي‌باشد. شكل كلي دانه گرده suchtelenia calycina و جنسهاي Gastrocotyle,Phyllocara, Brunnera, Nonea از نوع چهارشيار منفذدار مي‌باشد و در گونه Anchusa aggregatea از نوع شش شيار منفذدار، و در A.italica, A.strigosa, A.arvensis A.aegyptia , از نوع چهار شيار منفذدار مي‌باشد. در جنس Symphytum نيز شكل كلي دانه گرده از نوع هشت شيار منفذدار مي‌باشد. نتايج حاصل نشان مي‌دهد كه چهارگونه A.italica, A.strigosa, A.arvensis از نظر دارا بودن فندقه با محور خميده و شكل كلاه‌خود و تيپ مزوفيل برگ كه از نوع دو طرفي مي‌باشد و شكل كلي دانه گرده كه از نوع شش شيار منفذدارمي باشد متفاوت است كه خاتم ساز در فلور ايران اين گونه را تحت عنوان جنس Hormuzakia با يك گونه Hormuzakia aggregate معرفي كرده است. همچنين S.calycina از نظر دارا بودن فندقه با محور خميده و همچنين شكل كلي دانه گرده شباهت‌هايي را با طايفه Boragineae نشان مي‌دهد.

منابع

1- آخاني سنجانبي - حسين؛ مروري بر زير خانواده ‌آفتاب پرست (Heliotropioideae) از خانواده گاوزبان در ايران، رساله كارشناسي ارشد، ‌گروه زيست شناسي، دانشگاه تهران، 1370.
2- زرگري، علي، 1371، گياهان دارويي، جلد سوم، انتشارات دانشگاه تهران.
3- Azizian , D., Khatamsaz , M.,Kasaian , J., 2000 ; The taxonomic sygnificnce of leaf anatomy in the genus onosma L.(Boraginaceae) Iran. J. Bot. 8(2) , 169-180.
4- Carlquist , Sh. , 1991 , Leaf anatomy of Boraginaceae `: ecological systematic and phylogenetic aspects , Bot. J. Linn. Soc. 107 , 1-34.
5- Diez , M.J. and B., Valdes , 1991 , pollen morphology of the tribes Eritrichieae and cynoglosseae (Boraginaceae) in the Iberian penisula and its taxonomic significance , Bot. J. Linn. Soc. , Vol. 107 (1) : 49-66.
6- Popov , M., and E.A. , Zemskova , 1995 , palynomorphylogy study of some species of Boraginaceae (sub family Boraginoideae) , Botanicheskii Jour. Syst. Petersburg , 80 (10) : 1-13.
7- Trudel. M.C.G. and J.K. , Morton , 1999 , Polen morphology and its evolutionary significance in Hemerocalis ) Liliaceae) , can. J.Bot. , 70 : 975-995.


Resources micromorphology of some genus of Boragineae (Boraginaceae)
Ghadir Taheri - Fatemeh Jamalu , G.Saede and L.Yavari
Members of scientific board of Islamic Azad University Branch Neyshabur

The tribus Boragineae has high diversity in Iran. In this research apart from gross micromorphology leaf anatomy and pollen grain morphology was studied. Morphological studies in this tribe showed Taxonomic value of trichomes , shape of basal leaf, corolla and nutlets. Result indicated that Anchusa aggregata is different from A.italica, A.strigosa, A.aegyptica and A.arvensis and suchtelenia calycina is similar to tribes Boragineae because has nutlets ovate and tetracoporate pollen grains out line.
Keywords: Medicnal plant, micromorphology

"Pejman"
2008/9/03, 03:28 AM
پراكنش زيرة كوهي (Bunium persicum (Boiss.) Fedsch) در استان فارس
ناصر عبداللهي پناه
كارشناس مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان فارس
شيراز - بلوار مدرس، خيابان جانبازان مجتمع آموزشي تحقيقاتي بعثت جهاد، مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان فارس
ص. پ. 617-71555
Email: abdolahipn@farsagres.ir (abdolahipn@farsagres.ir)


خلاصه

زيرة كوهي( Bunium persicum) گياهي چند ساله، غده دار و از گياهان دارويي با ارزش ايران از تيرة چتريان (Apiaceae) است.
دراين تحقيق با استفاده از منابع علمي و نمونه‌هاي هرباريومي در دسترس و اطلاعات محلي در سال‌هاي 1380و1381 نمونه‌هاي گياهي B. persicum از رويشگاههاي زيره در استان فارس جمع‌آوري وبا نمونه‌هاي قبلي مقايسه شدند. پس از شناسايي گونه، مشخصات رويشگاههاي آن از روي نقشه‌هاي توپوگرافي وآمار هواشناسي بدست آورده شد. ارتفاع رويشگاههاي زيرة كوهي ا ز1450 متر در جزيرة نرگس (درياچة بختگان) تا 2450 متر در رويشگاه چهرك متغير است. تغييرات دماي رويشگاهها نيز از 8- تا45 درجة سانتيگراد مي‌باشد. بارندگي سالانه نيز از 194 تا 427 ميليمترو به ترتيب از رويشگاههاي كوه سفيد و مهارلو گزارش شده است.
واژه‌هاي كليدي: زيره كوهي، پراكنش، فارس


مقدمه

زيره از گياهان دارويي با ارزش كشورمان است و از گذشته با نام زيرة ايران يا زيرة كرمان معروف بوده است. در كاوشهاي باستان شناسي در شهر سوختة زابل مشخص شده است كه مردم آن در 5 هزار سال قبل زيره را مي‌شناختند واين گياه مختص كرمان نبوده است. (بي نام،1381). زيرة كوهي (Bunium persicum (Boiss.) B.Fedtsch) از تيرة چتريان (Apiaceae) گياهي است چندساله و غده‌دار كه گسترش نسبتاً وسيعي در مناطق معتدل استان فارس دارد. براي اين گونة گياهي خواص متعددي همچون اشتهاآور، مدر، ضد نفخ، ضد تشنج، مقوي معده، افزايندة شير مادران، مسهل و همچنين به عنوان داروي دامپزشكي ذكر شده است (زرگري، 1368ومير حيدر،1373). رشينگر(1990)، گونة B. persicum را از 2 محل در فارس (30 كيلومتري شيراز به طرف استهبان و در جادة فسا به استهبان) گزارش كرده است. مظفريان (1983)، گونة B. persicum را به نقل از وندلبو و فروغي از چشمة فيل واقع در كوه بمو و در ارتفاع 1900 متري از سطح دريا گزارش‌كرده است. مظفريان (1377)، براي جنس Bunium L. تعداد 14 گونه را ذكر و اعلام كرده است كه B. persicum فراوانترين آنها مي‌باشد.

مواد و روشها

اين تحقيق با بررسي منابع گذشته كه در آنها به زيره اشاره شده است و همچنين مراجعه به افراد محلي در مناطقي كه در منابع ذكر شده اند و شناسايي پوشش گياهي محلهاي مورد نظرانجام گرفته است. پس از بررسي منابع و نمونه‌هاي گياهي موجود در هرباريوم، نمونه‌هاي گياهي زيره در سالهاي 1380و 1381 در فصل رويش از عرصه‌هاي طبيعي استان فارس جمع آوري و بعد با منابع ونمونه‌هاي هرباريومي مقايسه شدند. پس از اطمينان از مشابهت آنها مختصات جغرافيايي و ديگر اطلاعات اقليمي رويشگاهها از روي نقشه‌هاي توپوگرافي و منابع موجود بدست آورده شد.

نتايج و بحث

بررسي منابع ونمونه‌هاي گياهي جديد وهرباريومي وبازديد از رويشگاه‌ها نشان داد كه وسعت مناطقي كهB. persicum در آنها وجود دارد بسيار بيشتر از آن چيزي است كه قبلاً گزارش شده بود. جدول شمارة 1 به‌طور خلاصه مشخصات كلي رويشگاههاي زيره را كه تاكنون در استان فارس شناسايي شده اند، نشان مي‌دهد. اين محل‌ها بطور عمده در مناطق معتدل استان فارس قرار دارند. دامنة ارتفاعي رويشگاههااز 1450 متر دررويشگاه جزيرة نرگس (درياچةبختگان) تا 2450 متر در رويشگاه چهرك (شهرستان بوانات) متغير است. اقليم رويشگاههاي زيره در فارس نيمه خشك سرد مي‌باشد و بر اساس داده‌هاي هواشناسي نزديكترين ايستگاه هواشناسي ميانگين دماي حداقل مطلق سالانه آنها از 8- در رويشگاه كوه نا انجير تا 4- در رويشگاه مهارلو و ميانگين حداكثر مطلق دماي سالانة از 37 در رويشگاه كوه تودج تا 45 درجة سانتيگراد در رويشگاه لايزنگان متغير است. ميانگين حداقل وحداكثر بارندگي سالانة رويشگاهها از 194 تا 427 ميليمتر و به ترتيب مربوط به رويشگاههاي كوه سفيد و مهارلوگزارش شده است. وجود زيره در بيشتر مناطق باعث نامگذاريهاي محلي شده‌است. از جمله در شهرستان فسا تپه‌اي معروف به تل زيره‌اي و در ارتفاعات شمال شهر محلي به نام كوه زيره‌دان، در شهرستان بوانات محلي به نام كوه زيره‌اي و در شهرستان جهرم كوهي به نام كوه زيره در بين مردم محلي شناخته شده است. اين نامگذاريهاي حاكي از وجود و اهميت اين گونه در آن مناطق مي‌باشد كه به احتمال زياد بايد رويشگاهها ومناطق ديگري نيز دراستان فارس باشد كه فعلاً از آنها بي اطلاع هستيم و به بررسي بيشتر نياز دارد.

سپاسگزاري

ازآقاي مهندس محمد علي عسكر زاده (مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان)، و همكارانم در مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي فارس به ويژه آقاي مهندس حاتمي تشكر وقدر داني مي‌نمايم.
منابع
1-ادارة مطالعات و هماهنگي، 1373. آمار ايستگاه‌هاي هواشناسي فارس، ادارة كل منابع طبيعي استان فارس.
2- بي نام، 1381. رويش زيرة پنج هزار ساله در شهر سوخته، روزنامة جام جم شمارة 767 سه شنبه 10 دي 1380، صفحة 20.
3- زرگري، علي.1368. گياهان دارويي، جلد دوم چاپ پنجم، انتشارات دانشگاه تهران، 670 صفحه.
4- مير حيدر، حسين.1372. معارف گياهي ، جلد دوم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 535 صفحه.
5- مظفريان، ولي اله. 1377. فرهنگ نامهاي گياهان ايران: لاتيني- انگليسي- فارسي، فرهنگ معاصر، تهران، 69+677 صفحه.
6- Mozaffarian, V. 1983. The Family of Umbelliferae (Apiaceae) in Iran, keys and distribution. Research Institute of Forests and Rangelands, 388 p. Tehran, Iran.
7- Rechinger, K. H. 1987. Flora Iranica, No. 162, Fam. Umbelliferae (Apiaceae).

"Pejman"
2008/9/03, 03:30 AM
معرفي گونه‌هاي درختي و درختچه اي دارويي مهم در رويشگاه ارسباران
اكبر عبدي قاضي جهاني1 ، محمدحسن عصاره2، حيدر پناهپور2و يوسف ايماني1
1- عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان آذربايجان شرقي
2- عضو هيئت علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع


خلاصه

جنگلهاي ارسباران با وسعتي در حدود 164000 هكتار در شمال استان آذربايجانشرقي بعنوان يكي از ذخيره گاههاي مهم بيوسفر شناخته شده است. اين جنگلها كه در ارتفاعات رشته كوه قره داغ در شرايط اكولوژيكي خاص بوجود آمده اند، سبب تشكيل جوامع متنوع حياتي، تركيب گونه اي و فلور نسبتاً غني شده است (1 و 5). بطوريكه طبق مطالعات انجام شده، تا كنون بيش از 1344 گونه گياهي در منطقه شناسايي شده است (2) كه به 493 جنس و 97 تيره تعلق دارند. از اين تعداد، 80 گونه از آنها جنگلي بوده و 40 تا جزو گونه‌هاي مهم دارويي مي‌باشد. برخي از گونه‌ها از لحاظ تنوع ژنتيكي، اسانس و تركيب موجود، منحصر به فرد ميباشد. از جمله گونه‌هاي مهم دارويي كه مصرف سنتي و رايج در منطقه دارد، ميتوان سرخدار، قره قات، زالزالك، آردوج و ارس را نام برد (1، 2 و 5). لذا به منظور حفاظت و تقويت بنيه ژنتيكي درختان و درختچه‌هاي جنگلي دارويي ارسباران در طي سالهاي 2- 1381 جمع‌آوري بذر صورت گرفت. گونه‌هاي مهم تكثير و شناسايي شدند تا در برنامه‌هاي اصلاحي و تحقيقاتي مورد استفاده قرار گيرد.
واژه هاي كليدي: ارسباران، گونه‌هاي درختي و درختچه‌هاي دارويي، بانگ ژن.


مقدمه

جهان پيوسته شاهد نابودي گونه‌هاي گياهي و جانوري است. متاسفانه توسعه صنعتي همراه با پيشرفت تكنولوژي روند تخريب زيستگاههاي طبيعي گياهي و جانوري تشديد و نابودي تنوع زيستي و انقراض گونه‌هاي مختلف را تسريع نموده است. بسياري از گونه‌هايي كه نياكان ما با علم و شناخت از خواص درماني آنها استفاده مي‌كردند امروزه فقط نامي از آنها باقي مانده است (6). از سوي ديگر تأثير غير قابل كنترل عوامل اقليمي نامساعد، توسعه صنعتي، بهره برداريهاي بي رويه از منابع جنگلي مخصوصاً در منطقه ارسباران روز بروز موجب كاهش تنوع گونه اي و مساحت جنگلها گرديده و در نهايت به انقراض برخي گونه‌ها منجر شده و خواهد شد. لذا بايد با مطالعه و تحقيقات در شناخت منطقه اي و گونه‌اي گامهاي جدي در راستاي جلوگيري از روند نابودي ذخاير ژرم پلاسم برداشت (1و 5). بعلاوه مصرف گياهان دارويي جهت درمان بيماريها به دليل عوارض ثانويه كمتر نسبت به داروهاي شيميايي در سالهاي اخير عموميت يافته است. با توجه به قابليت موجود در بهره برداري مستقيم، كشت و توليد گياهان دارويي ميتوان با برنامه ريزي مدون ضمن توسعه اقتصادي در حفاظت از ذخاير ژرم پلاسم منطقه نقش موثري ايفا نمود. هدف از اين بررسي، شناسايي، معرفي، مصارف دارويي و درماني سنتي، حفاظت، نگهداري و تقويت بنيه ژنتيكي درختان و درختچه‌هاي جنگلي دارويي منطقه ارسباران ميباشد.


مواد و روشها

ابتدا به جمع‌آوري اطلاعات و بررسي منابع اقدام گرديد و نقشه‌هاي موجود در زمينه توپوگرافي و پوششي گياهي، ليست كامل گونه‌هاي درختي و درختچه اي داروئي به تفكيك براي مناطق مختلف جنگلي ارسباران تهيه گرديد. در نهايت عوامل مؤثر در انقراض گونه‌ها، روشهاي معمول و سنتي مصارف داروئي اقدام گرديد. اولويت بندي براي جمع‌آوري بذر، احياء و تكثير گونه‌هاي موجود با درنظر گرفتن اهميت دارويي، حفاظت و نگهداري و... صورت گرفت.

نتايج و بحث

بررسيها و مطالعات مورد نظر در خصوص گونه‌هاي جنگلي درختي و درختچه اي دارويي در منطقه ارسباران صورت گرفت و به جمع‌آوري بذر و ساير اطلاعات اقدام گرديد (3 و 7). گونه‌هاي دارويي مهم در منطقه عبارتند از:
1- سرخدارTaxus baccata : ميوه عاري از دانه گياه اثر نرم كننده، ملين و رفع سرفه دارد. روغن دانه سمي بوده و خاصيت دفع كرم دارد.
2- قره قاتRibes biebersteini: دم كرده ميوه آن بعنوان تنظيم كننده فشار خون مصرف ميشود (4).
3- زالزالك Crataegus meyeri: سرشار از ويتامين C، ملين، مقوي معده، قلب، بازكننده گرفتگي‌ها و محرك مي‌باشد.
4- آردوجJuniperus foetidissima : دم كرده ميوه آن از مدرهاي خيلي قوي است و سبب دفع سنگ كليه ميشود.
5- ارسJuniperus excelsa: ميوه اين درختچه اثر مقوي بر معده، اشتها آور، كمك به هضم، كاهش نفخ، معرق، تصفيه كننده خون، نيرو دهنده، قاعده آور و مدر ميباشد.
6- بيد مشك Salix aegyptiaca: آرام بخش، تقويت كننده قلب و قوه باء، ضد سردرد و دردهاي عضلاني است. عرق آن بصورت شربت هميشه قابل استفاده است.
7- اشنگور Rhamnus catartica: مدر، مسهل قوي و ملين بوده و در احتقان مغزي و آب آوردن انساج استفاده ميشود.
8- بارانكSorbus torminalis: ميوه آن حاوي تانن، مواد قندي و اسيدهاي آلي مختلف است. براي رفع اسهال، دياسانتري، رفع سرفه و قابض در بيماريهاي مختلف استفاده ميشود.
9- داغداغان Celtis caucasica: ميوه آن براي تسكين دل درد، رفع سرفه و تقويت معده مصرف ميشود.


منابع

1- ابراهيمي، توحيد و اصغر نيشابوري. 1374. فيتوسوسيولوژي و كارتوگرافي گياهي جنگل تحقيقاتي ارسباران. پاياننامه، دانشكده علوم، دانشگاه تبريز. ص 110.
2- برزگر قاضي، اكبر. تيمور رستمي شاهراجي، خسرو ثاقب طالبي و حسن پوربابايي، 1381. مطالعه رويشگاه سرخدار در حوزه‌هاي كليبر و ايلگنه چاي از جنگلهاي ارسباران. پاياننامه، دانشكده علوم كشاورزي، دانشگاه گيلان، ص 55.
3- زرگري، علي. 1373. گياهان دارويي. جلد 1 تا 5. انتشارات دانشگاه تهران.
4- قهرماني، محمدعلي؛ ناصر كاسبي؛ عزيز جوانشير و انوشيروان نجفي. 1376. گزارش طرح جمع‌آوري و شناسايي گياهان آذربايجان شرقي. مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام استان. شماره هرباريومي 4060.
5- گزارش هيئت اعزامي از موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع. 1373. آب و هوا و اقليم جنگلهاي ارسباران.
6- وجداني، پرويز. 1370. حفظ و نگهداري ذخاير توارثي گياهان وحشي در محل رويش اوليه آنها. انتشارات بانك ژن گياهي ملي ايران، موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر كرج.


The Introduction of important medicinal trees and shrubs species in Arasbaran forests
Akbar Abdi Gazi Jahani1- Mohamad Hasan Assarea2- Heydar Panahpoor2- Yousef Imani1
- Research Institute of Agriculture and Natural Resource of East Azarbijan Province
2 - Research Institute of Forests and Rangelands, Tehran

Abstract:
The forests of Arasbaran with approximately 164000 ha area is located in north East Azarbayjan province that was known as the one of more important biosphere reserve. These forests that exist in Garehdagh mountains, in special ecological conditions that cause to formation of vital various society, species compound and relatively have rich flora. Based on performed studies 1344 plants species belong to 493 genus and 97 family. The identification 80 species forests that is 40 those of important species herb and to use remedy. Some species are single in kind from respect of genetic variety, essence and compound. Therefore in order to protecting, keeping and genetic support of medicinal trees and shrubs of Arasbaran seeds collection were done at two years. The important species with necessary growing operations were in creased identified for using in research, project and revival.
key words: Arasbaran, Tree and Shrub Species, Herb

"Pejman"
2008/9/03, 03:32 AM
شناسايي و معرفي گياهان سمي منطقه حفاظت شده دنا
عزيز اله جعفري كوخدان1، حميد رجايي2 و اشكان عزيزي1

1- عضو هيأت علمي دانشگاه ياسوج-2-عضو هيأت علمي دانشكده دامپزشكي دانشگاه شيراز
ياسوج -دانشگاه ياسوج، دانشكده كشاورزي


خلاصه

گياهان سمي منطقه حفاظت شده دنا در استان كهگيلويه وبويراحمد طي سه سال مورد مطالعه قرار گرفت‌. در اين تحقيق ابتدا فهرست فلوريستيك منطقه تهيه شد،بعد با استفاده از منابع و بررسيهاي لازم در دانشكده دامپزشكي شيراز،گياهان سمي دنا شناسايي و معرفي گرديد. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان داد كه درمنطقه موردمطالعه 223گونه از 1201 گونه(3/18%)،77جنس از430جنس منطقه (18%) وگياهان45 تيره از90 تيره (50%)گياهي درپيكره خود داراي مواد مسموميت زا در سطوح مختلف هستند.اين بررسيها همچنين نشان داد كه، گل راعي Hypericum perferatum وEuphorbia macrostegia از جمله سمي‌ترين گياهان منطقه هستند .
واژه‌هاي كليدي: گياهان سمي، شناسايي، منطقه حفاظت شده دنا


مقدمه

گياهان سمي همواره در طول تاريخ به صور‌ مختلف مشكلات عديده‌اي را براي انسان و حيوانات‌ ايجاد نموده‌اند وبه نظر مي‌رسد كه شناخت گياهان سمي داراي سابقه‌اي بسيار طولاني است، شواهد مكتوب نشان مي‌دهد كه بقراط (460ق.م) مسموميت باگياه خلر (Lathyrus sp.) و ديوسكوريد (56م) در كتاب ماتريا‌مديكا (Materia medica) گياهان سمي را معرفي كرده است.پيرامون گياه سمي شوكران، رخدادها، داستانها و افسانه‌هاي متعددي در تاريخ ثبت شده است بسياري ازگياهان دارويي داراي تركيبهاي سمي بوده وعدم مصرف صحيح، سبب ايجاد مسموميت در انسان مي‌شوند، تعدادي از گياهان خوراكي منطقه داراي اثر مسموميت زا هستند، همچنين تعداد زيادي از گياهان مرتعي سبب مسموميت دام‌ها و در نتيجه باعث خسارت در انسان مي‌شوند.متأسفانه به رغم اهميت فوق‌العاده گياهان سمي در ايران، تا كنون مطالعه دقيقي در اين مورد انجام نگرفته است. با توجه به ضرورت امردر اين تحقيق گياهان سمي منطقه حفاظت شده دنا مورد بررسي قرار گرفت. منطقه حفاظت شده دنا در شمال غربي شهر ياسوج‌ به وسعت 000/120 هكتار با بيش از47 قله بالاتراز 4000 متر يكي ازغني ترين نقاط كشور ازنظرتنوع‌ زيستي‌‌ ‌‌‌است .

مواد و روشها

براي انجام در اين تحقيق ابتدا مبادرت به تهيه فهرست فلوريستيك منطقه حفاظت شده دنا گرديد. بعد با مسافرتهاي متعدد در سراسر ارتفاعات كوه دنا بسياري از نمونه‌هاي گياهي آن جمع‌آوري و مورد شناسايي قرار گرفت و فهرست نهايي گياهان منطقه تهيه گرديد.همچنين با مراجعه به روستاها و مناطقه عشايري اطلاعات محلي در خصوص گياهان سمي جمع‌آوري گرديد،سپس با استفاده از اطلاعات محلي و طب سنتي در منطقه فهرست اوليه گياهان سمي تعيين گرديد، پس از آن با توجه به منابع مختلف نظير مِرِك دامپزشكي مقاله‌هاي موجود، گزارشهاي و كليه تحقيقات انجام گرفته در اين مورد گونه‌هاي منطقه مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته و گياهان سمي آن تعيين گرديد . پس از تعيين گياهان سمي، سميت، سازوكار عمل‌، حيوانات حساس، علائم تشخيص، درمان، كنترل و پيشگيري، نوع سم، فصل مسموميت، عضو هدف حيوانات حساس و تأثير اين سموم بر انسان مورد بررسي قرار گرفت و در نهايت گياهان سمي منطقه معرفي گرديد .

نتايج و بحث

بررسيهاي بعمل آمده نشان داد كه گونه‌هاي‌ 48 جنس مانند جنسهاي Euphorbia ،Daturea، Colchicum , Lathyrus براي پرندگان و 32 جنس مانند جنسهاي Hyoscyamus وColchicum براي انسان سمي مي‌باشند.گونه‌هاي 17 جنس مانند جنسهاي Amaranthus و Convolvulus داراي نيترات و نيتريت و 15 جنس مانند جنسهاي Sorghum وPronusداراي گليكوزيد‌هاي سيانوژن هستند.4 جنس مانند جنس Adonis داراي گليكوزيد‌هاي قلبي و10جنس مانند جنس Oxalis داراي اكسالات محلول هستند.گونه‌هاي 28 جنس مانند Aristolochia و Solanum داراي آلكالوئيد‌هاي سمي هستند.گونه هاي11 جنس نظير جنس Euphorbia (مسموميت درانسان،حيوانات،پرندگان وحساسيت نوري در گوسفند)،Tribulus(علفخواران به خصوص گوسفند)و Sencio(گوسفند)سبب حساسيت به نور به صورت غيرمستقيم مي‌شوند.‌ گونه‌هاي 5جنس مانندHypericum (گاو،اسب، گوسفند، بزوحيوانات سفيد رنگ)باعث حساسيت به نوربه صورت مستقيم مي‌شوند.سلمك ((Chenopodium albumسبب عوارض كليوي،ترشك (Rumex acetosa) باعث رسوب بلور‌هاي نا‌محلول اكسالات در كليه و نارسايي آن و بلوط ( Quersus brantii)سبب نكروز حاد لوله‌اي، قطع ادرار و اختلالات الكتروليتي در كليه مي‌شود و 8 جنس مانند جنسهاي Allium (هموگلوبينوري) و Melilotus‌ (M.officinale)) (كاهش پروترومبين خون) برخون و دستگاه خون‌ ساز اثر مي‌كنند.تمام گياهاني كه نيتريت و سيانيد توليد مي‌كنند بر خون يا روي سيستم تنفسي - قلبي اثر دارند. گونه‌هاي 26 جنس مانند جنسهايQuercusو Solanum بردستگاه گوارش و برخي از گونه‌هاي 27 جنس مانندجنسهاي Daturea (مهار استيل كولين در سيناپس‌هاي اعصاب موسكاريني)و Astragalus (جراحات عصبي و ايجاد نوعي جنون موسوم به لوكوله) بر روي دستگاه عصبي اثر مي‌كنند .گونه‌هاي 24 جنس مانند جنسهاي Astragalus و Colchicum باعث اختلالات ارثي درجنين مي‌شوند، گونه‌‌هاي10جنس نظيرجنسهاي Arctium(A.lappa)، Vicia(V.vilosa,V.kotshyana)، Euphorbia (E.macrostegia, E.hebecarpa، E.plebia و-) Hypericum(H.perferatum, H.scabrum) ممكن است‌ باعث كوري دام شوند.گونه‌هاي 28 جنس نظير جنسهاي Aristolochia ،Consolida،Delphinium ،Lathyrus، Sophora و Convolvulusداراي سموم آلكالوئيدي باعث ايجاد درماتيت مي‌شوند . گونه‌هاي 3 جنس شامل (C.persicum)Colchicum،(D.mucronata) Daphne ممكن است باعث مرگ ناگهاني دام گردد. گونه‌هاي5 جنس نظير Clematis (,C.isphahanica C.orientalis)، هستند. در نهايت بررسيها همچنين نشان داد كه Hypericum perferatum وEuphorbia macrostegia از جمله مهمترين گياهان سمي منطقه دنا هستند .

سپاسگزاري

به اين وسيله از آقاي مهندس جهانديده رياست‌ محترم وقت و آقاي مهندس بافهم معاون اداره حفاظت محيط زيست وآقاي دكتر ولي اله مظفريان(مؤسسه تحقيقات جنگلها ومراتع)به خاطرهمكاريهاي ارزنده نهايت قدرداني را‌ دارد.

منابع

1- شماع، محمود و هوشنگ ساعدي،1356.گياهان سمي و تأثير مسموميت آنها در حيوانات، انتشارات دانشگاه تهران چاپ دوم.
2- صمصام شريعت، هادي و فريبرز معطر،1371.گياهان دارويي سمي‌،علائم مسموميت و درمان.انتشارات استقلال.
3- عليها، مسعود، 1374.معرفي گونه‌هاي سمي مراتع ايران. چاپ اول، انتشارات مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.
4-Frohne,DP.Fander HJ.A colour atlas of poisonous plant. Wolfpublishing Ltd.London, England. 1983; 291 pp.


Study of Poisonous Plant of Dena Protected Area
Azizolah jafari1 - Hamid Rajaian2- Ashkan Azizi1
1-Faculty of Agriculture, University of yassuj2-Departement of Veterinary, University of shiraz

Abstract:
Poisonous plants of Dena area in Kohgiluye and Boyerahmad province were studied in this paper. The necessary information such as floristic List was obtained. Regarding this information and available References in Iran the poisonous plant of the region listed . It was revealed that 220 species (out of 1200 species), 77 Genera (out of 430 Genera), and 45 families (Out of 90 Families) are poisonous or somehow have poisonous materials in Dena area. All of the plants That produse Nitrite and Cyanide or affect on Blood (30 Genera) affect on cardio - pulmonary system. 26 Genera such as Quercus spp and solaum spp affect on diyestive system and 27 Generea such as Astragalus spp. and Daturea spp affect on nervous system.24 genera such Astragalus spp. and Colchicum spp,caused congenital defects in fetus Planbs containing Cyanide,Nitrate and Nitrite,Cardiac glycosides and 3 Genera such as Colchicum spp maybre caused sudden death and 5 Genera such as Ammi spp,and Dryopteris spp.May be caused blindness in animals.The survey also showed that Hypericum perfaratum and Euphorbia macrostegia are the most important poisonius plants of the Region .
Keywords: Poisonos plants

"Pejman"
2008/9/03, 03:35 AM
بررسي نيازهاي اكولوژيكي گياه دارويي Dracocephalum kotschyi
به منظور كشت واهلي كردن آن
مسعود عسگرزاده1، كريم باقرزاده2 و بابك بحريني نژاد2
1- كارشناس 2 - اعضاي هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان
اصفهان - ص. پ. 199 - 81785


خلاصه

زرين گياه يكي از گونه‌هاي دارويي كشور ما مي‌باشد كه به علت تأثير درماني در كاهش تب، درد مفاصل و روماتيسم از قديم مورد توجه مردم مناطق تحت رويش آن بوده و به علت بهره برداري بي رويه در حال انقراض مي‌باشد. اين تحقيق با هدف بررسي نيازهاي اكولوژيكي گياه به منظور كشت و اهلي كردن آن در سالهاي 1380 تا 1382 در شهرستانهاي كاشان، سميرم، فريدن و فريدونشهر به مرحله اجرا در آمد. نيازهاي اكولوژيكي گياه از طريق منابع موجود، بررسيهاي آزمايشگاهي، ثبت مراحل فنولوژيكي، تحليل خاك و بررسيهاي عرصه‌اي مورد مطالعه قرار گرفت و در نهايت نقشه پراكنش گياه و شرايط اكولوژيكي رشد آن مشخص گرديد.
واژه‌هاي كليدي: اكولوژيكي، گياه دارويي، Dracocephalum kotschyi


مقدمه

با توجه به فرسايش ژنتيكي كه در سالهاي اخير متوجه اغلب نباتات مرتعي و به خصوص دارويي شده است. برخي از اين گونه‌ها را فقط در شرايط خاص اكولوژيكي مي‌توان پيدا نمود. با در نظر گرفتن اين نكته كه گياهان طي قرون گذشته با شرايط محيطي سازگاري پيدا نموده‌اند ضرورت دارد ويژگيهاي اكولوژيكي آنها مورد بررسي قرار گيرد تا با شناخت دقيق بتوان نسبت به حفظ، احياء و توسعه اين گونه‌ها اقدام نمود. زرين گياه از جمله گياهاني است كه مي‌تواند در توليد داروهاي برطرف كننده درد، التهاب و تسكين دهنده دردهاي روماتيسمي مورد استفاده قرار گيرد (3). براي گياهشناسي، آثار فارماكولوژيكي و باليني زرين گياه نشان داد كه عصاره اين گياه اثرات ضد التهاب و درد دارد (1). در تحقيق ديگري توسط زهرا واعظي اثرات درماني گياه مورد مطالعه قرار گرفته است (2).

مواد و روشها

ابتدا با استفاده از اطلاعات موجود در مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان، فلورها و گزارشهاي كارشناسي همچنين اطلاعات مردمي محل پراكنش گياه مشخص و با حضور در عرصه نقشه پراكنش آن در مقياس 250000 :1 تهيه گرديد.
پس از تعيين رويشگاهها با استفاده از اطلاعات ايستگاههاي هواشناسي درجه حرارت، ميزان و نوع بارندگي، پراكنش بارندگي در طول سال، تعداد روزهاي يخبندان مشخص شد. عوامل توپوگرافيكي نظير واحدهاي اراضي، ارتفاع و شيب با حضور در رويشگاهها ثبت گرديد. تيپهاي گياهي با استفاده از روش ترانسكت و پلات اندازي مشخص و در طول فصل رشد مراحل فنولوژيك گياه ثبت گرديد.
اطلاعات زمين شناسي رويشگاهها با استفاده از نقشه‌هاي موجود در استان و بازديدهاي صحرايي مشخص گرديد.

نتايج و بحث

مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد كه گونه D. kotschyi در ارتفاعات 3000-2800 متري با بارندگي حداقل 300 ميليمتر در شيبهاي جنوبي و جنوب غربي در خاكهاي لومي و لومي شني با حالت سنگريزه‌اي و واريزه‌اي به‌صورت تك بوته رويش دارد. بر اساس تقسيم‌بندي گوسن اين مناطق در اقليم استپي سرد و بر اساس تقسيم‌بندي پابو جزو اقليم‌هاي استپي، نيمه استپي و كوههاي مرتفع وجود دارد. از نظر زمين شناسي بر روي تشكيلات آهكي و شيل دوران اول و دوم در استان اصفهان گسترش دارد. اين مناطق داراي دماي متوسط ساليانه 5/9 - 5/6 با ميانگين حداكثر 17 و حداقل 10- درجه سانتيگراد مي‌باشد. اين گياه رشد خود را از اوايل فروردين ماه شروع و تا اوايل خرداد به رشد رويشي ادامه مي‌دهد. گلدهي از اواسط خرداد تا آبان ماه و رسيدگي بذر به‌صورت تدريجي در هنگام گلدهي مي‌باشد.
مهمترين تيپهاي گياهي در مناطق رويشي عبارتند از : Agropyron -Astragalus و Artemisia aucheri


منابع

1- قفقازي، تقي. 1369. بررسي گياهشناسي، آثار فارماكولوژيكي و باليني زرين گياه. دانشكده داروسازي اصفهان.
2- واعظي، زهرا. 1359. تحقيق و بررسي در مورد Dracocephalum kotschyi. پايان نامه دكتري، دانشكده داروسازي مشهد.
3- خدايي، فرهاد. 1365. گياهشناسي و بررسي كيفي مقدماتي و فارماكولوژي زرين گياه. پايان نامه دكتري. دانشكده داروسازي اصفهان.


A Study on Ecology of Dracocephalum kotschyi for its Cultivation and Domestication
M. Asgarzadeh, K. Bagherzadeh and B. Bahreininejad
Agricultural and Natural Resources Research Center of Esfahan
P. O. Box 81786-199

Abstract:
Dracocephlum kotschyi is one of endemic plants in Iran which can be used for decreasing fever, joint pain and rhumatoic pains. Because of extra exploitation this plant is going to be extinct. This study has carried out in 2002 - 2004 in Kashan, Semirom, Fereidan, and Fereidoonshahr in Esfahan province. Phenology, Soil analysis, map distribution and some other ecological factores had studied in this survey.

"Pejman"
2008/9/03, 06:16 AM
معرفي درختان و درختچه‌هاي دارويي استان گلستان
غلامعلي غلامي1 و سيد علي حسيني (سيد رضا(2
1- دانشجوي كارشناسي ارشد 2- عضو هيات علمي
گرگان - خيابان شهيد بهشتي - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي گلستان - ص پ 4915677555
پست الكترونيكي : Seidalihoseini @Yahoo.com


خلاصه

درختان ودرختچه‌ها علاوه بر توليد چوب، از نظر خواص دارويي نيز حائز اهميت فراوان مي‌باشند. بنابراين شناخت درختان و درختچه‌هاي دارويي نقش به‌سزايي در مديريت آتي آنها خواهد داشت. دراين راستا ابتدا با بهره‌گيري از منابع مختلف علمي فهرست درختان و درختچه‌هاي استان تهيه گرديد سپس با استفاده از نقشه توپوگرافي و بازديد صحرايي محل پراكنش آنها مشخص شد. با بررسيهايي كه بعمل آمد از 400 گونه دارويي موجود استان(3)‎‏، تعداد 82 گونه درخت و درختچه دارويي شناسايي گرديد كه نتايج آن به تهيه جدول شماره 1 منتهي شد كه مهمترين آنها عبارتند از: نمدار، آلوكك، خرمندي، سرخدار، زيتون تلخ، مورد، عناب، به جنگلي، شمشاد، بيد مشك و- كه با برنامه ريزي اصولي مي‌توان بهره‌برداري بهينه از آنها بعمل آورد بدون اينكه خطري رويشگاهايشان را تهديد نمايد.
واژه‌هاي كليدي: درختان، درختچه‌ها، دارويي


مقدمه

از فلور منطقه هيركاني در شمال حدود 3000 گونه گياه گزارش شده است كه بيش از 300 گونه درختي و درختچه‌اي(بومي وغيربومي) آن داراي خاصيت دارويي مي‌باشد كه در سطحي معادل 9/1 ميليون هكتار جنگل شمال پراكنده‌اند (4). استان گلستان با 2/2 ميليون هكتار داراي 430 هزار هكتار جنگل بوده كه سطحي معادل 20 درصد را پوشانده است كه و به علت موقعيت جغرافيايي و وضعيت خاص توپوگرافي و همچنين تنوع آب و هوايي، رويشگاه طبيعي بسياري از گياهان دارويي ازجمله درختان و درختچه‌هاي دارويي مي‌باشد.
در راستاي اجراي طرح جمع آوري، شناسايي و نگهداري ذخاير ژنتيكي درختان و درختچه‌هاي جنگلي استان گلستان و ساير تحقيقات انجام شده و همچنين با بررسيهاي بعمل آمده از منابع علمي، پيمايشهاي صحرايي و مشاهدات عيني بيش از 400 گونه گياهي دارويي شناسايي شده است كه گياهان دارويي درختي و درختچه‌اي مشتمل بر 81 گونه , 63 جنس و 39 خانواده گياهي مي‌باشد.

مواد و روشها

ابتدا با استفاده از منابع مختلف علمي فهرست گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي موجود در سطح استان تهيه گرديد (7،6،1)، بعد با استفاده از نقشه توپوگرافي با مقياس 250000 /1 و بازديدهاي صحرايي (مشاهدات عيني) محل پراكنش آنها مشخص شد. با بكار‌گيري منابع 5،3 دارويي بودن درختان و درختچه‌ها و قسمتهاي مورد استفاده آنها مورد بررسي قرار گرفت.


نتايج و بحث

نتايج حاصل از اين تحقيق منتج به شناخت 81 گونه، 63 جنس و 39 خانواده گرديد كه در جدول شماره 1 خلاصه گرديده است.
از ميان گونه‌هاي شناسايي شده تعداد 61 گونه (3/75 درصد) جنگلي وتعداد 20 گونه (7/24 درصد) مرتعي مي‌باشند. كليه گونه‌هايي كه در مراتع پراكنش يافته‌اند درختچه‌اي بوده واز ميان گونه‌هاي جنگلي 33 گونه را درختي (1/54 درصد) و 28 گونه (9/45) را درختچه‌اي تشكيل مي‌دهند.درختان و درختچه‌هاي دارويي علاوه بر توليد چوب، حفظ آب و خاك، پناهگاه حيات وحش و - حاوي خواص درماني بسيار با ارزشي مي‌باشند كه با بهره‌برداري بهينه و اصولي از مواد مؤثر و تركيبهاي شيميايي آنها نه تنها تخريب رويشگاهها و نابودي آنها در مقايسه با بهره برداري به منظور برداشت چوب را ندارند، بلكه در توسعه اقتصادي كشور براي تامين نيازهاي داخلي به دارو، جلوگيري از خروج ارز، صادرات گسترده و ايجاد اشتغال مي‌تواند نقش مهمي داشته باشند.

منابع

1- ثابتي، حبيب اله (1355). جنگلها درختان و درختچه‌هاي ايران. سازمان تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي
2 - حسيني، سيد علي (1379). جمع آوري و شناسايي فلور استان گلستان، مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي گلستان
3- حسيني، سيد علي. گياهان دارويي استان گلستان (منتشر نشده)
4- دهبندي، عبدالرضا و همكاران. (1380). معرفي درختان و درختچه‌هاي دارويي بومي جنگلهاي مازندران و خواص درماني آنها در باورهاي مردمي و منابع علمي. چكيده مقالات همايش ملي گياهان دارويي ايران.موسسه تحقيقات جنگلهاومراتع. شماره 28
5- زرگري، علي. (1370-1368). گياهان دارويي، جلد 5-1. دانشگاه تهران
6- مبين،صادق. (1374-1354). رستني‌هاي ايران،فلور گياهان آوندي، جلد 4-1. دانشگاه تهران
7- Akhani. H.,(1998). Plant biodiversity of

"Pejman"
2008/9/03, 06:18 AM
معرفي و بررسي برخي خصوصيات اکولوژ يکي چهار گونه داروئي
شاخص در مناطق خشک و بياباني خراسان
براتعلي غلامي و محمد علي عسکرزاده
مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان

خلاصه

هدف از اين بررسي معرفي رويشگاهها و شناحت برخي نيازهاي اکولوژيکي چهار گونه داروئي ( کندل ، آنغوزه ، نوروزک و آويشن شيرازي ) است که اين گونه ها عمدتاً در شرايط خشک و بياباني جنوب خراسان رويش دارند . بدين منظور پس از شناسائي رويشگاه گونه هاي مورد مطالعه با مراجعه به اين رويشگاهها پوشش گياهي غالب ، گونه هاي همراه در هر رويشگاه ، خصوصيات خاک و زمين شناسي ، ارتفاع از سطح دريا ، شيب ، مراحل فنولوژي گونه ها و ساير موارد لازم يادداشت برداري گرديد . همچنين با استفاده از نقشه هاي اقليم استان ، زمين شناسي و قابليت اراضي فاکتورهاي مختلف اقليمي ، سازندهاي زمين شناسي و واحدهاي اراضي در رويشگاه گونه ها مشخص گرديد . نتايج حاصله از اين تحقيق مشخص نمود كه چهار گونه مورد بررسي عمدتاً در منطق جنوبي استان با شرايط اكولوژيك خشك و بيا باني براحتي سازگار شده و رشد مي نمايند. دامنه تغييرات بارندگي براي اين گونه ها بين 150 - 250 ميلي متر در سال متغيير است گونه كندل عمدتاً در اقليم خشك و نيمه خشك سرد و معتدل با خاكهاي كم عمق سبك و بافت شني لومي و سازندهاي مارن و ماسه رويش دارد . گونه آنغوزه در خاكهاي سنگلاخي و سنگريزه دار و مارنهاي قرمز و سفيد در دامنه ارتفاعي 950 - 2400 متر از سطح دريا پراكنش دارد رويشگاه نوروزك بيشتر در ارضي فقير ولي آهندار با سازندهاي گچي و آهكي و خاك كم عمق و سنگلاخي قرار دارد . آويشن شيرازي در اقليم خشك بياباني سرد و نيمه خشك گرم و دامنه ارتفاعي 1000 - 2300 متر از سطح دريا و با سازندهاي گچي و خاك صخرهائي و قلوه سنگ سازگار شده است .
واژه‌هاي كليدي : نيازهاي اكولوژيكي، گياهان دارويي، خراسان

مقدمه :

گونه هاي داروئي مورد مطالعه از گياهان اسانس دار مهم وشاخص مناطق خشك و بياباني استان خراسان هستند كه از نظر داروئي و صنعتي از اهميت ويژه ائي برخوردارند شناخت نيازهاي اكولوژيكي گونه هاي داروئي به منظور ايجاد زمينه كشت و اهلي كردن آنها و در كاهش فشار برداشت از مراتع از اهميت خاصي برخوردار است گونه هاي كندل و آنغوزه بشدت مورد بهره برداري قرار مي گيرند كه درصورت ادامه اين روند در آينده ائي نه چندان دور شاهد انقراض آنها خواهيم بود . رويشگاه گونه هاي آويشن شيرازي و نوروزك نيز محدود به مناطق خاصي است كه ادامه تخريب مراتع زمينه انقراض آنها را نيز فراهم مي آورد . كليه گونه هاي فوق بطور سنتي براي درمان بيماري هاي مختلف كار برد سنتي دارند .

مواد و روشها :

رويشگاههاي اين گونه ها در استان با استفاده از منابع علمي ( گزارشات شناخت مناطق اكولوژيك استان، فلور گياهي و- ) و تلفيق آنها با مطالعات ميداني در استان خراسان.مورد شناسائي قرار گرفت . با استفاده از نقشه هاي موجود فاكتورهاي اقليمي ، زمين شناسي ، خاكشناسي ، قابليت اراضي مشخص و انجام عمليات صحرائي و نمونه گيري ساير موارد از قبيل : ارتفاع رويشگاهها ، درصد و جهت شيب ، پوشش گياهي رويشگاه و تراكم و پوشش تاجي گياه و مراحل فنولوژي در رويشگاه بررسي گرديد .

نتايج و بحث :

نتايج بررسي نشان داد که گونه هاي مورد بررسي عمدتاً در مناطق جنوب خراسان با شرايط اقليمي سخت و خاکهاي فقير و سبک سازگار شده اند درواقع اين گونه كم توقع بوده و با حداقل فاكتورها محيطي مؤثر در رشد و نمو گياه رشد نموده و تجديد حيات مي نمايند. گونه داروئي و صنعتي آنغوزه ( Ferula assa - foetida ) در محدوده ارتفاعي 2400- 950 متري ازسطح دريا پراکنش دارد که ميزان بارندگي در رويشگاه هاي آن بين 250-150 ميليمتر در سال متغيير است و اين گياه بيشتر در سازندهاي زمين شناسي با مارنهاي قرمز و سفيد متراکمتر است . صمغ حاصله از ريشه اين گياه از محصولات مهم و صادراتي استان است كه از مراتع برداشت مي گردد . اين گونه جوانه هاي زايشي وبرگهاي آنغوزه در ابتداء فصل رشد در تهيه نوعي آش مصرف سنتي دارد و صمغ گياه به عنوان ضد تشنج ، ضد كرم، قاعده آور ، بادشكن و براي درمان هيستري و دفع آفات خاكزي و تهيه نوعي چسب الماس بكار مي رود.
گونه كندل ( Dorema ammoniacum ) نيز در مناطق جنوبي استان و اقليم هاي بيا باني سرد، خشك و نيمه خشك سرد و در مناطق دشت و نسبتاً مسطح نسبت به ارتفاعات از پراکنش بيشتري برخورداراست خاک اين مناطق داراي بافت سبک ( شني - لومي و لومي - شني ) مي باشد که عمدتاً ماسه سنگ و مارن مي باشند . دامنه تغييرات ارتفاع از سطح دريا در رويشگاهاي اين گونه بين 2000 - 1000 متر است . صمغ حاصله از ساقه گياه اهميت صادراتي داشته و در درمان زخمهاي چركي ، انگلهاي گوارشي و بيماريهاي تنفسي كاربرد سنتي دارد
نوروزك ( Salvia lerrifolia ) اين گياه در کشور فقط در مناطق جنوبي استان خراسان و بيارجمند استان سمنان رويش دارد. به اقليم هاي خشك بياباني سرد ، نيمه خشك بياباني و فرا خشك سرد سازگار شده است. دامنه ارتفاعي رويشگاه گياه بين 600-1800 متر از سطح دريا متغيير است اين گونه به خشکي مقاوم و به شوري حساس است . برگ گياه در كاهش قند خون ، ناراحتيهاي معده و به عنوان ضد تشنج و التهاب بصورت سنتي مصرف مي شود.
آويشن شيرازي ( Zataria multiflora ) يکي از گونه هاي اسانس دار و با ارزشي است که پراکنش محدودي در دنيا دارد. در خراسان اين گونه در مناطق جنوب استان پراکنش دارد . اين گونه در واريزه هاي باد بزني شکل ، تشکيلات آهکي ، سازنده اي گچي و کنگلومرا ديده مي شود . خاک اين رويشگاهها گچي و آهکي بوده و معمولاً داراي قلوه سنگ زيادي است ارتفاع از سطح دريا در رويشگاههاي اين گونه بين 2300 - 1000 متر متغيير است و اقليم اين مناطق عمدتاً نيمه خشک گرم ، فراخشک سرد و خشک بياباني سرد است . ميزان بارندگي در رويشگاههاي گياه بين 250-150 ميلي متر در سال متغيير است

"Pejman"
2008/9/03, 06:20 AM
بررسي برخي خصوصيات اکولوژيکي ريواس ( Rheum ribes )
و امکان کشت زراعي آن در مشهد
براتعلي غلامي1 ، محمد علي عسکرزاده1 و عبد الکريم نگاري2
به‌ترتيب اعضاء هيأت علمي و کارشناس مركز تحقيات کشاورزي خراسان
E-mail : Gholamiam@yahoo.com


خلاصه

ريواس يكي از گونه‌هاي دارويي ، صنعتي و غذايي است كه متأسفانه به‌دليل عدم وجود تحقيقات لازم در حال حاضر در مراتع و رويشگاه اصلي پرورش يافته ، برداشت ودر نهايت به بازار مصرف عرضه مي‌گردد. به منظور شناخت نيازهاي اكولوژيكي و امكان كشت در شرايط مزرعه در ابتداء رويشگاههاي گياه در استان مشخص و سپس خصوصيات اكولوژيكي رويشگاه از قبيل : اقليم ، پوشش گياهي ، زمين شناختي ، توپو گرافي و خاك و ارتباط آنها با گياه بررسي شد همچنين امکان كشت بصورت زراعي در مشهد مورد بررسي قرار گرفت. نتايج بررسي در رويشگاه نشان داد كه اين گونه به طور عمده در مناطق كوهستاني و مرتفع با بارندگي بيش از 150 ميليمتر با اقليم خشك و نيمه خشك سرد و فراسرد و سازند‌هاي زمين شناختي شيل و شيست با رخنمون سنگي رويش دارد. گياهان بالشتكي از مهمترين گونه‌هاي همراه ريواس در رويشگاه مي‌باشند. در شرايط مزرعه بذرهاي كشت شده در آذر و دي ماه از درصد سبز شدن و استقرار بيشتري نسبت به ساير زمانهاي كاشت برخوردار بودند و در سال اول و دوم توليد ريشه و دو برگ اصلي نموده و در نهايت در اواخر خرداد برگها كاملاٌ خشك شدند. ( استقرار گياه در شرايط مزرعه در تصاوير مشخص شده است ).
واژه‌هاي كليدي: ريواس، اكولوژي، اهلي كردن


مقدمه

بهره برداري بي رويه از ريواس در مراتع و مناطق رويش گياه در حال حاضر زمينه تخريب و نابودي آن را فراهم نموده است. در صورت امكان كشت زر اعي علاوه بر افزايش توان توليدي گياه روند تخريب مراتع كاهش خواهد يافت. استانهاي خراسان ، آذربايجان غربي و كردستان عمده ترين مراكز توليد و پرورش ريواس كشور محسوب مي‌شوند. در استان خراسان مراتع كوهستاني شهرستانهاي نيشابور ( ارتفاعات بينالود ) و كاشمر از مهمترين مناطق برداشت ريواس مي‌باشند. در كتاب ابو نصر هروي (قرن نهم هجري ) از اين گياه به نام ريواج نامبرده شده كه در رابطه با خواص دارويي آن بيان شده كه : (ريواج سرد بوده شكم را ببندد و صفرا و خون را بنشاند ) همچنين بذر آن در صنايع رنگرزي كاربرد دارد و ريواس پرورش يافته در تهيه شربت و شراب ريواس استفاده مي‌گردد. ريشه گونه‌اي ريواس كه به نام ريوند چيني معروف است ( Rheum officinalis ) به عنوان اشتها آور،،محرك هضم ، ،ملين و مسهل استفاده مي‌شود.

مواد و روشها

رويشگاههاي اين گونه در استان با استفاده از منابع علمي مختلف (گزارشهاي شناخت مناطق اكولوژيكي استان، فلور گياهي و-) و تلفيق آنها با مطالعات ميداني در استان خراسان.مورد شناسايي قرار گرفت. با استفاده از نقشه‌هاي موجود و انجام عمليات صحرايي و نمونه گيري عوامل اقليمي ، زمين شناختي ، خاكشناختي ، قابليت اراضي و ساير موارد از قبيل : ارتفاع رويشگاهها ، درصد و جهت شيب ، پوشش گياهي رويشگاه و تراكم و پوشش تاجي گياه و مراحل فنولوژيكي در رويشگاه بررسي گرديد. بذر گياه جمع آوري و بعد در چهار تاريخ كاشت مختلف ( آذر ، دي و بهمن و اسفند سال 1381 ) در شرايط مزرعه به‌صورت رديفي كشت گرديد. جوانه‌زني بذر نيز در شرايط هواي آزاد و به‌صورت كشت در گلدان صورت گرفت. و پس از كاشت موارد لازم در شرايط مزرعه و گلدان يادداشت برداري گرديد

نتايج و بحث

رويشگاه اين گونه در خراسان به‌طور عمده در مناطق جنوبي ، مركزي ، جنوب غربي و شرقي و در ارتفاعات با زمستانهاي سرد ويخبنداني با دامنه ارتفاعي 1200 تا 3200 متري مي‌باشد و ازمهمترين مناطق بهره برداري و پرورش آن ارتفاعات شهرستانهاي نيشابور ،كاشمر ،گناباد، طبس، فردوس، بيرجند، قاين و نهبندان مي‌باشد كه سالانه مقدار قابل توجهي پس از پرورش بهره برداري و صادر مي‌گردد طبق بررسي انجام شده مشخص گرديد كه اين گونه به‌طور عمده در اقليم‌هاي خشك و نيمه خشك سرد و فرا سرد ، خشك و بياباني سرد ، نيمه مرطوب فرا سرد و مديترانه‌اي فرا سرد با دامنه تغييرات بارندگي بين 150 - 450 ميلي متر درسال رويش دارد. از نظر زمين شناختي بيشتر در سازند‌هاي شيل و فيلت مشهد ، ناحيه بينالود، سنگهاي آهكي و شيست و مارن با رخنمون سنگي ، سازندهاي آهك شتري و سرخ شيل مشاهده مي‌گردد ريواس در شيبهاي جنوبي با دامنه ارتفاعي 1700 تا 2000 متري با شيب 20 تا 40 درصد تراكم بيشتري دارد. در دامنه‌هاي جنوبي، محصول بيشتر با كيفيت بهتري توليد مي‌گردد. اين گياه در خاكهاي غير شور با 7 - 5/5 PH = و با بافت سبك و شني و شني - لومي رشد مي‌نمايد. در شرايط رويشگاه رشد رويشي گياه از اوايل فروردين شروع شده و در اوايل ارديبهشت گل داده و در اواخر ارديبهشت تا اواسط خرداد بذرهاي تشكيل شده و در نهايت در اواخر خرداد تا اواسط تير ماه بذرهاي گياه مي‌رسند. Artemisia Acantholimon Astragalus , Cousinia Acanthophyllum , Scariola orintalis Salvia lerrifolia ، Bunium persicum ، Eremurus spectabilis و ‏Teucrium polium ، از مهمترين گونه‌هاي همراه در رويشگاه ريواس محسوب مي‌شوند. نتايج مقدماتي كشت در مزرعه نشان داد كه فقط زمان كشت آذر و دي ماه موفقيت آميز بود و بذرهاي كشت شده در بهمن و اسفند اصلاٌ سبز نشدند. در بررسي كشت گلداني نيز همين نتيجه بدست آمد به‌طوري كه از تعداد 100 عدد بذر كشت شده در داخل گلدان در زمانهاي مورد بحث نيز در زمان كاشت آذر و بهمن هر دو 34% و زمان كشت بهمن تنها 3 % بذرهاي سبز شدند. بررسي مراحل رشدي گياه در شرايط مزرعه نيز نشان داد كه تا كنون (پس از گذشت دو فصل زراعي) گياه مورد مطالعه فقط توانسته است توليد 2 عدد برگ اصلي نموده و ذخاير ريشه خود را افزايش دهد. در منابع سنتي قديم گفته شده كه اين گياه از سال چهارم قابل بهره برداري است، بنابر اين بايد منتظر گذشت زمان و رشد تكميلي گياه بود تا بتوان اظهار نظر قطعي نمود

منابع

1- غلامي، براتعلي.1380. بررسي مقدماتي نيازهاي اکولوژيکي و خواص دارويي ريواس. همايش ملي گياهان دارويي.
2- پويان، حسن. 1368. گياهان دارويي جنوب خراسان
3- زرگري، علي.1369. گياهان دارويي. جلد 4
4-Horn, v and chirsta weill. 1996. The Encyclopedia of medicinal plant


An investigation on ecological characteristic of Rheum ribes and possibility of its cultivation in Khorasan province
Barat Ali gholami - Mohammad Ali Askarzadeh- Adulkarim negari

Abstract
Rheum ribes is one of the main medicinal and industrial plants. This research carrid out for identification of ecological characteristic in habitats and cultivation of R.ribes in field. Seeds planting on different date in field condition. results showed that It growths on mountains and the range of rains is more than 150mm. Its climate is dry and semi dry and cool. It is cooperated with cousion plants in mountain range land. Establishment and germination rate of R.ribes seeds in field was maximum in December and Januar. in After year root and leaves growth and then leaves was dry in Jun.
Keywords: Rheum vibes, cultivation

"Pejman"
2008/9/03, 06:21 AM
بررسي برخي نيازهاي گونه دارويي گيلاس وحشي (Cerasus avium)
در جنگلهاي مازندران
فرداد فرهادي 1 ، كامبيز اسپهبدي 2 و حامد يوسف زاده 3
1- دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان
2- عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران
3- دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه تربيت مدرس


خلاصه

اين بررسي در 20 هزار هكتار از جنگلهاي مازندران واقع در جنوب ساري انجام شد. نيمرخ ارتفاعي با جهت شمال شرقي به جنوب غربي از ابتداي جنگل تا پايان آن در ارتفاعات البرز مورد پيمايش قرار گرفت. ويژگيهاي اكولوژيك شامل وضعيت خاك جهت و شيب دامنه سنگ مادري و پوشش گياهي در مناطقي كه بيش از دو پايه گيلاس در كنار هم حضور داشتند بررسي شد. نتايج تحقيق نشان داد كه گيلاس وحشي گونه ايست نورپسند كه بصورت انفرادي در جامعه راشستان زيست ميكند. پراكنش آن از جنگلهاي ميان بند آغاز شده و تا ارتفاعات فوقاني بالا ميرود. خاكهاي عميق را دوست دارد و از نظر اسيديته, داراي اسيديته ضعيف تا خنثي ميباشد. اين گونه در دامنه‌هاي شمالي, شرقي و شمال شرقي داراي بيشترين تراكم مي‌باشد. .ميوة آن در اواخر خرداد مي‌رسد. توليد نهال در نهالستان بسيار آسان بوده و مي‌توان از آن بعنوان يك گونه چند منظوره در جنگلكاري استفاده كرد.
واژه هاي كليدي: گيلاس وحشي, گونه داروئي, نيازهاي اكولوژيكي


مقدمه

وابستگي شديد كشورمان به واردات مواد اوليه دارويي و خروج مقادير زيادي ارز لزوم توجه جدي به استعدادها و توانمنديهاي گياهان دارويي بومي كشورمان را ايجاب مي‌كند.
از طرف ديگر علي رغم دارا بودن سابقه ديرينه در استفاده از طب سنتي و گياه درماني و بهره مندي از ذخاير ارزشمند فلور گياهان دارويي بدليل غلبه فرهنگ مصرف گرايي از پيشينه ارزشمند خود در اين زمينه غافل مانده است. با ادامه چنين روندي بيم آن ميرود جامعه و بويژه نسل جديد از يك منبع درماني طبيعي محروم گرد.
گيلاس وحشي(Cerasus avium) گونه ايست از خانواده گل سرخ و جنس گيلاس كه ارتفاع آن در برخي موارد از 20 متر فراتر ميرود. پوست آن متمايل به ارغواني خاكستري يا كمي تيره مي‌باشد. برگهاي آن تخم مرغي كشيده با نوك تيز و يا كشيده و قاعده‌اي گرد و با حاشيه دندانه‌اي اره‌اي ساده و يا مضاعف و نامنظم مي‌باشد. ميوه آن شفت كروي كوچك به قطر يك سانتي متر گوشت دار و ترش مزه است(1)..
اين گونه به تناسب نژادها و واريته‌هاي مختلف داراي 6 الي 15 درصد مواد قندي و اسيدهاي آلي مختلف است(2).
از برگ و ميوة آن و همچنين دم كرده ميوه آن در درمان بيماريهايي نظير ورم كليه(نفريت)، آلبومينوري، آب آوردن اعضاي بدن، تجديد حيات سلولهاي بشره پوست و دفع رسوبات ادراري سنگ كليه و همچنين بعنوان مدر در بيماريهاي مختلف بكار ميرود(2). شايد ايران داراي غني ترين فلور گونه‌هاي چوبي باشد ولي متاسفانه توجه زياد به توليد چوب مانع از آن شده تا استعدادهاي بالقوه توليد اندامهاي دارويي بصورت بالفعل درآيد.گيلاس وحشي (Cerasus avium) يكي ازاين گونه‌ها در ايران مي‌باشد. لذا اهميت آن ايجاب نمود تا مطالعات اكولوژي روي آن صورت گيرد.

مواد و روشها

به منظور بررسي خصوصيات اكولوژي گيلاس (Cerasus avium), قطعات نمونه به صورت انتخابي با مساحت 10 آر انتخاب شدند. در مجموع 30 پلات برداشت گرديد. در هريك از اين قطعات نمونه وضعيت اكولوژي قطعه شامل ارتفاع از سطح دريا, شيب, جهت, عمق خاك، گونه‌هاي همراه و وضعيت زادآوري در مناطقي كه بيش از 2 پايه گيلاس در كنار هم حضور داشتند بررسي شد. در مرحله بعد خصوصيات كمي و كيفي پايه‌هاي گيلاس ارزيابي گرديد. اطلاعات اقليمي از اطلاعات ايستگاه هواشناسي اوريملك واقع در در ارتفاع 1000 متر از سطح دريا استفاده گرديد.بر اساس آمار بدست آمده حداقل و حداكثر درجه حرارت 3/2 در ديماه و 4/18 درجه سانتيگراد و حداقل و حداكثر بارندگي ماهيانه، بترتيب برابر 7/94 ميليمتر در شهريور و 9/50 ميليمتر در ديماه گزارش شده است.بعد از جمع‌آوري, داده‌ها با كمك نرم افزار آماري spss مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.

نتايج و بحث

نتايج بررسي نشان داده است كه گونه گيلاس وحشي (Cerasus avium) گونه ايست نورپسند كه بصورت انفرادي زيست مي‌كند. اين گونه در خاكهاي عميق,با بافت لوم رسي تا لوم شني داراي رشد مناسبي مي‌باشد، ولي در خاكهاي كم عمق نيز مشاهده شده است.
گونه‌هاي همراه آن راش,ممرز، افرا و بلوط مي‌باشد. تركيب گونه اي آن به نحوي است كه در ارتفاعات پائين‌تر بيشتر با گونه بلوط و ممرز همراه بوده و هرچه بسمت ارتفاعات بالا ميرويم تركيب گونه اي آن به سمت راش، افرا و ممرز ميل مي‌كند. ميانگين قطر برابر سينه و ارتفاع آن در بين درختان مطالعه شده بترتيب برابر 3/34 سانتيمتر و 8/24 مترمي باشد.
از نظر توپوگرافي اين گونه در شيبهاي بين 50 الي 90 درصد و در دامنه‌هاي شمالي، شمال غربي، شرقي و شمال شرقي داراي بيشترين تراكم مي‌باشد. در شيبهاي بين صفر الي 20 درصد داراي بدترين شرايط مي‌باشد(دامنه جنوبي) .بهترين كيفيت براي اين گونه در شيب ملايم(صفر الي 20 درصد) در دامنه غربي و بدترين كيفيت در شيب 20 الي 50 درصد در دامنه جنوبي و بيشترين زادآوري در شيب 30 الي 50 درصد و كمترين آن در شيب 50 الي 90 درصد مي‌باشد. ميوه آن در اواخر خرداد ميرسد و در صورت مساعد بودن شرايط رويشگاهي، هر درخت در حدود 20 كيلوگرم ميوه مي‌دهد.
با توجه به مطالب ذكر شده ميتوان گفت اين گونه داراي نرمش اكولوژيكي مناسبي بوده و مي‌توان با اطمينان بالا در جنگل كاري از آن استفاده كرد.

منابع

1- ثابتي, حبيب الله.1373.جنگلها,درختان و درختچه‌هاي ايران. انتشارات دانشگاه يزد. 810 صفحه
2- جوانشير, كريم و همكاران. 1376. بررسي فنولوژي درختان جنگلي و الگوي تغييرات دما در جنگلهاي خيرودكنار خزر. مجله منابع طبيعي. جلد 50
3- زرگري, علي.1370. گياهان دارويي. جلد چهارم. انتشارات دانشگاه تهران. 923 صفحه


Investigation on some ecological demands of Cerasus avium in Mazandaran forests

Fardad Farhadi 1 , Kambiz Espahbodi2 and Hamed Yousefzadeh 3
1- The master science student of agriculture and natural resource university of Gorgan . 2- The member of scientific group of agriculture and natural resources research center of Mazandaran and PHD student of Tarbiatmodares university. 3- the master science student of Tarbiatmodares university

Abstract
This resarch was carried out in 20000 hectares of Mazandaran forests located in south of Sari.The results show that Cerasus avium is a light demand tree and lives Fagetum community.It prefers to live in deep and fertilized soil, but also can live in shsllow soil.Its soil acidity variates between weak to nutrient.It is usually accomplish with Quercus castaneifolia (in lower elevate),Fagus orientalis,Acer velutinume and Carpinus betulus.This species has the most density in North ,North West , East and North East aspects with the slope between 50 to 90% . Its fruit ripes in June.Its seedling production in nursery is much easy and so can widely used in forest plantation.
Keywords:Cerasus avium, medical species,ecological demands

"Pejman"
2008/9/03, 06:22 AM
خصوصيات اکولوژيکي کما کندل (Dorema ammoniacum) و اهميت آن در جنوب خراسان
عباسعلي فرهنگي، حسين توکلي
به ترتيب کارشناس منابع طبيعي بيرجند و عضو هيئت علمي مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خراسان


خلاصه

کما کندل Dorema ammoniacum گونه اي از خانواده چتريان است که در سطح قابل توجهي در منطقه بيرجند و سربيشه بابارندگي 150 تا 200 ميليمتر بر روي اراضي لومي شني تا لومي رسي و در محدوده ارتفاعي 1450 تا 800 متر رويش دارد. رشد آن در اسفند آغاز و بوته هاي گلدهنده در خرداد ماه به ساقه رفته و نهايتا رشد گياه در تير ماه تاا مرداد ماه متوقف مي شود.از ساقه اين گياه شيرابه اي به نام کندل خارج که استفاده دارويي و صنعتي دارد. عملکرد محصول شيرابه اين گياه در منطقه مورد مطالعهسطح 1000 هکتار تا حدود5/1 کيلوگرم مي رسدکه به عنوان درآمد جنبي مردم اين سامان محسوب مي شود. براي بهره برداري بهينه و پايدار از آن بذرکاري رويشگاهها و آموزش لازم براي برداشت صحيح محصول ضروري است.

مقدمه

در عرصه هاي طبيعي مناطق خشک و نيمه خشک تعدادي از گونه هاي خانواده چتريان موادي را توليد مي کنند که به عنوان فراورده هاي دارويي و صنعتي قابيلت استفاده فراوان دارد. يکي از اين گياهان کما کندل(Dorema ammoniacum) است که در مناطق خشک ايران( 1و2) و از جمله در جنوب خراسان رويش دارد. وجود اين گياه در رويشگاه هاي جنوب خراسان داراي اهميت زيست محيطي و اقتصادي براي مردم اين سامان است لذا براي مديريت بهتر رويشگاه ها، خصوصيات اکولوژيکي اين گونه مطالعه شده است.

مواد و روشها

اين مطالعه صحرائي در منطقه بيرجند و سربيشه انجام شد. براي اين منظور محدوده هاي رويشي گياه، دامنه ارتفاعي رويشگاه ها، شرايط اقليمي و ادافيکي حاکم، نحوه تجديد حيات، فنولوژي، روش بهره برداري و تاثير آن بر بقا گياه و نيز اهميت اقتصادي آن در منطقه بررسي شده است.

نتايج و بحث

Dorema ammoniacum در منطقه مورد مطالعه به نام کما کندل، وشا و اوشک معروف است. گونه اي از خا نواده چتريان بوده که حداکثر، حداقل و متوسط ارتفاع آن در منطقه به ترتيب 240، 80 و 170 سانتيمتر ميباشد. رشد گياه از اوائل اسفند شروع و بوته هاي گلدهنده درخردادماه توليد ساقه و گل مي کنند. بذر آن حداکثر تا اواسط تير مي رسد و بسته به ميزان بارندگي ساليانه، رشد گياه در تير ماه تا اواخر مرداد ماه متوقف مي گردد. بوته هاي غير گلدهنده از اوائل خرداد ماه شروع به خشک شدن مي نمايند. گياهي مونوکارپيک است و عمر آن بين 5 تا 7سال است که در سال آخر پس از توليد ساقه و بذر از بين مي روند. تجديد حيات مجدد گياه از طريق بذر است.
رويشگاه هاي اين گياه در منطقه مورد مطالعه در محدوده ارتفاعي 1450 تا 1800 مترقرار دارد. سطح رويشگاه هاي کما کندل در منطقه بالغ بر 15000 هکتار است که تراکم بوته بين يک تا 120 بوته در هکتار را دارا مي باشد. لذا بهره برداري در سطوح با تراکم مناسب ( بالاتر از 50 بوته در هکتار) اقتصادي است. ميزان بارندگي اين مناطق بين 150 تا 200 ميليمتر در سال است. خاک رويشگاه ها ي کما کندل داراي بافت لومي شني تا لومي رسي است. وجود گچ و آهک قابل ملاحظه در رويشگاههاي اين گياه در سمنان گزارش شده است (1). وزش بادهاي گرم (تف باد) در بعضي ازسالها در مرحله گلدهي باعث کاهش بذردهي و کاهش و توقف حرکت شيره گياهي مي گردد. در چنين سالهائي عدم شيرابه دهي و بذردهي از اثرات آن مي باشد.
گزش حشرات و يا خراش در سطح ساقه باعث ترشح و خروج شيره شيري رنگ شده که در مجاورت هوا خشک و شکننده بوده و نهايتا به صورت ماده کريستاله زرد رنگي در مي آيد. بوي آن نامطبوع و طعم آن بسيار تلخ است. اين ماده توسط همه اهالي ازکوچک تا بزرگ در مرحله خميري برداشت مي شود و احتياج به تخصص و ابزار خاص ندارد.
توليد اين محصول حدود 5/1 کيلوگرم در هکتار در رويشگاههاي با تراکم مناسب تخمين زده مي شود. قيمت هر کيلو بين 35000 تا 70000ريال به فروش مي رسد. محصول اين گياه توسط روستاييان مجاور رويشگاه ها در طي مدت دو ماه از اول خرداد برداشت مي گردد.
در پاي بوته هاي کما قارچ خوراکي نيز مي رويد که در اوائل بهار توسط روستائيان برداشت مي شود. ضمن اينکه علوفه بوته هاي اين گياه در قديم برداشت و در زمستان به صورت علوفه خشک مورد استفاده دام واقع مي شده است. البته اين برداشت در ميزان تراکم گياه اثر منفي دارد. دامها از کما کندل در اواخر مرحله رشد استفاده مي کنند، ساقه هاي چوبي آن هم براي سوخت مورد بهره برداري قرار ميگيرد.
برداشت شيرابه اين گياه از اوائل خرداد و همزمان با گلدهي گياه مي باشد که زمان نامناسبي است و باعث ريزش گل ها و بذور نارس مي گردد. بعضي از ساقه ها هم در اثر خم کردن بيش از حد مي شکند.. در اين زمينه آموزش بهره برداران براي برداشت صحيح ضروري است. براي احيا رويشگاه ها مي توان بهره برداران را در ازاء بهره برداري از محصول متقاعد به بذرکاري در اين عرصه ها نمود. نمونه عملي اين کار براي کما آنغوزه در رويشگاه هاي موجود در طبس جواب مثبتي را داده است.

منابع

طاهريان، کاظم. 1380. بررسي نيازهاي اکولوژيکي گياه صنعتي داروئي وشق Dorema ammoniacum و پراکنش آن در استان سمنان. مجموعه مقالات همايش ملي گياهان داروئي ايران. موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع. ص 222.
قاسمي آريان، عليرضا. 1373. بررسي نيازهاي بوم شناختي گونه کندل و لزوم حفظ و تکثير آن به عنوان يک گياه داروئي، صنعتي و علوفه اي در منطقه جنوب غربي سبزوار. يايان نامه کارشناسي ارشد. دانشکده منابع طبيعي دانشکاه تهران.


Ecological characteristics of Dorema ammoniacum and its economic importance in South of Khorasan
Farhangi, A. Tavakoli, H.

Abstract
Dorema ammoniacum is a medicinal plant belong to َApiaceae family. It is grown in a vast area in Birjand and Sarbishe with annual rainfall between 150-200mm, soil texture of sandy loam to clay loam in altidunal range of 1450-1800 meter. The growth started in early April, Stems and flowers appeare by late May and growth retarded by July. This plant produces a syrupe as medicinal product. The yield is estimated about 1.5 kg/ha in which accounted as lateral income of local people. For sustinable use of this plant, renovation of habitates by seeding and traning of local people for correct harvest are nessacery.
Key words: Ecological characteristics, Dorema ammoniacum, economic importance

"Pejman"
2008/9/03, 06:24 AM
شناسايي و تعيين پراكنش گونه‌هاي افدرا) Ephedra spp. (
در استان آذربايجان غربي
سيامك فلاحتي قراگوز1 و ‌بهمن عليزاده قره قشلاقي2
1- دانشجوي دوره phD علوم گياهي, دانشگاه اروميه (Email: seyamakf@yahoo.com)
2- مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام استان آذربايجان غربي

خلاصه‌

گياه افدرا به سبب وجود آلكالوئيدهاي افدرين و پسودوافدرين داراي خاصيت دارويي در درمان بيماريهاي تنفسي و آسم مي‌باشد. اين تحقيق به منظور شناسايي گونه‌هاي مختلف اين گياه و رويشگاههاي آن در سطح استان آذربايجان غربي و به منظور بررسي ارتباط شرايط اكولوژيكي و پراكنش گونه‌هاي مختلف آن صورت پذيرفته است. نتايج نشان دهنده وجود 9 ناحيه به عنوان رويشگاه اصلي وشناسايي2 گونه E. procera و E. major مي‌باشد. پراكنش دو گونه ارتباط معني‌داري با شرايط اقليمي، زمين شناختي، ‌توپوگرافيكي و خاكشناختي رويشگاه خود دارد.
واژه‌هاي كليدي: افدرا، شناسايي، پراكنش


مقدمه

بررسي اصولي و علمي موضوع گياهان دارويي در عصر جديد وارائه برنامه‌اي علمي در جهت بهره برداري صحيح و بهينه ازآنها،‌ نيازمند شناسايي اوليه رويشگاهها، ‌تهيه نقشه پراكنش وشناسايي اين گياهان درموطن اصلي خود مي‌باشد. دراين راستا،‌ استان آذربايجان‌غربي باداشتن فلور غني، شرايط اكولوژيكي متنوع وفرهنگ بالاي استفاده از گياهان دارويي از جمله رويشگاههاي مهم گياهان دارويي محسوب مي‌گردد.
گياه افدرا (ريشبز،ارمك) .Ephedra spp ازخانواده Ephedraceae ازجمله گياهان دارويي مهم محسوب مي‌گردد، كه از اين جنس 12گونه درايران گزارش گرديده است. اين گياه به نامهاي محلي: هوموخ، قاتورقويروقي وكچي سقلي ناميده مي‌شود. اين گياه اثربازكننده برونش (Bronchodidator)،‌ ضد سرفه،‌ضد آسم و ضد تب دارد. علاوه بر خاصيت دارويي،‌ داراي ارزش تغذيه‌اي دام (به‌خصوص بز) در مواقع خشكسالي نيز مي‌باشد. گياه افدرا نزد زرتشتيان گياه مقدسي بوده و تا حدودي در منطقه حفظ شده است.
افدراها گياهاني بوته‌اي،‌ به ارتفاع 4/0 تا يك متر گاهي درختچه‌اي كوچك،‌ داراي ساقه بند بند و برگهاي كوچك و نازك درمحل بند مي‌باشند. گلهاي آنها عموماً به‌صورت شاتونهاي نر و ماده بر روي دو پايه جدا از هم ظاهر مي‌شوند. قسمت مورد استفاده دارويي اين گياه قسمت‌هاي سبزمي باشد. ماده مؤثر آن افدرين وپسودوافدرين مي‌باشد. فرم كلريدرات افدرين دردرمان بيماري آسم استفاده مي‌گردد و مقدار آن به تناسب محل رويش گياه تغييرمي نمايد(2) وبه اين علت شناسايي گونه ها،‌ محلهاي رويش و زيستگاههاي طبيعي آن در يك عرصه مي‌تواند گامي مهم درجهت كشت واستفاده از اين گياه محسوب شود. اين تحقيق به مدت 3سال جهت شناسايي گونه‌هاي بومي و رويشگاههاي جنس افدرا در استان آذربايجان غربي انجام گرديده است.

مواد و روشها

روش كار شامل مطالعات اوليه و تهيه نقشه‌هاي توپوگرافي استان، بررسي اطلاعات و منابع موجود ازجمله هرباريوم مركزي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور،‌ عمليات صحرايي در كل عرصه استان، برداشتن نمونه‌هاي گياهي از سطح استان،‌ بررسي ومطالعه ويژگيهاي اكولوژيكي رويشگاهها، شناسايي هرباريومي گونه هاو در نهايت تعيين رويشگاههاي عمده افدرا به تفكيك گونه‌هاي موجود و انتقال اطلاعات بر روي نقشه پراكنش رويشگاههادر استان آذربايجان غربي بوده است.

نتايج و بحث ‌

نتايج حاصل از تحقيق نشان داد كه از رويشگاههاي مختلف افدرا در سطح استان (با گستره ارتفاعي 850 متر از سطح دريا در حاشيه سد ارس تا 1900 متر از سطح درياي آزاد درآغوش چالدران)، 9 منطقه داراي تراكم زيادتري مي‌باشد كه اين مناطق عبارتند از : جزيره كبودان واقع در درياچه اروميه،‌ روستاي قره باغ، روستاي قالقاچي دره سوئيدي،‌ روستاي آبگرم دره اوچ مشه،‌ كوه چكش در نوشين شهر، كوه آغداشي در چالدران، گردنه قرمزي يوتقوش در كليسا كندي ماكو،‌ حاشيه رودخانه ارس،‌ قلان دره در تكاب (نقشه شمارة 1). در ميان 9 رويشگاه بيشترين فراواني افدرا از منطقه قره باغ و كمترين آن مربوط به منطقه اوچ مشه مي‌باشد. ‌مطالعات آزمايشگاهي بر روي نمونه‌هاي جمع آوري شده با استفاده از منابع موجود (5،4،3،1) منجر به شناسايي دو گونه افدرا Ephedra procera وE. major در كل استان آذربايجان غربي گرديده است. توجه به مشاهدات صحرايي وشرايط اكولوژيكي رويشگاههاي اصلي افدرا نشانگر سازگاري وتطابق گياه به نواحي سنگلاخي، پرشيب و سخت محيط مي‌باشد و مقاومت به خشكي و تحمل شرايط خاك فقير و وايزه‌اي از جمله ويژگيهاي اين گياه محسوب مي‌گردد.

1- گونه E. major
اين گونه در منطقه جزيره كبودان ـ قره باغ ـ قالقاچي ـ تكاب داراي پراكنش قابل توجهي مي‌باشد كه از لحاظ اقليمي داراي بارندگي حداقل استاني وازلحاظ ادافيكي متنوع واز لحاظ توپوگرافي در سطوح كم شيب و مسطح و آفتابگير واقع شده اند. داراي رنگ تيره در ساقه و برگهاي تحليل رفته نسبت به گونه ديگر مي‌باشد و در گستره ارتفاعي 1300 تا 1700 متر از سطح دريا واقع شده‌اند (تصوير شمارة 1).
2- گونه E. procera
رويشگاههاي اين گونه منطقه كوه چكش،‌ دره اوچ مشه، حاشيه رودخانه ارس, روستاي ميدان درچالدران وكليسا كندي در ماكو مي‌باشد. بيشتربر روي خاكهاي ماسه‌اي درشت دانه، واريزه‌اي و گهگاه در شيارهاي سنگ‌ها ودر سطوح پرشيب باگستره ارتفاعي وسيع(900تا1900متر) گسترش دارند.

سپاسگزاري

بدين‌وسيله از كليه همكاران و هماهنگ كننده طرح (خانم فاكرباهر وآقاي باباخانلو), ايستگاه تحقيقاتي ساعتلو اروميه ومركزتحقيقات منابع طبيعي واموردام استان آذربايجان غربي به‌خاطر همكاري بيدريغ نهايت قدرداني مي‌گردد.

منابع

1- رحيمي نژاد، ‌محمد رضا وسيامك فلاحي قراگوز، ‌(1378). بررسي پوشش گياهي منطقه حفاظت شده موته. مجله زيست شناسي ايران ـ شماره 4-1،‌ دانشگاه تهران.
2- زرگري،‌علي،‌(1370). گياهان داروئي. انتشارات دانشگاه علوم پزشكي تهران. جلد پنجم.
3- فلاحي قراگوز, سيامك و بهمن عليزاده قره قشلاق، ‌‌(1382). معرفي فلوراستان آذربايجان غربي. يازدهمين كنفرانس سراسري زيست شناسي ايران.
4- Parsa, A. (1980(. Flora of Iran. Ministry of culture and higher educotion of Islamic republic of Iran.
5- Rechinger, K.H. (1963-1993). Flora Iranica. Akademiche Druck- U.Verlagsanstalt, Graz- Austria.

نقشه 1: پراكنش رويشگاههاي دو گونه افدرا در استان آذربايجان غربي.

شكل شماره 1: Ephedra major




Identification and detecting the distribution of Ephedra Species
in west Azarbaijan

Abstract
The different varieties of Ephedra because of having Ephedrine and Pseudo-ephedrine Alkaloids have the drug properties in illnesses respiratory treatment. This research has done in order to recognition of different varieties of this plant and its habitat in west Azerbaijan province and study of its different species.
The obtained results show 9 regions as a major habitat and recognition of 2 species (E. procera and E. major). Distribution pattern of two species has a meaningful relationship with Climatic, Pedology, Topography, and Edaphic of its habitat conditions

"Pejman"
2008/9/03, 06:27 AM
معرفي ويژگيهاي اكولوژيكي گياه دارويي و بومي ميناي اصفهاني
محمد تقي فيضي
كارشناس مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان
اصفهان- شهرك امرحمزه صندوق پستي 199-81785 Email: mohamadtaghi_feyzi@yahoo.com (mohamadtaghi_feyzi@yahoo.com)


خلاصه

گياه ميناي اصفهاني يكي از گياهان مهم دارويي و معطر، انحصاري ايران و متعلق به ناحيه ايرانو - توراني در منطقه رويشي استپي مي‌باشد كه با داشتن خواص دارويي و اسانس بالا مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد. اين مطالعه در سال 80 و 81 انجام شد. براي بررسي ويژگيهاي اكولوژيكي، گياه از رويشگاههاي مختلف آن جمع‌آوري و مورد شناسايي قرار گرفت. نتايج حاكي از آن است كه اين گونه با نام علمي Tanacetum lingulatum متعلق به خانواده Asteraceae مي‌باشد گياهي پايا با بن چوبي به ارتفاع 50- 20 سانتيمتر، گلها لوله‌اي وزرد، ميوه فندقه، موسم گل اواسط خرداد تا اوايل مرداد ماه، اين گونه اولين بار از استان اصفهان جمع‌آوري و شرح گونه از روي آن نوشته شده است، دراستانهاي اصفهان، كرمان، سمنان، يزد، مركزي، و فارس ديده مي‌شود. در واحد‌هاي اراضي كوه، تپه و گاهي دشت در خاكهاي با بافت سبك تا متوسط و بارندگي 210- 160 ميليمتر مي‌رويد. به صورت گونه همراه در تيپ درمنه دشتي Artemisia sieberi و گياهان منطقه استپي ديده مي‌شود. ارتفاع رويشگاههاي آن از سطح دريا بين2500 - 1600 متر مي‌باشد.
واژه‌هاي كليدي: اكولوژيكي، گياه دارويي، ميناي اصفهاني


مقدمه

بشر از دير باز جهت تامين غذا، پوشاك، بهداشت، درمان، سوخت و غيره گياهان را مورد استفاده قرار مي‌داده و با پيشرفت علم و فن‌آوري‌هاي جديد روز به روز بر ميزان وكيفيت آن افزوده مي‌گردد. جهت بهره برداري بهينه در راستاي توسعه پايدار بايست گياهان به‌خصوص گياهان بومي و انحصاري ايران مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرند. گياه ميناي اصفهاني با نام علمي Tanacetum lingulatum (Boiss.) Bornm. متعلق به خانواده Asteraceae با نام مترادف آن Pyrtherum lingulatum Boiss. يكي از اين گونه‌هاست. اين گونه براي اولين بار از مورچه خورت اصفهان جمع‌آوري، شناسايي و نامگذاري شده است. به‌طوري كه شرح تيپ گونه از روي نمونه اين منطقه نوشته شده است. و به همين دليل به آن نام فارسي ميناي اصفهاني داده شده است.
اين گونه گياهي پايا با بن چوبي به ارتفاع 20 تا 50 سانتيمتر، ساقه منشعب وداراي كركهاي منشعب، برگهاي ريز و متناوب پوشيده از كركهاي كوتاه، جام گل لوله‌اي و زرد رنگ، مجتمع در انتها به صورت كپه‌اي، گلها همجنس، ميوه فندقه. اين گونه يكي از گياهان مهم دارويي ومعطر و گونه انحصاري ايران مي‌باشد كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است. اين گونه از جنس Tanacetum بوده كه اغلب گونه‌هاي اين جنس داراي بوي خوش و برخي نظير مخلصه در زمره گياهان مهم دارويي است. بنابر اين لازم است تا اين گونه بيشتر مورد مطالعه وتحقيق قرار گيرد. در اين راستا مطالعات اكولوژيكي به‌عنوان يكي از راههاي اصولي جهت توسعه پايدار انسان را ياري مي‌نمايد.

مواد و روشها

اين مطالعه در سطح استان اصفهان انجام گرفت. بدين منظور گياه Tanacetum lingulatum (Boiss.) Bornm. متعلق به خانواده Asteraceae ازرويشگاههاي مختلف در استان جمع‌آوري و با استفاده از منابع معتبر مورد شناسايي قرارگرفت همچنين با مطالعه منابع بيشتر اطلاعاتي در مورد پراكنش و خصوصيات گياه شناختي آن كسب گرديد. سپس رويشگاههاي مختلف آن مورد مطالعه وبررسي قرار گرفت و اطلاعات لازم در باره پراكنش، فنولوژي، مرفولوژي، گياهان همراه، هوا و اقليم، خاك و اراضي، ارتفاع از سطح دريا و غيره جمع‌آوري گرديد.

نتايج و بحث

نتايج پژوهش نشان داد كه اين گونه گياهي معطر با بوي خوش، موسم گل اواسط خرداد تا اوايل مرداد، انحصاري و بومي ايران ومتعلق به ناحيه ايرانو - توراني در منطقه رويشي استپي مي‌باشد. كه دراستانهاي كرمان، سمنان، يزد، مركزي و اصفهان در شهرستانهاي شهرضا، اصفهان، نجف آباد، تيران، برخواروميمه رويش دارد. ارتفاع رويشگاههاي اين گونه از 1600 تا 2500 متر از سطح دريا متغير است، بيشتر در واحد‌هاي اراضي كوه، تپه و گاهي دشت در خاكهايي با بافت سبك تامتوسط مي‌رويد، اقليم رويشگاهها بر اساس روش تقسيم‌بندي گوسن،نيمه بياباني خفيف،كوپن معتدل سرد با تابستانهاي گرم و خشك مي‌باشد. حد اكثر درجه حرارت مطلق 40 و حداقل مطلق 30- درجه سانتيگراد و ميزان بارندگي رويشگاههاي آن 210 -160 ميليمتر است. پراكنش بارندگي رويشگاههاي آن چندان مطلوب نيست به‌طوري كه عمده بارندگي در پاييز و زمستان مي‌بارد. اين گونه به‌صورت گونه همراه بيشتر در تيپ در منه دشتي Artemisia sieberi ديده مي‌شود و ساير گياهان قابل توجه همراه آن عبارتند از:
Stipa barbata - Astragalus spp. - Noea mucronata - Eurotia ceratoides - Salsola orientalis - Acantholimon spp. -Scariola orientalis
ميناي اصفهاني به‌دليل بوي تند وخوش مي‌تواند در عطرسازي، معطر ساختن مواد غذايي، آرايشي و شوينده‌ها مورد استفاده قرار گيرد. جهت درمان بعضي از بيماريها به طور سنتي كاربرد دارد.
پيشنهادها: باتوجه به اهميت اين گونه از نظر دارويي و بوي خوش كمتر مورد توجه قرار گرفته است. به مطالعات و تحقيقات بيشتري در رابطه با ويژگيهاي اكولوژيكي و تركيبهاي شيميايي آن نياز است.

منابع

1- قهرمان، احمد،فلور رنگي ايران، موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع
2- مظفريان، ولي ا-، 1375، فرهنگ نامهاي گياهان ايران، فرهنگ معاصر
3- Jalili & Z.Jamzad, 1999, Red Data Book of Iran Rechinger, K.H., Flora Iranica, No.158


The Introduction of Ecological Characterristics of Medicinal and Endemic plant of the Tanacetum lingulatum
M.T.Feizi
Agricultural and Natural Resources Research center of Esfahan
Email: mohamadtaghi_feyzi@yahoo.com

Abstract
Tanacetum lingulatum is the one of the most important medicinal and aromatic plants. It is the first record of this plant in Iran Esfahan province. Descrbed species from Esfahan. This study was caried out about Botanical, Ecological characteristic and distribution, climate, pedology and companian plants was detertmined too. Tanacetum lingulatum (Boiss.) Bornm Belong to Asteraceae family. It is perennial, herbaceous, woody at the base. 20-50 cm. High. Leaf small, Flower yellow , all tubular. Fruit achene cylindric 2-3 mm. Flowering period june - july. Photographed: Esfahan, Kerman, Semnan, Yazd, Markazi, And Fars. This species has wige range of altitade from 16oo-2500 m. in Irano-Turanian region. Climate: This plant grows in regions with 160-210mm. Rainfall.
Soil: Itgrows in medeum textire areas of hills and plain. Important Companian plants: Artemisia sieberi , Astragalus spp.Stipa barbata
Keywords: Ecological, Medicinal plant

"Pejman"
2008/9/03, 06:29 AM
خصوصيات اكولوژيكي زوفايي (Thymbra spicata L.)،گونه دارويي استان ايلام
حسين قرباني
كارشناس پژوهشي مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي ايلام
ايلام-بلوارجنوبي امام(ره )ساختمان شماره 2سازمان جهادكشاورزي- مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي صندوق پستي386
تلفن:08413332012


خلاصه

زوفايي (Thymbra spicataL.) يكي ازگونه‌هاي دارويي و آروماتيك استان ايلام مي‌باشد.
گياهي است بوته‌اي، معطرتاارتفاع 40 سانتيمتر كه بيشتر در دامنه‌هاي جنوبي وتپه‌هاي شني رشد مي‌كند و به عنوان ضد عفوني كننده مجاري تنفسي، تونيك، برطرف كننده اسپاسم‌هاي ماهيچه‌اي و...كاربرد فراوان دارد.براساس بررسيهاي صورت گرفته طي سالهاي 83-1381 ابتدا رويشگاههاي آن درسطح استان شناسايي، بعد عوامل مؤثر بر پراكنش مطالعه گرديدند. عوامل مورد تحقيق رويشگاهي شامل ارتفاع از سطح دريا، اقليم،بارندگي ودماي متوسط سالانه، درصد و جهت شيب و... بوده است.
نتايج حاصل بيانگر ويژگيها و شاخص‌هاي بارز گياهي گونه مذكور مي‌باشد. زوفايي درارتفاع 1160تا420 متر،اقليم بياباني گرم خفيف تا نيمه خشك سرد ودر خاك بابافت شني و عمق سطحي با اسيديته6/7و1-Ec=0.7dsm مي‌رويد. ميزان بارندگي ودماي متوسط سالانه در رويشگاههاي آن به‌ترتيب 507 تا 387 ميليمتر،22تا15 درجه سانتيگراد مي‌باشد.زوفايي به‌صورت متراكم در منطقه گنجوان ودر ساير مناطق مذكور به‌صورت پراكنده ديده مي‌شود. يشترين حضور آن درارتفاع 820 متري است.
واژه‌هاي كليدي: خصوصيات، اكولوژيكي، زوفا


مقدمه

تنوع شرايـط اكولوژيـكي در استـان ايـلام واختلاف پست‌ترين با بلندترين نقطه آن (بيش از 1500متر) گونه‌هاي گياهي متنوعي را بوجود آورده كه داراي ارزشهاي صنعتي، خوراكي ودارويي بوده و نقش مهمي در صادرات غير نفتي دارا مي‌باشند و به عنوان يك ذخيره گاه توارثي بحساب مي‌آيند. زوفايي يكي از گونه‌هاي دارويي بومي استـان ايلام است كه مصارف سنتـي فراواني داشته و در بين اهالي منطقه از توجه و اهميت خاصي برخوردار است.گياهي بوته‌اي، معطر، ساقه چوبي، برگها كوچك، گلها صورتي و به ارتفاع 40 تا 10سانتي متر مي‌باشد.اين گونه در هواي گرم و نور كافي، دامنه‌هاي جنوبي، تپه‌هاي شني و در خاكهاي سبك رويش دارد. گونه مذكور تقريباً خصوصيات آويشن را دارا بوده و به عنوان ضد عفوني كننده مجاري تنفسي، تونيك، برطرف كننده اسپاسم‌هاي ماهيچه‌اي، خلط‌آور، دفع كننده انگلها و اشتها آورجهت مصارف درماني بكار مي‌رود.

مواد و روشها

جمع‌آوري منابع، اسناد ومدارك در زمينه پراكنش گونه مذكور،تهيه واحد‌هاي كاري مختلف براساس شرايط اكولو ژيكي و اقليـمي، تعيين رويشگاههاي اصلي اين گونه و جمع‌آوري اطلاعات مورد نياز با همكاري افراد بومي و محلي داراي تجربه ميداني، تهيه و تكميل اطلاعات كامل رويشگاهي واكولوژيكي (درصد، جهت شيب، دما، بارندگي ساليـانه، گونه‌هاي همراه، بافت و عمق خاك) بر اساس فرم‌هاي از قبل طراحي شده وبا استفاده از نقشه‌هاي هم دما، هم اقليم و هم باران.

نتايج وبحث

تنوع شرايط اقليمي دراستان ايلام گونه‌هاي گياهي مختلفي راپديد آورده كه هركدام داراي ارزشهاي صنعتي، دارويي وخوراكي مي‌باشند.
زوفاييSpicataL.) (Thymbra يكي ازگونه‌هاي دارويي ايلام است كه به لحاظ مصارف مختلف وسنتيدرباورهاي مردم منطقه ازجايگاه خاصي برخوردار است. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي‌دهد كه گونه مذكورجزء عناصر مديترانه‌اي،در ناحيه رويشي ايرانو- توراني،دردامنهارتفاعي حداكثر1160متروحداقل420متربام زان بارندگي ودماي متوسط سالانه507تا387ميليمترو22تا16در جهسانتيگراد رويش دارد.آزمايشهاي فيزيكو شيميايي خاك نشان مي‌دهد كه اين گونه دررده خاكهاي اينسپتي سول (Inceptisols) با بافت سبك و عمق سطحي قرار مي‌گيرد.
ميزان اسيديته خاك 7/6 وEc=0.7dsm-1
مي باشد. زوفاييدر اقليم بياباني گرم خفيف تانيمه خشك سرد به‌صورت متراكم(گنجوان) و در ساير مناطق به‌صورت پراكنده وجود دارد.
بهترين رويشگاه و بيشترين حضور را در ارتفاع820 متر به خود اختصاص داده است.
مهمترين رويشگاههاي آن در استان ايلام عبارتنداز: زرنه، گنجوان،مورت،چنگوله وچم آب. زمان گلدهي اوايل خرداد و شروع بذردهي تيرماه مي‌باشد. گونه‌هاي همراه: آدونيس، منداب،گل ميموني، ختمي، بومادران،گاوزبان.


سپاسگزاري

بدين‌وسيله از همكاري صميمانه رياست محترم مركز، همكاران بخش تحقيقات منابع طبيعي وامور عمومي قدرداني مي‌شود.

منابع

1- زرگري،علي،1360،گياهان دارويي.انتشارات دانشگاه تهران،جلدچهارم
2- قرباني، حسين،1383-1381،گزارش پژوهشي طرح جمع‌آوري وشناسايي گيـاهان دارويي استان ايلام
3- قليچ نيا،حسن و همكاران،1380،بررسي پراكنش واكولوژي 36گونه گياهي اسانس‌دار در استان مازندران.
4- محمدپور،ماشاالله، 1378-1377، بررسي مقدماتي فيتواكولوژي دراستان ايلام، پايان نامه كارشناسي ارشد
5-مظفريان،ولي الله،1375،فرهنگ نامهاي گياهان ايران، انتشارات فرهنگ معاصرصفحه 547شماره7610


Ecological aspects of Thymbra spicata,
medicinal plant of Ilam province
H.Ghorbani
Research center of Agricultural & natural resources of Ilam province
Po.Box 386 Tel:08413332012 Email:ghorbani_32@yahoo.com

Abstract
Thymbra spicata is one of the medicinal plants of Ilam province.
In this consideration effective ecological factors on distribution were studied.The factors studied in habitat were involved height,climate,yearly precipitation & temperature,aspect & percentage of slope.The results showed that this species is indicator of environment conditions.Thymbra spicata growing in
420-1160 meter height,cold semi-arid climate.Yearly precipitation & temperature mean in habitates of this species are 387-507mm &15-22℃ respectively.The highest values of frequency were in 820 meter height.
Keywords: thymbra spicata, Ecology

"Pejman"
2008/9/03, 06:30 AM
فنولوژي گياهان اسانس‌دار تيره نعناع در استان مازندران
حسن قليچ نيا
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران
ساري - كيلومتر 6 جاده قايم شهر ندران ص پ 559-48175


خلاصه

در اين بررسي تعداد 36 گونه گياهي اسانس‌دار در استان مازندران از لحاظ مراحل فنولوژيكي شامل مراحل رويشي، تشكيل اندامهاي زايشي، ظهور گل و بذر دهي در ارتفاعات و نقاط مختلف با توجه به پراكنش گونه‌ها مورد مطالعه قرار گرفت. بيشترين فراواني گياهان اسانس‌دار تيره نعناع در ارتفاعات 3000-2000 متري از سطح دريا در اقليم مديترانه‌اي سرد مي‌باشد. زمان گلدهي اكثرگونه‌ها در ماههاي خرداد و اوايل تير ماه مي‌باشد. زمان بذردهي اكثر گونه‌ها در اواخر تير تا اوايل مرداد مي‌باشد. نتايج برسي نشان مي‌دهد كه به ازاي هر 500 متر اختلاف ارتفاع از سطح دريا به مدت 10 روز تاخير در مراحل مختلف فنولوژيكي براي گونه‌ها مشاهده مي‌گردد.
واژههاي كليدي: فنولوژي، اسانس، نعناع


مقدمه

پوشش گياهي در استان مازندران به سب شرايط خاص اقليمي و توپوگرافي از تنوع و غناي بالايي برخوردار است. در اين ميان گياهان دارويي و به‌ويژه گياهان اسانس داراي جايگاه ويژه‌اي مي‌باشند. گياهان اسانس‌دار در مازندران به سبب عدم شناخت، تاكنون به صورت بسيار محدود توسط ساكنان محلي مورد استفاده قرار گرفته است و به همين دليل توجه زيادي به كشت و پرورش آن نشده است و فقط گونه‌هاي محدودي از آن تحت پرورش و كشت در آمده است. در سطح كشور در قالب طرحهاي ملي اين گياهان از لحاظ اكولوژيكي و پراكنش مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف از اين بررسي شناسايي مراحل مختلف فنولوژيكي گياهان اسانس‌دار در مناطق و ارتفاعات مختلف به منظور آشنايي با ويژگيهاي اين گياهان در رويشگاههاي مختلف و زمينه‌سازي براي بهره‌گيري و مديريت اين گياهان و همچنين كشت، پرورش و اهلي كردن آنها مي‌باشد.

مواد و روشها

ابتداد با استفاده از منابع موجود داخلي و خارجي و كاوشهاي كامپيوتري و نيز مشاهدات صحرايي، مطالعه كلي پيرامون گياهان دارويي اسانس‌دار صورت گرفت. بعد مناطق مختلف استان به حوزه‌هاي كاري مختلف تقسيم و در مراحل متوالي با مراجعه به اين مناطق گونه‌هاي گياهي دارويي اسانس‌دار شناسايي گرديد. در هر يك از رويشگاهها تعدادي نقاط با توجه به اختلاف ارتفاع از سطح دريا انتخاب گرديد و با مراجعه مكرر هر 15 روز يكبار، مراحل مختلف فنولوژي شامل مراحل رويشي، زايشي، گلدهي و بذردهي در مدت 5 سال ثبت گرديد. برخي از اطلاعات رويشگاهي مانند ارتفاع از سطح دريا، درصد شيب و جهت آن، متوسط بارندگي و درجه حرارت سالانه رويشگاه، نحوه پراكنش، بهترين رويشگاه از لحاظ فراواني و درصد پوشش، تيپ گياهي منطقه و گياهان همراه نيز همزمان موردبررسي قرارگرفت

نتايج و بحث

تعداد 36 گونه گياهي اسانس‌دار از تيره نعناع در اين بررسي از لحاظ مراحل مختلف فنولوژي مورد مطالعه قرار گرفت. نتايج بررسيها نشان مي‌دهد كه مرحله گلدهي گونه‌هاي
Ajuga chamaecistus Ging., Phlomis herba-venti L. ‍Phlomis cancellata Bunge.,Stachys turcomanica Traut.,Teucrium chamaedrys L.Teucrium polium L.Stachys inflata Benth.
در اوايل تا اواخر خرداد ماه مي‌باشد. زمان گلدهي گونه‌هاي ياد شده در 1000-500 متر اختلاف ارتفاع بين 15-10 روز مي‌باشد. زمان گلدهي گونه‌هاي
Stachys byzanthina C. koch., Hymenocrater elegans Bunge., H. calycinus (Boiss.) Benth. Dracocephallum multicaule Montbr. & Auch.
در اواسط تا اواخر خرداد ماه مي‌باشد. گونه‌هاي Marrobium vulgare L.Origanum vulgare L. داراي بيشترين مدت گلدهي مي‌باشند.
مراحل فنولوژيكي گونه‌هاي مختلف آويشن شامل:
Thymus kotschyanus Boiss & Hohen, T. pubescense Boiss & Koschyi., T. fallax Fisch. & C. A. Mey
با يكديگر متفاوت مي‌باشد. اين اختلاف ناشي از حضور هر يك از گونه‌هاي ياد شده در ارتفاعات مختلف مي‌باشد. گونه Thko در ارتفاعات پايين تر،گونه Th.puدر ارتفاعات ميانيو گونه Th.fa در ارتفاعات بالاتر از 3000 متري از سطح دريا رويش دارد.

مراحل فنولوژيكي گونه‌هاي

Leonurus cardiaca L. وBetonica nivea subsp mazandarana (Bornm.)Rech.f
عقب‌تر از ساير گونه‌ها مي‌باشد زيرا اين گونه‌ها در ارتفاعات بيشتر از 3000متري از سطح دريا مشاهده مي‌گردند. مراحل فنولوژيكي بيشتر گونه‌ها از اواسط فروردين تا اوايل شهريور ماه اتفاق مي‌افتد. زيرا بيشترين فراواني و پراكنش گونه‌هاي گياهي اسانس‌دار در ارتفاعات 3000-2000 متري از سطح دريا مي‌باشد. زمان مناسب براي جمع‌آوري بذر بيشتر گونه‌ها از اواخر تير ماه تا اواسط مرداد ماه مي‌باشد. كمترين زمان براي مراحل فنولوژيك مربوط به گونهZiziphora teniur L. ميباشد. عدم نوسانهاي زياد آب و هوايي در طول 5 سال سبب شده است كه مراحل فنولوژيكي گياهان اسانس دارد در طول 5 سال تغييرات چنداني نداشته باشد.

سپاسگزاري

بدين‌وسيله از رياست محترم مركز تحقيقات منابع طبيعي و معاونان مربوطه و كليه همكارانيكه در اين بررسي در طول ماموريتها از با اينجانب همكاري داشتند، كمال تشكر را دارم.

منابع

1- آينه چي، يعقوب. 1370. گياهان دارويي سنتي ايران. جلد اول. انتشرات معاونت پژوهشي وزارات بهداشت، درمان و آموزش پزشكي
2- زرگري، علي.1360. گياهان دارويي جلد اول تا چهارم. چاپ سوم. انتشارات دانشگاه تهران
3- قهرمان، احمد. سالهاي متفاوت. فلور رنگي ايران. جلد 22-1. انتشارات موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع
4- قليچ نيا، حسن. 1380. بررسي پراكنش و اكولوژي 36 گونه گياهي اسانس‌دار در مازندران. وزارات جهاد كشاورزي
5- مظفريان، ولي الله. 1362. خانواده چتريان در ايران. انتشارات موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع
6-Dein Bown,1995,Encyclopedia herbs and their uses. Dorling Kindersly(DK)
7-Karl Hienz Rechinger ,1982. Flora iranica. Labiatae. printed in Australia.



Oil Plants Phenology Of Labiatae Family
Hassan Ghelichnia
Agriculture and Natural Resources Research Center of Mazandaran
Email:ms_ghelichh@yahoo.com

Abastract
In this consideration studied 36 oil plant belong to Labiatae family. Phenological stage were vegetative, production,flowering and seeding stages.Flowerimg time at the most of plants occurred in June and first julland seeding time is end of jull and first of august.The result of study show that phenological stages putting off 10 days in lieu of 500m height difference.
Keywords: Phenology, labiatae, Essential oil

"Pejman"
2008/9/03, 06:32 AM
بررسي گونه‌هاي دارويي مناسب براي استفاده زنبورعسل در استان فارس
عبدالحميد كريمي1 و عفت جعفري1
1- به ترتيب عضو هيأت علمي و كارشناس ارشد پژوهشي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي فارس
شيراز- بلوار مدرس- خيا بان جانبازان (پودنك) ص پ 617 - 71555


خلاصه

گياهان مورد استفاده زنبور عسل، هر يك به نحوي در زندگي ما مؤثرند. اين گياهان از يك طرف با توليد گرده و شهد فراوان باعث تقويت جمعيت كندوهاي زنبور عسل و در نهايت افزايش توليد عسل و ساير فرآورده‌هاي كندو مي‌گردند و از طرف ديگر از نظر خواص دارويي، تعليف دامها و حفظ پوشش خاك بسيار حائز اهميت مي‌باشند. امروزه در بازار مصرف عسل، بر شناخت منشاء گياهي آن تاُكيد مي‌شود كه از جمله اين دلايل مي‌توان به طعم خوب، رنگ منحصر به فرد و خواص دارويي آن اشاره نمود. در اين مطالعه گونه‌هاي گياهي شهد زا و گرده‌زاي استان با روش مشاهده مستقيم جمع‌آوري و شناسايي شد. بعد گرده‌هاي گياهان جمع‌آوري شده وگرده‌هاي حاصل از تله‌هاي گرده‌گير با روش Wodehouse استوليز و ويژگيهاي آنها بررسي شد. بررسيها نشان مي‌دهد كه فعاليت زنبور عسل برروي 372 گونه گياهي متعلق به 279 جنس و 83 تيره گياهي صورت گرفته كه حدود 155 گونه آن جزء گياهان دارويي موجود در استان مي‌باشد.
واژه‌هاي كليدي: زنبور عسل، دارويي، استان فارس.


مقدمه

استان فارس با مساحتي بالغ بر 124 هزار كيلومتر مربع به سبب برخورداري از سطح وسيع مراتع، تنوع آب و هوايي و گياهي يكي از استانهاي مهم كشور در زمينه پرورش زنبور عسل بشمار مي‌آيد. شناخت دقيق گياهان از نظر زمان و طول دوره گلدهي، ميزان جذابيت گياه براي زنبورعسل و شهدزا يا گرده‌زا بودن آن از ابزار مهم برنامه‌ريزي براي حفظ و توسعه زنبورداري مي‌باشد كه هر يك از آنها در جاي خود از اهميت ويژه‌اي برخوردار است (3). Szklanowska در مطالعات خود در مورد توليد شهد روي گونه‌هاي مختلف جنس پياز نتيجه گرفت كه بعضي از گونه‌هاي اين جنس نسبت به پياز معمولي (Allium cepa) حجم بيشتري شهد توليد مي‌كنند (6). تعدادي از محققان بيان كردند كه با افزايش غلظت يون پتاسيم در شهد گلهاي پياز، ميزان جذابيت آنها براي زنبور‌عسل و حشرات گرده افشان كاهش مي‌يابد و اين مساُله مي‌تواند دليلي بر موفقيت گلهاي وحشي و ساير نباتات كه با گل پياز در جهت جلب زنبور عسل رقابت دارند، باشد (1،5). قليچ‌نيا بيشترين گونه‌هاي شهدزا را در مراتع ييلاقي استان مازندران را گياهان تيره‌هاي بقولات (23%)، نعناييان (79/13%)، مينا (49/11%) و گل‌سرخيان (34/10%) عنوان نموده‌ است (2). نظريان و همكاران گياهان مورد استفاده زنبور ‌عسل در استان تهران را مورد شناسايي قرار ‌دادند. در اين مطالعه 20 تيره گياهي شناسايي شد كه مهمترين اين تيره‌ها Asteraceae،Apiaceae ، Lamiaceae Brassicaceae،Rosaceae ، Boraginaceae، Legominosae، Malvaceae ، Scrophulariaceae عنوان شده ‌است (4).


مواد و روشها

در اين پژوهش ابتدا با مراجعه به مناطق مختلف و بازديد از زنبورستانها، اطلاعات موجود در زمينه موقعيت زنبورداري و پوشش گياهي استان جمع‌آوري گرديد. بعد با استفاده از روش مشاهده‌اي در عمليات صحرايي و مطالعات گرده شناسي گياهان شهدزا و گرده‌زاي مورد استفاده زنبور ‌عسل شناسايي و دوره گلدهي آنها مشخص شد. بازديد از كندوها به صورت هفتگي انجام شد. در اين بازديدها در اطراف مكانهاي استقرار كندوها با توجه به حضور گياهان تا شعاع 5 كيلومتري، گياهان مورد استفاده زنبور‌عسل شناسايي شد. از‌هر‌گياه 3 نمونه جمع‌آوري و جهت شناسايي به‌ هر‌باريوم مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي فارس منتقل گرديد. در هر مشاهده تاريخ، ساعت بازديد زنبور‌عسل، وضعيت گل، دوره گلدهي، نوع فعاليت زنبور (از نظر جمع‌آوري شهد، گرده يا هر دو) و ميزان فعاليت زنبور ثبت گرديد. به علاوه با نصب تله گرده‌گير در مقابل كندوها گرده‌ها جمع‌آوري و جهت شناسايي به مركز تحقيقات فارس انتقال داده شد.

نتايج و بحث

بررسيها نشان مي‌دهد كه از تعداد 90 تيره، 400 جنس و 1500 گونه گياهي موجود در استان فارس، فعاليت زنبورعسل بر روي 361 گونه متعلق به 279 جنس و 83 تيره گياه صورت گرفته كه از اين تعداد 155 گونه جزء گياهان دارويي موجود در استان مي‌باشد. اين گياهان از تيره‌هاي مختلفي شامل: Asteraceae (2/14درصد)، Lamiaceae (13درصد)،Rosaceae (11درصد)، Papilionaceae (7/7 درصد)، Apiaceae (5/4درصد)،Brassicaceae (9/3 درصد)، Rutaceae (2/3 درصد) و تيره‌هاي مختلف ديگر با درصدهاي كمتر مشاهده و آماربرداري شده است. از گونه‌هاي گياهي دارويي شناخته شده 87 گونه علفي هستند كه 61 گونه علفي چند ساله، 24 گونه علفي يك‌ساله و دو گونه علفي دوساله هستند. تعداد 4 گونه بوته‌اي، 40 گونه درخت، 24 گونه درختچه‌اي هستند. به اين ترتيب بالغ بر 7/38 درصد گياهان دارويي مورد استفاده زنبورعسل در مناطق مختلف استان فارس داراي فرم علفي چند ساله هستند و بعد از آن به ترتيب فرمهاي درختي (8/25%)، درختچه (1/16%)، و علفي يك ساله (4/15%) داراي ارزش زيادي هستند و فرم علفي دو ساله (3/1%) از اهميت كمي برخوردار است. از ميان گونه‌هاي گياهي شناخته شده تعداد 28 گونه داراي جذابيت عالي، 64 گونه داراي جذابيت خوب، 39 گونه داراي جذابيت متوسط و 24 گونه داراي جذابيت ضعيف هستند. همچنين تعداد 6 گونه از نظر شهد، 51 گونه از نظر گرده و 98 گونه از نظر شهد و گرده براي زنبور‌عسل جذابيت داشته‌اند.

منابع

1- اثني عشري، م. 1365. تاُ ثير عمل گرده افشاني زنبور عسل (Apis mellifera L.) و زمان كاشت روي ميزان توليد و كيفيت بذر سه واريته پيازدر اصفهان. پايان نامه كارشناسي ارشد دانشكده كشاورزي دانشگاه صنعتي اصفهان.
2- قليچ نيا، ح. 1376. شناسايي و بررسي گونه‌هاي گياهي شهدزا در مراتع ييلاقي استان مازندران. سومين سمينار پژوهشي زنبور عسل كشور.
3- مصدق، م. 1367. منابع شهد و گرده در دشت خوزستان. مجله علمي كشاورزي. شماره12.
4- نظريان. ح. 1376. شناسايي و بررسي گياهان مورد استفاده زنبور عسل در استان تهران. موسسه تحقيقات علوم دامي كشور.
5- Caron, D.M., et al..1975. Insect pollinators of Onion in New York state. Hortscience 10 (3): 273-274.
6- Szklanowska, K;J.Wieniarska. 1993. The effect on yield by the bees visits on respberry flowers (Rubus idaeus L.) the successive ramifications in inflorescence. Jour.Apic.Res.No.352: 231-235.


Hyssopus officinalis Salix aegeptica Mentha longifolia

The Study of nectar and pollen producing medicinal plants used by honey bee in Fars province

A.H. Karimi and E. Jafari
1- Research Center for Agricultural & Natural Resources of Fars p.o.Box 71555-617,Shiraz,Iran
E-mail: ab_karimi2003@yahoo.com

Abstract
Using plants by honey bee has good effects on our life. These plants are useful by producing pollen and nectar, increasing amount of honey and medicinal applications. If we want to buy honey, we should pay attention to some factors as source, color, taste and medicinal characteristics. In this study we recognized the plants that honey bees used their nectar, pollen or both of them in Fars province. For this purpose, we observed the kinds of activity of honey bees on flowers, thus we collected all of the plants that honey bees used them. Then pollens acetolysed according to wodehouse method. All pollen samples were prepared for light microscope. In addition to flowering periods of these plants are appointed. Cosequently 83 families, 279 genus, 372 species of plant are recognized. From these plants 155 species are belong to medicinal plants.
Keywords: Pollen producing, Medicinal plants

"Pejman"
2008/9/04, 12:52 AM
معرفي درختان و درختچه هاي دارويي استان همدان
رمضان كلوندي1 و شهرام هاشم پور1
1- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان همدان
همدان- كيلومتر5 جاده تهران- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان همدان - كد پستي 65155 - صندوق پستي 887- تلفن 254547-254548(0811)-دور نگار2730(0811237)


خلاصه

توجه‌ به داروهاي‌گياهي‌وبه‌تبع آن‌گياهان‌دارويي‌و لزوم شناسايي مناطق پراكنش وساير ويژگيهاي اين گياهان زمينه اين تحقيق را فراهم نموده است.جهت انجام كار در طي عمليات‌صحرايي اقدام به جمع‌آوري نمونه‌هاي درختان ودرختچه‌هاي دارويي‌واطلاعات بوميان گرديد.جهت تكميل اطلاعات مربوط به هر درخت يا درختچه اطلاعات مورد نيازدررابطه با اسم علمي- خانواده- اسم فارسي- اسمهاي محلي- اسم انگليسي مشخصات گياهشناسي- زيستگاه- اندام‌مورد استفاده- نحوه استفاده- موارد استفاده درطب سنتي و محلي - تركيب شيميايي -گرد آوري شد.
واژه هاي کليدي : شناسايي ، گياهان داروئي ، همدان .


مقدمه

با توجه به عوارض جانبي داروهاي شيميايي و مشكلاتي كه در زمينه مصرف برخي از آنها به وجود مي‌آيد توجه به سمت و سوي داروهاي گياهي و گياهان دارويي افزايش يافته است.شرايط اقليمي متنوع حاكم بر ايران زمين زمينه مناسبي براي رويش بسياري از گونه هاي دارويي را فراهم نموده است كه به منظور همراهي با موج جهاني توجه به گياهان دارويي لازم است تا اقدام به شناسايي اين منابع مهم ژنتيكي كرده و محل استقرار آنها شناسايي گردد و در مراحل بعدي اقدام به كشت و اهلي كردن و بررسي مواد موثره اين منابع بشود. در راستاي نيل به اين اهداف ، درختان و درختچه هاي استان همدان شناسايي و اطلاعات علمي ، اقتصادي، اجتماعي آنها شامل مشخصات گياهشناسي ، مصارف محلي ، بررسي مواد موثره مورد بررسي قرار گرفتند .استان همدان با حدود 9/1 ميليون هكتار وسعت داراي 315 گونه گياهي دارويي است كه 43 گونه آن متعلق به درختان ودرختچه هاي دارويي است كه نقاط مختلف استان همدان پراكنده اند. منابع متنوعي در خصوص گياهان دارويي تاليف و چاپ شده است كه حاوي اطلاعات خوبي در زمينه گياهان دارويي و - هستند ولي منبعي كه اختصاصا مربوط به گياهان دارويي استان همدان باشد مشاهده نگرديد.

مواد و روشها

در طي‌عمليات صحرايي‌اقدام به جمع‌آوري كليه نمونه‌هاي درختي‌ودرختچه‌اي با روش استاندارد اقدام شدودرحين جمع‌آوري اطلاعاتي از قبيل آدرس دقيق‌محل جمع‌آوري، ارتفاع محل،جهت شيب،- يادداشت برداري شد. در هر جمع‌آوري به كمك راهنمايان محلي و افراد آگاه در زمينه گياهان دارويي و طب سنتي ، درختان و درختچه هايي كه داراي كاربردهاي محلي شناسايي و اطلاعاتي از قبيل نام محلي ، نوع كاربرد و مصرف محلي ، نحوه مصرف و ساير موارد مورد لزوم براي هر كدام كسب گرديد. براي نمونه هاي جمع آوري شده پس از شناسايي نهايي نام علمي، نام فارسي، نام‌خانواده، مشخصات گياهشناسي ، زيستگاه ، نقشه انتشار، تركيب شيميايي، خواص درماني ذكر شده در منابع، كاربرد و خواص محلي ، نام منابعي كه از گياه دارويي موردنظرنام برده شده است ، اندام مورد استفاده،- مشخص گرديد .جهت كسب اطلاعات محلي از نحوه مصرف گياهان دارويي ، پرسشنامه هايي تهيه و بين افراد بومي توزيع گرديد.

نتايج و بحث

پس از اتمام مدت تحقيق 315 گونه گياهي دارويي خود رو در عرصه هاي منابع طبيعي استان همدان شناسايي گرديدند كه159 گونه از اين تعداد داراي مصارف درماني سنتي در استان بوده و 156 گونه فاقد استفاده سنتي و بومي در استان هستند ولي در منابع دارويي مختلف از آنها به عنوان گياهان دارويي نام برده شده است . از78گونه آنها هم در منابع دارويي نام برده شده است و هم در استان داراي مصارف محلي هستند .44 گونه از مجموع گونه هاي دارويي جمع آوري شده از سطح استان همدان شامل گونه‌هاي درختي و درختچه اي مي باشند

"Pejman"
2008/9/04, 01:00 AM
بررسي پراكنش گونه‌هاي
Stachys lavandulifolia, Lamium album, Teucrium Polium,
Ziziphora clhinopodioides
در استان مركزي و مقايسه كمّي اسانس آنها با همان گونه‌ها در ايستگاه تحقيقات گياهان دارويي
حسين لشني
كارشناس پژوهشي مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام استان مركزي


خلاصه

گياهان اسانس دار نقش مهمي در زندگي انسان دارند و در ايران از سابقه طولاني برخوردارند. به لحاظ اهميت فراوان اين گياهان ضرورت دارد تا مطالعات جامعي در مورد آنها انجام شود. در استان مركزي گونه‌هاي متنوعي از گياهان اسانس دار رويش دارند. در اين مطالعه 4 گونه Stachys lavandulifolia, Teucrium pilium,Ziziphora clhinopodioides, Lamium album به منظور شناسايي رويشگاهها و بررسي كميت اسانس آنها در مقايسه با همان نمونه‌هاي كشت شده در ايستگاه تحقيقات گياهان داروئي مورد بررسي قرار گرفتند. Stachys lavandulifolia در مناطق چپقلي، كوه راسوند، ساوه خسبيجان از ارتفاع 2500-1700 متر رويش داشته، بسته به رطوبت محيط و ارتفاع از سطح دريا، از فروردين تا اواسط خرداد گلدهي دارد. مقايسه اسانس اين گياه در نمونه‌هاي كشت شده در ايستگاه تحقيقات گياهان دارويي و نمونه‌هاي رشد يافته در طبيعت نشان مي‌دهد كه مقدار اسانس در نمونه‌هاي طبيعي به طور متوسط درحدود 7/33% بيشتر از نمونه‌هاي كشت شده است. Teucrium polium در مناطق فراهان - خسبيجان - ساوه - كوه راسوند در ارتفاع 2310-125 متر پراكنش داشته و از اوايل خرداد تا اواسط تير ماه به مراحل گلدهي مي‌رسد. مقايسه اسانس اين نمونه در ايستگاه و طبيعت نشان مي‌دهد كه مقدار اسانس نمونه‌هاي طبيعي به‌طور ميانگين 18% بيشتر از نمونه‌هاي كشت شده است. Lamium album در مناطق آشتيان - لته در پراكنش داشته و از نيمه ارديبهشت تا اواسط تير گل مي‌دهد، مقدار اسانس گياه در طبيعت و شرايط كشت شده، با توجه به مشابه بودن رطوبت محيط تقريباً يكسان است. Ziziphora clhinopidioides در مناطق تفرش - هفت قله -شراء - ساوه - خمين پراكنده است. در اين گياه مقدار اسانس در نمونه‌اي كشت شده در ايستگاه، بيشتر از نمونه‌هاي طبيعت بوده (در حدود 7/34% اختلاف وجود دارد) و حتي رنگ اسانس از زرد پر رنگ در اسانس نمونه‌هاي ايستگاه تا زرد بسيار كم رنگ در نمونه‌هاي طبيعت فرق مي‌كند.
واژه‌هاي كليدي: Stachys Lavandulifolia, Lamium album, Teucrium Polium, Ziziphora clhinopodioides - اسانس - پراكنش


مواد و روشها

گياهان معطر در زمان گلدهي از ايستگاه تحقيقات گياهان دارويي و نقاط ديگر استان جمع آوري شده و در سايه و دماي معمولي خشك گرديد، بعد توسط دستگاه آسياي برقي، آسياي و توسط دستگاه تقطير با آب اسانس‌گيري و تعيين درصد اسانس گرديد.

نتايج و بحث

از نتايج حاصل از بررسي پراكنش Stachys lavandulifolia مشخص مي‌شود كه اين گونه در مناطق چپقلي (كوه سفيد خاني) - كوه راسوند - ساوه (نوباران و روستاي لوچك) - ايستگاه خسبيجان رويش داشته و در ارتفاع 1700-2500 متر رشد مي‌كند. اين گياه بسته به رطوبت محيط و ارتفاع از فروردين تا اواسط خرداد گلدهي دارد. مقايسه اسانس اين گياه در اين مناطق با اسانس همان گونه كشت شده در ايستگاه تحقيقات گياهان دارويي نشان مي‌دهد كه درصد اسانس نمونه‌هاي طبيعي به طور متوسط 7/33% بيشتر از اسانس نمونه‌هاي كشت شده است.
گياه Teucrium polium در مناطق فراهان (كوه رسين) - خسبيجان - ساوه (مراتع آغازي گانگ) - كوه راسوند در ارتفاع 1250-2310 متر پراكنش دارد. اين گياه بسته به بارندگي فصل و ارتفاع، از اوايل خرداد تا اوايط تير ماه به مرحله گلدهي مي‌رسد. مقايسه اسانس اين گونه‌ها به همان گونه كشت شده در ايستگاه تحقيقات گياهان دارويي نشان مي‌دهد كه مقدار اسانس نمونه‌هاي طبيعي به طور ميانگين 18% بيشتر از نمونه‌هاي كشت شده است.
گياه Lamium album در مناطق آشتيان (كوه آشتيان) و لته در، پراكنش داشته و از نيمه ارديبهشت تا اواسط تير ماه بسته به شرايط محيط گل مي‌دهد. مقدار اسانس گياه در طبيعت و شرايط كشت شده با توجه به مشابه بودن رطوبت محيط تقريباً يكسان است.
گياه Ziziphora clhinopodioides در نقاط مختلف استان از جمله تفرش - مراتع كيان، هفت قله - چك آب، شراء - روستاي ديمن، ساوه - مراتع آغزي گانگ، خمين - مراتع بهدشت پراكندگي داشته، از اوايل خرداد تا اواخر تير، بسته به آب و هواي منطقه گل داده و از ارتفاع 2500-1670 متر رويش دارد. مقايسه اسانس نمونه‌هاي طبيعي با نمونه‌هاي كشت شده در ايستگاه تحقيقات گياهان دارويي نشان مي‌دهد كه مقدار اسانس در نمونه‌هاي ايستگاه بيشتر از نمونه‌هاي طبيعي بوده (در حدود 7/34% اختلاف وجود دارد) حتي رنگ اسانس از زرد پر رنگ در نمونه‌هاي ايستگاه تا زرد كم رنگ و بي رنگ در نمونه‌هاي طبيعي فرق مي‌كند.
منابع

1- اميد بيگي - رضا، 1374، رهيافتهاي توليد و فرآوري گياهان داروئي. انتشارات تهران - جلد اول
2- جايمند، كامكار، محمدباقر رضايي. 1379، بررسي تركيبات شيميايي اسانس گونه‌هاي بومادران بياباني، زرد، زاگرسي - تحقيقات گياهان دارويي و معطر ايران - جلد 5
3- قهرمان - احمد، فلور رنگي ايران، انتشارات دانشگاه تهران



A research on distribution of Stachys lavanduliflia, Teucrium polium, Ziziphora clinopodioides in Markazy province and quantitative comparison of their fragrant materials with the same species in investigation station
Lashany. H

Abstracr
Fragrant plants are important in human living and they have used in Iran for a long time. Some many form Fragrant plants growth in Markazy province In this study , Four species Teucrium pilium, stachs lacandulifolia, Ziziphora clhimopadioides positiond and to doterminat their amount fragrant materials in comparetion with cultured species in investigation station Research. Stachys lavanulifolia growth in chepeqhly, mountain Rasvand, Saveh, Khosbihan, high 1700-2500m. flower in March- middle June. Coparetion fragrant materials obtained from this plant middle is %33.7 more than cultured species. Teucrium polium growth in frahan-khosbijan-saveh-mounth Rasvand, high 1250-2370m, flower in the last june-jul. comparetion fragrant materials illuninate that amount this mater in natural species is middle %18 more than cultured species.
Lamium album has distributed in Ashtian, Lathedar; flower may-jul. amount fragrant materials in two natural and cultured species was the same (To cause similar nature moistur). Zizphora clhinopodioides has dispers in Tafresh-hapht gholeh Shara-Saveh - Khomain, Flower june-jul, high 1970-2500m, amount fragrant materials in cultured species was morethan natured -cour less hellow in natural.
Kayword: Ziziphora clhinophodioides Teucrium polium, Stachy lavadulifolia, Lamium album, Fragrant materials

"Pejman"
2008/9/04, 01:04 AM
قره قات گياه دارويي نادر و با ارزش شمال خراسان
تكتم مومني مقدم 1، سيد محسن حسيني 2 و علي احمدي1
1-كارشناسان ارشد جنگلداري اداره كل منايع طبيعي خراسان رضوي 2-استاديار دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تربيت مدرس مشهد- بلوار وكيل‌أباد- وكيل أباد30- اداره كل منابع طبيعي خراسان


خلاصه

قره قات يا Saghafi &Assadi Ribes Khorasanica درختچه ايست نادر كه رويشگاه آن در ارتفاعات هزار مسجد استان خراسان مي باشد. اين گونه جز گونه هاي اندميك و بومي استان بوده و تا كنون از هيچ نقطه ديگركشور و جهان گزارش نشده است. ميوه قره قات كه گرد و زرشكي تيره مايل به سياه است، به دليل داشتن خواص دارويي توسط مردم محلي برداشت شده و در درمان بيماريهايي مانند فشار خون، عفونت معده و روده و رفع يبوست مورد استفاده قرار مي گيرد. قره قات گونه ايست آبدوست ورويشگاه آن دركف آبراهه ها و در مناطق مرطوب داراي خاك سبك واقع شده است. بررسي ها نشان داد در رويشگاه مورد بررسي در اين پژوهش تعداد413 اصله جست گروه قره قات وجود دارد كه اكثرا به طريق شاخه زاد و گاهاً دانه زاد زادآوري مي كنند.
واژه هاي کليدي : Ribes Khorasanica ، خصوصيات اکولوژيکي ، قره قات .

مقدمه :

ايران داراي يكي از غني ترين فلورها ي دنيا مي باشد. با توجه به اينكه درصدقابل توجهي از گونه هاي گياهي ايران را گياهان دارويي تشكيل مي دهند، لذا از اين حيث از پتانسيل ها و قابليت بالايي برخوردار است.
امروزه به دليل عوارض جانبي ناشي از دارو هاي شيميايي رويكرد مردم به استفاده از دارو هاي گياهي افزايش يافته و همين عامل سبب هجوم سود جويانه به بسياري از رويشگاههاو درنتيجه تخريب عرصه هاي طبيعي گرديده است.
يكي از گياهان دارويي نادر كه به دليل برداشت هاي بي رويه در آينده اي نه چندان دور منقرض خواهد شد، گونه قره قات است كه در اين مقاله به معرفي اين گونه نادر و شرايط حاكم بر رويشگاههاي طبيعي آن پرداخته مي شود.
مواد و روشها

ويژگي هاي گياهشناسي

قره قات درختچه اي كوتاه به ارتفاع 5/2-5/1 متر از خانواده Saxifragaceae ميباشد. پوست آن قهوه اي مايل به خرمايي است. برگ داراي 5 لوب بوده و لوبها دندانه هاي نا منظم داشته و سطح پهنك آن cm7*8 مي‌باشد. شكل برگ در قاعده لبه دار و قلبي است. سطح فوقاني برگ صاف وسطح تحتاني آن كركدار است.گلها دو جنسي و سفيد رنگ بوده و سپس متمايل به ارغواني مي شود. ميوه كروي ،برنگ زرشكي تيره مايل به سياه و به قطر mm8 است .
دامنه پركنش جغرافيايي:
گونه Saghafi &Assadi Ribes Khorasanicaگونه اي جديد از جنس Ribesاست كه در سال 1375 در استان خراسان شناسايي و معرفي گرديد. اين گونه جز گونه هاي آندميك ونادر استان بوده و تا كنون در هيچ نقطه ديگركشور وجهان گزارش نشده است. اين گونه در گوههاي هزار مسجد در مناطق سنقز، محدوده جنگل ارس لاين كهنه، دره زو ميلان ومنطقه سنقز(1)، تخت يخچال(3) در ارتفاع 1700 متر بالاتر از سطح دريا مشاهده مي گردد.
لازم به ذكر است كه گونه ديگري از اين جنس به نام Dest1809 Ribes Orientalكه به نام قره قات در ايران مشهور بوده و لي با گونه مورد بررسي در اين پژوهش متفاوت است، نيز به صورت لكه هاي پراكنده اي درجنگلهاي ارسباران، ارتفاعات جنوب البرز در رودبار، كوه هزاران، زيارت گرگان و آبگرم دماوند مشاهده شده است.
ويژگيهاي اكولوژيك
قره قات گونه ايست رطوبت پسند كه عموماً در مسير آبراهه ها و بستر رودخانه ها ودامنه هاي مجاور آن حضور دارد. اين گونه طالب خاكهاي نسبتاً عميق، حاضلخيز، سبك و زهكشي شده بوده ولي دراراضي سنگلاخي و واريزه اي نيز مشاهده مي گردد. اين گونه در اراضي با شيب تند با تراكم نسبتا خوب و در شيبهاي ملايم با تعداد اندك حضور دارد.

خواص دارويي

بررسي ها نشان مي دهد كه ميوه قره قات مدر، ملين و مسهل بوده و به دليل دارا بودن خواص ضد باكتريايي در درمان عفونت هاي معده و روده استفاده مي شود. بوميان منطقه معتقدند كه ميوه هاي اين گونه دارو موثري براي تنظيم فشار خون است. با توجه به نا شناخته بودن خواص دارويي اين گياه انجام پژوهش هاي بيشتر در اين زمينه امري ضروري است.
نتايج و بحث

1 -موقعيت جغرافيايي و توپوگرافي
رويشگاه قره قات كه در 78 كيلومتري جنوب شهرستان درگز در ارتفاعات هزار مسجد در منطقه اي به نام زو ميلان واقع شده است، 436 هكتار مساحت دارد. منطقه مورد نظر در محدوده ارتفاع 1700 تا 2500 متر بالاتر از سطح دريا گسترش دارد. بيشتر مناطق عرصه مورد بررسي داراي شيبهاي تند و مناطق صعب العبور بوده و جهت شيب عمومي منطقه جنوب _شمال و متوسط شيب آن 45% است.
2- وضعيت اقليمي
منطقه مورد نظر به دليل قرار گرفتن در ارتفاعات هزار مسجد در زمستان داراي آب و هواي سرد و در تابستان معتدل مي باشد. متوسط درجه حرارت منطقه c 19 و ميانگين بارندگي منطقه مورد نظر mm380- 370 بوده و فصل خشك آن از اواخر خرداد آغاز و تا اواسط آبان ماه ادامه دارد.
3-زمين شناسي و خاكشناسي
بررسي ها نشان مي دهد كه سازند منطقه از نوع تيرگان و سنگهاي موجود در عرصه عمدتا از جنس سنگ آهك، ماسه سنگ و سنگهاي آبرفتي مي باشند..
خاك منطقه نسبتًاسبك يوده و ساختمان آن دانه دانه است عمق خاك 50-40 است. pH خاك در حد خنثي و تا حدي متمايل به اسيدي است.منطقه از نظر زهكشي و نفوذ پذيري در وضعيت مطلوبي به سر برده و آثار فرسايش جز در مناطق شيبدار در ساير نقاط عرصه اندك مي باشد.

4-پوشش گياهي
بررسي هاي صحرايي صورت گرفته نشان مي دهد كه در ارتفاعات پايين و كف دره ها به دليل برخورداري از رطوبت بيشتر، گونه هايي چون بيد، آلبالوي وحشي و قره قات مستقر گرديده وبا افزايش ارتفاع رفته رفته گونه ارس همراه با گونه هايي چون شيرخشت، زرشك نسترن پوشش غالب منطقه را تشكيل مي دهد. به استناد نتايج حاصل از آمار برداري در منطقه مورد بحث 431 پايه قره قات به صورت جست گروه وجود داردكه داراي 8724 جست مي باشد. هر پايه به طور متوسط داراي 20جست يوده و ارتفاع متوسط آن m84/2 و ميانگين قطر جستها cm 27/2 و متوسط سطح تاج هر پايه m2 76/4 بر آورد گرديد لازم به ذكر است كه زادآوري گونه قره قات تنها به صورت شاخه زاد بوده و لي ساير گونه ها داراي زادآوري اكثرا به طريق شاخه زاد و گاهاً دانه زاد است.(!)
با توجه به موراد فوق مي توان چنين نتيجه گرفت كه انجام عمليات قرق و خذف دخالت هاي انساني ازمهمترين عوامل تقويت كننده توده مورد نظر محسوب مي گردد.
منابع

1-تيموري، احمد، 1382، طرح ذخيره گاه جنگلي قره قات سنقز درگز
2-ثقفي، فريده و مصطفي اسدي، 1375 گونه جديد Ribes Khorasanica از شمال شرقي ايران، ژورنال گياهشناسي، جلد 7 شماره 1 صفحه 10-7
3-مير حيدر، حسين، 1373، معارف گياهي، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي، جلد 2 و4


Introduction of Rare Medicinal Species Ribes Khorasanica in North Khorasan
Toktam Momeni Moghaddam1 ,Seyed Mohsen Hossien i2,Ali Ahmadi1
1- Senior Forest Specialist Main Office of Natural Resources Khorasan Razavi Province
2-Dept.Forestry, Natural Resource coll.,Tarbiat Modaress

Abstracts:
Ribes Khorasanica is a rare shrub that is distributed in Hazar Masjed mountains in north Khorasan province. This plant is endemic and exclusive species. It hasn-t reported from regions ,f Iran and World. Leaves are 5-lobed and with irregularly toothed. Flowers are hermaphrodite and whitish then purplish. Fruits are globular , dark purple. The fruits of this species are collected by native people and used for hypertension regulation, infections of intestines and stomach , therapy of constipation
This plant is a hygrophyte species that grows in light texture soils and humid hills. Results of field study showed in this habitat were counted 431 shrubs of Ribes Khorasanica that regenerates vegetatively sprouting from root and root crown.
Keywords: Ribes Khorasanica ,Ecological characteristics, Hazar Masjed

"Pejman"
2008/9/04, 01:08 AM
خصو صيات اكولوژيكي و نيازهاي رويشگاهي
هفت گونه مهم دارويي استان ايلام
ماشاالله محمد پور1 و حسين قر باني2
1-عضو هيأت علمي مركزتحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي ايلا م 2 - كار شناس مركزتحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي ايلا م
ايلام-بلوار جنوبي امام- ساختمان شماره 2سازمان جهادكشاورزي- مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي-تلفن08413332012


خلاصه

در اين بررسي عوامل اكولوژيكي مؤثربرپراكنش هفت گونه مهم دارويي مناطق مختلف استان ايلام ازارتفاع2240-780مترطي سالهاي83-1381بررسي شدند. عوامل مورد تحقيق رويشگاهي شامل ارتفاع،درصد وجهت شيب،اقليم، بارندگي و... مي‌باشد.ميناي پركپه ناجوربرگ معرف اقليم ارتفاعات فوقاني، مورد معرف اقليم نيمه خشك سرد و گونه‌هاي بومادران بياباني،مريم نخودي ومريم گلي پرساقه دراقليم خشك معتدل حضور دارند.شيرين بيان دراقاليم نيمه خشك ونيمه مرطوب سردو گل ميموني سازويي دراقليم خشك معتدل تا نيمه مرطوب سردوخاك بابافت شني وشني سيلتي مي‌رويد.بيشترين فراواني گونه‌هاي مورد بررسي دراقليم نيمه مرطوب سرد مي‌باشد.گونه‌هاي شيرين بيان، مريم گلي پرساقه در خاك با بافت متوسط شني رسي داراي تركيبهاي آهكي رشد مي‌كنند.مريم نخودي داراي بيشترين فراواني ومورد داراي كمترين فراواني مي‌باشد.
واژه‌هاي كليدي: اكولوژيكي، رويشگاه، دارويي


مقدمه

استان ايلام به خاطرشرايط خاص اكولوژيكي وادا فيكي داراي گياهان دارويي متنوع است.مساحت آن 19044كيلومترمربع است كه 000/200/1هكتار آن شامل اراضي مر تعي است. متوسط بارندگي و درجه حرارت سالانه به ترتيب بين 750-300 ميليمتر، 25-5 درجه سانتيگراد و شامل اقاليم بياباني گرم مياني و خفيف، خشك معتدل،نيمه خشك معتدل وسرد، نيمه مرطوب سرد و ارتفاعات فوقاني است.با توجــه به استفاده گوناگون گياها ن دارويي درصنايع مختلف و نقش و اهميت آنها در زندگي انسان اقدام به بررسي گونه‌هاي مذكور گرديد.

مواد و روشها

جمع‌آوري كليه اسنادومدارك درزمينه پوشش گياهي استان، تهيه واحدهاي كاري مختلف براساس شرايط اكولوژيكي و اقليمي، تعيين رويشگاههاي اصلي گونه‌ها و جمع‌آوري اطلاعات مورد نياز با همكاري افراد بومي و محلي داراي تجربه ميداني، تهيه وتكميل اطلاعات كامل رويشگاهي و اكولوژيكي (درصدوجهت شيب، دما و بارندگي سالانه، گونه‌هاي همراه، بافت و عمق خاك) طبق فرمهاي ازقبل طراحي شده و با استفاده از نقشه‌هاي هم دما، هم اقليم و هم باران.
نتايج و بحث

استان ايلام با موقعيت خاص ژئوبتـانيكي و اقليمي كه دارد گياهان دارويي متنوعي يا در خود جاي داده است.رويشهاي گياهي آن به نحو عمده متعلق به نواحي رويشي ايرانوـ توراني وخليج وعماني مي‌باشد كه از ارتفاع2400تا350متردردوناحيه شمالي وجنوبي استان پراكنش دارند.برخي گونه‌ها مانند مورد فقط تاارتفاع 1100متروبرخي نظير كلپوره دامنه انتشار وسيعي دارند.نتايج اين تحقيق نشان داد كه:
بومادران بياباني (Achille tenuifolia) در ارتفاع860-780 متر،اقليم خشك معتدل تا نيمه مرطوب سردوخاك با بافت شني سيلتي مي‌رويد.ميزان بارندگي ودماي متوسط سا لانه در رويشگاههاي آن به ترتيب 458-445 ميليمتر، 18-19درجه سانتيگرادودرصد شيب محل استقرار25-5 مي‌باشد. گونه مذكور بيشتربصورت پراكنده و در برخي نقاط (بانروشان ايلام) به‌صورت متراكم ديده مي‌شود. بهترين رويشگاه منطقه سرني و بيشترين فراواني رادرارتفاع1000متر دارد.
گونه‌هاي همراه:

Anchusa strigosa,Plantago psyllum, Alcea aucheri
كلپوره(Teucrium polium) در ارتفاع 1620-780 متر، اقليم خشك معتدل تا نيمه مرطوب سرد ودرخاك با بافت شني رسي با عمق سطحي مي‌رويد. ميزان بارندگي و دماي متوسط سالانه دررويشگاههاي اين گونه به‌ترتيب 581-445 ميليمتر، 12-19درجه سانتيگرادودرصد شيب محل استقرار 45-5 % مي‌باشد. مريم نخودي به صورت پراكنده ودر برخي نقاط (گرزلنگر دره شهر) به صورت متراكم ديده مي‌شود. بهترين رويشگاه آن منطقه پاقلعه چوار و بيشترين فراواني را در ارتفاع 9000متري دارد.گونه‌هاي همراه :Alcea aucheri, Cichorium intybus, Olivieria decumbens,
ميناي پركپه ناجوربرگ (polycephalum Tanacetum) در ارتفاع 2240- 1500متر، اقليم نيمه مرطوب سرد تا ارتفاعات فوقاني، خاك با بافت سنگي و سنگلاخي و عمق سطحي مي‌رويد. مقدار بارندگي و دماي متوسط سا لانه دررويشگاههاي اين گونه به ترتيب 681-561 ميليمتر، 6-13درجه سانتيگراد ودرصــد شيـب محل استقرار 45-30% مي‌باشد. گونه مذكور به صورت پراكنده در مناطق شمالي استان ديده مي‌شود. بيشترين تراكم آن درارتفاع2240 متر(سيوان كوه)است.
گونه‌هاي همراه

Verbascum Olivier , Amygdalus Orientalis ; Nepeta sp,phlomis persica
شيرين بيان (Glycyrrhiza glabra) درارتفاع 1700-1100 متر،اقليم نيمه خشك سردتانيمه مرطوب سردو خاك با بافت متوسط مي‌رويد.ميزان بارندگي ودماي متوسط سالانه در رويشگاههاي اين گونه به ترتيب 594- 497ميليمتر، 11- 16 درجه سانتيگراد ودرصد شيب محل استقرار30-5 مي‌باشد. گونه فوق بيشتردر داخل اراضي زراعي و به صورت توده‌هاي متراكم (زرنه، ايلام، شيروان) ديده مي‌شود.بهترين رويشگاه (قلا رنگ شيروان) و بيشترين حضور را در ارتفاع 1700 متر دارد. گونه‌هاي همراه:
Malva neglecta,Falcari vulgaris, Anchusa strigosa
مورد () (Myrtuscommunisدر ارتفاع1100-1000 متر، اقليم نيمه خشك معتدل تا نيمه خشك سرد،خاك با بافت شني وعمق سطحي مي‌رويد. ميزان بارندگي ودماي متوسط سالانه دررويشگاههاي اين گونه به ترتيب 497-480ميليمتر، 16-17درجه سانتيگرادودرصد شيب محل استقرار10-5 مي‌باشد. مورد به صورت پراكنده درچندنقطه استان (صالح آباد، مورت و ميمه) ديده مي‌شود.بهترين رويشگاه منطقه چوار مي‌باشد. گونه‌هاي همراه : Verbascum olivieri, Cichorium مريم گلي پرساقه ) (Salvia multicaulis درارتفاع 1700-820 متر، اقليم خشك معتدل تا نيمه مرطوب سرد وخاك با بافت سنگلاخي مي‌رويد. ميزان بارندگي ودماي متوسط سالانه در رويشگاههاي اين گونه به ترتيب 594-451 ميليمتر، 11-18 درجه سانتيگراد و درصد شيب محل استقرار 35-5 مي‌با شد.مريم گلي به‌صورت پراكنده در سطح استان ديده مي‌شود. بيشترين فراواني آن در ارتفاع 1100متري است. گونه‌هاي همراه:
Phlomis persica,Marrubium vulgar, Alcea aucheri, Ziziphora teniour,Teucrium polium
گل ميموني سازويي((Scrophularia striata
در ارتفاع 1450-780 متر، اقليم خشك معتدل تا نيمه مرطوب سرد وخاك بابافت متوسط مي‌رويد.ميزان بارندگي ودماي متوسط سالانه دررويشگاههاي اين گونه به ترتيب 553-445 ميليمتر،13-19درجه سانتيگراد ودرصد شيب محل استقرار20-5%مي باشد.گونه مذكور به صورت پراكنده ودر برخي نقاط (انجيره،مورموري آبدانان) به‌صورت متراكم ديده مي‌شود. بهترين رويشگاه آن تختان آبدا نان و بيشترين حضور را در ارتفاع1100متري دارد. گونه‌هاي همراه :
Teucriu Polium,Anchusa strigosa,salvia syriaca

سپاسگزاري

بدين وسيله از همكاري صميمانه رياست محترم مركز،همكاران بخش تحقيقات منابع طبيعي وامور عمومي قدرداني مي‌شود..

منابع

1- قربانـي، حسين،1383-1381، گزارش پژوهشـي طرح جمع‌آوري و شنا سايي گيا هان دارويي استان ايلام
2- قليچ نيا،حسن و همكاران،1380،بررسي پراكنش واكو لوژي 36گونه گياهي اسانس‌دار در استان مازندران
3- محمدپور،ماشاالله، 1378-1377، بررسي مقدماتي فيتواكولوژي در استان ايلام،پايان نامه كارشناسي ارشد
4- مظفريان، ولي الله،1375،فرهنگ نامهاي گياهان ايران، فرهنگ معاصر

Ecological characteristics of 7 medicinal important species
of Ilam province
M.mohammadpour
Research center of Agricultural &natural resources of Ilam province Po.Box 386 Tel:08413332012
Email:mohammadpourr@yahoo.com

Abstract
In this consideration effective ecological factors on distribution of 7 medicinal importan species of Ilam province in different regions from 700-2240 meter height are studied. The factors studied in habitat were involved height ,climate,yearly precipitation & temperature,aspect & slope percentage.Tansey (Tanacetum polycephalum) indicator of over height climate.Myrtle(Myrtus communis) indicator of cold semi arid climate. Milfoil (Achillea tenuifolia),Germander (Teucrium polium) indicator of medial arid climate.Licoric(Glycyrrhiza glabra)growing in semi-arid &cold semi-humid climate. Figwort (Scrophularia striata) growing in medial arid-cold semi humid climate. Teucrium polium have very abundant & Myrtus communis have least abundant.
Keywords: Ecological, habitats, medicine

"Pejman"
2008/9/04, 01:11 AM
جمع‌آوري و شناسايي گياهان دارويي استان خراسان
سيدابراهيم موسوي1، حسن اميرآباري زاده1، اصغر پارياب1 و مسعود عباسي1
1- كارشناس مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان)
Email: moussavie@yahoo.com (moussavie@yahoo.com)


خلاصه

استفاده از گياهان دارويي به قدمت عمر انسان برمي‌گردد، اما استفاده صحيح از گياهان دارويي مشروط به وجود اطلاعات دقيق و علمي در مورد آنهاست. در اين راستا اولين گام جمع‌آوري و شناسايي گياهان دارويي است. در اين مقاله براساس فازاول طرح جمع‌آوري و شناسايي گياهان دارويي خراسان، 193 گونه گياه دارويي شناخته شده در استان خراسان ارائه گرديده است كه در 158 جنس و 57 تيره گياهي قرار مي‌گيرند. هم چنين مشخصات گيا ه از قبيل نام علمي جنس و گونه، نامهاي فارسي و محلي گونه، محل پراكنش گياه، شماره هرباريومي، ارتفاع محل جمع‌آوري از سطح دريا، اثر درماني گياه، نحوهمصرف، و اندام دارويي مورد استفاده براي هر يك از گونه‌ها ذکر گرديده است.
واژه‌هاي كليدي: شناسايي، گياهان دارويي، خراسان.


مقدمه

نظر به ارزش و اهميت گياهان دارويي ايران و رويکرد جهاني مردم به طبسنتيو مصرف روزافزون اين گياهان در دنيا، در مقاله حاضر سعي گرديد مشخصات گياه شناسي، چگونگي پراکنش و خواص دارويي اين دسته از گياهان در خراسان، براي علاقمندان ارائه گردد. در اين راستا با جمع‌آوريهاي صحرايي و بررسي منابع مختلف علمي، شناسايي دقيق از گياهاني كه استفاده دارويي از آنها بعمل مي‌آيد صورت گرفت. علاوه براين در طرح تحقيقاتي انجام شده، ايجاد يک بانک ژن زنده از گياهان دارويي خراسان و احداث باغ نباتات دارويي مد نظر بوده است كه ضمن استفاده‌هاي آموزشي جهت دانشجويان وعلاقمندان، بتواند به‌عنوان يک بستر تحقيقاتي براي محققان محسوب گرديده و همچنين زمينه‌اي براي تكثير و بذرگيري برخي از گونه‌هاي با اهميت بيشتر را فراهم آورد تا بدين‌وسيله بتوان بهترين روش كاشت و توليد آنها را در شرايط آب و هوايي مشهد مورد بررسي قرار داد.

مواد و روشها

در ابتداء،گياهان مورد نظر از عرصه‌‌هاي مختلف استان به‌صورت كامل شامل ريشه، ساقه، برگ، گل و حتي الامكان ميوه جمع‌آوري و به حالت پرسشده خشكگرديدند، سپس بر روي كاغذ گلاسه چسبانده شده و ضمن ثبت مندرجات شناسنامه استاندارد گياه (شامل اسامي علمي، فارسي و محلي گياه، محل و ارتفاع جمع‌آوري و ساير اطلاعات مورد نياز از جمله مقدار مصرف دارويي، نحوه مصرف و اندام دارويي مورد استفاده) جهت حفظ و نگهداري به هرباريوم مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي خراسان منتقل گرديدند. شناسايي علمي نمونه‌هاي گياهي فوق با استفاده از منابع معتبر گياهشناسي از قبيل فلور ايرانيکا، فلور ايران و غيره، و نيز نوع مصارف دارويي آنها با استفاده از اطلاعات محلي، كتابها و نسخ دارويي معتبر نظير گياهان دارويي دکتر زرگري و غيره که در قسمت منابع ذکر شده‌اند صورت گرفت.
هم چنين در اين بررسي نقاط پراكنش گياهان با توجه به مشخصات طبيعي رويشگاهها تا حد امكان تعيين شد و از اطلاعات هواشناسي و خاک‌شناسي نظير: ميزان بارندگي ساليانه، درجه حرارتهاي مطلق، ماكزيمموميني موم، بافت و ساختمان خاك در صورت وجود در آمار ايستگاههاي هواشناسي و منابع خاک شناسي، استفاده لازم به عمل آمد.

نتايج و بحث

با اتمام فاز اول اين طرح 193 گونه گياه دارويي از سطح استان خراسان جمع‌آوريي گرديده و مورد شناسايي قرار گرفت. نتايج بدست آمده نشان داد تيره‌هاي گياهي نعناع "Lamiaceae" با 16جنس و 19 گونه، مرکّبان "Asteraceae" با 15 جنس و 19 گونه، بقولات "Fabaceae" با 13جنس و 14 گونه، چتريان "Apiaceae" با 11جنس و 13 گونه، شب بو "Brassicaceae" با 7 جنس و 7 گونه و اسفناجيان "Chenopodiaceae" با 4 جنس و 8 گونه، داراي بيشترين تعداد گونه‌هاي گياهي دارويي در استان خراسان بوده که تعدادي از مهمترين گونه‌هاي آنها به شرح ذيل مي‌باشند
Bunium persicum زيره سياه
Dorema ammoniacum وشا
Ferula assa- foetida آنقوزه
Ferula gumosa باريجه
Heracleum persicum گلپر
Hypericum perforatum گل راعي
Nepeta binalodensis اسطوخودوس
Rheum ribes ريواس
Salvia lerrifolia نوروزك
Stachys lavandulifolia چاي چوپان
Teucrium Polium كلپوره
Zataria multiflora ويشن شيرازي
Ziziphora clinopodioides آويشن باريك (آنخ)
Citrulus colocynthis هندوانه ابوجهل


Ferula gumosa

سپاسگزاري

در اجراي اين طرح شايسته است كه از مساعدت و همکاري مديريت مركز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي در فراهم نمودن زمينه هاي اجراي طرح و نيزاز سركار خانم مهندس ثقفي به خاطر ارائه طرح مقدماتي و انجام مراحل اوليه آن قبل از تفكيك وظايف وزارتخانه‌هاي جهاد و كشاورزي تشکر و قدرداني بعمل آيد.

منابع

1- آئينه چي،يعقوب. مفردات پزشكي و گياهان دارويي ايران.
2- اميدبيگي،رضا. 1374، رهيافتهاي توليد و فراوري گياهان دارويي،ج1و2.
3- اسدي، مصطفي. 1367، فلورايران، ج39-1.
4- راشد محصل، محمد حسن و همكاران. رستنيهاي خراسان، گزارش مرحله اول طرح جمع‌آوري ‌و نامگذاري گياهان استان خراسان (1361-66) نشريه شماره هرباريوم.
5- زرگري، علي. 1366 گياهان دارويي. مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران. ج5-1.
6- گلگلاب، حسين.تيرماه1340.،گيا.
7- قهرمان، احمد. فلوررنگي.جلدهاي 23-1
8- منوري، هادي. 1374. فلور كامپيوتري، گياهان‌دارويي استان خراسان.
9- RECHIGER. K. H. Flora Iranica


Identification and collection of Herbal medicine in Khorasan Province

Abstract
Utilization of medicinal plants comebacks to historical life of human being. However, suitable use of them must be put on the basis of exact and scientific information about them. In this line, the first step is their collection and identification.
In the present paper, on the basis of plan on collection and identification of Khorasan medicinal plants (first phase), 193 species of medicinal plants were identified in this province including 57 family and 158 genera. Also, scientific, persian and local names along with localities of distribution, herbarium number, altitude of locality, therapeutic effects, method of consumption and ultilizable organs for any species were noted.The most important medicinal plants families associated with their genera and species in Khorasan province that identified in this plan are as the following :
Laminaceae with 16 genera and 19 species, Astraceae with 15 genera and 19 species, Fabaceae with 13 genera and 14 species, Apiaceae with 11 genera and 13 species, Brassicaceae with 7 generaand 7 species, Chenopodiaceae with 4 genera and 8 species.
Keywords: Identification, medicinal plants

"Pejman"
2008/9/04, 01:19 AM
بررسي فنولوژيكي گونه دارويي آلولك (گيلاس وحشي)Cerasus avium L.
در جنگل لوه
سيد زيدا- ميركاظمي
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان


خلاصه

فنولوژيكي، مطالعه پديده‌هاي دوره‌اي حياتي تحت تأثير عوامل آب و هوايي و به‌طور كلي مطالعه تغييرات ظاهري گياهان در فصول مختلف مي‌باشد. با توجه به‌اينكه رويشگاه لوه رويشگاه منحصر به‌فرد اين گونه بوده وتراكم اين گونه درآن نسبت به ساير رويشگاهها بيشتر مي‌باشد بنابراين بررسي فنولوژيكي اين گونه با ارزش دراين رويشگاه انجام گرفت، در راستاي اجراي اين بررسي با توجه به بازديدهاي صحرايي، سه قطعه نمونه به نحوي انتخاب شدند كه تغييرات عمده آب و هوايي و ارتفاعي را نسبت به يكديگردربرداشته باشند و از كليه درختان آلولك در ماههاي مختلف سال ودر دفعات متعدد طي 5 سال بازديد بعمل آمد و دراين دوره زماني بروز پديده‌هاي فنولوژيكي گياهان مزبور مشخص گرديد.
واژه‌‌هاي كليدي: گياهان دارويي، معرفي، آشتيان

مقدمه

آلولك درختي است از تيره Rosaceae كه در اغلب نقاط جنگلهاي شمال ايران از آستارا تا جنگل لوه و در ارتفاعات مختلف به‌صورت پراكنده رويش دارد. اين گياه جزو گياهان دارويي محسوب مي‌شود، به‌طوري كه يوناني‌ها انواع مختلف آنرا در 400 سال قبل از ميلاد مسيح پرورش مي‌دادند، ولي روميان، فقط نژادهاي وحشي آنرا مي‌شناختند. از ميوه آن نوعي نوشابه به نام كيرش Kirsch در اروپا تهيه مي‌شود كه داراي مقدار كمي اسيد سيانيدريك بوده كه نيرو دهنده دستگاه گوارش مي‌باشد، دمگل آن طعمي قابض، تلخ واثري مدر دارد و در تركيب تعداد زيادي از فرمولهاي داروئي گياهي جهت درمان ناراحتي‌هاي كليه و مجاري ادرار مانند ورم كليه، آلبومينوري، آب آوردن اعضاي بدن، دفع رسوبهاي ادراري و سنگ كليه استفاده مي‌شود، روغن مغز هسته آن در طب سنتي جهت رفع درد وناراحتي‌هاي معده كاربرد زيادي دارد(1). و به‌دليل اهميت آن، ضرورت ايجاب مي‌نمايد كه مطالعات فنولوژيكي به‌منظور مديريت بهينه روي اين گونه صورت گيرد. در ارتباط با سابقه تحقيق فنولوژيكي اين گونه مي‌توان به گزارش نهايي طرح تحقيقاتي فنولوژيكي گونه بلوط(2) در جنگل لوه اشاره نمود كه در گزارش فوق فنولوژيكي گونه آلولك به‌عنوان يكي ازگونه‌هاي درختي منطقه مورد بررسي قرار گرفته است .

مواد و روشها

در اين بررسي نخست منطقه، با استفاده از نقشه توپوگرافي و جنگل گردشي مورد بررسي دقيق قرار گرفت و با توجه به بازديدهاي صحرايي و وضعيت فيزيوگرافي و جهت كلي منطقه و تيپ گياهي موجود، به‌ويژه وضعيت آب و هوايي، تغييرات در سه حد ارتفاعي مشاهده شد و جهت انتخاب قطعات مطالعاتي مقرر گرديد كه:
الف - پلاتهاي مورد انتخاب (قطعات مطالعاتي) در سه حد رويشگاهي انتخاب شوند، بدين نحو كه حد ارتفاعي تحتاني (پايين) 600 متر و حد ارتفاعي مياني (وسط) 1000 متر و حد ارتفاعي فوقاني (بالا) 1600 متر بوده تا تغييرات عمده آب و هوايي و ارتفاعي را در بر گرفته و همچنين معرف كلي جنگلهاي منطقه باشند.
ب - قطعات نمونه به شكل مربع وبا مساحت 4 هكتار پياده شد.
ج - درختان طوري انتخاب شدند كه سالم، بالغ، خوش فرم و داراي تاج مناسب باشند. د - پلاتها به‌نحوي انتخاب شدند كه حتي المقدور قابل دسترسي باشند.
و - درختان در توده‌هايي انتخاب شدند كه كمتر مورد دخالت انسان و دام واقع شده باشد. كليه درختان منتخب در طي سال، مرتب مورد بازديد قرار گرفته و تاج درختان با دوربين چشمي مشاهده شده و مؤلفه‌هاي مورد بررسي در فرمي كه حاوي اطلاعات گونه بود درج گرديد.

نتايج و بحث

نتايج بدست آمده به‌طور خلاصه در ارتفاعات مختلف به‌شرح زير ارائه مي‌گردد:
- ارتفاع از سطح دريا 600 متر: آغاز گلدهي، هفته اول فروردين - ظهور برگ، هفته اول فروردين - شروع خزان برگ، هفته دوم مهر - خاتمه خزان برگ، هفته سوم آبان - رسيدن بذر، هفته سوم خرداد - شروع خزان بذر، هفته اول تير - خاتمه خزان بذر، هفته دوم مرداد .
- ارتفاع از سطح دريا 1000 متر: آغاز گلدهي، هفته چهارم فروردين - ظهور برگ، هفته چهارم فروردين - شروع خزان برگ، هفته دوم مهر - خاتمه خزان برگ، هفته دوم آبان - رسيدن بذر، هفته چهارم خرداد - شروع خزان بذر، هفته دوم تير - خاتمه خزان بذر، هفته چهارم تير .
- ارتفاع از سطح دريا 1600 متر: آغاز گلدهي، هفته اول ارديبهشت - ظهور برگ، هفته اول ارديبهشت - شروع خزان برگ، هفته اول مهر - خاتمه خزان برگ، هفته چهارم مهر - رسيدن بذر، هفته دوم تير - شروع خزان بذر، هفته سوم تير - خاتمه خزان بذر، هفته چهارم تير.
با توجه به نتايج حاصله اين نظريه تائيد مي‌گردد كه عامل ارتفاع از سطح دريا روي پديده‌هاي فنولوژيكي نقش اساسي دارد چرا كه اين عامل تحت تأثير مستقيم شرايط آب و هوايي قراردارد و به همين علت اگر همزمان پديده‌اي بسته به ارتفاع از سطح دريا مورد توجه قرار گيرد، تفاوتهايي را نشان مي‌دهد به‌طوري كه در طول فصل رويش، ظهور يك فعاليت حياتي معيني (مانند گلدهي، ظهور برگ گونه معين) در ارتفاعات مختلف به‌طور همزمان شروع نمي شود و از آنجائي‌كه براي شروع يك فعاليت حياتي بايد دماهاي حداكثر و حداقل به حد معيني برسند (آستانه تحريك رشد) و روند افزايش اين دماها در خاتمه فصل استراحت و آغاز فصل رويشي بنحوي است كه هر قدر ارتفاع كمتر باشد دماهاي مذكور سريعتر افزايش يافته و در مدت زمان كوتاهتري به حد مطلوب براي شروع فعاليتهاي حياتي درختان مي‌رسند، بنابراين با افزايش ارتفاع، به‌علت تأخير زماني در افزايش دماها تا آستانه تحريك رشد، فعاليتهاي حياتي نيز با تأخير آغاز مي‌شود. خزان يك گونه معين در ارتفاعات مختلف نيز به‌طور همزمان آغاز نمي‌گردد، زيرا براي شروع خزان، دماي حداقل بايد تا حدود معيني كاهش يابد و روند كاهش دماهاي حداقل در ارتفاعات مختلف بنحوي است كه با افزايش ارتفاع، دماي حداقل سريعتر كاهش يافته و به حدي مي‌رسد كه براي رشد و نمو درختان، محدود كننده (شروع خزان) مي‌باشد. بنابراين با افزايش ارتفاع، به‌علت تسريع در كاهش دماي حداقل، خزان زودتر آغاز شده و سريعتر نيز خاتمه مي‌يابد، ولي در ارتفاعات پايين تر و به‌علت تأخير در كاهش دماي حداقل، خزان، ديرتر آغاز شده و كندتر خاتمه مي‌يابد. بديهي است كه فتوپريوديسم (Photoperiodism) نيز نقش عمده‌اي در خزان بسياري از درختان دارد كه با كاهش ساعات روشنايي روز انجام مي‌گيرد و اين عامل در قطعات فنولوژي براي كليه درختان تحت بررسي يكسان بوده است، بنابراين براي دستيابي به اطلاعات مربوط به دامنه تغييرات زمان وقوع اين پديده‌ها، گونه مورد نظر به‌مدت پنج سال تحت بررسي قرار گرفته است .

منابع

1-زرگري، علي. 1370. گياهان داروئي، جلد 2. انتشارات دانشگاه تهران.
2- ميركاظمي، سيد زيداله. 1377. بررسي فنولوژي گونه بلوط در طرح جنگلداري لوه. گزارش نهايي، مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.



An Investigation on phenology of medicinal plant Cerasus avium L. in Loveh forest
S.Z.Mirkazemi
Member of scientific board; Golestan Agriculural and Natural Resources research center

Abstract
Phenology is the vital periodic phenomena studies under effect of climatic factors and generally study of apparent changes of plants in various seasons .In order to investigate phenology of this valuable plant The study was conducted in loveh site which is one of unique site of Cerasus avium and density of this plant is more than that of the other sites. In order to conduct this investigation, with vegard to field observations, there were selected three sample plots so that they include main climatic and altitudinal changes and there were surveyed all the Cerasus avium trees in various month of the year in numerous times during five years and the appearance of phenologic phenomena were determined during time period.
Key Words: phenology, Cerasus avium, Medicinal plant

"Pejman"
2008/9/04, 01:25 AM
شناسايي و بهره برداري از علفهاي هرز دارويي موجود
در مزارع و باغهاي شهر يزد
امير عباس مينايي فر1 و رضا دانائي2
1- كارشناس ارشد سيستماتيك گياهي
2- كارشناس كشاورزي


خلاصه

علفهاي هرز دارويي دسته‌اي از گياهان دارويي خودرو مي‌باشند كه در مزارع و باغها و به طور كلي هرجا كه شرايط مناسبي وجود داشته باشد رويش مي‌نمايند و بسياري از اين دسته گياهان جزو گياهان سنتي و رايج در طب قديم ايران هستند.
هدف از اين تحقيق ارائه يك راهكار مناسب دومنظوره براي مبارزه با علفهاي هرز دارويي به صورت مكانيكي و كاهش استفاده از علف‌كشها از يك سو و بهره‌برداري از خواص دارويي آنها از سوي ديگر است. در اين تحقيق ابتدا علفهاي هرز دارويي مزارع و باغهاي استان يزد شناسايي و بعد زمان و نحوه برداشت و نگهداري صحيح آنها مشخص گرديد. در اين تحقيق 8 گونه علف دارويي رايج كه در طب سنتي نيز از آنها به عنوان گياهان دارويي نامبرده شده است مورد بررسي قرار گرفته اند.
واژه‌هاي كليدي: علفهاي هرز دارويي، بهره‌برداري، شناسايي


مقدمه

گياهان هرز به آن دسته از گياهان گفته مي‌شود كه به طور ناخواسته و برخلاف ميل كشاورز در مزارع و باغها روئيده و با گياهان اصلي رقابت مي‌كنند و موجب كاهش كمي و كيفي رشد محصول گياه اصلي مي‌شوند (1). اما بسياري از گياهان هرز معمول و رايج داراي خواص دارويي بوده و از ديرباز در طب سنتي مورد استفاده قرار مي‌گرفته‌اند (4و6 ). به طور معمول براي مبارزه با علفهاي هرز از علف‌كشهاي شيميايي استفاده مي‌شود كه افزايش كاربرد علف‌ كشها باعث آسيب به طبيعت و بروز مشكلات زيست محيطي مي‌شود (3). يكي از راههاي سنتي مناسب جهت مبارزه با علفهاي‌ هرز مبارزه مكانيكي است. درصورتي كه كشاورزان در مورد نگهداري و خشك نمودن صحيح بخشهايي از گياهان دارويي كه داراي مواد موثر دارويي هستند آموزشهاي لازم را ببينند، مي‌توان به نحو احسن از گياهان هرز دارويي استفاده نمود(2 و5) بدون آنكه به محيط زيست و محصول اصلي كشاورزان آسيب جدي وارد شود.

موا د و روشها

در ابتدا مزارع و باغهاي اطراف شهر يزد براي شناسايي و تعيين گونه‌هاي دارويي با ارزش مورد بررسي قرار گرفت. پس از شناسايي اين گونه‌ها، قسمتهاي اصلي و مهم گياهان كه داراي مواد موثردارويي بودند مشخص شد و در نهايت زمان مناسب برداشت (مبارزه مكانيكي) گونه‌ها وچگونگي نگهداري و خشك نمودن آنها تعيين گرديد.


نتايج و بحث

بر اساس اين تحقيق تعداد 8 گونه هرز دارويي با ارزش در باغها و مزارع يزد شناسايي شد كه خواص و مواد موثره و قسمتهاي مورد استفاده گياه و زمان برداشت آن ارائه مي‌شود:
1 - گل قاصدكTaraxacum Spp. بخشهاي مورد استفاده: ريشه، برگ، گل و ساقه.
تركيبهاي موثر: ترپن‌ها، تاراكساسين، تاراكستين، تانن‌ها. استرول‌ها، گلوكوزيد.
زمان برداشت:
ساقه: بهمن و اسفند.
برگ: فروردين تا مرداد.
گل: فروردين و ارديبهشت.
ريشه: اسفند- مهر.
خواص درماني: گلها براي تصفيه خون بكار مي‌رود. برگهاي تازه سرشار از ويتامين C مي‌باشد، ريشه و ساقه مقوي معده بوده و مسهل صفرا است.
2 - كاسنيCichurium intybus
بخشهاي مورد استفاده: ريشه.
تركيبهاي موثر: گليكوزيد، شيكورين، اينولين، تانن‌ها، قندها.
زمان برداشت:
ريشه در اوائل پاييز برداشت مي‌شود.
خواص درماني : اشتها آور، مدر، ملين و محرك.
3 - پنيرك Malva sylvesteris بخشهاي مورد استفاده: گل و برگ.
تركيبهاي موثر: موسيلاژ، تانن‌ها، ويتامين C.
زمان برداشت:
گل: اوايل فروردين تا اواخر مرداد ماه.
برگ: ارديبهشت ماه تا اواخر تيرماه.
خواص درماني: درمان ناراحني‌هاي مجاري تنفسي، پار‌گي‌هاي مخاطي و اولسرهاي معده، پاد زهر اسيد يا بازهاي جذب شده در بدن.
4- يولاف: Avena fatua بخشهاي مورد استفاده: بذر.
تركيبهاي موثر: نشاسته، گلوكونين‌ها ، ويتامين‌هاي گروه B، اسيد پانتوتنيك و كاروتن.
زمان برداشت:
بذر: تيرماه تا شهريور ماه.
خواص درماني: اشتها آور و كاهنده دردهاي گلو و سينه، رفع بي‌خوابي‌ها و خستگي‌ها، كاهنده فعاليت تيروئيد و فشار خون بالا.
5 - گل گندمCentaurea Spp.
بخشهاي مورد استفاده: گل.
تركيبهاي موثر: ساپونين‌ها ، لعاب و تاننها، سانتورين. سيكورين.
زمان برداشت:
گل: اواخر ارديبهشت تا مرداد.
خواص درماني: گلها مدر، تحريك كننده متابوليسم، براي تنظيم جهاز هاضمه و درمان ناراحتي‌هاي معده بكار مي‌رود.
6 - بارهنگPlantago lanceolata& Plantago major
بخشهاي مورد استفاده: برگ، بذر.
تركيبهاي موثر: گليكوزيد اوكوبين، كاتالپين، لعاب، كارتنوئيدها، اسيد ساليسيليك.
زمان برداشت:
گل: خرداد تا شهريور.
خواص درماني: ضد سرفه، ملين، درمان نيش زنبورها و كوفتگيها
7 - خار مقدس Cnicus benedictus.
بخشهاي مورد استفاده: برگها و سرشاخه‌ها.
تركيبهاي موثر: سينسبين، تانن ها، اسانس روغني، لعاب.
زمان برداشت:
برگ و سرشاخه ها: ارديبهشت تا مرداد.
خواص درماني: اشتها آور، تحريك كننده ترشح صفرا، تحريك كننده فعاليتهاي كبدي، بادشكن و قابض.
8- شاتره Fumaria vaillantii
بخشهاي مورد استفاده: سرشاخه ها.
تركيبهاي موثر: آلكالوئيدها به ويژه فومارين و تانن ها.
زمان برداشت:
سرشاخه‌ها: ارديبهشت تا مرداد.
خواص درماني: افزايش حركات دودي روده و اشتها آور، مدر، مسهل صفرا، رفع ناراحتي‌هاي معده.

منابع

1- كريمي، هادي.1380.گياهان هرز ايران. مركز نشر دانشگاهي تهران-419 صفحه.
2- .1376، گياهان هرز رايج خاور نزديك- ترجمه: محمد صانعي شريعت پناهي، نشر آموزش كشاورزي-250 صفحه.
3- صمصام شريعت، هادي.1374. پرورش و تكثير گياهان داروئي - انتشارات ماني. 419 صفحه.
4- ولاگ، ژان و استودلا، ژيري. گياهان دارويي /برگردان: ساعد زمان. 1376. انتشارات ققنوس.367 صفحه.
5- امين، غلامرضا. گياهان داروئي سنتي ايران. 1370. معاونت پژوهشي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي.230 صفحه.
6- Evans,M.2001.The complete guide to natural home remedies.Anness published.London. Pp127.


Identification and Utilization of medicinal weeds that existing on gardens and farms on Yazd city.
Amir Abbas Minaeifar, Reza danaie

Abstract:
Medicinal weeds are some of medicinal plants that germination on self - grow on farms and gardens. Most of these plants belong to popular medicinal in Iran.
In this study we try to present a mutual suitable approach for challenging with weeds and reduces use of chemical herbicides, and operation of medicinal weeds.
In this research at first identified medicinal weeds on farms and gardens in Yazd and then assigned harvest time, harvest manner and setted suitable condition for drying and keeping.
According to this study 8 species of medicinal weeds recognized that these plants use in popular medicinal in Iran.
Keywords: medicinal weeds, Identification

"Pejman"
2008/9/04, 01:31 AM
دارواش؛ گياه دارويي ناشناخته
حميد رضا ناجي1 ، سيده آمنه مطلبي2و جواد قيصريان فرد1
1- عضو هيأت علمي دانشگاه ايلام 2- كارشناس ارشد پرستاري
ايلام - خيابان پژوهش- دانشگاه ايلام- دانشكده كشاورزي- گروه جنگل و مرتع


خلاصه

استفاده از گياهان در درمان بيماريها، شايد به قدمت انسان برگردد. يكي از اين گياهان كه سالها قبل از ميلاد مسيح به ارزش آن پي برده اند و امروزه در بسياري از كشورها استفاده زيادي مي شود، گياه نبمه انگل دارواش است. اين گياه هميشه سبز( بعضي از گونه ها خزان كننده) به عنوان انگل بسياري از درختان جنگلي و ميوه شناخته مي شود كه مي تواند سبب نابودي آنها نيز گردد. اين بررسي با هدف شناسايي و معرفي خصوصيات درماني و دارويي گياه دارواش انجام گرفته و اميد است كه با شناساندن كاربردها و موارد مصرف زياد آن در درمان انواع بيماريها، توجه محققين و متخصصين به اين گياه ارزشمند جلب گردد.
واژه هاي کليدي : دارواش ، داروئي ، بيماريها .

مقدمه
دارواش (Mistletoe) نام گونه اروپايي( Viscum album) است، ولي اين نام به كليه گياهان نيمه انگل خشبي نسبت داده مي شود. دارواشها گياهان نيمه انگلي هستند كه بر روي درختان، بوته ها و ساير گياهان رشد مي كنند. آب و نمكهاي معدني را از ميزبان جذب نموده، با انجام عمل فتوسنتز، كربوهيدراتهايي توليد مي كنند كه مملو از انرژي مي باشند چند صد گونه دارواش در دنيا وجود دارد كه غالباً در نواحي گرمسيري و نيمه گرمسيري رشد مي كنند(1).در ايران نيز در جنگلهاي شمال، گونه دارواش اروپايي و در غرب گونه موخور (Loranthus europaeus ) و بر روي گونه هاي سوزني برگ دارواش كوتوله (Arceuthobium sp.) مشاهده مي شود، كه متأسفانه در ايران از آنها تنها به عنوان يك گياه انگل و مزاحم نام برده و كمتر استفاده دارويي مي شوند(3).ديوس كوريدوس، پيش از ميلاد مسيح، از دارواش به عنوان يك گياه سمي و دارويي نام مي برد و در سال 1682 در فرانسه به قدرت زياد آن در صرع اشاره كرده اند،ولي استفاده از آن از سال 1900 ميلادي رونق خاصي گرفت.
دارواشها داراي تيرامين آمين، بتا فنيل اتيل آمين، ويسكوتوكسين و لكتين هستند كه خصوصيات مولكولي و فارماكولوژيكي ويسكوتوكسينها شباهت بسيار زيادي به زهر مار دارد(5و6). بنابراين با توجه به خواص دارويي بسيار مناسب دارواشها و همچنين خاصيت نيمه انگلي آنها،مي توان با برداشت و قطع اين گياه از ميران آسيب رساني به درخت کاست و به عنوان يک گياه دارويي کارآمد استفاده نمود.

مواد و روشها

در طي8 سال بررسي و مطالعه خصوصيات گياهشناسي، آناتوميكي، بيولوژيكي، اكولوژيكي، دارويي- درماني، جنگلشناسي، روشهاي كنترل و مبارزه با دارواشها, نتايج بسيار ارزشمندي حاصل شده است كه در مقاله حاضر جهت شناساندن خصوصيات درماني و دارويي دارواشها و معرفي آن به عنوان يك گونه دارويي با ارزش، از مشاهدات عيني و كاربردهاي سنتي و محلي، مروري بر منابع و مطالعات پيشين استفاده گرديده است.

نتايج و بحث

در گياهنامه هاي غربي، چين و خاورميانه قديم تنها گونه مورد استفاده در پزشكي گونه( Viscum album)بوده است ولي امروزه خصوصيات دارويي و درماني گونه هاي ديگر (موخور، دارواش كوتوله و-) نيز كشف شده است. دارواشها داراي موسيلاژ، قند، روغن ثابت، رزين و مقداري تانن و نمكهاي مختلف هستند. قسمت فعال گياه، رزين(ويسين) است كه در نتيجهء عمل تخمير، توده اي زرد رنگ، چسبنده و رزيني مي شود. از برگهاي پودر شده، سته هاي رسيده و شاخه هاي جوان و يا عصاره مايع در درمان استفاده مي كنند(3). دارواشها را معمولا- در بهار جمع آوري ودر هوا يا در كوره الكتريكي در دماي 106 درجه فارنهايت خشك مي كنند.در اروپا بيشتر از روش تزريق و در ايالات متحده معمولا"از جوشانده يا از تنتور(عصاره الکلي) استفاده مي کنند. دز دارويي دارواش بسيار کم و مقادير زياد آن مي تواند سمي باشد.براي تهيه جوشانده دارواش، 5/2 گرم (نصف قاشق چايخوري) از پودر کاملا" نرم شده را در يک فنجان آب سرد مخلوط نموده و به مدت 12 ساعت در دماي اتاق قرار مي دهند، سپس از صافي عبور داده و مصرف مي نمايند. ماکزيمم مصرف روزانه 10 گرم (2 قاشق چايخوري) دارواش مي باشد. از خواص درماني اين گياه مي توان به کم کردن فشار خون، بهبود گردش خون، شل نمودن سفتي عضلاني، بند آورنده خونريزي داخلي،تشنج، نقرس، هيستري (نوعي بيماري رواني كه با شبيه سازي اختلالات گوناگون همراه است)، سياه سرفه، آسم، سرگيجه، اسهال، كاهش دوره قاعدگي، كره(حركات غير ارادي سريع و پرشي)، تپش قلب، صرع، رماتيسم، سردرد ميگرني، اضطراب و اخيرا- سرطان و ايدز اشاره كرد. از عصاره دارواش اروپايي در درمان سرطان سرويكس(دهانه رحم)، تخمدان، سينه، معده، كولون و ريه استفاده مي كنند. درمان سرطان با اين عصاره ممكن است به چند ماه تا چند سال زمان نيازمند باشد. از عصاره دارواش در درمان ايدز نيز استفاده مي کنند. در سال 1998 از تزريق اين عصاره براي بهبود پاسخ ايمني استفاده گرديد(7). در بسياري از نقاط غرب كشور نيز روستائيان جهت درمان دمل و زخم و حتي شكستگي و ضرب ديدگي دست و پا از اين گياه استفاده مي كنند(3). در بررسي اثر عصاره هيدروالكلي ميوه گياه موخور در پيشگيري از تشنج ناشي از نيكوتين در موشهاي سوري، ثابت شد كه اين عصاره به طور معني داري از تشنج حاصله مي كاهد و مي تواند جايگزين داروهاي صناعي در درمان بيماران گردد (2). در مناطق غرب كشوربخصوص ايلام نيز از نرم شدهء برگ موخور(نوعي دارواش) براي خروج چرك از زخم و دمل استفاده مي كنند و نيز براي كاهش درد ناشي از شكستگي استخوان،شاخه هاي تازه و سالم گياه را بر روي محل شكستگي مي گذارند. از ساييدهءميوه موخور نيز به عنوان موبر استفاده مي كنند. جوشاندهء برگ گياه موخور در درمان زخمهاي دستگاه تناسلي نيز مؤثر است(پژوهشگر).

منابع

1-پاركر،سي. و ريچز،سي. آر.1376. علفهاي هرز انگلي جهان. ترجمهء سيد محمد رضا موسوي و پرويز شيمي. انتشارات برهمند. 386صص.
2-زاهدي،ص. ا،اراضي و ج. ياري، 1377، مطالعهء اثر عصاره هيدرو الكلي ميوه گياه دارواش در پيشگيري از تشنج ناشي از نيكوتين در موش سوري، مجله علوم دانشگاه شهيد چمران اهواز،شماره 4، 23-27.
3- ناجي، حميد رضا. 1381، تاءثير گياه موخور بر ساختار چوب درخت بلوط غرب، چاپ نشده.
4-Anonymous, 2003. Mistletoe. www. Botanical. Com.
5-Anonymous, 2003.Mistletoe.wwwtreelore.com
6-Garter,W. 2002.Mistletoe Extracts and cancer therapy.www.townsendletter.com (http://www.townsendletter.com)
7-Sawin, L. 2003.Mistletoe.www.getting.well.com (http://www.getting.well.com)



Mistletoe:The yet-unknown medicinal plant
Hamid Reza Naji, Seyed Ameneh Motallebi,Javad Ghysarian Fard
Ilam University
Email: h_naji@mail.ilam.ac.ir

Abstract
The current study aims at identifying the medicinal advantages of mistletoe. Mistletoe is the European name for viscum album, but this name has been attributed to all semi-parasite woody plants. Mistletoe is referred to as a parasite plant in Iran, and less used as a medicine. The powdered leaves, ripe berries or extract have been used in treatment. This plant is narcotic, antispasmodic, diaphoretic and tonic. Furthermore, the use is madeofabove-mentioned plant in curingepilepsy, hysteria, cancerand Aids.
Key words: mistletoe, unknown, medicinal plant

"Pejman"
2008/9/04, 01:35 AM
شناسايي و بررسي پراكندگي و علل در معرض خطر قرار گرفتن تعدادي از گونه‌هاي مهم دارويي منطقه فريدن و فريدونشهر استان اصفهان
مصطفي نوروزي
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان
اصفهان مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي - شهرك امير حمزه ص. پ. 199- 81785


خلاصه

لازمه حفظ و حراست از گياهان و پوشش گياهي جمع‌آوري و شناسايي گياهان و بررسي عوامل مختلف موثر در انقراض آنهاست. در جهت شناسايي گياهان استان اصفهان حدود 17000 نمونه از كل استان جمع‌آوري و مورد شناسايي قرار گرفت. حدود 1700 گونه مختلف در اين استان مورد شناسايي قرار گرفت كه از اين تعداد حدود 350 گونه گياه دارويي است. منطقه فريدن و فريدونشهر در غرب استان اصفهان يكي از مناطق مهم استان از نظر حضور گونه‌هاي مختلف دارويي و مرتعي است. 20 گونه مهم دارويي در اين دو شهرستان از نظر پراكنش و عوامل مختلف موثر بر انقراض آنها مورد بررسي قرار گرفت. چراي بيش از حد و پيش از موعد و برداشت بي‌رويه گياهان مهم دارويي در چند ساله اخير و شخم و تبديل اراضي مرتعي از مهمترين عوامل تهديد گونه هاشناخته شده است. قرق، جمع‌آوري بذرها و كشت و اهلي كردن آنها از روشهاي حفظ اين گونه‌ها مي‌باشد.
واژه‌هاي كليدي: شناسايي، انقراض، گونه‌هاي دارويي


مقدمه

اهميت پوشش گياهي و گياهان بر كسي پوشيده نيست. نابودي و انقراض هر گونه گياهي به منزله نابودي تعداد زيادي از ژنهاي مختلف و ساقط شدن آنها از توانمنديهاي موجود مي‌باشد.
از بين رفتن يك گونه گياهي با به خطر افتادن محيط زيست ساير گونه‌ها و حتي موجودات ديگري كه در آن محيط زندگي وابسته به آن گونه را دارند همراه است. مسأله از بين رفتن گونه‌هاي گياهي نه تنها در ايران، بلكه در تمام دنيا وجود داشته و اكثر كشورهاي دنيا هر ساله تعدادي از گونه‌هاي گياهي خود را از دست مي‌دهند.
مطالعات در مورد گياهان و گونه‌هاي در حال انقراض و مسأله حفظ ذخاير ژنتيكي در دنيا از سال 1960 به‌طور جدي مطرح و كم كم سازمانها و ارگانهاي مختلفي از جمله F.A.O ، U.N.E.P. ، I.U.C.N و W.W.F بوجود آمده و اقداماتي در جهت حفاظت از اين ذخاير انجام داده اند.
از اقداماتي كه اين سازمانها انجام داده‌اند تشكيل بانكهاي ژن گياهي و تعيين مناطق حفاظت شده جهت حفظ ذخاير ژنتيكي و كاشت گونه‌هاي در حال انقراض در باغهاي گياه‌شناسي بوده است. گياهان در حال انقراض در بعضي از كشورها شناسايي و در كتابي به‌نام Plant red, data book كه از طرف I.U.C.N منتشر گرديده ذكر شده است. در اين كتاب گياهي از ايران نام برده نشده است.گونه‌هاي بومي (Endemic) يا انحصاري به‌عنوان مهمترين گونه‌هاي گياهي هر كشوري محسوب مي‌گردند، زيرا با از بين رفتن اين گونه‌ها نسل گونه براي هميشه در دنيا منقرض مي‌گردد. بنابراين در مطالعات گونه‌هاي در حال انقراض ابتدا بايد به گونه‌هاي بومي توجه خاص شود.

مواد و روشها

ابتدا گونه‌هاي مختلف گياهي استان اصفهان با اجراي طرح جمع‌آوري و شناسايي گياهان استان اصفهان طي 15 سال جمع‌آوري و مورد شناسايي قرار گرفتند. با اجراي اين طرح حدود 17000 نمونه گياهي جمع‌آوري كه از اين تعداد نمونه حدود 1700 گونه مورد شناسايي قرار گرفت. سپس با اجراي طرحي ديگر با عنوان جمع‌آوري و شناسايي گياهان در حال انقراض در استان اصفهان با تنظيم فرمي مخصوص گونه‌هاي بومي يا انحصاري، گونه‌هاي نادر، در معرض خطر، در حال انقراض و آسيب پذير مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت. عوامل مختلف تخريب در اين طرح طبقه‌بندي و مورد بررسي قرار گرفت و در نهايت گونه‌هاي مهم گياهان دارويي استان پس از مطالعه و بررسي پراكنش آنها از نظر در معرض خطر قرار گرفتن مورد بررسي و مطالعه قرار گرفت و عوامل تخريب نيز براي هر كدام از آنها مشخص گرديد.

نتايج و بحث

با توجه به شناسايي گياهان استان اصفهان، تعداد گونه‌هاي مهم دارويي شناسايي شده در استان اصفهان بيش از 350 گونه تشخيص داده شد. از اين تعداد حدود 20 گونه مهم دارويي براي اين منظور مورد بررسي قرار گرفت. پراكنش گونه‌ها و وضعيت گونه‌ها از نظر در معرض خطر بودن مورد بررسي قرار گرفت. پس از بررسي فرمهاي عمليات صحرايي در مورد وضعيت گونه‌هاي ذكر شده اين گونه‌ها به ترتيب به گروههاي گونه‌هاي نادر، گونه‌هاي انحصاري، گونه‌هاي در معرض خطر، گونه‌هاي آسيب پذير و گونه‌هاي بدون مشكل اساسي بر اساس تقسيم‌بندي سازمان بين المللي I.U.C.N تقسيم‌بندي شدند.
از نظر عوامل تخريب و در معرض خطر قرار گرفتن گونه‌ها عواملي نظير چراي بيش از حد، شخم و تغيير كاربري، خشكسالي و كم شدن نزولات، برداشت مستقيم انسان از طبيعت و تغيير كاربري زمينهاي مرتعي نظير احداث كارخانه و- از عواملي بودند كه در فرمها از امتيازات بيشتري برخوردار بودند. به‌خصوص در مورد گياهان دارويي برداشت مستقيم گياهان دارويي توسط مردم از عرصه و چراي بيش از حد ظرفيت و پيش از موعد 2 عامل مهمي هستند كه اكثر گونه‌هاي گياهي دارويي را در معرض خطر قرار مي‌دهند. براي رهايي از چنين معضلي بايد با بررسي گونه‌هاي گياهان دارويي از نظر سازگاري و كشت به‌صورت زراعي اين مشكل را برطرف نمود و براي اين منظور فقط از ژرم پلاسم منابع طبيعي استفاده نمود

"Pejman"
2008/9/04, 01:43 AM
بررسي برخي جنبه هاي اکولوژيكي گونه دارويي توس
( Betula Pendula)
در رويشگاه سنگده ساري
حامد يوسف زاده1 ، كامبيز اسپهبدي2 ، احسان عبدي3 فرداد فرهادي4
1- دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه تربيت مدرس2- عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان مازندران
3- دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه تهران 4- دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان


خلاصه

اين تحقيق با هدف بررسي نيازهاي اکولوژيكي گونه دارويي توس در جنگلهاي 40 هزار هكتاري سنگده مازندران انجام شده است.ويژگيهاي اکولوژيک شامل وضعيت خاک، جهت، شيب دامنه، سنگ مادري ، ارتفاع از سطح دريا، پوشش گياهي و وضعيت زاد آوري در مناطقي که بيش از 2 پايه توس در کنار هم حضور داشتند در قطعات نمونه‌اي به مساحت 10 آر ثبت شده است. نتايج نشان داد كه اين گونه دارويي به صورت جامعة توس _ اوري آميخته با گونه‌هاي درختي، افرا، تيس، بارانك، لور و گونه‌هاي درختچه‌اي زرشك وپلاخور به طور پراكنده در مناطق صخره‌اي از ارتفاع بالاي 2200 متر تا حدود ارتفاع 3000 متر در رويشگاههاي صخره‌اي بدون خاك با شيب حداقل 80 درصد ديده مي‌شوند. همچنين اين گونه در دامنه‌هاي شمالي (90 اصله در هكتار) بيشترين حضور را دارد. نتايج نشان داد كه به ازاي هر 1000 متر مربع تنها 3 عدد نهال مشاهده شد. به رغم آن رويش ارتفاعي سريع نونهالهاي آن در خزانه‌هاي جنگلي واقع در ارتفاعات 1000 تا 1500 متر نشان مي‌دهد كه در فضاي فارغ از رقابت توليد انبوه نهال آن در نهالستانهايي در ارتفاعات پايين تر براي توليد چوب و اندامهاي دارويي امكان پذير بوده و حضور آن در كنج‌هاي اکولوژيكي به دليلي فشار رقابت گونه‌هاي ديگر مي‌باشد.
واژه‌هاي کليدي: توس ، گياه دارويي، نياز‌هاي اکولوژيكي


مقدمه

توس، يكي از گونه‌هايي است كه به علت پراكنش محدود و حضور در كنج‌هاي غير قابل دسترس رويشگاهي، تاكنون توجه كمتري به آن شده است. اطباي قديم براي شيره گياهي اين درخت ارزش زيادي قائل بودند به طوري كه آن را داروي هر دردي مي‌دانستند و در درمان بيماريهاي پوستي مانند سودا ، پيدايش لكه‌هاي قرمز در پوست و نيز جهت رفع عوارض رماتيسمي، نقرسي، ناراحتي‌هاي ناشي از التهاب مثانه و غيره استفاده مي‌كردند از اين رو خواص فراوان دارويي اين گونه ايجاب مي‌کند تا مطالعات اکولوژيكي روي آن صورت گيرد.
اين گونه به صورت جامعة توس_ اوري آميخته با گونه‌هاي درختي، افرا، تيس، بارانك، لور و گونه هاي درختچه اى زرشك،پلاخور و پيرو و به طور پراكنده از ارتفاع بالاي 2000 متر تا حدود ارتفاع 3000 متر در رويشگاههاي صخره اي و بدون خاك ديده مي‌شود. توس درختي است پهن برگ، خزان‌كننده، تك پايه، تخمهاي نر و ماده، ميوه فندقه، گرد يا تخم مرغي شكل است.
دير زيستي اين درخت در جنگلهاي اروپا بين 60 تا 100 سال متغير است، ولي با سن يا بي تعدادي پايه در جنگلهاي سنگده، دير زيستي 150 ساله در آن ديده شده است. جامعه توس _ اوري به دليل ارزش ژنتيكي و دارويي فراوان، يكي از ذخاير ارزشمند گياهي بوده و نيازمند توجه ويژه جهت حفظ رويشگاه منحصر به فرد اين جامعه مي‌باشد. چنانكه به دليل ‌بي‌توجهي و تخريب رويشگاه، به نظر مي‌رسد كه اين جامعه سير قهقهرايي به خود گرفته و در خطر انقراض مي‌باشد. بنابراين مطالعه در خصوص وضعيت اکولوژيكي آن يكي از گام‌هاي اصولي در جهت حفاظت و توسعه اين گونه با ارزش دارويي مي‌باشد. هدف از اين مطالعه ارزيابي نيازهاي اکولوژيكي گونه دارويي توس در منطقه جنگلي سنگده ساري مي‌باشد.

مواد و روشها

با توجه به حضور توس در مناطق خاص، براي ارزيابي وضعيت اکولوژيكي آن، قطعات نمونه به صورت انتخابي با مساحت 10 آر انتخاب شدند. در مجموع 10 پلات برداشت گرديد. در هر يك از قطعات نمونه وضعيت اکولوژيكي قطعه شامل ارتفاع از سطح دريا، شيب، جهت، عمق خاك، گونه‌هاي همراه، گياهان كف جنگل و وضعيت نهالها بررسي شد. در مرحله بعد خصوصيات كمي و كيفي پايه‌هاي توس ارزيابي گرديد. در خصوص اطلاعات اقليمي از اطلاعات ايستگاه هواشناسي اوريملك واقع در ارتفاع 1550متري از سطح دريا استفاده شد. بر اساس آمار بدست آمده حداقل و حداكثر درجه حرارت 29/2 در دي ماه و 4/18 در تير ماه و حداقل و حداكثر بارندگي ماهيانه، 73/94 ميليمتر در شهريورماه و حداقل آن 95/50 ميليمتر در دي ماه گزارش شده است. بعد از جمع‌آوري داده‌ها از طريق نرم افزار spss تحليل‌هاي آماري انجام شد.

نتايج و بحث

نتايج اين تحقيق نشان داد كه در اين رويشگاه تعداد درختان توس 90 اصله در دامنه شمالي و 3/63 اصله در دامنه شرقي مي‌باشد. پايين ترين حد حضور توس تك پايه‌اي است به قطر 11 سانتيمتركه در ارتفاع 1800 حضور دارد، ولي رويشگاه اصلي آن بالاتر از ارتفاع 2400 متر واقع شده است. حداكثر قطر مشاهده شده حدود 60 سانتيمتر و حداكثر ارتفاع 15 متر بوده است. نسبت به خاك كاملاً كم توقع است. همين امر باعث شد تا از فشار رقابت به اندك خاك لابه‌لاي صخره‌هاي سنگي اكتفا كند. اكثر پايه‌هاي توس از محل يقه چند شاخه هستند. اين پديده در رويشگاههاي واقع در ارتفاعات بالاتر بيشتر مشاهده مي‌شود. ممكن است دليل آن صدمات ناشي از يخبندانها در فصول رشد باشد..
وضعيت زاد آوري توس بسيار اندك به نظر مي‌رسد.(6/26 اصله در هكتار در دامنه شمالي و 80 اصله نهال در هكتار در دامنه شرقي). اغلب تجديد حيات به صورت غير جنسي و به صورت پاجوش صورت مي‌گيرد. اين راه حل نمي تواند موجوديت رويشگاه را تا مدت مديدي تامين نمايد، چون كنده‌ها قدرت پاجوش دادن را پس از چندي از دست مي‌دهند و از طرف ديگر تغيير فرم احتمالي دانه و شاخه زاد به شاخه زاد آينده اين ذخيره گاه ژنتيكي با ارزش را در خطر نابودي قرار مي‌دهد. اهميت اين موضوع وقتي بيشتر مي‌شود كه تحقيقات انجام شده نيز سير قهقهرايي را براي اين جامعة بسيار ارزشمند پيش بيني كرده‌است. بنابراين توليد نهال و جنگلكاري توس اجتناب ناپذير مي‌نمايد.با توجه به موفقيت در توليد نهال و رشد قابل ملاحظه نهال در فضاي بدون رقابت ، مي‌توان به توسعه و كاشت آن در حاشيه‌هاي قسمت فوقاني جنگلهاي شمال به منظور توليد چوب و برگ (اندام دارويي) اقدام نمود.
منابع

1- زرگري، علي، 13.گياهان دارويي، جلد چهارم، انتشارات دانشگاه تهران صفخه.
2- ثابتي، حبيب الله. 1373. جنگلها، درختان و درختچه‌هاي ايران. انتشارات دانشگاه يزد، 810 صفحه.


An Investigation on some ecological aspects on Betula pendula
in sari forest

Ysefzadeh. H1 , Espahbodi. K2 , Abdi. E3 and Farhadi. F4
-MS student of forestry in Tarbiatmodarres university 2 - Scientific member, Natural Resources Research Center of Mazandaran. 3- MS student of forestry in Tehran University 4- MS student forestry in Gorgan University

Abstract
Betula pendula is one of the most important medical and industrial tree. It has been used for curing many diseases. Now some medical component are extract from its leaf in some country. Because of competition it has some limited distribution site In Iran. But its seedling grow well in nursery. This research performed in the forest that located in north aspect of Alborz mountain named Sangdeh forest. The result showed that it distribute from 2200 to 3000 meter altitude. In the rocky site and east aspect it has seen with Quercus macrantera. In north aspect it has seen with beech and carpinus spp. The slop of these sites changes between 80 to over 100%. In the best sites there are about 90 tree in 1000 square meters, and the mean number of seedling were 2.66 in east aspect and 3.3 in north aspect per 1000 square meters. It seems to be possible to plantation the Betula pendula seedling lower lands to produce both wood eor industry and leave medicine.
Key words: Betula pebdula- medical species-ecological requirements

"Pejman"
2008/9/05, 01:23 AM
بررسي برخي جنبه هاي اکولوژيکي گونه دارويي تميس Sorbus aucuparia
در رويشگاه سنگده ساري
حامد يوسف زاده1 ، كامبيز اسپهبدي2، فرداد فرهادي3، احسان عبدي4
1- دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه تربيت مدرس2- عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان مازندران
3- دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان 4- دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه تهران


خلاصه

خواص فراوان دارويي گونة با ارزش تيس ايجاب مي کند تا مطالعات اکولوژيكي دربارة آن صورت گيرد. براي اين منظور رويشگاه سنگده از جنگلهاي مازندران واقع در جنوب ساري مورد بررسي قرار گرفت. ويژگيهاي اکولوژيکي شامل وضعيت خاک، جهت، شيب دامنه، سنگ مادري ، ارتفاع از سطح دريا، پوشش گياهي و وضعيت زاد آوري در منطقه‌اي که بيش از 2 پايه تيس در کنار هم حضور داشتند در قطعات نمونه اي به مساحت 10 آر ثبت شده است. نتيحه اين مطالعه نشان داد که تيس گونه اي است نورپسند و سرمادوست که به صورت تك پايه و انفرادي در رويشگاههاي صخره‌اي، ولي کم عمق با ارتفاع بالاي 2200 و حداقل شيب 80 درصد ديده مي شود و گاهي روي صخره‌هاي كاملاً قائم هم ديده مي‌شود.. با شناسايي پايه هاي تيس در رويشگاه سنگده مشخص شد که اين گونه عموماً در دامنه‌هاي شمال شرقي بيشتر از دامنه‌هاي ديگر حضور مي‌يابند. حداكثر زادآوري طبيعي تيس به ميزان 15 اصله در هكتار در دامنه‌هاي شرقي مشاهده شد. اين مسأله خطر انقراض اين گونه دارويي با ارزش را نشان مي‌دهد.
واژه هاي کليدي: تيس، گياه دارويي، خواص اکولوژيكي


مقدمه

تيس درختچه اي است زيبا از جنس sorbus و از تيره Rosacease که داراي برگهاي مرکب از 13 تا 19 برگچه دندانه دار و نوک تيز است (شكل شمارة 1). گلهاي مجتمع آن در حالت غنچه، رنگ قهوه اي روشن و پوشيده از کرک دارد. ولي پس از شکفتن، شيري رنگ مي شود (1) زنبور عسل نوش خوب و فروان از آن بدست مي آورد (2). ازسن 10 سالگي به بذر مي‌نشيند. ميوه اش کوچک، کروي به قطر يک سانتيمتر و به رنگ قرمز زيباست. در داخل ميوه آن، 3 دانه نوک تيز به رنگ مايل به قرمز جاي دارد که داراي 20 درصد ماده روغني است. ميوه آن داراي ماده اي به نام سوربيتول است که مورد استفاده مبتلايان به بيماري قند قرارمي گيرد. ميوه داراي اثر مدرو تنظيم کننده اعمال هضم و عبور از روده است جذب ويتامين‌ها و مواد مغذي را در فراورده هاي دارويي تسهيل مي‌کند (2). از ميوه آن، مخلوط با قند، نوعي مارمالاد تهيه مي‌شود که در موارد کمي براي دفع ادرار و دفع سنگ کليه و همچنين ديسانتري و قولنج هاي کليوي استفاده مي شود. برگهاي مرکب و از 13 تا 19 برگچه تشكيل مي‌شود. برگ آن نيز داراي خواص دارويي است. دم کرده برگ آن اثر مسهلي و رفع کننده ناراحتي‌هاي دستگاه تنفسي مانند سرفه و برونشيت مي‌باشد. در نواحي مختلف آسيا، اروپا و آمريكا پراكنش دارد. احتمالاٌ يكي از گونه‌هايي است كه عصر يخبندان به آن آسيب وارد نكرد(5) از اين روي تنوع ژنتيكي آن از ساير گونه‌هاي جنس sorbus بيشتر است (4).در خصوص اكولوژي آن در اروپا و امريكا تحقيقات فراواني صورت گرفت. ولي در ايران به رغم خواص فوق العاده دارويي تاكنون مورد توجه قرار نگرفته است. ممكن است يكي از دلايل آن قرار گيري در مناطق صعب العبور باشد. بنا براين لازم است تا مطالعات اکولوژيكي دربارة آن صورت گيرد تا امكان كشت انبوه آن با هدف توليد اندام‌هاي دارويي (برگ و ميوه ) فراهم گردد. براي اين منظور رويشگاه سنگده از جنگلهاي مازندران واقع در جنوب ساري مورد بررسي قرار گرفت.

مواد و روشها

تيس در مناطق تقريباٌ صعب العبور قرار دارد. در جنگلهاي مازندران به ويژه در جنگلهاي سنگده در حاشيه فوقاني اين جنگلها ديده شده است. با توجه به حضور آن در اين مناطق براي ارزيابي وضعيت اكولوژيكي آن، قطعات نمونه به صورت انتخابي با مساحت 10 آر انتخاب شدند. در مجموع 9 پلات برداشت گرديد. در هر يك از قطعات نمونه وضعيت اكولوژيكي قطعه شامل ارتفاع از سطح دريا، شيب، جهت، عمق خاك، گونه‌هاي همراه، گياهان كف جنگل و وضعيت نهالها در مناطقي که بيش از 2 پايه تيس در کنار هم حضور داشتند بررسي شد. در مرحله بعد خصوصيات كمي و كيفي پايه‌هاي تيس ارزيابي گرديد. در خصوص اطلاعات اقليمي از اطلاعات ايستگاه هواشناسي اوريملك واقع در ارتفاع 1550 متري از سطح دريا استفاده شد. براساس آمار بدست آمده حداقل و حداكثر درجه حرارت 29/2 در دي ماه و 4/18 در تير ماه و حداقل و حداكثر بارندگي ماهيانه، 73/94 ميليمتر در شهريور ماه و حداقل آن 95/50 ميليمتر در دي ماه گزارش شده است. بعد از جمع‌آوري داده‌ها از طريق نرم افزار spss تحليل‌هاي آماري انجام شد.

نتايج و بحث

پيشآهنگ مي‌باشد. عموما در رويشگاههاي صخره اي با خاك بسيار کم عمق و بيرون زدگي سنگي زيست مي‌كند بنابراين در مقابل خاك كم توقع است(5). كمتر از ارتفاع 2200 متر مشاهده نشده است، ولي از نظر افزايش ارتفاع حضور هيچ محدوديتي براي آن متصور نيست. شيب عرصه‌هاي حضور آن از حداقل 80 درصد تا تقريباٌ صخره‌هاي كاملاٌ قائم متغير است. مهمترين گونه‌هاي همراه آن توس، اوري، لور و بارانک مي باشند. اين بررسيها همچنين نشان داد كه گونه تيس هيچ گاه به صورت يک توده در سطح يک رويشگاه حضور نمي يابد بلکه بصورت منفرد و تک پايه زيست مي‌نمايد. تيس در رويشگاه سنگده عموماً در دامنه هاي شمال شرقي بيشتر از دامنه هاي ديگر حضور مي يابد. زادآوري تيس بسيار اندك مي‌باشد. بنابراين اين گونه دارويي با ارزش در خطر انقراض قرار دارد. ولي توليد نهال بذري آن در نهالستانهاي واقع در ارتفاعات ميان بند همانند نهالهاي توس از موفقيت خوبي برخوردار بود. اين نشان مي‌دهد كه دليل اصلي حضور تيس در مناطق صعب العبور فشار ناشي از رقابت است و اگر در فضاي بدون رقابت قرار گيرد رشد خوبي خواهد داشت (5). اميد است اين موضوع را با شناسايي ديگر رويشگاههاي گونه تيس و شناخت بهتر از خواص اکولوژيکي اين گونه و فراهم نمودن شرايط اکولوژيکي شناسايي شده از خطر حذف نجات دهيم.

منابع

1- ثابتي، حبيب الله. 1373. جنگلها، درختان و درختچه‌هاي ايران. انتشارات دانشگاه يزد، 810 صفحه.
2- زرگري، علي، 13.گياهان دارويي، جلد چهارم، انتشارات دانشگاه تهران صفخه.

3- Demesure, B.1996.Conservation of genetic resources of noble hardwoods in france: overview. In Noble Hardwoods network. Report of the 1st Meeting, Escherode, Germany. Edited by J.Jurok, G. Erikssin,J.kleinschmit, and S. Canger. International Plaut Genetic Resources Institute, Rome, PP.9-11.
4- Drapier, N. 1993. Ecolosie de L Alisher toirminal sorbus torminalis ( L )Crantz, , Rew. for. Fr. XLV. 3. 229- 242.
5-Savill, P.S., 1998. The silviculture of trees used inBritish , Forestry C.A.B. Inter national walling ford, tacson.
.

An Investigation on some ecological aspects on Sorbus aucuparia
in sari forest
Ysefzadeh. H1 Espahbodi. K2 Abdi. E3 Farhadi. F4
-MS student of forestry in Tarbiatmodarres university - Scientific member, Natural Resources Research Center of Mazandaran. 3- MS student of forestry in Tehran university 4- MS student of forestry in Gorgan university

Abstract
Medical characteristics of mountain ash (Sorbus aucuparia) make us perform this research. It is carried out in sangdeh forest that located in north aspect of Alborz mountaint. The result showed that it distribute from 2400 to 3000 meter altitude in the rocky site north and north east aspects. It is cooperated with Quercus macrantera, betula pendula, sorbus torminalis, carpinus spp and an other mountain trees.. The slop of these sites changes between 80 and nearly 200%. It is light demanded and cold hardiness. Natural regeneration is seriously limited. But good seedling could be produced in the nursery. The limitation of mountain ash is from competition of other tree such as beech. It seem that, it can be planted in margins of highland forest, out of competition, for producing the leave and fruit for medicine.
Key words: Sorbus aucuparia - medical species-ecological requirements

"Pejman"
2008/9/05, 01:25 AM
بررسي و شناسايي مهمترين گياهان دارويي استان كهگيلويه و بويراحمد
مسعود يوسفي1، عبدال شهريور2، شيرزاد راد3 عزيزالله جعفري4
1- كارشناس ارشد مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان كهگيلويه و بويراحمد
2و3 - عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان كهگيلويه و بويراحمد
4- عضو هيات علمي دانشگاه ياسوج .
ياسوج - جاده سي‌سخت - ميدان جهاد. صندوق پستي 351 كد پستي 75914 تلفن 3334311 دورنگار 3334011


خلاصه :

استان كهگيلويه و بويراحمد با داشتن سطحي معادل 16264 كيلومترمربع (1% مساحت كشور) از پوشش گياهي متنوعي برخوردار است. سطح كل جنگلها و مراتع استان بالغ بر 1400000 هكتار برآورد مي گردد كه حدود 3/1 گياهان دارويي كشور در اين جنگلهاو مراتع رويش مي نمايد. اين مقاله خلاصه اي است از نتايج طرح تحقيقات گياهان دارويي استان كه طي آن با جمع‌آوري آمار و اطلاعات از منابع كتابخانه‌اي، پيمايش صحرايي و مشاهده عيني گياهان دارويي، نمونه‌هاي مهم آن جمع‌آوري و شناسايي گرديد. نتايج حاصله بيانگر اين مسئله است كه حدود 25 درصد از گياهان منطقه را گياهان دارويي تشكيل مي‌دهدكه مهمترين آنهاعبارتند از:1-آويشن (Thymus daenensis) 2- شيرين‌بيان (Glycyrrhiza glabra) 3- خاكشير (Descurinia sophia)4- مريم نخودي ((Teucrium poliu5- پونه (Mentha langifolia) 6-مريم گلي (Salvia sclarea) 7- درمنه (Artemisia martima) 8- بومادران (Achillea wilhelminae) 9-علف چاي (Hypericum perforatum)


مقدمه

استان كهگيلويه و بويراحمد به سبب اقليم خاص، داراي گياهان متنوعي مي‌باشد كه شناخت و معرفي خواص انواع مختلف آن نياز به تحقيقات طولاني و همه جانبه دارد. در كتاب پوشش گياهي كهگيلويه و بويراحمد در حدود 300 نوع گياه كه در بين ايلات و عشاير شناخته شده‌اند، معرفي گرديده‌اند. در يك نظر اجمالي 300 نوع گياه مذكور را در تقسيمات دارويي (25%)، خوراكي (21%)، علوفه‌اي (15%)، خوراكي دارويي (10%)، صمغي (3%)، صنعتي (5/2%)، بهداشتي (5/1%)، صمغي و علوفه‌اي (5/1%) و خوراكي و معطر (5/1%) و- مي توان طبقه‌بندي نمود. مع‌الوصف 25% از گياهان مذكور جزو گياهان دارويي مي‌باشد كه مورد بحث اين مقاله است. در نقاط مختلف استان بنا به اعتقادات و آداب و رسوم و ميراث نسل‌هاي گذشته استفاده‌هاي مختلفي از ساقه و ريشه و برگ گياهان بعمل مي‌آمده كه ريشه در اعتقادات كهن دارد و هنوز هم در بين مردم منطقه بويژه روستائيان بسيار رايج است.



مواد و روشها

در اين مقاله با جمع‌آوري آمار و اطلاعات از طرح گياهان دارويي و منابع كتابخانه‌اي و مسافرت به نقاط مختلف گرمسيري و سردسيري استان بويژه جنگل‌ها و مراتع استان، نمونه‌هاي دارويي مهم جمع‌آوري و با كمك كارشناسان متخصص گياهشناسي، نمونه هاي دارويي شناسايي گرديد.

نتايج و بحث

نتايج حاصله از مطالعات جمع‌آوري و شناسايي گياهان دارويي نشان مي‌دهد كه 25 درصد از گياهان شناخته شده منطقه را گياهان دارويي تشكيل مي‌دهد مهمترين آنها در جدول(1)آمده است.
منابع

غفاري ، يعقوب .1373 . جنگلها ، مراتع وتوسعه . مجموعه مقالات كنفرانس رشد و توسعه استان كهگيلويه و بويراحمد. تابستان 1373
جعفري، عزيزاله. طرح تحقيقاتي گياهان دارويي استان. 1375
ميرحيدر، حسين. 1373 . معارف گياهي. جلد پنجم. دفتر نشر فرهنگ اسلامي

"Pejman"
2008/9/05, 01:27 AM
بررسي تنوع ژنتيكي و تجزيه كلاستر
گياه دارويي عناب (Zizyphus jujuba Mill.) در ايران
حسين خاكدامن، عباس پورميداني
اعضاي هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان قم
قم - خيابان امام خميني- جنب بانك كشاورزي - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان قم - ص پ 779/37185


خلاصه

عناب به عنوان يك گياه دارويي ارزشمند و مقاوم به شرايط مختلف آب و هوايي در بسياري از مناطق ايران گسترش دارد. لذا اين تحقيق با هدف شناسايي اكوتيپ‌هاي مختلف و تنوع ژنتيكي آنها طي سالهاي 81-1378 اجرا شد. اكوتيپهاي عناب در بيش از 15 استان شناسايي و 29 اكوتيپ جهت بررسيهاي مورفولوژي و فنولوژي به ايستگاه تحقيقاتي مرحوم بديعي قم منتقل و به صورت منظم از صفات رويشي و زايشي آنها يادداشت برداري گرديد. . تجزيه به مؤلفه‌هاي اصلي متغيرهاي مورد بررسي را در هشت مؤلفه تفكيك نمود. تجزيه عاملها -شكل برگ- , -ابعاد پهنك برگ انتهايي- و -زاويه شاخه با تنه اصلي و تعداد خار در شاخه يكساله- را تعريف نمود. تجزيه كلاستر، اكوتيپهاي جمع آوري شده را در سه گروه با منشأ اصفهاني، مازنداراني و خراساني تفكيك كرد. اكوتيپهاي استان فارس داراي منشأ اصفهاني و اكوتيپ‌هاي قم داراي منشأ اصفهاني و مازندراني بودند.
واژه هاي کليدي : عناب ، کلاستر ، ايران .

مقدمه

درخت عناب با قدمت چند هزار ساله بومي آسياي جنوب شرقي، آسياي ميانه و قفقاز مي‌باشد. در ايران در استانهاي خراسان، گلستان، مازندران، فارس، اصفهان، يزد، كرمان، همدان، قزوين و قم وجود دارد. وسيع‌ترين مساحت كشت عناب در بيرجند مي‌باشد كه در سال 1367 حدود 85 هكتار بوده است. در حال حاضرعملكرد عناب در حدود 6000 كيلوگرم در هكتار مي‌باشد. در سال 1374 صادرات عناب 160 تن بوده و امروزه در كنار صادرات ميوه، از عناب به عنوان گياه دارويي نيز استفاده مي‌شود، لذا از لحاظ ارزش اقتصادي ، توسعه كشت آن توسط باغداران مورد توجه مي باشد(2). پراكنش وسيع جغرافيايي عناب در اقليم‌هاي مختلف آب و هوايي ايران نشان مي‌دهد اين گياه مي‌تواند دامنه وسيعي از شرايط مختلف اكولوژيكي را تحمل ‌نمايد.عناب با توجه به ارزش اقتصادي، دارويي، زيبايي تاج پوشش و برگها و ارزش چوب مي‌تواند در توسعه فضاي سبز در بخشي از باغهاي ميوه و عرصه‌هاي منابع طبيعي نيز كشت گردد.
شي جگن دانشمند چيني در قرن 16 ميلادي ، تاريخچه استفاده دارويي عناب را تا 2000 سال قبل از ميلاد معرفي مي نمايد در آن زمان نيز از ميوه، بذر، برگ، شاخه، پوست و ريشه اين گياه براي معالجه بيماريها ازجمله كاهش تب استفاده مي‌شده است(1) عناب به عنوان داروي تصفيه كننده خون، آرام كننده اعصاب، مقوي عمومي، ملين و ضد سرفه بوده كه به همراه انجير، مويز و خرما يكي از چهار ميوه سينه‌أي مهم محسوب مي شود . عناب داراي اولئيك اسيد، لينوئيك اسيد، پالمتيك اسيد، فيتوسترول، لعاب،موا دقندي، پروتئين و مقدار زيادي ويتامين C مي‌باشد(3).

مواد و روشها

پس از شناسايي مناطق عناب خيز كشور در دو نوبت نسبت به شناسايي منطقه و ثبت مشخصات رويشگاهي وتهيه نمونه هرباريومي و تهيه پاجوش و انتقال به كلكسيون تحقيقاتي در استان قم اقدام گرديد. در مجموع بيش از 70 اكوتيپ در ايران شناسايي و براساس جدول شماره1 ، از 29 اكوتيپ پاجوش تهيه گرديد. از هر منطقه 5 نهال در قالب بلوكهاي كامل تصادفي در مزرعه آزمايشي كاشته شد. يادداشت برداري از صفاتي از جمله زاويه شاخه با تنه، تعداد خار در شاخه، اندازه بزرگترين خار، اندازه رشد سالانه شاخه ، اندازه خار يكساله و شكل، حاشيه و رنگ برگ انجام گرديد. داده‌هاي بدست آمده مورد تجزيه واريانس دو طرفه، مقايسات ميانگين به روش آزمون چند دامنه‌اي دانكن و تجزيه مركب قرار گرفتند. پس از تجزيه به مؤلفه هاي اصلي و تجزيه عاملها، جهت بررسي روابط خويشاوندي بين اكوتيپ‌هاي مختلف براساس صفات و متغيرهاي اندازه‌گيري شده و نتايج حاصل از تجزيه‌هاي فوق در آنها تجزيه كلاستر به روش(Ward) انجام گرديد.

نتايج و بحث

نتايج تجزيه واريانس نشان داد اكوتيپ‌هاي مختلف از نظركليه صفات تحت بررسي به جز طول بزرگترين خار با يكديگر در سطوح احتمال يك يا 5 درصد تفاوت معني داري داشتند. مقدار ضريب تغييرات بين 10 تا 25 درصد در نوسان بود. مقايسه ميانگين صفات مختلف نشان داد اكوتيپ‌ها از نظر اكثر صفات تنوع قابل ملاحظه‌أي داشته و در چندين گروه مجزا قرار گرفتند. اكوتيپ‌هاي1 و3 و6 از نظر اكثر صفات بالاتر از ساير اكوتيپ‌ها قرار گرفتند. تجزيه به مؤلفه‌هاي اصلي متغيرهاي مورد بررسي را در هشت مؤلفه تفكيك نمود. سه عامل اول بيش 85% از واريانس كل را پوشش داد كه به عنوان عاملهاي اصلي وارد تجزيه عاملها شدند. با توجه به همبستگي صفات با عاملهاي مذكور، عوامل -شكل برگ- , -ابعاد پهنك برگ انتهايي- و -زاويه شاخه با تنه اصلي و تعداد خار در شاخه يكساله- را تعريف نمود. براساس نتايج حاصل از تجزيه كلاستر(شكل شماره1) اكوتيپ‌ها را مي‌توان در سه گروه مجزا و با منشأ متفاوت تفكيك نمود. براين اساس گروه اول شامل اكوتيپ‌هاي با منشأ اصفهان، گروه دوم اكوتيپ‌هاي با منشأ مازندران و گروه سوم اكوتيپ‌هاي داراي منشأ خراسان بودند. اكوتيپ‌هاي قم داراي منشأ واحدي نبوده و اكوتيپ‌هاي جمع‌آوري شده از استان فارس منشأ اصفهاني داشتند.
سپاسگزاري
بدينوسيله از كليه همكاران و مشاوران طرح در دانشگاهها ، مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر، مراكز و ايستگاههاي تحقيقاتي استانها به‌ خصوص آقاي مهندس حسن عباسي، آقاي دكتر دهقاني‌شوركي، خانم دكتر سونا حسين اوا به خاطر راهنمايي و همكاريهاي علمي و اجرايي، نهايت قدرداني را دارد.

منابع

ا- اميد بيگي، ر. 1376. رهيافتهاي توليد و فرآوري گياهان دارويي. تهران: طراحان نشر، جلد اول.
2- اميدبيگي، ر. و س. دقيقي. 1379 . تأثيرسن پاجوش و زمان انتقال آن در تكثيرعناب. گرگان: مجله علوم كشاورزي و منابع طبيعي، شماره چهارم.
3- ميرحيدر، ح. 1375. معارف گياهي. تهران: دفتر نشرفرهنگ اسلامي، جلد ششم.

"Pejman"
2008/9/05, 01:29 AM
تأثير شوري خاك بر گياه دارويي و صنعتي روناس
Rubia tinctorum L.
كاظم دشتكيان1و محمد جعفر بحراني2
1ـ‌ عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان يزد 2 ـ‌ عضو هيأت علمي دانشگاه شيراز
يزد ـ‌ مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان يزد، ص پ‌ 571 ـ 89165


خلاصه

روناس در زمره گياهان رنگدار صنعتي و دارويي بشمار مي‌آيد. ريشه روناس حاوي گليكوزيدهايي به نام اسيد روبرتيك، آليزارين، پورپورين، روبيارين، مواد پكتيكي، رزين و كلسيم است. ريشه روناس داراي خاصيت مدر، صفرا بر،‌ ملين و تا حدودي اوره خون را كاهش مي‌دهد. يكي از خواص آن خاصيت انحلال سنگهاي مثانه و كليه است. اين تحقيق در سال 1379 به منظور بررسي اثر شوري خاك بر اين گياه انجام شد. آزمايش به صورت فاكتوريل و در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با سه تكرار اجرا گرديد. نتيجه نهايي حاصل اين است كه روناس گياهي است فوق العاده مقاوم به شوري ‌و مقاومت‌ در آن‌ از نوع بردباري‌ است‌ و شوري‌ خاك‌ تا 3/. درصد را به‌ خوبي‌ تحمل مي‌كند.
واژه‌هاي كليدي: روناس، شوري، دارويي.

مقدمه

به منظور دستيابي به توسعه پايدار در بخش آب، خاك و گياهان دارويي توجه به منابع با كيفيت پايين امري اجتناب ناپذير است. وفور منابع آب و خاك شور از يك طرف و استعداد گياه روناس در مقاومت به شوري و همچنين كاربري دارويي، صنعتي و علوفه‌اي اين گياه، انگيزه پژوهش حاضر گرديد. مهمترين مواد موجود در ريشه روناس شامل آليزارين (3)، گليكوزيد (2)، لوسيدين ـ‌3‌ـ اكسيژن ـ‌ پرايموروسايد (7)، آسپرولوزوئيد و كلسيم (6)‌ و غيره است. به همين علت هم در رنگرزي و هم به عنوان گياه دارويي مورد توجه است. يكي از خواص آن خاصيت انحلال سنگهاي مثانه و كليه است بدين ترتيب كه نمكهاي منيزيم، سديم و آمونيوم را حل كرده و به خارج مي‌فرستد (8). ريشه اين گياه باز كننده انسداد كبد،‌ طحال، كليه، رحم و تحريك كننده ادرار است (6)، پودر ريشه روناس از رشد تعدادي قارچ در حالت آزمايشي جلوگيري كرده و همچنين مقداري خاصيت ضد باكتريايي از خود نشان داده است (4)‌. در برزيل استفاده از آن در مبارزه عليه نوعي تريپانوزوم نيز گزارش شده است (5). ريشه اين گياه قادر است ازت هوا را نيز تثببيت نمايد (2). حدود شش ماه بعد از كاشت قسمت سبزينه‌اي آن جهت تعليف دام چيده مي‌شود. ميزان‌ علوفه ‌خشك‌ در اين ‌چين ‌حدود 2/5 تن در هكتار است (1).

مواد و روشها

در يك آزمايش گلخانه‌اي تأثير مقدار و نوع شوري خاك بر رشد و تركيب شيميايي روناس مورد ارزيابي قرار گرفت. آزمايش به صورت فاكتوريل و در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با سه تكرار و 18 تيمار انجام شد. تيمارها شامل حاصل ضرب شش ميزان شوري (0،‌ 3/.،‌ 6/.، 9/.، 2/1 و 5/1 در صد نمك در خاك) در سه تركيب نمكي (كلرور سديم، سولفات سديم و كلرور سديم +‌ سولفا سديم)‌ بودند. اجزاء اندازه‌گيري شده عبارت بودند از تعداد بوته‌هاي زنده پس از 45 روز، غلظت پرولين آزاد موجود در برگ، تعرق، وزن تر و خشك ساقه، ‌وزن ترو خشك ريشه، وزن برگ، غلظت سديم، پتاسيم و كلسيم در اندام‌هاي هوايي گياهان. با توجه به اينكه تعدادي از گياهان بر اثر شوري زياد از بين رفتند بنابراين طرح آزمايشي از حالت متعادل خارج شد و نيز از مدل GLM نرم‌افزار SAS جهت تجزيه آماري طرح استفاده شد.

نتايج و بحث

بررسي تمامي عوامل نشان داد كه خسارت ناشي از نمكهاي مختلف عبارت است از: سولفات سديم > كلرور سديم + سولفات سديم > كلرور سديم (شكل شماره 1). حد نهايي زنده ماندن گياه در كلرور سديم كمتر ازسولفات سديم و درصد خسارت وارده به افزايش هر واحد شوري در كلرور سديم به مراتب بيشتر بوده است. افزايش شوري باعث كاهش تعداد بوته و از بين رفتن گياه گرديد. با افزايش ميزان شوري غلظت پرولين آزاد در برگ افزايش يافت، ولي در سطوح بالاتر اين مقدار دوباره كاهش يافت. افزايش شوري باعث افزايش غلظت سديم در اندام‌هاي هوايي و كاهش غلظت پتاسيم و كلسيم، طول ريشه و ساقه (شكل شماره 2)، سطح برگ، ميزان آب مصرفي، وزن ريشه و ساقه و برگ و رشد نسبي گرديد. نتيجه بررسي همه صفات در رابطه با شوري حاكي از اين است كه اختلاف بين شاهد و سطح شوري 3/0 درصد معني‌دار نيست و در سطوح بالاتر نمك رشد گياه كاهش مي‌يابد و اين كاهش معني‌دار نيز هست (شكل شماره 3). نتيجه كلي اينكه روناس گياهي است بسيار مقاوم به شوري و مقاومت آن از نوع بردباري است. معادله مس و هافمن در رابطه با شوري براي روناس را مي‌توان به شرح زير بيان نمود.
y = 100 -b ( ECe - a ) : معادله خام
y : درصد عملكرد نسبي
ECe: شوري‌عصاره‌اشباع‌خاك‌بر ‌حسب‌دسي‌زيمنس‌برمتر
a : شوري آستانه تحمل = 14 دسي زيمنس بر متر
b : كاهش درصد عملكرد در واحد افزايش شوري = 1/2
معادله نهايي: )(ECe- 1/2-100 y=

شكل شماره 1- تاثير نمكهاي مختلف (از چپ به راست كلرور، سولفات و كلرور+سولفات سديم) با غلظت 6/0% برگياه‌روناس


شكل شماره 2- تاثير غلظتهاي مختلف نمك كلرور + سولفات‌سديم (از چپ به راست: شاهد،3/0، 6/0، 9/0، 2/1 و 5/1درصد درخاك) برگياه‌روناس


شكل شماره‌3- تاثيرمقاديرمختلف‌شوري خاك بر وزن ماده خشك ريشه روناس
ميانگين‌هاي داراي حروف يكسان در سطح 5% باهم اختلافي ندارند.

سپاسگزاري

در اينجا لازم است تا از كليه كساني‌كه در اجراي اين پژوهش مرا ياري نمودند به ويژه دوستان و همكاران در دانشكده كشاورزي دانشگاه شيراز (‌دكتر علي ابطحي، دكتر محمدتقي آساد و دكتر ابوالقاسم متين)‌ مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع (‌ دكتر عادل جليلي، مهندس اسماعيل رهبر و دكتر حيدري)، مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان يزد (‌ مهندس محمد رضا دانشور، محمد هادي راد، عباس زارع زاده،‌دكتر ناصر باغستاني و خانم مهندس علائي) و مركز آموزش عالي جهاد يزد (آقاي مهندس محمد علي دهقاني‌تفتي، مهندس مهدوي و خانم مهندس نگارش)‌ نهايت تشكر و قدرداني را بنمايم.


منابع

1 - طباطبايي، س. ه.، كمالي، ك. و س. م. ميروكيلي، 1372. گزارش نهايي طرح جامع روناس، سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران ـ‌ دفتر يزد.
2 - ميراب زاده، اردكاني، م. 1370، روناس، سازمان ترويج كشاورزي، 18 صفحه.
3 - Angelini, L. G, Pistelli, P. Belloni, A. Bertoli. & S. Panconeri, 1997 , Rubia tinctorum a source of natural dyes: Agronomic evaluation, quantitative analysis of alizarin and industrial assays. Ind. crops prod., 6: 303-311.
4 - CAB Abstracts, 1976-1978, The antibiotic effect of Madder root, Rubia tinctorum, Accession number: 750336128
5- Castrol, SL. and A.,V., Pinto, 1994,Screening of natural and synthetic drugs against Trypanosoma cruzi. Microbios. 78:315, 83-90.
6- Chevallier, A., M., 1996, The encyclopedia of medicinal plants. Dorling Kindersley, London.
7- Chulasiri, M.,T., Mastsushima and K., Yoshihira, 1995,Activation of lucidin-3-O-Primoroside mutagenicity by hesperidinase. Phytoch. Res. 9:6, 421-424.
8- Rajkai,G., F., Hollosy, M., Laszlo and G., Kovacs,1995, Dynamics of pH changes in Rubia tinctorum cell suspension., Hort. Sci., 27: 3, 19-21.



Effect of soil salinity on Madder (Rubia tinctorum L.)
Kazem Dashtekian & Mohammad jafar Bahrani
Yazd agricultural and natural resources research center
Email: dashtekian@yahoo.com

Abstract
Mader is one of the medicinal, industrial and forage plant. In the root of plant there are Ruberythic acid, Alizarin, Purpurin, Rubiarin, Pektic material, Resin and Calcium that cause diuretic, antibilious and softened properties. One of the functions is dissolution of Blader and Kidney stones. This study was carried out for examination the effect of salinity on Madder in 2000. experiment was done as factorial in the base of complete randomized block design with 3 replications. Results showed that madder is very salt resistant plant by tolerance method and it can tolerate soil salinity up to 0.3%.
Key words: Mader, Medicinal, Salinity.

"Pejman"
2008/9/05, 01:31 AM
نقش بيوتکنولوژي در گياهان داروئي
فرج الله شهرياري
عضو هيئت علمي دانشکده کشاورزي دانشگاه فردوسي- گروه بيوتکنولوژي و بهنژادي گياهي


خلاصه

امروزه در اکثر نقاط جهان گياهان داروئي را به عنوان مهمترين منبع داروئي نجات دهنده جان بشر مي شناسند و به ارزش انها واقف مي باشند.در ارتباط با گياهان داروئي سه مقوله بسيار مهم يعني انتخاب، تکثير و حفظ ژنوتيپ هاي مهم از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشند که بيوتکنولوژي به عنوان يک ابزار در اين راستا بکار گرفته مي شود. استفاده از تکنيک کشت بافت و باززائي گياهان داروئي در محيط درون شيشه اي(In Vitro-Regeneration) به عنوان يکي از اين ابزارها توانسته است گياهان داروئي با اهميت و با کيفيت را در حد گسترده اي تکثير نمايد که ميزان تکثير در مقايسه با متدهاي سنتي تکثير رويشي فوق العاده بالا ميباشد. از ديگر مزاياي اين نوع تکثير مي توان به توليد گياهان عاري از هرگونه عوامل بيماريزا اشاره نمود.
روش نگهداري طولاني مدت از طريق منجمد کردن مواد گياهي در درجه حرارتهاي بسيار پائين (Cryopreservation) که به کمک ازت مايع صورت ميگيرد فرصت بسيار خوبي را براي نگهداري گياهان داروئي در حال انقراض فراهم آورده است. در اين سيستم بافت هاي مختلفي نظير بافت مريستمي پرچم و دانه گرده جنين کالوس و حتي پروتوپلاست قابل نگهداري مي باشد. در تحت اين شرايط از تقسيم سلولي و فرايندهاي متابوليکي و بيوشيميائي جلوگيري مي گردد وليکن بعدها امکان باززائي گياه کامل از اين بافت ها وجود خواهد داشت.
توليد متابوليت هاي ثانويه که يکي از مهمترين منابع داروئي در گياهان به شمار مي آيند از طريق سوسپانسيون کشت سلولي امکان پذير ميباشد. امروزه با استفاده از بيوتکنولوژي گياهي امکان توليد تجاري متابوليت هاي ثانويه بصورت راکتورها فراهم گرديده است
ترانسفورماسيون گياهي در بيوتکنولوژي که از آن به عنوان مهندسي ژنتيک ياد مي گردد ابزار قدرتمندي را جهت تسريع در توليد متابوليت هاي ثانويه جديد در اختيار بشر قرار داده است. استفاده از اگروباکتريوم ريزوجنز که موجب القاء ريشه موئين ميگردد از جمله اين قبيل تلاشها ميباشد. در اين بررسي سعي گرديده که کاربردهاي بيوتکنولوژي در گياهان داروئي که عمدتا با هدف تسريع در توليد متابوليت هاي ثانويه صورت ميگيرد به بحث گذاشته شود.
واژه هاي کليدي: بيورآکتورها- ترانسفورماسيون ژنتيکي- باززائي- متابوليتهاي ثانويه

Role of biotechnology in medicinal plants
Farajollah Shahriari
Ferdowsi University, College of Agriculture, Department of Plant Biotechnology and Breeding, P.O.Box 91775-1163, , Mashad, Iran

Abstract
Medicinal plants are the most important source of life saving drugs for the majority of the world-s population. The biotechnological tools are important to select, multiply and conserve the critical genotypes of medicinal plants. In-vitro regeneration holds tremendous potential for the production of high-quality plant-based medicine.
Cryopreservation is long-term conservation method in liquid nitrogen and provides an opportunity for conservation of endangered medicinal plants. In-vitro production of secondary metabolites in plant cell suspension cultures has been reported from various medicinal plants. Bioreactors are the key step towards commercial production of secondary metabolites by plant biotechnology. Genetic transformation may be a powerful tool for enhancing the productivity of novel secondary metabolites; especially by Agrobacterium rhizogenes induced hairy roots. This article discusses the applications of biotechnology for regeneration and genetic transformation for enhancement of secondary metabolite production in-vitro from medicinal plants.
Key words: Bioreactors; genetic transformation; regeneration; secondary metabolites

"Pejman"
2008/9/05, 01:33 AM
بررسي منابع توليد كننده و نحوه توليد شيرابه‌هاي قندي (مانها) با معرفي مان ترنجبين در خراسان
محمدعلي عسكرزاده1 ، محمد تقي كاشكي1 ، محمد حاجيان شهري1 و اصغرپارياب2
1-اعضاي هيأت علمي 2- کارشناس مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان
مشهد- بزرگراه شهيد كلانتري - حد فاصل ميدان جمهوري اسلامي و جهاد، مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان ص پ - 1148- 91735


خلاصه

مان‌ها شيرابه‌هاي قندي گياهان مختلف مي‌باشند كه در نتيجه عمل حشرات بطور طبيعي و با ايجاد شكاف به خارج تراوش مي‌كنند. اين تحقيق با هدف شناسايي عامل بيولوژيكي توليد و گونه مولد و نحوه توليد مان ترنجبين، در سال 78 - 1373 در مناطق شمال، مركز و جنوب استان به مرحله اجرا درآمد. شناسايي حشره عامل توليد از طريق بررسي تيمارهاي مختلف خراش فيزيكي و شيميايي، بررسي وضعيت آناتوميكي اندامهاي گياه، فنولوژي و بيولوژي حشره و مكانيسم توليد مان، تشخيص و آناليز قندهاي متشكله مان به مرحله اجرا درآمد. در نهايت حشره عامل توليد ترنجبين (نوعي زنجرك) روي خارشتر گونه Alhagi persarum)) شناسايي شد.
واژه هاي کليدي : ترنجبين ، خارشتر ، حشره زنجره ، بهره برداري .


مقدمه

استفاده صحيح از گياهان داروئي و محصولات فرعي مراتع و فرآورده‌هاي آنها مستلزم شناخت علمي گونه‌ها و مكانيسم توليد تركيبات مترشحه مي‌باشد. امين(1) اعلام نمود، ترنجبين ماده قندي است كه در اثر فعاليت نوعي حشره سخت بالپوش بر روي سرشاخه‌هاي گياه خارشتر (pseudoalhagi Alhagi) ايجاد مي‌گردد. گونه A.graecorum داراي فلاونوئيدهاي متعدد است. سيد و همكاران (4) هفت تركيب شناخته شده فلاونوئيد از گياه جدا نموده كه به عنوان يك گياه داروئي سنتي (شل‌كننده، مسهل، معالج دردهاي روماتيك) كاربرد دارند. ترنجبين براي لينت مزاج، رفع سرفه، استفراغ و سنگهاي كليه و مثانه ودرمان بواسير كاربرد دارد (2). تحقيقات نشان داده است كه ترنجبين حاوي ملزيتوز (Melezitose) ، ساكارز و قندهاي متعدد ديگري مي‌باشد(3).

مواد و روشها‌

پس از شناسايي مناطق بهره برداري خارشتر در سطح استان، بوته‌هاي خارشتر با نصب قفس‌هاي مخصوص محصور و فعاليت حشرات روي آنها بررسي و كنترل گرديد. تيمار خراش فيزيكي و برش اندامهاي گياه و تيمار شيميايي با سم متاسيستوكس روي بوته‌ها اجرا گرديد. چگونگي ترشح و تجمع‌ مان از طريق بررسي وضعيت تشريحي مقطع ساقه و برگها به روش فتوميكروگرافي، بيولوژي حشره، مورفولوژي و آلت مكنده و نحوه تغذيه حشره انجام و روشهاي بنديكت كيفي و كمي و تين لاير كروماتوگرافي (TLC) جهت رديابي نوع و درصد قندهاي متشكله مان بررسي و نهايتاً با آزمون‌هاي بيوشيمي (با معرف شيف و بيال) به روش اسپكتروفتومتري، اسكلت قندها شناسايي شد.

نتايج و بحث

نتايج اين پژوهش نشان داد كه تراوشات مان در روشهاي خراش فيزيكي و در قفس‌هاي سمپاشي شده در طول دوره بهره‌برداري مشاهده نگرديد ولي در قفس‌هاي سمپاشي نشده حداكثر مان مشاهده شد. بررسي مكانيزم توليد مان در بوته‌هاي محصور شده نشان داد كه قند ساكارز حاصل از اسيميلاسيون از طريق لوله‌هاي ترشحي بندبند (Articulate laticifer) دركيسه‌هاي ترشحي پارانشيم پوست گياه تجمع و حشره عامل توليد خرطوم بند بند خود را داخل بافت گياه فرو برده (شكل 1) و به محل كيسه‌هاي ترشحي رسانده و تغذيه مي‌نمايد و پس از انجام فعل و انفعالات در داخل بدن از قسمت آلت دفعي به خارج تراوش مي‌كند (تغذيه و دفع در پوره‌ها و حشره كامل مشاهده شد). حشره فعال روي گياه با همكاري مؤسسه تحقيقات آفات و بيماريها ي گياهي به نام زنجرك و با نام علمي Poophilus nebulouse از خانواده Cercopidae براي اولين بار شناسايي و گزارش گرديد، در حاليكه سجادي و امين در گزارشات خود توليد ترنجبين روي گياه خارشتر را بطور طبيعي يا در اثر فعاليت حشره سخت بالپوش اعلام نمودند. در بررسي بيولوژي حشره مشخص گرديد که زمستان گذراني آن به صورت تخم مي باشد.‌ تخمها توسط تخم‌ريز حشره ماده به صورت دستجات 3-2 تايي زيرپوست طوقه خارشتر در شهريور تا پاييزگذاشته مي‌شود. تفريخ تخم و مراحل پورگي در بهار انجام و حشرات كامل ظاهر و مجدداً جفت‌گيري و تجديد نسل مي‌كنند که 3-2 نسل در سال دارد. حداكثر تراوشات حشره در مرداد تا مهرماه مي‌باشد. مان ترنجبين روي گياه كريستاله مي‌گردد. مان مترشحه از حشره حاوي قند ملزيتوز و در بافت گياه حاوي ساكارز مي‌باشد (شكل‌2).
گونه خارشتر مولد مان ترنجبين(Alhagi persarum) بومي استان خراسان بوده ودرتمامي مناطق استان گسترش دارد و در مناطق مركزي وجنوب استان باتوجه به شرايط مناسب زيست براي حضور حشره عامل توليد، منجربه توليد مان شده وتوسط روستائيان بهره‌برداري مي‌گردد. بررسي فيتوشيمي‌خارشترنشان داد كه گياه حاوي3 ماده اصلي فلاونوئيد، تانن وساپونين بوده وفاقد آلكالوئيد مي‌باشد.



تركيبات شيميائي گياه خارشتر گونه Alhagi persarum

نام گياه
ساپونين
آلکالوئيد
تانن
فلاونوئيد
خارشتر
++
-
+++
++


سپاسگزاري

به اين وسيله از هماهنگ‌كننده طرح (آقاي مهندس باباخانلو) كليه همكاران و ايستگاههاي تحقيقاتي بجنورد، تربت حيدريه و گناباد، ‌دانشكده علوم مشهد (آقاي دكتر لاهوتي)، مؤسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي (مرحوم ميرزايانس)، مؤسسه سرم سازي مشهد (آقاي‌دكترنويد مهر)، دانشكده داروسازي مشهد (خانم دكتر حريري‌زاده) و اداره امور داروئي استان (آقاي دكتر بهشتي) بخاطر همكاريهاي فراوانشان نهايت قدرداني را دارد.

منابع

1-امين، غلامرضا. 1370.‌گياهان داروئي سنتي ايران. معاونت پژوهشي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي. جلد اول.
2-رجحان،محمدصادق . 1340 . گياه درماني . انتشارات خيام .
3-سجادي، ابوالقاسم و يعقوب آئينه‌چي. 1361. گياهان داروئي استان خراسان.پايان نامه دكتري. دانشكده داروسازي دانشگاه تهران.
4-El-Sayyed, N.H., M.S. Ishar, and T.J. Nabry. 1993.
5- Flavonoids of Alhagi graccorum. Pharmaizie. 48(1): 68-69.



شكل 1) - حشره عامل توليد ترنجبين از قسمت شكمي و مشاهده خرطوم بند بند در قسمت Pronotum.


شكل 2)- كروماتوگرام مقايسه مان مترشحه حشره با بافت گياه و قندهاي استاندارد.



Resources and Methods of Manna Taranjebin Production
Mohammad Ali Askarzadeh , Mohammad Taghi Kashki ,Mohammad Hajiyan Shahri and Asghar paryab
Khorasan Agricultural and Natural Resources Research Center
askarzadeh@medical-plant.com Email :

Abstract
The present study was carried out in order to study biological species as well as natural production procedure of Manna Taranjebin during the years of 1994 to1999 in different parts of Khorasan. Various treatments were applied on Camel's thorn Alhagi spp. TLC was adopted to trace and recognize sorts and percentage of the formed sugar. No Manna exudation was observed in case of physical crash while the maximum Manna production was recorded in cages with no insecticide application.This revealed that the main cause is due to biological activity of Poophilus nebulouse on Alhagi persarum .
Keywords: Manna, Taranjebin , Alhagi persarum , Poophilus nebulosus, Exploitation

"Pejman"
2008/9/05, 01:36 AM
بررسي صفات كمي و كيفي توده هاي گل محمدي به منظور گلابگيري
حمزه علي احمدي1 ، غلامرضا اعتصام1 و حسين اكبري مقدم1
1 ـ كارشناسان ارشد مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي سيستان
زابل ـ بلوار شهيد ميرحسيني ـ مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي سيستان ص پ ـ 479 ـ 98615


خلاصه

به منظور دستيابي به توده برتر گل محمدي و سازگار با شرايط آب و هوايي منطقه سيستان، اين تحقيق با استفاده از 6 توده گل محمدي در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي در 4 تكرار اجراء گرديد.
نتيجه نشان داد كه گل محمدي توده مركزي زابل با عملكرد 7/568 كيلو گرم در هكتار در سال سوم در سطح 1% بالاترين توليد را داشته است. پس از برداشت اقدام به گلابگيري گرديده كه گلاب توده هاي مركزي زابل، تحقيقات مشهد و قمصر كاشان از بقيه بهتر بوده است. مشخصات گل محمدي زابل به اين شرح است: وزن گل 2/2 گرم ، تعداد گلبرگ 34 عدد ، قطر گل 3/6 سانتي متر ،طول گلبرگ 4 سانتي متر، عرض گلبرگ 7/2 سانتي متر، تعداد پرچم 93 عدد، رنگ گل صورتي. تعداد گل در هر بوته در سال سوم 103 عدد و وزن گل در هر بوته در سال سوم 175 گرم .اين توده با توجه به عملكرد مناسب و عطر و گلاب مطلوب قابل توصيه براي منطقه سيستان و مناطق مشابه ميباشد . بررسي ضرايب همبستگي بين صفات گل نشان داد كه بين صفت طول و عرض گلبرگ با قطر گل ارتباط مثبت و معني دار در سطح 1% وجود دارد و ساير صفات ارتباط معني‌داري ندارند.
واژه هاي کليدي: گل محمدي، گلابگيري، صفات کمي، صفات کيفي .


مقدمه

گل محمدي جهت معطر ساختن و همچنين در تهيه گل قند، مرباي گل محمدي و به عنوان ادويه در غذا و چاي مورد مصرف دارد(2،5).اين گياه به عنوان ضد افسردگي و اضطراب ،درمان بيماريهاي پوستي و گوارشي نيز مصرف مي شود (2) .
بوي مطبوع و شامه نواز گل محمدي به علت تركيبات شيميايي ژرانيول است اما ساير تركيبات شيميائي كه خواص آن را سبب مي‎شوند ، بيشتر در سلولهاي اپيدرم گلبرگ جاي دارند. (2).
گلاب عبارت است از محلول آبي اشباع شده از اسانس موجود در گل محمدي . گلهايي كه به حالت غنچه نيمه باز و در ساعات خنك صبح برداشت شده و سريعاً تقطير شوند داراي بهترين گلاب از نظر ميزان عطر و اسانس هستند(2).
در منطقه سيستان گل محمدي در حاشيه باغات كشت مي‎شود و به صورت گلستان مستقل اخيراً توسعه كشت آن متداول شده است . زمان گلدهي و برداشت آن در منطقه سيستان از اوايل فروردين تا اواسط ارديبهشت ماه مي‎باشد(4).

مواد و روشها

براي اجراي اين تحقيق از طرح آماري بلوكهاي كامل تصادفي با 4 تكرار استفاده شد. كه در آن 6 توده گل محمدي از مناطق زير جمع آوري گرديد : 1ـ بخش مركزي زابل 2 - بخش شيب آب زابل 3- تحقيقات مشهد 4- آستان قدس مشهد 5- بردسير كرمان 6- قمصر كاشان .
هر توده گل محمدي در 3 خط به طول 5 متر به فاصله رديف 3 متر و فاصله بوته 1 متر كشت و مساحت كاشت و برداشت 45 متر مربع بود. عمليات تهيه زمين شامل شخم، كود پاشي، ديسك، مرزبندي، تسطيح كرتهاي آزمايشي به موقع انجام شد. مقدار 100 كيلو گرم P2O5 به صورت سوپر فسفات تريپل، 150 كيلو گرم K2O به صورت سولفات دو پتاس و 25 كيلو گرم ازت در هكتار به صورت اوره در موقع تهيه زمين به مزرعه افزوده شد. مقدار 50 كيلو گرم ازت نيز به صورت اوره در 3 نوبت به طور سرك در مزرعه پخش گرديد.
در آبان ماه 1377 اقدام به كشت يونجه رقم محلي زابل گرديد. پس از سبز و رشد يونجه در بهمن و اسفند 1377 طبق نقشه كاشت اقدام به غرس گل محمدي گرديد. اين نهالها در طول بهمن واسفند ماه از بخش هاي مختلف منطقه سيستان و شهرهاي كاشان ، مشهد، بردسير منتقل و بلافاصله در گلستان مربوطه غرس شد. نتايج عملكرد و صفات اندازه گيري شده توسط نرم آفزار رايانه‌اي MSTATو SAS تجزيه و تحليل گرديد.
پس از برداشت از هر توده گلابگيري و گلاب توسط دستگاه گلابگير معمولي ساخته شده در كارگاه زابل ، به نسبت يك قسمت گل و 3 قسمت آب تهيه شده است. به طوري كه از هر كيلو گرم گل حدود 2 ليتر گلاب بدست آمده است.

نتايج و بحث ‌

نتايج يادداشت برداري صفات گل توده هاي گل محمدي شهرهاي مختلف كشور نشان داد كه: بيشترين وزن گل مربوط به توده شيب آب زابل با 3/2 گرم ،بيشترين تعداد گل در هر بوته مربوط به توده مركزي زابل با 103 عدد ،بيشترين وزن گل هر بوته مربوط به توده شيب آب زابل با 246 گرم ، بيشترين تعداد گلبرگ مربوط به توده شيب آب زابل با 36 عدد ، بيشترين قطر گل مربوط به توده شيب آب زابل با 4/6 سانتي متر و رنگ گل تمامي توده ها صورتي روشن بوده است.
در سال 1379 توده گل محمدي آستان قدس مشهد با عملكرد 5/235 كيلو گرم در هكتار بالاترين عملكرد را داشت. در سال 1380 نتايج حاصله نشان مي دهد كه توده گل محمدي مركزي زابل با 7/568 كيلو گرم در هكتار در سال سوم بالاترين توليد را داشته است براساس نتايج دو ساله ، توده گل محمدي مركزي زابل با عملكرد 374 كيلوگرم در هكتار در سطح 1% بالاترين توليد را داشته است .
براي گلابگيري از يك قسمت گل و 3 قسمت آب به صورت وزني از دستگاه گلابگير ساخته شده در زابل استفاده شده است. به طور كلي از هر كيلو گرم گل محمدي 2 كيلو گرم (ليتر ) گلاب گرفته شده است. كيفيت گلاب تمامي آنها مطلوب بوده است ولي كيفيت و عطر و بوي گلاب حاصله از گل توده هاي تحقيقات مشهد، قمصر كاشان و مركزي زابل نسبت به بقيه بهتر بوده است. مشخصات گل محمدي زابل به اين شرح است: وزن گل 2/2 گرم ، تعداد گلبرگ 34 عدد ، قطر گل 3/6 سانتي متر ،طول گلبرگ 4 سانتي متر، عرض گلبرگ 7/2 سانتي متر، تعداد پرچم 93 عدد ، رنگ گل صورتي . تعداد گل در هر بوته در سال سوم 103 عدد و وزن گل در هر بوته در سال سوم 175 گرم .اين توده با توجه به عملكرد مناسب و عطر و گلاب مطلوب قابل توصيه براي منطقه سيستان و مناطق مشابه ميباشد . بررسي ضرايب همبستگي بين صفات گل نشان داد كه بين صفت طول و عرض گلبرگ با قطر گل ارتباط مثبت و معني دار در سطح 1% وجود دارد و ساير صفات ارتباط معني داري ندارند.

سپاسگزاري

بدينوسيله از شوراي محترم پژوهشهاي علمي كشور به خاطر تامين اعتبار اين پروژه و از زحمات همكاران مركز تحقيقات كشاورزي سيستان به ويژه آقايان مهندس رستمي، فرزانجو، ساراني ،داوطلب و روحاني نژاد در اجراي اين تحقيق تشكر و قدرداني ميشود.

منابع

1-اعتصام ، غلامرضا و حسين اكبري مقدم، 1374: گزارش بازديد از گلستانهاي بردسير كرمان. مركز تحقيقات كشاورزي زابل .
2- زندي، احمد. 1379 : گزارش وضعيت گل محمدي در ايران. نشر آموزش كشاورزي . كرج .
3-شفيع زاده، حميدرضا، 1375: مختصري در مورد عمليات كاشت، داشت و برداشت گل محمدي در شهرستان كاشان، مديريت كشاورزي كاشان.
4- علي احمدي، حمزه. 1377: گزارش نهايي پروژه بررسي خواص كمي و كيفي توده هاي گل محمدي به منظور گلابگيري ، مركز تحقيقات كشاورزي زابل.
5- مؤمني، تاج خانم و نوبهار شاهرخي. 1370 : اسانس هاي گياهي واثرات درماني آنها، انتشارات دانشگاه تهران.
6- Rechinger .K.H. 1982. Flora Iranica Rosaceae II Rosa N.152.
7- Underwood Crockett. J. The time life Encyclopedia of gradening Roses.

The study of quantitative and qualitative Damasena masses
for water uptake
Hamzeh Aliahmadi, Gholamreza Eatesam and Housian Akbari
Sistan Agricultural and Natural Resources Research Center
Email : ahmadi7431@yahoo.com

Abstract
In order to reach to the best flower which is compatible with Sistan region this research with use 6 masses planted in randomized complet block design in 4 replication. in year 2001 after 15 harvest Zabol mass with 568.7 kg/ha in %1 level had the most yield. Results of combine analysis showed Zabol masses has the most yield. Characters of Zabol mass: flower weight 2.2 gr , number petal 34, flower diameter 6.3 cm , length petal 4 cm, petal diameter 2.7 cm, number of anther 93, color flower is pink , number flower in every bush in 3 th year 103, and flower weight 175 gr . this mass with yield is good for water uptake for Sistan and similar climate condition.
Keywords : Rosa damascena, wateruptake, quantative, qualitative

"Pejman"
2008/9/05, 01:39 AM
بررسي و مطالعه مقاومت بذرها 17 گونه دارويي به شرايط پيري زودرس
محمد علي عليزاده
عضو هيأت علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع
كرج- حسين آباد، ايستگاه تحقيقاتي البرز- بخش بانك ژن-ص-پ، 343- 31585
Email: Alizadeh@rifr-ac.ir (Alizadeh@rifr-ac.ir)


خلاصه

در اين آزمايش بذرها 17 گونه دارويي، در قالب طرح كاملا تصادفي سه تكرار و چهار تيمار در شرايط آزمايشگاه مورد آزمون جوانه‏زني به روش پيري زودرس در مقايسه با شرايط استاندارد قرار گرفتند. با توجه به معني‏دار بودن صفات جوانه‏زني و سرعت جوانه‏زني بذرها بعضي از گونه‏هاي فوق در شرايط پيري‏زودرس در مقايسه با شرايط نرمال، مي‌توان نتيجه گرفت كه بذرها بعضي از گونه‏ها نسبت به شرايط پيري زودرس مقاوم بوده و بنابراين از خاصيت انبارداري بالاتر برخودار بودند. همچنين به دليل بالا بودن درصد جوانه‏زني و سرعت جوانه‏زني در شرايط پيري زودرس دليل بر شكسته شدن خواب بذرها در شرايط پيري زودرس مي‏باشد.
واژه‏هاي كليدي: جوانه‏زني، شاخص بنيه بذر، پيري زودرس

مقدمه

جوانه‏زني به روش استاندارد، تحت تاثير شرايط مطلوب محيطي(رطوبت، درجه حرارت، اكسيژن و نور) قرار گرفته و درصد جوانه‏زني، سرعت تجمعي جـوانه‏زني و شــاخص بنيه بذر محـاسبه مي‏گردد. نكته مهمي كه در اين آزمون قابل ذكر مي‏باشد اين است كه بعضي از بذرها داراي سازوكار خواب هستند و لازم است كه مورد توجه قرار گيرد. جهت شكستن خواب بذرها از روشهاي مختلف فيزيكي, شيميايي و پيش سرمادهي استفاده مي‏شود. آزمون پيري زودرس بذر يعني قرار دادن بذرها در شرايط مصنوعي درجه حرارت -C40 و رطوبت نسبي 100% كه باعث تسريع در متابوليسم بذر و در نتيجه سبب زوال پذيري سريع آن مي‌گردد. در اين شرايط، درصد و سرعت جوانه‏زني و بنيه بذر كاهش مي‏يابد و همچنين در اثر اين فرايند گياهچه‏هاي غيرعادي توليد شده و طول ريشه وساقه گياهچه‏ها و ميزان كلروفيل آنها كاهش پيدا مي‏كند(1). شرايط پيري زودرس باعث خسارت به غشاهاي بذر شده و اسيدهاي نوكلوئتيك، سيستم سنتز پروتيين با فعاليت‏ آنزيم‏هاي پروتئاز و نوكلئوتئاز افزايش مي‏يابد(2).
مواد و روشها

نمونه‏هاي بذر 17 گونه دارويي (فهرست جدول شمارة 1) جهت تعيين خلوص فيزيكي، و آزمونهاي اوليه بذر (تعيين رطوبت و وزن هزاردانه) در آزمايشگاه تكنولوژي بذر بانك ژن، مورد آزمون اوليه قرار گرفتند. آزمايش در قالب طرح كاملاً تصادفي با سه تكرار و 4 تيمار به صورت آزمايشگاهي انجام شد. تيمارها عبارت بودند از بذرها شاهد (بدون قرار گرفتن در شرايط پيري زودرس)، قرار دادن بذرها به مدت 24، 48 و 72 ساعت در معرض شرايط پيري زودرس. تعداد150 عدد بذر از هر تيمار پس از استريل شدن با الكل اتيليك70% (به مدت پنج ثانيه) با آب مقطر شسته شده و در سه تكرار50 تايي در پتري‏ديشهايي با قطر cm10 بر روي دو لايه كاغذ صافي واتمن قرار داده شدند. نمونه‏هاي مورد كشت به شرايط ژرميناتور با دماي -C3- 20 و نور هزار لوكس منتقل شدند. درصد و سرعت جوانه‏زني و شاخص بنيه مورد محاسبه قرارگرفتند.

نتايج و بحث

طبق نتايج حاصل از جدول شمارة 1، اكثر بذرها گونه‏ها براي درصد و سرعت جوانه‏زني در شرايط پيري زودرس در مقايسه شاهد تفاوت معني‏داري را نشان داده‏اند. بذرها دو گونه رازيانه و توت‏روباهي از نظر درصد جوانه‏زني و سرعت جوانه‏زني معني‏دار نشده كه دليل بر مقاومت بذرها اين دو گونه در شرايط پيري زودرس بود. همچنين درصد جوانه‏زني بذر گونه وارنگ‏بو حاصل از شرايط پيري زودرس در مقايسه با شاهد تفاوت معني‏دار نداشته، ولي از نظر سرعت جوانه‏زني گونه فوق تفاوت معني‏دار با شاهدش داشت. درصد جوانه‏زني و سرعت جوانه‏زني بذرها بعضي از گونه‏ها، نظير كاكوتي، قدومه، خارمريم و بومادران ايراني در دوره‏هاي پيري زودرس، به خصوص در تيمارهاي 48 و72 ساعت در مقايسه با شاهد داراي كاهش بوده كه اين موضوع بيان كننده اثر نمودن شرايط پيري زودرس بر كيفيت فيزيولوژيكي بذر مي‏باشد. به طور مثال، درصد جوانه‏زني و سرعت جوانه‏زني بذر گياه قدومه كه در شرايط پيري زودرس 72 ساعت كاهش داشته و ميزان صفرتنزل پيدا كرد، ولي در شرايط نرمال آن به ميزان 91% بود. درصد جوانه‏زني و سرعت جوانه‏زني بذرها بعضي از گونه‏ها در شرايط پيري زودرس داراي افزايش و يا در حد شرايط نرمال (شاهد) بوده‏اند. علت اين پديده بر طرف شدن خواب فيزيكي بذرها در شرايط پيري زودرس بوده، زيرا گرماي مرطوب حاصل از شرايط پيري زودرس موجب نفوذپذير شدن پوسته سخت آنها به آب و هوا شده وشرايط براي جوانه زني مساعد مي‏گردد(3). دليل فيزيولوژيكي شكستن خواب بذر از بين رفتن مواد بازدارنده جوانه‏زني و فعال شدن آنزيم‏ها جهت جوانه‏زني مي‏باشد. شاخص بنيه بذر، تابعي از رشد طولي گياهچه (طول ريشه و ساقه) و درصد جوانه‏زني بود. با توجه به اينكه درصد جوانه‏زني بذرها بعضي گونه‏ها، در شرايط پيري زودرس در مقايسه با شرايط نرمال يعني شاهد كاهش داشته و در بعضي از موارد نظير بذرها قدومه به صفر رسيده بود، بنابراين شاخص بنيه هم تابعي از درصد جوانه‏زني و سرعت تجمعي جوانه‏زني بوده است (نمودار شمارة 1). از گياهان مورد ذكر مي‌توان بارهنگ، گل‏گاوزبان، مريم‏گلي و ديگر گونه‏ها را ذكر كرد.

"Pejman"
2008/9/05, 01:42 AM
ريزازديادي گياه دارويي آلوئه (Aloe barbadensis Mill)
در شرايط كشت درون‌شيشه‌اي
جواد فتاحي مقدم، يوسف حميداوغلي، و رضا فتوحي قزويني1
1- به ترتيب كارشناسي ارشد باغباني، استاديار و دانشيار گروه علوم باغباني دانشكده كشاورزي دانشگاه گيلان


خلاصه

آزمايشي جهت بررسي امكان ريزازديادي گياه آلوئه با استفاده از ريزنمونه نوك شاخساره انجام شد. شاخساره‌هاي توليد شده سه مرتبه بازكشت شدند و در بازكشت چهارم ريزنمونه‌ها جهت ارزيابي به دو روش كشت گرديدند. در روش اول ريزنمونه‌ها به صورت كامل (سرزني نشده) و در روش دوم ريزنمونه‌ها جدا و سرزني شد. ريزنمونه‌ها روي دو نوع محيط، كشت گرديد و متغيرهاي ميزان پرآوري و تعداد برگ، ارزيابي شدند. بر اساس نتايج بدست آمده، بكارگيري روش اول و محيطA جهت حداكثر پرآوري كه هدف ريزازديادي آلوئه است توصيه مي‌شود.
واژه‌هاي كليدي: آلوئه، ريزازديادي، كشت درون شيشهاي


مقدمه

گياه صبرزرد مشهور به آلوئه ورا با نام علمي barbadensis Mill. Aloe به خانواده Aloeaceae تعلق دارد. ژل حاصل از برگهاي اين گياه به عنوان يك ماده اوليه در ساخت دارو (4) و توليد كرمهاي آرايشي از اهميت زيادي برخوردار است (5). در آلوئه روش ازدياد جنسي منتج به نوعي تفرق ژنتيكي در گياهان توليد شده مي‌شود (3)، بنابراين ازدياد آلوئه معمولا به صورت رويشي (پاجوش) صورت مي‌گيرد. چون ازدياد اين گياه به روش سنتي (بذر يا پاجوش) نمي‌تواند در كوتاه مدت گياه مورد نياز را جهت توليد تجاري فراهم آورد(3)، بنابراين با استفاده از كشت درون شيشه‌اي مي‌توان نسبت به توليد انبوه و سالم آلوئه اقدام نمود.
در كشت درون شيشه‌اي آلوئه باززايي گياه از كالوس بسيار مشكل است. اما در مقابل ريزازديادي بدون القاء كالوس با استفاده از كشت نوك شاخساره1 بر روي محيط رشد MS2 حاوي BAP و 2,4-D به راحتي صورت مي‌گيرد (2). حداكثر پرآوري و ريشه‌زايي‌ ريزنمونه‌ها (10-8 شاخساره) بر روي محيطMS حاوي 5 ميكرومول IBA گزارش شده است. در مواردي از كشت نوك شاخساره‌هاي جدا شده تنها يك گياه توليد شده است. علاوه بر اين افزودن سايتوكينين‌ها به محيط حاوي يك نوع اكسين تشكيل جوانه‌هاي نابه جا و جانبي را تسهيل مي‌نمايد (3). با توجه به موارد فوق آزمايشي جهت بررسي امكان ريزازديادي آلوئه انجام شد.

مواد و روشها

نمونه‌هاي موردنياز از گياهاني كه به صورت رويشي از گياهان بالغ توليد شده‌اند گرفته شد. نوك شاخه‌ها همراه با دو برگ اوليه جدا و در آب جاري به طور كامل شستشو داده شد. سپس در محلول 20% هيپو‌كلريت سديم به مدت 15 دقيقه ضدعفوني و دوباره سه بار با آب مقطر شستشو گرديد. ريز‌نمونه ‌نوك شاخساره به طول 4-3 ميليمتر در زير بيني‌كولار جدا و بر روي محيط كشت پايه MS همراه با ساكارز به ميزان 3% و آگار به مقدار 8 گرم در ليتر در دو تيمار هورموني شامل محيطA (MS+IAA+Kn) و محيطB (MS+IBA+Kn) از هر يك به ميزان 5 ميكرومول در ليتر و 8/5 pH= كشت گرديد. سپس كشت‌ها در دماي 1 -26درجه سانتيگراد و 16 ساعت روشنايي (2000 لوكس) و 8 ساعت تاريكي، در انكوباتور قرار گرفت.
پس از رشد اوليه نمونه‌ها، جهت ارزيابي قدرت شاخه‌زايي، افزونه‌ها سه بار بازكشت گرديد. در بازكشت چهارم نمونه‌ها جهت ارزيابي به دو روش جدا و بر روي محيط كشت قرار گرفت. در روش اول، ريزنمونه‌ها به طول 4-3 ميليمتر و در روش دوم ريزنمونه‌ها به طول 4-3 ميليمتر و طوري كه به مريستم انتهايي صدمه وارد نشود سرزني3، و به صورت آزمايش فاكتوريل در قالب طرح كاملًا تصادفي در سه تكرار كشت، و صفات، ميزان پرآوري، تعداد برگ به طور هفتگي و در مدت پنج هفته يادداشت برداري و مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت در مرحله ريشه‌ زايي، شاخساره‌هاي 3-2 سانتيمتري حاصل از مرحله پرآوري، پس از جدا نمودن از ريزنمونه اوليه در محيط MS حاوي 5/0 ميلي‌گرم در ليتر IBA و IAA كشت شد. بعد از گذشت 3 هفته، شاخساره‌هاي ريشه‌دار شده جهت سازگاري با محيط بيرون به گلدان منتقل شدند.

نتايج و بحث

نتايج تجزيه واريانس براي تمام صفات نشان داد كه تفاوت دو تيمار هورموني بر روي كليه صفات در سطح احتمال 05/0 معني‌دار است. مقايسه ميانگين‌ها نشان داد كه متوسط پرآوري در محيط A در بالاترين سطح بود (شكل‌ 1). اين نتيجه با گزارش مير و استادن (1991) مبني بر بالا بودن ميزان پرآوري در محيط حاوي IAA مطابقت دارد. بالاترين ميزان پرآوري در حالت استفاده از تركيب -روش2-محيطA- (متوسط 67/6 گياهچه به ازاء هر ريزنمونه) و كمترين در حالت -روش2-محيطB- (متوسط 33/2 گياهجه به ازائ هر ريزنمونه) بدست آمد (شكل شمارة 1). مير و ‌استادن(1991) بيشترين پرآوري را در استفاده از -روش2-محيطA- بدست آوردند.كشت نمونه كامل اغلب منتج به توليد چند گياهچه از نوك شاخساره گرديد كه اين نتيجه با گزارش مير و استادن1 مبني بر توليد يك گياهچه از مريستم انتهايي مغايرت دارد. استفاده از IAA و IBA همراه سايتوكينين‌ها هيچ گونه مانعي در اندام‌زايي ايجاد نمي‌كنند. به طور كلي استفاده از تنظيم‌كننده‌‌هاي اكسيني در مرحله پرآوري به منظور خنثي كردن اثر غلظت بالاي سايتوكينين و در نتيجه رشد متعادل نمونه است (1).
در محيط B ميزان توليد برگ در بالاترين سطح قرار داشت (شكل شمارة 2). در محيطA گياهچه‌هاي توليد شده از نوع جوانه‌جانبي و خوشه‌اي بودند. اين نتايج با گزارش ناتالي و همكاران2 (1990) مطابقت دارد. برگها در محيطA سبز روشن، اما در محيطB سبز تيره بود كه با نتايج مير و استادن مبني بر توليد برگهاي سبز تيـــره در ح‍ضور IAA و سبز روشن در حضور IBA مغايرت دارد. در هر دو محيط مورد آزمايش همانند گزارش مير و استادن هيچ گونه كالوسي مشاهده نشد.گياهچه‌هاي 3-2 سانتيمتري به محيط ريشه‌زايي منتقل شدند و با بازدهي نزديك به 100% به شرايط برون‌شيشه‌اي سازگاري يافتند.


منابع
1- حاج‌نجاري، ح. 1373. ريزازديادي. انتشارات موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع.
2- Castorena, I; Natali, L and Cavallini, A. (1988) In vitro culture of Aloe barbadensis Mill. Morpho- genetic ability and nuclear DNA content. Plant Science, Irish Repablic. 55:1, 53-59
3- Meyer, H.J and Staden, J.V; (1991) Rapid in vitro propagation of Aloe barbadensis Mill. Plant Cell, Tissue and Organ Culture. 26:3, 167-171.
4- Natali, L; Sanchez, I.C and Cavalini, A; (1990) In vitro culture of Aloe barbadensis Mill. Micropropagation from vegetative meristems. Plant Cell, Tissue and Organ Culture. 20:1, 71-74
5- Reynolds, T and Dweck A.C; (1999) Aloe vera leaf gel: a review update. Journal of Ethnopharma- cology. 68, 3-37


Micropropagation of a medicinal plant (Aloe barbadensis Mill)
by tissue culture condition
Fattahi Moghadam, J., Y. Hamidoghli and R. Fotouhi Ghazvini1
1. MSc. of Horticulture, Assistant Professor and Asociate Professor, respectively. Faculty of Agriculture. Guilan University, Rasht

Abstract
An experiment was conducted to investigate the micropropagation of Aloe via shoot tip explant. After four subcultures, Explants were taken two methods including undecapitate and decapitate and then cultured on two different media. Variables of proliferation rate and number leaf were recorded after five weeks. Results showed that combination of medium A and method two had the highest rate of proliferation (6.67 shoot).
Key words: Aloe, Micropropagation, Medicinal plant

"Pejman"
2008/9/06, 05:25 AM
بررسي اثرات تاريخ كاشت وروش كاشت بر عملكرد و اجزاء
عملكرد گياه دارويي سياهدانه
نرجس كازراني1، لادن سعد آبادي2، فرهاد سعيدي ناييني 3 و پروانه دشتي4
1-محقق مركز تحقيقات كشاورزي استان بوشهر2-كارشناس ترويج 3-محقق آفات وبيماريها 4- تكنسين ترويج
برازجان - جاده شاهزاده ابراهيم، مر كزتحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان بوشهر ص-پ 333-75615


خلاصه

به منظور بررسي اثرروش كاشت وتاريخ كاشت برعملكرددانه واجزاء عملكرد گياه دارويي سياهدانه آزمايشي در مزرعه كشاورز با استفاده از طرح اسپليت پلات برپايه بلوكهاي كامل تصادفي با دو عامل و3تكراردر سال زراعي 82-81 انجام شد.تيمارهاي آزمايش شامل:
- روش كاشت در دوسطح : كرتي M1=و جوي وپشته M2= به عنوان عامل اصلي.
- تاريخ كاشت در 5 سطح: 15/8 D1=،30/8 D2=، 15/9D3 =،30/9 D4 =، 15/10D5= به عنوان عامل فرعي مي‌باشد.
در اين آزمايش بذرهادر4 خط كاشت به طول 2 متروفواصل بين رديفي40 سانتيمتر وبين بوته‌اي 20 سانتيمتر كاشته شدند. نتايج بدست آمده نشان دادكه روش كاشت تاثير معني‌داري برعملكرددانه، تعدادشاخه فرعي وتعدادكپسول درغلاف نداشت، ولي اثرروش كاشت وتاريخ كاشت برارتفاع بوته درسطح احتمال 5% داراي تفاوت معني‌داري بود.همچنين تاريخ كاشت بر صفات عملكرددانه، تعدادكپسول دربوته وتعداد شاخه فرعي تفاوت معني‌داري در سطح احتمال 1% داشت، اثرمتقابل دو عامل (تاريخ كاشت * رقم) براي صفات عملكرد دانه، تعدادشاخه فرعي وتعدادكپسول دربوته در سطح احتمال 1% معني‌دار بود. بيشترين ميانگين عملكرددانه درتاريخ كاشت سوم (15/9 ) با روش كاشت جوي پشته 700 كيلوگرم در هكتار وكمترين ميانگين عملكردانه با روش كرتي در تاريخ كاشت پنجم (15/10 ) با 6/215 كيلوگرم در هكتار بود.
واژه‌هاي كليدي : روش كاشت، تاريخ كاشت، عملكرد، گياه دارويي، سياه دانه


مقدمه

استفاده درماني وغذايي(ادويه) ازگياه سياهدانه از قديم در بين مردم استان بوشهربسيار رايج بوده است. وجود عطاريهاي بيشماردراستان دال براين ادعاست.عدم امكانات پزشكي درازمنه قديم دراستان، روش درمان با داروهاي گياهي را از گذشته تاكنون در بين مردم بسيار متداول نموده است.به رغم مصرف فراوان، اين گياه دراستان نمي رويدواز ساير استانها وارد مي‌شود.
از آنجايي كه بيشتر ين سطح كشت محصولات زراعي استان در بخش مركزي قراردارد وبيشتر مردم اين بخش به كشاورزي اشتغال دارند همچنين.داشتن زمستانهاي ملايم توام با بارندگي، ايجاد تنوع زراعي دربين محصولات كشاورزي استان وبالابودن قيمت گياه دارويي سياهدانه واستقبال كشاورزان ازتوليد محصولات گران قيمت وكم هزينه به‌ويژه در بين زنان روستايي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است بنابراين جهت آشنايي با اصول زراعي آن و دستيابي به روش كاشت وتاريخ كاشت مناسب در جهت افزايش عملكرددانه گياه دارويي سياهدانه طرح حاضر اجراگرديد.


مواد و روشها

اين آزمايش در قالب طرح كرتهاي يكبار خردشده (split plot) بر پايه بلوكهاي كامل تصادفي در 3 تكراردر قطعه زميني كه سال قبل آيش بود انجام شد.عوامل مورد بررسي عبارت بودند از:
1- روش كاشت به عنوان عامل اصلي شامل 1-كرتي 2- جوي وپشته
2- تاريخ كاشت به عنوان عامل فرعي شامل 15/8، 30/8 ،15/9، 30/9 ، 15/10
هر كرت آزمايشي مشتمل بر 4 خط كاشت به طول 2متر، فاصله بين رديف 40 سانتيمتر وبين بوته‌اي 10 سانتيمتر و مساحت هركرت 3 متر مربع بود. پس از آبياري كرتهاي آزمايشي، تيمارهاي تاريخ كاشت مورد نظر در هر دو روش كاشت (كرتي وجوي پشته ) اعمال شد. بذر مورد استفاده محلي اصفهان بود. پس از استقرار گياه درخاك بوته‌ها دردومرحله تنك گرديدند. در طول دوره رويش مراقبت‌هاي زراعي براي كليه تيمارها به‌طور يكنواخت انجام شد.براساس آزمون خاك مقاديركودهاي مصرفي شامل 140 كيلوگرم درهكتاراوره، سولفات پتاسيم به ميزان 300 كيلو گرم درهكتار وفسفات آمونيم به ميزان 180 كيلو گرم در هكتار همراه با 15 تن درهكتار كوددامي بود.يادداشت برداريهاي لازم ازجمله تاريخ سبز شدن، شروع گلدهي، شروع كپسول، پايان گل وزمان رسيدن محصول صورت گرفت. داده‌هاي خام حاصل از صفات مورد بررسي همراه با ميزان عملكرددانه مورد تجزيه وتحليل آماري قرارگرفت و مقايسه ميانگين صفات به روش آزمون دانكن صورت پذيرفت.

نتايج و بحث

بذر سياهدانه درتاريخ‌هاي مختلف كاشت بين 20-6 روز سبز شدند.به طوري كه كمترين روز تاسبز شدن متعلق به تاريخ كاشت اول بين (8-6 )روز وبيشترين روز تا سبز شدن (20 روز) متعلق به تاريخ كاشت پنجم (15/10) كه علت آنرا مي‌توان كاهش دما دانست.تجزيه واريانس ساده برروي داده‌هاي خام حاصل از صفات عملكرد دانه، ارتفاع بوته، تعداد كپسول دربوته، تعدادشاخه فرعي انجام شد، نتايج نشان دادكه عامل روش كاشت بر صفات عملكرد دانه، تعدادكپسول در بوته وتعدادشاخه فرعي تاثير معني‌داري مشاهده نشد. ولي عامل تاريخ كاشت برصفات ياد شده تفاوت معني‌داري در سطح احتمال 1% داشت كه بيانگر اهميت عامل D (تاريخ كاشت) است يعني تغيير تاريخ كاشت (كاهش يا افزايش) باعث تغيير در عملكرددانه مي‌شود واثر اين عامل بيشتر از عامل M (روش كاشت) مي‌باشد، افزايش عملكرددانه بايستي به عنوان يك عامل مهم مد نظر قرار گيرد. اثرمتقابل دوعامل (روش كاشت*تاريخ كاشت) برصفات عملكرددانه، ارتفاع بوته، تعدادكپسول در بوته، تعدادشاخه فرعي تاثير معني‌داري در سطح احتمال 1%‌داشت(جدول شماره 1). نتايج مقايسه ميانگين صفات به روش آزمون دانكن نشان داد كه بيشترين عملكرددانه متعلق به تاريخ كاشت سوم (15/9 - جوي وپشته) با 700 كيلو گرم درهكتاروكمترين عملكردانه به تاريخ كاشت پنجم(15/10-كرتي) با6/215 كيلوگرم در هكتاربود. همچنين يادداشت برداريهاي ثبت شده نشان داد كه بيشترين دوره گلدهي متعلق به تاريخ‌هاي كاشت اول تا سوم بين 29-24 روز بود حاكي از آن است كه گياه فرصت كافي جهت رشد مراحل فيزيولوژيكي خود دارد. وكمترين دوره گلدهي در تاريخ‌هاي كاشت چهارم تا پنجم (15/10-30/9) با 18 -16 روز در هر دو روش كاشت بود كه حاكي از آن است كه با افزايش دما در تاريخ‌هاي دير كاشت بوته‌ها سريعتر وارد مرحلة زايشي مي‌شوند و ميزان تلقيح گل كاهش يافته ودر نتيجه تعداد كپسول در بوته نيز كاهش مي‌يابد ودرنهايت با افت شديد عملكردانه مواجه گرديد به طوري‌كه كمترين ميانگين عملكرددانه متعلق به تاريخ‌هاي كاشت 30/9 و15/10 بود

"Pejman"
2008/9/06, 05:26 AM
تعيين مناسبترين تاريخ كاشت تراكم بوته و دوره آبياري بر عملكرد و درصد اسانس گياه دارويي زوفا در استان تهران
غلامرضا نادري بروجردي 1 ، ابراهيم فراهاني 1 ، محسن بيگدلي 1 و حميد مدني 2
1- پژوهشگران مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي تهران 2-استاديار دانشگاه آزاد اراك
تهران – خ طا لقاني –پلاك 605- مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان تهران –ص پ 151-15715


خلاصه

زوفا گياهي است خشبي و چند ساله از تيره نعناع كه داراي ريشه مستقيم با انشعابهاي فراوان مي‌باشد. ساقه در اين گياه چهارگوش و گلهاي آن داراي چهار رنگ سفيد ـ آبي ـ صورتي و مخلوط مي‌باشند كه در طول سرشاخه قرار دارند. از سر شاخه‌هاي خشك اين گياه يك نوع اسانس روغني تهيه مي‌شود كه حاوي پينوكامفن، آلفا و بتاپينن و الكهاي سزكويي ترپن مي‌باشد. در آزمايش انجام شده از طرح اسپيلت پلات با دو عامل فرعي در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي استفاده گرديد. در اين طرح يك عامل اصلي دوره آبياري، با 4 سطح 5 روز، 10 روز، 15 روز يكبار، بدون آبياري و همچنين دو عامل فرعي و  هر كدام در سه سطح تاريخ كاشت، 15 فروردين، 25 فروردين، 5 ارديبهشت و عامل () تراكم بوته در سه سطح 30×30 و 40×40 و 50×50 سانتيمتر در نظر گرفته شد.
واژه‌هاي كليدي: زوفا، تاريخ كاشت، آبياري


مقدمه

زوفا (Hyssopus officinalis) گياهي خشبي چند ساله مي‌باشد. منشاء اين گياه آسياي صغير گزارش شده و از درياي خزر تا درياي سياه و همچنين در مناطق شني مديترانه مي‌رويد. مقدار اسانس موجود در پيكر رويشي زوفا متفاوت بوده و بين 3/0 تا 1 درصد مي‌باشد و بيشترين ميزان اسانس در گياه زوفا در سر شاخه‌هاي گلدار آن وجود دارد.مهمترين تركيبهاي تشكيل دهنده اسانس را «پينوكامفن» به ميزان 50% تشكيل مي‌دهد، از تركيبهاي مهم ديگر اسانس مي‌توان از «آلفا و بتا پينن » « كامفن » و الكلهاي سزكويي نام برد. پيكر رويشي اين گياه همچنين حاوي فلاونوئيد، تانن 5 الي 8 درصد و مواد تلخ 3 الي 6 درصد و مواد ديگري مانند « ديوزمين»، « هيسوپين »، و تركيبهاي موسيلاژي است.

مواد و روشها

اثر دوره آبياريA)در چهار سطح: 5 روز يكبار (a1)، 10 روز يكبار(a2)، 15 روز يكبار(a3)، بدون آبياري (a4) به عنوان كرت اصلي(عامل اصلي) و دو عامل فرعي اول شامل: تاريخ كاشتB در سه سطح 15 فروردين (b1)، 25 فروردين(b2)، 5 ارديبهشت (b3)، و عامل فرعي دوم شامل تراكم بوته C در سه سطح: تراكم 110000 بوته در هكتار كه معادل فاصله 30 ×30سانتيمتر است (c1) و تراكم 60000 بوته در هكتار كه معادل فاصله 40 ×40 سانتيمتر است (c2) و تراكم 40000 بوته معادل فاصله 50 ×50 سانتيمتر است (c3) در سه تكرار در طرح اسپليت پلات با دو عامل فرعي در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي مورد آزمايش قرار گرفته است.

نتايج و بحث

بين تكرارها (R) يا بلوكها هيچ‌گونه اختلاف معني داري وجود نداشت وبررسي عامل A (دوره آبياري) نشان مي‌دهد كه بين آنها در سطح 1% اختلاف معني دار وجود دارد همچنين عامل B (تاريخ كاشت) اختلاف معني داري در سطح 1% از خود نشان مي‌دهد.بررسي اثرات متقابل تيمارها نشان مي‌دهد كه عامل AB (دوره آبياري * تاريخ كشت) و اثر تقابل BC (دوره آبياري × تراكم بوته) در سطح 1% اختلاف معني دار دارندواثر متقابل AC (تاريخ كاشت× تراكم بوته) و اثر متقابل ABC (دوره آبياري در تاريخ كاشت در تراكم بوته) داراي اختلاف معني دار نمي باشد.
بررسي ميانگين عملكرد اندام هوايي نشان مي‌دهد كه بهترين عملكرد اندام هوايي را دوره آبياري 10 روزه در تاريخ كشت اول و تراكم بوته 30 ×30داشته اند.و بهترين عملكرد اندام هوايي زوفا در حالت a1b2c1 (دوره آبياري 5 روزه × تاريخ كاشت 25 فروردين × تراكم 30 × 30) و حالت a1b1c1 (دورة آبياري 5 روزه × تاريخ كاشت 15 فروردين × تراكم 30 × 30) مي‌باشد0 همچنين تيمارهاي a1b1c2 و a2b1c2 با42/0 درصد و تيمار a2 b2c2 با 3/1 درصد به ترتيب كمترين و بيشترين درصد اسانس را داشته اند.

"Pejman"
2008/9/06, 05:26 AM
تاثيردور آبياري برروي عملكردگياه داروئي به ليمو
(Lippia citriodora H.B.et K. )
قاسمعلي ابرسجي ١ ، سيد علي حسيني(حبيب) 1 و سيدعلي حسيني (رضا) ١
1- اعضاي هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان گلستان
گرگان ـ خيابان شهيد بهشتي - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان ـ كد پستي ـ 4915677555
تلفن 4 - 3350063 دورنگار : 3359813 پست الكترونيكي : gh_Abarsaji@yahoo.com

خلاصه

به ليمو(Lippia citriodora)درختچه اي است به ارتفاع5/ 1 تا 2متر كه بومي آمريكاي جنوبي مي باشدولي در حال حاضردر بيشتر كشورهاپرورش داده مي شود اين آزمايش به منظور بررسي دور آبياري (0-5-10-15روزيكبار) برروي عملكرد ماده خشك به ليمو انجام شد. جهت اين كار ابتدا قلمه هايي ازگياه مورد نظر تهيه و پس از ريشه دار كردن آنها و انتقال به زمين اصلي در طرح بلوكهاي كامل تصادفي با چهار تكرار ، آزمايش انجام شد.در طول آزمايش مراقبت و يادداشت برداريهاي لازم انجام و در هنگام ظهور گل ، برداشت بوسيله كارگر صورت گرفت. و به تفكيك وزن تر و خشك تعيين گرديد . نتايج حاصل از تجزيه واريانس توليد ماده خشك نشان مي دهد كه اختلاف معني داري در سطح 1% بين تيمارها وجود داشته بطوري كه تيمار 10 روز يكبار آبياري،بالاترين عملكرد ماده خشك را داشته است.

مقدمه:

به ليمو(Lippia citriodora) گياهي است درختچه اي از تيره Verbenaceae . اين گياه به افتخار Agustinlippi طبيعيدان ايتاليائي كه در قرن هفدهم ميلادي به آمريكائي جنوبي عزيمت و گياه رابا خود به اروپا برد، نامگذاري شده است.درختچه به ليمو بومي آمريكاي جنوبي است ولي امروزه به علت زيبائي و عطر دلپذيري كه دارد در بيشتر كشورها پرورش داده مي شود و از برگهاي آن اسانس به ليمو مي گيرند كه در صنعت عطر سازي كاربرد دارد. برگ و سر شاخه گلدار اين گياه اثرات درماني خاصي دارد كه از جمله مقوي معده ،محرك ، ضد تشنج ، رفع كننده دردهاي عصبي، پايين آورنده درجه گرما در بيماريها و - مي باشد.
- رضائي(2) گزارش نمود كه تركيبهاي عمده شناسائي شده در برگ گياه داروئي به ليمو عبارتند از limonene +1,8-cineole (6/29درصد)، geranial (11درصد)، neral(2/7درصد)، بتاgeranial(6درصد) ، spathulenol(5درصد)، caryophllene oxide (4درصد) وتركيبهاي عمده شناسائي شده در گل عبارتند از : limonene +1,8- cineole(2/14درصد)، geranial (6/8درصد) ، بتاguaiene (4/7درصد) ، neral (6/6درصد)، caryophllene oxide (6/5درصد) ، spathulenol (5/4درصد)و neryl acetate (3درصد)
مي باشند .
- زرگري(3) آورده است كه به ليمو درختچه اي است به ارتفاع 5/1تا2متر وامروزه به سبب زيبائي و عطر دلپذيري كه دارد در غالب نواحي پرورش مي يابد . برگ و سرشاخه هاي گلدار اين گياه مصرف داروئي دارد.
- مظفريان(4) در كتاب فرهنگ نامهاي گياهان ايران آورده است كه گونه اي درختچه اي از جنس Lippia در ايران كاشته شده كه جنبه داروئي دارد .
- حسين ميرحيدر(5) در كتاب معارف گياهي بيان داشته اند كه درختچه به ليمو بومي آمريكاي جنوبي ، شيلي ، پرو وآرژانتين است . در ايران نيز اين درختچه پرورش داده مي شود . در شمال ايران در هواي آزاد خوب رشد مي كند ولي در مناطق سردسير ايران بايد در گلخانه نگهداري شود .

مواد و روشها:

در اين آزمايش ، تاثير 4 تيمار آبياري (0 ، 5 ، 10 و 15 روز يكبار ) بر روي عملكرد گياه به ليمو در قالب طرح آماري بلوكهاي كامل تصادفي در 4 تكرار مورد مقايسه قرار گرفت . اندازه كرتهاي آزمايشي 4- متر كه شامل 3 رديف و در هر رديف 4 بوته به فاصله يك متر از هم بوده است. پس از تهيه قلمه ها،آنهارا در محلي مناسب ريشه دار كرده و در اواخر بهمن ماه به زمين اصلي انتقال داده شدند . در طول آزمايش ، ياداشت برداري هاي لازم از قبيل مراحل مختلف رشد ، ارتفاع ، تاج پوشش و - انجام وبه هنگام ظهور گل محصول كليه كرتها توسط كارگر برداشت و به تفكيك وزن تر و خشك آنها تعيين گرديد.

نتايج و بحث :

نتايج در جدول شماره 1 نشان مي دهد كه اختلاف معني داري بين تيمارها وجود دارد بطوريكه تيمار هر 10 روز آبياري بالاترين عملكرد را داشته است . - همبستگي بين ارتفاع ونسبت برگ به ساقه ودور آبياري ضعيف و منفي است . - هبستگي بين تاج پوشش و نسبت برگ به ساقه ضعيف و منفي است . - همبستگي بين تاج پوشش وارتفاع ضعيف و مثبت است . - همبستگي بين ارتفاع و دور آبياري بسيار ضعيف و مثبت است .
سپاسگزاري :
بدينوسيله از مسئولين محترم مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان كه موجبات انجام اين تحقيق را فراهم نمودند تشكر و قدرداني مي گردد .


منابع

1- بصيري، عبد ا- ، 1367.طرحهاي آماري در علوم كشاورزي ،انتشارات دانشگاه شيراز.
2- رضائي ، محمد باقر و كامكار جايمند ، 1380. بررسي تركيبهاي شيميايي اسانس به ليمو ، Lippia citriodora. ، مجله پژوهش و سازندگي ، شماره 53 3- زرگري ، علي ، 1368. گياهان داروئي ، جلدسوم ، انتشارات دانشگاه تهران.
4- مظفريان ، ولي ، 1375، فرهنگ نامهاي گياهان ايران ، انتشارات مؤسسه فرهنگ معاصر .
5- مير حيدر ، حسين ، 1373 . معارف گياهي ، كاربرد گياهان در پيشگيري و درمان بيماريها ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.

"Pejman"
2008/9/06, 05:27 AM
بررسي امكان پرورش و توليد جلبك قرمز گراسيلاريا Gracilaria corticata در منطقه چابهار
علي مهدي آبكنار 1 ، محمد رضا حسيني 2
1 - مدير گروه گياهان آبزي مركز تحقيقات شيلاتي آبهاي دور 2 - عضو هيات علمي موسسه تحقيقات شيلات ايران
چابهار - ميدان شيلات - مركز تحقيقات شيلاتي آبهاي دور ( چابهار )


خلاصه

مطالعه پرورش و توليد جلبك قرمز گراسيلاريا Gracilaria corticata در استخرهاي خاكي از مهر 79 تا شهريور 80 طي چهار دوره فصلي در دو استخر ربع هكتاري انجام شد. در اين تحقيق دوره رشد وزني جلبكها طي 9 هفته مورد بررسي قرار گرفت. در پاييز 3/2 برابر افزايش وزن نشان داد و از ميانگين 500 گرم به 1155 گرم رسيد، در زمستان تا 6/2 برابر رشد نشان داد و به 1290 گرم رسيد، در بهار به 1320 گرم رسيد كه رشدي معادل 7/2 برابر نشان داد و در تابستان تا 4/2 برابر رشد كرده و به 1180 گرم رسيد. نتايج حاصل از تجزيه واريانس يك طرفه رشد وزني نشان مي‌دهد كه ميانگين رشد جلبكها در فصول پاييز و بهار يكسان نيست و اختلاف معني دار است (P<0.05 ). همچنين ميانگين رشد روزانه در فصول مختلف بين 3/ 4 تا 3/34 گرم متفاوت بود.
واژه هاي کليدي : جلبک قرمز ، پرورش ، چابهار .


مقدمه

گراسيلاريا از گروه جلبكهاي قرمز بدليل دارا بودن آگار و كاراگينان كه در صنايع غذايي، پزشكي، داروسازي و علوم ميكروبيولوژي كاربرد فراوان دارند از اهميت ويژه اي برخوردار است (3). قيمت يك كيلو جلبك گراسيلاريا بين 8/2 تا 25/3 دلار متغير مي‌باشد(4). كشت و پرورش گراسيلاريا در حدود 20 تا 50 سال است كه در كشورهاي چين ، كره ، تايلند ، تايوان ، فيليپين ، هند و غيره انجام مي‌شود و هر ساله ميليونها دلار ارز از پرورش و صادرات آنها بصورت ماده خام و يا محصولات استخراج شده بدست مي‌آورند (6). با توجه به اهميت روزافزون اين جلبكها و وجود منابع غني در سواحل استان پروژه اي در خصوص پرورش و توليد اين گياه در چابهار انجام شد.

مواد و روشها

كشت و پرورش در دو استخر 25/0 هكتاري در منطقه چابهار انجام شد. بعد از آماده سازي وسايل مورد نياز از قبيل ( ديرك چوبي، پتك و چكش، ميخ، طناب، سبد پلاستيكي و گوني ). استوك جلبكها از محيط طبيعي آنها در زمان جزرهاي مناسب توسط كاردك فلزي استيل از محل جدا شده و بعد از توزين بر روي طنابهاي به طول 10 متر در فواصل 15 تا 20 سانتيمتري كشت گرديد. هر هفته يكبار عمل زيست سنجي از جلبكها انجام شد. در اين تحقيق دوره رشد وزني، نرخ توليد خالص و ميزان رشد روزانه محاسبه شد. اطلاعات گردآوري شده با استفاده از تجزيه واريانس يك طرفه در نرم افزارهاي Excell و SPSS تجزيه و تحليل شد.
نتايج و بحث

نتايج حاصل از پرورش و توليد گراسيلاريا در طي 4 دوره فصلي نشان داد: در فصل پاييز تا پايان هفته ششم روند رو به رشد داشته و تا 3/2 برابر افزايش زيتوده نشان داد و از ميانگين 500 گرم به ميانگين 1155 گرم رسيد. ميانگين رشد روزانه 5/15 گرم محاسبه شد. در زمستان تا پايان هفته هفتم 6/2 برابر رشد كرده و به 1290 گرم رسيد، ميانگين رشد روزانه 1/16 گرم محاسبه شد. در بهار تا پايان هفته ششم 7/2 برابر افزايش وزن نشان داد و به 1320 گرم رسيد، ميانگين رشد روزانه 5/19 گرم بود. در تابستان تا پايان هفته ششم 4/2 برابر رشد كرده و به 1180 گرم رسيد و بعد از آن نمودار رشد روند كاهشي نشان داد. ميانگين رشد روزانه 2/16 گرم محاسبه شد ( شكل1 ).

بيشترين مقدار متوسط رشد در فصل بهار با 5/19 گرم در روز و كمترين مقدار در پاييز با 5/15 گرم بدست آمد. نتايج حاصل از تجزيه آماري واريانس يك طرفه مربوط به مقايسه ميانگين وزني و رشد جلبك گراسيلاريا حاكي از آن است كه مقدار (F = 13.43 و P.value = 000 ) نشان ميدهد بين فصول پاييز و بهار تفاوت وجود دارد و اختلاف معني دار است ( P < 5% ). ميزان رشد گونه اي كه در اين تحقيق بررسي شد با نتايج بدست آمده در تايوان و چين كه توسط ديگر محققان گزارش شده پايينتر از گونه‌هاي ديگر گراسيلاريا بود. ميزان رشد در اين تحقيق 6/1 تا 2/2 درصد در روز بدست آمد. در صورتي كه قابليت رشد در گراسيلاريا وروكوزا و گراسيلاريا ادوليس 2 تا 3 درصد در روز مي‌باشد (2 ). دوره رشد در اين تحقيق 40 تا 45 روز بدست آمد و طي اين مدت به ماكزيمم رشد خود رسيده و اسپوروفيتها ظاهر ميشوند. اگر بيشتر از اين زمان در استخر بمانند رشد آنها به شدت كاسته شده و از بين خواهدرفت(1). جهت كاهش هزينه‌ها و استحصال محصول بهتر در طي 30 تا 35 روز بايد برداشت شوند و در هر فصل 2 تا 3 بار برداشت محصول خواهيم داشت. (مهدي آبكنار ). مطالعات انجام شده توسط ديگر محققين اين زمان در كشورهاي فيليپين ، چين و تايوان براي گونه‌هاي گراسيلاريا ادوليس و گراسيلاريا وروكوزا بين 45 تا 60 روز مي‌باشد و در هر فصل سال ماكزيمم دو بار برداشت محصول خواهند داشت (5 ). نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي‌دهد كه كشت جلبك گراسيلاريا در استخرهاي پرورش ميگو امكان پذير بوده و امكان توسعه و گسترش آن در سواحل استان با شناخت از شرايط اكولوژيك منطقه وجود دارد.
سپاسگذاري
بدينوسيله از رياست سابق مركز آقاي مهندس اژدري و رياست وقت مركز آقاي مهندس رضائي خواه كه مشوق بنده در انجام پروژه و ارائه گزارش بودند تشكر مي‌گردد. مهندس اميني راد رياست محترم بخش آبزي پروري و همكاران محترم بخش آقايان حق پناه، سوپك ، جدگال، جعفري، اژدهاكش و رحيمي كه در اجراي پروژه همكاري داشتند قدرداني مي‌گردد. همچنين از آقاي مهندس قرنجيك كه نقش اساسي در تدوين سند پروژه داشتند صميمانه تشكر مي‌گردد.

منابع

1 - مهدي آبكنار. علي.، 1381. بررسي امكان پرورش جلبكهاي مهم و اقتصادي با تاكيد بر گراسيلاريا در مناطق طبيعي و استخرهاي خاكي . سازمان تحقيقات و آموزش شيلات ايران. مركز تحقيقات شيلاتي آبهاي دور - چابهار. 115 صفحه.
2 - De castro, N, JR.Guanson., 1993. Growth of Gracilaria sp. In breckish water ponds of different stocking densities. The Jornal of Aquaculture . Vol.45, No.2 p. 89 - 94.
3 - James,D., 1990. Summery of international production and demand for seaweed colloieds. In:
Technical Resource papers. Vol II. RAS/ 90/002. cebu city. Philippines. Pp. 134 - 144.
4 - MC Hugh, D.J and B.V.Lainer., 1993. World Seaweed Industry and Trade. Joint ABO/FAO Market studies. Vol. 6. Manila. Pp. 1 - 8.
5 - Nyan Taw., 1994. Guide of the Farming of 6 -ra. Trade. Joint ABO/FAO Market studies.
6 - Oliviera. E.C., 1990. The mariculture of Gracilaria for the prodoction of Agar. In: I. Akatsuka (E.b). Introduction to Applied phycology. SPB. Academic publication. Pp. 553 - 564.


Investigation of Possibility Gracilaria corticata culture in CHABAHAR
Ali Mahdi Abkenar , Mohammad Reza Hoseini
Offshor Fisheries Research Center ( CHABAHAR )
Email : ali_abkenar@yahoo.com

Abstract
The study of Gracilaria cirticata culture was carried out from October 2000 to Sebtember 2001 during 4 seasons in the earthen ponds. Cultured system was Fixed bottom line method. In this study growth rate investigated about 9 weeks. Gracilaria reached to maximum growth in 6 to 7 weeks and biomass were 2.3 time in the atumn, 2.6 time in winter, 2.7 time in spring and 2.4 in summer respectivaly. One way ANOVA showed that average weight was not similar in various season and showed significant difference. The avearage daily growth rate in different season was between 4.3 to 34.3 grams too.
Keywords : culture , Gracilaria corticata , chabahar

"Pejman"
2008/9/06, 05:27 AM
کشت بافت گياه Asparagus racemosus درشرايط In vitro
ستاره اثمري. رشيد ظفر، سعيد احمد
دانشگاه همدرد دانشکده داروسازي، دهلي نو


خلاصه

در اين تحقيق ريز نمونه هاي گياه Asparagus racemosus (ريشه و سر شاخه) بر روي محيط کشت موراشيگ و اسكوگ ((MS که حاوي غلظت‌ها و ترکيبهاي مختلفي از هورمونهاي 2,4-D وKinetin و IAA بود کشت داده شد و ترکيب هورموني 2,4.D(2ppm)+kin (1ppm)و2,4-D(3ppm) +kin(1ppm) بهترين ترکيب براي القاي کالوس در ريز نمونه هاي سر شاخه شناخته شده و 2,4-D(3ppm) +kin(1ppm)بهترين ترکيب براي القاي کالوس در ريز نمونه هاي ريشه شناخته شد. 10-12 روز بعد از کشت ريز نمونه‌ها کالوس اوليه شروع به رشد ميکند و مشخص شد که رشد کالوسها در اين ترکيب هورموني سير مطلوبي را طي مي‌کند بنا بر اين کالوس ريشه و سر شاخه براي گذراندن مرحله Development و Maintainance به محيط کشت MS با همان ترکيب هورموني ذکر شده منتقل گرديد.
واژه‌هاي كليدي: Asparagus racemosus، كشت بافت، In vitro


مقدمه

Asparagus racemosus متعلق به خانواده Liliaceae بوده كه با نام عمومي Satawar معروف مي‌باشد(6).
اين گياه بصورت درختچه‌اي رونده با شاخه‌هاي منشعب و برگهاي مشنعب و سوزني مي‌باشد و داراي ساقه‌هاي قهوه‌اي و خاكستري بوده ، با گلهاي سفيد و معطر و ميوه‌هاي كروي شكل و قرمز رنگ. زمان گلدهي سپتامبر و نوامبر و زمان ميوه‌دهي از اكتبر تا دسامبر مي‌باشد A.racemosus در دامنه كوههاي هيماليا در هند ، سري لانكا و استراليا مي‌رويد(3). ريشه گياه اثرات فارماكولوژيكي فراواني از خود نشان مي‌دهد. به عنوان مثال درطب سنتي در درمان اسهال و اسهال خوني و ناراحتي‌هاي گوارشي از ريشه A.racemosus استفاده مي شود.جوشانده ريشه به همراه روغن در درمان انواع بيماريهاي پوستي بکار مي‌رود. تحقيقات زيادي در مورد اثرات فاماكولوژيكي عصاره ريشه A.racemosus انجام شد كه مي‌توان از زمينه‌هاي تحقيقاتي زير نام برد: اثر بر روي قلب قورباغه و ايلئوم خوكچه هندي(5) اثر آنتي اکسي توسيك (1). اثر ضد سرفه در موشها. اثر آنتي اكسيدانت در كبد موش. داروي گياهي به نامSofof-e-shatavar كه شامل پودر چند گياه دارويي به‌نام Asparagus racemosus و Amomum subulatum و Carum carvi Glycyrrhizza glabra مي‌باشد به بازار عرضه شده است و باعث كاهش سطح اسيد معده مي‌شود. بر روي كشت بافت گياه Asparagus racemosus نيز مطالعاتي انجام شده و محيط كشت موراشيگ و اسكوگ (MS) محتوي هورمونهاي 2,4-D و Kinetin با غلظت 1ppm از هر كدام ، محيط مناسبي براي رشد كالوس مي‌باشد (2).
مواد و روشها

. سرشاخه و نوك ريشه گياه Asparagus racemosus جمع آوري شده سپس نمونه‌هاي سالم ابتدا با آب شستشو داده شد تا عاري از گرد و خاك شود و بعد سرشاخه و ريشه‌ها به‌طور مجزا با درصد‌هاي 1/0و2/0% از محلول ضد عفوني كننده كلريدنقره و هيپو كلريد سديم ضد عفوني شدند. آنگاه جهت تسريع در القاي كالوس توسط تيغ جراحي استريل ، ريز نمونه‌ها را به قطعات ريز تقسيم کرده و اين قطعات ريز شده به محيط كشت موراشيگ و اسكوگ (MS) و گمبورگ (B5) و Wood and brown با نسبتها و تركيبهاي مختلفي از هورمونهاي زير منتقل شد:
a)Indole acetic acid (IAA)
b)2,4 dichlorophenoxy acetic acid
c)6-N-Furfuryl amino purine /kinetin(Kin)
قطعات ريز شده بايد به صورت توده واحد در کنار هم قرار بگيرند. لوله كشت با درپوش مناسب پوشيده شده و لوله‌ها به انكوباتور با دماي 2+24 و با چرخة نوري مشخص منتقل مي‌شود. مشاهده روزانه لوله‌هاي كشت جهت جدا نمودن نمونه‌هاي آلوده، ضروري مي‌باشد. بعد از گذشت 10-12روز رشد کالوس شروع مي‌شود و تا 4-3 هفته بر روي همين محيط کشت نگهداري مي شود. سپس كالوسهاي القا شده ريز نمونه هاي ريشه و سرشاخه در اين مرحله در محيط استريل به پتري پليت استريل منتقل شده و با تيغ استريل جراحي به قطعات ريز تقسيم شده و به محيط كشت جديد موراشيگ و اسكوگ با تركيب مختلفي از هورمونهاي Kinetine و 2,4-D انتقال مي يابد. بدين صورت كالوسها وارد مرحله Development مي‌شوند. بدين معني كه بيشتر حجم توده سلولي مربوط به كالوس بوده و ريز نمونه به كوچكترين اندازه ممكن مي‌رسد. در مرحله Maintainance كالوسها به محيط كشت موراشيگ و اسكوگ (MS)با تركيبات هورموني مشابه در مرحله development منتقل مي‌شوند.عمل واكشت كالوسها هر 3 هفته انجام مي‌شود و هر دفعه كالوسها توسط تيغ جراحي به قطعات ريز تقسيم شده و به محيط كشت جديد منتقل مي‌شود. اين عمل در رشد سريع كالوسها موثر مي‌باشد.

نتايج و بحث

براي آماده سازي ريز نمونه‌هاي جمع آوري شده براي كشت و القاي كالوس ، ابتدا بايد سطح ريز نمونه‌ها ( سرشاخه و نوك ريشه جوان) استريل شود، به اين منظورازغلظتهاي مختلف هيپوكلريد سديم و كلريد نقره استفاده شد. غلظت 1/0% و 2/0% از كلريد نقره بعد از 10 دقيقه تماس بهترين نتيجه را دادند و القاي كالوس در 100% ريز نمونه‌هاي سرشاخه و نوك ريشه (به ترتيب) بدون آلودگي مشاهده شد. در ابتدا ريز نمونه‌ها به محيط كشتهاي موراشيگ و اسكوگ (MS) و گمبورگ (B5) و Wood and Brown منتقل شد كه اين محيط كشت‌هاي حاوي غلظت‌ها و تركيب‌هاي مختلفي از هورمون‌هاي 2,4.D,Kin و IAA بود.محيط كشت موراشيگ واسكوگ حاوي 2,4.D(2ppm)+kin(1ppmو 2,4-D(3ppm) +kin(1ppm) بهترين تركيب براي القاي كالوس سرشاخه شناخته شده و محيط كشت موراشيگ و اسكوگ حاوي 2,4-D(2ppm) +kin(1ppm) براي القاي كالوس ريشه بهترين ، شناخته شده است. كالوسها در مرحله Development و Maintainance در مورد محيط كشت موراشيگ و اسكوگ حاوي 2,4-D وkin نگهداري شدند كه تركيب ِ2,4-D (3ppm)+kin(1ppm) مناسبترين تركيب براي كالوس سرشاخه و نوك ريشه بوده 2,4-D(2ppm) +kin(1ppm) مناسبترين تركيب در اين مراحل براي كالوس سرشاخه شناخته شد.القاي كالوس در محيط كشت گمبورگ (B5) و Wood and Brown مشاهده نشد

منابع

Gaitned, B.B. and Jetmalani M.H.1969. Antioxytocic action of saponi isolated from Asparagus racemosus willd. (Shatavari) on uterine muscle Arch.Int,pharmacdyn ther. 179:121-129.
Kar,K.D.and Sen.S.1985. Sarsasapogerin in callus cuture of Asparagus racemosus curr.sci, 12:282
Kokate,C.K.Purohit ,A.P.and Gokhale ,S.B.2001. pharmacognosy P.217.
Roy, R.N., Bhagwager,S., Chavan, S.R. and Dutta, N. K.1971.preliminary pharmacologicol studies on extracts of root of Asparagus racemosus (satavari) willd,Jour Res. Ind.Med.2:132-138.
Tewari , S.K., Mirsa, P.N.1996.Cutivation trials on satavari (Asparagus racemosus) in alluvial plains. Journal of Medicinal and Aromatic plant sciences 18:270-273



In vitro culture of Asparagus racemosus
Setareh Asmari , R.Zafar, S. Ahmad
Email:Karimi_in@yahoo.com Department of Pharmacognosy& Phytochemistry,Faculty of Pharmacy,Jamia Hamdard,New Delhi-110062

Abstract
In present investigation the static cultures of explants of Asparagus racemosus (shoot, root) were initiated in MS medium supplemented with different phytohormonal combinations. The MS medium supplemented with 2,4 -D (3 ppm) + Kin (1 ppm) and 2, 4 - D (2 ppm) + Kin (1 ppm) were found to be the best combination for the initiation of the callus on shoot and the MS medium supplemented with 2,4-D (3 ppm)+Kin (1 ppm) was found to be the best for the initiation of the callus on root. The medium took the lesser time (10 to 12 days) for callus initiation, and growth of callus was also found to be better in the same combination, so the calli of the shoot and root were developed and subsequently maintained in the same hormonal combination.
Keywords: Asparagus racemosus,Tissue culture, Invitro, hormonal combination

"Pejman"
2008/9/06, 05:28 AM
بررسي اجمالي چند گونه آفت روي چند گياه دارويي استان گلستان
سيد مرسل احمدي١ و قاسمعلي ابرسجي 2
1 - كارشناس ارشد
2ـ عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي استان گلستان
گرگان ـ خيابان شهيد بهشتي - مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان ـ كد پستي ـ 4915677555


خلاصه

اهميت گياهان دارويي رشد فزاينده‌اي به‌خود گرفته و لزوم حفظ و حراست آنها در مقابل عوامل خسارتزا از جمله آفات شكل جدي تري يافته است. گياهان دارويي استان گلستان نيز مثل اغلب نقاط كشور در معرض حمله تعدادي از آفات قرار دارند. در ميان عوامل صدمه رسان به گياهان دارويي، بيش از همه حشرات نقش مخرب ايفا مي‌كنند. اين بررسي طي يكدوره سه ساله(1377 تا 1381)، ضمن جمع آوريهاي مستمر از حشراتي كه روي گياهان دارويي استان مستقر مي‌شوند، بيولوژي برخي از مهمترين آنها را مورد توجه قرار داده است. به عنوان نمونه كرم برگخوار رازيانه (Foeniculum vulgare L.) متعلق به پروانه‌اي است با نام علمي((Papilio machaon L.وخسارت شديدي روي گياه مذكور ايجاد نموده و آنرا كاملا عاري از برگ مي‌كند. همچنين سوسكهاي گلخوار از خانواده‌هاي (Cerambycidae, Meloidae, Scarabaeidae) روي گياهان دارويي كاسني (Cichorium intybus L.)، گل گاوزبان (‌‌‌‌‌Echium amoenum L.) و آرتيشو (Cynara scolymus L.) و نيز شته‌ها كه با مكيدن شيره گياهي و انتقال عوامل بيماريزا باعث تضعيف گياهان دارويي و كاهش عملكرد و كيفيت آنها مي‌شوند.
واژه‌هاي كليدي: آفت، گياهان دارويي، خسارت‌زايي


مقدمه

لازمه استفاده صحيح از گياهان دارويي، شناخت عوامل زنده و غيرزنده خسارتزاي آنهاست، به‌گونه‌اي كه هر گاه در شرايط كشت انبوه،گياهان دارويي باهر دسته از عوامل صدمه رسان مواجه گرديدند، بتوان نسبت به كنترل و مبارزه عليه آنها اقدام سريع و عاجل صورت داد. حشرات با توجه به كثرت جمعيت در عالم جانوري، بيشترين نقش را در روند زندگي گياهان دارويي ايفا مي‌كنند. بر اين اساس تعدادي از آنها با از بين بردن بخشهايي از گياهان دارويي مانند ميوه، گل، ساقه، و ريشه باعث ايجاد خسارتهاي چشمگيري شده و با تغذيه از اندام‌هاي ياد شده باعث كاهش كميت و كيفيت محصولات گياهان دارويي مي‌گردند. به نظر مي‌رسد كه در توليد انبوه و اهلي كردن گياهان دارويي، حشرات از مهمترين عوامل محدود كننده باشند. به عنوان نمونه مي‌توان به حشراتي از قبيل شته‌ها (Aphidae)، لاروهاي برگخوار از راسته پروانه‌ها (Lepidoptera)، لاروهاي ساقه خوار، برگخوار و گلخوار از راسته‌هاي سخت بالپوشان (Coleoptera) و ملخها (Orthoptera) اشاره نمود. اگر چه گروهي از حشرات با توليد محصولات غذايي و دارويي به‌صورت ترشح مان در زمره جانوران مفيد بشمار مي‌روند، اما تعداد اين گونه‌ها محدود بوده و شمارشان از تعدادانگشتان دست فراتر نمي رود.در هر حال در اين مقاله به دسته نخست حشرات مذكور، يعني حشراتي كه به عنوان آفات گياهان دارويي، از آنان تعبير مي‌شود، پرداخته خواهد شد.

مواد و روشها

بررسي‌هاي مبتني بر جمع آوريهاي مستمر و منظم از حشرات مفيد و مضري بود كه روي گياهان دارويي استان مستقر مي‌شوند. با اين توضيح كه در اين راستا كلكسيون گياهان دارويي مركز نيز به انحاي گوناگون مورد استفاده تحقيقاتي قرار گرفت. در اين خصوص در بررسي بيولوژيكي آفات مهم،تاكيد بر كلكسيون بود، زيرا پيگيري مراحل زيستي آفات در آنجا به‌سهولت ميسر و پرورشهاي آزمايشگاهي امكانپذيرتر مي‌نمود،شكار حشرات به روشهاي مستقيم از روي گياه، با استفاده از تله نوري، استفاده از تور حشره‌گيري و غيره انجام و بعد آنها را داخل شيشه‌هاي محتوي سيانور پتاسيم انداخته و كشته شدند.و عمليات شناسايي و غيره پس از انتقال آنها به آزمايشگاه صورت گرفت. هر گاه ايجاب مي‌نمود مرحله غير بالغ حشره‌اي به آزمايشگاه منتقل شود با پرورش مصنوعي و با تغذيه از ميزبان مورد نظر آنرا به حشره كامل تبديل و بعد شناسايي گرديد. ميزان خسارت، تراكم جمعيت، پراكنش در استان با آماربرداريهاي منظم و مشاهدات مستمر بدست آمد. چگونگي مراحل زيستي آفات مهم مثل سنين لاروي، ميزان تخم، محل شفيرگي و زمستانگذراني هم در روي ميزبانهاي اصلي و دركلكسيون گياهان دارويي مركز صورت گرفت.



نتايج و بحث

نتايج اين پژوهش نشان داد كه استان گلستان مسكن و ماواي تعداد زيادي از انواع گياهان دارويي و به تبع آن گونه‌هاي بي شماري از حشرات مفيد و مضر است.شرايط اقليمي مناسب،خاك حاصلخيز و آب كافي استان،موجبات رويش انواع رستني‌ها را فراهم نموده و به همان نسبت ميزبان تعداد زيادي از حشرات گرديده است.در ميان گياهان دارويي استان،رازيانه با نام علمي (Foeniculum vulgare L.)، گل گاوزبان (Echium amoenum L.)، كاسني (Cichorium intybus)، آرتيشو (Cynara scolymus L.)، گل ساعتي ( Passiflora incarhata) و افسنتين (Artemisia absinthium) بيشتر مورد تغذيه آفات واقع مي‌شوند.تا كنون حدود صد گونه حشره از روي اين گياهان دارويي جمع آوري گرديده است كه بيشتر آنها شناسايي گرديده است.بيشسترين گونه‌هاي شناخته شده به ترتيب مربوط به راسته‌هاي سخت بالپوشان (Coleoptera)، زنبورها (Hymenoptera)، دوبالان (Diptera) و شته‌ها (Homoptera) و سرانجام بالپولكداران (Lepidoptera مي‌باشد.
لازم به ذكر است كه شته‌ها به عنوان يكي از مهمترين آفات گياهان دارويي،به دو صورت باعث ايجاد خسارت مي‌گردند، اول: با تغذيه مستقيم از شيره گياهي ودر نتيجه تضعيف و كاهش كميت و كيفيت گياه دارويي دوم: انتقال عوامل بيماريزاي ويروسي از گياهي به گياه ديگر و گسترش و ازدياد گياهان بيمار و در نهايت كاهش عملكرد و محصول.

سپاسگزاري

بدين وسيله از مسئولان محترم مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان وهمچنين مجري طرح كلكسيون گياهان دارويي كه موجبات انجام اين تحقيق را فراهم نمودند تشكر و قدرداني مي‌گردد.

منابع

1- امين، غلامرضا 1370،گياهان دارويي سنتي ايران، معاونت پژوهشي وزارت بهداشت،درمان وآموزش پزشكي، جلد اول.
2- احمدي، سيد مرسل 1377،گزارش پژوهشي طرح جمع آوري و شناسايي فون حشرات جنگلها و مراتع استان گلستان، مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام استان گلستان.


Investigation on some pests species on some medicinal plants
in Golestan province
Sayyed Morsal Ahmadi 1 & Ghasem Ali Abarsaji 2
1 - M . S 2 - Member of scientific board of Agricultural and Natural Resources Research center of
Golestan Province
E.mail : gh_abarsaji@yahoo. com

Abstract
In this investigation while collecting the insects which establish on medicinal plants in Golestan province. Biology of some of the most important of them were studied . for instance, the Foeniculum vulgare (phyllophagous worm) belongs to a insect by scientific name papilio machaon and creates sever damage on the above mentioned plant and the plant becomes lack of leaf . also the phyllophagous beetles are from cerambycidae , scarabaeidae and meloidae families and also aphises by sucking the plant juice and pathogen factors transition cause weaken the plant and reduction in yield and quality.
Key words: Medicinal plants, Golestan province , Pests

"Pejman"
2008/9/06, 05:29 AM
بررسي رابطه بين وزن ميوه گونه دارويي بارانك با رويشگاه
و سن پايه هاي مادري
1-كامبيز اسپهبدي(عضو هيت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران و دانشجوي دوره دكتري دانشگاه تربيت مدرسespahbodi_k@yahoo.com) 2ـ حسين ميرزايي ندوشن (عضوهيت علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع) 3ـ مسعود طبري (عضو هيت علمي دانشكده منابع طبيعي و علوم دريايي دانشگاه تربيت مدرس) 4- مسلم اكبري نيا(عضو هيت علمي دانشكده منابع طبيعي و علوم دريايي دانشگاه تربيت مدرس) 5ـ‌ يحيي دهقان شوركي(عضوهيت علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع) 6ـ فرداد فرهادي (- دانشجوي كارشناسي ارشد رشته جنگلداري دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان)

چكيده

اين تحقيق به منظور بررسي رابطه بين صفات ميوه گونه دارويي بارانك، و سن درختان و ارتفاع رويشگاه در جنگل‌هاي مازندران انجام شد. ميوه 40 پايه مادري بارانك از دو رويشگاه به نام‌هاي اشك و سنگده در ساري جمع‌آوري و سه صفت، وزن، قطرهاي بزرگ و كوچك ميوه بررسي شد. متوسط وزن، قطرهاي بزرگ و كوچك ميوه در رويشگاه اشك به ترتيب 26/1 گرم، 79/15 و 24/12 ميليمتر و در رويشگاه سنگده به ترتيب 23/1 گرم و 84/14 و 78/10 ميليمتر بود. بيشترين مقدار وزن، قطر بزرگ و كوچك ميوه به ترتيب 71/1 گرم، 64/18 و 62/12 ميلي‌متر و متعلق به درختان بارانك رويشگاه اشك بود. بين صفات ميوه و سن درختان همبستگي معني‌دار منفي (p<0.05) وجود داشت. ولي بين ارتفاع رويشگاه و ابعاد ميوه همبستگي معني‌دار مشاهده نگرديد.
واژه‌هاي‌كليدي: بارانك، ميوه، گونه دارويي، سن ، رويشگاه

مقدمه:

بارانك‌ يك‌گونه‌ درختي ‌از‌خانواده Rosaceae، جنسSorbus بوده ‌و به نام علمي Sorbus torminalis معروف مي‌‌باشد(1). اين گونه درختي ارزشمند از نظر دارويي و صنعتي، در جنگل‌هاي شمال ايران از آستارا تا گليداغي ديده‌مي‌شود(1). هم چوب آن بسيار گرانقيمت است (2، 3و 5)، و هم ميوه و برگ آن نيز از خواص دارويي بسيار با ارزشي برخوردارند (8). از 88 ميلي‌گرم برگ آن 3 ميلي‌گرم اسيد پي‌كوماريك، 18 ميلي‌گرم اسيد كافئيك، 7/36 ميلي‌گرم كورسئتين، 6/4 ميلي‌گرم اسيد كلروژنيك 2/5 ميلي‌گرم لوتئلين گلي‌گسايد و 2/2 ميلي‌گرم اپيژنين گلي ‌گسايد بدست‌آمده (4) و از ميوه آن 4 نوع چربي شامل استيگماسترول، كامپسترول، كلسترول و سيتروسترول و 7 نوع اسيد چرب شامل اسيد ‌اولئيك، اسيداستئاريك، اسيدپالماتيك، اسيدپلاميتوليك، اسيدميريستيك، اسيد لينوليك و اسيد لينلوئيك استخراج شده است (7). به‌نظر مي‌رسد كه در اندازه ميوه پايه‌هاي بارانك‌‌ در رويشگاه‌هاي مختلف تفاوت‌هايي وجود داشته‌باشد. در اين تحقيق با بررسي صفات ميوه بعنوان اندام مهم دارويي بارانك در 40 پايه درخت در دو رويشگاه در سن‌هاي مختلف، اثر سن درخت و ارتفاع رويشگاه روي صفات ميوه بررسي ‌گرديد.
مواد و روش‌ها:

ابتدا 40 پايه بارانك در دو رويشگاه در جنگل‌هاي جنوب غربي ساري مازندران به نام‌هاي سنگده (متوسط ارتفاع از سطح دريا 1700 متر) ‌و اشك ( متوسط ارتفاع از سطح دريا 2200 متر) انتخاب گرديد. قطر برابرسينه آنها كه نمودي از سن درختان مي‌باشد اندازه‌گيري شد. از آنجاييكه شكوفايي گل‌ها در دهه سوم اردبيهشت رخ داده و ميوه‌ها و در اوايل پاييز مي‌رسند(6) در اواسط ماه مهر از هر يك از پايه‌هاي بارانك ميوه رسيده جمع آوري گرديد. از هر پايه به طور تصادفي 100عدد ميوه جدا شد و سه صفت وزن ميوه رسيده (با دقت صدم گرم)، قطر بزرگ و قطر كوچك ميوه (بر حسب ميلي‌متر) اندازه‌گيري و از طريق نرم افزاز SPSS همبستگي بين داده آناليز شد.
نتايج و بحث

وزن ميوه‌ها با جدار گوشتي به‌طور متوسط حدود 3/1 گرم، ثبت شد. در رويشگاه اول، (اشك) حداكثر وزن ميوه 72/1 و حداقل آن 92/0گرم بود. در رويشگاه دوم (سنگده) حداكثر وزن ميوه 57/1 گرم و حداقل آن 88/0 بود. بنا براين بيشترين وزن ميوه مربوط به رويشگاه اشك واقع در ارتفاع 2000تا2300 متر مربوط است. از نظر قطر ميوه، بالاترين مقدار قطر بزرگ ميوه حدود 86/18 سانتي‌متر بوده و به درختان رويشگاه اشك مربوط مي شود. بطور كلي ميوه هاي درختان رويشگاه اشك درشت‌‌تر از ميوه‌هاي درختان منطقه سنگده بوده است.

جدول‌شماره1-‌ ‌همبستگي‌صفات‌ميوه‌با‌ طردرختان‌و رويشگاه




قطر كوچك

قطر بزرگ

وزن ميوه

صفات ميوه

33/0- *

36/0- *

35/- *

قطردرختان
23/0 ns


09/0 ns

ns20/.-
ارتفاع رويشگاه

** همبستگي در سطح 1 درصد معني دار است*همبستگي در سطح 5 درصد معني دار است ns همبستگي معني دار نيست.
اختلاف بين وزن ميوه در دو منطقه معني‌دار نشد. ولي اختلاف بين قطر هاي بزرگ و كوچك ميوه در دو رويشگاه در سطح 05/0 معني دار شد. از سوي ديگر همبستگي بين صفات ميوه قطر برابر سينه درختان كه نمادي از سن آنها مي‌باشد در سطح 05/0 معني‌دار و از نوع همبستگي منفي بوده‌است (جدول 1). در واقع اندازه ميوه با سن درختان نسبت معكوس دارد. يعني وزن و اندازه ميوه درختان جوان از درختان مسن بيشتر مي‌باشد. از سوي ديگ همبستگي بين ارتفاع رويشگاه و صفات ميوه معني‌دار نشد. بنابراين براي جمع‌آوري ميوه چنانچه از درختان جوان و ميانسال رويشگاه اشك استفاده شود بهتر خواهد بود. از آنجاييكه برخي از پايه‌هاي ميانسال بارانك گاهي اوقات تا 200 كيلوگرم ميوه توليد مي‌كنند، جنگل‌كاري با اين گونه دارويي در حاشيه روستاهاي ييلاقي واقع در قسمت جنوبي جنگل‌هاي شمال بعنوان گونه چند منظوره دارويي و چوب ده مي‌تواند منبع عظيمي از مواد موثره دارويي را ايجاد نمايد.

منابع

1- ثابتي، ح . 1373 . جنگلها، درختان و درختچه هاي ايران . انتشارات دانشگاه يزد، 810 صفحه .
2-Demesure, B., 2000. Genetic variability of a scattered temperate forest tree : sorbus torminalis (l.) Crantz. Ann. For. Sin. 57:63-71.
3-Lanier, N., 1993. Le boom sur le marche de l, Alisier torminalis Rev.for.fr.XIV, P:319
4-Novruzov, E.N., 1988. Chemical composition of fruits and berries of plants growing wild in Azarbaijan. Rastitel'ny-Resursy 24(1): 48-51.
5-Piagnani, C., and D. Bassi, 2000. In vivo and In vitro propagation of Sorbus ssp.from juvenile material. Italus Hortus, 7: 3-7.
6- Shoemaker, J-S., and Hargrave. P. D. 1936. Propagating trees and shrubs from seed. Alberta Univ. Agric. Cire. 21, 22P.
7-Tsista-Tzardi, E., Loukis A. 1991. Constituents of Sorbus torminalis Fruits. Fitoterapia, 62: 282- 283.
8-Tsista-Tzardi,E., Loukis, A. 1992. Consituents of Sorbus torminalis leaves. Fitoterapia. 63 : 189 -190


Investigation of relation between fruit characteristics of Sorbus torminalis (L) Crantz and the site altitude and tree seed age in Mazandaran forests.

k. Espahbodi (Scientific member, Natural Resources Research Center of Mazandaran , Ph.D. Student of Tarbiat Modarres University espahbodi_k@yahoo.com) H. Mirzaie-Nodoushan.(Scientific member, Forest and Rangelands Research Institute) M. Tabari ((Scientific member, Natural Resources Faculty, Tarbiat modarres University) M. Akbarinia (Scientific member, Natural Resources Faculty, Tarbiat modarres University) Y. Dehghan- Shooraki.(Scientific member, Forest and Rangelands Research Institute) F. Farhadi (M.S Student at Forestry of Gorgan University)

Abstract
In order to study the relation between fruit weight and size with site condition and tree seed age of Sorbus torminalis, this research was carried out in Sangdeh Forest of Mazandaran Province. Fruits of 40 individual tree from 2 population were scattered. 100 fruits were randomly selected and seed weight, seed large diameter and seed small diameter were measured. Results showed that the average amount of seed weight, seed large and small diameters were 1.26 grams, 15.79 and 11.24 millimeters in Ashak and 1.23 grams, 14.84 and 10.78 millimeters in Sangdeh respectively. the maximum amount of seed weight, seed large and small diameters were 1.71 grams, 18.64 and 12.62 millimeters respectively and related to Ashak (higher altitude).The correlation between seed weight and diameters with tree seed age was negatively significant and with site altitude was not significant (p<0.05).
Keywords: Sorbus torminalis, fruit, tree, age,medicine, site

"Pejman"
2008/9/06, 05:29 AM
تأثير ماده آلي پيت و كشت قبلي نخود بر اجزاي عملكرد و عملكرد
گياه اسفرزه
علي رضا آستارائي1 و مهرنوش اسكندري2
1- استاديار و 2- كارشناس ارشد خاكشناسي، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي
alirezaastaraei@yahoo.com
astaraei@ferdowsi.um.ac.ir


خلاصه

نتايج آزمايش بيانگر اثرات مثبت نخود کشت شده در خاک بر گياه اسفرزه است. تيمار ماده آلي پيت نسبت به خاك شاهد تغييرات معني‌داري را در گياه اسفرزه ايجاد نمود. بيشترين عملكرد گياه در تيمار ورمي كمپوست + پيت مشاهده شد.
واژه‌هاي كليدي: ماده آلي، نخود، اسفرزه


مقدمه

با توجه به وسعت ايران و اقليمهاي گوناگون آن، جايگاه مناسبي براي رشد و گسترش گونه‌هاي مختلف گياهي ايجاد شده است. کيفيت يک خاک تنها به خصوصيات فيزيکي و شيميايي آن محدود نشده، بلکه تنوع کشت و واکنشهاي سودمند بين گياهان و ميکروارگانيسمها در منطقه ريشه از عوامل اوليه در سلامت گياه و حاصلخيزي خاک محسوب مي شوند. نتايج تحقيقات در خصوص تأثير کرم خاکي بر فراواني و نقش قارچ ميکوريزا در خاک حاکي از کاهش سرعت کلني شدن و فراواني ميکوريزا است(2). در حالي‌که لارنس و همکاران (3) نتيجه گيري کردند که کرمهاي خاکي نقش مهمي در پويايي ترکيبهاي خاک داشته که تأثير گذار بر مورفولوژي و فراواني قارچ ميکوريزا مي باشد. گياه اسفرزه به‌دليل اهميت دانه‌ها و پوسته در داروسازي داراي اهميت اقتصادي چشمگيري در بازار جهاني است. سينگ و همکاران (4) نتيجه گيري کردند که تلقيح قارچ ميکوريزا باعث افزايش رشد و عملکرد اسفرزه مي‌گردد.

مواد و روشها

تيمارهاي آزمايشي شامل:1-خاک+3 % پيت (CpP)، 2- خاک استريل شده + 3% پيت (SCpP)، 3- مخلوط خاک و ورمي کمپوست(6:1)+3 % پيت (VCpP)، 4- خاک حاوي ريشه هاي نخود (Cp) بودندکه گياه نخود در آنها کشت شده و 90 روز بعد از برداشت نخود، تيمار آزمايشي 5- خاک شاهد (C) نيز اضافه و براي کشت اسفرزه هر کدام در چهار تکرار استفاده شدند. خاك مورد استفاده داراي كلاس بافتي لوم و 7/7 =pH و خاك پيت دارايوضعيت كيفي خاك و وجود عناصر غذائي براي گياه اسفرزه شده كه در نتيجه گياه اسفرزه از رشد رويشي (اندام هوايي) و زايشي به مراتب بهتري برخوردار شده است(4). چتري و همكاران (1) اظهار داشتند كه اثرات باقي مانده تيمارهاي كوددامي - زراعي بيشتر در عملكرد دانه مؤثر بوده تا عملكرد كاه و كلش گياه. كاربرد ورمي كمپوست در اين مطالعه تحت تأثير كشت گياه نخود، اجزاي عملكرد و عملكرد اسفرزه را افزايش داد که احتمالاً به دليل وجود بيشتر عناصر غذايي به‌ويژه N، P،K و S است(3).
عملكرد و اجزاي عملكرد در تيمار خاك +پيت در مقايسه با تيمار ورمي كمپوست + پيت كمتر بود. سترون نمودن خاك آزمايش باعث كاهش معني‌دار تمامي مؤلفه‌ها گرديد که بيانگر اهميت ميكروارگانيسمها در ريزوسفر و اثرات رقابتي مثبت آنها با گياه اسفرزه و نيز تأثير پيت (مادة آلي) نيز 6= pH و ظرفيت نگهداري رطوبت= 82 درصد بود. گياه اسفرزه در تاريخ 19/5/82 برداشت و مؤلفه‌هاي مورد نظر تعيين و اندازه‌گيري شدند. داده‌هاي بدست آمده جهت تحليل آماري توسط نرم افزار MSTATC و با استفاده از طرح كاملاً تصادفي تحليل شده و مقايسة داده‌ها با استفاده از ميانگين چند دامنه‌اي دانكن در سطح احتمال 5 درصد مورد تحليل قرار گرفتند.

نتايج و بحث

مقايسه تيمارها نشان داد كه ارتفاع بوته تيمارهاي VCpP، CpP و Cp (خاک حاوي ريشه هاي نخود) نسبت به خاک شاهد(C) به ترتيب 82، 70 و 68 درصد افزايش داشتند. بيشترين طول سنبله در تيمارهاي VCpP، CpPو Cp نسبت به خاک شاهد (C) مشاهده شد (جدول شمارة 1). تعداد سنبله در بوته تيمار VCpP نسبت به خاك شاهد(C) 79 درصد افزايش داشت. بيشترين وزن دانه در سنبله به ترتيب در تيمارهاي VCpP و Cp مشاهده شد. وزن خشك كاه و كلش در بوته تيمار VCpP نسبت به خاک شاهد 246 درصد افزايش داشت. وزن دانه در سنبله تيمار ورمي کمپوست + پيت نسبت به خاک شاهد 165 درصد افزايش داشت. وزن كاه و كلش در بوته و وزن دانه در سنبله تيمار خاك حاوي ريشه هاي نخود (Cp) در مقايسه با خاك شاهد (C) به ترتيب 75 درصد و 135 درصد افزايش معني‌داري داشتند (جدول شمارة 1). تعداد دانه در سنبله تيمار Cp در مقايسه با خاك شاهد (C) 93 درصد افزايش نشان داد كه بيانگر تأثير مثبت گره هاي ريشه نخود در خاک تيمار Cp بر روي تعداد دانه در سنبله اسفرزه است. وزن 1000 دانه در تيمار VCpP نسبت به خاک شاهد معادل 5/36 درصد افزايش داشت (جدول شمارة 1). بيشترين نسبت وزن دانه به وزن كاه و كلش در تيمار خاك حاوي ريشه هاي نخود (Cp) نسبت به خاک شاهد (C) مشاهده شد که با افزايش 81 درصدي خود بيانگر نقش مؤثر حضور گره هاي ريشة نخود قبل از كشت گياه اسفرزه مي‌باشد.
حضور گياهي از تيرة لگوم احتمالاً سبب بهبود بر مؤلفه‌هاي اندازه‌گيري شده بسيار اندك بود

منابع

Chettri, G. B., M. Ghimray and C. N. Floyd. 2003. Effects of farmyard manure, Fertilizers and green manuring in rice-wheat systems in Bhutan results from a long - term experiment. Expl Agric. 39:129-144.
Jeffries, P., S. Gianinazzi, S., Perotto, K. Turnau, Jose Miguel Barea. 2003. The contribution of arbuscular mycorrhizal fungi in sustainable maintenance of plant health and soil fertility. Biological Fertil Soils 37:1-16.
Lawrence, B., M. C. Fisk, T. J. Fahey and E. R. Sulez. 2003. Influence of nonnative earthworms on mycorrhizal colonization of sugar maple. New phytologist. 157:1-16
Singh, H. B., A. Kalra, R. Pardey, and M. L. Gupta. 2002. Application of AM fungi for enhanced productivity in Plantago ovata. CIMAP, Lucknow, India

"Pejman"
2008/9/06, 05:30 AM
تاثير كمپوست زباله‌هاي شهري و ورمي كمپوست بر رشد و عملكرد اسفرزه (Plantago ovata)
عليرضا آستارائي
استاديار گروه خاكشناسي _دانشكده كشاورزي -دانشگاه فرودسي مشهد.
alirezaastaraei@yahoo.com
astaraei@ferdowsi.um.ac.ir


خلاصه

نتايج در شرايط گلخانه نشان داد كه مطلوبترين مخلوط كمپوست و خاك در خصوص ورمي كمپوست در نسبت 80/20 بوده كه تفاوت معني‌داري نسبت به خاك شاهد داشت. مقايسه تيمارهاي ورمي كمپوست و تيمارهاي كمپوست (بدون كرم) بيانگر كارآيي و نقش مؤثر ورمي كمپوست در اجزاي عملكرد اسفرزه در مقايسه با كمپوست زباله‌هاي شهري در نسبت مشابه مخلوط كمپوست و خاك است.
واژه‌هاي كليدي: كمپوست، اسفرزه، ورمي كمپوست


مقدمه

اسفرزه به‌دليل بكارگيري بذر و پوسته آن جهت توليد تركيبهاي مختلف شيميايي در داروسازي از گياهان دارويي ارزشمند جهان محسوب مي‌گردد. بكارگيري گياهاني با خصوصيات مقاومت به خشكي و نياز آبي كم گوياي مديريت زراعي موفق به منظور استفاده بهينه از اين منابع در اقليمهاي خشك مي‌باشد. كاربرد كشت‌هاي آلي باعث تداوم كشاورزي پايدار و كيفيت زيست محيطي مي‌گردد (3). تحقيقات شفر و همكاران (4) نشان داد كه كودهاي آلي در كشت گياهان دارويي توليد بيوماس و تركيبهاي استخراج شده از آنها را افزايش مي‌دهد. كمپوست زباله‌هاي شهري به‌عنوان يك كود آلي مقرون به صرفه با توان مناسب و با ارزش مي‌تواند به عنوان جايگزيني مناسب در كشاورزي پايدار و كشت آلي از جايگاه ويژه‌اي برخوردار باشد (5). تهيه ورمي كمپوست به منظور تبديل ضايعات آلي به كود آلي با ارزش و غني شده در مقايسه با فرايند تهيه كمپوست به روش سنتي، از ارزش غذايي بالا به دليل افزايش معدني شدن و درجه هوموسي شدن برخوردار مي‌باشد (2).
آن در تيمار شاهد مشاهده شد (جدول 1).
حد اكثر وزن دانه و تعداد دانه در سنبله در تيمار20MCW به ترتيب 6/13 و 7/8 درصد افزايش نسبت به مقادير آنها در تيمار 20 MC مشاهده شد (جدول شمارة 1). وزن كل دانه در بوته تيمار 20 MCW در مقايسه با مقدار آن در تيمارهاي 50 MCWو 20 MC بترتيب 72 و 38 درصد افزايش معني‌داري رانشان داد. در حاليكه وزن كاه و كلش در بوته تيمار20 MCW تنها با مقدار آن در تيمار 50 MCWافزايش معني‌داري معادل 30 درصد داشت (جدول 1). وزن 1000 دانه و نسبت وزن دانه به كاه و کلش اسفرزه نيز در تيمار 20MCW حداكثر بوده كه نسبت به مقادير آنها در خاك شاهد بترتيب 29 و 24 درصد افزايش معني‌داري داشتند (جدول 1). از نتايج بدست آمده در خصوص تيمارهاي آزمايشي و مقايسه آنها با يكديگر مي‌توان چنين نتيجه‌گيري نموده كه مطلوبترين نسبت مخلوط كمپوست با خاك معادل80/20 مي‌باشد. همچنين با توجه به جدول 1 مي‌توان به كارآيي و نقش مؤثر ورمي كمپوست درمقايسه با مخلوط خاك + كمپوست (بدون كرم) و خاك شاهد پي برد. جيابال وكوپوسوامي (2) در

مواد وروشها

در اين تحقيق با استفاده از كمپوست زباله‌هاي شهري (5/7= pH، نيتروژن كل= 94/0 درصد،8/19 = و هدايت الكتريكي= 4/4) و يك خاك لوم زراعي (4/8= pH، نيتروژن كل= 16/0 درصد، 9/6 = و هدايت الكتريكي= 4/2) تيمارهاي آزمايشي با نسبت‌هاي 50/50، 70/30، 80/20 و 90/10 كمپوست زباله شهري به خاک تهيه شدند. مخلوط كمپوست و خاك هر نسبت به دو گروه با مقدار وزني مشابه تقسيم شدند كه يكي در شرايط طبيعي (MC10, MC20, MC30, MC50) و ديگري پس از افزون كرمهاي خاكي به‌مدت 5 ماه در شرايط رطوبتي و دمايي بهينه نگهداري شدند (MCW10, MCW20, MCW30, MCW50). سپس مخلوط خاک و کمپوست با کرم و بدون کرم و يک خاک شاهد (C) را در گلدانهاي پلاستيکي اضافه کردند و گياه اسفرزه در اسفند ماه 1381 در شرايط گلخانه كشت و به منظور ايجاد تراكم مناسب كليه بوته‌هاي موجود در هر گلدان در مرحله 4-3 برگي به 5 بوته تنك شده و گياه در خرداد ماه 1382 برداشت گرديد. كشت بذرهاي تيمار شده با قارچ كش انجام مؤلفه‌هاي مورد نظر در خصوص اجزاي عملكرد و عملكرد دانه و كاه و كلش اندازه‌گيري و تعيين شدند. تجزيه و تحليل نتايج بدست آمده در قالب طرح كاملاً تصادفي با سه تكرار و با استفاده از نرم افزار Mstatc انجام و ميانگين‌ها با استفاده از روش آزمون چند دامنه‌اي دانكن مقايسه شدند.

"Pejman"
2008/9/06, 05:30 AM
كشت ـ توليد و تكثير رزماري(اكليل كوهي) در ايستگاه گياهان دارويي مركز آموزش جهاد كشاورزي سمنان
حسين اعتمادي 1ـ بهروز ارسطو 2ـ محمدرضا ناظريه3
1- مدير گروه منابع طبيعي و آب وخاك 2- مدرس مركز 3- مسئول ايستگاه گياهان دارويي مركز
مركز آموزش جهاد كشاورزي سمنان ـ ص پ 114ـ35145
Semnanedu@semnannet.com


خلاصه

اين تحقيق مطالعاتي با هدف شناخت بهترين روش كشت جهت افزايش توليد در هكتار و نيز نحوه تكثير قلمه به روشهاي مختلف كه در ايستگاه گياهان دارويي مركز آموزش جهاد كشاورزي سمنان در فاصله سالهاي 1379 تا 1382 انجام شد. نتايج نشان داد كه نحوه كشت و توليد وتكثير اين گياه نبايد با استفاده ازروشهاي منابع موجودانجام شود بلكه بايد با توجه به شرايط هر منطقه و با بررسي هاي مختلف انجام شود تا به بهترين عملكرد در هكتار رسيد.ما نتيجه گرفتيم كه بهترين شيوه كشت گياه رزماري براي منطقه سمنان در سال اول در داخل جوي ها وبه فاصله 80*80 سانتيمتر مي باشد كه با توجه به كاشت تعداد بيشتر قلمه ها ميزان توليد در هكتار تا 5/1 برابرافزايش يافت.
واژه هاي کليدي : کشت ، رزماري ،سمنان .

مقدمه

كاشت صحيح گياهان دارويي و محصولات فرعي و فراورده هاي آنها مستلزم تحقيق و كاربرد روش صحيح و علمي است. چنانچه در كشت و تكثير گياهان دارويي بخواهيم با استفاده از منابع موجود و يا اطلاعات جمع آوري شده از كشورهاي مختلف عمل نماييم هرگز بهره برداري مناسب از محصول مورد نظر و همچنين از فراورده هاي آن نخواهيم داشت زيرا شرايط اكولوژيك مناطق مختلف متفاوت بوده و همچنين نوع زمين مورد كشت، نحوه آبياري ـ نوع آب آبياري و موارد مشابه ديگر در توليد محصول و نيز فراورده هاي حاصل از آن نيز موثر خواهد بود لذا جهت توليد و كشت صحيح يك گياه دارويي بايد در هر منطقه شرايط صحيح و مناسب آن بررسي و سپس با توجه به شرايط موجود اقدام به كشت و تكثير آن نمود.در اين مطالعه كه در راستاي توليد گياه(ماده اوليه) براي پايلوت اسانس گيري و عرق گيري گياهان دارويي در مركز آموزش جهاد كشاورزي سمنان بر روي گياه رزماري انجام گرفته است موضوعات مورد بررسي بر روي نحوه كشت ـ نحوه تكثير قلمه ـ نحوه برداشت ـ زمان برداشت ميزان توليد و موارد ديگر مي باشد كه به شرح ذيل مي آيد.

مواد و روشها

مركز آموزش جهاد كشاورزي سمنان پس از راه اندازي پايلوت اسانس گيري و عرق گيري گياهان دارويي جهت آشنايي دانشجويان با كارهاي عملي و كار با دستگاههاي صنعتي اسانس گيري و عرق گيري به منظور تامين مواد اوليه پايلوت اسانس گيري خود اقدام به كشت گياه رزماري (الكيل كوهي) به وسعت 2/1 هكتار (قطعه اول) نمود كه تاريخ اولين كشت در 15/2 /79 با استفاده از گياهان گلداني بود كه قطعه زمين مورد نظر به صورت جوي و پشته آماده گرديد فاصله رديف هاي كشت 120cm ودر روي رديف 50 cmدر نظر گرفته شد و به تعداد حدود 18000 گلدان كشت گرديد.(در 2/1 هكتار) زمين كشت شده در نيمه اول سال هر 7 روز يك بار و در نيمه دوم سال با توجه به بارندگي هر 25-20 روز يكبارآبياري گرديد اولين برداشت محصول در اوايل خرداد ماه 80 صورت گرفت.
همچنين دومين برداشت محصول در سال81 همزمان با گلدهي آغاز گرديد كه گياهان به طور پيوسته روزانه تراشيده شده و در پايلوت اسانس گيري مورد نظر اسانس گيري شدند از زمان اولين كشت رزماري هاي مورد نظر موارد و پارامترهاي زيادي مورد بررسي و اندازه گيري قرار گرفتند كه نتايج حاصل در بخش نتايج و بحث آمده است و كليه نتايج بدست آمده در مزارع جديد رعايت گرديد.
نحوه مبارزه با علف هاي هرز در مزرعه موجود با استفاده از كلتيواتور بطريق مكانيكي پس از برداشت محصول بوده است كه علف هاي ريشه كن شده توسط كارگر جمع آوري گرديدهمچنين در كل مراحل رشد از هيچ كود شيميايي استفاده نگرديد و فقط از كود مرغي بصورت سرك استفاده گرديده است.
در تكثير قلمه هاي رزماري از شاسي استفاده گرديد(در مرحله اول) كه شاسي مورد نظر از سطح زمين يك متر عمق داشت كه در كف شاسي 50 cm ماسه بادي ريخته شده بود و سقف شاسي با پلاستيك پوشانده گرديد . دراين روش تكثير قلمه ها در 15 آبان درشاسي كشت شد ودر اسفند ماه به زمين اصلي انتقال داده شدند. در هر متر مربع شاسي حدود 800 قلمه توليد گرديد كه موفقيت كل قلمه هاي توليد شده 90 درصد بود.
در سالهاي بعد بدون پوشاندن سقف شاسي در اوايل فروردين قلمه ها در شاسي زده شد و در اسفند ماه همان سال مورد استفاده قرار گرفت كه موفقيت توليد اين قلمه ها نيز 90 درصد بوده است.
نوع سوم تكثير قلمه هاي رزماري، كشت مستقيم قلمه ها در زمين معمولي كه حدود 20 cm از ماسه بادي پوشانده شده بوداجرا گرديد كه موفقيت اين نوع تكثير نيز حدود 90 درصد بود .

نتايج و بحث

نتايج اين پژوهش نشان داد كه با بررسي هاي به عمل آمده در نحوه كشت رزماري در قطعه اول، فاصله رديف ها زياد در نظر گرفته شده بود و به همين خاطر فاصله رديف ها در كشت قطعه دوم وقطعات سالهاي بعد به 80cm كاهش داده شد كه به اين صورت تعداد قلمه هاي ريشه دار كشت شده در يك هكتار از زمين حدود 22000 قلمه رسيد. همچنين در كشت قطعه اول گلدانها بر روي پشته رديف ها كاشته شد كه به علت گرماي هوا و كافي نبودن رطوبت حدود 1500 گلدان خشك گرديد لذا در قطعه دوم و قطعات ديگر قلمه هاي ريشه دار با اين كه به صورت گلداني نبودند داخل جوي ها كشت شده كه بعلت رطوبت بيشتر تعدادسبز شدن قلمه ها افزايش پيدا كرده و در سال دوم جاي جو و پشته در زمين جابجا گرديد در برداشت سال اول كه همزمان با گلدهي گياه انجام گرفت ميزان توليد گياه حدود 12 تن و در برداشت سال دوم به 40 تن رسيد در(2/1 هكتار) كه با توجه به اينكه تعداد قلمه هاي كشت شده در قطعه دوم افزايش داده شد ميزان توليد در يك هكتار در سال اول حدود 15 تن و در سال دوم حدود 50 تن رسيد. يعني با تغيير فاصله كشت توليد حدود 5/1 برابر افزايش پيدا كرده است .
همچنين در خصوص آفت گياه رزماري از زمان كشت تا بحال هيچ آفت خاصي بر روي اين گياه مشاهده نگرديده است ولي در بعضي ازمواقع بوته ها دچار بيماري قارچي شدند.

سپاسگزاري

بدينوسيله از كليه همكاران مركز آموزش جهاد كشاورزي بخصوص رئيس محترم مركز آموزش جناب آقاي مهندس عزالدين و كليه دانشجوياني كه در خصوص كشت و توليد ما را ياري نمودند نهايت تشكر و قدرداني را دارم.

منابع

1 - آزادبخت،محمد، رده بندي گياهان دارويي .
2 - صمصام شريعت ، هادي ،1374،پرورش و تكثير گياهان دارويي ،انتشارات ماني .


Cultivation , determining of rosmarinus officinal in medicinal plants station semnan educational center of jahad keshavarzi
1-H . Etemadi 2- B . Arastoo 3-Mh . Nazareie

ABSTRACT
In order to determining the best method of cultivation of Rosemarinus officinalis And proliferation of its slips,this survey study was performed in medical plants Station of semnan educational center of natural resources from1379 to 1382.
Results showed that the method of cultivation , proliferation and preducing this Plant must not to accomplish by using of presentive resources methods , so it Must accomplished with assaying the condition of each area and by using several Researches.We concluded that the best method of preducing of Rosemarinus in Semnan area is to cultive them in brooks with 80X 80cm distances in first year. With use of this method producing rate was increased as many as one and half.
Keywords : semnan , rosmarinus officinalis , cultivation

"Pejman"
2008/9/07, 04:04 AM
معرفي آفات مهم پسته وحشي در استان سيستان و بلوچستان
مهدي افروزيان1 حميديارمند2
1- عضو هيات علمي مركزتحقيقات كشاورزي ومنابع طبيعي خراسان ، مشهد صندوق پستي 1148-91735
2- عضو هيات علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها ومراتع


خلاصه :

پسته وحشي از مهمترين گونه هاي درختي استان سيستان و بلوچستان بشمار مي آيد. پسته وحشي در مناطق شهرستان هاي زاهدان ، خاش و سراوان گسترش دارد. طرح شناسائي و جمع آوري فون حشرات جنگلها و مراتع سيستان و بلوچستان از سال 1374 و در فاز اول به مدت 5 سال در استان به اجرا در آمد . جهت جمع آوري آفات بنه تعداد دو ايستگاه جمع آوري در سطح شهرستانهاي زاهدان و خاش تعيين گرديد . جمع آوري آفات با استفاده از تله نوري ، آسپيراتور و نيز جمع آوري مستقيم از روي پسته وحشي با دست يا تور حشره گيري صورت گرفت .نمونه هاي شناسائي شده بشرح زير مي باشد.
Chaetoptelius vestitus (Col. Scolytidae)
Eurytoma plotnikovi (Hym. Eurytomidae)
Forda hirsuta ( Hom. Pemphigidae)
Idiocerus stali ( Hom.Cicadelidae )
Lepidosaphes pistacia (Hom.Diaspididae)
Lygaeus pandurus (Hemi.Lygaeidae)
Nezara viridula (Hemi.Pentatomidae)
Ocneria terebinthina(Lep.Lymantridae)
Hystrix sp(Rodentia.Hystricidae)
واژه هاي کليدي : پسته وحشي ، آفات ، سيستان و بلوچستان .

مقدمه :

استان سيستان و بلوچستان با مساحتي حدود 187000 کيلومتر مربع يکي از پهناورترين استانهاي کشور مي باشد. ميزان متوسط بارندگي تقريبا 100 ميليمتر بوده و متوسط حداقل وحداکثر درجه حرارت آن در طول سال حدود 45 درجه سانتيگراد اختلاف دارد. پوشش گياهي استان بسيار متنوع مي باشد. در نواحي سواحل درياي عمان جوامع نيمه گرمسيري ، در دشتهاي شرق جازموريان داراي جوامع گياهي مناطق بياباني و در منطقه تفتان داراي پوشش گياهي استپي است. بنه يا پسته وحشي از گونه هاي مهم درختي استان مي باشد که در ارتفاعات زاهدان ، خاش و سراوان بخصوص در نواحي تفتان و بزمان بهمراه بادام کوهي مشاهده مي شود. گونه هاي مورد بررسي شامل Pistacia atlantica subsp mutica و Pistacia khinjuk بود ند. بنه يکي از مهمترين گياهان داروئي صنعتي جنگلي است که سقز حاصل از آن در صنايع داروئي ، توليد چسب ، رنگ ،موم ،لاک ، مواد پاک کننده ،سموم دفع آفات ، مواد معطره و آدامس بکار ميرود. محمدي (4) دوازده گونه شته شامل شته چين دار برگ بنه و شته گالزاي بنه ، پروانه برگخوار بنه ، پروانه برگخوار پسته ، پروانه مغز خوار بنه ،شپشک نخودي بنه ، شپشک واوي پسته ، زنجره بنه ،سوسک برگخوار بنه ، سوسک چوبخوار بنه ، مينوز بنه ، مگس گالزاي بنه و آفت تشي يا گربه تيغي را بعنوان آفات مهم بنه در ايران معرفي نموده است . عسکري و همکاران (3) پروانه برگخوار بنه ، پروانه تخم انگشتري ، مغز خوار پسته ، شته گالزاي پسته و آفت تشي را مهمترين آفات بنه در ايران معرفي نموده اند . صادقي و همکاران (2) پروانه سفيد بنه ، پروانه برگخوار پسته ، زنبور مغز خوار سياه ، زنبور مغز خوار طلائي ، زنجرک پسته و آفت تشي را از آفات مهم بنه زارها در غالب نقاط کشور و عرصه زاگرس معرفي نموده اند.

مواد و روشها:

جهت جمع آوري آفات بنه زارها ابتدا دو ايستگاه جمع آوري که بيانگر تپيک منطقه از نظر اقليمي و پوشش گياهي بود انتخاب گرديد. جمع آوري حشرات با استفاده از تله نوري ،آسپيراتور و نيز جمع اوري مستقيم از روي درختان پسته وحشي با دست يا تور حشره گري صورت گرفت . حشرات جمع آوري شده با استفاده از شيشه هاي سيانور پتاسيم و يا کاغذ آغشته به استات اتيل کشته شده و پس از آماده سازي اوليه در داخل بسته هاي پنبه اي و جعبه هاي مخصوص نگهداري مي شوند .نمونه هاي لارو حشرات کوچک در شيشه هاي محتوي الکل يا فرمالين نگهداري شدند. سپس نمونه ها در آزمايشگاه مدت 24 الي 48 ساعت در داخل دسيکاتور قرار گرفته و سپس به روشهاي متداول علمي حشرات هر دسته بطور خاص فرم داده شدند. پس از خشک شدن حشرات که معمولا يک هفته بطول مي انجامد اتيکتي براي حشره شامل تاريخ و محل جمع آوري ، نام جمع آوري کننده ، ارتفاع محل و نام گياه ميزبان نصب گرديد. حشرات آفت آماده شده با استفاده از منابع علمي معتبر و کليدهاي شناسائي موجود و با استفاده از کتاب بورور در حد خانواده و جنس و گونه شناسائي شد .
نتايح و بحث :

نتايح حاصل از اين تحقيقات نشان داد که حدود 9 گونه آفت مهم بر روي بنه زارها استان سيستان و بلوچستان فعاليت مي کنند.اين آفات به شرح زير مي باشند.
1- Lygaeus pandurus (Hemi.Lygaeidae)
2- Nezara viridula (Hemi.Pentatomidae)
3- Ocneria terebinthina(Lep.Lymantridae)
4-Lepidosaphes pistacia (Hom.Diaspididae)
5- Chaetoptelius vestitus (Col. Scolytidae)
6- Eurytoma plotnikovi (Hym. Eurytomidae)
7- Forda hirsuta ( Hom. Pemphigidae)
8- Idiocerus stali ( Hom.Cicadelidae )
9- Hystrix sp(Rodentia.Hystricidae)
بايد توجه نمود که جنگل بنه بعنوان يکي از اعضاي اکوسيستم طبيعي بوده و افات و دشمنان طبيعي آن هميشه در حالت تعادل با هم قرار دارند و در صورت نياز به مبارزه مي بايست از بکارگيري سموم شيميائي اجتناب نمود . در صورت نياز به مبارزه مي توان از مبارزه بيو لوژيک و يا استفاده از سموم ميکروبي کم خطر براي پارازيتها و پر داتور ها استفاده کرد .

منابع :

افروزيان ، مهدي و همکاران . 1379 . گزارش نهائي طرح تحقيقاتي جمع آوري ، شناسائي و بررسي فون حشرات جنگلها و مراتع استان سيستان و بلوچستان . مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام سابق سيستان و بلوچستان .
2- صادقي ،سيد ابراهيم و حسن عسکري .1379 ، نگرشي بر مسائل گياهپزشکي بلوط و بنه در عرصه زاگرس . مقاله هاي نخستين همايش ملي گياهپزشکي بلوط و بنه در عرصه زاگرس .انتشارات موسسه تحقيقات چنگلها و مراتع.
3- عسکري ، حسن و سيد ابراهيم صادقي. 1379 . روند تحقيقات گياه پزشکي کشور در بررسي آفات و بيماري هاي بلوط و بنه در عرصه زاگرس . انتشارات موسسه تحقيقات و مراتع.
4- محمدي ، محمود .1374 . آفات و بيماريهاي درختان بنه و روشهاي مبارزه با آنها در ايران. مجموعه مقالات اولين سمينار ملي بنه (مرواريد سبز). ُ


ِIntroduction of the important pests of Wild Pistachio in Sistan and Baluchestan province .
Mahdi Afrouzian , Hamid Yarmand
Khorasan Agricultural and Natural Resources Research Center .
Abstract
Pistachio are among the important tree species in Sistan and Baluchestan province . Wild pistachio species grow from Zahadan , Khash to Saravan area . This survey wich is being carried out since 1995 in province , In order to collect pests 2 station were selected in Zahadan and Khash , and all pests associated with Wild pistachio species were collected . Furthermore insects resting on Wild pistachio were captured directly , by hand . Sweeping net or an aspirator .The important pests of Wild pistachio includ :
1- Lygaeus pandurus (Hemi.Lygaeidae)
2- Nezara viridula (Hemi.Pentatomidae)
3- Lepidosaphes pistacia (Hom.Diaspididae)
4-Ocneria terebinthina(Lep.Lymantridae)
5- Chaetoptelius vestitus (Col. Scolytidae)
6- Eurytoma plotnikovi (Hym. Eurytomidae)
7- Forda hirsuta ( Hom. Pemphigidae)
8- Idiocerus stali ( Hom.Cicadelidae )
9 - Hystrix sp(Rodentia.Hystricidae)
Key Word : Pistachio , Pests, Sistan and Baluchestan

"Pejman"
2008/9/07, 04:04 AM
بررسي توليد کالوس و سوسپانسيون سلولي گياه Varthemia persica
اعظم اکبري، غلامرضا اصغري، علي اکبر احسانپور
دانشجوي دکتراي داروسازي دانشکده داروسازي و علوم دارويي اصفهان
اصفهان ـ خيابان هزار جريب ـ دانشگاه علوم پزشکي اصفهان ـ دانشکده داروسازي و علوم دارويي


خلاصه

امروزه کشت بافت گياهي از اهميت و ارزش خاصي در دنيا برخوردار بوده، صنايع مختلف مانند صنايع دارويي، استفاده از کشتهاي بافت گياهي و جايگزين کردن آن در بعضي موارد به جاي گياهان طبيعي را در دستور کار خود قرار داده اند. در اين تحقيق به منظور بررسي تاثير نور، pH ، دما و هورمونهاي تنظيم کننده رشد بر روي ميزان رشد کالوس و سوسپانسيون وارتمياپرسيکا و بهينه کردن اين شرايط، کالوسها و سوسپانسيونها در شرايط مختلف از نور، pH ، دما و هورمونهاي تنظيم کننده رشد انکوبه شدند و پس از يک ماه ميزان رشد و خصوصيات ظاهري کالوسها و سوسپانسيون ها با شرايط معمولي انکوباسيون مقايسه شد. نتايج نشان داد که ميزان رشد کالوسها و سوسپانسيونها در تاريکي با pH 6 و درجه حرارت بين 20 تا 26 درجه سانتيگراد و مقادير هورموني ، 4-D ، 2 و کينتين و ميواينوزيتول و فاقد NAA بيشترين مقدار مي باشد و در هر گونه برنامه ريزي براي توليد بيشتر بايد اين پارامترها لحاظ شود.
واژه هاي کليدي : کشت بافت ، گياه دارويي ، کالوس


مقدمه

گياه Varthemia persica گياهي معطر با نام فارسي عطر سنگ از خانواده آستراسه (کمپوزيته) داراي سه واريته (stennocephalu, squerrosula, persica) مي باشد(2). گياهي است پايا، ايستاده و محکم، سبز متمايل به کبود يا زرد فام، پرساقه، منشعب، گل آن زرد و موسم گل مرداد و تير مي باشد. (3) اين گياه با توجه به خانواده آن (کمپوزيته) احتمالاً حاوي فلاونوييد، کومارين، سزکويي ترپن، لاکتون و ... مي باشد. (4) در گونه V.iphionoides ، عصاره قليايي داراي اثر ضد باکتري و ضد قارچ مي باشد. گياه داراي اثر ضد اسپاسمي نيز مي باشد اثر کاهش دهنده قند هم در رات سالم و هم در رات ديابتي با استرپتوزوسين را نيز نشان مي دهد. اين اثرات به علت فلاونوئيدهاي (Kamatakenia ، Xanthomicrol ، Jaceidine ، متيل 3-3 کوارستين) مي باشد (4). کشت بافت گياهي روش جديد براي بدست آوردن مواد موثره گياهي است (1). و از آنجا که تاکنون هيچ مطالعه کشت بافت روي اين گونه صورت نگرفته است. بررسي هايي براي ايجاد کشت کالوس و سوسپانسيون سلولي گياه مذکور انجام شد.

مواد و روشها

دانه هاي عطر سنگ به مدت سه دقيقه با الکل 70 درصد و با پراکسيد هيدروژن 30 درصد استريل گرديده، سپس توسط آب مقطر استريل شستشو داده شدند. پس از آن در شرايط آسپتيک به پتري ديشهاي استريل حاول کاغذ صافي آب مقطر منتقل شدند. دانه ها پس از تبديل شدن به دانه رست در شرايط اسپتيک به محيط کشت جامد MS منتقل گرديدند تا به کالوس تبديل شوند (5-1). سپس قطعاتي از کالوس نکروز نشده به محيط کشت مايع MS منتقل و روي تکان دهنده دوار قرار داده شدند تا به سوسپانسيون سلولي تبديل گردد(1). به منظور بررسي تاثير نور، pH ، دما و هورمونهاي تنظيم کننده رشد بر روي ميزان رشد کالوس و سوسپانسيون وارتمياپرسيکا و بهينه کردن اين شرايط، کالوسها و سوسپانسيونها در شرايط مختلفي از نور ، pH ، دما و هورمونهاي تنظيم کننده رشد انکوبه شدند. پس از يک ماه ميزان رشد و خصوصيات ظاهري کالوسها و سوسپانسيونها با شرايط معمولي انکوباسيون مقايسه شد (6).

نتايج و بحث

محيط کشتهاي مختلف با تغيير تنظيم کننده هاي رشد براي ايجاد کالوس و سوسپانسيون با توده و وزن مناسب بررسي شدند. در محيط کشت MS حاوي ، 4-D ، 2 و کينتين و ميواينوزيتول و فاقد NAA بهترين رشد ديده شد. کالوسها و سوسپانسيونهايي که در شرايط معمولي (محيط کشت با pH حدود 7/5 ، دماي ، 18 ساعت روشنايي و 6 ساعت تاريکي) رشد کردند، سفيد رنگ بودند و رشد خوبي هم داشتند. کالوسها و سوسپانسيونهايي که در روشنايي رشد کردند، بعد از مدتي سبز رنگ شدند و ميزان رشد آنها کمتر از شرايط معمولي بود. در صورتيکه کالوسها وسوسپانسيونهايي که در تاريکي رشد کردند، سرعت رشد بهتري نسبت به شرايط معمولي داشته و سفيد رنگ بودند. کالوسها و سوسپانسيونهايي که روي محيط کشت با pH حدود 9 (بازي) واکشت شدند، کمي بعد از واکشت سبز رنگ و بعد از چند روز سياه شدند و رشد آنها متوقف شد. در صورتيکه که کالوسهايي که روي محيط کشت با pH 6 واکشت شدند، رشد بهتري نسبت به pH حدود 7/5 داشته و سفيد رنگ بودند. انکوبه کردن کالوسها در دماي سبب شد که کالوسها و سوسپانسيونها رشد آهسته تري نسبت به دماي داشته باشند و بعد از مدتي نکروز شوند در صورتيکه در دماي کالوسها و سوسپانسيونها رشد بهترين نسبت به دماي داشته وس فيد رنگ بودند. چون کالوسها و سوسپانسيونها بيشترين رشد را با مقادير هورموني ، 4-D ، 2 و کينتين و ميواينوزيتول و فاقد NAA نشان دادند ، در تمام آزمايشات از اين مقادير هورموني استفاده شد. کالوسها و سوسپانسيونها در تاريکي با pH 6 و درجه حرارت بين 20 تا 26 درجه سانتيگراد بيشترين مقدار رشد را نشان دادند. کالوسها ترد و سفيد رنگ بود و در مورد سوسپانسيون سلولي آن سبز رنگ بود. در اين مطالعه نشان داده شده pH ، دما، نور روي ميزان رشد کالوس و سوسپانسيون تاثير داشته و هر گونه برنامه ريزي براي توليد بيشتر بايد با توجه به اين پارامترها انجام گيرد.
سپاسگزاري

از معاونت پژوهشي دانشکده داروسازي اصفهان و جناب آقاي دکتر امير سياهپوش دستيار گروه فارماکوگنوزي بخاطر همکاري هاي فراوانشان نهايت قدرداني را دارد.

منابع:

1- افشاري پور، س. مباني کشت بافت گياهي، انتشارات معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي اصفهان، 1372.
2- مظفريان، و . فرهنگ نامهاي گياهي ايران (لاتين، انگليسي، فارسي)، انتشارات فرهنگ معاصر، 1377.
3- قهرمان، ا. فلور رنگي ايران، ج 14، 1374.
4- پيريک، آر. ال. ام. مباني کشت بافتهاي گياهي، ترجمه: باقري ـ مشهد. انتشارات دانشگاه فردوسي، 1376.
5- شفيعي اردستاني، م. بررسي اثر دما، pH و نوربر روي ميزان رشد و توليد متابوليتهاي ثانويه حاصل از کشت سلولي گياه Silybum marimm L. پايان نامه دکتراي عمومي داروسازي، دانشکده داروسازي، دانشگاه علوم پزشکي اصفهان، 1377.
6-Afifi F. et al. Effect of Varthemia iphionoides on blood glucose level of normal rats with streptozocin induced diabetes mellitus Current Therapeutic Research. 1997; 58(11)


Establishment of Varthemia persica callus
and cell suspension cultures
Azam Akbari, Gholamreza Asghari and ali Akbar ehsanpour
School of Pharmacy, Esfahan University of Medical Sciences
Email: Samaneh_Pharma083@yahoo.com

Abstract
Nowadays, plant cell culture has been considered a important tool for production of secondary metabolites. Varthemia persica a member of Astracea family, has been shown to have antidiabetic effect and have been used in cosmetic industries. The effects of temperature, pH, light and plant growth regulators on establishment and growth of the callus and cell suspension of Varthemia persica were examined. The results showed that optimized callus and suspension culture can be achieved by manipulating of pH, temperature, light and plant growth regulators.
Keywords: Varthemia persica, Callus, Suspension.

"Pejman"
2008/9/07, 04:04 AM
روش هاي تيغ زني بر عملكرد شيره و بقاي گياه دارويي آنغوزه
رضا اميدبيگي1 و محمدرضا پيرمرادي2
1- عضو هيأت علمي 2- دانشجوي كارشناسي ارشد سابق دانشكده كشاورزي دانشگاه تربيت مدرس
تهران- تقاطع بزرگراههاي شهيد چمران و جلال آل احمد، صندوق پستي 381-16415


خلاصه

آنغوزه از گياهان دارويي مهم تيره چتريان است. ريشه اين گياه شيره‌اي را در خود ساخته و دخيره مي‌كند كه با عمل تيغ‌زدن مورد بهره‌وري قرار مي‌گيرد. اين شيره مصارف دارويي داشته و جهت تهية داروهاي ضد انگل، ضد تشنج و قاعده آور مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در اين تحقيق اثرات پنج روش تيغ زني عرضي (شاهد)، دو طرفه، يك طرفه، طولي و تلفيقي (تركيبي از يكطرفه و طولي) بر روي عملكرد شيرابه دهي و بقاي گياه آنغوزه مورد بررسي قرار گرفت. ميانگين عملكرد توليد شيرابه در روشهاي تيغ زني عرضي (شاهد)، دو طرفه، يك طرفه طول و تلفيقي به ترتيب 9/62، 6/59، 0/39، 6/19 و 4/43 گرم در بوته بود و درصد سبز شدن (بقاء) گياهان نيز به ترتيب 12،86 ،‌94،‌76 و 96 درصد بود. طبق نتايج اين تحقيق، تيغ زني به روش دو طرفه جهت بهره‌برداري از گياه آنغوزه توصيه مي شود.

مقدمه :

آنغوزه (Ferula assa-foetida L) گياهي است علفي، چند ساله و و مونوكارپيك. قطر ريشه آنغوزه بين 10 تا 12 سانتي‌متر و طول آن 30 تا 40 سانتي‌متر مي‌باشد. صمغ استخراج شده از اين گياه با عمل تيغ زني رأس طوقه انجام مي‌گيرد. در ايران از روش تيغ‌زني عرضي براي استحصال شيره استفاده مي‌شود و به اين صورت كه يك برش عرضي در رأس طوقه گياه زده مي‌شود و جوانه انتهايي كه در اين ناحيه وجود دارد قطع مي‌گردد و منجر به مرگ گياه مي‌شود و به اين جهت نسل اين گياه مفيد در معرض انقراض است. هدف از انجام اين تحقيق يافتن روشي صحيح ازتيغ زدن ريشه است به طوري كه نه تنها حداكثر شيرابه كسب گردد و از نظر اقتصادي مقرون به صرفه باشد بلكه به ادامه حيات گياهان آنغوزه صدمه‌اي وارد نگردد.

مواد و روشها :

اين تحقيق در منطقه‌اي به نام خمروت در 35 كيلومتري شمال شرقي زرند و 100 كيلومتري شمال غرب شهر كرمان انجام گرفت. پنج روش تيغ زني شامل روش عرضي (سنتي)، يك طرفه، دو طرفه، برش طولي و تلفيقي (تركيبي از يك طرفه و برش طولي) در اين تحقيق مورد مطالعه قرار گرفت. براي هر تيمار 10 گياه به صورت تصادفي تيغ زده شد و شيره اين ده گياه نيز در طي 15 مرتبه تيغ زني در يك ظرف جداگانه جمع‌آوري شدند. شيرابه‌هاي جمع‌آوري شده در هر ظرف در پايان دوره بهره برداري توزين و در پايان مرحله تيغ زدن گياهان تيغ خورده خاك داده شده و در بهار سال بعد تعداد گياهان سبز شده شمارش شدند.
نتايج و بحث:

نتايج اين پژوهش نشان داد (شكل 1) كه ميزان عملكرد توليد شيرابه در روشهاي عرضي (شاهد)، دو طرفه، يك طرفه، طولي و تلفيقي به ترتيب 9/62، 6/59، 0/39، 6/19 و 4/43 گرم در هر بوته بود. روش تيغ زني عرضي (شاهد) كه در حال حاضر در ايران اجرا مي‌شود با روش دو طرفه از نظر ميزان عملكرد توليد شيرابه (به ترتيب 9/62 و 6/59 گرم شيره) اختلاف معني‌داري نداشت. روشهاي تلفيقي و يك طرفه نيز از اين نظر اختلاف معني داري با يكديگر نشان ندادند. روش طولي مناسب تشخيص داده نشد زيرا شيره دهي پس از چند بار تيغ زدن به شدت كاهش مي‌يابد و محل تيغ خورده خشك مي‌شود. اين روش كمترين توليد را داشت. اثر روشهاي تيغ زني بر بقاء گياهان نيز اختلاف معني‌دار داشت. به طوري كه از 50 گياه تيغ خورده به هر روش 60، 43، 47، 48 و 38 گياه (12، 86، 94 و 76 درصد) به ترتيب در روشهاي عرضي، دو طرفه، طولي و تلفيقي باقي ماندند و در سال بعد مجدداً سبز شدند و توليد پيكر رويشي كردند (شكل 2). در اين تحقيق روش دو طرفه جهت تيغ زني گياه آنغوزه توصيه مي‌گردد. چون ضمن اينكه اين روش از نظر آماري عملكرد شيره‌دهي مساوي با روش عرضي داد ادامه حيات درصد بيشتري از گياهان بهره برداري شده را نيز در مرتع امكان پذير مي كند.


شكل 1، ميانگين شيرابه‌دهي هر بوته گياه آنغوزه در هر يك از روشهاي تيغ زني

شكل 2،‌ميانگين درصد زنده ماندن گياهان آنغوزه


منابع :

اشرفي، علي. 1368. بهره برداري آنغوزه، انتشارات اداره كل منابع طبيعي استان فارس،‌ 80 صفحه
حيدري‌پور، مسعود. 1369. آنغوزه، انتشارات اداره كل منابع طبيعي استان كرمان، 28 صفحه
شاد، قاسم. 1374. اتكولوژي كما آنغوزه و بررسي روشهاي بهره‌برداري از آن در منطقه محمدآباد چلپو كاشمر. پايان نامه دوره كارشناسي ارشد مرتع، دانشكده منابع طبيعي، دانشگاه علوم كشاورزي گرگان، 112 صفحه.



Methods of Incisions on Resin yield and Survival of asafoetida
Reza Omidbaigi and Mohamad Reza Pirmoradi
College of Agriculture, Tarbiat Modarres University
romidbaigi@yahoo.com E-mail:

Abstract
The resin of root of asafo etida (Ferula assa-foetida L.) secreted by incising of the root and has medicinal property. methods consist of widthwise (as control), one-side, lengthwise and composition (mix of one-side and lengthwise method) on resin yield and survival of asafoetida were studied.The average yields of resin in widthwise, two-sided, one-sided, lengthwise and composition method was 62.9, 59.6, 39.0, 19.6 and 43.4 g per plant respectively, and percentage of survived plant was 12, 86, 94, 76 and 96 respectively. According to the results two-sided incision method of the asafoetida is more suitable and recommended

"Pejman"
2008/9/07, 04:05 AM
بررسي تاثير كودهاي ازته، فسفره و پتاسه بر عملكرد گياه دارويي
Thymus daenensis (آويشن)
كريم باقرزاده1،پرويز باباخانلو2 و بابك بحريني نژاد1
1 - عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان
2- موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع- اصفهان - ص. پ . 199 - 81785


خلاصه

Thymus daenensis يكي از گونه‌هاي دارويي بومي كشور ايران است كه به‌صورت خودرو در مناطق مختلف كشور ديده مي‌شود. به علت داشتن تركيبهاي مؤثر مشابه با گونه استاندارد (T. vulgaris) مي‌تواند در صنايع دارويي، بهداشتي و غذايي مورد استفاده قرار گيرد بررسي امكان كشت و توليد انبوه اين گونه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اين تحقيق با هدف بررسي تأثير عناصر NPK بر روي عملكرد سرشاخه گلدار گياه در سال زراعي 1376 در مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان اجرا گرديد. در اين ازمايش عملكرد سرشاخه گلدار گياه تحت تأثير چهار سطح كود ازته (صفر، 150، 200 و 250 كيلوگرم برمبناي ازت خالص در هكتار)، سه سطح كود فسفره (صفر، 100 و 150 كيلوگرم بر مبناي P2O5 در هكتار) و سه سطح كود پتاسه (صفر، 50 و 100 كيلوگرم پتاسيم بر مبناي K2O در هكتار) با استفاده از آزمايش فاكتوريل در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي در سه تكرار مورد ارزيابي قرار گرفت كه كودهاي ازته و فسفره موجب افزايش عملكرد وزن خشك سرشاخه گرديدند.
واژه‌هاي كليدي: ازت، فسفر، پتاسيم، عملكرد، آويشن


مقدمه

بخش بيشتر گياهان دارويي در كشور از عرصه‌هاي طبيعي اين گياهان جمع‌آوري مي‌گردد و بنابراين اصول بهداشتي و فني در جمع‌آوري، خشك كردن و بسته بندي آنها كمتر رعايت مي‌شود (2). علاوه بر اين بهره‌برداري بي رويه در طبيعت باعث تخريب رويشگاههاي اين گياهان شده است. بنابراين كشت زراعي اين گونه‌ها و تلاش براي افزايش عملكرد آنها در واحد سطح اهميت دارد. از جمله بيماريهاي شايع و با اهميت، بيماريهاي قارچي و ميكروبي هستند كه با استفاده از تركيبهاي فنلي آويشن مي‌توان به نحو مؤثري با برخي از آنها مقابله كرد (1).
گياه T. daenensis به دليل داشتن بتا - كاريوفيلن، تيمول و كارواكرول به عنوان ضدالتهاب، مسكن، ضدميكروب و مؤثر در تسكين علائم سرماخوردگي كاربرد دارد (4). تيمول موجود در گياه T. daenensis داراي اثر آنتي سپتيكي 20 برابر فنل و اثرات سمي كمتر از آن مي‌باشد (5). از روغن‌هاي اين گياه به عنوان اسانس مطبوع كننده، دئودورانت، ضدعفوني كننده و ضدسرفه همچنين در دهان شويه‌ها و غرغره‌ها بكار مي‌رود (3 و 5). بر اساس بررسيهاي انجام شده تا كنون هيچ‌گونه تحقيقي در مورد تاثيركودها بر روي عملكرد سرشاخه گلدار گياه T. daenensis انجام نشده و براي اولين بار اين آزمايش انجام شد.

مواد و روشها

پس از انتخاب زمين در ايستگاه تحقيقاتي شهيد فزوه در اواسط مهر ماه 1375 زمين شخم زده شد و در اسفند همان سال زمين طبق نقشه طرح آماده سازي و كودهاي فسفاته و پتاسه يك ماه قبل از كشت در كرتها توزيع شد. در اين تحقيق تاثير چهار سطح كود ازته (صفر، 150، 200 و 250 كيلوگرم برمبناي ازت خالص در هكتار)، سه سطح كود فسفره (صفر، 100 و 150 كيلوگرم بر مبناي P2O5 در هكتار) و سه سطح كود پتاسه (صفر، 50 و 100 كيلوگرم پتاسيم بر مبناي K2O در هكتار) برعملكرد سرشاخه گلدار گياه با استفاده از آزمايش فاكتوريل در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي در سه تكرار مورد ارزيابي قرار گرفت. بذرهاي مورد استفاده از تعدادي بوته گياه كه از نظر رشد رويشي كاملاً يكنواخت بودند تهيه گرديد. كشت در اول ارديبهشت ماه 1376 روي پشته‌ها به فاصله 50 سانتيمتر روي پشته‌هايي كه به فاصله 30 سانتيمتر ايجاد شده بودند انجام شد.
در مرحله گلدهي سرشاخه گلدار گياه جمع‌آوري و در شرايط يكسان و سايه خشك و توزين گرديد. علاوه بر اين ميزان جذب عناصر NPK در گياه اندازه‌گيري شد و نتايج حاصل توسط برنامه كامپيوتري S.A.S تجزيه آماري گرديد و ميانگين‌ها توسط آزمون چند دامنه دانكن در سطح احتمال 1 درصد مقايسه شدند.


نتايج و بحث

بر اساس نتايج بدست آمده در اين آزمايش, كودهاي ازته و فسفره موجب افزايش عملكرد وزن خشك سرشاخه گلدار گياه گرديدند، به‌طوري كه با افزايش كود ازت به خاك سرشاخه گلدار به ميزان 3142 كيلوگرم وزن خشك در هكتار در تيمار 250 كيلوگرم ازت در هكتار توليد شد. با افزايش كود فسفره به خاك نيز روند افزايش مشاهده گرديد، به‌طوري كه حداكثر ميزان سرشاخه گلدار خشك در هكتار در تيمار 150 كيلوگرم فسفر به ميزان 2930 كيلوگرم توليد شد. كه براي هر دو عنصر ازت و فسفر ميزان توليد سر شاخه گلدار خشك نسبت به شاهد در سطح احتمال 1 در صد معني‌دار است. اختلاف بين مقادير مختلف كود پتاسه براي افزايش عملكرد وزن خشك سرشاخه گلدار معني‌دار نبود. بين عناصر ازت و فسفر براي افزايش عملكرد وزن خشك سرشاخه گلدار گياه اثر متقابل مشاهده گرديد، به‌طوري كه حداكثر عملكرد وزن خشك سرشاخه گلدار با ميانگين 3552 كيلوگرم در هكتار در تيمار 200 كيلوگرم ازت و 150 كيلوگرم فسفر در هكتار توليد شد. در مجموع نتايج اين آزمايش نشان مي‌دهد كه مقدار 200 كيلوگرم ازت به همراه 150 كيلوگرم فسفر در هكتار و مقدار پتاسيم قابل جذب كه بتواند حداقل جذب 14/2 درصد در وزن خشك (حداكثر ميزان پتلسيم جذب شده در گياه) را براي گياه تأمين نمايد موجب افزايش محسوس عملكرد وزن خشك سرشاخه گلدار گياه خواهد شد. استفاده بيش از حد كودهاي شيميايي ممكن است باعث كاهش كيفيت مواد موثر گردد كه براي هرگونه گياهي بايد مورد تحقيق و بررسي قرار گيرد. علاوه بر اين تاثيرات سوء زيست محيطي ناشي از مصرف اين كودها بايد مد نظر قرار گيرد.

سپاسگزاري

بدين‌وسيله از كليه همكاران و هماهنگ كننده طرح آقاي مهندس پرويز باباخانلو، كارمندان ايستگاه تحقيقاتي شهيد فزوه، دانشكده علوم دانشگاه اصفهان، آقاي دكتر اكبر مستأجران، دانشكده داروسازي دانشكده علوم پزشكي اصفهان، آقاي دكتر نصراله قاسمي به‌خاطر همكاريهاي بيدريغ ايشان نهايت قدرداني را دارم.

منابع

1 - سركاراتي، محمد. 1345. مطالعه شيميايي آويشن. پايان نامه دكتري. دانشكده داروسازي دانشگاه تبريز.
2 - صمصام شريعت، هادي. 1371. عصاره‌گيري و استخراج مواد مؤثره گياهان دارويي و روشهاي شناسايي و ارزيابي آنها. انتشارات ماني.
3. British Herbal Pharmacopoeia. 1983. British Medicine Association, Megaron Press LTD. Baurnemouth. pp. 130 , 180.
4. Marthindale, W. 1982. - 1983. The extra pharmacopeia 28th edition. pp. 11-12.
5. Tgler, V.E., Bardy, L.R. and Robbert, J.E. 1988. Pharmacognosy, 3th edition. Lea Febiger. pp. 73, 77.


Study on Effect of NPK Fertilizers on Thymus daenensis
K. Bagherzadeh, P. Babakhanlou and B. Bahreininejad
Agricultural and Natural Resources Research Center of Esfahan
P. O. Box 81785-199

َAbstract
Thymus daenensis is an endemic plant in Iran. This plant has similar active components with Thymus vulgaris and can be used in drugs, hygienic and food industries. Study on large scale cultivation of this plant is very important.This study has carried out in 1995 in Agricultural and Natural Resources Research center of Esfahan.. Nitrogen fertilizer has used in 3 levels: 0, 150 and 200 Kg/ha N and Phosphorus fertilizer has used in 3 levels: 0, 100 and 150 Kg/ha P2O5 and Potasium fertilizer in 3 levels 0. 50 and 100 Kg/ha K2O in a randomized complete block design in factorial way. Phosphorus and Nitrogen fertilizers could increase aerial parts of T. daenensis.
Keywords: Fertilizer, Thymus daenensis, production

"Pejman"
2008/9/07, 04:05 AM
توانمندي منطقه كاشان در زراعت گياه دارويي خارمريم
(Silybum Marianum)
حسين بتولي
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان اصفهان ( ايستكاه تحقيقات مناطق خشك و بياباني كاشان ). كاشان - ميدان بسيج - جنب هلال احمر - ايستگاه تحقيقات مناطق خشك و بياباني - ص پ 487 - تلفن : 4234498 و 4234955- 0361-
Email : Ho _ Batooli @ yahoo.com


خلاصه

خارمريم (Silybum Marianum (L) Gaerth. ) ، گياهي بوته‌اي خاردار ، دو ساله ، داراي برگهاي طوقه‌اي درشت و ابلق و ساقه گل دهنده منتهي به كاپيتولهاي بزرگ مي‌باشد. اين گياه متعلق به خانواده كاسني (Compositae) است. در اين تحقيق به منظور مطالعه زراعت اين گياه در منطقه كاشان ، به دو روش كرتي و نواري ، بذرهاي گياه به صورت مستقيم كشت شد. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان داد كه مناسب ترين زمان كشت مستقيم بذر در مزرعه ، اوائل فصل پاييز مي‌باشد. كشت نواري ( رديفي ) كه فواصل بوته‌ها 30 تا 50 سانتيمتر و فواصل رديفها 2 تا 5/2 متر از يكديگر ، بهترين بازده توليد محصول را نشان داد. چرخة رويشي گياه ، هفت ماه و دوره زايشي سه ماه مي‌باشد. ميانگين عملكرد بازده توليد بذر در هكتار ، بين 1200 تا 1500 كيلو گرم برآورد شد. همچنين متوسط توليد ساليانه علوفه خشك گياه ، 4 تا 5 تن در هكتار مي‌باشد. تنها آفت مشاهده شده در روي گياه ، كرم برگ خوار مي‌باشد كه در صورت مبارزه شيميايي ، قابل كنترل مي‌باشد.
واژه‌هاي كليدي: خارمريم، گياه دارويي، كاشان


مقدمه

خار مريم(Silybum Marianum (L) Gaerth. ) گياهي بوته‌اي خاردار ، يكساله و يا دو ساله و متعلق به خانواده كاسني (Compositae) مي‌باشد. برگهاي ابلق گياه به صورت طوقه‌اي در فصل پاييز و زمستان رشد و نمو نموده و ساقه گل دهنده ( گل آذين‌هاي كاپيتول ) در اوائل بهار به تدريج ظاهرمي گردد. خارمريم اغلب در نواحي شمالي و جنوبي كشور به عنوان علف هرز در حاشيه مزارع ، اطراف جويبارها و پيرامون باغها و اراضي كشاورزي متروكه مي‌رويد.(1) اين گياه در شرايط اقليمي كاشان داراي چرخة حياتي دو ساله مي‌باشد. امروزه به واسطه مواد موثره موجود در بذرهاي خار مريم ، از جمله گياهان دارويي با ارزش بشمار مي‌آيد كه در اغلب نقاط كشور به صورت زراعي كشت و پرورش مي‌يابد. تركيبهاي موجود در بذرهاي گياه در پيشگيري و درمان آسيبهاي توكسيك ، متابوليك ناشي از مواد مختلف و نيز در درمان هپاتيت حاد، از اهميت خاصي برخوردار است (2و3).

روش تحقيق

در طي اين بررسي ، پس از آماده سازي خاك بستر كاشت در سطح مزرعه آزمايشي ، عمليات كاشت مستقيم بذرهاي بوجاري شده طي دو فصل بهار و پاييز ، به صورت نواري و كرتي انجام گرفت. شيوه آبياري سنتي ( ثقلي) و سيستم آبياري تحت فشار ( قطره‌اي با استفاده از لوله هايType) براي بذرهاي كاشته شده ، اجرا شد. تقويم حياتي گياه از زمان كاشت بذر تا مرحله بذردهي ( چرخة كامل حياتي گياه ) يادداشت برداري شد. پس از رسيدن تدريجي بذرها در اواسط بهار ، مرحله برداشت و جمع آوري كاپيتولها به شيوه مكانيكي انجام گرفت. پس از بوجاري بذرها ، ميانگين توليد بذر در هكتار ارزيابي شد. آفات و بيماريهاي شايع در روي گياه ، به خصوص در اواسط بهار به طور مشاهده‌اي يادداشت شد.

نتايج و بحث

نتايج حاصل از اجراي چنين طرحي طي سه سال در دشتهاي منطقه كاشان نشان داد كه بهترين زمان كشت مستقيم بذر در عرصه مزرعه ، اوائل فصل پاييز مي‌باشد. طي فصل پاييز و زمستان ، اندازه برگهاي طوقه‌اي گياه بيش از 30 تا 40 سانتيمتر بالغ مي‌گردد و ساقه‌هاي گل دهنده در اواسط فروردين ماه ظاهر مي‌شوند. ميوه‌ها نيز طي 40 تا 50 روز تا اواخر خرداد ماه به تدريج مي‌رسند. كشت رديفي كه فواصل بوته‌ها 30 تا 50 سانتيمتر و فواصل خطوط 2 تا 5/2 متر از يكديگر ، بهترين بازده در توليد محصول را به همراه داشت. شيوه آبياري مناسب براي كشت انبوه ، آبياري تحت فشار به شيوه قطره‌اي با استفاده از لوله‌هاي Type ، بازده مناسبي را نشان داد. طول دوره حياتي گياه از اوائل مهر ماه آغاز و در اواسط تير ماه به اتمام مي‌رسد. چرخة رويشي گياه نزديك به هفت ماه يعني تا اواسط فروردين ماه ادامه مي‌يابد و ساقه‌هاي گل دهنده، اوائل ارديبهشت ماه و بذرهاي گياه در اواسط خرداد ماه تا اواسط تير ماه مي‌رسند. عمق نفوذ ريشه‌هاي گياه در خاك حاصلخيز رسي - شني ، 60 تا 90 سانتيمتر و به صورت مخروطي است. ميانگين عملكرد بازده توليد بذر در هكتار ، بين 1200 تا 1500 كيلوگرم برآورد شد. متوسط توليد ساليانه علوفه خشك گياه 4 تا 5 تن در هكتار مي‌باشد. در بررسي برآورد نياز آبي گياه به شيوه غرقابي ، نشان داد كه ميزان آب مورد نياز گياه مشابه زراعت گندم در منطقه كاشان مي‌باشد. تنها آفت مشاهده شده در روي گياه ، شته سياه و سبز و كرم برگ خوار مي‌باشد كه در اواسط ارديبهشت ماه ظاهر مي‌شود و در صورت عدم مبارزه چند نسل تجديد حيات مي‌يابد.

منابع

1.اميدبيكي،رضا.1379.توليد و فرآورده‌هاي گياهان دارويي.جلد سوم.انتشارات آستان قدس رضوي.379ص
2. Kowalewsk.k.Szilajtis. R.,Herba Polonica , 33 (1987) 17
3. Schmid.W. in Bohme / K. Hartke: , Kommentars.DAB8. pp , 480.


The ability of kashan area in cultivation
of Silybum Marianum medicinal plant
Hossien Batooli
Ph.D. Plant Ecology , Research Center of Isfahan Agricultural and Natural Resources , Research Station of Kashan Desert and Dry Region. Basij sq.Kashan, Iran ,
P.O.487, Tel-0361 - 4234498 & 4234955. E-Mail: Ho_batooli@yahoo.com

Abstract
Silybum Marianum is a biennial forbe fruticose plant with roset leaves , bearing flower stem which terminates to rather large capitules that appears on derivation and subdivision branche. This plant in ecological conditions of kashan has biennial vital cycle. For this reason the plan of cultivation, growth and producement of effective materials of Silybum Mariaum plant were examined. During this study , ripe seeds of plants in spring and autumns season has been cultivated directly in the bed of ready and fertile soil in the form of stripped. The method of irrigation as deep water and under pressure system ( dripping) for sown plant has been examined. The phenology of plant from the time of seed sown until giving seed stage were written , After the seeds grdually ripen , with drawal and seed collection stage was performed mechanically , and the amount of seed production in every hectare was evaluated. Common diseases and pests investigated too. The results of such project during 3 year in kashan region showed , the best time for direct sown of seed in the farm is the beginings of autumn season. The best efficiency of products was in striped sown with 30-50 cm intervals for bushes and line intervals 2-2.5 meter from each other. The method of irrigation under pressare in the way of dripping with type pipe is the most suitable method of irrigation for mass sown. The period of plant life begins in the first days of Octobers and ends of Septmber and in the middles of july ends , the seeds gradually ripenin the middle of june and continues to the middles of july. The average efficiency of seed product in each hectare in ecological conditions of kashan estimates 1200-1500 kilogram. The annual average production of drygrass is between 4-5 tons in each hectare. The only observed pest on the plant was leaf eating worm( caterpillar), which appears in the middles of April and in the lack of chemical battle, revives for several generations.
Keywords:medicinal plant, silybum marabium , cultivation

"Pejman"
2008/9/07, 04:06 AM
اثر دما و مدت زمان نگهداري بر قابليت حيات بذر سنبل الطيب(Valeriana sisymbriifolia)
زرين تاج بردبار 1 و مسعوداسماعيلي شريف 2 بابک بحريني نژاد 3
1-كارشناس 3و2-عضو هيئت علمي مركزتحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان
اصفهان- شهرك اميرحمزه-ص پ 199-81785



خلاصه

در ميان گياهان تيره سنبل الطيب ، والرينها بصورت يك جنس مهم اقتصادي مطرح هستند.اين مطالعه بمنظور ارزيابي كيفيت بذرگياه والرين كوهستاني(Valeriana sisymbriifolia Vahl.) به اجرا درآمد. ابتدا بذر هاي جمع آوري شده از گياه،خالص سازي و سپس بسته بندي و در سه محدوده دمايي قرارگرفتند ودر طول يكسال ،از نظر ميزان جوانه زني تست شدن(تصوير الف) پس از آناليز داده ها , نتايج آزمايش نشان داد كه مدت زمان نگهداري درسطح1%معني دارميباشدو در طول مدت نگهداري قوه ناميه بذر کاهش خواهد يافت وبهترين دمابراي نگهداري بذرصفر تا پنج درجه سانتيگرادتوصيه مي شود.
واژه هاي کليدي : قوه ناميه ، سنبل الطيب ، زمان نگهداري.

مقدمه :

گياه والرين كوهستاني (Valeriana sisymbriifolia (تصوير ب) يكي ازشش گونه موجود جنس سنبل الطيب در ايران است كه در نواحي شمالي ومركزي كشور پراكندگي دارد(1) بطور كلي سنبل الطيب بعنوان يك ضعيف كننده سيستم اعصاب مركزي داراي فعاليت ضد اسپاسمي و معتدل كننده مي باشد. اثر آرام بخشي ملايم آن را به والپوترياتها و سزكويي ترپنها نسبت ميدهند(3و5)در حال حاضر بدليل مشكلاتي كه در زمينه بذر واستقرار آن وجود داردكشت آن بصورت زراعي ممکن نيست .تحقيقات انجام شده در سطح دنيا اغلب منحصر به گونه هاي هندي و اروپايي سنبل ا لطيب مانند: V.jatamansii و .V.officinalisمي‌باشد.(1و2)


مواد و روش ها:

ابتدا بذرها از منطقه فريدونشهراصفهان در خرداد ماه جمع آوري شدند.سپس در مجاورت آفتاب بمدت 12ساعت خشك شده ودر پاكتهاي آلومنيومي سه جداره بسته بندي شدند.اين مطالعه با بررسي دو عامل درجه حرارت نگهداري در سه زير سطح (5+,5-,25+)درجه سانتي گرادومدت زمان نگهداري در شش زيرسطح(2,4,6,8,10,12)ماه در قالب طرح آماري كاملا تصادفي در پايه فاكتوريل اجرا گرديد.داده ها توسط نرم افزارsas مورد تجزيه وتحليل آماري قرار گرفتند.


نتايج و بحث:

با توجه به جدول تجزيه واريانس(جدول1)اثر مدت زمان نگهداري بذر بر شاخص هاي درصد جوانه زني و نسبت ساقه به ريشه,بسيار معني دار بود(P<0.01).با توجه به جدول 2دوران حفظ قوه ناميه اين بذر از يک توزيع طبيعي اطراف ميانگين بر خور دار است واين امر امکان رسم منحني هاي کلي را براي پيش بيني قوهناميه بذر درشرايط نگهداري بدست مي دهد.کاهش ناگهاني در صد جوانه زني(38%و43%) درماههاي هشتم ودهم بدليل شرايط نامناسب در جوانه زني حاصل شده است از طرف ديگر زمان لازم براي کاهش پنجاه درصدي قوه ناميه در اين گونه بيش ازِيک سال است بدين ترتيب درصد جوانه زني متاثر از درجه حرارت نبوده بلكه متاثر از طول مدت نگهداري مي باشد و داراي يك آهنگ ملايم كاهش درجوانه زني است . درجه حرارت نگهداري گر چه تاثير معني داري بر هيچ يك از شاخص هاي, درصد جوانه زني,سرعت جوانه زني ونسبت ساقه به ريشه نداشت, ليكن بنظر مي رسد دماهاي زير صفروبالاتر از25درجه سانتي گراد,موجب كاهش كيفيت بذر خواهد شد
منابع:


موسوي الاشلو،ابراهيم1380.فلور ايران، شماره37،تيره سنبل الطيب يا علف گربه(Valerianaceae)،مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام استان خراسان، انتشارات مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع
امن زاده يعقوب 1374 بررسي مورفولوژي و فيتوشيمايي گياه Valeriana sysmbriifolia ،پايانامه دكتري عمومي داروسازي ،دانشگاه اصفهان.
صيفي،محمد جعفر،1375بررسي اثر سداتيو ريشه هاي گياهV.sysimbriifolia تز دكتري عمومي داروسازي ،دانشگاه اصفهان.
Linlahl, D. and Lilndwall, L.1989. Double blind Study of Valerian preparation .Pharamacology Biochemistry and Behaviar. Vol 32 (4),pp:1065-1066
Martindal, 1967. The extra pharmacopoea , 25th Edition London


Effect of Temperature and Storage on Seed Viability of Valerian (Valeriana sisymbriifolia)
Z. Bordbar and M. Esmaili Sharif
Isfahan Research Center of Agriculture and Natural Resources
Abstract:
Valerians are important as an economical genus of valerianaceae.This study carried out ,in order to evaluate seed quality of (Valeriana sysimbriifolia Vahl.). At first, seeds were collected then packaged and experimented in three temperature range.Germination test were checked during one year. The results showed that there were no significant difference for temperature storage, although seed storage were significant (p<0.01).With during period, seed viability decreased and the best temperature of seed storage was zero to five centigrade.
Keywords: seed technology / valerian / longivity

"Pejman"
2008/9/07, 04:06 AM
اثر بستر كشت و غلظت‎هاي مختلف IBA در ريشه‎زايي قلمه‎هاي ژينكو بيلوبا
ليلي برزگر طرقبه، يوسف حميداوغلي، عبدالله حاتم زاده، و عليرضا حداد1
1- به ترتيب دانشجوي كارشناسي ارشد، استادباران گروه باغباني دانشگاه گيلان و پژوهشگر ايستگاه تحقيقات گل و گياه لاهيجان


خلاصه

در اين آزمايش اثر غلظت‎هاي مختلف ايندول بوتيريك اسيد (IBA) و بسترهاي ريشه‎زايي بر ريشه‎دار شدن قلمه‎هاي ساقه برگدار ژينكو بيلوبا در گلخانه مجهز به سيستم مه‎پاش مورد ارزيابي قرار گرفت. محدوده غلظت‎هاي IBA شامل 0، 2000، 4000، 6000 و 8000 پي‎پي‎ام بود و بستر ريشه‎زايي استفاده شده شامل ماسه، پرليت و مخلوط ماسه و پرليت به نسبت حجمي مساوي بود. قلمه‎ها به طول 15 سانتي‎متر از درختان نر بالغ تهيه شدند و پس از ضد عفوني با محلول قارچكش بنوميل و تيمار با غلظت‎هاي مختلف هورمون در بسترهاي كشت قرار گرفتند. كاربرد IBA به طور معني‎داري درصد ريشه‎زايي و تعداد ريشه در هر قلمه را افزايش داد. اثر بستر كشت بر روي درصد قلمه‌هاي ريشه‎دار شده و تعداد ريشه در هر قلمه معني‎دار نبود.
واژه هاي کليدي : ريشه زايي ، ژينکو بيلوبا

مقدمه

درخت ژينكو با نام علمي Ginkgo biloba L. از خانواده Ginkgoaceae، يكي از قديمي‎ترين گونه‎هاي درختي روي زمين است. اين درخت به محدوده وسيعي از اقليم‎ها و شرايط نامساعد، آلودگي هوا، گرد و خاك و دود شهر‎ها مقاومت دارد و بوسيله قارچ، حشرات و بيماريها آسيب نمي‎بيند (2، 4، 6). بذر و برگ آن داراي خواص دارويي است و براي رفع مشكلات تنفسي از قبيل آسم، برونشيت، از دست رفتن شنوايي، ضعف گردش خون، آلزايمر، افسردگي و اضطراب بكار مي‎رود (2، 6). اين گياه دو پايه بعد از 35-20 سال وارد مرحله زايشي مي‎شود. با توجه به اينكه جهت توليد بذر به زمان طولاني نياز دارد، تكثير غير‎جنسي براي توليد گياه ترجيح داده مي‎شود. در حالي كه به منظور استفاده زينتي، همواره از پايه‎هاي نر اين گياه استفاده مي‎شود زيرا درختان ماده توليد ميوه‎هاي سمي مي‎كنند (2، 3).

مواد و روشها

جهت انجام آزمايش، قلمه‎هاي نيمه خشبي برگدار از پايه‎هاي نر ژينكو موجود در ايستگاه تحقيقات لاهيجان تهيه شد. قلمه‎ها به طول 15 سانتي‎متر و حداقل داراي سه جوانه بودند. به منظور ضدعفوني و پيشگيري از آلودگي‎هاي قارچي، قلمه‎ها قبل از قرار گرفتن در بستر‎هاي كشت با قارچكش بنوميل به غلظت 5/1 در هزار ضدعفوني شدند و سپس انتهاي قلمه با هورمون ايندول بوتيريك اسيد (IBA) به غلظت‎هاي 2000, 4000, 6000 و 8000 پي‎پي‎ام به روش فروبري سريع تيمار شدند. بسترهاي كشت مورد استفاده شامل ماسه (با قطر كمتر از 1 ميليمتر)، پرليت (با قطر بين 1 تا 2 ميلي‎متر) و مخلوط ماسه و پرليت با نسبت حجمي مساوي بود. كاشت قلمه‎ها در گلخانه مجهز به مه‎افشاني صورت گرفت. طرح استفاده شده در اين آزمايش اسپليت پلات در قالب بلوك‌هاي كامل تصادفي بود. داده‎هاي حاصل از آزمايش با استفاده از نرم‎افزاز آماري SAS مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت و مقايسه ميانگين‎ها از طريق آزمون دانكن بدست آمد.

نتايج و بحث

نتايج حاصل از تجزيه آماري نشان داد كه بستر كشت بر روي درصد قلمه‎هاي ريشه‎دار شده اثر معني‎داري ندارد. همچنين نتايج نشان داد كه غلظت‎هاي مختلف هورمون بر روي درصد قلمه‌هاي ريشه‎دار شده اختلاف معني‎دار داشته است. با توجه به آزمون دانكن مشخص ‎شد كه تيمار شاهد با كمترين درصد قلمه‌هاي ريشه‌دار شده تفاوت معني‎داري با تيمارهاي هورموني دارد. بيشترين درصد قلمه‌هاي ريشه‌دار شده متعلق به غلظت 4000 پي‎پي‎ام است. هر چند غلظت‎هاي 2000، 6000 و 8000 پي‎پي‎ام نيز تفاوت معني‎داري با غلظت 4000 پي‎پي‎ام ندارند و در يك گروه قرار مي‎گيرند. نتايج حاصل از تجزيه واريانس داده‎ها نشان داد كه بستر كشت بر روي تعداد ريشه در هر قلمه اثر معني‎داري ندارد. درحاليكه غلظت‎هاي مختلف هورمون بر روي تعداد ريشه در هر قلمه اختلاف معني‎داري دارند. مقايسه ميانگين‎ها نشان داد كه غلظت‎هاي 4000 و 6000 پي‎پي‎ام داراي بيشترين تعداد ريشه در هر قلمه بودند. اين موضوع به اثبات رسيده است كه اكسين تشكيل ريشه نابجا در قلمه‎هاي ساقه را از طريق تحريك فعاليت آغازنده‎هاي ريشه و افزايش انتقال كربوهيدرات به انتهاي قلمه تسهيل مي‎كند. تقسيم اولين سلولهاي آغازنده ريشه، به وجود اكسين دروني و يا اكسيني كه از خارج به كار برده مي‎شود، وابسته است و افزايش ريشه‎زايي قلمه‎هاي تيمار شده با اكسين به نظر مي‎رسد تا حدودي به‎واسطه افزايش هيدروليز ذخاير غذايي تحت تاثير اكسين‎ها باشد (1، 3، 5). تفاوت ريشه‌زايي بين غلظت‎هاي هورموني و شاهد نشان دهنده اين واقعيت است كه هر گاه در آغاز مرحله ريشه‎زايي مقداري هورمون اكسين در بستر موجود باشد مي‎تواند به افزايش درصد قلمه‌هاي ريشه‌دار شده كمك نمايد و از مرگ قلمه‎ها جلوگيري به عمل آيد، بطوري‎كه تعداد قلمه‎هاي ريشه‎دار شده در قلمه‎هايي كه با اكسين تيمار شده بود بطور معني‌داري، بيشتر از شاهد بود. كاهش درصد قلمه‌هاي ريشه‌دار شده در غلظت‎هاي بالاتر از 4000 پي‎پي‎ام احتمالاً به دليل به هم خوردن تعادل هورموني است. قلمه‌هاي گونه‎هاي مختلف نيازهاي متفاوتي در پاسخ به بستر ريشه‌زايي دارند. دليل اين واقعيت هنوز كاملاً شناخته نشده است. اين نتايج نشان مي‎دهد كه ژينكو بيلوبا مي‎تواند بطور موفقيت‎آميزي از طريق قلمه ساقه برگدار با استفاده از سيستم مه‎پاش ازدياد شود. كاربرد IBA مي‎تواند درصد قلمه‌هاي ريشه‌دار شده و تعداد ريشه را بهبود بخشد و غلظت 4000 پي‎پي‎ام بهترين غلظت براي ريشه‎دار شدن قلمه‎هاي ژينكو پيشنهاد مي‎شود و نيز بستر كشت ماسه با توجه به ارزان بودن و در دسترس بودن نسبت به پرليت براي ريشه‎زايي قلمه‎هاي ژينكو در شرايط مه‎پاش متناوب مناسب‌تر است.

سپاسگزاري

بدينوسيله از كليه كاركنان مركز تحقيقات لاهيجان كه در اجراي اين پروژه همكاري نمودندكمال تشكر را دارم.

منابع

1- Arteca, R. N. 1996, Plant growth substances: principles and applications. Chapman & Hall. PP. 332.
2- Bilia, A. R. 2002. Workshop report Ginkgo biloba L. Fitoterapia: 73, 276-279.
3- Hartman, H. T. , Kester, D. E. and F. T. Davies. 1975. Plant propagation principles and practices. Prentice Hall, Inc. Newjersey.
4- Huh, H. and Staba, E. J. 1992. The botany and chemistry of Ginkgo biloba L. Journal of herbs, pices and medicinal plant. 1:92-124.
5- Macdonald, B. 1990, Practical woody plant propagation for nursery growers, Timber press, PP. 670.
6- Starbuck, J. 1999. Why you need Ginkgo.Better nutrition. Vol. 61.


The effect of media and different IBA concentrations in rooting of Ginkgo biloba cuttings
Leili Barzgar Torghabeh, Yusef Hamidoghli, Abdollah Hatamzadeh, Alireza Haddad1
1. MS.c student and Asis Prof of Horticulture Dept. of Guilan university and Researcher of Institute of Ornamental Plant Research of Lahidjan

Abstract
In this experiment the effects of different concentrations of IBA and propagation media were investigated on rooting of leafy stem cuttings of Ginkgo biloba in mist conditions. The experiment was conducted with five IBA concentrations (0, 2000, 4000, 6000 and 8000 ppm) and propagation media, namely sand, perlilte and 1:1 mixtures of sand and perlite. Cuttings were provided with 15 centimeters lengths from male adult trees. Before insertion of cutting in propagation media, they were sterilled with benomil fungicide solution and treated with diferent hormone concentrations. The results showed that application of IBA significantly increased percentage of rooting and number of roots per cuttings. The effect of propagation media on percentage of rooted cuttings and the number of roots per cuttings were non significant.
Keywords: Ginkgo biloba, rooting, IBA

"Pejman"
2008/9/07, 04:07 AM
ازدياد،پرورش و فرآوري ژينكو بيلوبا
ليلي برزگر طرقبه و سيد مجتبي مظهري1
1- به ترتيب دانشجويان كارشناسي ارشد باغباني و اصلاح نباتات دانشگاه گيلان)


خلاصه

ژينكو گياه دارويي ارزشمندي است كه براي اهداف دارويي متنوعي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ژينكو به منظور استفاده از بذر و به خصوص برگ پرورش مي‌يابد. بذرهاي ژينكو هزاران سال است كه در طب سنتي چين استفاده مي‌شود. فرآورده‌هاي ژينكو كه امروزه در دسترس مي‌باشند از برگ آن بدست مي‌آيد. در نهالستانهاي پرورش برگ، درختان ژينكو به‌صورت متراكم كشت شده و برگها براي تهيه عصاره برداشت مي‌شوند تا مورد فرآوري قرار گيرند. عصاره برگ ژينكو يكي از مهمترين گياهان دارويي رايج در دنيا مي‌باشد.
واژه هاي كليدي : گياهان داروئي،پرورش، فراوري


مقدمه

درخت ژينكو با نام علمي Ginkgo biloba L. از خانواده Ginkgoaceae، يكي از قديمي‎ترين گونه‎هاي درختي روي زمين است. اين درخت خزان كننده در بسياري از قسمتهاي معتدل دنيا به ويژه مناطق معتدله مرطوب به‌خوبي رشد مي‌كند و به محدوده وسيعي از اقليم‎ها و شرايط نامساعد مقاومت دارد. ژينكو در خاكهاي عميق با زهكش خوب و لومي شني و حاصلخيز رشد مناسبي دارد. ژينكو به منظور استفاده از خواص دارويي بذر و به خصوص برگ پرورش مي‌يابد (3، 6).

اهميت دارويي بذر و برگ

بذرهاي ژينكو براي بيش از 1000 سال است كه در طب سنتي چين، به‌عنوان داروي قابض براي ريه استفاده مي‌شود تا آسم و سرفه را درمان كند. همچنين آنرا تصفيه كننده خون، كمك كننده هاضمه، ضد كرم، تب بر وآنتي‌بيوتيك مي‎دانند. (3). اولين كاربرد برگها در چين، در سال 1436 براي درمان بيماريهاي پوست و زخمهاي سر گزارش شد. عصاره برگ ژينكو، فعاليت بيولوژيكي وسيعي دارد. عصاره خالص برگ گياه از نظر داروشناسي، داراي عمل بازكنندگي عروق شرياني و فعال كننده گردش خون در شرائين است كه خود موجب رساندن خون بيشتر به بافتها مي‎شود. عصاره برگ ژينكو جريان خون را به مغز افزايش مي‎دهد و در نتيجه حافظه و توانايي فكري بهبود مي‎يابد. عصاره‎هاي استاندارد شده براي انواع بيماريها و نارسايي‎هاي ذهني و فيزيكي مرتبط با سن استفاده مي‎شود و در درمان آلزايمر، اسكيزوفرني، پاركينسون، نقص حافظه مرتبط با سن (AAMI)، ناتواني مغزي، افسردگي و اضطراب بكار مي‎رود. عصاره برگ ژينكو همچنين در درمان طنين مزمن گوش يا زنگ گوش، لنگي متناوب، سرگيجه مزمن، نارسايي‎هاي جنسي، درد معده، بيماري‎هاي پوستي، ايجاد لخته در رگ و ساير اختلالات قلبي، عروقي و اعصاب مركزي مؤثر است (2، 3، 6).

روشهاي ازدياد

روشهاي معمول ازدياد اين درخت از طريق بذر، پيوند و قلمه است. ازدياد از طريق بذر در خاك سبك شني، در شاسي سرد در پاييز و زمستان صورت مي‎گيرد. ازدياد اين درخت بوسيله پيوند و كوپيوند نيز مي‌تواند صورت گيرد. روش قلمه زدن براي توليد گياهاني با جنسيت مشخص استفاده مي‎شود. استفاده از هورمون IBA و سيستم مه‌پاشي، ريشه‌زايي را تسهيل مي‌كند. از ريزازديادي نيز براي تكثير ژينكو استفاده مي‌شود (1،4).

پرورش ژينكو به منظور توليد بذر

مهمترين منطقه توليد بذر ژينكو در چين است. در اين نهالستانها، آبياري زياد، كوددهي، سرزني، حلقه برداري، هرس، بازجوان سازي درختان مسن، گرده افشاني مصنوعي، پيوند شاخه‎هاي گل‎دهنده نر روي درخت ماده،سبب ازدياد بذردهي مي‌شود (4).

پرورش ژينكو به منظور توليد برگ

ژينكو به طوراختصاصي به منظور توليد برگ، براي استخراج مواد مؤثر از سال 1980 كشت مي‎شود. نهالستانها براي برداشت برگ ژينكو ابتدا در فرانسه تاسيس شدند و بعد در سومتر، جنوب كارولينا كشت وسيعي انجام گرفت. در سومتر 25000 درخت درهر هكتار وجود دارد كه به فاصله 40 سانتيمتري از هم در رديفهايي به فاصله يك متر كشت شده‎اند. براي 400 هكتار نهالستان در سومتر، اين مقدار به ده ميليون درخت در هكتار مي‎رسد. از سال 1990 پرورش دهندگان چيني به سرعت افزايش يافتند. وسعت كل كشت در چين در حدود 5000 هكتار است (5).

ساختمان و الگوي نهالستانهاي پرورش برگ

در مقايسه با نهالستانهاي پرورش بذر تراكم در نهالستانهاي پرورش برگ به طور وسيعي افزايش يافته‌است. باغهاي معمولي 150 تا 670 گياه در هكتار دارند، در حالي كه در نهالستانهاي پرورش برگ از الگوي كشت متراكم استفاده مي‎شود و بيش از 20000 گياه (در كشورهاي جنوبي) و يا بيش از 90000گياه در هر هكتار (در نهالستانهاي چين) وجود دارد. فاصله بين گياهان و رديفها 100*50 يا 50*50 سانتي متر است. درختان با اعمال هرس سنگين كوتاه نگه داشته‌مي‌شوند تا برداشت مكانيزه براحتي صورت گيرد، به‌طوري كه گياه در سال دوم بعد از كاشت، از 50 سانتيمتري بالاي سطح زمين بريده مي‎شود و در سال سوم، چهارم وپنجم به ترتيب از ارتفاع 70، 90 و 110 سانتيمتري قطع مي‎شود. در سال ششم بعد از كاشت، گياه از ارتفاع 10 سانتيمتري بالاي سطح زمين بريده مي‎شود و اين سيستم هرس ادامه مي‌يابد. به طوركلي، يك توليد خوب از نهالستان مناسب 3 يا 4 تن برگ خشك شده در هكتار است (4،5).
فرآوري برگ

برگهاي تازه برداشت شده ژينكو، در حدود 75 درصد رطوبت دارند و با عبور از خشك كن، رطوبت برگها به12 درصد كاهش مي‌يابد. روي برگهاي خشك شده تحليل شيميايي ميكروبيولوژيكي و ميكروسكوپي انجام مي‎شود تا حضور عناصر سنگين و آلودگي‎ها، آفلاتوكسين و ساير تركيبها ارزيابي شود. عصاره در يك فرآيند چند مرحله‌اي، استاندارد مي‎شود تا از نظر غلظت به سطح مطلوبي برسد. عصاره برگ ژينكو تقريباً به نسبت67:1 -35 (67-35 كيلوگرم برگ خشك شده براي توليد يك كيلوگرم عصاره) غليظ مي‎شود. به‌طور كلي 27 مرحله استخراج و دو هفته وقت مورد نياز است كه از 50 كيلوگرم برگ، يك كيلوگرم عصاره بدست بيايد (3، 6).

فرآورده‌هاي ژينكو

فرآورده‎هاي ژينكو از برگ طبيعي ژينكو، يا از عصاره برگ آن بدست مي‏آيد و به شكل دارويي (قرص، كپسول و عصاره مايع)، به‌صورت انواع خوردني‎ها و لوازم آرايشي (كرمهاي پوست، شامپو و صابون) در دسترس هستند (3).

منابع

1. برزگر طرقبه، ليلي. 1382. بررسي تاثير بسترهاي كشت، غلظت‌هاي مختلف هورمون ايندول بوتيريك اسيد و زمان قلمه‌گيري در ريشه‌زايي قلمه‌هاي ژينكو بيلوبا. پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشگاه گيلان.
2- زرگري، علي. 1362. گياهان دارويي. جلد سوم. انتشارات دانشگاه تهران
3- Bilia, A. R. 2002. Workshop report Ginkgo biloba L. Fitoterapia: 73, 276-279.
4. Del Tredici, P.1991. Ginkgoes and people- a thousand years of interaction. Arnolida boston. 51 (2): 2-15.
5. He, S. Sun, S. and Liu, W. 1999. Leaf- cultivation of Ginkgo for medicinal use. Acta horticulturae. No. 502.143-151.
6. Huh, H. and Staba, E. J. 1992. The botany and chemistry of Ginkgo biloba L. Journal of herbs, pices and medicinal plant. 1:92-124.


Medicinal importance, growth and processing of Ginkgo biloba
Leili Barzgar Torghabeh and Seyyed Mojtaba Mazhari1
1. MS.c students of Horticulture. And Plant Breeding of Guilan University

Abstract
Ginkgo is a valuable medicine plant that it used for a variety of medicinal purposes. Ginkgo growthes in order to its seeds and leaves specially. Ginkgo seeds have been used for hundreds of years in traditional chineses medicine. The ginkgo products available today are derived from the leaf. In leaf plantations, Ginkgo trees cultivate intensively and leaves harvest in order to extract and then processing. Ginkgo leaf extract is one of the most popular hebal medicines in world.
Keywords: Ginkgo biloba, medicine, processing

"Pejman"
2008/9/07, 04:08 AM
بررسي اثر تاريخ كاشت و تراكم بوته بر اجزاء عملكرد و خصوصيات مورفولوژيك گياه داروئي زنيان
زينت برومند رضازاده1، پرويز رضواني مقدم2، محمد حسن راشد محصل3
1- دانشجوي كارشناسي ارشد زراعت 2و3- دانشيار و استاد دانشكده كشاورزي
مشهد - ميدان آزادي - دانشكده فردوسي - دانشكده كشاورزي - ص‏پ 1163- 91775

خلاصه

به منظور ارزيابي اثر تاريخ كاشت و تراكم گياهي بر خصوصيات مورفولوژيكي زنيان، تحقيقي در سال زراعي 83-82 با استفاده از آزمايش فاكتوريل بر پايه طرح بلوك‌هاي كامل تصادفي شامل 16 تيمار و 3 تكرار اجراء شد. تراكم گياهي داراي 4 سطح 10، 30، 50 و 70 بوته در متر مربع بود. كشت در چهار تاريخ 16 اسفند، 8 فروردين، 29 فرودين و 20 ارديبهشت بصورت مستقيم صورت گرفت. نتايج اين تحقيق نشان داد كه تاريخ كاشت و تراكم بر خصوصيات مورفولوژيكي زنيان اثر معني‌دار دارد به‌ نحوي كه تأخير در كاشت سبب كاهش عملكرد دانه شده و تاريخ كاشت آخر (20 ارديبهشت) با عدم سبز شدن كامل همراه بود. تراكم زياد باعث افزايش ارتفاع گياه، كاهش انشعابات اوليه وثانويه، تعداد چترك در هر چتر، تعداد چتر در بوته و وزن دانه در بوته گرديد.
واژه هاي کليدي : زنيان ، مورفولوژيکي ، تاريخ کاشت ، تراکم بوته .

مقدمه

زنيان (Trachyspermum ammi) گياهي است متعلق به تيره چتريان، علفي، يكساله، بي‌كرك به ارتفاع 30 تا 90 سانتي‌متر كه به حالت خودرو در نواحي شرق هند، ايران و مصر روئيده و همچنين در مناطق ديگر نيز پرورش مي‌يابد(3). بذر زنيان خواص داروئي فراواني دارد و از آن به عنوان مقوي معده، اشتهاآور، كرم‌كش، بادشكن، ملين، ضد تهوع و از بين برنده بوي دهان استفاده مي‌كنند(2).
كريشنامورتي و همكاران اثرسه مقداربذر (4،8 و12كيلوگرم درهكتار)و 5 فاصله رديف (30،45،60،75 ،90 سانتي‌متر) را بر خصوصيات مورفولوژيك و عملكرد زنيان مورد بررسي قرار دادند. آنها دريافتند تعداد انشعابات اوليه وثانويه، كل توليد ماده خشك، تعداد چتر درگياه، تعداد بذر در هر چتر و وزن دانه در گياه در مقدار بذر 4 كيلوگرم و فاصله رديف 90 سانتي‌متر بيشتر بود. همچنين عملكرد بيشتر بذر در هكتار در مقدار بذر 8 كيلوگرم و فاصله رديف 60 سانتيمتر بدست آمد(5).
هدف از تعيين تاريخژ كاشت، يافتن زمان كاشت رقم يا گروهي از ارقام مشابه يك گياه است بطوريكه مجموعه عوامل محيطي حادث درآن زمان براي سبز شدن، استقرار و بقاء گياه مناسب باشد وضمن اينكه گياه حتي‌الامكان در هر مرحله از رشد با شرايط مطلوب خود روبرو مي‌گردد، با شرايط نامساعد محيطي برخورد نكند. بهترين تاريخ كشت منجر به حصول عملكرد بالاتري در مقايسه با ساير تاريخهاي كاشت مي‌گردد(2).

مواد و روشها

اين تحقيق در سال زراعي 83-82 با استفاده از آزمايش فاكتوريل بر پايه طرح بلوك‌هاي كامل تصادفي شامل 16 تيمار و 3 تكرار در زميني به مساحت 1800 متر‌مربع در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه فردوسي به اجرا در آمد. تيمارهاي اين آزمايش شامل تركيبي از سطوح مختلف 2 فاكتور تاريخ كاشت و تراكم بود. كشت در چهار تاريخ 16 اسفند(D1)، 8 فروردين (D2)، 29 فروردين(D3) و 20 ارديبهشت (D4) بصورت مستقيم انجام شد. سطوح مختلف فاكتور تراكم نيز بصورت 10، 30،50 و 70 بوته در متر مربع در نظر گرفته شد و تراكم‌هاي مطلوب از طريق تغيير فاصله گياه روي رديف اعمال گرديد. تنك كردن زمانيكه ارتفاع گياه به cm15-10 رسيد و در روز قبل از آبياري انجام شد. پس از برداشت خصوصيات مورفولوژيكي شامل ارتفاع گياه، ارتفاع ساقه اصلي، تعداد انشعابات اوليه و ثانويه، تعداد چتر در بوته، تعداد چترك در چتر، تعداد بذر در هر چترك، وزن دانه در بوته و وزن خشك هر بوته اندازه گيري شد. نتايج حاصله با استفاده از نرم افزار MSTAT-C آناليز و مقايسه ميانگين‌ها با استفاده از آزمون دانكن انجام گرديد.

نتايج و بحث

نتايج اوليه حاكي از آن است كه اثر تاريخ كاشت برعمده فاكتورهاي مورد آزمايش معني‌دار بود(05/0p<). بدين ترتيب كه تأخير در كاشت سبب كاهش عملكرد گرديد و تاريخ كشت آخر با عدم سبز شدن همراه بود. بهترين نتايج حاصله از 2 تاريخ كاشت اول بدست آمد. تعداد انشعابات اوليه و ثانويه، تعداد چتر در بوته، تعداد چترك در چتر، تعداد بذر در هر چترك، وزن خشك هر بوته و وزن بذر در گياه در 2 تاريخ كشت اول بيش از تاريخ كشت سوم بود كه احتمالاً به دليل دوره رشد طولاني‌تر و استفاده بهتر از شرايط محيطي و همچنين رقابت بهتر با علف‌هاي هرز مي‌باشد.
تفاوت بين تاريخ كاشت اول و دوم از لحاظ تأثير بر عملكردگياه معني‌دار نبود ولي بين تاريخ كاشت اول و دوم با تاريخ كشت سوم تفاوت معني‌داري مشاهده شد و عمكرد محصول درتاريخ كشت سوم نسبت به تاريخ كشت اول و دوم به ترتيب 51/27 و 85/33 درصد كاهش نشان داد )شكل 1).
اثر تراكم نيز بر پارامترهاي مورد مطالعه معني‌دار بود؛ بدين صورت كه با افزايش تراكم، ارتفاع گياه افزايش يافت. اين امر مي‌تواند با رقابت بيشتر گياهان بر سر فضا و نور مرتبط باشد كه با نتايج حاصل از آزمايشات و كريشنامورتي و همكاران(5) مطابقت دارد. تعداد انشعابات اوليه وثانويه، كل ماده خشك توليدي، تعداد چتر در گياه و تعداد بذر در
هر چتر با افزايش تراكم روند كاهشي نشان داد. بيشترين وزن بذر در بوته مربوط به تراكم‌هاي پايين‌تر در نتيجه تعداد انشعابات اوليه و ثانويه بيشتر و متعاقب آن تعداد بالاتر چتر و چترك بود.

شكل 1: اثر تاريخ کاشت و تراکم بوته بر عملکرد گياه

منابع

1- اميني، س. 1375، تجزيه و شناسايي مواد موجود در اسانس زنيان Trachyspermum ammi به روش GC-mass و خرده‌نگاري زنيان، پايان‌نامه دكترا ، دانشگاه علوم پزشكي تهران.
2- خواجه‌پور، م. 1378 ، اصول و مباني زراعت، مركز انتشارات جهاد دانشگاهي واحد صنعتي اصفهان.
3- زرگري، ع. 1367 ، گياهان دارويي، جلد دوم، انتشارات دانشگاه تهران.
4- Gersbach, P.V. and N.Reddy, 2002, Non-invasive localization of thymol accumulation in Carum copticum (Apiaceae) fruits by chemical shift selective magnetic resonance imaging, Annals of Botany 90: 253-257.
5- Krishnamoorthy, V., M.B. Madalageri, and N. Basavaraj ,2000, Response of ajowan (Trachyspermum ammi L.) to seed rate and spacing. International Journal of Tropical Agriculture 18: 379-383.


Effects of Sowing Date and Plant Density on Morphological Characteristics of Ajowan
Zinat Boroumand Rezazadeh, Parviz Rezvani Moghadam, Mohammad Hassan Rashed Mohassel
Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad
E-mail: z_boroumand@yahoo.com

Abstract
Ajowan (Trachyspermum ammi L.) from family of Apiaceae is an important medicinal plant. Ajowan seeds have numerous applications such as antiseptic, expectorant, spasm relaxation. In order to study effects of sowing date and plant density on morphological characteristics of ajowan a field experiment was conducted at experimental station, faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad during the year 1382- 83. The factorial experiment was laid out in a Complete Randomized Block Design with three replications. Treatments were combination of four levels of sowing date (16 Esfand, 8 Farvadin, 29 Farvardin and 20 Ordibehesht) and four levels of plant density (10, 30, 50 and 70 plant /m2). Results indicated that both factors had significant effects on measured parameters. Delay in planting generally caused yield reduction. No plant was emerged in the last sowing date and the best result was shown in the first and the second planting dates. Effect of plant density on different plant criteria was also significant. The highest plant height was recorded in 70 plant.m-2. Number of primary and secondary branches, total dry matter.plant-1, number of umbels in plant, primary umbels, and number of seeds per plant were decreased as plant density increased. The highest seed yield per plant was obtained in the lower plant densities.
Key words: Ajowan, sowing date, plant density

"Pejman"
2008/9/07, 04:08 AM
--*بررسي ميزان متوسط شيره دهي هر بوته آنقوزه
محمد طاهر بوستاني وحجت ا- حسيني نژاد كارشناسان اداره كل منابع طبيعي استان كرمان
كرمان ـ بلوار جمهوري اسلامي ـ نرسيده به چهار راه فرهنگيان ـ اداره كل منابع طبيعي استان كرمان



مقدمه :

تنوع شرايط جغرافيايي و آب و هوايي در سرزمين پهناور ايران ، گوناگوني عظيمي را در شرايط اقليمي و به تبع آن جوامع گياهي اين كشور پديد آورده است . اگر چه بنا به دلايل چون چراي مفرط دام ، بهره برداري هاي بي رويه و قهر طبيعت كه خود ناشي از علل ياد شده است ، از انبوهي جوامع و گستردگي عرصه هاي تحت پوشش گياهي كاسته شده ولي با اين وجود راه نجات جوامع گياهي بازمانده از خطر انهدام و اميد به احياء رويشگاه هاي زوال يافته هنوز باقي است . ليكن دستيابي به اين دو هدف بزرگ تنها با تلاش و موقعيت سنجي برنامه ريزان و متخصصين منابع طبيعي تجديد شونده در جهت ارائه طرحها و برنامه هاي مدون مبني بر اصول علمي از يك سو و جلب مشاركت مردم در به اجرا در آوردن اين گونه طرحها از سوي ديگر امكان پذير خواهد بود .
شناخت ارزشهاي نهفته در منابع جنگلي و مرتعي از جمله عواملي است كه انگيزه حفاظت و احياء منابع تجديد شونده را قوت مي بخشد وجود گونه هاي متنوع گياهي با ارشهاي صنعتي ، دارويي و خوراكي كه بعضي از آنها نقش پر اهميتي را در صادرات غير نفتي دارا مي باشند ، جاذبه هاي فراواني را در گستره جنگلها و مراتع كشور پديد مي آورد . برخي از اين گونه ها از دير باز مورد شناسايي اطباء و دانشمندان اعصار گذشته قرار گرفته ، سابقه بهره برداري ديرينه اي در ميان مردم هر سامان داشته و پاره اي از آنها به دليل ناشناخته ماندن از نظر ارزشهاي موصوف در خور اهميت دانسته نشده و يا به واسطه صفات كم اهميت تري مورد بهره برداري قرار گرفته است .
استان كرمان نيز با وسعت 2/18 ميليون هكتار به عنوان دومين استان پهناور كشور محسوب ميشود و تنوع آب و هوايي متنوع در اين استان باعث بروز شرايط اقليمي و به تبع آن جوامع گياهي متنوعي شده است . آنقوزه يكي از گياهان بسيار مهمي است كه همه ساله مقادير قابل توجهي شيره از آن استحصال و به كشورهاي خارجي صادر ميشود ، ولي در تهيه طرحهاي بهره برداري و برآورد توليد تاكنون بر روي محاسبه ميانگين توليد هر بوته عملاً هيچگونه فعاليتي انجام نشده است .

هدف تحقيق :

در سالهاي اخير با بهره برداري هاي غير اصولي گياه آنقوزه در حال انقراض و نابودي است به منظور حفظ و حراست از رويشگاه هاي اين گياه تهيه طرحهاي بهره برداري مدون كه در آن به تمامي جنبه هاي حفظ و احياء توجه شده باشدالزامي است و در ايتراستا دانستن ميانگين متوسط هر بوته نيز ضروري بنظر ميرسد.بمنظور رسيدن به نقضها ي جنبه هاي حفظ واحياء توجه شده باشد الزامي است و در اين راستا دانستن ميانگين متوسط هر بوته نيز ضروري بنظر ميرسد. بمنظور رسيدن به نقصهاي مشترك با انجام تحقيقات موارد ذيل تحقق مييابد :
1 ـ بررسي ميانگين توليد هر بوته آنقوزه 2 ـ محاسبه توليد هر منطقه بر اساس شيره دهي هر بوته 3 ـ برنامه ريزي جهت برآورد توليد 4 ـ محاسبه دقيق ارزش ريالي توليد آنقوزه در هر منطقه 5 ـ آموزش بهره برداران به بهترين روش تيغ زني

شناسايي گياه آنقوزه :

آنقوزه گياهي است كه از خانواده چتريان Umbellifereae با نام علمي FerUla Assa Foetisa كه به فرانسوي به آن Asa Foetida و به انگليسي به آن Stingingassa گفته ميشود كه بر اثر تيغ زدن شيرابه از آن استحصال ميشود كه به نام خود گياه يعني آنقوزه معروف است . در استان كرمان دو نوع آنقوزه به نامهاي آنقوزه شيرين كه در حوالي سيريز ( مرز كرمان و يزد ) ، كوهبنان زرند و نوق رفسنجان و آنقوزه تلخ در حوالي كرمان ( كوهپايه و شرق چترود ) پابدانا ، بيدخون زرند ، جنوب سيرجان ، شمال و غرب شهر بابك پراكنش دارد، گستردگي دارد . پراكنش آنغوزه تلخ در استان كرمان به مراتب بيشتر از آنقوزه تلخ ميباشد . آنقوزه گياهي است چند ساله كه قطر ريشه گياه بر حسب سن متفاوت و ار 7 تا 10 سانتيمتر نيز ميرسد و تا عمق 30 الي 40 سانتيمتري خاك فرو ميرود . ريشه ها بصورت افقي و به موازات سطح خاك قرار دارند به دليل گستردگي ريشه گياه در حفاظت خاك نقش مهمي را ايفاء مينمايد . ريشه از دو لايه ذخيم و نازك تشكيل شده است و پوسته بيروني به رنگ قهوه اي متمايل به تيره ميباشد كه پس از خشك شدن به صورت يك لايه نازك به راحتي جدا ميشود . پوست دورني ضخيم و به رنگ سفيد مي باشد بافت ريشه بصورت چوب پنبه اي دارد و در اثر برخورد با اجسام سخت و به راحتي تغيير شكل ميدهد . منطقه يقه گياه پوشيده از اليافي است كه باقيمانده خشك شده برگهاي سنوات قبل ميباشد . با توجه به ميزان بارندگي و ساير شرايط محيطي هر چند سال يكبار به بذردهي ميرسد . و بعد از بذردهي بوته هاي آنقوزه براي هميشه خشك ميشوند ، چون در گياه بالغ تمامي شيره پرورده براي ساختن بذر به مصرف ميرسد . گل آذين به صورت چتر
مركب ميباشد و گلها هرمافروديت و به رنگ زرد ميباشد ، البته گلهاي نر و ماده نيز در گياه وجود دارد ، ارتفاع ساقه گل دهنده به دومتر نيز ميرسد بذرها به شكل راكت مي باشد و بسيار سبك هستند . رنگ پوست ساقه گل دهنده زرد و متمايل به سبز ميباشد . برگها به صورت روزن و در روي زمين گسترده ميباشند برگها سبز تيره داراي بريدگيهاي عميق هستند . برگهاي جوان بسيار شكننده بوده و به راحتي زخم ميشوند و شيره از داخل زخم تراوش مي كند . شيره آنقوزه به دو نوع اشكي و توده اي ميباشد . نوع اشكي از ساقه گياه و به مقدار كم در حالت طبيعي خارج و به درشتي يك نخود تا يك گردو مي باشد و بسيار مرغوب است . نوع توده اي بر اثر تيغ زدن فوقاني ريشه بدست مي آيد و داراي طعم گس و گزنده است و نامرغوب تر از نوع اول است . شيره آنقوزه حاوي 62% رزين 5/12% صمغ ، 3 تا 7 در صد اسانس ، 28/1 درصد اسد فروليك و به مقدار بسيار جزئي وانيلين ميباشد . آنغوزه داراي خواص درماني بسياري است و حتي در دامپزشكي نيز مورد استفاده قرار ميگيرد . طبق رأي حكما طب سنتي از نظر طبيعت خيلي خيلي گرم و نسبتاً خشك است و در درمان بيماريهايي چون فلج ، رعشه ، سستي اعضاء بسيار مفيد است . همچنين از شاخ و برگ خشك شده آنقوزه در زمستان براي تغذيه دام استفاده مي شود
عمليات پژوهشي طرح :
در سالهاي اخير به دليل افزايش جمعيت ، بهره برداري رو به افزايش است و بهره برداران همواره سعي مي كنند كه بيشترين توليد را به دست آورند . به دنبال اين روند در سالهاي اخير بهره برداري از گياه فوق منوط به تهيه طرحهاي بهره برداري مدون گرديده است . در تهيه طرحهاي بهره برداري معمولاً طراحان به آمار و ارقام متفاوتي استناد مي كنند كه عموماً پايه و اساس درستي ندارند ، لذا به منظور وحوت رويه در طراحي طرحهاي بهره برداري بايستي به ميزان توليد متوسطي جهت هر بوته دست يافت كه هدف از تحقيقات حاضر دستيابي به ميزان توليد متوسطي جهت هر بوته دست يافت كه هدف از تحقيقات حاضر دستيابي به اين مهم ميباشد . بدين منظور در دو منطقه از استان كه از نظر شرايط اكولوژيكي ، توپوگرافي ، پوشش گياهي و - شبيه هم هستند . ( تيكدر كرمان و بيدخون زرند ) 6 قطعه ( در هر منطقه سه قطعه ) به صورت پلاتهاي صد متر مربعي ( 10 10 ) به طور تصادفي در نظر گرفته شد و ضمن محصور نمودن اين قطعات نسبت به شمارش بوته هاي قابل بهره برداري اقدام و سپس با تيغ زدن هر بوته در طي دوره بهره برداري كه يكصد روز ميكشد نسبت به توزين شيره به دست آمده از هر گياه پرداخته و ضمن مقايسه توليد هر پلات با پلات ديگر ميزان متوسط توليد هر بوته در كل پلاتها اقدام گرديد . در جدول زير نتايج حاصل از آماربرداري در پلاتهاي شش گانه ذكر گرديده است .


نتيجه گيري :

چنانچه از جدول فوق هويداست در اين تحقيقات جمعاً در شش پلات 87 بوته قابل بهره برداري بوده اند كه جمعاً ميزان 3615 گرم آنغوزه استحصال شده است . با تجزيه و تحليل نتايج بدست آمده با استفاده از روشهاي آماري نهايتاً اين نتيجه حاصل شد كه ميزان متوسط شيره دهي هر بوته آنقوزه برابر 7/39 گرم مي باشد كه ميتواند در طراحي طرحهاي بهره برداري توسط كارشناسان و افرادي كه طرحهاي بهره برداري آنقوزه تهيه ميكنند مد نظر قرار گيرد .


منابع :

1 ـ عماد،مهدي . 1378 .مجموعه كتب شناسايي گياهان دارويي ، صنعتي مرتعي و جنگلي و موارد مصرف آنها . انتشارات توسعه روستايي
2 ـ قهرمان،احمد. زمستان1378.فلورگياهي ايران.انتشارات دانشگاه تهران
3 ـ زرگري،علي.آذرماه1368.گياهان دارويي.انتشارات دانشگاه تهران
4 ـ ميرحيدري،حسين.1372.معارف گياهي.دفتر نشر فرهنگ اسلامي
Abstract
Study Of The Average Amount Of Self Succulent In Every Stinging assa
Mohammad Taher Bostani _ Hojat Allah Hoseiny Nejad
Kerman _ Bolvar Jomhori _ Natural Ressorces Total Office
Kerman is the Second Vast State in Iran and in About 18/2 Milion Hectar that Have Varios Climate and Phyto Scocieties . Stingingassa IS One of the Important Medicine Plants That Noticible Amount Of That Exploit Every Year And Consume In Side And Outside Of The Country .
And Because Of That a Huge Foreign Enchange Arive In Country . Scientific Name Of This Plant Is Ferula Assa Foetida From Umbellifereae Family .
To Calculate The Average Amount Of Self succulent For Every Plant , Six 100 m2 Plate Have Selected In Tow Diferent Area But Similar Conditions And Topographies . After Exploitation The Production Of Every Plant Has Weighed And with Using Of Statistics Methods , The Average Of Self Succulent Of Every Plant Has Entimated In About 39.7 gr . so Experts can Use These Results IN Providhng The Exploitation Project After This .

"Pejman"
2008/9/07, 04:10 AM
تعيين شرايط مناسب خشك كردن پس از برداشت توده سير سفيد همدان Allium sativum) (
فريبا بيات1 و علي احسان نصرتي2
1و2 اعضاي هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان همدان. تلفن: 8-2545047، صندوق پستي 887


خلاصه

يكي از عوامل مهم براي افزايش بازار پسندي و عمر ماندگاري سير در انبار خشك كردن پس از برداشت مي‌باشد. اين تحقيق نيز به منظور تعيين شرايط مناسب خشك كردن پس از برداشت توده سير سفيد همدان با توجه به زمان برداشت آن انجام گرديد. نتايج نشان داد كه مراحل گوناگون برداشت (مرحله زرد شدن نوك برگ‌ها، مرحله زرد شدن كامل برگ‌ها و مرحله قهوه‌اي و خشك شدن برگ‌ها) سير اثر معني‌داري بر روي عملكرد و ويژگي‌هاي كيفي آنها (پيرووات، رنگ، سفتي بافت، رطوبت سيرچه‌ها و پوسته آنها) ندارد بنابراين امكان برداشت پيازهاي سير از مرحله زرد شدن نوك برگ‌ها وجود دارد. اثر شرايط گوناگون خشك كردن (طبيعي و مصنوعي) پيازهاي سير بر روي كيفيت آنها نشان داد كه دماي 35 درجه سانتيگراد و شرايط طبيعي جهت خشك كردن پيازهاي سير برداشت شده در مرحله اول و دماهاي 35 و 45 درجه سانتيگراد جهت خشك كردن پيازهاي سير برداشت شده در مرحله‌هاي دوم و سوم مناسب‌تر است.
واژه هاي کليدي : سير، خشک کردن، زمان برداشت .


مقدمه

سير پس از رسيدن فيزيولوژيك يعني تشكيل سيرچه‌ داراي مقداري رطوبت است كه براي نگهداري و فرآوري مناسب نمي‌باشد و خشك كردن آن براي كاهش رطوبت قسمت‌هاي گوناگون پياز سير الزامي است اين عمل به وسيلة كشاورزان با قرار دادن محصول در مزرعه و برداشت ديرتر آن صورت مي‌گيرد كه موجب آسيبهاي فيزيكي يعني جدا شدن لايه‌هاي سطحي پوست و تغيير رنگ آنها و نيز جدا شدن سيرچه پياز‌ها مي‌گردد كه در صورت نگهداري در انبار افت كمي و كيفي بيشتري را خواهد داشت ضمن اين كه امكان عرضة به موقع محصول به بازار فراهم نخواهد شد و به علت تأخير در برداشت، خسارت ناشي از آفات از جمله آفت كرم سير به محصول افزايش مي يابد به طوري كه مالمير (1) گزارش داد چنانچه برداشت سير در استان همدان در تاريخ 30- 20 تيرماه انجام شود آلودگي پيازهاي سير به آفت كرم سير به 2-1 درصد كاهش خواهد يافت ولي تأخير در برداشت موجب افزايش خسارت در مدت نگهداري در انبار مي‌شود. پارك و همكاران (4) براي خشك كردن پس از برداشت سير آن را در دماي 40 درجه سانتيگراد به مدت 12 روز (8 ساعت در روز) قرار دادند ولي مدت زمان خشك‌كردن طبيعي محصول بسيار طولاني‌تر بوده و 36 روز به طول انجاميد. آويلا (2) گزارش داد جهت نگهداري طولاني مدت سير در انبار تعيين زمان و روش برداشت افزون بر ژنوتيپ‌، مقدار و زمان كوددهي و آبياري ضروري است. كاتاهيرا و بكي (3) ويژگيهاي خشك كردن سيرچه‌هاي سير را در يك سيستم بسته با سيركولاسيون هوا در شرايط گوناگون از نظر دما و رطوبت نسبي بررسي نمودند. سرعت كاهش وزن در دماي 40 درجه سانتيگراد بيشترين و در شرايط خشك كردن طبيعي در سايه كمترين حالت گزارش گرديد. هدف اصلي از اجراي اين تحقيق نيز تعيين شرايط مناسب خشك كردن پيازهاي سير پس از برداشت در مرحله‌هاي گوناگون مي‌باشد.

مواد و روشها

تودة سير سفيد همدان در قالب طرح بلوك‌هاي كامل تصادفي كشت و در 4 تكرار مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفت. پس از آخرين آبياري بوته‌ها در سه مرحله برداشت شدند. مرحله اول: مرحله‌اي كه نوك جوانترين برگهاي سير (حداقل 70% بوته‌هاي سطح مزرعه) شروع به زرد شدن نمود، مرحله دوم: زماني كه كل برگها در دست كم 70% بوته‌ها كاملاً زرد رنگ شدند و مرحله سوم: مرحله‌اي كه برگها كاملاً خشك و قهوه‌اي رنگ شدند ( مرحله برداشت رايج در منطقه) پس از آن عملكرد پيازهاي سير بر حسب كيلوگرم بر هكتار اندازه‌گيري گرديد. برگهاي سير تا فاصله 10 سانتي متري بالاي گردن پياز سير بريده شد و عوامل كيفي (رطوبت، پيرووات، رنگ و سفتي بافت) بر روي آنها اندازه‌گيري گرديد سپس داده‌هاي كيفي پس از برداشت سير با يكديگر مقايسه شد. توده سير سفيد پس از برداشت در هر يك از مراحل ياد شده و اندازه‌گيري رطوبت گردن پياز سير، سيرچه و پوسته آن در شرايط دمايي زير قرار گرفتند. الف) خشك كردن مصنوعي: پياز‌هايي با اندازة يكسان از تودة سير سفيد در شرايط دمايي 2 35، 2 45 و 2 55 درجه سانتيگراد قرار گرفتند. ب) خشك كردن طبيعي كه در سايه و بر روي طبقهاي سيمي انجام شد. بوته‌هاي سير برداشت شده در هر مرحله پس از خشك شدن در شرايط گوناگون، عوامل كيفي ياد شده در بالا بر روي آنها اندازه‌گيري گرديد.

نتايج و بحث

اثر مرحله‌هاي گوناگون برداشت سير بر روي عملكرد و مقدار رطوبت سيرچه‌ها و پوسته آنها، مقدار پيرووات، رنگ و سفتي بافت سيرچه‌ها معني‌دار نمي‌باشد بنابراين امكان برداشت پيازهاي سير از مرحله اول وجود دارد. شكل 1 مقدار رطوبت قسمت‌هاي گوناگون پياز سير را نشان مي‌دهد. عمليات خشك كردن پيازهاي سير بايد تا حدي انجام شود كه رطوبت سيرچه‌ها به 1  64 درصد، پوسته آنها به 2 20 درصد و گردن پيازهاي سير به4  15 درصد برسد. اثر شرايط گوناگون خشك كردن پيازهاي سير نشان داد كه سرعت خشك كردن مصنوعي بيش از خشك كردن طبيعي است به طوري كه با افزايش دما، سرعت خشك كردن افزايش و مدت زمان آن كاهش مي‌يابد. نتايج مشابهي نيز به وسيله پارك و همكاران (4) گزارش گرديد. دماهاي بالاتر از 35 درجه سانتيگراد براي خشك كردن پيازهاي سير برداشت شده در مرحله اول موجب تغيير ثانويه در بافت و رنگ سيرچه‌ها و نرم و نباتي شدن آنها گرديد ضمن اين كه مقدار افت پيرووات و رنگ در آنها به صورت معني‌داري افزايش نشان داد بنابراين جهت خشك كردن آنها بايد از دماهاي كمتر از 35 درجه سانتيگراد يا شرايط طبيعي (سايه) استفاده نمود. براي پيازهاي سير برداشت شده در مرحله‌هاي دوم و سوم نيز دماهاي بالاتر از 45 درجه سانتيگراد سبب تغييرات ياد شده در بالا شد بنابراين بايد از دماهاي 35 و 45 درجه سانتيگراد مي توان براي خشك كردن آنها استفاده نمود.



مقدار رطوبت پياز سير پس از برداشت در مرحله‌هاي گوناگون

منابع

مالمير، علي. 1378. بررسي و تعيين روشهاي تلفيقي در كاهش خسارت لارو پروانه D.ulula.. گزارش نهايي. مركز تحقيقات كشاورزي همدان.
Avila, G.T. 1998. Variables for estimating the best time for drying garlic (Allium sativum, L.) bulbs. Advances en Horticultura. 3(1). 12-18.
Katahira, M. and Bekki, E. 1999. Dehumidified drying of garlic bulb in a closed air recirculation system. Journal of the Japanese Society of Agricultural Machinery. 61(2). 171-180.
Park, M.H., Koh, H.Y. Shin, D.H. and suh, K.B. 1981. Study of the longterm storage of garlic bulbs. I. The effect of post-harvest drying method and storage condition on the quality. Journal of the korean Agricultural Chemical Society. 24(4). 218-223.


Determination of the post harvest drying condition
of the white garlic population
Fariba Bayat and Ali Ehsan Nosrati
Hamedan Agricultural and Natural Resources Research Center, Email: f_bayat52@yahoo.com

Abstract:
The effect of the different postharvest drying conditions of white garlic population on the quality and quantity properties were investigated. After the last irrigation, garlic were harvested at three stages i.e. the yellowing of the tip of leaves, the yellowing of all leaves and the browning and drying of leaves. Results showed that different stages of harvesting has not got significant effect on yield and other quality agents, therefore garlic harvesting from the first stage is possible. The effect of different drying condition (Natural and Artificial) on the garlic quality showed that the 35 degree C and natural drying for the first stage of harvesting and the tempratures of 35 and 45 degree C for the second and third stages are more suitable.
Key words: Garlic, Harvesting time, Postharvest, Drying

"Pejman"
2008/9/07, 04:11 AM
اثر شرايط خشك كردن بر كيفيت سيرخشك
فريبا بيات
عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان همدان. صندوق پستي 887. تلفن: 8-2545047

خلاصه

در فرآيند خشك كردن سير بايد كيفيت محصول نهايي از جنبه رنگ، عطر، طعم و مواد تشكيل دهنده تا حد امكان حفظ شود به اين منظور اثر متغيرهاي دما، ضخامت ورقه‌هاي سير و غلظت هاي متابي‌سولفيت سديم بر روي مدت زمان خشك كردن و ويژگي‌هاي كيفي سير خشك بويژه رنگ و عطر و طعم آنها بررسي گرديد. نتايج نشان داد كه افزايش دماي خشك كن بويژه دماهاي بالاتر از 60 درجه سانتيگراد و كاهش ضخامت ورقه‌هاي سير بويژه كمتر از 2 ميلي‌متر موجب كاهش پيرووات و افزايش رنگ گرديد و استفاده از متابي‌سولفيت سديم موجب بهبود رنگ محصول خشك شد. ضخامت 3 ميلي‌متر ورقه‌هاي سير در هر يك از شرايط دمايي داراي مناسب‌ترين كيفيت ولي طولاني‌ترين مدت زمان خشك كردن بود بنابراين از اين ضخامت مي‌توان در شرايط دمايي بالاتر از 60 درجه سانتيگراد به منظور جبران اثرات منفي ناشي از دماهاي بالا استفاده نمود، از بين ديگر تيمارها با توجه به كيفيت آنها ضخامت 2 ميلي‌متر ورقه‌هاي سير خشك شده در شرايط دمايي 50 و 60 درجه سانتيگراد به عنوان شرايط مناسب تشخيص داده شد.
واژه هاي کليدي : کيفيت سير ، خشک کردن .


مقدمه

يکي از محصولاتي که از نظر تجارتي اهميت زيادي دارد سير خشك به صورت ورقه يا پودر است که به عنوان افزودني در مواد غذايي استفاده شده يا به مصارف دارويي مي‌رسد. از آن جا كه سير داراي تركيب‌هاي عطر و طعم دهنده اي است که به گرما حساس مي‌باشد خشك كردن آن نياز به فرآيند گرمايي ملايم، در مدت زمان كوتاه دارد تا كيفيت محصول نهايي تا حد امكان حفظ گردد. موريرا و همكاران )4( ويژگيهاي حسي سير خشك شده در شرايط گوناگون دمايي را ارزيابي كردند. اختلاف معني‌داري بين طعم و بوي نمونه‌هاي خشك شده در دماهاي پايين (50 تا 70 درجه سانتيگراد ) يا بالا (80 و 90 درجه سانتيگراد) وجود نداشت ولي اختلاف بين دو گروه آشكار بود. آنها درگزارش ديگري (5‌)، قهوه‌اي شدن رنگ محصول را با افزايش دما و طعم پختگي سير را با افزايش مدت زمان خشك كردن مشاهده نمودند. پزوتي و كراپيست (6) گزارش دادند كه در دماهاي بالاتر، اسيد پيروويك آنزيمي سريعتر از اسيد پيروويك كل كاهش يافت كه اين كاهش به علت غير فعال شدن پاره‌اي آنزيم آلي‌ايناز در طول فرآيند خشك كردن و تخريب آنزيمي و غيرآنزيمي پيش‌طعم‌هاي سير بود. شرما و همكاران (7) افزايش سرعت خشك كردن و كاهش مدت زمان آن را با افزايش دما مشاهده نمودند.

مواد و روشها

مقدار 4 -5/3 كيلوگرم پياز سير پس از جدا شدن سيرچه‌ها، پوست‌گيري و شستشو به ضخامتهاي 5/1، 2 و 3 ميلي‌متر ورقه گرديد و در محلول متابي سولفيت سديم (Sodium metabisulphite) با غلظتهاي صفر و 5/0 درصد به مدت 20 دقيقه فرو برده ‌شد. پس از اندازه‌گيري مقدار رطوبت اوليه آنها، ورقه‌هاي سير در سه سطح دمايي 50، 60 و 70 درجه سانتي‌گراد بسته به شرايط خشك كردن سير تا رسيدن رطوبت نهايي محصول به 6 تا 4/10 درصد براساس مرطوب خشك ‌شد و اثر متغيرهاي ياد شده در بالا بر روي مدت زمان و سرعت خشك كردن اندازه‌گيري‌ ‌گرديد. ورقه‌هاي سير خشك به پودر تبديل شد و ويژگي‌هاي محصول خشك شده در شرايط گوناگون از نظر رنگ، پيرووات (به عنوان شاخص تركيب‌هاي عطر و طعم دهنده) و رطوبت با يكديگر مقايسه گرديد.

نتايج و بحث

با افزايش دما، سرعت خشك كردن افزايش و مدت زمان فرآيند كوتاه‌تر ‌شد. اين كاهش به علت افزايش در فشار بخار آب ماده غذايي و همچنين كاهش در رطوبت نسبي هواي خشك است كه خروج رطوبت از درون محصول به سطح آن را افزايش مي‌دهد. از سوي ديگر در دماي ثابت فرآيند هر چه ضخامت ورقه‌هاي سير كمتر شد رطوبت آنها سريع‌تر كاهش ‌يافت زيرا در ورقه‌هاي نازكتر مسافتي كه رطوبت بايد از درون محصول خارج شود كمتر شده، براي وزن مشخصي از نمونه، سطحي از ورقه‌هاي نازكتر سير كه در برابر فرآيند گرمايي قرار مي‌گيرند بيشتر است، نتايج مشابهي به وسيله آلكاساباس (1) و مادامبا و همكاران (3) به دست آمد. از سوي ديگر روند خروج رطوبت از ورقه‌هاي سير مانند بسياري از مواد غذايي به صورت يك تابع نمايي است. اثر متغيرهاي خشك كردن بر روي ويژگي‌هاي كيفي نشان داد كه افزايش دما موجب كاهش مقدار پيرووات ‌شده است، علت اين مسئله افزايش شدت غير فعال شدن آنزيم آلي ايناز و كاهش فعاليت تخريب آنزيمي و غير آنزيمي پيش طعم‌هاي سير مي‌باشد كه موجب كاهش مقدار تركيب‌هايي مانند پيرووات ‌شده است. نتايج مشابهي نيز به وسيله پزوتي و كراپيست )6) گزارش شد. افزايش دما سبب تشديد قهوه‌اي شدن رنگ ورقه‌هاي سير خشك شد ولي با افزايش ضخامت اثرات منفي دما بر روي رنگ مهار گرديد. موريرا و همكاران (4) نيز افزايش قهوه‌اي شدن رنگ سير خشك را با افزايش دماي فرآيند خشك كردن مشاهده نمودند. در دماي ثابت با افزايش ضخامت ورقه‌هاي سير افت پيرووات كاهش يافت كه علت آن حفظ بيشتر فعاليت آنزيم آلي‌ايناز در ورقه‌هاي ضخيم‌تر سير است، بنابراين جهت خشك كردن ورقه‌هاي سير با ضخامت کمتر از 2 ميلي متر بهتر است از دماهاي پايين‌تر استفاده نمود. در رابطه با رنگ نيز در ورقه‌هاي نازك‌تر مقدار قهوه‌اي شدن رنگ بيشتر مشاهده شد زيرا با كاهش ضخامت ورقه‌ها سطحي از آنها كه در برابر فرآيند خشك كردن قرار گرفت افزايش ‌يافت ولي استفاده از محلول 5/0 درصد متابي سولفيت سديم موجب مهار قهوه اي شدن رنگ شد. بنابراين براي تعيين تيمار مناسب‌ بايد فرآيند خشك كردن را به نحوي انجام داد كه به مناسبترين كيفيت محصول در كوتاهترين زمان ممكن رسيد. به طوري كه كمترين افت در پيرووات و رنگ مشاهده گردد ضمن اين‌ كه رطوبت نهايي محصول خشك با توجه به استانداردهاي موجود بيشتر از 8 درصد نباشد (2). اثرات متقابل متغيرهاي خشك كردن نشان داد كه ضخامت 2 ميلي‌متر ورقه‌هاي سير خشك شده در شرايط دمايي 50 و 60 درجه سانتيگراد با توجه به ويژگي‌هاي كيفي آنها از نظر رنگ و پيرووات و نيز مدت زمان خشك كردن مناسب‌ترين شرايط جهت خشك كردن مي‌باشد.

منابع

Alcasabas, M.D.D. )1990(. Studies on the quality of garlic powder. MappSc thesis. Department of Food Science and Technology, University of New South Wales, Sydney, Australia, 2052.
British Standard. 1996. Herbs and spices ready for food use, specification for dehydration garlic. Part 2. BS 7087.
Madamba, P.S., R.H. Driscoll and K.A. Buckle. (1994). Shrinkage, Density and porosity of garlic during drying. J. Food Eng. 23: 309-319
Moreira, H.T., M.I. Villegas and R.L. Cabrera. (1986). Effect of drying temperature on the quality of dehydrated garlic, Evaluation of odour and pungency. Technologia Quimica. 7(4): 35-42.
Moreira, H.T., M.I. Villegas, and R.L. Cabrera. (1987).Browning and cooked flavour of garlic during dehydration. Technologia Quimica. 8(1): 31-36.
Pezzutti, A. and G.H. Crapiste. (1997). Sorptional equilibrium and drying characteristics of garlic. J. Food Eng. 31(1): 113-23.
Sharma, G.P., S. Prasad and A.K. Datta. (2003). Drying kinetics of garlic convective drying conditions. J. Food Sci. Technol. 40(1): 45-51.


Effect of different conditions of drying on the quality of dried garlic
Fariba bayat
Hamedan Agricultural and Natural Resources Research Center , Email: f_bayat52@yahoo.com

Abstract:
Garlic slices (1.5, 2 and 3 mm) were soaked in 0 and 0.5% sodium metabisulphit solution for 20 minutes prior to drying at 50, 60 and 70 degree C. The effect of these parameters on drying rate, pyruvate and color were investigated. Drying rate increased with increasing drying temperature and reducing thickness, but was not affected by sulphite treatment. Pyruvate loss and the browning of color increased with the increasing of drying temperature and decreasing thickness. Sulphiting inhibited browning and drying of garlic at 50 and 60 degree C with 2 mm slices were the suitable conditions and 3 mm slices were suitable only for temperatures higher than 60 degree C.
Key words: Garlic, Drying, Sulphiting, Quality

"Pejman"
2008/9/07, 04:11 AM
كشت و اهلي كردن 5 گونه گياه دارويي كرچك سفيد- زيره سبز- كاسني، رازيانه و اسفرزه در استان تهران
دكتر محسن بيگدلي
عضو هيأت علمي و رييس مركز تحقيقات جهاد كشاورزي استان تهران
آدرس: تهران، خيابان طالقاني، بين بهار و شريعتي، پلاك 605، ساختمان شماره 2 جهاد كشاورزي، تلفن: 8 ـ 7506064
E.mail: bigdeli @ hotsheet.com



خلاصه:

تركيبات شيميائي گياهان داروئي از نظر كمي و كيفي شديداً متأثر از عوامل محيطي و شرايط كاشت، داشت و برداشت مي‌باشد. لذا در اين تحقيق كشت و بررسي فنولوژيك 5 گونه گياه داروئي كرچك، زيره سبز، كاسني، رازيانه و اسفرزه در ايستگاه تحقيقات گياهان داروئي خجير مورد بررسي قرار گرفت كه نتايج حاصل و مناسب ترين شرايط از نظر رشد و مواد مؤثره در جدولي ارائه گرديده است.
واژه هاي كليدي: كرچك، زيره سبز، كاسني، رازيانه، اسفرزه، كشت و اهلي كردن، خجير

مقدمه:

ريشه رازيانه، اثر مدر قوي دارد. اوره و اسيد اوريك را دفع مي كند. به علاوه اشتها آور و قاعده آور است. ريشه رازيانه به علت مدر بودن، در موارد كمي دفع ادرار، سنگ كليه، نفريت و بيماريهاي نظير آن مصرف مي شود. برگ رازيانه و كليه قسمتهاي گياه اگر به مقادير زياد مصرف شود، اثر قاعده آور ظاهر مي شود. ميوه رازيانه، اثر نيرودهنده، مقوي معده، اشتها آور، آرام كننده، قاعده آور، زياد كننده ترشحات شير و بادشكن دارد.
مواد تشكيل دهنده ميوه (دانه) زيره، مخصوصاً اسانس آن، بر حسب مشخصات محل رويش و اختصاصات زمين زراعتي و غيره فرق مي كند. اسانس زيره شامل نوعي ترپن بنام كارون (ليمونن راست)و دي هيدروكاروئول است.
قسمت اصلي اسانس زيره را به طوري كه مشاهده مي شود، كارون و ليمونن تشكيل ميدهند كه در آن مقدار كاروون معادل 50 ـ 60 درصد و ليمونن در حدود 30 درصد ميباشد. خواص درماني زيره شباهت زياد به رازيانه و انيس سبز دارد. داراي اثر نيرودهنده، هضم كننده، بادشكن، مدر و به طور خفيف قاعده آور، ضد كرم و ضد تشنج است.جوشانده ريشه كاسني به مقدار دو قاشق مرباخوري در هر فنجان آب (دو فنجان در روز) مدر، ملين و محرك است. از اين جوشانده هنگام ابتلاء به بيماري كبدي، سنگهاي صفراوي يا كليوي و همچنين در رابطه با ورمهاي مجاري ادرار استفاده مي شود.كرچك گياهي است يك ساله و داراي ساقه اي به ارتفاع 2 متر است. ولي در آب و هواي گرم و مساعد به صورت چند ساله با ظاهر درختچه مانند و به ارتفاع 4 تا 6، حتي 10 متر و گاهي بيشتر ممكن است درآيد. روغن كرچك داراي اثر ملين و مسهلي است. مصرف آن با تحريك روده همراه نيست و به علاوه مي توان آن را مناسبترين مسهل در طي دوره آبستني دانست. به عنوان رفع يبوست عادي نيز مي توان روغن كرچك را مورد استفاده قرار داد.
تركيبات زيادي از گياهان به عنوان نگهدارنده و طعم‌دهنده در صنايع غذايي، محافظت‌كننده و شاداب‌كننده پوست در صنايع آرايشي و بهداشتي و روغن‌هاي فرار مختلف در آروماتراپي مورد استفاده قرار مي‌گيرند . (1)
صادارت گياهان دارويي مي‌تواند تا 10 ميليارد دلار براي كشور ارزآوري داشته باشد .(3)
مواد و روشها:
كشت گياه كرچك:

بذور به صورت خطي داخل كرتهاي آماده شده در عمق 2 الي 3 سانتيمتر به طور مستقيم كشت گرديد. فاصله بذور از هم بر روي خط 50 سانتيمتر در كرچك سفيد و 70 سانتيمتر در كرچك قرمز در نظر گرفته شد (2).در طول مراحل رشد رويشي و زايشي اين گياه فقط آفت شته مشاهده گرديد. با توجه به نياز ابي كرچك دوره هاي آبياري در مزرعه با بافت خاك رسي شني هر هفت روز يكبار در نظر گرفته شد و بر اساس شناسنامه طرح كليه مراحل فنولوژي گونه ها در طول دوره رشد گياهان در طي 5 سال يادداشت برداري گرديد. لازم به ذكر است جهت مبارزه با علفهاي هرز مزرعه وجين با دست صورت گرفت.
كشت گياه رازيانه:
بذور به صورت خطي داخل كرت در عمق 1 الي 2 سانتيمتري خاك به طور مستقيم كشت گرديد. فاصله بذور از هم بر روي خطوط 30 سانتيمتر در نظر گرفته شد در حالت كلي فاصله خطوط از هم 40 سانتيمتر انتخاب شد. در طول اجراي طرح آفات و امراض مشاهده نشد. دوره آبياري براي اين گياه هفت روز يكبار تعيين گرديد. (2)

كشت گياه زيره سبز:

در عمق 2 الي 3 سانتيمتري خاك كشت شد. فاصله بذور از هم بر روي خطوط 25 سانتيمتر در نظر گرفته شد و فاصلة خطوط داخل كرت از هم 35 سانتيمتر انتخاب شد. در طول اجراي طرح آفت و امراضي مشاهده نشد. (2)
كشت گياه اسفرزه:

بذور به صورت خطي داخل كرت در عمق 1 الي 2 سانتيمتري خاك به طور مستقيم كشت گرديد. فاصله بذور از هم بر روي خطوط 30 سانتيمتر در نظر گرفته شد.
كشت گياه كاسني:

بذور اين گياه به صورت خطي داخل كرت در عمق 1 الي 2 سانتيمتري خاك به طور مستقيم كشت گرديد. فاصله بذور از هم بر روي خطوط 40 سانتيمتر در نظر گرفته شد.
نتايج و بحث

بعد از اهلي كردن گياهان به ميزان كمي به عملكرد افزوده شده است ولي سالهاي پاياني بيشترين عملكرد را داشته اند و نتيجه اينكه كشت و اهلي كردن موجب افزايش عملكرد مي‌شود. مناسبترين دوره آبياري براي كل گياهان هفته اي يكبار ميباشد ولي چنانچه امكان آبياري باراني و يا قطرهاي باشد ميزان آب كمتري نياز ميباشد.
جهت مبارزه بيولوژيكي (به علت عدم استفاده از سموم شيميايي) اطراف كرتهاي كرچك گياه دارويي رازيانه كشت شد كه محل اسكان كفشدوزك ميباشد كه اين حشره از شته ها تغذيه مي نمايد.

سپاسگزاري

از همكاران ايستگاه گياهان داروئي مركز تحقيقات منابع طبيعي استان تهران بويژه مهندس نادري تقدير و تشكر مي‌شود.

منابع

1-زمان  ساعد. 1374 گياهان داروئي  ققنوس
2-اميد بيگي  رضا . 1379 توليد و فرآوري گياهان داروئي  انتشارات استان قدس رضوي_ شركت به نشر
3-S.wrigley & etal.1997 phytochimical Diversity. The Royal society of chemistry.



Cultivation of the medicinal ornamental plants in Khojir park of Tehran province
Mohsen Bigdeli,
Member of scientific board and head of the research centre of Jahad Agriculture of Tehran province.
Address: No: 605, Talegani` st., Tehran Email: bigdeli @ hotsheet. Com

Abstract:
In this research, 5 species of medicinal plants with a view to cultivation method, adaptation to environment and greenness have been studied.
To perform the design, collected seeds were tested to determine viability. Seeds of these plants were sowed in linear form and their planting depths were as follows: Castor 2-3 cm, fennel 1-2 cm, flea wort 1-2 cm and succory 1-2 cm. Distance of seeds from each other in lines were:50 cm (white castor), 70 cm (red castor), 40 cm (fennel), 30 cm (flea wort) and 40 cm (Succory). During vegetative and reproductive growth of castor bean plant only aphid was observed as pest. In fennel no pest or disease observed. Crop management for all species was the same and including irrigation, weeding and thinning.
Key word: white castor, red castor, fennel, flea wort and Succory

"Pejman"
2008/9/07, 04:12 AM
بررسي تاثير كود هاي مختلف ميكرو كامل در غلظت هاي متفاوت بر عملكرد و اجزا عملكرد گياه دارويي هميشه بهار((Calendula officinalis
در شرايط كرمانشاه
عبدالحميد پاپ زن1 ، صحبت بهرامي نژاد2
1-استاديار دانشكده كشاورزي دانشگاه رازي كرمانشاه ،
2-دانشجوي دكتري در دانشگاه آدلايد استراليا
كرمانشاه-بزرگراه امام خميني-دانشكده كشاورزي دانشگاه رازي-ص پ 1158-67155

خلاصه

گياه هميشه بهار با نام علمي (Calendula officinalis)گياهي است يكساله كه داراي سابقه طولاني در درمان برخي از بيماريها و نيز مصارف بهداشتي,آرايشي و غذايي است و به طور كلي گل هاي آن در فارماكوپه ها به عنوان دارو معرفي شده است.با توجه به مصارف گوناگون و اهميت اين گياه, پژوهشي در سال1381 به منظور تعيين تاثير كود هاي مختلف ميكرو كامل در غلظت‌هاي متفاوت بر عملكرد و اجزاي عملكرد آن در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه رازي كرمانشاه در قالب طرح بلوك‌هاي كامل تصادفي با سه تكرار به اجرا در آمد.در طول و پايان دوره رشد ركورد برداري هاي لازم صورت گرفت و براي تجزيه و تحليل از نرم افزارهاي MSTATC وSPSS استفاده شد.نتايج نشان داد كه كود هاي مايع استفاده شده در اين طرح از لحاظ صفاتي همچون وزن هزار دانه،ارتفاع بوته،تعداد بذر در گل آذين،شاخص برداشت،عملكرد بيولوژيك،عملكرد بذر و...از نظر محاسبه رگرسيون تفاوت معني دار نداشتند.ليكن در مقايسه ميانگين با استفاده از آزمون دانكن در سطح 5% بين سطوح اصلي از لحاظ عملكرد بيولوژيك و تعداد گل آذين در بوته در بخش توليد گل تفاوت معني دار مشاهده شد.
واژه هاي کليدي : هميشه بهار ، کود ، عملکرد .

مقدمه

تاثير زيانبار مواد شيميايي بر سلامتي انسان و عوارض جانبي داروهاي شيميايي در درمان بيماري هاي مختلف، توجه جهاني را به داروهاي گياهي و گياهان دارويي در سطح وسيعي معطوف نموده است.ايران به عنوان كشوري با تنوع اقليمي بالا ، داراي موقعيتي ممتاز مي باشد و لذا انجام تحقيقات روي گياهان دارويي ضرورت كامل دارد.
هميشه بهار از جمله گياهاني است كه مصارف درماني ، بهداشتي و آرايشي فراواني دارد. اگر چه ريشه آن چند سال در زمين باقي مي ماند، ليكن اصولا" به عنوان گياهي يكساله شناخته مي شود. از مواد موثره موجود در اين گياه مي توان به فلاونوئيد ها، كلوكزيد ها، ترپنوئيد ها و همچنين اسانسي كه بيشتر از نوع ترپن مي باشد اشاره نمود(2). بطور كلي گل هاي هميشه يهار در برخي فارماكوپه ها به عنوان دارو معرفي شده است و براي مداواي بيماري هاي معدي و روده اي استفاده مي شود(1).
بحث تاثير ريز مغذي ها بر عملكرد گل همشه بهار و نيز بر عملكرد دانه ، موضوعي است كه در قالب طرحي آزمايشي مورد بررسي قرار گرفته است. در اين خصوص مطالعه زيادي در كشور صورت نگرفته ، لذا در آزمايش مورد نظر محصول كود ميكرو كامل چند شركت توليد كننده مورد مطالعه قرار گرفت.
مواد و روش ها

بذور هميشه بهار در 27/1/81 در يك آزمايش اسپليت پلات در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با سه تكرار در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي كرمانشاه با بافت سيلتي رسي به اجرا درآمد. فاكتور اصلي در اين طرح محصولات توليدي كود هاي ميكرو سه شركت و فاكتور هاي فرعي ، غلظت هاي كود ميكرو بود(غلظت هاي 1،5/1 و2در هزار براي اولي و دومي و5،10و15 براي سومي در دو نوبت به فاصله ده روز). در هر واحد آزمايش پنج رديف بذر در طول سه متر و با فاصله 50 سانتيمتر، در عمق سه سانتيمتري خاك كشت گرديد. مراحل مختلف رشد شامل سبز شدن ،شروع گلدهي يادداشت و همچنين از دو رديف كناري از هر واحد آزمايش به صورت هر ده روز يكبار نمونه برداري و سطح برگ ، وزن خشك اندامهاي مختلف براي محاسبه LAI,CGRوNAR اندازه گيري شد . از سه رديف وسط هر كرت،دو قطعه، هر كدام به طول يك متر جدا و نخ كشي گرديد.يكي از دو قطعه جهت برداشت مداوم گل (از خرداد ماه) و از قطعه ديگر براي برداشت بذر و اندازه گيري صفات مربوطه استفاده شد. گل هاي برداشت شده (هر سه روز يكبار) خشك و توزين شدند و همچنين تعداد گل آذين در بوته در هر دو بخش توليد گل و بذر، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، تعداد بذر در گل آذين، عملكرد بيولوژيك، عملكرد بذر، شاخص برداشت و وزن خشك گل اندازه گيري و يادداشت شد. تجزيه و تحليل آماري با استفاده از نرم افزارMSTATCو SPSS و مقايسه ميانكين نيز با بهره گيري از آزمون دانكن از نرم افزار MSTATC انجام گرديد
نتايج و بحث

نتايج آزمايش حاكي از آن است كه كود هاي مايع استفاده شده از لحاظ كليه صفات فوق الذكر تفاوت معني دار نداشتند ، اما غلظت هاي مختلف آنها فقط از لحاظ عملكرد بذر تفاوت معني دار داشته اند. همچنين اثر متقابل كود و غلظت در مورد هيچكدام معني دار نشد. جداول مربوطه (كه به دليل محدود بودن صفحات خلاصه در اينجا آورده نشده) نشان مي دهد كه بين سطوح فاكتور اصلي از لحاظ عملكرد بيولوژيك و تعداد گل آذين و بوته در بخش توليد گل تفاوت معني دار مشاهده شده است . كود اول نسبت به سايرين كمترين عملكرد بيولوژيك و بيشترين عملكرد بذر و در نتيجه بيشترين شاخص برداشت را داشته است. از طرف ديگر كود دوم بطور معني داري بيشترين عملكرد بيولوژيك وكمترين عملكرد بذر و در نهايت كمترين شاخص برداشت را داشته است. از لحاظ صفت تعداد گل آذين در بوته در بخش توليد گل ، كود هاي مايع در دو سطح قرار گرفتند. كود هاي اول و سوم با بيشترين مقدار، تفاوت معني داري از لحاظ اين صفات نداشته اند وكوددوم در سطح پايين تري نسبت به دو كود ديگر قرار گرفت. در خصوص وزن هزار دانه ، تفاوت معني داري مشاهده نشد. به همين ترتيب از نظر ارتفاع ، تعدادبذر در گل ،تعداد گل آذين در بوته، در بخش توليد بذر تفاوت معني دار نبود.با توجه به عدم تفاوت معني دار بين عملكرد بذر و وزن گل خشك در استفاده از كود هاي مايع مختلف ، و با در نظر گرفتن وجوه اقتصادي و اينكه كود به اول با غلظت 5/1 در هزار در دو نوبت مجموعا" به مقدار 9/0 ليتر مورد نياز مي باشد ، ليكن كود سوم با غلظت 10 در هزار نيازي معادل 6 ليتر در هكتار را بوجود مي آورد و در مورد كوددوم هم به 9/0 ليتر نياز مي باشد ، به نظر مي رسد كه كوداول با توجه به نتايج كلي آزمايش نسبت به سايرين از وضعيت بهتري برخوردار باشد
سلير نتايج نيز نشان مي دهد كه تعداد گل آذين در بوته با وزن هزار دانه رابطه مثبت و معني دار دارد و عملكرد بذر نيز با دو جز ٍ عملكرد يعني با وزن هزار دانه و تعداد گل آذين در بوته روابط مثبت ومعني دار دارد. لذا براي افزايش عملكرد بذر مي توان نسبت به اصلاح اين دو جز ٍ عملكرد اقدام نمود. از نظر رگرسيون عملكرد بذر به عنوان متغير وابسته و وزن ه