PDA

برای دیدن نسخه كامل اینجا را كلیك كنید : گفتگو راجع به اهميت كنترل پرو‍ژه از تاريخ 87/1/21 تا 87/2/2 در اين تاپيك



mahtabi
2008/4/08, 12:55 PM
با سلام:
بچه هاي خوب صنايعي و دوستاي مهمون تالار صنايع
از فردا در اين تاپيك به صحبت راجع به اهميت كنترل پروژه ميپردازيم .
هر كس نظرات خودش رو راجع به اجراي كنترل پروژه و اينكه اصلا به چه كاري مياد و چقدر مهمه، حرفا و نظراتش رو بنويسه.تا ايشالا اگه بشه آنلاين هم بحث كنيم.
كه فعلا به همين آفلاين بسنده ميكنيم.
يادتون نره كه اين تاپيك زمانداره و بعد از اتمام اين وقت اين تاپيك قفل ميشه.:cool:


با آرزوي موفقيت براي همتون

amirhakimi
2008/4/08, 05:08 PM
بسیار عالیه دستتون درد نکنه مهتابی عزیز

به نظر من برای هر کاری اولین قدم برنامه ریزی و روی کاغذ اوردن چیزیه که تو فکرمونه (ابتدائی ترین حالت از برنامه ریزی)
علم کنترل پروژه این توانائی رو به ما میده که بتونیم با برنامه ریزی و زمانبندی که از قبل انجام دادیم ببینیم که طبق برنامه پیش میریم و یا جلو هستیم یا عقب. بدون کنترل پروژه اینکه بتونیم کاری رو در زمان مقرر انجام بدیم تقریبا غیر ممکنه.

Parsa_IE
2008/4/08, 05:46 PM
با سلام
مدیریت پروژه و به طبع آن کنترل پروژه یکی از بحث های بسیار مهم در اجرای پروژه های مختلف است
همانطور که همه دوستان بهتر از من میدانند پروژه فعالیتی است هدفمند در راستای تحقق اهداف معین و با استفاده از منابع محدود در دسترس با زمان شروع و پایان مشخص
مهمترین موضوع برای انجام درست یک پروژه با توجه به تعریف بالا برنامه ریزی جهت استفاده مناسب و کامل از منابع محدود در راستای رسیدن به هدف در زمان تعیین شده است
انجام پروژه حاصل نمی گردد مگر با برنامه ریزی دقیق و مناسب و نیز کنترل مستمر پیشرفت پروژه، کنترل انجام فعالیت ها و حصول پیش نیازی فعالیت های آتی، همچنین کنترل منابع مصرف شده و در دسترس و ... اینها همه ضروریاتی هستند که کنترل پروژه و مدیریت پروژه را غیر قابل اجتناب می کند
پس در انجام هر پروژه ای این امر حیاتی است ... !
نکته دیگر اینکه در دنیای IT امروز بیش از شناخت مفاهیم تئوریک و اصول کنترل پروژه آشنایی با نرم افزارهای این موضوع ضروریست، نرم افزارهایی چون MS Project و Primavera که خود نرم افزار اصول کنترل پروژه را رعایت می کند ...
پس دوستان از این نرم افزارها غافل نشوند!
بازار کاری این زمینه نیز نسبتا بسیار خوب است

hparhizi
2008/4/09, 07:03 AM
هدف از اجراي سیستم برنامه ریزی و کنترل پروژه ؛ هدایت پروژه بر طبق برنامه زمانبندی و بودجه تعیین شده و همچنین تامین منابع ؛ اهداف و محصولات نهائی پروژه می باشد ، یعنی رسیدن به اهداف و محصولات نهائی پروژه با کمترین هزینه و کوتاهترین زمان و بهترین کیفیت محصول .

این کار نیازمند شناسائی دقیق عناصر عمده هر پروژه و تجزیه و تفکیک دقیق عناصر ؛ تهیه ساختار شکست کار (WBS) و کنترل انجام فعالیتها با استفاده از نرم افزارهای پیشرفته و اولویت بندی ترتیب و توالی فعاليت ها با کمترین هزینه می باشد كه تهیه و ارائه گزارشات مدیریتی میتواند مدیریت را بسمت اولویت بندی و تخصیص بودجه به فعالیتهای بحرانی (CRITICAL) رهنمون سازد .

bardinova
2008/4/09, 09:10 AM
باید یه تفکیکی بین دو مفهوم برنامه ریزی پروژه و کنترل پروژه قائل بشیم . اون چیزی که در وهله اول ، قبل از شروع یک پروژه ، مهم و ضروری هست انجام برنامه ریزی پروژه توسط یک تیم به رهبری مدیر پروژه هست . بذارین از ابتدا شروع کنیم . در سازمانهای متولی پروژه واحدی به نام PMO (Project Management Office) وجود داره که مسئول مستقیم انجام فاز مطالعاتی و امکانسنجی و تهیه سطح صفر کلیه فعالیتهای انجام گرفته در برنامه ریزی و کنترل پروژه هست . خمیر در اینجا تهیه میشه و برای پختن به مدیر پروژه واگذار میشه . حالا مسئولیت مدیر پروژه چیه ؟ . ما مثلثی داریم که از سه ضلع تشکیل شده : Time / Cost / Scope (البته عده ای این رو یه مربع فرض میکنن با یه ضلع اضافی به نام Quality . البته این امر اصولا صحیح نیست چون مبحث کیفیت کاملا مستتر و نهفته در بخش Scope هست) . اصل مطلب بر میگرده به همون مطلبی که دوستان اشاره کردن . یعنی اون چیزی که حائز اهمیت است انجام پروژه در زمان مشخص با هزینهء مشخص و در محدوده و کیفیت مشخص هست . این واژه های مشخص همون خروجی PMO هست که در اختیار مدیریت پروژه قرار میگیره . چرا روی این موضوع تاکید میکنم ؟ . علتش اینه که مبحث امکانسنجی ارتباطی به مقوله مدیریت و برنامه ریزی و کنترل پروژه نداره . بذارین مثال بزنم . در مورد اینکه یه اسکله وسط کویر احداث بشه (یه کار کاملا احمقانه !!!) باید PMO تصمیم بگیره . اگه از طرف PMO پروژه ای به مدیر پروژه پیشنهاد بشه که اسکله ای وسط کویر ساخته بشه مدیر یا میتونه این پروژه احمقانه رو قبول نکنه ، یا اینکه اگه قبول کرد باید با زمان و هزینه و محدوده ای که PMO مشخص کرده اون رو انجام بده . مطلب دیگه مواجه شدن یک پروژه با شکست است . با توجه به مطالبی که گفتم میتونیم این نتیجه رو بگیریم که تا به امروز هیچ پروژه ای در ایران با موفقیت به سرانجام نرسیده . یا هزینه کنترل نشده (مثل تونل رسالت) یا زمان (مثل برج میلاد) یا محدوده (مثل مترو) و البته بیشتر مواقع ترکیبی از هر سه مورد .

bardinova
2008/4/09, 09:20 AM
با سلام
نکته دیگر اینکه در دنیای IT امروز بیش از شناخت مفاهیم تئوریک و اصول کنترل پروژه آشنایی با نرم افزارهای این موضوع ضروریست، نرم افزارهایی چون MS Project و Primavera که خود نرم افزار اصول کنترل پروژه را رعایت می کند ...
پس دوستان از این نرم افزارها غافل نشوند!
بازار کاری این زمینه نیز نسبتا بسیار خوب است


دوست عزیزم ، من با فرمایش شما به شدت مخالف هستم . کار با نرم افزارهای کنترل پروژه هرچند که برای مهندسین صنایع لازم و ضروری هست اما درصد بسیار ناچیزی از فعالیتهای مدیریت و برنامه ریزی و کنترل پروزه رو شامل میشه . کار با این نرم افزار بیشتر بر میگرده به فعالیتهای اپراتوری که هر کسی میتونه با کمی تمرین اون رو انجام بده . هنوز زوده در موردش صحبت کنیم . اما با توجه به ساختار یک پروژه مقوله استفاده از نرم افزار ها بین 25 تا 40 درصد دارای اهمیت است .

HESSAM58
2008/4/09, 09:58 AM
سلام
من تا اینجا خوندم ولی یه خواهش دارم اونم اینه که مشخص کنید بحث راجع به آماده کردن اطلاعات جهت انجام کنترل پروژه مد نظره یا نه ؟صرفا انجام کنترل پروژه بعد از جمع آوری اطلاعات لازمه و ویرایش اوناست؟؟؟(چون به نظر من چند نفر راجع به نحوه جمع آوری اطلاعات دارن صحبت میکنن و عده دیگه راجع به نحوه کنترل پروژه دارن بحث میکنن)

mahtabi
2008/4/09, 10:14 AM
با سلام:
بذارين مشخص كنم كه مقصودمون چيه.
من به طور مثال واسم اين مطرحه كه وقتي كارفرما مياد ميگه من فلان پرو‍ژه رو دارم شما برام انجام بده بعد ازت ميخواد يه توضيحاتي بدي كه اصلا من كارفرما به چه دردم ميخوره كه پروژم رو بدم شما در حاليكه به قولي ميتونه به راحتي سر وتهش رو هم بياره و هر چي ميخواد طولش بده يا ...

خوب شما در اين مرحله بايد اون رو مجاب كني كه اصلا به چكارش مياد؟!
توي اين جوامع سنتي ما طرف ميخواد كارخونه پفك بزنه اصلا با مهندس صنايعش كار نداره مواد رو هر چي ميخواد ميريزه و ميگه به به چه محصولي بعدم مشتري هر چي ميخواد بگه بگه...
راحت از مواد ميزنه و ...
حالا اينجام ميتونه خيلي راحت و بدون دردسر كارا رو خودش سرو هم كنه و كاريم به عواقبش نداره فقط واسه اينكه نميدونه يه هزينه واسه گرفتن يه مشاور خيلي واسش يه صرفه تر تا اينكه خودش ببره و بدوزه...

حالا منم بحث اولم اينجاست كه خودمون اول بفهميم برنامه ريزي و حالا بعدشم كنترل پروژه چه الزامي داره ؟

mahtabi
2008/4/09, 10:42 AM
راستش بايد بگم خيلي خوشحالم كه بچه ها دارن يه مفهوم رو با تعاريف هاي متفاوت ميگن.
اما بياين يكم از فرمت كتابي در بيايم.
راحت بنويسين.

ميخواستم يه تعريف بگم اما همتون گفتين و در كل فقط سوالي داشتم اونم اينه كه حالا pmo مسئول برنامه ريزيه؟ و اينجا جايگاه يه مهندس صنايع كجاست؟
توي pmo؟

HESSAM58
2008/4/09, 10:52 AM
کنترل پروژه چگونه هزينه را کاهش می دهد؟
چند عامل در کاهش هزينه موثر است. هنگامی که شما پروژه خود را با برنامة از پيش تنظيم شده ای آغاز کنيد از تلف شدن زمان به طور چشمگيری جلوگيری خواهد شد. بارها در پروژه های مختلف ديده شده است که به دليل عدم برنامه ريزی صحيح پروژه های يک ساله چند سال به طول انجاميده است و همين طولانی شدن زمان اتمام پروژه افزايش قيمت مواد و مصالح ساختمانی را به دليل تورم سالانه به دنبال دارد.
کنترل پروژه کاهش هزينه و زمان را به همراه خواهد داشت و کاهش زمان نيز خود منجر به کاهش هزينه می شود.

کنترل پروژه چگونه زمان را کاهش می دهد؟
قبل از شروع پروژه زمانبندی انجام می شود, منابع ماشين آلات و مصالح مورد نياز پيشبينی شده و روی آنها برنامه ريزی می شود و از برنامه های از قبل تنظيم شده هنگام اجرای پروژه استفاده بهينه خواهد شد. با کمک برنامه ريزی از تلف شدن زمان جلوگيری شده و پرت زمانی از بين می رود.
با کاهش زمان اتمام پروژه به عنوان مثال می توان در 5 سال به جای 2 پروژه 3 پروژه را به اتمام رساند؛ انجام يک پروژه بيشتر در طول 5 سال سود بيشتر و آيندة موفق تری را در چرخة رقابت به همراه خواهد داشت

HESSAM58
2008/4/09, 11:05 AM
مراحل‌ پروژه: معمولاً، پروژه‌ها را به‌ چهار يا پنج‌ مرحله‌ تقسيم‌ مي‌كنند. در اين‌ جا چهار مرحله‌ زير را در هر پروژه‌ تعريف‌ مي‌كنيم:

1 - مرحله‌ نظري; 2 - مرحله‌ طرح‌ و برنامه‌ريزي; 3 - مرحله‌ اجرا; 4 - مرحله‌ پاياني.
جايگاه‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه: اگر سه‌ عامل‌ كارفرما، مشاور و پيمانكار را در يك‌ سو و سه‌ عامل‌ ديگر زمان، هزينه‌ و كيفيت‌ را در سوي‌ ديگر در نظر بگيريم، مي‌توان‌ جايگاه‌ و نقش‌ واحد برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ را اينگونه‌ تعريف‌ كرد:
‌ ‌واحد برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه، بايد فعاليتها، منابع‌ و ارتباطات‌ كارفرما، مشاور و پيمانكار را به‌صورت‌ مجزا و مشخص، چنان‌ طرح‌ريزي‌ و كنترل‌ كند كه‌ بهترين‌ و اقتصادي‌ترين‌ حالت‌ در تركيب‌ سه‌ عامل‌ ديگر (زمان، هزينه‌ و كيفيت) حاصل‌ شود، و در جهت‌ انجام‌ اين‌ وظيفه، بايد اختيارات‌ كافي‌ داشته‌ و متقابلاً‌ در قبال‌ انجام‌ صحيح، كامل‌ و دقيق‌ آن‌ مسئوليت‌ داشته‌ باشد
مرحله‌ نظري: نقطه‌ آغازين‌ يك‌ پروژه‌ با هر طبيعت‌ و خصوصيتي‌ كه‌ باشد، عبارت‌ از يك‌ نظريه‌ يا فكر و يا خواسته‌ است‌ كه‌ توسط‌ يك‌ شخص‌ يا يك‌ گروه‌ از اشخاص، يا يك‌ موسسه‌ و سازمان‌ ايجاد مي‌شود.‌در اين‌ مرحله، توانايي‌ و تجربه‌ مهندس‌ مشاور، بسيار حياتي‌ استحضور فعال‌ گروه‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه: بسيار مهم‌ است‌ كه‌ واحد برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه، از آغاز و در اولين‌ مرحله، به‌طور جدي‌ و فعال‌ وارد عمل‌ شود. حركت‌ پوياي‌ مسئولان‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ در اين‌ مرحله‌ و تاثير آنها بر امكان‌سنجي‌ و انتخاب‌ گزينه‌ بهتر، مي‌تواند جايگاه‌ اين‌ واحد را به‌عنوان‌ كنترل‌كننده‌ فعاليتهاي‌ ساير واحدها، مستحكم‌ ساخته‌ و نقش‌ آن‌ را به‌صورتي‌ واضح‌ و روشن‌ بازگو سازد.
مرحله‌ طرح‌ و برنامه‌ريزي: در اين‌ مرحله، امور طراحي‌ و برنامه‌ريزي، نسبت‌ به‌ مرحله‌ اول، با دقت‌ بيشتري‌ انجام‌ شده‌ و داراي‌ جزئيات‌ كاملتري‌ هستند.
‌ ‌در اين‌ مرحله، فعاليتهاي‌ طراحي‌ پايه، زمان‌بندي‌ و بودجه‌بندي، تعيين‌ مفاد و تركيب‌ قراردادها، برنامه‌ريزي‌ تفصيلي‌ و فعاليتهايي‌ كه‌ مي‌بايست‌ به‌صورت‌ پيمانكاري‌ اجرا شوند، مشخص‌ مي‌شود.‌مسئله‌ قابل‌ توجه‌ آنكه، در اين‌ مرحله‌ بايد برنامه‌ريزي‌ كيفيت‌ به‌نحو مناسبي‌ صورت‌ گيرد، بدين‌ معني‌ كه‌ كيفيت‌ و استاندارد مناسب‌ براي‌ پروژه‌ شناسايي‌ شده‌ و چگونگي‌ تحقق‌ رضايت‌بخش‌ آن‌ تعيين‌ شود.
‌ ‌دو نكته‌ مهم‌ ديگر در اين‌ مرحله، برآورد صحيح‌ منابع‌ مورد نياز و چگونگي‌ انتخاب‌ پيمانكاران‌ است.
مرحله‌ اجرا: در اين‌ مرحله، هدف‌ آن‌ است‌ كه‌ پيشرفت‌ كارهاي‌ پروژه، مطابق‌ با برنامه‌ها، اصول‌ و كيفيتهاي‌ تعيين‌شده‌ در مرحله‌ دوم، به‌مرحله‌ عمل‌ درآيند. در اين‌ مرحله، عامل‌ كنترل‌ داراي‌ نقش‌ اساسي‌ بوده‌ و لازمست‌ با برداشت‌ اطلاعات‌ و آمار مناسب‌ از نحوه‌ پيشرفت‌ كارها و مقايسه‌ مشخصه‌هاي‌ مختلف‌ كارهاي‌ اجراشده‌ با آنچه‌ كه‌ برنامه‌ريزي‌ شده، روند پيشرفت‌ كارها و صرف‌ هزينه‌ و ساير منابع‌ را كنترل‌ كرد‌وجود يك‌ سيستم‌ منظم‌ گزارش‌دهي‌ كه‌ توسط‌ كليه‌ گروههاي‌ پروژه‌ پذيرفته‌ و اجرا گردد، در اين‌ مرحله، امري‌ ضروري‌ است.نقش‌ گروه‌ كنترل‌ پروژه‌ در مرحله‌ اجرا: مسلماً‌ گروه‌ كنترل‌ پروژه‌ در انجام‌ صحيح‌ مسئوليت‌ خود، نيازمند همكاري‌ تخصصهاي‌ مختلف‌ است، و در اين‌ راه‌ به‌ روشهاي‌ گوناگون‌ از واحدهاي‌ مختلف‌ كمك‌ مي‌گيرد.
‌ ‌اطلاعات‌ واحدهاي‌ گوناگون‌ بايد تحت‌ نظامي‌ مناسب‌ و هماهنگ، براي‌ كنترل‌ فعاليتها، به‌طور مرتب‌ به‌ واحد كنترل‌ پروژه‌ ارسال‌ شود. به‌ويژه، فعاليتهايي‌ كه‌ برروي‌ مسير بحراني‌ پروژه، واقع‌ شده‌اند. بايد مرتباً‌ مورد كنترل‌ و بازرسي‌ قرار گيرند تا اطمينان‌ حاصل‌ شود كه‌ تاخيرهاي‌ پيش‌آمده‌ باعث‌ تاخير كل‌ پروژه‌ نخواهد شد.‌استفاده‌ از جلسات‌ مشترك‌ گروه‌ كنترل‌ پروژه‌ با مشاوران‌ و كارشناسان‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف، از ديگر راههايي‌ است‌ كه‌ به‌ همكاري‌ و مشاركت‌ ديگران‌ كمك‌ مي‌كند.
مرحله‌ پاياني: مرحله‌ پاياني‌ پروژه‌ها را مي‌توان‌ به‌خودي‌ خود يك‌ پروژه‌ دانست. در اغلب‌ موارد مشاهده‌ شده‌ است‌ كه‌ در اين‌ مرحله، پيچيدگي‌ مسائل‌ بين‌ پيمانكار، دستگاه‌ نظارت‌ و صاحب‌ كار به‌ حد اعلاي‌ خود رسيده‌ و كار تحويل‌ موقت‌ و بهره‌برداري‌ از سيستم‌ را به‌ تعويق‌ مي‌اندازد.
‌ ‌در اين‌ مرحله، روحيه‌ افراد شاغل‌ در پروژه، به‌دليل‌ از دست‌دادن‌ شغل‌ و بيكارماندن، به‌مراتب‌ ضعيف‌تر از مرحله‌ اجراست.
البته من سعی کردم نقش گروه برنامه ریزی و کنترل پروژه رو در هر مرحله توضیح بدم امیدوارم که قابل استفاده بوده باشه.:gol:

Parsa_IE
2008/4/09, 03:55 PM
دوست عزیزم ، من با فرمایش شما به شدت مخالف هستم . کار با نرم افزارهای کنترل پروژه هرچند که برای مهندسین صنایع لازم و ضروری هست اما درصد بسیار ناچیزی از فعالیتهای مدیریت و برنامه ریزی و کنترل پروزه رو شامل میشه . کار با این نرم افزار بیشتر بر میگرده به فعالیتهای اپراتوری که هر کسی میتونه با کمی تمرین اون رو انجام بده . هنوز زوده در موردش صحبت کنیم . اما با توجه به ساختار یک پروژه مقوله استفاده از نرم افزار ها بین 25 تا 40 درصد دارای اهمیت است .
Bardinova عزیز با سلام
فرمایش شما متین ولی طبق پستی که خودتان داشتید با تمایز قائل شدن میان دو مبحث برنامه ریزی پروژه و کنترل پروژه تا حدودی صحبت بنده مصداق پیدا خواهد کرد
چطور ؟
بنده عنوان کردم که در کنترل پروژه (تکرار میکنم کنترل پروژه) نرم افزار خیلی خیلی مهم است و حتی مهم تر از مفاهیم کنترل پروژه مثل CPM و PERT و GERT و مسیر بحرانی و ...
چون تمام مفاهیم در نرم افزار آمده است و مطمئنا اپراتوری که با این نرم افزارها کار کند خواه ناخواه مفاهیم کنترل پروژه را مرور خواهد کرد که جدا از فاز برنامه ریزی و مدیریت پروژه کنترل پروژه چیزی نیست جز تشخیص وضعیت کنونی و انحراف از برنامه طرح شده که این کار هم با توجه به شاخص های تعیین شده در منشور پروژه انجام خواهد شد که تعیین Gap موجود بدین طریق چندان مشکل نیست و همان اپراتور هم می تواند انجام دهد !
پس مهم نرم افزار است در کنترل پروژه ولی در برنامه ریزی و مدیریت پروژه تخصص روی مسائل و ابعاد مختلف پروژه و نیز اصول برنامه ریزی و مدیریت حرف اول و آخر را میزند

با تشکر از دقت نظر شما
موفق باشید:gol:

bardinova
2008/4/09, 10:08 PM
راستش بايد بگم خيلي خوشحالم كه بچه ها دارن يه مفهوم رو با تعاريف هاي متفاوت ميگن.
اما بياين يكم از فرمت كتابي در بيايم.
راحت بنويسين.

ميخواستم يه تعريف بگم اما همتون گفتين و در كل فقط سوالي داشتم اونم اينه كه حالا pmo مسئول برنامه ريزيه؟ و اينجا جايگاه يه مهندس صنايع كجاست؟
توي pmo؟



جایگاه مهندس صنایع همه جا هست ! . موضوع اینه که اون مهندس صنایعی که تو تیم مدیریت پروژه هست هیچ ارتباطی با مهندس صنایع توی PMO نداره . هدف من از مطرح کردن PMO این بود که فراموش نکنیم مدیریت پروژه شامل خیلی چیزها میشه ، اما نه همه چیزها ! .


پ.ن : با مهتابی عزیز موافقم . لطف کنین متن از کتاب و مقاله کپی نکنین !!!

bardinova
2008/4/09, 10:15 PM
Bardinova عزیز با سلام
فرمایش شما متین ولی طبق پستی که خودتان داشتید با تمایز قائل شدن میان دو مبحث برنامه ریزی پروژه و کنترل پروژه تا حدودی صحبت بنده مصداق پیدا خواهد کرد
چطور ؟
بنده عنوان کردم که در کنترل پروژه (تکرار میکنم کنترل پروژه) نرم افزار خیلی خیلی مهم است و حتی مهم تر از مفاهیم کنترل پروژه مثل CPM و PERT و GERT و مسیر بحرانی و ...
چون تمام مفاهیم در نرم افزار آمده است و مطمئنا اپراتوری که با این نرم افزارها کار کند خواه ناخواه مفاهیم کنترل پروژه را مرور خواهد کرد که جدا از فاز برنامه ریزی و مدیریت پروژه کنترل پروژه چیزی نیست جز تشخیص وضعیت کنونی و انحراف از برنامه طرح شده که این کار هم با توجه به شاخص های تعیین شده در منشور پروژه انجام خواهد شد که تعیین Gap موجود بدین طریق چندان مشکل نیست و همان اپراتور هم می تواند انجام دهد !
پس مهم نرم افزار است در کنترل پروژه ولی در برنامه ریزی و مدیریت پروژه تخصص روی مسائل و ابعاد مختلف پروژه و نیز اصول برنامه ریزی و مدیریت حرف اول و آخر را میزند

با تشکر از دقت نظر شما
موفق باشید:gol:


پارسای عزیز ، این اجازه رو بده که باز هم مخالف باشم . در فایز Executing که پروژه ما برنامه ریزی رو پشت سر گذاشته و در حال اجرایی شدن است ، نرم افزار با دریافت یک سری داده از شما ، در گزارش گیریهای دوره ای اطلاعاتی رو بهتون میده که بتونین تصمیمات درست بگیرین . نکته در اینجاست که جمع آوری اون داده های اولیه و تصمیم گیری با اطلاعاتی که بهتون داده میشه مهمترین بخش در کنترل پروژه هست . نرم افزار فقط یک نرم افزار هست ! . میتونه بعد از Leveling به شما بگه که آهای ! دو تا لودر برای هفته دوم کم داری ! . میتونه بهتون خبر بده که شما برای فعالیتی که باید بطور ضروری در ماه دیگه شروع کنین ، پیش نیازی دارین که الان باید نصفش انجام میشد ، اما هنوز شروع نشده ! . همین ! . نرم افزار بهتون نمیگه که چطوری و چگونه و به چه روشهایی باید این مسائل رو حل کنین .

bardinova
2008/4/09, 10:36 PM
کنترل پروژه یه شوخی بیشتر نیست ! . فقط صرف هزینه و اضافه کردن چند نون خور به تیم پروژه و ساکت کردن یه عده آدم که فرق دست چپ با پای راستشون رو نمیدونن !!! . میخواین براتون کنترل پروژه رو تعریف کنم ؟؟ . کنترل پروژه یعنی تابلویی به اسم گانت چارت !! . دو حالت داره : (1) شما یک مهندس صنایع یا کامپیوتر میارین ، جلوش یه MSP و در شرایط با کلاس تر Primavera میذارین و بهش میگین برام یه گانت بکش خوشگل باشه ، گوشه هاش رنگی باشه ، فقط هم تو یه صفحه A3 جا بشه ، میخوام بزنم پشت میزم گوگولی بشه !!. (2) یه خانم منشی استخدام میکنین ، بهش میگین خانم عزیز نمودار میله ای که میدونی چیه ؟ با Excel یا با دست برام چند تا میله بکش از طرف سازمان اجبار کردن که بهشون چندتا میله بدیم !! . من خواستم سیخ کباب بدم ، گفتن نه حتما باید میله باشه !! . از اونجایی که تمام مباحث دیگه برنامه ریزی و کنترل پروژه کشک هست و شما فقط به یک کامپیوتر و پرینتر و چندتا میله احتیاج دارین ، خیالتون راحت هست که همه چیز تحت کنترل هست و شما یکی از خدایان PMP در ایران هستین . حالا بعد از یه مدت که به شکل 1 یا 2 به این میله ها دسترسی پیدا کردین ، به اونها یه نگاه میندازین . متوجه میشین که اون فعالیت بتن ریزی که قرار بوده دو ماه پیش تموم بشه هنوز شروع هم نشده ! . اگه خیلی باهوش باشین بیشتر دقت میکنین و متوجه میشین که برای این فعالیت فقط 10 روز وقت گذاشتین !! . یادتون میوفته که فقط خشک شدن بتن 21 روز طول میکشه !! . حالا اینجا یه حرکت ماورایی انجام میدین که بتمن و سوپرمن و اسپایدرمن و هرچی "من" تو دنیا هست انگشت به دهان میمونن : شما دست به پروژه نمیزنین !!!!. بلکه میدین گانت چارت رو با اطلاعات جدید بروز رسانی کنن !!! . نسخه جدید میرسه دستتون . با نسخه قبلی که دستتون بود مقایسه میکنین !! . پروژه شما قرار بوده سال 1387 با 1000 تومن تموم بشه ، با برنامه ریزی فوق العاده ای که انجام گرفته بود تو نسخه قبلی شما رسیده بودین به سال 1385 و هزینهء 700 تومن !!! . خوشحال بودین که دو سال هم زودتر نتیجه میگیرین و اون دو سال رو میرین سواحل قناری خوش میگذرونین و اون 300 تومن باقیمونده رو خرج میکنین !! . حالا با این برنامه جدید که رسیده دستتون میبینین که پروژه سال 1389 با هزینه 1500 تومن تموم میشه ! . از اونجایی که پروژه شما دولتی هست ، درخواست پول میکنین یا پروژه رو میخوابونین . این نسخه Revision چندین بار دیگه تکرار میشه تا پروژه از همه نظر توجیه پذیری خودش رو از دست بده ! . اونوقت هست که دیگه وقتشه بچهء ناقص و نارس ما با چندین سال تاخیر وارد دنیا بشه !! . خانمها ، آقایون ، خسته نباشین . بریم سراغ پروژه بعدی !!!!

کلروفیل
2008/4/09, 11:18 PM
کنترل پروژه یه شوخی بیشتر نیست ! . فقط صرف هزینه و اضافه کردن چند نون خور به تیم پروژه و ساکت کردن یه عده آدم که فرق دست چپ با پای راستشون رو نمیدونن !!! .!


د همین کارا رو کردین که من مشتری این همه باید هزینه اضافی رو تحمل کنم!!!!!!!!!!!!!:D

HESSAM58
2008/4/10, 06:43 AM
کنترل پروژه یه شوخی بیشتر نیست ! . فقط صرف هزینه و اضافه کردن چند نون خور به تیم پروژه و ساکت کردن یه عده آدم که فرق دست چپ با پای راستشون رو نمیدونن !!! . میخواین براتون کنترل پروژه رو تعریف کنم ؟؟ . کنترل پروژه یعنی تابلویی به اسم گانت چارت !! . دو حالت داره : (1) شما یک مهندس صنایع یا کامپیوتر میارین ، جلوش یه MSP و در شرایط با کلاس تر Primavera میذارین و بهش میگین برام یه گانت بکش خوشگل باشه ، گوشه هاش رنگی باشه ، فقط هم تو یه صفحه A3 جا بشه ، میخوام بزنم پشت میزم گوگولی بشه !!. (2) یه خانم منشی استخدام میکنین ، بهش میگین خانم عزیز نمودار میله ای که میدونی چیه ؟ با Excel یا با دست برام چند تا میله بکش از طرف سازمان اجبار کردن که بهشون چندتا میله بدیم !! . من خواستم سیخ کباب بدم ، گفتن نه حتما باید میله باشه !! . از اونجایی که تمام مباحث دیگه برنامه ریزی و کنترل پروژه کشک هست و شما فقط به یک کامپیوتر و پرینتر و چندتا میله احتیاج دارین ، خیالتون راحت هست که همه چیز تحت کنترل هست و شما یکی از خدایان PMP در ایران هستین . حالا بعد از یه مدت که به شکل 1 یا 2 به این میله ها دسترسی پیدا کردین ، به اونها یه نگاه میندازین . متوجه میشین که اون فعالیت بتن ریزی که قرار بوده دو ماه پیش تموم بشه هنوز شروع هم نشده ! . اگه خیلی باهوش باشین بیشتر دقت میکنین و متوجه میشین که برای این فعالیت فقط 10 روز وقت گذاشتین !! . یادتون میوفته که فقط خشک شدن بتن 21 روز طول میکشه !! . حالا اینجا یه حرکت ماورایی انجام میدین که بتمن و سوپرمن و اسپایدرمن و هرچی "من" تو دنیا هست انگشت به دهان میمونن : شما دست به پروژه نمیزنین !!!!. بلکه میدین گانت چارت رو با اطلاعات جدید بروز رسانی کنن !!! . نسخه جدید میرسه دستتون . با نسخه قبلی که دستتون بود مقایسه میکنین !! . پروژه شما قرار بوده سال 1387 با 1000 تومن تموم بشه ، با برنامه ریزی فوق العاده ای که انجام گرفته بود تو نسخه قبلی شما رسیده بودین به سال 1385 و هزینهء 700 تومن !!! . خوشحال بودین که دو سال هم زودتر نتیجه میگیرین و اون دو سال رو میرین سواحل قناری خوش میگذرونین و اون 300 تومن باقیمونده رو خرج میکنین !! . حالا با این برنامه جدید که رسیده دستتون میبینین که پروژه سال 1389 با هزینه 1500 تومن تموم میشه ! . از اونجایی که پروژه شما دولتی هست ، درخواست پول میکنین یا پروژه رو میخوابونین . این نسخه Revision چندین بار دیگه تکرار میشه تا پروژه از همه نظر توجیه پذیری خودش رو از دست بده ! . اونوقت هست که دیگه وقتشه بچهء ناقص و نارس ما با چندین سال تاخیر وارد دنیا بشه !! . خانمها ، آقایون ، خسته نباشین . بریم سراغ پروژه بعدی !!!!
با سلام
آقای مهندس در این ارتباط خیلی دارین مطمئن و بی پرده صحبت میکنین که بنده اصلا قبول ندارم به همین خاطر پیشنهاد میکنم که شما اگه تونستین وارد صنعت نفت (پالایشگاهها و پتروشیمی ها) بشین و برنامه و کنترل پروژه مثلا تعمیرات یا همون اورهال اساسی اونارو یه نگاهی بکنین که با چه دقتی و با چه سرعتی و با چه قدرتی انجام میشه تا از نظرتون برگردین حالا جالب اینجاست که این گانت چارتها و همون میله هایی رو که شما میفرمایین رو موسسین پالایشگاه در حدود 30 سال پیش ارائه کردن(انگلیسیها و آمریکاییها و ایتالیاییها) که همش هم به صورت دستی محاسبه شده ولی اونقدر کارشون درست بود که بعد از این همه سال هنوز هم بهترینن چون به کارشون ایمان داشتن دوست عزیز

hparhizi
2008/4/10, 07:11 AM
با سلام
آقای مهندس در این ارتباط خیلی دارین مطمئن و بی پرده صحبت میکنین که بنده اصلا قبول ندارم به همین خاطر پیشنهاد میکنم که شما اگه تونستین وارد صنعت نفت (پالایشگاهها و پتروشیمی ها) بشین و برنامه و کنترل پروژه مثلا تعمیرات یا همون اورهال اساسی اونارو یه نگاهی بکنین که با چه دقتی و با چه سرعتی و با چه قدرتی انجام میشه تا از نظرتون برگردین حالا جالب اینجاست که این گانت چارتها و همون میله هایی رو که شما میفرمایین رو موسسین پالایشگاه در حدود 30 سال پیش ارائه کردن(انگلیسیها و آمریکاییها و ایتالیاییها) که همش هم به صورت دستی محاسبه شده ولی اونقدر کارشون درست بود که بعد از این همه سال هنوز هم بهترینن چون به کارشون ایمان داشتن دوست عزیز

دوستان من فكر ميكنم ما اين دو بخش رو بايد از هم جدا كنيم :
1- برنامه ريزي و كنترل پروژه در حالت ايده ال (كه همانطور كه حسام عزيز گفت توسط كشورهاي پيشرفته شديد مورد قبوله و بهش اعتقاد دارند و بدون اون حركت نميكنند )
2- برنامه ريزي و كنترل پروژه در ايران ( كه همون طوري كه بردينواي عزيز گفت 99 % مديران ارشد در كشورمون از اون بعنوان يه چيز زايد و هزينه بردار ياد ميكنند و به عنوان يه حركت نمايشي در مقابل كارفرما و مشاور ازش استفاده ميكنند)
مطمئناً ما در اين تاپيك قصد داريم د خصوص گزينه اول بحث كنيم
البته بدم نمياد كه در انتهاي تاپيك هم در خصوص گزينه دوم يكم صحبت و دوستان از تجربيات واقعي خودشان و شايطي كه بر پروژه شون حاكم بوده حرف بزنند كه من هم ازاين مقوله دل پرخوني دارم و اگه جاش بود حتماً مثالهاي واقعي خودم رو ميارم .

hparhizi
2008/4/10, 08:11 AM
تاريخچه مديريت پروژه در جهان را معمولاً به مديريت پروژه هاي عظيمي همچون ساخت اهرام مصر؛ ديوار چين و يا بنا نهادن تخت جمشيد به دستور داریوش مربوط مي‏دانند.هريك از اين پروژه ها از جمله پروژه هاي بزرگ و پيچيده تاريخ بشريتند كه با كيفيت استاندارد بالا و به كارگيري نيروي عظيم انساني ساخته شده‏اند . يك مدير پروژه وقتي به شهر اسرارآميز هخامنشيان سري مي‏زند و در هر گوشه‏اي از آن به نقوش هنرمندانه برجسته باستاني برخورد مي كند؛ بدون شك دچار حيرت مي‏گردد كه چگونه چنين پروژه عظيمي قريب دو هزار و پانصد سال قبل با چنين كيفيت منحصر به‏فرد ساخته شد كه عليرغم ويراني و به آتش كشيده شدن پياپي توسط اسكندر و تسخير كنندگان پس از او؛ همچنان به عنوان نماد حيرت انگيز پروژه ايراني از آن ياد مي‏گردد . هرچند به دستور كوروش مهندسان و سازندگان پاسارگاد موظف بودند شرح كار خود و همچنين برنامه كاري روز بعد خود را در لوحه هايي كه به نام كارنامك مشهور بودند‏, بنگارند اما امروزه جز با تكيه بر حدسيات نمي توان اظهار نظر قاطعي پيرامون نحوه دقيق مديريت پروژه هاي عظيم عهد باستان ابراز داشت چرا كه متاسفانه تاكنون هيچ مدرك ونشانه اي دال بر چگونگي بكار بستن روشها و تكنيكهاي مديريت پروژه در اين طرح ها يافت نشده است .تاريخچه مديريت پروژه در دنياي جديد؛ به سالهاي ابتدايي دهه 1900 ميلادي بر مي‏گردد جايي كه آقاي هنري گانت با توسعه نمودار ميله‏اي ابداعي خود آغازگر حركت پرشتاب بعدي طي سالهاي دهه 1950 و 1960 ميلادي در پروژه هاي نظامي و هوافضاي آمريكا و سپس انگلستان گرديد.هرچند نام پر آوازه هنري گانت به عنوان پدر تكنيك‏هاي برنامه ريزي و كنترل پروژه در تاريخ ثبت گرديده است ليكن سالهاي دهه 1950 و 1960 به عنوان سالهاي آغازين رشد و توسعه مديريت پروژه در دنياي معاصر شناخته
مي شود.
اين سالها سر آغاز تكوين و توسعه بسياري از روشها و دانش هاي مربوط با مديريت هاي 9 گانه پروژه است كه سالها بعد توسط نرم افزارهاي مختلف عملياتي و در پروژه ها به كار گرفته شدند .تغييرات سريع تكنولوژيك ؛ بازارهاي شديد رقابتي و رايزني فشرده و قدرتمندانه شركتها, همه و همه سازمانها و بنگاههاي متولي پروژه را تشويق به تغيير سيستم مديريتي خود نمود . در هنگامه نبرد انتخاب بين غرق شدن يا شنا كردن و يا تطبيق و سازگاري يا مرگ و نابودي ؛ مديريت پروژه و پروژه مداري درمديريت تنها انتخاب و راه نجات فراروي پيمانكاران و سازمانها بود .

bardinova
2008/4/10, 12:34 PM
با سلام
آقای مهندس در این ارتباط خیلی دارین مطمئن و بی پرده صحبت میکنین که بنده اصلا قبول ندارم به همین خاطر پیشنهاد میکنم که شما اگه تونستین وارد صنعت نفت (پالایشگاهها و پتروشیمی ها) بشین و برنامه و کنترل پروژه مثلا تعمیرات یا همون اورهال اساسی اونارو یه نگاهی بکنین که با چه دقتی و با چه سرعتی و با چه قدرتی انجام میشه تا از نظرتون برگردین حالا جالب اینجاست که این گانت چارتها و همون میله هایی رو که شما میفرمایین رو موسسین پالایشگاه در حدود 30 سال پیش ارائه کردن(انگلیسیها و آمریکاییها و ایتالیاییها) که همش هم به صورت دستی محاسبه شده ولی اونقدر کارشون درست بود که بعد از این همه سال هنوز هم بهترینن چون به کارشون ایمان داشتن دوست عزیز

تا اونجایی که من از پروژه های عسلویه خبر دارم تقریبا همین وضعیتی بوده که باقی پروژه های کشور دارن !! . درضمن دوست من ، اصولا تعمیرات رو نمیشه یه پروژه بحساب آورد . مطمئنا لازم نیست یادآوری کنم که در تعریف پروژه Unique بودن یکی از شروط اصلی هست . در نتیجه هرچیزی که دوره ای انجام بشه پروژه نیست . شما فکر کنم باید مطلب من رو یک بار دیگه بخونین . کسی فواید میله ها رو زیر سئوال نبرده !! . بنده این عرض رو دارم که کنترل پروژه فقط میله نیست !!! . از سن و تجربه و موقعیت کاری شما بی اطلاع هستم ، اما اگه احیانا چیزی خلاف بر اونی که من گفتم مشاهده کردین مطمئن باشین که با مورد بسیار خاص و ویژه ای مواجه شدین . همچنان با اطمینان بهتون میگم که چیزی به اسم کنترل پروژه در ایران ، به اون شکلی که باید باشد ، وجود نداره . حاضرم در خصوص این موضوع (البته به وقتش بدون اینکه به این بحث لطمه بزنه) با شما بحث کنم .

Aseman Etemaad
2008/4/10, 12:40 PM
با سلام:
بذارين مشخص كنم كه مقصودمون چيه.
من به طور مثال واسم اين مطرحه كه وقتي كارفرما مياد ميگه من فلان پرو‍ژه رو دارم شما برام انجام بده بعد ازت ميخواد يه توضيحاتي بدي كه اصلا من كارفرما به چه دردم ميخوره كه پروژم رو بدم شما در حاليكه به قولي ميتونه به راحتي سر وتهش رو هم بياره و هر چي ميخواد طولش بده يا ...

خوب شما در اين مرحله بايد اون رو مجاب كني كه اصلا به چكارش مياد؟!
توي اين جوامع سنتي ما طرف ميخواد كارخونه پفك بزنه اصلا با مهندس صنايعش كار نداره مواد رو هر چي ميخواد ميريزه و ميگه به به چه محصولي بعدم مشتري هر چي ميخواد بگه بگه...
راحت از مواد ميزنه و ...
حالا اينجام ميتونه خيلي راحت و بدون دردسر كارا رو خودش سرو هم كنه و كاريم به عواقبش نداره فقط واسه اينكه نميدونه يه هزينه واسه گرفتن يه مشاور خيلي واسش يه صرفه تر تا اينكه خودش ببره و بدوزه...

حالا منم بحث اولم اينجاست كه خودمون اول بفهميم برنامه ريزي و حالا بعدشم كنترل پروژه چه الزامي داره ؟
دقيقا من باهات موافقم مهتابي جان
بهتره بجاي بحثاي كتابي از آنچه كه مي شه تو عمل انجام داد صحبت كنيم...

کنترل پروژه یه شوخی بیشتر نیست ! . فقط صرف هزینه و اضافه کردن چند نون خور به تیم پروژه و ساکت کردن یه عده آدم که فرق دست چپ با پای راستشون رو نمیدونن !!! . میخواین براتون کنترل پروژه رو تعریف کنم ؟؟ . کنترل پروژه یعنی تابلویی به اسم گانت چارت !! . دو حالت داره : (1) شما یک مهندس صنایع یا کامپیوتر میارین ، جلوش یه MSP و در شرایط با کلاس تر Primavera میذارین و بهش میگین برام یه گانت بکش خوشگل باشه ، گوشه هاش رنگی باشه ، فقط هم تو یه صفحه A3 جا بشه ، میخوام بزنم پشت میزم گوگولی بشه !!. (2) یه خانم منشی استخدام میکنین ، بهش میگین خانم عزیز نمودار میله ای که میدونی چیه ؟ با Excel یا با دست برام چند تا میله بکش از طرف سازمان اجبار کردن که بهشون چندتا میله بدیم !! . من خواستم سیخ کباب بدم ، گفتن نه حتما باید میله باشه !! . از اونجایی که تمام مباحث دیگه برنامه ریزی و کنترل پروژه کشک هست و شما فقط به یک کامپیوتر و پرینتر و چندتا میله احتیاج دارین ، خیالتون راحت هست که همه چیز تحت کنترل هست و شما یکی از خدایان PMP در ایران هستین . حالا بعد از یه مدت که به شکل 1 یا 2 به این میله ها دسترسی پیدا کردین ، به اونها یه نگاه میندازین . متوجه میشین که اون فعالیت بتن ریزی که قرار بوده دو ماه پیش تموم بشه هنوز شروع هم نشده ! . اگه خیلی باهوش باشین بیشتر دقت میکنین و متوجه میشین که برای این فعالیت فقط 10 روز وقت گذاشتین !! . یادتون میوفته که فقط خشک شدن بتن 21 روز طول میکشه !! . حالا اینجا یه حرکت ماورایی انجام میدین که بتمن و سوپرمن و اسپایدرمن و هرچی "من" تو دنیا هست انگشت به دهان میمونن : شما دست به پروژه نمیزنین !!!!. بلکه میدین گانت چارت رو با اطلاعات جدید بروز رسانی کنن !!! . نسخه جدید میرسه دستتون . با نسخه قبلی که دستتون بود مقایسه میکنین !! . پروژه شما قرار بوده سال 1387 با 1000 تومن تموم بشه ، با برنامه ریزی فوق العاده ای که انجام گرفته بود تو نسخه قبلی شما رسیده بودین به سال 1385 و هزینهء 700 تومن !!! . خوشحال بودین که دو سال هم زودتر نتیجه میگیرین و اون دو سال رو میرین سواحل قناری خوش میگذرونین و اون 300 تومن باقیمونده رو خرج میکنین !! . حالا با این برنامه جدید که رسیده دستتون میبینین که پروژه سال 1389 با هزینه 1500 تومن تموم میشه ! . از اونجایی که پروژه شما دولتی هست ، درخواست پول میکنین یا پروژه رو میخوابونین . این نسخه Revision چندین بار دیگه تکرار میشه تا پروژه از همه نظر توجیه پذیری خودش رو از دست بده ! . اونوقت هست که دیگه وقتشه بچهء ناقص و نارس ما با چندین سال تاخیر وارد دنیا بشه !! . خانمها ، آقایون ، خسته نباشین . بریم سراغ پروژه بعدی !!!!
اين صحبتا اگرچه تلخ ولي واقعيت محض هستن .....
با اينكه كنترل پروژه در ايران يه شوخيه صد در صد موافقم.....
راستش من تا اينجا كه پستا رو خوندم يه چيزي خيلي نظرم رو جلب كرد.مسئله اينه كه همه ي ما احتمالا كتاباي مربوط به درس كنترل پروژمونو داريم يعني علاوه بر بحث تئوري چيزي كه بيشتر به درد مي خوره توانايي اعمال دانسته هاست... اما وقتي بخوايم اون چيزايي رو كه بلديم در عمل انجام بديم اكثرا در مرحله ي جمع آوري اطلاعات مي مونيم .....
كنترل پروژه به خيلي از درساي ديگه مربوطه ....از نظر مسايل اقتصادي وابستگي داره به اقتصاد مهندسي-از نظر بررسي زماني به ارزيابي كارو زمان و.....
حالا حرف من اينه به قول مهتابي اگه يه نفر بياد به ما بگه كه مي خوام يه كارخونه بزنم يا به طور كلي يه پروژه رو بسپرم به شما از كجا بايد شروع كرد؟من فكر مي كنم اگه كاربردي بحث كنيم خيلي بهتره......
نمي دونم منظورمو تونستم برسونم يا نه ؟؟؟

HESSAM58
2008/4/10, 05:34 PM
تا اونجایی که من از پروژه های عسلویه خبر دارم تقریبا همین وضعیتی بوده که باقی پروژه های کشور دارن !! . درضمن دوست من ، اصولا تعمیرات رو نمیشه یه پروژه بحساب آورد . مطمئنا لازم نیست یادآوری کنم که در تعریف پروژه Unique بودن یکی از شروط اصلی هست . در نتیجه هرچیزی که دوره ای انجام بشه پروژه نیست . شما فکر کنم باید مطلب من رو یک بار دیگه بخونین . کسی فواید میله ها رو زیر سئوال نبرده !! . بنده این عرض رو دارم که کنترل پروژه فقط میله نیست !!! . از سن و تجربه و موقعیت کاری شما بی اطلاع هستم ، اما اگه احیانا چیزی خلاف بر اونی که من گفتم مشاهده کردین مطمئن باشین که با مورد بسیار خاص و ویژه ای مواجه شدین . همچنان با اطمینان بهتون میگم که چیزی به اسم کنترل پروژه در ایران ، به اون شکلی که باید باشد ، وجود نداره . حاضرم در خصوص این موضوع (البته به وقتش بدون اینکه به این بحث لطمه بزنه) با شما بحث کنم .
نميدونم منظور شما از اينكه تعميرات پروژه نيست چيه ولي ميدونم كه اگه اطلاعي از تعميرات اساسي پالايشگاههاي كشور (اونهايي كه روي خطوط لوله مادر قرار گرفتن)و نحوه كنترل پروژه اونا داشته باشين همچين قضاوتي رو نميكنين(در مورد بحثي كه پيشنهادش رو دادين بنده حرفي ندارم كي و چطوري و كجاش رو شما تعيين كنيد )

ie student
2008/4/10, 09:59 PM
به نظر من هم بهتره بحث ها کاربردی بشه تا تئوری.تا مفاهیمی که مکتوب هست،ملموس بشه.

ممنون;)

PersiaN_PulsE
2008/4/10, 10:50 PM
بله ولی من تو کاراموزیم تو شرکت گاز بودم پروژه نصب مبدل حرارتی برای سرد کردن گاز 70 درجه به 50 درجه , رئیس کارگاه کلی با msp زمان بندی می کرد ولی هیچی طبق برنامه نبود , چون اکثر تجهیزات از خارج میومد که همش تاخیر داشتن , یعنی عملا زمان بندی بی فایده بود, منظورم اینه که برای خیلی از پروژه های عمرانی یا یه چیزی مثل این کنرل پروژه بجز دادن یه سری گزارش به دفتر مرکزی ارزش نداره متاسفانه.......

bardinova
2008/4/11, 03:24 PM
نميدونم منظور شما از اينكه تعميرات پروژه نيست چيه ولي ميدونم كه اگه اطلاعي از تعميرات اساسي پالايشگاههاي كشور (اونهايي كه روي خطوط لوله مادر قرار گرفتن)و نحوه كنترل پروژه اونا داشته باشين همچين قضاوتي رو نميكنين(در مورد بحثي كه پيشنهادش رو دادين بنده حرفي ندارم كي و چطوري و كجاش رو شما تعيين كنيد )


اگه شما به هر دلیلی اصرار دارین که فرد شما و شرکت شما و اون چیزی که شما میدونین جدا از تمامی جریانات حاکم بر کشور است که همه ما به اون واقف هستیم ، من حرفی برای گفتن ندارم . اما اگه این شما رو راضی میکنه من حرفم رو اینطور اصلاح میکنم : اون چیزی که من نوشتم شامل اکثر پروژه های کشور میشه به جز اونایی که شما میشناسین .

پ.ن : مکان بحث که تاپیک جدیدی برای این منظور است ! . زمانش هم هر موقع شما صلاح بدونین و اون تاپیک رو ایجاد کنین . شروعش هم پیشنهاد میکنم اینطوری باشه : پروژه ای که مد نظرتون است و معتقدین که با موفقیت (در هر سه وجه Time / Cost / Scope) به سرانجام رسیده رو نام ببرین ، تعریف کنین و توضیح بدین . موفق باشید .

امیر Amir
2008/4/11, 07:27 PM
کنترل پروژه یه شوخی بیشتر نیست ! . فقط صرف هزینه و اضافه کردن چند نون خور به تیم پروژه و ساکت کردن یه عده آدم که فرق دست چپ با پای راستشون رو نمیدونن !!! . میخواین براتون کنترل پروژه رو تعریف کنم ؟؟ . کنترل پروژه یعنی تابلویی به اسم گانت چارت !! . دو حالت داره : (1) شما یک مهندس صنایع یا کامپیوتر میارین ، جلوش یه MSP و در شرایط با کلاس تر Primavera میذارین و بهش میگین برام یه گانت بکش خوشگل باشه ، گوشه هاش رنگی باشه ، فقط هم تو یه صفحه A3 جا بشه ، میخوام بزنم پشت میزم گوگولی بشه !!. (2) یه خانم منشی استخدام میکنین ، بهش میگین خانم عزیز نمودار میله ای که میدونی چیه ؟ با Excel یا با دست برام چند تا میله بکش از طرف سازمان اجبار کردن که بهشون چندتا میله بدیم !! . من خواستم سیخ کباب بدم ، گفتن نه حتما باید میله باشه !! . از اونجایی که تمام مباحث دیگه برنامه ریزی و کنترل پروژه کشک هست و شما فقط به یک کامپیوتر و پرینتر و چندتا میله احتیاج دارین ، خیالتون راحت هست که همه چیز تحت کنترل هست و شما یکی از خدایان PMP در ایران هستین . حالا بعد از یه مدت که به شکل 1 یا 2 به این میله ها دسترسی پیدا کردین ، به اونها یه نگاه میندازین . متوجه میشین که اون فعالیت بتن ریزی که قرار بوده دو ماه پیش تموم بشه هنوز شروع هم نشده ! . اگه خیلی باهوش باشین بیشتر دقت میکنین و متوجه میشین که برای این فعالیت فقط 10 روز وقت گذاشتین !! . یادتون میوفته که فقط خشک شدن بتن 21 روز طول میکشه !! . حالا اینجا یه حرکت ماورایی انجام میدین که بتمن و سوپرمن و اسپایدرمن و هرچی "من" تو دنیا هست انگشت به دهان میمونن : شما دست به پروژه نمیزنین !!!!. بلکه میدین گانت چارت رو با اطلاعات جدید بروز رسانی کنن !!! . نسخه جدید میرسه دستتون . با نسخه قبلی که دستتون بود مقایسه میکنین !! . پروژه شما قرار بوده سال 1387 با 1000 تومن تموم بشه ، با برنامه ریزی فوق العاده ای که انجام گرفته بود تو نسخه قبلی شما رسیده بودین به سال 1385 و هزینهء 700 تومن !!! . خوشحال بودین که دو سال هم زودتر نتیجه میگیرین و اون دو سال رو میرین سواحل قناری خوش میگذرونین و اون 300 تومن باقیمونده رو خرج میکنین !! . حالا با این برنامه جدید که رسیده دستتون میبینین که پروژه سال 1389 با هزینه 1500 تومن تموم میشه ! . از اونجایی که پروژه شما دولتی هست ، درخواست پول میکنین یا پروژه رو میخوابونین . این نسخه Revision چندین بار دیگه تکرار میشه تا پروژه از همه نظر توجیه پذیری خودش رو از دست بده ! . اونوقت هست که دیگه وقتشه بچهء ناقص و نارس ما با چندین سال تاخیر وارد دنیا بشه !! . خانمها ، آقایون ، خسته نباشین . بریم سراغ پروژه بعدی !!!!



[B]
با سلام
پس شما لطف کنید کنترل پروژه نکنید که با یک مهندس کامپیوتر در یک Rank قرار نگیرید...و یا یک منشی...عذر میخوام ولی خنده دار تر از این حرف تا الان نشنیدم...شاید شما تازه به این نتیجه برسید یا به ذهنتون برسه که بتن 21 روزه فرم میگیره ولی...

شرکت ما کنترل پروژه درونش میشه ولی منشی این کار رو ندیدم بکنه...:D

شاید در شرکت های بی سر و صاحب کنترل پروژه اینجوری اینجام بشه ولی در جایی که واقعا شرکت باشه و. از ادم بازخواست بکنند کسی جرات نمیکنه عین ماست کار بکنه.

درسته که کنترل پروژه توی ایران بیش از یک مستند سازی و دهن کارفرما رو بستن نیست ولی اینقدر هم ابگوشتی نیست.



با احترام

bardinova
2008/4/11, 09:50 PM
[B]
با سلام
پس شما لطف کنید کنترل پروژه نکنید که با یک مهندس کامپیوتر در یک Rank قرار نگیرید...و یا یک منشی...عذر میخوام ولی خنده دار تر از این حرف تا الان نشنیدم...شاید شما تازه به این نتیجه برسید یا به ذهنتون برسه که بتن 21 روزه فرم میگیره ولی...

شرکت ما کنترل پروژه درونش میشه ولی منشی این کار رو ندیدم بکنه...:D

شاید در شرکت های بی سر و صاحب کنترل پروژه اینجوری اینجام بشه ولی در جایی که واقعا شرکت باشه و. از ادم بازخواست بکنند کسی جرات نمیکنه عین ماست کار بکنه.

درسته که کنترل پروژه توی ایران بیش از یک مستند سازی و دهن کارفرما رو بستن نیست ولی اینقدر هم ابگوشتی نیست.



با احترام

یه نفس عمیق بکش ، تا 10 بشمر ، خونسردیت رو حفظ کن ، غیرتی نشو ، مستند حرف بزن ، از همه مهمتر ... احترام خودت رو نگه دار !!!.

bardinova
2008/4/11, 10:12 PM
اگه بخوایم یه کم از اول و اصولی در مورد مقوله پروژه صحبت بکنیم باید برگردیم سراغ یک سازمان . هر سازمانی دارای سه تا Function هست : Marketing ، Operation و Financing . قبل از اینکه بخوایم بحث رو باز کنیم یه تفکیکی باید داشته باشیم . زبان فارسی باوجود زیبایی خاصی که داره در پاره ای از مسائل توانایی زبان انگلیسی رو در رسوندن مفهوم و معنی در یک کلمه نداره . منظورم اینه که گاهی برای ترجمه یک کلمهء انگلیسی باید از یه جمله یا ترکیب چند کلمه استفاده بشه . برای همین معمول هست که خیلی از واژه ها در صنعت (و صد البته بقیه علوم و فنون) بصورت انگلیسی بکار برده میشه . حالا چرا این مطلب رو گفتم ؟ وقتی ما توی مبحث پروژه از واژهء سازمان استفاده میکنیم منظورمون Organization نیست . بلکه منظورمون Enterprise هست ( که تو فارسی معادل واژه بنگاه هست ) . برگردیم سر بحث اصلی . سازمانها همه یه Business Strategy دارن که بصورت مدون و مکتوب موجود است . تو این استراتژی در مورد خیلی چیزها صحبت میشه ، از جمله سه تا استراتژی کوچکتر که به سه Function که بالا گفتم برمیگرده . حالا باز چرا اینا رو گفتم ؟ بحث پروژه در بخش Operation تعریف میشه که میتونه بر اساس شرایط و هدف و محیط میتونه ترکیبی چهار پارامتر باشه : قیمت ، زمان ، کیفیت ، تنوع . حالا منظورم چیه ؟ . وقتی شما میرین Fast Food چه انتظاری دارین ؟ معلومه ! زمان ! . یعنی شما میخواین به سرعت سفارش بدین و به سرعت جا گیر بیارین و به سرعت غذا رو تحویل بگیرین . شما انتظار کیفیت بالا ندارین ، شما توقع قیمت بالا ندارین ، شما فقط سرعت میخواین ! (کار ندارم حالا فست فود های ما چطوری هستن !!!) . اما وقتی میرین یه رستوران خفن ، اونجا زمان براتون اهمیت نداره ، حتی به قیمت هم توجه نمیکنین ، اونجا فقط شما دنبال کیفیت هستین . یا چرا بسکین رابینز به این شهرت رسیده ؟ قیمت مناسبی نداره ، کیفیت خاصی هم نداره ، اما تنوع داره که شما رو بسمت خودش میکشونه . حالا جاتون رو عوض کنین و بجای مشتری بشینین اون طرف و فروشنده بشین . اونوقت متوجه میشین که چه استراتژی رو باید برای سازمانتون ترتیب بدین و روی چه مباحثی مانور بدین تا به موفقیت برسین . حالا باز چرا تمام این صحبتها رو گفتم ؟ . این مهمترین و حیاتی ترین قضیه توی شروع یک پروژه هست . شرکت توی مناقصه ، تهیه اسناد مناقصه ، تهیه پیشنهاد برای مناقصه ، انتخاب پیمانکار ، انتخاب کارشناسان ، تهیه مواد و ... همه و همه برمیگرده به اینکه از استراتژی خودتون و طرفهای مقابلتون با خبر باشین . اگه یه کم حرفهام پراکنده شد شرمنده . بیشتر صحبت میکنیم .

bardinova
2008/4/11, 10:21 PM
مهتابی عزیز ، درخواستی از شما دارم ، پیشنهاد میکنم دوستان عزیزی که در این بحث (و بحثهای دیگه) شرکت میکنن موردی رو به اطلاع سایر دوستان برسونن که فکر کنم بتونه در پیشبرد بحث کمک بزرگی کنه . پیشنهاد میکنم دوستان شرکت کننده در بحث ، نام شرکتهایی که در اون کار کردند و کار میکنند ، پروژه هایی که با اون درگیر بودند و هستند ، سمت سازمانی که داشتند و دارند و میزان سابقه و سن خودشون بیان کنن تا هم بیشتر با هم آشنا بشیم ، هم اینکه میزان سندیت حرفها مشخص بشه . در خصوص سایر بحثها در هفته های دیگه هم به همین ترتیب اطلاعات فردی در خصوص بحث مربوطه . ممنون از توجهتون .

Parsa_IE
2008/4/12, 12:55 PM
دوستان با سلام
چرا پس این تاپیک جالب خوابیده !؟
دوستان سعی کنید بحث را منحرف نکنید، این موضوع را من هم قبول دارم که در اکثر سازمان ها، صنایع و بنگاه های اقتصادی کشور عزیز ما بحث برنامه ریزی و کنترل پروژه همچون خیلی دیگر از بحث ها مثل ISO، EFQM ، Six Sigma و... فقط اسما وجود دارد و به عمق و مفاهیم و آموزه های آن نه رسیده ایم و نه اجرا میشود مگر در معدود مواردی که استثنا هستند و استثنا و فرض محال، محال نیست ...
پس از این بحث بگذریم و بگذرید و به اصل موضوع بپردازیم

امیر Amir
2008/4/12, 03:37 PM
اینکه بعضی از دوستان شعور دیگران رو به مسخره گرفتند و جوری صحبت میکنند که الان علامه هستند و با غرور صحبت میکنند من یک نفر رو واقعا برای بحث در این تاپیک نا امید کرد.

و دیگه احساس اینکه خیلی رند هستند و تکنیک های خاصی برای به رخ کشیدن خودشون دارند من رو نسبت به شرکت در تالار هم حتی سرد میکنه.

ادم باید اول جنبه هر چیزی رو داشته باشه.
______________________________________
صحبت در مورد این تاپیک از طرف من منتفی هست.
_____________________________________

موفق باشید

bardinova
2008/4/12, 03:55 PM
اینکه بعضی از دوستان شعور دیگران رو به مسخره گرفتند و جوری صحبت میکنند که الان علامه هستند و با غرور صحبت میکنند من یک نفر رو واقعا برای بحث در این تاپیک نا امید کرد.

و دیگه احساس اینکه خیلی رند هستند و تکنیک های خاصی برای به رخ کشیدن خودشون دارند من رو نسبت به شرکت در تالار هم حتی سرد میکنه.

ادم باید اول جنبه هر چیزی رو داشته باشه.
______________________________________
صحبت در مورد این تاپیک از طرف من منتفی هست.
_____________________________________

موفق باشید


من میگم برنامه ریزی و کنترل پروژه در ایران وجود نداره . شما میگین مزخرف میگم (البته کمی بی ادبانه تر !!!) ، من میگم شما یه مورد عینی رو مثال بزن ، شما هم ترجیح میدین که به این بحث ادامه ندین !! . من ادعایی ندارم ، اما اگه انتظار دارین در مورد ادعای غیر مستند و صد البته نگارش بی ادبانه تون ساکت بشینم سخت در اشتباه هستین . بنده همچنان مشتاق آشنا شدن با اون پروژه هایی که شما فرمودین و صد البته دونستن سوابق اجرایی شما هستم . فکر نکنم کنجکاوی در این زمینه ارتباطی به رندی داشته باشه !!! . این عادت جماعت اینترنتی هست که بدونه شناخت همدیگه دوست دارن طرف مقابل رو به هر واژه ای که به ذهنشون میرسه متهم کنن !!! . شما من رو نمیشناسین ، من هم شما رو . اینکه چطور میتونین فقط من رو یه مدعی ، علامه ، رند یا هر واژهء دیگه خطاب کنین ، بدون اینکه حتی بدونین من چند سال دارم و با چه پروژه ها و سازمانهایی درگیر بودم ، جای تعجب فراوان داره .

پ.ن : از حضورتون استفاده کردیم . خسته نباشید .

amirhakimi
2008/4/12, 07:04 PM
نرم افزار خیلی خیلی مهم است و حتی مهم تر از مفاهیم کنترل پروژه مثل CPM و PERT و GERT و مسیر بحرانی و ...
پس مهم نرم افزار است در کنترل پروژه ولی در برنامه ریزی و مدیریت پروژه تخصص روی مسائل و ابعاد مختلف پروژه و نیز اصول برنامه ریزی و مدیریت حرف اول و آخر را میزند
موفق باشید:gol:

پارسا جان منم یجورائی مثل بردینوا باهات اختلاف عقیده دارم
نرم افزار فقط یک ابزاره و نه بیشتر !!!!!
ممکنه یک اپراتور با 2 ساعت ور رفتن با یک نرم افزار بتونه یه گانت رسم کنه و تخصیص منابع بده (که مطمئنا هم میتونه) ولی بدون داشتن علم کنترل پروژه نمیدونه داره چیکار میکنه فقط مثل طوطی داره یکار رو انجام میده (بماند که در اکثر شرکت های ما بهمین منوال است) نمیتونه در شرایط استثنائی ایده بده و صرفا وابسطه به نرم افزاره و اگه ازش بگیری هیچی نمیمونه !
نرم افزار هر چقدر هم که قوی باشه به هر حال از یک الگوریتم ثابت و تعریف شده استفاده میکنه و به قول بردینوا فقط میتونه یک زنگ خطر باشه، فقط همین !
خلاقیت توش تعریف نشده، فقط یک نفر که به علم کنترل پروژه آشناست میتونه بکمک نرم افزار کار رو پیش ببره.

amirhakimi
2008/4/12, 07:14 PM
کنترل پروژه یه شوخی بیشتر نیست ! . فقط صرف هزینه و اضافه کردن چند نون خور به تیم پروژه و ساکت کردن یه عده آدم که فرق دست چپ با پای راستشون رو نمیدونن !!! . میخواین براتون کنترل پروژه رو تعریف کنم ؟؟ . کنترل پروژه یعنی تابلویی به اسم گانت چارت !! . دو حالت داره : (1) شما یک مهندس صنایع یا کامپیوتر میارین ، جلوش یه MSP و در شرایط با کلاس تر Primavera میذارین و بهش میگین برام یه گانت بکش خوشگل باشه ، گوشه هاش رنگی باشه ، فقط هم تو یه صفحه A3 جا بشه ، میخوام بزنم پشت میزم گوگولی بشه !!. (2) یه خانم منشی استخدام میکنین ، بهش میگین خانم عزیز نمودار میله ای که میدونی چیه ؟ با Excel یا با دست برام چند تا میله بکش از طرف سازمان اجبار کردن که بهشون چندتا میله بدیم !! . من خواستم سیخ کباب بدم ، گفتن نه حتما باید میله باشه !! . از اونجایی که تمام مباحث دیگه برنامه ریزی و کنترل پروژه کشک هست و شما فقط به یک کامپیوتر و پرینتر و چندتا میله احتیاج دارین ، خیالتون راحت هست که همه چیز تحت کنترل هست و شما یکی از خدایان PMP در ایران هستین . حالا بعد از یه مدت که به شکل 1 یا 2 به این میله ها دسترسی پیدا کردین ، به اونها یه نگاه میندازین . متوجه میشین که اون فعالیت بتن ریزی که قرار بوده دو ماه پیش تموم بشه هنوز شروع هم نشده ! . اگه خیلی باهوش باشین بیشتر دقت میکنین و متوجه میشین که برای این فعالیت فقط 10 روز وقت گذاشتین !! . یادتون میوفته که فقط خشک شدن بتن 21 روز طول میکشه !! . حالا اینجا یه حرکت ماورایی انجام میدین که بتمن و سوپرمن و اسپایدرمن و هرچی "من" تو دنیا هست انگشت به دهان میمونن : شما دست به پروژه نمیزنین !!!!. بلکه میدین گانت چارت رو با اطلاعات جدید بروز رسانی کنن !!! . نسخه جدید میرسه دستتون . با نسخه قبلی که دستتون بود مقایسه میکنین !! . پروژه شما قرار بوده سال 1387 با 1000 تومن تموم بشه ، با برنامه ریزی فوق العاده ای که انجام گرفته بود تو نسخه قبلی شما رسیده بودین به سال 1385 و هزینهء 700 تومن !!! . خوشحال بودین که دو سال هم زودتر نتیجه میگیرین و اون دو سال رو میرین سواحل قناری خوش میگذرونین و اون 300 تومن باقیمونده رو خرج میکنین !! . حالا با این برنامه جدید که رسیده دستتون میبینین که پروژه سال 1389 با هزینه 1500 تومن تموم میشه ! . از اونجایی که پروژه شما دولتی هست ، درخواست پول میکنین یا پروژه رو میخوابونین . این نسخه Revision چندین بار دیگه تکرار میشه تا پروژه از همه نظر توجیه پذیری خودش رو از دست بده ! . اونوقت هست که دیگه وقتشه بچهء ناقص و نارس ما با چندین سال تاخیر وارد دنیا بشه !! . خانمها ، آقایون ، خسته نباشین . بریم سراغ پروژه بعدی !!!!
کنترل پروژه اصلا هم شوخی نیست بلکه ما ایرانی ها اونو شوخی گرفتیم (مثل خیلی از چیزا) یکی از کاربردی ترین علوم در دنیا در زمینه صنایع هستش !!
تا حدی حق با شماست منم تا حدودی همچین چیزائیو تو کار دیدم. ولی خوب طبق حرف حسام58 باید پتروشیمی و نفت رو از این حساب یکم جداکنیم چون خودم دیدم که کنترل پروژه نه به معنای ایده آل ولی به نسبت سایر صنایع کشور خیلی اصولی تر اجرا میکنن.

amirhakimi
2008/4/12, 07:29 PM
من میگم برنامه ریزی و کنترل پروژه در ایران وجود نداره . شما میگین مزخرف میگم (البته کمی بی ادبانه تر !!!) ، من میگم شما یه مورد عینی رو مثال بزن ، شما هم ترجیح میدین که به این بحث ادامه ندین !! . من ادعایی ندارم ، اما اگه انتظار دارین در مورد ادعای غیر مستند و صد البته نگارش بی ادبانه تون ساکت بشینم سخت در اشتباه هستین . بنده همچنان مشتاق آشنا شدن با اون پروژه هایی که شما فرمودین و صد البته دونستن سوابق اجرایی شما هستم . فکر نکنم کنجکاوی در این زمینه ارتباطی به رندی داشته باشه !!! . این عادت جماعت اینترنتی هست که بدونه شناخت همدیگه دوست دارن طرف مقابل رو به هر واژه ای که به ذهنشون میرسه متهم کنن !!! . شما من رو نمیشناسین ، من هم شما رو . اینکه چطور میتونین فقط من رو یه مدعی ، علامه ، رند یا هر واژهء دیگه خطاب کنین ، بدون اینکه حتی بدونین من چند سال دارم و با چه پروژه ها و سازمانهایی درگیر بودم ، جای تعجب فراوان داره .

پ.ن : از حضورتون استفاده کردیم . خسته نباشید .


امیراحمد عزیز این کارت اصلا درست نبود، من کاملا با بردینوا موافقم که بدون شناخت همدیگه حق نداریم درباره هم قضاوت کنیم !! همیشه در صحبت هاتون خواهشا احترام هم رو نگه دارین، چون بعدش که پشیمون شدین دیگه اونوقت پشیمونی سودی نداره. مخصوصا در شرایطی مثل الان که هیچگونه شناخت از هم ندارید. بابا دیگه سن و سالی ازتون گذشته (مهندسین !)، این رفتارها کمی دور از انتظاره.
ببخشید که فضولی کردم.

دوستان
من متوجه نمیشم چرا شما دوست دارین هی وارد حاشیه بشین، بابا یکم به متن پرداختن هم ضرری نداره به خدا !!!!!!
بابا هممون میدونیم که تو ایران کتنرل پروژه کشکه (بجز استثناهای محدودی) و فقط یک اسم گانت ازش باقی مونده. ولی خوب که چی، این ماها هستیم که باید شرایط رو عوض کنیم دیگه، غیر از اینه !!!
میخواین تا ابد کنترل پروژه همون کشک باقی بمونه or what !!!!!!
مطمئن باشین با بهم پریدن مشکلی حل نمیشه، اگه دوست دارین بحث علمی بکنیم که یه چیزی یاد بگیریم من مخلص همتون هم هستم ولی اگه میخواین اینجوری احساسی بهم بپرین من مزاحمتون نمیشم

amirhakimi
2008/4/12, 10:31 PM
بابا دیگه هر چیزی حدی داره، تمومش کنین دیگه:w00:
با این بحثا مخواین به کجا برسین !:w09:

مدیر محترم کجائی :cry:

bardinova
2008/4/12, 10:40 PM
کنترل پروژه اصلا هم شوخی نیست بلکه ما ایرانی ها اونو شوخی گرفتیم (مثل خیلی از چیزا) یکی از کاربردی ترین علوم در دنیا در زمینه صنایع هستش !!
تا حدی حق با شماست منم تا حدودی همچین چیزائیو تو کار دیدم. ولی خوب طبق حرف حسام58 باید پتروشیمی و نفت رو از این حساب یکم جداکنیم چون خودم دیدم که کنترل پروژه نه به معنای ایده آل ولی به نسبت سایر صنایع کشور خیلی اصولی تر اجرا میکنن.


در مورد شوخی نبودن کنترل پروژه شک نکنین و صد البته به این نکته توجه کنین که اونی که من نوشتم (مثلا) از زبان یک مدیر محترم بود ، نه یک مهندس صنایع ! .

امیر عزیز ، تعاریف و برداشتهای شخصی رو بریزیم دور و کمی بازتر به موضوع نگاه کنیم . قبلا هم گفتم ، در علم مدیریت پروژه ، پروژه ای موفق قلمداد میشه که بتونه در زمان برنامه ریزی شده و با هزینهء برنامه ریزی شده ، Scope برنامه ریزی شده رو ارائه بده . تغییر هر کدوم از اینها شکست پروژه رو ناشی میشه . یعنی چی ؟ یعنی اگه پروژه ای به نتیجه برسه اما فقط یه کدوم از این سه پارامتر اون چیزی نباشه که برنامه ریزی شده ، یعنی شما برنامه ریزی و کنترل پروژه نداشتین (یا احتمالا خیال میکردین که داشتین !!!) . تا کنون هیچ پروژه ای ، حتی پروژه های نفت و پتروشیمی ، در کشور موفق نشدن هر سه پارامتر رو کنترل کنن . پس ، این یعنی هیچ پروژه ای به معنای واقعی در کشور موفق نبوده . این موضوع دلایل زیادی داره که تعداد کمی از اونها متوجه مهندسین صنایع و تیم کنترل پروژه است . موفق باشید .

امیر Amir
2008/4/12, 10:43 PM
در مورد شوخی نبودن کنترل پروژه شک نکنین و صد البته به این نکته توجه کنین که اونی که من نوشتم (مثلا) از زبان یک مدیر محترم بود ، نه یک مهندس صنایع ! .

امیر عزیز ، تعاریف و برداشتهای شخصی رو بریزیم دور و کمی بازتر به موضوع نگاه کنیم . قبلا هم گفتم ، در علم مدیریت پروژه ، پروژه ای موفق قلمداد میشه که بتونه در زمان برنامه ریزی شده و با هزینهء برنامه ریزی شده ، Scope برنامه ریزی شده رو ارائه بده . تغییر هر کدوم از اینها شکست پروژه رو ناشی میشه . یعنی چی ؟ یعنی اگه پروژه ای به نتیجه برسه اما فقط یه کدوم از این سه پارامتر اون چیزی نباشه که برنامه ریزی شده ، یعنی شما برنامه ریزی و کنترل پروژه نداشتین (یا احتمالا خیال میکردین که داشتین !!!) . تا کنون هیچ پروژه ای ، حتی پروژه های نفت و پتروشیمی ، در کشور موفق نشدن هر سه پارامتر رو کنترل کنن . پس ، این یعنی هیچ پروژه ای به معنای واقعی در کشور موفق نبوده . این موضوع دلایل زیادی داره که تعداد کمی از اونها متوجه مهندسین صنایع و تیم کنترل پروژه است . موفق باشید .
حرف شما صحیح..
چه کار کنیم 3 پارامتر باهم کنترل بشه

amirhakimi
2008/4/12, 10:44 PM
در مورد شوخی نبودن کنترل پروژه شک نکنین و صد البته به این نکته توجه کنین که اونی که من نوشتم (مثلا) از زبان یک مدیر محترم بود ، نه یک مهندس صنایع ! .

امیر عزیز ، تعاریف و برداشتهای شخصی رو بریزیم دور و کمی بازتر به موضوع نگاه کنیم . قبلا هم گفتم ، در علم مدیریت پروژه ، پروژه ای موفق قلمداد میشه که بتونه در زمان برنامه ریزی شده و با هزینهء برنامه ریزی شده ، Scope برنامه ریزی شده رو ارائه بده . تغییر هر کدوم از اینها شکست پروژه رو ناشی میشه . یعنی چی ؟ یعنی اگه پروژه ای به نتیجه برسه اما فقط یه کدوم از این سه پارامتر اون چیزی نباشه که برنامه ریزی شده ، یعنی شما برنامه ریزی و کنترل پروژه نداشتین (یا احتمالا خیال میکردین که داشتین !!!) . تا کنون هیچ پروژه ای ، حتی پروژه های نفت و پتروشیمی ، در کشور موفق نشدن هر سه پارامتر رو کنترل کنن . پس ، این یعنی هیچ پروژه ای به معنای واقعی در کشور موفق نبوده . این موضوع دلایل زیادی داره که تعداد کمی از اونها متوجه مهندسین صنایع و تیم کنترل پروژه است . موفق باشید .

من که خدمتتون عرض کردم دوست من کاملا نه ولی نسبت به بقیه جاها بهتر بوده.

bardinova
2008/4/12, 10:48 PM
بابا دیگه هر چیزی حدی داره، تمومش کنین دیگه:w00:
با این بحثا مخواین به کجا برسین !:w09:

مدیر محترم کجائی :cry:


متاسفانه من متن نامه ایشون رو پیدا نکردم که جوابشون رو بدم . همچنان مشتاق دونستن سن و سوابق اجرایی ایشون هستم !!!!!. اگه ایشون میخوان طفره برن ، خب ، ما هم حرفهای و ادعاهای ایشون رو نشنیده میگیریم !!!.

amirhakimi
2008/4/12, 10:52 PM
متاسفانه من متن نامه ایشون رو پیدا نکردم که جوابشون رو بدم . همچنان مشتاق دونستن سن و سوابق اجرایی ایشون هستم !!!!!. اگه ایشون میخوان طفره برن ، خب ، ما هم حرفهای و ادعاهای ایشون رو نشنیده میگیریم !!!.

من متوجه نمیشم آخه این بحثا چه دردی رو دوا میکنه :warn:
بس کنین به خاطر خدا، بابا ناسلامتی این تاپیک برای کنترل پروژه ساخته شده بود نه کل کل و دعوا مرافع دوستان !

bardinova
2008/4/12, 11:40 PM
حرف شما صحیح..
چه کار کنیم 3 پارامتر باهم کنترل بشه


اینکه بتونیم این سه پارامتر رو در کنار هم کنترل کنیم کار سختی نیست . منتها باید بستر اونها فراهم باشه . به اول پروژه نگاه کنین . همونجایی که قبلا در موردش صحبت کردم و چیزهایی در خصوص استراتژی شرکت گفتم . در اولین قدم (با فرض اینکه شما فقط در بخش برنامه ریزی و کنترل پروژه هستین و ارتباطی با PMO ندارین. این رو هم بگم ، مطمئن باشین ، شک نکنین ، براتون قسم خواهم خورد ، که ما چیزی به اسم PMO توی ایران نداریم !!!.) قرارداد مهمترین چیز هست . یعنی از مناقصه ای که شرکت میکنین تا پیشنهادی که ارائه میدین اهمیت بسیار زیادی داره . بذارین منظورم رو واضح تر بگم . PMO باید زمان و هزینه تقریبی پروژه رو تخمین بزنه (همون PMOیی که ما تو ایران نداریم) پس تا اینجا زمان و هزینه تقریبی ما به احتمال زیاد مشکل داره . حالا یه پیمانکار توی مناقصه شرکت میکنه و برای اینکه برنده بشه ، تا بتونه از تسهیلات استفاده کنه ، تا بتونه واردات داشته باشه ، تا بتونی پروژه های نیمه تمومش رو با دریافت پیش پرداخت این یکی پروژه سر و سامان بده ، فقط بخاطر برنده شدن قیمت رو میشکونه . بدون اینکه حتی یدونه CBS کشیده شده باشه و هیچ دلیل و منطقی وجود داشته باشه . پس اون هزینه غلط با ارائه این پیشنهاد غلط ، غلط تر میشه !!!! . وقتی هزینه رو بی جهت بیاری پایین ، برای صرفه جویی در خیلی ازمسائل مجبور میشی زمان رو افزایش بدی . پس اون زمان غلط هم غلط تر میشه !! . حالا وقت چی هست ؟!!؟ چی الان میتونه کار رو از قبل هم خراب تر کنه ؟!!؟ . شما مدیریت ریسک رو فراموش کردین !!! . یا سرهم بندی کردین !! یا ریسکها رو شناسایی کردین و نتونستین براش Response بنویسین . چرا ؟ چون تو کشور ما چیزی به اسم Database وجود نداره . شما هر چقدر هم PMIS بنویسین ، اما با چه داده ای میخواین اون رو پر کنین که بعدا بتونین باهاش نمودارهای Quantitative Risk Analysis رسم کنین ؟؟؟!! . اینجاست که فقط مواجهه با یکی از اون ریسکها همه چیز رو از قبل هم خراب تر میکنه ! . در کنار این مسائل قوانین دولتی ، شرایط دولتی ، مدیران دولتی ، مدام در حال چرخش و گردش هستن !!! . هیچ چیزی ثبات نداره !! این میتونه بعنوان بزرگترین ریسک ، اون هم یک ریسک اجتناب ناپذیر ، بحساب بیاد . حالا پروژه شروع میشه ، زمان و هزینه که داغون شد ! اینجاست که شما سعی میکنین قیچی بردارین و ابروی پروژه رو روبراه کنین اما مصادف میشه با کور کردن چشم پروژه !!! . شما Scope رو تغییر میدین تا هزینه و زمانتون درست بشه . اما از اونجایی که این تغییر اصولی و حساب شده نیست همه چیز خرابتر از قبل میشه !!! . من چندین و چند آیتم دیگه هم میتونم اسم ببرم . مثلا عدم هماهنگی بین کارایی و اثربخشی (یعنی رعایت نکردن هر دو اصل Effective بودن و Efficient بودن پروژه) ، نداشتن مدیریت صحیح در Human Resource ، عدم ثبات در بازار مواد اولیه و ... . اما ّباشه برای بعد و دونستن نظر سایر دوستان .

mahtabi
2008/4/13, 08:08 AM
مهتابی عزیز ، درخواستی از شما دارم ، پیشنهاد میکنم دوستان عزیزی که در این بحث (و بحثهای دیگه) شرکت میکنن موردی رو به اطلاع سایر دوستان برسونن که فکر کنم بتونه در پیشبرد بحث کمک بزرگی کنه . پیشنهاد میکنم دوستان شرکت کننده در بحث ، نام شرکتهایی که در اون کار کردند و کار میکنند ، پروژه هایی که با اون درگیر بودند و هستند ، سمت سازمانی که داشتند و دارند و میزان سابقه و سن خودشون بیان کنن تا هم بیشتر با هم آشنا بشیم ، هم اینکه میزان سندیت حرفها مشخص بشه . در خصوص سایر بحثها در هفته های دیگه هم به همین ترتیب اطلاعات فردی در خصوص بحث مربوطه . ممنون از توجهتون .

با سلام:
نظر خوبي دادين اما من فكر ميكنم كه هر كسي كه دوست داره و براش مسئله اي نيست بگه و اجباري روي اين مسئله نباشه.
در هر صورت من نظرم اينه كه نبايد گفت كه چون به فرض من نوعي اونقدرا كار نكردم حق نظر و حرف ندارم.
فكر كنم در اول هر بحث ايين مطرح شه بهتره.

با تشكر از ايدتون

mahtabi
2008/4/13, 08:19 AM
من اول ميخواستم تمام اين حرفا رو پاك كنم اما چون هم بي احترامي به نويسندست و هم اينكه ديدم خوب ما داريم بحث ميكنيم حداقل بايد يه اينجا با هم راحت باشييم و بگيم كه چي ميگذره....
بچه هاي گل بد نيست كه با هم كميم بحث كنيم اما كاملا با احترام
دوستاي خوبم، اينا هم لازمه.
اما حالا به دور از اين حرفا نظر من اينه كه يكي كه واقعا كار انجام داده خودش داوطلب شه و يه سري توضيحات كاربردي در مورد سير كاري كنترل پرو‍ژه بگه.

اينجوري عينيت هم پيدا ميكنه و هم اينكه بحث جهت دار ميشه.
من خودم كار كردم اما نه اينكه حرفه اي باشم.
به هر حال هم اين كه من ترم پيش تازه درسم رو تموم كردم و هم اينكه من موقعيت جغرافيايي درستي از لحاظ كاري ندارم.اما واقعا عاشق كنترل پروژه ام.

arminspeedy
2008/4/13, 10:59 AM
من میگم برنامه ریزی و کنترل پروژه در ایران وجود نداره . شما میگین مزخرف میگم (البته کمی بی ادبانه تر !!!) ، من میگم شما یه مورد عینی رو مثال بزن ، شما هم ترجیح میدین که به این بحث ادامه ندین !! . من ادعایی ندارم ، اما اگه انتظار دارین در مورد ادعای غیر مستند و صد البته نگارش بی ادبانه تون ساکت بشینم سخت در اشتباه هستین . بنده همچنان مشتاق آشنا شدن با اون پروژه هایی که شما فرمودین و صد البته دونستن سوابق اجرایی شما هستم . فکر نکنم کنجکاوی در این زمینه ارتباطی به رندی داشته باشه !!! . این عادت جماعت اینترنتی هست که بدونه شناخت همدیگه دوست دارن طرف مقابل رو به هر واژه ای که به ذهنشون میرسه متهم کنن !!! . شما من رو نمیشناسین ، من هم شما رو . اینکه چطور میتونین فقط من رو یه مدعی ، علامه ، رند یا هر واژهء دیگه خطاب کنین ، بدون اینکه حتی بدونین من چند سال دارم و با چه پروژه ها و سازمانهایی درگیر بودم ، جای تعجب فراوان داره .

پ.ن : از حضورتون استفاده کردیم . خسته نباشید .
با سلام
من تمامی مطالبی رو که دوستان گذاشته بودن تا امروز مطالعه کردم و کلی هم چی یاد گرفتم.
اما bardinova عزیز، شما ادعا می کنین که در ایران برنامه ریزی و کنترل پروژه وجود نداره، اما با تمام احترامی که براتون قائل هستم باید بگم که سخت در اشتباهین.شما پروژه هایی رو می خواین که تو اونا کار کنترل پروژه و برنامه ریزی وجود داره، درسته؟
خوب من یکی از اونا رو که مستقیماً خودم با اون درگیرم و در جریان کاملش هستم رو خدمتتون معرفی می کنم. تا حالا اسم پروژه مجتمع تجاری، فرهنگی، تفریحی خلیج فارس رو که بزرگترین پروژه در نوع خودش هست رو حتماً شنیدین؟!!! تبلیغاتش همه جای ایران هست.این پروژه که در شیراز در حال ساخت یکی از مصادیق عینی کار کنترل پروژه و برنامه ریزی پروژه در ایران هست.تا اونجایی که بنده در جریان این پروژه هستم، تمامی اصول کنترل پروژه تا تاریخ امروز در اون رعایت شده.
پس اینم مصداق واقعی....!!!!
من اصلاً قصد حمایت از فرد خاصی رو ندارم و اگر هم تا اینجا پستی در این تاپیک نگذاشته بودم واسه این بوده که ابتدا نظرات بقیه دوستان رو که از من بیشتر میدونن مطالعه کنم.
از همه واسه انتقال اطلاعات و تجاربشون تشکر می کنم.
(اگر هم دوستان در مورد پروژه خلیج فارس می خوان اطلاعات بیشتری داشته باشن، من می تونم صحبت ها مو با مستندات ارائه کنم، البته تا اونجایی که توانایی داشته باشم.);)

Parsa_IE
2008/4/13, 12:18 PM
دوستان سلام
این پست برای بحث و به چالش کشیدن مدیریت کشور نیست !
مدیریت صنعتی کشور ما هم، مثل همه کشور ها نقاط قوت و ضعف دارد ولی بهتر است که از بحث اصلی دور نشیم ...
Bardinovaی عزیز شما هم قبول کنید که در هر موضوعی ممکنه استثنا وجود داشته باشد و بنده و شما و دیگر دوستان از تمامی پروژه های در دست انجام یا انجام شده خبر نداریم ...
( مثلا ) ممکنه در نقطه دور افتاده ای از مملکت ما به فرض پروژه منحصر به فرد نصب و راه اندازی مثلا آنتن اپراتور خاصی با رعایت تمام اصول برنامه ریزی و کنترل پروژه انجام شود و پروژه هم اتفاقا در موعد مقرر با هزینه از پیش تعیین شده و کیفیت مطلوب انجام شود
پس نمیشه به طور قطع این موضوع را نفی کرد ...
پس از این بحث بگذریم و خوب و بد مدیریت کشور را فعلا به مدیران کنونی بسپاریم تا روزی که خود ما به آن جایگاه علمی و تجربی برسیم و ببینیم آن زمان که عنان امور در دست ما خواهد بود چه پیشرفتی در صنایع کشور حاصل خواهد شد ...
در ضمن مهندسی صنایع به نسبت مهندسی مدرنی است و با توجه به تغییرات مداوم اختلاف زیادی با علوم کلاسیک همچون مکانیک و عمران و برق دارد پس فرصت بدیم و صبر داشته باشیم تا این مهندسی جدید و صد البته مهم به جایگاه واقعی خود در کشور برسد ...

به امید آن روز
موفق باشید

amirhakimi
2008/4/13, 12:23 PM
اینکه بتونیم این سه پارامتر رو در کنار هم کنترل کنیم کار سختی نیست . منتها باید بستر اونها فراهم باشه . به اول پروژه نگاه کنین . همونجایی که قبلا در موردش صحبت کردم و چیزهایی در خصوص استراتژی شرکت گفتم . در اولین قدم (با فرض اینکه شما فقط در بخش برنامه ریزی و کنترل پروژه هستین و ارتباطی با PMO ندارین. این رو هم بگم ، مطمئن باشین ، شک نکنین ، براتون قسم خواهم خورد ، که ما چیزی به اسم PMO توی ایران نداریم !!!.) قرارداد مهمترین چیز هست . یعنی از مناقصه ای که شرکت میکنین تا پیشنهادی که ارائه میدین اهمیت بسیار زیادی داره . بذارین منظورم رو واضح تر بگم . PMO باید زمان و هزینه تقریبی پروژه رو تخمین بزنه (همون PMOیی که ما تو ایران نداریم) پس تا اینجا زمان و هزینه تقریبی ما به احتمال زیاد مشکل داره . حالا یه پیمانکار توی مناقصه شرکت میکنه و برای اینکه برنده بشه ، تا بتونه از تسهیلات استفاده کنه ، تا بتونه واردات داشته باشه ، تا بتونی پروژه های نیمه تمومش رو با دریافت پیش پرداخت این یکی پروژه سر و سامان بده ، فقط بخاطر برنده شدن قیمت رو میشکونه . بدون اینکه حتی یدونه CBS کشیده شده باشه و هیچ دلیل و منطقی وجود داشته باشه . پس اون هزینه غلط با ارائه این پیشنهاد غلط ، غلط تر میشه !!!! . وقتی هزینه رو بی جهت بیاری پایین ، برای صرفه جویی در خیلی ازمسائل مجبور میشی زمان رو افزایش بدی . پس اون زمان غلط هم غلط تر میشه !! . حالا وقت چی هست ؟!!؟ چی الان میتونه کار رو از قبل هم خراب تر کنه ؟!!؟ . شما مدیریت ریسک رو فراموش کردین !!! . یا سرهم بندی کردین !! یا ریسکها رو شناسایی کردین و نتونستین براش Response بنویسین . چرا ؟ چون تو کشور ما چیزی به اسم Database وجود نداره . شما هر چقدر هم PMIS بنویسین ، اما با چه داده ای میخواین اون رو پر کنین که بعدا بتونین باهاش نمودارهای Quantitative Risk Analysis رسم کنین ؟؟؟!! . اینجاست که فقط مواجهه با یکی از اون ریسکها همه چیز رو از قبل هم خراب تر میکنه ! . در کنار این مسائل قوانین دولتی ، شرایط دولتی ، مدیران دولتی ، مدام در حال چرخش و گردش هستن !!! . هیچ چیزی ثبات نداره !! این میتونه بعنوان بزرگترین ریسک ، اون هم یک ریسک اجتناب ناپذیر ، بحساب بیاد . حالا پروژه شروع میشه ، زمان و هزینه که داغون شد ! اینجاست که شما سعی میکنین قیچی بردارین و ابروی پروژه رو روبراه کنین اما مصادف میشه با کور کردن چشم پروژه !!! . شما Scope رو تغییر میدین تا هزینه و زمانتون درست بشه . اما از اونجایی که این تغییر اصولی و حساب شده نیست همه چیز خرابتر از قبل میشه !!! . من چندین و چند آیتم دیگه هم میتونم اسم ببرم . مثلا عدم هماهنگی بین کارایی و اثربخشی (یعنی رعایت نکردن هر دو اصل Effective بودن و Efficient بودن پروژه) ، نداشتن مدیریت صحیح در Human Resource ، عدم ثبات در بازار مواد اولیه و ... . اما ّباشه برای بعد و دونستن نظر سایر دوستان .

بردینوای عزیز
همه اینهائی که فرمودین متاسفانه عین واقعیته، ولی خوب من فکرم این بود که اینجا میخوایم راجع به کنترل پروژه صحبت کنیم نه کنترل پروژه در ایران !
من میخواستم با این صحبتهائی که پیش اومد یک تاپیک با نام "دلایل عدم موفقیت کنترل پروژه در ایران" ایجاد کنم. ولی خوب الان میبینم که تو همین تاپیک هم میشه راجع بهش صحبت کرد البته اگه تا سه روز دیگه قفل نشه تاپیک :smile:
حالا بیاین راجع به این بحث کنیم که چرا همچین علم قشنگ و حیاتی و کاربردی تو ایران به چشم یک شوخی بهش نگاه میشه، بالاخره باید از یه جا شروع کرد و گفت دیگه بسه !! به نظر شما برای ازبین بردن این دیدگاه چه راهکارهائی میشه درنظر گرفت و یا چه پیش نیازهائی رو باید اول فراهم کنیم.
از تمامی دوستان عاجزانه تقاضا دارم که بدور از بی احترامی به هم به ارائه راه حل برای این معضل بپردازیم، این مشکل چه خوشمون بیاد چه نه تو ایران ماست و ما هم داریم تو ایران زندگی میکنیم. پس بخاطر آینده خودمون هم که شده بیایم راجع بهش فکر کنیم.
با سپاس

bardinova
2008/4/13, 02:24 PM
بردینوای عزیز
همه اینهائی که فرمودین متاسفانه عین واقعیته، ولی خوب من فکرم این بود که اینجا میخوایم راجع به کنترل پروژه صحبت کنیم نه کنترل پروژه در ایران !
من میخواستم با این صحبتهائی که پیش اومد یک تاپیک با نام "دلایل عدم موفقیت کنترل پروژه در ایران" ایجاد کنم. ولی خوب الان میبینم که تو همین تاپیک هم میشه راجع بهش صحبت کرد البته اگه تا سه روز دیگه قفل نشه تاپیک :smile:
حالا بیاین راجع به این بحث کنیم که چرا همچین علم قشنگ و حیاتی و کاربردی تو ایران به چشم یک شوخی بهش نگاه میشه، بالاخره باید از یه جا شروع کرد و گفت دیگه بسه !! به نظر شما برای ازبین بردن این دیدگاه چه راهکارهائی میشه درنظر گرفت و یا چه پیش نیازهائی رو باید اول فراهم کنیم.
از تمامی دوستان عاجزانه تقاضا دارم که بدور از بی احترامی به هم به ارائه راه حل برای این معضل بپردازیم، این مشکل چه خوشمون بیاد چه نه تو ایران ماست و ما هم داریم تو ایران زندگی میکنیم. پس بخاطر آینده خودمون هم که شده بیایم راجع بهش فکر کنیم.
با سپاس

در زمینهء کنترل پروژه بزرگترین نقصی که کشور ما داره نبود اطلاعات و آمار درست هست . اصولا اینطور که بنظر میرسه چیزی به اسم آمار در کشور ما وجود واقعی نداره . فقط کافی هست با آمارهای غیر واقعی از تمامی مسائل کشور بندازین ، و اختلافات بسیار زیاد بین ارقامی که از طرف سازمانهای مختلف اعلام و منتشر میشه . یعنی از نظر شخص بنده اولین قدم برای رسیدن به تمامی اون چیزهایی که یکیش کنترل پروژه هست ، باید آمار درست و واقعی از تمامی مسائل مربوط رو داشته باشیم .

دوستان دیگه در مورد پروژه های موفق صحبت کردن . فکر کنم تا الان که در این مورد صحبت کردم یه جای حرفم نامفهوم باقی مونده . من منظورم پروژه های بزرگ و ملی بود و نه تمامی پروژه ها . مسلما پروژهء راه اندازی خط جدید تولید در یک کارخونه ، با کمی سعی و تلاش ، میتونه کاملا موفق باشه و به نتیجه برسه .

اتفاقا من لازمهء این تاپیک و تاپیکها مشابه رو همین بحثها میدونم ، در غیر اینصورت مطالب تکراری و کپی کردن دانسته های پایه چیزی نیست که بتونه کمکی به کسی کنه .

bardinova
2008/4/13, 02:38 PM
با سلام
من تمامی مطالبی رو که دوستان گذاشته بودن تا امروز مطالعه کردم و کلی هم چی یاد گرفتم.
اما bardinova عزیز، شما ادعا می کنین که در ایران برنامه ریزی و کنترل پروژه وجود نداره، اما با تمام احترامی که براتون قائل هستم باید بگم که سخت در اشتباهین.شما پروژه هایی رو می خواین که تو اونا کار کنترل پروژه و برنامه ریزی وجود داره، درسته؟
خوب من یکی از اونا رو که مستقیماً خودم با اون درگیرم و در جریان کاملش هستم رو خدمتتون معرفی می کنم. تا حالا اسم پروژه مجتمع تجاری، فرهنگی، تفریحی خلیج فارس رو که بزرگترین پروژه در نوع خودش هست رو حتماً شنیدین؟!!! تبلیغاتش همه جای ایران هست.این پروژه که در شیراز در حال ساخت یکی از مصادیق عینی کار کنترل پروژه و برنامه ریزی پروژه در ایران هست.تا اونجایی که بنده در جریان این پروژه هستم، تمامی اصول کنترل پروژه تا تاریخ امروز در اون رعایت شده.
پس اینم مصداق واقعی....!!!!
من اصلاً قصد حمایت از فرد خاصی رو ندارم و اگر هم تا اینجا پستی در این تاپیک نگذاشته بودم واسه این بوده که ابتدا نظرات بقیه دوستان رو که از من بیشتر میدونن مطالعه کنم.
از همه واسه انتقال اطلاعات و تجاربشون تشکر می کنم.
(اگر هم دوستان در مورد پروژه خلیج فارس می خوان اطلاعات بیشتری داشته باشن، من می تونم صحبت ها مو با مستندات ارائه کنم، البته تا اونجایی که توانایی داشته باشم.);)

با این پروژه آشنا نبودم . الان که شما گفتین یه چیزهایی در موردش توی چند سایت خوندم . بله ، موافقم ، اینطور که معلومه پروژه عظیمی هست . نیم میلیون دلار هزینه برآورد شده و اتمام پروژه در انتهای سال 88 . البته این رو هم بگم ، تا پروژه تموم نشه نمیشه در مورد موفق یا ناموفق بودن اون صحبت کرد . این پروژه هنوز قابل استناد نیست . اما اگه در جریان کنترل پروژهء اون هستین ممنون میشم که توضیحاتی رو در این خصوص بدین . با تشکر .

پ.ن : تو همین سایت خودمون توی تالار مهندسی عمران پستی در مورد مشخصات این پروژه نوشتهء ebrahim110 وجود داره . آدرسش هم اینه :
http://www.iran-eng.com/showthread.php?t=26393

amirhakimi
2008/4/13, 04:17 PM
در زمینهء کنترل پروژه بزرگترین نقصی که کشور ما داره نبود اطلاعات و آمار درست هست . اصولا اینطور که بنظر میرسه چیزی به اسم آمار در کشور ما وجود واقعی نداره . فقط کافی هست با آمارهای غیر واقعی از تمامی مسائل کشور بندازین ، و اختلافات بسیار زیاد بین ارقامی که از طرف سازمانهای مختلف اعلام و منتشر میشه . یعنی از نظر شخص بنده اولین قدم برای رسیدن به تمامی اون چیزهایی که یکیش کنترل پروژه هست ، باید آمار درست و واقعی از تمامی مسائل مربوط رو داشته باشیم .


کاملا درسته
دوستان دیگه چه مشکلاتی بر سر راه اجرای کنترل پروژه در ایران هست؟
منتظر نظراتتون هستم

mahtabi
2008/4/14, 08:16 AM
خوب منم یه سری از عواملی رو که نه تنها توی این بحث باعث جواب ندادن برنامه ریزی میشه میگم.
یکیش همینه که جناب بردینوا گفت.دیگه اینکه ما توی ایران با دیگران رو در بایستی داریم ، و اکثرا برای کارهامون و سفارشاتمون با دوست و آشنا معامله میکنیم که این باعث میشه نتونیم بهشون بفهمونیم که من در فلان تاریخ باید حتما این جنس دستم بیاد و این سیر اونقدر ادامه داره که میبینی واسه یه سفارش که میخواسته 2 ماه پیش برسه دستت 5 ماهه وایسادی و پروژت هم خوابیده.
این از چیزای کوچیک شروع میشه، وقتی که با دستت قرار میذاری میبینی 1 ساعت دیر میاد و اصلا به این فکر نمیکنه که شاید طرف برنامه ای داره و ...
دیگه اینکه من هنوزم به این مسئله معتقدم که کارفرما متوجه ضرورت برنامه ریزی نیست و شایدم دلیلشم همین باشه که میبینه هیچ فرقی نمیکنه چون اصولا خودش همکاری نمیکنه.

تا فردی توجیه نشه که چرا یه کاری رو انجام میده اون کار مثمر ثمر نیست.

دیگه اینکه شما بیا برنامه بریز کلیم وقت بذار که دقیق باشه اما وقتی که نیروی کار دلسوز نباشه چه فایده ای داره؟؟؟؟
وجدان کاری هم اینجا خودش رو نشون میده که بازم در خیلی از افراد وجود نداره...
راستش حرف خیلی زیاده.آدم به هر جا نگاه میکنه میبینه...

hparhizi
2008/4/14, 09:45 AM
در زمینهء کنترل پروژه بزرگترین نقصی که کشور ما داره نبود اطلاعات و آمار درست هست . اصولا اینطور که بنظر میرسه چیزی به اسم آمار در کشور ما وجود واقعی نداره . فقط کافی هست با آمارهای غیر واقعی از تمامی مسائل کشور بندازین ، و اختلافات بسیار زیاد بین ارقامی که از طرف سازمانهای مختلف اعلام و منتشر میشه . یعنی از نظر شخص بنده اولین قدم برای رسیدن به تمامی اون چیزهایی که یکیش کنترل پروژه هست ، باید آمار درست و واقعی از تمامی مسائل مربوط رو داشته باشیم .

دوستان دیگه در مورد پروژه های موفق صحبت کردن . فکر کنم تا الان که در این مورد صحبت کردم یه جای حرفم نامفهوم باقی مونده . من منظورم پروژه های بزرگ و ملی بود و نه تمامی پروژه ها . مسلما پروژهء راه اندازی خط جدید تولید در یک کارخونه ، با کمی سعی و تلاش ، میتونه کاملا موفق باشه و به نتیجه برسه .

اتفاقا من لازمهء این تاپیک و تاپیکها مشابه رو همین بحثها میدونم ، در غیر اینصورت مطالب تکراری و کپی کردن دانسته های پایه چیزی نیست که بتونه کمکی به کسی کنه .

يكي از پروژه هاي ملي كه بيش از سي سال طول كشيد و ميگن افرادي كه در زمان افتتاح اين پروژه استخدام شده بودند در همين پروژه بازنشسته شدند پروژه فرودگاه امام خميني بود كه بنده هم در اين اواخر پروژه چند ماهي افتخار اينرو داشتم كه در واحد كنترل پروژه يكي از شركتهاي اصلي پيمانكار اين پروژه فعاليت داشتم .
البته واحد كنترل پروژه بسيار قوي داشت و اين سالهاي آخر هم خوب كار ميكردند .

bardinova
2008/4/14, 09:52 AM
مشکل دیگه ای که در سر راه برنامه ریزی و کنترل پروژه در کشور وجود نداره عدم شناسایی صحیح Stakeholder ها هست . Stakeholder و یا اونطوری که به فارسی ترجمه شده "ذینفع" به فرد یا سازمانی میگن که بطور مستقیم یا غیر مستقیم با پروژه و نتیجهء اون درگیر هست و میتونه اثر مثبت یا منفی روی اون بذاره . وظیفهء شناسایی Stakeholderها به عهده PMO هست (تاکید میکنم ، همون چیزی که در ایران وجود نداره) . بذارین بیشتر توضیح بدم . در قدم اول Stakeholder ، هر سازمان یا فردی که میتونه روی پروژهء ما به هر نحوی تاثیر بذاره ، شناسایی میشن . بعنوان مثال : شهرداری ، سازمان حمل و نقل و ترافیک ، راهنمایی و رانندگی ، مصرف کننده ها ، سازمان محیط زیست ، وزارت صنایع ، بانک ، پیمانکار ، کارفرما ، همسایه ها و ... . قدم بعدی شناسایی نیاز (Need) و توقع (Expectation) هر کدوم این Stakeholderها هست . اگه بخوام فرق این دوتا رو بگم بهترین مثال این هست که وقتی شما تشنه هستین به آب نیاز (Need) دارین . یعنی نیاز شما مقدم بر هر چیز دیگه هست . اما توقع شما چیه ؟ که این آب خنک و تمیز و گوارا و سالم باشه . برگردیم سر پروژه ، نیاز راهنمایی و رانندگی و سازمان ترافیک این هست که پروژهء شما تاثیری روی ترافیک اون منطقه نذاره . توقع اونها این هست که شما برای هرچیز مثل حمل ماشین آلات سنگین و مواد و مصالح یا حفاری با اونها هماهنگ باشین و زیر نظر اونها این کارها رو انجام بدین . قدم سوم که خیلی هم مهم هست تاثیر (Influence) اونها روی پروژه شما هست . چه مثبت و چه منفی . همین راهنمایی و رانندگی میتونه تاثیر مثبت بذاره ، مجوز حمل براتون صادر کنه ، ترافیک محدوده پروژه شما رو به خیابونهای اطراف منتقل کنه ، یا برعکس اثر منفی بذاره ، کامیونهاتون رو جریمه کنه یا ببره پارکینگ بخوابونه و حتی پروژه شما رو با یه شکایت تعطیل کنه !! . برگردیم سر وقت ایران ! . چون ما PMO نداریم بهمین دلیل عموما یا Stakeholderها شناسایی نمیشن (یعنی شناسایی شده فرض میشن) یا اینکه بطور ناقص و غیر واقعی شناخته میشن . میدونین چرا پروژهء عظیم اتوبان تهران شمال به این شکل وحشتناکی هم در زمینه مالی و هم زمانی با شکست مواجه شده ؟ . بخاطر یه علت بسیار ساده !!! . چون وقتی که داشتن مسیر رو طراحی میکردن یادشون نبوده که Stakeholderـی به نام سازمان محیط زیست وجود داره که میتونه پروژه رو بخاطر برهم زدن اکوسیستم محیط تعطیل کنه !!! . یا چرا برجی که توی اصفهان (نقش جهان) داره ساخته میشه اینهمه به مشکل برخورده ؟؟ . بخاطر اینکه Stakeholderـی با عنوان یونسکو و تاثیرش شناسایی نشده بوده !!! . شناسایی ذینفعان (از نظر من واژه فارسی گویا نیست . چون اکثر ذینفعان پروژه عملا نفعی توی اون ندارن !!) یکی از مهمترین کارهایی هست که حتی قبل از شروع فاز Intiating انجام میشه .

پ.ن : قبلا گفتم باز هم میگم ، واژه های انگلیسی بکار بردن توی کار بخاطر باکلاس بودن نیست !! بلکه لازمه محیط کار هست . شاید مسخره باشه وقتی واژهء راحتی چون "نیاز" رو داریم از Need استفاده کنیم !!! . اما این دقیقا همون چیزی هست که مصطلح هست و اگه شما فارسی اون رو استفاده کنین احتمالا طرف مقابلتون متوجه منظور شما نمیشه ، حتی اگه سوادش در حدی باشه که ندونه Need به فارسی چی میشه !! .

hparhizi
2008/4/14, 10:17 AM
1- جناب برادينوا پيشنهاد ميكنم بخاطر راحتي بقيه دوستان در صورت امكان در آخر همين بحث يه تاپيك ايجاد كنيد و هريك از اين كلمات تخصصي كه در بحث هاتون استفاده كرديد رو با معني فارسيش قرار بديد فكر كنم اينجوري مشكلي براي كسي در اين زمينه وجود نداشته باشه .
2- جناب مهتابي پيشنهاد ميكنم در صورتيكه امكان داشته باشه در آخرين تاپيك همين بحث لينك كليه مطالبي رو كه قبلا بصورت پراكنده در همين سايت ثبت شده رو بذاريد .


ضمناً پيشنهاد برادينوا در خصوص اينكه افراد تجارب كاري خودشون در زمينه كنترل پروژه رو اعلا كنند هم بسيار پيشنهاد خوبيه ميتونه يكي ديگه از آخرين مطالب اين تاپيك باشه

فكر كنم در اينصورت بحث خيلي كامل ميشه

hparhizi
2008/4/14, 10:21 AM
به دوستاني كه ميخوان در خصوص چگونگي پيشرفت پروژه ها در ايران اطلاعات بيشتري كسب كنند پيشنهاد ميكنم برنامه " چراغ خاموش " رو كه از شبكه اول ساعت حدود 11 - 12 پخش ميشه ببينند .
من ديشب يعني براي اولين بار اين برنامه رو ديدم و خيلي افسوس خوردم پيشنهاد ميكنم حتما برنامه رو تعقيب كنيد

mahtabi
2008/4/14, 10:38 AM
1- جناب برادينوا پيشنهاد ميكنم بخاطر راحتي بقيه دوستان در صورت امكان در آخر همين بحث يه تاپيك ايجاد كنيد و هريك از اين كلمات تخصصي كه در بحث هاتون استفاده كرديد رو با معني فارسيش قرار بديد فكر كنم اينجوري مشكلي براي كسي در اين زمينه وجود نداشته باشه .
2- جناب مهتابي پيشنهاد ميكنم در صورتيكه امكان داشته باشه در آخرين تاپيك همين بحث لينك كليه مطالبي رو كه قبلا بصورت پراكنده در همين سايت ثبت شده رو بذاريد .


ضمناً پيشنهاد برادينوا در خصوص اينكه افراد تجارب كاري خودشون در زمينه كنترل پروژه رو اعلا كنند هم بسيار پيشنهاد خوبيه ميتونه يكي ديگه از آخرين مطالب اين تاپيك باشه

فكر كنم در اينصورت بحث خيلي كامل ميشه

در مورد اول منم موافقم اما جواب رو که باید جناب بردینوا بدن.خیلی عالیه که بتونی از اصطلاحات بجا استفاده کنی مثل ایشون.
در مورد درخواستتون هم فکر خوبیه و آخر وقت روز 28 من لینک ها رو میذارم .
و آخرین حرفتون هم که قبلا جواب دادم.

خوشحالم از نظراتتون

mahtabi
2008/4/14, 11:04 AM
مشکل دیگه ای که در سر راه برنامه ریزی و کنترل پروژه در کشور وجود نداره عدم شناسایی صحیح Stakeholder ها هست . Stakeholder و یا اونطوری که به فارسی ترجمه شده "ذینفع" به فرد یا سازمانی میگن که بطور مستقیم یا غیر مستقیم با پروژه و نتیجهء اون درگیر هست و میتونه اثر مثبت یا منفی روی اون بذاره . وظیفهء شناسایی Stakeholderها به عهده PMO هست (تاکید میکنم ، همون چیزی که در ایران وجود نداره) . بذارین بیشتر توضیح بدم . در قدم اول Stakeholder ، هر سازمان یا فردی که میتونه روی پروژهء ما به هر نحوی تاثیر بذاره ، شناسایی میشن . بعنوان مثال : شهرداری ، سازمان حمل و نقل و ترافیک ، راهنمایی و رانندگی ، مصرف کننده ها ، سازمان محیط زیست ، وزارت صنایع ، بانک ، پیمانکار ، کارفرما ، همسایه ها و ... . قدم بعدی شناسایی نیاز (Need) و توقع (Expectation) هر کدوم این Stakeholderها هست . اگه بخوام فرق این دوتا رو بگم بهترین مثال این هست که وقتی شما تشنه هستین به آب نیاز (Need) دارین . یعنی نیاز شما مقدم بر هر چیز دیگه هست . اما توقع شما چیه ؟ که این آب خنک و تمیز و گوارا و سالم باشه . برگردیم سر پروژه ، نیاز راهنمایی و رانندگی و سازمان ترافیک این هست که پروژهء شما تاثیری روی ترافیک اون منطقه نذاره . توقع اونها این هست که شما برای هرچیز مثل حمل ماشین آلات سنگین و مواد و مصالح یا حفاری با اونها هماهنگ باشین و زیر نظر اونها این کارها رو انجام بدین . قدم سوم که خیلی هم مهم هست تاثیر (Influence) اونها روی پروژه شما هست . چه مثبت و چه منفی . همین راهنمایی و رانندگی میتونه تاثیر مثبت بذاره ، مجوز حمل براتون صادر کنه ، ترافیک محدوده پروژه شما رو به خیابونهای اطراف منتقل کنه ، یا برعکس اثر منفی بذاره ، کامیونهاتون رو جریمه کنه یا ببره پارکینگ بخوابونه و حتی پروژه شما رو با یه شکایت تعطیل کنه !! . برگردیم سر وقت ایران ! . چون ما PMO نداریم بهمین دلیل عموما یا Stakeholderها شناسایی نمیشن (یعنی شناسایی شده فرض میشن) یا اینکه بطور ناقص و غیر واقعی شناخته میشن . میدونین چرا پروژهء عظیم اتوبان تهران شمال به این شکل وحشتناکی هم در زمینه مالی و هم زمانی با شکست مواجه شده ؟ . بخاطر یه علت بسیار ساده !!! . چون وقتی که داشتن مسیر رو طراحی میکردن یادشون نبوده که Stakeholderـی به نام سازمان محیط زیست وجود داره که میتونه پروژه رو بخاطر برهم زدن اکوسیستم محیط تعطیل کنه !!! . یا چرا برجی که توی اصفهان (نقش جهان) داره ساخته میشه اینهمه به مشکل برخورده ؟؟ . بخاطر اینکه Stakeholderـی با عنوان یونسکو و تاثیرش شناسایی نشده بوده !!! . شناسایی ذینفعان (از نظر من واژه فارسی گویا نیست . چون اکثر ذینفعان پروژه عملا نفعی توی اون ندارن !!) یکی از مهمترین کارهایی هست که حتی قبل از شروع فاز Intiating انجام میشه .

پ.ن : قبلا گفتم باز هم میگم ، واژه های انگلیسی بکار بردن توی کار بخاطر باکلاس بودن نیست !! بلکه لازمه محیط کار هست . شاید مسخره باشه وقتی واژهء راحتی چون "نیاز" رو داریم از Need استفاده کنیم !!! . اما این دقیقا همون چیزی هست که مصطلح هست و اگه شما فارسی اون رو استفاده کنین احتمالا طرف مقابلتون متوجه منظور شما نمیشه ، حتی اگه سوادش در حدی باشه که ندونه Need به فارسی چی میشه !! .

دقیقا شناسایی stakeholder خیلی اهمیت داره.
راستش من به شما خیلی حسودیم شد چون واقعا اطلاعات دارین و تجربی حرف میزینین.
حالا یه مطلب هست اونم اینه که با این حساب خونمون از پایبست ویرونه.:(
حالا که pmo وجود نداره پس باید خود برنامه ریز بره دنبال همه اینها...

بحث داره جالب میشه.;)

amirhakimi
2008/4/14, 11:19 AM
دیگه اینکه من هنوزم به این مسئله معتقدم که کارفرما متوجه ضرورت برنامه ریزی نیست و شایدم دلیلشم همین باشه که میبینه هیچ فرقی نمیکنه چون اصولا خودش همکاری نمیکنه.
تا فردی توجیه نشه که چرا یه کاری رو انجام میده اون کار مثمر ثمر نیست.
دیگه اینکه شما بیا برنامه بریز کلیم وقت بذار که دقیق باشه اما وقتی که نیروی کار دلسوز نباشه چه فایده ای داره؟؟؟؟
وجدان کاری هم اینجا خودش رو نشون میده که بازم در خیلی از افراد وجود نداره...
راستش حرف خیلی زیاده.آدم به هر جا نگاه میکنه میبینه...

من فکر میکنم که نیروی کار (کارگر) بقیه جاهای دنیا هم به همین صورته ولی چیزی که اونا رو وادار به انجام کار به صورت درست و برنامه ریزی شده میکنه مدیریت قاطع و هوشمندانه است. به نظر من مشکل اساسی تو بخش مدیریت ماست چون مدیر میاد با خودش فکر میکنه که اگه کنترل پروژه بخواد درست انجام بشه اونوفت باید پروژه سر موعد به پایان برسه و سفره ایی که پهن شده خیلی زود باید جمع بشه، همونجاس که میاد میگه گور بابای برنامه ریزی و وقتی که راهبران پروژه اینطوری فکر کنن چه کسی میتونه از کارگر انتظار وجدان کاری داشته باشه.



مشکل دیگه ای که در سر راه برنامه ریزی و کنترل پروژه در کشور وجود نداره عدم شناسایی صحیح Stakeholder ها هست .در قدم اول Stakeholder ، هر سازمان یا فردی که میتونه روی پروژهء ما به هر نحوی تاثیر بذاره ، شناسایی میشن . بعنوان مثال : شهرداری ، سازمان حمل و نقل و ترافیک ، راهنمایی و رانندگی ، مصرف کننده ها ، سازمان محیط زیست ، وزارت صنایع ، بانک ، پیمانکار ، کارفرما ، همسایه ها و ... . قدم بعدی شناسایی نیاز (Need) و توقع (Expectation) هر کدوم این Stakeholderها هست . قدم سوم که خیلی هم مهم هست تاثیر (Influence) اونها روی پروژه شما هست . چه مثبت و چه منفی . برگردیم سر وقت ایران ! . چون ما PMO نداریم بهمین دلیل عموما یا Stakeholderها شناسایی نمیشن (یعنی شناسایی شده فرض میشن) یا اینکه بطور ناقص و غیر واقعی شناخته میشن . میدونین چرا پروژهء عظیم اتوبان تهران شمال به این شکل وحشتناکی هم در زمینه مالی و هم زمانی با شکست مواجه شده ؟ . بخاطر یه علت بسیار ساده !!! . چون وقتی که داشتن مسیر رو طراحی میکردن یادشون نبوده که Stakeholderـی به نام سازمان محیط زیست وجود داره که میتونه پروژه رو بخاطر برهم زدن اکوسیستم محیط تعطیل کنه !!! . یا چرا برجی که توی اصفهان (نقش جهان) داره ساخته میشه اینهمه به مشکل برخورده ؟؟ . بخاطر اینکه Stakeholderـی با عنوان یونسکو و تاثیرش شناسایی نشده بوده !!! . شناسایی ذینفعان (از نظر من واژه فارسی گویا نیست . چون اکثر ذینفعان پروژه عملا نفعی توی اون ندارن !!) یکی از مهمترین کارهایی هست که حتی قبل از شروع فاز Intiating انجام میشه .


دقیقا این یکی از درد های صنعت کشور ماست، همه کارها هم همین طوره قبل از انجام کار هیچ امکان سنجی نمیشه که هی تویی ایی که میخوای فلان پروژه رو انجام بدی هیچ فکر کردی که اینکارت چه عواقبی داره. اصلا میدونی با اینکار چند سازمان (ذینفع) رو شاکی میکنی!!
طرف اصلا خبر نداره که ذینفع یعنی چی:surprised:
ما کارمون خیلی بیخ داره وعضمون اصلا خوب نیست.



به دوستاني كه ميخوان در خصوص چگونگي پيشرفت پروژه ها در ايران اطلاعات بيشتري كسب كنند پيشنهاد ميكنم برنامه " چراغ خاموش " رو كه از شبكه اول ساعت حدود 11 - 12 پخش ميشه ببينند .
من ديشب يعني براي اولين بار اين برنامه رو ديدم و خيلي افسوس خوردم پيشنهاد ميكنم حتما برنامه رو تعقيب كنيد

آره منم دیدم :cry:
واقعا آدم میخواد از شدت خشم کله شو بکوبه تو دیوار:wallbash:
اون پل روگذر دیگه اوج نفهمی آقایون بود، آدم نمیدونه :w15: یا اینکه :w04: کنه.
مردک احمق چه دفاعی هم میکرد :exclaim: ولی مدرس هم دمش گرم خوب جوابشو میداد :w11:
واقعا این مدیران مارو باید بست به گاری !:w09:

Parsa_IE
2008/4/14, 02:15 PM
با سلام
مسئله بعدی که در اجرای صحیح و طبق برنامه پروژه ها اخلال ایجاد می کند ناشی از عدم ثبات در کشور است، که خود این عدم ثبات علت اصلی گریز سرمایه از کشور است
منظور از عدم ثبات چیست ؟ عدم ثبات در موضوعات بسیار زیادی را می توان جزء علل شکست پروژه ها نام برد که مهمترین آنها عبارتند از :
1. عدم ثبات در سیاست های دولت که شامل سیاست های مالی - بانکی - صنعتی - کشاورزی و ... می شود. مثال : دولت برنامه ای برای پرداخت تسهیلات بانکی برای پروژه های کوتاه مدت و زود بازده را به اجرا می گذارد و با ضمانت هایی بسیار پایین تر از مبلغ پرداختی مبلغ کلانی وام با بهره پایین می دهد! اینکه خیلی خوبست! ولی نتیجه چیست!؟ افزایش باند بازی ها، ایجاد رانت اقتصادی، افزایش نقدینگی و به تبع آن افزایش تورم و هزار مشکل ریز و درشت دیگر در کنار آن !
دولت منصرف میشود و یک شبه وام ها زود بازده را کنسل و یا شرایط پرداخت آنرا سخت و سخت تر می کند! نتیجه !؟ آن بد بختی که واقعا قصد سرمایه گذاری در بخش صنعت کشور را داشته ( نه انهایی که با پول وام صنعتی ملک و زمین معامله میکنند) و هدف کسب سود ، اشتغال زایی، تولید داخلی را در ذهن، یکشبه رویاهایش نقش بر آب می گردد و سرمایه اندک خودش هم به باد میرود.
پس بسیاری پروژه ها به این دلیل منتفی شده یا به تعویق خواهند افتاد...

Parsa_IE
2008/4/14, 02:18 PM
2. عدم ثبات منطقه ای و جهانی کشور ما
با توجه به شرایط حال حاضر کشور بسیاری از قراردادهای کلان خارجی به دلیل تحریم های صورت گرفته به تعویق افتاده و یا متوقف شده که هر کدام از این قراردادها بخشی از یک پروژه کلان کشور بوده !
نتیجه خیلی از پروژه های اساسی به دلیل نیاز های فنی - تخصصی - تکنولوژیکی و ... به کشور های خارجی و شرکت های برون مرزی به تعویق افتاده یا متوقف شده
بسیاری از قطعات و ماشین آلات حساس و استراتژیک مورد استفاده در پروژه ها یا مستقیما از خارج تامین میشدند و یا به نحوی وابسته اند به لوازم یدکی خارجی، تعمیرکار متخصص و ... که اینها هم به همان دلیل تحریم یا تامین نمی شوند و یا به موقع تامین نمی شوند ! پس این برابر است با به تعویق افتادن یا متوقف شدن پروژه ها و از کنترل خارج شدن آنها!

Parsa_IE
2008/4/14, 02:27 PM
3. عدم ثبات قیمت ها که به نوعی این هم ناشی از دو علت بالاست
شاید بگویید چه مشکلی ایجاد خواهد کرد !؟
فرض کنید در همان پروژه خلیج فارس که دوستان فرمودند، نرخ تورم را برنامه ریز 6 درصد برای سال 87 در نظر گرفته در حالیکه این نرخ یکباره به صورت رسمی بیست و اندی درصد و در بازار به 50 درصد هم میرسد !
سیمان به یکباره دو برابر شده، آهن نیز ! و کارگر هم و سایر مصالح و وسایل، گازوئیل و بنزین سهمیه بندی شده و ... ! اینجاست که اگر سرمایه گذار خصوصی باشد تا مرز ورشکستگی پیش خواهد رفت و برنامه ریز و مدیر پروژه کاری ازش بر نخواهد آمد، جز اینکه بگوید :

"چه دفاعی بکنم آقای قاضی؟!

من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم.

نه کسی منو می شناخت. نه ثروتمند بودم، نه معروف و نه هیچ چیز دیگه ای.

من ساده بودم. من همه چیز رو باور می کردم. من با هیچ کس مخالفت نمی کردم.

من مقاومت کردم تا حد توانم.

من به همه احترام می گذاشتم. اما گاهی یادم می رفت چه کسی هستم. و من شروع کردم به بازی کردن

و من اشتباهیم.

من فقط اشتباهی بودم.

من از اولش هم اشتباهی بودم.

تقصیر من بود. اما تقصیر دیگران هم بود.

اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم. هیچ چیز رو توی جیب خودم نذاشتم.

من فقط اشتباهی بودم.

خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم. من کسی رو اذیت نکردم.

من فقط اشتباهی بودم.

من چه دفاعی می تونم از خودم بکنم؟ من بی دفاعم.

حالا من موندم و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم.

آقای قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم.

خدایا تو منو ببخش "

bardinova
2008/4/14, 02:36 PM
1- جناب برادينوا پيشنهاد ميكنم بخاطر راحتي بقيه دوستان در صورت امكان در آخر همين بحث يه تاپيك ايجاد كنيد و هريك از اين كلمات تخصصي كه در بحث هاتون استفاده كرديد رو با معني فارسيش قرار بديد فكر كنم اينجوري مشكلي براي كسي در اين زمينه وجود نداشته باشه .


جناب پرهیزی ، اگه منظورت اون پست آخر من هست من کلمات فارسی رو گفتم و کلمات انگلیسی رو توی پرانتز کنارش نوشتم . منظورتون پست دیگه ای هست ؟

bardinova
2008/4/14, 02:50 PM
دقیقا شناسایی stakeholder خیلی اهمیت داره.
حالا یه مطلب هست اونم اینه که با این حساب خونمون از پایبست ویرونه.:(
حالا که pmo وجود نداره پس باید خود برنامه ریز بره دنبال همه اینها...

بحث داره جالب میشه.;)

از نظر تئوری بله . اما در عمل همچین امکانی وجود نداره ، به چند دلیل . اول اینکه شما PMO نیستین !!! . شما عضوی از تیم پروژه ، با اختیارات محدود و وظایف مشخص هستین ! . دوم اینکه شما اصلا علم به مسائلی که PMO باید انجام بده رو ندارین ! . بذارین واضح بگم : تیم برنامه ریزی و کنترل پروژه ، پروژه رو ایجاد نمیکنه !! . مثال قبلیم رو دوباره تکرار میکنم ، به شما به عنوان مدیر پروژه میگن که بیا و پروژهء احداث یه بندر رو توی کویر مدیریت کن . دو حالت داره : شما میگین اینکار رو انجام نمیدم ! و پروژه رو قبول نمیکنین . یا اینکه پروژه رو قبول میکنین و بر اساس تمام اون مشخصاتی که PMO و کارفرما در اختیار شما قرار دادن پروژه رو مطابق با 1) زمان 2) هزینه 3) Scope تکمیل میکنین و تحویل میدین ! . حالا این هم روده درازی کردم که این رو بگم ، اگه PMO وجود نداره معنیش این نیست که کار اون رو مدیر پروژه انجام میده . خیر !! اون بخش از کاری که بعهده PMO هست اصلا انجام نمیشه !!!! .

hparhizi
2008/4/15, 06:30 AM
جناب پرهیزی ، اگه منظورت اون پست آخر من هست من کلمات فارسی رو گفتم و کلمات انگلیسی رو توی پرانتز کنارش نوشتم . منظورتون پست دیگه ای هست ؟

نه كلاً فكر ميكنم بصورت يه تاپيك ،
فرهنگ لغات مورد نياز در اين رشته رو هم در انتهاي بحث بياريم بحث كامل ميشه

just in time
2008/4/15, 07:31 AM
باسلام
من تا حالا فکر می کردم ، انگور همون چند تا اسمی که توی مثنوی معنوی مولانا هست ، داره.
اول : عنوان تاپیک اهمیت کنترل پروژه
دوم : من قراره که در مورد این اهمیت صحبت بکنم ، حالا توی شرکت ما رعایت میشه یا نه ، ربطی به درک من و تجربه من نداره ، بلکه به اون ساختارهای پیچیده مملکت داره که توی بحث تاپیک گنجونده نمیشه.
سوم : من نمی دونم این سابقه کار چیه که یه عده خودشون رو با اون معرفی می کنن ، من توی نفت آدم دیدم 30 سابقه کار داره که یه آدم باهوش همون سابقه کار رو می تونه توی 5 سال بدست بیاره.سابقه کار توی بیان آدم خیلی مشخص و مبرهنه.
چهارم : یه تاپیک برتر داشتیم آقای بردینوا راه اندازی و هدایت کرد ، باید این تاپیک با این همه استقبال مثل اون بشه.
بااحترام

just in time
2008/4/15, 07:38 AM
باسلام
تا اونجای بحث که راجع به سه بخش گستره پروژه (SCOP) و زمان (TIME) و هزینه (COST) بود خیلی خوب داشت پیش می رفت ، در نتیجه می خوام خواهش کنم از همین جا ادامه بدیم .
می خوایم گستره پروژه رو تعریف کنیم ، حالا چیکار کنیم ، توش برنامه ریزی و کنترل پروژه وجود داره.
بااحترام

امیر Amir
2008/4/15, 12:34 PM
یک سوال؟
وقتی پروژه ای قرار بوده اسفند سال 84 تموم بشه و هنوز تموم نشده چه کار کنیم دیگه؟

یک مدیر پروژه این وسط چه وظیفه ای داره؟
چجوری باید با سرپرست پروژه برخورد کرد؟

hparhizi
2008/4/15, 02:33 PM
باسلام
سوم : من نمی دونم این سابقه کار چیه که یه عده خودشون رو با اون معرفی می کنن ، من توی نفت آدم دیدم 30 سابقه کار داره که یه آدم باهوش همون سابقه کار رو می تونه توی 5 سال بدست بیاره.سابقه کار توی بیان آدم خیلی مشخص و مبرهنه.
بااحترام
متوجه منظورتون از اين تاپيك نشدم ولي من روي نظر آقاي برادينوا نظر موافقي در اين خصوص دادم و حتي يه جايي هم مطلبي به اين كه تو چه پروژه اي كار كردم نوشتم .
اما فكر ميكنم لحن صحبت شما اصلا مناسب نيست و نميدونم چرا علاقه دارين همش بحث به حاشيه كشيده بشه
اصلا خود شما هدف تون از نوشتن اين مطلب در اين تاپيك تخصصي چيه
"
من تا حالا فکر می کردم ، انگور همون چند تا اسمی که توی مثنوی معنوی مولانا هست ، داره"
چرا بايد با كنايه صحبت كنين ...؟؟

hparhizi
2008/4/15, 03:00 PM
یک سوال؟
وقتی پروژه ای قرار بوده اسفند سال 84 تموم بشه و هنوز تموم نشده چه کار کنیم دیگه؟

یک مدیر پروژه این وسط چه وظیفه ای داره؟
چجوری باید با سرپرست پروژه برخورد کرد؟


معمولا در پروژه ها واحد كنترل پروژه ميتونه فعاليتها رو كنترل كنه و گزارشات لازم رو به صورت روزانه ، هفتگي و ماهيانه براي مدير پروژه ارسال كنه در بعضي از سازمانها زمانيكه پيمانكار جزءصورت وضعيت ماهيانه فعاليتهاي خودش رو جهت دريافت پول به كارفرما ارائه ميده واحد كنترل پروژه هم همانند دفتر فني رو صورت وضعيتها از ديد خودش نظر ميده و ميتونه در اين بخش فشار لازم رو به جهت تسريع در كارها بياره .
اما اين مدير پروژه است كه بايد براساس گزارشات پيشرفت كنترل پروژه و نتايج حاصله ، هماهنگي هاي لازم رو بين واحدهاي ذيربط انجام بده ، به موقع منابع مالي به فعاليتهاي بحراني تغذيه كنه ، اگه لازمه نيروي انساني يا ماشين آلات رو اضافه كنه، از كارفرما براساس CLAIM هايي كه توسط دفتر فني بر روي فعاليتها و نقشه ها كه در اجرا مشكل دارند زمان كافي و هزينه بيشتري بگيره و....

در مورد بند آخر سئوالتون هم بايد بگم كه جلسات كنترل پروژه در صورتيكه واقعا مديران ارشد يك سازمان به اون اعتقاد داشته باشند جلسات سنگينه و بر اساس گزارشات شما مقصرين پروژه حسابي فتيله پيچ ميشن ...

bardinova
2008/4/15, 03:01 PM
یک سوال؟
وقتی پروژه ای قرار بوده اسفند سال 84 تموم بشه و هنوز تموم نشده چه کار کنیم دیگه؟

یک مدیر پروژه این وسط چه وظیفه ای داره؟
چجوری باید با سرپرست پروژه برخورد کرد؟



دوست عزیز ، در تمامی استانداردها و راهنماهای مدیریت پروژه ، از PMBOK (که بیشتر از همه در ایران شهرت داره و صد البته از نظر من قویترین و بهترین راهنما هست) گرفته تا استانداردهایی مثل ISO 10006 و ISMA و Prince و DIN 69900 و ... هیچکدوم کوچکترین اشاره ای به مقولهء " مدیریت بحران " نکردن . این یعنی چی ؟ یعنی اینکه تمام اصول و روشها و ابزار بکار در مدیریت پروژه بکار برده میشه تا ما با چیزی به اسم بحران مواجه نشیم . این رو گفتم که در شرایطی که پروژه از همهء محدوده های خودش چه مالی و چه زمانی خارج بشه ، هیچ عکس العمل مدونی وجود نداره که بشه بر اساس اون رفتار و برخورد کرد . اما یه چیز خیلی مهم هست و اون هم Asset های یک سازمان هست (فارسیش میشه دارائی ، اما توی پروژه منظور از Asset هر آن چیزی هست که شما درون سازمان دارین که شما رو برای پروژه های بعدی کمک میکنه . چیزهایی مثل Templateها ، اطلاعات مربوط به ریسکها ، داده های آماری ، تخمینها و هرچیز دیگه که بعنوان تجربه از یه پروژه به پروژه های بعدی منتقل میشه) . برای همین تمامی دلایل شکست در پروژه فعلی شناسایی میشه و بصورت Asset در سازمان ثبت میشه تا اشتباهات فعلی ، ریسکهایی که شناسایی نشده بوده و الان پروژه رو تحت تاثیر قرار داده ، برآوردهای غیر واقعی و یا هر دلیل دیگه در آینده تکرار نشه . باز هم یه مطلب باقی میمونه . بذارین یه مثال بزنم (یه مثال واقعی ، شاید با کمی چاشنی تخیلی !!!) برج میلاد رو در نظر بگیرین . فرض کنیم این پروژه قرار بوده در همون اسفند 84 که شما مثال زدین با هزینهء 1000 تومن جهت استفاده بعنوان برج مخابراتی مورد استفاده قرار بگیره . پروژه به زمان موعود میرسه اما هنوز خیلی از اون باقی مونده ، هزینه هم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکردن تموم شده . قبل از اینکه یه پروژه شروع بشه توی فاز امکانسنجی پروژه از نظر صرفهء اقتصادی تعریف میشه . این فرض رو داشته باشین که توی مطالعات امکان سنجی این نتیجه گیری شده که برج میلاد آخر 84 با هزینه 1000 تومن به بهره برداری میرسه و بعد از گذشت 10 سال با کاربری بعنوان برج مخابراتی تمام هزینه پروژه پوشش داده میشه و از سال 10 به بعد تماما سود به مجموع تعلق میگیره . برگردیم به حال . سال میشه آخر 86 (دوسال از موعد مقرر میگذره) ، هزینه تا انتها حدود 5000 تومن برآورد میشه . طی تکنولوژی روز دنیا هم نتیجه گیری میشه که الان چند سالی هست استفاده از برج مخابراتی در دنیا منسوخ شده و از ماهواره استفاده میشه . اینجاست که باید پیمانکار و کارفرما بشینن و تصمیم بگیرن که با وجود این بسازیم بریم جلو ، یا اینکه هزینه کردن بیشتر باعث یه شکست بزرگتر میشه . حتی ممکنه به این نتیجه برسن که برج میلاد رو خراب کنن و پروژه جدیدی تو اون زمین بسازن !! . این همه حرف زدم که بگم بعد از یه مدتی که از تاریخ مقرر میگذره باید مجددا امکان سنجی با اطلاعات جدید صورت بگیره . حتی ممکنه که این تاخیر خودش دوباره به صورت یه پروژه جدید تعریف بشه !!!!!! . (البته تو مثالی که زدم با واقعیت تفاوتهایی هست ، اول اینکه برج میلاد دولتی هستش !! در نتیجه به هر قیمتی که شده ادامه پیدا میکنه . دوما اینکه کاربری اون تغییر کرده و قرار هست بجای برج مخابراتی بعنوان نماد جدید تهران - بجای میدون آزادی - ازش استفاده بشه) . چقدر حرف زدم !!!!!!!

bardinova
2008/4/15, 03:15 PM
معمولا در پروژه ها واحد كنترل پروژه ميتونه فعاليتها رو كنترل كنه و گزارشات لازم رو به صورت روزانه ، هفتگي و ماهيانه براي مدير پروژه ارسال كنه در بعضي از سازمانها زمانيكه پيمانكار جزءصورت وضعيت ماهيانه فعاليتهاي خودش رو جهت دريافت پول به كارفرما ارائه ميده واحد كنترل پروژه هم همانند دفتر فني رو صورت وضعيتها از ديد خودش نظر ميده و ميتونه در اين بخش فشار لازم رو به جهت تسريع در كارها بياره .
اما اين مدير پروژه است كه بايد براساس گزارشات پيشرفت كنترل پروژه و نتايج حاصله ، هماهنگي هاي لازم رو بين واحدهاي ذيربط انجام بده ، به موقع منابع مالي به فعاليتهاي بحراني تغذيه كنه ، اگه لازمه نيروي انساني يا ماشين آلات رو اضافه كنه، از كارفرما براساس CLAIM هايي كه توسط دفتر فني بر روي فعاليتها و نقشه ها كه در اجرا مشكل دارند زمان كافي و هزينه بيشتري بگيره و....

در مورد بند آخر سئوالتون هم بايد بگم كه جلسات كنترل پروژه در صورتيكه واقعا مديران ارشد يك سازمان به اون اعتقاد داشته باشند جلسات سنگينه و بر اساس گزارشات شما مقصرين پروژه حسابي فتيله پيچ ميشن ...


پرهیزی عزیز ، به گمانم پاسخی که شما دادین بیشتر به سئوال آقای امیر احمد مربوط بود !!! . جواب من رو خودتون یه جوری به سئوال ربط بدین !!!

hparhizi
2008/4/15, 03:27 PM
پرهیزی عزیز ، به گمانم پاسخی که شما دادین بیشتر به سئوال آقای امیر احمد مربوط بود !!! . جواب من رو خودتون یه جوری به سئوال ربط بدین !!!

درسته من در جواب به سئوال امير احمد اين مطلب رو نوشته بودم ;)

bardinova
2008/4/15, 09:56 PM
درسته من در جواب به سئوال امير احمد اين مطلب رو نوشته بودم ;)



فکر کنم منظورم رو بد رسوندم !! . میدونم جواب شما برای امیر احمد بود ! . منظورم این بود جوابی که شما به اون سئوال دادی مربوط تر از جوابی بود که من دادم !! .

mahtabi
2008/4/16, 10:44 AM
خوب خوب میبینم که بچه ها فعال بودن.
اما جهت جمع بندی این تاپیک رو نمیبندم تا فردا شب.
پس از همتون میخوام که یه جمع بندی از بحث کنن و بگن چیا دیدن و شنیدن.

hparhizi
2008/4/17, 06:33 AM
با سلام
دو تا پيشنهاد ديگه
1- توجه به اينكه بحث در خصوص كنترل پروژه در حال اتمام است پيشنهاد ميكنم يه چند روزي هم در خصوص نرم افزارهاي msp , primaver ، مزايا و معايب هريك و روشهاي اجرايي در خصوص استفاده از نرم افزار ، گزارشات ، روش هاي جمع آوري ليست فعاليتهاي پروژه ، ساختار شكست كار و از اين دست موارد هم صحبت كنيم كه فكر ميكنم كاربردي تره .

2-ضمناً از مهتابي عزيز هم ميخوام پس از جمع بندي مطالب تاپيك ، در صورت امكان تاپيك رو نبنده اما از حالت مهم خارج كنه زيرا ممكنه كه در آينده دوستاني به جمع ما اضافه بشن كه مطالب و تجربيات خوبي داشته باشند و بخاطر حفظ جامعيت تاپيك بهتره كه مسائل خودشون رو همينجا مطرح كنند .

mahtabi
2008/4/17, 03:29 PM
با سلام
دو تا پيشنهاد ديگه
1- توجه به اينكه بحث در خصوص كنترل پروژه در حال اتمام است پيشنهاد ميكنم يه چند روزي هم در خصوص نرم افزارهاي msp , primaver ، مزايا و معايب هريك و روشهاي اجرايي در خصوص استفاده از نرم افزار ، گزارشات ، روش هاي جمع آوري ليست فعاليتهاي پروژه ، ساختار شكست كار و از اين دست موارد هم صحبت كنيم كه فكر ميكنم كاربردي تره .

2-ضمناً از مهتابي عزيز هم ميخوام پس از جمع بندي مطالب تاپيك ، در صورت امكان تاپيك رو نبنده اما از حالت مهم خارج كنه زيرا ممكنه كه در آينده دوستاني به جمع ما اضافه بشن كه مطالب و تجربيات خوبي داشته باشند و بخاطر حفظ جامعيت تاپيك بهتره كه مسائل خودشون رو همينجا مطرح كنند .
با سلام:
ضمن اینکه اینجا جای این حرفا نبود ولی بیخیال:D
در مورد پیشنهاد یک باید بگم که خودم هم همین قصد رو داشتم اما به نظرم زیاد چیز خاصی ازش در نمیاد.
حالا تا نظر بچه ها چی باشه.
اگر مایلن چون میدونم اکثریت سر کار میرن و نیستن پس تاپیک رو باز میذارم تا شنبه.
در مورد دو هم شنبه تصمیم میگیرم.
خواستین پیشنهاد بدین پیام خصوصی بدین.تا تاپیک هم مطالبش از دست نره
با تشکر

bardinova
2008/4/17, 04:33 PM
با سلام:
ضمن اینکه اینجا جای این حرفا نبود ولی بیخیال:D
در مورد پیشنهاد یک باید بگم که خودم هم همین قصد رو داشتم اما به نظرم زیاد چیز خاصی ازش در نمیاد.
حالا تا نظر بچه ها چی باشه.
اگر مایلن چون میدونم اکثریت سر کار میرن و نیستن پس تاپیک رو باز میذارم تا شنبه.
در مورد دو هم شنبه تصمیم میگیرم.
خواستین پیشنهاد بدین پیام خصوصی بدین.تا تاپیک هم مطالبش از دست نره
با تشکر

خانم مهتابی ، من با نظر شما چندان موافق نیستم . دقیقا بحث همون چیزی داره میشه که باید بشه . نکته مهم این هست که برنامه ریزی و کنترل و مدیریت پروژه باید چجوری باشه و در حال حاضر چطوری هست . عنوانی که شما برای تاپیک انتخاب کردین شاید این پیش فرض رو بوجود آورده که فقط باید در مورد مسائل خاصی صحبت بشه . (( اهمیت کنترل پروژه )) ؟؟ توی تالار مهندسی صنایع همچین عنوانی چه مفهومی میتونه داشته باشه ؟ . بنظر شما درست هست که چندتا شاعر برای چندتا شاعر دیگه در مورد فواید شعر صحبت کنن ؟؟ یه کم عجیب نیست ؟؟؟ . ما ، همه ، تمامی فواید کنترل پروژه رو میدونیم . ما که نباید همدیگرو قانع کنیم !! . سخن کوتاه ... به شخصه اینگونه بحثها و صحبتهای غیر کتابی و از پیش تعریف نشده رو ترجیح میدم به تمامی خط کشی ها . هرچند که تعداد بسیار کمی تو این تاپیک حرف زدن و باقی دوستان یا مخالفت کردن یا موافقت ، اما همین هم خودش بهتر از Copy/paste هست . در هر حال شما بعنوان صاحب این تاپیک (و نه بعنوان مدیر) میتونستین اونطور که منظور و مقصودتون بود بحث رو هدایت کنین و پیش ببرین ، اما چون چنین نبوده و شما حضور کافی در این تاپیک نداشتین و فقط به موافقت و مخالفت اکتفا کردین ، جملهء (( بنظر چیز خاصی ازش در نمیاد )) کمی بی انصافی هست .

mahtabi
2008/4/17, 09:54 PM
خانم مهتابی ، من با نظر شما چندان موافق نیستم . دقیقا بحث همون چیزی داره میشه که باید بشه . نکته مهم این هست که برنامه ریزی و کنترل و مدیریت پروژه باید چجوری باشه و در حال حاضر چطوری هست . عنوانی که شما برای تاپیک انتخاب کردین شاید این پیش فرض رو بوجود آورده که فقط باید در مورد مسائل خاصی صحبت بشه . (( اهمیت کنترل پروژه )) ؟؟ توی تالار مهندسی صنایع همچین عنوانی چه مفهومی میتونه داشته باشه ؟ . بنظر شما درست هست که چندتا شاعر برای چندتا شاعر دیگه در مورد فواید شعر صحبت کنن ؟؟ یه کم عجیب نیست ؟؟؟ . ما ، همه ، تمامی فواید کنترل پروژه رو میدونیم . ما که نباید همدیگرو قانع کنیم !! . سخن کوتاه ... به شخصه اینگونه بحثها و صحبتهای غیر کتابی و از پیش تعریف نشده رو ترجیح میدم به تمامی خط کشی ها . هرچند که تعداد بسیار کمی تو این تاپیک حرف زدن و باقی دوستان یا مخالفت کردن یا موافقت ، اما همین هم خودش بهتر از Copy/paste هست . در هر حال شما بعنوان صاحب این تاپیک (و نه بعنوان مدیر) میتونستین اونطور که منظور و مقصودتون بود بحث رو هدایت کنین و پیش ببرین ، اما چون چنین نبوده و شما حضور کافی در این تاپیک نداشتین و فقط به موافقت و مخالفت اکتفا کردین ، جملهء (( بنظر چیز خاصی ازش در نمیاد )) کمی بی انصافی هست .

نه نه اشتباه نکنین من منظورم این نبود که این تاپیک خوب نیست یا نمیشه.
اتفاقا من این تاپیک هارو برای این ایجاد کردم که بچه ها کپی نکنن و حرف بزنن با هرچه که تو ذهن دارن.این صحبت سر این بود که جناب پرهیزی گفتن نرم ابزار هم قاطیش کنیم منم به نظرم چندان جالب نیومد چون بحث الان از این مطلب یکم دور بود.
اما بازم گفتم تا نظر بچه ها چی باشه.
من از این بحث ها خیلی بیشتر خوشحال میشم تا یسری مطلب کتابی.
ببینید اول اینکه اینقدر زود قضاوت نکنین ، من تاپیک رو درست کردم اما نه به این خاطر که امتیازی بگیرم یا بشم صاحب تاپیک .من میخواستم بچه ها فعال شن میخواستم حرف بزنن.بدونن که یه چیزایی نهفته دارن.
دلیل نیست که صرفا من باید و نبایدی تعیین کنم.
بعدم اینکه راجع به اسم تاپیک من اصلا باهاتون موافق نیستم.
جناب بردینوا تا وقتیکه ماها به کارمون و تخصصمون ایمان نداشته باشیم هیچ کاری رو درست انجام نمیدیم.
خوب شما که اینجور بود نظرتون کافی بود به من پیام بدین.
این درست نیست نوش دارو پس از مرگ سهراب؟

من از تمام بچه هایی که تو این تاپیک بودن کمال تشکر رو دارم.
هم به دیگران کمکی بود هم به خودشون.

قبول دارم که کم بودم اما فقط به این دلیل بود که دنبال کارای فارغ التحصیلیم بودم.


در هر صورت دوست دارم اگر پیشنهادی هست همون اول تاپیک بگین (اسم یا رویه بحث یا...)
تا سریعتر اثر داده بشه.

bardinova
2008/4/18, 12:17 AM
نه نه اشتباه نکنین من منظورم این نبود که این تاپیک خوب نیست یا نمیشه.
اتفاقا من این تاپیک هارو برای این ایجاد کردم که بچه ها کپی نکنن و حرف بزنن با هرچه که تو ذهن دارن.این صحبت سر این بود که جناب پرهیزی گفتن نرم ابزار هم قاطیش کنیم منم به نظرم چندان جالب نیومد چون بحث الان از این مطلب یکم دور بود.
اما بازم گفتم تا نظر بچه ها چی باشه.
من از این بحث ها خیلی بیشتر خوشحال میشم تا یسری مطلب کتابی.
ببینید اول اینکه اینقدر زود قضاوت نکنین ، من تاپیک رو درست کردم اما نه به این خاطر که امتیازی بگیرم یا بشم صاحب تاپیک .من میخواستم بچه ها فعال شن میخواستم حرف بزنن.بدونن که یه چیزایی نهفته دارن.
دلیل نیست که صرفا من باید و نبایدی تعیین کنم.
بعدم اینکه راجع به اسم تاپیک من اصلا باهاتون موافق نیستم.
جناب بردینوا تا وقتیکه ماها به کارمون و تخصصمون ایمان نداشته باشیم هیچ کاری رو درست انجام نمیدیم.
خوب شما که اینجور بود نظرتون کافی بود به من پیام بدین.
این درست نیست نوش دارو پس از مرگ سهراب؟

من از تمام بچه هایی که تو این تاپیک بودن کمال تشکر رو دارم.
هم به دیگران کمکی بود هم به خودشون.

قبول دارم که کم بودم اما فقط به این دلیل بود که دنبال کارای فارغ التحصیلیم بودم.


در هر صورت دوست دارم اگر پیشنهادی هست همون اول تاپیک بگین (اسم یا رویه بحث یا...)
تا سریعتر اثر داده بشه.

1) فکر کنم کمی عجله کردم . برداشتم از حرف شما اشتباه بود . پوزش من رو بپذیرین .
2) بذارین از یه زاویه دیگه منظورم رو بگم . تا حالا شرکتهایی رو دیدین که مدیر عامل علاوه بر نقش مدیریت شرکت ، بعنوان رئیس هیات مدیره هم فعالیت میکنه ؟ . این یعنی دو سمت جدا که حتی در پاره ای از مواقع متضاد هم هستن . یعنی امکان داره نتیجه و توافقی در جلسه هیات مدیره به امضا برسه که چندان به نفع مدیر عامل نباشه !! . تاکید من بر داشتن دو نقش جدا در یک سازمان هست . برگردم سر حرف اصلی . خانم مهتابی ، شما مسلما در کنار داشتن سمت مدیریت تالار مهندسی صنایع ، بعنوان یکی از کاربران این تالار نیز شناخته شده هستین . پس میشه این انتظار رو داشت که مانند همه کاربران وقتی تاپیکی رو ایجاد میکنین خودتون نیز بحث رو دنبال کنین و خط مشی اون رو مشخص کنین . این هیچ ارتباطی به مقام مدیریتی شما نداره ، بلکه صرفا بعنوان ایجاد کننده تاپیک برقراری نظم اون هم بعهده شما باشه . میدونم که کمی گفتن این مطلب بیربط به این تاپیک هست ، چون از اول هم این تاپیک در جهت اهداف مدیریت این تالار بود و نسبت به سایر تاپیکها بیشتر جنبهء عمومی داشت . اما بد نیست یک نفر بعنوان هدایت کننده بحثها انتخاب بشه . صرفا یک پیشنهاد خام بود . موفق باشید .

کلروفیل
2008/4/18, 02:22 AM
تاپیک خوب و موثری بود .امیدوارم آغازی باشه واسه ی بحث ها و همفکری های بعدی .:gol:

PersiaN_PulsE
2008/4/18, 02:46 AM
درسته موافقم , برای تاپیک بعدی برای گفت و گو پیشنهاد می کنم بخش pm یا همون نت رو مورد بحث قرار بدیم مفید باشه...............

amirhakimi
2008/4/18, 09:32 AM
1) فکر کنم کمی عجله کردم . برداشتم از حرف شما اشتباه بود . پوزش من رو بپذیرین .
2) بذارین از یه زاویه دیگه منظورم رو بگم . تا حالا شرکتهایی رو دیدین که مدیر عامل علاوه بر نقش مدیریت شرکت ، بعنوان رئیس هیات مدیره هم فعالیت میکنه ؟ . این یعنی دو سمت جدا که حتی در پاره ای از مواقع متضاد هم هستن . یعنی امکان داره نتیجه و توافقی در جلسه هیات مدیره به امضا برسه که چندان به نفع مدیر عامل نباشه !! . تاکید من بر داشتن دو نقش جدا در یک سازمان هست . برگردم سر حرف اصلی . خانم مهتابی ، شما مسلما در کنار داشتن سمت مدیریت تالار مهندسی صنایع ، بعنوان یکی از کاربران این تالار نیز شناخته شده هستین . پس میشه این انتظار رو داشت که مانند همه کاربران وقتی تاپیکی رو ایجاد میکنین خودتون نیز بحث رو دنبال کنین و خط مشی اون رو مشخص کنین . این هیچ ارتباطی به مقام مدیریتی شما نداره ، بلکه صرفا بعنوان ایجاد کننده تاپیک برقراری نظم اون هم بعهده شما باشه . میدونم که کمی گفتن این مطلب بیربط به این تاپیک هست ، چون از اول هم این تاپیک در جهت اهداف مدیریت این تالار بود و نسبت به سایر تاپیکها بیشتر جنبهء عمومی داشت . اما بد نیست یک نفر بعنوان هدایت کننده بحثها انتخاب بشه . صرفا یک پیشنهاد خام بود . موفق باشید .

منم با مهتابی موافقم
بردینوا جان پیام خصوصی رو برا همین موقع ها گذاشتن دیگه !

mahtabi
2008/4/18, 04:17 PM
درسته موافقم , برای تاپیک بعدی برای گفت و گو پیشنهاد می کنم بخش pm یا همون نت رو مورد بحث قرار بدیم مفید باشه...............

در این مورد باید در تاپیک اولویت بندی بحث میشد که ما بحثارو کردیم و تموم.
و حالا هم این بحث رو میذاریم برای 7 امین بحث.
خوبه؟

منم با مهتابی موافقم
بردینوا جان پیام خصوصی رو برا همین موقع ها گذاشتن دیگه !


1) فکر کنم کمی عجله کردم . برداشتم از حرف شما اشتباه بود . پوزش من رو بپذیرین .
2) بذارین از یه زاویه دیگه منظورم رو بگم . تا حالا شرکتهایی رو دیدین که مدیر عامل علاوه بر نقش مدیریت شرکت ، بعنوان رئیس هیات مدیره هم فعالیت میکنه ؟ . این یعنی دو سمت جدا که حتی در پاره ای از مواقع متضاد هم هستن . یعنی امکان داره نتیجه و توافقی در جلسه هیات مدیره به امضا برسه که چندان به نفع مدیر عامل نباشه !! . تاکید من بر داشتن دو نقش جدا در یک سازمان هست . برگردم سر حرف اصلی . خانم مهتابی ، شما مسلما در کنار داشتن سمت مدیریت تالار مهندسی صنایع ، بعنوان یکی از کاربران این تالار نیز شناخته شده هستین . پس میشه این انتظار رو داشت که مانند همه کاربران وقتی تاپیکی رو ایجاد میکنین خودتون نیز بحث رو دنبال کنین و خط مشی اون رو مشخص کنین . این هیچ ارتباطی به مقام مدیریتی شما نداره ، بلکه صرفا بعنوان ایجاد کننده تاپیک برقراری نظم اون هم بعهده شما باشه . میدونم که کمی گفتن این مطلب بیربط به این تاپیک هست ، چون از اول هم این تاپیک در جهت اهداف مدیریت این تالار بود و نسبت به سایر تاپیکها بیشتر جنبهء عمومی داشت . اما بد نیست یک نفر بعنوان هدایت کننده بحثها انتخاب بشه . صرفا یک پیشنهاد خام بود . موفق باشید .

1. عذر خواهی نیازی نبود.چون متوجه شدم که منظورم رو اشتباه بیان کردم.
2.بازم حرف شما درست اما من میخواستم که خود بچه ها هدایت رو به دست بگیرن.
بابا بخدا من ادعای مدیریت ندارم که حالا هی امر و نهی کنم و کارم فقط موافقت یا مخالفت باشه.

حالا که اینججا این بحث ها مطرح شده باید از بچه ها یه سوال بپرسم ؟
ببینید من حدود 7 تا مبحث رو با نظرات خودتون توی برنامه ی تالار و بحث هفتگی گذاشتم.
حالا به نظرتون این انصافه که من هر 7 تا رو خودم هدایت کنم؟
اصلا من نوعی شاید علم کافی به اون بحث رو نداشته باشم.یا شاید وقت نکنم یا هر دلیلی...
پس میخوام یه پیشنهاد بدم چطوره توی همون تاپیک اولویت بندی بیاین و برای هر بحث یه هادی یا مدیر بحث انتخاب کنیم؟
من اون تاپیک رو باز میکنم و منتظرم تا هر کس که مایل هست بیاد و خودش رو به همین جهت معرفی کنه.
اگه میبینید که این کار رو زودتر انجام ندادم واسه این بود که فکر میکردم که هیشکی این کار رو قبول نمیکنه.
پس ادامه ی این بحث توی تاپیک اولویت بندی...
امیدوارم که همتون کمک کنیم
;)

hparhizi
2008/4/20, 12:53 PM
در هر صورت دوست دارم اگر پیشنهادی هست همون اول تاپیک بگین (اسم یا رویه بحث یا...)
تا سریعتر اثر داده بشه.

ببخشيد مثل اينكه اين همه بحث رو پست پيشنهاد من انجام شد و من نبودم
خانم مهتابي عزيز
شما با اين مطلب يك جنبه از مديريت اقتضايي رو كه بحث خيلي مهمي هم هست ناديده گرفتيد .
خب مسلما ً وقتي يه برنامه ريزي براي يه پروژه انجام ميشه احتمال اينكه دقيقا كليه اتفاقات طبق برنامه بوقوع نپيونده زياده
اما اونوقته كه مديريت با يه حركت استراتژيك با توجه به اقتضائات زماني و شرايط پيراموني در جهت حفظ روند حركتي تصميم جديدي ميگيره و دوباره كل اتفاقات رو به نفع سازمان كنترل ميكنه
اين بحثي كه در بالا به اون اشاره كرديد رو خواستم يه جوري به موضوع تاپيك ربط بدم در مديريت پروژه هم انعطاف خيلي مهم و اساسيه و در بسياري از پروژه ها هم برنامه هاي اوليه رويژن 1 - 2 -3 و... ميخوره تا بتونن پروژه كنترل كنن .
حالا كافي بود شما هم يه كمي در مورد اين موضوع اقتضائي عمل ميكردي

البته اين بحثي كه در پايين دارم بهش اشاره مكنم رو جدي نگيريد
دريافت پيشنهاداز سوي افراد شاغل در يك سازمان يه مزيته براي مديريت اون سازمان
كه معمولاً افراد از بابت اينكه از سوي طرف مقابل مورد تهاجم و شماتت يا بي توجهي قرار نگيرند از ارائه اون به صورت شفاف طفره ميرن اگه قرار باشه در يه سازماني ريشه هر پيشنهادي رو به اينصورت بخشكونن كه ديگه پيشرفتي در اون سازمان حاصل نميشه حالا ما چند تا پيشنهاد داديم تو اين بحث نشد اشكالي كه نداره ....

mahtabi
2008/4/20, 06:36 PM
ببخشيد مثل اينكه اين همه بحث رو پست پيشنهاد من انجام شد و من نبودم
خانم مهتابي عزيز
شما با اين مطلب يك جنبه از مديريت اقتضايي رو كه بحث خيلي مهمي هم هست ناديده گرفتيد .
خب مسلما ً وقتي يه برنامه ريزي براي يه پروژه انجام ميشه احتمال اينكه دقيقا كليه اتفاقات طبق برنامه بوقوع نپيونده زياده
اما اونوقته كه مديريت با يه حركت استراتژيك با توجه به اقتضائات زماني و شرايط پيراموني در جهت حفظ روند حركتي تصميم جديدي ميگيره و دوباره كل اتفاقات رو به نفع سازمان كنترل ميكنه
اين بحثي كه در بالا به اون اشاره كرديد رو خواستم يه جوري به موضوع تاپيك ربط بدم در مديريت پروژه هم انعطاف خيلي مهم و اساسيه و در بسياري از پروژه ها هم برنامه هاي اوليه رويژن 1 - 2 -3 و... ميخوره تا بتونن پروژه كنترل كنن .
حالا كافي بود شما هم يه كمي در مورد اين موضوع اقتضائي عمل ميكردي

البته اين بحثي كه در پايين دارم بهش اشاره مكنم رو جدي نگيريد
دريافت پيشنهاداز سوي افراد شاغل در يك سازمان يه مزيته براي مديريت اون سازمان
كه معمولاً افراد از بابت اينكه از سوي طرف مقابل مورد تهاجم و شماتت يا بي توجهي قرار نگيرند از ارائه اون به صورت شفاف طفره ميرن اگه قرار باشه در يه سازماني ريشه هر پيشنهادي رو به اينصورت بخشكونن كه ديگه پيشرفتي در اون سازمان حاصل نميشه حالا ما چند تا پيشنهاد داديم تو اين بحث نشد اشكالي كه نداره ....


با سلام:
مثل اینکه شما هم عجولانه این حرف رو زدید.
اگه یه نگاه به تالار بندازین و حتی اسم تاپیک رو ببینید ، میبینید که طبق اقتضای بحث و اینکه ایده هایی بچه ها دادن بنده هم این تاپیک رو نبستم وگرنه تا الان باید تاپیک بعدی و بحث بعدی رو شروع میکردیم.
پس بنابر این بنده زیادم بیراه نرفتم.
من تمام تلاشم رو در این جهت میکنم که بحث نخوابه.
بچه ها بی انگیزه نشن و استفاده ی مفید از بحث و وقت هامون شه.

من فکر میکنم که بهتر باشه جای اینکه من رو نقد کنین جواب تاپیک رو بدین

bardinova
2008/4/21, 09:06 AM
مهتابی جان فکر کنم دیگه صحبتهامون رو کردیم و نتایج لازم رو برای پیشبرد بحثهای بعدی گرفتیم . بحث پروژه رو هم پیشنهاد میکنم به عنوان آخرین بحث مجددا برگذار بشه . شاید لازم بود برای اینکه سیستم کار دستمون بیاد یه بحث رو جلو ببریم و فکر کنم برای قربانی نشدن بحث بهتر باشه که اون رو دوباره بعنوان آخرین بحث مطرح کنید . اگه موافق هستین بحث بعدی آغاز بشه . موفق باشید .

amirhakimi
2008/4/21, 10:46 AM
من هم کاملا با بردینوا موافقم
چون با حواشی که پیش اومد نتونستیم درست و حسابی راجع به کنترل پروژه بحث کنیم.
شاید عادی هم بود چون اولین تجربه از این نوع بحث بود که با هم داشتیم، ایشالا تو بحثهای بعدی بهتر میشه.

mahtabi
2008/4/21, 05:54 PM
من هم کاملا با بردینوا موافقم
چون با حواشی که پیش اومد نتونستیم درست و حسابی راجع به کنترل پروژه بحث کنیم.
شاید عادی هم بود چون اولین تجربه از این نوع بحث بود که با هم داشتیم، ایشالا تو بحثهای بعدی بهتر میشه.

بله درسته تجربه اول بود ایشالا بحث های بعدی جبران میشه.


مهتابی جان فکر کنم دیگه صحبتهامون رو کردیم و نتایج لازم رو برای پیشبرد بحثهای بعدی گرفتیم . بحث پروژه رو هم پیشنهاد میکنم به عنوان آخرین بحث مجددا برگذار بشه . شاید لازم بود برای اینکه سیستم کار دستمون بیاد یه بحث رو جلو ببریم و فکر کنم برای قربانی نشدن بحث بهتر باشه که اون رو دوباره بعنوان آخرین بحث مطرح کنید . اگه موافق هستین بحث بعدی آغاز بشه . موفق باشید .

باهاتون هم عقیدم اما جناب بردینوا چرا هیچکدوم از نمیاین هدایتگر بحث ها رو مشخص کنیم؟
من منتظرم لا اقل هدایتگر بحث EFQM مشخص شه تا تاپیکی رو براش باز کنم
اما مثه اینکه باید آخرش بیام گوش دونه دونتون رو بکشم بیارمتون واسه هدایتگری...:D
آخرش یا موی من سفید میشه میشه هم رنگ دندونام یا موهای شماهارو من میکنممم:D
(روی سخنم با همه ی بچه های تالاره )

mahtabi
2008/4/22, 01:25 PM
بچه های گل فعلا این تاپیک رو میبندم تا بعد از اتمام بحث هها دوباره بیایم و این تاپیک رو این دفعه کاربردی تر دنبال کنیم.:)