PDA

برای دیدن نسخه كامل اینجا را كلیك كنید : طرح موقعیت (1) - نجات یک محصول



bardinova
2007/12/17, 01:21 PM
شرایطی را تصور کنید ، کارخانه ای داریم که یکی از محصولات آن با کاهش شدید فروش مواجه شده است . از طرف مدیریت ضرب العجلی تعیین شده که با بکارگیری یک تیم مشکل پیش آمده ، با ارائه مستندات کافی ، رفع و حل شود . شرایط و محدودیتهای مسئله به قرار زیر است :

1) کارخانه مذکور یک کارخانه شناخته شده است . محصولات آن محصولاتی شناخته شده و آشنا برای مصرف کننده می باشد . البته این شرکت هنوز با Brand شدن فاصلهء زیادی دارد .
2) مصرف کننده می تواند هم عام و هم خاص باشد . بدین معنی که میتواند مصرف کننده عامهء مردم (بعنوان مثال محصول خوراکی) ، یا مصرف کننده خاص (مانند قطعه ای از موتور) باشد .
3) محصول مورد نظر در ابتدا با فروش قابل توجهی مواجه شده . اما در بازهء زمانی کوتاه فروش آن منجر به شکست محصول شده است .
4) فرصت شناسایی و تحلیل مشکل کوتاه (کمتر از یک ماه) می باشد . در نتیجه شناسایی باید ساده و راه حل سریع باشد .
5) تا حد امکان گزینهء خارج نمودن محصول از لیست تولیدات کارخانه را در نظر نگیرید .
6) تیم انتخاب شده می تواند از اعضای داخلی یا افراد خارجی باشد . در صورت خارجی بودن افراد کلیه افراد موظف به همکاری کامل با انها می باشند .

مهندسین صنایع ، راهکارهای خودتان را ارائه کنید .

پ.ن : شاید این بتونه شروعی باشه برای اینکه کمی از اطلاعات و هنرمون استفاده کنیم و به کپی کردن مطالب اکتفا نکنیم . شاید بتونیم تو همین بحثها چیزهای جدیدی رو یاد بگیریم و نیاز به دونستن یک سری از مطالب رو بیشتر حس کنیم . اگه جواب داد این رویه رو با هم دیگه ادامه میدیم .

mahtabi
2007/12/17, 02:15 PM
با سلام:
به نظرم ابتدا باید تولیده محصوله شکست خورده در فروش رو کم کرد البته به صورت موقت تا بررسی و رفع مکله مذکور و اگر در خط تولیدش فردی بیکار شد اون رو به خط تولیده دیگری که میتونیم توانش رو بالا ببریم منتقل کنیم.
در ضمن در این حین باید واحده بازار یابی به تبلیغ بیشتر بپردازه و همچنین قیمت محصول رو پایین تر بیاریم.

یه سوال :
این محصول به صورته کامل توسطه کارخونه تولید میشه؟یا به پیمانکار میتونیم بدیمش؟
ایده های زیادی رو دارم اما نمیدونمم غلطن یا درست و دوست دارم بهم بگین.
راستی کاره خیلی خوبی کردین.تاپیکه خوبیه.
با تشکر

just in time
2007/12/17, 02:24 PM
باسلام
ايده و تاپيك خوبي بود امتياز حق شماست.
بااحترام

bardinova
2007/12/17, 02:31 PM
( من بعنوان طراح سئوال میخوام نقش (( اما و اگر و چرا و نمیشه ! )) رو بازی کنم تا بتونیم مشکل و همینطور ایده رو باز کنیم )

کاهش تولید محصول سریعترین واکنش در برابر بروز این مشکل هست . حتی ممکنه این قضیه منجر به عدم تولید بصورت موقت بشه . اما نمیشه بعنوان راه حل ازش استفاده کرد . این قضیه مشکل رو حل نمیکنه . شاید بتونه از ضرر بیشتر کارخونه جلوگیری کنه . اما فراموش نکنین ، تاپیک رو گذاشتیم (( نجات یک محصول )) و نه کارخونه . این فرض رو بذارین که حذف تولید این محصول میتونه باعث لطمهء بسیار بزرگ رقابتی بحساب بیاد و این خودش بزرگترین تبلیغ منفی بر علیه اون هست . اما در شروع ، قبل از شروع بررسی ها ، بهترین عکس العمل همین کاهش تولید ، در حدی که بازار خالی از محصول نشه ، هست .
تبلیغ خیلی خوب هست . اون هم مفید هست . اما باز برگردیم به شرایط مسئله . این محصول فروش خوب و قابل قبولی داشته . اما در حال حاضر به کاهش شدید فروش مواجه شده . پس این محصول ناشناخته نیست . تبلیغ میتونه بعنوان مسکن درد رو کم آروم کنه . اما نمیتونه راه حل اصلی باشه .
کاهش قیمت عموما مقدور نیست . شما یه قیمت تمام شده دارین که با هزاران هزار فاکتور مختلف بدست میاد . در دنیای کنونی شما دو کار رو باید همزمان انجام بدین . یعنی برای کم کردن قیمت محصول باید در درجه اول هزینه رو کاهش بدین . پس به خودی خود و بدون کاهش هزینه ، عملا نمیتونین از کاهش قیمت استفاده کنین . اون ضرر بیشتری رو بهمراه داره .
در مورد پیمانکار یا برون سپاری (این دو تا با هم فرق دارن . در مورد بعدا صحبت میکنیم) حالتهای ممکن رو شما بیان کنین که چه هدفی منظورتون هست . اگه میخواین بهش بعنوان یه راه حل نگاه کنین در موردش حرف بزنین که بررسیش کنیم .

leanthinker
2007/12/17, 02:52 PM
سلام
خیلی ایده خوبی هست و امید وارم فعالیت بچه ها رو تو این تاپیک افزایش بده
ممنون آقای بردینوا از تاپیک خوبتون
---
اگه اجازه بدین من از دید مدیریت ناب به حل این مشکل می پردازم و راه خودم رو می گم و امید وارم دوستان هم با تجربه خودشون منو راهنمایی کنن
فرض رو بر این میذارم که مدیر عامل شرکت به من اطمینان کرده و به همه واحدها دستور همکاری لازم رو داده (البته در حالت معمول هم من قبل از شروع کارم این امتیاز رو به هر صورت که هست از مدیر ارشد می گیرم تا در روند کار مشکلی پیش نیاد)
اولین کاری که می کنم تشکیل یک گروه راهبردی متشکل از مدیر کارخانه -مدیرصنعتی-مسول کنترل کیفیت-مدیر بازرگانی مدیر مالی -و مدیر تولید است.
در اولین جلسه بحث رو کاملا برای افراد باز می کنم و بهتره مدیرعامل هم در این جلسه باشند تا ضمن ابلاغ دستور همکاری رسمیت گروه برای همگان مشخص بشه. در انتها از همه این دوستان می خوام که یا خودشون در جلسات بعدی شرکت کنن یا فرد پاسخگو و ارشد خودشون رو بفرستند تا در جلسه بعدی با شناختی که از صورت مسئله پیدا کردند پیشنهاداتشون رو بدند و برای جلسه حل مسئله بعدی آمادگی پیدا کنند.

تا قبل از جلسه بعد که یک روز کاری گذشته تو این فرصت با مدیر بازرگانی نشستی داشتم و از اون خواستم وضعیت بازار رو مورد تحلیل قرار بده و علل کاهش فروش رو بررسی کنه و خودم هم اطلاعاتی از بخش مدیریت کیفیت در مورد رضایت مشتریان و عیوب ماههای گذشته رو بدست آوردم.
در جلسه بعد اعضای گروه قبلی غیر از مدیر عامل رو به جلسه دعوت می کنم و پیرو بحث قبلی به صورت فرایند حل علل ریشه ای - استخوان ماهی علل کاهش فروش رو که از بازرگانی گرفته بودم به اضافه بخش مدیریت کیفیت رو تخته وایت بورد رسم می کنم و از همه میخوام اگر ایده ای دارند بگن تا اضافه کنیم.
روش بدست آوردن ایده های افراد رو از روش طوفان ذهنی بدست می اورم
هر چند مبنای اصلی مشکلات فروش اخیر همون نظرات بخش بازرگانی (فروش) هست که در تعامل بیشتری با مشتریان سازمان قرار داره. اما وجود باقی اعضاء حل مسئله به این دلیل است که اگر مشکلات ناشی از مسائل فنی یا نقص محصول باشه یا نارضایتی مشتریان- نیاز به این داره که مدیران تولید و کنترل کیفیت و مدیریت کیفیت پاسخگو باشند. و اگر اون کارخونه از استاندارد برخوردار باشه به راحتی می شه انواع مشکلات و سوابق کیفی رو بررسی کرد و اثر بخشی اقدامات رو بررسی کرد.
در پایان جلسه (اگر جلسه کافی نبود باید تکرار بشه) راهکارهای بدست اومده به افراد مرتبط داده می شه و تاریخی برای اثربخشی اونها (یک هفته) تعیین می شه.
البته همه این موارد در صورتی بود که مشکل تنها از عیوب ناشی شده باشه.
در غیر این صورت و اگر دلیل اصلی کم شدن فروش، به حاشیه کشیده شدن محصولات شرکت به دلیل ورود شرکتهای کوچک و قیمت شکنی از طرف اونها باشه راهکارهای دیگه ای رو باید در نظر گرفت.
یکی از این راهکارها تکنیکهای بازاریابی برای این مواقع هست(حمله از روبرو-حمله متقابل-ایستادگی و دادن ضرر-انجام تبلیغات بیشتر(جایزه های فروش)) که این موارد نیز با همکاری بخش بازرگانی شرکت و مدیر امور مالی د رجلسه ای دیگر باید بررسی شوند
در ضمن طی صحبت با مدیر مالی باید ریز هزینه های مرتبط با محصول پیدا بشه و (مدیرت ناب) و در صورت وجود اتلافات زیاد و بیهوده می بایست اقدامی جهت حذف این موارد تعریف بشه تا بتونیم قابلیت یکی از بزرگترین راهکارهای رقابتی که همون قیمت هست رو بررسی و جهت کاهش اون اقدام انجام بدیم.
البته چون این مورد زمان گیر هست می شه با طرح ریزی یک گانت اون رو به عنوان یک پروژه بهبود تلقی کنیم که در بلند مدت تولید رو به صرفه می کنه و از کنار گذاشتن اون محصول جلوگیری می کنه.
خوب تا اینجا نظرم این بوده
هنوز که ماه تموم نشده!;)

bardinova
2007/12/17, 07:44 PM
سلام
اگه اجازه بدین من از دید مدیریت ناب به حل این مشکل می پردازم و راه خودم رو می گم و امید وارم دوستان هم با تجربه خودشون منو راهنمایی کنن
فرض رو بر این میذارم که مدیر عامل شرکت به من اطمینان کرده و به همه واحدها دستور همکاری لازم رو داده (البته در حالت معمول هم من قبل از شروع کارم این امتیاز رو به هر صورت که هست از مدیر ارشد می گیرم تا در روند کار مشکلی پیش نیاد)
اولین کاری که می کنم تشکیل یک گروه راهبردی متشکل از مدیر کارخانه -مدیرصنعتی-مسول کنترل کیفیت-مدیر بازرگانی مدیر مالی -و مدیر تولید است.
در اولین جلسه بحث رو کاملا برای افراد باز می کنم و بهتره مدیرعامل هم در این جلسه باشند تا ضمن ابلاغ دستور همکاری رسمیت گروه برای همگان مشخص بشه. در انتها از همه این دوستان می خوام که یا خودشون در جلسات بعدی شرکت کنن یا فرد پاسخگو و ارشد خودشون رو بفرستند تا در جلسه بعدی با شناختی که از صورت مسئله پیدا کردند پیشنهاداتشون رو بدند و برای جلسه حل مسئله بعدی آمادگی پیدا کنند.

تا قبل از جلسه بعد که یک روز کاری گذشته تو این فرصت با مدیر بازرگانی نشستی داشتم و از اون خواستم وضعیت بازار رو مورد تحلیل قرار بده و علل کاهش فروش رو بررسی کنه و خودم هم اطلاعاتی از بخش مدیریت کیفیت در مورد رضایت مشتریان و عیوب ماههای گذشته رو بدست آوردم.
در جلسه بعد اعضای گروه قبلی غیر از مدیر عامل رو به جلسه دعوت می کنم و پیرو بحث قبلی به صورت فرایند حل علل ریشه ای - استخوان ماهی علل کاهش فروش رو که از بازرگانی گرفته بودم به اضافه بخش مدیریت کیفیت رو تخته وایت بورد رسم می کنم و از همه میخوام اگر ایده ای دارند بگن تا اضافه کنیم.
روش بدست آوردن ایده های افراد رو از روش طوفان ذهنی بدست می اورم
هر چند مبنای اصلی مشکلات فروش اخیر همون نظرات بخش بازرگانی (فروش) هست که در تعامل بیشتری با مشتریان سازمان قرار داره. اما وجود باقی اعضاء حل مسئله به این دلیل است که اگر مشکلات ناشی از مسائل فنی یا نقص محصول باشه یا نارضایتی مشتریان- نیاز به این داره که مدیران تولید و کنترل کیفیت و مدیریت کیفیت پاسخگو باشند. و اگر اون کارخونه از استاندارد برخوردار باشه به راحتی می شه انواع مشکلات و سوابق کیفی رو بررسی کرد و اثر بخشی اقدامات رو بررسی کرد.
در پایان جلسه (اگر جلسه کافی نبود باید تکرار بشه) راهکارهای بدست اومده به افراد مرتبط داده می شه و تاریخی برای اثربخشی اونها (یک هفته) تعیین می شه.
البته همه این موارد در صورتی بود که مشکل تنها از عیوب ناشی شده باشه.
در غیر این صورت و اگر دلیل اصلی کم شدن فروش، به حاشیه کشیده شدن محصولات شرکت به دلیل ورود شرکتهای کوچک و قیمت شکنی از طرف اونها باشه راهکارهای دیگه ای رو باید در نظر گرفت.
یکی از این راهکارها تکنیکهای بازاریابی برای این مواقع هست(حمله از روبرو-حمله متقابل-ایستادگی و دادن ضرر-انجام تبلیغات بیشتر(جایزه های فروش)) که این موارد نیز با همکاری بخش بازرگانی شرکت و مدیر امور مالی د رجلسه ای دیگر باید بررسی شوند
در ضمن طی صحبت با مدیر مالی باید ریز هزینه های مرتبط با محصول پیدا بشه و (مدیرت ناب) و در صورت وجود اتلافات زیاد و بیهوده می بایست اقدامی جهت حذف این موارد تعریف بشه تا بتونیم قابلیت یکی از بزرگترین راهکارهای رقابتی که همون قیمت هست رو بررسی و جهت کاهش اون اقدام انجام بدیم.
البته چون این مورد زمان گیر هست می شه با طرح ریزی یک گانت اون رو به عنوان یک پروژه بهبود تلقی کنیم که در بلند مدت تولید رو به صرفه می کنه و از کنار گذاشتن اون محصول جلوگیری می کنه.
خوب تا اینجا نظرم این بوده
هنوز که ماه تموم نشده!;)


دوست عزیز ، Leanthinker ، عالی بود !! . اما یه نکته رو فراموش نکن . همیشه قبل از شروع این جلسات باید یه تحلیل رو به شخصه و بدون حضور مدیران ارشد (البته با استفاده از اطلاعات اونها) انجام بدی . منظورم رو بذار شفاف تر بگم . یعنی قبل از اینکه بخوای از Lean Managing (مدیریت ناب) استفاده کنی باید اساس کارت رو بر مبنای Scientific Approach قرار بدی و گام به گام با اون جلو بری . اولین بخش در Scientific Approach طرح سئوال و شناسایی مسئله و ایجاد طرح هست . منظور چیه ؟ منظور اینه که باید ضرر ده بودن این محصول اول تعریف بشه !! . ضرر دادن محصول یعنی چی ؟؟ . یه موقع هایی هست (من این تجربه رو خودم داشتم تو کارخونه) که شما تغییر محسوسی توی فروش نداشتین ، تنها جا به جایی بازار و در بعضی مواقع تغییر شرایط و هزینه های تهیه مواد اولیه باعث شده که این تصور اشتباه بوجود بیاد که شما دچار ضرر شدین . این خیلی مهم هست که تعامل سازمانی رو در ابتدا بررسی کنین ، اینکه آیا سیستم فاجعه بر انگیز جزیره ای در سازمان حاکم هست یا همه میتونن با استفاده از سیستم جامع اطلاعاتی با بقیه سازمان در تعامل باشن . مرحله بعنی در Scientific Approach ، گردآوری اطلاعات هست . اینجا میرسیم به تمام این راه مواردی که شما ارائه کردین .
در انتهای صحبتهاتون هم در خصوص اتلافات زیاد و بیهوده صحبت کردین . اون برمیگرده به دو موضوع فوق العاده مهم در سازمانها ، یعنی COQ و Cost-Benefit Analysis . تحلیلهای فوق العاده این دو روش به شما کمک میکنه که همیشه سطح کیفیت و هزینه رو در تعادل قرار بدین .

چند نکته از صحبت هاتون حسابی جای بحث داره : Brainstorming ، پذیرفتن ضرر ، شکل تبلیغات (جایزه) ، قیمت شکنی رقبا . در مورد اینها باید مفصل صحبت بشه .

leanthinker
2007/12/17, 08:29 PM
ممنون از تحلیلت bardinova ی عزیز
فکر می کنم این به اشتراک گذاشت اطلاعات و بحث پیرامون اونها خیلی مفید باشه و خوشحال می شم کم کم دوستان جدید هم وارد بحث بشن و با سوالات و جوابهاشون به فهم بهتر مسئله و حل اون کمک کنند.
در مورد Scientific Approach هم کاملا درست می گین. باید در ابتدا فرض رو بر این بگذاریم که ابتدا مسئله رو برای خودمون کاملا باز کنیم.
در اینجا چون با یه مسئله واقعی روبرو نیستیم و قرار بر این شد که شما به سوالهایی از قبیل (( اما و اگر و چرا و نمیشه ! )) پاسخ بدید باید این قضیه رو روشن کنید که آیا شرکتهای رقیب باعث این مسئله شدند یا قیمت بالای محصول ما رو به حاشیه کشونده تا در موارد بعدی راه حل قضیه مشخص بشه که همونطور که گفتم هر کدوم روش متفاوتی رو در حل مسئله طلب می کنه.

در ضمن مورد دیگه ای که باید اشاره کنم در اکثر شرکتها متاسفانه به نظر من عدم تعامل بخش بازرگانی با کارخانه هست که مشکل ایجاد می کنه و دلیل اون رو عرض می کنم:
وقتی ما یک محصول رو تولید می کنیم مطمئنا به خاطر تقاضایی بوده که در جامعه برای اون محصول وجود داشته و مدیران ارشد به این باور رسیده اند که می توانند برای پاسخ به این نیاز وارد او بازار بشن و با قدرت رقابتی که دارند از مزایای اون بهره مند بشن.و وقتی کارخانه شروع به تولید اون محصول کرد اگر به صورت علمی و موشکافانه به قضیه نگاه کنیم در ابتدا باید مشخصات و صفات محصول رو کاملا تجزیه و تحلیل کنیم و از طرفی ارزش رو برای اون محصول تعریف کنیم
ارزش از دید مدیریت ناب اون چیزی هست که مشتری حاضر است به خاطر آن به ما پول بدهد و این ارزش فقط از دید مشتری مفهوم دارد و کس دیگری حق تغییر این ارزش را ندارد. وقتی ارزش واقعی معلوم شد باید در تمام کارخانه به دنبال تمام فعالیتهایی باشیم که روی محصول اعمال می شه اما هیچ ارزشی به اون اضافه نمی کنه.
فرض مثلا جابجایی های بیهوده مواد-انبار محصول نهایی-دوباره کاریها-انتظار در خط WIP work in process یا محصول میانی و اقسام اتلافات دیگه که با اینکه هزینه های سرباری رو به قیمت تمام شده محصول تحمیل می کنه اما مشتری حاضر به پرداخت پول بابت اونها نیست و ما باید از دو راه گرانتر فروختن یا کم کردن حاشیه سود سازمان با این موارد روبرو بشیم
حالا نقش بازرگانی این هست که در تعامل کامل با بخش تولید قرار بگیره و نگذاره چیزی کمتر یا بیشتر از اون چیزی که مشتری نیاز داره تولید بشه. (پردازش بیش از نیاز یک محصول هم نوعی اتلاف هست) اما معمولا بخش بازرگانی به این موضوع که مشتریان واقعا چه تقاضایی دارند رو نادیده می گیره و تنها به تبلیغ آنچه که هست برای مشتری می پردازه که البته تا حدودی مدیریت ارشد باید اختیارات بازرگانی رو در این بخش بیشتر کنه در ضمن این بازرگانی هست که نباید اجازه بده کالایی بدون درخواست بازار تولید بشه یعنی باید تولید به اندازه رو در دستور کار سازمان قرار بده و به دنبال بازارهای جدید بگرده. از طرفی مسولیت برخورد با رقبا هم با بازرگانی هست که از اصول مدیریت بازاریابی تا چه حد بهرهمند می شه. فرضا من در یک کارخانه برش شیشه پیشرفته ( تولید برای سازندگان دکوراسیون داخلی)دیدم به علت نا آگاهی، بارگانی شرکت روی بیلبورد اتوبان به تبلیغ پرداخته بود حال اینکه مخاطبان این شرکت مردم عادی نبودند و با تبلیغ بروشور و فرستادن به تولید کنندگان دست دوم موفقیت بیشتری پیدا می کرد. پس بازرگانی یکی از مسولین درجه یک در حل این مشکل هست.
خوب مسلما کارخانه کوچکتری که سربار بخش اداری و پرسنلی کمتری پرداخت می کنه با اینکه نمیتونه جواب اکثریت بازار رو بده اما به زودی جای خودش رو باز می کنه چون قیمت بالاترین تبلیغ هست و اکثرا بیشتر به قیمت نگاه می کنند تا به کیفیت(مثل مدیر شرکت خودمون!)
نکته دیگری که اشاره کردید بحث Cost-Benefit Analysis بود که در ایزو هم خیلی به اون تاکید شده اما یکی از پیچیده ترین موارد بهبودی هست که من تا بحال با اون (نظر شخصی) در ایزو تی اس سر و کار داشتم و درک بالا از وضعیت موجود و خلاقیت بالایی برای کاهش هزینه ها می خواد و باید از امور مالی و هزینه های مختلف به خوبی مطلع بود. و با کنترل آماری فرآیند کاملا اون رو زیر نظر داشت که من فکر می کنم با اینکه در انتها بالابردن کیفیت با کاهش دوباره کاریها و ضایعات هزینه رو پائین خواهد آورد اما در مهلت 1 ماهه خیلی به دشواری میشه از این طریق کاری انجام داد و معمولا اثر بخشی اون (حداقل در شرکتی که بودم) سه ماهه یا 6 ماهه تعریف میشه اما یک روش بلند مدت و خوب دیگه در امر کاهش هزینه هاست و منم با اون موافقم

در انتها باید بگم در شرکتی که طبقه بندی اطلاعات به غلط در اون انجام شده مشکلات خیلی بیشتر از حالتی هست که من تصور کردم کما اینکه به نظر من یکی دیگه از بزرگترین معضلات ما در کارخانه ها همین مفهوم جریان اطلاعات هست که فکر می کنم به تنهایی یک تاپیک می طلبه
منتظر نظرات دوستان هستم
با تشکر مجدد از دوست عزیز Bardinova

bardinova
2007/12/17, 09:52 PM
----یک----

در مورد Scientific Approach هم کاملا درست می گین. باید در ابتدا فرض رو بر این بگذاریم که ابتدا مسئله رو برای خودمون کاملا باز کنیم.
در اینجا چون با یه مسئله واقعی روبرو نیستیم و قرار بر این شد که شما به سوالهایی از قبیل (( اما و اگر و چرا و نمیشه ! )) پاسخ بدید باید این قضیه رو روشن کنید که آیا شرکتهای رقیب باعث این مسئله شدند یا قیمت بالای محصول ما رو به حاشیه کشونده تا در موارد بعدی راه حل قضیه مشخص بشه که همونطور که گفتم هر کدوم روش متفاوتی رو در حل مسئله طلب می کنه.


----دو----

در مهلت 1 ماهه خیلی به دشواری میشه از این طریق کاری انجام داد و معمولا اثر بخشی اون (حداقل در شرکتی که بودم) سه ماهه یا 6 ماهه تعریف میشه اما یک روش بلند مدت و خوب دیگه در امر کاهش هزینه هاست و منم با اون موافقم Bardinova


در مورد بخش یک که بالا مشخص کردم ، منظور من اون نبود !!! . منظور من اینه که شما با راه حلهایی که میدین قرار هست من بگم (( نه بابا !! اینکه جواب نمیده !! )) چهار دلیل منطقی یا حتی غیر منطقی هم بیارم ، که هم شما مجبور بشین بحث رو بیشتر باز کنین ، هم اینکه نظرهای دیگه هم شکل بگیره و تنها یک خط دنبال نشه . پس من قرار نیست علت رو بگم ! قرار هست علت رو شما پیدا کنین .
در مورد بخش دو که بالا مشخص کردم ، من در جواب اون صحبتی که شما کردین گفتم این دو تا روش ، یعنی COQ و Cost- Benefit Analysis جواب میده . این دو روش فقط برای بهبود وضعیت موجود هست و مطمئن باشین که با استفاده از این دوتا یه کارخونه ورشکست شده رو نمیشه نجات داد !! . یعنی میخوام بگم اون مطلبی که شما عرض کردین (که باید هزینه های مازاد رو کاهش بده) برای بهبود بکار برده میشه و نمیتونه محصول رو از شکست خارج کنه . تحلیلهای بلند مدت و آنالیز واریانس دقیق میطلبه که مسلما در یک ماه جواب نمیده .

یه مطلب دیگه هم بگم تا یادم نرفته . معمولا مسئولیت تبلیغات بعهده بخش روابط عمومی هست و نه بازرگانی . بقیه صحبتهای شما را در خصوص معاونت بازرگانی قبول دارم . بحث تبلیغات حتما تاپیک جدایی میخواد که بعدا بهش میپردازیم.

فکر کنم بهتر هست این قضیه بحث دو نفرهء من و جناب Leanthinker نشه .

leanthinker
2007/12/17, 10:02 PM
منهم موافقم
منتظر نظر دوستان هستم

mahtabi
2007/12/18, 01:05 PM
منم موافقم که کاهشه تولید راه حل نیست اما فرصته مناسبی برای بررسیه مشکله.و در ضمن من با این فرض شروع به گفتن کردم که یه تیم تشکیل دادیم با شرایطی که عنوان شده.
اما یک کم مرتب تر مینویسم:
به نظره من ابتدا باید تمام احتمال هایی که باعثه کمیه فروشه محصول شده رو بررسی کنیم و بعد از گیر آوردنه علت به حلش بپردازیم.موارده احتمال:
1. تبلیغه نامناسب(یعنی در ابتدا برای محصول تبلیغه خوبی شده اما با گذشته زمان و مشاهده ی فروشه خوب به صورته ناشیانه ای از تبلیغ کاسته شده است)
2.وارد شدنه محصوله مشابه به بازار؟(ممکنه این محصول به نسبت دارای تبلیغه مناسبتر یا کیفیت و قیمت بهتری باشه)
3.سهل انگاریه پیمانکار و توجه نکردنه مناسبه واحده کیفیت(اگه محصوله نیمه ساخته ای رو از پیمانکار دریافت میکنیم.ممکنه پیمانکار در ابتدا برای جلبه اعتماده واحد به تولیده با کیفیته محصول بپردازه اما به ندرت با دیدنه فروشه خوبه محصول اقدام به سهل انگاری کنه)
4. نداستنه انتظاراته مشتریان و اعمال نکردنه آنها
5....
خوب حالا راه حلهای پیشنهادی تا بدینجا:
1. تبلیغ رو که گفتم .
2.نظر سنجی از مشتریان تا با استفاده از اون بتونیم کیفیت محصول رو مطابق با سلایقه اونها بالا ببریم.و البته در پی بهبود مستمر باشیم
3.اگه محصول فصلیه باید به اقتضای فصل قیمت رو پایین آورد.
4.میتونیم گارانتی برای محصول بذاریم واسه جلبه اعتماده بیشتر..........
5.ضمنا برایه کاهشه هزینه هم با وجوده سختیه کار اما میشه یه کارایی کرد و سعی در پایین آوردنه اون کرد.که اگه خواستین میگم

میدونم زیاد جامع نیست اما من هر روز به این سوال فکر میکنم تا اخرش به یه نتیجه ی معقولی برسم.

bardinova
2007/12/18, 02:07 PM
جناب Mahtabi ، ممنون از پاسختون . اما اجازه بدین ، ما الان در فاز Planning هستیم . میخوایم اول ببینیم که برنامه رو چطوری ببریم جلو . این قسمت که تموم شد میریم تو بخش Data Gathering . اونجا میرسیم به تمام مواردی که شما فرمودین . بعد از اون یه کارایی میکنیم که بوقتش در موردش صحبت میکنیم . اونوقت با Brainstorming برای مواردی که پیدا و (( تائید )) شده راه حل ارائه میدیم . دوباره با تحلیل راه حلهایی که در موردش صحبت خواهیم کرد چند گزینه رو انتخاب میکنیم . پس پیشنهاد من اینه که فعلا توی فاز اول بمونیم و بوقتش و با توافق دوستان وارد فاز بعدی ، یعنی گردآوری اطلاعات بشیم .

leanthinker
2007/12/18, 03:04 PM
دوستان دیگه هم بیاین دیگه
حداقل اونها که تو این هفته فعال بودید
yanic-مجید-just-in-time-فردریک تیلور-f-ind-mostafa_c&ie-... کجائین؟

mahyar_admira
2007/12/18, 03:42 PM
یکی از دلایل این مشکلات وجود رقیب تازه وارده .فکر کنم با تبلیغ بیشتر و پایین اوردن قیمت محصول بشه کاریکردولی رقیب هم ممکن همه این کارهاانجام بده.

bardinova
2007/12/18, 04:29 PM
دوستان عزیز ، برای اینکه یه تاپیک پویا و مفید داشته باشیم لطف کنین بحث رو از اول دنبال کنین تا پراکنده گویی پیش نیاد . ممنون از همه .

leanthinker
2007/12/18, 06:28 PM
bardinova جان یکم بچه ها رو راهنمایی کن که بدونن چطور باید بحث کنن
فرضا من نمیدونم بحث خودم رو ادامه بدم یا به بحث دوستان دیگه هم جواب بدم؟
به نظرم هر کس فکر کنه الان در کارخانه مدیر عامل اون رو مسوول گذاشته که اون محصول شکست نخوره
و کامل بگه چی کار کنه بعد رو تک تک موضوعات با هم بحث کنیم
البته بازم فکر کنم یکم هرج و مرج بشه.
خوب شما نظرت چیه؟

mahtabi
2007/12/18, 08:51 PM
bardinova جان یکم بچه ها رو راهنمایی کن که بدونن چطور باید بحث کنن
فرضا من نمیدونم بحث خودم رو ادامه بدم یا به بحث دوستان دیگه هم جواب بدم؟
به نظرم هر کس فکر کنه الان در کارخانه مدیر عامل اون رو مسوول گذاشته که اون محصول شکست نخوره
و کامل بگه چی کار کنه بعد رو تک تک موضوعات با هم بحث کنیم
البته بازم فکر کنم یکم هرج و مرج بشه.
خوب شما نظرت چیه؟

منم نمیدونم چرا هر چی میگم جنابه bardinovaمیزنن تو ذوقه آدم.شایدم منظوری نباشه اما اینجور به نظر میاد.
خوب شما بگین ما الان چی بگیم به عنوانه مثال ، تا ما هم به پیروی از حرفتون همونو بگیم.
من موضوعه تاپیک رو خیلی دوست دارم و می خوام فعال باشم . لطفا خط بدین.منظورتون رو از برنامه بگین! یعنی چی که برنامه رو ببریم جلو؟
با تشکر

bardinova
2007/12/18, 09:25 PM
دوست من ، Mahtabi ، من مگه مرض دارم بزنم تو ذوق کسی آخه !!! . من هم مثل شما میخوام بحث به سرانجام برسه و به هممون چیز یاد بده !! . حالا من نه ، یکی دیگه ! . یکی باید بحث رو مسیر بده دیگه ! . بذارین من در این خصوص کمی بیشتر حرف بزنم . که اونایی که ماهایی که تو بحث هستیم درست و حساب شده بریم جلو :

فاز اول ) طرح مسئله : بررسی اینکه چی میشه که میگیم محصول شکست خورده ! . اصلا آیا محصول شکست خورده یا مسئولین کارخانه به اشتباه این رو با چیز دیگه (مثلا چه چیزی؟) عوضی گرفتن !! . حالا که فهمیدیم قضیه چیه ، میایم میگیم که چیکار میخوایم بکنیم ! . چه طوری تیم لازم رو تشکیل بدیم . این تیم شامل چه افراد با چه اولا : Role ، دوما : Responsibility ، سوما : Knowledge باید باشه . و اینکه مسیر حرکت ما برای رسیدن به هدف چه چیز دیگه (به جز اینی که من دارم پیشنهاد میدم) باشه . کارها چطور تقسیم شه ، زمانبندی چطور باشه و هر چیز دیگه ای که به ذهنتون میرسه .

فاز دوم) گردآوری اطلاعات : این همونی هست که دوست عزیزمون ، Mahtabi ، در موردش صحبت کردن . چه اطلاعاتی باید چطور و از کجا جمع آوری بشه . چه دلایلی ممکنه این بلا رو سر محصول آورده باشه . هر چیزی ممکنه . هر اتفاقی . هر فردی ، هر جریانی .

فاز سوم) تحلیل اطلاعات : اینجا میشینیم مواردی که تو فاز دو بدست آوردیم رو طبقه بندی میکنیم . رای گیری میکنیم . امتیاز میدیم . بر سر اونها بحث و کتک کاری میکنیم !!! تا به چند علت اصلی و مهم برسیم .

فاز چهارم) ارائه راه حل : اینجا میریم سراغ Brainstorming . همه هرپیشنهادی که به ذهنشون میرسه رو ارائه میدن . هر چیزی ! حتی خنده دار ! حتی مسخره ! تمام این راه حلها جمع آوری میشه و به فاز بعدی میره .

فاز پنجم) انتخاب راه حل : راه حلهای اصلی که بر سر اونها توافق شده رو جمع میکنیم . توی یه جدول لیست میکنیم ، اونوقت اثر هر راه حل رو روی اون عوامل که شناسایی کردیم بررسی میکنیم . ممکنه حتی یه راه حل یکی از عوامل رو کاملا بهبود بده ، اما بجاش برای یه عامل دیگه فاجعه بوجود بیاره !! . خروجی این قسمت یک یا چند راه حل بهینه هست .

اگه بتونیم این مسیر رو درست بریم جلو ، مشکل ما حل میشه ! . پیشنهاد من اینه ، از همون فاز اول شروع میکنیم ، زمان تعیین نمیکنیم . تا جایی که جا داشته باشه بحث میکنیم . وقتی دیدیم به اندازه کافی صحبت کردیم میریم توی فاز بعدی . در این بین ممکنه لازم بشه در مورد خیلی چیزهای دیگه صحبت بشه . مثلا روشهای آنالیز تعریف و توضیح داده بشه . روشهای مدیریت تعریف بشن یا هر knowledge دیگه که لازم باشه . فاز به فاز با هم میریم جلو . هر کسی که مطلبی خارج از این چهارچوب گفت ، از حرفهاش حتما استفاده میکنیم . اما توی بحث داخل نمیکنیم . Leanthinker عزیز ، فکر کن توی یه اتاق جلسه هستیم . شما هم حرف خودت رو بزن ، هم جواب بقیه رو بده .

دوستان من ، Leanthinker و Mahtabi ، من از صحبتهای هردوتون استفاده میکنم و از بحث کردن باهاتون لذت میبرم . امیدوارم سوء تفاهم ایجاد شده برطرف بشه . من هیچ کاره هستم این وسط بخدا !! .

Aseman Etemaad
2007/12/18, 10:04 PM
منم موافقم که کاهشه تولید راه حل نیست اما فرصته مناسبی برای بررسیه مشکله.و در ضمن من با این فرض شروع به گفتن کردم که یه تیم تشکیل دادیم با شرایطی که عنوان شده.
اما یک کم مرتب تر مینویسم:
به نظره من ابتدا باید تمام احتمال هایی که باعثه کمیه فروشه محصول شده رو بررسی کنیم و بعد از گیر آوردنه علت به حلش بپردازیم.موارده احتمال:
1. تبلیغه نامناسب(یعنی در ابتدا برای محصول تبلیغه خوبی شده اما با گذشته زمان و مشاهده ی فروشه خوب به صورته ناشیانه ای از تبلیغ کاسته شده است)
2.وارد شدنه محصوله مشابه به بازار؟(ممکنه این محصول به نسبت دارای تبلیغه مناسبتر یا کیفیت و قیمت بهتری باشه)
3.سهل انگاریه پیمانکار و توجه نکردنه مناسبه واحده کیفیت(اگه محصوله نیمه ساخته ای رو از پیمانکار دریافت میکنیم.ممکنه پیمانکار در ابتدا برای جلبه اعتماده واحد به تولیده با کیفیته محصول بپردازه اما به ندرت با دیدنه فروشه خوبه محصول اقدام به سهل انگاری کنه)
4. نداستنه انتظاراته مشتریان و اعمال نکردنه آنها
5....
خوب حالا راه حلهای پیشنهادی تا بدینجا:
1. تبلیغ رو که گفتم .
2.نظر سنجی از مشتریان تا با استفاده از اون بتونیم کیفیت محصول رو مطابق با سلایقه اونها بالا ببریم.و البته در پی بهبود مستمر باشیم
3.اگه محصول فصلیه باید به اقتضای فصل قیمت رو پایین آورد.
4.میتونیم گارانتی برای محصول بذاریم واسه جلبه اعتماده بیشتر..........
5.ضمنا برایه کاهشه هزینه هم با وجوده سختیه کار اما میشه یه کارایی کرد و سعی در پایین آوردنه اون کرد.که اگه خواستین میگم

میدونم زیاد جامع نیست اما من هر روز به این سوال فکر میکنم تا اخرش به یه نتیجه ی معقولی برسم.

مهتابي عزيز
نكته اي كه بهش اشاره نكردي (يا شايد من متوجه نشدم) اينه كه در بازار مصرف مسئله ي مد و به روز بودن كالا خيلي مهمه.
اگر اون كالاي توليدي كه زماني از فروش خوبي برخوردار بوده حالا از رونق بيفته يكي از دلايل كاهش تقاضا براي اون ميتونه كهنه بودن مدلش باشه .
موافقم كه مشتري ها(كه معمولا غير حرفه اي هستند بيشتر )به قيمت اهميت ميدن تا كيفيت ولي با تبلي غاتي كه سازمانهاي مختلف انجام ميدن (مثلا در باره ي وسايل گرماده تبليغاتي كه در ضمينه ي ميزان بهره وري و برچسب انرژي انجام ميشه)امروز خريدار رو به سمت كيفيت گرايي سوق ميده.
عواملي كه اسم بردي قطعا لازمه اما به نظر من اگر راه داشته باشه انجام يه تغيير وچيك در شكل يا مشخصات ظاهري محصول در كنار بليغات ونظر سنجي از مشتريان (كه اتفاقا الان خيلي باب شده)و ... ميتونه موثر باشه .
بخشيد كه من مثل شما نمي تونم مصطلح و مهندسي بحث كنم .

کلروفیل
2007/12/19, 12:45 AM
سلام.:)
خوب اینجا بحث خیلی تخصصیه و مهندسین صنایع در حال بررسی تفکرات ناب و به کار بستن مدیریتی ناب و در گیر توفان ذهنی و.......بد نیست این وسط از من مشتری و مصرف کننده هم کسی راجع به محصولی که خریدم و مورد مصرف قرار دادم یه نظر سنجی کنه شاید تو همین گفتار صادقانه!پرهیز از بزرگ نمایی.......به نتیجه ای رسید!:w12:

متاسفانه بحثها ی فنی دوستان رو نتونستم مطالعه کنم ولی سوال اونقدر جذاب بود که دوست داشتم بعنوان مصرف کننده با تولید کننده محصول ارتباط برقرار کنم.:w26:

محصولی داریم که در ابتدای تولید فروش بالایی داشته و در گذر زمان با افت فروش روبرو شده. من یه محصول غذایی رو در نظر میگیرم .محصولی که تا بحال تولید داخلی نداشته و واسه اولین بار حتی به ایران اومده .(به عنوان مثال: پفکهایی که با پودر ماهی درست میشه رو در نظر بگیرید.) مصرف کننده ابتدای کار با حجم زیادی از تبلیغات روبرو میشه و بمبارانی از فواید و نتایج استفاده ازمحصول ...مشتاق میشه برای خرید .:w40:در سطح وسیعی مورد توجه قرار میگیره و حجم زیادی از محصول به فروش میره ...اما اگه تولید کننده با ذایقه ایرانی آشنا نباشه (در صورت حضور مهندسین خارجی و فرمولاسیونهای اعمالی در خارج از کشور)بعد از مدتی با کاهش فروش روبرو میشه.یعنی هر کس یه بار بخره دیگه واسه دومین بار نمیخره .اینجا مشکل عدم آشنایی با ذائقه مصرف کننده است.که میشه بعد از کشف این مهم و تغییراتی در تولید دوباره به سطح فروش قبلی رسید.

اما در مواردی یه سری تولیدات برای قشر محدودی از جامعه ساخته میشه.مثلاً یه قطعه از یه خودروی بخصوص که تعداد محدودتری نسبت به انواع دیگه خودرو در کشور داره .خوب به مراتب مصرف کننده کمتری وجود داره برای استفاده.(که البته احتمالاً اینجا بحث صادرات پیش میاد و رقابت کیفی بین نمونه های خارجیو محصول تولیدی ما )در بازار داخلی در ابتدای تولید فروش خوب بوده و همه هم از این محصول راضی ولی بعد یه مدت دیگه احتیاجی به خرید نیست چون تا چند سال این قطعه خوب کار میکنه .اینجا افت محصول دلیل بر اشباع بازاره و ما باید جای دیگه دنبال مشتری باشیم.(که البته احتمالاً اینجا بحث صادرات پیش میاد و رقابت کیفی بین نمونه های خارجیو محصول تولیدی ما ):w28:

از نظر من مشتری علاوه بر راهکار های کارشناسی که دوستان ارائه میدن بهتره واسه همچین مواردی پرسشنامه ها یی حین خرید محصول به خریدار بدن تا بعد از مصرف پر کنه و به نمایندگی تحویل بده (واسه اینکه حتماً این کار رو انجام بده هم باید البته سر کیسه رو شل کنه و یه جایزه واسش در نظر بگیره،مثل همین شرکت در قرعه کشی!)با توجه به این جوابها و انتظاراتی که مشتری از محصول خریداری شده داشته میشه سطح کیفی و فنی رو بالا بردو........:w10:

خیلی زیاد گفتم نه؟جو گرفته!!!:w01:

موفق باشید.:gol:

leanthinker
2007/12/19, 12:58 AM
سلام.
خوب اینجا بحث خیلی تخصصیه و مهندسین صنایع در حال بررسی تفکرات ناب و به کار بستن مدیریتی ناب و در گیر توفان ذهنی و.......بد نیست این وسط از من مشتری و مصرف کننده هم کسی راجع به محصولی که خریدم و مورد مصرف قرار دادم یه نظر سنجی کنه شاید تو همین گفتار صادقانه!پرهیز از بزرگ نمایی.......به نتیجه ای رسید!

خوشبختانه بحثها ی فنی دوستان رو نتونستم مطالعه کنم ولی سوال اونقدر جذاب بود که دوست داشتم بعنوان مصرف کننده با تولید کننده محصول ارتباط برقرار کنم.:w26:

محصولی داریم که در ابتدای تولید فروش بالایی داشته و در گذر زمان با افت فروش روبرو شده. من یه محصول غذایی رو در نظر میگیرم .محصولی که تا بحال تولید داخلی نداشته و واسه اولین بار حتی به ایران اومده .(به عنوان مثال: پفکهایی که با پودر ماهی درست میشه رو در نظر بگیرید.) مصرف کننده ابتدای کار با حجم زیادی از تبلیغات روبرو میشه و بمبارانی از فواید و نتایج استفاده ازمحصول ...مشتاق میشه برای خرید .:w40:در سطح وسیعی مورد توجه قرار میگیره و حجم زیادی از محصول به فروش میره ...اما اگه تولید کننده با ذایقه ایرانی آشنا نباشه (در صورت حضور مهندسین خارجی و فرمولاسیونهای اعمالی در خارج از کشور)بعد از مدتی با کاهش فروش روبرو میشه.یعنی هر کس یه بار بخره دیگه واسه دومین بار نمیخره .اینجا مشکل عدم آشنایی با ذائقه مصرف کننده است.که میشه بعد از کشف این مهم و تغییراتی در تولید دوباره به سطح فروش قبلی رسید.

اما در مواردی یه سری تولیدات برای قشر محدودی از جامعه ساخته میشه.مثلاً یه قطعه از یه خودروی بخصوص که تعداد محدودتری نسبت به انواع دیگه خودرو در کشور داره .خوب به مراتب مصرف کننده کمتری وجود داره برای استفاده.(که البته احتمالاً اینجا بحث صادرات پیش میاد و رقابت کیفی بین نمونه های خارجیو محصول تولیدی ما )در بازار داخلی در ابتدای تولید فروش خوب بوده و همه هم از این محصول راضی ولی بعد یه مدت دیگه احتیاجی به خرید نیست چون تا چند سال این قطعه خوب کار میکنه .اینجا افت محصول دلیل بر اشباع بازاره و ما باید جای دیگه دنبال مشتری باشیم.(که البته احتمالاً اینجا بحث صادرات پیش میاد و رقابت کیفی بین نمونه های خارجیو محصول تولیدی ما )

از نظر من مشتری علاوه بر راهکار های کارشناسی که دوستان ارائه میدن بهتره واسه همچین مواردی پرسشنامه ها یی حین خرید محصول به خریدار بدن تا بعد از مصرف پر کنه و به نمایندگی تحویل بده (واسه اینکه حتماً این کار رو انجام بده هم باید البته سر کیسه رو شل کنه و یه جایزه واسش در نظر بگیره،مثل همین شرکت در غرعه کشی!)با توجه به این جوابها و انتظاراتی که مشتری از محصول خریداری شده داشته میشه سطح کیفی و فنی رو بالا بردو........

خیلی زیاد گفتم نه؟جو گرفته!!!

موفق باشید.:gol:
سلام گلرخ خانوم
بحثتون به نظر من خیلی جالب بود
خوب همیشه نباید از فرمولهای کتابی قضیه رو حل کرد و به نظرم نظر شما هم از دید یه مشتری ایده های خوبی رو در بر داشت.(پرسشنامه از مشتری)
موفق باشی عزیز

hami_life
2007/12/19, 01:02 AM
به نظر من توی همین کار هم میشه موفق بود اگر کوتا مدت فکر کنیم و به فکر سود خوب و مغتعی باشیم

bardinova
2007/12/19, 12:22 PM
سلام.:)

محصولی داریم که در ابتدای تولید فروش بالایی داشته و در گذر زمان با افت فروش روبرو شده. من یه محصول غذایی رو در نظر میگیرم .محصولی که تا بحال تولید داخلی نداشته و واسه اولین بار حتی به ایران اومده .(به عنوان مثال: پفکهایی که با پودر ماهی درست میشه رو در نظر بگیرید.) مصرف کننده ابتدای کار با حجم زیادی از تبلیغات روبرو میشه و بمبارانی از فواید و نتایج استفاده ازمحصول ...مشتاق میشه برای خرید .:w40:در سطح وسیعی مورد توجه قرار میگیره و حجم زیادی از محصول به فروش میره ...اما اگه تولید کننده با ذایقه ایرانی آشنا نباشه (در صورت حضور مهندسین خارجی و فرمولاسیونهای اعمالی در خارج از کشور)بعد از مدتی با کاهش فروش روبرو میشه.یعنی هر کس یه بار بخره دیگه واسه دومین بار نمیخره .اینجا مشکل عدم آشنایی با ذائقه مصرف کننده است.که میشه بعد از کشف این مهم و تغییراتی در تولید دوباره به سطح فروش قبلی رسید.

این قضیه به خودی خود بر میگرده به امکان سنجی اولیه برای تولید یک محصول جدید و چندان مرتبط با محصول تولید شده نمیشه . منظورم اینه که این مشکل به قدری شفاف و بزرگ و واضح هست که خیلی زود خودش رو نشون میده . ما فرض رو بر این گذاشتیم که داریم در مورد یک محصولی که فروش قابل قبولی داشته صحبت میکنیم . تب ابتدایی ورود یک محصول جدید به سرعت فروکش میکنه و حتی به یک ماه هم نمیرسه . تحلیل شما بسیار مهم و اساسی هست . مهم بودن این قضیه به حد و اندازه ای هست که باید قبل از تولید این محصول بوضوع روی بازار اون تحقیق و امکان سنجی بشه و بعد اقدام به سرمایه گذاری و تولید محصول نمود . با نظرتون هم موافق هستیم . بررسی این مورد با تغییر در طراحی محصول و مطالعه بازار امکان پذیر هست . البته عموما این راه حل هم جواب نمیده و محصول محکوم به شکست میشه . چون این قضیه یک مقوله جدا هست (مبحث امکان سنجی و طرح توجیهی قبل از تولید محصول) برای همین با نظر دوستان مطمئنا بعنوان یه تاپیک مستقل به بررسی اون میپردازیم .



اما در مواردی یه سری تولیدات برای قشر محدودی از جامعه ساخته میشه.مثلاً یه قطعه از یه خودروی بخصوص که تعداد محدودتری نسبت به انواع دیگه خودرو در کشور داره .خوب به مراتب مصرف کننده کمتری وجود داره برای استفاده.(که البته احتمالاً اینجا بحث صادرات پیش میاد و رقابت کیفی بین نمونه های خارجیو محصول تولیدی ما )در بازار داخلی در ابتدای تولید فروش خوب بوده و همه هم از این محصول راضی ولی بعد یه مدت دیگه احتیاجی به خرید نیست چون تا چند سال این قطعه خوب کار میکنه .اینجا افت محصول دلیل بر اشباع بازاره و ما باید جای دیگه دنبال مشتری باشیم.(که البته احتمالاً اینجا بحث صادرات پیش میاد و رقابت کیفی بین نمونه های خارجیو محصول تولیدی ما ) از نظر من مشتری علاوه بر راهکار های کارشناسی که دوستان ارائه میدن بهتره واسه همچین مواردی پرسشنامه ها یی حین خرید محصول به خریدار بدن تا بعد از مصرف پر کنه و به نمایندگی تحویل بده (واسه اینکه حتماً این کار رو انجام بده هم باید البته سر کیسه رو شل کنه و یه جایزه واسش در نظر بگیره،مثل همین شرکت در قرعه کشی!)با توجه به این جوابها و انتظاراتی که مشتری از محصول خریداری شده داشته میشه سطح کیفی و فنی رو بالا بردو........

موفق باشید.:gol:

این هم بحث درستی هست . اما معمولا در صنعت همچین اتفاقی نمیوفته . قضیه اشباع خیلی بندرت برای محصولات تخصصی پیش میاد . علت اون هم Rate تولید محصول هست که با مطالعات بازار و نرخ مصرف بدست میاد . از اون بالاتر و مهمتر ، محصولی تخصصی که مثال زدین به تنهایی و به خودی خود وارد بازار نمیشه . مثال بزنیم : کارخونه ای سینی زیر موتور پراید تولید میکنه . این کارخونه بطور مستقیم از طرف سایپا سفارش دریافت میکنه و هیچوقت محصول جدا از سفارش تولید نمیکنه . سایپا اعلام میکنه که توی ماه جاری به این تعداد سینی زیر موتور نیاز دارم . و اون در دستور خط تولید قرار میگیره . معمولا با احتساب شرایط خاص (البته این شرایط خاص در قرارداد با سایپا وجود نداره !!!!!) به میزان بسیار ناچیزی از محصول برای عرضه مستقیم به بازار تولید میشه . جمع بندی کنم . اشباع هیچوقت بوجود نمیاد . چون کارخونه های تخصصی فقط بر اساس دریافت سفارش تولید میکنن ، نه برای بازار .

با توجه به مطلبی که شما گفتین ، من به این نتیجه رسیدم که مسئله رو کمی محدود تر کنیم . یعنی فقط در مورد کالاهای عمومی صحبت کنیم . چون این چیزی که شما گفتین و من الان در موردش توضیح دادم رو اون زمان که سئوال رو طرح کردم در نظر نگرفته بودم . الان به این نتیجه رسیدم که کالای تخصصی توی شرایط مثال ما نمیگنجه و باید به شکل دیگه ای بررسی بشه . جواب شما به پیشبرد بحث کمک بزرگی کرد . ممنون .

just in time
2007/12/19, 04:39 PM
باسلام
من نبودم توی تالار به دلیل مشغله ، ولی این تاپیک یه نویده ، و یه تغییر ساختار به نوبه خودم از همه تون تشکر می کنم ، سعی می کنم به سرعت خودم رو آداپته کنم و توی بحث شرکت کنم.
ولی قبلش به همه تون امتیاز می دم چون واقعا مستحق امتیاز هستید.
بااحترام

leanthinker
2007/12/20, 10:59 PM
فاز اول ) طرح مسئله : بررسی اینکه چی میشه که میگیم محصول شکست خورده ! . اصلا آیا محصول شکست خورده یا مسئولین کارخانه به اشتباه این رو با چیز دیگه (مثلا چه چیزی؟) عوضی گرفتن !! . حالا که فهمیدیم قضیه چیه ، میایم میگیم که چیکار میخوایم بکنیم ! . چه طوری تیم لازم رو تشکیل بدیم . این تیم شامل چه افراد با چه اولا : Role ، دوما : Responsibility ، سوما : Knowledge باید باشه . و اینکه مسیر حرکت ما برای رسیدن به هدف چه چیز دیگه (به جز اینی که من دارم پیشنهاد میدم) باشه . کارها چطور تقسیم شه ، زمانبندی چطور باشه و هر چیز دیگه ای که به ذهنتون میرسه .
.

سلام دوستان
طبق صحبتهای دوست عزیز جناب اقای Bardinova برای اینکه بحث تخصصی تر بشه و از پراکنده گویی جلوگیری بشه به نظرم همه بیایم در مورد فاز اول صحبت کنیم تا به مراحل بعدی برسیم
خوب حالا تحلیل خودم رو در مورد فاز اول میگم تا به کمک دوستان اون رو بهبود بدیم و کامل کنیم.

طرح مسئله: مسئله اینه که الان مدیر عامل از ما خواسته که نگذاریم محصول مورد نظر -که یک محصول عمومی هست و قبلا با مشکلی در فروش مواجه نبوده و در حال حاضر به دلایلی که ما باید اون رو پیدا کنیم- شکست بخوره.
خوب شما در این مسئله نقش لیدر یک تیم رو دارید و باید ببینیم که به چه دست اطلاعاتی نیاز داریم . چون پایه یک برنامه ریزی درست برای حل یک مشکل، شناخت و درک صحیح از اون مشکل هست. پس مشکل رو روی کاغذ می نویسیم تا ببینیم به چه اطلاعاتی برای حلش نیاز داریم.
چرا محصول در زمان کنونی فروش خوبی نداره.؟
خوب این سوال به تنهایی گنگ هست و برای حلش مجبوریم از سوالهای بیشتری برای تشریحش استفاده کنیم:
1-چرا در زمان پیش برای این محصول مشکلی در فروش وجود نداشت اما الان فروش به مشکل برخورده؟
2-چه عواملی در عدم موفقیت در فروش نقش داشته اند.
2-1 آیا نقص فنی و برگشت از مشتری زیاد بوده؟
2-1-1 در صورت مثبت بودن جواب
2-1-2 آیا برای رفع مشکلات بوجود آمده اقدامی انجام شده؟
2-1-3 آیا اثر بخشی اقدامات تعریف شده بررسی شده؟
2-2 آیا رقیبان تازه ای به تولید این محصول روی آورده اند
2-3 آیا رقیبان از مشوقهایی برای مصرف کنندگان استفاده کرده اند؟
این مشوقها می تواند یکی از موارد زیر باشد:
2-3-1 دادن درصد بهره بالاتر به فروشندگان خرد
2-3-2 استفاده از مشوقهای جایزه ای
2-3-3 نظر سنجی از مشتریان و جلب نظر آنها
2-3-4 بالابردن کیفیت محصولشان با استفاده از تکنولوژیهای جدیدتر

3 -آیا در درجهت شناسایی بازارهای مقصد و گسترش آن اقدامی انجام شده؟

به نظرم اونقدر باید این سوالها رو ریز کرد تا دلایل ریشه ای مشکل رو در ذهن خودمون پیاده کنیم. این سوالها در روز اول و بدون تشکیل هیچ تیمی توسط خودمون شکل می گیرند و به تحقیقات بعدی ما جهت دهی درست می کنند
بعد از این مرحله میشه روی این فکر کرد که جواب هریک از این سوالها رو چطور میشه به دست آورد.
خوب من در ابتدا سعی می کنم سوال رو با سوال برای خودم باز کنم
روش شما چی هست؟
منتظر نظر دوستان هستم

کلروفیل
2007/12/21, 01:07 AM
اجازه میدید منم باشم تو این بحث؟


جدا از بحثهای کارشناسانه ی شما و مرور آمار و ارقام توسط تیم مهندسی،از نظر من یکی از جوابهایی که میشه واسه افت محصول داد اینه که یه مدت نسبتاً طولانی کارخونه تولید محصولی روتین میکنه بدون ایجاد تغییری در ساختار و کیفیت. مشتریا به خاطر قدیمی بودن محصول و اعتبار شرکت هنوزم ازش استقبال میکنن ولی یه شرکت دیگه میاد با کلی تبلیغ و پورسانتر که به مشتریها میده و کیفیت و بسته بندی خوب همون محصول رو با همون قیمت شایدم پایینتر به بازار عرضه میکنه.اینجاست که مشتری وقتی قیمت برابر باشه محصول جدید و با کیفیت رو میخره و محصول قدیمی فروشش کم میشه .پس اگه زمانی تحقیقات در بازار این رو نشون داد با به روز کردن محصول و استفاده از نو آوری در بسته بندی و کیفیت و......

محصولات لبنی پاک یه محصول شناخته شده و قدیمیه.ولی بیش از حد روتین مونده بود .تا این که دایتی به صنایع لبنی اضافه شد و با انواع و اقسام خلاقیت ها در نحوه ارایه محصولات و بسته بندی های جدید روونه ی بازار کرد و یه مدتی بازار و بیشتر از بقیه محصولات لبنی تو دست گرفت بعد یه مدت هم قیمت شکنی کرد..........این وسط دیگه بستنی قیفی پاک با بسته بندی قدیمی تو جعبه های 12 تایی جواب نمیداد! اومدن پکیج ها رو عوض کردن،کیفیتش فرق کرد ،محصولات جدید به بازار عرضه کرد تبلیغات رو از سر گرفت ...............تا به فروش سابق رسید.

پس شاید یکی از جوابهای افت فروش روتین شدن محصول باشه و نیاز به یه سری تغیرات و خلاقیتها داره.;)

ببخشید من هی وسط بحثای تخصصی شما میام و میرم:)

mahtabi
2007/12/21, 11:09 AM
مهتابي عزيز
نكته اي كه بهش اشاره نكردي (يا شايد من متوجه نشدم) اينه كه در بازار مصرف مسئله ي مد و به روز بودن كالا خيلي مهمه.
اگر اون كالاي توليدي كه زماني از فروش خوبي برخوردار بوده حالا از رونق بيفته يكي از دلايل كاهش تقاضا براي اون ميتونه كهنه بودن مدلش باشه .
موافقم كه مشتري ها(كه معمولا غير حرفه اي هستند بيشتر )به قيمت اهميت ميدن تا كيفيت ولي با تبلي غاتي كه سازمانهاي مختلف انجام ميدن (مثلا در باره ي وسايل گرماده تبليغاتي كه در ضمينه ي ميزان بهره وري و برچسب انرژي انجام ميشه)امروز خريدار رو به سمت كيفيت گرايي سوق ميده.
عواملي كه اسم بردي قطعا لازمه اما به نظر من اگر راه داشته باشه انجام يه تغيير وچيك در شكل يا مشخصات ظاهري محصول در كنار بليغات ونظر سنجي از مشتريان (كه اتفاقا الان خيلي باب شده)و ... ميتونه موثر باشه .
بخشيد كه من مثل شما نمي تونم مصطلح و مهندسي بحث كنم .


با سلام به همه :
اگه خوب خونده باشید من این جمله رو نوشتم که فکر میکنم گویایه این مسئله هست.
(نظر سنجی از مشتریان تا با استفاده از اون بتونیم کیفیت محصول رو مطابق با سلایقه اونها بالا ببریم.و البته در پی بهبود مستمر باشیم)

ضمنا نیازی نیست همه از اصطلاحات استفاده کنن خیلیا همونطور که خواهرم گلرخ رو میبینین رشتش یه چیز دیگست اما تحلیلگره خوبیه و حتی به مراتب از منم بهتره.شما هم بسیار خوب بحث میکنید و من فکر میکنم جنابه bardinova و سایره دوستان در این تاپیک به بحث باهاتون علاقهمندن.
مهم اینه که ما همه بتونیم یه تحلیلگره خوب باشیم و البته موثر.
راستی از bardinova واسه ی مشخص کردنه فازا و توضیحاتش و ازleanthinking برایه سوالای خوبش تشکر میکنم و منم با این روش ، یعنی پرسیدنه سوال و درکه صحیح و کاملی از مساله کاملا موافقم .چرا که یه سواله خوب میتونه مارو خیلی راحتتر به جواب برسونه.

خیلی بحث جالب شده من یکی که از خوندنه صحبته بچه ها لذت میبرم.:smile:

bardinova
2007/12/21, 05:49 PM
ممنون از توجه تمامی دوستان به این بحث . خب ، ادامه بدیم :
دوست من ، Leanthinker ، ممنون از تحلیل خوب و بجای توی .
خانم Golrokh عزیز ، در مورد مسئلهء رقبا حتما در فاز جمع آوری اطلاعات به تفصیل صحبت میکنیم . ممنون از توجهتون به بحث . مهم نیست رشتهء کسی صنایع نباشه !!! تنها لازمه که صنایعی فکر کنه ! .

حالا میخوام یه مطلبی رو بگم . یکی از اولین سئوالاتی که باید جواب داده بشه اینه که آیا واقعا محصول دچار کاهش فروش شده یا نه !! . یعنی چی ؟ . یعنی قبل از اینکه بریم سراغ محصول و بشینیم کلی در مورد اون تحلیل و بحث بنویسیم باید به عوامل محیطی و تاثیر گذار بر درآومد و سود حاصل از محصول مورد نظر توجه کنیم . تصور کنین سود حاصل از فروش 1000 قطعه از محصول برابر 1000 تومان (به ازای هر محصول 1 واحد) باشه . باید سیستم محاسبه و حسابداری و مالی - بازرگانی شرکت بررسی بشه که گزارشات دوره ای به چه شکلی به مدیر عامل منتقل میشه . فرض کنیم مدیر عامل هر ماه با گزارش سود 1000 تومانی برای محصول مورد نظر مواجه میشه تا اینکه تو یه ماه بهش گزارش میشه که سود محصول مورد نظر در ماه برابر 800 تومان بوده . مدیر عامل نگران میشه . تا اینکه ماه بعد با گزارش سود 600 تومانی مواجه میشه و اینجاست که قصد میکنه تیمی که شما قرار هست رهبری کنین تشکیل بشه . اینجا حالا یه مسئله پیش میاد . شما قبل از تمام این بررسی ها میرین تمام مدارک و اسناد مالی - بازرگانی رو کنترل میکنین و گزارش سفارشات و فروش و تولید رو مطالعه میکنین . متوجه میشین که توی ماههای اول با فروش 1000 قطعه سود 1000 تومانی داشتین . ماه بعد با فروش 1100 قطعه سود 800 تومانی و در کمال تعجب در ماه آخر با فروش 1500 قطعه ، سود 600 تومانی !!! . اینجاست که متوجه میشین نه بازار ، نه رقیب ، نه محیط ، نه آب و هوا ، نه سیاست ، نه تبلیغات ، نه هر عامل خارجی دیگه توی مسئله دخالت نداره !!! . یعنی تمامی مشکل بر میگرده به خود سازمان و اینجاست که از همین ابتدای کار شما کلی از حالات و مسائل رو حذف میکنین .

یه کم دیگه فاز اول رو ادامه بدیم . یه چیزی بگم ، اینجا الان جلسه هست !! . همه نشستیم دور میز و داریم با هم تبادل اطلاعات میکنیم . پس همه ، چه اونایی که از اول بودن و چه افرادی که تازه اومدن ، یه لطفی کنن که بحث رو از اول مطالعه کنن .

خوشحالم که این تاپیک با استقبال رو به رو شده .

bardinova
2007/12/22, 08:47 PM
تموم شد ؟؟؟ ایده ای نموند ؟؟؟ بریم فاز بعدی یعنی ؟؟؟

leanthinker
2007/12/23, 05:33 PM
خوب بود دوستان بیشتری شرکت می کردن
نمی دونم شاید بعضی ها دانشجو باشن و از بحث بترسند
به اگر تعداد بیشتر بود خیلی عالی می شد
بردینوا جان اگر فکر می کنین فاز اول کامل شده من هم موافق به ادامه بحث به فاز دوم هستم
یا علی

yanic
2007/12/24, 07:12 PM
سلام.نه نه فعلا نرین منم میخوام شرکت کنم.فعلا دارم روش فکر میکنم.دوستان عزیزم بردینوا و تفکر ناب واقعا ممنونم که تجربیات و ایده های مفیدشون رو در اختیار همه میذارن

bardinova
2007/12/24, 09:19 PM
یه کوچولو در مورد فاز دوم حرف بزنم . حالا که مسیر رو مشخص کردیم و گفتیم که از کجا و چطوری میخوایم حرکت کنیم تا به هدفمون برسیم ، نوبت میرسه به اینکه بگردیم و ببینیم مشکل میتونه از کجاها سر زده باشه . تیم رو به دسته های مختلف تقسیم میکنیم و به هر کدوم دسته ای از عارضه یابی ها و سنجش ها رو نسبت میدیم . یه تیم میفرستیم توی کارخونه تا سیستم تولید و انبار و خرید و کارگران و پرسنل و در کل تمام مواردی که توی کارخونه ممکنه اتفاق بیوفته رو بررسی کنه . یه تیم رو میفرستیم بره سراغ بازار یابی ، تبلیغات ، قراردادها و در کل هر مسئله ای که مربوط به رابطه داخل با خارج کارخونه هست . تیم سوم هم میفرستیم بره کاملا خارج از کارخونه . از توزیع کننده ها ، مصرف کننده ها ، تعمیرکاران ، خدمات گارانتی و هر جای دیگه که رابطه مستقیمی با کارخونه نداره اطلاعات جمع کنه .

یه کم در مورد این نحوه جمع آوری داده ها صحبت کنیم تا بریم سراغ یه موضوع مهم . بوقتش در مورد اون هم صحبت میکنیم .

Parsa_IE
2007/12/25, 08:07 AM
با سلام
با عرض پوزش از دوستان، من هم مدتی درگیر بودم و تازه به سایت برگشتم
در تمام تاپیک های این مدت به نظر من این تاپیک number one بود و از تمام دوستانی که
نظرات و تجربیات خود را بیان کردند کمال تشکر را دارم

از ابتدای تاپیک را که مطالعه کردم مطالبی به نظرم رسید که در زیر بیان میکنم :
1. در فاز تبلیغات و بازاریابی فروش که یکی از فاز های بسیار مهم است هم بخش بازرگانی درگیر است و هم روابط عمومی ولی نقش اصلی با بخش فروش و بازرگانی است که تعیین کننده دوره ها، سیاست های کلی و ... هستند و با کمک روابط عمومی برنامه ها تهیه میشود و نقش روابط عمومی اغلب در سفارش آگهی ها، بروشور ها و سایر تبلیغات است و نه در تعیین مشتریان هدف ، سیاست های تبلیغاتی و ...
2. با کاهش تولید محصول به عنوان راهکار موقت موافقم ولی به عنوان راه دائم نه
3.در مورد COQ و سایر تحلیل های اقتصادی کیفیت، تا زمانی که جمع آوری داده ها از مشتریان و نیازمندی های محصول مشخص نباشد نمی توان به آن مراجعه کرد
4.در مورد تیم بعد از انتخاب leader و تفویض اختیار تام از سوی مدیر عامل، با توجه به ماهیت سازمان ترکیبی از مدیران و کادر اجرایی (صف) و تولیدی سازمان و مدیران و کادر ستادی سازمان لازم است، که تخصص هایی از قبیل طراحی و تولید و توسعه محصول، کیفیت اعم از QC و QA، مالی ، بازرگانی و خدمات پس از فروش لازم است تا با کار گروهی و به عنوان یک cross functional team بتوانند داده های لازم را ارائه، تحلیل های مناسبی انجام داده و ضمانت و نظارت لازم جهت اجرای مصوبات در بخش و قسمت مربوط به خود را بر عهده گیرند.

Parsa_IE
2007/12/25, 08:17 AM
در مورد نحوه جمع آوری داده ها در فاز دوم
شاخص های مختلفی مانند شاخص های بهره وری، نرخ بازگشت سرمایه، نرخ برگشت از فروش، نرخ خرابی، شاخص های مالی مانند نرخ سود نسبت به سرمایه و ... و حتی صورت های مالی، گزارشات خدمات پس از فروش، فرم های نظر سنجی، نیازمندی های محصول، پیشرفت قراردها و صدها شاخص مرتبط با بخش های مختلف از بخش های گوناگون جمع آوری میگردد، این وظایف در هر قسمت بر عهده مدیر یا کارشناس عضو گروه است تا در اسرع وقت و حد اکثر ظرف یک هفته شاخص های مختلف جمع آوری ، محاسبه و تدوین گردد.
تا اینجا حداقل 10 روز از فرصت گذشته و این خیلی خوش بینانه است که بگوییم در یک سازمان پیچیده که هر یک از مدیران و کارشناسان در گیر کارهای مختلفی هستند، بدون انفکاک از شغل اصلی در مدتی کمتر از این نتایج لازمه را ارائه دهند ...

leanthinker
2007/12/26, 06:44 AM
سلام دوستان
من یکم در مورد اینکه الان در چه فازی سیر می کنیم گیج شدم!;)
منتظر دوستمون یانیک هستید یا به فاز بعد رفتید؟
یک نکته فقط یاد آوری کنم
من فکر می کنم تمام بحثهایی که شد تنها در مورد سازمانی می تونه مورد بررسی و کنکاش قرار بگیره که حداقل تا حدودی استانداردیزه شده باشه.
اما متاسفانه اکثر سازمانها به صورت سنتی مدیریت می شوند (سنتی منظورم عدم استفاده از استاندار یا مدیریت کیفیت و بهبود مستمر هست) که علت اون شاید درک ناصحیحشون از استاندارد و مزایای اون هست. گاها بعضی شاید اون رو عامل تبلیغی بدونند و برخی دیگه از شنیده های اطرافیان اون رو تنها کاغذ بازی بدونند.
اما واقعیت اینه که تنها وقتی می شه اطلاعات صحیح و خالص (Pure) از دل یک سازمان استخراج کرد که همه چیز نظم خودش رو داشته باشه و طبقه بندی اونها بر اساس استاندارد چیده شده باشه.
منظور این نیست که هر شرکتی استاندارد گرفت موفق به برقراری جریان اطلاعات شده و لازمه اون آموزش استفاده از این اطلاعاته که متاسفانه دیدم در برخی جا ها تنها به همون کاغذ بازی بی مورد منجر شده تا از دست ممیزی های پایان دوره ای جون سالم بدر ببرند!!!
سازمانی موفق هست که بدونه چی کار می کنه و از تک تک داده هایی که داره اطلاعات مفیدش رو بیرون کشیده باشه (به اصطلاح پایش صحیح انجام داده باشه و اونهارو به صورت نمودار و روند در آورده باشه) و وقتی دید چیزی بدردش نمی خوره از حجم کاغذ بازی ها کم کنه و به اطلاعات مفید قدرت بیشتری بده.(همونطور که در راهنمای استاندارد اشاره شده با این کار میشه مستندات بی مورد رو به یک سوم رسوند)

از طرف دیگه استاد مدیریت ناب گفته:
جایی که هیچ استانداردی حاکم نیست، امید به بهبود وجود ندارد.

تاایچی اوهنو

پس به نظر من باید اول ببینیم اون سازمان در چه حدی از توانمندی قرار داره؟
اگر یک مدیریت شایسته تونسته باشه اطلاعات رو در اون سازمان جاری کنه(از همه به نحو مطلوب استفاده کنه) شاید با همون 10 روز همه چیز روشن بشه اما اگر به صورت سنتی اداره بشه شاید یک ماه هم برای در آوردن علل مشکلات پیشین وقت کمی باشه!
یک مورد دیگه در مورد گفته های دوستان عزیز بردینوا و پارسه که آقای بردینوا گفتند برای پیدا کردن مشکل هر بخش یک تیم بفرستیم، و دوستمون اقای پارسه به این نکته اشاره کردند که آیا کار اون بخش این اجازه رو به افراد میده؟ اگر اینکار رو بکنیم آیا اون بخش از حرکت و شغل روزانه خودش عقب نمی مونه؟ نکته ای که اضافه می کنم اینه که آیا افراد سازمان در حدی هستند که مشکل رو شناسایی کنند یا فکر می کنند همه چیز طبیعی هست؟ آیا لازم نیست متخصصان عارضه یابی برای بخشها مختلف استخدام بشوند؟؟ شاید بازاریاب های ما مبتدی هستند؟ شاید قسمت مالی نمی تونه مارو درست کمک کنه؟ (در جایی رفتم که حسابدارشون بعد 40 سال تجربه نمی تونست نقطه سر به سر رو به من بده!!!)
خوب پس می بینیم که خصوصیات هر سازمان با دیگری قابل مقایسه نیست.
اما آیا لازمه ما اونقدر در همه زمینه ها قابلیت بالایی داشته باشیم که بتونیم خودمون تنها به افراد مختلف بگیم از تو چه اطلاعاتی می خوام و بتونیم اون رو پردازش کنیم؟ شاید باید داشته باشیم شایدم نه...
خوب این جا یه میزگرد هست
نظر شما چی هست؟؟؟
یا علی

Parsa_IE
2007/12/26, 07:11 AM
دوست عزیز، lean Thinker محترم
فرمایش شما کاملا درست است این موضوع هم باید مطالعه و بررسی شود که آیا افراد داخلی دید باز و روشنی از مسائل دارند و تخصص و توان لازم را دارا هستند یا خیر؟
و در صورتی که توان ، فرصت و یا تخصص لازم را ندارند باید نسبت به استخدام افراد خبره و یا در خواست مشاوره از مشاورین با تجربه اقدام نمود

با تشکر:gol:

mahtabi
2007/12/26, 01:21 PM
با سلام وخسته نباشید به همه:

راستش منم با نظره leanthinker موافقم.ما اول از همه باید بفهمیم سازمانمون در چه سطحی از استاندارد قرار داره.بعد با توجه به اون سطح از سازمان بیایم بگیم که که آیا میشه افراد رو به تیم هایه متفاوتی تقسیم کرد و این کار ضربه ای به کاره کنونیه اونا نمیزنه یا اصلا علمه انجامه این تحلیلات رو دارن یا باید از بیرونه سازمان کمک گرفت؟یا مدیریت ترجیح میده که کسی که به کارخونه اشرافه کامل داره این کارارو به عهده بگیره؟
شاید اصلا بحثه این مطلب باعث بشه افراد از لحاظه روحی ضربه بینند و کارایه خودشونم به خوبی انجام ندن.
فکر کنم یه آماده سازی واسه بحثه این مطلب هم بینه مدیران لازم باشه.

اگه اجازه بدین به نظرم خوبه که هر کدوم از ما که در این جلسه هستیم با هم سره اینکه این تیما رو ایجاد کنیم یا نه؟
و اینکه هر کدوم از ما مدیره کدوم تیم شه رو مشخص کنیم یه بحثی کنیم.تا هر کدوم در یه حیطه تحقیق کنیم و طیه یه جلسه که همه ی مدیرا هستن به نظر خواهی بپردازیم.
به نظرم هر کدم از مدیرا باید از تمامه بخش هایه مربوطه اطلاعاته مفید رو در بیارن و حتی از نظراته زیر دستاشون کاملا با خبر شن.چون کسایی که در حاله اجرایه سیستم هستن اطلاعاته کاربردیتر و عینی تری دارن.
فعلا اینا به ذهنم رسید

bardinova
2007/12/27, 08:13 PM
دوستان ، یه چیز رو گم کردین !!!! . شما قرار هست عارضه یابی کنین ! . شما و تیم شما ! . شما عضوی از سازمان نیستین !! . فرض بر این هست که شما و تیمتون علم و تجربه لازم رو داره که انتخاب شده . جناب Leanthinker ، فرمودین که افراد سازمان متوجه مشکل هستن یا فکر میکنن همه چیز عادی هست . آیا توانایی پیدا کردن مشکل رو دارن یا نه . اول اینکه حداقل مطلب اینجاست که مدیر عامل متوجه موضوع شده که از شما برای پیدا کردن راه حل دعوت کرده . دوما اینکه پرسنل قرار نیست راه حل رو پیدا کنن . اونها فقط باید به سئوالات شما ، در حد توان و دانش خودشون ، جواب و بدن و مزاحم کار شما نشن ! همین ! . در مورد استاندارد بودن سازمان هم ، فعلا فرض بر این هست که هر اطلاعاتی که شما میخواین موجود هست !! . فرض رو بر این بذارین که سئوالی که میکنین بدون جواب نمیمونه . به همین صورت برین جلو . مسئله رو فقط بر این مبنا بذارین که شما قرار هست چه سئوالی بپرسین و بر اساس جوابی که میگیرین چه تحلیلی میکنین .

دوستان ، با هم بریم جلو . تاکید میکنم ، بذارین با هم بریم جلو . پراکنده نشین . جلوتر از مسیرمون صحبت نکنین .

bardinova
2007/12/30, 10:15 AM
خب ... مثل اینکه حس و حالتون ته کشید !! . ادامه بدم تا بقیه کمک کنن .

بیاین حالا یه مبحثی رو که الان ، همینجا ، وقت صحبت کردن در موردش هست رو با هم بررسی کنیم . سئوال رو اینطوری مطرح میکنم : فکر میکنین با چه چیزهای روبرو بشین ؟؟

1) رقبا : بلای جان تولید کننده ای که محصولش با شکست مواجه شده ، همین رقیب هست ! . اما این رقیب خودش کلی جای بحث داره . اولین نکته ای که باید بهش توجه کرد این هست که : چه چیزی باعث شد که رقیب بشه رقیب ؟؟ . آیا این رقیب محصولی با کیفیت بهتر عرضه میکنه ؟ آیا قیمت رو شکونده ؟ آیا بازاریابی بهتر و بازار جامع تری رو در اختیار داره ؟ آیا از جانب شخص یا نهادی مورد حمایت خاصی قرار گرفته ؟ آیا طراحی محصول رو عوض کرده ؟ ... یا هر دلیل دیگه .

2) مد : آیا محصول مورد نظر ، محصولی هست که خاصیت مد گرایی داشته باشه ؟ آیا مد جامعه عوض شده ؟ آیا شما تونستین محصولتون رو سوار بر جریان مد بکنین ؟ این میتونه به نوع دیگه ای تو محصولات خاص مطرح بشه که بر میگرده به ابتکارات و اختراعات و روشهای روز دنیا یا مد صنعتی .

3) قوانین دولتی و استانداردها : هی !! بیدار شین !! اگه دولت از چیزی که شما دارین تولید میکنین با خبر بشه پدر شما رو در میاره و کارخونتون میره رو هوا !! . حالا شاید به این شدت نباشه که گفتم ! . اما فرض کنین وقتی قانونی گذاشته میشه که مصرف نوشابه در سر کار ممنوع ، شما باید در نظر بگیرین که در روز چند میلیون نوشابه کمتر فروخته میشه ، پس سهم شما هم از بازار تغییر میکنه .

4) طراحی : بحث زیبایی و ارگونومی ممکنه یکی از دلایل این رخداد باشه . این جای بحث زیادی داره . کسی اگه طراحی صنعتی خونده (یا میخونه) توی این قسمت بهمون کمک کنه .

5) انتقال بازار : همیشه باید حواس شما جمع باشه که برای چه بازاری دارین کار میکنین . شما ذغال تولید میکنین ؟ این خیلی خوبه ! . دستتون درد نکنه ! . کارخونتون هم شمال هست ، بسیار عالی ! چی از این بهتر ! . اما تابستون تموم شد و تهرانیها برگشتن شهرشون و دیگه از قلیون و جوجه کباب مثل سابق خبری نیست !! . بازار چندین مورد دیگه هم داره که بهتر هست شما در موردش صحبت کنین .

6) تبلیغات : آهای ! کجایی ؟!؟ اصلا دیده نمیشی !! . نشستی پشت میزت و خودت رو باد کردی و زیر لب غر میزنی و میگی : محصول وقتی خوب هست ، وقتی کیفیت داره ، مشتریشو پیدا میکنه !!! . نه عزیز من ! از این خبرا نیست ! . اگه اینطوری بود که بعد از یه عمر فعالیت شرکتهایی مثل کوکاکولا ، پپسی ، مک دونالد ، Nike ، تویوتا ، نوکیا و ... که تمام دنیا اونها رو میشناسن ، دیگه میلیونها دلار برای تبلیغاتشون خرج نمیشد !! . این بخش هم زیاد جای صحبت داره . اون به عهده شما .

موردهای دیگه هم هست . زیاد هست . اما باقی اونها رو شما اسم ببرین . اما یه چیز رو فراموش نکنین : راه حل ارائه ندین !! . الان وقتش نیست ، در مورد اون بعدا بوقتش صحبت میکنیم . پس چی شد ؟ راه حل ارائه ندین .

mahtabi
2007/12/30, 11:32 AM
7) سنه خریدار: ممکنه محصول واسه سنینه مختلف ارایه بشه اما تفاوت ها در محصول حفظ نشه(مثه رنگش، جنسش،و...)

8) بازار خارجی: آیا محصول میشه صادر کرد.بازار خارجی داره یا نه؟ نیاز به تغییرش هست یا نه؟

9)حمل ونقل: وسایله حملو نقل به اندازه ی کافی مناسب هستن؟ محصولی که به خریداران ارائه میشه همون محصوله تولید شدستت؟ یا تا ابنکه برسه دسته مردم دربو داغون شده؟ میبینی تیکه پاره شده میدن دستت میگن میخوای بخواه نمیخوایم نخواه!

10) مکان یابیه تبلیغ: تبلیغ در کجا؟ کجا بریم تبلیغ کنیم؟ برایه چه خریداری تبلیغ کنیم؟ شاید لزوما همه جا نیاز به تبلیغ نباشه

به نظرتون اینا درستن که گفتم؟

bardinova
2007/12/30, 08:41 PM
7) سنه خریدار: ممکنه محصول واسه سنینه مختلف ارایه بشه اما تفاوت ها در محصول حفظ نشه(مثه رنگش، جنسش،و...)

8) بازار خارجی: آیا محصول میشه صادر کرد.بازار خارجی داره یا نه؟ نیاز به تغییرش هست یا نه؟

9)حمل ونقل: وسایله حملو نقل به اندازه ی کافی مناسب هستن؟ محصولی که به خریداران ارائه میشه همون محصوله تولید شدستت؟ یا تا ابنکه برسه دسته مردم دربو داغون شده؟ میبینی تیکه پاره شده میدن دستت میگن میخوای بخواه نمیخوایم نخواه!

10) مکان یابیه تبلیغ: تبلیغ در کجا؟ کجا بریم تبلیغ کنیم؟ برایه چه خریداری تبلیغ کنیم؟ شاید لزوما همه جا نیاز به تبلیغ نباشه

به نظرتون اینا درستن که گفتم؟

جناب Mahtabi ، با استناد به جملهء آخرتون این اجازه رو به خودم میدم که در مورد این چند بند کمی اظهار نظر کنم :

7) سن خریدار : بطور قطع سن مصرف کننده دارای ارزش ویژه ای هست . پیشنهاد میکنم بجای خریدار از مصرف کننده استفاده کنیم . دو حالت اینجا پیش میاد : محصولی که خریدار و مصرف کننده یه نفر هست ، یعنی همون کودک که فکر کنم منظور شما هم همین بود . مثل محصولات خوراکی . حالت دوم خریدار والدین کودک مصرف کننده هستن . اینجاست که ملاکهای دیگه ای هم علاوه بر نظر مصرف کننده ایجاد میشه . مثل مسواک کودک ، شامپو ، اسباب بازی و ... . پس برای اینکه بشه در مورد هر دوی اینها صحبت کرد بهتره از واژه مصرف کننده بجای خریدار استفاده کنیم . نظر من اینه که به خودی خود این نمیتونه بطور مستقیم تاثیر گذار در بحث ما باشه . واضح تر بگم ، سن و سال مصرف کننده رو بطور کاملا مشخص باید در طراحی و تبلیغات لحاظ کنیم .

8) بازار خارجی : پیشنهاد میکنم اسم این قسمت رو به (( بازارسازی )) تغییر بدیم . منظور از بازارسازی ، همونطور که از اسمش معلوم هست ، ایجاد بازارهای جدید برای ارائه محصول هست . این میتونه به صورت محله ، شهر ، شهرستان ، استان و به قول شما بصورت صادرات باشه . به مورد خوبی اشاره کردین . این بطور مشخص با اونی که من گفتم (جابه جایی بازار) متفاوت هست . قرار شد اینجا در مورد راه حل صحبت نکنیم ، پس اینجوری عوض میکنیم مطلب رو : نا مناسب بودن بازار فعلی .

9) حمل و نقل : کاملا موافقم . حمل و نقل ، هم از نظر حفظ کیفیت محصول و هم سرعت در انتقال به مصرف کننده ، بسیار مهم و تاثیر گذار هست .

10) مکان تبلیغ : در مورد تبلیغ یه چیزای مختصری گفتم . این موردی که شما گفتین بیشتر راه حل هست . بذارین در موردش حتما در فاز ارائه راه حل صحبت میکنیم .

جناب Mahtabi ، ممنون .

mahtabi
2007/12/30, 10:22 PM
بله بسیار کاره بجایی میکنید که نظر میدید .
با تشکر از نقدتون.
منم با مورده 7 موافقم اما بازارسازی رو چرا نمیشه در این فاز قرار داد؟ راستش من نمیدونم چرا تویه فازا گم میشم؟! این که من گفتم راه حله؟ یا اینکه شاید موجوده اما ایراد داره؟ و ایراده کارش کجاست؟

enteha
2007/12/30, 11:38 PM
سلام دوستان.من از اين تاپيك خيلي خوشم اومد.البته شايد بگين چه ربطي به رشته من داره. خوب حق دارين. اما موضوعش جالبه. منم يه حرفائي دارم. البته اول بايد كل تاپيك رو بخونم بعد. شايد بتونم يه نظري داشته باشم.

bardinova
2007/12/31, 09:52 AM
بله بسیار کاره بجایی میکنید که نظر میدید .
با تشکر از نقدتون.
منم با مورده 7 موافقم اما بازارسازی رو چرا نمیشه در این فاز قرار داد؟ راستش من نمیدونم چرا تویه فازا گم میشم؟! این که من گفتم راه حله؟ یا اینکه شاید موجوده اما ایراد داره؟ و ایراده کارش کجاست؟


بازارسازی مسلما یه راه حل برای مشکل بازاریابی هست . مشکل اینطور مطرح میشه که شما بازار کافی برای ارائه محصول ندارین (مثلا توزیع شما محدود به چند شهر یا استان هست در صورتیکه توانایی پوشش بازارهای بیشتری رو دارین) ، یا بازار صحیحی ندارین (مثلا شما به زور میخواین چادر مشکی به سواحل قناری صادر کنین) ، یا هر چیز دیگه . اینها مشکل شماست که با چند روش مختلف (از جمله بازارسازی) حل میشه . تشخیص اینکه کدوم یک مشکل هست و کدوم راه حل چندان دشوار نیست . اون چیزی که وضعیت موجود هست بهش میگیم مشکل ، و اون چیزی که بنظر میاد با انجامش بخشی از مسائل حل میشه ، میشه راه حل .

bardinova
2008/1/03, 10:01 AM
بنظر میاد دوستان مشغول امتحانات هستن . برای همین من هم فعلا چیزی نمیگم تا بچه ها برگردن .

bardinova
2008/1/05, 10:12 PM
بیاین حالا یه مبحثی رو که الان ، همینجا ، وقت صحبت کردن در موردش هست رو با هم بررسی کنیم . سئوال رو اینطوری مطرح میکنم : فکر میکنین با چه چیزهای روبرو بشین ؟؟

1) رقبا : بلای جان تولید کننده ای که محصولش با شکست مواجه شده ، همین رقیب هست ! . اما این رقیب خودش کلی جای بحث داره . اولین نکته ای که باید بهش توجه کرد این هست که : چه چیزی باعث شد که رقیب بشه رقیب ؟؟ . آیا این رقیب محصولی با کیفیت بهتر عرضه میکنه ؟ آیا قیمت رو شکونده ؟ آیا بازاریابی بهتر و بازار جامع تری رو در اختیار داره ؟ آیا از جانب شخص یا نهادی مورد حمایت خاصی قرار گرفته ؟ آیا طراحی محصول رو عوض کرده ؟ ... یا هر دلیل دیگه .

2) مد : آیا محصول مورد نظر ، محصولی هست که خاصیت مد گرایی داشته باشه ؟ آیا مد جامعه عوض شده ؟ آیا شما تونستین محصولتون رو سوار بر جریان مد بکنین ؟ این میتونه به نوع دیگه ای تو محصولات خاص مطرح بشه که بر میگرده به ابتکارات و اختراعات و روشهای روز دنیا یا مد صنعتی .

3) قوانین دولتی و استانداردها : هی !! بیدار شین !! اگه دولت از چیزی که شما دارین تولید میکنین با خبر بشه پدر شما رو در میاره و کارخونتون میره رو هوا !! . حالا شاید به این شدت نباشه که گفتم ! . اما فرض کنین وقتی قانونی گذاشته میشه که مصرف نوشابه در سر کار ممنوع ، شما باید در نظر بگیرین که در روز چند میلیون نوشابه کمتر فروخته میشه ، پس سهم شما هم از بازار تغییر میکنه .

4) طراحی : بحث زیبایی و ارگونومی ممکنه یکی از دلایل این رخداد باشه . این جای بحث زیادی داره . کسی اگه طراحی صنعتی خونده (یا میخونه) توی این قسمت بهمون کمک کنه .

5) انتقال بازار : همیشه باید حواس شما جمع باشه که برای چه بازاری دارین کار میکنین . شما ذغال تولید میکنین ؟ این خیلی خوبه ! . دستتون درد نکنه ! . کارخونتون هم شمال هست ، بسیار عالی ! چی از این بهتر ! . اما تابستون تموم شد و تهرانیها برگشتن شهرشون و دیگه از قلیون و جوجه کباب مثل سابق خبری نیست !! . بازار چندین مورد دیگه هم داره که بهتر هست شما در موردش صحبت کنین .

6) تبلیغات : آهای ! کجایی ؟!؟ اصلا دیده نمیشی !! . نشستی پشت میزت و خودت رو باد کردی و زیر لب غر میزنی و میگی : محصول وقتی خوب هست ، وقتی کیفیت داره ، مشتریشو پیدا میکنه !!! . نه عزیز من ! از این خبرا نیست ! . اگه اینطوری بود که بعد از یه عمر فعالیت شرکتهایی مثل کوکاکولا ، پپسی ، مک دونالد ، Nike ، تویوتا ، نوکیا و ... که تمام دنیا اونها رو میشناسن ، دیگه میلیونها دلار برای تبلیغاتشون خرج نمیشد !! . این بخش هم زیاد جای صحبت داره . اون به عهده شما .






7) سن خریدار : بطور قطع سن مصرف کننده دارای ارزش ویژه ای هست . پیشنهاد میکنم بجای خریدار از مصرف کننده استفاده کنیم . دو حالت اینجا پیش میاد : محصولی که خریدار و مصرف کننده یه نفر هست ، یعنی همون کودک که فکر کنم منظور شما هم همین بود . مثل محصولات خوراکی . حالت دوم خریدار والدین کودک مصرف کننده هستن . اینجاست که ملاکهای دیگه ای هم علاوه بر نظر مصرف کننده ایجاد میشه . مثل مسواک کودک ، شامپو ، اسباب بازی و ... . پس برای اینکه بشه در مورد هر دوی اینها صحبت کرد بهتره از واژه مصرف کننده بجای خریدار استفاده کنیم . نظر من اینه که به خودی خود این نمیتونه بطور مستقیم تاثیر گذار در بحث ما باشه . واضح تر بگم ، سن و سال مصرف کننده رو بطور کاملا مشخص باید در طراحی و تبلیغات لحاظ کنیم .

8) بازار خارجی : پیشنهاد میکنم اسم این قسمت رو به (( بازارسازی )) تغییر بدیم . منظور از بازارسازی ، همونطور که از اسمش معلوم هست ، ایجاد بازارهای جدید برای ارائه محصول هست . این میتونه به صورت محله ، شهر ، شهرستان ، استان و به قول شما بصورت صادرات باشه . به مورد خوبی اشاره کردین . این بطور مشخص با اونی که من گفتم (جابه جایی بازار) متفاوت هست . قرار شد اینجا در مورد راه حل صحبت نکنیم ، پس اینجوری عوض میکنیم مطلب رو : نا مناسب بودن بازار فعلی .

9) حمل و نقل : کاملا موافقم . حمل و نقل ، هم از نظر حفظ کیفیت محصول و هم سرعت در انتقال به مصرف کننده ، بسیار مهم و تاثیر گذار هست .

10) مکان تبلیغ : در مورد تبلیغ یه چیزای مختصری گفتم . این موردی که شما گفتین بیشتر راه حل هست . بذارین در موردش حتما در فاز ارائه راه حل صحبت میکنیم .

.

با تشکر ویژه از جناب Mahtabi ، بابت کمک کردن در تکمیل بحث ، فکر کنم دوستان همه به خواب زمستانی که همیشه قبل از امتحانات اتفاق میوفته رفتن !! (: برای اینکه بحث خاموش نشه باز هم چندتا مورد خودم اضافه میکنم :

11) سیستم انبارداری : این جریان خودش به اندازه چندین پروژه و تز دکترا دارای ارزش هست ! . اینکه شما به چه صورت کنترل موجودی انجام میدین و از چه سیستمی برای ورود و خروج مواد استفاده میکنین و به چه طریقی سفارش میدین و مواد به انبار میارین خودش مطمئنا میتونه تاثیر عجیبی در کیفیت و ارائه بموقع مواد داشته باشه .

12) نمایندگی ها : از طرز برخورد و رفتار تا فضا سازی و دکوراسیون نمایندگی ها میتونه در ذهن مردم اثر مثبت یا منفی بذاره . این رو فراموش نکنین که اثر مثبت به سرعت از بین میره ، اما اثر منفی همیشه در ذهن باقی میمونه .

13) خدمات پس از فروش : مشخص کردن نحوه و میزان گارانتی مقوله بسیار پیچیده ای هست که نیاز به تحلیلها و آزمایشات آماری داره . اینجا ما در این مورد حرف نمیزنیم (چرا ؟ چون مدت و نحوه گارانتی عشقی نیست !! اگه عشقی باشه طرف رو در عرض چند ماه برشکست میکنه !! شما طراحی میکنه ، آزمایش میکنی ، مطالعه میکنی ، بررسی میکنی ، دوباره طراحی میکنی ، هزار دفعه اینور اونور میکنی ، بعد میشینی نرخ گارانتی رو در میاری . برای همین از روی همینجوری و حال میده و دلم میخواد مدت گارانتی مشخص نمیکنی ! برای همین عامل مستقل به حساب نمیاد ) . اما ! چیزی که اینجا مورد بحث هست برخورد و نحوه خدمات رسانی گارانتی هست . شما باید توی نمایندگی ها گارانتی یه گشتی بزنین و از طرز رفتار و برخوردشون با مشتری مطمئن بشین .

دیگه چی ؟

leanthinker
2008/1/06, 05:54 AM
دوست عزیزجناب بردینوا
با سلام
باید ببخشین که نمیتونم تا مدتی بیام و قصور بنده رو ببخشید.
من به شخصه از این تاپیک و صحبتهای شما و دوستان عزیز خیلی ایده ها یادگرفتم.
باز هم از شما بابت تاپیک به جا و پر محتواتون تشکر می کنم و امیدوارم 2 هفته دیگه بتونم خدمت برسم و در حضورتون شاگردی کنم و به دانشم بیافزایم.
موفق باشی و درپناه ایزد یکتا
یاعلی

p.ebrahimi
2008/1/06, 07:30 AM
من يه مدتي درگير بودم البته الانم درگيريهام كمتر نشده شايد هم بيشتر شده ولي تاپيك خوبي راه انداختيد

من سعي كردم همه مطالب رو كامل بخونم يه چيزي بگم ناراحت نميشيد البته احتمالاً چون همه مطالب رو يكجا خوندم دچار اشتباه شدم :

دوستان خوبم چرا بايد سعي كنيد يك تئوريسين خوبي باشيد ؟
چرا بايد با ارائه انواع سؤالات ذهن خودمون رو به حدي مشغول كنيم تا خودمون رو گمراه كنيم ؟

نميدونم تا حالا در كف شركتي يا كارخونه‌اي عارضه يابي كرديد يا نه ؟
( من يه تاپيك براي عارضه يابي راه انداخته بودم كه شايد بعلت حجم كاريم نتونستم ادامه بدم و تقريباً شبيه همين تاپيك بود )
بهرحال عارضه يابي هرچند سخت هم باشه ولي اينقدرها هم كه شما با سؤالاتتون پيچيده‌اش كردين گنگ نيست خصوصاً كه محصول شناخته شده باشه .
همون گامهاي رو كه نوشتيد با كمك مديريت و كاركنان شركت دنبال كنيد حتماً نتيجه ميگيريد.
(البته اصلاً قصد جسارت به هيچكس رو نداشتم ،‌ ببخشيد اگه بد نوشتم )

bardinova
2008/1/06, 12:03 PM
من يه مدتي درگير بودم البته الانم درگيريهام كمتر نشده شايد هم بيشتر شده ولي تاپيك خوبي راه انداختيد

من سعي كردم همه مطالب رو كامل بخونم يه چيزي بگم ناراحت نميشيد البته احتمالاً چون همه مطالب رو يكجا خوندم دچار اشتباه شدم :

دوستان خوبم چرا بايد سعي كنيد يك تئوريسين خوبي باشيد ؟
چرا بايد با ارائه انواع سؤالات ذهن خودمون رو به حدي مشغول كنيم تا خودمون رو گمراه كنيم ؟

نميدونم تا حالا در كف شركتي يا كارخونه‌اي عارضه يابي كرديد يا نه ؟
( من يه تاپيك براي عارضه يابي راه انداخته بودم كه شايد بعلت حجم كاريم نتونستم ادامه بدم و تقريباً شبيه همين تاپيك بود )
بهرحال عارضه يابي هرچند سخت هم باشه ولي اينقدرها هم كه شما با سؤالاتتون پيچيده‌اش كردين گنگ نيست خصوصاً كه محصول شناخته شده باشه .
همون گامهاي رو كه نوشتيد با كمك مديريت و كاركنان شركت دنبال كنيد حتماً نتيجه ميگيريد.
(البته اصلاً قصد جسارت به هيچكس رو نداشتم ،‌ ببخشيد اگه بد نوشتم )

دوست من ، حق با شماست . اما نکته ای رو در نظر نگرفتین . محصول ما مشخص نیست ! نه نوعش ، نه دسته بندیش ، نه سازنده ، نه فروشنده ، نه خریدار ، نه مصرف کننده ، نه نحوهء استفاده و نه کارایی و کاربری اون ! . برای همین با دوستان داریم سعی میکنیم تمامی حالتهای ممکن و راههای مختلف رو مطرح کنیم . مسلما شما درست می فرمایید ، برای عارضه یابی محصول مشخص از راههای مشخص و روشهای معین استفاده میکنیم . صد در صد تمامی این مباحث برای تمامی موارد کاربرد نداره . از توجهتون ممنونم .

mahtabi
2008/1/06, 01:06 PM
با سلام:
اول تشکر از هر دویه شما بخاطره بحثایه قشنگی که میذارین،
بعدم اینکه من عارضه یابی رو هم خیلی دوست داشتم حتی از فایل هایه خودمم گذاشتم(البته شاید ناچیز بود) اما خیلی حیف شد که دیگه ادامه ندادین.امممممممم
بعدم اینکه در این مورد اینکه به قوله آقایه بردینوا ما محصول رو نمیشناسیم و اینطوری یه مقدار گسترده تر کار میشه و ما هم از این بحث میتونیم بهره ی خیلی خوبی ببریم. در ضمن من سعی میکنم بازم فکر کنم و موارده دیگه ای رو بگم که حالا شاید اصلاح هم بخوان.
(راستی فکر میکنم دوستان هم بخوان بیاین تو این بحث تا از تجاربه شما هم استفاده بشه)
قسمته اداری هم میتونه وارده این مبحث بشه؟
به عنوانه مثال قسمته روابط عمومی:

ممکنه که در این قسمت از محصول انتقادی به عمل اومده اما راجع بش تاملی نشده یا در اطلاع رسانیه اون به مدیر قصوری صورت گرفته.
اگه اجازه بدین این موردم بذارین14

bardinova
2008/1/06, 09:33 PM
با سلام:
اول تشکر از هر دویه شما بخاطره بحثایه قشنگی که میذارین،
بعدم اینکه من عارضه یابی رو هم خیلی دوست داشتم حتی از فایل هایه خودمم گذاشتم(البته شاید ناچیز بود) اما خیلی حیف شد که دیگه ادامه ندادین.امممممممم
بعدم اینکه در این مورد اینکه به قوله آقایه بردینوا ما محصول رو نمیشناسیم و اینطوری یه مقدار گسترده تر کار میشه و ما هم از این بحث میتونیم بهره ی خیلی خوبی ببریم. در ضمن من سعی میکنم بازم فکر کنم و موارده دیگه ای رو بگم که حالا شاید اصلاح هم بخوان.
(راستی فکر میکنم دوستان هم بخوان بیاین تو این بحث تا از تجاربه شما هم استفاده بشه)
قسمته اداری هم میتونه وارده این مبحث بشه؟
به عنوانه مثال قسمته روابط عمومی:

ممکنه که در این قسمت از محصول انتقادی به عمل اومده اما راجع بش تاملی نشده یا در اطلاع رسانیه اون به مدیر قصوری صورت گرفته.
اگه اجازه بدین این موردم بذارین14

بله . موافقم . روابط عمومی به نوعی در سطح کلان مسئول اصلی تبلیغات ، مشتری مداری ، نظرسنجی ها و انعکاس نظر مصرف کننده و خریدار هست . البته میشه تک تک اینها رو جدا بررسی کرد ، اما مسلما زیر چتر روابط عمومی . پس :

14) روابط عمومی

دیگه ؟

bardinova
2008/1/18, 09:40 PM
این موضوع حیف بود که اینطوری ول بشه !! . چی شد ؟ . بیخیالش شیم ؟

بهبود
2008/1/24, 03:08 PM
سلامي به گرماي آفتاب تابستاني در اين زمستان سرد خدمت مهندسان محترم صنايع
تبريك منو براي داشتن يك همچين تاپيكي بپذيريد.
از تمام مهندسيني كه در اين تاپيك نظر خود را اعلام كردند تشكر ميكنم. بخصوص از 5 تن از دوستان عزيز bardinova،leanthinker،mahtabi،parsa و golrokh كه از يك رشته ديگه در اين تاپيك نظرات خوبي داشت ، حداقل كاري كه از دست من بر مياد دادن امتياز به خاطر تلاشتون هست.
تمام مطالب تاپيك رو بعد از غيبتم خوندم اما چند نكته از مطالب گفته شده به نظر رسيد كه خدمت شما ميگم البته در صورت نادرست بودن اعلام كنيد تا من هم در مسير درست هدفتون قرار بگيرم .بعد از اون چون در فاز اول نبودم و الان شما در فاز دوم هستيد نظرم را در مورد فاز دوم تاپيك ميگم.
1- دوست عزيز bardinova شما در صفحه اول و سوم اين تاپيك فرموديد كه فبل از هر كاري بايد مشخص بشه كه آيا محصولمون ضررده هست يا نه . به نظر من صورت مساله كاملا گوياي اين مطلب هست كه اصلا قرار نيست محصولمون ضررده باشه. محصولي داشتيم كه فروش بسار خوبي داشت ولي به دلايلي نامعلوم كه قراره معلوم بشه فروش به طرز عجيبي افت كرده، اگه با فروختن 1000 واحد از محصولمون 1000 واحد سود ميبرديم الان داريم 100 واحد ميفروشيم و 100 واحد سود ميبريم و شايد ضررهايي از جمله از دست دادن فرصت يا مشتري و ... داشته باشيم ولي محصول درصد سوددهي خودشو داره.
2- دوست گرامي bardinova شما در پاسخ به يكي از دوستان در صفحه اول مطرح فرمودين كه تبليغات مربوط به واحد روابط عمومي است و اصلا ربطي به واحد بازرگاني نداره. اما اين رو بايد بگم كه در بخش اعظمي از شركتهاي داخل كشور اين كار يعني تبليغات و حتي تعيين نوع ظرف و چاپ روي بسته بندي و .... رو كامل اين واحد انجام ميده. حتما دوستمون هم يكي از اين موارد رو ديده كه گفت. در اين تاپيك قراره عموم شركتها بجز برخي از محصولات خاص را در نظر بگيريم.
3- دوست عزيز leanthinker در صفحه اول شما فرموديد كه وقتی ما یک محصول رو تولید می کنیم مطمئنا به خاطر تقاضایی بوده که در جامعه برای اون محصول وجود داشته. اما بايد يك نكته رو بگم و اون اينكه هميشه اين قانون صادق نيست و گاهي ما با توليد محصول و تبليغات گسترده تقاضا را بوجود مياريم اون داستان فروش كفش در يك جزيره دور افتاده رو بياد بياريد و اگه بخوام يك مثال از داخل كشور بزنم چون دوستمون golrokh يك مثال از شركت پاك زد بذاريد من هم از اون شركت يك مثال بزنم شايد اسم شير كم لاكتوز رو شنيده باشيد حدود 20 درصد از مردم كشور معده آنها با لاكتوز موجود در شير مشكل داره و بصورت روزمره وقتي شير ميخورن حالشون بد ميشه(دلپيچه) اين شركت با يك هزينه بالا اين فناوري رو وارد كشور كرد و لاكتوز شير رو شكوند و بعد با يك تبليغات خوب و گسترده اطلاع رساني كرد و براي محصول جديدش كه توليد شده بود تقاضاي بالايي بوجود آورد.
4- دوست محترم lean thinker شما در صفحه 4 البته به عنوان را ه حل، استخدام نيروي متخصص از خارج شركت رو در صورت عدم تخصص نيروهاي داخلي عنوان فرموديد كه به نظر من در اين فرصت كم يك ماهه شايد جوابگو نباشه چون اگه هم كه بيان مگه چيكار ميكنن اونها هم يك مشت اطلاعاتي كه ما ميخواهيم رو از همون نيروهاي بدون تخصص ما ميخوان به نظر من اگه همون هزينه رو حتي بيشر بكنيم ولي در يك فرصت كم اموزش لازم رو به همون نيروهاي خودمون بديم، هم براي اين فرصت با توجه به اينكه نيروها در فرايند هستند بدرد ميخوره و هم يك نيروي متخصص ساختيم.
5- از دوستان به خاطر توضيحات جالبشون ممنونم در اين تاپيك خيلي چيزها ياد گرفتم. و همچنين از اينكه هواي دوستاني مثل golrokh كه از يك رشته ديگه اومده رو داشتيد بسيار ممنونم .چون اون هم (ببخشيدا سركار ( golrokh مثل يك مشتري در تاپيكمون هست كه بايد حفظش كرد و از نظرات يك نيرويي خارج از سيستم استفاده كنيم، شايد خودمون در تاپيك دچار معضل روزمرگي بشيم و خودمون ندونيم.
لطفا در صورت اشتباه من، منو راهنمايي كنيد.
يا حق
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله مى‏فرمایند:
كربلا پاك ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.
بحارالانوار، ج 98، ص 115/ كامل الزیارات، ص 264.

bardinova
2008/1/24, 11:59 PM
1- دوست عزيز bardinova شما در صفحه اول و سوم اين تاپيك فرموديد كه فبل از هر كاري بايد مشخص بشه كه آيا محصولمون ضررده هست يا نه . به نظر من صورت مساله كاملا گوياي اين مطلب هست كه اصلا قرار نيست محصولمون ضررده باشه. محصولي داشتيم كه فروش بسار خوبي داشت ولي به دلايلي نامعلوم كه قراره معلوم بشه فروش به طرز عجيبي افت كرده، اگه با فروختن 1000 واحد از محصولمون 1000 واحد سود ميبرديم الان داريم 100 واحد ميفروشيم و 100 واحد سود ميبريم و شايد ضررهايي از جمله از دست دادن فرصت يا مشتري و ... داشته باشيم ولي محصول درصد سوددهي خودشو داره.

دوست من ، بهبود ، اشتباه نشه . صحبتهای مطرح شده با تعریف ضرر فرق بزرگی داره . از دست دادن سود ، یعنی ضرر !! . اونی که من گفتم به زبان ساده تر این میشه که آیا محصول واقعا داره ضرر میده یا کمیت فروش کاهش پیدا کرده ؟ . یه موقعی هست که تقاضا با افزایش قیمت رابطه عکس پیدا میکنه . اینجاست که ممکنه با تغییر نکردن درآمد ، تعداد کالای کمتری به فروش بره . هرچند اثر این امر بعدا بعنوان ضرر خودش رو نشون میده (مثل هزینه های ساخت و انبارداری و ...) اما مسلما این وهلهء اول مشهود نیست .



2- دوست گرامي bardinova شما در پاسخ به يكي از دوستان در صفحه اول مطرح فرمودين كه تبليغات مربوط به واحد روابط عمومي است و اصلا ربطي به واحد بازرگاني نداره. اما اين رو بايد بگم كه در بخش اعظمي از شركتهاي داخل كشور اين كار يعني تبليغات و حتي تعيين نوع ظرف و چاپ روي بسته بندي و .... رو كامل اين واحد انجام ميده. حتما دوستمون هم يكي از اين موارد رو ديده كه گفت. در اين تاپيك قراره عموم شركتها بجز برخي از محصولات خاص را در نظر بگيريم.



اینکه واحد بازرگانی توی همه چیز دخالت میکنه دلیل بر این نیست که این مسئولیت به اون برمیگرده . واحد بازرگانی با هماهنگی واحد روابط عمومی مناقصه برگزار میکنه ، فراخوان میده ، مزایده میذاره و از طریق رسانه های گروهی اعلام میکنه . اما بطور مستقیم مسئولیت تبلیغات رو به عهده نداره . منتها از اونجایی که تائید پرداخت هزینه با واحد بازرگانی و پرداخت خود هزینه با واحد مالی هست ، اصولا همه تو همه چیز دخالت میکنن !

بهبود
2008/1/25, 12:40 AM
شرایطی را تصور کنید ، کارخانه ای داریم که یکی از محصولات آن با کاهش شدید فروش مواجه شده است . از طرف مدیریت ضرب العجلی تعیین شده که با بکارگیری یک تیم مشکل پیش آمده ، با ارائه مستندات کافی ، رفع و حل شود . شرایط و محدودیتهای مسئله به قرار زیر است :

1) کارخانه مذکور یک کارخانه شناخته شده است . محصولات آن محصولاتی شناخته شده و آشنا برای مصرف کننده می باشد . البته این شرکت هنوز با Brand شدن فاصلهء زیادی دارد .
2) مصرف کننده می تواند هم عام و هم خاص باشد . بدین معنی که میتواند مصرف کننده عامهء مردم (بعنوان مثال محصول خوراکی) ، یا مصرف کننده خاص (مانند قطعه ای از موتور) باشد .
3) محصول مورد نظر در ابتدا با فروش قابل توجهی مواجه شده . اما در بازهء زمانی کوتاه فروش آن منجر به شکست محصول شده است .
4) فرصت شناسایی و تحلیل مشکل کوتاه (کمتر از یک ماه) می باشد . در نتیجه شناسایی باید ساده و راه حل سریع باشد .
5) تا حد امکان گزینهء خارج نمودن محصول از لیست تولیدات کارخانه را در نظر نگیرید .
6) تیم انتخاب شده می تواند از اعضای داخلی یا افراد خارجی باشد . در صورت خارجی بودن افراد کلیه افراد موظف به همکاری کامل با انها می باشند .
.
در اين قسمت شما گفتيد محصول با كاهش شديد فروش مواجه شده . 4 ماه پيش 2000 واحد فروختيم ،2 ماه پيش 1000 واحد و ماه پيش 500 واحد.


دوست عزیز ، Leanthinker ، اولین بخش در Scientific Approach طرح سئوال و شناسایی مسئله و ایجاد طرح هست . منظور چیه ؟ منظور اینه که باید ضرر ده بودن این محصول اول تعریف بشه !! . ضرر دادن محصول یعنی چی ؟؟ . یه موقع هایی هست (من این تجربه رو خودم داشتم تو کارخونه) که شما تغییر محسوسی توی فروش نداشتین ، تنها جا به جایی بازار و در بعضی مواقع تغییر شرایط و هزینه های تهیه مواد اولیه باعث شده که این تصور اشتباه بوجود بیاد که شما دچار ضرر شدین .
.
در اين قسمت شما گفتيد ضررده بودن محصول بايد مشخص بشه يعني با تغيير اندك فروش بدلايل ذكر شده تصور شده،داريم ضرر ميكنيم.



حالا میخوام یه مطلبی رو بگم . یکی از اولین سئوالاتی که باید جواب داده بشه اینه که آیا واقعا محصول دچار کاهش فروش شده یا نه !! . یعنی چی ؟ . یعنی قبل از اینکه بریم سراغ محصول و بشینیم کلی در مورد اون تحلیل و بحث بنویسیم باید به عوامل محیطی و تاثیر گذار بر درآومد و سود حاصل از محصول مورد نظر توجه کنیم . تصور کنین سود حاصل از فروش 1000 قطعه از محصول برابر 1000 تومان (به ازای هر محصول 1 واحد) باشه . باید سیستم محاسبه و حسابداری و مالی - بازرگانی شرکت بررسی بشه که گزارشات دوره ای به چه شکلی به مدیر عامل منتقل میشه . فرض کنیم مدیر عامل هر ماه با گزارش سود 1000 تومانی برای محصول مورد نظر مواجه میشه تا اینکه تو یه ماه بهش گزارش میشه که سود محصول مورد نظر در ماه برابر 800 تومان بوده . مدیر عامل نگران میشه . تا اینکه ماه بعد با گزارش سود 600 تومانی مواجه میشه و اینجاست که قصد میکنه تیمی که شما قرار هست رهبری کنین تشکیل بشه . اینجا حالا یه مسئله پیش میاد . شما قبل از تمام این بررسی ها میرین تمام مدارک و اسناد مالی - بازرگانی رو کنترل میکنین و گزارش سفارشات و فروش و تولید رو مطالعه میکنین . متوجه میشین که توی ماههای اول با فروش 1000 قطعه سود 1000 تومانی داشتین . ماه بعد با فروش 1100 قطعه سود 800 تومانی و در کمال تعجب در ماه آخر با فروش 1500 قطعه ، سود 600 تومانی !!! . اینجاست که متوجه میشین نه بازار ، نه رقیب ، نه محیط ، نه آب و هوا ، نه سیاست ، نه تبلیغات ، نه هر عامل خارجی دیگه توی مسئله دخالت نداره !!! . یعنی تمامی مشکل بر میگرده به خود سازمان و اینجاست که از همین ابتدای کار شما کلی از حالات و مسائل رو حذف میکنین .
.
در اين قسمت طبق تصور و برداشت بنده شما فرمودين با افزايش فروش سوددهي داره مياد پايين.
اما چيزي كه من گفتم اين بود كه در صورت مساله آمده فروش شديدا اومده پايين و مي خوام بدونم به هزاران دليل ممكن درصد سوددهي به ازاي هر واحد تغيير كرده يا نه؟ و اگر تغيير كرده چه ربطي به كاهش فروش داره؟چون اگه مثلاً مواد اوليه گرون شده يا به دلايل مختلف سود به ازاي هر واحد محصول اومده پايين كه 1500 واحد فروختيم و 600 واحد سود كرديم و اينكه در قيمت مصرف كننده تغييري نداديم و همچنين درصدهاي سوددهي شركت به عوامل توزيع تغيير نكرده چون نميدونستيم و اين ضرر فقط در داخل شركت به شركت تحميل ميشه ،در فروش ما با توجه به عدم تغيير در موارد ذكر شده چه تاثيري ميتونه در فروش داشته باشه؟
از پاسختون ممنونم.
يا حق

bardinova
2008/1/27, 08:50 AM
در اين قسمت شما گفتيد محصول با كاهش شديد فروش مواجه شده . 4 ماه پيش 2000 واحد فروختيم ،2 ماه پيش 1000 واحد و ماه پيش 500 واحد.


در اين قسمت شما گفتيد ضررده بودن محصول بايد مشخص بشه يعني با تغيير اندك فروش بدلايل ذكر شده تصور شده،داريم ضرر ميكنيم.

الان دقیقا یادم نیست که چه چیزی بر ابتدای بحث گذشته . بدلیل فاصله افتادن بین بحثها و پراکندگی در طرح نظر از طرف دوستان ، احتمال داری در جاهای مختلفی کمی صحبتهام با هم دیگه نخونه !! . اما هیچکدوم متضاد هم دیگه نیست ! . تنها اشکالی که ممکنه وجود داشته باشه اینه که یه جایی یه چیزی رو معلوم فرض کردم و جای دیگه همون رو مجهول در نظر گرفتم . منظور از کاهش فروش به دو مقوله برمیگرده : کاهش تعداد فروش ، کاهش درآمد فروش . هر کدوم اینها تحلیل جداگانهء خودش رو داره . فروش 1000 واحدی یعنی اینکه این واحد میتونه هم ریال باشه و هم عدد . فکر نمیکنیم دارین به فرعیات میپردازین ؟ . شما هرطور که دوست دارین شرایط رو در نظر بگیرین و تحلیلتون رو ارائه بدین . اما اگه یه جواب از من میخواین ، باید نوع ضرردهی محصول مشخص بشه . اگه اون اول این رو معلوم فرض کردم ، اشتباه کردم . کاملا مجهول هست !



در اين قسمت طبق تصور و برداشت بنده شما فرمودين با افزايش فروش سوددهي داره مياد پايين.
اما چيزي كه من گفتم اين بود كه در صورت مساله آمده فروش شديدا اومده پايين و مي خوام بدونم به هزاران دليل ممكن درصد سوددهي به ازاي هر واحد تغيير كرده يا نه؟ و اگر تغيير كرده چه ربطي به كاهش فروش داره؟چون اگه مثلاً مواد اوليه گرون شده يا به دلايل مختلف سود به ازاي هر واحد محصول اومده پايين كه 1500 واحد فروختيم و 600 واحد سود كرديم و اينكه در قيمت مصرف كننده تغييري نداديم و همچنين درصدهاي سوددهي شركت به عوامل توزيع تغيير نكرده چون نميدونستيم و اين ضرر فقط در داخل شركت به شركت تحميل ميشه ،در فروش ما با توجه به عدم تغيير در موارد ذكر شده چه تاثيري ميتونه در فروش داشته باشه؟
از پاسختون ممنونم.
يا حق

از این بخش چیزی نفهمیدم ! . کمی بیشتر توضیح بدین .

بهبود
2008/1/29, 12:09 AM
با سلام
قبول دارم. قسمتي كه اشاره فرمودين رو كمي بد نوشتم.
شايد اينطوري بهتر باشه: در صورت مساله شما گفتيد كه ما كاهش شديد در تعداد محصول فروخته شده داريم.اين موضوع مثل هميشه تن مديريت ارشدو لرزونده.در تاپيكي كه از شما به اون ارجاع دادم اين سئوال برام پيش اومد :فرضاً مشخص بشه كه محصول ما ضررده يا درصد سوددهي اون كمتر شده. از اونجايي كه ما از اين موضوع خبر نداشتيم (چون اكنون متوجه شديم) پس تا كنون تغييري در قيمت مصرف كننده و يا شايد در ميزان سودخوري عوامل توزيع و ... جهت جبران نداشتيم.تاثير مشخص كردن ضررده و يا كاهش در سوددهي محصول رو در مشكل كنوني شركت(كاهش تعداد محصول فروخته شده) بيان كنيد.
نظر بنده اينه كه اين موضوع در كاهش فروش تاثيري نداره.
باز هم از پاسختون ممنونم.
يا حق

بهبود
2008/1/29, 12:17 AM
دوستان امتحانات تمام نشد؟
حالا كه ما از هفته پيش 2 ساعت در هفته مهمانتون تو اين سايتيم پس كجاييد.

بهبود
2008/1/29, 12:28 AM
با سلام
دوستان مطالب جامعي در خصوص فاز اول داشتند و چون در اون موقع نبودم چيزي نميگم. از فاز دوم من هم هستم.
از شما اجازه مي خوام چيزهايي كه ممكنه به اونها برخورد كنيم رو به دو قسمت تقسيم بكنم:
1- داخل شركت
2-خارج از شركت
در مورد چيزهايي كه ممكنه به اونها برخورد كنيم اون مطالبي كه گفته شده رو با همون شماره ها ميارم و مطالبي كه به نظر خودم مياد رو با ستاره مشخص مي كنم تا مسئول تاپيك خودشون در صورت درست بودن به اونها شماره اختصاص بده و يا عناوين رو تغيير بده و يا رد كنه.
در مورد بخش اول:
6- تبليغات(عملكرد بد ما در تبليغات)
اين بخش همونطور كه دوستان قبلا فرمودند در نحوه عملكرد رقبا (شماره 1) هم ميتونه باشه.
9- حمل و نقل
11- انبارداري
12- نمايندگيها
13- خدمات پس از فروش
اين مورد به نظر من شايد بتونه به دو قسمت تقسيم بشه : 1- خدمات ارائه شده در خارج از شركت و 2- خدمات ارئه شده در داخل شركت(حضوري) يا اينكه تنهايي تحت نام ارئه خدمات بياد.

*- تغيير در روند توليد محصول:
در برخي مواقع در شركتهايي كه از ماشينهايي موازي استفاده ميشه برخي از مسيرهاي توليد بدون اطلاع يا قصد و منظوري تغيير ميكنه و يا در شركتهايي كه از مواد اوليه زيادي در تهيه محصول استفاده ميشه درصد ناچيزي تغيير در مقدار فرمولاسيون(به هزاران دليل ممكنه) يك اثر شلاقي در پايان بوجود مياره.

*- نامردي تامين كننده ها : چيزي كه در صورت غفلت شركتها معمولاً اتفاق ميوفته و در صورتي كه نمونه اوليه ي زمان عقد قرارداد رو نداشته باشين تا محموله هاي بعدي رو با اون چك كنيد معمولا ركب ميخوريد.

*- بازار سنجي نادرست (عملكرد نامناسب واحد فروش و بازاريابي): در اين مورد دوستان در صفحات قبلي توضيحاتي داشتند.

*- تغيير در كيفيت محصول : كه خود به دو قسمت كيفيت محصول و كيفيت بسته بندي تقسيم ميشه. اين چيزي است كه شركتهايي كه از ابزارهاي كنترل كيفي جهت كنترل فرايند استفاده نمي كنند معمولاً به اون دچار ميشن و چون خودشون چيزي ندارند كه انحرافات در كيفيت محصول و بسته بندي رو ببينند، دچار روزمرگي ميشن و فكر ميكنن كه انحرافي وجود نداره.

*- شرايط محيطي و جوي : از اونجايي كه قراره تمام محصولات بجز محصولات خاص رو در نظر بگيريم، برخي از محصولات در صورت بروز شرايط جوي خاص دستخوش تغييراتي در فروش ميشه كه گاهاً اين تغيير فاجعه است. (راستي اونم در كشور ما كه سازمان هواشناسي امسال تركونده با پيش بيني هاش، خوبه براي توليد و صنعت پيش بيني نميكنند).
اما در بخش دوم:
1-رقبا
2-مد
3-قوانين دولتي
4-طراحي
5-انتقال بازار

*- تغيير د رفرهنگ مصرف : ممكنه در برخي مواقع بدليل برخي تصميمات و يا ورود برخي از محصولات جديد شايدم وارداتي در ذائقه مصرف كننده تغييراتي ايجاد بشه مثلا آبميوه در چند سال پيش همين حالت معمولي خودشو داشت اما با ورود برخي از محصولات با تكه هاي ميوه داخل اون مردم بيشتر به اون سمت كشيده شدند و شركتهاي داخلي مجبور به وارد كردن فناوري شدند. البته در اين مورد شماره 3 هم تاثير گذار است .

با تشكر
اميدوارم مطالب مفيد واقع بشه.
يا حق

Parsa_IE
2008/1/29, 07:13 AM
باسلام
دوست گرامی، بهبود عزیز، جمع بندی خوبی بود
و مطالب مفیدی را متذکر شدید و مطمئنا امتیاز حق شماست
بچه ها بیاید وارد فازهای بعدی بشیم ( درسته که شناخت مسئله و تعیین مشکل فاز بسیار مهمی است در چرخه حل مسئله، ولی داره طولانی میشه )
امیدوارم این تاپیک دوباره فعال بشه و بنده هم در خدمت دوستان هستم و کسب فیض می کنم ...

موفق باشید:gol:

bardinova
2008/1/30, 12:52 PM
با سلام
قبول دارم. قسمتي كه اشاره فرمودين رو كمي بد نوشتم.
شايد اينطوري بهتر باشه: در صورت مساله شما گفتيد كه ما كاهش شديد در تعداد محصول فروخته شده داريم.اين موضوع مثل هميشه تن مديريت ارشدو لرزونده.در تاپيكي كه از شما به اون ارجاع دادم اين سئوال برام پيش اومد :فرضاً مشخص بشه كه محصول ما ضررده يا درصد سوددهي اون كمتر شده. از اونجايي كه ما از اين موضوع خبر نداشتيم (چون اكنون متوجه شديم) پس تا كنون تغييري در قيمت مصرف كننده و يا شايد در ميزان سودخوري عوامل توزيع و ... جهت جبران نداشتيم.تاثير مشخص كردن ضررده و يا كاهش در سوددهي محصول رو در مشكل كنوني شركت(كاهش تعداد محصول فروخته شده) بيان كنيد.
نظر بنده اينه كه اين موضوع در كاهش فروش تاثيري نداره.
باز هم از پاسختون ممنونم.
يا حق

بذارین بگم ببینین درست متوجه شدم ؟؟ . منظور شما این هست که محصول ما چه ضررده باشه چه با کاهش سود مواجه شده باشیم ، تو اصل موضوع فرقی نداره . درست فهمیدم ؟ من بر اساس همین برداشت پاسخ میدم . بذارین ابتدا واژه ها رو تعریف کنیم : ضررده بودن یعنی قیمت تمام شده محصول شما از قیمت فروخته شده بیشتر باشه . کاهش سوددهی یعنی قیمت تمام شدهء شما نسبت به قیمت فروخته شما همچنان کمتر هست . اما نسبت به گذشته رشد داشته . بذارین یه موضوعی رو بگم . تا اواخر دهه 60 رابطهء سود و هزینه اینطور تعریف میشد : قیمت تمام شده + سود = قیمت نهایی . اما اوایل دهه 70 این رابطه بدین صورت تغییر کرد : قیمت نهایی - قیمت تمام شده = سود . حالا فرق این دوتا چی هست ؟ در گذشته با ثابت فرض کردن مقدار سود ، قیمت تمام شده بعنوان متغییر با تاثیر گرفتن از قیمت تمام شده تعیین میشد . اما الان این تعریف دیگه مفهومی نداره . یعنی حالا با ثابت فرض کردن قیمت نهایی و با مانور دادن بر روی قیمت تمام شده ، سود مشخص میشه . در نتیجه اینکه ما بدونیم محصول ما ضررده شده ، یعنی قیمت تمام شده بیشتر از قیمت نهایی است ، با حالتی که محصول دچار کاهش سود شده باشه ، تحلیل متفاوت و در نتیجه راه حل متفاوتی داره . تونستم منظورم رو بگم ؟ . سئوال رو درست فهمیدم ؟

mahtabi
2008/1/31, 11:19 AM
با سلام:
راستش من هنوزم امتحانام تموم نشده اما دلم واسه این بحثه جذاب تنگ شده بود که البته این وقفه خیلی بد بود.(متاسفانه اینجا تا یه برفی میاد همه ی کشور میریزه بهم و امتحانا هم مثه کنکور!!!)
در هر حال من موندم که مشکل الان سره چیه؟
آخه اوله بحث که گفته شد فرض بر این هست که محصول فروشش ناگهانی کم شده.که این بیانگره ضرر دهی نیست.
وقتی فروش کم شه متعاقبا باید تولید رو کم کرد اما هنوزم به فروش میره و با همون قیمت پس ضرر دهی نداره.حالا ما باید اگه راهی پیدا شه که قیمته تمام شده رو بشه کم کرد، پیدا کنیم.
این از این.
و اما در مورده فازه 2:به نظره من تغییر در کیفیته محصول که ذکر شده و انکه ما تغییری در بسته بندی بدیم همون مد و طراحی رو در بر میگیره.در واقع قسمتی از کیفیت رو شامل میشه.
و اما فرهنگه مصرف رو موافقم .
با تشکر از نظراته خوبه آقایه بهبود.
راستی اون پیمانکار که گفتم هم بود یا نه؟
فکر میکنم دیگه همه ی موارده ممکنه گفته شد .نه؟

بهبود
2008/2/04, 12:33 AM
بذارین بگم ببینین درست متوجه شدم ؟؟ . منظور شما این هست که محصول ما چه ضررده باشه چه با کاهش سود مواجه شده باشیم ، تو اصل موضوع فرقی نداره . درست فهمیدم

كاملاً درسته



من بر اساس همین برداشت پاسخ میدم .
بذارین ابتدا واژه ها رو تعریف کنیم : ضررده بودن یعنی قیمت تمام شده محصول شما از قیمت فروخته شده بیشتر باشه . کاهش سوددهی یعنی قیمت تمام شدهء شما نسبت به قیمت فروخته شما همچنان کمتر هست . اما نسبت به گذشته رشد داشته . بذارین یه موضوعی رو بگم . تا اواخر دهه 60 رابطهء سود و هزینه اینطور تعریف میشد : قیمت تمام شده + سود = قیمت نهایی . اما اوایل دهه 70 این رابطه بدین صورت تغییر کرد : قیمت نهایی - قیمت تمام شده = سود . حالا فرق این دوتا چی هست ؟ در گذشته با ثابت فرض کردن مقدار سود ، قیمت تمام شده بعنوان متغییر با تاثیر گرفتن از قیمت تمام شده تعیین میشد . اما الان این تعریف دیگه مفهومی نداره . یعنی حالا با ثابت فرض کردن قیمت نهایی و با مانور دادن بر روی قیمت تمام شده ، سود مشخص میشه . در نتیجه اینکه ما بدونیم محصول ما ضررده شده ، یعنی قیمت تمام شده بیشتر از قیمت نهایی است ، با حالتی که محصول دچار کاهش سود شده باشه ، تحلیل متفاوت و در نتیجه راه حل متفاوتی داره . تونستم منظورم رو بگم ؟ . سئوال رو درست فهمیدم ؟

اين يه تيكه هم كاملاً درسته.

اما تاثير اين ضرر دهي محصول در مشكل كنوني چيه؟
چطوري ضرر ده بودن محصولي كه تا حالا از اون اطلاع نداشتيم و پيرو آن تغييري هم در قيمت مصرف كننده نداشتيم ؛ در بازارمان تاثير منفي گذاشته؟ بطوري كه با كاهش شديد فروش هم مواجه شديم.

bardinova
2008/2/04, 07:58 AM
اين يه تيكه هم كاملاً درسته.

اما تاثير اين ضرر دهي محصول در مشكل كنوني چيه؟
چطوري ضرر ده بودن محصولي كه تا حالا از اون اطلاع نداشتيم و پيرو آن تغييري هم در قيمت مصرف كننده نداشتيم ؛ در بازارمان تاثير منفي گذاشته؟ بطوري كه با كاهش شديد فروش هم مواجه شديم.


انگار طرح اولیه مشکل کمی محدود کننده هست . منظور من کاهش تعداد فروش نیست و نبوده . منظور من کاهش سود (در نتیجه ضرر) در خصوص عرضهء یک محصول خاص بود . تاکید شما بر ثابت بودن قیمت مصرف کننده نکته ای هست که باید در موردش صحبت بشه . عرض کردم خدمتتون ، قیمت باید ثابت باشه !! . حتی اگه در حال برشکسته شدن باشین (مگر اینکه قیمت تمام شده شما بر اساس تغییر مواد اولیه تغییر کرده باشه که باز هم با بهبود بخشهای دیگه میشه تا حدود زیادی اون رو هم کنترل کرد) . مجددا میگم ، تاثیر این ضرردهی در مشکل کنونی ، کاهش سود هست ! . منتها ما با پیدا کردن علت این کاهش سود میتونیم برای اون پاسخ بنویسیم .

bardinova
2008/2/06, 07:15 PM
خب دیگه ! به اندازه کافی خوابیدین و چرت زدین !! . بذارین به طور خلاصه بگیم تا الان چی شد تا بحث رو ادامه بدیم :

روش کار ما مبتنی بر 5 فاز هست که با اتمام هر کدوم وارد فاز بعدی میشیم . این 5 فاز عبارتند از :

فاز اول ) طرح مسئله : بررسی اینکه چی میشه که میگیم محصول شکست خورده ! . اصلا آیا محصول شکست خورده یا مسئولین کارخانه به اشتباه این رو با چیز دیگه (مثلا چه چیزی؟) عوضی گرفتن !! . حالا که فهمیدیم قضیه چیه ، میایم میگیم که چیکار میخوایم بکنیم ! . چه طوری تیم لازم رو تشکیل بدیم . این تیم شامل چه افراد با چه اولا : Role ، دوما : Responsibility ، سوما : Knowledge باید باشه . و اینکه مسیر حرکت ما برای رسیدن به هدف چه چیز دیگه (به جز اینی که من دارم پیشنهاد میدم) باشه . کارها چطور تقسیم شه ، زمانبندی چطور باشه و هر چیز دیگه ای که به ذهنتون میرسه .

فاز دوم) گردآوری اطلاعات : این همونی هست که دوست عزیزمون ، Mahtabi ، در موردش صحبت کردن . چه اطلاعاتی باید چطور و از کجا جمع آوری بشه . چه دلایلی ممکنه این بلا رو سر محصول آورده باشه . هر چیزی ممکنه . هر اتفاقی . هر فردی ، هر جریانی .

فاز سوم) تحلیل اطلاعات : اینجا میشینیم مواردی که تو فاز دو بدست آوردیم رو طبقه بندی میکنیم . رای گیری میکنیم . امتیاز میدیم . بر سر اونها بحث و کتک کاری میکنیم !!! تا به چند علت اصلی و مهم برسیم .

فاز چهارم) ارائه راه حل : اینجا میریم سراغ Brainstorming . همه هرپیشنهادی که به ذهنشون میرسه رو ارائه میدن . هر چیزی ! حتی خنده دار ! حتی مسخره ! تمام این راه حلها جمع آوری میشه و به فاز بعدی میره .

فاز پنجم) انتخاب راه حل : راه حلهای اصلی که بر سر اونها توافق شده رو جمع میکنیم . توی یه جدول لیست میکنیم ، اونوقت اثر هر راه حل رو روی اون عوامل که شناسایی کردیم بررسی میکنیم . ممکنه حتی یه راه حل یکی از عوامل رو کاملا بهبود بده ، اما بجاش برای یه عامل دیگه فاجعه بوجود بیاره !! . خروجی این قسمت یک یا چند راه حل بهینه هست .


فاز اول رو به هر شکلی که بود تموم کردیم . نتیجه گیریهای خوبی داشتیم و الان تیمی تشکیل دادیم که نشستیم دور میز و داریم در مورد فاز دوم با هم صحبت میکنیم . نتایجی که در مورد فاز دوم تا الان بدست اومده اینها هستن :



1) رقبا : بلای جان تولید کننده ای که محصولش با شکست مواجه شده ، همین رقیب هست ! . اما این رقیب خودش کلی جای بحث داره . اولین نکته ای که باید بهش توجه کرد این هست که : چه چیزی باعث شد که رقیب بشه رقیب ؟؟ . آیا این رقیب محصولی با کیفیت بهتر عرضه میکنه ؟ آیا قیمت رو شکونده ؟ آیا بازاریابی بهتر و بازار جامع تری رو در اختیار داره ؟ آیا از جانب شخص یا نهادی مورد حمایت خاصی قرار گرفته ؟ آیا طراحی محصول رو عوض کرده ؟ ... یا هر دلیل دیگه .

2) مد : آیا محصول مورد نظر ، محصولی هست که خاصیت مد گرایی داشته باشه ؟ آیا مد جامعه عوض شده ؟ آیا شما تونستین محصولتون رو سوار بر جریان مد بکنین ؟ این میتونه به نوع دیگه ای تو محصولات خاص مطرح بشه که بر میگرده به ابتکارات و اختراعات و روشهای روز دنیا یا مد صنعتی .

3) قوانین دولتی و استانداردها : هی !! بیدار شین !! اگه دولت از چیزی که شما دارین تولید میکنین با خبر بشه پدر شما رو در میاره و کارخونتون میره رو هوا !! . حالا شاید به این شدت نباشه که گفتم ! . اما فرض کنین وقتی قانونی گذاشته میشه که مصرف نوشابه در سر کار ممنوع ، شما باید در نظر بگیرین که در روز چند میلیون نوشابه کمتر فروخته میشه ، پس سهم شما هم از بازار تغییر میکنه .

4) طراحی : بحث زیبایی و ارگونومی ممکنه یکی از دلایل این رخداد باشه . این جای بحث زیادی داره . کسی اگه طراحی صنعتی خونده (یا میخونه) توی این قسمت بهمون کمک کنه .

5) انتقال بازار : همیشه باید حواس شما جمع باشه که برای چه بازاری دارین کار میکنین . شما ذغال تولید میکنین ؟ این خیلی خوبه ! . دستتون درد نکنه ! . کارخونتون هم شمال هست ، بسیار عالی ! چی از این بهتر ! . اما تابستون تموم شد و تهرانیها برگشتن شهرشون و دیگه از قلیون و جوجه کباب مثل سابق خبری نیست !! . بازار چندین مورد دیگه هم داره که بهتر هست شما در موردش صحبت کنین .

6) تبلیغات : آهای ! کجایی ؟!؟ اصلا دیده نمیشی !! . نشستی پشت میزت و خودت رو باد کردی و زیر لب غر میزنی و میگی : محصول وقتی خوب هست ، وقتی کیفیت داره ، مشتریشو پیدا میکنه !!! . نه عزیز من ! از این خبرا نیست ! . اگه اینطوری بود که بعد از یه عمر فعالیت شرکتهایی مثل کوکاکولا ، پپسی ، مک دونالد ، Nike ، تویوتا ، نوکیا و ... که تمام دنیا اونها رو میشناسن ، دیگه میلیونها دلار برای تبلیغاتشون خرج نمیشد !! . این بخش هم زیاد جای صحبت داره . اون به عهده شما .

7) سن خریدار : بطور قطع سن مصرف کننده دارای ارزش ویژه ای هست . پیشنهاد میکنم بجای خریدار از مصرف کننده استفاده کنیم . دو حالت اینجا پیش میاد : محصولی که خریدار و مصرف کننده یه نفر هست ، یعنی همون کودک که فکر کنم منظور شما هم همین بود . مثل محصولات خوراکی . حالت دوم خریدار والدین کودک مصرف کننده هستن . اینجاست که ملاکهای دیگه ای هم علاوه بر نظر مصرف کننده ایجاد میشه . مثل مسواک کودک ، شامپو ، اسباب بازی و ... . پس برای اینکه بشه در مورد هر دوی اینها صحبت کرد بهتره از واژه مصرف کننده بجای خریدار استفاده کنیم . نظر من اینه که به خودی خود این نمیتونه بطور مستقیم تاثیر گذار در بحث ما باشه . واضح تر بگم ، سن و سال مصرف کننده رو بطور کاملا مشخص باید در طراحی و تبلیغات لحاظ کنیم .

8) بازار خارجی : پیشنهاد میکنم اسم این قسمت رو به (( بازارسازی )) تغییر بدیم . منظور از بازارسازی ، همونطور که از اسمش معلوم هست ، ایجاد بازارهای جدید برای ارائه محصول هست . این میتونه به صورت محله ، شهر ، شهرستان ، استان و به قول شما بصورت صادرات باشه . به مورد خوبی اشاره کردین . این بطور مشخص با اونی که من گفتم (جابه جایی بازار) متفاوت هست . قرار شد اینجا در مورد راه حل صحبت نکنیم ، پس اینجوری عوض میکنیم مطلب رو : نا مناسب بودن بازار فعلی .

9) حمل و نقل : کاملا موافقم . حمل و نقل ، هم از نظر حفظ کیفیت محصول و هم سرعت در انتقال به مصرف کننده ، بسیار مهم و تاثیر گذار هست .

10) مکان تبلیغ : در مورد تبلیغ یه چیزای مختصری گفتم . این موردی که شما گفتین بیشتر راه حل هست . بذارین در موردش حتما در فاز ارائه راه حل صحبت میکنیم .

11) سیستم انبارداری : این جریان خودش به اندازه چندین پروژه و تز دکترا دارای ارزش هست ! . اینکه شما به چه صورت کنترل موجودی انجام میدین و از چه سیستمی برای ورود و خروج مواد استفاده میکنین و به چه طریقی سفارش میدین و مواد به انبار میارین خودش مطمئنا میتونه تاثیر عجیبی در کیفیت و ارائه بموقع مواد داشته باشه .

12) نمایندگی ها : از طرز برخورد و رفتار تا فضا سازی و دکوراسیون نمایندگی ها میتونه در ذهن مردم اثر مثبت یا منفی بذاره . این رو فراموش نکنین که اثر مثبت به سرعت از بین میره ، اما اثر منفی همیشه در ذهن باقی میمونه .

13) خدمات پس از فروش : مشخص کردن نحوه و میزان گارانتی مقوله بسیار پیچیده ای هست که نیاز به تحلیلها و آزمایشات آماری داره . اینجا ما در این مورد حرف نمیزنیم (چرا ؟ چون مدت و نحوه گارانتی عشقی نیست !! اگه عشقی باشه طرف رو در عرض چند ماه برشکست میکنه !! شما طراحی میکنه ، آزمایش میکنی ، مطالعه میکنی ، بررسی میکنی ، دوباره طراحی میکنی ، هزار دفعه اینور اونور میکنی ، بعد میشینی نرخ گارانتی رو در میاری . برای همین از روی همینجوری و حال میده و دلم میخواد مدت گارانتی مشخص نمیکنی ! برای همین عامل مستقل به حساب نمیاد ) . اما ! چیزی که اینجا مورد بحث هست برخورد و نحوه خدمات رسانی گارانتی هست . شما باید توی نمایندگی ها گارانتی یه گشتی بزنین و از طرز رفتار و برخوردشون با مشتری مطمئن بشین .

14) روابط عمومی : روابط عمومی به نوعی در سطح کلان مسئول اصلی تبلیغات ، مشتری مداری ، نظرسنجی ها و انعکاس نظر مصرف کننده و خریدار هست . البته میشه تک تک اینها رو جدا بررسی کرد ، اما مسلما زیر چتر روابط عمومی

این تا اینجا . دوست خوبم ، بهبود ، مواردی رو گفت که ازش میخوام با همین فرمت دوباره اونها رو بیان کنه تا به این تعداد اضافه کنیم . خب ، شروع کنین ! .

mahtabi
2008/2/07, 07:22 PM
با سلام:
خيلي كار بجايي كردين كه مطالب رو دوباره بالا آوردين.ديگه تعطيلات بسه.بچه ها بيدار شييييييييييييييييييين.
به نظرتون بازم مورده ديگه اي هست؟
راستي جواب من چي شد؟
با تشكر

بهبود
2008/2/07, 08:23 PM
با سلام

13 - خدمات پس از فروش
اين مورد به نظر من شايد بتونه به دو قسمت تقسيم بشه : 1- خدمات ارائه شده در خارج از شركت و 2- خدمات ارائه شده در داخل شركت(حضوري) يا اينكه تنهايي تحت نام ارئه خدمات بياد.

-* تغيير در روند توليد محصول:
در برخي مواقع در شركتهايي كه از ماشينهايي موازي استفاده ميشه برخي از مسيرهاي توليد بدون اطلاع يا قصد و منظوري تغيير ميكنه و يا در شركتهايي كه از مواد اوليه زيادي در تهيه محصول استفاده ميشه درصد ناچيزي تغيير در مقدار فرمولاسيون(به هزاران دليل ممكنه) يك اثر شلاقي در پايان بوجود مياره.

* -نامردي تامين كننده ها : چيزي كه در صورت غفلت شركتها معمولاً اتفاق ميوفته و در صورتي كه نمونه اوليه ي زمان عقد قرارداد رو نداشته باشين تا محموله هاي بعدي رو با اون چك كنيد معمولا ركب ميخوريد.

* - بازار سنجي نادرست (عملكرد نامناسب واحد فروش و بازاريابي): در اين مورد دوستان در صفحات قبلي توضيحاتي داشتند.

-* تغيير در كيفيت محصول : كه خود به دو قسمت كيفيت محصول و كيفيت بسته بندي تقسيم ميشه. اين چيزي است كه شركتهايي كه از ابزارهاي كنترل كيفي جهت كنترل فرايند استفاده نمي كنند معمولاً به اون دچار ميشن و چون خودشون چيزي ندارند كه انحرافات در كيفيت محصول و بسته بندي رو ببينند، دچار روزمرگي ميشن و فكر ميكنن كه انحرافي وجود نداره.

* - شرايط محيطي و جوي : از اونجايي كه قراره تمام محصولات بجز محصولات خاص رو در نظر بگيريم، برخي از محصولات در صورت بروز شرايط جوي خاص دستخوش تغييراتي در فروش ميشه كه گاهاً اين تغيير فاجعه است. (راستي اونم در كشور ما كه سازمان هواشناسي امسال تركونده با پيش بيني هاش، خوبه براي توليد و صنعت پيش بيني نميكنند).

* - تغيير د رفرهنگ مصرف : ممكنه در برخي مواقع بدليل برخي تصميمات و يا ورود برخي از محصولات جديد شايدم وارداتي در ذائقه مصرف كننده تغييراتي ايجاد بشه مثلا آبميوه در چند سال پيش همين حالت معمولي خودشو داشت اما با ورود برخي از محصولات با تكه هاي ميوه داخل اون مردم بيشتر به اون سمت كشيده شدند و شركتهاي داخلي مجبور به وارد كردن فناوري شدند. البته در اين مورد شماره 3 هم تاثير گذار است .
مسئول تاپيك دوست گرامي bardinova اميدوارم همون چيزي باشه كه خواستيد.

يا حق

بهبود
2008/2/07, 08:34 PM
3) قوانین دولتی و استانداردها : هی !! بیدار شین !! اگه دولت از چیزی که شما دارین تولید میکنین با خبر بشه پدر شما رو در میاره و کارخونتون میره رو هوا !! . حالا شاید به این شدت نباشه که گفتم ! . اما فرض کنین وقتی قانونی گذاشته میشه که مصرف نوشابه در سر کار ممنوع ، شما باید در نظر بگیرین که در روز چند میلیون نوشابه کمتر فروخته میشه ، پس سهم شما هم از بازار تغییر میکنه .

.


راستي دوست عزيز bardinova يه خبر در اين مورد بدم كه مشكل نوشابه هم با انجام اموراتي!!!!! :eek: داره حل ميشه(ديگه توي فيلمها صرفاً دوغ نميبينيم و كارشناسهاي تغذيه هم در صدا و سيما و مطبوعات چيزي نميگويند و نمي نويسند) خوب اينه ديگه :w13: ديپلوماسي جواب ميده. البته براي دوغيها هم بد نشده بود.;)

البته اين ربطي به موضوع تاپيك نداره.

يا حق

bardinova
2008/2/08, 02:22 PM
با سلام

13 - خدمات پس از فروش
اين مورد به نظر من شايد بتونه به دو قسمت تقسيم بشه : 1- خدمات ارائه شده در خارج از شركت و 2- خدمات ارائه شده در داخل شركت(حضوري) يا اينكه تنهايي تحت نام ارئه خدمات بياد.

شاید این دسته بندی در دنیای امروز چندان بجا نباشه . شرکتهای بر سر نوع و میزان و مدل سرویس دهی و خدمات بعد از فروش به شدت با هم دیگه رقابت دارن . در این دنیا حالتی که بصورت Default تعریف میشه این هست که شما باید به مشتری در محل خودش سرویس و خدمات بدین ! . یعنی تنها و تنها در صورتیکه مشکل پیش اومده قابل رفع در محل مشتری نباشه ، شما باید با مسئولیت خودتون کالای مورد نظر رو به تعمیرگاه منتقل کنین . بهتر بگم ، مشتری ، به جز یه سری محصولات خاص مثل خودرو ، اصلا با محل تعمیرگاه و دفتر خدمات پس از فروش نباید کار داشته باشه !! . اون باید با گرفتن یه شماره تلفن به تمام خواسته ای که داره برسه ! . اگه غیر این باشه ، خودش یه نوع ضعف به شمار میاد .



-* تغيير در روند توليد محصول:
در برخي مواقع در شركتهايي كه از ماشينهايي موازي استفاده ميشه برخي از مسيرهاي توليد بدون اطلاع يا قصد و منظوري تغيير ميكنه و يا در شركتهايي كه از مواد اوليه زيادي در تهيه محصول استفاده ميشه درصد ناچيزي تغيير در مقدار فرمولاسيون(به هزاران دليل ممكنه) يك اثر شلاقي در پايان بوجود مياره.

بذارین ببینم درست متوجه شدم . اینی که شما گفتین به روند تولید برمیگرده و در نهایت تعداد و مقدار محصول تولید شده با اون چیزی که تو برنامه تولید هست متفاوت در میاد . این میتونه بازار رو با کمبود مواجه کنه که مشکلات خاص خودش رو داره . آیا این موضوع تاثیری توی مسئله ما داره ؟ . فکر کنم بهتر باشه بیشتر در این مورد توضیح بدین .



* -نامردي تامين كننده ها : چيزي كه در صورت غفلت شركتها معمولاً اتفاق ميوفته و در صورتي كه نمونه اوليه ي زمان عقد قرارداد رو نداشته باشين تا محموله هاي بعدي رو با اون چك كنيد معمولا ركب ميخوريد.

فکر کنم منظورتون ، اگه درست متوجه شده باشم ، بر میگرده به کیفیت مواد اولیه تامین شده و تاثیر اون بر کیفیت نهایی محصول . اگه منظورتون این هست این مورد رو میشه توی موضوع کیفیت گنجوند که ممکنه با ریشه یابی علت اون به این مورد ، یعنی نامرغوبی مواد اولیه رسید.



* - بازار سنجي نادرست (عملكرد نامناسب واحد فروش و بازاريابي): در اين مورد دوستان در صفحات قبلي توضيحاتي داشتند.

شک نکن ! . این خیلی مهمه !



-* تغيير در كيفيت محصول : كه خود به دو قسمت كيفيت محصول و كيفيت بسته بندي تقسيم ميشه. اين چيزي است كه شركتهايي كه از ابزارهاي كنترل كيفي جهت كنترل فرايند استفاده نمي كنند معمولاً به اون دچار ميشن و چون خودشون چيزي ندارند كه انحرافات در كيفيت محصول و بسته بندي رو ببينند، دچار روزمرگي ميشن و فكر ميكنن كه انحرافي وجود نداره.

درسته . کیفیت مبحث بسیار وسیع و پیچیده ای هست که بخشی از اون بر میگرده به رعایت تلرانسهای موجود و استفاده از ابزار دقیق . اما مطمئنا یکی از مهمترین عاملها در فروش یک محصول بحساب میاد .



* - شرايط محيطي و جوي : از اونجايي كه قراره تمام محصولات بجز محصولات خاص رو در نظر بگيريم، برخي از محصولات در صورت بروز شرايط جوي خاص دستخوش تغييراتي در فروش ميشه كه گاهاً اين تغيير فاجعه است. (راستي اونم در كشور ما كه سازمان هواشناسي امسال تركونده با پيش بيني هاش، خوبه براي توليد و صنعت پيش بيني نميكنند).

موافقم . این موضوع هم میتونه تاثیر گذار باشه .



* - تغيير د رفرهنگ مصرف : ممكنه در برخي مواقع بدليل برخي تصميمات و يا ورود برخي از محصولات جديد شايدم وارداتي در ذائقه مصرف كننده تغييراتي ايجاد بشه مثلا آبميوه در چند سال پيش همين حالت معمولي خودشو داشت اما با ورود برخي از محصولات با تكه هاي ميوه داخل اون مردم بيشتر به اون سمت كشيده شدند و شركتهاي داخلي مجبور به وارد كردن فناوري شدند. البته در اين مورد شماره 3 هم تاثير گذار است .

يا حق

کاملا درسته . توی یه سری از محصولات نمیشه عامل مد رو در نظر نگرفت . حتی این مد میتونه شامل کالاهای مصرفی هم باشه . حالا این مد میتونه بصورت تغییر در فرهنگ ، به همون شکلی که شما اشاره کردین باشه . این تغییر ممکنه دلایل گوناگونی از جمله تنوع طلبی مصرف کننده و تکنولوژی و ابتکار تولید کننده داشته باشه . یه مثال (در کنار مثال بسیار خوبی که شما در مورد آبمیوه ها زدین) بزنم . یادتون هست ؟ زمان بچگی ما آدامس با عکسهای مختلف (ماشینها ، فوتبالیستها ، کارتونها ، Love Is و ...) چقدر مد بود و مصرف داشت ؟؟ . اما الان با ظهور تکنولوژیهایی مثل اینترنت و کامپیوتر و دسترسی به تمامی این عکسها ، مردم بیشتر ترجیح میدن این آرشیوها رو توی کامپیوتر جمع کنن و یه آدامس درست و حسابی بخورن و مجبور نباشن به خاطر یه عکس ، طعم بدمزه اون آدامسها رو تحمل کنن !!!! .

bardinova
2008/2/08, 02:34 PM
پس اینطور شد :

15) بازاریایی (این با شماره 8 یعنی بازارسازی فرق داره)

16) کیفیت محصول

17) بسته بندی (در مورد این صحبت نکردیم هنوز)

18) شرایط محیطی و جوی

19) فرهنگ مصرف و مصرف کننده (این میتونه چیزهایی خارج از موضوع شماره 2 - مد - رو در خودش جا بده)

در مورد اون دوتای دیگه ، یعنی (( نامردی تامین کننده ها )) و (( تغییر در روند تولید محصول )) باید موضوع بیشتر باز بشه . من چندان موافق نیستم که باهاشون به عنوان دو آیتم مجزا و مستقل برخورد بشه . خب ... دیگه . نبود ؟؟؟

بهبود
2008/2/10, 05:33 PM
[QUOTE=bardinova;111844]شاید این دسته بندی در دنیای امروز چندان بجا نباشه . شرکتهای بر سر نوع و میزان و مدل سرویس دهی و خدمات بعد از فروش به شدت با هم دیگه رقابت دارن . در این دنیا حالتی که بصورت Default تعریف میشه این هست که شما باید به مشتری در محل خودش سرویس و خدمات بدین ! . یعنی تنها و تنها در صورتیکه مشکل پیش اومده قابل رفع در محل مشتری نباشه ، شما باید با مسئولیت خودتون کالای مورد نظر رو به تعمیرگاه منتقل کنین . بهتر بگم ، مشتری ، به جز یه سری محصولات خاص مثل خودرو ، اصلا با محل تعمیرگاه و دفتر خدمات پس از فروش نباید کار داشته باشه !! . اون باید با گرفتن یه شماره تلفن به تمام خواسته ای که داره برسه ! . اگه غیر این باشه ، خودش یه نوع ضعف به شمار میاد .


در اين مورد بايد بگم اگه اون شركت مورد بحث در شرايط كنوني خودمون باشه اين چيزي كه شما گفتيد در حالت ايدئاله كه مطمئنا ما با اون خيلي فاصله داريم. در هر شركت كه بريد مطمئنا مشتري اگه شايد مثل صف نانوايي اونجا نباشه ،در هر حال ارباب روجع وجود داره حتي وقتي يك مشتري حضوري ميادو شكايت مي كنه برخورد از دم در تا زمان خروج خدمت محسوب ميشه. اگه اينطوري باشه پس چه دليلي داره شركتهاي معتبر به انتظاماتشون اموزش نحوه برخورد ميدن؟ كاركنان يك شركت خودشون به نوعي مشتري شركت هستند. به نظر من به اين دليل ما بحث كيفيت خدمات رو مطمئناً در داخل سازمان بايد داشته باشيم.


بذارین ببینم درست متوجه شدم . اینی که شما گفتین به روند تولید برمیگرده و در نهایت تعداد و مقدار محصول تولید شده با اون چیزی که تو برنامه تولید هست متفاوت در میاد . این میتونه بازار رو با کمبود مواجه کنه که مشکلات خاص خودش رو داره . آیا این موضوع تاثیری توی مسئله ما داره ؟ . فکر کنم بهتر باشه بیشتر در این مورد توضیح بدین .


نه منظورم اين بود كه معمولا در خيلي از سازمانها واحد توليد خودسرانه برخلاف نظر واحد كنترل كيفيت و همچنين تضمين در فرمولاسيون دست ميبره كه بعدش گندش در مياد. اما به نظر خودم اين موضوع هم تاثيرشو در كيفيت ميذاره كه شما در مورد مواد اوليه گفتيد. اين هم در كيفيت مي گنجه.


فکر کنم منظورتون ، اگه درست متوجه شده باشم ، بر میگرده به کیفیت مواد اولیه تامین شده و تاثیر اون بر کیفیت نهایی محصول . اگه منظورتون این هست این مورد رو میشه توی موضوع کیفیت گنجوند که ممکنه با ریشه یابی علت اون به این مورد ، یعنی نامرغوبی مواد اولیه رسید.


كاملاً درسته

از توجه و پاسختون ممنونم.

يا حق

bardinova
2008/2/11, 11:00 AM
خب پس ، با صحبتهای آقای بهبود (تو این جلسات قرار نیست افراد همدیگرو قانع کنن . فقط باید معلوم بشه که خط ذهنی هر فرد چطور و به کدوم سمت و جهت هست) به این نتیجه میرسیم که کیفیت خدمات در داخل سازمان رو هم باید در نظر بگیریم . منتها اگه ایشون موافق باشن این مورد توی شماره 13 ، خدمات پس از فروش ، بگنجونیم و در صورت نیاز و در وقت خودش با باز کردن این موضوع و بررسی حالتهای مختلف بهش بپردازیم .

تا الان شد 19 مورد . کسی چیز دیگه ای به ذهنش نمیرسه ؟؟ . تموم کنیم این بخش رو ؟؟ .

bardinova
2008/2/13, 08:44 AM
شاید مورد دیگه ای که بشه اون رو تاثیر گذار دونست نحوهء توزیع محصول هست . البته این بیشتر بر میگرده به کالاهای مصرفی که باید توسط یه پیمانکار بین فروشندگان جزء پخش بشه . کندی در توزیع ، تاخیر ، عدم هماهنگی قبلی ، کیفیت حمل نامناسب ، برخورد نامناسب و ... میتونه از جمله دلایلی باشه که فروشندگان جزء تمایلی به پخش محصول نداشته باشن و همین پروسه رسیدن محصول به دست مصرف کننده رو مختل میکنه . پس اگه موافق باشین :

20) توزیع محصول

bardinova
2008/2/15, 11:33 AM
ضمن عرض خسته نباشید خدمت کلیه دوستان و حاضرین سابق و اسبق در این جلسه ، به دلیل سرعت در طرح مباحث لازم در این جلسه و بررسی های دقیق و بموقع دوستان (!!) ، کارخانه مورد نظر برشکسته ، منحل و منفجر شد !!!! . لذا ضمن ادامه دادن به سکوت جهت ادای احترام به روح کارخانه ، پایان نشست رو اعلام میکنم . امیدوارم در مباحث دیگر تالار شاهد چنین جدیت و سخت کوشی دوستان نباشیم !!!

نتیجه اخلاقی : یک تاپیک به ((به به)) و ((چه چه)) نیاز نداره !!!!! . به همکاری و پیگیری و بحث و گفتگو احتیاج داره !!! .
نتیجه نهایی : بحث در این تاپیک ، بی نتیجه ، تمام شد .

mahtabi
2008/2/15, 11:48 AM
ضمن عرض خسته نباشید خدمت کلیه دوستان و حاضرین سابق و اسبق در این جلسه ، به دلیل سرعت در طرح مباحث لازم در این جلسه و بررسی های دقیق و بموقع دوستان (!!) ، کارخانه مورد نظر برشکسته ، منحل و منفجر شد !!!! . لذا ضمن ادامه دادن به سکوت جهت ادای احترام به روح کارخانه ، پایان نشست رو اعلام میکنم . امیدوارم در مباحث دیگر تالار شاهد چنین جدیت و سخت کوشی دوستان نباشیم !!!

نتیجه اخلاقی : یک تاپیک به ((به به)) و ((چه چه)) نیاز نداره !!!!! . به همکاری و پیگیری و بحث و گفتگو احتیاج داره !!! .
نتیجه نهایی : بحث در این تاپیک ، بی نتیجه ، تمام شد .

با سلام:

من از اینکه تا بدینجا مسئولیت این تاپیک رو به عهده گرفتید ممنونم و کاملا موافقم که این بحث رها شد و یک طرفه شد.
اما من به نوبه ی خودم خیلی این تاپیک رو دوست دارم و رها شدنش دردی رو دوا نمیکنه جز اینکه فعالش کنیم.
و ازتون میخوام که همچنان هدایت رو به دست بگیرین.
منم سعی در ترغیب بچه ها به این تاپیک و تاپیک های مشابه دارم.

کلروفیل
2008/2/15, 03:02 PM
من که مشتاقانه بحث رو دنبال میکردم.اما نمیتونستم تو بحث تخصصیتون شرکت کنم. امیدوارم دوستان با دقت بیشتری به پیگیری موضوع بپردازن.:gol:

بهبود
2008/2/21, 05:56 PM
دوست گرامی باردینووا و مدیریت محترم تالار مهتابی
عذر خواهی بنده رو بخاطر این همه غیبت و شاید هم کمی بیشتر پذیرا باشید من خودم که داشتم از این تاپیک استفاده می کردم و دوست هم دارم ادامه پیدا کنه تا چیزهای بیشتری یاد بگیرم. دوستانی که از بیرون سازمان به عنوان مشتری به موضوع نگاه می کردند چیزهای جالبی گفتند که مطمئنا من نوعی شاید به ذهنم هم خطور نمی کرد. اما متاسفانه قسمت اعظمی از یک پروژه که حدود 150 صفحه می شد بدلیل کوتاهی یکی از بچه های تیممون از دستمون پرید و تمام وقت داریم کار میکنیم تا به زمان تعیین شده برسیم به همین خاطر نتونستم حدود یک هفته به سایت سر بزنم امیدوارم بتونم زودتر بیام و چیزهای جدید تری یاد بگیرم.
راستی خوب من که دیگه در این فاز چیز دیگری به ذهنم نمیرسه شاید بهتر باشه بریم تو فاز بعدی شاید چیز جدیدی بچه ها برای گفتن داشته باشند.
سکوت بچه ها در یک فاز شاید نشانه آن باشه که باید رفت فاز بعدی نه اینکه کارخونه رو ورشکسته اعلام کنیم.

با تشکر
یا حق

hami_life
2008/2/21, 06:34 PM
سلام من باز امدم
بچه ها من توی یکی از کارخانه ها که هم اکنون فعالیت می کنه چیز جالبی دیدم نمیدونم دقت کردید یا نه به افزایش قیمت جهانی کاغذ خمیر قیمت دسمال کاغذی به شدت رو به رشد است ای شرکت تولید دستمال کاغذی که حال با این افزایش قیمت خرید مواد اولیه رو به روست در حالی که هیچ تضمینی برای فروش کالای خود ندارد با استفاده از دستمال کاغذی هایی که از قبل از شرکت های دیگر خریداری کرده بوده و حال به اسم شرکت خود روانه ی بازار می کند توانسته به بقای خود ادامه دهد در حالی که شرکت های دیگر هنوز دنبال راه حلی برای حل این مشکل هستند
شما برای حل این مشکل چه راهی را پیشنهاد می کنید؟

bardinova
2008/2/23, 09:31 AM
سلام من باز امدم
بچه ها من توی یکی از کارخانه ها که هم اکنون فعالیت می کنه چیز جالبی دیدم نمیدونم دقت کردید یا نه به افزایش قیمت جهانی کاغذ خمیر قیمت دسمال کاغذی به شدت رو به رشد است ای شرکت تولید دستمال کاغذی که حال با این افزایش قیمت خرید مواد اولیه رو به روست در حالی که هیچ تضمینی برای فروش کالای خود ندارد با استفاده از دستمال کاغذی هایی که از قبل از شرکت های دیگر خریداری کرده بوده و حال به اسم شرکت خود روانه ی بازار می کند توانسته به بقای خود ادامه دهد در حالی که شرکت های دیگر هنوز دنبال راه حلی برای حل این مشکل هستند
شما برای حل این مشکل چه راهی را پیشنهاد می کنید؟

راه حلی که الان در پیش گرفتین در درجه اول مقطعی و بعد از اون مخرب هست . شما (با فرض معتبر بودن محصولات کارخانه) اعتبار خودتون رو در گرو کیفیت محصولات سازمانهای دیگه قرار دادین که این میتونه باعث ایجاد شک و عدم اعتماد مشتری به شما بشه . باید فکر دیگه این کرد . این اتفاق اگه همه گیر هست ، یعنی اگه تمامی سازندگان دستمال کاغذی مجبور به تهیه مواد اولیه به قیمت بیشتر از گذشته هستن ، این قیمت اضافی رو میشه با حفظ ضرایب روی محصول نهایی منتقل کرد . دستمال کاغذی هم جزو کالاهای تجملاتی نیست !! . این کالا مصرف عمومی داره و متاسفانه مردم به مجبور به تهیه اون هستن . منتها یه نکته ای هست . شما ملزم به این هستین که با کاهش قیمت تموم شده به هر شکل ممکن ، قیمت نهایی رو متعادل کنین . این ریسک در اینجا میتونه به عنوان یک فرصت مطرح بشه . افزایش قیمت اجتناب ناپذیر هست . اما با یک برنامه درست و منسجم برای کاهش هزینه های جانبی ، میتونین کمترین افزایش قیمت رو داشته باشین و از رقبا جلو بیوفتین .

Aseman Etemaad
2008/2/23, 01:24 PM
اما با یک برنامه درست و منسجم برای کاهش هزینه های جانبی ، میتونین کمترین افزایش قیمت رو داشته باشین و از رقبا جلو بیوفتین .

جناب بردينوا
كاهش هزينه هاي جانبي يك بحث خيلي مهم واز دغدغه هاي اصلي يك شركت يا كارخانس.به نظر شما بهتر نيست راجع به اين مسئله بيشتر گفتگو كنيم؟

hami_life
2008/2/23, 01:31 PM
مهندسی معکوس ما استادمون خیلی بهش تاکید می کرد انشاالله شب مقالمو دربارش می زارم

hami_life
2008/2/23, 10:47 PM
مهندسی معکوس


طی سالهای اخیر مقوله ای چون توسعه بازار و صادرات ازجمله مواردی بوده که بزرگترین دغدغه خاطر مدیران ارشد سازمانهای مهندسی و تولیدی را به خود اختصاص داده است. سوالی که همیشه مطرح بوده، این است که چگونه می توان درکوتاهترین زمان فاصله خودرا با کشورهای پیشرفته کاهش داد و در بازرگانی جهانی سهم مناسبی داشت؟ بررسی کشورهایی که مانند کشور ما فناوری را به مرور زمان به دست نیاورده و در مقطعی از زمان سعی در احاطه یافتن بر آن داشته اند، نشان می دهد که در اولین گام، اقدام به استفاده گسترده از روش مهندسی معکوس جهت درک اولیه محصولات و سپس ساخت و ارتقای آنها باتوجه به نیازهای خود روش مناسبی است. اشاعه ونظارت برحسن اجرای فرایند سیستماتیک مهندسی معکوس و به کارگیری ابزارها و تکنیک های مهندسی در این فرایند نیز می تواند تاثیر بسزایی در دستیابی به دانش فنی محصولات تولیدی (که اکنون به دلیل عدم به کارگیری به صورت سیستماتیک، محقق نشده) درکمترین زمان و با حداقل هزینه، داشته باشد.
در این مقاله ضمن بیان استراتژی های مختلف فناوری، جایگاه تحقیق و توسعه در دستیابی به آنها و سپس انتخاب استراتژی مهندسی معکوس به عنوان یک راه مناسب پیشرفت برای کشورهای درحال توسعه، متدولوژی این سیستم به صورت خلاصه ارائه شده است

bardinova
2008/2/24, 08:19 AM
مهندسی معکوس


طی سالهای اخیر مقوله ای چون توسعه بازار و صادرات ازجمله مواردی بوده که بزرگترین دغدغه خاطر مدیران ارشد سازمانهای مهندسی و تولیدی را به خود اختصاص داده است. سوالی که همیشه مطرح بوده، این است که چگونه می توان درکوتاهترین زمان فاصله خودرا با کشورهای پیشرفته کاهش داد و در بازرگانی جهانی سهم مناسبی داشت؟ بررسی کشورهایی که مانند کشور ما فناوری را به مرور زمان به دست نیاورده و در مقطعی از زمان سعی در احاطه یافتن بر آن داشته اند، نشان می دهد که در اولین گام، اقدام به استفاده گسترده از روش مهندسی معکوس جهت درک اولیه محصولات و سپس ساخت و ارتقای آنها باتوجه به نیازهای خود روش مناسبی است. اشاعه ونظارت برحسن اجرای فرایند سیستماتیک مهندسی معکوس و به کارگیری ابزارها و تکنیک های مهندسی در این فرایند نیز می تواند تاثیر بسزایی در دستیابی به دانش فنی محصولات تولیدی (که اکنون به دلیل عدم به کارگیری به صورت سیستماتیک، محقق نشده) درکمترین زمان و با حداقل هزینه، داشته باشد.
در این مقاله ضمن بیان استراتژی های مختلف فناوری، جایگاه تحقیق و توسعه در دستیابی به آنها و سپس انتخاب استراتژی مهندسی معکوس به عنوان یک راه مناسب پیشرفت برای کشورهای درحال توسعه، متدولوژی این سیستم به صورت خلاصه ارائه شده است


حتما هوش کم من باعث میشه که مطالب رو نگیرم !!! . میشه لطف کنین بگین این مطلب در مورد مهندسی معکوس چه ارتباطی به این تاپیک داره ؟؟؟؟

بهبود
2008/3/10, 11:32 PM
با سلام
جناب باردينوا مسئول محترم تاپيك :
راستي اون كارخانه مجازي خودمون كه شايد با اين وضع موجود در كشور خيلي از صنايع كوچك به مشكل اون دچار بشن واقعاً به همين راحتي با اين همه كارشناس مهندسي صنايع ورشكست شد كه حالا داريم مشكل يك كاخونه ديگه رو حل مي كنيم( به قول يك ضرب المثل : حالا اينو كه زاييدين بزرگ كرديد كه دنبال يكي ديگه هستيد ). اينطوري كه خودمونو به راحتي زير سئوال برديم. پس اون پزشكاي صنعت (مهندسين صنايع) كجان. بعد حدود يك هفته غيبت خودم، هيچ خبري نيست انگار.
ياعلي
يا حق

amirhakimi
2008/3/11, 01:46 PM
خیلی تاپیک مفیدی و پرمحتوی ئی یه به همه دوستان شرکت کننده مخصوصا متولی تاپیک بردینوای عزیز تبریک میگم.
راستش من تا وسصایه بحث رو خوندم هنوز تموم نشده که بخوام نظر بدم.

بازم ممنون از تلاش دوستان

bardinova
2008/3/11, 11:36 PM
با سلام
جناب باردينوا مسئول محترم تاپيك :
راستي اون كارخانه مجازي خودمون كه شايد با اين وضع موجود در كشور خيلي از صنايع كوچك به مشكل اون دچار بشن واقعاً به همين راحتي با اين همه كارشناس مهندسي صنايع ورشكست شد كه حالا داريم مشكل يك كاخونه ديگه رو حل مي كنيم( به قول يك ضرب المثل : حالا اينو كه زاييدين بزرگ كرديد كه دنبال يكي ديگه هستيد ). اينطوري كه خودمونو به راحتي زير سئوال برديم. پس اون پزشكاي صنعت (مهندسين صنايع) كجان. بعد حدود يك هفته غيبت خودم، هيچ خبري نيست انگار.
ياعلي
يا حق

بهبود عزیز ، نمیشه که تنهایی باز کنم و گره بزنم و ببندم و بکشم !!!!. چند بار جلسات رو به تنهایی برگزار کردم و با خودم بحث کردم و نتیجه گرفتم !! ، صدایی نیومد !. فکر کنم دیگه بهتر باشه یکی از دوستان یه تاپیک جدید ، از همین مدل که بشه درون به چالش پرداخت ، راه بندازه . طرح مسئله کنین ، شروع کنیم .

بهبود
2008/3/12, 12:17 AM
با سلام
جناب باردينووا اگه يه نگاهي به تعداد پاسخها و مشاهده ها براي اين تاپيك بندازين مي بينيد كه در بين تاپيكهايي كه سرشون به تنشون مي ارزه اين از همه سر تره كه خودش نشانه محبوبيت اين تاپيك هست.
در اينكه شما خودتون نتيجه مي گرفتين بايد بگم كه قرار شده بود ما و شما بگيم مطالبو و شما دسته بندي و نتيجه گيري هر فازو داشته باشين.
اگه هم مي بينيم بچه رفتن به نظرم بخشش به اين خاطره كه زيادي كش پيدا كرده و تويه فاز زياد مونديم هم بچه ها چيزي براي گفتن نداشتند و هم چيز جديدي نميديدند.
از مديريت تالار هم مي خوام با اون پيامهاي خودشون بچه ها رو ترغيب كنند چون با وجود برخي از تاپيكهايي كه دوستان ايجاد مي كنند و تنها به گذاشتن دهها مقاله كه مي توان با يه سرچ پيدا كرد بچه الگي درگير شدند و فرصت فكر و بحث ندارند.
جناب باردينووا شما كه با تجربه ايد مي دونين كه در يك سازمان براي همسو كردن نيروها بايد خيلي تلاش كرد و ناملايمتيها رو تحمل كرد چون مطمئنا نتيجه مي گيريم. مثل يه مدير تضمين كه براي پياده سازي iso پدرش در مياد تا همه رو هماهنگ كنه و ازشون به بهترين شكل ممكن براي رسيدن به هدف استفاده كنه.
جناب باردينووا ادامه بدين بريم اما با يه برنامه زمانبندي شده و مشخص كه ياد بگيريم سر موعد به تعهداتمون عمل كنيم.

يا حق

Parsa_IE
2008/3/12, 07:17 AM
با سلام
جناب باردينووا اگه يه نگاهي به تعداد پاسخها و مشاهده ها براي اين تاپيك بندازين مي بينيد كه در بين تاپيكهايي كه سرشون به تنشون مي ارزه اين از همه سر تره كه خودش نشانه محبوبيت اين تاپيك هست.
در اينكه شما خودتون نتيجه مي گرفتين بايد بگم كه قرار شده بود ما و شما بگيم مطالبو و شما دسته بندي و نتيجه گيري هر فازو داشته باشين.
اگه هم مي بينيم بچه رفتن به نظرم بخشش به اين خاطره كه زيادي كش پيدا كرده و تويه فاز زياد مونديم هم بچه ها چيزي براي گفتن نداشتند و هم چيز جديدي نميديدند.
از مديريت تالار هم مي خوام با اون پيامهاي خودشون بچه ها رو ترغيب كنند چون با وجود برخي از تاپيكهايي كه دوستان ايجاد مي كنند و تنها به گذاشتن دهها مقاله كه مي توان با يه سرچ پيدا كرد بچه الگي درگير شدند و فرصت فكر و بحث ندارند.
جناب باردينووا شما كه با تجربه ايد مي دونين كه در يك سازمان براي همسو كردن نيروها بايد خيلي تلاش كرد و ناملايمتيها رو تحمل كرد چون مطمئنا نتيجه مي گيريم. مثل يه مدير تضمين كه براي پياده سازي iso پدرش در مياد تا همه رو هماهنگ كنه و ازشون به بهترين شكل ممكن براي رسيدن به هدف استفاده كنه.
جناب باردينووا ادامه بدين بريم اما با يه برنامه زمانبندي شده و مشخص كه ياد بگيريم سر موعد به تعهداتمون عمل كنيم.

يا حق

bardinova عزیز من هم با دوستمون بهبود گرامی موافقم
ممکنه تو یک برهه زمانی دوستان به دلایلی مثل کنکور، امتحانات یا ... فرصت نکردند که به تاپیک سر بزنند و یا اینکه مطلبی در ذهن نداشتند که پست بفرستند
دقیقا همین زمان است که مدیریت لازم میشه تا اعضا تشویق و ترغیب بشوند...

به هر حال تاپیک خیلی خوبی بوده و هست و می تواند باشد و حیفه که رها بشه !

با آرزوی موفقیت:gol:

mahtabi
2008/3/12, 09:08 AM
آقای بردینوا بهتر نیست که خودتون همون تاپیک رو ایجاد کنید؟
و اینبار یه ساعتی رو برای بحث در نظر بگیرین که تعدادی از بچه ها بیان و حرف بزنن؟
اگه ببینین خیلی از بچه ها مشتاق شدن.نمیخواین این اشتیاق رو بی پاسخ بذارین که؟

amirhakimi
2008/3/12, 01:51 PM
منم با نظر همه دوستان موفقم بردینوای عزیز
حیفه که همچین تاپیکی رها بشه :cry: من در ابتدای بحث عضو انجمن نبودم. ولی به خدا کلی چیز از شما و سایر دوستان تو این تاپیک یاد گرفتم.
اینم که تاحالا توی بحث شرکت نکردم دوتا دلیل داشت:
1. بعضی وقتا توضیحات دوستان اینقدر کامل بود که جای هیچ صحبتی نمیذاشت الا یک thanks خشک و خالی:smile:
2. دلیل اصلی ترش این بود که من هنوز کامل مطالب رو نخونده بودم و به خودم این اجازه رو نمیدادم که تو بحث شرکت کنم.
به خاطر خدا هم که شده رهاش نکنین:(

hparhizi
2008/3/13, 01:20 PM
سلام دوستان
من هم تازه به جمع اعضاي انجمن ملحق شدم و يكي از علاقه مندان اين تاپيك هستم
فكر ميكنم كه بعلت اينكه پارامترهاي زيادي رو تو اين مسئله متغيير در نظر گرفتيم مطالب گسترده شدن ، بحث خيلي باز شده و جمع و جور كردنش سخت شده من پيشنهاد ميكنم متولي تاپيك يك كارخانه نمونه رو با يك سري فرضيات مطابق با اونچه كه در زمان طرح مسئله در نظرش بود ارائه بده تا بشه بصورت خاص مسئله رو پيش برد .
جهت حفظ جامعيت مطلب هم ميتونيم چند تا آپشن از صنايع مختلف رو بصورت جداگانه در نظر بگيريم و تا فاز نهايي پيش بريم .
فكر كنم در اين صورت خيلي عالي بشه .

من خيلي دوست داشتم كل تاپيكهاي مهم و با اهميت اين بحث رو بصورت يكجا تو يه فايل ميداشتم آيا روشي هست كه اين كار رو انجام داد يا بايد همه رو copy ، past كنيم .

bardinova
2008/3/14, 12:26 AM
ممنون از لطف تمامی دوستان . جناب Hparhizi تاپیکی رو شروع کردن و فکر کنم بهتر هست همه اونجا حرکتی از خودمون نشون بدیم . درهرحال اگه دوستان مایل باشن میتونیم این بحث رو هم در فازهای بعدی ، در کنار تاپیک ((طرح موقعیت 2)) جلو ببریم .

amirhakimi
2008/3/14, 01:18 AM
منم موافقم چون این بحث تا حدودی جلو رفته و بهتره که ادامش بدیم

hparhizi
2008/4/06, 01:02 PM
دوستان راستش امروز وقتي اومدم تو تالار و ديدم كه اين تاپيك شده تاپيك آخر در صفحه اول گفتم بايد يه كاري بكنم در نتيجه تصميم گرفتم كه اين مطلب رو بنويسم تا دوباره تاپيك نجات محصول برگرده به بالاي صفحه
ميخواستم از دوست عزيز جناب بردينوا هم خواهش كنم كه اگه ميشه يه سري اطلاعات فرضي رو در خصوص اين محصول فرضي در اختيار دوستداران اين تاپيك قرار بده تا بشه با روش حل مسئله اين محصول رو بالاخره نجاتش داد .
من فكر ميكنم الان اين تاپيك به اين اطلاعات نياز داره چون مسئله رو شناختيم تيم مون رو انتخاب كرديم حالا بايد جمع آوري اطلاعات كنيم تا بعد بتونيم حلش كنيم .
اميدورام دوستان ديگر هم همكاري كنند . ممنون

امیر Amir
2008/4/06, 01:10 PM
اخرش چی شد
طرح شما یا حرف بردینوا؟

amirhakimi
2008/4/07, 09:35 PM
دوستان راستش امروز وقتي اومدم تو تالار و ديدم كه اين تاپيك شده تاپيك آخر در صفحه اول گفتم بايد يه كاري بكنم در نتيجه تصميم گرفتم كه اين مطلب رو بنويسم تا دوباره تاپيك نجات محصول برگرده به بالاي صفحه
ميخواستم از دوست عزيز جناب بردينوا هم خواهش كنم كه اگه ميشه يه سري اطلاعات فرضي رو در خصوص اين محصول فرضي در اختيار دوستداران اين تاپيك قرار بده تا بشه با روش حل مسئله اين محصول رو بالاخره نجاتش داد .
من فكر ميكنم الان اين تاپيك به اين اطلاعات نياز داره چون مسئله رو شناختيم تيم مون رو انتخاب كرديم حالا بايد جمع آوري اطلاعات كنيم تا بعد بتونيم حلش كنيم .
اميدورام دوستان ديگر هم همكاري كنند . ممنون

منم کماکان امیدوارم :(

Sourena_MSE
2008/7/07, 08:36 AM
سلام
به نظر من ميتونيم همين محصول را در بسته بندي جديد با تبليغات جديد و قيمتي بالاتر در كنار محصول شكست خورده وارد بازار كنيم و ذهنيت جديدي نسبت به محصول در مشتري ايجاد كنيم رفته رفته محصول شكست خورده را از بازار خارج ميكنيم .

Sourena_MSE
2008/7/07, 08:48 AM
كاهش توليد گاهي ميتونه مفيد باشه گاهي ميتونه تيشه به ريشه باشه .
لطفا من هم بازي بدين

BMB
2008/7/07, 11:23 AM
سلام دوست عزیز
مطرح کردن جنین سوالاتی چالش برانگیز و پلی از کتاب و دانشگاه(جزوه و کپی و شب امتحانی خوندن)
به واقعیت هستوسپاسگزارم.اما در مورد مسئله:
محصول دوران معرفی نیست و بتوغ رو تجربه کرده,پس تبلیغات کار خودشو انجام داده
بازار محصول رقابتیه,بنابراین :در دوران کوتاه مطرح شده,بحث بهبود کیفیت , راهگشا نیست
این نظر شاید پخته نباشه,ولی به عقیده ی من,جای تامل داره:
بازار رقابتیه& محصول خاص بلوغ داشته و الان نداره:
چطور کیفیت ها نزدیک,قیمت ها نزدیک,مصارف یکسان,...., محصول فروش خوبی نداره
آیا بسته بندی مشکل داره؟
آیا بهتر نیست با یک نظر سنجی طی یک هفته, جویای علل روانیه کاهش تقاضا بود؟
آیا مدیریت یک محصول در چنین بازاری,نباید پذیزش بدهد که : بعد از بلوغ decline امری طبیعیست و این معنای بحران نیست
در چنین بازاری,باید بصورت پریودیک در دوران بلوغ محصول با ایجاد شگفتی های ظاهری مثل بسته بندی,
یا چند منظوره نمودن(اگر مقدور باشد) ,کاهش قیمت اصلا,حتی افزایش قیمت و بکارگیری استراتژی ارضاء
تقاضا,دوران بلوغ را طولانی کرد و بسته به وضعیت بازار,حتی از دوران معرفی محصول,فکر یک سورپرایز بزرگ را دنبال کرد

(به نظرم در صورت خیلی پولدار نبودن رقبا,کارهای دیگری هم در بازار میشه انجام داد)
منتظر دیدن اشکالاتم هستم
سپاسگزارم;)