mina_abasi37
2007/11/11, 02:44 PM
ميز قهوه و شكر
شايد خبر مربوط به ساخته شدن كامپيوتر جديد مايكروسافت موسوم به ميز قهوه يا Coffee Table را به ياد داريد . صرفنظر از توجه يا عدم توجه رسانهها و كاربران به اين كامپيوتر جديد، Coffee Table در نوع خود يك نوآوري محسوب ميشد.
مايكروسافت حدود سه ماه پيش تازهترين محصول سختافزاري خود موسوم به Millan يا Coffee Table را معرفي كرد؛ دستگاهي شبيه يك ميز كوچك كه در آن از صفحهكليد و ماوس مرسوم خبري نبود. يك صفحه شفاف سطح ميز را پوشانده است.
اين صفحه، لمسي است و ميتواند سيگنالهاي ناشي از حركت و ضربههاي انگشت را دريافت كند و آن را به دستورهاي تعيين شده براي اين كامپيوتر تبديل كند. كار با آن خيلي آسان است: از پوشههاي گرافيكياي كه روي صفحه ميبينيد، فايلها را بيرون بكشيد و با دست به جايي يا پوشهاي كه ميخواهيد بكشيد.
لنزي كه در فاصله تقريباً 34/53 سانتيمتري زير صفحه شفاف فوقاني قرار دارد و پروژكتوري كه نورش را از اين لنز عبور ميدهد، باعث ايجاد تصاويري با وضوح 1024*768 پيكسل روي صفحه ميشود.
نيگل كيم، يكي از طراحان اين كامپيوتر جالب، ميگويد: «تا پنجاه و دو كاربر ميتوانند به طور همزمان دستوراتشان را روي آن اجرا كنند.» البته اين گفته وي نشاندهنده توان پردازشي بالاي Millan يا Coffee Table است. وگرنه، بيشتر از چهار نفر به سختي ميتوانند دور اين ميز فانتزي جمع شوند.
پردازنده كامپيوتر ميلان يك پنتيوم چهار با توان سه گيگاهرتز است و دو مگابايت هم حافظه رم دارد. پنج دوربين حساس به حركت دست نيز روي صفحه كار انتقال حركت به كامپيوتر را بر عهده دارند كه اين حركتها پس از پردازش به دستور تبديل ميشوند.
صرفنظر از اينكه كاربران پس از سالها كار با كامپيوترهاي كنوني كه صفحهكليد و ماوس جزء لاينفك آن محسوب ميشود، آيا به چنين كامپيوترهايي گرايش پيدا خواهند كرد يا نه، كافيتيبل يك نوآوري در ساخت كامپيوترهاي شخصي به شمار ميآيد.
شركت توشيبا و مجموعه هتلها و فروشگاههاي شرايتون از نخستين مشتريان اين كامپيوتر بديع هستند. اين كامپيوتر با قيمت ده هزار دلار به فروش ميرسد.
تغيير رفتار كاربران در دنياي كامپيوتر كار چندان سختي نيست! هرچند در روزهاي اول همه كمي غرولند ميكنند، بعدها به راحتي با آن كنار ميآيند. ولي گويا روند توليد محصولات نرمافزاري و سختافزاري چنان سريع بوده كه كسي فرصت نكرده است به ساخت كامپيوتري با سبك و سياق نو رو آورد.
البته تعلل شركتهاي آيتي در اين زمينه منطقي به نظر ميرسد. آنها به جاي تمركز بر ساخت پيسيها و واسطهاي كاربر جديد ترجيح ميدهند بر محصولات جانبي ديگر تمركز كنند تا كاربر به جاي آنكه انرژي خود را صرف تغيير رفتارهاي قبلي خود كند، با محصولات نرمافزاري و سختافزاري آنها كار كند!
گاهي انجام دادن يك كار سخت كه سالهاست با آن خو گرفتهايم، آسانتر از انجام يك كار ساده و جديد است.
شكر
طرح لپتاپهاي صد دلاري بهترين فرصت را براي طراحان واسطهاي گرافيكي كاربر (GUI) ايجاد كرد تا بتوانند تغييري اساسي در اينترفيسهاي چندين ساله و اپل گونه كامپيوترهاي شخصي پديد آورند.
اينترفيسهاي گرافيكي كنوني ويندوز، اپل، لينوكس و همه سيستمعاملهاي كنوني فرزندان نخستين واسطهاي گرافيكي همچون PUI يا PARC User Interface هستند كه نخستين بار در كامپيوترهاي Xerox Alto مورد استفاده قرار گرفتند.
اپل براي نخستين بار طرحي نوآورانه و برگرفته از آن را در اينترفيس Apple Lisa مورد استفاده قرار داد. ايجاد تغيير در واسط كاربر براي شركتها يك ريسك محسوب ميشود. پيشتر مايكروسافت اين تغيير را آزموده بود؛ يك واسط گرافيكي فانتزي كه شبيه يك صفحه كارتوني بود و يك پنجره بزرگ كه به روي كاربر باز ميشد؛ نتيجهاش معلوم است.
الان ديگر اين واسط كاربر تقريباً غيب شده! ولي واسط كاربر Sugar يا شكر، كار چند طراح خلاق است. همه كارها با كليك روي چند آيكون خيلي ساده آغاز ميشود و تغيير موقعيت X و O كه همان سر و دست و پاهاي آدمك معروف XO هستند، نشان ميدهد كه كاربر هماكنون مشغول انجام چه كاري است.
هرچند اين واسط نيز در نگاه نخست داراي دكمههاي شروع و در پايين صفحه است، شباهت آن با GUIهاي مرسوم در همين جا پايان مييابد. چراكه بعد از آن آيكونها و چيدمان نشانههاي گرافيكي نشان ميدهند هم اكنون چه كاري دارد انجام ميشود.
اين كامپيوتر از آنجا كه براي كودكان كشورهاي نسبتاً محروم ساخته شده است، از اين حيث دست طراحان را در پديد آوردن يك واسط كاربر از پايه و اساس نو باز گذاشت؛ چراكه اين كودكان پيشتر غالباً تعامل خيلي كمي با كامپيوتر داشتهاند و از اين رو زمان زيادي براي خو گرفتن به GUI جديد نياز نداشتند. اتفاقاً كارها همانگونه كه پيشبيني شد، پيش رفت. كودكان به سرعت با اين واسط كاربر مأنوس شدند.
از ديگر تغييراتي كه در طراحي واسطهاي كاربر پديد آمده است، واسطهاي گرافيكي سه بعدي هستند؛ Glass Looking شركت سان، اينترفيس سهبعدي ويستا و البته آنچه كه در برخي لينوكسها از جمله لينوكس محبوب اوبونتو مورد استفاده قرار گرفته است، نمونههايي از آن هستند.
اين واسطهاي سه بعدي را نميتوان يك طراحي كاملاً جديد محسوب كرد. چرا كه نحوه تعامل كاربر با عناصر صفحه همانند قبل است و تنها طرح منوها سه بعدي شده است. ولي همين تغييرات هم در حيطهاي كه ديرزماني است به يك منوال پيش رفته، غنيمت است.
ماهنامه شبكه
اگه خوشتون امد +يادتون نره
شايد خبر مربوط به ساخته شدن كامپيوتر جديد مايكروسافت موسوم به ميز قهوه يا Coffee Table را به ياد داريد . صرفنظر از توجه يا عدم توجه رسانهها و كاربران به اين كامپيوتر جديد، Coffee Table در نوع خود يك نوآوري محسوب ميشد.
مايكروسافت حدود سه ماه پيش تازهترين محصول سختافزاري خود موسوم به Millan يا Coffee Table را معرفي كرد؛ دستگاهي شبيه يك ميز كوچك كه در آن از صفحهكليد و ماوس مرسوم خبري نبود. يك صفحه شفاف سطح ميز را پوشانده است.
اين صفحه، لمسي است و ميتواند سيگنالهاي ناشي از حركت و ضربههاي انگشت را دريافت كند و آن را به دستورهاي تعيين شده براي اين كامپيوتر تبديل كند. كار با آن خيلي آسان است: از پوشههاي گرافيكياي كه روي صفحه ميبينيد، فايلها را بيرون بكشيد و با دست به جايي يا پوشهاي كه ميخواهيد بكشيد.
لنزي كه در فاصله تقريباً 34/53 سانتيمتري زير صفحه شفاف فوقاني قرار دارد و پروژكتوري كه نورش را از اين لنز عبور ميدهد، باعث ايجاد تصاويري با وضوح 1024*768 پيكسل روي صفحه ميشود.
نيگل كيم، يكي از طراحان اين كامپيوتر جالب، ميگويد: «تا پنجاه و دو كاربر ميتوانند به طور همزمان دستوراتشان را روي آن اجرا كنند.» البته اين گفته وي نشاندهنده توان پردازشي بالاي Millan يا Coffee Table است. وگرنه، بيشتر از چهار نفر به سختي ميتوانند دور اين ميز فانتزي جمع شوند.
پردازنده كامپيوتر ميلان يك پنتيوم چهار با توان سه گيگاهرتز است و دو مگابايت هم حافظه رم دارد. پنج دوربين حساس به حركت دست نيز روي صفحه كار انتقال حركت به كامپيوتر را بر عهده دارند كه اين حركتها پس از پردازش به دستور تبديل ميشوند.
صرفنظر از اينكه كاربران پس از سالها كار با كامپيوترهاي كنوني كه صفحهكليد و ماوس جزء لاينفك آن محسوب ميشود، آيا به چنين كامپيوترهايي گرايش پيدا خواهند كرد يا نه، كافيتيبل يك نوآوري در ساخت كامپيوترهاي شخصي به شمار ميآيد.
شركت توشيبا و مجموعه هتلها و فروشگاههاي شرايتون از نخستين مشتريان اين كامپيوتر بديع هستند. اين كامپيوتر با قيمت ده هزار دلار به فروش ميرسد.
تغيير رفتار كاربران در دنياي كامپيوتر كار چندان سختي نيست! هرچند در روزهاي اول همه كمي غرولند ميكنند، بعدها به راحتي با آن كنار ميآيند. ولي گويا روند توليد محصولات نرمافزاري و سختافزاري چنان سريع بوده كه كسي فرصت نكرده است به ساخت كامپيوتري با سبك و سياق نو رو آورد.
البته تعلل شركتهاي آيتي در اين زمينه منطقي به نظر ميرسد. آنها به جاي تمركز بر ساخت پيسيها و واسطهاي كاربر جديد ترجيح ميدهند بر محصولات جانبي ديگر تمركز كنند تا كاربر به جاي آنكه انرژي خود را صرف تغيير رفتارهاي قبلي خود كند، با محصولات نرمافزاري و سختافزاري آنها كار كند!
گاهي انجام دادن يك كار سخت كه سالهاست با آن خو گرفتهايم، آسانتر از انجام يك كار ساده و جديد است.
شكر
طرح لپتاپهاي صد دلاري بهترين فرصت را براي طراحان واسطهاي گرافيكي كاربر (GUI) ايجاد كرد تا بتوانند تغييري اساسي در اينترفيسهاي چندين ساله و اپل گونه كامپيوترهاي شخصي پديد آورند.
اينترفيسهاي گرافيكي كنوني ويندوز، اپل، لينوكس و همه سيستمعاملهاي كنوني فرزندان نخستين واسطهاي گرافيكي همچون PUI يا PARC User Interface هستند كه نخستين بار در كامپيوترهاي Xerox Alto مورد استفاده قرار گرفتند.
اپل براي نخستين بار طرحي نوآورانه و برگرفته از آن را در اينترفيس Apple Lisa مورد استفاده قرار داد. ايجاد تغيير در واسط كاربر براي شركتها يك ريسك محسوب ميشود. پيشتر مايكروسافت اين تغيير را آزموده بود؛ يك واسط گرافيكي فانتزي كه شبيه يك صفحه كارتوني بود و يك پنجره بزرگ كه به روي كاربر باز ميشد؛ نتيجهاش معلوم است.
الان ديگر اين واسط كاربر تقريباً غيب شده! ولي واسط كاربر Sugar يا شكر، كار چند طراح خلاق است. همه كارها با كليك روي چند آيكون خيلي ساده آغاز ميشود و تغيير موقعيت X و O كه همان سر و دست و پاهاي آدمك معروف XO هستند، نشان ميدهد كه كاربر هماكنون مشغول انجام چه كاري است.
هرچند اين واسط نيز در نگاه نخست داراي دكمههاي شروع و در پايين صفحه است، شباهت آن با GUIهاي مرسوم در همين جا پايان مييابد. چراكه بعد از آن آيكونها و چيدمان نشانههاي گرافيكي نشان ميدهند هم اكنون چه كاري دارد انجام ميشود.
اين كامپيوتر از آنجا كه براي كودكان كشورهاي نسبتاً محروم ساخته شده است، از اين حيث دست طراحان را در پديد آوردن يك واسط كاربر از پايه و اساس نو باز گذاشت؛ چراكه اين كودكان پيشتر غالباً تعامل خيلي كمي با كامپيوتر داشتهاند و از اين رو زمان زيادي براي خو گرفتن به GUI جديد نياز نداشتند. اتفاقاً كارها همانگونه كه پيشبيني شد، پيش رفت. كودكان به سرعت با اين واسط كاربر مأنوس شدند.
از ديگر تغييراتي كه در طراحي واسطهاي كاربر پديد آمده است، واسطهاي گرافيكي سه بعدي هستند؛ Glass Looking شركت سان، اينترفيس سهبعدي ويستا و البته آنچه كه در برخي لينوكسها از جمله لينوكس محبوب اوبونتو مورد استفاده قرار گرفته است، نمونههايي از آن هستند.
اين واسطهاي سه بعدي را نميتوان يك طراحي كاملاً جديد محسوب كرد. چرا كه نحوه تعامل كاربر با عناصر صفحه همانند قبل است و تنها طرح منوها سه بعدي شده است. ولي همين تغييرات هم در حيطهاي كه ديرزماني است به يك منوال پيش رفته، غنيمت است.
ماهنامه شبكه
اگه خوشتون امد +يادتون نره