برای دیدن نسخه كامل اینجا را كلیك كنید : ایرانیمین دیل سیزباشی آذربایجان (ادامه)[از پست اول دیدن کنید]
صفحه ها :
1
2
3
4
5
6
7
[
8]
بابا یوکله دیخ گوتولدی گتدی با
دییریخ فرمتی عجیب غریبدی
مدیا پروگراملاری آشماز؟
من ده دئدیم یا kmplayer نصب ائله
یا دا codec pack
K-Lite Mega Codec Pack 7.9.0 Final (http://www.softgozar.com/WebPage/SoftwareDescription.aspx?SoftwareId=11&Title=K-Lite-Mega-Codec-Pack-7.9.0-Final)
[/URL][URL="http://www.softgozar.com/WebPage/SoftwareDescription.aspx?SoftwareId=201&Title=KMPlayer-3.0.0.1442-R2+-Portable"]KMPlayer 3.0.0.1442 R2 (http://dl.softgozar.com/Files/Software/The_KMPlayer_3.0.0.1442_R2_Softgozar.com.exe)
Xan Araz (http://elahe.alimoazzez.ir/files/Xan_Araz.mp3)
Sarı bulbul (http://www.4shared.com/audio/-2vHg5td/sari_bulbul.html) موذن زاده.
ساری گلین چنگیز مهدی پورون ایجراسی ایله،سئراسئندا بیر آیری ماهنی دا وار.
http://www.4shared.com/video/-uhbuA7w/Sar_glin_2.html
saminaz
2011/11/17, 03:46 PM
چون وطن توپراغی وئرمیش دیر آنام تک سود منه (http://www.azaripoems.com/?p=5967):smile:
من غزل یازماخدا شوخ قیزلار دئیل دیر نیتیم،
همدم حب وطن دیر سئوگیم اوز میلتیم.
بیر قوجا مداحیم اؤز خالقیمین اوز یوردومون،
هاردا ایلشسم وطن اولادیدیرهم صحبتیم.
چون وطن توپراغی وئرمیش دیر آنام تک سود منه،
نازمی خلقیم چکر یوردوم وئره ر هرنعمتیم.
یوردومون عشقیله یاننام اودلارا پروانه تک،
خدمت ائت مک دیر اونا دونیادا هرآن عادتیم.
ذاکرم دوشمز الیمدن هیچ زمان دفتر قلم،
بو سبب دن خالق ایچینده هر گون آرتار حرمتیم.
مهرناز*
2011/11/17, 04:26 PM
حاملاغان ساغولون.
mansourblogfa
2011/11/17, 04:30 PM
حاملاغان ساغولون.
بچه ها من اومدم ترکی مو قوی کنم ساغول واریز
ساری گلین چنگیز مهدی پورو ون ایجراسی ایله.
http://www.4shared.com/video/-uhbuA7w/Sar_glin_2.html
60 ساهاتلئخ داواملئ لینک (http://elahe.alimoazzez.ir/files/Sar%C4%B1_g%C9%99lin_2.avi)
بچه ها من اومدم ترکی مو قوی کنم ساغول واریز
دستور زبان ترکی آزربایجان (http://www.iran-eng.com/showthread.php/256081-دستور-زبان-ترکی-آزربایجان)
(http://www.iran-eng.com/showthread.php/197031-ایرانیمین-دیل-سیزباشی-آذربایجان-(ادامه)-از-پست-اول-دیدن-کنید?p=2337786&viewfull=1#post2337786)این صفحه رو هم نگا کن (http://www.iran-eng.com/showthread.php/197031-ایرانیمین-دیل-سیزباشی-آذربایجان-(ادامه)-از-پست-اول-دیدن-کنید?p=2337786&viewfull=1#post2337786)
اگر هم میخوای فقط گفتگوی عامیانه یاد بگیری بیا تاپیک تبریز
میرحسین
2011/11/18, 03:43 PM
Ac əlinə düşəni yiyər; tox ağzına gələni diyər
khosroshahiy
2011/11/19, 09:29 AM
ساری گلین چنگیز مهدی پورون ایجراسی ایله،سئراسئندا بیر آیری ماهنی دا وار.
http://www.4shared.com/video/-uhbuA7w/Sar_glin_2.html
60 ساهاتلئخ داواملئ لینک (http://elahe.alimoazzez.ir/files/Sarı_gəlin_2.avi)
ساغ اول t#h من آختارانین اوزودی :gol::gol::gol:
بابک ورن لینکم موستقیم دی فورشرد گتمیر دای
khosroshahiy
2011/11/19, 12:06 PM
بیر شعر یالقیز آغاق(قوجا) دان
كؤچوش مارشی
یار یـولـداشدان خبـرسیــزم یالقیـزلاییب قـم له میشم!
گـؤز دنیــزی لپه سـی ایله، گیپـریكلـری نم له میشم!
هــر كیـم آچیب اوز سیـرّینـی بویودوبدور بیــر داغ قَدَر
قم سینه مه بیر یوك اولوب آز دئمیشم، كم له میشم!
یـوموروقجان اؤره ییمـــی، ساخلامیشام اوز حـدّینـده
درد اَلیـن دن بؤیو مه سین آغلاماغـی چم له میشم!
پرده – پرده كوكله میشم سئوگی دادلی وطن مارشین
هرنغمه مده،آخ وای نوتون، زیلده،پَسده، بم له میشم!
گیـزلتمه دی سس قهــری، او نیسگیلدن اوزو بـری
اؤره ییمـی ائدیب كاباب كوزلـر اوستـه دمله میشم!
سنی مندن كیم كوسدوردو، هجران منه قان قوسدوردو
بو گئدیش دؤیغو سوسدوردو، چول-چوخامی جم له میشم!
" قوجا " دونیا چالخالانیـر، كـؤچـور عـؤمـور كاروانلاری
دورما! تلس مـَركَبینـی سـؤوارمیشام، یئم له میشم!
یالقیز آغاق(قوجا)
منبع نژاد ممدین وبی (http://turksher.mihanblog.com/)
همان کی تورکجه یازاقی ظاهرا یازیب و نتده انا دیلیمیزه و مشاهیریمیزه چوخلی زحمتلر چکیر.
آثار آن متعلق به هزاره هفتم ق.م است. در این موزه سه خط نوشته از هزاره اول ق.م به نام های "استل کله شین"، "استل موانا" و کتیبه محمودآباد نگهداری می شود که به خط میخی اورارتوبی است. جدیدترین آثار این موزه مربوط به دوره قاجار است.
*موزه اورمو در خیابان بهشتی این شهر قرار دارد. این موزه در سال 1346ش بنا شد و دارای یک تالار بزرگ مخصوص اشیای باستانی و تاریخی دوره های مختلف تاریخی و تالاری کوچک است که به موزه مردم شناسی اختصاص دارد. در این تالار در ایام برگزاری مراسم، فیلم و اسلاید به نمایش گذاشته می شود. در موزه اورمو مجموعه ای از کتاب های نفیس خطی که اکثر آن ها قرآن مجید و کتب دینی و اسلامی است، نگهداری می شود. همچنین اشیایی از دوره های ما قبل تاریخ، تاریخی و اسلامی و نیز اشیایی مربوط به هنرهای تزیینی مردم شناسی، صنایع دستی و ... نیز در این موزه به چشم می خورد.
*موزه اورمو یکی از موزه های غنی محسوب می شود و قدیمی ترین آثار آن متعلق به هزاره هفتم ق.م است. در این موزه سه خط نوشته از هزاره اول ق.م به نام های "استل کله شین"، "استل موانا" و کتیبه محمودآباد نگهداری می شود که به خط میخی اورارتوبی است. جدیدترین آثار این موزه مربوط به دوره قاجار است.
*بخش ما قبل تاریخ: در این بخش اشیای مربوط به دوره ما قبل تاریخ که در حفاری های تپه های اسماعیل آباد، املش گیلان، حسنلوی نقده، سیلک کاشان، دینوخواه و عمارلو به دست آمده و شامل اشیای سفالی خام، پخته و مفرعی است، در معرض نمایش عموم قرار دارد.
*بخش تاریخی: اشیای این بخش شامل اشیای مربوط به قبل از اسلام است. این اشیاء بیشتر سفالین و فلزی است و مربوط به نواحی شوش، دیلمان، خوروین، نوروز محله، ری، رودبار، گری، رحمت آباد، سیاهکل، عمارلو و نهاوند است.
*بخش سکه ها: این بخش شامل سکه هایی از دوره های قبل از اسلام و حکومت های قبل از اسلام در ایران و نیز سکه هایی از ادوار اسلامی امویان، عباسیان، آل بویه، سلاجقه، اتابکان، مغول، تیموریان، آل جلایر، آق قویونلو، صفویه و زندیه است.
http://up.vatandownload.com/images/mrnsugp4rlvte93baf51.jpg
به نوشته مورخان، شهر اردبیل تاریخی بس طولانی در قبل از اسلام داشته و پیدایش آن را به دوران پادشاهی کیانی نسبت می دهند. مطالعات علمی و کاوشهای باستان شناسی هیات علمی سازمان میرات فرهنگی کشور در مسجد جمعه اردبیل و تپه مشرف به آن در سال 1367 وجود شالوده و دیوارهای خشتی دوره اشکانی راتایید کرده است.
تاکنون بیش از دو هزار اثر تاریخی و تپه باستانی در استان شناسایی و 500 مورد از آنها به ثبت رسیده است. آثار و ابنیه تاریخی به ثبت رسیده استان در سازمان میرات فرهنگی کشور عمدتا مربوط به دوران تمدن درخشان اسلامی به ویژه دوره صفویه است. مجموعه ارزشمند و زیبای بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی که همه ساله پذیرای ده ها هزار علاقمند به آثار تاریخی از نقاط دور نزدیک ایران و جهان می باشد، یکی از 10 اثر باستانی مهم ایران به شمار می آید.
این بنای کم نظیر به نام عارف ربانی شیخ صفی الدین اردبیلی جد شاهان صفوی پس از وفات او در سال 735 هجری قمری توسط فرزندش شیخ صدرالدین موسی ساخته شده است. در طول زمان و به ویژه در دوران حکومت صفویه باتوجه به احترام خاص شاهان صفوی نسبت به جد خود بخش های دیگری به این مجموعه افزوده شده است.
مجموعه بقعه شیخ صفی دارای هشت بخش اصلی شامل مسجد جنت سرا ، قندیل خانه، حرم خانه ، چینی خانه ، چله خانه ، شربت خانه ، گنبد الله الله و شهیدگاه است. علاوه بر مقبره شیخ صفی و مرقد شاه اسماعیل اول ، آرامگاههای دیگری از شاهزادگان صفوی و سرداران قزلباش از جمله شهدای جنگ چالدران و شروان در این بقعه و محل شهیدگاه قرار دارد.
در طول قرون گذشته بسیاری از اشیای ارزشمند این بقعه از آن خارج و در زمان حاضر بخشی از این اشیا از جمله قالی معروف شیخ صفی زینت بخش موزه های آمریکا ، انگلیس ، روسیه و اروپاست. پرونده ثبت این اثر به همراه بازار تاریخی شهر تبریز در بهمن ماه سال 87 برای ثبت در فهرست آثار تاریخی جهان به یونسکو ارسال شد و امید است که در فهرست میراث فرهنگی جهانی به ثبت برسد.
علاوه بر بقعه شیخ صفی ، بقعه ای نیز متعلق به جد خاندان صفوی در محوطه موسوم به باغ شیخ به ابعاد تقریبی 150 در 200 متر در ورودی محله کلخوران واقع است که اجداد شیخ صفی الدین اردبیلی در آن دفن شده اند. بقعه شیخ جبرییل ، پدر شیخ صفی الدین در وسط این باغ قرار دارد و به صورت هشت ضلعی ساخته شده است. ارتفاع دیوار بنا حدود هشت متر است که بر بالای آن گنبد بزرگی در وسط به بلندی 15 متر دیده می شود که بنای اولیه آن در زمان شیخ صدرالدین موسی فرزند شیخ صفی احدات شده است.
مقبره و داخل محوطه در کمال سادگی است و به غیر از چند زیارت نامه که از نظر خطاطی کم نظیر است چیز دیگری دیده نمی شود و اهالی معتقدند که این شیخ زینت نمی پذیرد. در داخل این بقعه صندوقی است که در زیر آن شیخ جبرییل پدر شیخ صفی و شیخ قطب الدین جد او و صلاحالدین جد شیخ جبرییل مدفونند. در محوطه پیرامون این بقعه که به باغ شیخ موسوم است دو بقعه آجری دیگری نیز با طاق های ضربی دیده می شوند که یکی متعلق به سید عوض الخواص جد چهارم شیخ صفی و دیگری متعلق به سید اعرابی است.
* جمعه مسجد *
بنای مسجد باستانی جمعه در اردبیل قرن هاست که چون قصه گویی توانا گذشته پر رمز و راز فرهنگ و تمدن این دیار را صبورانه بازگو می کند. باران ، بادهای سهمگین ، زلزله های ویرانگر و بی توجهی های ناشی از زندگی ماشینی با وجود سپری شدن بیش از یک هزار سال از عمر این بنا نتوانسته است به کلی آن را از صفحه روزگار محو کند.
هنوز آثار گران بهایی از این بنا که روی تپه نسبتا بلندی در یکی از محلات مرکزی واقع در بافت قدیمی شهر اردبیل ساخته شده است ، جلب نظر می کند. کارشناسان می گویند قسمتهای اصلی این مسجد که تا دوره صفویه آباد بود بر اثر زمین لرزه ای مخرب در قرن هفتم هجری قمری از بین رفته است و روایت دیگری از اصابت گلوله توپ توسط نیروهای روس در زمان جنک دوم جهانی به سقف شبستان مسجد و تخریب آن حکایت دارد.
حفاری های انجام شده در مکان فعلی مسجد جمعه اردبیل نشان می دهد که این بنا در دوره سلجوقی تنها منحصر به شبستان فعلی نبوده بلکه دارای چندین شبستان بوده که پایه ها و ستون های آن هم اکنون نیز در شرقی ترین بخش تپه نمایان است. به نوشته مورخان هنگام حمله اعراب به ایران، حضرت امام حسن (ع) که یکی از فرماندهان لشکر خلیفه دوم بود پس از ورود به شهر اردبیل مرکز ولایت آذربایجان در آن زمان در محل فعلی مسجد جمعه اردبیل ، مسجدی را ساخته و در آن جا نماز گزارده است.
* محوطه باستانی آتشکده آذرفریق *
روستای باستانی و ییلاقی "آتشگاه" که به "آغ مام" نیز معروف است از توابع دهستان سبلان در فاصله 5 کیلومتری شمال سرعین واقع شده است. آتشکده آذرفریق بر فراز تپه باستانی که امروزه خرابه هائی از آن باقی مانده است ، نشان و یادگاری از رونق این منطقه در دورانهای تاریخی گذشته ایران و آذربایجان است.
تپه باستانی این آتشکده به صورت تپه ای مرتفع در داخل روستا به خوبی نمایان است. براساس اسناد تاریخی این مکان از مراکز مهم و مقدس آئین زرتشتی خصوصا در دوران ساسانیان بوده وآتشکده ای هم در آنجا وجود داشته است.
* دهکده سنگی و زیرزمینی روستای ویند کلخوران *
در این روستا دهکده ای سنگی با مجموعه ای از خانه های سنگی منفرد به صورت یک پدیده معماری تاریخی و باستانی استثنایی وجود دارد که شکل کندن این منازل در زیر تپه های سنگی و رسوبی و نوع کنده شدن آن ها که نهایتا منجر به آفرینش چنین آثاری شده ، در نوع خود کم نظیر است. دهکده صخره ای باستانی ویند در حدود 5 کیلومتری جنوب و جنوب غربی سرعین و در نزدیکی جاده اردبیل به شهر نیر قرار گرفته است.
مناطقی که خانه های سنگی در آن قرار گرفته اند قوردی قیه ، تپه چله خانه ، قره قیه و مسجدیری نامیده می شود و علت کندن خانه های سنگی در زیر زمین با توجه شرایط جوی و سرد بودن منطقه اعلام شده است. اغلب خانه های سنگی تپه "چله خانه" در زیر تپه قرار گرفته و بر اثر عوامل مختلف سقف تعدادی از آنها فرو ریخته یا به سبب پرشدن فضاهای داخلی آن فعلا قابل استفاده و بازدید نیست.
* بازار تاریخی اردبیل *
بازار تاریخی اردبیل یادگاری از دوره صفوی و قاجار است که بر روی بازار دوره صفوی و ماقبل ساخته شده و در سال 1364 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. در قرن دهم هجری در زمان حکومت شاه طهماسب اول بازارهای اردبیل از رونق بسیار زیادی برخوردار بوده اند که از این قبیل می توان به بازار بقالان ، کرباس فروشان ، قصابان ، خراطان ، سراجان ، قیصریه و دهها سرای دیگر اشاره کرد.
بازار اردبیل مجموعه ای است مرکب از همه عناصر تشکیل دهنده وابسته به آن از جمله تشکیلاتی چون تیمچه سرا حمام و مسجد این بازار در مرکز شهر و در طرفین خیابان امام خمینی قرار گرفته است. این بازار در قرن هفتم و هشتم رونق فراوان داشته و در سده های بعد قسمتی از بازار ، تیمچه ها و سراها از موقوفات بقعه شیخ صفی الدین بشمار می رفته و درآمد و عواید حاصله به مصرف مخارج این بقعه می رسیده است.
هسته اولیه بازارهای اردبیل به قرون اولیه اسلامی بر می گردد ولی بنای کنونی و عناصر وابسته به آن از آثار دوران صفویه و قاجار است. بازار اردبیل با تاقهای جناغی ، تاق و گنبدهای ساده شامل راسته ها و تیمچه های فراوانی است که مهمترین آنها عبارتند از: بازارچه خشکبارها و سرای حاج احمد ، سرای وکیل ، تیمچه زنجیرلو ، سرای گلشن ، سرای قیصریه ، سرای حاج شکر ، سرای جهودها ، سرای حاج شیخ الاسلام و سرای حاج صادق.
در شرایط موجود راسته های مجموعه بازار اردبیل عبارتند از راسته اصلی بازار ، راسته پیرعبدالملک ، راسته قیصریه ، کفاشان ، علافان ، بازار زرگران ، سراجان ، پارچه فروشان ، مسگران ، چاقوسازان و آهنگران. پوشش سقف راسته ها با طاقهای جناقی و گنبد چهار طاقی و ساده می باشد.
* حمام تاریخی ابراهیم آباد اردبیل *
حمام تاریخی ابراهیم آباد اردبیل متعلق به دوره صفوی حدود یکماه پیش پس از مرمت، احیا و بازسازی به سفره خانه سنتی تبدیل شد و هم اکنون در حال بهره برداری است.
* گنجینه مردم شناسی اردبیل *
گنجینه مردم شناسی اردبیل که در بنای تاریخی حمام ظهیرالاسلام (آقانقی) اردبیل ایجاد شده اشیایی از دوران زندیه ، صفویه و قاجاریه را به تماشا گذاشته است. تعدادی تندیس نیز که بیانگر قیافه، طرز پوشش و زندگی سنتی اردبیلیان در آن دوران می باشد، زینت بخش گنجینه مردم شناسی اردبیل است.
بنای حمام تاریخی ظهیرالاسلام واقع در میدان عالی قاپوی اردبیل به دوران صفویه مربوط می شود.
بناها و آثار تاریخی شهر اردبیل فقط به این موارد خلاصه نمی شود و از جمله سایر آثار می توان به حمام های متعدد تاریخی ، 10 مورد پل تاریخی در شهر و اطراف اردبیل و دهها خانه تاریخی متعلق به دوره های مختلف اشاره کرد که می تواند مورد بازدید گردشگران نوروزی قرار گیرد.
چرا تخریب شده است؟؟چه کسانی تخریبش کرده اند؟؟
تالار ارک(شیرخورشید بالاباغ )که پس ازتبدیل شدن گورستان به باغ ملی (ارک) مورد بهره برداری قرار گرفت.
این تالار یکی از با ارزش ترین بنا های تاریخی فرهنگی شهر تبریز و آزربایجان محسوب می شود . درعین حال اولین تئاتری بود که نمایشهای بزرگی چون آی بی کلاه.اوتللو و....درآن به اجرا در آمد.تالار در ضلع شرقی بنای ارک قرار داشت ومشابه آن در سن پطرز بورگ در حال اجرای نمایش های مختلف است .
*تاریخ احداث 1306 و تاریخ تخریب 1359 تالار شیر خورشید تبریز.
*مجریان تخریب =مهندس همدان لو .مهندس قدری.
*مشخصات سالن = شش هزار متر مربع زیر بنا به ظرفیت 600 نفر و 30 عدد درب خروجی جهت تخلیه سریع در مواقع اضطراری .بر خورداری از اکوی کامل بدون استفاده از تجهیزات پیشرفته .وجود جایگاه مخصوص ارکستر نمایشها .وجود پانل های معلق در بالای سن جهت تسریع در تغییر دکور صحنه های نمایش و....
http://up.vatandownload.com/images/b96bmdbpwncg7jliho7u.jpg
http://up.vatandownload.com/images/tetlpogcp67o87mnufd7.jpg
شهر تبریز به عنوان مرکز ولایت عهدنشین عصر قاجار و دومین شهر پر رونق کشور از لحاظ داشتن خانه های قدیمی، بسیار در خور توجه است. طبق مطالعات اولیه، حدود ۳۰۰ خانه قدیمی ارزشمند در شهر تبریز وجود دارد که از این میان نزدیک به ۸۰ باب از آنها با معرفی مدیریت میراث فرهنگی، با کاربری فرهنگی تثبیت شدهاند تا از گزند تخریب مصون بمانند.
خانه لاله ای ها، خانه شربت اوغلی، خانه اردوبادی، خانه حیدرزاده و خانه ثقه الاسلام از خانه های ارزشمندی است که در سالهای اخیر توسط بخش دولتی به منظور استفاده های فرهنگی تملک شده اند. خانه بلورچیان، خانه سرخه ای و خانه نصیرزاده از جمله خانه هایی است که در عین مسکونی بودن، در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده اند.
● خانه شربت اوغلی( فرهنگسرای تبریز)
▪ نشانی بنا:
خیابان شمس تبریزی ـ کوچه شرشرا ـ پلاک ۳۷
▪ تاریخچه و مشخصات بنا:
این خانه متعلق به نیمه دوم حکومت قاجاریه میباشد که دراوائل پهلوی اول، اتاقهایی در دو طبقه به ضلع شمالی حیاط باغچه ( بیرونی ) اضافه شده است. این ساختمان دو طبقه و دارای اندرونی و بیرونی است. اندرونی شامل حیاطی است به ابعاد ۶۰/۹ *۶۰/۲۱ متر که از کوچه شمالی به آن وارد میشوند. ورودی بیرونی از سردر محتشم و گچبری است وارد هشتی شده و از آن با دالان طویلی ما را به حیاط باغچه بیرون هدایت می کند. ستونهای رفیع نمای ساختمان با سرستونهای گچبری شده نظر هر بیننده رابه خود جلب میکند. ورودی به ساختمان اصلی از طبقه همکف بوده و از طریق یک راه پله مرکزی تازه وارد به سرسرا وارد میگردد که دسترسی به همه اتاقهای طبقه فوقانی را میسر میسازد. طبقات همکف و اول دارای طنبی های وسیعی است که هرکدام اتاقهای فراخناکی را در جناحین خود دارد. این ساختمان برای استفاده مسکونی ساخته شده ولی در سال ۱۳۶۹ برای شهرداری تبریز خریداری و بعد از مرمت توسط میراث فرهنگی تبدیل به فرهنگسرای تبریز شده است. در این اواخر مرکز ایرانشناسی در آن فعالیت خود را آغاز نموده است. ساختمان با بیش از ۱۶۰۰ مترمربع عرصه و دالان ورودی زیبا با قاب بندیهای آجری و سر در شاخص ورودی مزین به گچبری از خصویات بارز آن میباشد. فرم سردر و گچبری و قاب بندی گچی و آجری رفعت ستونها و نمای سفید یکدست و نمای پرکار آجری ضلع شرقی از مهمترین عوامل تزئینی آن میباشد.
● خانه بهنام
این خانه که به دانشکده هنر اختصاص یافته، پیش از زلزله ویرانگر سال ۱۱۹۳ ه . ق و در دوره زندیه احداث شده است. خانه بهنام از دو قسمت بیرونی تشکیل شده و تزیینات معماری آن از قبیل ارسی طنبی اصلی، دیوارنگارها، گچ بریها و بخاری های دیواری در نوع خود بی نظیر است. در نمای اصلی خانه بهنام ستون های استوار با سرستون های زیبا و گچ بری های دل انگیز جلب توجه میکند. ارسی اتاق اصلی (طنبی) با نقوش هندسی، اسلیمی و شیشه های الوان از پرکارترین نوع گره چوبی است. در دیوار نگارهای طنبی این خانه از کارهای بسیار ظریف تذهیب تا پرتره ها، نقوش گل و مرغ، شکارگاهها و مناظر مختلف در نهایت ظرافت استفاده شده و بخاریهای دیواری زیبایی در آن تعبیه گردیده است.
این بنا در دوره ناصرالدین شاه مرمت و تزئینات نقاشی به آن اضافه شده است. بنا به صورت اندرونی و بیرونی است. ساختمان اصلی در شمال قطعه و روبه جنوب دارای ایوان ستوندار است. طنبی راهروها مشرف به ایوان و اتاقهای جانبی ( گوشواره ) طرفین ایوان راتشکیل می دهند. با استفاده از ارتفاع رفیع طنبی (هفت ری) فوق راهروها و فوقانی اتاقهای جانبی به صورت اتاق خواب در آمده است. حیاط اندرونی در شمالی ترین بخش ساختمان و طرفین آن را اتاق هایی در شرق و غرب مشرف به حیاط باز می شوند. پشت بام اتاق های اندرونی به صورت مهتابی (تراس) استفاده میشود. ساختمان دارای زیرزمین است. اتاقهای زیر طنبی برای نشیمن تابستانی و دیگر اتاقها به صورت انباری و مطبخ درامده است. ایوان جنوبی برای نشیمن تابستان و ایوان شمالی دارای زیر زمین است. اتاقهای زیر طنبی برای نشیمن تابستانی و دیگر اتاق ها به صورت انباری و مطبخ درامده است. ایوان جنوبی برای نشیمن تابستانی و ایوان شمالی دارای ستون های چوبی گچیاند و سرستونها گچبری شده است. پیشانی ساختمان دارای گچبری و طاق نماهای طرفین ایوان جنوبی مقرنسکاری است. اتاق طنبی دارای نقاشی های اواسط قاجاری است که از ریزه اندودهای گچی بیرون آمده است. پنجرههای طنبی و پنجره های اتاقهای مشرف به طنبی دارای مشبکهای ظریفی از چوب گردو است. طاقچه ها و شومینه داخل طنبی مقرنس های گچی دارد.
● خانه گنجه ای زاده
این خانه از دو قسمت به شکل حرف ( دال ) ساخته شده است. قسمتی از بنا مربوط به اوایل دوره قاجاریه و قسمت دیگر مربوط به اواخر آن دوره است. این بنا در سه طبقه احداث شده و بزرگترین تالار این مجموعه در طبقه دوم قرار دارد که سقف وسیع آن با دهانهٔ هفت متری به وسیله چوب و خرپای چوبی استوار گردیده است. نمای شرقی و غربی بنا مزین به ستون ها و سرستون های بسیار زیبا و زیرزمین های آن با طاق های آذری تخت و با دهانه های بیش از ۴ متر نشانی از اعتلای هنر اجرای طاق و گنبد در این بخش از میهن اسلامی است. از این خانه به عنوان ساختمان دانشکده مهندسی معماری و شهرسازی استفاده میشود.
● خانه قدکی
این خانه که هم اینک از آن به عنوان ساختمان دانشکده فرش استفاده میشود، در اواسط دوره قاجاریه به دستور «اعتمادالدوله» ساخته شد. خانه قدکی دارای اندرونی و بیرونی، تزیینات دیوارنگاری، آیینه کاری، گچ بری و آجرکاری با بند برجسته است. اندرونی شامل اتاق های نشیمن و استراحت متصل به زیرزمین و بیرونی آن شامل تالار اصلی (طنبی) کلهایها، تالار فرعی و اتاق های خواب و استراحت مهمان است. زیرزمین بنا که با پوشش های متنوع آجری مسقف شده، شامل فضاهایی چون مطبخ، انبار گندم، آب انبار و حوضخانه و... است.
● خانه امیر نظام
محله ششگلان از دوره ایلخانان مغول مرکز دارالحکومه بوده و ابنیه موجود در آن از قدیمی ترین بخشهای شهر محسوب میشود. تاریخ بنا به دوره قاجاریه قرن ۱۲ و زمان حکومت عباس میرزا و امیر نظام گروسی پیشکار کل آذربایجان برمیگردد. این بنا با گچبریهای منقوش با پنجره های مشبک اروسی با شیشه های الوان، طاق خنچه پوش تعریف میگردد. این ساختمان زیر بنای ۱۲۰۰ متر مربع را داراست و در دو طبقه بنا نهاده شده است. در طبقه پائین حوضخانه وسیعی وجود دارد که با کریدورهای طرفین به حیاط و اتاقهای مجاور ارتباط دارد. از خصوصیات بارز بنا میتوان ایوان سرتاسری رفیع با ۱۶ ستون زیبا و یک طنبی بزرگ و حوضخانهای با ستونهای سنگی را نام برد.
در بال شرقی تعداد ۴ اتاق و در بال غربی ۷ اتاق وجود دارد. حوض خانه با ستونهای سنگی و طاقهای آجری ساخته شده است. در طبقه بالا دو طنبی وجود دارد این طنبیها دالانهایی به ایوان سرتاسری رفیع ۱۶ ستونی، زیبایی خاصی به بنا میدهد، منتهی میگردد. درطرفین دالانها اتاقهای وجود دارد که دربال شرقی سالن ۴ و در بال غربی ۳ اتاق را شامل میگردد. خانه متشکل از دو حیاط اندرونی و بیرونی است.
● خانه کوزه کنانی (خانه مشروطیت)
▪ نشانی بنا:
تبریز ـ خیابان شهید مطهری (راسته کوچه سابق) روبروی مسجد جامع تبریز.
▪ طول و عرض بنا :
مساحت کل بنا ۱۱۰۰ متر مربع زیر بقنا ۸۰۵ متر مربع زیر بنای خانه مشتمل بر حوضخانه سرسرا و دو طبقه بنا تشکیل میدهد . نورگیر سرسرا بر روی چهار ستون بلند با سر ستونهای گچبری استوار شده داخل آن با آئینه و شیشههای رنگی به طرز جالب توجهی زینت یافته است. در طبقه اول ۶ اتاق و سرسرا و در طبقه دوم یک طنبی (سالن بزرگ) و ۶ اتاق در اطراف سرسرا موجود است. طنبی مشرف به حیاط و دارای پنجرههای مشبک با شیشههای اولوان (اروسی) است که توسط هنرمندان محلی ساخته شده است. اتاقهای جانبی دارای سقفی چوبی با تزئینات برجسته هشت ضلعی است و درهای چوبی با طرحهای برجسته اسلیمی و گل و برگ زینت داده شده است.
یکی از دیدنیترین و شوق انگیزترین مکان های تبریز موزه مشروطه معروف به «خانه مشروطه» است. بانی خانه مشروطیت حاج مهدی کوزه کنانی معروف به ابوالمله (۱۳۳۷ـ۱۲۵۴ قمری) بازرگان آزاده و روشنفکر و از رهبران انقلاب مشروطه و نخستین رئیس انجمن ایالتی آذربایجان است. پس از به توپ بسته شدن مجلس در سال ۱۲۸۷ خورشیدی، حاج مهدی کوزهکنانی خانه خود را در اختیار انجمن ایالتی آذربایجان قرار داد و در طول جنگ های یازده ماهه تبریز علیه نیروهای دولتی، این محل ستاد فرماندهی و محل تشکیل جلسات مجاهدین مشروطه به شمار میرفت. تصمیم مهم و انقلابی پایین آوردن پرچمهای سفید تسلیم در مقابل قوای استبدادی محمدعلی شاه نیز در همین خانه گرفته شد. خانه مشروطه محصول ذوق هنرمندانه یک معمار تبریزی به نام حاج ولی معمار است که سالها در روسیه ساکن بود و پس از بازگشت به تبریز آن را در سال ۱۲۴۷ شمسی بنا کرد.
● دارایی های خانه مشروطه
در حیاط موزه و در زیر بالکن دو مجسمه قدی از مبارزان نام آشنای مشروطیت یعنی ستارخان، سردارملی، و باقرخان، سالار ملی، قرار دارد. رو به روی پلههای طبقه اول نیز مجسمه نیم تنه برنزی حاج مهدی کوزهکنانی بر روی پایهای جای گرفته و در سمت چپ آن عکس بزرگی از اعدام هشت نفر از بزرگان مشروطه نصب شده است. تصویر کسانی چون ضیاءالعلما و داییاش، قدیر پسر علی موسیو، ثقهٔ الاسلام (رئیس انجمن ایالتی آذربایجان) که روز دهم دی ۱۲۹۰ شمسی مطابق با عاشورای ۱۳۳۰ قمری به دست قوای روس در تبریز اعدام شدند. بنای تاریخی خانه مشروطیت با معماری اصیل سنتی دوره قاجاریه در محله قدیمی راسته کوچه و در ضلع غربی مجموعه بازار تبریز قرار دارد. این بنا در زمینی به مساحت هزارو سیصد متر، در دو طبقه شامل اندرونی و بیرونی ساخته شده است. بعد از ورودی اصلی فضای هشتی است که به حیاط راه دارد. در راهروی ورودی بنا حوضخانه زیبایی با آجربندی هنرمندانه قرار دارد. راه پله دو طرفهای ارتباط این فضا با طبقه دوم بنا را برقرار می سازد. در بالای راه پله کلاه فرنگی زیبایی با شبکه های چوبی و شیشه های رنگی و آیینه کاری خود به زیبایی بنا میافزاید.
● خانه حیدر زاده
خانه حیدرزاده در زمینی به مساحت ۷۸۹ مترمربع در کوچه پشت شهرداری تبریز و با دو حیاط اندرونی و بیرونی در دو دوره اوایل و اواخر قاجاریه احداث شده است. مجموعه، دارای راه پله مرکزی (سرسرا) است که دسترسی به حوضخانه، طنبی و اتاقهای جانبی و نشیمن را میسر میسازد. مجموعه، ازنظر شیوه معماری به دو دوره تعلق دارد. بخش اصلی آن متعلق به اواخر قاجاریه و طنبی اتاقهای جانبی بخش جنوب شرقی متعلق به اوایل قاجاریه است. زیرزمینها با انواع طاق پوشش شده است که طاق و کاربندی و آجرکاری حوضخانه یکی از زیباترین کاربندیهای خانههای قدیمی استان میباشد. پوشش اتاق های فوق مسطح (چوبی) و دارای صندوقه است. پنجرههای طنبیها دارای اروسی و شیشههای رنگی است. خانه حیدرزاده در اصل به سفارش فردی به نام سرتیپ قلی خان خارجی ساخته شده و بعدا در اختیار خانواده حیدرزاده قرار گرفته است. نوع معماری این ساختمان تقلیدی از معماری روس تزاری است.
● خانه لاله ای ها
این خانه متعلق به دوره پهلوی بوده و در جنوب کوچه صدر واقع شده است این بنا در دو طبقه با عرض ۶۰۰ متر مربع احداث شده است . نمای این بنا آجری و بالکنهایی با سرستونها وستونهای گچبری شده وحیاط باغچه دارد. به پاس خدماتی که مرحوم یحیی ذکاء در حق تاریخ مدنیت کشور ایران و منطقه آذربایجان و به ویژه تبریز انجام داده اند از این خانه به عنوان دفتر پژوهش های تاریخی یحیی ذکاء بهره برداری شده و اسناد و مدارک و کتب تاریخی متعلق به مرحوم ذکاء در این خانه به نمایش دائمی گذاشته شده است.
● خانه صرافلار
خانه صرافلار واقع در تبریز، خیابان شمس تبریزی ،ایستگاه گرو ،کوچه صرافلار ،کوچه شهید نوروزی ،پلاک ۱۰۰ که در گذشته از طریق یک هشتی ورودی وارد این خانه می شدند. اما درحال حاضر هشتی ورودی از بین رفته و در اثر تفکیک هایی که در این قطعه انجام گرفته ورودی خانه تبدیل به یک دالان طولانی شده است . با گذشتن از دالان وارد حیاط مستطیل شکل خانه می شویم . حیاط به تبعیت از دیگر خانه های قدیمی تبریز حوض میانی و دو باغچه کناری آن را درخود جای داده است .
اتاق سه دری ( طنبی ) مستطیل شکل استوار و پابرجا درمحور اصلی خانه در پشت ایوان ستوندار خودنمایی می کند . دو اتاق جانبی مستطل شکل طنبی رادرمیان گرفته ویک ردیف پلها از حیاط به اتاق جانبی دست چپ طنبی و به داخل خانه هدایت می کند. درضلع شرقی حیاط نیز یک اتاق سه دری و دو راهروی جانبی با دو ردیف پله موجود می باشد.
خانه شامل یک طبقه و یک زیر زمین می باشد . پلان زیرزمین نیز به تبعیت از پلان طبقه همکف در جبهه اصلی شامل یک حوضخانه و دو اتاق جانبی و در ضلع غربی شامل یک اتاق مستطیل شکل و یک راهرو می باشد.
این راهرو در هر دوطبقه ارتباط بین جبهه شمالی و شرقی بنا را فراهم آورده است . طبقه همکف سازه قابی و زیرزمین سازه طاق و گنبدی دارد .سقف حوضخانه دارای کاربندی های بسیار زیبا میباشد . نمای اصلی بنا ایوان دار میباشد که بر روی دو ستون استوار است ودر مرکز آن یک سنتوری قراردارد . در دو طرف سنتوری بر روی گوشوارهای دو نیم دایره قرار دارد که دارای تزئینات گچی می باشد . قدمت بنا مربوط به دوره قاجاریه ، پهلوی می باشد.
● ارک علیشاه
▪ نشانی بنا:
تبریز ـ خیابان امام خمینی نبش سه راهی طالقانی.
▪ بانی:
ساختمان آن توسط تاج الدین علیشاه جیلانی وزیر سلطان ابوسعید ایلخانی در سال ۷۱۶ بنا شده است.
▪ توصیف بنا:
به دلیل مرگ بانی بنا ناتمام مانده تا اینکه بازماندگان وی ساختمان آن را در سال ۷۲۴ به اتمام رساندند. در زمان آبادانی مسجد علیشاه مزین به کاشی، ازاره سنگی و ستونهای مرمر و کتیبه و گچبری بوده است. ایوان مسجد را طاق بلندی می پوشانده که به دلیل تعجیل در ساخت آن طاق شکسته و فرو ریخته است. در دوران قاجاریه در درگیریهای تبریز و انقلاب مشروطیت یکی از انبارهای مهمات و مخزن غلات قشون گردید و حصاری نیز دور آن کشیده شده و ارک نام گرفت. عرض دیوارها ۱۰ متر و ارتفاع آن ۲۶ متر است. محراب بزرگ مسجد در انتهای ایران و در بین دو نور گیر قرار گرفته است. در ضلع جنوبی بنا و در نمای خارجی، برج مدور عظیمی به چشم میخورد که پشتیبانی برای طاق و دیوار به حساب میآید . به مرور زمان دچار خسارات و ویرانی شده ولی بنای به جای مانده خود، مؤید شکوه روزگار آبادانی آن بوده است. در ضلع شرقی بنای ارک تالاری قرار داشت که به تالار ارک (شیر و خورشید، بالاباغ ) موسوم بوده است که پس از تبدیل شدن گورستان به باغ ملی (ارک) مورد بهره برداری قرار گرفت. این تالار یکی از با ارزشترین بناهای تاریخی ـ فرهنگی شهر تبریز محسوب میشد و در عین حال اولین سالن تئاتری بوده که نمایشهای بزرگی چون آی باکلاه ـ آی بی کلاه ـ اتللو در آن به اجرا درآمده و مشابه این تالار در شهر پطرزبورگ هم اکنون در حال اجرای نمایشهای مختلف قرار دارد و مورد استفاده قرار میگیرد. این تالار در سال ۱۳۰۶ بنا نهاده شد و در سال ۱۳۵۹ مورد تخریب قرار گرفت. از مشخصات سالن میتوان موارد زیر را نام برد: شش هزار متر مربع زیر بنا به ظرفیت ۶۰۰ نفر، از خروجی جهت تخلیه سریع در مواقع اضطراری، برخورداری از اکوی کامل بدون استفاده از تجهیزات پیش رفته، وجود جایگاه ارکستر نمایشها، وجود پانلهای معلق در بالای سن جهت تسریع در تغییر دکور صحنه های نمایش.
با دقت بخوانید
منظور بررسي زبان آزربايجان در طول تاريخ، در ابتدا به بررسي تاريخ اقوام و حكومتهايي كه در آذربايجان بودهاند ميپردازيم. در مورد ملتهايي كه قبلاً در آذربايجان زيستهاند ميتوان به سومئرها، ايلاميها، هوريها، آراتتاها، كاسسيها، قوتتيها، لولوبيها، اورارتوها، ايشغوزها (ايسكيتها)، مانناها، گيلزانها، كاسپيها و … اشاره كرد كه زبان تمامي آنها التصاقي و جزو خانوادة زبانهاي تركي بوده.4 از اين ميان سومئريها، ايلاميها و هوريها اقوامي بودند كه اولين تمدنها و مدنيّتها را روي زمين بنا نهادند.
با توجه به كتب ارزشمندي چون كتابهاي پييئرآميه، دكتر ضياء صدر، پروفسور دكتر زهتابي و … ميتوان به صراحت گفت كه آذربايجان از حدود هفت هزار سال قبل جايگاه تمدنهاي نامبرده ميباشد.در اين مورد نيز چندي پيش يك هيأت باستانشناسي آمريكايي – ايراني در تپة حسنلو به كشفهاي ارزشمندي دست يافتند. رهبر اين هيأت (رائبرت دالسون) بعد از تحقيقات فراوان، تاريخ اين منطقه را به ده دوره تقسيم كرد كه اولين دوره حدود 6000 سال قبل از ميلاد و چهارمين دوره مربوط به 1300 سال قبل از ميلاد تا 800 سال قبل از ميلاد ميباشد. كه اولين دوره مربوط به هوريها و آخرين دوره مربوط به مانناها ميباشد.5
1 – جايگاه اصلي هوريها در هزاره 3 و 4 (600 سال قبل) در آذربايجان و مناطقي از قسمتهاي شمالي زاگرس و كوههاي توروس بود.6 همچنين از ربع سوم هزارة قبل از ميلاد (2400 سال قبل از ميلاد) سند نوشتهاي بدست آمده كه با الفباي اككد و به زبان التصاقي هوري بوده كه اين سند متعلق به يكي از پادشاهان هوري بنام تيشاري ميباشد و نيز نام يكي ديگر از پادشاهان هوريها به نام ساشانار كه در 1450 سال قبل از ميلاد حكومت ميكرده نيز معلوم است.7
2 – كاسسيها: درست است كه كاسسيها در آذربايجان نبودند ولي در همسايگي آنها ميزيستند. و تقريباً 3000 سال قبل از ميلاد مابين ايلام و مناطقي از آذربايجان ساكن بودند8 و به دليل همزباني و ارتباط سياسي، فرهنگي، اجتماعي تاثير زيادي در تاريخ آذربايجان داشتهاند.
3 – قوتتيها در 2800 سال قبل از ميلاد و لولوبيها 2500 سال قبل از ميلاد در شرق و جنوب درياچه اروميه و قزوين و همدان ساكن بوده و حكومت كردهاند.9
4 – اورارتوها 1000 سال قبل از ميلاد در آناتولي و پيرامون درياچه وان و كوههاي زاگرس و اطراف درياچه اروميه و شهرهاي ماكو و نخجوان امروزي صاحب تمدن بودهاند.10
5 – در اوايل عصر 19 قبل از ميلاد، قبايل مانناها با به هم پيوستن، دولت بزرگي در آذربايجان به وجود آورده و حكومت كردهاند.11
6 – مادها كه اولادهاي قوتتيها و لولوبيها بودند 670 سال قبل از ميلاد با اعتلاف با مانناها حكومتي قدرتمند به وجود آوردند كه همدان، اراك، ساوه، زرند، سونقور، كاشان، قم ، قزوين ، زنجان و … تحت حاكميت آنها بوده.12
واما در مورد زبان، همچنين ارتباط زباني مادها و سومئرها دياكونوف در فصل 42 كتاب خود مينويسد كه در ليست نامهاي شاهان ماد يعني قوتتيها، به نامهايي بر ميخوريم كه در ليست نام شاهان سومئر ميباشد.
از ديگر همسايگان مادها كه همزمان با آنها بوده و زبان هردوي آنها از يك خانواده ميباشد ميتوان به ايشغوزها اشاره كرد كه در قرنهاي 7 و 8 قبل از ميلاد در قسمتهايي از آذربايجان زندگي كردهاند.
برخلاف آنچه كه امروز شايع شده مادها نوة يك قبيلة منفرد بودند كه به اصطلاح از ساير آريائيها جدا شده و در آذربايجان ساكن شدهاند و نه به رغم عقيدة شايع، داير بر اينكه منابع مربوط به تاريخ ماد فوق العاده ناچيز است، منابع آشوري از قرن هفتم تا قرن نهم قبل از ميلاد نه تنها براي احياي تاريخ باستان آذربايجان كافي است بلكه جزئيات مهمي را نيز روشن ميسازد. با تغيير و تحولات در اوضاع سياسي آنروزگار در آذربايجان، هفت قبيله آذربايجان باستان كه قبلاً جزو اتحاديه ماننا و اورارتووساكايي بودند اتحاديهاي تشكيل دادند كه بعدها يونانيان باستان آنها را ميديا آنچه ما، ماد ميناميم ناميدند، اين قبايل را هرودوت تاريخ نگار يوناني چنين نام ميبرد:
1- بوآساي Bousai
2- پارتلاكئنوي Parelakenoi
3- آستروخات Stroukhotes
4- مغ Magai
5- بوديو Boudioi
6- آري زانتوي Ariazantoi
7- ماد Mid
و نيز مطالعه نامهاي شهرها و ولايات ماد نشان ميدهد كه آنان آريايي نيستند.
بعد از آشنايي با تعدادي از اقوام و حكومتهاي آذربايجان، اينك به بررسي نوع زبان آنها ميپردازيم.
طبق تقسيم بندي متخصصان زبانشناس، كل زبانهاي موجود در دنيا به سه شاخه تقسيم بندي ميشود:13
1 – زبانهاي التصاقي كه تمام زبانهاي مربوطه به خانواده زبان تركي در اين شاخه قرار دارند.
2 – زبانهاي تحليلي كه از مهمترين زبان اين شاخه ميتوان به زبان عربي اشاره كرد (با توجه به اين كه فارسي نيز سي و سومين لهجه زبان عربي ميباشد بنابراين فارسي نيز در اين شاخه قرار دارد.)14
3 – زبانهاي هجايي كه از شاخصترين زبانهاي اين شاخه نيز ميتوان به زبان چيني اشاره كرد.
حال با توجه به اين تقسيمبندي و با توجه به اسناد تاريخي و علمي به بررسي نوع زبان اقوام ساكن در آذربايجان ميپردازيم.
طبق تحقيقات هومئل زبانهاي ايلام وسومئر از يك پايه و جزو زبانهاي اورال- آلتايي (التصاقي) ميباشد. 15زبانهاي هوري و لولوبي نيز نه، تحليلي و نه هجايي بوده، بلكه آنهانيز جزو زبانهاي التصاقي ميباشند.16
همچنين طبق نظريه ماراك دئميكين (آكادئميكين) زبان كاسسيها، ايلاميها، قوتتيها، مادها و مانناها نيز التصاقي بود.17
زبانهاي قوتتيها، لولوبيها همانند بوده و با زبانهاي اورارتوها و هوريها خويشاوند ميباشند.18
همچنين اپرت باستان شناس فرانسوي نيز بر تركي (التصاقي) آلتايي بودن زبان مادها اشاره ميكند. در جايي ديگر دياكونوف مينويسد زبان اشكانيان نيز همانند زبان مادها و از خانوادة زبانهاي التصاقي بوده19 كه در صورت مقايسه تحقيقات اپرت و دياكونوف ميتوان به ترك بودن اشكانيان نيز پي برد. بدين ترتيب است كه از 7000 سال تا 2500 سال قبل يعني مدت 4500 سال به طور مطلق در منطقه جغرافيايي آذربايجان تنها و تنها اقوام التصاقي زبان (ترك) زندگي و حكومت كردهاند . همچنين اگر تاريخ بعد از 2500 سال قبل از ميلاد را بررسي كنيم باز آذربايجان در بيشتر مقاطع تاريخي مستقل از حكومتهاي ديگر منطقه بوده، به طوريكه در زمان هخامنشيان آذربايجان در مقابل آرياييها سرفرود نياورده و تا سرنگوني اين حكومت، تمام فرهنگها و آداب و سنن و زبان خود را حفظ كرده همچنين در تاييد گفتة بالا ميتوان به كشته شدن كورش، شاه هخامنشيان توسط ملكه آذربايجان (تومروس) اشاره كرد.20
در زمان سلوكيان نيز كل آذربايجان مستقل از حكومت سلوكيان بوده و اسكندر نتوانست آذربايجان را به تصرف درآورد.21و در اين مورد استرابو جغرافيدان يوناني مينويسد: در زمان حمله اسكندر، سرداري بنام آتوروپات آذربايجان را از چنگ اندازي اسكــندر محفوظ نگهداشت.22
در زمان ساسانيان نيز آذربايجان مستقل بوده و حتي بعد از شاپور دوم، ساسانيان با هيتيها (هياطله) پيمان اتحاد بستند تا در شمالغرب با روم بجنگد.23 بعد از اسلام نيز تركان اغوز كه شمشير اسلام ناميده ميشدهاند، در آذربايجان حكومت قدرتمندي بنا كرده و با ملازگرد مبارزه كرده و توسط آلپ ارسلان ضربه سنگيني به آنها واردآوردند. بعد از اغوزها نيز حكومتهايي كه در آذربايجان و گاهي در مناطقي از ايران حكومت ميكردهاند. از جمله غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، مغولها، اتابكيان، تاتارها، آققويونلوها، قرهقويونلوها، صفويان، افشاريان و قاجارها تماماً ترك زبان (التصاقي) ميباشند.
در مورد تركي بودن زبان مردم آذربايجان اسناد و مدارك بسيار زيادي موجود است، مثلاً: ديونيوس پريگت جغرافينگار و شاعر يوناني صدة چهار ميلادي ترك زبانان را ساكن اصلي اين منطقه ميداند و نيز محمد عوفي در ذكر خلافت عمربن عبدالعزيز كه از سال 99 تا 101 هجري ادامه داشت، از قيام بيست هزار ترك آذربايجاني سخن ميگويد.
همچنين اخبار موثّق عبيدبنشريعه جرهومي كه شخص معمّر و محترم در دربار اموي بوده در حضور معاويه سخن ميگويد: (آذربايجان از سرزمين تركان است) و اين خبر را طبري و به نقل از او بلعمي و حمزة اصفهاني و ابن اثير در كتابهاي تاريخ بلعمي، تاريخ طبري، تاريخ پيامبران و الكامل گزارش كردهاند كه از متون معتبر اسلامي به شمار ميروند.
از ديگر محققاني كه آذربايجان را به عنوان سرزمين تركها نام ميبرند ميتوان : ژ . اوپر، قرتيز هومئل، ا . م . محمد اوف، ت . حاجي يف، گ . ا . مليكشويلي، ع . دميرچيزاده، تيمور پير هاشمي، يامپولسكي، ي . ك . يوسفاف، يومينوس ، وروشل گوگازيان. زكي وليد دوغان، پروفسور دكتر محمد تقي زهتابي و دهها محقق و دانشمند را نام برد.
در اين ميان بهتر است به نظر يامپولسكي نيز اشاره كرد كه ميگويد: تركها در اطراف درياچه اروميه زندگي ميكنند و آشوريها آنها را توروك türük (يامون توروك به معني تركهاي نيرومند) نام بردهاند و در سنگ نوشتههاي اورارتوئي هم سخن از قومي بنام توريخي رفته كه در آذربايجان ميزيستند. (اوايل هزارة قبل از ميلاد) و ميگويد توروكها يا توريخيها همان تركها هستند.
بهر حال ترك بودن ملت آذربايجان از هزاران سال قبل بر همه كس مسلّم ميباشد و ديگر نياز به توضيح اضافي احساس نميشود ولي در مورد سابقة تاريخي خود فارسها كمي توضيح را لازم ديديم:
برخي از نسب شناسان، فارسها را از نسل «فارس بن يا سور بن نوح» و بعضي ديگر آنها را از فرزندان «فارس بن يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم» و بعضي ديگر از نسل «فرزندان يسراسود پسر سام پسر نوح» و بعضي از نسل اسماعيل ميدانند. واژه فارس در زبان عربي به معني سواركار بوده و غياث الدين رامپوري در غياث اللغات همين معني را فارس دانسته همچنين به عقيده غياث الدين رامپوري فارسها از نسل «پارس پسر پهلو بن سام بن نوح » هستند.24
مسعودي در كتاب «مروج الذهب » در مورد نسب فارسها مينويسد «فارس» از فرزندان ارم بن افخشد بن سام بن نوح بوده كه او چند ده پسر آورد كه همگي سواركار بودند و چون سوار را بعربي فارس گفتند اين قوم را نيز به انتساب فروسيت و سواركاري فارس ناميدند.همچنين در جايي ديگر خطان بن معلي فارس ] درشعري[ در اين باب ميگويد: سبب ما بود كه فارسان را فارس گفتند و سواران و سالخوردگاني كه بروز تاخت و تاز، چون گوي بدور هم ميپيچيدند از ما بودند.
مسعودي در ادامة بحث خود در مورد اصل ونسب فارسها مينويسد : بيشتر حكماي عرب از تيرة نزّار بن محمد چنين گويند و در مورد آغازنسب مطابق آن رفتار كنند و تعدادي از ايرانيان نيز پيرو اين باشند و انكار آن نكنند25. پس چنانكه از مستندات فوق بر ميآيد و بسياري از ايرانيان نيز پيرو اين باشند و انكار آن نكنند. فارسها از نسل اعراب ميباشند و نيز چنانچه ميدانيم حضرت ابراهيم(ع) فرزندان بسياري داشت كه حضرت اسحاق(ع) و حضرت اسماعيل(ع) از همه معروفترند، بر طبق نظر بعضي از نسب شناسان، فارسها از نسل «حضرت اسماعيل(ع) » هستند و در اين مورد ميگويند كه وقتي سارا زن حضرت ابراهيم(ع)كنيز خود هاجر را به ابراهيم بخشيد از هاجر فرزندي بنام اسماعيل متولد شد و چون سارا به آن رشك ميورزيد لذا حضرت ابراهيم(ع) او را به سرزمين مكه فرستاد و در همين مكه بود كه حضرت اسماعيل(ع) با زني از قوم بني جرهم ازدواج كرد و نسل فارسها از او پديد آمد.26
همچنين در اين مورد ميتوان با توجه به آثار مكتوب دانشمندان ايراني فارس، زبان واقعي قوم فارس را كه زبان اكنون آنها نيز منشعب از آن است را تشخيص داد. ما در اينجا به تعدادي از آنها اشاره ميكنيم: «سيبويه (دايرة المعارف بريتانيكا جلد1 ، ص 461 ) ، طبري – تاريخ نگار (بريتانيكا ج 1 ،ص 594 ) فارابي فيلسوف (بريتانيكا، ج 9 ، ص 65) ، ابن قتيبه (بريتانيكا ج 11 ص 1021 ) ، ابوالفرج اصفهاني (بريتانيكا، ج1 ، ص 56 ) ابو معشر بلخي (امريكانا، جلد 1 ص 340 ) جابر (بريتانيكا، ج 1 ، ص 46) فارابي (گرانلاروس ج 1 ، ص 902 )رازي (گراندلاروس) و ... لازم به ذكر است كه تأليفات تمامي اين دانشمندان به زبان عربي ميباشد كه حتي در دانشنامههاي نام برده، خود دانشمندان نيز به عنوان عرب شناخته شدهاند.27
با توجه به اسنادي كه از تعداد كمي از آنها در اين مقاله استفاده شده، بهتر است نويسندة محترم تاريخ فارسها را با ديدي بدون تعصب و بدور از هر گونه گرايش پانفارسيستي مورد ملاحظه قرار داده و ايراني بودن را نه با معيار فارس بودن بلكه با معيار اسلام بسنجند، همچنين يادآوري كوچكي به نويسندة محترم داريم و آن اينكه با توجه به مقالة ايشان كه در قسمتي از آن نوشتهاند: ] با توجه به نژاد مردم آذربايجان به راحتي ميتوان نوع زبان آنها را نيز تعيين كرد[ بهتر است در نظر داشته باشند كه بهيچوجه نژاد يك ملت نشانگر زبان خاصي براي آن ملت نيست، چرا كه در آن صورت در دنيا فقط چند زبان وجود داشت، نه هزاران زبان زندة كنوني و از بين رفته قبلي ، و نيز در قسمتي ديگر از مقاله ايشان به آمدن تركان به اين مناطق در قرون پنجم هجري اشاره ميكنند كه تعجب خواننده را برميانگيزد، چرا كه در آن صورت دروغ بودن شاهنامه فردوسي كه سراسر توهين به تركها است آشكار ميشود. همچنين نويسندة محترم مطالب زير را نيز در خاطر داشته باشند كه يكي از نامدارترين جاسوسان بريتانيا در ايران كه باني و يكي از دست اندركاران فعال تاريخ پانفارسيسم ميباشد شاپور . جي . رپورتر است كه با توجه به اسناد و مدارك موجود در آرشيو مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، ميتوانيد به حمايت انگليسيها و اروپاييها نه از پان تركيستها، بلكه از پانفارسيستها پي ببريد.28 در ضمن نويسندة محترم، پانفارسيسم را نيز در ليست پانهايي كه تشكيل دادهاند، قرار دهند.
منابع
1 – نقدي بر كتاب زبان آذري نوشته دكتر جواد هيئت
2 – نقدي بر كتاب زبان آذري نوشته دكتر جواد هيئت
3 – سلماس در مسير تاريخ ده هزار ساله – توحيد ملك زاده.
4 – تاريخ ديرين تركان ايران – پروفسور دكتر زهتابي و تاريخ ايلام – پي يئر آميه (ترجمه شيرين بياني) صفحات 3 ، 50 ، 51 ،60، 66 .
5 – آذربايجان در سير تاريخ – صفحه 262 – تاريخ ديرين تركان ايران – پرفسور زهتابي .
6 – تاريخ ديرين تركان ايران – پروفسور دكتر زهتابي صفحه 94 .
7 – تاريخ ديرين تركان ايران – پروفسور دكتر زهتابي صفحه95 .
8 – تاريخ ماد- دياكونوف صفحه 100 .
9 – تاريخ ماد – دياكونوف صفحه 210 .
10 – تاريخ ديرين تركان ايران- پروفسور دكتر زهتابي.
11 – تاريخ آذربايجان – آ.ن قلي اوف صفحه 17 .
12 – تاريخ ديرين تركان ايران- پروفسور دكتر زهتابي صفحه264 .
13 – زبان تركي و لهجههاي آن – دكتر جواد هيئت صفحه 25 .
14 – تحقيقات سازمان يونسكو در مورد زبانهاي دنيا – هفته نامه اميد زنجان چهارشنبه 20 خرداد 78 شماره 286 صفحه 3 .
15 – سيري در تاريخ زبان و لهجههاي تركي دكتر جواد هيئت صفحه 21 .
16 – تاريخ ماد – دياكونوف صفحه 101 .
17 – تاريخ ديرين تركان ايران – پروفسور دكتر زهتابي صفحه254 .
18 – تاريخ ماد – دياكونوف صفحه 99 – و تاريخ ديرين تركان ايران صفحه 95 .
19 – اشكانيان – دياكونوف، ترجمه كشاورز صفحه 116 .
20 – ايران باستان – پيرنيا جلد يك صفحه 452 – 449 و تاريخ ديرين تركان ايران – صفحه 637 .
21 – اشكانيان – دياكونوف صفحه 8 .
22 – تاريخ اروميه – احمد كاويانپور ص 55 – 54 .
23 – تاريخ اجتماعي ايران – مرتضي راوندي صفحه 616 – 611 .
24 – غياث اللغات- صفحه 633 .
25 – مروج الذهب- جلد اول صفحه 231 .
26 – تاريخ گزيده حمد ا… مستوفي به اهتمام دكتر عبدالحسين نوابي – موسسه انتشارات امير كبير، تهران 1366 صفحه 30 .
27 – روزنامه جام جم – صفحه 7 – پنجشنبه 2 خرداد 1381 / سال سوم / شماره 586 .
28 – نشريه بهار – شنبه 24 ارديبهشت 1379.
oxtay2010
2011/11/21, 09:51 PM
سلاملار
سایقیلار حؤرمتلی یولداشلار
تورکجه یازاق برنامه سین ائله بیز یازمیشیق
آنجاق هله بیر پارا یانلیشلاری وار
کی اونودا ایشلندیکجه بیلنر
اونا گؤره یولداشلار خاهیش ائدیرم اگر بیر یانلیشی گؤره سه لر یا بیر شئی صلاح بیلسه لر بو یازیلیم(برنامه یه )ا آرتیراق دئسه لر چوخ سئوینک
هر کسین بو یازلیما گؤره سوروسو اولورسا خدمیتده واریق
بورا موهندیسلر انجومن دی بیزده موهندیس دئییلک گئچن هفته بورانی گؤردوک امما ایسته میردیم یازیلام امما گؤردوم بو یازیلیما گؤره بحث آچیلیبدیر اونا گؤره دئدیم یاخشی بودور کی بوردا یازیلیم بلکه منیم ده الیمده بیر ایش گلر هم اساس بونا گؤره یوخ ایسته دیم یولداشلار تشککور ائدم
http://turksher.mihanblog.com/
http://www.daghlar.com
بو بیزیم وبلاقدیر (البته بیزیم یوخ بؤتون آذربایجانی سئونلرین وبلاقی)
سایقی لارلااوختای نژادمحمّد
khosroshahiy
2011/11/22, 07:33 AM
سلاملار
سایقیلار حؤرمتلی یولداشلار
تورکجه یازاق برنامه سین ائله بیز یازمیشیق
آنجاق هله بیر پارا یانلیشلاری وار
چوخ ساغ اول قارداش
گوزل بیر ایش گورموسیز:gol::gol::gol:
سیزی بورانین جمینده گورماخدان چوخ سوینیریخ
E.lahe
2011/11/22, 04:34 PM
سلام
بروشوری چیزی وجود دارد برای آدرس خانه های تاریخی توی تبریز ؟
یا کل آثار تاریخی
آثاری که اجازه بازدید داشته باشند
قصد دارم این دفعه که اومدم تبریز تا جائی که میتونم برم و از این آثار بازدید کنم و عکس هم بندازم :D
ali hoseini
2011/11/22, 05:08 PM
سلام
بروشوری چیزی وجود دارد برای آدرس خانه های تاریخی توی تبریز ؟
یا کل آثار تاریخی
آثاری که اجازه بازدید داشته باشند
قصد دارم این دفعه که اومدم تبریز تا جائی که میتونم برم و از این آثار بازدید کنم و عکس هم بندازم :D
یو
بورا کی اصفهان دییر بورا تبلیغ الیلر
E.lahe
2011/11/22, 05:11 PM
یو
بورا کی اصفهان دییر بورا تبلیغ الیلروااااااا
مگه میشه ؟
برم بگردم سایتها و ببینم چیزی پیدا میشود یا نه
sadansy
2011/11/22, 05:57 PM
چوخ ممنونام گوزل سوزلریزدن
یاشییسیز:gol:
oxtay2010
2011/11/30, 05:03 PM
دوروشوق ترجومه سي-فارسجادان توركجه يه قاليب ترجومه سي (http://www.iran-eng.com/post-دوروشوق-ترجومه-سي-فارسجادان-توركجه-يه-قاليب-ترجومه-سي-18422.html) بو پروقيراملا فارسجا وبلاق قاليب لرين توركجه يه ترجومه ائده بيلرسيز و مهين بلاگ،بلاكفا ،بلاگ اسكاي تاريخ ده آذربايجان تقويوم ين ده سالا بيلرسينيز
يانليز بو پروقيراملا ترجومه ائدندن سونرا قالبي وبلاقينزا يئرلشديرمه ميشدن اونجه حتما بير سري ده اؤزوز اوخويون
ترجومه ايكي هر ايكي اليفبادا(لاتين و عرب) و عرب اليفباسيندا ايكي فورمادا (نورمال و دياكراتيك علامتلرله)اولاجاق هانكي سي سيزين وبلاقا اويغون اولسا فايدالانا بيلريسينيز
ائندير-دانلود (http://sonbilgi.arzublog.com/uploads/sonbilgi/chevirge.zip)بو بيرينجي وئرليشي اولدوغو اوچون ايمكاني اولسا اولان يالنيشلاري دئيه سيز تا گلن وئرليش ده چاليشاق اونلاري آرادان آپاراق
oxtay2010
2011/12/07, 06:13 PM
باياتي فالي توركلرده اولان ان قديم فال لارداندير
اسكي دن بونو بير نئچه نفر باياتي بيلن آداملا توتارديرلار
آمما داي ايندي سينه لريميز بو گؤزل سؤزلردن بوشاليب
اونا گؤره بيز چاليشديق بونو بير بيلگي سايار يازيليميلا يئني دن جانلانديراق
البته اسكي كي كيمين ائتمك موكون دئييل
بونلار يازيليمدا آرتيق آچيقلانيبدير.
http://eisa120.persiangig.com/document/bayatifali2.jpg
http://eisa120.persiangig.com/document/bayatifali1.jpg
ائندير-دانلود (http://dil.arzublog.com/uploads/dil/BayatiFali.zip)يارديم لينكي (http://eisa120.persiangig.com/document/BayatiFali.zip)
بو پروقيرام اوچون .NET Framework پروقيرامي لازيمدير اگر بيلگلي سايارينيزدا قوشولو اولماسا بوردان (http://www.microsoft.com/download/en/details.aspx?id=19) دانلود ائديب و قوشا بيلرسي نيزبو يازيليم دا 2150 باياتيدان فايدالانميشيق.حاضيرلايان:ا وختاي نژادمحمد
khosroshahiy
2011/12/11, 04:35 PM
http://moghanimiz.persiangig.com/image/Reza Afshar.jpg
- هنرمند؛ شاعر، نويسنده و كارگردان
- گوينده راديو
- سرپرست گروههاي نمايشي وموسيقي
- بنيانگذار و مسئول كتابخانه ، انجمن ادبی و گروه هنري فضولي
ـ و . . .
***
رضا افشارپور متخلص به افشار (http://ovshar.blogfa.com/post-30.aspx)در سال ۱۳۴۲ در محله پل سنگي (چاي قيراغي) تبريز، خيابان فارابي فعلي به دنيا آمد. دوران تحصيلي ابتدايي را در دبستانهاي شاه حسين ولي، اميركبير و نمونهي دكترمحسني به پايان رساند. در حين گذراندن دوره راهنمايي تحصيلي در مدرسه شاهحسين ولي در سن ۱۳ سالگي در اثر يك حادثهي دوچرخه سواري، از ناحيه ران چپ دچار شكستگي شده و به دنبال تشخيص اشتباهی دكتر فرزند كه اينك مقيم خارج از كشور ميباشد، تحت چندين عمل جراحي بيمورد قرار گرفته و براي هميشه ويلچرنشين گشته است.
پشتكار، اراده و همت شگفتانگيز اين هنرمند بزرگ به قدري زياد است كه گويي هيچ مشكلي نميتواند مانع فعاليتهاي توانفرسا اما بسيار مفيد و باارزش او شود، به طوري كه خود وي ميگويد:
درين باخيشلارلا، گئنيش اوركله
بودار دونيا ايچره نئجه دوستاغام!!!
يوخ؛ يورولماق بيلمم، يورولماق بيلم
حيات يوللاريندا اگيلمز داغام.
پس از سپري نمودن دوره نقاهت، دوران تحصيلي متوسطه را در دبيرستانهاي دهقان (آيه اللـه مدني فعلي)، و بنيصدر (ثقهالاسلام فعلي) به پايان رسانده و همزمان با اخذ ديپلم تجربي با داير نمودن يك واحد فني در محله پل سنگي به نام «الكتريكي آذرخش» به تعمير و فروش وسايل الكتريكي و الكترونيكي پرداخت. در سال ۱۳۷۰ از سوي ستاد ناحيه يك بسيج ادارات سپاه پاسداران ناحيه آذربايجان براي نوشتن يك نمايشنامه طنز دعوت به همكاري شد و بعد از چند ماه تلاش اولين درام موزيكال آذربايجان ايران به نام «گجيل قاپيسي» از سوي وي نوشته و در همان سال در هفته بسيج در دانشگاه تبريز به نمايش درآمد كه با استقبال بينظير مردم روبرو شد.
در سال ۱۳۷۱ به همكاري با باشگاه كارگردان اداره كل كار و امور اجتماعي استان دعوت شد و به سمت مسئول امور فرهنگي ـ هنري كارگران استان به ابتكاراتي دست زد كه بنيانگذاري و مسئوليت كتابخانه ملي ـ مردمي، انجمن ادبي و بزرگترين گروه هنري كشور به نام نامي محمد فضولي از جمله آنهاست. در همين خصوص شعراي استان چكامههايي سرودهاند كه به چند نمونه اكتفا مينماييم:
شاعر يالقيز در نغمههاي انجمن:
حرمت نام فضولي را فزون خواهد نمود
هر كــه بــاشد در حقيقت آشناي انجمن
جان مــن باشد فداي همت مــردانهي
آن كــه شد بنيــانگذار و رهنماي انجمن
شاعر اوياق در فضولي اوجاغي:
چاليشير مينّت سيز؛ سارسيلماز افشار
گونــش تـــك آيدينديــر تميـز نيّتي
آرزوسو: ظلمتين بـــاغريني يارمـــاق
اؤنملـــي يولـودور: عـــؤمور زينتـــي
***
سوسلهييب بـو ائوي بير انسان آدي
اوچ ديلين دانيلمـــاز ماهير اوستادي
دوغــــرودان بـو اولـو كتـــاب ائوينه
نـــه گؤزل يـــاراشير فضولــــي آدي
استاد حاجموسي هريسينژاد در قصيده فضولي:
او انجمن كي بناسي «فضولي انجمني» ايـدي
نشان وئريردي نجوم ايچره كهكشاندي فضولي
***
سريــع حــالدا تقبّل، جديد «كتـابخانا» سيندان
قضيّــه ايــدي ثبوتــي: كؤنـولستاندي فضولي
……….
«هريسي» سلطـــهي قوميّتين تفوّقي قويســـا
اينـــان كي نــابغهي آخرالـــزّماندي فضولــي
وی در سال ۱۳۷۳ بنا به دعوت بهزيستي استان با سمت مشاور امور فرهنگي ـ هنري مدير كل بهزيستي به همكاري با آن سازمان منصوب گرديده و با حداقل امكانات فعاليتهاي بيشمار و جالبي براي مددجويان تحت پوشش بهزيستي، كميته امداد، بيماران بيمارستان روحي رواني رازي و بيماران آسايشگاه باباباغي انجام داده و در چند جشنواره تئاتر و موسيقي نيز با نام امور فرهنگي هنري بهزيستي استان شركت نمود.
افشار در تاريخ ۶/۵/۱۳۷۱ به استخدام مديريت درمان سازمان تامين اجتماعي درآمد كه صد البته استخدام نامبرده در آن سازمان همچون استخدام ساير معلولين به همين سادگي و بدون غرضورزي صورت نگرفت. نكته جالب توجه اين كه پس از استخدام پرجنجال وي، افشار در مراسم روز جهاني معلولين چگونگي استخدام خود را در قالب نمايشنامهاي به نام «آتيلميش» در حضور مدير كل وقت امور درمان تامين اجتماعي استان (دكتر رضا علويزاده) به صحنه برد و موفقيت خود را برا ي تماشاچيان حاضر با آن تئاتر كه نويسندگي و كارگرداني آن را به عهده داشت به بيان هنري نماياند. وي پس از ۱۴ سال خدمت در بخش راديولوژي بيمارستان ۲۹ بهمن از طرف مسئولين بيمارستان به درمانگاه شماره يك تامين اجتماعي واقع در محله «دهوهچي» تبريز منتقل شد.
قیش کؤچوب یوخدو سازاقدان اثر ، اولموش یئنه یاز
یئنه گؤللرده دی قاز
سوسما ای نازلی آتا هر نه گؤرورسن یئنه یاز
اولموشام طبعووه باز
***
نازنین بسدی دا ناز ائیله مه ، نازه نه نیاز؟
گل ؛ ائله نازووی آز
آغی یاز ؛ قاره نی یاز ؛ گؤرویون هر بیر نه نی یاز
قیل «مخالف»! «شه ِ ناز».
***
چوخ جسارت دی دانیشماق ، منی عفو ائیله آتا
طبعووی قویما یاتا
حق سؤزون یاز! اوخویان یا توتا ؛ یا اینکی آتا
ایگید انصافی ساتا؟
***
داریخیرسان سا « سه تار »ی اله آل ؛ بیر چال ـ اوخی
یادا سال آجی ـ توخی
اوره گیم ائیله هدف ، کیپریگین ایله چال اوخی
محو ائله واری ـ یوخی
***
چونکی بیر دردده ییک اوستاد! سؤزومو تئز قانیسان
سن ده من تک یانیسان
سن هنر عالمینین هم جانی سان ، هم قانی سان
شعرا سلطانیسان
***
دیغلارام بئیله کی هجران اودو باغریم یارالیر
روزگاریم قارالیر
دشمنیم یوخ ، بو نه حکمت دی کی جانیم یار آلیر
نئجه رنگیم سارالیر
***
ناکسین طعنه سی درددن داها چوخ یاندیریری
سینه مه اوخ ویریری
محتاج اولدوق دا تانیشلار هامیسی یان دوروری
خلقی شیطان قوروری
***
غملی سؤز ، قانلی گؤزوم یاشی ، آنام ، بیرده تاریم
یالنیز اولموشلا یاریم
دشته دوشموش نئجه گؤر سیزلیزی پودایله تاریم
گئدیب الدن قراریم
***
نئچه یول ایسته میشم بو یاشاییشدان ال اوزوم
دینله نیسگسل لی سؤزوم
قیزاریب سیللی لر آلتیندا منیم بو ایت اوزوم
نئجه هر درده دؤزوم؟
***
وئرمیشم درد و غمیلن بوتون عمروم بادا من
یانمیشام هر اودا من
نه اولار جام وصالیندان ایچم بیر بادا من؟
دوستاغام دونیادا من
***
ادبیات قوروماقدا بیر آلینماز قالاسان
نئی ده کی بیر نالاسان
یئنه آرزیم بودو ایللر بویو سن ساغ قالاسان
صاباحا یول سالاسان
***
کئچه جک لردن اورک لر ده فقط ایزدی قالیر
اونلاری یاده سالیر
یالقیز « افشار » نئچه ایلدیر غمی غم اوسته قالیر
وئریر عمرون ،غم آلیر
.......................
این مثنوی مستزاد در زمان حیات زنده یاد استاد شهریار خطاب به ایشان سروده شده است
منابع :
۱ـ کتاب ادبیات اوجاغی ، بیرینجی جیلد ، یحیی شیدا ، ۱۳۶۴تبریز ، نوبل کتابخاناسی ، صفحات ۱۷۴الی ۱۷۸
۲ـ کتاب تذکره شعرای آذربایجان «تاریخ زندگی و آثار» ، جلد سوم ، تالیف محمد دیهیم ، اسفند ۱۳۶۸ ، چاپ آذرابادگان تبریز، صفحات۱۲۱الی ۱۲۴
CƏNUBİ AZƏRBAYCAN ƏDƏBİYYATI MÜNTƏXƏBATI(dərs vəsaiti) , BAKI -2003 , ALMAZ ƏLİQIZI , SƏHİFƏ 300 - 302
۴ـ کتاب مکث ، پروین پناهی یئنگی قیشلاق ، ۱۳۸۶ تبریز ، انتشارات یاران ، صفحات ۶۰ الی ۹۵
۵ـ وبلاگ موغانیمیز : http://www.moghanimiz.blogfa.com/cat-8.aspx (http://www.moghanimiz.blogfa.com/cat-8.aspx)
Gündüzün qısası,Gecənin uzunu
Havanın şaxdası,küçənin buzunu
Yadımda çörəgi,dadını duzunu
Hay verir çobanlar,qaytarın quzunu
Qayıdın kəndizə,Çillədir bugün
Şaxdalar üzümə,sillədir bugün
Uşaqlar düzülüb,bir bə bir yan yana
Bölürmüş almanı,hevanı tez,Ana
Babalar deyərkən nağıllar,mif,bana
Çubuqlar damaqda alışırlar yana
Qulağım pəndizə,gözlərim də dama
Bir dirsək bəsimdir gözümdən su dama!
Kötəgin də o çağ nə dadı varımış
Xoşluğum o zaman,bir ovuc qarımış
Ürəgiz gen imiş eviniz darımış
Sufrazda girdəkan al-qarpız,narımış
Eviniz dar-düdük olsada olubdur
Ancaq kı könlüzə gen-ışıq dulubdur
Uşaqkən anladım çilləni bol-yemək
Şaxtada,doslarla,küləkdən,qor yemək
Danışmaq,oynamaq,uturmaq,söz demək
Dumanlı-görsəli gözüvə indi ək
Çillənin anlamı nə işmək.nə yemək
Hardadır əski gün?isti-gün,nə demək!?
Anlayaq il-ayda Ən soyuq gündüzü
Fələkin həp soyuq görəndə üzünü
Gecənin ortası,qaranlıq sözünü
Boşlayıb dayanaq biz yolun düzünü
Şaxdanın qarnında istini inanaq
Küləkdə alışıb qonşuya gur yanaq
AŞIQ PƏKƏR
12-21-2010, 07:28 PM
میرحسین
2011/12/21, 02:47 PM
Dǝrin su bulanmaz
میرحسین
2011/12/21, 02:49 PM
özündən qaçan, tutsaqa düşər
khosroshahiy
2011/12/21, 04:35 PM
قیسا پیاملار چیلیه گوره تورکی دیلینده: (http://www.iran-eng.com/showthread.php/281432-%D9%BE%D9%8A%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%83%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%8A%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D9%83%D9%8A-%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D 8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8% A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%83%D9%8A-%D8%AF%D9%8A%D9%84%D9%8A%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D9%88%D8%B2%D9%84-%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%84%D8%B1-%D9%88-%D9%82%D9%8A%D8%B3%D8%A7-%D9%BE%D9%8A%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%B1/page6?p=4364060&viewfull=1#post4364060)
http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTcUT_AD6kFUUwVig2b90wXwHDuT6G2D QUBEZ9nifVLFM9ye1Gtpg63mZJG
BaBak.Turk
2011/12/29, 01:19 PM
اولدی وار چوندی یوخدی
زاویه
açıortay:نیمساز
daraçı:زاویه حاده
dikaçı:زاویه90
geni؛açı:بین 90 و180
doğruaçı:180
tamaçı:360
زيبا :گؤزل ، چاقو: گزن
بايد: گرك ، آيد: گلر
گؤي: آسمان ، پوشد: گئيه
پائيز :گوز ، نقره: گوموش
گيزلين: نهان ، كشتي: گمي
ديدار: گؤروش ، پوشش: گئييش
گؤزله: بپا و پوش: گئي
آئينه :گوزگو ، زور: گوج
گؤرنك: مثال ، پوشش: گئيين
كفتر: گؤيرچين ، گل: بيا
كوتاه: گوده ، آهو گئييك
گيز: سرّ و راز ، گيزلي: نهان
گؤل :بركه وپوست :گؤن
پر زور و محكم: گور
کلماتی که در مدرسه زیاد بکار می روند:
Yazdırılmaq ------ ثبت نام کردن
Oxul ------ مدرسه
Öyrətmən ------ معلم
Öyrənci ------ دانش آموز،دانشجو
Çanta ------ کیف
Oxu ------ درس
Soru - Sorğu ------ سوال،پرسش
Masa ------ میز
Karandaş ------ مداد
Örnək ------ مثال
Ödül ------ جایزه
Artı ------ جمع(+)
Çıxı ------ منها(-)
Çarpı ------ ضرب(×)
Bölü ------ تقسیم(÷)
Eşit ------ مساوی(=)
Çizgi ------ خط
Oxunaqlı ------ خوانا،خوش خط
Yazıcı ------ نویسنده
Oxuyub yazmaq ------ خواندن و نوشتن
Özüyazan ------ خودنویس
کلماتی که در مدرسه زیاد بکار می روند:
Əlif-bey ------ الفباء
Xoca ------ استاد
Sınaq ------ امتحان
Yazın-Yazıq ------ ادبیات
Yastı quşaq ------ بیضی
Yuvarlaq-Quşaq ------ دایره
Üçgen-Üçbücaq ------ مثلث
Dördgen ------ مربع
Cütqol dördgen ------ مستطیل
Altı bucaqlı ------ شش ضلعی
Işın ------ شعاع
Xorda ------ وتر
Alt bölüm ------ پاراگراف
Ayraç ------ پارانتز
Pozan-Silgi ------ پاک کن
Oxumuş ------ تحصیل کرده
Cizmə-qərə ------ نوشته ی ناخوانا
Sözbaşı ------ مقدمه
Süpürgəçi ------ مستخدم
Dil bilgisi ------ دستور زبان
Açı ------ زاویه
Yerlik ------ ضمیر
Necəlik ------ صفت
Sıfır ------ صفر
En ------ عرض
Boy ------ طول
کلماتی که در مدرسه زیاد بکار می روند:
Say ------ عدد،شماره،رقم
Eyləm ------ فعل
Çalışma ------ فعالیت،تمرین
Düz bucaq ------ قائم الزاویه
Söz ------ کلمه،واژه
Bucaq ------ گوشه،زاویه
Sözlük ------ لغت نامه
Yazı ------ انشاء،نوشته
Pay ------ صورت
Payda ------ پایه،مخرج
Bilim yurdu ------ دانشگاه
Yüzdə ------ درصد
Önək ------ پیشوند
Ək ------ پسوند
İdman ------ ورزش
Say bil ------ ریاضیات
Dinsəl ------ دینی
Yatay ------ افقی
Dik ------ عمودی
Yiğləmaq: گریه کردن
Urmaq: زدن
Yonoq: فقیر
Öw çalmaq: رفت و روب خانه
Baş çalmaq: کوتاه کردن موی سر
(اینا واسه همدان هستند)
TÖRƏC=بدعت
TÜMLƏC=متمم
TÖRƏL=حقوقی
TÜKƏTİM= استهلاک،مصرف
TUTU=رهن، گرویی
TUTUQ=خجول، محجوب
TAPMAQ=پرستیدن 2- پیدا کردن
TAPINMAQ= عیادت کردن
TAPINAQ=معبد، پرستشگاه
TAPI=معبود
TIFAQ=دودمان 2- اتفاق و اتحاد
TOMURCUQ=جوانه
TÖVŞƏMƏK=نفس-نفس زدن
TOZANAQ=گردوغبار
TÖRƏNİŞ=پیدایش،ظهور 2- تکثیر
TÖRƏTMƏK=ایجاد کردن 2- تکثیر و توالد
TÜTMƏK=سوختن و دود کردن
TOXTAQ=تسلّی 2- التیام
TUTQAC=گیره، دستگیره
TUŞ=روبرو، مقابل، برابر
TAMU=جهنم
ABANICI-آبانیجی=هجوم کننده-تکیه کننده
ABAY-آبای=قهر.غضب.خشم.روشنی.روشن بخش.حیرت آور.شگرف.بصیرت.دقت
ABAYLAMA-آبایلاما=تحریک
ABAYLAMAQ-آبایلاماق=خشمگین کردن
ABAYLANDIRMAQ-آبایلاندیرماق=خشمگین گردانیدن.موجب خشم کسی شدن
ABAYLANDIRILMAQ-آبایلاندیریلماق=خشمگین گردانیده شدن
ABAYLANMAQ-آبایلانماق=خشمگین شدن
ABAYLAYICI-آبایلاییجی=خشم آورنده
ABAYLAYIŞ-آبایلاییش=خشم آوری
PİTİK: Kitab, كتاب
PİTİKEVİ: Kitabxana, كتابخانه
PİTİNKƏRK: Burokrasi, بروكراسي
PİTİ: Qutsal göksǝl kitab, كتاب آسماني
PİTİMƏK: Tǝ`lif etmǝk, تاليف كردن
BİLGİPİTİK: Ansiklopediya, دائره المعارف
PİTİNÇİ: Burokrat, بروكرات
PİTİN: Kağaz, كاغذ، صفحه
PİTƏR: Müǝllif, مولف
PİTİM: Tǝ`lif, Tǝhrir, تاليف، تحرير
PƏTƏ: Fǝtva, فتوا، سند طلب
PİTİMLİK: Lǝvazim-i tǝhrir, لوازم التحرير، نوشت افزار
PİTİKÇİ: Kitab satan, كتابفروش
PİTİKLİK: Kitab gǝncǝsi, گنجه كتاب
TART= Tərazı 2- ağırlıq ترازو 2- وزن
TARTILI=Ağır , ağırlığı çəkilmlş وزن شده، سنجیده شده
TARTISIZ=vəzn olunmamışنسنجیده، وزن نشده
TARTMAQ=ağırlığını vəzn etməkوزن کردن، سنجیدن
TARTIŞMAQ=mubahisə, muşacirə مباحثه، مناقشه، مشاجره
TAVAN= səqf سقف
TƏKİL=müfrədمفرد
TƏKÖRNƏK=standard استاندارد، یکنواخت
TƏRSAÇI=زاویهی متقابل به رأس
TƏPKİ=əksüləməl عکس العمل
TƏPKİMƏK=əksüləməl göstərmək عکس العمل نشان دادان
TASA= Ğəm. ğussə غم، غصه
TASA ÇƏKMƏK=ğussə etmək غصه خوردن
TASALANMAQ= ğəm- ğussəli olmaqغصه دار شدن
TASALI= məğmum مغموم
TASARIM=tərh, təsvirطرح، تصویر
TARIM=zivraət زراعت، کشاورزی
TARIMSAL= əkiniliklə ilgili مربوط به زراعت و کشاورزی
TANSIQ=mö`cüzə معجزه
ABAMA-آباما=رد.مخالفت.ارعاب
ABAMAQ-آباماق=ردکردن.مخالفت کردن
ABANDIRMAQ-آباندیرماق=حیوانی رابه زانونشاندن.روی دست تکیه دادن.
ABANDIRILMAQ-آبادیریلماق=به زانونشانده شدن(حیوان)روی دست تکیه داده شدن.
ABANG-آبانگ=اگر.چنانچه
ABANLAMA-آبانلاما=گام شماری
ABANLAMAQ-آبانلاماق=گامهای بلندبرداشتن واندازه گرفتن مسافتی.گام شماری کردن
ABANLAYICI-آبانلاییجی=گام شمارنده
ABANLAYIŞ-آبانلاییش=گام شماری
ABANMA-آبانما=تکیه.حمله.ستیز
ABANMAQ-آبانماق=خم شدن حمله کردن وسینه سپرکردن.تکیه دادن
KƏRT: شكاف، بريدگي، شيار
KƏRTİK: شكاف، بريدگي، شيار
KƏRTMƏK: شكاف، بريدگي و شيار ايجاد كردن
KƏRTİRMƏK: Nişanlamaq
KƏRTƏLƏMƏ: Tǝdric, تدريج
KƏRTMƏ: Ağacdan çivi qullanmdan yapılan ev
KƏRTİ (KƏRDİ):باغچه حياط كه اطراف آن با شيار مشخص شده
KƏRTƏ: درجه، رده
KƏRTİKLƏMƏK: شكافته شدن
GƏRÇƏK: حقيقت
GƏZ(İK): گزك در تفنگ و تير
TÜMLƏV: Integral, انتگرال
TÖRƏV: Derivative, مشتق
شکاف=KƏRT
شکاف و بریدگی= KƏRTİK
شکاف دادن= KƏRTMƏK
شکافتن=KƏRTİKLƏMƏK
شکست خوردن=YENİLMƏK
شکست دادن=YENMƏK
شکست=YENİLGİ
شک=QUŞQU
شرجی=BÜRKÜ
شیشه=CAM
شرق= DOĞU
شاهد= TALIQ
شهادت دادن= TANIQLIQ ETMƏK
شریان(سرخرگ)= ATARDAMAR
شفق= ALLIQ
شبهجزیره=YARIMADA
شرح و بسط=AYRINTI
شکاف= ÇAT, ÇATLAQ
شاهراه= ANAYOL
ششضلعی= ALTIGÜL
شعاع=YARIÇAP
شال=ATKI
شیمی درمانی، کموتراپی=ƏMLƏMƏ
شفابخش=SAĞALTMAN
شفا=SAĞLATIM
شفا یافتن=ONMAQ
شفا دادن، معالجه کردن=SAĞLATMAQ
DURAL: İstatik, استاتيك
DURALBİLİM: Statics (Fizikdǝ), علم استاتيك، ايستائي
DURAĞAN: İstatik, Hǝrǝkǝtsiz olan hǝr nǝsnǝ ايستا
DEVİM: Dinamik, ديناميك
DEVİMBİLİM: Dynamics (Fizikdǝ), علم ديناميك
DEİNGƏN: Dinamik, Hǝrǝkǝtli hǝr nǝsnǝ ديناميك، هر چيز متحرك
BÖYÜMƏK: Böyük olmaq
BÖYÜK
BÜYÜLƏMƏK: Cadu etmǝk
BÜYÜ: Cadu
BÜYÜÇÜ: Cadugǝr
BİYİMƏK: Dans etmǝk
BİYİLƏMƏK: Dans etmǝk
BİYİ: Dans
BİYİÇİ: Rǝqqas, Dansöz
BİYİŞMƏK: Birlikdǝ dans etmǝk
EVRAN-ائوران=بخت.شانس
EVRƏN-ائورن=اژدها.دنیا.جهان
EVRƏN DƏYƏR-ائورن دگر=پارامتر
EVRƏNSƏL-ائورن سل=حهان شمول.جهانی
EVRƏNSƏLİK-ائورن سه لیک=جهانی شدن
EVRƏ-ائوره=صفحه
EVRİ-ائوری=پادشاه.افندی
EVRİT-ائوریت=میدان.محل چرخش
EVRİCİ-ائوریجی=گرداننده
EVRİM-ائوریم=تکامل
EVRİŞMƏK-ائوریشمک=جمع شدن.روان شدن به سوی چیزی.یاری رساندن به زیروروکردن یابرگرداندن چیزی
EVRİMƏK-ائوریمک=پیچاندن.چرخاندن.گر یدن.متطورومتکامل کردن
EVRİMƏ-ائوریمه=پیچش.چرخش.گردش.تکام � �
EVRİNTİ-ائورینتی=گردون.چرخان
EVRİNGƏN-ائورینگن=پیچنده.گردنده
EVRİNMƏK-ائورینمک=پیچانده شدن.گردش داده شدن.کامل شدن
TÜMCƏ= جمله
DÜZÜM= چیدمان
KİMSƏSİZLƏŞDİRMƏ=بی هویت کردن
ACUN=دنیا
SİNLİK=مزارلیق
İMGƏ=علامت
DURAXLAMA=مکث کردن
ETKƏN=تاثیرگذار
VARSIL=، پربار،دارا
VARSILLAŞDIRMAQ= پربار کردن
VARMAQ=رسیدن
ÜSTÜN YÖN=جهت برتر
DAYANMAQ=ایستادگی، تکیه، اتکا
SÖYKƏNMƏK=لم دادن، تکیه کردن
DEYİŞ=گفتمان
TUTUM=موضع
GƏRƏKSİM=نیاز، احتیاج
GÖNƏNC=رفاه، آسایش
GÖNƏNDİRMƏK=فراهم کردن رفاه و سعادت
GÖNƏNMƏK=رفاه و آسایش یافتن
BÜYÜLTƏC-بویولتج=برزگ کننده.آگراندیزور
BÜYÜLƏMƏK-بویوله مک=افسون کردن.جادوکردن
BÜYÜLƏMƏ-بویوله مه=افسونگری
BÜYÜLƏYİCİ-بویوله ییجی=افسونگر
http://up.vatandownload.com/images/r8d1oxgrqgn25clk86uf.jpg
ali hoseini
2012/1/01, 01:03 PM
آما ائله ایندی تمام تورکی دیلرده (تورکیه ده ده) تارخ یا تاریح دیلر
BaBak.Turk
2012/1/01, 02:39 PM
بورا ایستانبول دا دولمه باغچاسی به گوزل یردی
http://up98.ir/upload/server1/oz1ictwin3tge0gqy0y.jpg
بورادا کیریستال دونر کبابی سی کی بیر شعبه سیده آنتالیا دا ...
http://up98.ir/upload/server1/3dydxvuekjkn2msoh6c.jpg
EriNes7
2012/1/02, 10:34 PM
من آذری ها رو دوست دارم :redface:
BaBak.Turk
2012/1/03, 06:30 PM
من آذری ها رو دوست دارم :redface:
بیر نفر بیزی سویوردی اودا باسدیردیلار اشیه..
نکواریلارینا آلا گوشوم...(اوشاخلار بشلین))
BaBak.Turk
2012/1/03, 06:46 PM
http://up98.ir/upload/server1/p5et4db10evuv30ghey.jpg
BaBak.Turk
2012/1/06, 10:18 AM
یازیسان هی قلمی آغلادیسان اولمادیکی!
نقدر یازسا قلم سن پوزوسان اولمادیکی !
در گهونده گزیرم من پروانه لر تک !
گوزلیم من گلیرم سن قاچیسان اولمادیکی !
BaBak.Turk
2012/1/06, 10:19 AM
:gol::gol:آزربايجان وار اولسون .... ايستميني كور اولسون:heart::heart:
اسامی حیوانات در زبان تركی
آهو: جئیران، مارال، قیزال، كوپكر (نوعی آهو)
آهو بره (بچه): جویور، اه یلیك
آهو ماده: ینك
اردك: ؤردك، بیلی
اردك ماهی: دورنا بالیغی
اردك نر: سونا
اردك وحشی: چؤل ؤرده یی
از انواع اردك ها: آینالی، گوله ین قوش، فیتله ین جوره، جوره
اسب: آت
اسب ابلق: گه ین آت
اسب اصیل: جنیس آت
اسب باری (باركش): انك، یابی، یوك آتی
اسب به رنگ زرد و روشن: قولا
اسب بور: آل آت
اسب پروار: كوهلن آت
اسب رام نشده: قارا یهر، قولان، داش تولك
اسب آبی: دنیز آیغیری، دنیز آتی
اسب سرخ موی: كهر، كورن آت
اسب گاوی: قوشقو
اسب ماده: قولون لو
اسب مسابقه: جیدیر آتی
اسب نر: آیقیر
اسب یدك: كوتل
كره اسب: دایچا، قولون
الاغ: ئششك، ولاق، وزون قولاق
باز: توغان (دوغان)، سونقور، شونقار، شاهباز، قیرغی، قیزیل قوش، ال قوشو، ووچوقوش، لاچین، ترلان، باز
ببر: قاپلان
بز: كئچی
بز شش ساله: آزمان
بز كوهی: الیك، گییك، قارپاچا، داغ كئچی سی
بز نر: تكه، سییز، ئركج
بز یكساله: چپش
بزغاله: كئچی جیك، وْغلاق
بلبل: بولبول
بلدرچین: بیلدیرچین
جغد: بایقوش، یاپلاق، گئجه قوشو، بایقو، یاراسا
گنجشك: سئرچه
جوجه: تویوق بالاسی، یاورو، قوش جوغاز، جوجه
جوجه پر در نیاورده: اتنه، اتجه، اتجه بالا، زیلغا، اتمتن، توكلسه میس قوش بالاسی
جوجه خروس: بئچه، چورپا، چولپا
جوجه مرغ: فره
جوجه تیغی: كیرپی
خروس: خوروز
خروس جنگی: دالاشقان خوروز
خرگوش: دووشان
خرگوش اهلی: آدا دووشانی
بچه خرگوش: دووشان جیق
خرمگس: موزالان، بویه لك، آت میلچه یی، گیگووون
خفاش: یاراسا، پالاز قولاق، گئچه قوشو
خوك: دونوز، دونقوز، پورسوق، قانماز
خوك آبی: سو پیشی
خوك بچه: چوشقا
خوك وحشی: قابان
روباه: تولكو، شله قویروق
راسو: میشووول
شاهین: یتی قانادلی، آلیجی، ییرتیجی، قوش
از انواع شاهین ها: قاراقوش، قارتال، قیرغی، توغان، دوغان، ترلان، سونقور، شونقار، كركینجك، لاچین
شتر: ده وه
شتر ماده: آروانا، دیشی ده وه، هاچامایا
شتر نر: ئركك ده وه
شتر نر جوان: بوغور
شترمرغ: ده وه قوشو
طاووس: توووز
عقاب: قارتال، قیزیل قوش، قارا قوش
قوچ: ئركك قویون
قوچ وحشی: آرغالی، آرخا
قورباغه: قورباغا
قورباغه خشكیزی: قورقور باغالاری
بچهی قورباغه: چومچه قویروق
كلاغ: قارغا
كلاغ رنگی: زیبیل لیك تویوقلاری
كلاغ زاغی: دولاش، دولاشا
كلاغ سیاه: زاغ، قارقارغا، قوزغون
كلاغ سیاه و سفید: آلا قارغا
كبك: ككلیك، چیل
كبوتر: گویرچین
كبوتر چاهی (صحرایی): آلاباختا
حرم: مچید و زییارت خانالاردا یاشایان گویرچین
كركس: لئش قارتالی، ساققاللی قارتال، توغلو گورتون، چالاغان، قوزغون
میش: جامیش، گامیش، كل
گاومیش دو ساله: آوارا، بالاق
گاومیش نراخته نشده (تخمی): كله، كل
نوزاد گاومیش: پوتوق
گربه: پیشیك، مستان
گربه آبی: سو پیشی یی
گربه پوست پلنگی: تكیر پیشیك
گربه كور: نانكور
گربه ماهی: خول بالیغی، ناققا، ناخا
گربه وحشی: قامیش پیشی یی، دله، واشاق، مییو پیشی یی، یابانی پیشیك
گرگ: جاناوار، قورد، قارا آغیز
گوساله: بوزوو
گوساله گاومیش: پوتوق، آوارا، خوتك / گوساله ماده: دوگه
گوساله نر: جونگه، دانا
گوسفند: قویون
گوسفند پشمی: یونلوق، یون وئرن قویون
گوسفند دنبه دار: دیمیق
گوسفند دو ساله: دویج
گوسفند گوش دراز: كوره قویون
گوسفند نر: قوچ
موش: سیچان
موش آبی: سو سیچانی
موش صحرایی: سیچووول، چول سیچانی، چول كسه نه یی
موش كور: كوسته بك
ACARLAMA-آجارلاما=جوانه زنی
ACARLAMAQ-آجارلاماق=نوشدن.دوباره جوانه زدن
ACARLANMAQ-آجارلانماق=جوانه دارشدن.نوشدن
ACI QICIQ-آجی قیجیق=دماغ سوخته
ACI QINI VERMƏK-آجی قینی وئرمک=دماغ سوخته خریدن
ACIK-آجیک=برادربزرگتر
GÜVƏN:etimad-اعتماد
ÖZGÜVƏN:etimad be nəfs-اعتماد به نفس،اؤزنونه اعتماد ائتمک
SÖNÜK:خاموش
SÖNDÜRMƏK:خاموش ائتمک،خاموش کردن
YANIQ:روشن
YANDIRMAQ:روشن کردن
YALVARIŞ=التماس
YAKARIŞ=دعا
ökmə = anbar
ökmək = anbarlamaq, anbar kerden.
ökməçi = anbardar, anbarçı
ökməçilik = anbardarlıq
Qaraxanlı türkcəsindən bir neçə sözcug
Apa: ana, aba آنا، آبا، مادر، مادر بزرگ
Amul, amıl: Yavaşيواش
Apak, afak: Bembeyaz, Ağ Appak, Çox Ağسفيد سفيد، خيلي سفيد
Bat, bata: Derhal, həmənدرحال، آنا"
Belek: Hediye هديه
Budun, bodun: Halk, Mərdom مردم، خلق
Büt, Bit: İnanmak (Çaroymaq: biz bitmək eyləmin bu anlamda işlədirik: mənim sözümə bitdi)بيتمهك، قانع شدن، باور كردن
Bütünlükün, bütünlükin: Elbette, البته
Erti, erte: sabah
Ewir, ewür: Çevirmek, Döndərmək (Çaroymaq: biz əvir-təvir sözün işlədirik, durumu bəlli olmayan, müəlləq. معلق، تكليف نامشخص)
Karanku, Karanğu:Karanlık (Çaroymaq: Qaranqu, qaranquluq və qaranqu sərəskənd bölgəsində böyük bir çay adıdır)قارانقو
Küzgü, küzeŋü: Güzgü, Ayna (Çaroymaq: Güzgü)آينا، گوزگو
Orun, Orum: Yerيئر
Sın, sin: Mezar, Gor, قبر
Süçig, süçik, süçük, süçüg: Tatlı, Dadlı, دادلي
Tamuğ, tamuk: Cehennem جهنم
Telbe, telwe, tilbe, tilve: Deli, Dəli دلي
Tutaşı, tutşı: Komşuقونشو، همسایه
Uluğ, uluk: Yüce, Uca اوجا
Umunç, umınç: Umit, istekامید
Ugi, ühi: Baykuş, Bayquş, جغد
Ugür, Ögür: Topluluk, اجتماع
Uşkür, üşgür: Hatırlamakخاطيرلاماق
Yitük, yitik: Kayıp, غايب
Yorınça, yorınçğa: Yoncaيونجا ، یونجه
ياپماجيليقYapmacılıq : تصنع
ياديرقاماقYadırqamaq : بيگانه شمردن
يارارلانماقYararlanmaq : استفاده كردن
يارليقYarlıq : فرمان
AV : شکار
AVÇI : شکارچی
AVLAMAQ : شکار ائتمک
AVLANMAQ : شکار اولماق
AÇSAMAQ-آچساماق=درطلب گشایش بودن
AÇĞUCU-آچغوجو=بازکننده.فاتح
AÇQAC-آچقاج=کلید.گشاینده
AÇQAL-آچقال=گشودنی
AÇQUS-آچقوس=آچار
AÇQI-آچقی=عینک.براق کننده.کلید.بازکن.آلتی درنجاریوآهنگری برای بزرگ کردن سوراخ.براق
AÇQICI-آچقیجی=عینک ساز.براق کننده.بازکننده
AÇQIZIL-آچ قیزیل=به رنگ گل سرخ
AÇIQLATMAQ-آچیقلاتماق=براق کردن
AÇQILAMA-آچقیلاما=عینک زنی.برق اندازی
AÇQILAMAQ-آچقیلاماق=عینک زدن.بازدیدن.برق انداختن
AÇQILANMAQ-آچیقیلانماق=براق شدن.شفاف شدن
AÇQIN-آچقین=بسیاربازشونده
AÇLAN-آچلان=گشوده.چابک
AÇLOV-آچلوو=محل گشودن
AÇLIŞMAQ-آچلیشماق=بازشدن
AÇLINMAQ-آچلینماق=گشوده شدن.بازشدن
AÇMA-آچما=بازنکن.گشایش.زمین زراعی که ازبریدن درختان جنگل به دست آمده باشد.زاویه
AÇMACI-آچماجی=کسی که درختان جنگل رامی بردوازجای خالی آنهامزرعه درست می کند.
AÇMAZ-آچماز=بسته.دراصطلاح شطرنج حالت مهره که هرگاه آن راازبرابرشاه بردارند،شاه درحال کیش واقع شود.وضعیت سخت
وئرني-ورني Verni
Verni ورني نوعي زيرانداز بين فرش و گليم، زيلوئي حاشيه دار و ... است كه با تار و پود پشمي، تار پنبه يي و پود پشمي ويا تار و پود ابريشمي كه نوع مرغوب و صادراتي آن است بافته ميشود. زادگاه ورني آزربايجان شمالي (قاراباغ، باكي) است. ورني بافي بيش از يكصد سال پيش از اين توسط ايلات منطقه آرازباري (ارسباران) و موغان چؤلو (دشت مغان) به آزربايجان جنوبي انتقال يافته است.
در ايران ورني منحصرا در مملكت آزربايجان بافته شده و شاخصترين صنعت دستي ايلات تركي شاهي سئوهن در آرازباري (ارسباران)، قاراجاداغ، خييوو (مشگين شهر)، اهر و ... ميباشد. در برخي مناطق آزربايجان ورني را كه سابقا سيلهSileh ناميده مي شد سوماك يا سوماخ مي نامند. ورني معمولا داراي طرحي متشكل از چهارگوشه هائي است كه در رديفهاي افقي جاي گرفته اند.
خصوصيت اصلي ورني كه نام خود را نيز از آن گرفته اين است كه اغلب در هركدام از اين چهارگوشه ها نقشهائي به شكل S لاتيني بزرگ كه داخل آن با نقشهائي به شكل Z وياS لاتيني كوچك رنگارنگ پرشده جاي ميگيرند. متخصصين معتقدند كه اين نقشهاي S لاتيني در واقع موتيف اژدها بوده و مربوط به دوره ماقبل تاريخند كه در طول زمان به صورت نقشهاي تجريدي لاتينيS تقليل پيدا كرده اند. ورنيها بسته به وجود نقوش حيواني ديگر از جمله پرندگان دم دراز در آرواره اژدهاها كه عمدتا داراي دو گوش و يك دم اند به دو نوع تقسيم مي شوند.
در ميان توركان پيش از اسلام اژدها نشان خاقان (امپراتور) و سمبل فراواني، بركت، نيرو و قدرت، كائنات و طبيعت بود. اژدها در ميان تركان هون كه دستجاتي از آنها در مسير خود به اروپا بارها از قفقاز و آزربايجان عبور كرده و يا در آن ساكن شده اند، توتمي مقدس شمرده مي شد. اين نشان و سمبل در سيستم تقويم تركي دوازده حيواني نيز بكار رفته و سال پنجم اين تقويم باستاني ترك به نام اژدها وئرVer ويا وئرئنيVereni (به چيني Luy) ناميده شده است. (اكنون سال پنجم تقويم تركي دوازده گانه حيواني كلتهKəltə به معني سوسمار نام دارد). تصوير اژدها در صنايع ظريفه تركي پيش از اسلام و نيز پس از آن بويژه در هنر مينياتور از سوي هنرمندان ترك به طرز گسترده اي بكار برده شده است. در ورنيهاي ايلات ترك آزربايجان نيز تصوير اژدها سمبل شادي، خير و بركت است، چنانچه ايلات ترك تركهمهTərəkəmə ( قاراپاپاقQarapapaq – بوزچاليBozçalı ) در آزربايجان كه هنوز بخشي از باورها و سنن دوره شاماني خود را محافظه كرده اند، اعتقاد دارند كه تصوير اژدها در ورني، خير و بركت و سلامتي را به خانه مي آورد.
نام ورني از كلمه تركي باستاني ورنيVereni به معني اژدها گرفته شده است. اين نام امروز در لهجه هاي محلي زبان تركي به اشكال ورنهVərnə ، ورنيVərni ، وئرنيVerni ، ورنهخVərnəx ، وئرنيكVernik و ... و منابع اروپائي به شكلVerné, Verneh, Verni تلفظ ميشود. ريشه كلمه ورني Verni ، كلمه توركي بولغاري وئرئنيVereni به معني اژدها و مار بزرگ، كوره و ... است. (توركان بولغار از توركان باستان اند كه در سالهاي ٤٨٠ ميلادي، در استپهاي حوالي رود دانوب و درياي آزوف-شمال درياي سياه- و نيز دانوب سفلي و قفقاز سكونت داشته و بر بخشي از اروپاي شرقي حكومت كرده اند، نام كشور بلغارستان يادگار آنهاست). در زبان پروتورك سومري نيز كلمه اي مشابه به شكل اورنوUrnu و به معني اژدها موجود است. فرم اوليه اين كلمه در تركي باستان به شكل ائويرهنEvirən مشتق از ائبيرهنEbirən - Ebüren و به معني اژدها، مار بزرگ، چرخ فلك، كائنات و عالم است (Ebüren---> Ewüren---> Eviren). در اينجا ما شاهد حذف حرف اولE ويا جايگزيني دو حرف E و V (مئتاتئزيس) مي باشيم (Evren---> Veren). (پديده جايگزيني حروف بويژه اگر يكي از آنها حرف "رR " و يا "ل L" باشد حادثه اي بسيار رايج در لهجه هاي تركي است مانند تلفظ چؤلمهكÇölmək به چؤملهكÇömlək ، يالنيزYalnız به يانليزYanlız ، كؤرپوKörpü ، يارپاقYarpaq ، تورپاقTorpaq ، آرواتArvat ، سيرفاSırfa ، تورباTorba و .... به جاي كؤپرو Köprü ، ياپراقYapraq ، توپراقTopraq ، اوراغاتUrağat ، سوفراSofra ، توبراTobra و ....). معادل كلمه ائورهن به معني اژدها در زبان و لهجه هاي تركي چنين است: وئرVer و وئرئنيVereni ( تركي بلغاري قديم)، وئرئم Verem ( چوواشي قديم)، ائورهنEvren ( تركي عثماني)، ائورئمEvrem ( گاگاووزي). ("ن -N" آخر كلمات تركي در بسياري از موارد در تركي چوواشي و نيز زبان مجاري به "م -M" تبديل ميشود مانند كلمات اوزونUzun ، سانSan ، قارين Qarın و قالين Qalın تركي عمومي كه در چوواشي به ترتيب به وارام Vârâm، سومSum ، خيرامXıram و خوليمXulım تبديل شده اند). فرمهاي اين كلمه در ديگر زبانهاي آلتائي چنين است: در زبانهاي تونگوسي به معني مار و مار بزرگ، ايرئİre ( ائوئنكي)، وئرئنWeren ( اولچا)، وئWe ( اوديغئ)؛ در زبانهاي ژاپني به معني مار و كرم، ووروتيWoroti ( ژاپني قديم و مدرن)، اوروچيOroçi ( توكيو، كاگوشيما). كلمه اوروئني őrvényدر زبان مجاري به معني گرداب از همين ريشه است. برخي كلمه اورنگ در زبان فارسي را نيز مشتق از ائورهن تركي دانسته اند.
كلمه ائورهنEvrən از ريشه مصدر ائويرمهك Evirmək به معني پيچاندن، چرخاندن، گرديدن، متطور و متكامل كردن مشتق شده است (مصدر ائومهكEwmek در تركي باستان به معني در اطراف چيزي دويدن است). كلمه ويرنيخماقVırnıxmaq و يا وورنوخماقVurnuxmaq به معني پيچ و تاب خوردن، لوليدن و ... در برخي از لهجه هاي تركي آزربايجان جنوبي بازمانده اين مصدر باستاني تركي است. فرمهاي گوناگون اين مصدر در زبان و لهجه هاي تركي چنين اند: ائوورمهك Ewürmək (تركي قديم)، ابير. Əbir ( آلتائي)، آوور. Avõr- ( چوواشي)، ائوير. Evir- ( عثماني)، اهوير. Əvir- ( اويغوري)، ائگئره. Egere- ( مونقولي كلاسيك)، اورؤل. ôröl- ( مجاري). كلمات ائورهنسهلEvrənsəl ( جهاني)، ائوريمEvrim ( تكامل)، ائورهEvrə ( فاز، صفحه، مرحله تكاملي)، ائورهن بيليم Evrənbilim ( كوسمولوژي) در زبان تركي نيز از مشتقات همين ريشه اند. (در تركي معاصر معادل اژدها كلمات بوكهBükə و سازانSazan ميباشند. فرمهاي قديمي كلمه دوم، سازقانSazqan ( قيپچاقي)، سازاغانSazağan (عثماني)، ساخاقانSaxaqan ( كومان)، سارقانSarqan و شاراقانŞaraqan ( چوواشي باستان) است. كلمه مجاري ساركاني Sárkány به معني اژدها از چوواشي باستان اخذ شده است).
Slogan (ingilisce) = شعار = Qoşaq (Türkçe)
Motto (ingilisce) = شعار = İlkesöz (Türkçe)
Çillə = oc = اوج
Çillə = yayiin en chekimili yeri, zeh = زه کمان
Böyük Çillə = اوج سرمای بزرگ ,چله بزرگ
Küçük Çillə = اوج سرمای کوچک ,چله کوچک
yay Çilləsi = اوج گرمای تابستان , چله تابستان
AÇMAZ GƏTİRMƏK-آچمازگه تیرمک=به وضعیت سختی افتادن
AÇMAZLIQ-آچمازلیق=وضعیت دشوار.حالت فوق العاده.فورس ماژور
AÇMALIQ-آچمالیق=موادشوینده.لکه گیر.براق کننده.جلاسنج
AÇMAN-آچمان=گشاینده.فاتح
AÇUÇİ-آچوچی=کاشف
AÇUN-آچون=دنیا
AÇUN ALP-آچون آلپ=جهان پهلوان-دلاور دوران
AÇUNAL-آچونال=به اندازه ی تمام جهان
AÇUNTAŞ-آچونتاش=هم عصر.معاصر
AÇI-آچی=گوشه.زاویه.نگاه.دیدگاه. انوی سالخورده
AÇI ORTALAYAN-آچی اورتالایان=نیمساززاویه.خطی که یک زاویه رابه دوزاویه مساوی تقسیم می کند.
AÇİB AĞARTMAQ-آچیب آغارتماق=افشاء کردن
AÇIT-آچیت=پنجره
AÇICAQ-آچیجاق=قلم تراش
AÇİCİ-آچیجی=بازکننده.کلید.گشایند
AÇISAL-آچیسال=زاویه ای
AÇIŞ-آچیش=طرزگشودن.گشایش.شکوفای .کشف
VAYSINMAQ= Təəssüf etmək, mütəəssif olmaq افسوس خوردن، متاسف شدن
VEC= E`tina, aldırış توجه، اعتنا
VECƏ ALMAQ= Təvəccöh etmək, aldırmaq, önəm vermək اهمیت دادن، توجه کردن
VECLİ= Dədə dəyən, kara gələn بدرد بخور
VECSİZ= dərdə dəyməyən, bihudə بیهوده به درد نخور
YÜKÜM= görev, vəzifə وظیفه، تکلیف، اجبار
YÜKÜMLÜ= görevli,məcbur مکلف ، موظف، مجبور
YÜKÜNMƏK= tə`zim etmək تعظیم ائتمک
YÜRÜM=icra, infaz اجرا، انفاذ، اجرا کردن حکم و فرمان
YÜRÜRLÜK= Cərəyanda olmaq,cari olmaq جاری بودن، رایج بودن
YASTAN= düz, dağ başındaki düzəngahlıq هموار، زمین مسطح بر بالای کوه
YASTI= müsəttəh پهن، هموار، مسطح
YASTIQ= balış بالش
YASLANMAQ=dayanmaq, ləm vermək تکیه دادن، لمیدن
YAS= matəm، əza سوگ، ماتم
YASLI= matəmli,əzalı سوگوار
YASLAMA= matəmli evə aparılan yeməkغذایی که برای سوگوار میبرند
VAĞAM= Çürümüş,çox yetişmiş پوسیده و داغان
VAĞAMLAMAQ= ÇÜRÜYÜB DAĞILMAQ پوسیدن و داغان شدن
AÇIQ OLMAQ-آچیق اولماق=صریح بودن.صمیمی بودن
AÇIQ TUTQUN=آچیق توتقون=سایه روشن
AÇIQÇI-آچیقچی=بی قیدوبند
AÇIQDAN-آچیقدان=به صورت آشکار
AÇIQDAN AÇIQ-آچیقدان آچیق=آشکار.روشن
AÇIQ DANIŞMAQ-آچیق دانشماق=به صراحت سخن گفتن
AÇIQ DURUŞMA-آچیق دوروشما=جلسه ی علنی
AÇIQ DÜŞMƏ-آچیق دوشمه=نوعی فن درکشتی
AÇIQ SAÇIQ-آچیق ساچیق=پریشان.بی ادبانه.خارج از شئونات
AÇIQ FURA-آچیق فورا=زینتهای اطراف کفش
AÇIQ QAPI-آچیق قاپی=مهمان نوازی.درگشاده
AÇIQ QAPI GÜNÜ-آچیق قاپی گونو=روزی که برای آشنایی دانشجویان وکاراموزان باکارخانه هادرنظرمیگیرند
AÇIQ QAŞ-آچیق قاش=دخترخنده رو(نام دخترانه)
AÇIQ QALMAQ-آچیق قالماق=خالی ماندن
AÇIQLATMAQ-آچیقلاتماق=توضیح دادن
AÇIQLAŞDIRMAQ-آچیقلاشدیرماق=توضیح دادن.روشنترگردانیدن
AÇIQLAŞMAQ-آچیقلاشماق=روشن شدن.واضح شدن.بازشدن
AÇIQLAMA-آچیقلاما=توضیح
AÇIQLAMAQ-آچیقلاماق=توضیح دادن
AÇIQLANMAQ-آچیقلانماق=توضیح داده شدن.تشریح شدن
AÇIQLAYAN-آچیقلایان=شارح
تبرّی=ARINMAQ
تشخیص دادن=SEZMƏK
تشابه=BƏNZƏYİھ
تهاجم=SALDIRI, YÜRÜھ, BASQIN, AXIN
توجه، دقت= İLGİ , ضZƏN
تأثیر=ETKİ
تأثیر کردن= ETKİLƏMƏK
تخفیف=ENDİRİM
توهین=TOXUNC
توهین آمیز=TOXUNAN, TOXUNCLU
توتم=ONQUN
توزیع= ÜLÜھـM
توزیع= ÜLLƏھDİRİM
تنگنظری=DARGÖZLÜK
تغذیه و مواد غذایی=BƏSİN
تبعیض= AYRICALIQ
تضییق و فشار =BASINC
تفصیل( شرح و بسط)=AYRINTI
تساهل، مدارا، تلرانس = DÖZGÜ
تلرانس نشان دادن، مسامحه کردن=DÖZÜMLƏMƏK, DÖZÜNC
تلرانت، تلرانسلی=DÖZGÜLÜ, DÖZÜNCLÜ
ترک کردن= BOھLAMAQ
AXARLAR=آخارلار=تیره ای از عنکبوتیان
AXARLI-آخارلی=موافق باجریان هوا.جاری.آیرودینامیک
AXARLIQ-آخارلیق=بی قراری.بی ثباتی.پی درپیدرتغییربودن.سلاست.آهنگ � �اربودنروان بودن
AXAROD-آخاراود=آتش روان
AXARI-آخاری=مسیر.بسترسمت جریان
AXASI-آخاسی=روان شدنی
AXAĞAN-آخاغان=بسیارجاری شونده
AXAQ-آخاق=بستررود.سرازیری.کانال
AXAL-آخال=آشقال.مزبله
AXAN-آخان=جاری شونده.رونده.گذرا.خمار.جاری
AXAN ULDUZ-آخان اولدوز=شهاب سنگ
AXAN AY-آخان آی=ماه گذرا
AXANAQ-آخاناق=محل خروج آب اززمین.چشمه
AXANBİKƏ-آخانبیکه=بانوی بلندمرتبه.زیبای آسمانی
AXANTA-آخانتا=بسیارجاری شونده
AXTA-آختا=عقیم.خایه ی کشیده.بی خایه.مردی که بیضه هایش رابیرون آورده باشند.مردبی خایه که صدایش شبیه به صدای زن وبسیارمتمایل به چاق شدن امابی نشاط وفاقدموی صورت است.حیوان نری که خایه اش راکشیده باشندتافربه شود.میوه ای که هسته ی آنرادرآورده باشند.چرمی که برروی زین اسب میکشند..به صورت اخته وآخته واردزبان فارسی شده است.
AXTAC-آختاج=حیوان اخته شده
AXTAÇI-آختاچی=کسی که کارش اخته کردن حیوانات است.شاه وفرمانروایی که دست نشانده وتابع شاه وفرمانروایی دیگرباشد.داروغه ی اصطبل.میرآخور.به صورت اختاجی وآخته چی واردزبان فارسی شده است
اقدام= EYLƏM
اندوختن= BİRİKDİRMƏK
اندیشمند(متفکر)=DÜھـNـR
انعکاس=YANSIMA
انجمن=DƏRNƏK
انحراف=SAPMA, SAPINTI
انحصار=TƏKƏL
اکتفا=YETİNMƏ
انقلاب=DEVRİM
انقلابی= DEVRİMاİ
امکانپذیر=OLASI, OLANAQLI
ارتباط=BAĞLANTI
ارتباطات ماهوارهای=UYDU BAĞLANTILARI
اختناق=BOĞANAQ, BOĞUNTU
انزواطلب= ÇƏKİNGƏN
استراحت کردن=DİNLƏNMƏK, DİNCƏLMƏK
استدعا=DİLƏKCƏ
اشاعه=DUYURMA
اصلی، مخصوص به خود=ÖZGÜN
افتخار= QIVANC
افتخارکردن=QIVANMAQ
الهام گرفتن=ƏSİNLƏNMK
افزوده شدن=ƏKLƏNMƏK
استیلاکردن، موستولی شدن=ELİKMƏK
اشغال کردن= TAVIMAQ
امپریالیسم=ELİKSƏMƏ
تاریخ=ÖTƏK
تاریخی=ÖTƏKSƏL
تجدید=YENİLƏMƏ
تکرار(دوبارهکاری)= YENƏLƏMƏ
تخمین=GÖRMƏCƏ
تأکید=VURĞULAMA
تأمین= SAĞLAMA
تخصص= UZMANLIQ
تلفن=ÜNDƏK
تلفن همراه= GƏZƏR ـNDƏK, GƏZƏR
تلفن باهوش=USLU ÜNDƏK, USLU
ترجمه= ÇEVİRİ
توأم، همراه= YANISIRA
تشریک مساعی= İھBİRLİYİ
تموج=LƏPƏLƏNMƏK
تجهیز=DONATMA
تحقق=GERÇƏKLƏھMƏ
تحقیق=ARAھDIRMA
تقدیم کردن(عرضه کردن)=SUNMAQ
تکامل=OLQUNLAھMA
تعویق=OYALAMA, GECİKDİRMƏ
تپش و خلجان=ÇIRPINTI, DÖYÜNTÜ
تشنج، تلاطم= ÇAXNAھMA, اIRPINTI
تمسخر=LAĞ ETMƏK
تربیت= YRTİھDİRMƏ
تحقیر=KİاİMSƏMƏK, ALاATMAQ
تفسیر=YORUM
تعبیر=YOZUM
AÇIھQA-آچیشقا=پنجره
AÇIھMAQ-آچیشماق=باهم گشودن.مسابقه
AÇIĞ-آچیغ=برادربزرگتر
AÇIĞA ÇALAN-آچیغاچالان=کمرنگ
AÇIĞA ÇIXARTMAQ-آچیغاچیخارتماق=آشکارکردن.ب رملا کردن
AÇIĞQ ÇIXMAQ-آچیغاچیخماق=آشکارشدن.برملا کردن
AÇIQ AÇI-آچیق آچی=زاویه ی منفرجه.زاویه ی بیش از نوددرجه
AÇIĞ AÇIĞINA-آچیق آچیغینا=به صورت روشن.آشکار
AÇIQ AĞIZ-آچیق آغیز=یاوه.گزافه
AÇIQ AĞIZLI-آچیق آغیزلی=متعجب.حیران.یاوه سرا.پرگو
AÇIQ ALINLI-اچیق آلینلی=باشرف.باافتخار.سربل د
AÇIQ ANLATMA-آچیق آنلاتما=تصریح
AÇIQ AYDIN-آچیق آیدین=روشن.واضح
AÇIQ ƏL-آچیق ئه ل=سخاوت.جوانمردی
AÇIQAN-آچیقان=ترش.ترش مزه
AÇIQ OTURUM-آچیق اوتوروم=میزگرد
AÇIQ ÖYRƏTİM-آچیق اوگره تیم=آموزش مکاتبه ای ازراه دور
magnet
2012/1/17, 12:50 AM
كتاب مكتب قوپوز با نگاهی علمی و نو بر موسیقی عاشیقی و ارایه فرم ها و متدهای جدید مطابق با استانداردهای جهانی موسیقی توسط چنگیز مهدی پور تالیف و منتشر شد.
این كتاب که زیرنظر هیات علمی كنسرواتوار موسیقی باكو، با ترجمه و ویراستاری جواد كریم نژاد، از سوی انتشارات ریتم با همكاری موسسه فرهنگی هنری نغمه آفرینش چاپ شده است ، مجموعه ای ازمهم ترین و مفیدترین اطلاعات درباره تكنیك اجرایی قوپوز و موسیقی عاشیقی است كه با ارایه مباحث علمی از جایگاه ویژه ای در آموزش این ساز برخوردار است.
این مجموعه نخستین كتاب علمی در زمینه موسیقی عاشیقی محسوب میشود كه هدف اصلی از انتشار آن بر طرف كردن كاستی های آموزشی در زمینه اجرای صحیح تكنیك ها مطابق با استانداردهای موسیقی جهانی و آموزش تئوریك و علمی مورد نیاز هنرجویان سازعاشیقی است.
مولف این كتاب از فعالان و اساتید بنام موسیقی عاشیقی است كه دیپلم افتخار موسیقی بین المللی از اسپانیا را كسب كرده و به همراه گروه دالغا (موج) در اغلب كشورهای جهان از جمله آلمان، هلند، اسپانیا، كانادا، ژاپن، تركیه، كلمبیا با اجرای كنسرت های موسیقی به معرفی موسیقی عاشیقی پرداخته است.
چنگیز مهدی پور پیش از این سه كتاب در زمینه موسیقی عاشیقی، قوپوز مكتبی، عاشیق های قدیم و جدید و عاشیق هاوالاری را تالیف و فعالیت های فراوانی در شناساندن موسیقی عاشیقی داشته است. مكتب ساز 'قوپوز' با ارایه سرفصل های جدید آموزشی مورد نیاز هنرجویان، طرز اجرا و تكنیك ساز برطبق اصول علمی درهشت پوزیسیون ساز، منحصر به فرد می باشد.
این كتاب 344 صفحه ای، در قطع رحلی با شمارگان دو هزار و 200 نسخه به همت انتشارات ریتم عرضه شده و متن تركی آن توسط كنسرواتوار موسیقی باكو، به زودی در جمهوری آذربایجان برای تدریس در مراكز علمی و آموزشی موسیقی در این كشور و تركیه منتشر خواهد شد.
قُپوز، چُگور یا چوگور سازی است از خانواده سازهای زهی مقید از رده تنبور كه به آن دوتار نیز میگویند. این ساز مركب از یك قطعه چوب مجوف بر شكل عودی كوچك است كه دارای پنج وتر است. ساختمان این ساز از یك كاسه طنینی گلابی شكل و دسته ای مانند دسته تنبور تشكیل میشود كه كاسه اش از سه تار بزرگ تر می باشد.
نواختن این ساز هنوز هم میان تركمانان و اهالی آذربایجان ایران رایج است قپوز رایج در جمهوری آذربایجان و نواحی ترك نشین ایران، معمولا 9 سیمه است و نسبتا از دو تار و تنبور بزرگ تر است. این ساز نزد عاشیق ها (نوازندگان این ساز در آذربایجان) قپوز (و ساز) نامیده میشود و سازی شبیه باغلاما می باشد.
تفاوت قپوز معمول در منطقه همدان با قوپوز یا ساز عاشیق های مناطق دیگر آذربایجان و سازهای مشابه تركیه ای (چؤگؤر، باغلاما، تامبورا و دیوان) در كوك سیم ها و تعداد و فواصل پرده هاست و همچنین سازهای مذكور در شكل و اندازه كاسه و صفحه تفاوتی اندك با هم دارند.
منبع (http://nasrnews.ir/show.php?ID=7738)
raminbabak
2012/1/17, 08:56 PM
آنا ديلي آرادان گتمز
آذربايجان منيم ائليم ديليم منيم جانيم سنه قوربان اولوم...
آذربایجان اویاخدی
تورک دیلینه دایاخدی.
hamecheedoon
2012/1/18, 10:46 AM
اسامی حیوانات در زبان تركی
آهو: جئیران، مارال، قیزال، كوپكر (نوعی آهو)
آهو بره (بچه): جویور، اه یلیك
آهو ماده: ینك
اردك: ؤردك، بیلی
اردك ماهی: دورنا بالیغی
اردك نر: سونا
اردك وحشی: چؤل ؤرده یی
از انواع اردك ها: آینالی، گوله ین قوش، فیتله ین جوره، جوره
اسب: آت
اسب ابلق: گه ین آت
اسب اصیل: جنیس آت
اسب باری (باركش): انك، یابی، یوك آتی
اسب به رنگ زرد و روشن: قولا
اسب بور: آل آت
اسب پروار: كوهلن آت
اسب رام نشده: قارا یهر، قولان، داش تولك
اسب آبی: دنیز آیغیری، دنیز آتی
اسب سرخ موی: كهر، كورن آت
اسب گاوی: قوشقو
اسب ماده: قولون لو
اسب مسابقه: جیدیر آتی
اسب نر: آیقیر
اسب یدك: كوتل
كره اسب: دایچا، قولون
الاغ: ئششك، ولاق، وزون قولاق
باز: توغان (دوغان)، سونقور، شونقار، شاهباز، قیرغی، قیزیل قوش، ال قوشو، ووچوقوش، لاچین، ترلان، باز
ببر: قاپلان
بز: كئچی
بز شش ساله: آزمان
بز كوهی: الیك، گییك، قارپاچا، داغ كئچی سی
بز نر: تكه، سییز، ئركج
بز یكساله: چپش
بزغاله: كئچی جیك، وْغلاق
بلبل: بولبول
بلدرچین: بیلدیرچین
جغد: بایقوش، یاپلاق، گئجه قوشو، بایقو، یاراسا
گنجشك: سئرچه
جوجه: تویوق بالاسی، یاورو، قوش جوغاز، جوجه
جوجه پر در نیاورده: اتنه، اتجه، اتجه بالا، زیلغا، اتمتن، توكلسه میس قوش بالاسی
جوجه خروس: بئچه، چورپا، چولپا
جوجه مرغ: فره
جوجه تیغی: كیرپی
خروس: خوروز
خروس جنگی: دالاشقان خوروز
خرگوش: دووشان
خرگوش اهلی: آدا دووشانی
بچه خرگوش: دووشان جیق
خرمگس: موزالان، بویه لك، آت میلچه یی، گیگووون
خفاش: یاراسا، پالاز قولاق، گئچه قوشو
خوك: دونوز، دونقوز، پورسوق، قانماز
خوك آبی: سو پیشی
خوك بچه: چوشقا
خوك وحشی: قابان
روباه: تولكو، شله قویروق
راسو: میشووول
شاهین: یتی قانادلی، آلیجی، ییرتیجی، قوش
از انواع شاهین ها: قاراقوش، قارتال، قیرغی، توغان، دوغان، ترلان، سونقور، شونقار، كركینجك، لاچین
شتر: ده وه
شتر ماده: آروانا، دیشی ده وه، هاچامایا
شتر نر: ئركك ده وه
شتر نر جوان: بوغور
شترمرغ: ده وه قوشو
طاووس: توووز
عقاب: قارتال، قیزیل قوش، قارا قوش
قوچ: ئركك قویون
قوچ وحشی: آرغالی، آرخا
قورباغه: قورباغا
قورباغه خشكیزی: قورقور باغالاری
بچهی قورباغه: چومچه قویروق
كلاغ: قارغا
كلاغ رنگی: زیبیل لیك تویوقلاری
كلاغ زاغی: دولاش، دولاشا
كلاغ سیاه: زاغ، قارقارغا، قوزغون
كلاغ سیاه و سفید: آلا قارغا
كبك: ككلیك، چیل
كبوتر: گویرچین
كبوتر چاهی (صحرایی): آلاباختا
حرم: مچید و زییارت خانالاردا یاشایان گویرچین
كركس: لئش قارتالی، ساققاللی قارتال، توغلو گورتون، چالاغان، قوزغون
میش: جامیش، گامیش، كل
گاومیش دو ساله: آوارا، بالاق
گاومیش نراخته نشده (تخمی): كله، كل
نوزاد گاومیش: پوتوق
گربه: پیشیك، مستان
گربه آبی: سو پیشی یی
گربه پوست پلنگی: تكیر پیشیك
گربه كور: نانكور
گربه ماهی: خول بالیغی، ناققا، ناخا
گربه وحشی: قامیش پیشی یی، دله، واشاق، مییو پیشی یی، یابانی پیشیك
گرگ: جاناوار، قورد، قارا آغیز
گوساله: بوزوو
گوساله گاومیش: پوتوق، آوارا، خوتك / گوساله ماده: دوگه
گوساله نر: جونگه، دانا
گوسفند: قویون
گوسفند پشمی: یونلوق، یون وئرن قویون
گوسفند دنبه دار: دیمیق
گوسفند دو ساله: دویج
گوسفند گوش دراز: كوره قویون
گوسفند نر: قوچ
موش: سیچان
موش آبی: سو سیچانی
موش صحرایی: سیچووول، چول سیچانی، چول كسه نه یی
موش كور: كوسته بك
وقتی اینجوری دسته بندی می کنی خیلی مفیدتر میشه
ساغول
وقتی اینجوری دسته بندی می کنی خیلی مفیدتر میشه
ساغول
صفحات قبل رو ببینید چند پست این چنینی گذاشتم
جانلار قوربان
hamecheedoon
2012/1/19, 12:27 PM
صفحات قبل رو ببینید چند پست این چنینی گذاشتم
جانلار قوربان
دیدم-خیلی خوبه هم محلٌه ای
محلٌمیزین گؤل اوغلی سان
http://www.pic.iran-forum.ir/images/cy8xw88npzh0cuykiic.png
ÇADRALI QIZLARIMIZA
Sizə indi diyorlar: – Çıхınız bu örtüdən,
Qovunuz üzünüzdən bu məlun buludları.
Bunların fərqi yoхdur acı bir üzüntüdən,
Parçalayıb yırtınız bu кöhnə yadigarı.
Bu хitabı bəlкə siz хoşlayıb bəyəndiniz,
Qəlbinizdə titrədi şəfəqlənən arzular,
Bəziniz də çarşafı yandırıb sеvindiniz,
Fəqət bunu başında daşıyan daha çoх var.
Bir çoхu anasından, bir çoхu babasından
Qorхaraq bu çizgini sürüкlüyor pеşincə.
Bəzi əsкidən əsкi olan əqrabasından
İstəmiyor еşitsin hər ağız sözü, məncə.
Yaхşı qız! Bəlкə sən də utanaraq məhlədən
Vida еtmiyorsun o zülmətin övladına?
Qorхmadasın bir хətər toхunar qanadına
Fəqət bu dеyil bizə yaşayışı öyrədən.
Qaya uçdumu, əlbət, toz qopacaq yеrindən,
Buludlar sıхılınca ildırımlar guruldar.
Qoy onlar nə dеr dеsin, sənin əməllərində
Möhtəşəm dənizlərin çiçəкləri parıldar.
Düşün, bil кi, o çadra, bayquş qanadlı çadra
Şərqin qaranlıq, siyah mühitindən toхunmuş.
Aləm dəyişmiş indi, o Şərq hara, sən hara?
Mərsiyəsi o Şərqin çünкi çoхdan oхunmuş.
Təbiidir кi, ay qız, yaz ayları gəlincə
Yarpaqlanıb pərdədə qalmaz örtülü qöncə.
Rəvamıdır yurdunun açıq bir səhərində
Dalğalansın bir bahar buludu gözlərində?!
Həyatın səslərindən кəsb еdərəк iqtidar,
Bu qaynar məmləкətdə qoş, oyna, sıçra, hayqır!
Onsuz da həyat adlı, çəliк barmaqlı ruzgar
Başınızdan çarşafı götürüb qaçacaqdır.
Müşfiq
raminbabak
2012/1/21, 07:44 PM
سيلدددددددددددددددددددددد ددددددددددددديم
http://up98.ir/upload/server1/e8itl5p6fnct3fns9ngn.gif
چرا پرچم ترکیه؟
راستی من معنی بعضی از کلمات ترکی استانبولی رو نمیدونم میتونم ازت بپرسم؟ اصلا چطوره یه تایپیک در این مورد بزنی؟
میرحسین
2012/1/22, 01:02 AM
....
قوربان اللره بونو حذف ائله ;)
raminbabak
2012/1/22, 10:53 AM
چرا پرچم ترکیه؟
راستی من معنی بعضی از کلمات ترکی استانبولی رو نمیدونم میتونم ازت بپرسم؟ اصلا چطوره یه تایپیک در این مورد بزنی؟
سنين سوزوه كااش توركيه دا اوليديم اونه گورا...
ايستانبولي ديلي بير فارقي آزري نين وار كي توركيه ده يازما قواعد كونوشماخينان بير دئير اما ازري ده كونوشماخينان يازما بيردي
سنين سوزوه كااش توركيه دا اوليديم اونه گورا...
ايستانبولي ديلي بير فارقي آزري نين وار كي توركيه ده يازما قواعد كونوشماخينان بير دئير اما ازري ده كونوشماخينان يازما بيردي
indi ne apim? sormiyim?
بیلمیرم دوز یازدیم یا یوخ؟
raminbabak
2012/1/22, 09:02 PM
indi ne apim? sormiyim?
بیلمیرم دوز یازدیم یا یوخ؟
yaxshidi devam et
بولارین معنی سی نمنه دیر؟
enteresan
masallari
turg gibi یا tulg gibi
hizli
yavuz
raminbabak
2012/1/22, 09:18 PM
بولارین معنی سی نمنه دیر؟
enteresan
masallari
turg gibi یا tulg gibi
hizli
yavuz
بير مينجي بولمديم
2:ماسال ياني (ميز)
3:ايچي بوش آداما ديرلر تولوق
4: خشين آدام
5:يووز؟! ائ كيشي آدي دي؟.
بير مينجي بولمديم
2:ماسال ياني (ميز)
3:ايچي بوش آداما ديرلر تولوق
4: خشين آدام
5:يووز؟! ائ كيشي آدي دي؟.
keloglan masallari یعنی میزهای پسر کچل؟
اولی هم اِنتِرِسان.
raminbabak
2012/1/22, 09:27 PM
keloglan masallari یعنی میزهای پسر کچل؟
اولی هم اِنتِرِسان.
بولمديم كارداش:(
elahe.elahe2
2012/1/22, 09:33 PM
نه خلوت الیپسییییییییییییز!!!:D
raminbabak
2012/1/22, 09:42 PM
نه خلوت الیپسییییییییییییز!!!:D
هله اره گتمه ها صبر اله سيكه باهالاشير
بولمديم كارداش:(
عیبی یوخ اوزویون ناراحت ائله مه. یینه اشکالیم اولسا بیله نن سوروشاجایام.
elahe.elahe2
2012/1/22, 09:50 PM
هله اره گتمه ها صبر اله سيكه باهالاشير
:surprised:چشم!
اما بیدن ینده اشاغه نینییم!!!!
raminbabak
2012/1/22, 09:52 PM
:surprised:چشم!
اما بیدن ینده اشاغه نینییم!!!!
گوخما هيساد بوردا يمز ززززززززززززززززز
میرحسین
2012/1/22, 10:10 PM
آی بالا بو تاپیکی سیزه خاطیر قویوبلارها :razz:
http://www.iran-eng.com/showthread.php/178291-%D8%A2%D8%B2%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D 9%86-%D8%A7%D8%A4%D8%B1%D9%87-%DA%AF%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%A7%D9%BE%D8%A6%D8%B3%D8%A6%D8%8C%D8%AA%D 8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D8%8C%D8%A8%D8%A4%D8%AA%D8% A4%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D 9%86%D9%84%D8%A6%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%DA%86%D8%A6%D9%82%D8%AF%D8%A6%D8%B1
آی بالا بو تاپیکی سیزه خاطیر قویوبلارها :razz:
http://www.iran-eng.com/showthread.php/178291-آزربایجان-اؤره-گی-نین-قاپئسئ،تبریز،بؤتؤن-آزربایجانلئلارا-آچئقدئر
باغشلا:cry:
انتظار گئجه سی
اولدوز سایاراق گوزله میشم هر گئجه یاری
گج گلمه دیر یار یئنه اولموش گئجه یاری
یاتمیش هامی بیر آلله اویاق دیر داها بیر من
مندن آشاغی کیمسه یوخ اوندان دا یوخاری
قورخوم بودی یار گلمه یه بیردن یاریلا صبح
باغریم یاریلار صبحوم آچیلما سنی تاری
دان اولدوزی ایستر چیخا گوز یالواری چیخما
او چیخماسادا اولدوزومون یوخدی چیخاری
گلمز تانیرام بختیمی ایندی آغارار صبح
قاش بیله آغاردیقجا داها باش دا آغاری
عشقین کی قراریندا وفا اولمیا جاقمیش
بیلمم کی طبیعت نیه قویموش بو قراری؟
ریشخندله قیرجاندی سحرسویله دی دورما
جان قورخوسی وارعشقین اوتوزدون بوقماری
اولدوم قره گون آیریلالی او ساری تلدن
بونجا قره گونلر دی ائدن رنگیمی ساری
ازبس منی یاپراق کیمی هجرانلاسارالدیب
باخسان اوزونه سانکی قیزیل گولدی قیزاری
محراب شفقده اوزومی سجده ده گوردوم
قان ایچره غمیم یوخ اوزوم اولسون سنه ساری
عشقی واریدی شهریارین گللی-چیچکلی
افسوس قارا یل اسدی خزان اولدی بهاری
مرحوم استاد شهریار
saminaz
2012/1/22, 10:46 PM
سلام بوتون ترک اوشاغلارا
:gol:
arash_441
2012/1/22, 10:51 PM
سلام بوتون ترک اوشاغلارا
:gol:
سلام بیزیم گوزل همشهریمیز گاپه گاباقیندا دورماین بویرون ایچریه
سلام بوتون ترک اوشاغلارا
:gol:
سلام عزیز کیفین؟
خوش گلیبسن؟
arash_441
2012/1/22, 10:52 PM
باغشلا:cry:
عارفن عکزن هاردان تاپن!! آخر سره خوشم گلمده چوخ دوسوزیده تکراریده
saeid_67
2012/1/22, 10:54 PM
بوتون همشهریلر سلام
بو سلام دا مخصوص اقا تبریزلی مدیره سلام;):gol:
عارفن عکزن هاردان تاپن!! آخر سره خوشم گلمده چوخ دوسوزیده تکراریده
هیه منده قبول ائلیرم. گرک آیری بیر ایش گورردی.
میرحسین
2012/1/23, 09:41 PM
باغشلا:cry:
بو پستونان قاباخ پستلارین دیل اورگشمخ موردینده دی ، منده سنی دمیردیم، آما بونان بویانا دوندریبسن صحبته، بوردا روزمره سوزلریزی دمیین، چخلو تاپیکلر وارکی دانیشماخدان اوتوره دی، بورانین پستلاری الکی یوخاری گدنده، اوشخلارین دیرلی پستلارا ال تاپماخلاری چتین اولور، اونا گوره خواهیش الیرم کی ضروری پستلاریزی بوردا دیه سیز و اوبیری لری او بیری تاپیملرده
هامیزین چیچی یَم :gol:
khosroshahiy
2012/1/25, 01:21 PM
يازارام عالمه بللنديره رم اوز ديليمی
قويمارام پر پر اولا سوسنمی سنبوليمي
نه قدر وار گوزومون نوری هله اولمه ميشم
ساخلارام گوزلريمون اوسته گوزل سه وگليمی
بير غزل تركي يازوب باشلارينا تاج ائدرم
قويارام باشلارنون باشينا اوِِّل گوليمی
چوخلار ايستور داغيلا باغچامون الوان چيچكی
گئجه گوندوز چالشيب دولدورارام زنبيليمی
يغشون سيزده يازون ای ننه قوربان گوزونه
قويميون قارداشی گورسون گينه قارداش اوليمی
دشمان ايستور بو ائلون نعشلری يئرده قالا
منيده ازدرالاق هوكدوره لر بول بوليمی
قويموشام عمرومی بو يولدا كی تا واردی جانم
گئجه می،گوندورومی،هفته می،ای و ايليمی
من غزل بوستانين بير اوخيان بول بوليم
اوخورام تا نه قدر باغلاميوبلر دليمی
منه اورتدی نه نم هر شيه ناقيش ورارام
جئجمين قاتداما ميش اسدلا دارا كيليمی
نه قدر شهرياريم واردی نه غم واردی منه
سيز اولون شهريارا تای يئره ورسون ظُليمی
منه بير سوز دئدی خلوتده او ظاليم بالاسی
منی چوخ سوزيله ياندردی چخاردی كوليمی
يوردومون عشقينه ايللر بويی سوزلر يازارام
ساتمارام آيری ديله ،نه ديليمی،نه ائليمی
صادقا شهريارون هجرتی نيسگيلدی منه
ساخلارام حبس ائله رم سينه ده اوز نيسگيليمی
khosroshahiy
2012/1/25, 01:45 PM
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
ماشینین اؤزه ل جه گلسه فرنگ دن
ائویوه سالاسن قیزیل دیره ک دن
قیزیل بیله زیک لر داشا بیلک دن
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
کت شالوارین توتا بئش آلتی میلیون
مدرکین باشیندا یازیلسا سوربون ( دانشگاه سوربن فرانسه )
یاتاق یئرین اولسا هوتئل شرایتون
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
ریاست میزین سه اولا آبنوس
یالتاق لار سنین چین هئی اولالار لوس
ویرالار الیوه آیاغیوا بوس
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
اون آلتی مربته اولا ائو- ائشیک
دوزه له اوشاغنا قیزیل دان بئشیک
قوروقچو لار دورا قاپیندا کئشیک
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
ائوینده اولارسا اؤزه ل بیر سونا
آروادین خشله یه میلیون بیر دونا
هئیکل تراش اگر هئیکلین یونا
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
قاشیقین ، چنگالین اولسا گوموشدن
دوداغنا ویراسا اوزلوک گولوش دن
انبارین دولوبسا داشسا بوروشدن
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
گئده سن عؤمره یه اولاسان حاجی
قویاسان باشیوا قیزیلدان تاجی
لبه دارین اولا باشدا قئیقاجی
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
باغ – باغاتین اولا کت ده یوز قته
یئیه سن، ایچه سن ، دولاسان ائه
دولاندیغین یئرلر، پئکن(پکن) ، کلکته
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
هفته ده بیر جوره سوره سن ماشین
یوزلر مینه باخا اؤلسن ، باش داشین.
هشتادی دوخسانی آشسادا یاشین
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
بیر دیوان یازاسان اللی مین صفه
فرانسا قابلارین دوزه سن رفه
جمعین دورالار امضاوا صفه
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
گؤزه ل لر ایچینده اولاسان اؤزه ل
باخیشیندان یاغا یاغیش تک غزل
اولاسان دونیادا بیرینجی گؤزه ل
آداملیق اولماسا نه فایداسی وار ؟
ادامه این شعر را میتوانید در کتاب گلین قئینانا ازتبریزلی ممی نین طنز شعرلری ( محمد رحیمی ) بخوانید.
برگرفته از کتاب گلین قئینانا « تبریزلی ممی نین طنز شعرلری »
آللی
« آللی » نام روستایی است در حومه ی شهرستان اهر، در مسیر جاده ی اهر – مشکین شهر، در ضلع جنوبی روستای « نودوز » و در دامنه ی رشته کوه قوشا داغ واقع شده است. در مورد وجه تسمیه و معنا و مفهوم آن نظراتی به شرح زیر داده می شود :
واژه ی « آللی » از ترکیب دو عنصر « آل » + « لی » تشکیل شده است. معنی و مفهوم آل در فرهنگ لغات چنین آمده است : « آل 1 : رنگ سرخ روشن، آللی : دارای رنگ سرخ و شاد. « آللی – گوللو » : سرخ و گلفام، خوش وآب و رنگ ... آل در اصل نامی بود برای مرکّب سرخ رنگ که از چین آمده و فرمانروایان ترک اسناد خود را با آن مهر می زدند. طبعا از این رو بوده که « مهر و نگین پادشاهان ترک » در فرامین ( = یارلیق ) آل تامغا : مهر سرخ و یا به طور مخفف « آل » می خواندند. آل 2 : حیله، مکر و خدعه. آل 3 : ( آل آروادی/ هال آروادی ) : دیو مونثی که به زائو صدمه می رساند، آل بیابانی، آل. بر اساس یک باور افسانه ای این دیو از آهن می ترسد، لذا اگر بتوان به ترفندی بر یقه ی این دیو سوزن وصل نمود، چون جرات دست زدن به سوزن را ندارد، همیشه در بند مانده و قدرت رهاندن خود را نخواهد داشت و می توان از او کار کشید... به نظر می آید « آل » در اصل به معنی رنگ سرخ بوده و دو معنی بعدی ( حیله و دیو) معنی مجازی کلمه است. زیرا حیله همان دو رنگی است و دیو هم به حیله گری معروف است. ( لغتنامه جامع اتیمولوژیک – دیل دنیز، اسماعیل هادی، ص 76-77 )
مرحوم بهزاد بهزادی در صفحه ی 113 و 114 فرهنگ آزربایجانی – فارسی و اسماعیل جعفر زاده در صفحه ی 101 کتاب « ارک تورکجه سی سؤزلوگو » در معنا و مفهوم واژه ی « آل » نظرات مشابه آقای هادی را دارند.
البته در پاره ای مواقع واژه ی آل مجازا در مفهوم خورشید نیز به کار گرفته شده است. « آل مفاهیمی مثل بلندی و قدرت دارد. یاقوت ها به بلندی و بزرگی و شان و شهرت آلوان و آلبان می گویند. » ( نگاهی به واژه های اساطیری آزربایجان، صمد چایلی، ص 38 ) پسوند « لی / لو » ؛ « از پسوندهای فعال ترکی است و کاربردهای متفاوت دارد که برای نسبت و انتساب به شهر، کشور، محله – در معنای معیت - کاربرد مزدوج با آوردن متضاد ( وارلی – وارسیز ) – برای افاده ی قید زمان – برای افاده ی صفت و دارندگی – برای افاده ی مفهوم قابلیت و ... به کار می رود. » ( ترکی هنر است، اسماعیل هادی، ص 74و 75 ).
« عبدالقادر اینان » در حالی که از آل، آلبلس، خانم آل خلق های ترک بحث می کند به یک دلیل خوب اشاره می کند. او می نویسد : معمولا آل، پیرزن آل زرد روی ، دختری زرد رنگ متصور می شد [ که ] گاهی به شکل بز، گاهی به شکل خانمی که پستان های حجیم و بزرگی داشته که آنها را روی شانه هایش می انداخت. او دشمن ازدواج نیز به حساب می آمد ... او تلاش می کرد خانم ها را در زمان زایمان بکشد. حال دقت کنیم که چرا او او به شکل دختر زرد رنگ و بز متصور شده است زیرا تصور اینچنینی او را به روشن شدن ریشه ی اعتقادی و شخصیت اساطیری آن کمک می کند. به نظر تصور آل به صورتی که گفته شد با کیفیت اسطوره ای اولیه آن در پیوند میباشد. معلوم است که رنگ های زرد و قرمز در تفکر اساطیری خلق های ترک به عنوان رمز آفتاب شناخته شده است. معانی بلندی، قرمزی، آتشین در « آل » و نیز متصور شدن او در شکل دختر زرد رنگ این امکان را بوجود می آورد که رمز آفتاب بودن آن را قبول کنیم ... در بین تعدادی از خلق های ترک « آل » خدا بانوی آتش و اجاق محسوب شده است ... آزربایجانی ها، خانم آل را به شکل خانمی که پستان هایش تا زانویش می رسید ، خانمی که پستان های حجیمش را به دوش می انداخت می پنداشتند. آنها همچنین او را زرد و قرمز رنگ، گیسو بلند، معیوب و دشمن زنان زائو تصور می کردند. ترک ها، اوزبک ها، ترکمن ها، خلق های ترک غرب سیبریه و تاتارها چنین اعتقادی داشتند ...« کرکوت » های عراق به دلیل اینکه خانم آل – هال را بدخواه می شمردند در رابطه با آن این گویش را آفریدند : « مادر فرزند بی طالع را آل می برد ». آزربایجانی ها برای مقابله با آل و برای دفع ضررهای احتمالی آن، زیر بالش زائو پوست گرگ می گذاشتند ... در بین ترک ها گرگ رمز آفتاب و فراری دهنده ی بدی هاست. این کیفیت با خیرخواهی خورشید هماهنگ است. آنها در موقعی که زن زائو زایمان خود را دشوار حس می کرد ، به آب رودخانه و یا استخر شمشیر می زدند. به نظر ما اجرای این مراسم علتی داشته است و آن هم این بود که بنا به اعتقاد، خانم آل-هال ( آلباس / آلبیس ) در درون آب رودخانه و استخر زندگی می کند و با شمشیر زدن به آب او را می ترساندند ... با توجه به این کیفیت ها، می توانیم بگوییم که آل در مواقعی خدابانوی نعمت و محصول بوده است. او در عین حال رمز خورشید نیز بوده است. از این منظر مجسمه هایی که از کاوش های باستانی در آسیای میانه پیدا شده اند،جالب توجه است. آنها دارای پستان های بزرگی هستند که به مادر بودن اولیه آن و اینکه او خدابانوی نعمت بوده است اشاره دارد. » ( قام – شامان، میر علی سیدوف، ص 56 تا 63 ).
آل در ترکیب اسامی اماکن مختلف در آزربایجان، خصوصا در قره داغ به کار رفته است که می توان به پاره ای از این اسامی اشاره کرد : آل در ترکیب روستاهای « آلمان » در حومه ی اهر، آللولی در کلیبر، آلوار ( آل + بار = محافظ یا مدافع خورشید ) در اهر و هریس و آللی در مشکین شهر و ... . با تفاصیلی که گذشت، معنا و مفهوم واژه ی « آللی » را می توان : « خدابانوی خورشید »، « خدابانوی نعمت » و « خدابانوی آتش و اجاق » که هر سه در حکم نعمت و فراوانی برای انسان است، دانست.
علیرضا انباز
منبع : مجله آفتاب آزربایجان
raminbabak
2012/1/28, 08:52 PM
بيراز دا جوبند كندينن و شيور داغي نان يازين.. اهر دن اويله
بيراز دا جوبند كندينن و شيور داغي نان يازين.. اهر دن اويله
تاپسام، چشم یازارام.
ali hoseini
2012/1/28, 09:13 PM
آزربايجان خالق چالغی آلتلری
توپلایان: محمدرضا خیری فام
آزربایجاندا اوزاق کئچمیشلردین، چئشیدلی چالغی آلتلرین اولدوغونو بلگه لردن اؤیرنیریک. کلاسیکلرین یاپیتلاری، اورتا عصر موسیقیچیلرینین یازیلاری، رساملارین چکدیکلری مینیاتورلر، داش چکیدلری، یوردوموزو گزمیش سیاحلارین گونده لیکلری و موزئی کوللئکسیالاری واختی ایله آزربایجاندا 90- ا یاخین چالغی آلتین قوللا نیلماسینی گؤستریر.
"دده قورقود" کیتابیندا چالغی آلتلرينه داير بیلگیلر وار. کیتابدا زورنا، قوپوز و ناغارا کيمی آلتلرين آدی چکيلميشدير. نیظامی، خاقانی، فوضولی و نسيمی کیمی سؤیچولریمیزین سؤیلرینده (شاعیرلریمیزین شعرلرینده) ده خالق چالغی آلتلرينين آدلاری چکيلميش، مينياتور مکتبی رساملارينين یاپیتلاریندا ايسه اونلارين گؤرونتولری وئريلميشدير. کلیبر شهرینین یاخینلیغینداکی ... کندینده اولان مزار داشلارینا تای آزربایجانین چئشیدلی بؤلگه لرینده داش اوزرینده قازیلمیش چالغی آلتلری گورونور.
آزربايجاندا ياييلميش آلتلرين 32- سینی تئللی (اونلاردان 26- سی ميضرابلا، 4-و کامانلا، 2- سی چوبوقلا چالينير)، 23- اونو نفس، 16- سينی ضرب، 17- سينی ايسه اؤزو سسلنن آلتلر قروپونا عاييد ائتمک اولار. بو آلتلرین بؤیوک چوخونلوغو اسکی دؤنملرده یارانیب گئت- گئده موکمل له شرک دؤنمیمیزه گلیب چاتیب. بیر سیراسی ایسه گئتدیکجه قوللانیلماز اولوب اونودولموشلار.
اورتا عصرلردن بری آزربايجاندا کامانچا، قوپوز، روباب، چنگ، سنتور، قانون، شئيپور، ارجنوم، طبيل، ناغارا، دف و دومبک کيمی موسيقی آلتلری گئنيش قوللانیلماقدادیر. بو گون آزربايجاندا اورکئسترلرده، چئشیدلی آنسامبللارين قاتقیسیندا (ترکيبينده) و سولو ايفاچيليغيندا خالق چالغی آلتلريندن قوللانیلانلاری بونلاردير:
تئللیلردن (سيمليلردن): تار،کامانچا، ساز، قانون، اود، دامبور؛
نفسله چالينانلاردان: بالابان، توتک، زورنا، نئی، تولوم؛
دريليلردن (ضرب آلتلری): قاوال، ناغارا، قوشا ناغارا، دومبک؛
اؤزو سسلننلردن: شاخشاخ، کامان، لاققوتی؛
تئللیلر:
تار:
http://ulduz.at.ua/tar.jpg
تار اولوسال چالغیميزين بلکه ده ان ايفادهلی، شیفره لی (رمزلی) آلتلريندندير. اونون آدی 11- جی یوز ایللیکده یاشامیش بابا طاهیر و تبریزلی قطران ین سؤیلرینده چکیلیر. ايلک اونجه توپلام بئش تئللی اولان، سسی ضعیف، تئخنيکی ايمکانلاری محدود بير آلت ايدی. 19- جو عصرين ايکينجی ياريسيندا آزربايجانين گؤرکملی تارچالانی میرزه صاديق اسد اوغلو (صاديقجان) تاری تکميللشديررک اونو ويرتووز موسيقی آلتلرينين سويييهسينه قالديرميشدير. بوندان علاوه میرزه صاديق دان باشلاياراق، ايفاچيلار آرتیق تئللری اون بیره چاتمیش تاری، داها ديز اوسته دئييل، سينه اوسته توتماغا باشلاميشلار.
تارین آغاجدان اولان بؤلوملری قوز، آرمود و توت آغاجلاریندان دوزلدیلیب، گؤوده سینین آچیق اوزونه مالین اورک پرده سیندن چکیلیر.
کامانچا:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/az/d/d9/Kaman.gif
موغاملارين ايفاسی زامانی تريويا (تار، کامانچا، قاوال) قاتیلان کامانچا آزربايجان خالق چالغی آلتلرينين کامانلی- تئلليلر قروپونون ان پارلاق نومايندهسيدير. حزین، اينجه، ملاحتلی، مئلوديک سسه یییه (مالیک) بو آلت یوز ایللر بويو تکميللشديريلمکدهدير. کامانچانین تئللرینین سایی اؤنجه بير، سونرا ايکی، اوچ و نهايت دوققوز تئللی اولموشدور. چاغداش دؤنمیمیزده دؤرد تئلدن عيبارت اولان کامانچا سول ديزين اوستونده قويولاراق چالينير.
کامانلا چالينان کامانچا توت و ياخود قوز آغاجيندان، کامان ايسه آت توکوندن دوزلدیلير. چاناغین آچیق طرفینه بالیغین دریسی چکیلیر.
ساز:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/az/a/a9/Saz.gif
اینجه و جينقيلتيلی سسه یییه ساز، آزربايجان آشيق صنعتينين آيريلماز بؤلومودور. ائل آراسيندا گئنيش ياييلميش سازين اصل ايفاچيلاری آشيقلاردير. آشيقلارين اويناماقلاری دا، اوخوماقلاری دا کسکینلیکله بو آلتله موشاييعت اولونور. اينديکی دؤنمیمیزده ساز خالق چالغی آلتلری اورکئسترينده و آنسامبللاردا اؤزونه اؤزل يئر توتور. قوز و توت آغاجيندان دوزلديلن ساز درين چاناقلی، اوزون بوغازلی آرمودا بنزر بير موسيقی آلتيدير. آزربايجاندا اوچ چئشیدی (نؤوو- نوعو) بللیدیر:
بؤيوک ساز (9-8 تئللی)، جوره سازی و يا قولتوق ساز (کيچيک حجملی) و تاوار سازی (9 تئللی، آزاراق 8 تئللی). تاوار سازی چاغداش دؤنمیمیزده سازين ان گئنيش ياييلميش چئشیدیدیر. سازين تئللرینی سسلنديرمک اوچون گيلاس و آلبالی(گیلانار) آغاجينين قابيغيندان دوزلديلميش ائلاستيک و يومشاق ميضراب قوللانیلیر.
ایلک سازلار کیچیک چاناقلی و ایکی- اوچ تئللی اولموشدور. سونرالار آشیق موسیقی سینین گلیشمه سی ایله آیاقلاشان سازین اؤلچولری بؤیودولموش، تئل و پرده لرینین سایی آرتیریلمیشدیر.
قانون:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/44/79-tone_Kanun_on_the_couch.jpg/320px-79-tone_Kanun_on_the_couch.jpg
یاتیق سازلار عاییله سیندن اولوب، دارتیملی- تئللی چالغی آلتیدیر. یاخین و اورتا دوغودا، ائله جه ده آزربایجان توپراقلاریندا تاریخن گئنیش یاییلمیشدیر. آزربایجان کلاسیکلریندن گنجه لی نیظامی و فوضولی کیمی سؤیچولرین یاپیتلاریندا قانون حاققیندا بیلگی وئریلمیشدیر. 12- جی یوز ایلده یاشاییب یاراتمیش، دوغو چالغی بیلیمینی دریندن بیلن سؤیچو، گنجه لی مهستی قانون و چنگ آلتلرینین مهارتلی ایفاچیسی اولموشدور.
قانوندان اورکئسترده داها چوخ موشاييعتچی آلت کيمی، بعضی حاللاردا ايسه سولو (یالنیز چالما) آلتی کيمی ده قوللانیلیر. داها چوخ قادینلار طرفیندن ایفا ائدیلن قانون آلتینین اوستو چينار، آلت و يان طرفلری ايسه توز (Toz) و آغجاقايين آغاجلاريندان حاضيرلانير. تئللرین عومومی سايی دا 72-دير.
عود:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/a1/Oud.jpg/200px-Oud.jpg
قارتال له له یی ایله چالینان، ان اسکی چالغی آلتلريندن بيری ده عوددور. عودون يومشاق و ايفادهلی تئمبرينده اعجازلی بير گوج وار – او، سانکی اوزاق کئچميشين صحيفه لرينی گؤزلريميز اؤنونده جانلانديرير. عودا گؤره ایلک کز موصوللو اصحاق ابن ایبراهیم، داها سونرالار ابونصر فارابی بیلگی وئریر. عودون تکمیلله شدیریلمه سینده، اونون سس دوزومونون یارادیلماسیندا صفی الدین اورموی نین چوخ بؤیوک رولو اولور. او، عودو مهارتله چالیرمیش.
10- جو یوز ایل دک عودون 4 تئلی اولوب، سونرالار اونا بیر دنه ده تئل آرتیریلمیش، سسین گور چیخماسی اوچون هر تئل قوشالاشدیریلمیشدیر. اسپانیایا آپاریلمیش عود آرتیق اورتا عصرلرده بوتون آوروپادا یاییلمیشدی. ایسپانیانلارین "لاود" (laud)، روسلارین "لیوتنیا" (lyutnya)، آلمانلارین لاوت (laot)، ایتالیانلارین " لی اوتو"( lyuto) آلتلرینین آدیلاری "ال- عود"دان آلینمادیر.
چاغداش عود ایری قاباریق، آرمودا بنزر قوز آغاجی دیلیملریندن (20-یه دک) قوراشدیریلمیش چاناغا، پرده سیز قیسا قولا وگئرییه اییلمیش کلله یه یییه دیر.
نفسله چالينانلار:
بالابان:
http://atlas.musigi-dunya.az/images/mus_instr/balaban2.jpg
يومشاق و حزين سسلی بالاباندان آنسامبل، اورکستر و سولو آلتی کیمی هم ده آشقلاری موشایعت ائتمک اوچون قوللانیلیر. بو آلتین آدینین آنلامی "بالا" (کیچیک) و "بان" (سس تئمبرینین خوروز بانینا بنزدیلمه سی) سؤزلری ایله باغلی اولوب.
بالابان اریک، قوز، آرمود و توت آغاجلاریندان یونولوب، ایچریسی اویولدوقدان سونرا بیتگی یاغلاری ایله یاغلانیب سونرا قورودولور. اونون اوست بؤلومونده سککیز، آلت بؤلومونده ایسه بیر اویوق آچیلیر. بالابانین باشیندا قارغیدان اؤزل اؤلچوده سیخیلاراق یاستیلانمیش موشتوک(müştük) تاخیلیر.
توتک:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/az/d/d6/Tutek.gif
بير واختلار، داها چوخ چوبانلارين قوللاندیغی اوفلهمه (پوفله مه) آغاج موسيقی آلتی اولموشدور. بير چوخ اؤلکهلرده توته یين چئشیدلی چئشیدلری چوخ گئنيش ياييليب. آزربايجاندا بؤيوکلو- کيچيکلی اورکئستر و آنسامبللارين قاتقیسیندا، سولو آلتی کيمی قوللانیلیر. توته یین بورو شکیللی گؤوده سی اريک، قوز، توت و يا قاميشدان حاضيرلانير. گؤودنين اوست بؤلومونده يئددی، آلت بؤلومونده ايسه بير اويوق اولور. آلتين باش طرفينده بورونون ايچريسينه ياناکی کسيلميش آغاج تيخاج (ديل) تاخیلیر.
زورنا:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/az/1/14/Zurna.gif
گوجلو و زيل سسلی زورنا آزربایجان توپراقلاریندا گئنیش یاییلان آلتلردندیر. آزربایجانین بير چوخ يئرلرينده توی- دویونده، ياللی زامانی، گولش ياريشلاريندا موشاييعتچی آلت کيمی قوللانیلیر.
زورنا داها چوخ اریک، قوز، و توت آغاجلاریندان یونولاراق دوزلدیلیر. اونون اوست بؤلومونده یئددی، آلت بؤلومونده ایسه بیر اویوق آچیلیب، باش طرفینه ماشا تاخیلیر. ماشایا ایسه بورونچ، پاخیر (میس)، و یا گوموش مئتالیندان اولان میل تاخیلیر. میلین آشاغی اوجونا قامیش"دیل" برکیدیلیر. میله صدف و یا سوموکدن دوزلدیلمیش دایره وی شکیللی "تاغالاق" کئچیریلیر.
نئی:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/2b/HPIM2955.jpg/200px-HPIM2955.jpg
اسکی چالغی آلتلريندن اولان نئیین نئچه مین ایللیک تاریخی اولدوغو کسگین دیر. چئشیدلی چئشیدلری دوغودا، ائلجه ده دونيانين باشقا بؤلگه لرینده گئنيش ياييلميشدير. بو آلت اریک و خورما آغاجلاریندان و یا پاخیردان دوزلدیر. سسین یاخشی چیخماسینی قولایلاشدیرماق (آسانلاشدیرماق) اوچون آلتین یوخاری اوجو بیر آز یونولور. گؤوده نین آشاغی اوزونده 7-5 دلیک، آرخاسیندا باش بؤلومونه یاخین بیر دلیک آچیلیر.
15-14 –جی یوز ایلده ياشاييب-ياراتميش گؤرکملی موسيقی تانییان عبد القادیر ماراغای "مقاصيد ال-الحان" (نغمهلرين مقصدی) یاپیتیندا همين دؤنملرده نئيين ايکی چئشیدینین: آغ و قارا نئيين اولدوغونا گؤره بیلگی وئرير. 20- جی یوز ایلین ایلکلرینه کيمی موسيقی دونياسينی مؤعجيزه لی سسی ايله ايلهاما گتيرن نئی بير زامانلار تاماميله اونودولسا دا، سون ايللرده يئنيدن موسيقی مجليسلرينين بزه یينه چئوريلميشدير.
تولوم:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/az/1/1a/Tulum.gif
کئچمیشده آزربایجانین چوخلو بؤلگه لرینده گئنيش ياييلميش نفسله چالينان دری چالغی آلتيدير. ایندی ایسه تولوما ناخچيوان موختار رئسپوبليکاسيندا راست گلمک اولار.
باشقا نفسلی چالغی آلتلری کيمی تولومون دا چوخ اسکی تاريخی واردير. گونوموزده تولومون چئشیدلی چئشیدلری، چئشیدلی آدلارلا قافقازدا، ائلجه ده بير سيرا آوروپا خالقلاری آراسيندا گئنيش قوللانیلیر. مالچیلیق (مالدارليق)، اساسن ده، قويونچولوقلا مشغول اولان کؤچری طايفالار تولومو چوخ قوللانمیشلار.
دريليلردن (ضرب آلتلری):
قاوال:
http://atlas.musigi-dunya.az/images/mus_instr/gaval.jpg
ان اسکی چالغی آلتلريندن اولان قاوال بلکه گونوموزه دک ایلکین فورماسینی قورویوب ساخلایان بیرجک آلتدیر. قاوال، قوز آغاجیندان دوزلیب، بیر اوزو آچیق، او بیری اوزونه ایسه باليغین دؤشونون دريسی چکيلیر. قاوالین ایچری طرفینه مئتال حالقالار برکیدیلیر. چالغيدان اؤنجه قاوالين اوزو گونده، اود و يا ائلئکتريک لامپاسی اوزرينده قيزديريلير. قاوالی ايکی ال ایله، ايچری طرفينی ايفاچييا چئوريلميش شکيلده ساخلاييرلار.
ناغارا:
http://atlas.musigi-dunya.az/images/mus_instr/qol_nagara.jpg
ناغارا، ائلجه ده ايکی چئشیدلی اؤلچولو چاناقدان عيبارت قوشاناغارا آيدين و گوجلو سسه یییه اولوب موسيقيميزين ريتم چالارلارينين نه قدر زنگين اولدوغونو پارلاق نوماييش ائتديرير. بو آلتلر ايکی چوبوقلا و يا ايکی ال ایله چالينير. اورکئسترده ريتميک جهتدن اؤنملی رول اوينايير.
ناغارا، اریک، توت، قوز و چؤکه آغاجلاریندان دوزلدیلیب، اوزونه کئچی دریسی چکیلیر.
دومبک:
http://atlas.musigi-dunya.az/images/mus_instr/dumbek_ker3.jpg
قدح واری قورولوشا یییه اسکی ضرب آلتلریندن بیریدیر. اورتا عصرلرده آزربایجاندا گئنیش یاییلمیش. بو آلت 20-جی عصرین ایلکلرینده گئتدیکجه اونودولماغا باشلانسا دا، گونوموزه دک قوللانیلماقدادیر.
بیر اوزونه دانا یاخود کئچی دریسی چکیلن آلتین گؤوده سی ایلک واختلار گیلدن دوزلدیلسه ده، ایندی آغاج و پاخیردان دوزلدیلیر.
اؤزو سسلننلر:
شاخشاخ:
شاخشاخ (چالپارا) دسته يین يوخاری بؤلومونه ايپله برکيديلميش بير طرفی قاباريق ايکی دايروی تاختا لؤوحه جيکدن (کاسادان) عيبارتدير. آلتی دسته یيندن توتوب سيلکلهديکده، اونلار بير- بيرينه دیرک سس وئرير.
کامان:
کامانين آغاج بؤلومو يای کامانی شکلينده اييلميشدير. اونون ايپدن دوزلديلميش گيريشينه مئتال لؤوحه جيکلر، حالقا و زينقيروولار کئچيريلهرک اوجلاری آغاجين اوجلارينا باغلانير. رقص زامانی يالليباشی آلتی اورتاسيندان توتاراق، آلتی سيلکلهمکله و اونا تک-تک ضربهلر ائنديرمکله رقصين ريتمينی ساخلايير.
لاققوتو:
http://atlas.musigi-dunya.az/images/mus_instr/laggutu.jpg
ناغارا، قوشا ناغارا، قاوال و باشقا ضرب آلتلری ایله بیرلیکده چاغداش آنسامبل و اورکئستلرین قاتقیسیندا ایفا ائدیلیر. لاققوتو ماسانین (میزین) اوزرینه قویولاراق ایکی آغاج توخماقلا(چوبوقلا) چالینیر. آلت چئشیدلی اؤلچولو ایکی دؤرد بوجاق (مربع) شکیللی یاستی آغاجدان عیبارتدیر. اریک، قوز، توت و فیستیق آغاجلاریندان دوزلدیلیر. بو آلتین آدینین ائتیمولوگییاسی، گومان کی، اونون چیخاردیغی سس ایله باغلیدیر. آلتین چئشیدلی چئشیدلری بیر چوخ اؤلکه لرده گئنیش یاییلیب.
تاپیک به علت عمومی نبودن به تالار همشهری ها منتقل شد.
magnet
2012/1/29, 04:50 PM
تاپیک به علت عمومی نبودن به تالار همشهری ها منتقل شد.
خسته نباشید !
khosroshahiy
2012/1/29, 05:05 PM
تاپیک به علت عمومی نبودن به تالار همشهری ها منتقل شد.
یه سوال :
قراره همه تایپیکهای غیر عمومی گفتگوی آزاد به همشهری ها منتقل بشه؟
khosroshahiy
2012/1/29, 05:11 PM
قناری جان نیچون چوخلو غمگین سن
منم قلبیم کیمین سنده یقین در فکر تسکین سن
قناری جان غموندن یاخشی درکیم وار
باشیوندا اوچما فکرون وار
اوچوپ قاشماخ ارا اشماخ
دورگنیدن دوروییدن اوزاخلاشماخ
قناری جان چوخ ایستردیم اوچایدون سن
اوجایرلرده سیرادمیش قانادلارون اچایدون سن
اوجایردن اوجا فریادیلان فریادادیدون کاش
هامی نا اهللرین رویالرین برباد ادیدون کاش
magnet
2012/1/29, 05:14 PM
آذربایجان روحوم جانیم
دامارلاردا گزن قانیم
سهندیله ساوالانیم
آذربایجان- آذربایجان
لعل ومرجان داغی- داشی
خائین چیخان یار یولداشی
ایرانیمین دیل سیز باشی
آذربایجان- آذربایجان
قورتارمییان چولو گولدن
ظولمیله قیریلان بئلدن
قارداشلارین وئرن الدن
آذربایجان- آذربایجان
طلسمده قالیب اركین
شام قازانین قیلدین تركین
قازیلار گوی مچید كوكین
آذربایجان- آذربایجان
یادلار دئییر یالان سوزلر
كور اولسون پیس باخان گوزلر
عاقیل ایشین سونون گوزلر
آذربایجان- آذربایجان
هانی صابیر، هانی معجز
یارادسینلار سوزده معجز
ایستكلری یازسینلار دوز
آذربایجان- آذربایجان
هاردا قالیب ستارخانین
توپال تیمور تك اصلانین
كیم آلدی بابكین قانین
آذربایجان- آذربایجان
افراسیاب چنگیز هاردا
ائل اوبامیز قالیب داردا
چاغیر گلسینلر فریادا
آذربایجان- آذربایجان
قورولسون هر یئرده اوردو
قاچیرداق ایتیله قوردو
ازیلیری اودلار یوردو
آذربایجان- آذربایجان
گویده اویناسین شمشیرلر
باغیرسین شئر اورك شئرلر
ائله یئتسین شان خبرلر
آذربایجان- آذربایجان
آزادلیقین مارشین چالاق
تانرییا دوز بنده اولاق
وارلیغیمیزدان كام آلاق
آذربایجان- آذربایجان
عدالت له بیته ساواش
ائللر اولا بوتون قارداش
وطن اولا گول باشا باش
آذربایجان- آذربایجان
گولله وجهی بئجرده ك گول
چه- چه وورسون سونا بولبول
گول پای لییاق زنبیل- زنبیل
آذربایجان- آذربایجان
دونیا دیمز بیر قوروشا
كوسو قالانلار باریشا
اوتای بوتایا قاریشا
آذربایجان- آذربایجان
(نجار اوغلو) اول گولوموز
سئویب سئویله ائلیمیز
قول قاناد آچا دیلیمیز
آذربایجان- آذربایجان
khosroshahiy
2012/1/29, 05:24 PM
لعل ومرجان داغی- داشی
خائین چیخان یار یولداشی
ایرانیمین دیل سیز باشی
آذربایجان- آذربایجان
معنی اون قسمت رنگی رو بلدید
سر بی زبان ایرانم آذربایجان
استاد جعفری می گه:
تیکیلی بیر آغیز ، چئکه جم بوما (دهانی روی بوم خواهم کشید که دوخته شده)
بیر درین باخیش کی ، فیکیره جوما (نگاهی عمیق خواهم کشید که غرق در تفکر شده)
.....
نئیله ییم دیل سیز بیر ، باش چئکنمیرم (چی کار کنم سری بدون زبان نمی توانم بکشم)
سینمده اوره ک وار ، داش چئکنمیرم( در سینه من دل هست، به جایش نمی توانم سنگ بکشم)
ائلیمین گؤزونده ، یاش چئکنمیرم (بر چشم همزبانانم نی توانم اشک بکشم)
ali hoseini
2012/1/29, 09:13 PM
تاپیک به علت عمومی نبودن به تالار همشهری ها منتقل شد.
انتظاری ندارم وقت گرانبهاتون رو صرف خوندن حرف دل کاربرای اینجا بکنید.
اومدم اینجا
دیدم منتقلش کردین اینجا
موندم چی بگم. هی نوشتم. هی پاک کردم. تازه به این نتیجه رسیدم اون موقع که یه دوست عزیز می گفت شما باید یه تایپیک ترکی داشته باشین اینجا، ما زیاد پشتکار نداشتیم تا کا ربه اینجا نکشه.
اینجا ، یعنی تایپیک همشهری ها. تایپیکی هست برای همشهریها. شهر هم یعنی مثلا تهران. تبریز. کاشان. ساوه. تا برسه به دهاتها.
تایپیکی که شما منتقلش کردین اینجا. تایپیک یه شهر نیست. تایپیک یه استان هم نیست. تایپیک یه منطقه هم نیست. تایپیک تقریبا نصف ایرانه. حالا میخوای باور کن میخوای باور نکن. ولی آمار رسمی دولت ایران هم میگه 40 درصد ایران ترکه.
این 40 درصد یه زمانی تو دوره ی طاغوت حتی حق حرف زدن به زبان خودشون رو هم نداشتن. الانم ظاهرا حق دارن، هنوز نگاههای سنگین و تمسخر آمیزه کودکان شوونیسم و تحجر و انحصار طلبی فارس اجازه ی حرف زدن به زبان مادری رو به کودکان ما نمیده.
اما این تنها حق ما از حرف زدنومنه. از سخن گفتنمون. از لال نبودنمون. حق حرف زدن از تاریخ، شعر ، ادبیات، جغرافیا، هنر و مردممون که الان در همه جای ایران و همه جای دنیا پخش هستن حرف ناگفته ای هست که فعلا جرات بیان کردنش رو هم به ما ندادن.
چیزی برای گفتن ندارم، از اول همین پست هم چیزی برای گفتن نداشتم. حرفهامون رو خیلی وقت پیش هم تو این تالار و هم جاهای دیگه فریاد زدیم و صدامون گرفت. اما فریادهای ما همیشه هم به درهای بسته ای خورد که اون طرفش یه عده با یه زبان و یه فرهنگ دیگه، اما پیشینه ای یکسان و مذهبی یکسان، با پرچمی یکسان و حکومتی یکسان خوابیدن که بدلیل غرور فرهنگ و زبان خودشون و یا بدلیل بدبینی های سیاسی عده ای دیگر نخواستن بصورت جدی به حرفهای نصف دیگر هم میهنان خودشون گوش کنن.
موفق باشی برادر عزیز، ادمین
امضا: خفه میشم
آی آدینین کؤلگه سینده
یاز عطیرلی خیاللاردا
چیچک لنن آرزیلاریم
آی سنسیزلیق سزاغیندا
خزان اولان یوزلر یازیم
گل.......
باخیشلاریم سریلیبدیر یوللارینا
گله جییم تاپشیریقدیر قوللارینا دوداقلاردان آیریلمازدیر ایسته یین
بوینو بوکوک تارلالاردیر
نیسان کیمی گلیشینی گؤزله ین
یانان سئوداندیر شفقده اریین
وقتسیز آخشاملار
یورغون قوشلار
سنی اونودماسین دئیه
قارانلیق قودورماسین دئیه .
گل سئوگلیم دوزلر اؤزلور
جیران جویور باخیشینی
داغلار تانیر سنله آچان
سولماز چیچک ناخیشینی
گؤروشونو سالخیم سویود
بولاغ باشی کؤلگه سینده گؤزله مه ده
لاله لرین قیزیل جا می یوللارینا دوزولمه ده
وورغونلارین وارلیغینی حسرتیله اؤزله مه ده
گل
سنلی آچیلان گولوشلر
سنلی پارلایان باخیشلار
سنلی آلینان اؤپوشلر
یاشایشین قایناغیدیر
موتلولوغون قایماغیدیر
سن اولان یئر
اولدوزلارین دوراغیدیر.
آزلیغندا
آزالمازدیرایسته یین
یوخلوخوندا
سیلینمزدیر دیله یین
گل قاداسی
گل سئوگیلیم
کلبکلر بویانسینلار
گل کندیرلر اوتانسینلار
دوستاقلاردان
قیزیل گوللر بویلانسینلار
گل اوشاقلار
بولودلارا ال ساللاسین
یئریکله ییر اووج اووج
یاوان تورپاق گؤروشونه
تامارزیدیر دوداق دوداق
یاساق دیلیم دئییشینه
گل
سئویملی یارینلارا
بیزی گؤتورسون اویاقلیق
گل گول آچسین بو قوراقلیق
گل اوزونه حسرت ائلیم
یاز یئلی وئرسین قوناقلیق
گل سئوگیلیم ،گل قاداسی
گل آزادلیق
Hojjat.66
2012/1/29, 10:02 PM
معنی اون قسمت رنگی رو بلدید
سر بی زبان ایرانم آذربایجان
استاد جعفری می گه:
تیکیلی بیر آغیز ، چئکه جم بوما (دهانی روی بوم خواهم کشید که دوخته شده)
بیر درین باخیش کی ، فیکیره جوما (نگاهی عمیق خواهم کشید که غرق در تفکر شده)
.....
نئیله ییم دیل سیز بیر ، باش چئکنمیرم (چی کار کنم سری بدون زبان نمی توانم بکشم)
سینمده اوره ک وار ، داش چئکنمیرم( در سینه من دل هست، به جایش نمی توانم سنگ بکشم)
ائلیمین گؤزونده ، یاش چئکنمیرم (بر چشم همزبانانم نی توانم اشک بکشم)
هر بدنین بیر باشی وار .... هر باشین بیر دیلی وار.....اما بیزیم دیلیمیز حله کی حلدی باغلیدی.
نیه گرک بو تایپیک منتقل اولا؟
میرحسین هارداسان که تایپیک منتقل اولدی؟
عادلانه دئییر.
:wallbash::w06:
hamecheedoon
2012/1/30, 11:36 AM
تاپیک به علت عمومی نبودن به تالار همشهری ها منتقل شد.
جالبه؛ در میان تاپیکهای "مهم" ،این تاپیک بیشترین صفحات رو داشت
اگه برنگردونن بسی مایه تاسف و خجالته
نارگول
2012/1/30, 03:46 PM
گلدیم بویون بئرا تا هامینان خودافیظ لشم گوردوم بو تاپیک گلیب بئرا! دونیا باشئما دولندی.
او زامان کی من ایمضامدا یازمیشدئم اذربایجان ایستیقلالئن ارئزلئرام هامی منه ده دی اوجور یازما! بویرون منه حق وریسیز! بو فاسلار بیر ده نه تاپیکی ده بیزه او دا هاردا گفتگوی ازادا چوخ گوردولر.من دا گلمیجیم بئرا دا قبول الیمیرم وردیم بئرانی او قاماز فاسلارا کی هامئسئنان نیفرتیم وار.تورکی غیرتینه تانیالار!
هامئزی الله تافشیریرام.
خودافیظ.
انتظاری ندارم وقت گرانبهاتون رو صرف خوندن حرف دل کاربرای اینجا بکنید.
اومدم اینجا
دیدم منتقلش کردین اینجا
موندم چی بگم. هی نوشتم. هی پاک کردم. تازه به این نتیجه رسیدم اون موقع که یه دوست عزیز می گفت شما باید یه تایپیک ترکی داشته باشین اینجا، ما زیاد پشتکار نداشتیم تا کا ربه اینجا نکشه.
اینجا ، یعنی تایپیک همشهری ها. تایپیکی هست برای همشهریها. شهر هم یعنی مثلا تهران. تبریز. کاشان. ساوه. تا برسه به دهاتها.
تایپیکی که شما منتقلش کردین اینجا. تایپیک یه شهر نیست. تایپیک یه استان هم نیست. تایپیک یه منطقه هم نیست. تایپیک تقریبا نصف ایرانه. حالا میخوای باور کن میخوای باور نکن. ولی آمار رسمی دولت ایران هم میگه 40 درصد ایران ترکه.
این 40 درصد یه زمانی تو دوره ی طاغوت حتی حق حرف زدن به زبان خودشون رو هم نداشتن. الانم ظاهرا حق دارن، هنوز نگاههای سنگین و تمسخر آمیزه کودکان شوونیسم و تحجر و انحصار طلبی فارس اجازه ی حرف زدن به زبان مادری رو به کودکان ما نمیده.
اما این تنها حق ما از حرف زدنومنه. از سخن گفتنمون. از لال نبودنمون. حق حرف زدن از تاریخ، شعر ، ادبیات، جغرافیا، هنر و مردممون که الان در همه جای ایران و همه جای دنیا پخش هستن حرف ناگفته ای هست که فعلا جرات بیان کردنش رو هم به ما ندادن.
چیزی برای گفتن ندارم، از اول همین پست هم چیزی برای گفتن نداشتم. حرفهامون رو خیلی وقت پیش هم تو این تالار و هم جاهای دیگه فریاد زدیم و صدامون گرفت. اما فریادهای ما همیشه هم به درهای بسته ای خورد که اون طرفش یه عده با یه زبان و یه فرهنگ دیگه، اما پیشینه ای یکسان و مذهبی یکسان، با پرچمی یکسان و حکومتی یکسان خوابیدن که بدلیل غرور فرهنگ و زبان خودشون و یا بدلیل بدبینی های سیاسی عده ای دیگر نخواستن بصورت جدی به حرفهای نصف دیگر هم میهنان خودشون گوش کنن.
موفق باشی برادر عزیز، ادمین
امضا: خفه میشم
دوست عزیز این وبسایت برای همه ایرانی هاست و همه جای باشگاه زبان رسمی فارسی هست، ما به احترام ترک ها اجازه ترکی نوشتن داخل این تاپیک رو دادیم ولی به علت اینکه ترکی زبان قوم خاصی هست و خیلی افراد متوجه صحبت های داخل این تاپیک نمیشن و عمومیت نداره به تالار همشهری ها منتقل شد. در تالار ازاد و بقیه تالار ها فقط تاپیک هایی قرار می گیرن که فارسی باشن و همه فهم.
فارسی نوشتن در همه باشگاه هم احترام به سایر اعضای باشگاه هست.
موفق باشید.
ali hoseini
2012/1/31, 04:43 PM
دوست عزیز این وبسایت برای همه ایرانی هاست و همه جای باشگاه زبان رسمی فارسی هست، ما به احترام ترک ها اجازه ترکی نوشتن داخل این تاپیک رو دادیم ولی به علت اینکه ترکی زبان قوم خاصی هست و خیلی افراد متوجه صحبت های داخل این تاپیک نمیشن و عمومیت نداره به تالار همشهری ها منتقل شد. در تالار ازاد و بقیه تالار ها فقط تاپیک هایی قرار می گیرن که فارسی باشن و همه فهم.
فارسی نوشتن در همه باشگاه هم احترام به سایر اعضای باشگاه هست.
موفق باشید.
از اینکه لااقل خوندید تشکر میکنم.
ولی اصلا قانع کننده نبود. کسی منکر زبان رسمی کشور نشده و نیست. اتفاقا من همیشه از اول با نوشتن ترکی در تایپیکی غیر از تایپیکهای همشهری مخالف بودم به همین دلیل. اگه دقت کنید حی یه پست ترکی در تایپیک تراختور ندارم. ولی اگر یه سیاست کلان در کشور داره بصورت اشتباه انجام میشه (و اون هم به نظر من بها ندادن به بقیه ی اقوام ایران وعلی الخصوص جمعیت 40 درصدی ترک زبان) باید در یک سایتی که کان تحصیلکرده هاست و به یقین پرورش دهنده ی ذهن و باور و روش فکر قشر تحصیلکرده ی مملکت هم باید اونجوری اداره بشه.( با توجه به اینکه مغایرتی با قوانین کشورهم نداره)
ماییم که باید فرهنگ درست رو در کشور جایگزین کنیم.
موفق باشید
امضا: به امید ایران خوب
ابوالقاسم فیوضات تابستان 1367 شمسی، در تبریز دیده به جهان گشود و در چند مکتب علوم دینی به تحصیل پرداخت. وی سپس در مدارس رشد و قدس اصول تدریس و تعلیم را فرا گرفت و در همان آموزشگاه ها به تدریس مشغول شد.
فیوضات فعالیت های فرهنگی خود را از بیست سالگی شروع کرد. در سال 1287 شمسی دبیرستان فیوضات را دایر نمود که بعد از گذشت سال ها هنوز هم این موسسه به عنوان اولین مدرسه دولتی، به نام ایشان در تبریز به فعالیت خود ادامه می دهد.
ابوالقاسم فیوضات از همراهان، همفکران و همرزمان شیخ محمد خیابانی بود و در نهضت ایشان، در صف اول آزادی خواهان از پیشروان جنبش حریت طلبی بود و مدتی هم مدیریت و نویسندگی روزنامه تجدد را بر عهده داشت، لذا با تمام آزادی خواهان و مبارزان را آزادی در تماس بود. از جمله این افراد آزاد اندیش بانو شمس کسمائی نخستین شاعره نوپرداز ایران بود و با شادروان ابوالقاسم فیوضات همیشه همفکری و هم رأیی داشت.
زنده یاد فیوضات در انتخابات دوره ی چهارم مجلس شورای ملی به نمایندگی مردم تبریز انتخاب شد و بعد از 8 سال و پایان دوره ی نمایندگی در سال 1302 با سمت ریاست فرهنگ آزربایجان به تبریز برگشت و در مدت یک سال مدیر کلی، خدمات بزرگی به فرهنگ آزربایجان نمود که یکی از آن ها تاسیس کودکستان و مدرسه لال ها بود که برای نخستین بار در ایران به کمک مرحوم جبار باغچه بان در تبریز بنیان گذاشت.
شادروان باغچه بان می نویسد : « در زمان خدمت من در تبریز آقای فیوضات که در رأس فرهنگ آزربایجان بود و از سوابق من نیز اطلاع داشت، روزی مرا پیش خود خواند و گفت می خواهد بنگاه هایی مشابه آنچه درممالک مترقی برای تربیت خردسالان سه – چهار ساله وجود دارد تاسیس کند و از من خواست اداره ی آن را بر عهده بگیرم. فردای آن روز به کودکستان ارامنه رفتیم، آن بازدید برای من بسیار آموزنده بود. یک هفته طول نکشید که با اقدام آقای فیوضات کودکستانی تاسیس شد. من نام باغچه اطفال را برای آن پیشنهاد کردم که مقبول افتاد. در ضمن پیشنهاد کردم که عنوان مربیان کودکان، باغچه بان گذاشته شود.
بنابراین با انتشار اعلانی در تاریخ 20 اردیبهشت سال 1303 ، از طرف اداره معارف و اوقاف ایالتی آزربایجان، سنگ بنای اولین کودکستان در تبریز گذاشته می شود. مرحوم فیوضات، این مرد معارف پرور بعداً که ریاست فرهنگ استان فارس را نیز بر عهده می گیرد، نخستین کودکستان شهر شیراز را هم با کمک و یاری زنده یاد جبار باغچه بان تاسیس می کند.
مرحوم فیوضات در سمت مدیریت کل فرهنگ استان فارس خدمات گرانبهائی به این خطه کرده و می توان گفت پایه های فرهن جدید این استان مدیون شخص فیوضات است. وی مدارس زیادی هم از خود به یادگار گذاشته است.ایشان همچنین در شیراز، موفق به ملاقات و گفتگو با فیلسوف هندی رابیندرانات تاگور می شود.
از جمله گام های مؤثری که شادروان ابوالقاسم فیوضات برای پیشبرد فرهنگ برداشته، تاسیس کلاس نجاری و کفاشی در مدرسه متوسطه دولتی تبریز است که اساس یک مدرسه حرفه ای و صنعتی به شمار می رود.
وی از سال 1313 تا 1318 که سرپرستی اوقاف را بر عهده داشت و مدام با مراجع مذهبی در تماس بود، قوانین و آئین نامه های مربوط به اوقاف را نوشت و موقع طرح در مجلس از آن ها دفاع کرد و با این کار خود تشکیلات اوقاف را به صورت مدرن و منظم درآورد.
فیوضات علاوه بر اینکه در تاسیس مدارس و ایجاد فرهنگ جدید سهم مهمی داشت . یکی از ارکان استوار معارف آزربایجان بود، به خاطر داشتن رفتار نیک و پاکی و بی غرضی مورد ستایش عموم مردم قرار داشت. وی علاوه بر فعالیت های یاد شده در جمعیت های خیریه مانند شیرخورشید سرخ نیز عضو بود و خدمات گرانبهائی در این زمینه انجام داده است. زنده یاد فیوضات به دو زبان فرانسه و عربی آشنایی داشت و کتاب های مفیدی نیز تألیف کرده است که از آن جمله می توان به الفبای ذهنی، تنقیح گلستان و نصاب الصبیان، شرح ارشاد الحساب، منهاج النجاه فی توضیح الصلاه، مضرات مشروبات الکلی و بعضی دیگر از کتاب های علمی اشاره کرد.
لازم به ذکر می باشد که فرزندان مرحوم فیوضات نیز انسان هایی عالم و وارسته بودند. جاوید دکتر دارو ساز، یحیی مهندس کشاورزی و از صاحبنظران و نویسندگان در حیطه تکنولوژی آموزشی، جواد دکتر جراح و تنها دختر ایشان که دبیر زبان انگلیسی دبیرستان های تهران بودند.
شادروان فیوضات بعد از عمری خدمت به فرهنگ و آموزش و پرورش، در تاریخ 31 شهریور 1349 شمسی در تهران درگذشت و در گورستان ابن بابویه با خاک هم آغوش شد.
-------------------------------------------------------
پدرام بگلو
-------------------------------------------------------
منابع :
تاریخ فرهنگ آزربایجان (جلد اول ) – حسن امید
مشاهیر آزربایجان (جلد اول ) – صمد سرداری نیا
نام آوران آزربایجان – زهره وفایی
~
raminbabak
2012/2/02, 08:09 PM
t#h (http://www.iran-eng.com/member.php/359529-t-h) هله هيساد يازماا صبر ائله...
sardehai
2012/2/05, 02:27 PM
والله کی بیزیم اذربایجانین ازادیخ عاشقی سنون کیمین شیر پلنگ بالالاری وار یوخوسام یاشیامازدیخ- وار اولاسان
میرحسین
2012/2/06, 09:25 PM
من هچ واخ بوردان گتمیجام! حتی اگر قدیم کیلرین تایی اوزوم فقط تاپیکلرده پست قویام اوزومده اوخویام!
hamecheedoon
2012/2/06, 11:58 PM
یاز
هله ده اوخیان وار
من هچ واخ بوردان گتمیجام! حتی اگر قدیم کیلرین تایی اوزوم فقط تاپیکلرده پست قویام اوزومده اوخویام!
نگران گالما منده هنوز وارام، اوزوم تمام یازدیخلاری یین اوخیارام.;)
مهرناز*
2012/2/07, 08:15 PM
من ده وارام حتی اگر بو یولدا جانمی ورم
اوشاقلارتسلیم اولماین گلین بوله له نه حیس وراخ
یاشاسین وطنیمیز اذربایجان
ساغول میر حسین. واقعا بوجوردی. دورون ییغیشین گئدک ترکیه یه.
شرمنده تشکروم یوخیدی.
میرحسین
2012/2/07, 11:27 PM
قوربان سنه
نرکیه یه نیه؟ درس اوخوماغا؟ دولنمغه؟ یادیندا قالسین، بیز ایرانییخ و ایراندا قالاجاخ
rfa_65
2012/2/08, 05:43 PM
گزارش روز: کنفرانس خبری اقای خاص به زبان ترکی!
مورینیو قرار است در کنفرانسی خبری به زبان ترکی صحبت کند
سایت گل- طبق گزارش منتشره در رسانه های مختلف خبری، مورینیو، مربی پرتغالی صاحب نام و جنجالی باشگاه رئال مادرید قرار است در کنفرانسی خبری به زبان ترکی صحبت کند.به گزارش سایت بلومبرگ، این خبر را شركت خانه سازی 'سینپاش' اعلام كرد .این درحالی است که مورینیو قبلا هم در تبلیغات رادیویی و تلویزیونی با این کمپانی همكاری كرده است.این شركت قصد دارد روزهای 27 و 28 فوریه (8 و 9 اسفند) دو كنفرانس مطبوعاتی در شهرهای استانبول و آنكارا برگزار كند و در این كنفرانس ها از مورینیو برای حضور و سخنرانی دعوت كرده است.'خرید خانه بهتر از سرمایه گذاری روی طلا است'، شعار تبلیغاتی شركت سینپاش است.سرمربی رئال مادرید به زبان های پرتغالی ، اسپانیایی، ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی و نیز كاتالان تسلط دارد كه به نظر می رسد به زودی باید زبان تركی را نیز به این فهرست اضافه كرد.
آزادتورک
2012/2/08, 09:29 PM
نوشته ای یک قاشقایلی:
آنها هرگز با ما نبوده اند، همیشه بر علیه ما بوده اند ،دیگر ازشان خسته شده ایم.از آن خنده های همیشگی شان، از آن قیافه همیشه حق به جانبشان، از خود برتر بینیشان، از این همه تحقیرهایشان، از کوچک شمردنشان، از آن نگاه بالا به پایینشان، از تخریب شخصیتی شان.ما و آنها با هم در این خاک زاده شدیم. آنها وارث تاریخ 2700 ساله شدند و فرهنگ اصیل ایرانی اما ما مجبور به نسیان تاریخ 7000 ساله خود شدیم و خرده فرهنگ.فرزندانشان در مدرسه به زبان مادریشان شعر خواندند و جایزه گرفتند و ما به دلیل صحبت به زبان مادریمان تحقیر و مورد تمسخرشان . یک بچه ی فارسی زبان تنها به این دلیل که اجازه داشت زبان مادریش را حرف بزند با سواد بود و من با اینکه در هفت سالگی دومین زبان را آموخته بودم بی سواد و کودن. در جشن های ملی فرزندان آنها به دلیل جکهای زیبای ترکی شان تشویق می شدند و من شرمنده.!کتابهایمان پر بود از عکس نیاکان شان و من بی هیچ نژاد و تاریخی! برای گسترش زبان مادری شان ؛کتاب، مدرسه، رادیو، تلویزیون، مجله، نشریه و روزنامه و ردیف بودجه می دادند و من به دلیل زبان مادریم تحقیر، تهدید و تنبیه. همه جا نشانهایی از فرهنگ اصیل آنهاست و من با تمدن 7000 ساله ام از زمان اقوام سومر تا کنون در سرزمین اجدادم بی نشان و مدرک بودم. برای آنها آثار تاریخی می ساختند!. در صد سال گذشته هم که در تمامی انقلابها با برادران هم زبانم شرکت داشتم. یادشان نیست؟! مشروطه و قشقایی و در راس آن صولت الدوله قشقایی ،نهضت جنوب و قشقایی و جنگ با انگلیسیها ، مصدق تؤرک و برادران قشقایی و ماجرای ملی شدن نفت، جنگ تحمیلی و سرداران شهید تؤرک و شهدای قشقایی و(فقط به عنوان سمبل: 90 شهید دبیرستان عشایری که بیش از 70نفرشان قشقایی بودند)، قشقایی و حفاظت از مرزهای کشور از صفویه تا همین چند سال پیش که حتی به نام بی نشانی مثل عشایر هم ثبت نشدند!آری همان عشایری که در شرایط جنگ و اوج نیاز به نیروهای از خود گذشته ،به ذخایر انقلاب معروف بود!
سپس جنگ را به یاد می آورم..... دوباره برادر بودیم. هموطن غیورشان شدیم و با آنها برای حفظ ناموس و وطن، به جبهه رفتیم، شهید شدیم، اسیر شدیم، سختی کشیدیم و خم به ابرو نیاوردیم، در جنگ با انگلیس با هزاران تن از جوانان رعنایمان خون دادند و نگذاشتیم یک وجب از این خاک به دست بیگانه بیافتد. از جنگ برگشتیم، دوران سازندگی بود به شهرها ی مورد نظرشان همه امکانات رساندند و به ما به عنوان یک بیگانه و بادیه نشین چیزی جز خفت و خواری نداند. برای رفاه حال آنها از بودجه من کسر شد، برادر دیروز، بیگانه امروز شد.عشایر به عنوان کم هزینه ترین قشر جامعه ،هزینه های بهداشتی درمانی ،اجتماعی،شهری،فرهنگی و...از دولت دریافت نمی کنند.چون نه پزشک دارند و نه مدرسه (ساختمانی نیازمند به آب و برق و گاز) ،نه شهردار دارند و نه انجمن شهر و نه آسفالتی در خیابانهایشان ونه برقی در کوچه هایشان نه آبی در لوله هایشان و نه سوبسید بنزین برای ماشین نداشته شان و بسیار نه دیگر...بودجه های ناچیز و سالیانه تنها بودجه ای به اندازه ساخت 10 تا 15 واحد مسکونی تعلق می گیرد.(برای مثال کل بودجه اختصاصی برای کل عشایر که قشقایی هم جزئی از آن بود در سال 1385 معادل323069میلیون ریال که در مقایسه با جمعیت یک میلیون و دویست و سی و پنج هزار نفری عشایر در همان سر شماری سال 85 سرانه هر نفر از عشایر ایران معادل 258000ریال!!!است در همان سال طرف دیگر قضیه را برای جمعیت شهر (و روستا نشین) ببینید که بودجه ملی ایران در همان سال برابر 601837985 میلیون ریال است !یعنی سرانه هر فرد غیر عشایر 9 میلیون ریال !!!و 35 برابر سرانه مردم عشایر!!!.) و این مثال را به عنوان نمونه بگیرید که در سالهای قبل از این، که 10 میلیون از جمعیت کشور عشایر بوده و نیمی از این جمعیت هم قشقایی بوده چه تبعیضی در کار بوده .(چون که هیچ آمار رسمی ای مربوط به قشقایی در دست نیست اجبارا از آمار و ارقام عشایر باید استفاده کرد.) تفاوت بودجه ها به ده ها برابر رسیده و این باعث تفاوت انسان ها گردیده و شاید هم بر عکس! به آنهایی که کارمند بودند و یا ضامن کارمند داشتند وام های کلان دادند کارخانه و خانه و شرکت تاسیس کردند و برادر دیروزشان، کارگر امروزشان شد و برادر دیروزمان ارباب امروزمان.. قشقایی درمانده ی یک شهر و یا حتی یک خیابان به اسم خودش شد ولی کارخانه ها و خانه های فرهنگی آنها رو به عرش برآوردند.آری!تفاوت در نگرش اقوام از سوی حکومت،تفاوت های بعدی را بوجود می آورد و کم کم هم موجب خودبرتر بینی نژادی می شود و واقعا هم باور می کنند که از یک نژاذ فرا زمینی اند!و دیگران کم تر از آنان!موقع خشکسالی برای رفاه حال خودشان محصولات کشاورزی را بیمه کردند تا کشاورزان تشویق شوند ولی به شغل پدران ما اهمیتی نگذاشته و باز هم برای رفاه حال خودشان دست به انواع واردات زدند و ما را هیچ دانستند.مراتعی که پدران من از آن برای چرای دامهایشان استفاده می کردند در اختیار روستاییان و کشاورزان قرار داده شد و به تملک آنان در آمد.چرا؟چون که آنها هرکدام لابی ای در شهر ها و مراکز منابع طبیعی داشتند ولی پدران ما نه آشنایی و نه سوادی برای دفاع از حق خودشان داشتند. از آن منابع آبی غارت شده هم همانند مراتع که غارت شدند و به تصرف شهری ها در آمد.آخه از چی بگم دیگه؟لباس مادران من یکی از اصیل ترین و کامل ترین لباسها برای یک زن مسلمان است در حالی که امروز همین لباسها در اماکن شهریشان مورد تحقیر است و لباسهای دیکته شده ی غربی مورد تحسین و استقبال!و هم چنین است اوضاع لباس و کلاه پدران من.اصلا کدامیک از آداب و رسوم من تحقیر نشده؟همه داشته ها و نداشته هایمان را با آن خود بزرگ بینی شان تبدیل به آداب و رسوم کهنه و خارج از رده نموده اند!آری آنها نمی دانستند که فرهنگ و رسوم هر قومی مخصوص خود آن قوم است و با روحیه خودشان سازگار است و نه برای دیگران! در هر حال من تورکم و به همین چند صد سال پیش که برگردیم به پیشنهاد حاکمان صفویه،اجداد من برای دفاع و نگهبانی از مرزهای جنوب از زادگاه خود جدا و به دهان گرگ فرو رفتم .آری این چنین است برادر.قشقایی ای که تا همین 20 سال پیش 80 در صدشان عشایر بود و کم خرج ترین و خودکفاترین قشر جامعه بود ولی در عین حال با سرمایه ای بسیار غنی برای کشور (هم از لحاظ تولیدات دامی و هم از لحاظ منابع انسانی) بیگانه شد و به عنوان عاملین تخریب محیط زیست می بایست از کار خودشان کناره بگیرند و بدون هیچ شغلی به شهرها پناه بگیرند.تخریب محیط زیست؟چه کلمه آشنایی!مثل اینکه دیگر راهسازی،شهرسازی،ماشین سازی،فاضلاب شهری،هوای آلوده شهر،کارخانجات صنعتی و ...محیط زیست را تخریب نمی کند و فقط همین افراد عشایر هستند که محیط زیست را تخریب می کنند و آن هم چه تخریبی؟چرای دام!!بسیاری از برادران من مهندس ها و پزشک هایی برای جامعه شده اند که از آنها به عنوان ابزاری برای پیش برد اهداف خودشان استفاده می شود. تحصیل کردگان ما چون که هیچ مکانی برای خدمت به هم نوع خودشان نداشتند روانه کارخانجات و بیمارستانهای آنها شدند و به خدمت آنان در آمدند ولی بیماران هم زبانشان در بیابانها جان دادند.در حالی که اگر ما امروز یک شهری به اسم خودمان داشتیم و بدون کمترین هزینه ای و فقط با تولیدات دامی و کشاورزی (بصورت مکانیزه و صنعتی )و حتی بدون نفت و گازی خودکفای محض بودم و می توانستیم دست بی بضاعت ها را هم بگیریم و از فلاکت نجاتشان دهیم تا این همه در حاشیه شهر ها مورد تمسخر قرار نگیرند و به اسم قشقایی تمام نشود.سپس زمان سیاست خارجی شد. برای آزادی برادر مسلمان فلسطینی شان که هرگز ندیده بودم و هزاران کیلومتر با من فاصله داشت، به خیابانها رفتم و بر دهان آمریکا زدم؛در موقع راهپیمایی از شبکه فارس کلاه داران و شال بر کمران قشقایی را دلاورمردان عشایر خطاب کردند و از آنها به عنوان دلیران وطنی یاد کردند اما چه سودی حاصل شد؟! آری هم بر دهان آمریکا زدیم و هم بر دهان اسرائیل و هم از حق غزه و لبنان دفاع کردیم اما هرگز نفهمیدم که چرا پولهای این مملکت باید در آنجا هزینه شود ولی قشقایی ما در کوه و کمرها درمانده کم ترین امکانات بهداشتی و رفاهی باشد! از برنامه های دموکراسی و مردم سالاری دینی شان ممنونیم، اما هنوز طعم برنامه های آزادیبخش قبلی شان تمام وجودم را به لرزه در می آورد. و از BBC فارسی و VOA که برای فارسهای افغانستان برنامه ویژه دارد و برای بیش از سی و پنج میلیون تؤرک زبان این مملکت هیچ حرفی ندارد، تشکر می کنم. آری از روزی دست کم هشت ساعت برنامه زنده و دست کم 8 ساعت برنامه های دیگر (ضربدر 365 روز سال و ضربدر چند سال حضور این دوستان و مدافعان حقوق بشر و ضربدر 6 شبکه ملی) چند ساعت به من و درد دل من اختصاص یافته است؟!اصلا آیا تا الان در چاپ چندین نشریه ای که داشتیم یک ریال حمایت کرده اند؟آری، ببخشید منظور شان از جدایی طلب، تجزیه طلب و عوامل بیگانه در آن برنامه ها ما بودیم. و لابد منظورشان از پان ترکیسم در سالهای اخیر هم ما هستیم!!
rfa_65
2012/2/12, 01:18 PM
......Azərbaycanda dünyanın ən hündür binası tikiləcək
بلند ترین آسمانخراش جهان در کشور آذربایجان و دریای خزر احداث می شود (http://www.narenji.ir/3992)
علی اصغر هنرمند در- 2012-02-10 13:12http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/62/12/maitall2-600x450_narenji.jpg?1328866873
طی چند سال گذشته بیشتر خبرها در مورد ساخت برج های بلند جهان از سوی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بوده است. اما حالا نوبت به دریای خزر و کشور آذربایجان رسیده تا بلندترین آسمانخراش جهان را به ارتفاع ۱۰۵۰ متر بسازد.
قرار است این برج با نام برج آذربایجان توسط یک گروه تجاری ساخته شود. اگر بخواهید اندازه آن را با نزدیک ترین رقیب ها مقایسه کنید باید بدانید که برج آذربایجان ۲۲۰ متر از برج خلیفه (http://www.narenji.ir/---narenji-sections-71/90/2284-burjkhalifa)دبی که هم اکنون رکورد دار جهان به حساب می آید بلند تر است و از برج پادشاهی عربستان که در دست احداث می باشد نیز ۵۰ متر بلند تر خواهد بود.
این آسمانخراش ۱۸۹ طبقه قرار است در جزیره ای مصنوعی در کنار دریای خزر احداث شود و بخشی از یک پروژه احداث یک شهر با ۴۱ جزیره مصنوعی خواهد بود که ۲۰۰۰ هکتار زمین به این کشور اضافه خواهد کرد.
http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u1/4/khazar-islands2-600x450_narenji.jpg (http://www.narenji.ir/)
قرار است عملیات احداث این برج که در مقابل زلزله های ۹ ریشتری هم دوام می آورد، از سال ۲۰۱۵ آغاز شده و پیش بینی می شود تا سال ۲۰۱۹ به پایان برسد و برای ساخت آن بودجه ای معادل ۲ میلیارد دلار اختصاص یافته است.
برای دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید.
http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u1/4/tall7-600x450_narenji.jpg (http://www.narenji.ir/)http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u1/4/tall3-600x800_narenji.jpg (http://www.narenji.ir/)http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u1/4/khazar-islands-600x450_narenji.jpg (http://www.narenji.ir/)
E.lahe
2012/2/12, 01:25 PM
http://www.iran-eng.com/showthread.php/346358-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%85%DB%80-%D8%AF%D8%B9%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84%E2%80%8C%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%DB%B2%DB%B1-%D8%A2%D8%B0%D8%B1-%DB%B2%DB%B5-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%87?goto=newpost
BaBak.Turk
2012/2/12, 01:33 PM
يولداشلار شالام
هر كيمين بير مستند مقاله اورمو گولونه واريدي تز منه يتيرسين دانيشگاهيميزيم هفته نامه سياسي دا ايستيرم چاپ اليديرم
hamecheedoon
2012/2/13, 11:31 AM
خیلی مسخره است که در برابر این پستهای با ارزش دکمه تشکر وجود نداره
یک همچین تاپیکی اصلا جاش اینجا نیست
میر حسین و دوستانیکه اینجا زحمت میکشین اطلاعات مفید میذارین، تو گفتگوی آزاد اگه پست دادین من در عوض اینجا تو اونجا بهتون امتیاز میدم
تشکرای اینجا رو یادمون نگه داریم جای دیگه از زحمتشون تشکر کنیم:confused:
قوربان سنه
نرکیه یه نیه؟ درس اوخوماغا؟ دولنمغه؟ یادیندا قالسین، بیز ایرانییخ و ایراندا قالاجاخ
;););)
تورکون دیلی
تورکون دیلی تک سئوگلی ایستکلی دیل اولماز
ئوزگه دیله قاتسان، بو اصیل دیل، اصیل اولماز
ئوز شعرینی فارسا-عربه قاتماسا شاعر
شعری اوخویانلار،ائشیدنلر کسیل اولماز
فارس شاعری چوخ سوزلرینی بیزدن آپارمیش
"صابر" کیمی بیر سفره لی شاعر،پخیل اولماز
تورکون مثلی فولکلوری دنیادا تک دیر
خان یورقانی،کند ایچره مثل دیر،میتیل اولماز
آذر قوشونی،قیصر رومی اسیر ائتمیش
کسری سوزودیر بیر بئله تاریخ ناغیل اولماز
پیشمیش کیمی،شعرین ده گرگ داد دوزی اولسون
کند اهلی بیلرلر کی دوشابسیز خشیل اولماز
سوزلرده جواهر کیمی دیر،اصلی بدلدن
تشخیص وئرن اولسا بو قده ر، زیر زیبیل اولماز
شاعیر اولا بیلمزسن،آنان دوغماسا شاعیر
مس سن،آبالام هر ساری کوینک قیزیل اولماز
چوخ قیسا بوی اولسان اولوسان جین کیمی شیطان
چوخ دا اوزون اولما که اوزوندا عقیل اولماز
مندن ده نه ظالم چیخار،اوغلوم،نه قصاص چی
بیر دفعه بونی قان کی ایپکدن قیزیل اولماز
آزاد قوی اوغول عشقی طبیعتده بولونسون
داغ، داشدا دوغولموش ده لی جیران حمیل اولماز
اینسان اودی توتسون بو ذلیل خلقین الیندن
آلاهی سورسن،بئله اینسان ذلیل اولماز
چوق داکی سرابون سویی واریاغ-بالی واردیر
باش عرشه ده چاتدیرسا،سراب اردبیل اولماز
میلت غمی اولسا،بو جوجوقلار چوپه دونمز
اربابلاریمیزدان قارینلار طبیل اولماز
دوز واختا دولار تاختا،طاباق ادویه ایله
اوندا کی ننه م سانجیلانار زنجفیل اولماز
بو "شهریار"ین طبعی کیمی چیممه لی چشمه
کوثر اولا بیلسه دئمیرم،سلسبیل اولماز.
arshambarselona
2012/3/18, 10:17 PM
سلام هر چه قدر گشتم اهنگ قدیمی قارا گیله رو پیدا نکردم اگه کمکم کنید پیدا کنم ممنون میشم :(
سلام هر چه قدر گشتم اهنگ قدیمی قارا گیله رو پیدا نکردم اگه کمکم کنید پیدا کنم ممنون میشم :(
سلام کدوم آهنگ رو گفتی؟ من نشنیدم.
arshambarselona
2012/3/18, 10:58 PM
سلام کدوم آهنگ رو گفتی؟ من نشنیدم.
دوستوم اهنگ قره گیله اگه اولسا دانلود الیم
Hojjat.66
2012/3/19, 10:59 AM
http://up.vatandownload.com/images/rr0gom2n2xg4l764cwgd.jpg
میرحسین
2012/4/26, 05:47 PM
بو زمانلار گورخ تاریخین حافظه سینده ثبت اولا
شکست سنگين پرسپوليس برابر تراکتور (http://www.iran-eng.com/showthread.php/367981-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D9%8A%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D9%88%D9%84%D9%8A%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1?p=49666 87#post4966687)
میرحسین
2012/5/04, 03:40 PM
هر گون بیزیم پستلاریمیز بوردا آزالیر! کیم سیلیر بونناری؟
BaBak.Turk
2012/5/06, 07:32 PM
سالام ایرااادت هامیزه.....
کفیز احوالیز نجه سیز....
گلین گوراخ بس!!
zahra_12707
2012/6/17, 11:47 AM
ائل منی آتماز
تاریخ بیر باغباندیر من بیر گولم
بهاریم خوش گله ر گول منی آتماز
یوردلاریمدا گه زر طرفه جوانلار
شانه اینجیدمه سه تئل منی آتماز
سینه می یاندیرار عشقین کوزلری
سؤزلریم اویالدار یاتان گؤزلری
کهلیک قایادا اولار جئیران دوزلری
بیووره م آهندی یئل منی آتماز
علم بیر دریادیر حلم اونی تاپار
قلمین قدرتی وار داغلاری آتار
فرهاد کولونگی دور بیستون چاپار
دوداق ترپنمه سه دیل منی آتماز
قشمم تاریخدا واردیر الهامیم
بیر گون یئر اوزونه چیخار کیتابیم
سن الله آغلاما سوؤگیلی یاریم
خلقیم وفالی دیر ائل منی آتماز!
*عاشیق قشم*
E.lahe
2012/6/20, 12:19 AM
پارک مینیاتور ناقص تبریز معرف ناشایست و ناقص تبریز!!!
آیا تبریز تنها 5اثر تاریخی دارد یا مسئولین نسبت به تکمیل آن بی تفاوتند ؟!
شهرداری تبریز و سازمان زیباسازی شهرداری تبریز سال قبل در یک اقدامی قابل تقدیر اقدام به احداث پارک مینیاتور با نام مینیاتبریز در انتهای پارک آنالار و آتالار واقع در گلپارک نمودند و نام تبریز را بار دیگر در لیست اولینها ثبت نمودند.این خبر مسرت بخش برای اکثر شهروندان خوش آیند بود چون هم اولینی دیگر نصیب تبریز میگشت و در ثانی تنوع در احداث پارکهای شهری احساس میشد و در کنار این عوامل مهمترین علت خوش آیند بودن این طرح برای شهروندان افزوده شدن یک مورد دیگر به مراکز گردشگری و دیدنی تبریز بود که میتوانست برای گردشگران و مسافران بسیار خوش آیند بوده و به نحو احسن آثار تاریخی و دیدنی تبریز را بصورت مینیاتوری و کوچک شده( همراه با توضیحات مکفی در تابلوهای کناری )به تمام مسافران معرفی نمایند
فاز اول پارک مینیاتوری تبریز بعد از حدود ۶ ماه در تیر ماه سال 90 بهره برداری شد.ولی چیزی که برای همه جای سوال بود این بود که چرا تنها 5 اثر تاریخی تبریز در این پارک که مینیاتور شهر تبریز میباشد به نمایش گذاشته شده است؟!
این سوالها مطرح بود تا اینکه در زمان افتتاح شهردار منطقه یک و شهردار کلانشهر تبریز خبر از افتتاح فاز یک طرح دادند و تکمیل این پارک را به فازهای بعدی موکول نمودند و آقای مهندس نوین در سخنان خود خبر از تکمیل این پارک با مینیاتوری از کل شهر تبریز همراه با آثار ارزشمند شهر در داخل آن خبر دادند و وعده دادند در آینده نزدیک فازهای بعدی این پارک افتتاح و به بهره برداری برسند
ولی متاسفانه اکنون با گذشت قریب به یک سال از زمان افتتاح فاز یک هیچ گونه اقدامی در جهت توسعه و افزودن اماکن مینیاتور شده تبریز در این پارک منحصر بفرد نیست و انگار به باد فراموشی سپرده شده است!
حال سوالی که به ذهن هر مسافری خطور میکند این است که آیا تبریز تنها این 5 آثار تاریخی را دارد که در پارک مینیاتور تبریز نصب شده است؟!
معمولا در هر پارک مینیاتوری که در برخی شهرهای جهان دیده میشود تمامی آثار و اماکن تاریخی ودیدنی بصورت مینیاتور شده در معرض دید عموم قرار میگیرند ولی در تبریز تنها 5 اثر از میان صدها مکان زیبا و دیدنی شهر بصورت مینیاتور شده در معرض دید عموم و مسافران قرار گرفته است!
مسئولین باید بدانند با این ماکتها نمیتوان برای این پارک گردشگر جذب کرد و احداث حداقل ۵۰ ماکت مینیاتور شده اماکن شهری تبریز برای رونق گرفتن این پارک و معرفی و شهرت یافتن پارک مینیاتور تبریز لازم و ضروری است که در نهایت موجب سود آوری برای شهرداری از طریق دریافت ورودیه میشود .
بطور مثال بنده در بازدید از پارک مینیاتورک استانبول در حدود ۸۰ اثر مینیاتور شده شامل ابنیه های تاریخی و پل کابلی استانبول و اماکن جدید شامل استادیوم فوتبال استانبول- فرودگاه استانبول -تله کابین استانبول و ....را شاهد بودم که در کنار ۲۰ اثر از اماکن شهرهای دیگر ترکیه قرار داشتند و جمعا ۱۰۰ ماکت مینیاتور شده را در مینیاتورک ساخته بودند و هر بازدید کننده ای از دیدن آنها لذت میبرد.بطوریکه بازدید از این پارک حداقل ۵ ساعت وقت ما را گرفت و بسیار برایمان لذت بخش بود
نکته قابل توجه در این پارک استفاده از آب بسیار زلال در زیر پل کابلی استانبول و پلهای تاریخی و نیز استفاده از آبنماها و فواره های کوچک در کنار بناهای تاریخی بود که بسیار دیدنی بود
از مسئولین محترم شهر انتظار میرود نسبت به تکمیل چنین پارک ارزشمندی که میتواند در سطح کشور و منطقه مطرح گردد و به عنوان یکی از اماکن دیدنی تبریز قلمداد گردد اقدامات متقضی را انجام دهند تا به زودی شاهد افتتاح فازهای بعدی پارک باشیم و بتوانیم اماکن و جاهی دیدنی تبریز را به درستی و در شان تبریز به مسافران معرفی نمائیم
پیشنهاد بنده برای تکمیل پارک مینیاتبریز شامل موارد زیر میشوند که امیدوارم مورد توجه شهردار محترم تبریز و شهردار منطقه دو و رئیس سازمان زیباسازی شهرداری قرار بگیرد
1-برای تکمیل این پارک بهترین الگو برای ما پارک مینیاتورک استانبول میتواند باشد .چرا که این پارک یکی از بزرگترین پارکهای مینیاتور جهان میباشد که بیش از یکصد اثر دیدنی استانبول و ترکیه را بطور کاملا حرفه ای احداث نموده و در معرض دید عموم قرار داده اند
لذا در این پارک آثار مینیاتور شده به دو دسته تقسیم شده اند 1- آثار و ابنیه های تاریخی 2-آثار و ابنیه های مدرن و معاصر
ما نیز میتوانیم از این الگو پیروی کنیم و در قسمتی از پارک مینیاتور آثار تاریخی شهر را به نمایش بگذاریم و در سمت دیگر آثار دیدنی معاصر که این دو قسمت توسط پل کابلی مینیاتور شده به همدیگر مرتبط گردند که بازدید کنندگان با عبور از روی پل از قسمت ابنیه های تاریخی به قسمت ابنیه های معاصر وارد شوند
بنده لیستی از بناهای زیبای شهر که میتواند بصورت مینیاتور شده در این پارک قرار بگیرند را ذکر میکنم که امیدوارم مورد توجه مسئولین واقع شود
به پیشنهاد من بهتر است اماکن تاریخی شهر و اماکن جدید الاحداث و معاصر توسط پل کابلی مینیاتوری از هم جدا شوند و با گذر از پل کابلی ماکتهای اماکن تاریخی جای خود را به ماکتهای اماکن معاصر بدهند
برای قسمت آثار تاریخی پارک بنده اماکن زیر رو پیشنهاد میکنم
1-ربع رشیدی
2- روستای تاریخی کندوان
3- بازار بزرگ تبریز
4-کاخ استانداری
5-مسجد کبود
6-برج یانقین
7-مجموعه خانه های تاریخی بهنام و قدکی (دانشکده معماری)
8-کارخانه چرم(دانشکده چرم)
9-مجموعه صاحب الامر
10-پل قاری و پل سنگی و عبور آب از زیر آنها
11-پل آجی چای وو عبور آب از زیر آن
12-کلیسای ارامنه
13-کلیسای سرکیس مقدس
14-کلیسای شوغاگات مقدس
15-کلیسای مریم مقدس
16-کلیسای پروتستانها
17-کلیسای کاتولیک
18-موزه ارامنه
19- مسجد جامع تبریز
20-خانه مشروطه
21-خانه ختایی( هنرمندان)
22-خانه حیدر زاده
23-موزه سنجش
24-حمام نوبر تبریز
25-خانه پروین اعتصامی
26-خانه شهریار
27-خانه امیر کبیر
28-خانه ستارخان
29-خانه بلورچیان
30-خانه امیر نظام(موزه قاجار)
31-خانه ثقه الاسلام
32-خانه اردوبادی(مرکز اسناد ملی)
33-ساختمان بانک ملی مرکز
34-موزه سفال
35-خانه حریری در تربیت
36-اتاق بازرگانی
37-باغ دو کمال
38-مسجد سید حمزه
39-مسجد مهدیه نصف راه
40-مجسمه قونقا
که تمام این ماکتهای مینیاتور شده تاریخی با احداث ماکت پل کابلی تبریز به بخش مدرنیته تبریز متصل شوند و بازدید کنندگان با عبور از پل کابلی تبریز به بخش معاصر مینیاتور شهر بروند
که ماکتهای زیر در بخش معاصر ساخته شود
۱-ورزشگاه یادگار امام تبریز با پخش صدای تماشاگران تراکتور
۲-برجهای مرتفع شهر و شهرک رشدیه
۳-پل کابلی
۴-ساختمان های جدید مثل ساختمان مترو
۵-تله کابین تبریز و تفرجگاه عون بن علی
۷-نمایشگاه بین المللی تبریز
۸-فرودگاه بین المللی تبریز
۹-ایستگاه راه آهن تبریز
۱۰-دانشگاه تبریز
۱۱-المان پارک مفاخر
۱۲-یادمان شهدای گمنام در عینالی
13-مصلی تبریز
و.....
2-نکته قابل تامل در زیباسازی این پارک گل کاری انبوه و استفاده از گلهای خاص و طرح ژاپنی و مینیاتوری همچنین استفاده از تابلو های سخنگو برای معرفی اماکن به زبانهای مختلف بر اساس زبان مراجعین میباشد
3-همچنین شهرداری باید استفاده ازآب و آبنما را در این پارک مورد توجه بسیار قرار دهد.چرا که پمپاژ آب از زیر پلهای مینیاتور شده و استفاده از فواره های کوچک در محوطه کناری ساختمانها و استخر ائل گلی بر زیبایی این پارک صد چندان می افزاید.و سیستم آب رسانی کنار ماکتهای این پارک باید بصورت هوشمند و مهندسی باشد و با پمپاز آب مانع فاسد شدن و تغئیر رنگ آب گردند
در کنار آن نصب فواره های کوچک در کنار آثار مینیاتور شده در زیبایی این پارک بسیار موثر خواهد بود که لزوم توجه مسئولین را میطلبد
4-برای چنین پارکهای منحصر بفرد در تمام نقاط دنیا حصار کشی و دیوار کشی میشود و برای آن باجه دریافت ورودیه قرار میدهند.چرا که اکنون ماکتهای این پارک تبدیل به محل بازی کودکان و نشیمنگاه عصرانه خانواده ها گشته و اصلا در شان یک پارک مینیاتور نیست که چنین صحنه هایی را شاهد باشیم!
شهرداری میتواند بعد از تکمیل پارک با دریافت ورودیه از مراجعین هم موجب درآمد زایی برای شهر گردد و هم مانع ورود سایر شهروندان به این پارک بشه و تنها پذیرای افرادی باشد که برای دیدن مینیاتبریز آمده باشد
امید است با توجه مسئولین محترم و تکمیل و افتتاح فازهای دوم و سوم این پارک به عنوان یکی از نمادهای تبریز تبدیل شود و مینیاتبریز شهره عام و خاص در کشور شود.
بیایید دست در دست هم دهیم و تبریز را نگین شهر ایران کنیم.این کار دشوار نیست فقط همت میطلبد و همکاری و احساس مسئولیت
http://www.tabrizemodern.blogfa.com/
E.lahe
2012/6/20, 10:04 AM
نویسنده و گرد آورنده : نادرقایاخان (آفشار)
تاریخ آذربایجان بسی مایه شگفتی و افتخار و البته تاسفها که این تاریخ و آثار روزبه روز از بین میرود.از هر جهتی به فرهنگ و تمدن این ملت نگریسته شود پیامی کاملا شفاف در مقابل دیده گان پدیدار خواهد شد. آذربایجان از دیر باز مهد تمدنهای باستانی بوده است. برای اثبات این واقعیت میتوان به دهها و صدها تمدن اشاره کرد: تپه حسنلی (سولدوز) یانیق تپه(خسرو شهر) تپه آذتک(بین زنجان و ابهر)... دهها تپه باستانی در همدان مانند:تپه نوشیجان، قوشا تپه، چال تپه... و دهها تپه باستانی قزوین مانند:قره تپه، تپه قیزقالاسی، چوبوقلو تپه...و همچنین تپه های باستانی اطراف دریاچه ارومیه که نماد وجود آذربایجان درتمام صحنه های تاریخ است. درتمامی شهرها و روستاهای آذربایجان به سیلی از این تپه های باستانی برمی خوریم. آذربایجان بعد از تمدن انو در تورکمنستان، دومین وطن سومریان بوده که بعد از آذربایجان به بین النهرین (مزوپوتامیا) حرکت کرده اند و تمدن بزرگ دیگری در سومین وطن خود به جهانیان عرضه داشته اند.
« آینده ازآن ملتی است که گذشته خود را بشناسد »
« محدوده دشت مشگین شهر و تمدن بورازما »
دشت مشگین شهر درشمال شرقی آذربایجان ایران حدوداً 63 کیلومتری شرق اهر،105 کیلومتری شمال شرقی اردبیل قرار دارد،شهر یئری 28 کیلومتری مشگین شهر و 2 کیلومتری روستای پیرازمیان در این دشت واقع شده است. وسعت منطقه مورد مطالعه توسط میراث فرهنگی اردبیل 400هکتار اعلام شده که فقط به اطراف رودخانه قره سو محدود شده است. تیم چالز برنی و سه تن از همکارانش(رابرت بولی،مایکل لوید اینگراهام،جفری سامرز) که در سوم آگوست 1976 میلادی (1357ش) برای ارزیابی ظرفیت بالقوه منطقه تحقیقاتی انجام داده اند.در مقاله ای با عنوان«استلها و محوطه دشت مشگین شهر»چنین می نویسند: محدوده شرقی منطقه مورد مطالعه در محل تلاقی جاده اصلی شرق به غرب
مشگین شهر و جاده اصلی اردبیل به دشت مغان تعیین شده است. این محوطه به طرف شمال نیز ادامه می یابد.
دومحوطه درغرب مشگین شهر کشف شده است که می توان آن را پاسگاه مرزی اورارتوها لقب داد. در دشت اردبیل نیزشواهد روشنی از استقرار اورارتوها به چشم می خورد.پس از سقوق اورارتو ها بلا فاصله به استکام بندی درمنطقه وسیعی از حاشیه دشت قره سو تا انتهای دشت مشگین شهر انجام شده است.کل منطقه مورد مطالعه حدودا 1400 کیلومتر مربع بود که آن را به 72 محوطه تقسیم کرده ایم.
مهمترین محوطه کشف شده در این بررسیها کشف محوطه بورازما(شهر یئری) بود. احتمالا از این نام برای ترساندن دشمنان استفاده شده است.«بورازما» به معنی«اینجا نیا»که بعدها این نام به روستایی درآن نزدیکی داده شد و با تغییراتی به « پیرازمیان » تبدیل شد و چون از قدیم دراین منطقه شهری وجود داشته این محوطه به«شهریئری»معروف شده است که عمده ترین و مهمترین نتیجه بررسی این تیم بود.
محوطه شهریئری درشرق منطقه مورد مطالعه قرار دارد.استقرار این محوطه به دلیل ملاحظات استراتژی بر روی صخره ای بنا شده است. استحکامات دفاعی تماما از سنگ ساخته شدهاست.این محوطه از 4 مولفه تشکیل شده است.
1- دهکده وسیعی که بخشی از آن حصار کشی شده و این دهکده به دو قسمت بالایی و پایینی تقسیم می شود. 2- ارک که از سمت غرب به دهکده بالایی منتهی می شود 3- چهارگروم استیل 4- تعدادی قبر که در دهکده بالایی و پایینی قرار داشت. ازمیان 72 محوطه ثبت شده چند مورد علایم و نشانه های قطعی و چند مورد نیز علایم احتمالی مربوط به تمدنهای ماقبل تاریخ ثبت شده است.
محوطه های در کل منطقه مورد مطالعه کشف شده که به طور کامل فرسوده و به بستر سنگی تبدیل شده اند. در این محوطه ها سفالها ی قرمز رنگی باشاموت کاه و شن،حاوی نقش هایی به دست آمده که تمامی آنها دست ساز و اغلب نا صاف و ضخیم و به شکل ظروف و کم عمق و ابتدایی همچنین مقداری پارچ نیز به دست آمده است. قدمت همه آنها هزاره پنجم قبل از میلاد را نشان می دهند.
»استل ها »
در بررسی شهر یئری چهار گروه استل پیدا شده که قدمت استلها از قدمت محوطه بیشتر است.بزرگترین گروم استل در نزدیکی دروازه غربی دهکده بالایی یافت شده که 80 استل وجود داشت. بسیاری از این استلها در زمانهای اخیر جا به جا شده اند. اندازه این استل ها 172سانتیمتر ارتفاع52 سانتیمتر عرض38 سانتیمتر ضخامت دارند. نمونه کوچکترها به خوبی ترش خوده اند که در حدود 100 سانتیمتر ارتفاع35 سانتیمتر عرض30 سانتیمتر ضخامت دارند. در شمال شرقی استلهای دسته اول تعداد 25 استل یافت شد که تمامی این استلها در دوران باستان جا به جا شده اند که پیدا کردن مکان اصلی انها دشوار است این دسته به صورت نامنظم تراش شده اند ابعاد آنها حدودا 319 سانتیمتر ارتفاع، 70 سانتیمتر عرض30 سانتیمتر ضخامت دارند.
گروه سوم استلها در داخل حصارهای دهکده بالایی قرار داشتند که تعدادشان کمتر از20عدد است. جنس استلها از سنگهای آذرین یا آتشفشانی است که در حاشیه تپه یافت می شود.
استلها بیشتر به صورت ردیفی و هر ردیف در مرحله واحد تراش خورده اند.تمامی استلها به صورت برجسته تراش شده و میزان مهارت به کار رفته متفاوت است. در تمامی آنها موی سر، قبضه شمشیر و غلاف به طور مشخص قابل مشاهده است. موی سر در تمامی آنها وجود دارد و در اکثر موارد در قسمت انتهایی به پنج دسته تقسیم می شود. امکان آن نیز هست که این خطوط در واقع در حکم دستهای این استلها باشد. به طور معمول موها به موازات بینی تراشیده شده است اما در برخی موارد این روند به هم خورده است. این موضوع دست بودن این حطوط را تقویت می کند. بینی به صورت مجزا از پیشانی تراشیده شده و تعداد معدودی هم دارای ریش هستند. اغلب استلها دارای چشمان گرد و کمربند هستند که اغلب به صورت افقی که دارای طرحی عمودی مایل هستند. شمشیر از راست به چپ در زیر کمر بندغلاف شده است. درمورد قدمت استلها گفته می شود که قدمت آنها از ارک شهریئری بیشتر است. مردمان شرق این استلها را «بل بل» میگویند
» اتاقک ها »
تعداد زیادی اتاقک قبر مانند با سنگ چینیهای مدور که این تیم نتوانسته همه آنها را ثبت کند.این اتاقکها در سالهای اخیر به طورغیر مجازی حفاری شده و به غارت رفته است.از این قبرها تعداد زیادی از سفالهای سیقلی خاکستری به دست آمده که ظاهراً شباهت هایی با سفال های ماورای قفقاز دارند. قدمت این قبرها سفالها پیش از تاریخ ؟ را نشان می دهند. باستان شناسی که می خواهند این منطقه را مورد بررسی قرار دهد باید کاملاً به میتولوژی (اسطوره شناسی) آشنا باشد در غیر این صورت نمی تواند کار موٌثری در این منطقه پیش ببرد و تحقیقات بنیادی انجام دهد.
احتمالاً زمانی مردم این منطقه به آنیمیزم روی آورده اند باورهای دینی که درآن به اشیای بی جان(گاهی نیز روح نیاکان) ارزش قائل شده و درپاره ای ازکارهایشان از آنها کمک و یاری می خواستند. با گذر از قوشا تپه در کنار راه ورودی از طرف روستای پیرازمیان به اتاقکهایی با دیوارهای مدون سنگی کوچکی برمی خوریم. روی این اتاقک ها با سنگهای بزرگ پوشیده می شد، درکوچکی جهت ورود و خروج وجود داشت.
نگامی که باران می بارید، زنان غیر بارور در این اتاقکها خوابیده و باردار شدن را از باران طلب می کردند.( تورک های قدیم اعتقادشان براین بود که آسمان نر، زمین ماده است زمانی که باران می بارد زمین و آسمان جفت گیری می کردند. بعد از مدتی درختان و گیاهان شروع به روییدن می کنند( زمین می زاید)و چنین شد که اولین انسان از خاک آفریده شد.«به همین خاطر تورک ها به وطن آنا وطن می گویند » )این اتاقکها درزمانهای اخیر تماماً تخریب شده اند.
درساحل شمالی رودخانه قره سو بر روی صخره ای سنگی نقشهایی کنده کاری شده که احتمالاً تصاویری از هال آروادی (آل آروادی) باشد که رابطه مستقیمی با اسطوره های«اومای و آل آروادی» دارد. به احتمال زیاد نقشهای اومای و آل آروادی با اتاقکها در ارتباط باشد. بر اساس باورهای تورکهای باستان اومای پرنده خوشبختی است که از طرف خورشید می آید و برای زنان غیر بارور کودک می آورد. در مقابل آل آروادی با موهای قرمز کودکان تازه به دنیا آمده را می دزدد و چون آل آروادی از آهن می ترسد در کنار نوزاد پاره آهن یا بیشتر زنجیر می گذارند. این کار هنوز هم در بیشتر جاها اجرا می شود.( اومای بعد از هزاران سال با عنوان همای رحمت وارد ادبیات فارسی شد )
« تپه ها «
در منطقه مورد مطالعه بین دشت قره سو و تپه های ماهور ساوالان تعدادی تپه باستانی یافت شد که تمامی این آثار برروی تپه های کوچکی ساخته شده اند. برخی از این آثار با دیوارهای سنگی و برج ها و پشت بند محکمی حصار بندی شده اند. سفال هایی از این تپه ها به دست آمده که قدمت برخی از این تپه ها را عصرآهن و برخی دیگر را پیش از تاریخ ؟ نشان می دهد. تعدادی از این تپه ها و قلعه ها جهت حفاظت از رودخانه قره سو ساخته شده است. این تیم باستان شناس قدمت قطعی تپه های تدفیقی را نتوانسته تعیین کند...!
» تخریبات »
در بین سالهای1339-1329 تخریب بسیار گسترده تپه های تدفیقی نام این منطقه را بر سر زبا نها اندخت. بررسی تیم چارلز برنی در سال 1357 مشخص کرد که به رغم تخریب و غارت اکثر این تپه ها هنوز تپه های بکر و دست نخورده به اندازه کافی باقی مانده وارزش بررسی وشناسایی را دارند. تخریب بزرگ دیگری درسالهای 1385-1383درسه فصل ازحفاری که به سر پرستی علیرضا هژیری نوبری انجام شد. چند محوطه بزرگ و سرپوشیده اتاق مانندی یافت شد که استلهای کوچکی در دو ردیف سه نفری و در مقابل آنها یک استل بزرگ قرار داشت. که از فرم ایستادن این استلها نام مکتب اوشاقلاری به آنها داده شده است. این استلها بدون بررسی توسط بوردوزرهای این گروه علمی جا به جا شده و در گوشه ای از منطقه انبارشده اند که بسیاری ازاین استلها شکسته و درحال از بین رفتن هستند.این استلها در شرایط جوی نامناسب و تحت ناملایمات و بی مسئولیتی مسئولان قرار دارند. مسئولان میراث فرهنگی اردبیل با نصب کوتاه مدت داربستها و سایه بان فلزی برای نگهداری این آثار، تلاش و حفظ این منطقه را در دستور کار خود قرار داده اند اما پس از مدت کوتاهی داربستها را جمع آوری و در گوشه ای از منطقه روی هم انباشته اند. مدیر کل میراث فرهنگی استان اردبیل اعلام کرد که داربستها جهت هوا خوری سنگها برداشته شده است. در سال 1387 شبکه خبر اعلام کرد که 80درصد آثار تاریخی شهریئری براثر سرما از بین رفته است.
* منابع
*charlz burni “meshkin shahr survey in iran”1979 m
*Ingraham.m.l & summers.g stelas and settlements in the mesh kin shahr plain north easter Azerbaijan iran”1979 m
* ترجمه صمد علیون ، محمد فیض خواه
* میراث فرهنگی اردبیل
E.lahe
2012/6/20, 10:33 AM
حصار دور شهر:
از قدیم دور شهر اورمیه حصار محکمی کشیده شده بود وتا اوائل سلطنت سلسله پهلوی قسمتهای زیادی از حصار مزبور دیده می شد .سابقاً قلعه اورمیه یکی از قلاع مستحکم آن نواحی بوده ،بطوریکه در بحث تاریخ به تفصیل مذکور شد برای اولین مرتبه در قرن سوم هجری صدقه بن علی اطراف شهر اورمیه دیوارها کشیده و قلعه و برج وباروی محکمی ساخت وخندق عمیقی دور آن کند.از این پس در زمانهای مختلف حصار دور شهر و برجها مرمت و تجدید بنا گردید. بطوریکه در زمان کریم خان زند آزادخان افغان قلعه اورمیه را مستحکم نموده خزائن و اهل عیال خود را در آنجا گذاشته بود که آقا محمد حسن خان قاجار شهر را محاصره نموده قلعه را گشوده به آنها دست یافت. در اواخر قرن سیزدهم هجری قمری موقع هجوم شیخ عبیداله کرد اهالی حصار دور شهر را محکم نموده در مقابل هجوم اکراد مقاومت کردند.
دروازه ها:
برای ورود به شهر در هشت نقطه از حصار اورمیه هشت باب در وازه ساخته شده بودند ، اطراف دروازه ها برج ها واستحکامات مناسب ومحل های محکم جهت مدافعین دروازه ها تعبیه شده بودند. بیرون دروازه خندق عمیقی کنده بودند که درمواقع ضروری محصورین شهر خندق ها را اب می بستند تا مانع ورود مهاجمین بشهر گردند. در سالهای اخیر این خندقها پر شده است.
اسامی دروازه های شهر ومحل انها بدین قرار بوده:
» دروازه یورد شاه
» نوگچر
» دروازه بالو یا سلماس
» توپراق قلعه
» بازار باش
» ارک
» عسگر خان
» هازاران
متاسفانه اکنون حتی یکی از این دروازه ها نیز نگهداری نشده است وتمام آنها پس از نفوذ تمدن غربی به این نواحی جهت نوسازی شهر بدون توجه به حفظ میراث گذشتگان خراب گردیده است.
هر یک از محلات شهر را نیز به همان نام می نامیدند، مثلا محله عسگرخان، محله بازارباش که این نامگذاری تا کنون از علائم شناسایی شهر اورمیه به کار می رود.
در نقشه زیر که در سال 1312 توسط شهرداری اورمیه تنظیم شده است می توانید این محله ها را مشاهده نمائید.
http://up.vatandownload.com/images/sjfgtcjx4qa299nbmaha.jpg
rfa_65
2012/6/22, 01:47 AM
دانلود آهنگ بسیار زیبا(طنز)از ایسمایئل بایات(علیرضا رنجی) (http://forum.tractorfc.com/showthread.php?3930-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%28%D8%B7%D9%86%D8%B2%29%D 8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%A6%D9%84-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA%28%D8%B9%D9%84%DB%8 C%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B1%D9%86%D8%AC%DB%8C%29)
(http://fpk.im/DM9b)İndirmək Üçün Buraya Tıkla (http://fpk.im/DM9b)
ایسماعیل بایات
پوروداکشين
ضبط باي سعيد باي زيرپي دستگاهينن
يقوب پرتو باي ناصير باي
بهزاد يولداشينن سعيدين يولداشينن البتده باي باي
اگه خاکم اگه داشم اگه آغاجم و .... قالانئندا دانلود الیین قولاخ آسئن http://forum.tractorfc.com/images/smilies/yahoo/4.gif
http://up.pnu-club.com/images/1xsti76m7b19sj8igvk4.jpg
ismayıl bayat
purudakşın
zəbt bay səyid bay zırpı dəstgahinən
yəqub pərto bay nazir bay
behzad yoldaşinən səyidin yoldaşinən əlbətdə bay bay
əge xakəm əge daşəm əge ağacəm
zumurrud
2012/6/24, 10:24 AM
تورک بولتن (http://www.iran-eng.com/showthread.php/382662-%D8%AA%D9%88%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D9%88%D9%84%D8%AA%D9%86)
rfa_65
2012/7/18, 03:20 PM
آخرین تمرین تیم تراکتورسازی تبریز پیش از بازی با سایپای کرج امروز بعدازظهر راس ساعت 20:00 در زمین چمن استادیوم یادگار امام برگزار خواهد شد.
از همه دوستان دعوت میشود تا با حضور پرشور سرتمرین امروز ضمن گرم کردن و ریکاوری خودمون برای حضور حماسی روز جمعه و دیدار مجدد با خانه دوم مون یادگار ، روحیه کافی رو به بچه ها بدیم برای یه برد پرگل و شیرین در اولین بازی فصل.
وعده دیدار عصر امروز چهارشنبه استادیوم یادگار
حضور بانوان تراختوری بلامانع میباشد!
منبع : TractorFC
http://img4up.com/up2/83783026904034728834.jpg
E.lahe
2012/8/02, 04:43 PM
یازان محمود دالغا
اي اؤلكه مي ظولم ايله قويان دهرده ويران
محكوم اولا بيلمز سنه بوندان سورا اينسان
اينسان ازليندن يارانيب اشرف مخلوق
لايق دگيل اصلاً اونا زنجير ايسارت
"محمد بي ريا"
تورك چرا تورك است،آذري نيست ؟
روزي مورچه اي در ميان اندك آب گرفتار شد. فرياد بر آورد، آهاي دنيا را آب برد.
شاهدي گفت:
- مورچه آب تو را مي برد نه دنيا را.
هدف برزگ دشمنان و فرهنگ ستيزان ايجاد تفرقه درميان ملتهاي بزرگ، و كوچك كردن آنهاست كه داراي ريشه و تاريخ ديرينه دارند. تا چنان يك مورچهي ناتوان در گردابي از آب قرار دهند و غرقشان سازند. وقتي كه انسان از ريشه جدا شد بي هويت مي شود، وقتي كه بي هويت شد ناتوان مي شود و ديگران را از خود برتر مي پندارد و به داشته و گفته هاي آنها ايمان مي آورد، از خود بيگانه مي شود. در اين موقع خصوصيات آسيمولاسيونيش بروز كرده، ايمان مي آورد كه بي چيز است. بي هويت است. طوري كه چون يك مانقورت مادر خود را نيز نشاخته و به راحتي به دستور ارباب خود عمل نموده مادر را به قتل مي رساند بدون اينكه حتي ناراحت شود. چون اين فرد آسيمله شده فقط يك نفر را مي شناسد،آن هم ارباب اوست و دستور، دستور اوست.
پرسيدم از آن ماهـوش شير سوار
بستي به سر شير چگونه افسار؟
گفتا به جهان هر آنكه خود را نشناخت
آوردن او سهل بود زير مهار.
در زمان جنگ ايران روس، سفيري به ايران فرستاده شد تا شرايط را بررسي كند و گزارش نمايد كه چگونه بر ايران مستوفي يابند. در آن زمان بيشترين مقاومت در آزربايجان بود و آزربايجانيان به هيچ شرايط راضي به تسليم نبودند مگر شرايط و مطالبات آنان فراهم شود.
اين سفير چون شرايط را اين گونه ديد و فهميد كه مردان و زنان آزربايجان همه در دلاوري و جنگندگي يد طولاني دارند و شجاعت آنها زبان زد خاص و عام است، طي نامه به زمامداران خود چنين نوشت :
"اين سرزمين را (آزربايجان) به هيچ عنوان نمي شود تسليم كرد. و اگر اين مناطق تسليم نشوند ايران تسليم نخواهد شد و به زانو در آوردن اين منطقه ميسر نيست مگر به دو راه :
1- كليت آزربايجان را نابود و مردان و زنان آن را از دم بايد كشت.
2- اين سر زمين را به مناطق جداگانه تقسيم و به هر كدام نام تازه داده شود تا بدين شكل از هم ديگر جدا شوند، و اتحاد و يگانگي از آنها گرفته شود."
آردینی وار (ادامه دارد.....)
E.lahe
2012/8/02, 04:44 PM
اين ترفند به صورت جنگ فرهنگي (ميراث آريامهر و سياست گزاران تزار و انگليس)امروزه نيز متاسفانه در ايران به اشكال گوناگون بر عليه توركها در حال انجام است، به جز توهين هاي علني و غيرعلني رسانه و قدرتهاي ابزاري كه در دست دولت مردان قرار دارد و ازآن به نحو قابل توجه استفاده مي كنند تا ملت تورك را بي فرهنگ، ناتوان و ... نشان دهند. نمونه هاي بارز ديگر نيز هست از آن جمله: ساختن لطيفه هايه هدفمند است كه آنها را در اختيار كودكان قرار مي دهند تا بر عليه فرهنگ توركها تعريف كنند و به خندند، در اين ميان بارها ديده شده كه در جمع اينها خود توركها نيز هستند سئوال كه مي شود شما ديگر چرا؟ جواب بسيار دردناك كه جاي بسيار تعمق دارد شنيده مي شود.
(من تورك نيستم، آذري يم).
!!!
يك آدم ديوانه سنگي را كه مي اندازد داخل چاه، صد آدم عاقل نمي تواند درش بياورد. اين دقيقا همان خواسته است كه تئوريسين هاي شوونيسم دنبالش هستند، آنها مي خواهند با دادن نام و اسامي گوناگون افراد را از فرهنگ و تاريخ خود جدا سازند بدون اينكه اين افراد خبر داشته باشند.
وقتيكه يك فرد تورك خود را از مليت تورك جدا كرد. شوونيسم ها فردا از او خواهند پرسيد: تاريخ تو كدام است؟ ريشه تو در كجاست؟ ما تاريخ2500 ساله داريم، توكيستي ؟
فرد آسيمله شده جوابي نخواهد داشت. زيرا در تاريخ ريشه براي "آذر"ي تعريف نشده است. اين فقط توركان هستند كه تاريخ 7000 ساله دارند. و چون اين افراد از اين تاريخ بريده، شوونيسم را از خود غني تر،قوي تر،تاريخي تر و ...خواهند ديد و در اينجاست كه به كل خود را نهي خواهند كرد. و چاره اي جز بردگي و اطاعت پذيري نخواهند داشت،در اين زمان است كه بايد گفت:
اناالله و اناليه راجعون.
آردینی وار (ادامه دارد.....)
E.lahe
2012/8/02, 04:45 PM
ما بايد بدانيم كه تورك، تورك است. چه از نوع آزربايجاني، تركيه اي،ازبكستاني،قيرقيزستاني و ... باشد و يا حتي از نوع تهراني. همه اين توركان تاريخ، فرهنگ و زبان يكسان دارند. جدا كردن اينان با هر لقب و نام كه باشد آب به آسياب دشمن ريختن است و بس.
نه آيد روزي كه اصابت سنگ لحد بر سرمان تازه متوجه شويم اي داد و بيداد آنكه مرده است مائيم.
به قول انديشمندي :
"كسي كه نداند خودش كيست، ادعاي او در مورد شناخت ديگران بوي ناداني مي دهد".
بنابراين جايگزين كلمه "آذر"ي به جاي كلمه"توركي" هدف دشمنان است، اين هدف برنامه ريزي شده و داراي استراتژي دراز مدت است، هدف آن كندن ريشه توركان است. و جز خشكاندن اين ريشه پي آمدي ديگر نخواهد داشت.آگاهي ملت تورك و بخصوص انديشمندان و دانش پژوهان اين مردم ترفند و پاتك دشمنان را مي تواند خنثي سازد. به خود بيايم و از به كار بردن كلمات و اصطلاحات نابجا به جاي كلمه تورك پرهيز كنيم قبل از آنكه سنگ لحد بيدارمان كند.
دشمنان قسم خورده (كم هم نيستند) افراد بي هويت را پيدا و پرورش داده به عنوان انديشمند ملت تورك به خورد مان مي دهند و از زبان آنان سخناني مي گويند تا مورد قبول تر واقع شود.
***
حال برگرديم و از لحاظ زبان نگارش يعني دستور زبان،كلمه "آذر"ي را مورد بررسي قرار دهيم.
ما نمي گويم كه اين كلمه توركي است يا خير، حهت تاييد و يا رد اين قضيه بايد به قوانين نگارشي زبان توركي(دستورزبان) توجه شود، هر چه اين قوانين بگويد آن درست است.
اين مورد نه تنها در زبان توركي بلكه در تمام زبانهاي دنيا مصداق دارد.
زيرا هر ملتي در دنيا داراي يك وسيله ارتباطي است و آن وسله ارتباطي زبان ملت است. هر زباني كه داراي دستورات نگارش داشته باشد مي توان آن را بعنوان يك زبان مستقل تلقي كرد در غير اين صورت، يعني داراي بودن فقط گويش مي توان گفت آن ملت داراي زبان نبوده بلكه يك لهجه دارند.
گفتار و نگارش هر زبان كلي باهم متفاوت هستند. مثلاٌ در گفتگوي زبان فارسي به تهران مي گويند تهرون، به آمدم مي گويند اومدم و ... .
اماچيزي كه درست تر است نگارش اين كلمات است. اين قضيه در زبان هاي ديگر نيز صدق مي كند. زبان توركي نه تنها از اين قانون مستثني نيست بلكه بسيار غني و ريشه دار و تكميل تر است .
در زبان توركي مثل زبانهاي ديگر كلماتي هست كه از ديگر زبانها به عاريت گرفته شده اند، اينها در گويش كاربرد دارند اما وقتيكه به نگاريش درآيند بايد از دستور زبان توركي پيروي كنند. و اين يكي از دلايل با لهجه صحبت كردن توركان در زبان فارسي است. كه بيشتر وقتها باعث خنده ديگران مي شود زيرا نمي فهمند كه اين فرد تورك كلمات فارسي را با دستور زبان توركي مطابقت ميدهد. و بعد بيان مي كند، همان طوركه يك فارسي زبان انگليسي را با لهجه صحبت مي كند.
در توركي 8 حرف وجود دارد كه از عربي وارد زبان ما (توركي)شده است، اين حرفها در نگارش هيچ وقت كاربرد ندارند، يكي از آن حرفها، حرف "ذ" مي باشد.
بنابر دستور زبان توركي وقتي كه در نگارش به اين حرف مي رسيم، آن حرف بايد جاي خود را به حرف"ز" دهد. لذا بنابرقوانين زبان توركي درهنگام نگارش، كلمه "آذر"ي، بايد به صورت "آزري" نوشته شود.
(در مورد حرفهاي ديگر زبان عربي در زبان توركي هستند مي توان به كتابهاي آموزشي زبان توركي مراجعه نمود.)
قانون ديگر زبان توركي، قانون اويقارليق است.طبق اين قانون اگر اولين حرف صدار دار كلمه اي از گروه دوداقلانان(Labializing) باشد، حروف صدا دار بعدي نيز بايد از همين گروه باشد و برعكس. هر كلمه كه در اين قانون بگنجد ريشه توركي دارد، در غير اين صورت ريشه كلمه عاريت شده است. حال ببينيم وضعيت كلمه "آذر"ي در اين قانون چگونه است، ريشه اين كلمه از كجاست، آيا كلمه كاملاً توركي است ؟يا خير .
چون اولين حرف اين كلمه از حروف صدادار و دوداقلانان مي باشد بنابراين بايد نوشته شود "آزاري"، "Azarı"، نه آذري "azəri". پس كل كلمه از منظر اين قانوان غلط است، يعني اين قانون مي گويد كلمه مد نظر توركي نيست. و آز آنجا كه در زبان توركي كلمه بنام "آذر" با حرف"ذ" وجود ندارد لذا بيان اين كلمه هم در گويش و هم در نگارش توركي غلط و بي پايه و اساس است.
در تاريخ توركان قومي بوده بنام "آس" كه در مناطق شرق توركيه امروزي زندگي مي كردند. بعد از هجوم اعراب و تسلط آنان بر توركان "آس"و قبول دين اسلام به عنوان دين رسمي از طرف اين قوم كلمه "آس" به "آذ" تغيير داده شده كلمه"آس" در زبان توركي بمعناي قوم سلحشور مي باشد.
ازطرفي چون "كلمه آزربايجان " يك كلمه تركيب شده از چندكلمه كاملاً توركي است طبق بررسي ذيل:
كلمه (Azər)در تركي باستان پسوند (ار) به آخر اسم مي چسبيده و شخص را منتصب به آن مي كرد. مثلا آز + ار: يعني شخصي كه از قوم آز است.
آز"az" به عبارت درست تر آس "as" نام قومي است كه در شمال غربي ايران و شرق تركيه سكونت و حكمراني داشتند. همانطور كه در مطالب فوق نيز اشاره شده است.
و كلمه باي “bay“در زبان تركي به معني غني، صاحب، سرور، توانا و مقتدر است.
همچنين كلمه جان “can” جان يا گان”gan” پسوندساز است و در زبان تركي نشان دهنده جا، مكان و محل هاي جغرافياي است. اين پسوند بعد از ورود اعــراب از گـــان به جــــــان تبديل شده است. بنــابراين " آزربايجان "به معني محل زندگي قوم تواناي "آس" يا" آز" مي باشد.
لذا حتي يك به هزار هم تصور كنيم كه كلمه "آذر" توركي است، بنابردلايل فوق نمي تواند جايگزين مناسب براي كلمه "آزربايجان"باشد. زيرا از يك طرف "آزربايجان" يك كلمه تركيبي است كه هر كدام ار تركيبات آن معنا و مفهوم جداگانه دارند و از طرف ديگر "آذر"ي يك كلمه دم بريده است كه معني و مفهوم ادبي آن از لحاظ دستور زبان، يعني منصوب به "آذر"است كه ما در تاريخ توركان نه محلي بنام "آذر" داشتيم و نه شخص يا قومي، و اين كلمه دم بريده معناي كامل آزربايجان را از منظر بيان مغدوش مي كند. گماردن كلمه نادرست "آذر"ي بجاي "آزربايجان"يا تورك "آذر"ي خطاي نابخشودني است از جانب هركس كه باشد.
آردینی وار (ادامه دارد.....)
E.lahe
2012/8/02, 04:47 PM
كلمه"آذر"ي از نگاه دستور زبان فارسي نيز قابل بحث است. به ما در دوران تحصيل ياد داده اند كه اگر حرف"ي" به آخر كلمه اضافه شود آن كلمه صفت نسبي است، و صفت نسبي آن است كه كسي يا چيزي را بجايي نسبت دهند. وقتي كه گفته مي شود: تبريزي، تهراني، قرمزي، صورتي يعني كسي يا چيزي را به اين مكانها "محل هاي جغرافيايي كه وجود دارد"و رنگها (كه وجود دارند) را نسبت داده ايم. لذا از نگاه دستورزبان فارسي از تئوريسين هاي نظريه "آذر"ي بايد پرسيد:
- " آذر" كجاست؟ كه شما " آذر"ي شده ايد؟.
بحث ديگرمخفف سازي براي واژه ها و كلمات طولاني است. براي ساختن يك مخفف براي كلمات بزرگتر حتما مي دانيد كه بايد يك سري قوانين را رعايت كرد. هردم بيلي كه نمي شود كلمه درست كرده و به خورد مردمان داد. به اين واژه ها دقت كنيد:
1- كلمه (United + States)چون از دو كلمه متفاوت يعني داراي معناني مختلف تشكيل شده مخفف آن (US) گرديده است
2- كلمه (ir+an) مخفف آن (ir) شده است .
3- كلمه (رحمت ا... عليه) مخفف آن (ره) شده است
حال چگونه است كلمه آزربايجان كه خود از سه كلمه بامعناي متفاوت تشكيل شده است داراي مخفف نامناسب داشته باشد ؟
آزربايجان (آزر+ باي + جان )مخفف آن شده "آذر"ي ، پس "جان" كجا رفت؟. آيا غير اين است كه برنامه ريزان شووينسم استعمارگر هدفشان جدا كردن ما از هويت و داشته ها يمان است؟
حتي داشتن يك همچون نام (آزربايجان)را نيز براي ما زيادي مي بينند. ما بهتر و زيباتر نيست بجاي "آذر"ي يم ، بگويم آزربايجاني هستم، تورك آزربايجانم، افتخار مي كنم توركم و آزربايجاني هستم؟
اين جملات مدنيت، تاريخ، و... ما بيان مي كنند، اما "آذر"ي خير، بهتر است با دستان خود تيشه به ريشه خود نزنيم.
فرانتس فانون در كتاب " دوزخيان روي زمين " مي نويسد:
" استعمار براي تسلط بر اقوام تحت ستم خود قلبهاي آنان را تحريف و آنان را نابود مي كند"
بايد بدانيم كه اين مرزها و محل زندگي نيست كه هويت را تعريف مي كند بلكه اين هويت است كه مرزها را مشخص مي سازد. ساختن اسامي جعلي بر مردمان، سياست استعماگران است تا به راحتي توان كنترل آنها را داشته و بتوانند براحتي بر آنان حكومت كنند. وقتي كه فردي اظهار مي كند "من تهراني هستم"كسي نمي تواند بگويد آن فرد حتما"فارس"است اما وقتيكه ميگويد من"فارس"هستم مي توان گفت ايشان مي تواند تهراني، اصفهاني، شيرازي، يا يكي از مناطق فارس نشين باشد. انتساب كلمه "آذر"ي به جاي "تورك" و يا"آزربايجاني"باعث جدا افتادن ما از دنياي تورك خواهد شد.
بنابراين هر كس در هر منزلت و مقامي كه باشد و بخواهد از اين كلمه دانسته يا ناداسته استفاده كنند مطمين باشيد منفور تاريخ خواهد شد، و سيلي سختي خواهد خورد، و چون كسروي در نهايت توبه نامه خواهد نوشت هر چند كه تاوانش را ملت تورك خواهد داد.
استاد حسين جاويد مي فرمايند:
لازمسه جهالت له گولشمك
بيرچاره وار آنجاق يئني لشمك.
من توركم، آذري يوخ
قوتاردی(پایان یافت)
E.lahe
2012/8/04, 11:19 AM
فرمان كريمخان زند و شمول ولايت آزربايجان بر قلمرو عليشكر (همدان، ساوه، اراك، كردستان، كرمانشاه،...) (http://www.iran-eng.com/showthread.php/393234-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D9%88%D9%84-%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%8A%D8%AA-%D8%A2%D8%B2%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%8A%D8%AC%D8%A7%D 9%86-%D8%A8%D8%B1-%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%8A%D8%B4%D9%83%D8%B1-(%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%88%D9%87%D8%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%83%D8%8C-%D9%83%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D9%83%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%D 8%8C-))
esi.928
2012/8/16, 04:19 PM
اغا مير حوسن اغا گوزل مطاليبي دي جمالوا عشق اولسون
navid.orturk
2012/8/27, 11:16 PM
YAŞASIN BÜTÜN TÜRK DÜNYASI!
http://www.vanresimleri.com/data/media/71/turk_bayragi8.jpg
navid.orturk
2012/8/27, 11:36 PM
چرا اردبیلی ها با تبریزی ها لج اند؟؟؟ کلیک کن (http://www.iran-eng.com/showthread.php/399237-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%84%D8%AC-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%9F)
zahra_12707
2012/10/10, 11:34 AM
bunlar ne sozdi?
becharsiz?
iranin basha bashainda har neqedr turk var mohem dayil harali -ne lehcede
mohem budi ozdilek-turk ik ve bir birimiza dayaqik
yashasin turk camahati
zahra_12707
2012/10/11, 11:27 AM
salam ushaqlar yadimnan chixdi diyam ki
man indi mashhadiyam
yaman batar Tbriz goluma dushub.
ama darsim var burda...........
turk ushaqlardan dars uxuyan var mashhada?
...........
hadi.blue.chem
2012/10/26, 06:40 PM
ياشاسين تورك ميللتي
:w33:
ياشاسيـــــن تيــراختــور
sadansy
2012/10/27, 07:40 PM
ياشاسين تورك ميللتي
:w33:
ياشاسيـــــن تيــراختــور
یاشاسیننننننننننننننننننن ننننننننننننننننننننننننن نننن:gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::g ol::gol::gol::gol::gol::gol:
ruhina
2013/4/22, 04:42 PM
یاشاسیننننننننننننننننننن ننننننننننننننننننننننننن نننن:gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::g ol::gol::gol::gol::gol::gol:
یاشاسین اذربایجانیم;)
Powered by vBulletin® Version 4.2.0 Copyright © 2013 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.