PDA

برای دیدن نسخه كامل اینجا را كلیك كنید : فرانک گهری Frank O. Gehry



maral55
2007/4/06, 03:47 PM
کوتاه از گهری (http://movies.yahoo.com/shop?d=hv&cf=trailer&id=1808746676&intl=us)

معمارباشی
2007/9/04, 04:35 PM
منبع:http://www.daneshju.ir/forum/f437/t21437.html

با تشکر
معمار
کاربر انجمن دانشجویان ایران

maral55
2007/9/04, 08:23 PM
منبع:http://www.daneshju.ir/forum/f437/t21437.html

با تشکر
معمار
کاربر انجمن دانشجویان ایران

ممنون که اضافه کردی منبع رو

راستش اوایل کارای گهری رو دوست داشتم این اواخر دیگه به نظرم یه جورهایی زیادی داره خودشو تکرار میکنه :mad:
این صفحاتش رو در هر جایی به کار می بره
شما نظرتون چیه؟

maral55
2007/9/05, 10:12 AM
راستش من زیاد کاراشو دوست ندارم.فکر میکنم دیگه خیلی شلوغش میکنه!
اینها کاربردشون چیه؟کسی میدونه؟

اون فرم هارو میگی کاربردشون چیه؟

اونها تا جایی که من می دونم کاربرد خاصی نداره فقط بازی با فرمه بر طبق اصول سبکی که خودش داره و فکر می کنم بر اساس دیکانستراکشن و تغییراتی در اون ایجاد کرده.

یادش به خیر یکی از استادای ما که می گفت این گهری میاد یه چیزی رو می سازه بعد میزنه خرابش میکنه میشه این و بعد هم میده به دست اون مهندس سازه بیچاره که با هزار بدختی و انواع اقسام نرم افزار های پیچیده کامپیوتری بسازه !

البته ! گدشته از همه اینا من کار بیلبائشو دوس داشتم به نظرم بسیار متفاوت و مناسب برای اون فضا و اقلیم بود اما دیگه هر کاری هر جا کرد شد مثل همین.

اون طنز خانواده سمیسپون ها رو نمی دونم تو این تالار گذاشتم یا نه جالبه ببینین!

archi_arch
2007/9/07, 12:47 AM
اون فرم هارو میگی کاربردشون چیه؟
یادش به خیر یکی از استادای ما که می گفت این گهری میاد یه چیزی رو می سازه بعد میزنه خرابش میکنه میشه این و بعد هم میده به دست اون مهندس سازه بیچاره که با هزار بدختی و انواع اقسام نرم افزار های پیچیده کامپیوتری بسازه !

:biggrin::biggrin::biggrin:
جالب بود
منظورم این بود که این مکان ها چه کاربردی دارن مسکونی،اداری و... اخه توضیحی نداده بود.منم فقط عکسهای اینها رو تا حالا دیدم!


اون طنز خانواده سمیسپون ها رو نمی دونم تو این تالار گذاشتم یا نه جالبه ببینین!
راستی این که گفتی کجاست اگه میشه لینکشو بذار چون من سرچ کردم چیزی پیدا نکرد.
ممنون

maral55
2007/9/07, 05:36 PM
http://msmm27.parsaspace.com/memaran/gehryclev_05.jpg



http://msmm27.parsaspace.com/memaran/Bilbao025.jpg


http://msmm27.parsaspace.com/memaran/HPIM2061sgjpg.jpg


http://msmm27.parsaspace.com/memaran/vitra1.jpg


http://msmm27.parsaspace.com/msmm27/memaran/Bilbao064b.jpg


http://msmm27.parsaspace.com/memaran/vitra2.jpg



http://msmm27.parsaspace.com/msmm27/memaran/vontz6.jpg


مریم جان (archi)
این عکس ها تا جایی که من یادم میاد اولی مربوط به EMP هست Experience Music Projectیه موزه موسقی هست در سیاتل آمریکا
دومی موزه معروف بیلبائو هست در اسپانیا شهر بیلبائو
سومی موزه والت دیسنی هست در لوس آنجلس
چهارمی فکر می کنم اسمش موزه ویترای باشه اگه اشتباه نکنم!
بعدی باز مربوط به بیلبائو هست
بعدی دوباره ویترای
و آخری هم درست نمی دونم کجاست
اگر اشتباه کردم درستشو بگین من این روزا فراموشی بدی گرفتم
خلاصه اکثرا موزن چون همون طور که میدونی این فرم ها بیش از هز چیز به درد همون موزه هم میخوره!

maral55
2007/9/07, 05:37 PM
راجب به کارهایگهری از هر آرشیتکتی بیشتر تو نت مطلب و عکس هست میشه گفت فراونه

اون خانواده سیمپسون ها هم والا خودمم نمی دونم کجاست میگردم اگر پیدا کردم حتما لینکشو میزارم عزیزم.

nino
2007/9/07, 06:31 PM
اين كار آخر گهري مربوط به دانشگاه سينسيناتي تو آمريكاست ;)

معمارباشی
2007/9/08, 10:05 AM
«موزه گوگنهایم»، تعریف معماری در عصر ما

http://www.irancivilcenter.com/images/news/icc_news_fa_288_1.jpg
فرهنگ‌های ساختمان‌سازی شامل تمام مؤسسات عمومی و فردی است که با آن‌ها سر و کار داشته و به نوعی بر شکل ساختار آن‌ها تأثیر می‌گذارند.

موزه جدید «گوگنهایم» در اسپانیا به صورتی وسیع و گسترده مورد تحسین منتقدان معماری قرار گرفته و به عنوان سازه‌ای منحصر بفرد که اوج خلاقیت معماری در آن به کار رفته، شناخته شده است.

این سازه نشان دهنده این است که در آخر قرن بیستم بالاخره سازه ارزشمندی ساخته شد. این موزه با ظرافت خاص و به یاری خلاقیت بکار رفته در آن، به دنیای اطرافش مرتبط است.

این موزه مثالی برای استراتژی اقتصادی امروزی است که شهرهای صنعتی قدیمی مثل «بیل بائو» برای همگن ساختن خود با قوانین جدید فرهنگی، طراحی شدند.

در واقع این عملکرد بخشی از روند سیاسی در جوامع محلی مانند «باسکیوس»، تلاش می‌کنند از هویت خودشان در اروپا که سنت‌ها و قوانین ملی در آن به سرعت ناپدید می‌شوند، دفاع کنند.

این کار به طراحی و تکنولوژی کامپیوتر بستگی دارد. مؤسسه‌هایی مانند «گوگنهایم» و «گتی» با ارتباط بر قرار کردن به دنیای اینترنتی تجاری، هنر را به صنعتی تجاری تبدیل کرده‌اند.

معماران هم عصر ما، مثل آرشیتکت‌های زمان گذشته برای مفهوم و نماد معماری بیش از خود حرفه معماری اهمیت قائل می‌شوند. این مفاهیم بر ساختار محتوایی ساختمان‌ها و نحوه اداره و رهبری پروژه تأثیر گذاشته و نشانه‌های فرهنگ ساختمان‌های امروزی ما را تشکیل می‌دهند.
http://www.irancivilcenter.com/images/news/icc_news_fa_288_2.jpg
مفاهیم مذکور شامل مؤسسات سیاسی، مشتریان، بانک‌ها، مقاطعه‌کاران ، پیش بینی‌کنندگان ارزش ساختمان‌ها، ارزش و قیمت املاک، کارکنان ساختمان‌ها، تجار واحد‌های مسحححی، توسعه‌دهندگان، شرکت‌های بیمه و سایر مؤسسات هستند.

همچنین کاربران ساختمان‌ها، معماران، مهندسان، شرکت‌های مشاور، منتفذان معماری و فرهنگی و حتی مدارس معماری هم در این گروه قرار می‌گیرند.

به عبارت دیگر فرهنگ‌های ساختمان‌سازی شامل تمام مؤسسات عمومی و فردی است که با آن‌ها سر و کار داشته و به نوعی بر شکل ساختار آن‌ها تأثیر می‌گذارند.

بسیاری از معماران از این مفاهیم تأثیر گذار در کارهایشان در راه‌های مشخص و معینی استفاده کرده واستادان معماری وقت خود را مخلصانه در این کار صرف می‌کنند.

مسئله کاملاً واضح این است که پیچیدگی معماری ساختمانهای جدید در دنیای امروزی، به اندازه مؤسسه‌ای که در آن قرار داشته و تصویری که هنرمند خلاق در ذهن مردم بوجود آورده بستگی دارد.

در این حال بسیاری از معماران به اهمیت تشریک مساعی و گرد‌آوری نقطه نظر‌های مختلف در حل مشکلات پی برده‌اند.
http://www.irancivilcenter.com/images/news/icc_news_fa_288_3.jpg
اغلب راه‌حل‌های اصولی و محافظه‌کارانه در حل مشکلات معماری ممکن است از طریق ارائه نقطه نظر‌های نوآورانه بدست آید.

اما در همان حال بسیاری از معماران فعلی معتقدند که موقعیت فعلی نمی‌تواند سودمند‌ترین راه‌حل باشد.بیشتر وقت آرشیتکت‌ها صرف مکالمات تلفنی و تشریفات مربوط به کاغذ بازی و ملاقات‌های وقت‌گیر با مقاطعه‌کاران، مشتریان، مقامات مسئول در ساخت‌و‌ساز، به منظور هماهنگ کردن کارها و سند‌سازی از این ملاقات‌های حضوری و مکالمات تلفنی می‌شد.

بیشتر نتایج حاصل از این فعالیت‌ها به صورت انبوهی از کاغذ‌ها که باید ضمیمه پروژه‌ها شده و با قیمت‌های که قابل تحقیق بوده و در ارزش‌گذاری بهای ساختمان سهیم بودند، نشانه‌گذاری شده‌اند.

بیشتر این فعالیت‌ها نه تنها به ساختار بهتر سازه‌ها کمک نکرد، بلکه اجرای قانونی را کم رنگ کرده و در حفظ خط سیر بهای کار ماهرانه تأثیر منفی داشت.

سؤال مهمی که در ذهن ایجاد می‌شود این است که چگونه کیفیت ساختمان‌ها از طبیعت فرهنگ پرورش ساختمان‌ها تأثیر می‌پذیرد؟

به عبارت دیگر تکامل ساخت ساختمان‌ها چگونه بر روی فعالیت‌های معماران و سایر کسانی که در آن نقش داشتند تأثیر می‌گذارد؟

به عقیده صاحبنظران مجله «آرکیتکچر ویک » فرهنگ تکامل ساختمان، نحوه تأسیس آن و نوع عملکرد‌های مردمی که از آن فرهنگ پیروی می‌کنند، پاسخ این سؤال را به صراحت بیان می‌کند.

برای این مجله این نکات فنی و استادانه مانند پنجره‌ای عمل می‌کنند که به سوی مجموعه‌ای غنی از مفاهیم ارزشمند باز شده‌اند. در این مجله به فرهنگ و تکامل ساختمان مانند مجلات دیگر از جمله «پرکتیس» و «کانستراکشن اینداستری» نگاه نمی‌شود.

ساختمان‌ها اساساً حرکتی متحورانه اجتماعی محسوب می‌شوند. طبیعت این حرکت متحورانه در طول تاریخ دچار تغییر و تحول شده است.این تغییرات بسته به نوع محل، از جایی به جای دیگر فرق کرده و در موارد اختصاصی کیفیت حجم، اندازه و بخش اصلی ساختمان‌های ساخته شده را کنترل می‌کند.
http://www.irancivilcenter.com/images/news/icc_news_fa_288_4.jpg
اغلب ساختمان‌ها در دنیا با حداقل دخالت اساتید معماری ساخته می‌شوند و هنوز آن‌ها از نظر شکل و ظاهر برای زندگی روزمره انسان‌ها طراحی می‌شوند.

معماران هیچگاه به عنوان قدرت نفوذی مورد احترام، در طراحی ساختمان‌ها مطرح نبوده‌اند. هنوز هم شخصیت ساختمان معمولاً انعکاس درستی از فرهنگ آن نیست، اما در انتها مراحل مشخصی باعث می‌شوند تا بدون دخالت معماران، فرهنگ ساختمان عینیت پیدا کند.

در پایان می‌توان گفت که هدف از این مقاله، حضور معماران ساختمان‌ها در فحوای کلام است.

عقیده دست‌اندر‌کاران مجله «آرکیتکچر ویک» بر این است که داشتن چنین دید مؤثری نه تنها تمرینی هم عصر با ماست بلکه به ما نشان می‌دهد چگونه چنین آزمایشی می‌تواند نقش مؤثری در پیشرفت و درک شهرهایی داشته باشد که این هزاران فعالیت مستقل توسط مردم را تحت پوشش قرار داده و ممکن است پیشرفت کنند.



http://www.irancivilcenter.com/fa/img/red_arrow_fa.gif منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی شهرسازی و معما (http://www.uan.ir/news/?id=785)

معمارباشی
2007/9/08, 10:34 AM
دفتر معماری فرانک گری و همکارانhttp://www.arcspace.com/architects/gehry/corcoran/Photo-1.jpg

مکان:واشنگتن دی-سی

کارفرما:گالری هنر کورکوران

مساحت کلی:270 هزار فوت مربع

تاریخ برگزاری مسابقه بین المللی:ژوئن 1999 میلادی

زمان آغاز به کار طراحی:اکتبر 1999 میلادی

پیش بینی آغاز ساختمان سازی:تابستان سال 2003http://www.arcspace.com/architects/gehry/corcoran/Photo-3.jpg

پیش بینی تکمیل بنا:زمستان سال 2005

معمار: فرانک گری(Frank o.gehry
همکار پروژه:رندی جفرسون(Randy Jefferson
طراحی پروژه:ادوین چان(Edwin Chan
معمار پروژه:تنشو تاکموری (Tensho Takemori
مدیر پروژه:جورج متزگر (George Metzger
مهندس سیستم سازه ای:جان مارتین و همکاران (John A.Martin & Associates
http://www.arcspace.com/architects/gehry/corcoran/Photo-8.jpg

ُِ «ظاهر ضمیمه در هم و بر هم که توسط پنجره هایی بلند و بزرگ سوراخ شده است، مقابله ای مقتدرانه با سطح سنگی و تکراری بنای اصلی خواهد داشت؛به گونه ای که تمام ایده آل های هنر مندانه در زیر سنگ های غم گرفته بنای قدیمی به دام افتاده بودند، (هم اینک با ظهور ضمیمه جدید)با شادمانی و نشاط به سمت فضای بیرون رها می شوند.» (نیکولای آوروموف ، منتقد معماری لوس آنجلس تایمز گالری هنر)http://www.arcspace.com/architects/gehry/corcoran/Photo-7.gif

http://www.arcspace.com/architects/gehry/corcoran/Photo-6.gif
کورکوران در خیابان هفدهم بلوار نیویورک ، نزدیک کاخ سفید و مرکز خرید ملی (نشنال مال) قرار گرفته و در سال 1869 بنیان گذاری شد؛ گالری هنر کورکوران قدیمی ترین موزه ی هنر و یگانه کالج هنر و طراحی واشنگتن است.امکانات موجود شامل بنای طراحی شده (بنای اصلی ) توسط ارنست فلاگاست که در سال 1897 گشایش یافت.همچنین ضمیمه ی (قدیمی) آن که چارلز پلات ( (Charles Platt آن را طراحی کرد ، در سال 1928 افتتاح گردید.

هر دو بنای اصلی و ضمیمه ی موجود دارای دو طبقه گالری،دفاتر اداری ، تسهیلات پشتیبانی و امکاناتی برای کالج هنر و طراحی است.طرح حای بنای اصلیبا توجه به امکانت موجود آن زمان هرگز کاملا تحقق نیافت.تسهیلات پشتیبانی با رشد دائمی و همیشگی کلکسیون یا با افزایش ثبت نام دانشجویان مطابقت و همخوانی نداشت ، لذا این دو برنامه ریزی برای طراحی ضمیمه ای جدید، طی مسابقه ای بین المللی در دستور کار قرار گرفت و برگزار شد.

منبع: اینترنت مترجم:محمد رضا دهقانی

معمارباشی
2007/9/08, 10:36 AM
پروژه walt disney concert hall از فرانک گری(عکس) (http://archintel.blogfa.com/post-11.aspx)
http://xs410.xs.to/xs410/06490/020AL20051019D5457.jpg
http://xs110.xs.to/xs110/06490/1B-Disney.jpg
http://xs110.xs.to/xs110/06490/1C-Disney.jpg
http://xs410.xs.to/xs410/06490/disneycenter.jpg
http://xs410.xs.to/xs410/06490/020AL20051019D5418.jpg

معمارباشی
2007/9/08, 10:37 AM
پروژه walt disney concert hall از فرانک گری(نقشه) (http://archintel.blogfa.com/post-12.aspx)
سلام.این هم نقشه های این شاهکار استاد معماری کامپیوتری.اگر نقشه های با کیفیت عالی را لازم دارید در قسمت نظرات ایمیلتان را بگزارید تا برای شما send شود. پلان :
http://xs110.xs.to/xs110/06490/plan.jpg
سایت پلان:
http://xs110.xs.to/xs110/06490/siteplan.jpg
برش a-a
http://xs110.xs.to/xs110/06490/sectionA.jpg
برش b-b:
http://xs110.xs.to/xs110/06490/sectionB.jpg
نمای شمالی:
http://xs410.xs.to/xs410/06490/elevationNth.jpg
نمای جنوبی:
http://xs410.xs.to/xs410/06490/elevationsth.jpg
پرسپکتیو ایزومتریک:
http://xs410.xs.to/xs410/06490/izometeric1.jpg


+ (http://archintel.blogfa.com/post-12.aspx) نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 23:43 توسط محمد ناصری | آرشیو نظرات (javascript:void(0))

nino
2007/9/08, 04:00 PM
هتل ماركز د ريسكال(اسپانيا ، السيگو)
فرانگ گهري
كارفرماي اين هتل كارخانه مشروب سازي ماركز د ريسكال از قديمي ترين كارخانه هاي منطقه است كه براي بازسازي وجه مردمي خود اقدام به ساخت اين هتل در نزديكي كارخانه و مجاور تاكستان هاي خود كرده است .
گهري در اين هتل از ورق هاي تيتانيوم صورتي و طلايي براق و ضد زنگ براي پوشش سقف استفاده كره است او سعي در تلفيق يك سري خطوط صاف و خطوط منحني داشته ديوار هاي بنا با ماسه سنگ پوشيده است .
هتل به وسيله ستون ها از سايت بالاتر آمده كه يك ميدان ورودي را هم ايجاد كرده است كه مكاني براي مشاهده تاكستان ها نيز مي باشد .
اين هتل شامل 14 اتاق مهمان ،اتاق تست و چشيدن محصولات كارخانه ،رستوران 172 نفري شامل قسمت عمومي و خصوصي و تراسي براي صرف شام و امكانات برگزاري كنفرانس مي باشد .


http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/riscal.html
http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery2/riscal2.html
http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/1riscal.jpg

.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/2riscal.jpg


http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/3riscal.jpg

.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/4riscal.jpg


.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/5riscal.jpg



http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/6riscal.jpg


http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/7riscal.jpg



http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/8riscal.jpg
http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/9riscal.jpg




http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery/10riscal.jpg


http://www.arcspace.com/architects/gehry/riscal_winery2/1riscal.jpg

nino
2007/9/09, 05:09 PM
این پایین آب هست یا من اشتباه میبینم؟

آره عزيزم درست ديدي
من نمي دونم اين ساختمان هاي گهري با اون سازه هاي غول پيكرش اصلا ارزش معمارانه داره
به نظر من فقط ساختمانهاش جنبه تبليغاتي داره !

PostModern
2007/9/10, 05:29 PM
کارهاش خیلی زیباست . به خصوص انتخاب زمینه شهری مناسبش . یک چیز دیگه م هست . اصل این معماری به پیچیدگی ظاهرش نیست ! یعنی چی ؟ یعنی اینکه اونقدر از عناصر جانبی و غیر سازه ای در بنا ( به خصوص در نما ) استفاده میکنه که ممکنه در نگاه اول شک کنی که با یک اثر معماری طرفی یا یک حجم مجسمه سازی ! اما فکر میکنم وقتی داخل اون ساختمونها بشی پیچیده تر از نمونه های دیگه معماری مدرن نباشه ؟! ( اکثر فضاهای داخلیش عادیه . البته برای این سبک معماری . ولی نماهاش با اون احجام خاص و ورقهای مختلف ... )

nino
2007/9/10, 05:38 PM
کارهاش خیلی زیباست . به خصوص انتخاب زمینه شهری مناسبش . یک چیز دیگه م هست . اصل این معماری به پیچیدگی ظاهرش نیست ! یعنی چی ؟ یعنی اینکه اونقدر از عناصر جانبی و غیر سازه ای در بنا ( به خصوص در نما ) استفاده میکنه که ممکنه در نگاه اول شک کنی که با یک اثر معماری طرفی یا یک حجم مجسمه سازی ! اما فکر میکنم وقتی داخل اون ساختمونها بشی پیچیده تر از نمونه های دیگه معماری مدرن نباشه ؟! ( اکثر فضاهای داخلیش عادیه . البته برای این سبک معماری . ولی نماهاش با اون احجام خاص و ورقهای مختلف ... )


راستش به نظر من كارهاي گهري شايد خيلي جذاب باشن ولي با معيارهاي معماري خيلي فاصله داره . آيا ما اجازه داريم با هر قيمتي و هر وسيله اي با زير پا گذاشتن همه چيز فضا خلق كنيم ؟ صرفا خلق فضا مهم است ؟ فقط زيبايي شناي در معماري مهمه به هر قيمتي؟:que:

PostModern
2007/9/10, 06:37 PM
راستش به نظر من كارهاي گهري شايد خيلي جذاب باشن ولي با معيارهاي معماري خيلي فاصله داره . آيا ما اجازه داريم با هر قيمتي و هر وسيله اي با زير پا گذاشتن همه چيز فضا خلق كنيم ؟ صرفا خلق فضا مهم است ؟ فقط زيبايي شناي در معماري مهمه به هر قيمتي؟:que:

نه دیگه . برای همین گفتم که فضاسازیهاش خیلی غیر عادی نیست ! اونی که توی ذوقت میخوره و حس میکنی از یک اثر معماری فاصله گرفتی حجم منفک از سازه اصلیه ! یعنی فضاهای اصلی و کاربری اونها و ترکیبشون حتی سیرکولاسیون فضاها با این چیزی که من میبینم به نظرم متعارفه . اونی که کار رو پیچیده جلوه میده ( و مطمئنا نظر طراح هم همین بوده . یعنی پیچیده جلوه دادن نمای شهری بنا ) یک سری ترکیبات سطحی و حجمی از سازه های فضاکار و عناصر نگهدارنده اونهاست .

بالماسکه که دیدی ؟ یکی ممکنه کلاهی سرش باشه یا لباسی که خیلی عجیب و غریبه ولی اون فقط ظاهرشه و خودش عادیه !!! این کارهای ژری هم دقیقا همین حس رو بهم میده . یعنی فکر میکنم اگر بری توی اون ساختمونها زیاد جا نخوری . چون فضاهای داخلیش به اندازه ظاهرش نامانوس نیست .

nino
2007/9/10, 07:19 PM
بالماسکه که دیدی ؟ یکی ممکنه کلاهی سرش باشه یا لباسی که خیلی عجیب و غریبه ولی اون فقط ظاهرشه و خودش عادیه !!! این کارهای ژری هم دقیقا همین حس رو بهم میده . یعنی فکر میکنم اگر بری توی اون ساختمونها زیاد جا نخوری . چون فضاهای داخلیش به اندازه ظاهرش نامانوس نیست .

اتفاقا موضوع همينه كه من مي گم باطنش هم عادي نيست يه نگاه به اون عكس سازه هتل ماركز بنداز به نظرت عاديه ! همه چيزو زير پا ميذاره تا به فرم دلخواهش برسه :razz: البته گهري كاري رو كه كارفرماهاش ميخوان يعني نشان دادن قدرت و ثروت و جلب نظر و تبليغات رو به خوبي اجرا مي كنه . معماري در خدمت قدرت ، سوء استفاده از معماري !
در همه چيز ( سازه ، فرم ،‌مصالح ،‌.... )‌افراط maximalism

PostModern
2007/9/10, 07:37 PM
من کارفرماهای همه معماران رو نمیشناسم ! اینکه اون این کار رو برای بازسازی وجهه از دست رفته یک کارخونه مشروب سازی انجام داده هم حالم رو به هم میزنه . چون من هم اعتقاد دارم هنر نباید در خدمت اراذل و اوباش و به قول تو قدرت و ثروت باشه .

ولی از لحاظ معماری و سازه کارهاش خیلی پیچیده نیست ! همون هتل رو اگر اون بدنه فضایی ورقها رو ازش جدا کنی یک بنای تقریبا عادی باقی می مونه که در مقابل خیلی از نمونه های معماری مدرن کاملا معمولی و ساده به نظر میرسه ! سالن غذاخوری یا ورودی یا اتاقهای داخلیش رو نگاه کن ! به نظرت خیلی پیچیده یا عجیبه ؟

توی نمونه های معماری مدرن معمولا وقتی نما روی پلان یا فضاهای داخلی انعکاس پیدا نمیکنه معنیش اینه که طراحش خیلی هم به فکر فضاسازی پیچیده نبوده . ( از کارهای زاها حدید خوشم نمیاد ولی میتونی انعکاس نما رو روی طرح داخلی کارهاش ببینی و فضاهای داخلیش رو با مال این یکی مقایسه کنی تا ببینی کارهای ژری چندان هم غیرمتعارف نیست !! ) .

یکی دو نمونه از کارهای آرشیتکتهایی رو که خیلی خوشت میاد بذار تا ببینم چه تعریفی از معماری زیبا داری . چون من هم از این کارهایی که اسم بردیم خیلی خوشم نمیاد ! با این توضیح که انتخاب زمینه های شهری صحیح بی نهایت به جلوه طرح کمک میکنه . مثل همین کارها

nino
2007/9/12, 08:42 AM
POST MODERN عزيز خوشحالم كه بحث رو دنبال مي كني .
من چند نمنه براي ادامه بحث قرار دادم .

اول از همه دو موزه گگنهايم يكي اثر رايت و يكي اثر گهري .
به نظرت كدومش با بافت شهري هماهنگي داره ؟ داخلي كدومش مناسبتر و آرامش بيشتري داره و براي گالري مناسب تره ؟
كدومش طبيعت ستيز و كدوم طبيعت گراست ؟ كدوم فضاي انساني تري داره ؟

http://i9.tinypic.com/4l5hmo8.jpg



http://i17.tinypic.com/6hh1tlg.jpg




http://i7.tinypic.com/4v60peh.jpg

http://i7.tinypic.com/4yhcd5g.jpg


http://i11.tinypic.com/4xxi8p1.jpg
قق
http://i1.tinypic.com/4zxryf8.jpg



http://i5.tinypic.com/4za6i5e.jpg

PostModern
2007/9/12, 09:27 AM
مرسی نینو !

ببین . طراحی براساس زمینه محیطی معمولا دو وجه شاخص داره . طراحی کاملا همخوان با محیط و طراحی کاملا متضاد ! هرکدوم هم طرفدارهای خودش رو داره . ( کی میدونه لباس سرمه ای با طوسی بهتر ست میشه یا با خود سرمه ای ؟ مشکی با مشکی قشنگتره یا با سفید ؟ این یک سلیقه ست . اما هیچکس فکر نمیکنه که مثلا سرمه ای رو با زرد ست کنه یا ... ) . معمولا اثری در بدنه محیطی خودش جلوه میکنه که یا کاملا با اون تطابق داشته باشه و یا کاملا در تضاد با اون باشه . اگر در حالت بینابین باشه معمولا کار یک طراح متوسطه . و جلوه مناسبی نداره . رایت و ژری دقیقا دو نقطه مقابل این قصه هستن . البته نمیشه این دوتا رو با هم مقایسه کرد . رایت مسلما از بهترین آرشیتکتهای معاصره و مقایسه دیگران با اون چندان منطقی نیست . شاید مثلا باید با لوکوربوزیه یا روش یا ... مقایسه ش کرد نه با فرانک ژری .

اون ظرایف طراحی ( چه در بدنه اصلی و چه در جزئیات نما و چه در سیرکولاسیون داخلی ) مسلما در کارهای رایت خیلی خیلی کاملتره تا اون . از اینها گذشته رایت کاملا معماری طبیعت گرا رو ترویج کرده و بهترین کارهاش هم در همین زمینه ست . پس واضحه که نوع معماری اون باید خیلی متفاوت با کسی مثل ژری باشه . ( هرچند فکر نمیکنم این یکی اونقدر بزرگ باشه که اسم طبیعت ستیز رو بشه روی اون گذاشت ؟! به ندرت این اسم به درد یک آرشیتکت میخوره . شاید فقط بعضی از کارهای لوکوربوزیه آدم رو به این حس میرسونه . تازه همین هم باعث میشه که مثلا من از خیلی از کارهای اون بدم بیاد ! چون بشر در اوج طراحی خودش هرگز نمیتونه لحظه ای با ساده ترین نمونه های آفرینش خداوند برابری کنه ! پس چجوری میخواد باهاش بجنگه ؟ یا چجوری میخواد ثابت کنه که طرحش از محیط پیرامونش باشکوهتره ؟! اون کار معروف لوکوربوزیه رو ببین . زیبایی بنای پیلوت نیست که گیجت میکنه ! هرچند اولش اینجوری به نظر میرسه ! ولی این شکوه و متانت و آرامش چمنزار به ظاهر ساده اطراف اون خونه ست که طرح رو برات جذاب میکنه ! هرچند آرشیتکت بی انصافش دقیقا میخواسته خلاف این رو ثابت کنه !!! ) . من فکر میکنم اتفاقا ایشون در کارهاش به شدت از زمینه طبیعی کمک میگیره تا اثرش رو زیباتر جلوه بده ! از همه تضادهای بصری و مواد و مصالح مصرفی استفاده میکنه تا کارش رو نمایان تر کنه . فکر میکنم اتفاقا خیلی طبیعت گراست تا طبیعت گریز !!! شاید عجیب باشه ولی اینجوری حس میکنم . یعنی سعی میکنه حجمی رو خلق کنه تا تبادل بصری بیشتری با پیرامونش داشته باشه . شاید اگر کار رایت رو از طبیعت منفک کنی باز هم قابل تحمل باشه ولی این یکی رو فقط میشه در محیط طبیعی تحمل کرد !

اینجا یک چیزی داخل پرانتز و یواشکی میخوام بگم ! من خیلی از کارهای رایت رو دوست دارم اما یکی از کارهائیش رو که دوست ندارم همین موزه حلزونی شکل معروف ایشونه ! طراحی کاربردیش حرف نداره . معماری داخلیش ساده و مناسبه . شاید خیلیها این رو بهترین اثرش بدونن ولی پرسپکتیو خارجیش به دلم نمیشینه !

باز هم تشکر بابت عکسها و بحثها

nino
2007/9/12, 02:16 PM
پست مدرن عزيز من فكر مي كنم ما بري ادامه بحث بايد اول ديدگاهاي خودمون رو درباره معماري و تعريفمون از معماري رو بيان كنيم .
من اصلا در اين موضوع كه زيبايي نسبي و سليقه اي شك ندارم ولي تمام معماري كه زيبايي شناسي نيست كه !
بر اساس يك اص بسيار كهن كه ويترويوس اون رو مطرح كرده و به مثلث ويترويوس معروف هست معماري داراي 3 اصل است :
1- استحكام (‌ايستايي)
2- زيبايي
3 - عملكرد

ما اصولا معماري رو سازماندهي فضا تعريف مي كنيم . هر سازماندهي هم داراي داراي نظمي هست . نظم رو ما به دو صورت ميتوانيم تعريف كنيم ولي نظمي كه در معماري مورد نظر هست (design) داراي سيستم مربوط به خودش هست منظور از سيستم همان نظام دادن هست كه در فارسي "سامانه " گفته ميشه . اما سامانه هايي كه در معماري هستند و جز اصول معماري 4 سامانه هست كه من براي خلاصه دليل اينكه چرا 4 تا رو نمي گم .
1- سامانه كالبدي
2- سامانه كاركردي
3-سامانه ساختاري
4- سامانه انساني
هر عنصر معماري بايد تا جاي ممكن به اين سامانه ها پاسخ بده . و تنها پرداختن به يكي از اين سامانه ها معماري را يك بعدي مي كنه .





ببین . طراحی براساس زمینه محیطی معمولا دو وجه شاخص داره . طراحی کاملا همخوان با محیط و طراحی کاملا متضاد !

زمينه هاي طراحي هم 4 زمينه هستند .
1- طبيعت گرا
2- بي تفاوت به طبيعت
3- طبيعت ستيز
4 - طبيعت ساز
كه اگر دوست داشتي بر هر كدوم هم نمونه ميارم اما كتاب زيبايي شناسي هم بد نيست فصل طبيعتش رو بخوني




چون بشر در اوج طراحی خودش هرگز نمیتونه لحظه ای با ساده ترین نمونه های آفرینش خداوند برابری کنه ! پس چجوری میخواد باهاش بجنگه ؟ یا چجوری میخواد ثابت کنه که طرحش از محیط پیرامونش باشکوهتره ؟!



البته منظور از طبيعت ستيز تنها محيط اطراف ( دارو درخت و..) نيست . انسان ، كالبد شهري ، خط آسمان تمام اينه جز طبيعت يك معماري است . اگر به عكس نماي شهري بيلبائو دقت كني كاملا ستيزه با محيط اطراف ، سركوبي و تحقير رو مي بيني

برگرديم به سامانه ها . در بيلبائو اگر از منظر مثلث ويترويوس بنگريم عملكرد و سازه در خدمت زيبايي قرار گرفته ان پس مثلث برقرار نميشه و اصل ويترويوس نقض ميشه .

از نگاه سامانه اي نه سامانه انساني توجه شده نه عملكردي و نه ساختاري پس فقط و فقط سامانه زيباشناسي اصل بوده يك معماري يك بعدي .
يك معماري با يك سامانه آيا باز هم ميتونه معماري باشه . در اين مورد معماري رو ميشه اينطوري تعريف كرد :


معماري مجسمه است كه ميتوان در آن سكونت كرد

PostModern
2007/9/12, 03:13 PM
بحث کنیم ؟ نه . راجع به چیزهای حسی هرگز نمیشه بحث کرد . باید فقط احساسش کرد !

اون چیزهائیش رو که مسایل فنی بیشتری در اونها دخیله میشه به بحث گذاشت ولی نه اون چیزهای حسی طرح رو !

من اصلا این تئوریهایی رو که گفتی درمورد طراحی و معماری قبول ندارم ! مثل این می مونه که یکی بخواد با بدیع و قافیه و عروض بره و شاعر بشه . نمیشه . اما یک شاعر ممکنه اصلا به این تئوریها کاری نداشته باشه . حتی خیلی جاها اونها رو نقض کنه ولی اونه که داره شعر میگه نه استاد ادبیات . پس بذار اول بحث یک چیزی رو بگم که سالها باعث اختلاف من با خیلی از مهندسین ایرانی بوده . چه سازه ای و چه آرشیتکتها . قشنگ به این چیزی که میگم دقت کن . تمام نظر من راجع به معماریه :

ما یک متخصص معماری داریم که صرفا مورخ معماریه . تئوریسینه . منتقده . ولی طراح نیست !
و یک طراح داریم که لزوما تئوریسین یا مورخ نیست اما اونه که طراحه !

متاسفانه معماری ما دچار سکون شده بابت اینکه از اون نوع اول خیلی داریم اما از دومی نه . سور کلی نمیزنم . دارم نرمالش رو میگم . هزاران تئوری معماری وجود داره . کتابهای مختلف . قوانین مختلف . کدهای مختلف . اما هیچکدوم اینها معماری نیست . اینها فقط قوانین بیروحه . حتی تضمین کننده صحت یک طرح هم نمیتونه باشه چه برسه به باقی قضایا .

ببین . یک طراح میاد و طراحی میکنه . قالبها رو میشکنه . در بی نظمی کارش ( که نسبت به مکاتب قبلی سنجیده میشه ) باز هم یک نظم ناگفته وجود داره ( که میشه پایه مکاتب جدید ) . سالها میگذره و تئوریسینهای معماری میان و برای اسلوب کار اون یک تعریفهایی میارن و سبکی خلق میشه و ... . اما همه اینها حاشیه ست . کتابها حاشیه ست . قوانین حاشیه ست . اونی که اصله طرح اون طراحه . و هیچ طراحی در لحظه خلق اثرش به این قوانین فکر نمیکنه . مثل شاعری که شعر میگه نه نظم !

مسلما اون مثلثی که گفتی ( و من فکر میکنم اضلاعش یک کمی زیادیه ! ) توی هرکاری به جواب میرسه اما نسبتش فرق میکنه . اون طرحها هم از لحاظ عملکردی جواب داده ( داره استفاده میشه به همون عنوانی که طرح شده و مسلما اگر مخالف داره موافق هم داره ) و هم از لحاظ زیبایی شناسی ( که البته نسبیه ) . ایستایی اونها هم که معلومه . برای تاثیر یک اثر بر روی مخاطب یا استفاده کننده ش هم لازم نیست تعاریف مکتوب سامانه ها رو به کار ببری . فقط کافیه یک لحظه در اون فضا قرار بگیری تا با بدیهی ترین حس انسانی خودت به ضعف یا قدرت طرح پی ببری .

من هم منظورم از محیط و زمینه طرح تمام عوامل طبیعی یا مصنوعی یا زنده یا مرده یا ... محیط اثره . اما اون چهارتا زمینه ای رو که گفتی اصلا قبول ندارم ! توی اون بحث قبل هم از این اصطلاحات استفاده کرده بودم چون خودت استفاده کرده بودی وگرنه هیچ جوری این تقسیم بندی رو قبول ندارم .

برای زیبایی شناسی میشه صدها جلد کتاب خوند اما آخرش با دل خودت زیبایی رو حس میکنی و میفهمی و احساس میکنی ...

بحث ما دونفره شد . اونهم وقتی زیاد در اصولش با هم توافق نداریم . ولی مهم نیست . من معماری رو جور دیگه ای میشناسم و تو جور دیگه ای . لازم نیست شناخت یا تعریفمون رو کالیبره کنیم . چون به جوابی نمیرسیم . فکر کنم بهتره روی نمونه های مختلف صحبت کنیم تا اینکه روی اصول اولیه کلاسیک .



به معماری با چشمهای خودت نگاه کن نه تعاریف دیگران
و اون رو با دل خودت احساس کن نه با عقل دیگران

nino
2007/9/13, 09:29 AM
بحث کنیم ؟ نه . راجع به چیزهای حسی هرگز نمیشه بحث کرد . باید فقط احساسش کرد !

اون چیزهائیش رو که مسایل فنی بیشتری در اونها دخیله میشه به بحث گذاشت ولی نه اون چیزهای حسی طرح رو !

من اصلا این تئوریهایی رو که گفتی درمورد طراحی و معماری قبول ندارم ! مثل این می مونه که یکی بخواد با بدیع و قافیه و عروض بره و شاعر بشه . نمیشه . اما یک شاعر ممکنه اصلا به این تئوریها کاری نداشته باشه . حتی خیلی جاها اونها رو نقض کنه ولی اونه که داره شعر میگه نه استاد ادبیات . پس بذار اول بحث یک چیزی رو بگم که سالها باعث اختلاف من با خیلی از مهندسین ایرانی بوده . چه سازه ای و چه آرشیتکتها . قشنگ به این چیزی که میگم دقت کن .



به معماری با چشمهای خودت نگاه کن نه تعاریف دیگران
و اون رو با دل خودت احساس کن نه با عقل دیگران


ok ، ديگه بحث نمي كنم .
البته برام جالب كه يك عمراني اينقدر معمارها رو مي شناسه و عجيب كه حرف از احساس ميزنه !
هيچ كدوم از حرفاي منو قبول نداري و من هم اين رو كه فقط با احساس طراحي كنم و معماري رو احساس كنم قبول ندارم .
ممنون ;)

PostModern
2007/9/13, 11:29 AM
نه . مثل اینکه باید برات قصه رو تعریف کنم !

ببین . منظورم از اینکه با هم بحث نکنیم این نبود که بحث نکنیم ! بلکه منظورم این بود که وقتی و بر سر مسائلی بحث کنیم که به نتیجه برسه . و تو حتما میدونی که اختلاف سلیقه بین مهندسین همیشه وجود داره . حتی بین مهندسین سازه وقتی دارن از قوانین لایتغیر ریاضی در محاسباتشون استفاده میکنن . چه برسه به بحثهای معماری که در اون هیچ چیزی ثابت نیست . برحسب احساس آدمها و سلیقه و عقیده شون ...

حالا که بحث تا اینجا کشیده شد میخوام برات دقیقا توضیح بدم . آخه قصه من یک قصه شخصی نیست . یک بحث عمومی در این وادیه که فراموش شده و من سالهاست دارم میجنگم تا اون رو احیا کنم . خیلی سال پیش من رتبه م توی کنکور خیلی بالا بود . هر رشته ای و هر دانشگاهی رو میخواستم میتونستم انتخاب کنم . از خیر رشته هایی مثل پزشکی و ادبیات گذشته بودم و کنکور ریاضی شرکت کرده بودم . توی رشته های مهندسی هم بین معماری و عمران شک داشتم اما زیاد مهندس این تیپی دور و برم بود . رفتم و کارهای اونها رو دیدم . محیط کارشون رو . به خصوص برای اولین بار دیدم که چقدر اختلاف سلیقه بین مهندسین معمار و سازه وجود داره . یکی هیچی از احساس و زیبایی شناسی نمیفهمه و اون یکی اصلا نمیتونه جزیی از طرح خودش رو با سلیقه خودش محاسبه کنه یا از طرحش دفاع کنه . نتیجه ش هم اینه که همیشه طرح زخمی میشه . اونقدر ایراد از کار همدیگه میگیرن که در نهایت طرح خنده داری مثل نمونه های امروز معماری در تهران به وجود میاد . و من اصولا طراحی رو بیشتر دوست داشتم . عاشق خط و نقاشی و گرافیک بودم و شعر و ادبیات و گیتار از لذتهای اصلی زندگیم بود . خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که :

معماری کار دله . استعداد خدادادی آدمه و فقط بخش کمی از اون مهارتهای اکتسابیه . برای طراحی کردن لزومی نداره دانشجوی این رشته باشی .
ولی عمران دخلی به دل نداره . روابط محاسباتیه . آئین نامه های جورواجوره . نمیشه در این رشته کاره ای باشی مگر اینکه مهندس همین گرایش باشی .

و من دلم نمیخواست یک روزی طرحم رو بدم دست کسی که ازم راجع به هرچیزش توضیح بخواد و دست آخر اون رو داغون بکنه . ( بجز آرشیتکتهای خیلی بزرگ که دفاتر شخصی حرفه ای دارن و مهندسین سازه اونها دربست هر طرحی رو براشون محاسبه میکنن بقیه آرشیتکتها در همه شرایط درگیر این بحث دائمی با مهندسین سازه هستن . و البته برعکسش هم وجود داره . یعنی حس خاصی در بچه های سازه که معتقدا آرشیتکتها اصلا از محاسبات سر درنمیارن و اگر اونها رو به حال خودشون رها کنی تمام ساختمونها فرو میریزه ! ) . من خیلی به سیر تاریخی شهرسازی و معماری دقت کردم . میخواستم ببینم چی شده که معماری شرقی یا ایرانی یا اسلامی با اون عظمتش و بعد از قرنها سلطه مطلق بر جهان حالا و طی سه چهار قرن اینطور از قافله روز جهان عقب مونده ! و جوابش رو پیدا کردم . توی همون مثلثی که گفتی ! در گذشته طراحی یک بنا و محاسباتش همزمان در ذهن اون استادکاری که اون کار رو انجام میداد شکل میگرفت . و در طرح هر مجموعه ای زیبایی شناسی و عملکرد اون همزمان و بی تقدم و تاخر در ذهن طراح پدید میومد . بابت سالها تجربه ش . بابت حس بی نهایت قوی از کار . مثل اینکه طرح رو ( چه معماری و چه پایداری و چه اجرایی ) با اشل یک به یک در اعماق ذهن و دلش میدید . شاهکارهای شهری و یا ساختمانی جهان در شرق و با همین شیوه به وجود اومده . دفتر مهندسین وجود نداشته . شونصدتا مهندس روی یک طرح کار نمیکردن . یک طراح داشته . همه طرح در ذهن اون بوده و همزمان به ثمر نشسته . شاهکار این قصه که نهایت زیبایی و نهایت محاسبات حرفه ای و نهایت پیچیدگی اجرایی و نهایت کاربرد رو داشته سی و سه پل اصفهانه . ( این رو مثال میزنم به خاطر اینکه همونقدر که از لحاظ معماری ارزشمنده از لحاظ پلسازی و محاسباتی در زمان خودش پیچیده بوده ) . هرگز این طرح شکل نمیگرفت اگر طراحش یک دل و یک ذهن واحد نبود . معماری شرقی و از اون کاملتر معماری ایرانی و در اوجش معماری اسلامی نتیجه این وحدت طراحیه ! جالبه . مثل عرفانش می مونه ! اون مثلث در معماری ما فقط یک نقطه بوده . یک خط منطبق بر هم . یک مفهوم واحد . یک احساس کامل . پایداری بنا جدای از زیبایی اون و زیبایی بنا جدای از کارکردش شکل نمیگرفته . اینها به هم منطبق شده بود . چون طراح اون اثر به درجه ای از زیبایی شناسی و درعین حال به دیدی از رفتار سازه و نحوه پایداری اون رسیده بوده که احتیاج به ارائه دو تیپ نقشه جداگانه نداشته !!! سازه اون اثر عین معماریش و معماری اون اثر عین سازه اون بوده . و هردو زیبا . زیبا . و دقیق . گنبد معروف سلطانیه رو ببین . اکثر بچه های معماری اون رو میشناسن . اما برات جالبه بدونی این اثر بیش از اونکه شاهکار معماری باشه شاهکار محاسباتیه ! میدونهای قدیمی شهرهای بزرگ ایران رو ببین . خیلی از اونها بیش از اونکه از لحاظ شهرسازی مورد توجه باشن از لحاظ شیوه طراحی ترافیکی شهر و نوع قرارگیریشون در شبکه کلی حمل و نقل محلی بی نظیر بودن . این حتی به مواردی کشیده میشه که هنوز که هنوزه مهندسین رو مات و مبهوت نگه داشته . چند سال قبل بزرگترین مهندسین سازه های فلزی ایران تلاش کردن تا یک منارجنبان جدید تماما فلزی بسازن . یادمه یک روز به مسئول تیمشون گفتم این مهم نیست که با آهن و جک و فنر و دمپر و ... یک سازه رو تحریک دینامیکی کنین ( که تازه این کار رو هم نتونستن بکنن ! ) . اگر راست میگین با مصالح بنایی سازه ای رو بسازین که در مقابل تحریک دینامیکی به اون اندازه پایدار باشه . اما همچین چیزی در معماری ما بوده ! چرا ؟ چون اون زمان تمام طرح بصورت واحد و با زیباترین و کاملترین شکل ممکن اجرا میشده . برای همین نمیتونی مثلا بگی معماری فلان بنا . یا سازه فلان بنا . چون اونها منطبق بر هم بودن . با هم یکی شده بودن . و این راز زیبایی و شکوه و پایداری ساختمانهای ما بود . بناهایی که زیباترین معماری اونها با پیچیده ترین سازه ها یکی شده بود بی اینکه شخص ثالثی بتونه بین اینها فرق بذاره !

تا چند قرن قبل . اروپا کم کم داشت با علمی که از جنگهای صلیبی از مسلمونها دزدیده بود در اصول عقاید مسخره و تیره خودش تجدید نظر میکرد . از مسلمونها یاد گرفت نجوم چیه . مثلث خیام رو دزدید و اسمش رو گذاشت بسط پاسکال . فیزیک نور ابن هیثم رو به لاتین ترجمه کرد . و اومد و اومد تا رسید به معماری . به شهر . به ساختمان . خودش هم نمونه های باستانی زیادی داشت اما طی چند قرن هرگز نتونسته بود با معماری ما رقابت کنه . این قصه " اصفهان - نصف جهان " مال جهانگردهای اونها بود ! وقتی از ایران بازدید میکردن اونقدر در مقابل عظمت تمدن این سرزمین مات و مبهوت می موندن که اقرار میکردن دیدن یک شهر ایران به اندازه گشت و گذار در نیمی از جهان ارزش داره ! و اینها میخواستن معماری و شهرسازی ما رو هم غربی کنن . رنگ و لعاب خودشون رو بهش بزنن . تقلید کنن ولی نگن که مقلد ما بودن . شروع کردن ولی موفق نشدن . هنوز نمونه هاش در اندلس هست . بناهایی که ظاهرا به تقلید از معماری اسلامی ساخته شده اما فروریخته ! نمیتونستن از راز قوسها و گنبدهای ما سر دربیارن . نمیتونستن رفتار دینامیکی سازه ها رو تشخیص بدن . و این دوره ای بود که کم کم رسیدن به انقلاب صنعتی . اول مصالح مصرفی رو عوض کردن . چیزی که چندین قرن اونها رو از ما جلو انداخت . چدن . آهن . فولاد . بتن . پلاستیک فشرده . شیشه های با مقاومت بالا . و ... . این اولین برگ برنده اونها بود . کارخونه داشتن و میساختن و ما نداشتیم و میخواستیم مثل اونها بسازیم . به قول جلال آل احمد به جبر ماشین شدیم برده اونها . در همه چیز . حتی در فکرمون . اونها آدمهایی نداشتن که بتونه همزمان تمام یک طرح رو ته ذهنش ببینه . اگر هم داشتن خودشون تیشه به ریشه ش میزدن . ( مثل داوینچی . مثل ایفل . مثل ... ) . در اروپای رنسانس هرگز علم و احساس به پای شرق کهن نمیرسید . اونها کسی رو نداشتن که یک بنا رو کاملا یکپارچه و واحد طراحی کنه . اومدن و گفتن باید این رشته ها از هم جدا بشه . یکی بشه مهندس ساختمان و یکی بشه معمار . یکی طراحی کنه و یکی محاسبه . این طرح برای اونها مفید بود . اونها بهش احتیاج داشتن . اما ما چی ؟ ما که دیده بودیم افرادی رو که میتونستن به تنهایی به جای صدتا مهندس طراحی کنن . اجرا کنن . بنای بی نظیر خلق کنن . ما چرا به این قصه تن دادیم ؟ بابت همون قضیه ای که جلال گفت . تقلید . بردگی فکری . اونها رشته ای به اسم ساختمان ساختن ما هم تقلید کردیم . اونها رشته معماری ساختن ما هم تقلید کردیم . ( دو دهه ست که اونها معماری رو از شهرسازی هم سوا کردن و ما هم یک دهه ست که تقلید کردیم ! ) . گفتن طراحی یک بنا با معماری داخلیش فرق داره و یک آرشیتکت میتونه دکوراسیون داخلی کارش رو بده به دست یک دکوراتور داخلی . ما هم تقلید کردیم . بی اینکه بپرسیم چرا ؟ در حالیکه دلیلش خیلی ساده بود . ربطی به تخصصی شدن علوم و فنون نداره . ربطی به پیچیدگی فراگیری چند بخش یک کار نداره . فقط به تفاوت ذهن اونها نسبت به این قصه با ما برمیگرده . اونها عادت ندارن به کلیات نگاه کنن . با جزئیات سرگرم میشن . ولی ما میتونستیم همزمان کلیت هر طرحی رو با همه جزئیاتش ببینیم . قبلا هم دیده بودیم . هزار بار . به هرحال اونها سنگ بنای غلط این تفکر رو که در ساخت بنا باید متخصصین مختلف و در قالب یک تیم با هم همکاری کنن گذاشتن و ما هم پذیرفتیم . چیزی که خودشون هنوز هم بهش اعتراض دارن ! ( درگیری رایت با مهندسین دیگه سر مسائل محاسباتی یا اون داستان اخراج ایفل از مدرسه عالی ساختمان پاریس ! ) . ... . بگذریم . با تکه تکه کردن تخصصهایی که در ساخت یک بنا به کار میره ما خیلی بیشتر از اونها ضربه خوردیم . از هرچی که بگذریم کار تیمی و گروهی در غرب خیلی بهتر و بیشتر از اینجا جاافتاده و نتیجه میده . ولی ما در اینجا هنوز که هنوزه داریم چوب لای چرخ کار همدیگه میذاریم و مهندسین غیر مهندس به جامعه تحویل میدیم ! تازه این وسط وضع معماری خیلی خیلی خرابتره . آخه توی عمران به هرحال میشه آئین نامه های اونها رو دید و نمونه ها رو آنالیز کرد و ... و خلاصه خیلی عقب نموند ولی در معماری هیچ راهی وجود نداره که احساس رو تکمیل کرد . قدرت طراحی بالفطره کسی رو افزایش داد . ذاتیه . استعداده . قابل تمرین نیست !!! برخلاف نظر اغلب افراد . من میگم قابل تمرین نیست . اگر بشه با تمرین از یک دانشجوی ادبیات یک حافظ ساخت میشه با تمرین از یک دانشجوی معماری یک شیخ بهایی یا ایفل یا ... ساخت . و ما اگر هم استعدادی در این زمینه داشتیم با این شیوه کار اون رو نابود کردیم . سقف گذاشتیم برای طرحش . مجبور کردیم آرشیتکتها رو که طرح رو بزنن زیر بغلشون و برن به جلسات دفاعی که هیچ حاصلی بجز اعصاب خرد براشون نداره . و مهندسین سازه رو از اونها فراری کردیم . یکی به اون یکی انگ بی احساسی و زیبایی نشناسی میزنه و اون یکی به این یکی انگ بیسوادی و خیالپردازی .

اینجوری شد که من عمران رو انتخاب کردم و اتفاقا خیلی در اون زمینه جلو رفتم تا دیگه همچین مشکلی برام وجود نداشته باشه . خیلی بحث کردم حتی طرحی دادم که لااقل دانشگاهها سالی ده یا بیست تا دانشجو بگیرن برای دوره خاص دکترای پیوسته ای که شامل تمام مباحث کاربردی عمران و معماری و شهرسازی میشد . اما همه مخالفت کردن . جنگیده م بلکه نوع پذیرش دانشجو در گرایش معماری تغییر پیدا کنه و افرادی که استعداد این کار رو دارن انتخاب بشن اما باز هم نشد . خلاصه به هر دری زدم تا بتونم دوباره این دوتا گرایش رو بهم برسونم ولی نشد که نشد . اینها مثل دوتا بال هواپیما هستن . باید دقیقا مثل هم باشن تا پرواز متعادل بشه . و فقط وقتی این دوتا دقیقا مثل هم میشن که مال یک ذهن و یک دل بوده باشن ! در غیر اینصورت هرگز به جواب نمیرسن . خیلی از تناقضهایی که در آثار معماری میبینی هیچ ربطی به مثلث ویتریوس نداره بلکه اختلاف طبیعی سطح کار یک مهندس سازه و یک آرشیتکته . در تمام کارها تاثیر یکی بیشتره و طرح به اون سمت میره . چون نمیشه دو نفر رو با روحیات و ... مختلف دقیقا هم سطح هم کرد تا یک اثر رو خلق کنن . یک اثر کاملا مشترک . چیزی که یکی بوده ولی ما تکه تکه ش کردیم و حالا نمیتونیم دوباره سرهم قرارش بدیم . تمام اون تئوریهایی که تو گفتی از همینجا ناشی میشه . مهم نیست کی ارائه شده یا با چه ذهنیتی . مهم اینه که من وحدت طراحی رو قبول دارم و اینها همه مخالف این عقیده هستن . برای همین گفتم سر این قصه بحث نکنیم . اختلاف من با مهندسین دیگه بر سر این قانون و اون قانون نیست . من اصلا این سیستم طراحی رو قبول ندارم . برای من زیبایی طرح از پایداری اون و اینها از عملکردش و همه شون از ایمنی و اقتصاد طرح جدا نیستن . و مهندس واقعی اونیه که تمام اینها رو همزمان و با هم ببینه . این احساس منه نسبت به طراحی و حتی اگر همه باهاش مخالف باشن باز هم تنها حسیه که من نسبت به این قضیه میتونم داشته باشم ! من مسلما فقط و فقط از منظر زیبایی به طرح نگاه نمیکنم اما این رو هم قبول ندارم که اون وجوه دیگه جدای از این یکی هستن ! اغلب ایرادهایی رو هم که از مونیومان های مختلف میگیرن ناشی از همین ضعف اصلی میدونم نه نقض اون قوانینی که میگی . و حالا همین رو به بقیه موارد هم تعمیم بده تا ببینی چرا دنبال معماری در دل و ذهن افراد خلاق میگردم نه در قوانین و روابط نوشته شده ...


خیلی خیلی خیلی طولانی شد . معذرت میخوام

nino
2007/9/13, 12:35 PM
من خیلی به سیر تاریخی شهرسازی و معماری دقت کردم . میخواستم ببینم چی شده که معماری شرقی یا ایرانی یا اسلامی با اون عظمتش و بعد از قرنها سلطه مطلق بر جهان حالا و طی سه چهار قرن اینطور از قافله روز جهان عقب مونده ! و جوابش رو پیدا کردم . توی همون مثلثی که گفتی ! در گذشته طراحی یک بنا و محاسباتش همزمان در ذهن اون استادکاری که اون کار رو انجام میداد شکل میگرفت . و در طرح هر مجموعه ای زیبایی شناسی و عملکرد اون همزمان و بی تقدم و تاخر در ذهن طراح پدید میومد . بابت سالها تجربه ش . بابت حس بی نهایت قوی از کار . مثل اینکه طرح رو ( چه معماری و چه پایداری و چه اجرایی ) با اشل یک به یک در اعماق ذهن و دلش میدید . شاهکارهای شهری و یا ساختمانی جهان در شرق و با همین شیوه به وجود اومده . دفتر مهندسین وجود نداشته . شونصدتا مهندس روی یک طرح کار نمیکردن . یک طراح داشته . همه طرح در ذهن اون بوده و همزمان به ثمر نشسته .


:w17:
نمي دوني چقدر خوشحالم كه مي بينم كسي هست كه مثل من فكر مي كنه ، يكي كه دغدغه اش اينه :w42:




شاهکار این قصه که نهایت زیبایی و نهایت محاسبات حرفه ای و نهایت پیچیدگی اجرایی و نهایت کاربرد رو داشته سی و سه پل اصفهانه . ( این رو مثال میزنم به خاطر اینکه همونقدر که از لحاظ معماری ارزشمنده از لحاظ پلسازی و محاسباتی در زمان خودش پیچیده بوده ) . هرگز این طرح شکل نمیگرفت اگر طراحش یک دل و یک ذهن واحد نبود . معماری شرقی و از اون کاملتر معماری ایرانی و در اوجش معماری اسلامی نتیجه این وحدت طراحیه ! جالبه . مثل عرفانش می مونه ! اون مثلث در معماری ما فقط یک نقطه بوده . یک خط منطبق بر هم . یک مفهوم واحد . یک احساس کامل . پایداری بنا جدای از زیبایی اون و زیبایی بنا جدای از کارکردش شکل نمیگرفته . اینها به هم منطبق شده بود . چون طراح اون اثر به درجه ای از زیبایی شناسی و درعین حال به دیدی از رفتار سازه و نحوه پایداری اون رسیده بوده که احتیاج به ارائه دو تیپ نقشه جداگانه نداشته !!! سازه اون اثر عین معماریش و معماری اون اثر عین سازه اون بوده . و هردو زیبا . زیبا . و دقیق .

به نظر من نمونه فوق العاده ترش پل خواجو . كامل تر و حتي زيبا تر





گنبد معروف سلطانیه رو ببین . اکثر بچه های معماری اون رو میشناسن . اما برات جالبه بدونی این اثر بیش از اونکه شاهکار معماری باشه شاهکار محاسباتیه ! میدونهای قدیمی شهرهای بزرگ ایران رو ببین . خیلی از اونها بیش از اونکه از لحاظ شهرسازی مورد توجه باشن از لحاظ شیوه طراحی ترافیکی شهر و نوع قرارگیریشون در شبکه کلی حمل و نقل محلی بی نظیر بودن . این حتی به مواردی کشیده میشه که هنوز که هنوزه مهندسین رو مات و مبهوت نگه داشته .


سال 1300 ميلادي وقتي اين گنبد ساخته شده بود ، صد سال بعدش 1420 ميلادي اروپايي ها تقلا ميكردن براي كليساي سانتا ماريا دلفيوره يك گنبد بسازن در صورتي كه 100 سال قبلش ايراني ها اين كار رو كرده بودن .




خیلی خیلی خیلی طولانی شد . معذرت میخوام


خيلي عالي بود . لذت بردم و خيلي خيلي باهات موافقم ;)

archi_arch
2007/9/13, 12:58 PM
مرسی بچه ها واقعا بحث قشنگی بود من که فقط شنونده بودم خیلی لذت بردم و خیلی استفاده کردم.:)
میدونین منم همیشه یکی از موضوعاتی که ذهنم رو به خودش مشغول میکنه همینه که چرا برای رشته ی معماری دروس محاسباتی نمیذارن یا چرا عمران اینقدر فقط به محاسبات توجه داره!من واقعا تو طرحام مشکل دارم و همیشه این کمبود و تو خودم میبینم که ایا واقعآ این طرحی که دادم و میشه اجرا کرد؟اگه اره چه جوری؟دلم میخواد منم اونها رو یاد بگیرم که حداقل اگه طرحم رو یه مهندس عمران خواست تایید کنه و ازش ایراد گرفت بدونم ایرادش چیه و درستش کنم و یا در صورت لزوم از طرحم دفاع کنم و همیشه از اینکه نمیتونم از چیزهای فنیش سر در بیارم ناراحتم و عذاب میکشم دلم میخواد یه راهی پیدا کنم که منم مسائل فنی رو یاد بگیرم ولی هنوز به راهی نرسیدم و شاید کمی میترسم!
ولی خوشحالم که کسانی هستن که دغدغه شون همینه و برای برطرف کردنش تلاش میکنن.:w16:
ممنون که اینجا چنین بحثهایی رو میکنین;)
:w27:

PostModern
2007/9/13, 01:03 PM
به نظر من نمونه فوق العاده ترش پل خواجو . كامل تر و حتي زيبا تر



سی و سه پل رو مثال زدم برای اینکه در یک دوره اختصاصی دکترای مهندسی سازه در گرایش پلسازی در انگلیس ( با بحث بسیار مهم معماری پل ) توسط یکی از بزرگترین مهندسین پلسازی جهان به عنوان زیباترین پلهای تاریخ معرفی شده بود و اونها هنوز هم در محاسبات سازه ای این اثر گیج و حیرون مونده ن که چطور در چند قرن قبل همچین پلی طراحی و اجرا شده !

( میتونی این پلها رو با نمونه های خنده دار الان مقایسه کنی تا ببینی چقدر مهندسی ما - نمیگم معماری یا سازه . میگم مجموعه مهندسی ما ! - پسرفت داشته . تازه من مثلا یکی از محاسبین حرفه ای سازه های صنعتی و پلها تشریف دارم و این رو میگم !!! )

PostModern
2007/9/13, 01:15 PM
مرسی بچه ها واقعا بحث قشنگی بود من که فقط شنونده بودم خیلی لذت بردم و خیلی استفاده کردم.:)
میدونین منم همیشه یکی از موضوعاتی که ذهنم رو به خودش مشغول میکنه همینه که چرا برای رشته ی معماری دروس محاسباتی نمیذارن یا چرا عمران اینقدر فقط به محاسبات توجه داره!من واقعا تو طرحام مشکل دارم و همیشه این کمبود و تو خودم میبینم که ایا واقعآ این طرحی که دادم و میشه اجرا کرد؟اگه اره چه جوری؟دلم میخواد منم اونها رو یاد بگیرم که حداقل اگه طرحم رو یه مهندس عمران خواست تایید کنه و ازش ایراد گرفت بدونم ایرادش چیه و درستش کنم و یا در صورت لزوم از طرحم دفاع کنم و همیشه از اینکه نمیتونم از چیزهای فنیش سر در بیارم ناراحتم و عذاب میکشم دلم میخواد یه راهی پیدا کنم که منم مسائل فنی رو یاد بگیرم ولی هنوز به راهی نرسیدم و شاید کمی میترسم!
ولی خوشحالم که کسانی هستن که دغدغه شون همینه و برای برطرف کردنش تلاش میکنن.:w16:
ممنون که اینجا چنین بحثهایی رو میکنین;)
:w27:


حتما این کار رو بکن که محاسبات رو حرفه ای یاد بگیری . نمیدونی چقدر در طراحیت تاثیر میذاره . بهت دل و جرات میده . خلاقیت میده . فکر باز برای نامحدود طراحی کردن و دست باز برای روی کاغذ آوردن اون طرح . مهندس معماری وقتی بدون تسلط بر محاسبات طراحی میکنه و مهندس سازه وقتی بدون دید زیبایی شناسی محاسبه میکنه مثل شناگری می مونن که با تیوب شنا پریده وسط یک اقیانوس ! احتمال غرق شدنش خیلی زیاده . ولی وقتی هردوتا همزمان در ذهنت نقش میبنده اطمینان یک شناگر حرفه ای رو داری که با هر موجی غرق نمیشه و میتونه به مقصدی که میخواد برسه ...

( توی پرانتز : میدونی چرا کارهای رایت نسبت به همدوره هاش جلوه و موفقیت بیشتری داشت ؟ چون با سوادی که در زمینه سازه داشت و از اون مهمتر با شم مهندسی قوی اغلب سیستمهای باربر سازه ای کارهاش رو خودش انتخاب میکرد و سر همین خیلی با بقیه آرشیتکتها و مهندسین سازه درگیری داشت ... :w47: )

PostModern
2007/9/13, 01:29 PM
میدونین منم همیشه یکی از موضوعاتی که ذهنم رو به خودش مشغول میکنه همینه که چرا برای رشته ی معماری دروس محاسباتی نمیذارن یا چرا عمران اینقدر فقط به محاسبات توجه داره!من واقعا تو طرحام مشکل دارم و همیشه این کمبود و تو خودم میبینم که ایا واقعآ این طرحی که دادم و میشه اجرا کرد؟اگه اره چه جوری؟دلم میخواد منم اونها رو یاد بگیرم که حداقل اگه طرحم رو یه مهندس عمران خواست تایید کنه و ازش ایراد گرفت بدونم ایرادش چیه و درستش کنم و یا در صورت لزوم از طرحم دفاع کنم و همیشه از اینکه نمیتونم از چیزهای فنیش سر در بیارم ناراحتم و عذاب میکشم دلم میخواد یه راهی پیدا کنم که منم مسائل فنی رو یاد بگیرم ولی هنوز به راهی نرسیدم و شاید کمی میترسم!


دقیقا حق با شماست ! و من باز میخوام بپرسم که چرا عمران ؟ چرا معماری ؟ چرا نه مثل همیشه سرزمین خودمون یک رشته ای و یک متخصصی که همه اینها رو با هم بلده و به کار میگیره ؟!

maral55
2007/9/13, 02:04 PM
نه دیگه . برای همین گفتم که فضاسازیهاش خیلی غیر عادی نیست ! اونی که توی ذوقت میخوره و حس میکنی از یک اثر معماری فاصله گرفتی حجم منفک از سازه اصلیه ! یعنی فضاهای اصلی و کاربری اونها و ترکیبشون حتی سیرکولاسیون فضاها با این چیزی که من میبینم به نظرم متعارفه . اونی که کار رو پیچیده جلوه میده ( و مطمئنا نظر طراح هم همین بوده . یعنی پیچیده جلوه دادن نمای شهری بنا ) یک سری ترکیبات سطحی و حجمی از سازه های فضاکار و عناصر نگهدارنده اونهاست .

بالماسکه که دیدی ؟ یکی ممکنه کلاهی سرش باشه یا لباسی که خیلی عجیب و غریبه ولی اون فقط ظاهرشه و خودش عادیه !!! این کارهای ژری هم دقیقا همین حس رو بهم میده . یعنی فکر میکنم اگر بری توی اون ساختمونها زیاد جا نخوری . چون فضاهای داخلیش به اندازه ظاهرش نامانوس نیست .


خی بالاخره ما هم ویستا دار شدیم و به جمع بدبخت ها پیوستیم.

بگذریم میگم که پست مدرن تو مطمئنی وقتی داخل فضا بشیم زیاد جا نمی خوریم؟
درسته قبول دارم که اون وسط لابی فقط یه دستشویی فرنگی بزرگ نذاشته ولی هر کار دیگه که بگی تو طراحی داخلیش کرده از المان غول پیکر گیتار گرفته تا پاکت سیب زمینی بزرگ
البته من خودم همیشه عاشق چیز های نامانوس و غیر طبیعی هستم ولی در حین بررسی مفصل روی چند تا از کارای مهم گهری از بعضی فضاها و المان ها خوشم نیومد بعضی فضاها خوب بودن ولی بعضی به نظرم بی اندازه زیاد روشون تاکید شده بود و غیر طبیعی بودن.

nino
2007/9/13, 02:20 PM
سی و سه پل رو مثال زدم برای اینکه در یک دوره اختصاصی دکترای مهندسی سازه در گرایش پلسازی در انگلیس ( با بحث بسیار مهم معماری پل ) توسط یکی از بزرگترین مهندسین پلسازی جهان به عنوان زیباترین پلهای تاریخ معرفی شده بود و اونها هنوز هم در محاسبات سازه ای این اثر گیج و حیرون مونده ن که چطور در چند قرن قبل همچین پلی طراحی و اجرا شده !

( میتونی این پلها رو با نمونه های خنده دار الان مقایسه کنی تا ببینی چقدر مهندسی ما - نمیگم معماری یا سازه . میگم مجموعه مهندسی ما ! - پسرفت داشته . تازه من مثلا یکی از محاسبین حرفه ای سازه های صنعتی و پلها تشریف دارم و این رو میگم !!! )


جالب هر كي از ديدگاه و اطلاعات خودش بررسي مي كنه من هم چون با استادم يه بحثي در مورد پل خواجو از ديدگاه سامانه اي ( كه البته تو نمي پذيريش) داشتيم و به اين نتيجه رسيديم كه از لحاظ معماري بسيار ارزشمند و از لحاظ سامانه اي بسيار كامل و نمونه فوق العاده ايست . البته دوست داشتم يه تاپيك در موردش بزنم كه روي اونها هم بحث كنيم ;)

maral55
2007/9/13, 02:27 PM
[quote=nino;41337]اتفاقا موضوع همينه كه من مي گم باطنش هم عادي نيست يه نگاه به اون عكس سازه هتل ماركز بنداز به نظرت عاديه ! همه چيزو زير پا ميذاره تا به فرم دلخواهش برسه :razz: البته گهري كاري رو كه كارفرماهاش ميخوان يعني نشان دادن قدرت و ثروت و جلب نظر و تبليغات رو به خوبي اجرا مي كنه . معماري در خدمت قدرت ، سوء استفاده از معماري !
در همه چيز ( سازه ، فرم ،‌مصالح ،‌.... )‌افراط maximalism[/quote

حالا باز این هتل که خوبه در سایت اختصاصی EMP یا والت دیسنی برید و ببینید
چه هزینه صرف ساختش شده!!
سوال من از آقای گهری اگر یه روز بهش برخورد کنم اینکه آیا به عنوام یه هنرمند جهانی اگر این همه تکنولوژی عظیم کامژیوتری و نرم افزار های پیچیده هواپیما سازی رو ازی بگیرن آیا بزا هم میتونه کاری موفق ارائه بده؟
خلاقیت بسیار خوبه اما خلاقیتی برنده است که با صرف کمتریم هزینه وزحمت به دست بیاد

انتقاد به معماری گهری در روزنامه ها و مجلات و همه جا زیاده سوالی که برای خود من پیش اومده اینکه واقعا چرا والت دیسنی شده نماد LA اگر شد پس چرا نماد LA با سیاتل و بیلبئو یکی شده؟

شما یه نگاه به عکس های خارجی موزه والت بندازین و با بیلبائو مقایسه کنید به زحمت متوجه میشید کدوم کدومه!

maral55
2007/9/13, 02:40 PM
بحث کنیم ؟ نه . راجع به چیزهای حسی هرگز نمیشه بحث کرد . باید فقط احساسش کرد !

اون چیزهائیش رو که مسایل فنی بیشتری در اونها دخیله میشه به بحث گذاشت ولی نه اون چیزهای حسی طرح رو !

من اصلا این تئوریهایی رو که گفتی درمورد طراحی و معماری قبول ندارم ! مثل این می مونه که یکی بخواد با بدیع و قافیه و عروض بره و شاعر بشه . نمیشه . اما یک شاعر ممکنه اصلا به این تئوریها کاری نداشته باشه . حتی خیلی جاها اونها رو نقض کنه ولی اونه که داره شعر میگه نه استاد ادبیات . پس بذار اول بحث یک چیزی رو بگم که سالها باعث اختلاف من با خیلی از مهندسین ایرانی بوده . چه سازه ای و چه آرشیتکتها . قشنگ به این چیزی که میگم دقت کن . تمام نظر من راجع به معماریه :

ما یک متخصص معماری داریم که صرفا مورخ معماریه . تئوریسینه . منتقده . ولی طراح نیست !
و یک طراح داریم که لزوما تئوریسین یا مورخ نیست اما اونه که طراحه !

متاسفانه معماری ما دچار سکون شده بابت اینکه از اون نوع اول خیلی داریم اما از دومی نه . سور کلی نمیزنم . دارم نرمالش رو میگم . هزاران تئوری معماری وجود داره . کتابهای مختلف . قوانین مختلف . کدهای مختلف . اما هیچکدوم اینها معماری نیست . اینها فقط قوانین بیروحه . حتی تضمین کننده صحت یک طرح هم نمیتونه باشه چه برسه به باقی قضایا .

ببین . یک طراح میاد و طراحی میکنه . قالبها رو میشکنه . در بی نظمی کارش ( که نسبت به مکاتب قبلی سنجیده میشه ) باز هم یک نظم ناگفته وجود داره ( که میشه پایه مکاتب جدید ) . سالها میگذره و تئوریسینهای معماری میان و برای اسلوب کار اون یک تعریفهایی میارن و سبکی خلق میشه و ... . اما همه اینها حاشیه ست . کتابها حاشیه ست . قوانین حاشیه ست . اونی که اصله طرح اون طراحه . و هیچ طراحی در لحظه خلق اثرش به این قوانین فکر نمیکنه . مثل شاعری که شعر میگه نه نظم !

مسلما اون مثلثی که گفتی ( و من فکر میکنم اضلاعش یک کمی زیادیه ! ) توی هرکاری به جواب میرسه اما نسبتش فرق میکنه . اون طرحها هم از لحاظ عملکردی جواب داده ( داره استفاده میشه به همون عنوانی که طرح شده و مسلما اگر مخالف داره موافق هم داره ) و هم از لحاظ زیبایی شناسی ( که البته نسبیه ) . ایستایی اونها هم که معلومه . برای تاثیر یک اثر بر روی مخاطب یا استفاده کننده ش هم لازم نیست تعاریف مکتوب سامانه ها رو به کار ببری . فقط کافیه یک لحظه در اون فضا قرار بگیری تا با بدیهی ترین حس انسانی خودت به ضعف یا قدرت طرح پی ببری .

من هم منظورم از محیط و زمینه طرح تمام عوامل طبیعی یا مصنوعی یا زنده یا مرده یا ... محیط اثره . اما اون چهارتا زمینه ای رو که گفتی اصلا قبول ندارم ! توی اون بحث قبل هم از این اصطلاحات استفاده کرده بودم چون خودت استفاده کرده بودی وگرنه هیچ جوری این تقسیم بندی رو قبول ندارم .

برای زیبایی شناسی میشه صدها جلد کتاب خوند اما آخرش با دل خودت زیبایی رو حس میکنی و میفهمی و احساس میکنی ...

بحث ما دونفره شد . اونهم وقتی زیاد در اصولش با هم توافق نداریم . ولی مهم نیست . من معماری رو جور دیگه ای میشناسم و تو جور دیگه ای . لازم نیست شناخت یا تعریفمون رو کالیبره کنیم . چون به جوابی نمیرسیم . فکر کنم بهتره روی نمونه های مختلف صحبت کنیم تا اینکه روی اصول اولیه کلاسیک .



به معماری با چشمهای خودت نگاه کن نه تعاریف دیگران
و اون رو با دل خودت احساس کن نه با عقل دیگران


من بحث شما رو خوندم باید بگم که من بین شما دو نفر فکر می کنم نینو جان من اونقدر به این تئوری ها و اصول اعتقاد ندارم.و یک چیزی رو نمیشه نادیده گرفت معماری گهری در برآورده کردن خیلی از چیز ها شکست خورده ولی در عوض یه سری چیز های دیگه رو تامین کرده.
من هم معتقدم که گاهی با کاملا در تضاد بودن با بفات شهری میشه اثر های بسیار زیبایی ایجاد کرد.
از نظر عملکرد و هماهنگی با طبیعت صد البته که رایت یک استاده ولی به نظر من اصلا رایت و گهری قابل مقایسه نیستن هر کدوم در یه دنیای خاص خودشونن.
نمیشه اینو انکار کرد که فرم در معماری واقعا جایگاه مهمی داره و به نظر من که صد البته فرم موزه گونگنهایم گهری بسیار زیباتر از فرم موزه رایت هست ولی آیا درست است که به قول تو ما برای رسیدن به فرم زیبا همه چیز رو زیر پا بزاریم؟مشکل من با این فرم اینه وگرنه از نظر اون هماهنگی با بافت شهری که گفتی منم مثل پست مدرن فکر می کنم اونو احساس مشخص میکنه.

PostModern
2007/9/13, 03:35 PM
بگذریم میگم که پست مدرن تو مطمئنی وقتی داخل فضا بشیم زیاد جا نمی خوریم؟
درسته قبول دارم که اون وسط لابی فقط یه دستشویی فرنگی بزرگ نذاشته ولی هر کار دیگه که بگی تو طراحی داخلیش کرده از المان غول پیکر گیتار گرفته تا پاکت سیب زمینی بزرگ
البته من خودم همیشه عاشق چیز های نامانوس و غیر طبیعی هستم ولی در حین بررسی مفصل روی چند تا از کارای مهم گهری از بعضی فضاها و المان ها خوشم نیومد بعضی فضاها خوب بودن ولی بعضی به نظرم بی اندازه زیاد روشون تاکید شده بود و غیر طبیعی بودن.

داخل اون فضا نشدم ولی مطمئنم خیلی کمتر از ظاهرش جا میخورم .

من فکر میکنم باید به افرادی که از اون فضاها استفاده میکنن هم نگاه کرد . شاید برای کاربران اون اثر این فضاها اصلا غیرطبیعی و نامانوس نباشن ؟! ( که من فکر میکنم نیستن ! چون اگر بودن کارهایی با این هزینه های هنگفت به ایشون ارجاع نمیشد ! )

maral55
2007/9/13, 05:40 PM
داخل اون فضا نشدم ولی مطمئنم خیلی کمتر از ظاهرش جا میخورم .

من فکر میکنم باید به افرادی که از اون فضاها استفاده میکنن هم نگاه کرد . شاید برای کاربران اون اثر این فضاها اصلا غیرطبیعی و نامانوس نباشن ؟! ( که من فکر میکنم نیستن ! چون اگر بودن کارهایی با این هزینه های هنگفت به ایشون ارجاع نمیشد ! )

درسته کاملا از نظر خیلی ها و حتی خیلی اوقات خود من این کارا مناسب میاد و من دوست دارم اما همون طور که می دونی همیشه صرفا خوش اومدن مردم از یه بنا نمی تونه اونو از نظر شاخصه های معماری موفق جلوه بده.

درسته که منم خیلی موافق به گیر دادن به نظرات و تئوری های معماری افراد مختلف نیستم ولی این اثر هم یه تابلو نقاشی نیست که بتونیم اینقدر سلیقه ای در موردش بحث کنیم معماری به نظر من ترکیبی از هنر و علم هست که البته به نظر من هنرش بیشتره!
مگر اینکه شما اعتقاد داشته باشی طراحی داخلی کلا یه علم نیست و صرفا هنره

PostModern
2007/9/13, 06:37 PM
مگر اینکه شما اعتقاد داشته باشی طراحی داخلی کلا یه علم نیست و صرفا هنره

نه . مسلما ترکیب این دوتاست . فقط مساله اینه که من میگم معماری داخلی نباید جدای از معماری کلی بنا تعریف بشه و از اینکه طراحی بنا رو یک نفر انجام بده و بعد دکوراسین داخلی یا ... رو بسپره به دیگری خوشم نمیاد . برای این کارها هم اگر طراحی داخلی متفاوتی صورت میگرفت احتمالا بیشتر توی ذوق میزد ؟! یعنی این فضاهای داخلی به نوعی در تکمیل همون نماهای خارجی برای رسیدن آرشیتکت به منظور خودش در این کار بوده . اما نه به پیچیدگی اونها ! به هرحال باید کاربرد نهایی فضاها رو رعایت میکرده و همین نسبت به نماسازی و اسکلت یک کمی محدودترش کرده ...

maxer
2007/9/13, 08:59 PM
Ground Broken
Gehry Partners, LLP
Hall Winery
St. Helena
Napa Valley, California The woven boards of the canopies give the experience of overhead leaves and branches.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/hall_winery/1hall.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
The overall plan for the Hall Winery, acquired by Craig and Kathryn Hall in 2003, consists of three state-of-the-art production warehouses and two “showpiece” structures related to wine tours, tasting, and retail sales.
In order to fit within the scale and context of the surrounding environment, the facilities are articulated as a series of discreet buildings organized around a central courtyard.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/hall_winery/2hall.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
At the focal point of the courtyard is a renovated existing historical structure built in 1885 that once served the Napa Valley Wine Cooperative on the site. The courtyard and adjacent landscaped areas also provide opportunities for the Halls to display sculpture pieces from their extensive art collection.
The Hospitality Building is located at the western end of the central courtyard and serves as the architectural highlight of the facility and the culmination of the winery tour.
Articulated as discreet smaller volumes, clad in natural materials like wood and stone, the extensive use of glass as an enclosure creates a sense of connection to the surrounding vineyard landscape for the occupants.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/hall_winery/3hall.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
The building sits on a large reflecting pool which serves as a transition from the expansive limestone courtyard into the natural landscape.
The tasting areas, open to an outdoor terrace, overlook the vineyard and the distant Mayacamas Mountains.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/hall_winery/4hall.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
The other “showpiece” building, the Reception Building, serves to welcome visitors approaching from the parking lot and the drop-off area.
The one-story glass building, contains a reception hall, visitor restrooms, art display walls, and a multimedia theater for viticulture education, presentations, and tour orientation.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/hall_winery/5hall.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
The most prominent architectural features on the site are freeform trellis canopies that envelop the Hospitality and Reception buildings, providing shade for the occupants, while minimizing reflective glare from the glass to the surrounding areas.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/hall_winery/6hall.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
The woven boards of the canopies give the experience of overhead leaves and branches, while the gestures of the trellis forms serve to formally unify the discreet building volumes.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/hall_winery/dccc.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
Hall Winery work area at Gehry partners, LLP
http://www.arcspace.com/architects/gehry/hall_winery/8hall.jpgPhoto courtesy Gehry Partners, LLP
Frank Gehry with Project Designer Edwin Chan
Total area:127,703 square feet
Hospitality & Reception: 20,720 square feet
Estimated completion: October 2009
Client:Hall Winery
Architects: Gehry Partners, LLP
Design Partner: Frank Gehry
Project Designer: Edwin Chan
Project Manager: Henry Brawner - Project Architect: Sean Gallivan
Project Team:
Josh Morey
Ry Morrison
Narineh Mirzaeian
Jawn Lim
Jose Gonzalez
Markus Sohst
Andy Thompson
Yung Tran
John Winston
Francois Blanciak
Manuel Blanco-Longueria
Associate Architect: Lail Design Group
Executive Principal: Jon Lail
Principal Architect: S. Douglas Osborn Principal Architect: Paul Kelley
Project Architect: Jarrod Denton
Gehry Partners, LLP (http://www.arcspace.com/architects/gehry/features.htm) arcspace features
September 10, 2007

منبع :http://www.arcspace.com

archi_arch
2007/9/14, 12:26 AM
توی پرانتز : میدونی چرا کارهای رایت نسبت به همدوره هاش جلوه و موفقیت بیشتری داشت ؟ چون با سوادی که در زمینه سازه داشت و از اون مهمتر با شم مهندسی قوی اغلب سیستمهای باربر سازه ای کارهاش رو خودش انتخاب میکرد و سر همین خیلی با بقیه آرشیتکتها و مهندسین سازه درگیری داشت ...
جالب بود نمیدونستم!:redface:

دقیقا حق با شماست ! و من باز میخوام بپرسم که چرا عمران ؟ چرا معماری ؟ چرا نه مثل همیشه سرزمین خودمون یک رشته ای و یک متخصصی که همه اینها رو با هم بلده و به کار میگیره ؟!
به نظرتون با پیشرفت علم اونهم با این سرعته میشه هر دو رشته رو باهم و به صورت کامل یاد گرفت؟با توجه به حجم زیاد مطالبی که الان هر کدوم دارن؟چون مسلما الان با چندین سال پیش کلی تو علم پیشرفت داشتیم.

حتما این کار رو بکن که محاسبات رو حرفه ای یاد بگیری . نمیدونی چقدر در طراحیت تاثیر میذاره . بهت دل و جرات میده . خلاقیت میده . فکر باز برای نامحدود طراحی کردن و دست باز برای روی کاغذ آوردن اون طرح . مهندس معماری وقتی بدون تسلط بر محاسبات طراحی میکنه و مهندس سازه وقتی بدون دید زیبایی شناسی محاسبه میکنه مثل شناگری می مونن که با تیوب شنا پریده وسط یک اقیانوس ! احتمال غرق شدنش خیلی زیاده . ولی وقتی هردوتا همزمان در ذهنت نقش میبنده اطمینان یک شناگر حرفه ای رو داری که با هر موجی غرق نمیشه و میتونه به مقصدی که میخواد برسه ...
ممنونم از راهنمایی خوبتون راستی شما راهی رو سراغ ندارین که من بتونم اونها رو یاد بگیرم؟یعنی کلاس ازادی هست که اونارو اموزش بدن؟


من میگم معماری داخلی نباید جدای از معماری کلی بنا تعریف بشه و از اینکه طراحی بنا رو یک نفر انجام بده و بعد دکوراسین داخلی یا ... رو بسپره به دیگری
به نظر منم جدا کردن ایندو از هم صرفا برای بازاریابی بوده نه چیز دیگه!چون واقعا نمیشه این دو تا رو از هم جدا کرد هیچ بنایی فقط از دید صرفآ نما یا صرفآ دکوراسیون داخلی سنجیده نمیشه و همه چیز در کنار هم معنی پیدا میکنه.من فکر میکنم جدا کردن ایندو مثل این میمونه که طراح بنا دیوارهای خارجی رو طراحی کنه و دکوراتور داخلی بیاد و سعی کنه تو محدوده طراحی داخلی رو انجام بده!!!!!!!!!!!!!!!

PostModern
2007/9/14, 03:30 AM
به نظرتون با پیشرفت علم اونهم با این سرعته میشه هر دو رشته رو باهم و به صورت کامل یاد گرفت؟با توجه به حجم زیاد مطالبی که الان هر کدوم دارن؟چون مسلما الان با چندین سال پیش کلی تو علم پیشرفت داشتیم.


معلومه . فکر میکنی همین الان چند واحد کاملا تخصصی در دانشگاهها ( در هرکدوم از این دو رشته ) تدریس میشه ؟ از اون گذشته حجم عظیمی از مطالبی که این دو میخونن کاملا به هم مرتبطه . یک درسه . ولی بعضیها رو اینها بیشتر میخونن و بعضیها رو اونها . میشه کل واحدهای درسی رو مثل آب خوردن ترکیب کرد و یک دوره کامل ( عمران + معماری + شهرسازی + راهسازی ) ازش درآورد . این دوره کامل مهندسی مرتبط با این رشته هاست . ولی سخت تر از ترکیب اونها فکر میکنم پیدا کردن افرادی باشه که واقعا بخوان با دید حرفه ای و علاقه و استعداد کافی به سراغ همچین رشته ای برن . انتخاب رشته بی حساب و کتاب ایران نمیتونه این راه رو جلوی پای کسی بذاره . باید استعداد یابی کرد !


راستی شما راهی رو سراغ ندارین که من بتونم اونها رو یاد بگیرم؟یعنی کلاس ازادی هست که اونارو اموزش بدن؟

کلاس آزاد که هست ولی فایده زیادی نداره . بیشتر تبلیغ و درآمده تا یادگیری . شاید تنها راهش کار کردن به صورت جنبی و زیرنظر مهندسهای حرفه ایه ! میشه بخش عظیمی از مسایل محاسباتی رو در یک پروژه عملی یاد داد یا یاد گرفت . اگر محاسبات سازه رو درست یاد بگیری میبینی که خیلی هم سخت نیست !

maral55
2007/9/14, 08:17 AM
نه . مسلما ترکیب این دوتاست . فقط مساله اینه که من میگم معماری داخلی نباید جدای از معماری کلی بنا تعریف بشه و از اینکه طراحی بنا رو یک نفر انجام بده و بعد دکوراسین داخلی یا ... رو بسپره به دیگری خوشم نمیاد . برای این کارها هم اگر طراحی داخلی متفاوتی صورت میگرفت احتمالا بیشتر توی ذوق میزد ؟! یعنی این فضاهای داخلی به نوعی در تکمیل همون نماهای خارجی برای رسیدن آرشیتکت به منظور خودش در این کار بوده . اما نه به پیچیدگی اونها ! به هرحال باید کاربرد نهایی فضاها رو رعایت میکرده و همین نسبت به نماسازی و اسکلت یک کمی محدودترش کرده ...


تا یادم نرفته بگم که چقدر خوشحالم که اینجا بحث به راه افتاده!!

چون فقط اینجوری هست که تالار زنده میمونه تالار معماری که توش بحث معماری نباشه اصلا به درد نمیخوره ح

درست میگی پست مدرن جان اگر غیر از این بود که دیگه واویلا بود!!
راستش خودمم نمی دونم که چطور میشد که حالت بهتری به وجود میمود یا اینکه اصلا با این حجم ایا حالت بهتری وجود داشت یا نه.
به هر حال مسئله اصلی منتقدین سر خود حجم اصلی هست نه فضای داخلی چون اگر قرار باشه که همچین فرمی وجود داشته باشه خب در این صورت بهترین نماسازی داخلی فکر کنم همون کاری هست که گهری کرده و نه من هم متقعد نیستم اصلا مه فضاسازی داخلی کار یه معمار رو بدیم یه نفر دیگه بکنه.

nino
2007/9/14, 09:47 AM
نه . مسلما ترکیب این دوتاست . فقط مساله اینه که من میگم معماری داخلی نباید جدای از معماری کلی بنا تعریف بشه و از اینکه طراحی بنا رو یک نفر انجام بده و بعد دکوراسین داخلی یا ... رو بسپره به دیگری خوشم نمیاد . ...

منم كاملا با همه موافقم كه نبايد از هم جدا باشه چرا بايد براي يك بنا يكي محاسبه كنه يكي حجم كلي بده و يكي هم بياد معماري داخلي كنه كه در بعضي مواقع چسباندن چند عنصر به در و ديوار و سقف و هر فرمي رو كه ميخوان به صورت كاذب بسازن !
من علاقه زيادي به كاراي كالاتراوا و فاستر دارم چون حداقل احساس جدايي سازه و فرم كلي و حتي داخلي به آدم دست نميده همش با هم طراحي شده .

maxer
2007/9/14, 02:08 PM
Thomas Mayer
IAC/InterActiveCorp Headquarters
By Gehry Partners
The "white" glass, etched with a white pattern, gives the appearance of a tall ship in full sail.
Read about the IAC (http://www.arcspace.com/architects/gehry/iac/iac.html) in arcspace feature.
Move over thumbs to view images.

http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/large/3iac.jpghttp://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/1iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/3iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/4iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/5iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/6iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/7iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/8iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/9iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/10iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/12iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/13iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/14iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/16ica.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/17iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/18iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/19iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/thumbs/20iac.jpg (http://www.arcspace.com/camera/mayer/ica/ica.html#)
Thomas Mayer archives (http://thomasmayerarchive.de/?l=english)
Gehry Partners (http://www.arcspace.com/architects/gehry/features.htm) arcspace features
June 25, 2007

منبع: http://www.arcspace.com

maxer
2007/9/14, 02:14 PM
Gehry Partners, LLP
Foundation Louis Vuitton
Paris, France A bridge between the Bois de Boulogne and the Jardin d’Acclimatation.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/vuitton/1lvmh.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
The Foundation Louis Vuitton will be located at the Jardin d’Acclimatation, adjacent to the Bois de Boulogne on the westside of Paris. The building will serve as a gateway to the Jardin, with an entrance hall located at ground level serving both as the entry to the museum as well as the entry to the Jardin.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/vuitton/2lvmh.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
This central hall is designed to be an active social space, featuring a café and an interactive documentation center. A large, multi-purpose space located directly adjacent to the entrance hall will be accessible to the public and may be used as an auditorium accommodating 340 persons, an exhibition space, or event space. The Foundation LV will include a series of educational facilities for children intended to complement the existing activities for children and families located in the Jardin.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/vuitton/3lvmh.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
The museum area of the building will include a series of galleries designed to accommodate the display of both the permanent collection, as well as temporary exhibitions. The museum will also include a number of “chapels,” each of which will be dedicated to site-specific installations created by individual artists.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/vuitton/4lvmh.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
As visitors move from gallery to gallery within the museum, large expanses of glass will provide breathtaking views, integrating the landscape into the experience of the museum and creating a strong link between the between the museum and the Jardin. Site-specific art works located in the Jardin adjacent to the museum will further reinforce this relationship.
The use of glass as the primary exterior material plays a principal role in the architecture of the Foundation Louis Vuitton. Its transparency ensures that the building will complement the surrounding natural environment.
The Foundation Louis Vuitton will serve as a bridge between the Bois de Boulogne, an extensive park on the western edge of Paris, and the Jardin d’Acclimatation, a children’s amusement park located within the Bois de Boulogne.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/vuitton/5lvmh.jpg
Sketch courtesy Frank Gehry
http://www.arcspace.com/architects/gehry/vuitton/6lvmh.jpg
Photo: arcspace
Foundation Louis Vuitton design area at GP
Total area: 8,900 square meters
Museum: 3,200 square meters
Schedule: Begin Design - 2005
Currently in Design Development
Client: LVMH Moët Hennessy Louis Vuitton
Design Architect: Gehry Partners, LLP
Design Partner: Frank Gehry -
Project Designer: Edwin Chan
Project Manager: Marc Salette
Project Architect: Laurence Tighe

Gehry Partners, LLP (http://www.arcspace.com/architects/gehry/features.htm) arcspace features January 8, 2007

منبع :http://www.arcspace.com

maxer
2007/9/14, 02:21 PM
Under Construction
Gehry Partners, LLP
MARTa Herford
Herford, Germany http://www.arcspace.com/architects/gehry/herford/1.Herford.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
MARTa Herford will be one of the first museums in Germany to present the interfaces between art, design, fashion and architecture as a site for reflection and aesthetic articulation.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/herford/2.Herford.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP

http://www.arcspace.com/architects/gehry/herford/3.Herford.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
The fundamental design strategy involves the incorporation of a fragment of an industrial building now existing on the site with new buildings located to the South and to the North of the existing building, so that the existing building becomes the centerpiece of the new museum complex. Visitors will enter the complex through a new central entry plaza that is flanked on both sides by the new buildings.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/herford/4.Herford.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
The existing building consists of 3,425 square meters and includes the lobby for the complex and a retail store on the ground level, as well as galleries and a furniture testing area on the upper levels.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/herford/5.Herford.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP
The original character of the existing building have been maintained. The exterior of both new buildings will be clad in brick and stainless steel.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/herford/6.Herford.jpg
Photo courtesy Gehry Partners, LLP

http://www.arcspace.com/architects/gehry/herford/7.Herford.jpg
Sketch courtesy Gehry Partners, LLP
Inauguration May 7, 2005. (http://www.arcspace.com/architects/gehry/herford2/herford2.html)
Photographer Thomas Mayer documents the construction.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/herford/0herford.jpg (http://www.arcspace.com/architects/gehry/herford2/herford2.html)
Photo: ©Thomas Mayer
Area: 7,000 gross square meters
Begin Design - 1998
Begin Construction - 2001
Expected Completion: 2005

Client:The City of Herford
Architect: Gehry Partners, LLP
Design Partner: Frank Gehry
Project Partner: Randy Jefferson
Project Designer: Edwin Chan
Project Architect: Kamran Ardalan
Project Team:
Michelle Kaufmann
Hiroshi Tokumaru
Andy Lui
Catriel Tulian
Rick Smith
Cara Cragan
Beat Schenk
Ali Jevanjee
Kurt Komraus
Sean Gale
Sean Gallivan
Diego Petrate
Reza Bagherzadeh

Executive Architect: Archimedes GbmH
Hartwig Röllkotter
Stefan Hoffmann
Birgit Bastiaan
Jørgen Beinke
Thomas Vollbracht
Structural Engineer: Bollinger + Grohmann
Mechanical Engineer: Construct
Lighting Consultant: ag Licht
Photo: Thomas Mayer (http://thomasmayerarchive.de/categories.php?cat_id=683&l=englis)
Frank Gehry (http://www.arcspace.com/architects/gehry/features.htm) arcspace features
June 15, 2004

منبع: http://www.arcspace.com

maxer
2007/9/14, 02:28 PM
Frank O. Gehry & Associates
Der Neue ZollhofDüsseldorf, Germany Der Neue Zollhof is situated at the Eastern edge of the Rhine River harbor front in downtown Düsseldorf, near the administrative complex of the North Rhine Westphalia province.
Currently occupied primarily by warehouses, this stretch of the waterfront is being redeveloped as an urban public zone, to comprise primarily art and media agencies. Due to its proximity to the residential district immediately to the South, and to the municipal and financial district further to the East, the rehabilitation of the harbor front is intended to provide an open public amenity for the City, while underscoring the emergence of Düsseldorf as a cultural and business center.

http://www.arcspace.com/architects/gehry/zolhoff/1.Neuer-Zollhof-.jpg
Photo: Thomas Mayer
The flat site runs adjacent to the waterfront promenade, with extensive views up and down the Rhine River. New construction borders the Eastern and Western edges, while a future tram line and stop define the Southern boundary along Stromstrasse. To the North, the site overlooks the Zolhafen Sport Harbor and the Bilk Park beyond.
The program for the project provides 28,000 square meters of commercial office space in three separate buildings, promoting a highly open site plan and minimizing the overall mass of the project. The placement of these buildings acknowledges the convergence of Brueckenstrasse and Wupperstrasse toward the site, thus leaving it open to the residential district across Stromstrasse. This massing further provides a counterpoint to the typical horizontal development of the adjacent sites, resulting in a series of clustered, mid rise towers.
The program comprises a mix of advertising, insurance and related agencies. The three towers consist of 300 square meter to 500 square meters elements grouped around a central core, providing highly flexible leasing arrangements within an articulated massing. The floor plates accommodate open or modular office planning. The towers rest on an expansive plaza, with a variety of paths connecting the street to the harbor. Parking is provided below grade. The division of the project into three major buildings provides high visibility to each of the three primary tenants.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/zolhoff/Photo-2.jpg
Photo: Thomas Mayer
http://www.arcspace.com/architects/gehry/zolhoff/photo-3.jpg
Photo: Thomas Mayer
http://www.arcspace.com/architects/gehry/zolhoff/photo-4.jpg
Photo: Thomas Mayer
All three buildings are constructed of concrete flat slab with punched window openings on the exterior facade. The finish material on each of the buildings is unique. The central office building is clad entirely in metal panels; the East (tallest) tower is comprised of curvilinear volumes finished in plaster, and the West tower is a grouping of volumes faced in brick. All buildings have operable windows for natural ventilation. The articulation of the window and its relationship to the exterior skin is similar in all three structures. The clustered organization of the volumes maximizes the occurrence of offices with waterside views.
Geometry, massing and exterior material, provides each of the buildings with a unique identity. The project as a single entity, provides a unifying urban complex through the consistent application of identical window units throughout and, a familial relationship with the ground plane.
http://www.arcspace.com/architects/gehry/zolhoff/Photo-5.gif
Sketch courtesy FOGA
http://www.arcspace.com/architects/gehry/zolhoff/Photo-6.jpg
Photo: Whitt Preston
Client:
Kunst und Medienzentrum Rheinhafen GmbH
Area: 28,000 square meters
Schedule:
Begin Construction 1996
Completion 1999
Frank O. Gehry & Associates
Project Team:
Frank O. Gehry: Design Principal
Randy Jefferson: Project Principal
Craig Webb: Project Designer
Project Architects:
Terry Bell
Tomaso Bradshaw
Project Coordinators:
Brent Miller
Lisa Towning
Kristin Woehl
Project Team:
Jim Dayton
John Goldsmith
Jeff Guga
Michael Jobes
Naomi Langer
Joerg Ruegemer
Charles Sanchez
Bruce Shepard
Rick Smith
Eva Sobesky
Tensho Takemori
Larry Tighe
Scott Uriu
Flora Vara
Jeff Wauer
Photo: Thomas Mayer (http://thomasmayerarchive.de/categories.php?cat_id=293&l=english)
Frank O. Gehry (http://www.arcspace.com/architects/gehry/features.htm) arcspace features

Soofia
2007/10/28, 10:35 PM
ax ax ax axxxxxxxxxxxxxxxx az ghery
749 750

negar777
2007/11/21, 11:03 AM
سلام.
لطفا هرچيزي كه راجع به موزه گوگنهايم كار فرانك گري مي دونيد بهم بگيد

maral55
2007/11/21, 03:38 PM
http://www.guggenheim-bilbao.es/ingles/home.htm
http://www.bluffton.edu/~sullivanm/spain/bilbao/gehryguggenheim/gehry.html
http://www.arcspace.com/architects/gehry/Guggenheim_Museum/index.htm

اینا یه نمونه هایی ازش بود فکر کنم بیشترین چیزی که توی اینترنت پیدا میشه کارهای گهری مخصوصا این کار هست

mad
2008/1/06, 05:16 PM
;)اینم دوتا عکس از کهر جدید frank gehry

mad
2008/1/06, 05:25 PM
:razz:

:smile:

:smile:

memar-86
2008/2/02, 02:22 PM
سلام اين اسكيسا رو با پروژه كامل شده شونو ميذارم



Frank O. Gehry

mad
2008/2/04, 03:52 PM
دوران تحصیل

او در سال ۱۹۲۹ م در خانواده‌ای یهودی (http://fa.wikipedia.org/wiki/یهودی) در شهر تورنتوی (http://fa.wikipedia.org/wiki/تورنتو) کانادا (http://fa.wikipedia.org/wiki/کانادا) (با نام اصلی فرانک اون گلدبرگ) دیده به جهان گشود.
او در سال ۱۹۴۷ م به همراه خانواده اش به لس آنجلس (http://fa.wikipedia.org/wiki/لس_آنجلس) مهاجرت کردودر دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (http://fa.wikipedia.org/wiki/دانشگاه_کالیف ±Ù†ÛŒØ§ÛŒ_جنوبی) به تحصیل در رشته معماری (http://fa.wikipedia.org/wiki/معماری) پرداخت.
در سال ۱۹۵۶ م در دانشگاه هاروارد (http://fa.wikipedia.org/wiki/دانشگاه_هاروا ±Ø¯) به تحصیل در رشته برنامه‌ریزی شهری (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9% 87%E2%80%8C%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C_%D8%B4%D9%87%D 8%B1%DB%8C&action=edit) پرداخت و هم‌زمان در دفتر ویکتور گروئن مشغول به کار شد.
او اکنون شهروند ایالات متحده (http://fa.wikipedia.org/wiki/ایالات_متحده) و ساکن لس آنجلس است.آثار وی
در کارهای اولیه گری می‌توان تأثیراتی از معماران سوئیس و فرانسه به خصوص لوکوربوزیه (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%84%D9%88%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8% A8%D9%88%D8%B2%DB%8C%D9%87&action=edit) مشاهده کرد این تأثیرات را تا سال ۱۹۷۲ می‌توان در کارهای گری مانند استفاده از فرمهای هندسی ساده مشاهده کرد.
به طور کلی در کارهای گری نوعی تندیس گرائی را می‌توان مشاهده کرد چه در توسعه خانه همسرش ۱۹۸۷ تا موفق‌ترین کارش در سبک فولدینگ (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%A8%DA%A9_%D9%81%D9%88%D9 %84%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF&action=edit) که موزه هنرهای معاصر بیلبائو (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87_%D9%87%D9 %86%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8% B5%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%A6%D9%8 8&action=edit) است.
او معتقد است:

من آثار هنرمندان را نگاه میکنم و هنر را به مثابه وسیله‌ای برای الهام خودم میپندارم و سعی میکنم تحت تأثیر هیچ فرهنگی نباشد در هر کارم روشهای جدید را جستجو میکنم. برای من قانون و قاعده محدود کننده وجود ندارد و اصولا مرزی بین درست و نادرست نمیدانم.
گری از پیشگامان عرصه معماری فولدینگ می‌باشد .ما به ازای علمی زبان معماری فولد، نظریات بحران و تداوم است. بحران یا فروپاشی در تبدیل سریع ازحالتی به حالت دیگر، مانند آب به یخ یا بخار، تجلی می‌کند. بحران یا به دو پاره شدن می‌‌انجامد یا به پیچیده شدن، در هم فرو رفتن و در هم تنیدن که مضمون معماری فولد است.
در این معماری که گویی در حال فرو ریختن و کج شدن است، ترتیب پلان، نما و مقطع با هم اشکال ابهام آمیزی همانند کریستالها میآفرینند.
این بازی را گری با در هم ریختن زبانهای مختلف معماری و ترکیب آنها آغاز کرده است. در بنای موزه ویترای او در وایمار آلمان، که در کارهای آیزنمن تأثیرگذاشت، اجزای معماری مکعبهای در هم تنیده و دفرمه و کج و کوژند. از همین رو بعضی معماری او را جانور گونه و کرم گونه نامیده‌اند. در کل می‌توان گفت معماری گری یک معماری شخصی و غیر تقلیدی است و بدون برنامه خاص و یک نوع عدم قطعیت در اکثریت پروژه‌های گری دیده می‌شود.
کارهای گری به ترتیب زمانی:

Merriweather Post Pavilion, and Rouse Company Headquarters, Columbia, Maryland, USA (1974)
Loyola Law School, Los Angeles, California, USA (various buildings, 1978*2002)
Santa Monica Place, Santa Monica, California, USA (1980)
Edgemar Retail Complex, Santa Monica, California, USA (1984)
Chiat/Day Building, Venice, California, USA (1985*1991)
Vitra Design Museum. Weil am Rhein, Germany (1989)
Frederick Weisman Museum of Art, University of Minnesota, Minneapolis, Minnesota, USA (1990)
Iowa Advanced Technology Laboratories, University of Iowa, Iowa City, Iowa, USA (1987*1992)
Center for the Visual Arts, University of Toledo, Toledo, Ohio, USA (1993)
American Center, Paris, France (1994)
The Dancing House ("Fred and Ginger"), Prague, Czech Republic (1995)
Guggenheim Museum Bilbao, Bilbao, Spain (1997)
Der Neue Zollhof, Düsseldorf, Germany (1999)
Vontz Center for Molecular Studies, University of Cincinnati, Cincinnati, Ohio, USA (1999)
DG Bank building, Pariser Platz 3, Berlin, Germany (2000)
Experience Music Project, Seattle, Washington, USA (2000)
Gehry Tower, Hanover, Germany (2001)
Issey Miyake, Flagship Store, New York, New York, USA (2001)
Peter B. Lewis Building, Weatherhead School of Management, Case Western Reserve University, Cleveland, Ohio, USA (2002)
Richard B. Fisher Center for the Performing Arts, Bard College, Annandale*on*Hudson, New York, USA (2003)
Maggie's centre, Dundee, Scotland (2003)
Walt Disney Concert Hall, Los Angeles, California, USA (2003)
Ray and Maria Stata Center, Massachusetts Institute of Technology, Cambridge, Massachusetts, USA (2004)
Pritzker Pavilion, Millennium Park, Chicago, Illinois, USA (2004)
MARTa, Herford, Germany (2005)
IAC/InterActiveCorp West Coast Headquarters, Sunset Strip, West Hollywood, California, USA (2005)
پس از اینکه جایزه پریتزکر (http://fa.wikipedia.org/wiki/جایزه_پریتزکر) به فرانک گری تعلق گرفت، آدا لوئیز در باره اش نوشت:

ریسک می‌‌کند، روی بند راه می‌‌رود و مرز محدودیت هارا می‌‌شکند. بناهای او روشنائی اند و طرح های زنده نشانگر این مهم که چگونه چیزی که ظاهراً کم اهمیت است می‌‌تواند با بکارگیری خلاقیت شکلی نو و بی نظیر بیابد. او هنر معماری را به صورتی به کار می‌‌برد که در عین زیبایی قابلیت استفاده داشته باشد. او معماری را در بی زمان‌ترین معنایش و با شیوهٔ مخصوص به خود به کار می‌‌گیرد. او می‌‌رود به قلب هنر زمان با برداشت ها و فناوری عصر حاضر و بینشهایی که عمیقا بیانگر عصر حاضر است
آثار گری به طور کلی نتیجه یک روند طولانی طراحی است که با استفاده از اسکیسهای متعدد، مدلهای کامپیوتری و ماکتهای بزرگ حاصل شده است. اسکیسها و نمودارهای اولیه به مدلهای فیزیکی با مقیاسهای مختلف تبدیل و این مدلها در نهایت به ساخت ماکتهای کامل میانجامد.
نکته بسیار جالب در روند طراحی گری در استفاده از رایانه در این روند است. بر خلاف سایر معماران که از نرم افزارهای معمول دوبعدی و سه بعدی مانند CAD و 3DsMAX برای کارهای خود استفاده می‌کنند گری از نرم‌افزار کاتیا (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%A7&action=edit) که یک نرم‌افزار مربوط به طراحی جامدات است استفاده کرد. این نرم افزار بیشتر برای طراحی خودرو (http://fa.wikipedia.org/wiki/خودرو) و هواپیما (http://fa.wikipedia.org/wiki/هواپیما) و محاسبات پیچیده بدنه‌های مختلف کاربرد دارد و هماهنگی بسیار عالی با سایر نرم افزارها دارد. کاتیا سطوح را تحلیل و بر اساس محدودیت سازه‌ای، کارکردی و اقتصادی پروژه آن را تصحیح می‌کرد. داده‌های عددی که به این ترتیب بدست میآمدند بار دیگر بر روی یک مدل پیاده می‌شدند تا حجمها کنترل شوند و در صورت لزوم تغییر کنند. این رفت وبرگشت بین مدلهای مطالعاتی و داده‌های دیجیتال بنیاد شکلی پروژه را به وجود میآورند. سپس از داده‌های کامپیوتر برای تهیه پلانهای ساخت موزه استفاده شد.
بنا به گفته یکی از دست اندرکاران اجرای پروژه همه چیز توسط کاتیا کنترل و هدایت می‌شود. کاتیا به ما اجازه خلاقیت می‌دهد.
میتوان گفت از دلایل استفاده از کاتیا دقت فوق العاده آن و سازگاری آن با دیگر نرم‌افزارها می‌باشد. به عنوان مثال در پروژه تالار موسیقی والت‌دیسنی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1_%D9 %85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D9% 84%D8%AA%E2%80%8C%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%86%DB%8C&action=edit)، برای طراحی سازه اجرایی مشکلات فراوانی وجود داشت. با توجه به پیچیدگی اتصالات سازه‌ای و عدم وجود زوایای قائمه در آن، کارتهیه نقشه‌های اجرایی و جزییات اتصالات یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین قسمت‌های پروژه بود.
برای تهیه جزئیات اجرایی دقیق از نرم افزار سه بعدی XSTEEL که قابلیت تهیه انواع جزییات فولادی را داراست استفاده شد و در حدود ۸۰ درصد از کار تهیه جزییات اتصالات سازه‌ای پروژه با آن انجام گرفت. این نرم افزار قابلیت ارتباط متقابل با کاتیا را داراست که گری از آن برای طراحی استفاده کرده بود. برای مثال ابتدا طرح در کاتیا تهیه می‌شد سپس XSTEEL با استفاده از آن مقاطع و اندازه‌ها را مشخص می‌کرد سپس اطلاعات داده شده دوباره به کاتیا منتقل می‌شد.
در اجرا نیز کاتیا راهگشای بسیاری از مشکلات بود. دوربینهای Total station با استفاده از اطلاعاتی که از این نرم‌افزار می‌گرفتند خطوط اجرایی را مشخص می‌کردند.
سازه فلزی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87_%D9%81%D9 %84%D8%B2%DB%8C&action=edit) این ساختمان برای تولید در کارخانه توسط کاتیا برنامه ریزی شد و پانلهای نما نیز توسط دستگاه CNC که مستقیما با رایانه و CATIA کنترل می‌شدند تهیه شد.
بنا به گفته گری «کاملترین» استفاده از کاتیا را در طراحی و ساخت پانل‌های نما کردند که باعث صرفه جویی زیادی در زمان پروژه شد.
در نهایت می‌توان گفت گری با استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای موجود ثابت کرد «غیرممکنها متعلق به گذشته هستند».
موزه Experience Music Project با 21000 ی فولادی و آلومینیومی به اشکال هندسی نامنظم ساخته شده است. و طراحی و ساختمان آن توسط برنامه‌های رایانه‌ای ۲D و ۳D انجام گرفته است.
Doug Winn مدیر پروژه می‌‌گوید: در چنین کار عظیمی که شباهت به هیچ بنایی ندارد، طراحی یک چیز است و ساخت چیز دیگر. بنا وقتی شروع به کارکرد نمی‌دانست در نهایت چه به دست خواهد آمد. مجبور بودیم در عمل تغییرات زیادی به آن بدهیم و همهٔ دست اندر کاران – طراحان مهندسین تولیدکنندگان مواد و لوازم و غیره- در پروسهٔ کار تغییر را به عنوان یک نورم پذیرفتند و سازه بنای تالار موسیقی والت دیسنی (http://fa.wikipedia.org/wiki/والت_دیسنی) به عنوان پیچیده‌ترین سازه دنیا شناخته شد و این خود موید کار مشکل و فرایند پیچیده ساخت و طراحی ان است.

<H2> شکل‌ها و مصالحمصالحی که غالبا در کارهای او مشاهده می‌شود صفحات فلزی به خصوص تیتانیم (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB% 8C%D9%85&action=edit)، پلاستیکهای رنگ شده، زنجیرها و کابل‌ها و فولاد و به کارگیری پانلهای مشبک است.
فرمهای تیز گوشه دار ،صفحات متداخل، سطوح مواج و منحنی را می‌توان از عناصر ثابت کار گری دانست بناهای تندیس وار، فرمهای منحنی، پلکانهای خارجی، مصالح نمای فلزی استفاده فراوان از مواد گوناگون، پنجره‌های بی قاعده و مرکزگریز از نشانه‌های کارهای او می‌توان بر شمرد.


</H2>

azam
2008/2/29, 02:14 PM
Science Library; Princeton University, Princeton, New Jersey
Gehry Partners
ساخت کتابخانه علوم در زمین دانشگاه پرینستون با مساحتی معادل 8,270 متر مربع رو به اتمام است. این کتابخانه محل مناسب و در دسترسی برای انجام تحقیقات جامعه قرن 21 امی دانشگاه پرینستون است. این ساختمان شامل کلاس های آموزشی ، دفاتر و فضاهای عمومی است ؛ همچنین کتابخانه علوم ، خانۀ زیست شناسی ، شیمی ، زمین شناسی است و شامل مجموعه نقشه های GISاست. در این کتابخانه ، کاتالوگ ها ، فهرست ها ، کتاب ها و مجلات به صورت الکترونیک در دسترس هستند و مجموعه شامل عکس های دیجیتالی نیز است.
نمای این ساختمان با استفاده از فولاد ضد زنگ ، آجر ، شیشه و پوششی رنگی ساخته و پرداخته شده است.
ظاهرا که محیط دانشگاهی بر فرانک گری تاثیر گذاشته و هیجان حجم هایش را کنترل کرده است.

http://i27.tinypic.com/2443bwm.jpg


http://i29.tinypic.com/149p05g.jpg

http://i31.tinypic.com/oh8y84.jpg


http://i27.tinypic.com/23s7zc.jpg


http://i27.tinypic.com/hs00f8.jpg


http://i26.tinypic.com/30t77yd.jpg


http://i27.tinypic.com/33w4fvc.jpg


http://i32.tinypic.com/54doh4.jpg


http://i30.tinypic.com/311lv8l.jpg

ببخشید منبع رو یادم رفت بنویسم :
http://architecturenews.mihanblog.com/Post-195.aspx
:smile:

Pleiades.Arch
2008/3/03, 02:12 PM
http://massengale.typepad.com/venustas/images/dohgehry.jpg:)

mad
2008/7/06, 12:53 PM
در اثار گه ری نمی توان مرزی بین هنر و معماری قائل شد .

وی با قرار دادن سه عنصر غیر مرتبط جنگل-دوربین و کشتی نمای ساختمان را طراحی کرده است

گهری که معمار با حوصله ای است در کارهای خود هنر ومعماری را
ترکیب و مرزها و محدودیت های سنتی را بر هم می زند.
این گفته به خوبی در بنای ساختمان دی قابل مشاهده است

mad
2008/7/06, 07:40 PM
در ساختمانهای گه ری اشکال –احجام و سطوح و مصالح ورنگهای نا مرتبط به صورت یک ترکیب هنرمندانه ارائه میشود ;)

mad
2008/7/06, 07:44 PM
این معماری جدید که بسیار خود محور و شخصی است با بهره گیری از خلاقیت فضاهای تالیف نشدهای را عرضه
می کند که نظیر یک نقاشی مدرن بیانگر حالات روحی لحظه ای طراح ان باشد

mad
2008/7/06, 07:52 PM
نیویورک مجسمه ازادی دارد.رم صاحب کولوسئوم است-پاریس به برج ایفل افتخار می کند
ودر لوس انجلس تالار موسیقی والت دیسنی جای هالیوود را به عنوان نماد شهر خواهد گرفت

این اثرنتیجه یک روند طولانی طراحی است که با استفاده از اسکیسهای متعدد ومدلهای کامپیوتری و ماکت های
بزرگ حاصل شده است

در طرح این بنا به خوبی سبک طراحی گه ری نمایان است که بر ایجاد حجمهای پیچیده فضایی ومعماری دیکانستراکشن استوار است


وی از یک نرم افزار فرانسوی به اسم catia استفاده کرد.این نرم افزار به تیم گه ری امکان داد داده ها را بطور منظم از کامپیوتر استخراج وانها را در روی سایت پیاده کند

mad
2008/7/07, 10:04 PM
IAC/InterActiveCorp West Coast Headquarters,, West Hollywood, California, USA (2005)

mad
2008/7/07, 10:12 PM
در اکتبر ۲۰۰۷، دانشگاه ام آی تی (http://fa.wikipedia.org/wiki/دانشگاه_ام_آی_Ø ÛŒ) امریکا از فرنک گهری بخاطر طراحی مشکل دار ساختمان استاتای خود به دادگاه شکایت برد و ادعای خسارت نمود ;)

mad
2008/7/07, 10:23 PM
نو اوری در هیچ اثر معماری به اندازه این بنا چنین شوکی در بیننده به وجود نمی اورد


این شوک با دیدن یک خانه روستایی المانی در یک محله قدیمی و سنتی در سانتامونیکا اغاز می شود

گه ری خانه را تدریجا به قسمت های جداکانه تقسیم می کند وزمانی که قسمتها
مجددا در کنار هم قرار می گیرند نمای سنتی و قدیمی در پشت نمای جدید محو
شده ویک دیوار نا متقارن موج دار نمایان می شود

mad
2008/7/16, 09:40 PM
در دنیای صنعتی امروز نیاز ارتباط میان انسان و طبیعت بیش از پیش احساس میشود گسترش شهرها كه با تخریب بستر خود همراه بوده است موجب كشیده شدن طبیعت به حومه شهرها شده است . هر چندكوشیده شده است تا با ایجاد پاركها و ایجاد انواع فضاهای سبز این ارتباط برقرار شود


اما آنچه در این مورد اهمیت دارد این است كه نمی توان تنها ساختن یك پارك و یا مانند آانرا به مثابه برقراری این ارتباط دانست بلكه باید با یك تفكر قوی، شناخت موانع و نواقص و پس زمینه های فكری، فرهنگی، تاریخی ارتباط میان محیط مصنوع شهری و منظر ایجاد شده را به بهترین شكل به وجود آورد

درتمام این زمان معمار مشهور فرانك گه ری نیز در كنار تیم طراحی دالی به طور جداگانه بر روی پروژه كار می كرد. قرار گرفتن اندیشه های دالی و مهارت گه ری در كنار یكدیگر پروژه پارك هزاره را به بهترین و توانا ترین پروژه عمومی تاریخ شیكاگو تبدیل كرد. اكنون این تلفیق از معماری، مجسمه سازی و طراحی منظر به یك پارك 24.5 اكری تبدیل شده و پارك هزاره به اعتقاد سازندگانش به یك موفقیت بزرگ و شاهكار معماری برای شیكاگو تبدیل شده است.

یكی از این نمونه های موفق كه نشان دهنده نقش معماری در ایجاد منظر طبیعی و یك مكان عمومی فوق العاده است پارك هزاره در شیكاگو است كه از یك پارك فراتر رفته و اكنون به یك محیط خاطره انگیز و یك اثر شاخص در بافت شهری تبدیل شده است. پارك هزاره علاوه بر آنكه یكی از آثار منتخب مركز هنر، معماری، موسیقی و طراحی منظر است، یك نمونه بی نظیر در ایجاد فضای عمومی طبیعی در بافت شهری نیز است كه معروفترین معماران، طراحان و هنرمندان در قالب تیم های جداگانه قسمتهای مختلف آنرا طراحی كرده اند. از این میان می توان به «Jay Pritzker Pavilion» شاهكار فرانك گه ری اشاره کرد
http://i33.tinypic.com/2djzznb.jpg
http://i36.tinypic.com/245zkhv.jpg

amirabas_ali
2009/4/30, 02:19 AM
رقص فرد و جینجر
معماری و فرهنگ غرب ,
http://www.admea.it/images/praha/Praha_dancing_house.jpgفرد آستایر Fred Astaire هنرپیشه، خواننده و رقصنده مشهور آمریکایی است. او به علت توانایی و مهارت بی‌‌نظیرش در رقص و اجرای نمایش‌های زنده بر روی صحنه برادوی و در فیلم‌های بلند سینمایی، تأثیر بسزایی در وارد کردن عنصر "رقص" به دنیای فیلم‌های موزیکال هالیوودی ایفا کرده است.
جینجر راجرز Ginger Rogers، هنرپیشه و رقصنده آمریکایی است که به عنوان زوج هنری در فیلم‌های متعددی که در دهه 1930 میلادی ساخته شدند، در کنار فِرِد آستایر ایفای نقش نموده است.
با موفقیتی که این زوج هنری از طریق نمایش "رقص" در بین مخاطبان فیلم‌های موزیکال از آن خود کردند امروزه از اصطلاح "فرد وجینجر" برای توصیف همکاری موفقیت‌آمیز یک زوج در رقص استفاده می‌شود.
موتیو "فرد و جینجر" با بیانی دیگر، در ساخت آثار هنری جدید مورد توجه قرا...فرد آستایر Fred Astaire هنرپیشه، خواننده و رقصنده مشهور آمریکایی است. او به علت توانایی و مهارت بی‌‌نظیرش در رقص و اجرای نمایش‌های زنده بر روی صحنه برادوی و در فیلم‌های بلند سینمایی، تأثیر بسزایی در وارد کردن عنصر "رقص" به دنیای فیلم‌های موزیکال هالیوودی ایفا کرده است.
http://photos1.blogger.com/blogger/5541/1971/400/Ginger%20and%20Fred.jpg
جینجر راجرز Ginger Rogers، هنرپیشه و رقصنده آمریکایی است که به عنوان زوج هنری در فیلم‌های متعددی که در دهه 1930 میلادی ساخته شدند، در کنار فِرِد آستایر ایفای نقش نموده است.http://imagecache2.allposters.com/images/pic/mmpo/503538%7EGinger-and-Fred-Posters.jpg
با موفقیتی که این زوج هنری از طریق نمایش "رقص" در بین مخاطبان فیلم‌های موزیکال از آن خود کردند امروزه از اصطلاح "فرد وجینجر" برای توصیف همکاری موفقیت‌آمیز یک زوج در رقص استفاده می‌شود.
موتیو "فرد و جینجر" با بیانی دیگر، در ساخت آثار هنری جدید مورد توجه قرار گرفت:
فدریکو فلینی کارگردان فقید ایتالیایی در سال 1986 فیلمی با عنوان "فرد و جینجر" و با دست‌مایه قرار دادن زندگی واقعی این زوج ساخت.http://www.admea.it/images/praha/Praha_dancing_house.jpg
فرانک گری معمار، ساختمان معروف به Dancing House را به سال 1995 در شهر پراگ طراحی کرد که در آن فرد و جینجر بر روی نمای خارجی ساختمان مشغول به رقص با یکدیگر دیده می‌شوند

mermaid_nega@yar
2009/7/09, 08:16 PM
[quote=maxer;40166]
احساس می کنم گهری بیشتر یه ویرانگره تا یه سازنده اصلا از کاراش خوشم نمی یاد خیلی حسه بدی بهم می ده .(گهری هم خیلی عین خیالشه که نگار کاراشو دوست نداره):biggrin: خب دیگه هرکی یه سبکی داره:smile: البته اقتضا سبکشم هامینه در هر صورت اصلا باهاش حال نمی کنم

کوروش 23
2010/10/28, 11:46 PM
آثار وی

در کارهای اولیه گری می‌توان تأثیراتی از معماران سوئیس و فرانسه به خصوص لو کوربوزیه مشاهده کرد. این تأثیرات را تا سال ۱۹۷۲ می‌توان در کارهای گری مانند استفاده از فرمهای هندسی ساده مشاهده کرد.

به طور کلی در کارهای گری نوعی گرایش مجسمه سازانه را می‌توان مشاهده کرد چه در توسعه خانه همسرش ۱۹۸۷ تا موفق‌ترین کارش در سبک فولدینگ که موزه هنرهای معاصر بیلبائو است.

او معتقد است:

من آثار هنرمندان را نگاه میکنم و هنر را به مثابه وسیله‌ای برای الهام خودم میپندارم و سعی میکنم تحت تأثیر هیچ فرهنگی نباشم در هر کارم روشهای جدید را جستجو میکنم. برای من قانون و قاعده محدود کننده وجود ندارد و اصولا مرزی بین درست و نادرست نمیدانم.

گری از پیشگامان عرصه معماری فولدینگ می‌باشد .ما به ازای علمی زبان معماری فولد، نظریات بحران و تداوم است. بحران یا فروپاشی در تبدیل سریع ازحالتی به حالت دیگر، مانند آب به یخ یا بخار، تجلی می‌کند. بحران یا به دو پاره شدن می‌انجامد یا به پیچیده شدن، در هم فرو رفتن و در هم تنیدن که مضمون معماری فولد است. در این معماری که گویی در حال فرو ریختن و کج شدن است، ترتیب پلان، نما و مقطع با هم اشکال ابهام آمیزی همانند کریستالها میآفرینند.

این بازی را گری با در هم ریختن زبانهای مختلف معماری و ترکیب آنها آغاز کرده است. در بنای موزه ویترای او در وایمار آلمان، که در کارهای آیزنمن تأثیرگذاشت، اجزای معماری مکعبهای در هم تنیده و دفرمه و کج و کوژند. از همین رو بعضی معماری او را جانور گونه و کرم گونه نامیده‌اند. در کل می‌توان گفت معماری گری یک معماری شخصی و غیر تقلیدی است و بدون برنامه خاص و یک نوع عدم قطعیت در اکثریت پروژه‌های گری دیده می‌شود
http://irupload.ir/images/kk9wulizh3rqlkmt9kl8.jpg




ساختمان IAC در نیویورک

کارهای گری به ترتیب زمانی:
Merriweather Post Pavilion, and Rouse Company Headquarters, Columbia, Maryland, USA (۱۹۷۴)
Loyola Law School, Los Angeles, California, USA (various buildings, ۱۹۷۸*۲۰۰۲)
Santa Monica Place, Santa Monica, California, USA (۱۹۸۰)
Edgemar Retail Complex, Santa Monica, California, USA (۱۹۸۴)
Chiat/Day Building, Venice, California, USA (۱۹۸۵*۱۹۹۱)
Vitra Design Museum. Weil am Rhein, Germany (۱۹۸۹)
Frederick Weisman Museum of Art, University of Minnesota, Minneapolis, Minnesota, USA (۱۹۹۰)
Iowa Advanced Technology Laboratories, University of Iowa, Iowa City, Iowa, USA (۱۹۸۷*۱۹۹۲)
Center for the Visual Arts, University of Toledo, Toledo, Ohio, USA (۱۹۹۳)
American Center, Paris, France (۱۹۹۴)
The Dancing House ("Fred and Ginger"), Prague, Czech Republic (۱۹۹۵)
موزه گوگنهایم بیلبائو (۱۹۹۷)
Der Neue Zollhof, Düsseldorf, Germany (۱۹۹۹)
Vontz Center for Molecular Studies, University of Cincinnati, Cincinnati, Ohio, USA (۱۹۹۹)
DG Bank building, Pariser Platz ۳, Berlin, Germany (۲۰۰۰)
Experience Music Project, Seattle, Washington, USA (۲۰۰۰)
Gehry Tower, Hanover, Germany (۲۰۰۱)
Issey Miyake, Flagship Store, New York, New York, USA (۲۰۰۱)
Peter B. Lewis Building, Weatherhead School of Management, Case Western Reserve University, Cleveland, Ohio, USA (۲۰۰۲)
Richard B. Fisher Center for the Performing Arts, Bard College, Annandale*on*Hudson, New York, USA (۲۰۰۳)
Maggie's centre, Dundee, Scotland (۲۰۰۳)
تالار کنسرت والت دیسنی، در لس آنجلس (۲۰۰۳)
Ray and Maria Stata Center, Massachusetts Institute of Technology, Cambridge, Massachusetts, USA (۲۰۰۴)
Pritzker Pavilion, Millennium Park, Chicago, Illinois, USA (۲۰۰۴)
MARTa, Herford, Germany (۲۰۰۵)
IAC/InterActiveCorp West Coast Headquarters, Sunset Strip, West Hollywood, California, USA (۲۰۰۵)

جوایز

جوایزی که او تا کنون دریافت کرده است از این قرارند:
Arnold W. Brunner Memorial Prize in Architecture, American Academy of Arts and Letters (۱۹۷۷)
Pritzker Architecture Prize (۱۹۸۹)
Wolf Prize in Art (Architecture), Wolf Foundation (۱۹۹۲)
Praemium Imperiale Award for Architecture, Japan Art Association (۱۹۹۲)
Dorothy and Lillian Gish Award (۱۹۹۴)
National Medal of Arts (۱۹۹۸)
Friedrich Kiesler Prize (۱۹۹۸)
Gold Medal, American Institute of Architects (AIA) (۱۹۹۹)
Gold Medal, Royal Institute of British Architects (RIBA) (۲۰۰۰)
Gold Medal for Architecture, American Academy of Arts and Letters (۲۰۰۲)
Companion of the Order of Canada (۲۰۰۲)

همچنین او دارای ۱۲ دکترای افتخاری از دانشگاه‌های مختلف می‌باشد که بدین شرحند:
۱۹۸۷: دانشگاه کلتک
۱۹۸۷: مدرسه طراحی رودآیلند
۱۹۸۹: دانشگاه فنی نواسکوشا در کانادا
۱۹۸۹: موسسه هنر اوتیس
۱۹۹۳: کالج علوم انسانی غرب
۱۹۹۵: کالج ویتیر
۱۹۹۷: موسسه معماری جنوب کالیفرنیا
۱۹۹۸: دانشگاه تورنتو
۲۰۰۰: دانشگاه ادینبرگ
۲۰۰۰: دانشگاه جنوب کالیفرنیا
۲۰۰۰: دانشگاه ییل
۲۰۰۰: دانشگاه هاروارد

گری در کنار کار حرفه‌ای تا سال ۱۹۹۸ در دانشگاه نیز تدریس می‌کرد:
۱۹۷۹- The William Bishop Chair, Yale University
۱۹۸۲- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University
۱۹۸۴- Eliot Noyes Chair, Harvard University
۱۹۸۵- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University
۱۹۸۷- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University
۱۹۸۸- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University
۱۹۸۹- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University
۱۹۹۶- Visiting Scholar, Federal Institute of Technology; Zurich, Switzerland
۱۹۹۸- Visiting Professor, University of California at Los Angeles

پس از اینکه جایزه پریتزکر به فرانک گری تعلق گرفت، آدا لوئیز در باره اش نوشت:

ریسک می‌کند، روی بند راه می‌رود و مرز محدودیت هارا می‌شکند. بناهای او روشنائی اند و طرح‌های زنده نشانگر این مهم که چگونه چیزی که ظاهراً کم اهمیت است می‌تواند با بکارگیری خلاقیت شکلی نو و بی نظیر بیابد. او هنر معماری را به صورتی به کار می‌برد که در عین زیبایی قابلیت استفاده داشته باشد. او معماری را در بی زمان‌ترین معنایش و با شیوهٔ مخصوص به خود به کار می‌گیرد. او می‌رود به قلب هنر زمان با برداشت‌ها و فناوری عصر حاضر و بینشهایی که عمیقا بیانگر عصر حاضر است.

روند طراحی و اجرا


http://irupload.ir/images/riivvwi7ml1svskv3lc6.jpg


خانه رقصان. پراگ.

آثار گری به طور کلی نتیجه یک روند طولانی طراحی است که با استفاده از اسکیسهای متعدد، مدلهای کامپیوتری و ماکتهای بزرگ حاصل شده‌است. اسکیسها و نمودارهای اولیه به مدلهای فیزیکی با مقیاسهای مختلف تبدیل و این مدلها در نهایت به ساخت ماکتهای کامل میانجامد.

نکته بسیار جالب در روند طراحی گری در استفاده از رایانه در این روند است. بر خلاف سایر معماران که از نرم‌افزارهای معمول دوبعدی و سه بعدی مانند CAD و ۳DsMAX برای کارهای خود استفاده می‌کنند گری از نرم‌افزار کاتیا که یک نرم‌افزار مربوط به طراحی جامدات است استفاده کرد. این نرم‌افزار بیشتر برای طراحی خودرو و هواپیما و محاسبات پیچیده بدنه‌های مختلف کاربرد دارد و هماهنگی بسیار عالی با سایر نرم‌افزارها دارد. کاتیا سطوح را تحلیل و بر اساس محدودیت سازه‌ای، کارکردی و اقتصادی پروژه آن را تصحیح می‌کرد. داده‌های عددی که به این ترتیب بدست میآمدند بار دیگر بر روی یک مدل پیاده می‌شدند تا حجمها کنترل شوند و در صورت لزوم تغییر کنند. این رفت وبرگشت بین مدلهای مطالعاتی و داده‌های دیجیتال بنیاد شکلی پروژه را به وجود میآورند. سپس از داده‌های کامپیوتر برای تهیه پلانهای ساخت موزه استفاده شد.

بنا به گفته یکی از دست اندرکاران اجرای پروژه همه چیز توسط کاتیا کنترل و هدایت می‌شود. کاتیا به ما اجازه خلاقیت می‌دهد.

میتوان گفت از دلایل استفاده از کاتیا دقت فوق العاده آن و سازگاری آن با دیگر نرم‌افزارها می‌باشد. به عنوان مثال در پروژه تالار موسیقی والت‌دیسنی، برای طراحی سازه اجرایی مشکلات فراوانی وجود داشت. با توجه به پیچیدگی اتصالات سازه‌ای و عدم وجود زوایای قائمه در آن، کارتهیه نقشه‌های اجرایی و جزییات اتصالات یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین قسمت‌های پروژه بود.

برای تهیه جزئیات اجرایی دقیق از نرم‌افزار سه بعدی XSTEEL که قابلیت تهیه انواع جزییات فولادی را داراست استفاده شد و در حدود ۸۰ درصد از کار تهیه جزییات اتصالات سازه‌ای پروژه با آن انجام گرفت. این نرم‌افزار قابلیت ارتباط متقابل با کاتیا را داراست که گری از آن برای طراحی استفاده کرده بود. برای مثال ابتدا طرح در کاتیا تهیه می‌شد سپس XSTEEL با استفاده از آن مقاطع و اندازه‌ها را مشخص می‌کرد سپس اطلاعات داده شده دوباره به کاتیا منتقل می‌شد.

در اجرا نیز کاتیا راهگشای بسیاری از مشکلات بود. دوربینهای Total station با استفاده از اطلاعاتی که از این نرم‌افزار می‌گرفتند خطوط اجرایی را مشخص می‌کردند.

سازه فلزی این ساختمان برای تولید در کارخانه توسط کاتیا برنامه ریزی شد و پانلهای نما نیز توسط دستگاه CNC که مستقیما با رایانه و CATIA کنترل می‌شدند تهیه شد.

بنا به گفته گری «کاملترین» استفاده از کاتیا را در طراحی و ساخت پانل‌های نما کردند که باعث صرفه جویی زیادی در زمان پروژه شد.

در نهایت می‌توان گفت گری با استفاده از نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای موجود ثابت کرد «غیرممکنها متعلق به گذشته هستند».

موزه Experience Music Project با ۲۱۰۰۰ ی فولادی و آلومینیومی به اشکال هندسی نامنظم ساخته شده‌است. و طراحی و ساختمان آن توسط برنامه‌های رایانه‌ای ۲D و ۳D انجام گرفته‌است.

Doug Winn مدیر پروژه می‌گوید: در چنین کار عظیمی که شباهت به هیچ بنایی ندارد، طراحی یک چیز است و ساخت چیز دیگر. بنا وقتی شروع به کارکرد نمی‌دانست در نهایت چه به دست خواهد آمد. مجبور بودیم در عمل تغییرات زیادی به آن بدهیم و همهٔ دست اندر کاران – طراحان مهندسین تولیدکنندگان مواد و لوازم و غیره- در پروسهٔ کار تغییر را به عنوان یک نورم پذیرفتند و سازه بنای تالار موسیقی والت دیسنی به عنوان پیچیده‌ترین سازه دنیا شناخته شد و این خود موید کار مشکل و فرایند پیچیده ساخت و طراحی ان است.

شکل‌ها و مصالح

مصالحی که غالبا در کارهای او مشاهده می‌شود صفحات فلزی به خصوص تیتانیم، پلاستیکهای رنگ شده، زنجیرها و کابل‌ها و فولاد و به کارگیری پانلهای مشبک است.

فرمهای تیز گوشه دار ،صفحات متداخل، سطوح مواج و منحنی را می‌توان از عناصر ثابت کار گری دانست بناهای تندیس وار، فرمهای منحنی، پلکانهای خارجی، مصالح نمای فلزی استفاده فراوان از مواد گوناگون، پنجره‌های بی قاعده و مرکزگریز از نشانه‌های کارهای او می‌توان بر شمرد.

نظرات دیگران درباره او

http://irupload.ir/images/4z68869z5jh3d8qlzf1.jpg



مرکز "استاتا" دانشکده فلسفه و انفرماتیک دانشگاه ام آی تی ایالات متحده

مارتین پاولی در کتاب تئوری و طراحی در دومین عصر ماشین، در انتقاد از کارهای گری ساختمان اداری ویترای را چنین توصیف می‌کند: «دیوانگی معمارانه، ناقص الخلقه، لاک پشت فلزی، بسیار مبتذل با مصالح ارزان‌قیمت، ساختمان حقیر و بی بهایی که بسیار گران تمام شده است. همچنین اشکال موجدار و منحنی که در شکل بیرونی تالار کنسرت لوس آنجلس گری منعکس شده، موجب شده منتقدان آن را « ساختارشکنی آشغال» یا «معماری زمین‌لرزه‌ای» و «معماری شکسته پکسته» لقب دهند.

منتقدان قایل به سرهم بندی و کلاژ در کارهای گری هستند. به نظر گری اشیا به ظاهر بی ارزش در کنار همجواری با یکدیگر ارزش پیدا می‌کنند و همین معرف زیباشناسی مدرن است. به طور کلی آثار گری نظرات مخالف و موافق بسیاری را برانگیخته ولی در نگاهی کلی می‌توان او را در انجام اهداف زیباشناسانه مدرن خود و همچنین ساخت ساختمانهای تندیس‌وار مدرن بسیار موفق دانست به طوری که مشاهده می‌شود شهر کوچک بیلبائو با اجرای موزه خود اکنون به شهری معروف و گردشگری بدل گشته است.

OAM
2010/12/09, 12:39 PM
http://www.oam.ir/images/stories/frank02.jpg




فرانک گری (Frank Gehry) معمار مشهور کانادایی/آمریکایی معاصر است.

او در سال ۱۹۲۹ م در خانواده‌ای یهودی در شهر تورنتوی کانادا (با نام اصلی فرانک اون گلدبرگ) دیده به جهان گشود.

او در سال ۱۹۴۷ م به همراه خانواده اش به لس آنجلس مهاجرت کردودر دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به تحصیل در رشته معماری پرداخت.

در سال ۱۹۵۶ م در دانشگاه هاروارد به تحصیل در رشته برنامه‌ریزی شهری پرداخت و هم‌زمان در دفتر ویکتور گروئن مشغول به کار شد.

او اکنون شهروند ایالات متحده و ساکن لس آنجلس است.

در کارهای اولیه گری می‌توان تأثیراتی از معماران سوئیس و فرانسه به خصوص لوکوربوزیه مشاهده کرد این تأثیرات را تا سال ۱۹۷۲ می‌توان در کارهای گری مانند استفاده از فرمهای هندسی ساده مشاهده کرد. به طور کلی در کارهای گری نوعی تندیس گرائی را می‌توان مشاهده کرد چه در توسعه خانه همسرش ۱۹۸۷ تا موفق‌ترین کارش در سبک فولدینگ که موزه هنرهای معاصر بیلبائو است.

او معتقد است:

من آثار هنرمندان را نگاه میکنم و هنر را به مثابه وسیله‌ای برای الهام خودم میپندارم و سعی میکنم تحت تأثیر هیچ فرهنگی نباشد در هر کارم روشهای جدید را جستجو میکنم. برای من قانون و قاعده محدود کننده وجود ندارد و اصولا مرزی بین درست و نادرست نمیدانم.

گری از پیشگامان عرصه معماری فولدینگ می‌باشد .ما به ازای علمی زبان معماری فولد، نظریات بحران و تداوم است. بحران یا فروپاشی در تبدیل سریع ازحالتی به حالت دیگر، مانند آب به یخ یا بخار، تجلی می‌کند. بحران یا به دو پاره شدن می‌‌انجامد یا به پیچیده شدن، در هم فرو رفتن و در هم تنیدن که مضمون معماری فولد است.

در این معماری که گویی در حال فرو ریختن و کج شدن است، ترتیب پلان، نما و مقطع با هم اشکال ابهام آمیزی همانند کریستالها میآفرینند.

این بازی را گری با در هم ریختن زبانهای مختلف معماری و ترکیب آنها آغاز کرده است. در بنای موزه ویترای او در وایمار آلمان، که در کارهای آیزنمن تأثیرگذاشت، اجزای معماری مکعبهای در هم تنیده و دفرمه و کج و کوژند. از همین رو بعضی معماری او را جانور گونه و کرم گونه نامیده‌اند. در کل می‌توان گفت معماری گری یک معماری شخصی و غیر تقلیدی است و بدون برنامه خاص و یک نوع عدم قطعیت در اکثریت پروژه‌های گری دیده می‌شود.



http://www.oam.ir/images/stories/frank01.jpg



کارهای گری به ترتیب زمانی:

Merriweather Post Pavilion, and Rouse Company Headquarters, Columbia, Maryland, USA (1974)

Loyola Law School, Los Angeles, California, USA (various buildings, 1978*2002)

Santa Monica Place, Santa Monica, California, USA (1980)

Edgemar Retail Complex, Santa Monica, California, USA (1984)

Chiat/Day Building, Venice, California, USA (1985*1991)

Vitra Design Museum. Weil am Rhein, Germany (1989)

Frederick Weisman Museum of Art, University of Minnesota, Minneapolis, Minnesota, USA (1990)

Iowa Advanced Technology Laboratories, University of Iowa, Iowa City, Iowa, USA (1987*1992)

Center for the Visual Arts, University of Toledo, Toledo, Ohio, USA (1993)

American Center, Paris, France (1994)

The Dancing House ("Fred and Ginger"), Prague, Czech Republic (1995)

Guggenheim Museum Bilbao, Bilbao, Spain (1997)

Der Neue Zollhof, Düsseldorf, Germany (1999)

Vontz Center for Molecular Studies, University of Cincinnati, Cincinnati, Ohio, USA (1999)

DG Bank building, Pariser Platz 3, Berlin, Germany (2000)

Experience Music Project, Seattle, Washington, USA (2000)

Gehry Tower, Hanover, Germany (2001)

Issey Miyake, Flagship Store, New York, New York, USA (2001)

Peter B. Lewis Building, Weatherhead School of Management, Case Western Reserve University, Cleveland, Ohio, USA (2002)

Richard B. Fisher Center for the Performing Arts, Bard College, Annandale*on*Hudson, New York, USA (2003)

Maggie's centre, Dundee, Scotland (2003)

Walt Disney Concert Hall, Los Angeles, California, USA (2003)

Ray and Maria Stata Center, Massachusetts Institute of Technology, Cambridge, Massachusetts, USA (2004)

Pritzker Pavilion, Millennium Park, Chicago, Illinois, USA (2004)

MARTa, Herford, Germany (2005)

IAC/InterActiveCorp West Coast Headquarters, Sunset Strip, West Hollywood, California, USA (2005)



جوایزی که او تا کنون دریافت کرده است از این قرارند:

Arnold W. Brunner Memorial Prize in Architecture, American Academy of Arts and Letters (1977)

Pritzker Architecture Prize (1989)

Wolf Prize in Art (Architecture), Wolf Foundation (1992)

Praemium Imperiale Award for Architecture, Japan Art Association (1992)

Dorothy and Lillian Gish Award (1994)

National Medal of Arts (1998)

Friedrich Kiesler Prize (1998)

Gold Medal, American Institute of Architects (AIA) (1999)

Gold Medal, Royal Institute of British Architects (RIBA) (2000)

Gold Medal for Architecture, American Academy of Arts and Letters (2002)

Companion of the Order of Canada (2002)



همچنین او دارای ۱۲ دکترای افتخاری از دانشگاههای مختلف می‌باشد که بدین شرحند:

Of Visual Arts; California Institute of the Arts (1987)

Of Fine Arts; Rhode Island School of Design (1987)

Of Engineering; Technical University of Nova Scotia (1989)

Of Fine Arts; Otis Arts Institute (1989)

Of Humanities; Occidental College (1993)

Whittier College (1995)

Of Architecture; Southern California Insitute of Architecture (1997)

Of Laws; University of Toronto (1998)

University of Edinburgh (2000)

University of Southern California (2000)

Yale University (2000)

Harvard University (2000)



http://www.oam.ir/images/stories/frank03.jpg



گری در کنار کار حرفه‌ای تا سال ۱۹۹۸ در دانشگاه نیز تدریس می‌کرد:

1979- The William Bishop Chair, Yale University

1982- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

1984- Eliot Noyes Chair, Harvard University

1985- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

1987- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

1988- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

1989- Charlotte Davenport Professorship in Architecture, Yale University

1996- Visiting Scholar, Federal Institute of Technology; Zurich, Switzerland

1998- Visiting Professor, University of California at Los Angeles



پس از اینکه جایزه پریتزکربه فرانک گری تعلق گرفت، آدا لوئیز در باره اش نوشت:

ریسک می‌‌کند، روی بند راه می‌‌رود و مرز محدودیت هارا می‌‌شکند. بناهای او روشنائی اند و طرح های زنده نشانگر این مهم که چگونه چیزی که ظاهراً کم اهمیت است می‌‌تواند با بکارگیری خلاقیت شکلی نو و بی نظیر بیابد. او هنر معماری را به صورتی به کار می‌‌برد که در عین زیبایی قابلیت استفاده داشته باشد. او معماری را در بی زمان‌ترین معنایش و با شیوهٔ مخصوص به خود به کار می‌‌گیرد. او می‌‌رود به قلب هنر زمان با برداشت ها و فناوری عصر حاضر و بینشهایی که عمیقا بیانگر عصر حاضر است.




http://www.oam.ir

arch.mi
2012/8/13, 10:59 AM
دون جیووانی؛گری+رودارت

موسیقی دون جیووانی Don Giovanni موتزارت که توسط ارکستر سمفونیک لوس آنجلس اجرا می شود،حکایت نجیب زاده ای بی قید و سقوط احتمالی او به جهنم بخاطر گناهان اوست.از آنجایی که اجرای نمایش دون جیووانی در سالن کنسرت دیزنی برگزار می شود،از طراح این بنا ،فرانک گری،درخواست شد که طراحی سن این کار را در کنار کیت و لورا مالوی از گروه رودارت،که طراحان لباس این نمایش هستند،به عهده بگیرد.طراح گری شامل پرده پشت صحنه ای می شود که از لایه های فراوانی از کاغذ های پراکنده شکل می گیرد.این فرم های تندیس گونه انتزاعی-که می توان آنها را هرچیزی،مثلا امواج یخ زده یا حتی بستر خواب که نشانه شهوت در دون جیووانیست تعبیر کرد-زمینه بافتی طبیعی ایجاد می کند که باعث می شود لباس های رنگارنگ بازیگران بیشتر به چشم بیاید.

به نوشته مجله معماری،ساخت و اجرای این کوههای کاغذی روی سن برای تیم طراحی چالشی به همراه داشت.برای درست کردن این تپه های کاغذی که با فریم چوبی نگه داشته می شوند،گروه گری بیش از 80 رول کاغذ به عرض 3 متر را مچاله کردند،با این وجود گری ابراز کرده که کار نهایی اصلا به مدل اصلی شباهت ندارد.به علاوه،کاغذها به دلیل برخورد بازیگران با آنها بعد از هر اجرا باید تعمیر شوند. گری برای طرحش که آن را زندگی در جریان روی صحنه می نامد،سیستم های متحرک محکمی طراحی کرده که تا فضای میانی سن را پر کنند.بازیگران از پتانسیل این پلتفرم ها در اجراهای دونفره به نفع خودشان استفاده کرده و با بالا رفتن از آنها به اجرا تنوع می بخشند.

http://www.etoood.com/Images/News/Large/222363480455108664429520128136648.jpg

http://www.etoood.com/Images/News/Large/222363480455227791570520127137918.jpg