PDA

برای دیدن نسخه كامل اینجا را كلیك كنید : ► •*♥*•◄ تاپیک جامع مقالات نجوم ► •*♥*•◄



صفحه ها : 1 [2]

moein_13
2010/2/23, 04:22 PM
عطارد : (تير) : (mercury)
تير نزديكترين سياره به خورشيد و دومين سياره كوچك منظومه شمسي است.
از آنجا كه اين سياره در خلال هر 2 بار گردش به دور خورشيد تنها سه بار حول محور خويش ميگردد.
اين سياره داراي شب و روزهاي بسيار طولاني است و اختلاف درجه حرارت شبها و روزهاي آن بيشترين حد درميان تمام سياره ها محسوب مي شود.
كشفيات فضاپيماي مارينر 10 در خلال سال هاي 1974 – 1975 نشان داد كه سطح سياره عطارد مملو است از دهانه هاي آتشفشاني و اتمسفر جو آن از گاز هليوم رقيقي تشكيل يافته كه احتمالا توسط ميدان مغناطيسي ضعيف اين سياره از ميان بادهاي خورشيدي جذب شده است.

شرايط رصد :
عطارد به خورشيد نزديك است و فقط مدت كوتاهي قبل ويا بعد از طلوع ويا غروب خورشيد در آسمان نمايان است. وقتي عطارد با زمين در يك سوي خورشيد قرار داشته باشد به صورت هلال ديده ميشود و وقتي در سوي ديگر است در حالت بر است.در ضمن عطارد در بهترين زمان از 10 درجه بالاتر از افق ناظر قرار نميگيرد. پس لازم است كه براي رصد آن به افقي كاملا باز «حد اعقل افق 5 درجه به بالا » داشته باشيم.

مشخصات :
قطر : 878/4 كبلومتر
ميانگين فاصله از خورشيد : 39/0 واحد نجومي
دوره تناوب گردش وضعي : 6/58 روز
دوره تناوب حركت انتقالي : 88 روز
چگالي : 99/0 چگالي زمين
جرم : 054/0 جرم زمين
زاويه مدار نسبت به دايرة البروج : 7 درجه
خروج از مركز مدار : 2/0
جو : بسيار رقيق – بنظر ميرسد بيشتر از هليوم تشكيل شده است.
دما : در روز 425 درجه سانتيگراد و در شب معادل تقريبا 185- درجه سانتيگراد زير صفر ميباشد.
قمر : سياره عطارد هيچ قمري ندارد.

YAGHOT SEFID
2010/2/24, 01:07 PM
كهكشان‌هاي بيضي امروزي از كجا منشا گرفته اند؟ :smile::gol:

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: علمي

ريخت شناسي كهكشاني يا مطالعه روي اشكال و شكل گيري كهكشانها موضوعي بسيار مهم و بحث برانگيز در دانش اختر شناسي است.

به گزارش سرويس علمي ايسنا، يك ابزار مهم براي اين مطالعه «توالي هابل» يا نمودار دياپازون‌ هابل است كه يك برنامه طبقه بندي شده ابداعي در سال 1926 توسط ادوين هابل است كه نام تلسكوپ فضايي هابل نيز به افتخار اين اختر شناس نامگذاري شده است.

گروهي از اخترشناسان اروپايي به سرپرستي فرانكوئيس همر در رصدخانه پاريس براي اولين بار يك سرشماري دموگرافيك از انواع كهكشان‌ها در دو نقطه مختلف در تاريخچه كيهان را در واقع با خلق دو «توالي هابل» تكميل كردند.

اين دستاورد به تشريح چگونگي شكل گيري كهكشانها كمك مي‌كند. در اين پژوهش محققان از 116 كهكشان محلي و 148 كهكشان دوردست نمونه برداري كردند.

بر خلاف تصورات قبلي اخترشناسان نشان دادند كه توالي هابل در شش ميليارد سال پيش بسيار متفاوت از آن چيزي است كه امروزه دانشمندان مشاهده مي‌كنند.

رودني دلگادو سيرانو از محققان اين پژوهش خاطر نشان كرد: يك نتيجه جالب و شگفت انگيز حاصل از اين پژوهش اين است كه شش ميليارد سال پيش تعداد كهكشان‌هاي منحصر به فرد و عجيب خيلي بيشتر از امروز بوده و اين بدان معني است كه در شش ميليارد سال اخير اين كهكشان‌هاي عجيب بايد به انواع بيضي شكل طبيعي و معمولي تبديل مي‌شدند تا يك تصوير شگفت آورتر از كائنات اخير به ما ارائه كند.

اخترشناسان تصور مي‌كنند كه اين كهكشانهاي عجيب و غريب همچنين طي برخوردها و ادغام‌هاي متوالي به انواع بيضي شكل و معمول تر امروزي تبديل شوند.

mahdi-s7
2010/2/24, 03:09 PM
خیلی عالی بود مرسی

moein_13
2010/2/24, 03:17 PM
http://www.zamandayolculuk.com/Cetinbal/KO/M_paradox_twin3.PNG








پارادوکس دوقلوها:



مقاله تهیه شده درباره ی پارادوکس دوقلوها میباشد و در رابطه با سرنوشت یک خواهر و برادر دوقلو هست که در قرن ۳۰ ام میلادی خواهند آمد و چگونگی جوان ماندن جسیکا نسبت به جیسون درباره پارادوکس دوقلوها می باشد.
يكي از آسانترين راه هايي كه نسلهاي آينده مي توانند از آن طريق به آينده سفر كنند حركت با موشك هاي سريع است.اگر نوادگان ما بتوانند موتورهايي طراحي كنند كه بتوانند سرعت را تا كسر قابل توجهي از سرعت نور برسانند باتوجه به پيش بيني هاي نظريه نسبيت هركسي كه سرنشين اين موشك تندرو باشد ديرتر از كساني كه برروي زمين اند پير ميشود.
يك دوقلو به نام هاي جيسون و جسيكا را درنظر بگيريد كه هردو در آستانه 20 سالگي خود قرار دارند.
(به طور مثال در سال 3000)
جسيكا تصميم مي گيرد كه تولد خود را با ديداري از ستاره وگا ( كه در فاصله 25 سال نوري از زمين قرار دارد ) جشن بگيرد.اما جيسون ميخواهد در خانه بماند و به امور معدن بلور Dilithium)) خانوادگي رسيدگي كند.
باتوجه به اصول نظريه نسبيت دوقلوها مي بايست يكديگر را درحالي مشاهده كنند كه گويي طرف مقابل گذر عمر كندتري دارد.اين همان پارادوكس دوقلوهاست.چگونه ممكن است كه جسيكا و جيسون هردو ديگي را جوان تر ببينند ؟ هنگامي كه جسيكا به زمين باز ميگردد جوان تر خواهد بود ؟ يا برادر خويش را جوانتر خواهد يافت ؟ پاسخ سوال فوق چنين است : ((فرد جوان *جسيكا* نام دارد))
جسيكا با شتاب بسيار به وگا رفته و بازگشته است و لكن نسبيت خاص تنها زماني به كار مي آيد كه حركت مورد بررسي سرعتي ثابت داشته و به عبارت ديگر فاقد شتاب باشد. نسبيت عام در حركت شتابدار وارد عرصه مي شود و البته همه چيز را تغيير ميدهد.فرض كنيد جسيكا ميخواهد سفر خود را در عرض 55 سال زميني به انجام برساند. اين بدان معني است كه وي مي بايست مسافتي معادل 50 سال نوري را با سرعتي معادل 93درصد نور ويا به عبارتي 275 هزار كيليمتر بر ثانيه بپيمايد.براي اينكه (با حفظ دقت) محاسبات را تسهيل كنيم فرض مي كنيم كه جسيكا در وگا توقفي نداشته و ضمنا شتاب گرفتن وي آني است.(چه در زمان سرعت و چه در زمان ترمز كردن).
با چنين سرعتي سفر جسيكا در حدود 55 سال به طول مي انجاميد. هنگامي كه جسيكا به زمين باز گردد ساعت اتمي جيسون سال 3055 را نشان مي دهد.جسيكا نيز در هنگام ورود سال زميني را در مي يابد لكن ساعت اتمي كه با خود همراه داشته است سال 3022 را نشان مي دهد. با اين اوصاف عمر جسيكا با 40 درصد سرعت عمر جيسون سپري شده است.
براي اينكه ببينيم چگونه اين مسئله در عمل اتفاق مي افتد فرض مي كنيم دو ساعت اتمي (كه يكي دركنار جيسون و ديگري در اختيار جسيكا است) هريك راس هر ساعت يك سيگنال راديويي قوي ارسال مي كنند و طرف مقابل نيز سيگنال دريافتي را ثبت مي كند. در بخش هاي دوردست اين سفر فضايي (طبق اصول نسبيت) جسيكا مشاهده مي كند كه ساعت جيسون با سرعتي معادل 40 درصد ساعت خودش گذر زمان را ثبت ميكند. بنابر اين جسيكا سيگنال هاي ساعتي را هر 5/2 ساعت يك بار دريافت مي كند.
البته در واقعيت اين زمان بيشتر هم مي شود به اين دليل كه در هر يك ساعت جسيكا معادل 92/0 ساعت نوري (55 دقيق نوري) دورتر مي شود و نتيجتا نور براي رسيدن به وي بايد 55 دقيقه اضافي را طي كند.
دقيقا مشابه همين وضعيت براي جيسون نيز پيش مي آيد.
هنگامي كه جسيكا (در سال 3027) به وگا مي رسد سيگنالي را به سوي زمين روانه مي كند كه بيانگر رسيدنش به مقصد است. لكن 25 سال طول مي كشد تا اين پيام به زمين برسد و نتيجتا جيسون سيگنال مزبور را زودتر از سال 3052 دريافت نخواهد كرد. البته لازم به ذكر است كه چون ساعت جسيكا با 40 درصد سرعت ساعت روي زمين گذر زمان را ثبت مي كند مدت سفرش تا وگا را نيز به جاي 27 سال 11 سال نشان مي دهد در نتيجه جسيكا هنگام رسيدن به ستاره وگا سال 3011 را درك مي كند.
در اين مورد نيز نسبيت خاص (باتوجه به انقباض فضا) چنين پيش بيني مي كند كه جسيكا مي بايست مسافت طي شده تا وگا را 40 درصد ميزان واقعي (يعني در حدود 10 سال نوري) ارزيابي كند و درنتيجه سرعت وي از سرعت نور بيشتر نخواهد شد.
جسيكا پس از رسيدن به وگا بلافاصله آهنگ بازگشت مي كند. اكنون سيگنال ها سريعتر از هر ساعت يكبار مي رسند.(علي رغم ساعتي كه كند كار مي كند). زيرا فاصله ما بين دو گيرنده با سرعت بيشتري در حال كاهش است.
جسيكا طبق برنامه در سال 3055 زميني به موطن خويش باز مي گردد. لكن همان گونه كه پيش تر ذكر آن رفت پيامي كه حاكي از رسيدن جسيكا به ستاره وگا است در سال 3052 به دست جيسون مي رسد. يعني سه سال قبل از رسيدن جسيكا به زمين. در نتيجه از منظر جيسون – بازگشت جسيكا از وگا به زمين تنها 3 سال به طول انجاميده است. اما هنگامي كه جيسون به ساعت جسيكا كه در طول سفر همراهش بوده است مي نگرد در مي يابد 3 سالي كه وي با توجه به سيگنال هاي دريافتي ثبت كرده است در ساعت جسيكا 11 سال ثبت شده است.
ازدياد سرعتي كه جيسون در جيسون درك كرده بود - جسيكا نيز حس كرده است. لكن هنگامي كه از كابين سفينه خود خارج مي شود و به ساعت خود مي نگرد - تاريخ 3022 را بر آن مشاهده مي كند.

منبع = Astronomy – February 2006

moein_13
2010/2/24, 03:22 PM
[/URL]
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/2/20/shatel3.JPG معرفی شاتلهای فضایی به زبان ساده :

شاتل در لغت به اتوبوسهایی اطلاق می شود که در یک مسیر مشخص رفت و آمد می نمایند. آن ها اتوبوسهایی هستند که برای حمل انسان،محموله های فضایی و بردن ماهواره به فضا،توسط اداره هوانوردی و فضایی ملی ایالات متحده آمریکا(NASA ) در دهه هفتاد میلادی طراحی شده است...
شاتل فضایی بعنوان یک موشک قابل استفاده مجدد و فضاپیمای قابل بازیابی مطرح شد زیرا تا آن زمان در تکنولوژی پرتاپ با موشک،قسمت های مختلف از موشک جدا شده و به زمین سقوط نموده و یا اینکه در فضا سرگردان می ماندند برای مثال موشک ساترن 5 با جرمی حدود 2900 تن و ارتفاع 111 متر به فضا پرتاب شد ولی در بازگشت آنچه از این آسمان خراش پرنده باقی مانده بود توده ای 6 تنی بود که در اقیانوس آرام فرود آمد و راهی موزه شد.
شاتل ها به ترتیب ساخت اینتر پرایز،کلمبیا،چلنجر،دیسکاو ری،آتلانتیس و ایندیور نامیده شدند. اینتر پرایز توانایی پرواز به فضا را نداشت و فقط ابزاری آزمایشی و آموزشی بود. دوازدهم آوریل 1981(اوایل دهه 1360)،یعنی بعد از حدود 10 سال،شاتل فضایی کلمبیا،با موفقیت به فضا فرستاده شد تا فصل جدیدی از تجسس ای فضایی آغاز گردد. در سال 1983،اولین ماهواره به وسیله چالنجر در مدار قرار داده شد. در نوامبر 1983 اولین آزمایشگاه فضایی با 71 مورد آزمایش طراحی شده به وسیله دانشمندان آمریکا و اروپا به فضا فرستاده شد و در آوریل 1984،اولین تعمیر ماهواره ای توسط شاتل صورت پذیرفت و بازیافت ماهواره های پاپالا و وستار و بازگرداندن آنها به زمین در نوامبر سال 1984 اتفاق افتد تا در 5 سال آغازین استفاده از شاتل،ماموریتهای بسیار مهمی انجام شود.پس از این موفقیت های اولیه در ژانویه سال1986،با انفجار شاتل چالنجر(چلنجر) و کشته شدن خدمه آن بعلت ایجاد شعله در مخزن سوخت بیرونی،مامریتهای شاتل برای تحقیق و تفحص به مدت 3 سال معلق ماند.

http://www.parssky.com/picture/20082612-43-1PM02.jpg
سازمان ناسا این 3 سال را صرف تکمیل و ایمن تر کردن شاتل نمود و در سال 1988 میلادی پروازهای شاتل دوباره آغاز شد.
ولی متاسفانه دوباره حادثه به سراغ شاتل های فضایی آمد،در روز شنبه 12 بهمن 1381(16 ژرانویه 2003)در حدود ساعت 14 به وقت جهانی هفت فضانورد شاتل کلمبیا در پایان یک ماموریت 16 روزه علمی حاضر بودند(آماده بودند) که به زمین بازگرند،اما در کمال حیرت مردمان این فضاپیما در اثر یک مشکل در قسمت مخازن سوخت منفجر شد و از بین رفت. پس از این حادثه بار دیگر شاتل ها به مدت 3 سال زمین گیر شدند.
لازم به ذکر است شوروی سابق نیز برنامه ای مشابه با شاتل فضایی آمریکا را در نوامبر سال 1988 آغاز کرد،در این تاریخ شوروی نخستین شاتل خود به نام بوران را برای آزمایش پرواز بدون سرنشین به مدار فرستاد. شاتل بوران تقریبا هم اندازه وهم شکل شاتل آمریکا بود.
این شاتل به همراه موشک جدید انرژیا به فضا رفت. اما این برنامه در سال 1993 یعنی بعد از فروپاشی شوروی با توقف روبرو شد. بوران دیگر هرگز پرواز نکرد.
ساختار شاتل فضایی
شاتل ها دارای سه بخش اصلی هستند:
1. مدارگرد
2. دو موشک سوخت جامد یا " بالا برنده"
3. مخزن بیرونی و بزرگ سوخت مایع
مدارگرد:
مدارگرد تنها بخشی از شاتل است که وارد مدار می شود. مدارگرد به مخزن بزرگ سوخت متصل است و هیدروژن و اکسیژن مایع موجود در آن را می سوزاند تا نیروی رانشی پرتاب ایجاد شود. طول این مدارگرد 37 متر،عرض آن از انتهای یک بال تا انتهای بال دیگر 24 متر و ارتفاع آن در حالت ایستاده روی سکوی پرتاب 17 متر است.
مدارگرد نیز پس از پایان ماموریت به زمین باز می گردد و مانند هواپیمایی با سرعت 346 کیلومتر در ساعت بر باند ویژه فضاپیما ها می نشیند. مدارگرد نیز دست کم صد بار می تواند در مدار زمین قرار گیرد و هر بار مدت پرواز آن از 5 تا حداکثر 30 روز است. مدارگرد دارای سه بخش است: کابین فضانوردان،آفت یا اتاق بار و موتورها.
کابین فضانوردان،در بخش جلویی شاتل قرار دارد و به طور میانگین گنجایش 7 نفر و در شرایط اضطراری 10 نفر را داراست.
اتاق بار یا آفت قسمتی است در طبقه ی عقبی پرواز که متخصصان فنی و علمی در آنجا می نشینند. ان ها را به ترتیب متخصصان ماموریت(فضانوردان ناسا) و متخصصان بار(که فضانورد نیستند و عموما دانشمندند) می نامند. منظور از بار، ماهواره یا تجهیزاتی است که در فضاپیما با خود به مدار زمین می برد.
در یک شاتل،51 موتور به کار رفته است. موتورهای موشکی سوخت جامد که فقط در دو دقیقه نخست پرتاب به کار می روند. سه موتور اصلی در جریان پرتاب روشن اند. این موتورها نیروی لازم برای کشش 170 تن جرم شاتل را تولید می کنند. دو موتور مانور در مدار، فضاپیما را قادر می سازند تا مدار خود را بدور زمین اصلاح کند و یا تغییر مسیر دهد. لازم به ذکر است که توان موتورهای شاتل فضایی حین برخاستن 140 میلیون اسب بخار است.(یعنی معادل توان حدود 1.5 میلیون پژو 206)
بالا برنده ها:
دو موشک با سوخت جامد،بزرگ ترین موشک های سوخت جامدی اند که تا بحال برای پروازهای فضایی ساخته شده اند، این دو موشک قادرند هزار و سیصد تن جرم را رو به بالا بکشند و فقط صعود فضاپیما را تند تر می کنند. هر کدام از این موشک ها 43 متر ارتفاع و در هنگام پر بودن 60 تن وزن دارند. یک موشک پرتاب کننده نیروی رانشی معادل 1.5 میلیون کیلو گرم در هنگام پرتاب ایجاد می کند. این دو موشک پس از اینکه شاتل فضایی را بع ارتفاع 45 کیلومتری از زمین رساندند یعنی بالای ضخیم ترین لایه های جوی زمین از فضاپیما جدا می شوند و با چتر در اقیانوس فرود می آیند. این موشک ها قابل بازیافت بوده و در ماموریت های بعدی مورد استفاده قرار می گیرند.
مخزن سوخت بیرونی:
طول مخزن سوخت بیرونی 48 متر و عرض آن حدود 8 متر است و با 705 تن سوخت هیدرازین و نیتروکسید نیتروزین در کل 738.5 تن جرم دارد. این مخزن سه موتور موشکی مدارگرد را تغذیه می کند. این مخزن سوخت پس از رساندن مدارگرد به ارتفاع مورد نظر،از آن جدا می شود و طبق برنامه بر اثر برخورد با جو زمین می سوزد و از بین می رود.
ارتفاع مدارهایی که شاتل در آنها قرار می گیرند از 185 تا 1110 کیلومتر با توجه به ماموریتشان تغییر می کند. گرچه بیشتر اوقات به مدار 240 کیلومتری می روند. در آنجا هر 90 دقیقه یک بار دور زمین می گردند.
شاتل فضایی در مواجهه با جو زمین چه می کند؟
اصطکاک بدنه شاتل فضایی با جو زمین موجب می شود دما در حد بسیار بالایی بالا برود. برای حل این مشکل مهندسان ناسا سطح زیرین مدارگرد را با سرامیک می پوشانند. طرح فعلی شاتل شامل20548 قطعه سرامیک از جنس الیا سیلیکون است. هر قطعه طوری شکل گرفته که دقیقا قالب تمام زوایای فضاپیما باشد و بتواند دمایی برابر با 1260 درجه سانتیگراد را تحمل کند. کلاهک دماغه شاتل و لبه ی بال ها که در هنگام بازگشت شاتل به جو،بیشترین گرما را متحمل می شوند،با ماده ای پوشیده اند که می تواند دمایی برابر 1649 درجه سانتیگراد را تحمل کند،دمایی که فولاد در آن ذوب می شود.
آینده ی شاتل های فضایی:
قرار بود شاتل ها ابزارهای ارزان قیمتی برای پرتاب فضانوردان به مدار باشند،اما در عمل هر پرتاب حدود سیصد میلیون دلار هزینه در بر داشت. نکته دیگر این است که ناسا باید حدود دوازده هزار نفر را فقط برای پرتاب فضاپیما استخدام کند!
جایگزین آینده شاتل ها احتمالا چیزی مشابه هواپیمای ملی هوا فضا خواهد بود که ناسا و نیروی هوایی آمریکا بطور مشترک با هم ساخت اد. این هواپیما که X-33 نام دارد، سی و سومین هواپیما از یک رشته پر تعداد هواپیما های آزمایشی مشترک ناسا و نیروی هوایی است. این رشته از هواپیما ها به هواپیمای X-34 که مدل دیگری از موشک های قابل مصرف دوباره است،رسیده اند.
هواپیمای X-33 مانند یک هواپیمای جت عادی از باند پرواز بلند می شود و به سرعت مناسب جهت پرتاب به مدار زمین می رسد و همانند یک هواپیمای معمولی فرود می آید.چ
این فضاپیما طوری طراحی شده است که خودش را سریعتر و بالاتر پرتاب کند،تا جایی که جو آن قدر نازک شود که موتورهای عکس العملی آن به کار افتد. سپس در سرعت 22 ماخ(22 برابر سرعت صوت است یعنی 6.4 کیلومتر در ثانیه)، این موتورها خاموش می شوند و یک موتور موشکی، سرعت آن را به 25 ماخ(سرعت لازم برای حرکت در فضا)می رساند.
هر پرتاب هواپیمایX-33 بیش از یک میلیون دلار هزینه خواهد داشت. طرفداران این طرح مدعی اند که می توان این هواپیما را یک روز و نیم پس از فرود،دوباره به فضا فرستاد(شاتل ها باید بین پروازها چندین ماه استراحت کنند) و از آن جایی که هواپیمای هوافضا،بیشتر مانند یک جت عمل می کند تا یک موشک،می تواند در شرایط اضطراری دور بزند و به نقطه حرکتش بازگردد،قابلیتی که شاتل های فضایی ندارند.

http://www.parssky.com/picture/20082612-45-4PM04.jpg
[URL="javascript:void(0)"]
(http://ghoghnoosgroup.blogfa.com/post-175.aspx)

moein_13
2010/2/24, 03:27 PM
کاوشگر ققنوس به سوی بهرام


ققنوس پس از 10 ماه، در روز یکشنبه 5 خردادماه 1387 (25 می 2008 ) بر روی سیاره سرخ فرود خواهد آمد. بر طبق محاسبات انجام شده این کاوشگر در بین ساعت 23:53 دقیقه به وقت جهانی ( برابر با دوشنبه 6 خردادماه ساعت 4 و 27 دقیقه ) بر روی این سیاره فرود می آید. این طرح با بقیه کاوشگرها بسیار متفاوت است. در طرح هایی مانند Spirit و Opportunity ناسا از کیسه های هوا برای فرود استفاده می کرد، که به صورت توپ بر روی سطح بهرام فرود می آمدند. اما این طرح دارای تفاوتهای بسیاری است.

در این طرح کاوشگر درون محفظه ای است که به سوی جو بهرام پرتاب می شود. این محفظه دارای سرعت 20.000 کیلومتر است که وارد جو بهرام می شود. دمای این محفظه در این زمان به حدود 2500 درجه سانتیگراد می رسد. این کاوشگر می بایست در طی 8 دقیقه سرعت خود را به حدود 8 کیلومتر در ساعت برساند تا فرودی آرام را داشته باشد.

وزن کلی این کاوشگر در زمان فرود 400 کیلوگرم است که در مرحله اول از چتر برای کم کردن سرعت استفاده می کند. در 25 ثانیه آخر چتر و محفظه از ققنوس جدا شده و 9 راکت کوچک سرعت آن را به حدی می رسانند که فرود آرامی خواهد داشت.

ققنوس (Phoenix) در منطقه قطب شمال سیاره بهرام فرود خواهد آمد. در این منطقه خاک سرخ نیز وجود دارد و در زیر آن لایه هایی از یخ است که میلیونها سال اطلاعات این سیاره در آنها وجود دارد. کاوشگر ققنوس با دو بازویی که دارد لایه های خاک را کنار خواهد زد و از یخهای زیر آن نمونه برداری خواهد کرد. ققنوس با خود آزمایشگاهی دارد و به بررسی این یخ ها خواهد پرداخت. این کاوشگر به همراه خود آزمایشگاهی را دارد که قرار بود دو طرح Mars Polar Lander و Mars Surveyor 2001 Lander به همراه داشته باشند. اما طرح اول که در روی بهرام با شکست مواجه شد و دومی هیچ وقت پرتاب نشد.

ققنوس (Phoenix) در جایی فرود خواهد آمد که در آن لایه های بسیاری از یخ قرار دارد. این موضوع را مدارگرد Mars Odyssey Orbiter در سال 2002 به اثبات رسانده بود و طرح ققنوس برای بررسی آن فرستاده شده است.

مأموریت ققنوس۹۰ روز مريخي (حدود۵/۹۲روز زميني) است که در طی این مدت تمامی برنامه های آن باید به انجام برسد. پس از این مدت قطب شمال بهرام به خاموشی می رود و زمستان آن آغاز خواهد شد. با توجه به این مورد نور خورشید به سلول های خورشیدی ققنوس نخواهد رسید و عملاً ققنوس به خواب زمستانی فرو خواهد رفت. ددانشمندان امیدوارند قبل از اینکه این ققنوس خاموش شود، شاهد نشستن دی اکسید منجمد بر روی ققنوس باشند تا بتوانند وضعیت سیاره را در این منطقه و زمان بررسی کنند. اما مسئولان این طرح امید زیادی ندارند که پس از گذشت زمستان در قطب این کاوشگر بار دیگر فعالیتی از خود نشان دهد،ولی تلاش خود را خواهند کرد.

moein_13
2010/2/24, 03:30 PM
http://i28.tinypic.com/2w5ly76.jpg






پرواز نخستین فضانورد کره جنوبی به فضا :
خانم یی سو یئون نخستین فرد داوطلب از کره جنوبی ظهر روز سه شنبه ساعت ۱۵:۱۶ دقیقه به وقت تهران برای ماموریتی ۱۰ روزه عازم ایستگاه بین المللی فضایی (ISS) به همراه دو فضانورد روسی از پایگاه فضایی بایکونور قزاقستان با سفینه ی سایوز روسی شدند.
قبل از این همه چیز برای سفر کوسان ۳۱ ساله آماده شده بود که به دلیل زیر پا گذاشتن قوانین سازمان فضایی روسیه یی سو یئون را که از قبل خود را برای فضانورد ذخیره آماده میکرد به عنوان فضانورد جایگزین کوسان انتخاب کردند و دولت کره جنوبی هزینه ی ۲۰ میلیون دلاری را بابت این سفر فضایی تقبل کرد و کشور خود را به عنوان ششمین کشور آسیایی برای فرستادن فضانورد و نام کشورشان در فضا ثبت کرد.
جا دارد این را نیز ذکر کنیم که انوشه انصاری با پرواز دو سال گذشته خود کشور عزیزمان ایران را نیز در فهرست این شش کشور آسیایی قرار داد.
روز قبل از پرواز یی سو یئون در کنفرانسی خبری حاضر شد و از لحظه ی رسیدنش و احساسی که برای بار اول زمین را از فضای بیکران نگاه خواهد کرد گفت و تنها کاری که خواهد کرد از هیرت فریاد زدن وای...!
یی سو یئون کره ای تنها آرزوی دیرینه ی خود را متحد شدن دو دولت کره جنوبی و شمالی با یکدیگر میداند و امیدوار است که این سفر افتخاری برای یکا یک مردم این دو دولت شود و شاید قدمی باشد برای نزدیکی هر چه بیشتر دو حکومت شمالی و جنوبی کره برای رسیدن و متحد شدن هر دو دولت به یک دولت مستقل.
زمان دقیق بازگشت یئون روز ۳۱ فروردین اعلام شده است اما هنوز زمان و ساعت قطعی بازگشت به طور دقیق مشخص نشده است و احتمالا این بازگشت مانند همیشه در ساعات اولیه همان روز ۳۱ فروردین در حوالی آبهای قزاقستان باشد.
اما در پایان آرزوی سفر به فضای بیکران برای یکایک علاقه مندان به زیبایی های آسمان شب رویایی دیرینه است که کم کم با گذر زمان این آرزو خیلی نزدیکتر از گذشته شده است.
موفق باشید
منبع : "Space Flightnow"

moein_13
2010/2/24, 03:36 PM
http://www.parssky.com/news/my_documents/pictures3/A5B_Hubble__jestr.jpg





خداحافظی با هابل و سلام به جیمزوب جوان :
جانشین هابل بعد از ۱۷ سال از عمرش با نام (جیمزوب) مشخص شد که می توان از آن به اسم یک رصدخانه ی فضایی نام برد.
در طی سال های اخیر هابل برای ما یک اسطوره ی فضایی بوده است و در طی این مدت اکتشافات زیادی را بدست آورده است.
ولی جیمزوب با قطر آینه ای ۵/۶ متری (سه برابر هابل) یک تلسکوپ عظیم فضایی خواهد بود.
این تلسکوپ مانند بسته ای به ماورای ماه و در فاصله ی ۵/۱ میلیون کیلومتری زمین و دورتر از کره ماه خواهد رفت و پس از قرار گرفتن در مدارش باز شده و دستگاه هایی که قادر به طیف نگاری اند - شروع به کار خواهند کرد. هزینه این تلسکوپ ۵/۴ میلیارد برآورد شده است و به طول ۲۴ متر و ارتفاع ۱۲ متر خواهد بود که حاوی آینه ای مرکب از چندین آینه شش ضلعی به قطر ۵/۶ متر است.
عمر مفید این تلسکوپ پس از پرتابش ۱۰ سال برآورد شده - چه بسا که به سرنوشت هابل دچار شود و بیش از عمر تخمینی به فعالیتش ادامه بدهد. جیمزوب (Jwst) نگاه عمیق تری از کیهان نشان خواهد داد و متمئنا اکتشافات زیادی را انجام خواهد داد.
هم اکنون ماکت این تلسکوپ غولپیکر در ابعاد واقعی در محوطه موزه ی ناسا به نمایش گذاشته شده است.
مدیران ناسا زمان پرتاب جیمزوب را ماه ژوئن سال ۲۰۱۳ برآورد کرده اند و هابل تا آن زمان به فعالیتش ادامه خواهد داد.

moein_13
2010/2/24, 03:39 PM
http://www.starstryder.com/wp-content/uploads/2007/07/161399main_orion_lander.jpg





فضاپیمای اوریون :
نسل جدید فضاپیماها با بازنشسته شدن شاتلها در راهند که نمونه ای کامل و متفاوت نسبت به شاتلها هستند.
ناسا اعلام کرده که عمر شاتلها تا سال ۲۰۱۰ میلادی پایان می یابد.و از آن زمان به بعد از نسل تازه ای به نام اوریون استفاده خواهد شد و از نظر امنیتی نسبت به شاتلها بسیار بالاتر است.
اوریون در سال ۲۰۲۰ به ماه سفر خواهد کرد و در ماموریت های آینده اش سفر به مریخ را تجربه خواهد کرد.
اوریون قادر است ۶ نفر را به ایستگاه فضایی بین المللی و ۴ نفر را به ماه ببرد و از نظر اقامت در ایستگاه فضایی با توجه به اینکه شاتل تنها قادر بود سه هفته در مدار باشد - اوریون می تواند بیش از ۲۴۰ روز را متصل به I.S.S بماند.
پیمانکار - طرح و سازنده ی اوریون را شرکتی با نام (لاکهید مارتین) بر عهده دارد و طی این مناقصه برای این پروژه یک قرارداد هفت و نیم میلیارد دلاری با ناسا بسته شد.

moein_13
2010/2/24, 04:11 PM
قیطس ( نهنگ):



قيطس يکي از صورت هاي فلکي است که از ديرزمان شناخته شده و چهارمين صورت فلکي از نظر وسعت مي باشد. یک صورت فلکی جنوبی که بین صور فلکی دلو، نهر، ثور و حوت قرار دارد و 1231 درجه مربع از مساحت آسمان رامی پوشاند.



این صورت فلکی به معنای هیولای دریایی یا نهنگ است و در اوائل آذر ماه بهترین وضعیت رصدی خود می رسد.



روزی ذات الکرسی به خود جسارت داده و میگوید که از پری دریاها ،همسر خدای دریاها یعنی پوسایدون، زیباتر است. پوسایدن از این حرف وی می رنجد و هیولای دریایی خود یعنی قیطس را می فرستد تا سواحل اتیوپی را ویران کند. قیفاووس در صدد عذرخاوهی بر می آید و پوسایدون شرط می کند که او باید دختر زیبارویشان یعنی آندرومدا را در ساحل به زنجیر کشد تا قیطس او را بخورد و آرام شود. این خبر به گوش قهرمان عاشق آندرومدا یعنی برساوش می رسد. این خبر وقتی به گوش برساوش می رسد که او در حال جنگ با هیولای مخوفی به نام مِدوزا است. مدوزا هیولایی است که موهایش مارهای سمی اند و هرکس در چشم او بنگرد به سنگ تبدیل می شود. برساوش سر مدوزا را از تن جدا می کند و سریعاً خود را به آندرومدا می رساند و هنگامی که قیطس می خواست معشوقه اش را ببلعد سر مدوزا را به او نشان میدهد و قیطس را تبدیل به سنگ می کند.



در محدوده این صورت فلکی اجرام بسیار زیادی وجود دارد که همه ی آن ها کهکشان هایی بسیار کوچک هستند.



از معروفترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:



M 77 یا NGC 1068 که کهکشانی از نوع سیفرت است. قدر ظاهری این کهکشان برابر 9 بوده و اندازه ی زاویه ای آن تنها 3 دقیقه قوسی است. این کهکشان 70 میلیون سال نوری با ما فاصله داشته و برای رصد آن به تلسکوپ های بزرگ آماتوری نیازمندیم و باید از بزرگنمایی بالا استفاده کنیم.







NGC 247 کهکشانی از رده ی مارپیچی با قدر ظاهری 9 و اندازه ی زاویه ای 18 دقیقه قوسی است که 10 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد. برای رصد آن باید از تلسکوپ با بزرگنمایی پایین استفاده کنیم.







NGC 1055 و NGC 175 دو کهکشان که قدر ظاهری هر دوی آن ها 5/10 است. هر دو کهکشانی از نوع مارپیچی هستند که اندازه ی زاویه ای آن ها به ترتیب برابر است با 7 و 5/4 دقیقه قوسی. با توجه به اندازه ی کوچک آن ها برای رویت آن ها به تلسکوپ نیازمندیم.







NGC 246 یک سحابی سیاره نما با اندازه زاویه ای 8/3 دقیقه قوسی که قدر ظاهری آن 8 است.







به غیر از اجرام یاد شده در بالا 45 کهکشان دیگر که اندازه ی زاویه ای همه ی آن ها کمتر از 10 دقیقه قوسی است، در محدوده ی این صورت فلکی قرار دارد.



اگر علاقه مند به رصد این اجرام هستید می توانید از Sky Atlas 2000 ( اطلس آسمان شب ) استفاده کنید.







ستاره ی متغیر بسیار معروفی در این صورت فلکی قرار دارد که احتمالا نام آن را بارها شنیده اید.



این ستاره میرا یا اومیکرون - قیطس نام دارد و جزو متغیر ها ی نیمه منظم محسوب می شود.



این متغیر یک غول سرخ بوده و دوره ی آن به طور متوسط 96/331 روز است. در درخشانترین حالت قدر این ستاره 7/1 – 9/4 بوده و در کم نورترین حالت 6/8 – 1/11 گزراش شده است. قطر این ستاره در سردترین و تاریک ترین حالت خود، 400 برابر خورشید می گردد.







همچنین این صورت قلکی دارای ستارگان دوتایی و چند تایی است که در جدول پایانی اطلاعات مربوط به آن ها را مشاهده می کنید.




اجرام :

http://img2.pict.com/59/ac/bd/2943941/0/800/ajram.jpghttp://img2.pict.com/7a/d9/03/2943944/0/800/setareganmoteghayer.jpghttp://img2.pict.com/e3/7e/4b/2943942/0/chandtayi.jpg

jimmi
2010/2/24, 08:50 PM
ممنون از پستای خوبتون دوسته عزیز:gol:
ولی اینیکی فککنم تاریخ مصرفش یه نمور گذشته بود!

moein_13
2010/2/24, 09:35 PM
ممنون از پستای خوبتون دوسته عزیز:gol:
ولی اینیکی فککنم تاریخ مصرفش یه نمور گذشته بود!


شرمنده

فکر میکردم نخونده باشن:gol:

moein_13
2010/2/24, 10:30 PM
http://i44.tinypic.com/2rr2m1u.jpg

از خوشه های ستاره ای چه میدانیم :


آن شب وقتي به آسمان مینگریستم سوسوی شاعرانه ی ستارگان درآن دوردستها چشمان متحير مرا خيره كرده بودند گویا درآن شب عظمت را بيشتر احساس مي كردم .
همیشه باخود این فکر را میکردم که هرنوري از آسمان به چشمم مي خورد نشاني از وجود يك ستاره که در آن سوی کیهان درحال نمایش شبی زیبا برای مارا دارد اما وقتي با تلسكوپ كوچكم در پي كشف آسمان بودم، فهميدم كه يك نور مي تواند فراتر از این و درخیلی مواقع تجمعي از ستارگان باشد، نمي دانستم ولي دوست داشتم بیشتر بدانم.
آسمان را بارها وبارها دیدم و درپي درک آن به مطالبي رسيدم كه مي خواهم همگان بدانند.
بی شک تاکنون عکس هایی از دسته هایی مملو از ستارگان درخشان را دیده اید.
یکی از باشکوهترین مناظر آسمانی برای اخترشناسان خوشه های ستاره ای میباشد.
دسته هایی مملو ستارگان بزرگ وکوچکی که به صورت مجموعه ای از ستارگان بانیروی گرانش دوجانبه به یکدیگر پیوسته اند و در جای جای فضای بیکران کهکشان ها خود را پنهان کرده اند.
ستارگان یک خوشه ی ستاره ای جدا از تفاوت درجرمشان ازنظر سن وترکیبات بسیار شبیه یکدیگر هستند، چراکه تولد خودرا مدیون سحابی مادر(گازهای بین ستاره ای که ازآن بوجود آمده اند) میباشند.
http://apod.nasa.gov/apod/image/0808/ngc290_hst_big.jpg
به طورکلی این خوشه ها را ازنظر سن وظاهرشان به دو دستۀ مستقل ازهم تقسیم میکنند:
1- خوشه های باز :
این خوشه ها که درزبان لاتین بانام (Open clusters) خوانده میشوند درفضایی متراکم اما بسیار نزدیک به یکدیگر به شکل خوشه ستاره ای و مارپیچی پیدا میشوند وشامل صدتا بیش ازچندین هزار ستاره جوان(گروه اول) که عمری تنها درحدود چند ده میلیون سال ودمایی بسیار بالا ومعمولا به رنگ آبی وفوق العاده درخشان هستند.
سرانجام ستارگان خوشه های باز به علت اختلالات گرانشی ناشی از سایر اجرام موجود درکهکشان، از یکدیگر دورمیشوند و بافاصله گرفتن ازهم به نوعی سبب ازبین رفتن ومرگ یک خوشه ی ستاره ای میشوند وهرکدام به طور مستقل درفضای بیکران قرار میگیرند.
تاکنون حدود 120خوشه باز شناخته شده درکهکشان موطن ما(راه شیری) کشف شده است.
مثال بسیار بارزی ازاین نوع خوشه ها میتوان به ام45 بانام معروف خوشه پروین(ثریا) اشاره کرد که در شبی صاف وبدور از آلودگی های جوی نوری شهرهای بزرگ همچون تهران میتوان هفت ستاره ی اصلی ودرخشان آنرا باچشم غیرمسلح باکمی دقت درآسمان شب دید. این خوشه درفاصلۀ 440سال نوری از زمین قرار دارد و ازحدود 3000سال پیش مورد توجه اجداد ونیاکان ما بوده است و در تاریخ گذشتگان ما جایگاه ویژه ای داشته است.
حرکت ستارگان خوشه های باز را میتوان دراین خوشه اندازه گرفت به طوری که گفته میشود ستارگان پروین درهر 36000سال نسبت به ستارگان زمینه به اندازه ی ماه درآسمان جابجا می شود.
http://i44.tinypic.com/2lbf77p.jpg

1- خوشه های کروی :
این خوشه ها درزبان لاتین بانام (Globular clusters) خوانده میشوند و درفضایی نسبتا گرد وکروی درکنار یکدیگر مانند توپی درخشان قرار گرفته اند وبیشتر درکنار هالۀ کهکشانی نزدیک مرکزکهکشان پیدا میشوند ودارای بیش از صدها هزار تاچند میلیون ستاره پیر(گروه دوم) میباشند که عمرشان به اوایل شکل گیری کهکشان بازمیگردد ومعمولا بصورت غول سرخ و ابرغولهای قرمز ودمایی پایینتر وسردتر نسبت به ستارگان خوشه های باز دارند.
برخلاف خوشه های باز، در خوشه های کروی به ندرت میتوان گازهای بین ستاره ای(سحابی ها) را دربین آنها یافت. اکثر خوشه های کروی فاصلۀ زیادی ازما دارند ودرخشنده ترین آنها را باچشم غیرمسلح تنها به صورت یک ستاره ی مات ومه آلود درآسمان شب میبینیم.
تاکنون 150خوشه ی کروی درکهکشان موطن ما(راه شیری) کشف شده است. برخی کهکشانها ازنظر تعداد خوشه های کروی نسبت به دیگر کهکشانها غنی ترند، مانند کهکشان ام87 که در حدود یکهزار مورد می باشد.
مثال بسیار خوبی ازاین گونه خوشه ها میتوان به ام13 بانام خوشه ی بزرگ جاثی دراین صورت فلکی اشاره کرد. این خوشه با چند صدهزار ستاره وبا اندازه ی تقریبا 25000سال نوری از ما فاصله دارد. در شبی صاف و بدور از آلودگی نوری شهرهای بزرگ میتوان این خوشه را باچشم غیرمسلح بصورت یک ستاره ی مه آلود درآسمان شب مشاهده کرد.
http://i44.tinypic.com/k523qu.jpg

2- خوشه های میانه :
در سال 2005میلادی با تحقیقات به عمل آمده، منجمین نوع بسیار متفاوتی را ازخوشه های ستاره ای درکهکشان آندرومدا یافتند.
شگفت انگیزتر آن است که این خوشه ها ازبسیاری جهات شبیه خوشه های کروی هستند ودارای ستارگانی درحدود چند صدهزار ستاره میباشند و آنچه آنها را ازخوشه های کروی متمایز میکند اندازه ی عظیم آنهاست.
http://www.astronomy-blog.com/images/blogs/10-2007/nebula-ngc-3603.jpg

قطر این خوشه ها درحدود چندصد سال نوری میرسد وهزاران بار کم چگالتر هستند و میتوان این خوشه ها را جایی دربین خوشه های کروی با ماده تاریک اندک وکهکشانهای بیضوی کوتوله با ماده تاریک بسیار قرار داد.
اما صحبت چگونه بوجود آمدن این خوشه ها هنوز به عنوان سوالی بی جواب برای دانشمندان باقی است اما از آنجاکه شباهتهایی باخوشه های کروی دارند، ممکن است همچون آنان شکل گرفته باشند، ولی بازهم اینکه چرا کهکشانی مانند آندرومدا مملو ازچنین خوشه هایی است درحالی که راه شیری فاقد آنان است، تاکنون به عنوان یک راز و سوالی مبهم باقی مانده است.

moein_13
2010/2/24, 10:40 PM
http://www.novaspace.com/ORIG/Tucc/Orion.jpeg

صورت فلکی جبار(شکارچی یا شبان) :




بین تمام صور فلکی، شکارچی نورانی‌ترین آن هاست. این صورت فلکی شاید شناخته شده‌ترین و زیباترین صورت فلکی در آسمان است. هیچ یکی از صورتهای فلکی دیگر تا این حد شباهت به نامش ندارد. جبار شامل ستارگان فراوان است. ستاره‌های صورت فلکی جبار شباهت به شکارچی لاف زن دارد که از هزارها سال پیش در سراسر جهان شناخته شده است.
جبار در اسطوره ها:
افسانه هايي كه درباره اين صورت فلكي بزرگ آسمان بر سر زبان هاست، آنقدر زيادند كه خود به تنهايي مي توانند كتابي را به وجود آورند.
چنين به نظر مي رسد كه هر گاه عقرب طلوع مي كند، اين صورت فلكي در حال فرار است. زئوس خدای خدایان کژدم سخت زهری را در راه این شکارچی خودخواه قرار داد و او را نابود کرد. از این رو هیچ گاه کژدم و شبان باهم در آسمان دیده نمی شوند. در اسطوره های دیگر شبان به عنوان جنگنده ، قهرمان و مرد شیشه بدست یاد شده است. در گذشته دریانوردان نیم کره ی شمالی طلوع زود هنگام شبان از افق شرقی را نشانه ای از نزدیک شدن طوفانهای شدید زمستانی می دانستند. این صورت فلکی در شبهای پاییز و زمستان جلوه خاصی دارد. ستارگان جبار تصویر مردی را نشان می دهند که سپری از پوست شیر را به سمت غرب، جایی که با صورت فلکی گاو روبرو می شود، نگاه داشته و چماقی را بالای سر خود گرفته است.
برابر افسانه اي ديگر، جبار ( شكارچي ) سرنوشتي به مراتب بدتر داشته است. مي گويند روزي او " آرتميس " الهه شكار را هنگام شنا در آب غافلگير كرد ، آرتميس از اين واقعه عصباني شد و شكارچي را به صورت گوزن در آورد . آنگاه سگهاي شكاري او نتوانستند شكارچي را باز شناسند و وي را تكه تكه كردند و از هم دريدند. پس از آن جبار به همراه سگ ها به شكل صورت فلكي به آسمان صعود كرد و به واقع در آسمان مي توانيد كلب اكبر و كلب اصغر را با ستارگان اصلي باشكوهشان شعراي يماني و شعراي شامي مشاهده كنيد و به تحسين زيبايي و شكوه آن ها بپردازيد.
در داستان ديگر جبار، معشوق آرتميس يا " آروارا " ( aurora )، الهه سرخ فام بامداد، انگاشته مي شود. مي گويند الهه شكار آرتيميس، كه وظيفه نور افشاني ماه را نيز بر عهده داشت، به خاطر جبار فراموش كرد، نور ماه را بتاباند. خداي خورشيد از اين موضوع چنان عصباني شد، كه شكارچي را با تابش اشعه هاي نوراني خود نابينا كرد. بر اساس اين افسانه آرتميس خود از روي اشتباه جبار درمانده را مورد اصابت تير قرار داد. او براي آن لااقل بخشي از اين بي عدالتي را جبران كند، از پدرش، زئوس خواست كه شكارچي يا جبار را با سگ هايش و شكاري كه كرده بود، يعني خرگوش ( صورت فلكي ارنب )، به آسمان منتقل كند.
رصد با چشم غیر مسلح:

آلفای جبار (ابط الجوزا) پرنورترین ستاره ی متغیر آسمان نیمکره ی شمالی است. این ستاره ی سرخ نشان دهنده ی بازوی راست جبار است. ستاره‌ای متغیر و قدر متوسط آن 1 است. این ستاره حدود 400 بار بزرگتر از خورشید و تقریبا 300 سال نوری از ما فاصله دارد. بتای جبار (رجل الجبار) یا پای شکارچی، هفتمین ستاره ی پر نور آسمان است که در زانوی جبار به رنگ سفید مایل به آبی می درخشد و جرمش 50 برابر خورشید و تقریبا 18000 بار درخشان تر از خورشید بوده و 540 سال نوری با ما فاصله دارد. بین ابط الجوزا و رجل الجبار، سه ستاره از قدر دوم و به فاصله ی مساوی از هم قرار دارند که کمربند جبار را مشخص می کنند. طول کمربند شبان در آسمان سه درجه است. غربی ترین ستاره ی کمربند "المنطقه" (به معنای کمربند در عربی) نام دارد که نزدیک ترین ستاره ی پرنور به ما در صورت فلکی جبار و روی خط فرضی استوای سماوی است.
اجرام سماوی:
از اجرام سماوی این صورت فلکی می توان به: NGC 1788 – NGC1981 – NGC 2024 – NGC 1973– M 42 – M 43 – M 78 اشاره کرد که البته رصد همه ی آنها با وضوح کامل امکان پذیر نیست.
M 42 یا سحابی جبار با قدری در حدود 5/3 یک سحابی نشری است که 1400 سال نوری با ما فاصله دارد. ابرهای غبار آلود و تعداد بی شماری ستاره این سحابی را بی نظیر کرده است. اندازه ی زاویه ای این سحابی 40دقیقه قوسی است و با هر نوع ابزار رصدی قابل مشاهده است.
NGC1788 سحابی "کله اسبی" از نوع سحابی های تاریک است. جای این سحابی زیبا در اطراف ستاره ی "النطاق" در شرق کمربند جبار است.
NGC1981 با قدر؟ یک خوشه ی ستاره ای ست که شبیه یک دنباله دار در آسمان مشاهده می شود.
در قسمت شمالی سحابی جبار M 43 با قدر ظاهری 8 و اندازه زاویه ای 12دقیقه قوسی قابل مشاهده است. 1400 سال نوری با ما فاصله دارد و با ابزار های کوچک آماتوری قابل مشاهده است.
M78 یک سحابی بازتابی است که با توده ای از غبار و دو ستاره احاطه شده است. قدر ظاهری این سحابی 8 بوده و 1200 سال نوری با زمین فاصله دارد. اندازه زاویه ای آن 7 دقیقه قوسی بوده و برای رصد آن باید از ابزار های نسبتا بزرگ استفاده کرد.
سحابی زیبای جبار تنها در نیمی از سال قابل مشاهده است، پس در این شب های سرد ولی زیبا رصد جبار را از دست ندهید.
اسکچ زیر در محدوده شهرستان دماوند با تلسکوپ ۱۰ اینچ و بزرگنمایی ۳۰ برابر و حد قدر ۸/۴ آسمان تهیه شده است.
http://img2.pict.com/ca/12/f4/2947119/0/124.jpg

moein_13
2010/2/24, 10:43 PM
بی شک تاکنون عکسهای رنگین آسمانی را دیده اید. عکس هایی که در نگاه اول هنرنمایی و قدرت تخیل خیره کننده یک نقاش را تداعی میکنند. اما به راستی این نقاشیهای زیبا چیستند.
بسیاری از این نقاشی های زیبا رنگهای واقعی در کیهان ما هستند. در واقع سحابی ها توده ابرهایی رقیق از گرد و غبار و گازی از جنس هیدروژن میباشند که به واسطه ستارگان اطراف خود رنگهای گوناگونی به خود میدهند.
سحابی ها هم محل تولد و زایش ستارگان نو هستند که اغلب ستارگان متولد شده در آنان به شکل خوشه ای شکل میگیرند و گاهی هم در بیشتر موارد با یک انفجار محل پایان عمر و به نوعی گورستان ستارگان میشوند و این چرخش را ادامه میدهند.
خیلی از آنان را میتوان با کمی تبهر به کمک یک ابزار کوچک در آسمان تماشا کرد اما سحابی ای مانند سحابی بزرگ جبار یا M42 در زمستان و یا سحابی معروف مرداب یا M8 را در تابستان میتوان به دور از آلودگی نوری شهرها حتی با چشم غیر مصلح نیز تماشا کرد.
دانشمندان بزرگی نظیر عبدالرحمن صوفی و ... تا حدی کم این اجرام غیر ستاره ای (سحابی ها) را شناسایی میکردند و پس از آن با اختراع تلسکوپ اخترشناسان تعداد بیشتری از این توده های مه آلود را در آسمان مشاهده کردند و آنها را سحابی "به معنای ابر" که در زبان لاتین بانام "Nebula" خوانده میشود نامیدند.
با پیشرفت ایزارهای رصدی و تلسکوپ های نوین و جدید و فوق العاده بهتر نسبت به ابزارهای گذشته ستاره شناسان دریافتند که برخی ازاین به اصطلاح سحابی ها در واقع خوشه های ستاره ای یا کهکشانهای دور دست در فراسوی راه شیری (راه کاهکشان) هستند و در چنین مواردی مانند همین نام گذاری غلط برروی سایر اجرام به نام سحابی – نام سحابی به اشتباه مورد استفاده قرار می گرفته است.
با این حال اجرام "ابرهای گاز و غبار" پخش شده ی دربین ستارگان راه شیری (کهکشان خودمان) سحابی های واقعی ای هستند که از تجمع گازهای هیدروژنی و غبار درخشان و ابر مانند تشکیل شده اند که غالبا دارای شکل نامنظمی هستند.
تنها در کهکشان راه شیری ما چیزی در حدود هزاران سحابی کشف شده است که در بین آنان بیش از هزار سحابی سیاره نما شناسایی شده است که سحابی های سیاره نما به نوعی گورستان ستارگان میباشند و نمونه ی بارز این گورستانهای ستاره ای سحابی سیاره نمای اسکیمو یا NGC2392 با قدر 8 در صورت فلکی جوزا ویا دوپیکر است.
به طور کلی سحابی ها به سه دسته تقسیم میشوند :
1- سحابی نشری 2- سحابی بازتابی 3- سحابی تاریک
سحابی نشری :
سحابی هایی هستند که از برانگیخته شدن اتم های هیدروژن و اکسیژن داخلشان نور را گسیل و تابش میکنند و دارای یک یا چندین ستاره بسیار سوزان اند که معمولا به رنگ قرمز هستند.
"مثال بسیار خوبی از یک سحابی نشری سحابی بزرگ جبار است."
سحابی بازتابی :
اگر ستاره ها دمایی سردتر داشته و چگالی گازها در سحابی بیشتر یاشد آن ذرات گاز و غبار (سحابی) دیگر از خودش نور گسیل نمیکند،بلکه نور ستاره ی درون خودش را به ما بازتاب میکند و به رنگ آن ستاره ای که نورش را به ما بازتاب میکند در می آید. برای مثال اگر آن ستاره آبی رنگ باشد،آن سحابی نیز با رنگ آبی در آسمان می درخشد.
"مثال بسیار خوبی از سحابی های بازتابی،سحابی مادری است که ستاره های خوشه ی پروین (ثریا) را در برگرفته است."
سحابی تاریک :
ابری از گرد و غبار و گاز هیدروژن است که به علت نزدیک نبودن ستاره ای در مجاورت و اطراف آن،این ابر مه آلود (سحابی) نوری را از خودش عبور نمیدهد و به نوعی در فضای بین اطراف سحابی های تابان درخشنده ای که در همسایگی خود دارد به سختی دیده میشود.
به طور کلی مشاهده ی سحابی های تاریک فقط درصورتی ممکن است که در مقابل سحابی های نشری یا بازتابی قرار گیرند که در غیر این صورت چون این جرم بصورت یک جسم تاریک در فضا پراکنده است،هیچ چیز در آنجا دیده نمیشود و حس میشودکه چیزی در آنجا نیست !
"مثال برجسته ای از سحابی های تاریک،سحابی سراسب در صورت فلکی جبار است که به واسطه ی نور سحابی نشری جبار قابل مشاهده است."
سحابی سیاره نما :
جدا از این سه گروه اصلی،برخی از سحابی ها از ستاره هایی مانند خورشید تشکیل میشوند که خود در لیست سحابیهای نشری قرار میگیرند.
ستاره هایی همانند خورشید که در پایان عمر خود،یعنی در مرحله ی غول سرخی،لایه های بیرونی جو خود را بصورت ابرهایی در فضا می پراکنند و هنگامی که از فاصله دور به آنها نگاه میکنیم،درون تلسکوپ شکل و شمایل آنها مانند قرص سیاره ها نمایان میشود.
"مثال بسیار خوبی از سحابی های سیاره نما سحابی 57M در صورت فلکی چنگ رومی(شلیاق) و یا سحابی اسکیمو در صورت فلکی جوزا(دوپیکر) است.

moein_13
2010/2/24, 10:48 PM
http://i38.tinypic.com/hvz0r6.gif (http://i38.tinypic.com/hvz0r6.gif)

http://antwrp.gsfc.nasa.gov/apod/image/0805/Triplets_zubenel_c800.jpg

دو پیکر ( جوزا ):


جوزا یکی از صور فلکی دایره البروجی است که خورشید ،تیر ماه در آن قرار دارد. این صورت فلکی متعلق به نیمکره ی شمالی آسمان است و در اوائل اسفند ماه به بهترین وضعیت رصدی خود می رسد. جوزا بین میل های 10+ و35+ و بعد های6 h و8h قرار گرفته است.514 درجه مربع از آسمان متعلق به این صورت فلکی می باشد.

( باشگاه نجوم تهران )

تاریخچه

بنا بر افسانه ها،این دو پیکر ابتدا "پولوکس" و "کاستور" نام داشتند. پولوكس فنا ناپذير بود، چرا که او پسر پدر خدايان، يعني زئوس بود. ولي كاستور بر خلاف برادرش، از نوع بشر بود و به همين دليل جزو فناپذيران به شمار مي آمد. هر دو ی آن ها قهرمانان بزرگي بودند و در همه حال کنار یکدیگربوند و هيچ گاه از هم جدا نمي شدند. هنگامي كه كاستور در نبردي کشته شد، جدايي از برادر براي پولوكس تحمل ناپذير بود . به خصوص اين مساله كه كاستور مي بايد به قلمرو تاريك زيرزميني مردگان مي رفت، پولوكس را خيلي آزار مي داد. به اين جهت ، پولوكس از پدرش خواهش كرد كه اجازه دهد اوهم بميرد ، تا بتواند به برادر فناپذيرش بپيوندد.

زئوس كه تحت تاثير اين عشق برادرانه قرار گرفته بود، به پولوكس پيشنهاد كرد، به جاي اينكه هميشه نزد خدايان در " المپ " ( Olympus ) زندگي كند، با كاستور به طور نوبتي يك روز را در قلمرو مردگان و روز ديگر را در المپ به سر آورد. پولوكس بدون مكث و تفكر تصميم گرفت اين پيشنهاد را بپذيرد تا ديگر هرگز مجبور به جدايي از كاستور نباشد.

چندي پس از آن، زئوس به پاس وحدت و وفاداري دو برادر به يكديگر آنها را به ستارگاني نوراني در آسمان تبديل كرد. از آن زمان آنها به شكل صورت فلكي دو پيكر در آسمان زمستان مي درخشند و آدميان را به ياد عشق برادري و رفاقت و دوستي مي اندازند.

در افسانه ها آمده است كه اين دو برادر در سفر دريايي " آرگو " نيز، كه هدفش بازپس گيري پوست طلايي قوچ ( حمل ) بود، شركت داشتند. مي گويند هنگامي كه خطر واژگوني كشتي آن ها در طوفان مي رفت ، دو برادر درياي كف آلود را آرام كردند. شايد به اين خاطر است كه مي گويند صورت فلكي جوزا براي دريانوردان خوش اقبالي مي آورد.

در روم باستان نيز اين دو برادر مورد احترام بودند. مي گويند دو برادر در سال 490 پيش از ميلاد به روميان كمك كردند تا در جنگ پيروز شوند. در همان روز آنها با لباسي ارغواني رنگ در رم ظاهر شدند و بر سر يك چشمه به اسبان خود آب دادند و پس از آن ناپديد شدند. مردم رم به منظور سپاسگزاري و قدرداني براي پيروزي در جنگ، معبد بزرگي به يادبود دو برادر برپا كردند، كه امروزه هنوز هم خرابه هاي آن بر جاست.

اکنون به برسی اجرام موجود در این صورت فلکی می پردازیم:

M 35 یا NGC2168که از دسته ی خوشه های باز ستاره ای و دارای قدر ظاهری برابر با 1/5 است و3000 سال نوری با ما فاصله دارد.این خوشه ی زیبا مساحتی برابر 28 دقیقه قوسی از آسمان را می پوشاند و در دوربین های دوچشمی کوچک هم به وضوح قابل رویت است.

NGC 2129که یک خوشه ی باز ستاره ای با قدر 7 و مساحتی برابر 5 دقیقه قوسی است . فاصله این خوشه تا خورشید برابر 6000 سال نوری بوده و در آسمان بسیار پراکنده و نا محسوس است.این جرم را میتوان با ابزار های آماتوری نسبتا بزرگ تشخیص داد.

NGC 2392که یک سحابی از نوع سیاره ای و با نام سحابی اسکیمو بسیار مشهور است . این سحابی زیبا 2500سال نوری با ما فاصله دارد و در تلسکوپ های نسبتا بزرگ و بزرگنمایی ها بالا به شکل یک توده ی مه قابل رویت است. قدر ظاهری این سحابی 9 است و تنها 7/0 دقیقه قوسی از مساحت آسمان را اشغال کرده است.

از دیگر اجرام جوزا میتوان به 2264 NGC (درخت کریسمس)،2261 NGC (سحابی متغیر هابل که بیشتر شبیه به یک دنباله دار رویت می شود)و 2175 NGC اشاره کرد که توسط ابزار های آماتوری بزرگ قابل تشخیص هستند.

اسکچ زیر با یک تلسکوپ 6 اینچ ، بزرگنمایی 75 برابر و حد قدر 5/5 آسمان در محدوده شهر رودهن تهیه شده است.

http://i36.tinypic.com/2e4jmfq.jpg

جوزا دارای 13 ستاره پر نور تر از قدر 4 است.

کاستور (( آلفا جوزا - castor - راس التوام المقدم یا راس پیکر پیشین)) با قدر 6/1 و پولوكس (( بتا جوزا - pollux - راس التوام الموخر یا راس پیکر پسین )) با قدر 1/1، حتي در آسمان شب شهرهاي بزرگ نيز جلب توجه مي كنند به راحتي مي توان آن ها را يافت. آلفا بر خلاف اسمش پر نور ترین ستاره ی جوزا نیست.

اين دو ستاره به ياد برادراني دو قلو چنين نام گرفته اند.

بارش جوزایی

در اواخر این ماه و در بلند ترین شب های سال آسمان، میزبان شهاب های جوزایی است.شهاب‌های پرنوری که در دل هوای سرد زمستانی آتش بازی زیبایی راه می‌اندازند تا منجمان آماتور را به زیر سقف زیبای آسمان بکشانند و دقیقا در آغازین روزهای فصل سرما به ملاقات جو زمین می‌آیند تا آخرین بارش چشمگیر سال را به نمایش بگذارند.

شهاب‌هاي اين بارش برخلاف اکثر بارش های شهابی سال بر اثر عبور زمین از میان ذرات به جا مانده از سیارک فایتون ۳۲۰۰ پدید می‌آیند. این شهاب‌ها سرعت خیلی کمی نسبت به شهاب های دیگر دارند ( ۳۵ کیلومتر در ثانیه ) و با رنگ سفیدشان مانند شعله‌ای زیبا به نظر می‌رسند.

کانون این بارش در ۲ درجه‌ای شمال شرق ستاره ی کاستور قرار دارد، ولی شما برای دیدن شهاب‌ها باید به شعاع حدود ۴۵ درجه‌ای کانون بنگرید.اگر قبل از طلوع كانون بارش رصد را آغاز كنيد احتمالا شهاب هايي موسوم به «زمين خراش» را مي‌بينيد كه كل آسمان را مي‌پيمايد.

در بارش شهابی امسال که در شامگاه 23 آذر رخ می دهد، ماه تقریبا در حالت بدر بوده و 16 روز سن دارد.

قدر ماه در این شب 13- است و با ستاره ی کاستور در حدود 14و با کانون بارش در حدود 5/12 درجه فاصله دارد.کانون بارش در ساعت 18:50 طلوع می کند و می توان در هر ساعت در حدود 130 شهاب رصد کرد.

moein_13
2010/2/24, 10:53 PM
صورت فلکی گاو (ثور) :



پس از گذشت نیمسال اول و وارد شدن به فصل پائیز چهره ی آسمان دستخوش تغییراتی می شود. صورت های فلکی تابستانی در اوایل شب غروب می کنند و صورت های جدیدی که به فصل پائیز و زمستان مربوط می شوند طلوع می کنند.

یکی از این صور فلکی ، صورت فلکی ثور ( گاو ) است.

صورت فلكي " ثور " يكي از مشخصترين ، چشمگيرترين و زيباترين صورتهاي فلكي آسمان است . اين صورت در عهد بابليها هم شناخته شده بود .

مساحت این صورت فلکی 797 درجه مربع است و 25 دی ماه به نصف النهار می رسد.

در افسانه های یونانی آمده است که ثور به خواهش " ايشتار " ( ishtar ) الهه عشق بابل ، به آسمان صعود كرد ، تا قهرمان افسانه اي " گيلگمش " ( gilgamesch ) را كه به نداي عشق او پاسخ نداده بود نابود سازد.

مصريان باستان در اين صورت فلكي ، گاو مقدس " آپيس " (holly apis ) را مي ديدند ، كه در آغاز سال صفحه خورشيد را ميان شاخهايش مي گرفت و آن را به بالاترين وضعيتش در آسمان بلند مي كرد ، وضعيتي كه خورشيد در تابستان به خود مي گيرد.

اما بر اساس افسانه های یونانی زماني نيرومندترين خداي يونانيان ، زئوس ، خود را به صورت گاوي و دختر پادشاه را كه " اروپا " (Europe ) نام داشت ربود و به جزيره كرت ( crete ) - جزيره اي يوناني در درياي مديترانه در سواحل جنوب شرقي يونان - برد. " اروپا " از زئوس صاحب پسري به نام " مينوس " ( minos) شد ، كه تمدن و فرهنگ ميتويي در اين جزيره زيباي درياي مديترانه امروزه هنوز به ياد او ، به همين نام خوانده مي شود . هنگامي كه ميتوس بزرگ شد ، به پادشاهي رسيد . در كنار قصر او بنايي كه " لابيرينت " ( labyrinth ) ناميده مي شد قرار داشت ، ساختماني با راهروهاي پيچ در پيچ گيچ كننده فراوان. در اين بنا هيولاي ترسناكي به نام " مينوتاروس " ( minotaurus ) مي زيست . اغلب اين هيولا در نقش انساني با سر گاوميش نشان داده مي شود . اين هيولا از گوشت انسانها تغذيه مي كرد و بالاخره به دست قهرمان افسانه اي بزرگ يونان " تزوس " ( theseus ) به قتل رسيد . " تزوس " پس از كشتن هيولا گلوله نخ باز شده اي که " آريادنه " ( ariadne ) دختر پادشاه به او داده بود از راهروهاي پيچ در پيچ " لابيرينت " خارج شد.

صورت فلكي ثور تمام اين افسانه ها را به خاطر انسان مي آورد ، صورتي كه سر v شكل آن در پاييز و زمستان به راحتي قابل تشخيص است.

در این صورت فلکی تعدادی باز ستاره ای و سحابی وجود دارد که بارزترین آن ها عبارتند از:

M 45 یا خوشه ی پروین که مساحتی در حدود 110 دقیقه قوسی از آسمان را اشغال کرده است. این خوشه 390000 سال نوری با ما فاصله دارد . قدر ظاهری آن 2/1، و با چشم غیر مسلح نیز قابل رویت است. نام های دیگر ای خوشه عبارتند از: ( Mel 20 - Pleiades - هفت خواهران ). در افسانه ها آمده است كه آنها هفت دختر اطلس كبير ( atlas ) - نام يكي از خدايان اسطوره اي يونان كه محكوم شده بود جهان و كائنات را بر دوش خود حمل كند - بودند و جبار ( orion ) ، شكارچي شهوت پرست همواره در تعقيب آنها بود ، تا اينكه زئوس خداي خدايان همه آنها را به آسمان انتقال داد . جايي كه جبار هنوز هم ظاهرا" در تعقيب آنهاست . همانطور كه در نقشه آسمان مي توان ديد ، هفت خواهران به راستي در غرب صورت فلكي جبار واقعند . بنابراين در چرخش روزانه آسمان چنين به نظر مي آيد كه جبار در پي آنان روان است. خوشه ی هفت خواهران يك خوشه ستاره اي باز ، يعني خانواده اي متشكل از بيش از صد ستاره جوان را تشكيل مي دهند ، كه همگي از يك سحابي عظيم گاز و غباري ايجاد شده اند. با چشم غير مسلح حدود شش ستاره از گروه خوشه پروين را مي توان ديد.

اسکچ زیر از M 45 در محدوده ی شهرستان دماوند ، حد قدر 5/5 آسمان و با تلسکوپ 10 اینچ و بزرگنمایی 5/28 برابر تهیه شده است.

http://i37.tinypic.com/2wmezhf.jpg

خوشه باز NGC 1647 که 2000 سال نوری با ما فاصله دارد و قدر آن 4/6 است. اندازه ی زاویه ای آن 45 دقیقه قوسی است. با دوربین دوچشمی قابل رویت است و در تلسکوپ با بزرگنمایی کم زیباست. این خوشه درفاصله ی کمی از ستاره ی دبران واقع است و ستارگان آن کم نور هستند.

یکی دیگر از خوشه های این صورت فلکی NGC 1746 است که قدر آن در حدود 6 است و اندازه زاویه ای آن 42 دقیقه قوسی است. ستارگان آن کم نور و گسترده هستند و در دوربین دو چشمی قابل رویت است.

M1 ( NGC 1952 ) یا سحابی خرچنگ از سحابی های سیاره نمای معروف آسمان است. این سحابی بر اثر یک انفجار ابرنواختری که در 964 سال پیش ( 1054 میلادی ) روی داده است بوجود آمده است و همچنان در حال انبساط است. سحابی خرچنگ 4000 سال نوری با ما فاصله دارد. قدر آن در حدود 4/8 است و 6 دقیقه قوسی از مساحت آسمان را پوشانده است.

ستاره ی بتا در مرز این صورت فلکی و صورت ارابه ران قرار دارد و ستاره ی مشترک این دو صورت فلکی است.

ستاره اصلي قرمز رنگ اين صورت فلكي " الدبران " ( aldebaran ) همان گونه كه امروزه مي دانيم ، از گونه ستاره هاي غول قرمز است ، يا به عبارت ديگر خورشيدي در حال مرگ كه در مبارزه با مرگ بشدت انبساط يافته است . اين ستاره حدود 70 سال نوري با ما فاصله دارد و 130 بار نوراني تر از خورشيد است . ستارگاني كه شكل v را در سر صورت فلكي ثور مي سازند ، " هفت اختران " ( hyades ) - هفت ستاره اي كه در راس صورت فلكي ثور قرار دارد و ستاره " الدبران " جزو آنهاست – نيز خوانده مي شوند .
http://www.heptasky.com/images/Aldebran_clip_image004.jpghttp://www.ngdir.ir/sitelinks/kids/Image/astronomy-farsi/_0_s_taurus2.gif

moein_13
2010/2/24, 10:57 PM
http://www.dreamview.net/dv/new/photos/101108.jpg

صورت فلکی قوس (قوری) :
صورت فلکی قوس یکی از صورت های فلکی دایره البروج می باشد که در اساطیر کماندار یونانی نامیده شده و برای پیدا کردن راحت ، آن را به صورت یک قوری چای تشبیه کرده اند که در نجوم جدید هم به همین نام خوانده می شود. از نظر شکل صورت فلکی قوس به صورت یک انسان بوده که نیمی از آن به صورت اسب است. قوس ( کمان ) در زبان لاتین ( ساگیتاریوس ) نامیده می شود. قوس يا تير انداز هميشه همراه صورت فلكي عقرب است ، زيرا تيرانداز تيرش را به سوي قلب عقرب نشانه رفته است.
این صورت فلکی به این دلیل که در محدوده ی مرکز راه شیری واقع است دارای اجرام بسیار زیادی از جمله سحابی های گسترده ,سیاره نما و ... و خوشه های ستاره ای باز و کروی است که عبارتند از:
1 - ام 8 یا ان جی سی 6523
2 - ام 24 یا ان جی سی 6603
3 - ام 20 یا ان جی سی 6514
4 - ام 21 یا ان جی سی 6531
5 - ام 17 یا ان جی سی 6618
6 - ام 18 یا ان جی سی 6613
7 - ام 23 یا ان جی سی 6494
8 - ام 25 یا ای سی 4725
9 - ام 22 یا ان جی سی 6656
10 - ام 28 یا ان جی سی 6626
11 - ام 54 یا ان جی سی 6715
12 - ام 70 یا ان جی سی 6681
13 - ام 69 یا ان جی سی 6637
14 - ام 75 یا ان جی سی 6864
15 - ام 55 یا ان جی سی 7099
16 - ان جی سی 6822
17 - ان جی سی 6818
بعضی از این اجرام به دلیل درخشندگی و اندازه ی زاویه ای مناسب با چشم غیر مسلح قابل رویت هستند که در این زمینه می توان از ( ام 8 ) و ( ام 24 ) نام برد.

( ام 8 ) یا سحابی مرداب یک سحابی گسیلشی با قدر 5/4 است که 60 دقیقه قوسی از مساحت آسمان را پوشانده است. این سحابی 6000 سال نوری با ما فاصله دارد و یک خوشه ی ستاره ای با نام ان جی سی 6530 در کنار آن واقع است. در ابزار های مختلف از جمله تلسکوپ بسیار زیباست.

( ام 24 ) یک خوشه ی ستاره ای بسیار زیبا با قدر ظاهری 4 و اندازه ی زاویه ای بسیار زیاد ( در حدود 100 دقیقه قوسی ) است که در آسمان صاف و تاریک با چشم غیر مسلح قابل رویت است. این خوشه ی ستاره ای 8000 سال نوری با ما فاصله دارد . در دوربین دوچشمی به خوبی واضح است و در تلسکوپ می توان انبوه ستارگان را مشاهده کرد.

( ام 20 ) که از آن به عنوان سحابی سه تکه نیز یاد می شود با قدر 7 و اندازه ی زاویه ای 20 دقیقه قوسی در بالای سحابی مرداب واقع است. این سحابی همانند سحابی مرداب 6000 سال نوری با ما فاصله دارد. این سحابی به سه بخش با سه پرتوی گرد و غبار تقسیم می شود و با تلسکوپ می توان آن را به راحتی مشاهده کرد.
در کنار این سحابی زیبا خوشه ی ستاره ای ( ام 21 ) با ستارگانی از قدر 5/6 قابل رویت است که این خوشه 4000 سال نوری تا زمین فاصله دارد و اندازه زاویه ای آن 10 دقیقه قوسی است.

در دوربین های دو چشمی کوچک و متوسط به دلیل میدان دید باز و گسترده این 3 جرم ( ام 8 – ام 20 – ام 21 ) را می توان با هم دید.

از اجرام قابل توجه این صورت فلکی می توان به سحابی اومگا و عقاب اشاره کرد.
سحابی اومگا یا ( ام 17 ) با اندازه ی زاویه ای 35 دقیقه قوسی و قدر ظاهری 6 در بالای خوشه ی ستاره ای ( ام 24 ) خودنمایی می کند. این سحابی 6000 سال نوری با ما فاصله دارد و در ابزار های کوچک قابل تشخیص است.
در کمی بالاتر از این سحابی ، سحابی دیگری وجود دارد.
( ام 16 ) یا سحابی عقاب که قدر ظاهری آن برابر با 6 است و 25 دقیقه قوسی از مساحت آسمان را اشغال می کند. سحابی عقاب 20 ستاره را در خود جای داده است و 7000 سال نوری با ما فاصله دارد. این سحابی در محدوده ی صورت فلکی حوا ( مار افسای ) قرار دارد ولی بیشتر رصدگران آن را به دلیل نزدیکی با مرز صورت فلکی قوس و ( ام 17 ) مربوط به صورت فلکی قوس می دانند.

( ام 18 ) یک خوشه ی ستاره ای باز و کوچک است که مابین ( ام 17 ) و ( ام 24 ) قرار دارد. این خوشه 10 دقیقه قوسی از مساحت آسمان را می پوشاند و قدری برابر با 7 دارد.

( ام 23 ) و ( ام 25 ) دو خوشه ی ستاره ای باز ، با اندازه ی نسبتا بزرگ هستند که اندازه ی زاویه ای آن ها به ترتیب 25 و30 دقیقه قوسی است. قدر آن ها نیز به ترتیب 6 و5 می باشد و در ابزارهای کوچک هم براحتی قابل تشخیص و تفکیک هستند.

در این صورت فلکی خوشه های کروی بسیاری وجود دارد که از مهمترین آن ها می توان به ( ام 22 ) اشاره کرد. این خوشه ی ستاره ای 10000 سال با ما فاصله دارد. قدر آن 2/5 و 20 دقیقه ی قوسی اندازه ی زاویه ای آن است.
در محدوده ی این صورت فلکی اجرام کم فروغ و کوچک بسیار مشاهده می شوند ؛ مانند :
( ام 28 ) - ( ام 54 ) - ( ام 70 ) - ( ام 69 ) - ( ام 75 ) - ( ام 55 ) که همگی خوشه ی کروی هستند و به دلیل اندازه ی زاویه ای کم ، رصد آن ها با مشکل روبروست.

( ام 28 ) خوشه ای با قدر 7 است که شکلی نامتقارن و هسته ای درخشان داشته و با تلسکوپ کاملا قابل تفکیک است.
( ام 54 ) بسیار نامحسوس با قدری برابر با 7.7 است که هسته ی درخشان و مترکز داشته و با تلسکوپ های قوی خوب دیده می شود.
(ام 70 ) با قدر 7 نسبتا نامحسوس بوده و مرکز مجزا و واضحی دارد و فقط قسمت های خارجی آن قابل تفکیک است.
خوشه ی ( ام 69 ) با قدر 8 هم بسیار تیره و کم نور در این صورت فلکی واقع است. شکل نامتقارنی داشته و قسمت بیرونی آن با تلسکوپ تقریبا قابل تفکیک است.
( ام 75 ) خوشه ای تقریبا دور با قدر 8.6 ، کوچک و کروی بوده و به این دلیل کمرنگ است. قابل تفکیک به ستاره های مجزا نیست و هسته ی فوق العاده درخشانی دارد.
M55 خوشه ای با قدر 6.3 است که با دوربین نسبتا بزرگ دیده می شود و با تلسکوپ کاملا قابل تفکیک است. شکل نامتقارنی دارد و در قسمت جنوب شرقی آن شکاف تبره ای وجود دارد. پیدا کردن آن کمی دشوار است.

اطلاعات این اجرام سخت در جدول پائین درج گردیده است.



نام جرم قدر اندازه ی زاویه ای فاصله

1 - ( ام 28 ) 7 6 20000 خوشه کروی
2 - ( ام 54 ) 7/7 4 80000 خوشه کروی
3 - ( ام 70 ) 7 4 30000 خوشه کروی
4 - ( ام 69 ) 8 4 30000 خوشه کروی
5 - ( ام 75 ) 6/8 3 60000 خوشه کروی
6 - ( ام 55 ) 7 15 18000 خوشه کروی
7 - ( ان جی سی 6822 ) 9 12 2 میلیون سال نوری کهکشان بارنارد
8 - ( ان جی سی 6818 ) 5/9 4/0 6000 سحابی سیاره نما

بارز ترین ستاره ی این صورت فلکی ستاره ( اپسیلون ) با قدر 8/1 و کم فروغ ترین آن ستاره ی ( مو ) با قدر 8/3 است.
این صورت فلکی با بیشترین تعداد جرم مسیه منطقه ی زیبایی از آسمان برای رصد است. حتما این رصد را تجربه کنید.

moein_13
2010/2/24, 11:10 PM
عقرب ( کژدم ) نام یک صورت فلکی در نیمکره جنوبی آسمان است که به عقرب شباهت زیادی دارد.این صورت فلکی در سرزمین های شمالی دیده نمیشود اما در سرزمین های جنوبی در میان صورت فلکی قوس و میزان براحتی عقربی قابل مشاهده است.


عقرب یکی از قدیمی ترین صورت های فلکی است که انسان حدود 5000 سال قبل از میلاد آن را با این نام شناخته است.


هنگامی که این صورت فلکی در شرق طلوع می کند , صورت فلکی جبار در غرب از نظر ها ناپدید می شود.


بر اساس افسانه ای یونانی عقرب به فرمان الهه ( آرتیمیس ) جبار را نیش زد و به قتل رساند. می گویند: از آن زمان که جبار به شکل صورت فلکی به آسمان انتقال یافته است , از تمام عقرب ها چنان نفرت دارد که به محض طلوع صورت فلکی عقرب در شرق, بلافاصله در زیر خط افق غربی آسمان ناپدید میشود.


برای ساکنان نیمکره شمالی زمین صورت فلکی عقرب صورتی تیره و ظلمانی و نشانه ی بداقبالی و بیماری بوده است. بر خلاف آن ساکنان نیمکره جنوبی این صورت فلکی را نشانه ی رویدادهای نیک و خوش اقبالی می دانند.


در محدوده ی این صورت فلکی اجرام عمقی بسیاری وجود دارد که اغلب آن ها به دلیل این که در نوار راه شیری قرار گرفته اند خوشه ی ستاره ای یا سحابی هستند.


در محدوده ی این صورت فلکی اجرام عمقی بسیاری وجود دارد که اغلب آن ها به دلیل این که در محدوده راه شیری قرار دارند, خوشه های ستاره ای و سحابی هستند.


از جمله این اجرام عمقی آسمان می توان به( M 80 یا NGC 6093 ) اشاره کرد که خوشه ای است کروی و قدر آن 2/7 است . کار تفکیک ستاره های آن به دلیل اندازه ی آن (5 دقیقه قوس) با مشکل روبروست که برای مقابله با آن باید از بزرگنمایی بالا استفاده کرد. فاصله ی آن با ما 36000 سال نوری است. در ابزار های کوچک مانند دوربین های دوچشمی می توان هسته ی مرکزی آن را تشخیص داد.


اسکیچ زیر از( M 80 ) با یک تلسکوپ 15 سانتی متری بازتابی با بزرگنمایی 30 برابر و حد قدر 2/5 آسمان در محدوده ی شهرستان دماوند تهیه شده است.


http://i26.tinypic.com/30azywg.jpg


(M 4 یا NGC 6121) خوشه ستاره ای کروی با قدر 9/5 و اندازه ای برابر 18 دقیقه قوس است که در فاصله ی کمی از ستاره ی قلب العقرب واقع شده است. این خوشه 7000 سال نوری با ما فاصله دارد و مرکز فشرده و مشخصی ندارد. حداقل ابزار برای رصد این جرم یک دوربین دوچشمی متوسط است.


(M 6 ) یا (NGC 6405) یک خوشه ی باز ستاره ای متشکل از 80 ستاره از قدر 6 که به خوشه ی پروانه معروف است. قدر آن 5/4 و 2000 سال نوری با زمین فاصله دارد و 25 دقیقه قوس از مساحت آسمان را پوشانده است. این خوشه در بالای دم عقرب قرار دارد و با هر ابزار رصدی قابل رویت است.


در فاصله 3/1 درجه از( M6 ) خوشه ی دیگری قرار دارد که هفتمین جرم از فهرست مسیه است.(M7 ) یا ( NGC 6475 ) یک خوشه ی ستاره ای است که قدر آن در حدود 5/3 و اندازه ی آن 50 دقیقه قوس است. این خوشه 1000 سال نوری با ما فاصله دارد و در آسمانی تاریک و صاف می توان آن را با چشم غیر مسلح رصد کرد.


تصویر زیر نیز همانند اسکیچ بالا با یک تلسکوپ 15 سانتی متری بازتابی و با بزرگنمایی 30 برابر تهیه شده است.


http://i28.tinypic.com/2lutbv9.jpg


یکی دیگر از درخشانترین خوشه های ستاره ای آسمان در این صورت فلکی , در شمال ستاره ی زتا-عقرب قرار دارد.(NGC 6231 ) خوشه ای با قدر 3 است که محدوده ای به اندازه ی 15 دقیقه قوس را در آسمان اشغال می کند.





ستارگان اصلی این صورت فلکی همگی از قدر 3 روشنترند, ولی در میان این ستارگان ستاره ی آلفا-عقرب (قلب الغرب)دارای ویژگی های خاصی است.


قلب العقرب ستاره ای سرخ زنگ از قدر یک است که در حدود 604 سال نوری با زمین فاصله دارد. این ابرغول سرخ که دمای سطحی آن 3500 درجه کلوین است شعاعی حدود 700 برابر خورشید , جرمی در حدود 5/15 برابر خورشید و درخشندگی آن 65000 برابر خورشید است. این ستاره دارای یک همدم آبی رنگ هست.

moein_13
2010/2/24, 11:27 PM
يكي از صـورفلكي بزرگ نيمكره شمالي ، صورت فلكي برساوش است و به ترتيب ما بين ميل۳۱ ، ۵۱ درجه و بعد ۴h ۵۰m و۱ h ۳۰ m قرار گرفته است. و داراي يك ستاره از قدر دوم ، ۱۰ ستاره تا قدر چهارم ، ۳۴ ستاره تا قدر پنجم و مساحتي حدود ۶۱۵درجه مربع مي‌باشد و داراي اجرام ستاره‌اي و غير ستاره‌اي جالبي نظير ، ستاره الغول و … مي‌باشد . نام‌هاي ديگر اين صورت فلكي عبارتند از برشاوش ، برساوس ، پرسئوس ، فرساوس ، برنده سرديو مي‌باشد و نام اساطيري خداوند حامي پارسيان در يونان ، جواني كه شاهزاده خانم "امراه المسلسه" را از چنگال غول نجات داد ، را بر روي اين صورت فلكي نامگذاري نمودند . http://www.surveyor.in-berlin.de/himmel/Bios/perseus-classic.gif


طریقه ی پیدا کردن صورت فلکی برساوش:

اگر شبي كاملا تاريك از منزل خارج شده به سمت جنوب آسمان نگاه كنيد پس از آنكه چشمانتان به تاريكي عادت كرد اولين چيزي كه توجهتان را جلب مي كند جاده اي مات و شيري رنگ از نور است كه از افق جنوبي آسمان آغاز شده و سپس در افق شمالي فرو مي رود.اين همان راه شيري يعني كهكشان ماست.
در مسير اين جاده زيبا صورت فلكي هاي زيادي وجود دارد كه هر كدام به نوعي جلوه گري هاي خود را دارند.
يكي از آنها صورت فلكي برساوش است كه هر سال ميهمانان آسمان را در بارش شهابي برساووشي به خود جلب مي كند. اين صورت فلكي از ستاره هاي چندان پرنوري تشكيل نشده است ولي ستاره هاي بسياري دارد كه همگي قسمتي از نوار مه آلود كهكشانند و اين جاده مه آلود در آسمان به پيدا كردن اين صورت فلكي كمك مي كند. برساووش در بيشتر شبهاي سال در آسمان درنزديکي ذات الكرسي نمايان است.
در اين فصل (تابستان نیمکره ی شمالی) بعد از ساعت يك بامداد كاملا بالاي افق شمال شرقي قرار دارد.براي پيدا كردن آن مي توانيد از دو ستاره ضلع پاييني زاويه تقريبا عمود ذات الكرسي استفاده كنيد.با امتداد دادن اين دو ستاره مي توانيد به پرنورترين ستاره اين صورت فلكي به نام راس الغول برسيد.

اجرام ستاره‌اي و غير ستاره‌اي :

ستاره‌ي آلفا- برساوش

ستاره‌ي آلفا- برساوش با مرفق الثريا ( جنب البرساوش ) ستاره‌اي از رده طيفيF5 با قدر۸/۱ است درخشندگي آن حدود ۶۰۰۰ برابر خورشيد می باشد . در فاصله حدود۶۲۰‌ سال نوري از ما واقع شده است و به همراه ستاره‌ي آلفا- دب‌اكبر ، سي و دومين ستاره درخشان ، آسمان را تشكيل مي‌دهند .

اپسيلون- برساوش

از درون تلسكوپهاي كوچك به سختي مي‌توان همدم كم نورتر ستاره‌ي رشته اصلي اپسيلون- برساوش را كه از رده طيفيB0.5 است تفكيك نمود . مولفه كم‌نور تر داراي درخشندگي ظاهري ۱/۸ و مولفه پر نور تر يا اپسيلون- برساوش از قدر ۲/۸۹ است .جدايي زوايه آنها حدود ۸/۸ ثانيه قوسي و زاويه موقعيتشان ۱۰ درجه است .

زتا- برساوش

ديگر زوج ستاره‌اي ، ستاره پنج گانه زتا- برساوش است كه مولفه AB آن به ترتيب داراي قدر ۹/۲ (A) و ۵/۹ (B) هستند و جدايي زاويه‌اي آنها ۱۲/۹ ثانيه و زوايه موقعيتشان ۲/۸ درجه است . ستاره C مولفهAC داراي قدر ۳/۱۱ است و جدايي زوايه‌اي حدود ۳۲/۸ ثانيه قوسي و زاويه موقعيتي برابر با ۲۸۶ درجه تشكيل مي‌دهد و مولفه بعدي AD است كه در آن ستاره‌ي D داراي قدر ۹/۵ و زاويه موقعيتي برابر با ۱۹۵ درجه و جدايي زاويه ای ۲/۹۴ را با ستاره A تشکيل می دهد .
در انتها مولفه AE متشكل از ستاره‌اي از قدر ۱۰/۲(E) است . كه جدايي زاويه ای و زاويه موقعيتش نسبت به ستارهA به ترتيب۱۲۰/۳ ثانيه و ۱۸۵ درجه خواهد بود.

اتا- برساوش

ستاره دوتاي جالب ديگر ستاره‌ي اتا- برساوش است كه هر مولفه با قدرهاي ۳/۳ تا۵/۸ تشکيل شده است و جدايي زاويه ای برابر با ۳/۲۸ ثانيه قوسی و زاويه موقعيتی برابر با ۳۰۰ درجه تشکيل می دهد .

بتا- برساوش

از جمله ستارگان متغير جالب در اين صورت فلكي ستاره بتا- برساوش يا الغول است كه يكي از معروفترين ستارگان متغير آسمان مي‌باشد . دو ستاره با تناوب۲/۸۷ روز به گرد يكديگر مي‌چرخند و در اين حالت تغييرات درخشدگي آن از ۲/۱ تا ۳/۴ تغيير مي‌كند . درضمن ستاره الغول ، سر دسته متغيرهاي الغولي (Algol) نيز مي‌باشد كه يكي مجموعه دوتايي گرفتي است .
AW- برساوش

ستاره متغير ديگر در اين صورت فلكي ستاره AW- برساووش است که متغييری قيفاووسی است و تغييرات قدر آن از ۷/۱ تا ۷/۸ می باشد که در طول ۶۴/۶ روز انجام می گيرد .


(NGC 1039) M34

خوشه بازي است كه به راحتي از درون تلسكوپ هاي كوچك قابل مشاهده است . اين خوشه درخشان و بزرگ است قطر آن حدود ۳۵دقيقه و قدر آن حدود ۵/۲ است و بيش از ۶۰ ستاره دارد . در يك آسمان تاريك حتي به كمك چشم غير مسلح نيز مي‌توان آن را يافت و ستارگان آن حتي از دورن دوربين‌هاي دو چشمي نيز قابل تفكيك هستند.

NGC 869 , NGC 884

خوشه‌هاي دوگانه x و h از معروفترين اجرام خوشه‌اي نيم كره شمالي نيز هستند و از زمان باستان شناخته شده‌اند و نخستين بار اختر شناسان يوناني ابرخوس آن فهرست نموده است و خوشه x وh در فهرست NGC به ترتيب نامهاي NGC 869 , NGC 884 نامگذاري شده‌اند .و قدر ظاهری آنها به ترتيب ۴/۴ و ۳/۴ است و ابعاد ظاهری ای برابر با ۳۰ دقيقه قوسی دارند .اين دو خوشه در فاصله‌اي حدود ۷۰۰۰ سال نوري از ما گرفته‌اند و خوشه‌هاي جواني هستند كه به ترتيب سنشان ۲/۳ و ۶/۵ ميليون سال است .

M76
سحابي سياره نماي M76 در سال ١٧٨٠ توسط پيير مچين كشف شد . اين سحابي يكي از كم نورترين اجرام مسيه است .اين سحابي به "سحابي دمبل كوچك"نيز شهرت دارد , از ديگر القاب اين سحابي "سحابي چوب پنبه " , " سحابي پروانه", " سحابي دمبل "است . در فهرست NGC اين داراي دو نام است چونكه گمان بر اين بود كه سحابي , يك سحابي دوگانه با دو مولفه مي باشد.اين فرضيه توسط ويليام هرشل مطرح شده بود وي نام مولفه دوم را HI.193 ناميده بود ابعادي حدود ۲۹۰*۶۵ثانيه است و قدر آن حدود 2/12 مي‌باشند .

يكي از دلايل شهرت صورت فلكي برساوش وجود بارش شهابي ساليانه بر ساوش است كه در ايام تابستان نيمكره شمالي اتفاق مي‌افتد .دوره فعاليت اين بارش نسبتاً پهن بوده و اوج آن در روز ۲۱/۲۲ مرداد هر سال روي مي‌دهد و در اين ايام مي‌توان حدود 60 شهاب در ساعت بعد از نيمه شب در آسمان مشاهده كرد . شهاب هاي اين بارش تند و درخشان هستند و برخي اوقات از خود ردي بجاي گذراند . رنگ شهابهاي اين بارش معمولاً زرد يا زرد ـ نارنجي است.

از جمله اجرام دیگری که در محدوده ی این صورت فلکی وجود دارند می توان به کهکشان ها ، سحابی ها و خوشه های باز ستاره ای اشاره کرد.

moein_13
2010/2/24, 11:28 PM
کهکشان ها:

NGC 1003

NGC 1023

NGC 1058

NGC 1169

NGC 1175

NGC 1270

NGC 1275

NGC 1465

خوشه های باز ستاره ای:

NGC 744

NGC 957

NGC 1220

NGC 1444

NGC 1528

NGC 1513

NGC 1545

NGC 1245

NGC 1342

Kg5

Tr2

1245

NGC 1342

Kg5

Tr2

سحابی ها:

NGC 1491

NGC 1624

NGC 1333

NGC 1499 (سحابی کالیفرنیا)

NGC 1579

I.348

GK.N1901

سحابی های سیاره نما:

I.2003

I.351

همچنین در ص.رت فلکی ستاره های دوگانه ی بسیاری وجود دارد.


منابع:


اطلس آسمان شب

moein_13
2010/2/24, 11:36 PM
ستاره سهیل کدام ستاره است؟!





کجایی؟ پیدات نیست. ستاره سهیل شدی! شما هم حتما" این عبارت را بارها شنیده اید. در این اصطلاح از ستاره ای خاص نام برده می شود. اما چرا "ستاره سهیل"؟ مثلا" چرا نمی گویند: شعرای شامی شدی؟!! چه رازی در این ستاره نهفته است؟


http://www.johnmoranphoto.com/images/sky/img_sky_001.jpg



مردم عادی از این اصطلاح استفاده می کنند و دانستن اینکه این ستاره چه ویژگی دارد برایشان مهم نیست. بیایید ببینیم که چرا ستاره سهیل را برگزیده اند؟!


ستاره قطبی همیشه پیداست (البته نه در روزها!). ستاره های اطراف ستاره قطب شمال سماوی هم همیشه دیده می شوند. به تدریج از شمال سماوی دور شویم، ستاره ها می آیند و می روند در واقع طلوع و غروب می کنند.


وقتی به جنوب می رسیم، ستاره هایی را می بینیم که هنوز کاملا" بالا نیامده، در افق جنوبی فرو می روند و غروب می کنند. اجداد ما برای این مثل باید چنین ستاره ای را پیدا می کردند.


اینکه چه ستاره هایی، چه مدت در آسمان باشند، به عرض جغرافیایی محل سکونت شما بستگی دارد. عرض جغرافیایی تهران تقریبا" 36 درجه است، یعنی هموطن تهرانی ما ستاره قطبی را در ارتفاع 36 درجه مشاهده می کند و مسلما" ستاره هایی که تا 36 درجه از ستاره قطبی فاصله دارند برای او غروب نخواهند کرد. (به شرط آنکه کوه و یا ساختمانهای بلند مزاحم دید او نشوند)


به همین ترتیب ستاره هایی که از قطب جنوب سماوی تا 36 درجه فاصله داشته باشند از تهران هرگز قابل رویت نخواهند بود.


به ستاره سهیل برگردیم. سهیل ستاره ای است از قدر 7/0- و بعد از شعرای یمانی پرنورترین ستاره آسمان است. این ستاره پرنورترین ستاره از صورت فکلی حمال است. حمال یک صورت فلکی جنوبی است که از ایران دیده نمی شود. برای یافتن آن باید از شهرهای جنوبی ایران، بعد از پیداکردن ستاره ی شعرای یمانی، طبق نقشه آن را بیابید.


میل ستاره سهیل 52- درجه است، یعنی حدود 38 درجه از قطب جنوب سماوی فاصله دارد. با محاسبه ای ساده در می یابیم که بیشترین ارتفاع ستاره سهیل در تهران تنها 2 درجه است. (2=36-38) و می توان گفت که سهیل عملا" در تهران قابل مشاهده نیست. پس مثل "ستاره سهیل شده ای!" در تهران ساخته نشده است!.


در شهرهای جنوبی کشور اوضاع متفاوت است. مثلا" در بندرعباس (یا حتی جنوبی تر از آن، جزایر کیش وابوموسی) دیدن ستاره سهیل اصلا" دشوار نیست.


http://img.tebyan.net/big/1386/12/177239102108734606195457162468472169.jpg






بیشترین ارتفاع سهیل(Canopus) در بندرعباس - ستاره ی شعرای یمانی بالاتر است.


عرض جغرافیایی بندرعباس 27 درجه است، بنابراین ستاره سهیل در آسمان آنجا تا ارتفاع 11 درجه بالا می آید و البته باز بودن افق جنوبی به مشاهده آن کمک می کند. نتیجه می گیریم این اصطلاح در این مناطق هم ساخته نشده است.


در عرض های میانی کشور (مثلا" شهر های اصفهان، یزد، اهواز،کرمان و...) وضعیت ستاره سهیل طوری است که پس از طلوع، تا ارتفاع کمی از افق بالا آمده، دوباره سر خم می کند و در افق پنهان می شود (غروب می کند). به عنوان مثال در شهر یزد که عرض جغرافیایی آن 32 درجه است، ستاره سهیل تا ارتفاع 6 درجه صعود می کند (6=32-38)، که اگر افق کاملا" باز باشد می توان آن را در مدت کوتاهی مشاهده کرد.


http://i25.tinypic.com/j62z69.jpg






بیشترین ارتفاع سهیل در شیراز


دیدن ستاره سهیل در این مناطق کار ساده ای نیست، و مدت زمانی که این ستاره قابل مشاهده است بسیار کوتاه است، پس احتمالا" اصطلاح "ستاره سهیل شدی!" در همین مناطق شکل گرفته است





http://i26.tinypic.com/2yxgnjl.jpg



درهمان زمان، سهیل از تهران قابل مشاهده نیست!


حالا یک نقشه آسمان جلوی خود بگذارید و تعیین کنید که اگر بخواهید این اصطلاح را در شهر خودتان بازسازی کنید، بهتر است به جای سهیل نام کدام ستاره را استفاده کنید؟!









بیشترین ارتفاع سهیل در یمن

moein_13
2010/2/25, 12:00 AM
مثلث تابستانی :
مثلث تابستاني تشكيل شده از سه ستاره ي پر نور شب هاي تابستان كه هر يك از اين ستاره ها مربوط به يك صورت فلكي مي باشند.
ستاره هاي آلفاي شلياق & آلفاي دجاجه و آلفاي عقاب & سه راس اين مثلث را تشكيل مي دهند.هر يك از اين سه ستاره نام خاص ديگري نيز دارند.به آلفاي شلياق " نسر واقع - Vega " & به آلفاي دجاجه " دنب - ردف - Deneb " و به آلفاي عقاب " نسر طائر- Altair "مي گويند.



http://i16.tinypic.com/67p243q.jpg



كهكشان راه شيري از ميان اين مثلث عبور مي كند كه در عكس زير هاله ي كهكشان راه شيري به تصوير كشيده شده است.اين هاله فقط در مكان هايي كه به دور از آلودگي هاي نوري باشد به صورت يك هاله ي بسيار زيبا قابل رويت است.



http://i9.tinypic.com/4mn6iit.gif



براي يافتن مثلث تابستاني كافي است تا اندكي در آسمان تابستان تمركز كنيم و 3 ستاره ي پر نور آن را تشخيص بدهيم.براي حصول اطمينان از صحت اتنخاب خود ، بايد سه صورت فلكي شلياق ، عقاب و دجاجه را به خوبي بشناسيم.



http://i9.tinypic.com/67qxmrn.gif

moein_13
2010/2/25, 12:07 AM
صورت فلکی خرس کوچک (دب اصغر) : معروفترین و پرنورترین ستاره ی صورت فلکی جدی(ستاره ی قطبی)است.برای پیدا کردن جدی از مراق به دبه خطی وصل میکنیم و آن راحدودا ۶ برابر میدهیم و به جدی (ستاره ی قطبی یا آلفا-دب اصغر) میرسیم.
بعد از جدی پر نور ترین ستاره ی دب اصغر انور فرقدان(بتا-دب اصغر)که قدر ظاهری آن ۲/۲ است. پنج ستاره ی دیگر دب اصغر کم نور هستند و قدری ظاهری آنها از ۴ کمتر است.وسعت این صورت فلکی حدودا ۲۰ درجه است.
دب اصغر را به نام های بنات النعش صغری یا هفت اورنگ کهین نیز می شناسند. بنا بر افسانه ای از بومیان امریکا گروهی از شکارچیان راه خود را در جنگل گم کرده بودند.با اجابت دعاهایشان دختر کوچکی پدیدار شد تا به سلامت آنها را به خانه هایشان راهنمایی کند،او روح جدی بود و شکارچیان پس از مرگ در آسمان جای گرفتند تا برای همیشه نزدیک او باشند.از جدی برای جهت یابی هم استفاده میشود،زیرا قطب شمال آسمان در نزدیکی آن واقع است.در این صورت فلکی جرم خاصی وجود ندارد.
قیفاوس و ذات الکرسی:
خط واصلی که از مراق و دبه به ستاره ی قطبی رسید،اگر باز هم ادامه دهیم به دو صورت فلکی قیفاوس و ذات الکرسی میرسد.قیفاوس شبیه مثلثی است که بر ضلع مربعی سوار شده و ذات الکرسی شبیه به حرف M یا W است. در اساطیر یونان کاسیوپیه ملکه زیبا وخودخواه اتیوپی بود.کفئوس شوهر او و آندرومدا دختر او بود.به سزای خودخواهی اش مقدر شد به گروهی ستاره تبدیل شود و شوهر حسودش بر او ناظر باشد.

http://astroblueplanet.com/News/Photo-05/03.jpeg

اجرام صورت فلکی ذات الکرسی:
به دلیل این که راه کهکشان از این صورت فلکی می گذرد،خوشه های ستاره ای باز در این منطقه بسیار زیاد است.
NGC 281 NGC 457 NGC 559 NGC 654 NGC 663 NGC 869 NGC 884 M103
اجرام صورت فلکی قیفاوس:
NGC 6939 NGC 6946 NGC 7789 IC 1396 M52

(http://ghoghnoosgroup.blogfa.com/post-109.aspx) (javascript:void(0))

moein_13
2010/2/25, 12:21 AM
http://horoscope.moisttowelettemuseum.com/zodiac3.jpg















منطقه‌ای از آسمان به صورت یک نوار دایره‌شکل که تقریباً معادل ۹ درجه از بالا و ۹ درجه از پایینِ دائرةالبروج را می‌پوشاند. ۱۲ عدد از صور فلکی در آن قرار دارند و ظاهراً (از دید ساکنان کرهٔ زمین) به نظر می‌آید که خورشید، ماه و پنج سیارهٔ تير، ناهيد، بهرام، مشتری و کيوان (یعنی سیاره‌هایی که با چشم غیرمسلح دیده می‌شوند) در این محدوده از آسمان در حال حرکت هستند.

تقسیم‌بندی منطقةالبروج :

بر اساس تقسیم‌بندی دائرةالبروج به دوازده بخش مساوی (هر بخش معادل ۳۰ درجه)، منطقةالبروج را نیز به همان ۱۲ بخش مساوی تقسیم می‌کنند و هر بخش را یک برج می‌نامند. اما برای مشخص کردن قسمت‌های مختلف منطقةالبروج، عمدتاً از نام ۱۲ صورت فلکی که در این منطقه قرار دارند استفاده می‌شود. نام این صور فلکی در زیر آمده است. نکتهٔ خیلی مهم در مورد ارتباط این ۱۲ صورت فلکی با دوازده برجِ منطقةالبروج، این است که با وجود هم‌نام بودن آنها، محل قرار گرفتن هر صورت فلکی با برجِ هم‌نامِ آن یکسان نیست. دلیل این مطلب پدیده‌ای به نام تقدیم اعتدالین است.
صورتهای فلکی دوازده‌گانه :
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/d/d1/Zodiac_woodcut.png
وضعیت دائرةالبروج در آسمان :

به علت زاویه داشتن محور کرهٔ زمین با محور حرکت انتقالی زمین، بین دائرةالبروج و استوای سماوی هم زاویه‌ای به همان اندازهٔ '۲۶ °۲۳ وجود دارد. دو نقطهٔ تلاقی بین دائرةالبروج و استوای سماوی، اعتدال بهاری و اعتدال پائیزی نامیده می‌شوند. وقتی خورشید در نقطهٔ اعتدال بهاری (زاویهٔ صفر) قرار می‌گیرد، فصل بهار در نیمکرهٔ شمالی (و فصل پائیز در نیمکرهٔ جنوبی) آغاز می‌شود و وقتی خورشید در نقطهٔ اعتدال پائیزی (زاویهٔ ۱۸۰ درجه) قرار می‌گیرد، فصل پائیز در نیمکرهٔ شمالی (و فصل بهار در نیمکرهٔ جنوبی) آغاز می‌شود.

در روی استوای کرهٔ زمین (و در روی قطب شمال و قطب جنوب)، همواره نیمی از این دایرهٔ فرضی در آسمان قرار دارد. اما در هر نقطهٔ دیگر کرهٔ زمین، مقداری از این دایره که در آسمان قرار دارد در طول سال تغییر می‌کند که این تغییر معادل با تغییر طول روز و شب است.
نام صور فلکی دوازده‌گانهٔ منطقةالبروج عبارت است از:



حمل، قوچ

ثور، گاو

جوزا، دو پیکر

سرطان، خرچنگ

اسد، شیر

سنبله، دوشیزه

میزان، ترازو

عقرب، کژدم

قوس، کمانگیر

جدی، بزغالهٔ نر

دلو، آب کش

حوت، ماهی


در جدول زیر نام برج‌ها به همراه ماه معادل در سال خورشیدی آمده است. ستون تاریخهای نجومی، روزهایی را مشخص می‌کند که خورشید در داخل هر برج قرار می‌گیرد.

http://img2.pict.com/96/54/a7/2948230/0/800/432.jpg


نامگذاری برج‌ها :

در جدول بالا نام ۱۲ برج دائرةالبروج آورده شده است. این نام‌ها در اصل از ۱۲ صورت فلکی منطقةالبروج گرفته شده است. باید دانست که این نامگذاری بیش از دو هزار سال قدمت دارد و در حال حاضر به دلیل پدیده‌ای به نام تقدیم اعتدالین، ۱۲ صورت فلکی منطقةالبروج نسبت به ۱۲ برج هم‌نام آنها در آسمان جابجا شده و تقریباً هر صورت فلکی به اندازهٔ یک برج (معادل ۳۰ درجه) به سمت شرق آسمان حرکت کرده است.

moein_13
2010/2/25, 12:45 AM
صورت فلكي عوا : صورت فلکی عوا(بانگ کننده) متشکل از هشت ستاره است که آلفا-عوا مشهور به سماک رامح(نگهبان شمال) ششمین ستاره ی پرنور آسمان است و رنگ سرخ روشنی را داراست.سماک رامح نزدیک به هشتاد مرتبه از خورشید پرنورتراست.ستاره ای است غولپیکر با دمای اندک و چگالی کم.سماک رامح که از حیث روشنی مرتبه چهارم را در میان ستارگانی دارد که در عرض جغرافیایی میانه مرئی اند(قدر ظاهری ۲/۰ )ششمین ستاره ی پرنور سراسر آسمان است. همچنینیکی از ستاره هایی است که به تندی حرکت می کند.تخمین زده میشود که سرعت آن بیش از ۱۲۵ کیلومتر در ثانیه است. سماک رامح به علت دوری هشتصد سال طول می کشد تا قوسی برابر ۵/۰ درجه در آسمان بپیماید.هشتصد سال دیگر،سماک رامح به اندازه ی ۵/۰ درجه(فاصله ای برابر قطر ظاهری ماه)به صورت فلکی سنبله نزدیکتر خواهد بود.
پیداکردن عوا در آسمان :
اغلب اوقات برای پیدا کردن سماک رامح،ستاره ی پرنورتر عوا،از دسته آبگردان(دب اکبر)استفاده می کنند قوسی را که با دسته آبگردان مشخص میشود ۳۰ درجه ادامه می دهیم.قوس ادامه یافته به سماک رامح منتهی میشود.جرم خاصی در این صورت فلکی وجود ندارد.http://www.iaas.ir/userfiles/image/m3.jpg

moein_13
2010/2/25, 12:48 AM
اکلیل شمالی(تاج شمالی): این صورت از هفت ستاره تشکیل شده است که شکلی شبیه به یک نیم دایره تشکیل می دهد. شش تا هفت ستاره اصلی آن از قدر چهارم اند.ستاره ی میانی از قدر دوم که به نیر الفکه موسوم است.(اکلیل به معنی تاج و افسر است و نیر الفکه را مروارید تاج دانسته اند.اکلیل شمالی به کاسه ی درویشان هم شهرت دارد.
اکلیل شمالی در اساطیر:
افسانه چنین است که این تاج زمانی از آن آریادنه ARIADNE زیبا همسر ته زئوس THESEUS بود. ته زئوس از آتنی هایی بود که باید قربانی مینتور MINTAUR نیمه انسان-نیمه گاو خونخواری می شد که در دهلیز تو درتوی مشهوری در نزدیکی کرت مسکن گزیده بود.ته زئوس با یاری آریادنه غول را کشت. آریادنه به محبوب خود یک شمشیرو قرقره ای نخ داد.ته زئوس به داخل دهلیز رفت و ماموریت خود را انجام داد.آنگاه با کمک نخ راه خود را بیرون یافت و نجات پیدا کرد.اما داستان پایانی ناخوشایند دارد.ازدواج ته زئوس و آریادنه چندان نپائید.ته زئوس همسر خود را ترک گفت.رب النوع باکوس BACHUS برای دلداری آریادنه تاجی به او هدیه کرد که بعد از مرگش در آسمان جای داده شد. اجتماع این ستارگان این صورت فلکی صرفا محصول تصادف است.از یان هفت ستاره ،هیچ جفتی نیست که به یک سمت یا با یک سرعت حرکت کنند.دو ستاره ی آلفا و بتا-اکلیل شمالی در دو جهت مخالف حرکت می کنند و در پنجاه هزار سال گذشته تقریبا جای خود را عوض کرده اند.پنجاه هزار سال بعد از این دیگراین صورت فلکی هیچ شباهتی به تاج نخواهد داشت.
در این صورت فلکی جرم خاصی وجود ندارد.
روش پیدا کردن این صورت:
برای پیدا کردن این صورت به سراغ صورت فلکی عوا می رویم.اکلیل شمالی از کنار ستاره ی دلتا-عوا شروع می شودش
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/8/81/sovarakls.jpg

moein_13
2010/2/25, 12:50 AM
صورت فلکی شلیاق: این صورت که متشکل از پنج ستاره است که چهار تای آن بسیار کم نور ویک ستاره از قدر ۱/۰ به نام نسر واقع که چهارمین ستاره ی پرنور آسمان است.
این ستاره زمانی دور قطبی بوده است و در ۱۲۰۰۰ هزار سال آینده دوباره ستاره ی قطبی خواهد شد. این اتفاق به دلیل حرکت تقدیمی زمین است که دوران آن۲۵۸۰۰ سال طول خواهد کشید. محور زمین در حال حاضر متوجه آلفا-دب اصغر است.در سال ۱۴۰۰۰ هزار میلادی این ستاره بار دیگر دور قطبی خواهد بود..
ستاره ی دیگر این صورت فلفکی که قابل توجه است بتا-دب اصغر است که قدر ظاهری آن هر ۹/۱۲ روز تغییر می کند.این ستاره در حالت ماکزیمماز قدر ۴/۳ به قدر ۳/۴ در حالت مینیمم می رسد.که این روشنی را میتوان با گامدب اصغر مقایسه کرد.
نامدیگر این صورت فلکی چنگرومی است.
افسانه های مربوط به چنگ رومی:
شلیاق به طور نمادی چنگی را نمایش میدهدذ که آپولو به ارفئوس داد ارفئوس در زمان خود شهرت داشت که می تواند اشیاء جاندار و بی جان را محسور موسیقی کند.
ژوپیتر پس از مرگ ارفئوس،چنگ سحر آمیز اورا برآسمان نهاد.
اجرام صورت فلکی شلیاق:

M57 M56

M57 معروفترین سحابی سیاره نمای آسمان که با دوربین دوچشمی شبیه به ستاره ای دیده میشود و با بزرگنمایی تلسکوپی به صورت حلقه ی زیبایی دیده میشود.

M56 خوشه ی ستاره ای کم نورکه به سختی تفکیک میشود.


http://reductionism.net.seanic.net/SkyStrips/Lyra_LRGB_2718_4.jpg

moein_13
2010/2/25, 12:52 AM
صورت فلکی قوس یا کمان(رامی) این صورت فلکی که ستاره ی پرنور در خود ندارد و تا چند روز دیگردر مقبل خورشید قرار میگیرد و تا مدتی قابل رویت نیست.
این صورت از هشت ستاره ی اصلی تشکیل شده است که دو ستاره از قدر ۲ است و بقیه از قدر ۳ هستند.
خطی که از خورشید به به قوس کشیده شود مرکز کهکشان ما را نشان می دهد. پر نور ترین قسمت راه کهکشان را در این ناحیه می توان مشاهده کرد.
در ای صورت فلکی اجرام بسیار زیادی وجود دارد که به معرفی آنها می پردازیم.
M23 با دوربین دوچشمی قابل تشخیص و با تلسکوپ با بزرگنمایی کم زیباست.
M20 سحابی سه تکه که جزئیات آن با تلسکوپ و صافی سحابی مشخص است.
M8 سحابی مرداب از درخشانترین سحابی های آسمان است که با چشم غیر مسلح قابل رویت است.
M21 با دوربین دوچشمی دیده میشود .
M 24
M16 سحابی عقاب:با ناحیه غباری که تقریبا ۲۰ ستاره در خود جای داده است.
M 17 سحابی اومگا:جزئیات آن با صافی سحابی بهتر دیده میشود.
M18
M28 شکل نا متقارنی داردو ناحیه مرکزی آن درخشان است.
M69 کم نور ناحیه خارجی آنبا تلسکوپ قابل تفکیک است.
M25 با دوربین دوچشمی به خوبی قابل تشخیص است.
M28 شکل نا متقارنی دارد و ناحیه مرکزی آن درخشان است.
M22 بسیار درخشنده و دارای ستارگان بیشمار.
M70 کم نور و مرکز آن قابل تشخیص است.
M54 غیر قابل تفکیک با مرکز فشرده و روشن.


http://www-personal.umich.edu/%7Edgs/alway/images/IRMilkyWay.jpg

شاهین تیز پرواز
2010/2/25, 12:54 AM
شلام داداش معتاد:w18::w18::w18::w18::w18::w37::w37::w37: :w37::w37::w37:

moein_13
2010/2/25, 01:07 AM
سگ بزرگ

سگ بزرگ که با نام عربی کلب اکبر هم نامیده می شود یکی ازصورت های فلکی است. این پیکر آسمانی مجموعه ای از ستارگان درخشان است و ۸سال نوری با ما فاصله دارد.
پرنورترین ستاره آسمان شب یعنی شباهنگ (تیشتر) در این صورت قرار دارد. شباهنگ در قدر۵/۱- است.
در آسمان زمستان، صورت فلکی شاخص بعد از صورت فلکی جبار، صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) است که یافتنش هم ساده است.
اگر نقشه هم نداشته باشید می توانید به راحتی صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) را پیدا کنید، چون این صورت فلکی صاحب نورانیترین ستاره آسمان یعنی، شعرای یمانی است که روی شانه آن قرار گرفته است. سگ بزرگ (کلب اکبر) یکی از دو سگ شکارچی (صورت فلکی جبار) است.
ستاره شعرای یمانی، تیشتر، شباهنگ، آلفا ( α )- کلب اکبر ( Sirius )
شعرای یمانی اسامی متعددی دارد، که نام انگلیسی آن Sirius است که برگرفته از نام یونانی این لغت است که در زبان یونانی به معنی "سوزاندن و مشتعل کردن" می باشد؛ به این لحاظ که در یونان باستان این ستاره را منبع حرارت می دانستند. اصطلاح "روزهای سگی" در گرمای تابستان به این خاطر رسم بوده است که زمان نزدیک شدن و تماس ظاهری این ستاره با خورشید در تابستان بوده است. "هزیود" یکی از شاعران یونانی گفته است: "شعرای یمانی از سر تا پای آدمی را آب نموده و می خشکاند". از جمله نامهای دیگر این ستاره تیشتر و شباهنگ می باشد.
همانطور که اشاره شد این ستاره پرنور ترین ستاره آسمان می باشد که با قدر 44/1- در آسمان می درخشد. این ستاره به نسبت ستاره سهیل که به عنوان دومین ستاره درخشان آسمان شناخته شده، دو برابر درخشنده تر است و این به خاطر فاصله نزدیک این ستاره با مااست، این ستاره با فاصله ای معادل 6/8 سال نوری، پنجمین ستاره ی نزدیک به خورشید است.
گردش ظاهری سالانه این ستاره در آسمان به لحاظ درخشندگی فوق العاده اش برای بعضی از اقوام و مصریان و از 2000 سال قبل از میلاد حکم تقویم را داشته است.
شعرای یمانی با دمای سطحی 10000 درجه کلوین ستاره سفید رنگی است، اما به علت عبور لایه های متفاوت جو زمین و شکست نور در آنها، در هوای سرد شب های زمستانی رنگ به رنگ دیده می شود. البته رنگ این ستاره از زمانهای قدیم تاکنون تغییر کرده است. بطلمیوس و دیگر ستاره شناسان دوران باستان این ستاره را سرخ گزارش کرده اند.
شعرای یمانی ستاره دوتایی است. همدم شعرای یمانی اولین کوتوله سفیدی بود که کشف شد. آلون کلارک در سال 1241/1862، هنگامی که تلسکوپ 5/18 اینچ خود را آزمایش می کرد آن را کشف کرد. این همدم خیال انگیز، شعرای یمانی B و توله سگ نیز نامیده می شود و با قدر 4/8 می درخشد. اما به دلیل درخشندگی زیاد شعرای یمانی A ، آن را با تلسکوپ های کوچک نمی توان مشاهده کرد. قطر این ستاره فقط 3 برابر زمین است.
مشخصات ستاره شعرای یمانی A و شعرای یمانی B :
http://img2.pict.com/46/23/a4/2948709/0/1.jpg

ستاره مرزم، جارچی، بتا ( β )- کلب اکبر ( Mirzam )
ستاره بتا ( β ) از صورتفلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) ستاره ای با قدر 5/2 است. که تقریبا" 2000 برابر خورشید درخشندگی دارد. فاصله آن از ما تقریبا" 501 سال نوری است.
نام عربی این ستاره مرزم به معنای "جارچی" است. این نام از این لحاظ است که طلوع آن نشانه از ظهور شعرای یمانی دارد. این ستاره همانند شعرای یمانی دوتایی است. هم دم آن از قدر 8/9 و فاصله زاویه ای آن از ستاره اصلی 185ثانیه قوس است.
ستاره نو ( ν )- کلب اکبر
ستاره ای سه تایی است. یکی از مولفه های آن از قدر 4 و دوتای دیگر از قدر 5 هستند. مشاهده این سه تایی زیبا با دوربین دو چشمی بسیار لذت بخش است.
ستاره های سیگما( σ ) و اپسیلون( ε )- کلب اکبر
ستاره هایی مناسب برای مقایسه رنگ ، سیگما( σ ) ستاره ای سرخ رنگ از قدر 5/3 که از ما 1230 سال نوری فاصه دارد. همسایه این ستاره ، اپسیلون( ε )- کلب اکبر است که رنگی کاملا" سفید دارد و از سیگما( σ )-کلب اکبر درخشان تر است.
اپسیلون( ε )- کلب اکبر ستاره ای دوتایی است، با همدم هایی از قدرهای 5/1 و 8 که با فاصله زاویه ای 5/7 ثانیه قوس از هم قرار گرفته اند.
ستاره اتا ( η )- کلب اکبر
این ستاره یک ابرستاره واقعی است که در این صورت فلکی به سادگی دیده می شود. اتای کلب اکبر با 100000 بار درخشندگی بیشتر از خورشید ما، در آسمان ستاره ای متوسط با قدر 4/2 و در فاصله 3261 سال نوری قرار دارد.
ستاره دلتا ( δ )- کلب اکبر
ستاره جالب توجه ای در این صورت فلکی قرار دارد که در عربی آن را وزن( Wezen ) می نامند. علت این نامگذاری روشن نیست ولی وزن تقریبی آن 10 برابر خورشید تخمین زده شده است.
شاید بهتر بود لقب "وزن" را به ستاره بسیار سنگین اتای کلب اکبر می دادند که از آن هم سنگین تر است.
ستاره دلتای کلب اکبر نیز یک ابرغول است 50000 برابر خورشید درخشندگی دارد. با اینکه 1812 سال نوری با ما فاصله دارد ولی قدرش 8/1 است. اگر شعرای یمانی ( با فاصله 8 سال نوری از ما) را می توانستیم به فاصله ای منتقل کنیم که دلتا یا اتای کلب اکبر قرار دارد، آنگاه قدر شعرای یمانی 10 یا 11 می رسید که در حد دید با چشم غیر مسلح نبود. برعکس اگر امکان داشت این دوستاره را به جای شعرای یمانی بنشانیم، درخشش آنها در حدود نصف درخشش ماه بود، در نتیجه شبهایی که در بالای افق می درخشیدند، زمین به تاریکی واقعی نمی رسید.
ستاره مو ( μ )- کلب اکبر
این ستاره یک دوتایی است از قدرهای 5/4 و 8 که 918 سال نوری با ما فاصله دارندو ستاره پرنورتر از رده طیفی G5 و دیگری از رده A2 است. جدایی زاویه ی آنها 3 ثانیه قوس است.
تاو ( τ ) – کلب اکبر
ستاره ای است سه تایی. همدم های آن از قدرهای 5/4، 10 و 11 هستند. که در حدود 3261 سال نوری با ما فاصله دارند. این ستاره 30000 برابر خورشید درخشندگی دارد.
خوشه های باز در صورت فلکی سگ بزرگ
صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) در جنوب شرق صورت فلکی جبار (شکارچی) واقع است. این صورت فلکی دارای دو خوشه باز بسیار زیبا است که با تلسکوپ های کوچک هم به خوبی دیده می شوند.
خوشه باز M41 یا NGC2287
برجسته ترین خوشه باز این صورت فلکی M41 یا NGC2287 است. M41 سطحی معادل قرص ماه را در آسمان می پوشاند و 4 درجه جنوب ستاره شعرای یمانی قرار دارد.
در شرایط خوب ستاره شناسی(خارج از شهر و بدور از آلودگی نوری) حتی با چشم غیر مسلح نیز آن را به صورت لکه ای مه آلود قابل مشاهده است. ارسطو دانشمند معروف یونانی در 325 سال قبل از میلاد نیز به آن اشاره کرده است.
اگر به دور از نور شهر ها رصد کنید. مشاهده این خوشه با چشم غیر مسلح ملاک خوبی برای سنجش شفافیت آسمان و همچنین تیزبینی شماست.
امروزه می دانیم M41 ، شامل بیش از 50 ستاره غول از قدر 7 است که با رنگهای زرد، سفید یا آبی-سفید و نارنجی می درخشند. درخشان ترین ستاره M41 اندکی درخشان تر از قدر 7 است و 20 ستاره درخشانتر از قدر 10 هستند. قدر مجموع خوشه 5/4 است. به همین دلیل در دوربین دو چشمی 10x50 نیمی از ستاره های خوشه مشاهده می شوند و با تلسکوپهای کوچک ستاره های بیشتری از آن را مشاهده می کنید. اگر بخواهید سرتاسر خوشه را ببینید باید از بزرگنمایی کم استفاده کنید. دقت کنید که ستاره های چگونه به صورت زنجیر وار به صورت خوشه قرار گرفته اند. اگر کمی دقت کنید 4 ستاره درخشان M41 را به شکل ذوزنقه ی زیبایی می بینید.
قطر زاویه ای M41 برابر است با ۳۸ دقیقه قوسی.(بزرگتر از قرص کامل ماه) به همین دلیل بهتر است در رصد با تلسکوپ از بزرگنمای کم استفاده کنید تا کل خوشه را در میدان دید ببینید.
خوشه NGC 2362 خوشه باز دیگری متراکم تر از خوشه M41 ، با مرکزیت ابرغول آبی از قدر 4 به نام تاو ( τ ) از صورت فلکی کلب اکبر است. این خوشه به راستی جواهری در میان خوشه های باز صورت فلکی سگ بزرگ است. خوشه NGC 2362 شامل 60 ستاره با قدر بین 4 تا 11 قابل دید از درون تلسکوپ های کوچک است. این خوشه 5000 سال نوری از خورشید ما فاصله دارد.
در کنارخوشه NGC 2362 ، خوشه باز دیگری قرار دارد به نام NGC 2354 . ستاره قدر دوم دلتا ( δ ) کلب اکبر کمک خوبی برای یافتن این خوشه باز است. این خوشه تنها در 5/1 درجه شمال شرق ستاره دلتا کلب اکبر قرار دارد. این خوشه با پهنای 20 دقیقه، 100 ستاره ای از قدر 9 و حتی کم نورتر را شمال می شود. البته قدر مجموع آن 5/6 است. اگر از دوربین دو چشمی استفاده می کنید کافی است ستاره دلتا را در میدان دید داشته باشید. مسلما" خوشه را مانند لکه ای غبار آلود مشاهده می کنید. تلسکوپ 10 سانتی متری و بزرگتر، ستاره های درخشان خوشه را تفکیک می کند.
در حدود 8 درجه شرق ستاره شعرای یمانی خوشه باز NGC 2360 قرار دارد. این خوشه فشرده 80 ستاره دارد. قدر مجموع آن 2/7 و قطر زاویه ای آن 13 دقیقه است.
خوشه باز NGC 2243 نیز یک خوشه باز است که در شمال شرقی صورت فلکی سگ بزرگ در 3/1 درجه لاندا ( λ ) – سگ بزرگ قرار دارد. این خوشه قدر مجموع 10 دارد. با تلسکوپ های بالاتر از 12 اینچ ممکن است بیش از 100 ستاره آن تفکیک شود. اما با تلسکوپ های کوچک (10 سانتی متری) تنها یک یا دو ستاره آن در توده ای مه آلود مشاهده می شود.
سحابی در صورت فلکی کلب اکبر
سحابی اردک NGC 2359 که گاهی اوقات آن را گاو هلمت نیز می نامند. این سحابی یکی از اجرام غیر ستاره ای قابل توجه در سگ بزرگ است. این سحابی در 4/3 درجه شمال شرقی ستاره گاما ( γ ) کلب اکبر قرار گرفته است. این سحابی بسیار کم نور اما با رشته های مارپیچش بسیار گسترده (8 دقیقه) می باشد. ستاره مرکزی آن ولف رایت ستاره ای از قدر 11 است.

ستاره های معروف صورت فلکی سگ بزرگ


http://img2.pict.com/9d/bc/a2/2948713/0/3.jpg

اجرام غیر ستاره ای کمتر از قدر 10 در صورت فلکی سگ بزرگ
http://img2.pict.com/23/88/62/2948711/0/2.jpg

moein_13
2010/2/25, 01:10 AM
http://www.philaprintshop.com/images/leigh10.jpg













گیسوی برنیکه (موی برنیکه) :

گیسو معادل لاتین:Com مساحت: ۳۸۶ درجه مربع


چند مشخصه

تعداد ستاره های اصلی۱۲: تعدا ستاره هایی که می دانیم سیاره دارد:۱۰

افسانه

هرجند که این صورت فلکی کوچک و کم‌فروغ است و تا سال ۱۶۰۲ هنوز محدوده ی آن دقیقاْ مشخص نبود اما گیسوی برنیکه دارای اصات باستانی است و نشان دهنده گیسوی ملکه مصر یعنی برنیکه دوم است که حکمران این کشور در سال های 221 تا 246 قبل از میلاد مسیح بوده است.

ستاره ها

ستاره بتا کمی نورانیتر از خورشید ماست که نگاه به آن نشان می دهد که خورشید را اگر از فاصله ۲۷ سال نوری می دیدیم تا چه حد کم نور و ضعیف بود .نوع طیف آن G0 V و دارای قدر ۴.۶ می باشد.

اجرام عمقی اسمان

خوشه کهکشانی گیسو در فاصله میلیون ها سال نوری از ما واقع شده و شامل بیش از ۱۰۰۰ کهکشان است که اکثراْ ضعیف تر از قدر دوازدهم هستند





M85

M64

M53

M91

M88

M99

M98

M100



صور فلکی همسایه



تازی ها

خرس بزرگ

گاوران

دوشیزه

شیر


http://www.radicalcorner.com/uranometria_photos_main/canes_venatici_overview_edited.jpg













تازی‌ها (سگان شکاری) :

تازی ها معادل لاتین:CVn مساحت: 465 درجه مربع


افسانه

تازی ها یک صورت فلکی نوین است که از سال 1687 توسط یوهانس هولیوس تعریف شده است

ستاره ها

آلفای تازی ها به نام قلب چالرز است که احترامی است به پادشاه انگلستان٬ چالرز دوم.این یک ستاره دوتایی و ترکیبی از ستارگان نوع A0 V و F0 V با قدر 2.9 و 5.5 می باشد . فاصله این ستاره جفتی تا زمین معادل ۱۳۰ سال نوری است .

اجرام عمقی اسمان

خوشه کهکشانی گروه محلی که ما هم عضوی از آن هستیم در این صورت فلکی قرار دارد



M3

M51

NGC5195



صور فلکی همسایه



شیر کوچک

خرس بزرگ

گیسو

اژدها

گاوران

YAGHOT SEFID
2010/2/25, 01:00 PM
تنها یک درصد از هستی را می شناسیم، پایانی برای جهان های موازی نیست


جهان هستی پر از رمز و رازهای ناشناخته است اما آگاهیهای بشر نشان می دهد که تاکنون تنها یک درصد از کل کیهان شناخته شده است. این ناآگاهی زمانی خود را بیشتر نشان می دهد که صحبت از جهانهای موازی و تکرار نامحدود هستی به میان بیاید.

به گزارش خبرگزاری مهر، اخترشناسان و منجمان بزرگ در طول تاریخ با جستجو در آسمان بی کران به دنبال کشف ناشناخته های جهان بوده اند. این دانشمندان تلاشهای خود را با ابتدایی ترین تجهیزات نجومی آغاز کردند و اکنون به دستگاههای بسیار پیشرفته ای برای درک کیهان رسیده اند. با وجود این هنوز دانسته های بشر از عالم هستی بسیار ناچیز است.

باران پرتوهای کیهانی ما را در استخری از نوترینو شناور می کند و این نوترینو موجب تغییر شکل فضا - زمان در سطح کیهانی می شود. نوترینو ذره ای کوچک است که جرم آن درحالت سکون برابر با صفر است.

آنچه که ما درباره جهان می دانیم نشان می دهد که کیهان در مجموع 4 درصد از گازهای بین کهکشانی، 0.6 درصد از ستارگان و سیارات و 0.4 درصد از نونرینو تشکیل شده است.

این تمام آن چیزی است که انسان تاکنون موفق به کشف آن شده است. اما همه این 5 درصد فوق هم به طور کامل نمی شناسد. در واقع ستاره شناسان در خوش بینانه ترین حالت تنها موفق شده اند یک درصد از جهان را مشاهده کنند.

در حقیقت دانسته های بشر از دو بخش بسیار بزرگتر جهان بسیار ناچیز است. این دو بخش ماده و انرژی تاریک هستند: 23 درصد از عالم هستی از ماده تاریک و 72 درصد از انرژی تاریک تشکیل شده است. آگاهی بشر درباره این دو بخش بسیار مهم که تقریبا 95 درصد از عالم وجود را در بر می گیرند تقریبا هیچ است.

اما این پایان راه نیست به طوری که برپایه برخی تئوریها باید یک نیروی دافعه نیز در اولین دقایق پس از بیگ بنگ ایجاد شده باشد که تا ابد برای انسان ناشناخته خواهد بود.

این نیروی دافعه به طور بالقوه می تواند منجر به ایجاد جهانهای موازی و متعدد شود. برای درک بهتر جهانهای موازی متعدد لزوما به کسی مثل شما نیاز است که شما نباشید. این کسی مثل شما در حال خواندن این مقاله است که کسی مثل من نوشته است که من نیستم. این کسی مثل من در کشوری مثل ایران زندگی می کند که ایران نیست، بر روی زمینی که زمین ما نیست.

مفهوم تکرار جهانهای بی پایان بسیار قدیمی است. علاوه بر فیلسوفان مکتب میلتوس که در قرن پنج قبل از میلاد در شهر میلتوس یونان شکل گرفت، لوئی آگوستی بلانک، نویسنده، جامعه شناس، آرمانگرا و انقلابی فرانسوی (1881-1805) نیز به ante litteram (پیش از حرف) در جهانهای موازی اعتقاد داشت.

این مفهوم به طور کلی برای شخصیتها، جریانهای فکری و جنبشهای فرهنگی استفاده می شود که ویژگیهای آنها با پدیده های تاریخی اعصار بعدی سازگاری دارد.

سپس مکانیک کوانتوم تئوری "ابر- کمانها" (Superstring theory) را مطرح کرد. این تئوری درباره تمام ذرات و نیروهای بنیادی طبیعت توضیح می دهد و این نیروها و ذرات را به صورت لرزه هایی از "ابر کمانهای متقارن" مدلسازی می کند.

دانشمندان پیرو این تئوری در مورد جهانهای موازی بر این باورند که"جهان به طور بی پایانی تکرار می شود."

imannasa2000
2010/2/26, 12:57 AM
تحقیقی جدید نشان می دهد بسیاری از خوشه های ستاره ای کهکشانی که ما در آن اقامت داریم در واقع ستارگان بیگانه و غریبی هستند که در جایی دیگر متولد شده اند و سپس به کهکشان راه شیری مهاجرت کرده اند. محققان دانشگاه سوئینبرن استرالیا طی تحقیقات جدید دریافتند این خوشه های ستاره ای غریبه در واقع یک چهارم خوشه های ستاره ای کروی راه شیری را تشکیل می دهند. به گفته آنها اکنون به خوبی آشکار شده است که بسیاری از ستاره ها و خوشه های کروی ستاره ای که انسان در تاریکی شبها به آنها چشم می دوزد، ستاره های بومی کهکشان ما نیستند و طی مهاجرتی چند میلیارد ساله به راه شیری مهاجرت کرده اند.
اخترشناسان در گذشته به بومی نبودن برخی از خوشه های کروی که هر یک حاوی ده ها هزار یا میلیونها ستاره بودند، مظنون شده بودند اما شناسایی این ستاره ها یا خوشه ها از ستاره های بومی امری بسیار مشکل و پیچیده بود. اکنون محققان برای یافتن این ستاره های غریب با استفاده از اطلاعات تلسکوپ فضایی هابل به بررسی و آزمودن خوشه های ستاره ای کروی داخل کهکشان راه شیری پرداختند.


http://sony-prod.s3.amazonaws.com/media/1412400/Milky+Way+Galaxy_576.jpg


محققان سپس بزرگترین و پروضوح ترین پایگاه داده ها را برای ثبت سن و ویژگی های شیمیایی هر یک از ستاره ها به وجود آوردند. به گفته آنها با استفاده از این پایگاه داده ها می توان نشانه های کلیدی از زادگاه اصلی چندین خوشه ستاره ای کهکشان راه شیری را یافت.
این تحقیقات همچنین آشکار کرده است که کهکشان راه شیری تا کنون تعداد بیشتری از کهکشانهای کوتوله یا مینی کهکشانهایی که بیش از 100 میلیون ستاره در خود گنجانده اند را نسبت به آنچه در گذشته تصور می رفت، بلعیده است. مطالعات پیشین نشان داده بودند که تنها دو کهکشان کوتوله در راه شیری غریبه هستند اما مطالعات جدید تعداد این کهکشانها را به 6 یا 7 کهکشان افزایش داده است.
بر اساس گزارش ان بی سی، اخترشناسان بر این باورند با وجود اینکه کهکشانهای کوتوله در راه شیری از هم پاشیده اند و ستاره های آنها اکنون بخشی از ستاره های دیگر کهکشان به شمار می روند، خوشه های کروی ستاره ای همچنان دست نخورده باقی مانده و از فرایند به هم پیوستگی نجات پیدا کرده اند.

YAGHOT SEFID
2010/3/13, 03:50 PM
اولین آسانسور فضایی (http://www.noojum.com/top-news/80-top-news/2649-space-elevator-wins-900000-nasa-prize.html)

http://www.noojum.com/images/stories/news/nasa/space-elevator1.jpg (http://www.noojum.com/images/stories/news/nasa/space-elevator1.jpg)

آیا تاکنون به آسانسوری که از زمین تا فضا امتداد داشته باشد فکر کرده اید؟! آسانسوری که بتواند تجهیزات (و حتی فضانوردان و توریست های فضایی) را به فضا انتقال دهد و در آینده ای نزدیک دیگر نیازمند استفاده از موشک و یا شاتل ها در تمام مسافرت های فضایی نباشیم؟!
این طرح یکی از برنامه های آینده ناسا می باشد که در حال حاضر در حال برسی آن بوده و جوایزی بالغ بر چندین میلیون دلار برای بهترین ایده ها و طرح ها در این زمینه اختصاص داده است.یک روبات بالارونده که با لیزر کار می کند در رقابی که به منظور ارتقاء تکنولوژی در ساخت آسانسور فضایی آینده ترتیب داده شده بود مبلغ 900 هزار دلار برنده شد.

برای ساخت یک آسانسور فضایی نیاز به قائم نگه داشتن یک کابل در نزدیکی استوای زمین است درحالیکه هزاران کیلومتر مابقی آن تا درون فضا امتداد داشته باشد. نیروی گریز از مرکز حاصل از چرخش زمین کابل را راست و مستقیم نگه خواهد داشت و یک روبات قادر خواهد بود از آن بالا رفته و تجهیزات همراه خود را در مدار قرار دهد.

http://www.noojum.com/images/stories/news/nasa/space-elevator6.jpg (http://www.noojum.com/images/stories/news/nasa/space-elevator6.jpg)تصویر گرافیکی نمونه ای از آسانسورهای فضایی آینده

هرچند ساخت یک آسانسور فضایی به میلیاردها دلار سرمایه گذاری نیاز دارد اما طرفداران آن می گویند با یک بار هزینه برای این تکنولوژی، سفر به فضا ارزان تر از سفر با راکت ها تمام خواهد شد.
اما در ابتدا باید موانع تکنولوژیکی عظیمی را پشت سر گذاشت از جمله چگونگی عرضه نیرو به روبات بالارونده.
به همین منظور ناسا رقابتی را با جایزه 2 میلیون دلاری و با نام "نبرد قدرت" (Power Beaming Challenge) ترتیب داد. در این رقابت روبات های بالارونده که از روی زمین و به صورت کنترل از راه دور تغذیه نیرو می شوند تلاش می کنند هر چه سریعتر از یک کابل بالا روند.

روبات برنده توسط تیمی به نام LaserMotive در واشنگتن ساخته شد و همانند دو رقابت کننده دیگر برای جذب انرژی از لیزر مادون قرمز زمینی براساس سلول های خورشیدی استفاده کرد.

LaserMotive در روز چهارشنبه، لیزر خود ا به کار انداخت تا قدرت روبات بالارونده خود را تامین کند که توانست از کابلی که از یک هلی کوپتر آویزان بود تا 900 متر بالا رود. این برنامه در پایگاه نیروی هوایی ادوارد واقع در کالیفرنیا انجام گرفت.

روبات این مسیر را در طی 4 دقیقه و با سرعت متوسط برابر 7/3 متر بر ثانیه طی کرد. روز بعد این شاهکار را با سرعتی برابر با 9/3 متر بر ثانیه تکرار کرد.

http://www.noojum.com/images/stories/news/nasa/340x_lasermotive.jpg (http://www.noojum.com/images/stories/news/nasa/340x_lasermotive.jpg)

روز جمعه دو تیم دیگر از دور مسابقه خارج شدند. به عبارتی دیگر LaserMotive تمام جایزه 900 هزار دلاری ناسا را خواهد برد.
1/1میلیون دلار باقی مانده جایزه ناسا به شرکت کننده ای تعلق می گیرد که بتواند با سرعتی بیش از 5متر بر ثانیه از کابل بالا رود.


http://www.noojum.com/images/stories/news/nasa/space-elevator8.jpg (http://www.noojum.com/images/stories/news/nasa/space-elevator8.jpg)

تصویر بالا مربوط به چگونگی انجام آزمایش و پیروزی LaserMotive در این رقابت می باشد.

تیم بعدی از دانشگاه Saskatchewan کانادا، تنها پس از طی چند متر از کابل از حرکت باز ایستاد و نتوانست به پایان برسد.
روبات سوم متعلق به تیم کانزاس سیتی (Kansas City Space Pirates) نیز تنها بخشی از مسیر را طی نمود.


http://www.noojum.com/images/stories/news/nasa/space-elevator5.jpg (http://www.noojum.com/images/stories/news/nasa/space-elevator5.jpg)
ناسا LaserMotive را به عنوان برنده جایزه 900 هزار دلاری معرفی کرد و طی یک مراسم تشریفاتی جایزه را اعطا نمود.

هرچند آسانسور فضایی به صورت یک هدف دور از دسترس باقی ماند لیکن ناسا از تکنولوژی انتقال نیرو به صورت wireless (از راه دور) در کارهای دیگری از جمله انتقال نیرو به قمرپیماهایی که در دهانه های همیشه تاریک (جایی که انرژی خورشیدی در دسترس نیست) حرکت می کنند، استفاده خواهد نمود.

منبع : سایت نجوم ایران (http://www.noojum.com/index.php)

meysam_sky
2010/3/13, 05:02 PM
ای ول خیلی باحال بود
ممنون
:gol::heart::gol:

safa_re5000
2010/3/13, 10:33 PM
کی اینارو ساختن و به ما نگفتن ؟؟

بلکه این جایزه ها رو برنده می شدیم؟؟

jimmi
2010/3/13, 11:11 PM
واااای آقا باورتون میشه این ایده رو من وقتی داشتم راجع به مدار Geostationary توی تاپیک نقاط لاگرانژی توضیح میدادم به ذهنم رسید!
جالبیش اینه که بعد از اینکه کابل آسانسور رو به حالت ایستاده درآوردید هیچ نیازی به پایه و فنداسیون(یا فندانسیون!) و این چیزا نیست. حتی میشه ته کابل دقیقاً مثه کابلی که از یه هلی کوپتر آویزونه، آویزون باشه!
و حتی میشه مثه کوهنوردا یه برنامه ی نردبان نوردی تا ایستگاه فضایی بین راه ترتیب داد و آب و غذا رو هم با لوله های نردبون برای فضانوردا ی نردبونی فرستاد!! خلاصه ینی پیاده هم میشه رفت، فقط گاو نر میخواهد و مرد کهن!!!

jimmi
2010/3/13, 11:16 PM
تازه از اینا به تعداد زیاد میشه تو نقاط مختلف استوا راه انداخت!...
فقط بدیش میدونید چیه؟ ماهواره های فراوونه دور و بره زمین هی چپ و راست میخورن به این آسانسورمون و.... فاتحه...

YAGHOT SEFID
2010/3/14, 10:04 AM
کشف سریعترین ستاره های جهان ... :smile::gol: دانشمندان دانشگاه وارویک موفق به کشف سیستم دوتایی از ستاره هایی شده اند که با سرعتی برابر 500 کیلومتر بر ثانیه به دور یکدیگر می چرخند.

به گزارش خبرگزاری مهر، اخترشناسان موفق به کشف پر سرعت ترین زوج ستاره ای در کهکشانها شدند که با سرعتی برابر 5.4 دقیقه به دور یکدیگر در چرخشند.

برای داشتن چنین مدار پر سرعتی ستاره ها باید با سرعتی برابر 500 کیلومتر بر ثانیه حرکت کنند. این جفت ستاره ای چرخنده با نام HM Cancri در عین حال از باریکترین مداری که تا کنون در سیستمهای ستاره ای مشاهده شده برخوردار است. هر دو این ستاره ها کوتوله های سفیدی هستند که بقایای حجیم و سفید رنگ باقی مانده از مرگ ستاره های شبه خورشیدی به شمار می روند.

در چنین منطقه باریکی گازهای داغ میان دو ستاره در جریان بوده و مقادیر زیادی انرژی از خود آزاد می کنند. به گفته محققان این یکی از برترین نمونه ها از سیستمهای دو تایی کوتوله ها است که تا به حال شناخته شده اند. رصدهای اولیه مداری 5.4 دقیقه ای را برای این سیستم تخمین زده بود اما محققان از اینکه پالسهای نوری دریافتی از هر دو ستاره در حال چرخش ناشی می شوند یا اینکه این نورها تنها از یکی از ستاره ها ساطع می شود، تردید داشتند.

به منظور تایید حرکت چرخشی دو ستاره محققان از دومین تلسکوپ بزرگ نوری جهان، W.M. Keck در هاوایی استفاده کرده و نوسانات دو ستاره را اندازه گیری کردند. به گفته محققان دامنه این نوسانات می تواند دیدگاه دقیقی از دوره چرخش و جرم ستاره ها ارائه کند. در عین حال رصدها نشان داد تابشهای نوری از ستاره ها در جهت های متضاد در حرکتند و این به آن معنی است که تابشهای نوری از هر دو ستاره در حال حرکت ساطع می شوند.

بر اساس گزارش فاکس نیوز، دانشمندان اعلام کردند امکان حرکت سریعتر سیستم دوتایی HM Cancri وجود ندارد زیرا در این صورت ستاره ها به یکدیگر نزدیکتر شده و با یکدیگر ترکیب می شوند و انفجار بزرگ ستاره ای شکل خواهد گرفت.

YAGHOT SEFID
2010/3/14, 11:51 AM
آندرومدا چیست؟ (http://www.noojum.com/article/124-all/2422-andromeda.html)

http://www.noojum.com/images/stories/news/maghale/andromeda2.jpg
نزدیک ترین کهکشان مارپیچی که شبیه کهکشان ماست آندرومدا نام دارد. حتی در شرایط رصدی متوسط هم میتوان آن را همچون ابری مه آلود از گاز و غبار دید. در یکی از خبرهای اخیر ناسا درباره اش چنین آمده: ((... کهکشان آندرومدا را اخترشناس ایرانی، عبدالرحمن صوفی، به نام «ابر کوچک» می شناخته و در سال 964 میلادی در کتابش «صورالکواکب» به آن اشاره کرده است. احتمالا این اخترشناس ایرانی آن را در سال 905 میلادی رصد کرده است...))
آندرومدا به سبب نزدیکی اش به ما، از هر کهکشان دیگری در عالم بیشتر بررسی شده است، چون به ما امکان میدهد که همه ویژگی های کهکشان خودمان را، که به سبب وجود غبار میان ستاره ای نمی بینیم، در آن بررسی کنیم. برخی از این ویژگی ها به این شرح اند: ساختار مارپیچی، خوشه های کروی و باز ستاره ای، ماده میان ستاره ای، سحابی های سیاره نما، بقایای انفجارهای ابرنواختری، هسته کهکشان، کهکشان های همراه و بسیاری دیگر.
نخستین شرح از آندرومدا، که آن را ابری از گاز معرفی کرده، در کتاب صورالکواکب، نوشته اخترشناس ایرانی، عبدالرحمن صوفی، در سال 964 میلادی آمده است. نخستین شرح از رصد تلسکوپی آن را سیمون ماریوس در سال 1612 ارائه کرد. شارل مِسیه، بی خبر از کشف صوفی و ماریوس، آن را به نام M31 در فهرست بزرگ سحابی هایش آورد.


http://www.noojum.com/images/stories/news/maghale/andromeda3.jpg


سال ها به غلط تصور می شد که (( سحابی بزرگ آندرومدا)) یکی از نزدیکترین سحابی ها به ماست. البته، اخترشناس شهیر انگلیسی، سر ویلیام هرشل، کاشف سیاره اورانوس، نخستین بار به درستی آندرومدا را نزدیکترین ((جهان جزیره ای))، همچون راه شیری، لقب داد. اما به اشتباه تخمین زد که فاصله آندرومدا (( نباید بیش از 2000 برابر فاصله ستاره شباهنگ (1700 سال نوری) باشد))؛ و قطرش را 850 برابر فاصله شباهنگ و ضخامتش را 155 برابر این فاصله تخمین زد. این ابعاد بسیار بیشتر از ابعاد واقعی اند، البته به نظر می رسد که علت بیشتر در کم تخمین زدن فاصله شباهنگ از سوی هرشل بوده است. امروزه میدانیم که فاصله آندرومدا از ما حدود 9/2 میلیون سال نوری، قطرش حدود 200 هزار سال نوری و ضخامتش 1000 سال نوری است.

http://www.noojum.com/images/stories/news/maghale/andromeda4.jpg
در سال 1912، وی.ام.سلیفر، از رصد خانه لاول، سرعت شعاعی ((سحابی)) آندرومدا را اندازه گرفت و متوجه شد که این سرعت - 266 کیلومتر بر ثانیه در حال نزدیک شدن به ما – بیشترین سرعتی است که تا به حال برای این سحابی اندازه گیری شده بود. همین، نشانه ای از ماهیت فراکهکشانی آندرومدا بود. اما، این ویلیام هاگینس، پیشگام طیف سنجی، بود که متوجه تفاوت طیفی سحابی های گازی و کهکشان ها شد؛ طیف سحابی ها دارای خطوط جذبی و طیف کهکشان ها پیوسته است.


در سال 1923، ادوین هابل نخستین ستاره متغیر قیفاووسی را در کهکشان آندرومدا یافت. بنابراین، فاصله میان کهکشانی و ماهیت کهکشانی 31M را مشخص کرد. اما محاسبه اش از فاصله آندرومدا با ضریبی حدود 2 خطا داشت؛ خطایی که تا سال 1953 مشخص نشد.
کهکشان راه شیری و آندرومدا در کنار هم یکی از با شکوه ترین مخلوقات عالم، یک جفت کهکشان مارپیچی، را تشکیل میدهد. بسیاری از مارپیچی ها جفت اند، اما اغلب نامتقارن اند؛ یعنی یکی خیلی بزرگتر از دیگری است. آنها در جهت های مخالف هم می چرخند؛ یعنی یکی در جهت چرخش عقربه های ساعت و دیگری در خلاف جهت چرخش عقربه های ساعت. این چرخش نشان دهنده این حقیقت است که آنها تقریبا هم زمان با هم از دو گرداب گاز اولیه بسیار نزدیک هم متولد شده اند؛ نه اینکه به صورت جداگانه شکل گرفته و در مسیرشان اتفاقی به هم برخورده باشند.


http://www.noojum.com/images/stories/news/maghale/andromeda5.jpg

شباهت ها بین این دو کهکشان بسیارند. هر دو بازوهای پر غباری دارند که از نور میلیاردها ستاره تازه متولد شده، از جمله خورشید ما، روشن شده اند. بازوها به صفحه ای متصلند که از میلیاردها ستاره، از انواع گوناگون، تشکیل شده است. در مرکز هردو برجستگی درخشانی دیده میشود که شامل یک سیاهچاله ، هاله ای از ستاره های ریز نقش سفید پیر ( بقایای ستاره های خورشید – مانند مُرده) ، و ازدحامی از ستاره های تازه کشف شده ریز نقش قهوه ای (ستاره هایی که برای به راه انداختن واکنش های هسته ای به حد کافی بزرگ نیستند) است. در اطراف هردو کهکشان دو کهکشان کوچکتر اما مهم، به اضافه چندین کهکشان کم اهمیت تر ، به صورت قمر در گردش اند. حتی زاویه تمایل صفحه هردو کهکشان نسبت به دیگری یکسان است؛ به گونه ای که ساکنان آندرومدا از راه شیری همان صحنه ای را می بینند که ما از آندرومدا می بینیم.



http://www.noojum.com/images/stories/news/maghale/andromeda6.jpg


البته با این همه، عارضه ای در تصاویر اخیر نمای نزدیک تلسکوپ هابل از آندرومدا دیده شده که هنوز در راه شیری کشف نشده است. در این تصاویر دو هسته دیده می شود، که شاید بتوان آن را چنان تعبیر کرد که آندرومدا ، در گذشته، کهکشان کوچکی را، که با آن برخورد کرده جذب کرده (بلعیده) است. این نشانه ای از وقوع برخوردها در نخستین روزهای شکل گیری گروه محلی کهکشان ها می باشد؛ گروه محلی از 21 کهکشان ؛ شامل راه شیری و آندرومدا، تشکیل شده است. شاید هم اصلا چنین شُبهه ای به خاطر وجود ابری از غبار تیره باشد که در میان هسته آندرومدا قرار دارد و باعث شده ما بخشی از آن را نبینیم.

نخستین ابرنواختر خارج از کهکشان ما ، در 20 اوت سال 1885، به کمک چندین رصدخانه، در آندرومدا کشف شد. پیش از محو شدن ابرنواختر، در فوریه سال 1890، فقط یک اخترشناس متوجه اهمیت آن شد.
آندرومدا و راه شیری با سرعت 80 کیلومتر بر ثانیه در حال نزدیک شدن به یکدیگرند و حدود 12 میلیارد سال دیگر به هم میرسند. اما، همین طور که به هم نزدیک و نزدیکتر میشوند، در حدود 2 میلیارد سال دیگر، منظره در آسمان هرکدام باید تماشایی تر شود، چون هرکدام بزرگتر و درخشان تر در آسمان دیگری دیده میشوند. ادغام نهایی آنها منجر به تولد یک کهکشان بیضوی میشود.

نوشته شیما نامی از سایت نجوم ایران


http://www.noojum.com/images/stories/news/maghale/andromeda7.jpg

YAGHOT SEFID
2010/3/14, 12:22 PM
اندیشیدن در مورد زمان قبل از بیگ بنگ (http://www.noojum.com/article/124-all/1208-the-universe.html)

http://www.noojum.com/images/stories/news/maghale/m42.jpg
قبل از بیگ بنگ چی اتفاق افتاد؟ برای این پرسش همیشه یک پاسخ قانع کننده وجود داشته " چیزی قبل از بیگ بنگ وجود نداشته". همه چیز با بیگ بنگ یا انفجار بزرگ آغاز شد. اما پاسخ درست به گفته یکتن از دانشمندان بنام شون کارول "ما این را نمی دانیم". اما حالا آقای کارول و همچنان چندین دانشمند و اخترشناس دیگر احتمال وجود زمان قبل از بیگ بنگ و تئوری های تناوبی دیگر در مورد چگونگی پیدایش کائنات را در نظر گرفته اند. آقای کارول در جریان یک گفتگو در نشست انجمن اخترشناسی امریکا در سنت لویس میسوری "تحقیقات قضاوتی ای" را مطرح نمود.
به گفته او " اخترشناس بودن در زمان حاضر خیلی جالب است، زیرا در عصر حاضر هم خوشبخت و هم مصیب زده ایم و این عصر طلایی است، اما مشکل این است که نمونه موجود از کائنات هیچ درکی به ما نمی دهد.

اولأ، مشکل موجودی است. یعنی 95 درصد کائنات محاسبه نشده. ظاهرأ اخترشناسان این مشکل را با اختراع ماده تاریک و انرژی تاریک، حل نموده اند. اما فقط بخاطر اینکه ماده را برای مطابقت دادن با اطلاعات (داده ها) "اختراع نموده ایم" بدین معنی نیست که ماهیت کائنات را شناخته ایم.

اما حیرت بزرگ دیگر در مورد کائنات، اطلاعات بدست آمده از کاوشگر ناهمسانگردی ریز موج ویلکنسون (WMAP) می باشد که در حال مطالعه ریز موج های پس زمینه کیهانی یا "پژواک" بیگ بنگ است.

این سفینه کاوشگر با تصاویر برداری از مراحل اولیه کائنات، نشان داد که کائنات در آن زمان چقدر داغ، چگال و آرام بود (آنتروپی یا کهولت ضعیف داشت). ما تا هنوز نمی دانیم که چرا این گونه بود. این خود حیرت بزرگتری نسبت به مشکل موجودی یا محاسبه کائنات است، زیرا کائنات ما طبیعی به نظر نمی رسد. وضعیت آنتروپی های ضعیف، همراه با شرایط اولیه احتمالی که به ایجاد کائناتی، نظیر کائنات ما منجر گردید، بسیار نادر است. زیرا اکثریت عمده آنتروپی بالاتر دارند و نه ضعیف.
(انتروپی بردار زمان است یعنی یک شاخص اساسی زمان. از دیدگاه انرژی آزاد، انتروپی با گرمایی که برای انجام کار در دسترس نیست، ارتباط دارد.انتروپی اندازهٔ بی‌نظمی سیستم یا ماده‌ای است که در حال بررسی است. انتروپی معیاری از اشتباهات تصادفی است که در هنگام انتقال یک سیگنال (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%84) به وجود می‌آید. بنابراین می‌تواند معیاری از بازدهی سیستم ارسال پیام باشد. بر گرفته از ویکی پدیا)

به گفته کارول یکی از پدیده های حیران کننده در مورد کائنات، این است که همه چیز تغییر می کند و این تغییرات در یک جهت پایدار از گذشته به آینده در سراسر کائنات می باشد. ما آن را تیر یا پیکان زمان نامیده ایم. این تیر از قانون دوم ترمودینامیک، که نیازمند آنتروپی می باشد. قانون اظهار می دارد که سیستم های بسته بطور ثابت با گذشت زمان از حالت منظم به بی نظمی تغییر می کنند. این قانون در فیزیک و اخترشناسی اساسی می باشند.

یکی از پرسش های بزرگ در مورد شرایط اولیه کائنات این است که چرا آنتروپی این قدر ضعیف آغاز شد؟ آنتروپی نزدیک به بیگ بنگ عامل همه چیز در مورد تیر زمان است. زندگی و مرگ، حافظه، جریان زمان. رویداد ها درست اتفاق افتاده و نمی تواند، معکوس گردد.

هر زمانی که یک تخم مرغ را می شکنید یا یک پیاله آب را می ریزانید، شما در واقع کیهان شناسی انجام می دهید. پس برای اینکه بتوان به پرسش ها در مورد کائنات و تیر زمان پاسخ داد، شاید مجبور گردیم تا زمان یا اتفاقات قبل از بیگ بنگ را هم در نظر بگیریم.

آقای کارل اصرار دارد که اینها مسایل مهمی اند که باید در مورد آنها فکر کرد. به گفته او، سرگذشت کائنات باید با مفهوم باشد. وقتی چیز های داریم که حیرت برانگیز به نظر میرسند، در آنصورت بخاطر درک این معما به جستجوی یک میکانیزم مهمی می پردازیم. کائنات با کهولت ضعیف سر نخ خوبی است که باید بر سر آن کار کرد.

در حال حاضر نمونه یا مدل خوبی از کائنات نداریم و تئوری های موجود هم به این پرسش پاسخ داده نمی توانند. قانون نسبت عام پیش بینی می کند که کائنات با یک تکینگی آغاز شده، اما هیچ چیز را تا بعد از بیگ بنگ ثابت نمی تواند.

تئوری تورم، که یک دوره انبساط بسیار سریع (نمایی) کائنات را در جریان لحظات نخستین پیشنهاد می کند، نیز کمکی نمی تواند. به قول آقای کارل برعکس مشکل آنتروپی را بدتر می سازد. تورم نیازمند یک تئوری در مورد شرایط نخستین است.

نمونه های دیگری از کائنات نیز وجود دارند، اما آقای کارل طرفدار نظریه چندین کائنات است که کائنات های "نوزاد" را ایجاد می کنند. او می گوید تمام قصه شاید به جهان مرئی ما خلاصه نشود و اگر ما یک بخشی از کائنات بزرگ هستیم، پس شرایط تعادل کهولت یا آنتروپی بزرگتر وجود ندارد و آنتروپی هم به وسیله کائنات های شبیه کائنات خودمان بوجود می آید.


http://www.kabulsky.com/picture/WMAP%20cmb.jpg
آقای کارل تحقیقات تازه ای را که همراه با تیم اش با بررسی مجدد اطلاعات (داده های) ناهمسانگردی ریز موج ویلکنسون انجام داده در میان می گذارد. کارل و تیم او می گوید که بر اساس اطلاعات کائنات ها همه "غیر متعادل" یا متمایل به یک طرف اند.

اندازه گیری های کاوشگر نشان می دهد که نوسان در پس زمینه ریز موج حدود 10 درصد در یک قسمت آسمان نسبت به قسمت دیگر آن بیشتر است.

یک توضیح در مورد " کائنات سنگین در یک پهلو" درصورتی وجود دارد که این نوسانات نشاندهنده یک ساختار باقی مانده از کائنات های تولید شده توسط کائنات ما باشد.

کارل می گوید به تمام این موضوع می توان با درک گرانش کوانتومی کمک کرد. " نوسان کوانتومی می تواند کائنات های جدید ایجاد کند. اگر نوسانات دمایی در یک فضای آرام می تواند به ایجاد کائنات های نوزاد منجر گردد، در آنصورت این کائنات ها باید آنتروپی خود را داشته باشند که می توانند باعث ایجاد کائنات های دیگر گردند.

sara85
2010/3/14, 01:25 PM
نظريه اي كه چند سال اخير ابراز شده بيان مي دارد كه احتمالا فضا و زمان پس از انفجار بزرگ Big Bang آغاز نشده است بلكه فضا و زمان هميشه وجود داشته است و يك چرخه بي پايان از انبساط و انقباض را انجام مي دهد.
پاول استينهارت ، فيزيكدان دانشگاه پرينستون و نيل توروك از دانشگاه كمبريج دو دانشمندي هستند كه اين نظريه را ابراز كرده اند. طبق اين نظريه در هر چرخه جهان از ماده داغ و چگال انباشته مي شود و پس از آن مرحله انبساط را آغاز مي كند كه در طي آن جهان سرد مي شود. تا اينجاي كار همه چيز شبيه تصوير ارائه شده از نظريه انفجار بزرگ است. بعد از گذشت 14 ميليارد سال انبساط جهان شتاب بيشتري به خود مي گيرد. البته مشاهدات تجربي مويد اين نظريه مي باشد. بعد از گذشت تريليون ها سال ماده به طور كامل منتشر شده و به حداكثر انبساط خود مي رسد. تابش نيز در سرتاسر جهان پراكنده مي شود و بدين ترتيب مرحله انبساط جهان متوقف مي شود. در مرحله بعد يك ميدان انرژي ، ماده و تابش هاي جديدي توليد مي كند و بنابراين اين چرخه مجددا شروع مي شود.
اين تئوري جديد پاسخ هاي محتملي را براي چندين مسئله كه مدت هاي مديدي در زمينه انفجار بزرگ در ذهن دانشمندان وجود داشت ؛ پاسخ مي گويد. نظريه انفجار بزرگ طي چند دهه گذشته نظريه غالب در زمينه كيهان شناسي به شمار مي فت. از جمله پرسش هايي كه در نظريه انفجار بزرگ بدون پاسخ مانده است مي توان به پرسش زير اشاره كرد :
"چه چيزي براي اولين بار منفجر شده و چگونه قبل از آغاز زمان آن چيز وجود داشته است؟"
استينهارت ، استاد فيزيك كه از جمله ارائه دهندگان اين نظريه مي باشد در اين زمينه مي گويد : " اين نظريه نيز تفسير هاي موفقيت آميزي در مورد جهان هستي ارائه مي دهد و همانند نظريه انفجار بزرگ ، قادر به توجيه شرايط موجود مي باشد ؛ اما نكته قابل ذكر آن است كه شواهد قاطعي در دست نيست كه بيان كند كداميك از اين نظريه ها صحيح است."
وي در ادامه مي افزايد " "در اين مرحله من نمي توانم هيچ كدام از اين نظريه ها را رد كنم. چيزي كه براي من جالب است اين است كه ما در حال حاضر دو نظريه داريم كه از جهات بسياري با يكديگر فرق اساسي دارند و ما احتمالا تا چند سال آينده مي توانيم به طور تجربي صحت و سقم اين دو نظريه را بررسي كنيم ." نظريه انفجار بزرگ حدودا 60 سال پيش ارائه شده است و در طي اين مدت براي آنكه بتواند مشاهدات تجربي را به نحو شايسته اي توجيه كند ؛ تغييراتي در آن صورت گرفته و تا حدودي توسعه يافته است. يك عنصر بسيار اساسي كه در دهه 1980 به اين نظريه افزوده شده است مفهوم "تورم" است .
مفهوم تورم بيانگر دوره انبساط بسيار سريع است كه در خلال اولين ثانيه هاي بعد از انفجار بزرگ روي داده است. دوره تورم براي تشريح وضعيت يكنواختي و همگوني جهان كه توسط ستاره شناسان مشاهده شده عنصري مهم است . اين مفهوم ضمنا مي تواند توجيه كننده نحوه تشكيل كهكشانها باشد. اين دانشمندان بعد ها مجبور شدند تا به نظريه انفجار بزرگ مفهوم "انرژي سياه" را نيز بيافزايند. به اين دليل مفهوم انرژي سياه به نظريه انفجار بزرگ اضافه شده است كه توجيه گر مشاهدات جديدي باشد كه بيان مي دارد انبساط جهان شتاب بيشتري به خود گرفته است .
در تئوري جديد صحبتي از تورم و انرژي سياه به ميان نمي آيد و اين دو مفهوم با ايده ميدان انرژي جايگزين شده است. بر طبق اين نظريه ميدان انرژي در حال نوساناست و بدين ترتيب زماني باعث انبساط جهان و زماني ديگر باعث ركود مي شود. در عين حال اين نظريه تمام پديده هايي كه اخيرا مشاهده شده اند را به همان خوبي نظريه انفجار بزرگ توجيه كند.
استينهارت كه يكي از پيشگامان ارائه تئوري تورم است در اين زمينه مي گويد : " از آنجايي كه نظريه جديد به مفروضات كمتري نياز دارد ، استفاده از آن آسانتر به نظر مي رسد." حسن ديگر اين نظريه اين است كه مي تواند بدون افزودن مفروضات بيشتري به آن آينده جهان را پيش بيني كند. اين نظريه مي گويد جهان چرخه هاي مشخصي را طي مي كند كه هر كدام از آنها ممكن است تريليون ها سال طول بكشد اما در مقابل نظريه انفجار بزرگ مفهوم تورم نمي تواند آينده دراز مدت جهان را پيش بيني كند . همانگونه كه مفاهيمي همانند انرژي سياه و تورم به طور غير مترقبه مطرح مي شوند ؛ مي توان مفهوم ديگري را نيز به آنها اضافه نمود تا نحوه انبساط را به گونه ديگري توجيه كند در عين حال مدل چرخه اي حاوي چندين مفهوم جديد است كه توروك و استينهارت در طي چند سال گذشته به همراه دنشجويان پرينستون و همكارانشان از دانشگاه پنسيلوانيا و موسسه مطالعات پيشرفته ارائه داده اند. جرميا استريكر استاد اختر فيزيك پرينستون و استاد پروازي اختر فيزيك و فلسفه عملي كمبريج در اين زمينه مي گويد : "اين تحقيقات كه به وسيله پاول استينهارت و نيل توروك انجام گرفته بسيار غير مترقبه و جالب است. اين ايده جديد و بزرگ طي دو دهه گذشته در زمينه هستي شناسي منحصر به فرد است. سر مارتين ريز از محققين انجمن سلطنتي كمبريج خاطر نشان مي سازد كه خواص كليدي و مهم مفاهيم فيزيكي مربوط به جهان در حال انبساط ، همچنان در حد حدس و گمان باقي مانده است و تاكنون مشاهد ه اي يا آزمايش تجربي كاملا آنها را تائيد نكرده است. ريز در ادامه مي افزايد : " در طي 20 سال گذشته نظريات بسيار زيادي ارائه شده است.استينهارت و توروك نيز حدسيات جديدي را كه مبتني بر تصورات است ارائه داده اند. كار آنها تاكيدي است بر اين مطلب كه ما بايد بعضي از مفاهيم روزمره فيزيكي كه براي ما عادي و معمولي است را كنار بگذاريم. به عبارت ديگر ما براي اينكه پيشرفت هاي جديدي را شاهد باشيم لازم است از مفاهيم روزمره فضا و زمان چشم پوشي كنيم.
نظريه چرخه اي جهان بيانگر تركيبي از مفاهيم استاندارد فيزيك و ساير مفاهيم پيشرفته فيزيكي است ، كه نشان دهنده تلاش هاي مجدانه فيزيكدانان براي توسعه يك تئوري فراگير است كه شامل تمام ذرات و نيرو هاي فيزيكي شناخته شده مي باشد. گرچه اين نظريات از رياضيات پيشرفته اي استفاده مي كنند ؛ اما در عين حال مي توانند تصويري از نظريه چرخه اي جهان رانيز ارائه كنند.
براساس اين تئوري ها جهان بايد شامل دو صفحه موازي بسيار بزرگ باشد. براي تجسم بهتر ، دو صفحه كاغذ را كه فاصله آنها بسيار بسيار كم است ؛ را در نظر بگيريد. اين فاصله به عنوان يك بعد ديگر يا بعد پنجم عمل مي كند كه البته تشخيص آن بطور عملي براي ما دشوار است. در مرحله اي از زمان كه ما در آن بسر مي بريم ، صفحات در تمام جهات منبسط مي شوند و تمام جرم و انرژي را كه دارند در جهات مختلف منتشر مي كنند. بعد از گذشت تريليون ها سال ، وقتي كه جهان از جرم و انرژي خالي شد ؛ وارد مرحله اي جديد مي شود . در اين مرحله كه "ركود" ناميده مي شود ؛ انبساط متوقف مي شود و در عوض صفحات شروع به حركت به سمت يكديگر مي كنند؛ و بدين ترتيب بعد پنجم دچار انقباض مي شود. هنگامي كه صفحات منقبض مي شوند كم كم به يكديگر نزديك مي شوند تا در نهايت با يكديگر برخورد كنند. اين برخورد باعث مي شود كه اين صفحات انباشته از ماده چگال شوند و دماي آنها به طور غير منتظره اي بالا رود. اين قسمت پيش بيني ها با مفاهيم ارائه شده توسط مفهوم انفجار بزرگ همخواني دارد. وقتي كه مجددا اين صفحات از يكديگر دور مي شوند بار ديگر انبساط آغاز مي شود . نكته قابل ذكر آن است كه اين صفحات كه در مورد آنها صحبت شد ؛ جهان هاي مختلف و موازي يكديگر نيستند ؛ بلكه در حقيقت قسمت هاي مختلفي از يك جهان هستند. يك قسمت از اين جهان يا يك صفحه شامل تمام ماده معمولي است كه ماهيت آن براي ما آشناست و صفحه ديگر شامل چيزي است كه براي ما ناشناخته است". استينهارت در ادامه مي گويد :
چيزي كه جرم سياه ناميده مي شود و عقيده بر آن است كه قسمت عمده جهان را تشكيل مي دهد در اين قسمت از جهان قرار دارد. بر هم كنش اين دو صفحه فقط براساس جاذبه گرانشي است ؛ يعني اجرام موجود در يك صفحه جاذبه شديدي به اجرام صفحه مقابل وارد مي كنند . استينهارت مي گويد : حركت و خواص اين صفحات از مفاهيم رياضي كه براي بيان آنها به كار گرفته شده است ؛ ناشي مي شود. اين امر برخلاف مفهوم انفجار بزرگ است كه مفهوم انرژي سياه بعدا به آن اضافه شده است تا بتواند مشاهدات تجربي را توجيه كند.
استينهارت و توروك مشغول تعديل و تكميل اين نظريه هستند و در جست و جوي مفاهيم نظري و تجربي مي باشند كه نشان دهنده برتري يكي از اين نظريات بر ديگري باشد. آنها مي گويند : ما مي دانيم كه با مشاهدات دقيق تري كه در دهه هاي آينده و يا حتي در سال هاي آينده انجام مي گيرد شما مي توانيد به صحت و سقم اين نظريات پي ببريد. اينها موقعيت هاي جالبي است كه ما را به سوي خود جذب مي كند . ممكن است به نظر شما يكي از اين نظريات از نظريه ديگر جالبتر باشد ؛ اما به نظر من طبيعت بهترين داور است و مي تواند بگويد كدام نظريه صحيح و كدام غلط است.
منبع :mrm.persianblog.com

YAGHOT SEFID
2010/3/14, 02:18 PM
مهاجرت مشتری و زحل (http://www.noojum.com/article/55-satrun/1200-2009-04-10-03-36-32.html)

http://www.noojum.com/images/stories/news/other/s268.jpg
وقتی مریخ و مشتری در چهار میلیارد سال قبل به محل امروزی شان مهاجرت کردند، زخم یا اثراتی بر چهره کمربند سیارک ها از خود به جا گذاشته اند که تا امروز دیده می شود.این شواهد توسط دو دانشمند از دانشگاه اریزونا در توسکانی در شماره این هفته مجله طبیعت آشکار شده است.از مدتها قبل مشخص شده که در بعضی از مناطق خاص کمربند سیارک ها خلاء هایی بنام "خلاء کرکوود" وجود دارد. بعضی از این خلاء ها به مناطق یا زون های ناپاپدار مشهور اند؛ جائیکه قوه گرانش امروزی مشتری و زحل سیارک ها را به بیرون پرتاب می کند. به گونه دیگر بعضی از سیارک ها در زمان گردش بدور خورشید داخل این خلاء می افتد و برای مدتی تحت گرانش مشتری قرار میگیرد. سپس مشتری این سیارک را با فشار تمام به بیرون از این خلاء پرتاب می کند و در مدار جدیدی بدور خورشید قرار می دهد. اما برای اولین بار آقای مینتون و مالهوترا متوجه شدند که بعضی از این پاک سازی ها با مطالعات مطابقت ندارند.
مینتون می گوید "ما دریافتیم که بعضی از این مناطق نسبت به دیگر مناطق خالی از سیارک اند و این همان مناطق کرکوود نیست که وجود آنها را مدار های فعلی سیاره ای توضیح می دهد." در یک سند دیگر آقای کووین والش می نویسد " از لحاظ کیفیت طوری به نظر میرسد که یک توده عظیم برف از میان کمربند سیارک ها عبور نموده و سیارک های سر راه خود را با ضربت پس زده و حرکت خود توده برف هم در اثر برخورد ها آهسته و در نهایت در لبه داخلی کمربند متوقف شده است"



آقای والش در رصد خانه دی لا آزور فرانسه کار می کند. در ادامه می گوید که خلاء های کرکوود (که در سال 1867 توسط دانیل کرکوود کشف شد) به قسمتی از رزونانس (تشدید) مداری با مشتری گفته می شود و در حقیقت مدتی یا سهمی از مدار مشتری را تشکیل می دهد. به گونه مثال " سه دور یک سیارک بدور خورشید در واقع یک دور مشتری بدور خورشید می باشد که به معنی رزونانس مداری 1: 3 با این سیاره را تشکیل می دهد. اجرام در رزونانس مداری با یک سیاره غول طبعأ مدار ناپایدار می داشته باشد و به احتمال از منظومه شمسی بیرون پرتاب می شود.
اخترشناسان باور دارند وقتی سیارات مهاجرت می کنند، اجرامی که در رزونانس مداری با آنها قرار می گیرند نیز تغییر مکان می دهند و در نتیجه در فاصله های زمانی مختلف بر قسمت های مختلفی از کمربند سیارک ها تأثیر می گذارند.



پس از زمان قرار گرفتن سیارات در مکان های امروزی شان، اگر حادثه یا اتفاق دیگری کمربند سیارک ها را تغییر شکل نداده باشد، در آنصورت نشانه های از مدار قبلی و مسیر مهاجرت سیارات در این کمربند هنوز باقی مانده است.



کمربند سیارک ها با نشان دادن شواهد به جا مانده در لبه داخلی و در قسمت های بیرونی خلاء کرکوود به سادگی اسرار خود را آشکار می سازد. یافته های جدید حمایت بیشتری دال بر تئوری شکل گیری سیارات غول در نزدیکی خورشید می باشد. بر اساس این نظریه سیارات غول (مشتری، زحل، اورانوس و نپتون) با ترکیب فشرده تر، نسبت به مکان های فعلی شان دو برابر نزدیکتر به خورشید شکل گرفته اند و بعد با آهستگی به بیرون سفر کرده اند.
مدار پلوتو و دیگر اجرام کمربند کویپر که در دام رزونانس مداری نپتون بند مانده اند، نیز با نظریه مهاجرت نپتون قابل توضیح است. مینتون و مالهوترا می نویسند که تبادله حرکت زاویه ای میان پیش سیارات (سیارات اولیه) باعث مهاجرت چهار سیاره غول گردید و تا زمانیکه صفحه بیرونی پیش سیاره ای خالی از مواد نشد این مهاجرت ادامه داشت.



وقتی مشتری و زحل مهاجرت کردند، باعث ویرانی کمربند سیارک ها شدند و سیارک ها را در سر راه یا مدار سیارات خاکی (زمین، مریخ، زهره و عطارد) قرار دادند و در نتیجه ساکنین کمربند سیارک ها را کم نموده و باعث بمباردمان عظیم یا سنگینی بر قسمت های درونی منظومه (جائیکه چهار سیاره خاکی موقعیت دارند) شدند.



گمان میرود که بمباردمان عظیم و سنگین اخیر در 3.9 میلیارد سال قبل یا 600 میلیون سال بعد از تولد منظومه شمسی رخ داده که دهانه های برخوردی ماه همه در نتیجه همان بمباردمان است. آقای والش می گوید بخاطر اثبات نظریه جدید پاک شدن کمربند سیارک ها گام معقول بعدی ما ارتباط آن از نظر تاریخی با بمباردمان اخیر می باشد.



ترجمه از آسمان کابل
منبع: universetoday.com

YAGHOT SEFID
2010/3/14, 02:31 PM
حیات درسیاره کوتوله سرس (http://www.noojum.com/article/124-all/1199-2009-04-10-03-27-31.html)

http://www.noojum.com/images/stories/news/maghale/m34.jpg
آیا ریشه حیات اولیه در این سیاره کوتوله بوده؟ از گذشته ها یک نظریه وجود دارد که سیاره کوتوله سرس مقدار زیادی آب در سطح خود دارد. با تصور آب در در این دنیای کوچک که در کمربند سیارک ها بدور خورشید در گردش است، امید بر موجودیت حیات به وجود می آید. شاید بگویید که بعد از این همه تلاش به جز از زمین در هیچ گوشه از منظومه شمسی موجودات زنده یافت نشده. اما اگر در یک جای دیگر از منظومه شمسی نمونه حیات یا موجود زنده را پیدا کنیم، این کارمان در واقع یک کنجکاوی علمی شمرده می شود. خوب حالا چرا از میان همه اعضای منظومه شمسی سیاره کوتوله سرس این قدر جالب است؟ اولا، به احتمال زیاد آب در آنجاست. دوم، این سیارک پیشین، آنقدر کوچک است که نسبت به سیارات بزرگتر، توده های آن در اثر برخورد شهاب سنگ ها به فضا پرتاب شده است و او را نامزد اولین بذر کننده حیات در روی زمین ساخته است.


http://www.kabulsky.com/picture/Ceres%20earth%20moon.JPG

تصویر مقیاسی از زمین، ماه و سرس. (ناسا)

همیشه یک خبر خوب نسبت به خبر بد مهمتر است. در سال 2006، وقتی اتحادیه بین المللی اخترشناسی اعلام کرد که پلوتو دیگر یک سیاره نه بلکه یک سیاره کوتوله است، شانس سرس بیشتر بود و از یک سیارک بزرگ به یک سیاره کوتوله تغییر نام کرد. حالا وجود این دنیای کوچک برای ما اهمیت بیشتر پیدا کرده.



در سال 2007، ناسا سفینه فضایی طلوع را به فضا فرستاد که در سال 2015 به این دنیای اسرار آمیز میرسد. طلوع اولین مأموریت به این منطقه دور منظومه شمسی است و به خوبی در حال حرکت است (تازه مانور گرانشی از کنار مریخ را پشت سر گذاشته است). از زمان کشف سرس در سال 1801 توسط جوزیپ پیازی، فقط چند تصویر آن در عصر ما توسط تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده.

با توجه به اندازه آن، دیدن سرس کاریست بس دشوار (در واقع کوچکترین سیاره کوتوله در آن منطقه). شاید مسئله اصلی همین باشد، اما در حقیقت جرم کم و احتمال وجود آب که حمایت گر حیات است، پژوهشگر دانشگاه گیزن در آلمان را به تحقیق و مطالعه بیشتر سرس وا داشته است. این پژوهشگر که جوب هوتکوپر نام دارد می گوید که هر چند تا هنوز معلوم نیست که سرس دارای آب مایع است یا نه، ولی من باور دارم که در صورت موجودیت آب، نمونه های حیات اولیه در اطراف دهانه های آتشفشانی اعماق بحر های سرس موجود است. اما معلوم نیست که آیا این اقیانوس ها می توانند در حالت مایع باقی بمانند، زیرا فعالیت های زمین ساختی خاصی در آنجا صورت نمی گیرد (در ضمن جرم سرس هم بسیار کم است تا بتواند هسته داغی را به مدت طولانی فعال داشته باشد) و بدور یک جرم دارای نیروی جزر و مد قوی هم در گردش نیست (مانند قمر یخی اروپا که بدور مشتری در گردش است و نیروی جزر و مدد مشتری اقیانوس های زیر سطح آن را در حالت گرم نگه داشته است). اما نظریه مربوطه به این که سرس در مقایسه با هر جرم سیاره ای دیگر دارای سرعت فرار ضعیف است، نشان می دهد که میکروب ها (به شکل آویخته به قطعات سرس) نسبت به هر سیاره دیگر مانند مریخ، بطور منظم به فضا پرتاب شده اند.

آقای هوتکوپر می گوید " من به چندین عضو منظومه شمسی که زمانی و یا همین حالا دارای اقیانوس های از آب اند، دیده ام. به گونه مثال زهره حتمأ در اوایل شکل گیری دارای اقیانوس بوده، اما جرم بیشتر این سیاره به معنی این است که جدا کردن یک تکه از آن و پرتاب آن به سوی زمین نیازمند نیروی قوی است. اجرام کوچکتر مانند سرس دارای نیروی گریز کمتر است و در اثر برخورد ضعیف یک جرم دیگر یک تکه از سطح آن جدا می شود.


http://www.kabulsky.com/picture/Dawn%20flight.jpg

تصویر خیالی سفینه فضایی طلوع در حال کاوش کمربند سیارک ها (ناسا)

همچنان به نظر میرسد که در زمان بمباران سنگین، سرس مدتی زیر بمباران بوده که این خود امکان حفظ آب در سطح را ایجاد نموده است. اگر قبل از آن عصر هر گونه حیاتی در زمین وجود داشته به احتمال زیاد برخورد های خشن آن زمان نابود کرده است. در این صورت احتمال دارد که حیات با پرتاب یک جرم سیاره ای دیگر به شکل یک شهاب به زمین آمده باشد.



هر چند محاسبات نشان می دهد که سرس یکی از بهترین نامزد ها برای منبع پانسپرمیا (panspermia) که در نهایت به شکل گیری حیات در زمین منجر شد می باشد، اما قابل سکونت بودن خود سرس هم یک مسئله مبهم و نا معلوم است. حتی اگر سرس از زمان بدترین برخورد ها یا (بمباران سنگین اخیر) جان سالم بدر برده باشد، به نظر میرسد که بیشتر میزان آب خود را در نبود برخورد ها ابقا نموده و آنگاه تکه های سرس بصورت سیارک به فضا پرتاب شده اند.



با اینکه این مسئله یکی از عرصه های جذاب پژوهشی است، ولی باید پنج سال صبر کنیم تا سفینه فضایی طلوع به آن منطقه دور و سرد منظومه شمسی برسد، بدور سرس بگردد و آنگاه می توانیم با قاطعیت به این مسئله پاسخ بدهیم.


ترجمه از آسمان کابل
منبع :universetoday.com

*setareh66*
2010/3/14, 02:41 PM
مرسی یاقوت جان .ترکوندیا!!من از اسم سرس خیلی خوشم میاد!!:surprised:
اما حیف شرمنده بی تشکرم!!:gol:

YAGHOT SEFID
2010/3/14, 02:49 PM
زمین های دیگر را چگونه بیابیم؟ (http://www.noojum.com/article/124-all/1198-2009-04-10-03-17-03.html)

http://www.noojum.com/images/stories/news/maghale/m33.jpg
بخاطر جستجوی سیارات بیرونی شبیه زمین بهتر است به خود بنگریم! از آنجائیکه کائنات خیلی بزرگ است، چگونه جستجوی سیارات بدور دیگر ستاره ها را آغاز می کنید؟ بخاطر یافتن سیارات کوچک یا دنیا های دیگر در فاصله های دور اخترشناسان چند روش دارند. اخترشناسان می توانند به "تکان" گرانشی یک ستاره که در اثر گردش سیاره بدور آن بوجود می آید، بنگرند و یا هم می توانند بر خیره شدن نور یک ستاره در اثر عبور سیاره از برابر آن ببینند.در واقع تلسکوپ فضایی کیپلر هم با همین روش به ستاره ها می نگرد و 100 هزار ستاره را بخاطر یافتن سیارات شبیه زمین و نه شبیه مشتری ارزیابی می کند. با وجود داشتن یک روش برای یافتن سیارات قابل سکونت در اطراف دیگر ستاره ها، چگونه می توانیم بخاطر گسترش دادن جستجو های ما برای یافتن موجودات هوشمند (موجودات شبیه انسان که توانایی فکر کردن را دارند) از اطلاعات بدست آمده استفاده کنیم. پژوهشگران در یک مرکز تحقیقاتی در اسرائیل همین سوال را مطرح نمودند و به این پاسخ دست یافتند. آنها می گویند اگر ما بتوانیم با این موجودات هوشمند ارتباط برقرار کنیم، باید مطمئن شویم که آنها می توانند ما را ببینند.

http://www.kabulsky.com/picture/quasar-station.jpg




طرح این کار بسیار ساده است. اول یک ستاره همراه با یک سیاره شبیه زمین را بیابید ( خوشبختانه با کمک تلسکوپ فضایی کیپلر طی سه و نیم سال آینده چند سیاره شبیه زمین خواهیم یافت)، یک فرستنده رادیویی را به سوی ستاره تنظیم کنیم و بعد پیام "سلام جهان" بفرستیم. یعنی اولین پیام مان را به موجودات ساکن در سیاره یافته شده مخابره کنیم. اگر همه چیز به خوبی پیش برود یا نرود ( البته بستگی به این دارد که این دنیا ها دوستانه خواهند بود یا خیر)، پاسخ آنها چیزی شبیه "سلام جهان، به شما" هم حد اقل طی چند دهه به ما می رسد. این یک لحظه تاریخی برای ارتباط یا مخابره بین ستاره ای خواهد بود و به یکی از مهمترین پرسش های همیشگی دانمشندان " آیا ما در این جهان هستی تنها هستیم؟" پاسخ خواهد داد.

اما تا وقتی که سفر بین ستاره ای به یک واقعیت مبدل شود، بشر و همسایه های هوشمند جدید ما در جهان هستی می توانند یک بازی بسیار طولانی مخابره ای را با هم اجرا کنند و در جریان سالها، دهه ها و حتی قرن ها خیلی چیز ها در مورد همدیگر بیاموزند (البته به فاصله هوشمندان یافت شده از ما بستگی دارد) اما یک مشکل برای این پلان وجود دارد. اگر موجودات هوشمند در حال نگریستن به جهت ما نه باشند چی؟ اگر از میان 1010 ستاره در کهکشان راه شیری فقط یک ستاره شبیه خورشید ما باشد چی؟ در آنصورت شاید هیچگاه کسی به پیام ما پاسخ ندهد.


http://www.kabulsky.com/picture/Alien%20planet1.JPG

اما شمویل نیسانو از دانشگاه تل آویو در اسرائیل همین سوال را مطرح کرد و در واقع جستجوی موجودات هوشمند در سیارات بیرونی را کمی آسان تر ساخته است. او با تصور این که موجودات هوشمند پیشرفته هم جستجو در فضا را آغاز کرده اند و در جستجوی موجودات هوشمند دیگر در اطراف دیگر ستاره ها هستند و برای برقراری ارتباط شاید از همان روشی استفاده می کنند که ما برای یافتن سیارات دیگر از آن استفاده می کنیم. بنابرین، آنها هم می توانند زمین ما را در زمان عبور از برابر صفحه خورشید ببینند. اگر قضیه این طور باشد، تا زمانیکه موجودات هوشمند دیگر به یک زاویه کوچک از صفحه دایره البروج در منظومه شمسی ما می نگرند، هرگز متوجه حضور ما نخواهند شد. خوب اگر می خواهیم موجودات هوشمند را زیاد آزار و اذیت نکنیم باید به امتداد دایره البروج پیام هایی بفرستیم.


http://www.kabulsky.com/picture/planet%20transit.JPG



از آنجائیکه زمین هر سال در یک نقطه معین فقط 13 ساعت از برابر صفحه خورشید می گذرد (از دید یک ناظر بیرونی) ستاره ما یعنی خورشید در این مدت، کمی مکدر می شود و این فرصت مناسبی است برای موجودات هوشمند دیگر تا ما را ببینند. عامل یا فاکتور اصلی در عبور مختلف سیارات درونی منظومه شمسی ( عطارد، زهره زمین و مریخ سیارات درونی اند) و رصد های ما نشان خواهد داد که امکان انتقال پیام و مخابره به سوی ما توسط هوشمندان بیرونی بسیار کم است. اما اگر ما در حال فرستادن پیام هستیم، مطمئن باشیم که روزی ارتباط و تبادله پیام با همزاد های مان در دیگر گوشه های کائنات عملی خواهد شد.

YAGHOT SEFID
2010/3/14, 03:02 PM
ممنون گلم محبت داری ...
ما هم بی تشکر شدیم جالب بید ...

*setareh66*
2010/3/14, 03:12 PM
ممنون گلم محبت داری ...
ما هم بی تشکر شدیم جالب بید ...
دوست عزیز تشکر دیگه چیه!!؟؟مهم نفس عمله!!!!!!!!!!!!:redface:

imannasa2000
2010/3/14, 06:59 PM
وقتی گالیله برای اولین بار قمرهای مشتری را از پشت تلسکوپ دید، نتیجه گرفت که کوپرنیک درست می‌گوید که زمین در مرکز عالم نیست؛ اما بررسی‌های جدید نشان می‌دهد که گالیله باید به عکس این نتیجه‌گیری می‌رسید!امروزه همه ما می‌دانیم که حق با گالیله بود: زمین به دور خورشید حرکت می‌کند، همان‌طور که کوپرنیک آن را در سال 1543 / 922 بیان کرد. اما یافته‌های محققين نشان می‌دهد که اگر گالیله می‌خواست بر اساس مشاهدات خود نتیجه‌گیری کند، باید از دیدگاه دیگری که در آن زمان مطرح بود حمایت می‌کرد؛ دیدگاه تیکونیکی. در دیدگاه تیکونیکی که توسط ستاره‌شناس دانمارکی، تیکو براهه در قرن شانزدهم میلادی مطرح شد، زمین حرکت نمی‌کند و هر چیز دیگری به دور زمین و خورشید می‌گردد.


http://hamshahrionline.ir/images/upload/news/posc/8812/Galileo1222-md.jpg

به گزارش نیچر، این نتیجه‌ای است که کریستوفر گرانی، از فیزیک‌دانان کالج فنی لوییزویل کنتاکی بعد از مطالعه دست‌نوشته‌های ستاره‌شناس دیگری که در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم و هم‌عصر گالیله زندگی می‌کرد، به آن رسیده است.

گرانی در سال 2008 / 1387 اظهار کرد که مشاهدات گالیله از ستارگان، در واقع الگوهایي انکساری است که اصطلاحا دایره‌های خیالی (Airy Disks) خوانده می‌شود. این پدیده به صورت الگوهایی از دوایر هم‌مرکز است و زمانی رخ می‌دهد ‌که نور ساطع شده از یک منبع نقطه‌ای مانند یک ستاره، از یک سوراخ عبور کند. پدیده انکسار در زمان گالیله کشف نشده بود و بنابراین وی از این پدیده خبر نداشت. در نتیجه وی به آن‌چه چشمانش یا تلسکوپش به او می‌گفت، اعتماد داشت و برای تخمین اندازه و فاصله ستارگان از مشاهداتش استفاده کرد. در نتیجه گالیله فاصله ستارگان را بسیار کمتر از مقدار واقعی و با خطایی از مرتبه هزار به‌دست آورد.

پس از این که گرانی فهمید که انکسار گالیله را فریب داده‌است، تصمیم گرفت تا یافته‌های ستاره‌شناسان معاصر گالیله را که ممکن بود موارد مشابهی را با ابزارهای خویش دیده باشند، بررسی کند. وی می‌گوید: 'مطمئنا شخص دیگری وجود داشت که تلسکوپی بهتر از تلسکوپ گالیله داشته‌باشد.'





پس از این که گرانی فهمید که انکسار گالیله را فریب داده‌است، تصمیم گرفت تا یافته‌های ستاره‌شناسان معاصر گالیله را که ممکن بود موارد مشابهی را با ابزارهای خویش دیده باشند، بررسی کند. وی می‌گوید: 'مطمئنا شخص دیگری وجود داشت که تلسکوپی بهتر از تلسکوپ گالیله داشته‌باشد.'


این شخص ستاره شناس آلمانی، سیمون ماریوس بود که بیشتر شهرت خود را مدیون نامگذاری قمرهای مشتری یعنی آیو، اروپا، گانمید و کالیستو است و ادعا می‌شود که آن‌ها را تنها چند روز قبل از گالیله کشف کرده‌است. گرانی می‌گوید که ماریوس نیز مانند گالیله، دایره‌های خیالی را با ستارگان واقعی اشتباه گرفت. اما در حالی‌که گالیله به نظر خود درباره سیستم کوپرنیکی چسبیده‌بود، تجزیه و تحلیل ماریوس از یافته‌هایش منجر به نتایج کاملا متفاوتی شد.


بر اساس گفته‌های گرانی، ماریوس بر اساس مشاهداتش نتیجه گرفت که فاصله ستارگان با زمین، نزدیک‌تر از آن است که بتواند دیدگاه کوپرنیکی را تایید کند. در دیدگاه کوپرنیکی، ستارگان در فاصله زیادی از زمین قرار دارند و در نتیجه برای مشاهده‌گر مانند نقاط درخشان به نظر می‌رسند. دیدگاه کوپرنیکی از سوی دانشمندان دیگری نیز استفاده می‌شد. به عنوان مثال ستاره‌شناس هلندی، کریستین هویگنس در کتاب خود با عنوان Systema Saturnium که 17 سال پس از مرگ گالیله و در سال 1659 به چاپ رسید، می‌نویسد: 'اگر لنز تلسکوپ توسط دود تیره شود، ستارگان مانند نقطه به نظر خواهند رسید.'


اما در عوض ماریوس استدلال کرد که مشاهده ستارگان به صورت نقاط نورانی، دیدگاه تیکونیکی را تایید می‌کند. در دیدگاه تیکونیکی، زمین بی‌حرکت و در مرکز سیستمی که ماه و خورشید به دور آن می‌گردند قرار دارد. سیارات عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل به دور خورشید می‌گردند و ستارگان در ماورای این سیارات و در یک کره ثابت قرار دارند.
گرانی می‌گوید: «استدلال ماریوس خیلی قوی‌تر از استدلال گالیله بود. در حقیقت اگر گالیله نیز بر اساس مشاهداتش نتیجه‌گیری می‌کرد، باید به نتایج یکسانی می‌رسید.» حال این سوال مطرح می‌شود که چرا گالیله به دیدگاه‌های کوپرنیک چسبید؟


رینک ورمیج، مورخ علمی دانشگاه اوکلاهاما می‌گوید: «گالیله به شدت به دیدگاه‌های کوپرنیکی متعهد بود. این موضوع که وی ترجیح داد وارد منازعاتی که برخلاف این دیدگاه بود نشود، خیلی عجیب نیست . اگرچه بر طبق استانداردهای مدرن علمی وی احتمالا نباید این کار را می‌کرد.» ورمیج اضافه می‌کند که بازار مباحثات علمی درباره دیدگاه‌های مختلف برای سالیان زیادی داغ بود و این بحث درباره اندازه و توزیع ستارگان، تنها یکی از این مباحثات به شمار می‌رود.


به گزارش آسمان پارس، گرانی نمی‌تواند بگوید چرا گالیله علی‌رغم مشاهداتش دیدگاهی را انتخاب کرد که در نهایت نیز صحیح از کار درآمد. بر اساس گفته‌های ورمیج، در دنیایی که دیدگاه تیکونیکی یک رقیب جدی برای دیدگاه کوپرنیکی محسوب می‌شد، نتیجه‌گیری ماریوس منطقی به‌نظر می‌رسد. گرانی نیز می‌گوید: 'در واقع شما باید حق را به سیمون ماریوس بدهید، زیرا وی نتیجه‌گیری خود را بر اساس بررسی یافته‌هایش و دنبال کردن منطقی آنها انجام داد.'

imannasa2000
2010/3/14, 07:14 PM
دانشمندان ناسا در جستجوی ستاره مرده و نامرئی هستند که به دور خورشید در حرکت بوده و گوی های یخی خطرسازی را به سوی زمین پرتاب می کند. ستاره "نمسیس" ستاره ای پنج برابر سیاره مشتری بوده و یکی از مقصران احتمالی انقراض دایناسورها در حدود 65 میلیون سال پیش به شمار می رود زیرا دانشمندان احتمال می دهند نمسیس منشا شهاب سنگی بوده که در آن زمان با زمین برخورد کرده و این جانداران عظیم را از پا در آورده است.
بمباران زمین به واسطه موشکهای یخی ستاره های دنباله دار و شهابسنگ عاملی است که برخی از دانشمندان آن را دلیل اصلی انقراض حیات بر روی زمین می دانند. پیش بینی شده است ستاره نمسیس در فاصله ای برابر 25 هزار برابر فاصله زمین از خورشید یا یک سوم یک سال نوری قرار گرفته باشد.
اخترشناسان معتقدند نمسیس از گروه اجرام کیهانی است که کوتوله های سرخ یا قهوه ای نام دارند، ستاره ای ناتمام که از انرژی کافی برای خورشید بودن برخوردار نیست اما می توان آن را با استفاده از تلسکوپهای ردیاب حرارت مانند تلسکوپ WISE ردیابی کرد. تلسکوپ WISE که سال گذشته به فضا پرتاب شد جستجو در میان کهکشانها را از ماه ژانویه آغار کرده است و انتظار می رود در فاصله ای برابر 25 سال نوری از خورشید بتواند هزار کوتوله قهوه ای را ردیابی کند.
منظومه خورشیدی زمین توسط تعداد زیادی از کره های یخی محاصره شده است که در فاصله دو برابر دورتر از نمسیس قرار داشته و "ابر اوئورت" نام دارند. برخی از این گوی های یخی به عنوان ستاره های دنباله دار به سمت سیاره ها پرتاب شده اند. گوی هایی از یخ، غبار و سنگ و دانشمندان دلیل پدیده پرتاب شدن آنها را به سمت سیاره ها را تاثیر گرانشی ستاره ای مرده می دانند.



http://www.globalchange.umich.edu/globalchange1/current/lectures/universe/stars.jpg


بر اساس گزارش تلگراف، یکی از بزرگترین نشانه های وجود ستاره نمسیس سیاره مرموز کوتوله ای به نام "سدنا" است که در مداری 12 هزار ساله در اطراف خورشید ردیابی شده است. دانشمندان این سیاره را جرمی بسیار عجیب می دانند و معتقدند این سیاره نباید در چنین مداری قرار داشته باشد زیرا مدار آن مداری کاملا نامتعارف و غیر عادی است. تنها دلیلی که می تواند سدنا را در چنین مداری قرار داده باشد حضور جرمی بزرگتر است که با وارد آوردن نیرو سیاره را در این مدار قرار داده است.

@spacechild@
2010/3/15, 03:50 PM
خوب گالیله هم آدم بوده دیگه!:w05:

imannasa2000
2010/3/15, 03:54 PM
خوب گالیله هم آدم بوده دیگه!:w05:
مگه ما گفتیم آدم نبوده...خوب برای پیشرفت یک علم باید اینقدر اشتباه رخ بده تا موفقیتی حاصل بشه..و موفق کسیه که از این شکست ها دل سرد نشه...
و همین که تازه بعد از 400 سال متوجه اشتباه گالیله شده ایم نشان دهنده مقام و هوش علمی بالای ایشون بوده:gol::gol::gol:

moein_13
2010/3/16, 03:49 PM
مقدمه


http://www.akhtarnama.com/images/12_lx200gps.jpg


هر وسيله جديدي که اولين بار با آن رو به رو مي شويد و مي خواهيد با آن کار کنيد، هيجاني توأم با کمي ترس در شما به وجود مي آورد. ترسي که نشانه نا آشنايي شما با آن وسيله است و اينکه چگونه بايد از آن استفاده کرد. اگر هيچ راهنمايي در دسترس نباشد، اين ترس کم کم جاي خود را به نا اميدي يا حتي از آن بدتر به دلزدگي ميدهد. اولين تلسکوپي هم که خريديد يا با آن روبه رو شديد از اين قاعده مستثني نيست. به همين دليل قبل از اينکه بگوييم چگونه از تلسکوپ استفاده کنيد بهتر است اول کمي با اين وسايل آشنا شويد. تلسکوپ در واقع يک دوربين معمولي است که براي رصد اجرام سماوي تغييراتي در آن ايجاد شده است و مانند تمام وسايل ديگري که در روز با آنها سروکار داريم داراي انواع و کاربردهاي مختلف است. بجز جزئياتي که به ساختمان و اصول کار اين وسايل مربوط مي شود وجه تمايز تلسکوپها، توان تفکيک و توان آشکار سازي اجسام کم نورتر است. اينکه اين تلسکوپ بزرگنمايي اش چقدر است يا تصوير را چقدر جلو مي آورد، جملاتي اشتباهند .چون بزرگنمايي با تعويض چشمي يا استفاده از بعضي وسايل کمکي کم يا زياد مي شود. از نظر ساختار نيز تلسکوپها تفاوتهاي اساسي با هم دارند.



انواع تلسکوپها


http://www.akhtarnama.com/images/Telescope%20Selection_2_2.jpg


تلسکوپهايي که با نور مرئي کار مي کنند به سه دسته کلي شکستي، بازتابي و بازتابي ـ شکستي تقسيم ميشوند. هر کدام از اين گروه ها خود به چند دسته ديگر تقسيم مي شوند که در نهايت شما را در مقابل تعداد زيادي تلسکوپ قرار مي دهد. نترسيد در عمل فقط چند نمونه تلسکوپ براي استفاده هاي آماتوري توليد و به بازارعرضه مي شود و متأسفانه در بازاري مثل بازارکشور ما عملاً انتخابهاي شما بسيار محدودتر هم مي شود. با وجود اين فکر مي کنم آشنايي با آنها براي همه ما مفيد باشد.


تلسکوپهاي شکستي

http://www.akhtarnama.com/images/6ref_lxd55_small1.gif (http://www.akhtarnama.com/images/6ref_lxd55.gif)
اين نوع تلسکوپها از نظر ساختار تنوعي ندارند. همان طور که درکتابهاي دوره هاي مختلف تحصيلي نوشته شده است، اين تلسکوپها از يک عدسي شيئي و يک عدسي چشمي تشکيل شده اند. اما هر چه هست زير سر عدسي شيئي است. هر چه عيب هايي مانند کج نمايي کروي، کج نمايي رنگي، آستيگماتيسم و چند عيب ريز و درشت ديگر در عدسي اصلي کمتر باشد تلسکوپ بهتر و در نتيجه قيمت آن گرانتر است. در اين نوع تلسکوپها با دو اصطلاح آکروماتيک (Achromatic) يا بدون رنگ و آپوکروماتيک (Apochromatic) يا بدون رنگ تصحيح شده رو به رو مي شويم. اصطلاح دوم بيشتر از آنکه جنبه فني داشته باشد، تجاري است. البته نه به معناي واقعي کاملاً تجاري.
عدسيهاي شيئي آپوکروماتيک معمولاً از سه قطعه و آکروماتيک از دو قطعه شيشه به هم چسبيده ولي با جنسهاي متفاوت تشکيل شده اند. در تلسکوپهايي که ازعدسي آپوکروماتيک استفاده مي کنند عيبهاي معمول عدسيها به نحو چشمگيري کاهش پيدا کرده اند و اين کم شدن عيب ها به معناي کار بسيار زياد روي عدسيها هنگام طراحي، تراش و پوشش دادن است. به همين دليل است که مي بينيم دو تلسکوپ شکستي که ظاهراً تفاوتي با هم ندارند از نظر کيفيت و صد البته قيمت اصلاً با هم قابل قياس نيستند

http://www.akhtarnama.com/images/atm_type_refractor_2.gif


http://www.akhtarnama.com/images/h_in_telescope_03b.gif




تلسکوپهاي بازتابي
اين نوع تلسکوپها بسيار متنوع اند و همگي بر اساس انعکاس نور از يک آينه مقعر طراحي مي شوند. اولين نمونه از يک تلسکوپ بازتابي را فردي بنام جيمز گريگوري اهل اسکاتلند در سال 1663 ميلادي طراحي کرد و نيوتن در واقع 9 سال پس از وي ساده ترين نوع تلسکوپ بازتابي را طراحي نمود و ساخت. بعدها اين نمونه از تلسکوپها را به نام مخترعين يا سازندگان آنها نامگذاري کردند و ما قصد داريم براي معرفي اين نوع از تسکوپها در ابتدا به سراغ ساده ترين نوع برويم.


تلسکوپ نيوتوني

http://www.akhtarnama.com/images/8sn_lxd55_small.gif (http://www.akhtarnama.com/images/8sn_lxd55.gif)
ساده ترين نوع تلسکوپ چه از نظر قوانين نورشناسي و چه طراحي و ساخت، تلسکوپ نيوتوني است. اين تلسکوپ از يک آينه مقعر (که هر چه شکل آن به يک سهمي دوار نزديکتر باشد کيفيتش بهتر است)، يک آينه تخت و يک عدسي چشمي تشکيل شده است. نکته بسيار مهمي که در اين تلسکوپ و ساير تلسکوپهاي بازتابي بايد به آن توجه کرد آينه مقعر اصلي است. شکل، پوشش سطحي و جنس آينه نقش تعيين کننده اي در کيفيت تصوير دارد. موادي مانند فلزات يا پلاستيکها به دليل خواصي که دارند کارآيي لازم و مفيدي براي ساخت آينه ندارند.

http://www.akhtarnama.com/images/atm_type_newt.gif


تلسکوپ کاسگرين

http://www.akhtarnama.com/images/VMC200LGPD_2_small.gif (http://www.akhtarnama.com/images/VMC200LGPD_2.gif)
خروج نور از کنار بدنه تلسکوپهاي نيوتوني کار رصد با آنها را کمي مشکل مي کند. از طرف ديگر هر چه فاصله کانوني آينه بزرگتر باشد طول لوله تلسکوپ هم بزرگتر مي شود، که اين به معناي سنگينتر و مشکلتر شدن استقرار و هدايت تلسکوپ است. براي حل اين مسئله طرحهاي زيادي داده شده است که يکي از آنها طرح تلسکوپ کاسگرين است. تلسکوپ کاسگرين شامل يک آينه مقعر با سوراخ مرکزي، يک آينه محدب کوچکتر که قبل از نقطه کانون آينه اوليه قرار مي گيرد و يک عدسي چشمي ميباشد.
طول لوله اين تلسکوپها بسيارکوتاه است و از اين رو براي رصدهاي بيرون از شهر و حمل و نقل، بسيار مناسب اند. اين نوع تلسکوپها معمولاً عيب کج نمايي کروي و آستيگماتيسم دارند. نمونه ديگري از اين نوع تلسکوپ که به نام ريچي ـ کِرتين مشهور است اين عيب ها را تا حد زيادي رفع کرده است.

http://www.akhtarnama.com/images/atm_type_cat.gif



http://www.akhtarnama.com/images/h_in_telescope_03.gif

تلسکوپ کوده
با تغيير وضعيت تلسکوپ بازتابي (جهت آن) چشمي تلسکوپ هم در وضعيتهاي مختلف قرار مي گيرد. اين مسئله شايد براي تلسکوپهاي کوچک و متوسط قابل حل باشد ولي فکر کنيد اگر براي تعقيب يک جسم مجبور باشيد از يک نردبان استفاده کنيد آنوقت چقدر رصد کردن مشکل مي شود! به خصوص اگر بخواهيد تجهيزاتي سنگين و بزرگ (مثلاً يک طيف نگار) هم به تلسکوپ وصل کنيد. براي حل اين مشکل بايد کاري کرد که محل خروج نور به وضعيت نشانه روي تلسکوپ وابسته نباشد. به همين دليل سيستم کوده به وجود آمد و هم اکنون بسياري از تلسکوپهاي بزرگ جهان از آن بهره مي برند. البته چند نوع تلسکوپ کوچک آماتوري هم با اين سيستم طراحي شده اند که عرضه شان در بازار بسيار محدود است.

تلسکوپهاي شکستي- بازتابي (کاتاديوپتريک)
شايد انتخاب اين نام براي اين نوع تلسکوپها مناسب نباشد ولي چون به هر حال از يک عدسي و يک آينه به صورت همزمان براي تشکيل تصوير استفاده مي شود، اين نام را روي آنها گذاشتيم. اين عدسي براي تصحيح عيب هاي کج نمايي کروي و آستيگماتيسم طراحي مي شوند چون ساخت آينه هاي بدون عيب هاي ذکر شده واقعاً کار مشکلي است.

عدسي يا تيغه اشميت
يکي از راههاي تصحيح عيب هاي آينه اوليه تلسکوپهاي بازتابي، شکستي و شکستي- بازتابي قرار دادن تيغه اي شيشه اي با شکلي خاص است که انحناهاي سطحش متناسب با شکل آينه اصلي است. به اين عدسي يا تيغه، تيغه اشميت مي گويند. ترکيب اين تيغه با تلسکوپهاي بازتابي، نمونه هايي از تلسکوپ را به وجود مي آورد که به آن اشميت- کاسگرين، اشميت- نيوتوني يا ... مي گويند. البته از اين بين اشميت- کاسگرين، يکي از متداولترين و مشهورترين نوع تلسکوپهاي آماتوري امروزي است.

http://www.akhtarnama.com/images/sct.gif

moein_13
2010/3/16, 03:51 PM
استقرار
اين از انواع تلسکوپها، ولي اين وسايل بايد روي وسيله اي قرار گيرند تا بتوان آنها را به جهات مختلف نشانه رفت. به اين وسايل پايه و استقرار مي گويند. پايه ممکن است از جنس فلز يا چوب باشد و قابليت تحرک هم داشته باشد که به اين پايه ها، پايه هاي متحرک ميگويند و يا ميتواند از جنس فلز يا بتون باشد که بطور ثابت بر روي زمين نصب ميشود که به اين مدلها، پايه هاي ثابت گفته ميشود. سه پايه ها زياد متنوع نيستند اما استقرارها از تنوع بيشتري برخوردارند. به طورکلي استقرارها به دو دسته سمت- ارتفاعي و استوايي تقسيم مي شوند و هر کدام از آنها نيز به چند زيرگروه تقسيم ميشوند.

استقرار سمت- ارتفاعي
سه پايه دوربين هاي عکاسي مثال بسيار خوبي از استقرار سمت- ارتفاعي است. در اين نوع استقرار، تلسکوپ توانايي حرکت 360 درجه در سمت (افق دور تا دور شما) و 180 درجه (از0 تا 90 درجه و برعکس) در ارتفاع را دارد. مشکل اصلي اين استقرار هنگامي مشخص مي شود که بخواهيد با آن رصد کنيد. چون براي خنثي کردن حرکت زمين و اينکه جسم مورد نظرتان هميشه در چشمي باشد بايد لحظه به لحظه تلسکوپ را در دو محور حرکت بدهيد و اين کار در بزرگنمايي هاي زياد دردسر آفرين است. ولي از نگاه ديگر چون استفاده از آن ساده است و احتياجي به تنظيم اوليه ندارد براي مبتديان بسيار مناسب است.

http://www.akhtarnama.com/images/altaz_2.jpg
يکي ديگر از انواع استقرارها، استقرار سمت- ارتفاعي تلسکوپهاي دابسوني هستند. جان دابسون، طراح اين نوع پايه ها، خود يکي از بزرگترين و معروفترين افرادي است است که تلاش فراواني براي همگاني کردن علم و به خصوص علم نجوم کرده است. اين پايه ها علاوه بر سهولت استفاده، بسيار ارزان قيمت هستند و با تلسکوپهاي نيوتوني استفاده مي شوند. متأسفانه اين نوع پايه در ايران شناخته شده نيست و تاکنون کمتر کسي از اين نوع استقرار استفاده کرده است.

http://www.akhtarnama.com/images/2dobs2.jpg

استقرار استوايي
اگر يکي از محورهاي استقرار تلسکوپ (محور بعد) را به گونه اي تنظيم کنيم که در امتداد محور زمين قرار گيرد به صورتي که تلسکوپ بتواند به آساني حول اين محور بچرخد، مي توان چرخش زمين به دور خود را فقط با چرخش يک محور خنثي کرد. به اين نوع استقرار، استقرار استوايي مي گوييم که خود به سه دسته اصلي: آلماني، چنگالي و انگليسي تقسيم مي شوند. استقرارهاي آلماني که خود چندين نوع را شامل مي شود، به صورت گسترده در تلسکوپهاي آماتوري کوچک و متوسط و استقرار چنگالي در تلسکوپهاي بازتابي آماتوري متوسط و بزرگ و حرفه اي استفاده مي شوند. ولي استقرار انگليسي فقط در تلسکوپهاي بزرگي مانند تلسکوپ هيل (تلسکوپ 5 متري رصدخانه مونت پالومار در آمريکا) استفاده شده است.

http://www.akhtarnama.com/images/equat_2.jpg


وسايل جانبي

http://www.akhtarnama.com/images/accessories_2.jpg
وسايل جانبي، ابزارهاي متعددي هستند که مي توان به کمک آنها از تلسکوپ استفاده بهتري کرد و يا کارهاي ديگري بجز رصد مستقيم با آن انجام داد. عمومي ترين اين وسايل عبارتند از:

1- چشمي

http://www.akhtarnama.com/images/2404105_2_2.jpg
چشمي ها وسايلي هستند که به کمک آنها مي توان تصاويري را که تلسکوپ تشکيل مي دهد، ديد. اين وسايل از تنوع بسيار زيادي برخوردارند و معرفي آنها خود يک مقاله مفصل را مي طلبد. ولي نکته مهمي که در انتخاب چشمي بايد در نظر بگيريد اين است که فاصله کانوني اش بايد در حدي باشد که در محدوده حداقل و حداکثر بزرگنمايي تلسکوپ جا گيرد. چون چشمي هايي که تصويري بزرگتر از آن حد به وجود مي آورند، اصلاً تصوير خوب و قابل رؤيتي نيست.
رابطه تقريبيD 8/27 ≥ بزرگنمايي که D قطر شيئي (يا آينه اصلي) بر حسب ميلي متر است مي تواند به شما در محاسبه انتخاب چشمي مناسب کمک کند. در ضمن بزرگنمايي از رابطه:


فاصله کانوني چشمي/ فاصله کانوني شيئي = بزرگنمايي


حساب مي شود. فواصل کانوني داخل رابطه هر دو بر حسب ميليمترند. چشمي هاي ميکرومتردار و چشمي هاي چراغ دار مدرج هم از انواع چشمي ها هستند که براي طرحهاي رصدي آماتوري و جدي بسيار کارآمدند.

2- عدسي بارلو
گاهي براي عکاسي يا رصد مستقيم احتياج به بزرگنمايي هاي زياد داريد. در اين هنگام مي توانيد از چشميهاي با فاصله کانوني کم و يا از وسايلي که بزرگنمايي را با ضريبي معين افزايش مي دهند، استفاده کنيد. اين وسايل را بارلو مي گويند و ضريب بزرگنمايي آنها معمولاً بين 5/1 تا 4 برابر است. استفاده از بارلو براي رصد مستقيم توصيه نمي شود ولي داشتن آن بهتر از نداشتنش است.

3- صافي (*****)

http://www.akhtarnama.com/images/BFO_0200_OIII_Filterb_2_2_2.jpg
اين ابزارها از تنوع زيادي برخوردارند، صافي هاي رنگي، صافي هاي پولارويد (قطبي کننده)، صافي هايي که نور مزاحم شهر را کاهش مي دهند و ... . استفاده از صافي ها بسته به نياز شماست و هيچ توصيه اي در مورد آن نميتوان کرد. بعضي از صافي ها روي چشمي نصب مي شوند و بعضي ديگر روي دهانه ورودي نور به تلسکوپ. فقط اين نکته را به ياد داشته باشيد که صافي خورشيدي بهتر است از نمونه هائي باشد که روي دهانه ورودي نور نصب مي شود.

4- چپقي (Diagonal)
اين وسايل به دو دسته آينه اي و منشوري تقسيم مي شوند و فقط براي تغيير زاويه خروج نور استفاده ميشوند. چپقي ها معمولاً بين خروجي نور در تلسکوپ و چشمي سوار مي شوند و باعث سهولت استفاده از چشمي ميشوند.

5- مستقيم کننده
اين وسايل کمتر به درد منجمان مي خورد و بيشتر براي ديدن مناظر زميني استفاده مي شود و کار آن مستقيم کردن تصوير معکوسي است که در چشمي تلسکوپ تشکيل مي شود. اين وسايل به دو دسته منشوري و عدسي دار تقسيم مي شوند که نوع دوم در اصل يک بارلو هم هست.

6- وسايل کمکي عکاسي

moein_13
2010/3/16, 03:55 PM
6- وسايل کمکي عکاسي
اين وسايل هم تنوع زيادي دارند و براي اتصال دوربين عکاسي به تلسکوپ ساخته شده اند:
پايه سوار تلسکوپ ( Piggy Back ) : اين وسيله کارش اتصال بدنه دوربين به بدنه اصلي تلسکوپ است تا به کمک استقرار تلسکوپ و در صورت امکان با موتور ردياب تلسکوپ، دوربين براي مدت زيادي (زمان نوردهي) بتواند هدف خود را دنبال کند.
حلقه T (T-Ring): که بر خلاف اسمش کمتر شبيه به حرف T است و کار آن تبديل کردن دهانه مخصوص نصب عدسي روي دوربين (که براي هر دوربين متفاوت است) به استاندارد رايج تلسکوپها و وسايل جانبي آنها است. هر دوربين فارغ از نوع تلسکوپ براي خود يک حلقه T دارد. به عنوان مثال حلقه تي نيکون يا پنتاکس.

آداپتور (T-Adaptor) : آداپتور براي افزايش فاصله بين دوربين و تلسکوپ و قرار دادن وسايل کمکي بين دوربين و تلسکوپ (مثل چشمي يا *****) استفاده مي شود. اين وسيله براي هر تلسکوپي که دهانه خارجي نور يکساني داشته باشد قابل استفاده است.

لوله افزايش دهندهExtender tube) ) : براي افزايش فاصله بين دوربين و تلسکوپ و قرار دادن وسايل کمکي مثل چشمي بين دوربين و تلسکوپ استفاده مي شود.
خوب، هر چه در مورد تلسکوپ گفتيم کافي است. اين اطلاعات براي شناخت مقدماتي و اوليه شما از اين وسايل مهم نجومي بود. اين که کدام نوع تلسکوپ خوب است يا کدام مناسب نيست، بسته به نياز، نوع کار و بودجه اي است که براي خريد تلسکوپ در نظر گرفته ايد. ما توصيه مي کنيم که هنگام خريد حتماً از يک مشاور کمک بگيريد.


هميشه ارزان خريدن به نفع آدم تمام نمي شود!

نصب تلسکوپ
بعد از خريد تلسکوپ مي خواهيد کار رصد را شروع کنيد در جعبه را باز مي کنيد و با يک سري وسايل و ابزارهاي مختلف روبرو مي شويد. براي اينکه اين وسايل به يک تلسکوپ آماده براي رصد تبديل شود، بايد آنها را به هم وصل کرد. اينکه چطور بايد آنها را به هم وصل کرد بسته به نوع و مدل تلسکوپ دارد. از اين رو يا بايد از يک کارشناس کمک بگيريد يا کتابچه راهنماي آن را بدقت مطالعه کنيد. ولي به طور کلي در تمام تلسکوپها چه از نوع بازتابي و يا شکستي و چه با استقرار سمت - ارتفاعي و يا استوايي اين مراحل را بايد به ترتيب انجام دهيد:
1- نصب پايه
2- اگر استقرار از پايه جدا باشد بايد آنرا روي پايه نصب نمود.
3- نصب تلسکوپ روي استقرار
4- نصب جوينده (جوينده دوربين کوچکي است که به شما در نشانه روي به سوي جرم خاصي کمک مي کند)
5- نصب چشمي
6- هم خط کردن جوينده با تلسکوپ
7- اگر پايه و استقرار به تنظيم احتياج داشته باشند ( مثل استقرارهاي استوايي) تنظيم کردن آنها.
توضيحات فوق هر چند خلاصه بود اما بهتر است بعضي از مراحل را بيشتر توضيح دهيم.

نصب جوينده:
جوينده يا منظرياب، دوربين کوچکي است با بزرگنمايي کم و ميدان ديد وسيع که به رصدکننده اين امکان را مي دهد که جسم مورد نظر خود را راحتتر پيدا کند. چون بزرگنمايي تلسکوپها معمولاً زياد است، پيدا کردن و نشانه روي آن روي جسمي خاص بخصوص براي افراد کم تجربه کار مشکلي است. به همين دليل جوينده ها با بزرگنمايي کم (حتي در بعضي از نمونه ها بدون بزرگنمايي) به کمک شما مي آيند. در چشمي جوينده ها علائمي (به عنوان مثال يک بعلاوه) تعبيه شده است که اگر جسم در مرکز آن علامت قرار گيرد، حتي در چشمي تلسکوپ هم ديده مي شود ولي به شرطي که اين دو با هم، همخط باشند. همخط بودن تلسکوپ با منظرياب به اين معني است که محور نوري هر دو با هم موازي باشند. در بعضي از نمونه ها که جوينده به صورت ثابت روي تلسکوپ نصب شده است، اين هم خط شدن در کارخانه سازنده انجام مي شود ولي در نمونه هايي که منظرياب قابل نصب و تعويض است اين کار را شما بايد انجام دهيد.


لابد ميپرسيد چگونه؟
يک چشمي با بزرگنمايي متوسط يا کم برداريد و در جاي چشمي تلسکوپ قرار کنيد. پايه نگهدارنده جوينده را در سر جاي خود محکم کنيد و سپس جوينده را داخل پايه نصب کنيد. 3 يا 6 پيچ وظيفه نگهداشتن جوينده و تنظيم آن را بر عهده دارند. اين پيچها را آن قدر بپيچانيد تا جوينده در جاي خود ثابت و محکم شود. حال بدون استفاده از جوينده تلسکوپ را روي جسمي دور (هر چه دورتر باشد بهتر است) نشانه برويد. طوري که در مرکز ديد شما قرار گيرد. حال اگر با جوينده به موضوع انتخابي نگاه کنيد مي بينيد که در يکي از گوشه هاي منظر ياب ديده مي شود. با تغيير دادن وضعيت آن 3 يا 6 پيچي که قبلاً گفتيم، کاري کنيد که جسم دقيقاً در مرکز علامت بعلاوه جوينده قرار گيرد (تلسکوپ در حين اين کار نبايد حرکت کند). تا اينجا جوينده با تلسکوپ تا حد زيادي همخط شده است. براي تنظيم دقيقتر، همين کار را با يک ستاره پر نور انجام دهيد ولي خيلي سريع، چون اگر تلسکوپ شما موتور نداشته باشد ستاره در مدت زمان کوتاهي از ميدان ديد تلسکوپ خارج خواهد شد. اگر اين کار را با ستاره قطبي انجام دهيد بهتر است، چون که جابجا نمي شود.

تنظيم کردن پايه و استقرار
اگر تلسکوپ شما استقرار سمت- ارتفاعي دارد، تنها کاري که بايد انجام دهيد تنظيم درجه ارتفاع پايه است ولي در استقرارهاي استوايي کار کمي مشکلتر است. در اين نوع استقرارها محور اصلي تلسکوپ بايد با محور چرخش زمين بدور خود موازي شود. اين کار را قطبي کردن مي گويند.
براي قطبي کردن تلسکوپ بهتر است در ابتدا از کسي که در اين زمينه تجربه دارد کمک بگيريد. ولي به صورت خلاصه (و البته غير دقيق) مي توان به اين صورت عمل کرد که اول پيچ تنظيم عرض جغرافيايي را شل کنيد و محور اصلي استقرار را روي عرض جغرافيايي محل رصد تنظيم کنيد (يک شاخص مدرج روي استقرار به همين منظور ساخته شده است). حال بدون اينکه با پيچهاي حرکتي تلسکوپ آن را جابجا کنيد ، پايه تلسکوپ را آنقدر بچرخانيد تا رو به شمال بايستد. دراين حالت بايد لوله تلسکوپ با محور اصلي استقرار در يک جهت باشند. يک چشمي با بزرگنمايي متوسط در جاي چشمي بگذاريد. بايد ستاره قطبي را در مرکز چشمي ببينيد. اگر نبود تلسکوپ و پايه را ( هر دو با هم) آنقدر بچرخانيد تا ستاره قطبي در مرکز ميدان ديد چشمي شما قرار گيرد. اکنون تلسکوپ به صورت تقريبي قطبي شده است. البته بعضي از تلسکوپها يک سري وسايل کمکي دارند که اين کار را ساده تر مي کند. به هر صورت براي اولين بار قطبي کردن، کمک گرفتن از يک متخصص يا يک فرد با تجربه در اين زمينه ضروري است. مثل اينکه تمام کارهاي اوليه را انجام داديم، حال نوبت کار اصلي است.


بيائيد رصد کنيم:

http://www.akhtarnama.com/images/telescope_roll_2_2.jpg
تلسکوپ آماده کار است. با يک چشمي با بزرگنمايي کم شروع کنيد. در جوينده، جسم مورد نظر را پيدا کنيد. آن را در مرکز جوينده قرار دهيد و پيچهاي اصلي بعد و ميل (يا سمت و ارتفاع) را کمي محکم کنيد. حال در چشمي دنبال جسم بگرديد. آنقدر تلسکوپ را جابجا کنيد تا جسم در مرکز چشمي قرار گيرد. حالا اگر بخواهيد ميتوانيد چشمي را با يک چشمي با بزرگنمايي بيشتر عوض کنيد و باز هم سعي کنيد جسم در مرکز ميدان ديد قرار گيرد. مي دانيم که اولين تجربه، شما را شگفت زده مي کند ولي اين نکته را بخاطر بسپاريد که ستاره ها حتي با بزرگترين تلسکوپهاي جهان هم به صورت يک نقطه روشن ديده مي شوند و سحابي ها و کهکشانها هم به صورت توده اي ابر مانند. راستي اين نکته را هم فراموش نکنيد که قبل شروع کار با تلسکوپ کنيد بهتر است با آسمان شب و صورتهاي فلکي آشنائي بيشتري پيدا کنيد و ستارگان و اجرام مهم هر صورت فلکي را بشناسيد. انجام اين کار با نقشه ها و اطلسهاي ستاره اي امکان پذير است و شما که ميخواهيد در آسمان سير کنيد مي بايست طرز کار با نقشه ها را هم ياد بگيريد.

چند نکته مهم:

http://www.akhtarnama.com/images/g0440093.thm.gif


تلسکوپ وسيله اي حساس است. به همين دليل در کار کردن با آن بايد دقت زيادي کرد. يک ضربه کافي است تا يک تلسکوپ اشميت کاسگرين گران قيمت به آينه دق تبديل شود.
به هيچ وجه برا ي تميز کردن سطوح نوري چه آينه، چه عدسي و چه چشمي از وسايلي مانند دستمال کاغذي يا پارچه هاي معمولي استفاده نکنيد. در اين ميان آينه هاي تلسکوپ حساسيت ريادي دارند و حتماً بايد با شيوه اي مخصوص آنها را تميز و گردزدائي نمود.
در داخل تلسکوپ و چشمي بجز چند تيغه فلزي، آينه و عدسي چيز ديگري وجود ندارد. از باز کردن آنها جداً خودداري کنيد چون تنظيم و همخط سازي تلسکوپ شما به هم ميخورد.
اگر تلسکوپي بازتابي يا شکستي- بازتابي داريد و هر کاري مي کنيد تصوير واضح نمي شود احتمالاً تلسکوپ از حالت هم محوري خارج شده است. براي تنظيم آن مي توانيد از مقاله اي که به همين منظور در آينده در همين سايت قرار داده ميشود استفاده کنيد. اگر موفق نبوديد به فروشنده يا نمايندگي آن مراجعه کنيد.
اگر تلسکوپ شما موتور ردياب دارد، پيش از روشن کردن آن از متعادل بودن تلسکوپ روي استقرار (بالانس وزن) مطمئن باشيد. چون فشار بيش از حد به موتور باعث آسيب ديدن آن مي شود.
براي رصد خورشيد حتماً از *****هاي مطمئن و مناسب استفاده کنيد و در طول روز تلسکوپ را هرگز بدون ***** به سمت خورشيد نبريد.



http://www.akhtarnama.com/images/j15539b.thm.gif




با آرزوي آسماني پر ستاره

moein_13
2010/3/16, 04:01 PM
پروژه(LSST) یا تلسکوپ بزرگ نقشه برداری کلی، یک تلسکوپ بزرگ نقشه برداری آسمان است که در شمال شیلی در دست ساخت است. بنابر محاسبات انجام شده این تلسکوپ در سال 2015 بزرگترین چشم الکترونیکی بشر خواهد بود که عمیق ترین و گسترده ترین میدان دید را بر آسمان خواهد داشت. این تلسکوپ با عکس برداری های دوره ای از اعماق کل آسمان شب هر سه روز یک بار ،نقشه و ساختار جهان پویای مارا در سه بعد فراهم خواهد آورد و همچنین به جستجوی طبیعت ماده تاریک و انرژی تاریک خواهد پرداخت. اخیرا با ساخته شدن آینه تو خالی اولیه گام مهمی در ساختار آن برداشته شده است. اختر شناسان مجری این پروژه ، آینه تک قطعه ای اصلی و آینه سه قطعه ای تو خالی طرا حی شده برای آن را بسیار عالی می دانند.


http://www.universetoday.com/wp-content/uploads/2008/09/lsst08.jpg

این آینه تو خالی با وزنی معادل 23.540 کیلو گرم( 51.900 پوند) در کوره آزمایشگاه آینه رصد خانه دانشگاه آریزونا در توکسون گداخته شده است . این آینه از یک آینه خارجی به قطر 8.4 متر (27.5 فوت) به عنوان آینه اولیه و یک آینه داخلی به عنوان سومین آینه و با قطر 5 متر ( 16.5فوت ) در یک قالب اصلی قرار گرفته است . این نخستین بار است که آینه ای مرکب از یک آینه اصلی و یک آینه سه قسمتی در این چنین مقیاس عظیمی ساخته شده است . LSST به طور کلی شامل سه آینه بزرگ برای گرفتن عکس هایی از وسیع ترین محدوده قابل دید خواهد بود و دو تا از بزرگترین آینه های آن به صورت متحد المرکز و دقیق در یک آینه توخالی واحد قرار گرفته اند. Lsst اخیرا دو جایزه ارزشمند و بزرگ را از آن خود کرده است : یک جایزه 20 میلیون دلاری از چالرز سیمونی (صندوق هنر و علم )و یک جایزه10 میلیون دلاری از بیل گیتس. طبق برنا مه ریزی های انجام شده کار ساخت این پروژه در سال 2012 به پایان خواهد رسید.


بر گرفته از: www.universetoday.com

moein_13
2010/3/16, 04:04 PM
بزرگترین رصدخانه خاورمیانه در کاشان ساخته می‌شود
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/09/11/100924207645.jpg

دویست میلیارد ریال اعتبار اولیه برای ساخت بزرگترین رصدخانه خاورمیانه در ایران اختصاص یافت.
رییس انجمن نجوم ایران گفت : ایجاد امکانات تحقیق و پژوهش درباره اجرام آسمانی ، نصب تلسکوپ سه متری و آموزش...

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/09/11/100924207645.jpg
رییس انجمن نجوم ایران گفت : ایجاد امکانات تحقیق و پژوهش درباره اجرام آسمانی ، نصب تلسکوپ سه متری و آموزش منجمان از اهداف ساخت این رصدخانه است.

جمشید قنبری افزود : ویژگی منحصر به فرد بزرگترین رصدخانه خاورمیانه که در کاشان ساخته می شود استفاده از تلسکوپ با طول دوربین سه متر است . در سایر تلسکوپ ها طول دوربین یک تا یک و نیم متر است .

تلسکوپ با طول دوربین سه متر قابلیت رصد بهتر اجرام آسمانی را فراهم می کند.

وی با بیان اینکه منجمان ایرانی طرح صلح ستارگان را به اتحادیه بین المللی نجوم ارائه داده اند گفت : این طرح هم اکنون برای ارتباط فرهنگی و نجومی بین ملل در مرزهای کشورهای مختلف درحال اجراست.

قنبری از فعالیت هفت رصدخانه در دانشگاه های تهران ، شیراز ، فردوسی مشهد ، علوم پایه دامغان ، تبریز ، بیرجند و کرمانشاه خبر داد و افزود : هم اکنون 10 هزار نفر از متخصصان و دانشجویان کشور عضو فعال گروه های نجوم هستند .

رییس انجمن نجوم ایران گفت : ششمین کنفرانس بین المللی نجوم اوایل دی امسال در اهواز برگزار می شود.

moein_13
2010/3/16, 04:06 PM
http://www.anobanini.ir/pic/travel/azar-sharghi/maraghe/rasadkhane/b/PIC_0011.jpg

همایش بزرگداشت هفتصد و پنجاهمین رصدخانه مراغه در حالی در سال 88 برگزار می شود که به دلیل بی توجهی مسئولان تنها بقایای یکی از قدیمی ترین و بزرگترین رصدخانه های جهان در دوره قبل از اختراع تلسکوپ باقی مانده است.
رصدخانه مراغه 167 سال پیش از احداث رصدخانه سمرقند ساخته شد و در زمانی یکی از معتبرترین رصدخانه های جهان بوده است به طوری که در آن زمان به فرمان قوبیلای قآن امپراطور چین و برادر هلاکو خان کارشناسانی برای آموزش و الگو برداری از رصدخانه مراغه به این شهر آمدند. این گروه پس از مراجعت به چین رصدخانه ای به تقلید از رصدخانه مراغه ساختند. بعد از آن رصدخانه های سمرقند، استانبول و هند با الگو برداری از رصد خانه مراغه احداث شد.


رصدخانه ای به وسعت آسمانها

این رصدخانه که بزرگترین رصدخانه جهان در دوره قبل از اختراع تلسکوپ است در زمانی که مراغه به عنوان پایتخت از سوی هلاکوخان مغول انتخاب شده بود بر روی تپه ای در غرب مراغه ساخته شد. طبق اسناد موجود این مجموعه که امروزه فقط آثار کمی از آن باقی مانده است در سال 657 هجری به دستور هلاکو نوه چنگیزخان مغول و به همت خواجه نصیر الدین طوسی در طی 15 سال بنا شد.
پس از احداث بنای رصدخانه به امر هلاکو کتب و اسباب و آلات علمی و نجومی که از فتح بغداد به دست آورده بودند در آنجا متـمرکز و برای نگهداری این مرکز پژوهشی موقوفه های ویژه ای در نظر گرفته شد. این مرکز علمی مجهز به کتابخانه ای مشتمل بر ۴۰۰ هزار جلد کتاب و ابزارهای اخترشناسی از جمله "ذات الربع" دیواری به شعاع ۴۳۰ سانتیمتر، کره های "ذات الحلق"، "حلقه انقلابی"، "حلقه اعتدالی" و "حلقه سموت" بود. ضمن آنکه زمینه های ساخت زیج ایلخانی به سال ۶۷۰ هجری (۱۲۷۶ میلادی) نیز فراهم شد.
رصدخانه مراغه فقط مخصوص رصد ستارگان نبود بلکه یک سازمان علمی گسترده بود که امر آموزش در بیشتر شاخه های علمی را بر عهده داشت. به علاوه چون در آن زمان ارتباط علمی چین و ایران به علت استیلای مغولان بر هر دو سرزمین برقرار شده بود، دانشمندان چینی از جمله فردی به نام "فائو مون جی" در این مرکز فعالیت داشتند. همچنین فیلسوف و فرهنگ نامه نویس مسیحی "ابن‌العبری" در رصدخانه مراغه به تدریس کتابهای اصول اقلیدس و المجسطی بطلمیوس مشغول بود.
این مجموعه تا سال 703 هجری آباد بود ولی پس از آن بر اثر زلزله های سخت و بی توجهی حکام رو به ویرانی رفت.



جزئیات ساخت رصدخانه مراغه



رصدخانه مراغه بر روی تپه ای در غرب مراغه واقع شده است که قسمتهای مختلف رصدخانه از جمله بخشهای برج مرکزی رصدخانه، واحدهای مدور پنجگانه و کتابخانه برای آن ساخته شد.
برج مرکزی که وسیع ترین فضای کشف شده را تشکیل می دهد قطری به اندازه 22 متر دارد. در قسمت جنوب و جنوب شرقی و شمال برج مرکزی رصدخانه پنج واحد مدور کشف شده که هر یک به طور مستقیم در کار پژوهشهای نجومی استفاده می شده است. در گوشه شمال غربی تپه واقع در زیر حصار شمالی محوطه رصدخانه، بنای جالبی به مساحت 330 متر مربع ایجاد شده که با توجه به جنبه های مختلف بقایای به دست آمده می توان آن را کتابخانه این مجموعه دانست.
به غیر از قسمتهای ذکر شده، در دامنه غربی تپه رصدخانه مراغه و مشرف به روستای طالب خان، چهار مجموعه معماری و تعدادی دخمه کشف شده است. این مجموعه گذشته از ارزش معماری از نظر روش ساخت بسیاری از ویژگیهای مذهبی - اجتماعی و اوضاع و احوال خاص دوره ایلخانی دارای اهمیت و اعتبار فراوانی است.



تلاش برای مرمت رصدخانه تاریخی و کم توجهی مسئولان



با توجه به سابقه و نقش این رصدخانه در توسعه علوم نجومی در دهه 1350 پرویز ورجاوند باستان شناس و همکارانش به کاوش در محوطه رصدخانه پرداختند و قسمتهای مختلف آن را شناسایی کردند. همچنین در سالهای اخیر گنبدی برای محافظت از بقایای این بنا بر روی بخشی از آن ساخته شده است.
علاوه بر این رئیس مرکز پژوهشی اختر فیزیک مراغه از احیای این محوطه تاریخی خبر داد و اعلام کرد: رصدخانه مراغه 800 سال قدمت دارد که با اختصاص اعتبارات لازم بخشهای تاریخی و همجوار آن احیا می شود.
عجب شیری زاده با بیان این که اقدامات اولیه برای احیای محوطه تاریخی رصدخانه انجام شده است، افزود: برای این منظور نقشه بازسازی محوطه تهیه شده است که در صورت اجرای این پروژه از حمایتهای بین المللی نیز برخوردار می شویم.
رئیس مرکز اختر فیزیک مراغه همچنین یادآور شد: مرمت و بازسازی این رصدخانه با همکاری سازمان میراث فرهنگی انجام خواهد شد اما علی رغم تهیه تمام زیرساخت ها و هماهنگی های لازم برای احیای این محوطه از سوی مرکز، تاکنون مسئولان میراث فرهنگی برای تعیین محوطه اقدامی نکرده اند

moein_13
2010/3/16, 04:10 PM
با الگوی رصدخانه مراغه؛بزرگ ‌ترین رصد خانه جهان اسلام در مکه ساخته می‌شود (http://samasana.blogfa.com/post-178.aspx)
http://hayat.ir/image.php?id=Zm49NDcwOTIuanBn-yZ3aD13aCZ3PTI0MCZoPQ__ با الگوی رصدخانه مراغه؛
بزرگ ‌ترین رصد خانه جهان اسلام در مکه ساخته می‌شود

طرح ساخت بزرگ‌ترین رصدخانه جهان اسلام در مکه مکرمه با کمک اسلام‌شناسان و مورّخان مقیم آلمان با الگوبرداری از رصدخانه مراغه در مراحل نهایی خود قرار دارد.
به گزارش سرویس فرهنگی حیات به نقل از اداره کل روابط عمومی و اطلاع‌رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، این طرح قرار است با هزینه‌ای معادل سه میلیارد دلار در مدت 5 سال به اجرا درآید.
ریاست گروه پروژه تحقیقاتی و مهندسی ریاضی ـ جغرافیایی این طرح عظیم بر عهده پروفسور فواد سزگین، رئیس و مدیر 85 ساله انستیتو تحقیقات علوم اسلامی وابسته به دانشگاه «یوهان فون گوته» فرانکفورت در کشور آلمان است.
پروفسور سزگین که در حال حاضر یکی از اسلام‌شناسان و مورخان نامی در جهان محسوب می‌شود، موفق شده است با استفاده از دست‌نویس‌ها و کتب دانشمندان ایرانی و سایر ملل اسلامی در سده‌های گذشته و در اوج شکوفایی فرهنگ، هنر و علوم طبیعی در سرزمین‌های اسلامی به ایجاد موزه ای از دستاوردهای علمی این دانشمندان در فرانکفورت بپردازد. این موزه دربرگیرنده بیش از 2 هزار قطعه علمی ـ صنعتی است.
این اشیاء شامل اولین ساعت‌های آبی، شنی و ...، وسایل جراحی و پزشکی، آلات موسیقی، ادوات جنگی، دستگاه‌های رصد اجرام سماوی، سیستم‌های مختلف انتقال آب و آبیاری بهینه کشاورزی، ابزارهای آزمایشگاهی علوم طبیعی، ابزارهای فیزیکی جهت راهیابی و مشخص کردن مختصات طول و عرض جغرافیایی و ... است.
از دیگر کارشناسان ارشد در امور تحقیقاتی و مهندسی ریاضی ـ جغرافیایی این طرح می‌توان از پروفسور دکتر رولاند پیچ، استاد اسلام‌شناسی و فلسفه دانشگاه ماکسی میلیان مونیخ نام برد که با پروفسور سزگین همکاری می‌کند.
الگو گرفتن از دستاوردهای علمی ستاره‌شناسان شهیر ایرانی در سده‌های گذشته و نیز صنعت ساخت رصدخانه مراغه که در نوع خود در جهان بی‌همتا است، از مهم‌ترین مستندات علمی در طراحی و ساخت رصدخانه مکه مکرمه است.
یک شرکت مهندسی ـ ساختمانی در شهر اشتوتگارت آلمان نیز مسئولیت طراحی سازه‌ها و بنای این مجتمع عظیم علمی ـ فرهنگی را عهده‌دار است که با کمک و نظارت دولت عربستان در حال نهایی ساختن طرح این پروژه است.
ساختار رصدخانه مکه مکرمه با بیش از 10 هزار متر مربع زیربنا شامل رصدخانه، کتابخانه عظیم اسلامی با الگو گرفتن از کتابخانه‌های ملی مونیخ و پاریس، تالارهای اجتماع و کنفرانس، مرکز آموزش و ... است که قرار است در پنج سال آینده رسماً به بهره‌برداری رسد.
طرح بازسازی رصدخانه مراغه به عنوان مرکز رویت هلال ماه مبارک رمضان در جهان اسلام از دیگر پیشنهادات پروفسور سزگین در ملاقات اخیرا خود با مسئول فرهنگی کشورمان در آلمان بود که مقرر شد این طرح در دستور کار مسئولان ذیربط کشورمان قرار گیرد.
پروفسور فواد سزگین متولد کشور ترکیه است که بیش از 40 سال در کشور آلمان زندگی می‌کند. وی که به زبان‌های ترکی، فارسی، عربی، آلمانی، انگلیسی و ... آشنا است تاکنون ده‌ها جلد کتاب به رشته تحریر در آورده است.
وی در حال حاضر ریاست انستیتو تحقیقات علوم اسلامی وابسته به دانشگاه یوهان فون گوته فرانکفورت در کشور آلمان را عهده‌دار است.
پروفسور فواد سزگین در سال گذشته به خاطر تلاش‌های خستگی‌ناپذیر و خدمات ارزنده خود به جهان اسلام، ضمن قبول دعوت برای عزیمت به کشورمان، لوح تقدیر و جایزه ویژه‌ای را از ریاست جمهوری اسلامی ایران دریافت کرد.

moein_13
2010/3/16, 04:13 PM
بزرگترین تلسکوپ دو قلو جهان بر فراز کوه موناکی ( Mauna Kea ) در جزیره هاوایی قرار دارد . رصدخانه کک سامانه ای اپتیکی با دو تلسکوپ مجزا می باشد که ابعاد آینه های هر کدام از این تلسکوپ ها 10 متر می باشد . سامانه اپتیکی این دو تلسکوپ در دو حالت مجزا و با هم می توانند برای تحقیقات فضایی مورد استفاده قرار گیرند و این موضوع را می توان اوج فناوری اپتیکی در جهان معاصر نام گذاشت . در سال 1985 میلادی هاروارد بی کک ( Howard B. Keck ) تاجر موفق آمریکایی با کمک گرفتن از بنیاد پدرش ویلیام میرون کک ( W. M. Keck Foundation ) و بودجه ای 70 میلیون دلاری طرحی را شروع کرد که یک تلسکوپ 10 متری و رصدخانه ای مجهز را شامل می شد . او با تلاش های خود توانست در سال 1993 میلادی ساخت تلسکوپ کک 1 را به پایان برساند و در سال 1996میلادی کک 2 را راه اندازی کرد و هاروارد بی کک در همان سال در سن 83 سالگی در گذشت .

http://i30.tinypic.com/11uz2hi.jpg
رصد خانه کک در سال ۱۹۹۴

هر کدام از آینه های تلسکوپ های کک از 36 قسمت 6 ضلعی ساخته شده اند و در کنار هم حالتی یک دست و مقعر شکل را به خود می گیرند . در تلسکوپ های کک سیستمی به نام اپتیک فعال بکار گرفته شده است که به واسطه آن می توان تا حد قابل توجهی کیفیت تصاویر دریافتی از تلسکوپ را بالا برد . این سیستم با استفاده از فناوری های نوین موجب می شود تا اختلال های جویی که باعث اختلال در کیفیت تصاویر می شوند حذف شده و تصاویری با شفافیت فوق العاده ای در اختیار دانشمندان قرار دهد .

http://i30.tinypic.com/5v8zd2.jpg
رصدخانه کک در سال ۲۰۰۶
اداره تلسکوپ کک به عهد انجمن پژوهش های نجومی ایالت کالیفرنیا می باشد که هیئت مدیره این انجمن از دانشگاه کالیفرنیا ( University of California ) و بنیاد تکنولوژی کالیفرنیا ( Caltech ) هستند . مخارجی که تا پایان این پروژه عظیم علمی هزینه شد مبلغی بالغ بر 140 میلیون دلار بود . در سال 1996 میلادی نیز سازمان فضایی آمریکا ( NASA ) در پروژه تلسکوپ های کک مشارکت خود را شروع کرد و تا به امروز فعالیت های خوبی بین تلسکوپ کک و سازمان فضایی آمریکا بوده است .

moein_13
2010/3/16, 04:14 PM
دانشمندان آمريكايي سرگرم تهيه طرحي براي احداث بزرگ ترين تلسكوپ جهان هستند
مساحت آينه 30 متري اين تلسكوپ تقريبا ده برابر تلسكوپ هاي رصدخانه "كك" (Keck) خواهد بود كه بزرگ ترين رصدخانه كنوني جهان واقع در هاوايي است. هزينه 17.5 ميليون دلاري لازم براي مطالعه مقدماتي پروژه، كه در جريان آن امكان اجراي چنين پروژه اي بررسي مي شود، توسط http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00117.jpgبنياد گوردون و بتي مور تامين مي شود و تلسكوپ ممكن است تا سال 2012 تكميل و آماده بهره برداري شود. به گفته منجمان، تلسكوپ جديد امكان رويت دقيق تر ستارگان و كهكشان ها را نسبت به تلسكوپ هاي فعلي فراهم خواهد كرد و به جستجو براي يافتن سيارات وراي منظومه شمسي كمك مي كند. مشخصات تحسين انگيز اين تلسكوپ كه هم در طيف نوري قابل رويت و هم مادون قرمز عمل مي كند با ابزار نوري قابل انطباق ساخته مي شود تا اختلالات جوي زمين را كه باعث اعوجاج تصوير اجرام آسماني مي شود جبران كند. چنين سيستمي به تهيه تصاويري كه وضوح آنها دوازده بار بيش از تصاوير تلسكوپ فضايي هابل است منجر خواهد شد. همچنين ظرفيت رصدخانه تازه در جمع آوري فوتون هاي نور، يا در واقع سطح آن، نه بار بزرگ تر از تلسكوپ دوقلوي ده متري رصدخانه كك است. ريچارد اليس، مدير رصدخانه هاي نوري در موسسه فن آوري كاليفرنيا مي گويد: "احداث و اداره تلسكوپي با اين ابعاد كار بس دشواري است و به تلاش هماهنگ وسيعي نياز دارد." دانشمندان فيزيك نجومي با استفاده از چنين تلسكوپ بزرگ و قدرتمندي خواهند توانست نحوه تشكيل كهكشان ها در سپيده دم كيهان و همچنين فرآيندهايي كه به تشكيل منظومه هاي متشكل از سيارات در اطراف ستارگان مجاور خورشيد منجر شد را مطالعه كنند. پس از تكميل مطالعات اوليه در زمينه طراحي، مرحله نهايي پروژه كه شامل ساخت رصدخانه در نقطه اي در هاوايي، شيلي يا مكزيك است انجام خواهد شد. منابع لازم براي اجراي مرحله نهايي پروژه تامين نشده است. اگر كليه اين مراحل به خوبي پيش رود تلسكوپ ممكن است اولين رصد خود را در سال 2012 انجام دهد. ريچارد اليس اشاره مي كند كه شركت "كلتك" (Caltech) كه قرار است اين پروژه را اجرا كند در زمينه احداث تلسكوپ هاي نوري بزرگ سابقه طولاني دارد. اين شركت تلسكوپ هاي دوقلوي رصدخانه كك در هاوايي و پيش از آن تلسكوپ 200 اينچي (5 متري) هيل (Hale) در رصدخانه پالومار را كه زماني بزرگ ترين تلسكوپ جهان بود ساخته است. تلسكوپ هيل با گذشت 54 سال از عمر آن هنوز براي انجام پژوهش هاي عمده، بي وقفه مورد استفاده است. در همين حال پروژه هاي ديگري نيز براي ساخت تلسكوپ هاي عظيم در جريان است. پروژه تلسكوپ بزرگ اروپايي كه در آمريكايي جنوبي مستقر خواهد شد آينه اي به قطر 100 متر خواهد داشت.


منبع :www.bbc.co.uk

moein_13
2010/3/16, 04:18 PM
تلسکوپ فضايي هابل (HST) يک تلسکوپ است که در سال 1990 توسط شاتل ديسکاوري در مدار گردش قرار گرفت. نام اين تلسکوپ از نام فضانوردي به نام ادوين هابل گرفته شد. اگرچه هابل اولين تلسکوپ فضايي نبود ولي يکي از بزرگترين و پرکاربرد ترين ها به شمار مي آيد. HST يک برنامه مشترک بين NASA و سازمان فضايي اروپا (ESA) مي باشد.
http://img.tebyan.net/big/1387/11/1461791162489715916822141918124421313418155.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/11/198914234161388560151701824223725149230.jpg)


اولين طرح تلسکوپ فضايي در سال 1923 تدوين شد. در دهه 70 ميلادي روي هابل سرمايه گذاري شد و قرار شد در سال 1983 در مدار قرار گيرد اما پروژه با تاخير فني و مشکل بودجه چند سالي عقب افتاد. وقتي در سال 1990 ماموريت آن شروع شد دانشمندان دريافتند که آينه اصلي آن در جاي مناسب خود قرار نگرفته و به شدت کارايي آنرا کاهش داده است. با اين همه در سال 1993 به کيفيت مورد نظر دانشمندان رسيد و عمليات خود را آغاز کرد. هابل اولين تلسکوپي است که مي توان آنرا در فضا تعمير کرد و تا کنون حدود 4 بار روي آن تعميرات صورت گرفته است.
اين تلسکوپ تقريبا 14 متر طول، 5 متر عرض و 11500 کيلوگرم وزن دارد و طوري طراحي شده است که از تمام ظرفيت سفينه فضايي استفاده کند.صفحه هاي خورشيدي روي آن هرکدام 10 متر طول دارند که ESA آنها را توليد کرده است.
تلسكوپ فضايي هابل داراي اسكلتي براي جمع آوري نور،نگه داشتن وسايل وسيستم فضا پيما دارد. اين تلسكوپ براي نگه داري آئينه ها يك سيستم مانند چوب بست دارد كه از نوعي چسب لاستيكي از جنس گرافيت ساخته شده است كه مانند جنس راكت هاي تنيس است.اين اسكلت داراي طول 17.5فوت(يا 5متر و 30 سانتي متر)است و عرضي معادل9.6فوت(يا 2متر و90 سانتي متر)است كه 114 كيلو گرم وزن دارد. لوله اي كه آئينه ها و وسايل علمي را نگه مي دارد از جنس آلومينيوم ساخته شده است و داراي لايه هاي عايق متعددي مي باشد.اين عايق ها، پوشش و محافظي براي تلسكوپ در برابر حرارت وتغييرات دما بين نور آفتاب وتابش هاي آن وسايه است.
http://img.tebyan.net/big/1387/11/1971017225721161859817725320723514374252167.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/11/1963174415017742911632069759121269150.jpg)
کيفيت تصاوير هابل


گرفتن عكس هاي رنگي با تلسكوپ فضايي هابل بسيار پيچيده تر از گرفتن اين عكس ها با دوربين معمولي است. در اولين تفاوت آن است كه هابل هرگز از فيلم رنگي استفاده نمي كند بلكه با استفاده از آشكارسازهاي الكترونيكي خود نور را از فضا جمع آوري و ثبت مي كند. اين آشكارسازها عكس هاي كيهاني را به صورت رنگي توليد نمي كنند و عكس ها در مرحله اول سياه و سفيداند. عكس هاي نهايي از تركيب چند عكس سياه و سفيد كه رنگ آنها در زمان پردازش به آنها اضافه شده است، به وجود مي آيند.
http://img.tebyan.net/big/1387/11/24015924589108197231216129471681639711339247.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/11/1007921620651106219107115120227119914655221.jpg)
رنگها در عكس هاي هابل، كه به دلايل مختلف به وجود مي آيند، همواره همانچيزي نيستند كه ما از نزديك مي ديديم( اگر مي توانستيم آن اجرام را در سفينه فضايي و از نزديك ببينيم.) ما بعضي مواقع از رنگ به عنوانيك ابزار استفاده مي كنيم به اين دليل كه يا باعث بهتر ديدن جزئيات مي شوند و يا تصور و ديدن آن ها رنگ ها از عهده چشم انسان خارج است.
يك عكس نوعي هابل از تركيب چند عكس سياه و سفيد به نمايندگي رنگ هاي مختلف نور به وجود مي آيد. هابل از چه ابزارهايي براي تهيه عكس ها سود مي برد؟
پنج ابزار دقيق تلسكوپ هابل – دوربين ها ، طيف نگار ها و حسگر هاي رهنمايي بسيار دقيق – به طور هماهنگ و يا مجزا از هم كار مي كنند تا عكس هاي عالي را از دورترين نقاط هستي به ما برسانند. هر كدام از ابزار ها براي مشاهده جهان از راهي منحصر به فرد در نظر گرفته شده اند.
تجهيزات هابل


در اينجا تعدادي از ابزار هاي مهم هابل در حال و گذشته، و كار آن ها را به طور مختصري بررسي مي كنيم:
1.دوربين پيشرفته نقشه برداري (Advanced Camera for Surveys) كه در مارس سال 2002 ميلادي نصب شده است، نشانگر نسل سوم ابزار هاي دقيق، كه روي هابل نصب شده مي باشد. اين دوربين در كنار ديگر وضايف به مشاهده و بررسي آب و هوا در روي ديگر سيارات منظومه شمسي، مشاهده و نقشه برداري از كيهان و همچنين مطالعه نوع و چگونگي توزيع ستارگان مي پردازد.
2.دوربين ميدان باز و سياره اي هابل (Wide Field and Planetary Camera) زحمت كش ترين ابزار در تهيه مشهورترين عكس هاي هابل است. اين دوربين مانند دوربين اصلي هابل براي مشاهده همه چيز به كار مي رود. در زير دو عكس از عكس هاي بسيار پر تعداد آن را مي بينيم.
3.دوربين فروسرخ و طيف نگار آن كه مي تواند چند هدف را هم‌زمان طيف نگاري كند، آشكارساز گرماي هابل است (Near Infrared Camera and Multi-Object Spectrometer) حساسيت آن به امواج فروسرخ باعث شده است كه اين دوربين براي مشاهده اجرام مبهم آسماني مانند گازها و غبار ميان ستاره اي و همچنين مشاهده دقيق ژرفترين قسمت هاي جهان بسيار كارآمد باشد.
4.طيف نگار عكاسي تلسكوپ فضايي (Space Telescope Imaging Spectrograph) ابزار گرداني بود كه تا حدودي مانند يك منشور، نوري كه از اجرام آسماني به تلسكوپ مي رسد را به رنگهاي به وجود آورنه آن تجزيه مي كند. در سال 2004 مشكلي براي آن پيش آمد و از ادامه فعاليت آن جلوگيري كرد البته اين ابزار قابل تعمير است و ميتواند در ماموريت هاي بعدي تعمير شود.
5.حسگرهاي راهنمايي دقيق هابل (Fine Guidance Sensors) ابزارهاي هدف گيري هستند كه به سوي ستارگان رهنما قفل مي شوند و موقعيت نسبي آنها را نسبت به سوژه در حال مشاهده مي سنجند. كار تنظيمي كه اين ابزارها انجام مي دهند باعث مي شود هابل در حالت نشانه گيري درست بماند. همچنين اين حسگرها براي انجام اندازه گيري هاي آسماني به كار مي روند.
6.دوربين سوژه هاي كم نور (Faint Object Camera) دستگاه تله فوتو (مخابره عكس) هابل بود. عكس هايي كه از ميدان هاي ديد بسيار كوچك گرفته شده بودند با تمام جزئيات ضبط مي كرد. اين ابزار در سال 2002 جاي خود را به دوربين پيشرفته نقشه برداري داد.
اتاق كنترل هابل


وظايف قسمت عمليات پرواز:
1.كنترل وضعيت سيستم ها(ي مكانيكي، الكتريكي و مديريت داده ها) و بخش هاي كوچكتر .
2.جستجو براي هر چيز غيرعادي در رفتارهاي هابل.
3.تعيين برنامه و مسير كاري اجزاي مختلف.
4.مديريت ارتباطات.
5.استفاده سيستم راهنمايي ستاره اي (نشانه روي تلسكوپ)
كار قسمت عمليات پرواز هابل به صورت شبانه روزي و هفت روز هفته مي باشد. مهندسان و تكنيسين هاي مخصوص آموزش ديده كه تيم عمليات پرواز را تشكيل مي دهند در شيفت هاي چرخشي با سه يا چهار نفر در هر نوبت كار مي كنند. يك روز كاري به كنترل، نشانه روي تلسكوپ، نظارت بر رفتار آن پشت ميز فرمان و جستجوي هر چيز غير عادي در كارهاي فني مي گذرد.
كنترل كنندگان زميني حتي از مدت ماموريت هاي سرويس هميشگي نيز مشغول تر مي شوند. كمي پس از پرتاب شاتل كنترل كننده ها ماموريت هاي علمي هابل را متوقف مي سازند. براي آماده كردن تلسكوپ بزرگ براي گرفتن آن (با شاتل) و بودن در مكان مقرر ، آنها دهانه هابل را مي بندند و آنتن تقويت بلند آن مخفي مي گردد. بعد از گرفتن هابل ونصب تجهيزات جديد روي آن توسط فضانوردان، كنترل كننده ها فورا آنها را آزمايش مي كنند. بعدا، كنترل كننده ها وارسي و آزمايش هاي جزيي تري روي آن انجام مي دهند. بعد از هر ماموريت سرويس، تيم عمليات پرواز آنتن تقويتي و دريچه اصلي را باز مي كنند. آنها سپس تمام ابزارهاي قبلي و جديد را دوباره راه اندازي مي كنند.
http://img.tebyan.net/big/1387/11/215168218171122462361071151411071961975413222.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/11/1751202092020057612471141962382785234111.jpg)
ديد هابل و کيفيت آيينه آن


چه چيزي به هابل چنين بينايي خوبي داده است؟ چه چيزي عكس هاي اجرام دور را چنين با كيفيت مي كند؟ مكان هابل بالا جو زمين است. اگر جه اين مكان داراي برتريهاي زيادي است، اما اين فقط قسمتي از جواب اين سوال است. بدون ديد قوي هابل نمي توانست چنين عكس هاي مفيدي را از مكان هاي بي همتا بگيرد.
http://img.tebyan.net/big/1387/11/2352222261586110021924544234818912832245165.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/11/223692242192453108250388981615825412288.jpg)
چشم هاي هابل در حقيقت سيستمي هستند كه مجموعه نوري تلسكوپ نام دارند. اين سيستم از دو آينه تشكيل مي شود. سيستم نوري هابل يك طرح درست نوري موسوم به Ritchey-Chretien گاسگرين است كه در آن شكل و طراحي مخصوص دو آينه عكس هايي از بزرگ ترين ميدان ديد ممكن را كانوني مي كنند.
آيينه هاي هابل بسيار صاف هستند و سطحي به دقت شكل داده شده براي بازتاب نور دارند. آنها با تراش شيشه با ساينده ها به وجود آمده اند بطوري كه سطحشان بيشتر از يك هشتصد هزارم در يك اينچ از شكل منحني انحراف ندارد. اگر آينه اصلي هابل قطري هم اندازه با قطر زمين داشت، ارتفاع بزرگ ترين برآمدگي آن تنها شش اينچ مي شد.
كمي پس از ساخت و نصب هابل در سال ???? دانشمندان دريافتند تراش منحني آينه اصلي اشتباه بوده، باعث كجنمايي(ابيراهي) كروي آينه مي شده است. خوشبختانه اصلاح نورشناسي قادر به حل اين مشكل بود.
آينه هاي هابل از جنس شيشه اي با ضريب انبساطي كم هستند و در اطاقي با دماي تقريبا ثابت (در 70 درجه فارنهايت) نگاه داشته شده اند تا از تاب خوردن آنها جلوگيري شود. سطح بازتابنده آينه ها با لايه اي 3ميليونم اينچي از جنس آلومينيوم خالص پوشانده شده و با يك لايه 1ميليونم متري از منيزيم فلوئوريد حفاظت شده است.منيزيم فلوئوريد باعث مي شود آينه نور فرابنفش را بهتر منعكس كند.
اکتشافات مهم
http://img.tebyan.net/big/1387/11/2295523952322725323147144931602404020092.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/11/1151892002171572281532232212141442151152397312.bmp )


هابل به حل بسياري از مشکلات نجوم که دانشمندان قبل از در مدار قرار گرفتن آن با آنها دست و پنجه نرم مي کردند کمک کند. اين تلسکوپ توانست فاصله ميان ستارگان را دقيق تر اندازه گيري کرده و سرعت گسترش جهان را تنها با 10 درصد خطا تخمين بزند.
همچنين هابل توانست سن جهان و راهي در پيشه رو دارد را اندازه گيري و به دست دهد که اين نتايج ناقض بسياري از نظريات قبلي بود.تصاوير با دقت بالاي اين تلسکوپ امکان مشاهده چگونگي شکل گيري سياه چاله ها را در کهکشان هاي نزديک به ما را فراهم کرد و نيز توانست کهکشان هايي را که ميلياردها سال نوري از ما فاصله دارند را آشکار سازي کرده و درهاي جديدي از علم را براي ما بگشايد.

moein_13
2010/3/16, 04:25 PM
دبیر کار گروه میراث فرهنگی و گردشگری آذربایجان شرقی گفت: طبق منابع موثق، تا قبل از دوره اختراع تلسکوپ، رصد خانه شهرستان مراغه بزرگ ترین و پیشرفته ترین رصدخانه جهان بوده است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران محمدی امروز 6 مرداد در بازدید از شهرستان مراغه و سایت تاریخی رصدخانه مراغه گفت: نام مراغه همیشه با نام یکی از بزرگ ترین مراکز پژوهشی نجومی یعنی رصدخانه خواجه نصیر الدین طوسی همراه است رصدخانه ای که در زمان پایتختی مراغه از سوی هلاکوخانه مغول ساخته شده است.
محمدی ادامه داد: بر اساس منابع تاریخی این مجموعه که امروزه فقط آثار کمی از آن باقی مانده است در سال 657 به دستور هلاکو و به همت خواجه نصیر الدین طوسی بنا شده است و در ساختمان و تشکیل آن شخصیت هایی چون علامه قطب الدین فخرالدین مراغه، محی الدین مغربی، علی بن محمود نجم الدین الاسطرلابی و دیگر بزرگان آن روزگار شرکت داشته اند.
رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی تصریح کرد: اهمیت رصدخانه مراغه نه تنها به دلیل اهمیت تاریخی بلکه به خاطر علم و دانشی است که در آن گردهم آمده است و سال ها بر جهان تاثیر گذاشت چنان که این رصدخانه کتابخانه ای با 400 هزار جلد کتاب و ابزارهای اختر شناسی از جمله ذات الربع دیواری به شعاع 430 سانتی متر، کره های ذات الحلق، حلقه انقلابی،حلقه اعتدالی و حلقه سموت، زیج ایلخانی که شهرت جهانی دارند و بسیار آثار و اشیای دیگر را شامل می شده است.
یاد آور می شود، رصدخانه مراغه 167 سال پیش از احداث رصدخانه سمرقند ساخته شد و در زمان آبادانی یکی از معتبرترین رصدخانه های جهان بوده است در آن زمان به فرمان قوبیلای قاآن،امپراطور چین و برادر هلاکوخان، کارشناسانی برای آموزش و الگوبرداری از رصد خانه مراغه به این شهر آمده و پس از مراجعت به چین رصدخانه ای به تقلید از رصدخانه مراغه ساختند.
علاوه بر رصدخانه چین رصدخانه های سمرقند، استانبول و هند از روی رصدخانه مراغه ساخته شده اند رصد خانه مراغه با شماره 1675 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و بررسی ها و مطالعات بر روی این بنای ارزشمند همچنان ادامه دارد.

YAGHOT SEFID
2010/3/17, 06:18 AM
تصويري از کشف عجيب ناسا
کشف موجود زنده در حيات منجمد ... :smile::gol:


جام جم آنلاين: دانشمندان سازمان ناسا طي کشفي شگفت انگيز براي اولين بار توانستند جانداري ميگو مانند و يک عروس دريايي را وراي صفحه يخي بزرگي در قطب جنوب کشف کنند.


http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/12/25/100870017210.jpg


اين جانداران در عمق 182 متري از اين صفحه يخي در جايي که هيچ نوري در آن وجود ندارد و دانشمندان تنها انتظار حضور چند ميکروب کوچک در آن منطقه را داشتند، يافته شده اند.

به همين دليل دانشمندان سازمان ناسا پس از ديدن تصاوير دوربيني که به منظور تصويربرداري از جهان ماوراي صفحات يخي در قطب جنوب به دريا فرستاده بودند، به شدت شگفت زده شدند.

دانشمندان در اين تصاوير موجودي ميگو مانند و کنجکاو را مشاهده کردند که شنا کنان خود را به کابلهاي دوربين رسانده و در آنجا متوقف شد. همچنين محققان موفق به مشاهده شاخک هايي شده اند که به اعتقاد آنها به گونه اي از عروسهاي دريايي تعلق دارد.
«رابرت بيندشدلر» از دانشمندان ناسا که در اين تحقيقات شرکت داشته است مي گويد: از ديدن اين ميگوي 7 سانتيمتري و نارنجي رنگ که در فيلم دو دقيقه اي ما شرکت کرد، بسيار خوشحال شديم. در واقع اين جاندار يک ميگو نيست بلکه Lyssiansid amphipod نام داشته و از خانواده ميگوها است.

ثبت اين تصاوير باعث شده است دانشمندان درباره اطمينان خود از وجود نداشتن حيات در محيط هاي خشن و نامناسب تجديد نظر کنند و به اين نکته بيانديشند که اگر موجودات ميگو مانند مي توانند در اعماق بيش از 180 متري آبهاي قطب جنوب و در زير صفحات يخي زندگي کنند آيا امکان وجود آنها در محيطهايي مشابه اما فرا زميني مانند قمر اروپا وجود خواهد داشت؟

دانشمندان هنوز در حال بررسي معماي منبع غذايي اين جاندار در چنين محيط تاريک و سردي هستند زيرا با وجود اينکه برخي ميکروبها قادرند در چنين محيطي غذاي خود را تامين کنند، جانداران پيچيده اي مانند «آمفي پادها» قادر به اين کار نيستند. براي ثبت اين تصاوير محققان در فاصله اي 19 کيلومتري از آبهاي آزاد حفره اي با وسعت 20 سانتيمتر در صفحه اي يخي حفر کرده و به مشاهده محيط زير صفحه پرداختند.

بر اساس گزارش ان بي سي، اين به آن معني است که اين دو جاندار در همان منطقه زندگي مي کنند و احتمال اينکه از مسافتي دوردست شنا کرده باشند و به صورت اتفاقي در همان زمان از برابر دوربين دانشمندان عبور کرده باشند، بسيار کم است.

mrp69
2010/3/17, 10:45 AM
سیاره پلوتون و سیاره سدنا
-----------------___________-----------------_____________-----------------______________------------------------___________
سیاره پلوتون»


مقدمه

نهمین سیاره منظومه شمسی ، پلوتون (سیاره تنها) در سال 1930میلادی توسط کلاید تامباو از طریق عکسبرداریهای متوالی کشف شد. مقایسه عکسهای یک ناحیه ثابت از آسمان در شبهای مختلف نشان می*داد که این اجرام آسمانی طی یک فاصله زمانی معین ، نسبت به ستارگان زمینه تغییر مکان می*دهد. از همین رو وجود آن به عنوان یک سیاره جدید ، تأیید شد.







آیا پلوتون سیاره است؟

رسما بله. وقتی پلوتون در سال 1930 میلادی کشف شد، اتحادیه بین المللی اخترشناسی ، آن را به عنوان "سیاره" شناسایی کرد. به رغم مباحثات اخیر، این جرم آسمانی هنوز رسما در طبقه بندی جدیدی جای نگرفته است. معیارهای اساسی شناسایی یک سیاره را می*توان به این شرح خلاصه کرد: هر جرم آسمانی که (مستقیما) گرد ستاره*ای حرکت کند، ستاره یا شبه ستاره نباشد و آنقدر بزرگ باشد که گرانش خود آن ، موجب شود که شکل کروی داشته باشد، سیاره است. پلوتون هر سه شرط را برآورده می*کند. اما برخی از دانشمندان معتقدند که پلوتون ممکن است یکی از بزرگترین سیارات کوتوله کمربند کوئیپر باشد. دلایل و مدارت قابل توجهی نیز در تأیید و تقویت این نظریه وجود دارد.
منشأ پلوتون چیست و از کدام بخش از کیهان آمده است؟

نخست تصور می*شد که پلوتون یکی از اقمار نپتون بوده است. اما وجود شباهتهایی میان ترکیبات و مدارهای پلوتون و یکی از اقمار نپتون ، موسوم به ترایتون ، دلالت بر این دارد که ممکن است هر دو آنها قبلا در مدارهای مستقلی گرد خورشید حرکت می*کرده*اند و بعدا سیاره نپتون ، تراتیون را به دام انداخته است. اما با اینکه مدار پلوتون ، مدار سیاره همسایه*اش را قطع می*کند، هرگز آنقدر به آن نزدیک نمی*شود که تحت تأثیر نیروی گرانشی نپتون قرار گیرد و به دام بیفتد.

عده*ای از اخترشناسان با توجه به شباهتهای موجود میان پلوتون و ترتیون با دیگر اجرام کمربند کوئیپر نتیجه می*گیرند که هم قمر تراتیون و هم سیاره پلوتون حدود 4.5 میلیارد سال پیش ، از این کمربند به بیرون پرتاب شده*اند. عده دیگر با توجه به مدار عجیب و مرکز گریز آن می*گویند ممکن است پلوتون ابتدائا قمر یکی از سیارات منظومه شمسی (حتی زمین) بوده است که بعدا از آن گریخته است.
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/f/f2//Ploton.jpg

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


مشخصات فیزکی

طول هر شبانه روز پلوتون (زمانی که سیاره ، یک بار گرد محور خود می*چرخد) معادل 153 ساعت زمینی است. روزهای این سیاره بسیار تاریک است. قمر آن ، شارون ، در سال 1987 بطور تصادفی در رصدخانه مونت پالومار کشف شد. شارون در مدار همزمانی توسط پلوتون به دام افتاده است و همواره در نقطه*ای ثابت گرد آن می*گردد.

مدار پلوتون به دور خورشید، میل تندی دارد و فاصله متوسط آن از خورشید 5.915 میلیارد کیلومتر است که خورشید از آنجا فقط بصورت ستاره*ای درخشان دیده می*شود. پلوتون از سنگ و یخ تشکیل شده و اندازه*اش کوچکتر از ماه زمین است. هنگام نزدیک شدن به خورشید جوی رقیق در اطراف آن تشکیل می*شود که با دور شدن سیاره از خورشید یخ می*بندد. مدار پلوتون بسیار طولانی بوده و بیشتر از سیارات دیگر نسبت به دایرة البروج انحراف دارد.

این سیاره هر 248.5 سال یک بار به دور خورشید می*چرخد که در مدت 20 سال از این زمان فاصله*اش نسبت به خورشید کمتر از فاصله نپتون از خورشید است. این مشخصات غیر عادی باعث شده تا بعضی ستاره شناسان ، پلوتون را نوعی سیارک بزرگ تصور کنند.

پلوتون دورترین سیاره از خورشید بوده ، کمترین دما را در بین سیارات دارد. مدار بیضوی این سیاره که 248.5 سال زمینی طول می*کشد، طولانی*ترین مدار در منظومه شمسی است. پلوتون کوچکترین سیاره منظومه شمسی است و کمترین نیروی جاذبه را دارد.
به گفته یکی از اخترشناسان ، پلوتون تنهاترین و منزوی*ترین سیاره منظومه شمسی است. اخترشناس دیگری پس از اینکه نخستین عکسهای تلسکوپ هابل را از نهمین سیاره منظومه شمسی مشاهده و بررسی کرد، گفت: "این سیاره*ای شگفت است. اگر می*توانستیم با فضاپیمایی به آنجا سفر کنیم، حقایق شگفت آور بیشتری را در مورد آن کشف می*کردیم."
سطح پلوتون تا چه اندازه سرد است؟

دمای سطحی نهمین سیاره ، در فاصله 5.91 میلیارد کیلومتری خورشید ، احتمالا حدود منهای 230 درجه سانتیگراد است. می*دانیم روی پلوتون مناطق تیره*ای وجود دارد، اما نمی*توانیم با اطمینان بگوییم که در این مناطق نیتروژن با متان یخ زده وجود ندارد. اگرچنین باشد، ممکن است این مناطق اندکی گرمتر از سایر قسمتهای سیاره باشند. تا آن هنگام که سیاره را بهتر بشناسیم، اخترشناسان فرض می*کنند که دمای سطح آن ثابت است. در دمای منهای 230 درجه سانتیگراد، یخ درست مانند سنگ ، سخت و محکم و بادوام است. بیشتر گازها روی سطح سیاره متراکم و تبدیل به مایع می*شوند. روشنایی روز به آن معنایی که ما زمینیها می*شناسیم، در آنجا وجود ندارد. خورشید آنقدر دور است که در آسمان پلوتون http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/0/06//Sakhtareploton.jpg، تنها ستاره*ای بسیار درخشان به نظر می*رسد.
سفر به پلوتون

تأمین هزینه چنین سفری بسیار دشوار است. مأموریت ویژه کوئیپر نیز که قرار است فقط به منظور پرواز از کنار پلوتون و شارون و گرفتن عکسهایی از سطح این دو انجام شود، مستلزم صرف مخارج هنگفتی است. در حقیقت ، پیاده کردن انسان روی پلوتون ، تا زمان ابداع شکل و شیوه جدیدی از سفر فضایی ، به تعویق می*افتد.
شارون

مواد تشکیل دهنده شارون ، تنها قمر پلوتون ، احتمالاً زمانی شبیه به مواد تشکیل دهنده پلوتون بوده*اند. اما در حال حاضر شارون عمدتا از آب منجمد تیره و پلوتون از متان منجمد که رنگی روشن دارد پوشیده شده*اند. احتمال می*رود که مولکولهای متان بخاطر میدان جاذبه قویتر پلوتون ، از شارون جدا شده و جذب پلوتون شده*اند. مانند تمام اجرامی که منظومه مداری دارند، پلوتون و شارون نیز به دور یک مرکز جرم مشترک می*چرخند. شارون که قمری بزرگ است، دارای طول قطری به اندازه نصف قطر پلوتون بوده و 12 درصد جرم منظومه مداری را به خود اختصاص داده است.

مرکز جرم این منظومه در خارج از سطح پلوتون قرار دارد. مدار پلوتون 17 درجه نسبت به دایرة البروج ، صفحه مدار زمین انحراف دارد و این در حالی است که سایر مدارهای سیاره*ای فاصله بسیار کمی با صفحه دایرة البروج دارند. پلوتون در یک نقطه معین از مدار خود ، 1.25 میلیارد کیلومتر (780 میلیون مایل) پایین*تر از دایرة البروج قرار می*گیرد. این فاصله تقریبا به اندازه فاصله سیاره زحل از خورشید است.

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/0/06//Sakhtareploton.jpg


_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_--_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

سیاره سدنا»

سدنا دهمین سیاره منظومه شمسی می باشد. سیاره جدید که نام علمی آن «یو.بی313، 2003 » و قطر آن 1,180 تا 2,360 کیلومتر است، توسط ستاره شناسان در کالیفرنیا و هاوایی کشف شد. انجمن بین*المللی اخترشناسی، اکتشاف دهمین سیاره گردنده به دور خورشید که در مرز منظومه شمسی قرار دارد را تایید کرده است. این شیء ابتدا در سال 2003 کشف شده بود اما سیاره بودن آن اخیرا تایید شد.

فاصله این شیء از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتون از خورشید است. تاکنون تصور می شد پلوتون دورافتاده ترین سیاره منظومه شمسی است. جرم این سیاره حداقل به اندازه پلوتون است. فاصله متوسط نپتون و پلوتون از خورشید به ترتیب 1/30 و 5/39 برابر فاصله متوسط زمین از خورشید است که خود به بیش از 150 میلیون کیلومتر می*رسد و آن را یک واحد اخترشناسی (AU) می نامند.


این بزرگترین جرم آسمانی است که از زمان اکتشاف نپتون در سال 1846 در مدار خورشید کشف می*شود. هنوز جزئیات کاملی در مورد این جرم آسمانی در دست نیست؛ اما مشخص شده است که در مداری نامتعارف گردش می کند و فاصله آن با خورشید هرگز کمتر از فاصله نپتون با مرکز منظومه شمسی نیست و بخش اعظم مدار آن در فاصله*ای دورتر از سیاره پلوتون قرار دارد.


به گفته اخترشناسان کمابیش مشخص است که این سیاره از یخ و توده های سنگ تشکیل یافته است. به دلیل خاصیت این جرم در انعکاس نور، اندازه گیری آن با حاشیه خطای قابل توجهی همراه بوده و هنوز ابعاد واقعی آن مشخص نشده است.


در حال حاضر، دو گروه از اخترشناسان همزمان کشف این جرم کیهانی را اعلام داشته اند.قرار است کاشفان جرم جدید یافته های خود را در کنفرانس اخترشناسی کمبریج در ماه سپتامبر سال جاری ارائه دهند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/c/c3/Solarsystemscale.jpg


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

@spacechild@
2010/3/17, 10:53 AM
مگه ما گفتیم آدم نبوده...خوب برای پیشرفت یک علم باید اینقدر اشتباه رخ بده تا موفقیتی حاصل بشه..و موفق کسیه که از این شکست ها دل سرد نشه...
و همین که تازه بعد از 400 سال متوجه اشتباه گالیله شده ایم نشان دهنده مقام و هوش علمی بالای ایشون بوده:gol::gol::gol:
خوب مگه من چی گفتم!!!!!!!!!!
چرا منو میزنی؟:cry:
منظورم این بود که گفتی تعصب داشته رونظریه کوپرنیک...همین!:razz:

moein_13
2010/3/18, 10:18 PM
خیلی جالب بود

واقعا نمیدونستم:gol:

moein_13
2010/3/18, 10:27 PM
http://i17.tinypic.com/4taojrb.jpg

آیا اولین ستاره شناس تلسکوپ داشت؟
تالس ستاره شناس بزرگ یونان قدیم توانست از یک خورشید گرفتگی که در سال 585 قبل از میلاد رخ می داد با خبر شود و این 2000 سال قبل از اختراع تلسکوپ بود. اختر شناسان قدیمی به جای تلسکوپ وسایلی برای اندازه گیری سیارات ، خورشید و ستارگان داشتند.

چه کسی کشف کرد که زمین به دور خورشید می چرخد؟
سالهای بسیار دور، حدود 260 سال قبل از میلاد مسیح آریستار خوس ستاره شناس یونانی گفته بود که زمین به دور خورشید می چرخد، اما بیشتر مردم نمی توانند باور کنند که زمین حرکت میکند. تا اینکه در سال 1728 میلادی حدود 2000 سال بعد معلوم گردید که او حقیقت را گفته است. جیمز برادلی ستاره شناس انگلیسی ، با بکار بردن تلسکوپ بسیار بزرگ مشاهده کرد که ستارگان بسیار کند حرکت میکنند و بنابراین زمین به دور خورشید می چرخد.

چه کسی کشف کرد زمین گرد است؟
زمانی که کشتی از ساحل دور می شد این طور به نظر می رسید که افق ناپدید می گردد و مردم به همین دلیل می اندیشیدند که زمین باید گرد باشد، اما این مساله تا زمانی که اولین کشتی در دهه 1500 میلادی به دور جهان سفر کرد ثابت نشد. سالها قبل حدود 240 سال قبل از میلاد ستاره شناس یونانی اراتوستنیز برای محاسبه دقیق محیط زمین کار می کرد. هر چند هیچ کس در آن زمان نمی توانست باور کند که زمین این قدر بزرگ باشد.

چه کسی تلسکوپ را اختراع کرد؟
هانس لیپرشی عینک ساز هلندی در سال 1608 میلادی تلسکوپ را اختراع کرد. او و ویا دستیارش متوجه شدند که اشیا از میان دو عدسی نزدیکتر به نظر می رسد. لیپرشی، عدسی ها را داخل یک لوله سوار و بدین گونه اولین تلسکوپ ساخته شد. یک سال بعد در سال 1609 گالیله ستاره شناس بزرگ ایتالیایی تلسکوپی ساخت و چندین کشف مهم را انجام داد.

اولین بار کدام سیاره کشف شد؟
5 سیاره نزدیکتر به زمین یعنی تیر – ونوس – مریخ – مشتری – و کیوان از سالهای قبل شناخته شده بودند. در سال 1781 ستاره شناس انگلیسی سر ویلیام هرشل در حالی که با تلسکوپ خود در جستجوی ستاره ها بود به طور اتفاقی یک سیاره جدید را کشف کرد که آن را اورانوس نامیدند. در حقیقت اورانوس را با چشم غیر مسلح نیز میتوان دید. اما تا آن زمان کسی متوجه نشده بود که اورانوس یک سیاره است.

چگونه ستاره شناسان کشف دو سیاره را قبلا پیشگویی کرده بودند؟
در سال 1846 یک ستاره شناس فرانسوی و یک ستاره شناس انگلیسی اعلام کردند که سیاره ناشناخته ای در مدار اورانوس ایجاد اختلال می کند. هیچ کدام از آنها نمی دانستند که هر دو بر روی سیاره جدیدی کار می کنند. این سیاره به زودی توسط یک ستاره شناس آلمانی درست در جایی که آن دو ستاره شناس پیشگویی کرده بودند کشف شد. این سیاره جدید نپتون خوانده شد. احتمالا اختلال در مدار سر انجام در سال 1930 آنها را به کشف سیاره دیگری به نام پلوتون رهبری کرد.

بزرگترین و قوی ترین تلسکوپ ستاره شناسی در کجا است؟
بزرگترین تلسکوپ در روسیه است. این تلسکوپ آینه ای به قطر 7/19 فوت دارد و می توان با آن اشیاء را در هر گوشه جهان شناخته شده دید. تلسکوپ بزرگتری با یک آینه به قطر 33 فوت در هاوایی ساخته شده است. بزرگترین تلسکوپ رادیویی که به جای نور ، امواج رادیویی را جمع آوری می کند تلسکوپ آریسبو است که در پورتوریکو قرار دارد. این تلسکوپ صفحه ای به قطر 1000 فوت دارد.

اولین مردی که به فضا رفت چه کسی بود؟
یوری گاگارین فضا نورد روسی اولین مردی بود که به فضا پرواز کرد. او در 12 آوریل 1961 با سفینه فضایی وستوک یک به فضا رفت و قبل از رسیدن به خشکی مدار زمین را طی کرد.

اولین زنی که به فضا رفت چه کسی بود؟
خانم والنتینا تریشکوا اولین زنی بود که به فضا رفت. او یک فضانورد روس بود که در 6 ژوئن 1963 به مدت سه روز با سفینه وستوک 6 به فضا پرواز کرد. طول مدت پرواز او 48 بار مدار زمین را طی کرد.

اولین فردی که پا به روی سطح کره ماه گذاشت چه کسی بود؟
اولین شخصی که قدم به سطح کره ماه گذاشت. فضانورد آمریکایی نیل آرمسترانگ بود. او در 21 ماه ژوئیه سال 1969 قدم به ماه گذاشت. هنگامیکه او از سفینه فضایی آپلو 11 پائین آمد و قدم بر روی ماه گذاشت گفت: "این یک قدم کوچک برای یک مرد و یک پرش بلند برای بشریت است" بعد از مدت کوتاهی همسفر نیل به نام ادوین آلدرین بر روی سطح کره ماه به او پیوست.

چه خطراتی در یک پرواز فضایی وجود دارد؟
در حقیقت بیشتر خطرات در پایان سفر فضایی وجود دارد. وقتی یک سفینه فضایی از فضا به سمت کره زمین بر میگردد بایستی با سرعت بسیار زیاد حرکت کند. و چون داخل لایه های اتمسفر شد با هوای اطراف برخورد می کند و این برخورد باعث ایجاد گرمای شدیدی در سفینه می شود و ممکن است سفینه به گرمای سرخ برسد و سرنشینان آن را هلاک کند. برای سرد نگاه داشتن و مراقبت از فضانوردان در داخل سفینه یک سپر گرمایی تعبیه می شود. اگر سفینه با یک سپر گرمایی که جلوی آن را پوشانیده است، تجهیز نشود هنگام ورود به جو خواهد سوخت.

در چه زمانی اولین سفینه فضایی فرستاده شد؟
اولین راکتی که به آن سوی اتمسفر فرستاده شد. یک راکت آمریکایی بود که در سال 1949 به فضا ارسال شد. اما اولین سفینه فضایی واقعی، ماهواره ای بود که به مدار زمین فرستاده شد این ماهواره روسی اسپوتنیک یک نام داشت و بدون هیچ سرنشینی "انسان یا حیوان" در چهارم اکتبر 1957 به فضا فرستاده شد. این ماهواره شامل چند دستگاه بود که به وسیله امواج رادیویی اطلاعات را به زمین می فرستاد.

یک سفینه فضایی چه سرعتی باید داشته باشد؟
برای رسیدن به ماه یا هر سیاره دیگر سفینه فضایی بایستی با سرعت زیادی به فضا فرستاده شود. سرعت پرتاب سفینه از زمین به فضا را "شتاب گریز" می گویند که برابر 7 مایل در ثانیه یا 24800 مایل در ساعت است. این سرعت باید به قدری باشد که بتوان در یک ساعت یم بار دور زمین با آن گردش کرد. این سرعت در بالای زمین بیشتر است. اگر سفینه فضایی به سرعت "شتاب گریز" نرسد، به زمین سقوط خواهد کرد، یا در مدار زمین قرار خواهد گرفت.

آیا هرگز اخباری از فضا به زمین رسیده است؟
در سال 1931 کارل یانسکی مهندس آمریکایی یک صدای عجیب رادیویی شنید، وقتی صدا را تعقیب کرد متوجه شد که این صدا از ستاره ها می آید. و این به خاطر آن است که ستاره ها و کهکشان ها امواج رادیویی را بخوبی نور تولید می کنند. در سال 1967 یک ایستگاه رادیویی ستاره شناسی در انگلستان به نام جاسلین بل برنل علامت قطع ووصلی را کشف کرد که از فضا می آمد. این علائم از یک نوع ستاره نوترونی به نام پالسار می آمد.

بزرگی و قدرت بزرگترین راکت فضایی چقدر است؟
بزرگترین راکت فضایی که تاکنون ساخته شده است راکت ساتورن 5 است. این راکت آمریکایی است و برای پرتاب فضانورد های آپولو در پرواز به ماه از 1969 تا 1972 مورد استفاده قرار گرفت. راکت مذکور 164 فوت بلندی داشت که حدود بیست برابر یک ساختمان دو طبقه است. در زمان برخاستن سفینه، موتورهای آن یک فشار 3900 تنی را که به اندازه چهل جامبوجت است تولید می کردند.

قمر چیست؟
قمر یک جرم یا شی کوچک فضایی است که در اطراف جرمی بزرگتر حرکت کند. ماه یک قمر زمین است. زمین و سایر سیارات اقمار خورشید هستند، اما مردم این کلمه را بیشتر به قمرهای مصنوعی که توسط انسان ساخته شده و بدور مدار زمین گردش می کند به کار می برند. این اقمار مشاهدات علمی از فضا و زمین را امکان پذیر می سازند. و تصاویری که آنها به زمین ارسال می دارند، به همواشناسی برای پیش بینی هوا کمک می سازند. حتی این اقمار می توانند تصاویر تلویزیونی و پیامهای تلفنی را از یک قاره به قاره دیگر ارسال نمایند.

آیا انسان قادر خواهد شد به سیارات و ستاره ها سفر کند؟
هیچ فضاپیمایی که به اندازه کافی قدرت داشته باشد تا انسان را به سیارات برساند، وجود ندارد. ساختن چنین فضاپیمایی نیز احتیاج به هزینه بسیار هنگفت دارد. اما ایستگاههای فضایی میتوانند از سیارات برای ما طالاعاتی ارسال نمایند.
ستاره ها نیز آنقدر از ما دور هستند که اگر بخواهیم با فضاپیمایی که بالاترین سرعت ممکن را دارد به نزدیکترین ستاره سفر کنیم، این سفر 20000 سال طول خواهد کشید و بعید به نظر می رسد که انسان هرگز قادر شود به ستاره ها سفر کند.

ایستگاه های فضایی به کجا می روند؟
ایستگاههای فضایی فضا پیمایی است که سرنشینی ندارد و به سمت ماه یا سیارات پرواز میکند. و ممکن است در سطح ماه یا سیارات فرود آید و یا در داخل مدارد آنها گردش کند و یا نزدیک آنها پرواز نماید. ایستگاه فضایی دارای دوربین ها و سایر ابزار آلاتی است که از طریق رادیو تصاویر و اطلاعات را به زمین می فرستد.

شاتل فضایی چیست؟
شاتل فضایی نوع جدیدی از فضاپیما است که برخلاف فضا پیماهای اولیه از آن میتوان بارها و بارها استفاده کرد. شاتل فضایی مانند یک راکت از زمین بلند میشود و مانند یک هواپیما برروی زمین فرود می آید. ولی نمیتواند به دور ماه یا سیارات گردش کند. او به دور مدار زمین میچرخد. سرنشینان آن میتوانند کارهای علمی انجام دهند و ایستگاههای فضایی را در مدار ملاقات نمایند.

وزن شما در فضا چقدر خواهد بود؟
اگر شما به فضا سفر کنید، ممکن است در بیشتر طول سفر ابدا وزنی نداشته باشید. فقط وقتی که موتورها برای شروع سفر روشن میشوند و در پایان سفر وزنی پیدا خواهید کرد. شما دربین هوای داخل کابین شناور خواهید ماند، چون جاذبه زمین در آنجا نمیتواند فضانورد را پائین بکشد.

چگونه انسان میتواند در فضا زندگی کند؟
در فضا هیچ چیزی برای اینکه انسان را زنده نگهدارد، وجود ندارد. نه هوایی ، نه آبی و نه غذایی و بدون آنها انسان در طول چند ثانیه خواهد مرد. یک فضا پیما باید آب و هوا و غذا برای سرنشینان خود داشته باشد. در خارج از فضا پیما ، فضانورد بایستی لباس مخصوص فضانورد ها را بپوشد که این لباسها با خود مخزن های هوا یا اکسیژن دارند. در صورت لزوم آب و غذا نیز باید داشته باشد. لباسهای فضانوردی مجهز به سیستم های خنک کننده و یا گرم کننده هستند. برای اینکه هوای آنجا ممکن است خیلی سرد یا خیلی گرم باشد و این بستگی به آن دارد که فضانورد در زیر نور خورشید است یا نه.

منیع: دانشنامه رشد + مجله نجوم

moein_13
2010/3/18, 10:45 PM
برایان کاکس: زمانی که به عصر طلایی اکتشافات فضایی فکر می‌کنیم، ناخودآگاه ذهن ما تصاویر سیاه و سفید فضانوردان آپولو را به یاد می‌آورد و خاطره ماهواره اسپوتنیک و صدای مداوم بیپ‌بیپ آن برایمان زنده می‌شود. اما این روزها به نظر می‌رسد، این اشتیاق قدیمی کمتر شده و دیگر سفر به فضا در مرکز توجه قرار ندارد: به عنوان مثال در ماهی که گذشت، فشارهای حاصل از رکود اقتصادی باعث شدند باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، طرح ناسا برای بازگشت به ماه را به حالت تعلیق درآورد. با این حال، فکر می‌کنید چطور می‌توانم در مستند جدیدم، شگفتی‌های منظومه شمسی، ادعا کنم که «قرن بیست‌و‌یکم، عصر طلایی اکتشافات فضایی است و ما شاهد بزرگ‌ترین تجربه‌های کیهانی هستیم که تاکنون تمدن بشری پشت‌سر گذاشته است».
http://www.hostprods.net/files/gimgs/33_voyager1nasaart.jpgخوب، من متولد مارس 1968/اسفند 1346 هستم، زمانی که بشر هنوز موفق به تماشای سیارات عظیم خارج از منظومه شمسی نشده بود. روزهایی که مشتری، زحل، اورانوس و نپتون تنها کراتی اعجاب‌انگیز به‌شمار می‌آمدند که تمام دانش ما می‌گفت هر یک قمرهایی بی‌جان از جنس سنگ و صخره دارند و اگر خیلی‌خلاصه بخواهید، باید بگویم این دنیای دور را تنها می‌شد از دریچه تلسکوپ‌هایی رصد کرد که جایی روی زمین مستقر بودند. جهان در این سال‌ها با پرتاب مارینر2 توسط ناسا به تازگی تجربه اولین مأموریت فضایی بین سیاره‌ای را از سر گذرانده بود، فضاپیمایی که پایان 1962/آذرماه 1340 توانسته بود برای اولین‌بار با ابرهای سیاره زهره برخورد کند.
اما امروز که دارم این یادداشت را می‌نویسم، اسپریت و آپورتونیتی، کاوشگرهای دوگانه ناسا در مریخ، به تازگی وارد ششمین‌سال مأموریت اکتشافی خود در سطح این کره شده‌اند، مأموریت کاسینی با موفقیت‌های فراوانی روبرو بوده و می‌توانم به جرأت بگویم علاوه بر یافته‌های جدید علمی، حاصل این مأموریت مشترک بین ایالات متحده و اتحادیه اروپایی، خیره‌کننده‌ترین تصاویر ارسا شده از مدار زحل بوده که تاکنون بشر به چشم دیده است. فضاپیمای نیو هورایزنز، متعلق به ناسا نیز دارد منظومه شمسی را به سمت مرزهای انتهایی آن پشت سر می‌گذارد. این فضاپیما در حال‌حاضر 1.6 میلیارد کیلومتر از خورشید فاصله گرفته و زمانی که در سال 2015/1394 به پلوتو برسد، از وضعیت خواب زمستانی بیدار خواهد شد تا مسیر را به سمت کمربند شگفت‌انگیز کوییپر که ترکیبی از سنگ و یخ است، ادامه دهد و پس از آن وارد فضای بین ستاره‌ای خارج از منظومه شمسی شود. اما گمان می‌کنم تاکنون چیزی شگفتانگیزتر از ویجر1 توسط بشر ساخته نشده باشد، این کاوشگر فضایی دورترین جرم آسمانی ساخته دست بشر به ماست و حتی امروز که 33 سال از پرتابش گذشته، هنوز سیگنال‌‌های ضعیفی را به زمین ارسال می‌کند.
با اینکه موفقیت‌های بزرگ فناوری فضایی در قرن 21ام همگی تحسین‌برانگیز هستند، اما فکر می‌کنم اکتشافات تازه این کاوشگر و ویجر2 در جهان خارج از منظومه شمسی هنوز این پتانسیل را دارد که بخش‌‌هایی از جامعه انسانی علاقمند به نجوم را مانند گذشته تحت‌تأثیر قرار دهد.
http://nssdc.gsfc.nasa.gov/planetary/titan/huygens_titan_04.jpgباید بگویم در سال‌های اخیر برای من هیچ یافته تازه‌ای به اندازه پیدا‌شدن شواهدی دال بر وجود مایعات در اقمار مشتری و زحل جذابیت نداشته است. پیش از آنکه بتوانیم از نزدیک این سیارات را رصد کنیم، بسیاری از محققان انتظار داشتند قمرهای زحل و مشتری نیز چیزی شبیه کره ماه باشند: تماشایی، اما بدون کوچک‌ترین نشانه‌ای از حیات. پیش از این، مطالعاتی که توسط تلسکوپ‌ها انجام‌شده بودند، نشان دادند که تیتان، بزرگ‌ترین قمر زحل جوی متراکم دارد، اما با فاصله‌ای معادل 1.2 میلیارد کیلومتر از خورشید، باز هم می‌بایست انتظار کره‌ای منجمد و خالی از حیات را داشته باشیم.
اما این دقیقا چیزی نبود که اتفاق افتاد. درست روز کریسمس سال 1382/2004، کاوشگر اروپایی هویگنس از فضاپیمای کاسینی جدا شد تا به آرامی در سطح تیتان فرود آید. دو‌هفته بعد، هویگنس جایی فرود آمد که بستر خشک یک رودخانه قدیمی به نظر می‌رسید، مملو از سنگ‌های صاف با گوشه‌هایی ساییده شده که نشان از عبور جریان مایعی در سطح این کره داشتند. با کمک عکس‌ها و داده‌های ارسال‌شده از مدار، کاسینی و هویگنس دریافتند که باید مایعی در سطح تیتان وجود داشته باشد: ابرهایی حاصل از قطرات درشت بارانی که در جو متراکم این قمر جاری می‌شد و جوی‌ها و رودخانه‌هایی را ایجاد می‌کرد که در نهایت به دریاهایی بسیار‌بزرگ‌تر از آنچه که ما روی کره زمین شاهد آن هستیم، می‌ریختند.
این چشم‌انداز حاصل از شیارهای کوچک و بزرگ و حفره‌های عمیق، بسیار‌آشناست. باید بارانی باریده باشد و پس از آن قطرات به سمت رودخانه‌ها و دریاها جاری‌ شده باشند. البته هنوز هم دمای تیتان 180 درجه سانتیگراد زیر صفر است و امکان ندارد در چنین دمایی آب مایع وجود داشته باشد. واقعیت اینست که ابرها و دریاهای این کره از متان مایع تشکیل شده‌اند ، همان گاز قابل اشتعالی که روی زمین می‌شناسیم. این نشان می‌دهد، تیتان درجه حرارت و فشار اتمسفری دارد که به متان اجازه می‌دهد به سه شکل گاز، مایع و جامد در این سیاره وجود داشته باشد.
لازم به توضیح نیست که کشف متان مایع در یک سیاره با کشف آب مایع در آن بسیار‌متفاوت است، چیزی که شواهد می‌گویند در اروپا، قمر منجمد مشتری باید وجود داشته باشد. عکس‌های از سطح این قمر و اندازه‌گیری میدان مغناطیسی آن توسط ویجر1و 2 و کاوشگر گالیله، که تا سال 2003/1382 در مدار مشتری قرار داشت، اثبات می‌کند اقیانوسی از آب مایع زیر پوسته یخ‌زده این قمر که شاید ضخامت آن به بیش از 16 کیلومتر برسد، وجود دارد. به نظر می‌رسد این اقیانوس، قمر اروپا را احاطه کرده و بیش از 1600 کیلومتر عمق داشته باشد. در واقع مجموع آب اقیانوس‌ها، رودخانه‌ها و حتی یخچال‌های طبیعی روی کره زمین هم با میزان آب مایعی که احتمال می‌رود در این کره منجمد وجود داشته باشد، نمی‌تواند برابری کند.
http://catholicsensibility.files.wordpress.com/2008/06/galilean-moons.jpg
وجود آب می‌تواند تفاوت‌های بی‌شماری را به دنبال داشته باشد، به این دلیل که در زمین هر کجا که آب هست، حیات هم وجود دارد. این حتی در مورد تاریکترین غارها و اعماق اقیانوس‌ها نیز صدق می‌کند، جایی با فشار خرد‌کننده که در آن هیچ اثری از نور خورشید نیست. می‌دانیم که قوانین فیزیک و شیمی در سراسر کیهان- از منظومه شمسی گرفته تا دورترین سیارات- یکسان هستند، چرا قوانین زیست‌شناسی جهان‌شمول نباشند؟ اگر در قمر اروپا آب وجود داشته باشد، پس زندگی هم هست و باید در حال تکامل و گسترش باشد.

http://www.hour25online.com/pix/enceladus-fountains_01.jpgجالب‌تر اینکه اروپا تنها قمری نیست که می‌توان به وجود حیات در آن شک کرد، شواهد قانع‌کننده‌ای وجود دارند که نشان می‌دهند گانمید و کالیستو، دو قمر بزرگ دیگر مشتری نیز باید اقیانوس‌های زیرسطحی عظیمی داشته باشند. خیلی عجیب نیست، اما به تازگی کاسینی چشمه‌هایی از یخ را روی سطح انسلادوس، قمر کوچک زحل کشف کرده که صدها کیلومتر در فضا گسترش پیدا کرده‌اند. این یخ چشمه‌ها علاوه بر اینکه عامل ایجاد یکی از حلقه‌های کم‌نور اما زیبای زحل هستند، می‌توانند احتمال وجود دریاچه‌هایی از آب مایع را هم زیر پوسته این کره تقویت کنند و نزدیک‌تر به زمین، روی کره مریخ، در حجم بسیار‌وسیعی ماده معدنی سنگ‌گچ یافت‌شده که نشان می‌دهد باید پیش از این منبع عظیمی از آب راکد در منطقه وجود داشته باشد که می‌تواند در حال‌حاضر به سفره‌های کوچک آب زیرسطح این کره تبدیل‌شده باشد.
مجموع این یافته‌ها ما را به این نکته می‌رساند که منظومه شمسی، بیش از آنچه که پیش از این تصور می‌کردیم، برای حیات آماده است -حداقل برای میکروارگانیسم‌ها- و فکر می‌کنم به زودی شاهد تصاویری از گونه‌های زیبای بیگانه‌ای خواهیم بود که در عین‌حال بسیار‌ آشنا به نظر می‌رسند و می‌توانند پیامدهای اجتماعی مثبتی روی زمین به دنبال داشته باشند.
در حال‌حاضر دو نکته برای ما روشن‌ شده است: اول اینکه ما احتمالا در جهان هستی تنها نیستیم و حیات به سیاره ما منحصر نخواهد شد و دوم اینکه منظومه شمسی شکستنی است. سیاراتی که از نزدیک مشاهده کرده‌ایم، همگی فاقد شرایط پیچیده مبتنی بر حیات در زیرسطح آنها و تکامل بوده‌اند. به نظر می‌رسد پیدا کردن تمدنی که بتواند کاوشگرهای فضایی بسازد و جهان پیرامونش را جستجو کند، در این منظومه تقریبا غیرممکن است. از شواهد این‌طور برمی‌آید که زمین ما، سیاره‌ای یگانه است.
این یگانگی یا کمیابی بسیار باارزش است. ما این فرصت استثنایی را داریم که به جهان پیرامون سفر کنیم. کیهان راز‌های بسیاری را در دل خود پنهان‌کرده و امکان جستجو و کشف آنها را به ما داده است. ما می‌دانیم جزء بسیار‌کوچکی از جهان بی‌کران هستی هستیم و خانه‌ای داریم که بدون‌شک بسیار‌ با‌ارزش و یگانه است.
براین کاکس، استاد فیزیک دانشگاه منچستر در انگلستان و از شناخته‌شده‌ترین رابطان علم در این کشور است.

moein_13
2010/3/18, 10:49 PM
http://www.khabaronline.ir/images/position1/2009/10/lcrossflash.jpg

(http://www.khabaronline.ir/news-19924.aspx)

دانش - ماموریت ماهواره ال‌کراس با برخورد سکوی پرتابی سنتاور به گودال هدف به پایان رسید. هرچند غبار فراوان و درخشش مورد انتظار دیده نشد، اما ابزارهای طیف‌نگار توانستند اطلاعات موردنظر را برای آشکارکردن آب و یخ در ماه گردآوری کنند.
برای بسیاری از منجمان، ماموریت ماهواره LCROSS در بعدازظهر جمعه به وقت ایران به پایان رسید؛ سکوی پرتابی سنتاور طبق برنامه به گودالی در نزدیکی قطب جنوب ماه برخورد کرد و بسیاری از تلسکوپ‌های بزرگ زمین لحظه لحظه این رویداد را با ابزارهای علمی خود ثبت کردند. اما درحالی‌که تقریبا همه انتظار داشتند توده‌ای عظیم از غبار برفراز گودال پخش شود و حتی درخششی در نور مریی دیده شود، چیزی دیده نشد. آیا این ماموریت شکست خورد؟
ناسا در بیانه‌ای رسمی اعلام کرد که برخورد پرتابه سنتاور با حفره‌ای در قطب جنوب ماه کاملا موفقیت‌آمیز بود و آن قدر غبار و خاک آزاد کرده که بتوان از وجود آب در ماه آگاه شد. به گفته دانشمندان ناسا، ظهور درخششی در تصاویر فروسرخ بلافاصله پس‌از برخورد ثبت شد و تصاویر بعدی، وجود گودالی به عرض 20 متر را در محل برخورد تایید کرد، اما تحلیل اطلاعات بدست آمده از این ماموریت زمان‌بر خواهد بود و به این زودی‌ها نمی‌توان در مورد وجود آب در این منطقه اظهار نظر کرد.
http://www.spaceflightnow.com/lcross/091009impact/palomar.jpg
فضاپیمای LCROSS به دوربین‌های فروسرخ، نور مرئی، رادیومتر و طیف‌نگارهایی مجهز بود تا غبار ناشی از برخورد را در جستجوی آب بررسی کنند. علاوه بر آن، مدارگرد شناسایی ماه (ال.آر.او) ، تلسکوپ فضایی هابل، بسیاری از رصدخانه‌های حرفه‌ای زمین و حتی تلسکوپ‌های منجمان آماتور، این منظره را لحظه به لحظه ثبت کردند. اما تصاویر ثبت‌شده توسط تلسکوپ‌های بزرگ زمینی، از جمله تصویر تلسکوپ 5 متری پالومار که چند ثانیه پس از برخورد از منطقه گودال کابئوس عکس‌برداری کردند، هیچ نشانه‌ای از برخاستن توده غبار و بازتاب نور خورشید از آن را نشان نداد. این شواهد نشان می‌دهد توده غبار آزاد شده، اما حجمش به اندازه‌ای نبوده که بتواند از ژرفای گودال بیرون بیاید.
http://www.spaceflightnow.com/lcross/091009impact/lcrossvisible.jpgپژوهشگران حفره کابئوس را به تازگی و بر اساس اطلاعات بدست‌آمده از نقشه‌های فراوانی هیدروژن در سطح ماه انتخاب کرده بودند، چراکه به‌نظر می‌رسد این منطقه حاوی منابع بیشتری از آب و یخ باشد. به گفته دانشمندان، عدم برخاستن غبار مورد انتظار در این برخورد می‌تواند اطلاعاتی در مورد ساختار خاک درون این گودال و زاویه برخورد را عیان سازد؛ اما هدف اصلی از این برخورد، آشکار کردن نشانه‌های آب در طیف غبار آزادشده از چند متری زیر سطح خاک ماه در این گودال بود. باید منتظر ماند و دید آیا این ماموریت 79 میلیون دلاری توانسته است در دست‌یابی به هدف خود موفق شود یا خیر.

moein_13
2010/3/18, 10:52 PM
http://www.khabaronline.ir/images/position1/2009/10/moon.jpg

(http://www.khabaronline.ir/news-19253.aspx)

دانش - کشفیات جدید در ماه و مریخ نشان می‌دهد فراوانی آب در این دو جسم بسیار بیشتر از آن‌چیزی است که فکر می‌کردیم. از هر متر مکعب خاک در سطح ماه می‌توان یک لیتر آب تهیه کرد و در مریخ، بیش‌از 99درصد ترکیبات پنهان در حفره‌های برخوردی را آب تشکیل می‌دهد.
فاطمه محمدی‌نژاد: اکثر دانشمندان بر این عقیده‌اند که آب و یخ به احتمال زیاد در زوایای همیشه پنهان ماه وجود دارد. اما یافته‌های جدید نشان می‌دهند که مقادیر کمی‌از آب به خاک سطح ماه چسبیده است.
نخستین اکتشاف توسط کاوشگر هندی چاندرایان1 انجام شد. فضاپیمایی که چندی پیش بعد از ده ماه حضور در مدار زمین با شکست روبرو شد، نخستین کاوشگر مجهز به ابزاری بود می‌توانست مقدار نور جذب شده توسط مواد معدنی آبدار را اندازه بگیرد.
یافته‌های بدست آمده از ماه‌گرد چاندرایان1 با داده‌های جمع‌آوری شده توسط دو کاوشگر دیگر مطابقت داشت. این اطلاعات شواهد روشنی را از وجود آب در خاک ماه ارائه می‌دهد و رویای زندگی در این قمر زیبا را یک گام نزدیک‌تر می‌کند.
کارل پیترز، محقق دانشگاه براون و نویسنده ارشد یکی از سه مقاله نوشته شده در مورد نتایج تازه گفت: «ماه همیشه ما را متعجب می‌کند. مقادیر عظیمی‌از آب در سطح ماه کشف شده و این، چیزی نیست که ما یک دهه پیش تصور می‌کردیم.»
چاندرایان1 در حین تحقیق بر روی طول‌موج نور جذب شده توسط آب و هیدروکسیل، مقادیری آب در خاک ماه کشف کرد. اما گروه هنوز متقاعد نشده بود که واقعا آب پیدا کرده است. پیترز گفت: «ما ماه‌ها وقت را صرف جستجو برای کشف هر گزینه‌ای کردیم که بتواند این موضوع را توضیح دهد؛ صرفا به این خاطر که تصور نمی‌کردیم در آنجا آب وجود داشته باشد.»
http://astronomynow.com/news/n0909/24moon/WaterSignatureLg.jpg
برای کمک به تایید این مسئله، گروه به داده‌های اعلام شده توسط کاوشگرهای پیشین، از جمله دیپ‌ایمپکت ناسا که در ماه ژوئن 2008 از کنار ماه عبور کرده بود، روی آورد. هر دو فضاپیما نیز شواهدی مبنی بر وجود آب و هیدروکسیل نشان می‌دادند.
اما به نظر می‌رسید این مولکول‌ها در مقادیر کمی موجود باشند. با این حال این مسئله ممکن است منابعی را برای تحقیقات آینده تامین کند. با وجود این‌که سطح ماه خشک‌تر از هر سطح دیگری روی زمین است، تحقیقات جدید نشان می‌دهند که می‌توان از هر متر مکعب خاک ماه، یک لیتر آب تولید کرد.
طیف‌سنج آب‌یاب
ام3 با استفاده از یک طیف‌سنج بسیار حساس، وجود آب را با بررسی امواج رادیو مغناطیس ساطع شده از مواد معدنی رو یا زیر سطح، مشخص می‌کند. گروه ام3 متوجه شدند که طول‌موج نور معین شده توسط این ابزار شامل الگوهای جذبی برای آب و مولکول‌ها است. این داده‌ها همچنین نشان می‌دهند آب در یک چرخه اتلاف و حصول، هر روز تولید می‌شود.
جنیفر سانشاین، از دانشگاه مریلند کالج پارک و نایب‌رئیس تحقیقات دیپ ایمپکت می‌گوید: «جذب آب به‌هنگام ظهر ضعیف است؛ اما عصرها بسیار شدیدتر می‌شود. ما شاهد یک چرخه کامل اتلاف و بازیافت آب هستیم. در طول روز، بادهای خورشیدی که حامل یون‌های هیدروژنی هستند، با اکسیژن موجود در خاک ماه برخورد می‌کنند تا مولکول‌های هیدروکسیل و آب تشکیل شوند. ظهرها در هوای گرم‌تر، آب از دست می‌رود، اما وقتی هوا خنک تر می‌شود آب دوباره می‌تواند تشکیل شود.»
http://astronomynow.com/news/n0909/24moon/LRO.jpg
کشف آب بر سطح ماه، تصاویر بسیار خشک ماه را از زمان ارسال فضاپیمای آپولو تغییر خواهد داد. جنیفر سانشاین می‌گوید:« اگر سه هفته پیش می‌گفتید که حتی یک ذره کوچک آب در ماه وجود دارد، همه به شما می‌خندیدند.»
پل اسپودیس، از موسسه تحقیقات نجومی و قمری هوستون تگزاس می‌گوید:« این نتایج بسیار جالب و مفید هستند. در واقع این مسئله زمینه کاملا جدیدی در مطالعات بوجود آورده است که پرسش‌های بیشتری در مقایسه با پاسخ‌ها به همراه دارد.»
دانشمندان فرضیه‌هایی در مورد مواد معدنی حاوی آب مطرح کرده اند. داده‌های حاکی از آن است که آب در عمق یک تا دو میلی‌متری سطح خاک ماه وجود دارد. وجود آب در طبیعت، ذهن‌ها را بر دهه‌های متوالی تحقیقات متمرکز می‌کند. دانشمندان همچنین تصور می‌کنند آب از عرض‌های جغرافیایی بالاتر، به قطب‌ها که سردتر و تاریک‌تر هستند مهاجرت می‌کند. در این مکان‌ها حفره‌های بسیار قدیمی‌احتمالی آب وجود داشته اند.
منابع همیشگی و پنهان آب
اگر آب‌های سطحی متحرک باشند، می‌توانند می‌تواند منبعی پایدار از آب را در بخش‌های همیشه پنهان ماه تولید کرده باشند. پیترز معتقد است «هر میزان آب که وجود داشته باشد، احتمالا در مکان‌هایی زیبا مثل بخش‌های همیشه پنهان ماه مخفی شده و هنگامی‌که وارد این محل‌ها می‌شود دیگر باز نمی‌گردد.»
اما هنوز بحث در مورد پنهان شدن آب در حفره‌های تاریک ماه وجود دارد. سیگنال‌های راداری که از حفره‌های قطبی منعکس شده‌اند، علایمی‌شبیه یخ از خود بروز داده اند. و نوترون‌هایی که در سال 1998 توسط کاوشگر قمری ناسا کشف شد، نشان از حضور هیدروژن دارند؛ اما مشخص نبود که آیا این اتم‌ها به شکل آب و یخ درآمده‌اند یا به صورت‌های دیگر.
کاوشگر قمری مدارپیمای ناسا که در خرداد ماه به فضا پرتاب شد نیز به نتایج مشابهی دست یافته است. فضاپیمای ال‌کراس ناسا که قرار است مهرماه به یکی از حفره‌های قطب جنوب ماه برخورد کند، به احتمال زیاد می‌تواند در پاسخ به این سوالات کمک شایانی کند.
آب در مریخ
در بخشی دیگر از منظومه شمسی، مدارگرد شناسایی مریخ، ام.آر.او نیز علایمی‌از وجود آب یخ‌زده در حفره‌های جدید سیاره سرخ را که بر اثر برخوردهای فضایی به‌وجود آمده‌اند، کشف کرده است. این علایم جایی میان قطب شمال و خط استوای این سیاره واقع شده‌اند.
http://astronomynow.com/news/n0909/24mars/marscraters2.jpg
محققان ام.آر.او در کنفرانسی مطبوعاتی اعلام کرده‌اند ذخایر یخ درخشانی در پنج منطقه مختلف درون حفره‌ها کشف شده‌اند و تقریبا سه تا چهار متر وسعت دارند. این حفره‌ها در تصاویر پیشین همین مناطق وجود نداشت و این خود موضوع مطالعات جدید برای بررسی عکس‌العمل مواد تازه وارد در فضای مریخ خواهد بود. این نقاط روشن در طول هفته‌ها پس از اولین مشاهدات، محو شدند.
کن ادجت، از موسسه علوم فضایی مالین می‌گوید:« ما فکر می‌کنیم تمام این پنج برخورد در نیمه نخست سال 2008 / 1385 و 1386 رخ داده‌اند. این اولین باری است که ما حفره‌های جدیدی در مریخ مشاهده می‌کنیم که حاوی آب و یخ هستند».
دانشمندان پیش از این نیز می‌دانستند مقادیری یخ در زیر عرض‌های جغرافیایی بالای مریخ وجود دارد، اما یافته‌های جدید نشان می‌دهد که آب بیش از آن‌چه تصور می‌شد به خط استوا نزدیک شده است. شین برن، از اعضای عکس‌برداری علمی‌ام.آر.او اظهار داشت: «یکی دیگر از کشفیات شگفت‌انگیز این است که یخ مشاهده شده در حفره‌ها بسیار خالص است. پیش از این تصور می‌شد آب موجود در زیر سطح، میان ذرات خاک جمع می‌شود بنابراین ترکیبی به میزان 50-50 از خاک کثیف و یخ است. ما اکنون با در نظر گرفتن مدت زمانی که طول کشیده تا یخ از نظرها پنهان شود، متوجه شده‌ایم که درصد این ترکیب یک درصد خاک و 99 درصد یخ است».

moein_13
2010/3/18, 10:56 PM
http://www.khabaronline.ir/images/position1/2009/10/09-10-21-11136moon.jpg
دانش - سرمقاله نیوساینتیست
ناسا هفته گذشته ماه را بمباران کرد. در واقع این سازمان، ماهواره حسگر و کاوشگر حفره‌های قمری را به قطب جنوب ماه کوبید تا ذخایر آب و دیگر منابع را کشف کند.
این جدیدترین ماموریت در جریان ماموریت‌های ماه بود: بین سال‌های 2007 تا 2011، هشت ماموریت انجام شده یا خواهد گرفت: یکی از ژاپن، دو ماموریت از چین، یک ماموریت از سوی هند، یکی از روسیه و سه ماموریت از طرف آمریکا.
این تلاش‌ها به این خاطر انجام شد که تصور می‌شود بهره برداری از منابع ماه به‌زودی در دسترس خواهد بود، و این سوال مطرح است: چه کسی قرار است از منابع قابل تجدید ماه چون آب و اکسیژن استفاده کند؟
این مسئله از طریق مذاکرات قابل حل است. اما پیمان‌نامه ماه که توسط سازمان ملل در دهه 1990 ارائه شد، هنوز توسط سران قدرت‌های فضایی امضا نشده و از آنجا که این موضوع ماه را خارج از حیطه قانون قرار می‌دهد، به احتمال زیاد شاهد تلاش‌ها و مبارزات برای بدست آوردن قلمرو خواهیم بود.
تاریخ نشان می‌دهد که نخستین اقدام، مهاجرت خواهد بود. به لطف دو جهانگرد به نام‌های آموندسن و اسکات و شکارچیان پیشین، اکنون انگلیس و نروژ هر کدام خود را صاحب یک ششم از اراضی قطب جنوب می‌دانند. بنابراین به احتمال زیاد ما شاهد تکرار ماجرای قطب جنوب در مورد خاک ماه خواهیم بود.
در حال حاضر ما شاهد ترکیبی از مبارزه، خودستایی، جستجو و اشتیاق ملی هستیم که با رویای امپراطوری و ثروت در بر گرفته شده است. به‌علاوه این‌که در این میان ترس نیز وجود دارد. اویانگ زیووان، دانشمند ارشد برنامه‌های قمری چین معتقد است:« نخستین کسی که ماه را فتح کند، اول از همه از آن سود می‌برد.»
این فرضیه احتمالا از سوی دانشمندان برای کسب حمایت‌ها و برنامه‌های وسیع تر مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این بازی، طولانی و پر هزینه خواهد بود, اما هرگز باعث نشد در مدت یک قرن در رقابت قطب جنوب کسی کنار بکشد و جوایزی هم برای این مسابقه وجود خواهند داشت.

moein_13
2010/3/18, 10:58 PM
مجید جویا: پژوهشگران ناسا توانستند در جایی بسیار دور از منظومه شمسی، مولکول‌های پایه حیات را در یک سیاره گازی داغ بیابند. این کشف، گامی رو به جلو برای منجمانی است که درتلاشند سیاراتی را که می‌توانند میزبان حیات باشند، مشخص کنند این سیاره تازه‌کشف شده قابل سکونت نیست، ولی مواد شیمیایی مشابهی دارد که، اگر در آینده در اطراف یک سیاره سنگی کشف شود، می‌تواند نشانه‌ای از وجود حیات باشد.
مارک سواین از پژوهشگران آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا، جی.پی.ال در پاسادنای کالیفرنیا می‌گوید: «این دومین سیاره خارج از منظومه شمسی است که در آن آب، متان و دی‌اکسید کربن یافت شده، موادی که وجود آنها برای فرایندهای زیستی در سیارات قابل سکونت لازم است. کشف ترکیبات آلی در دو سیاره بیرون از منظومه شمسی، این احتمال را افزایش می‌دهد که سیاراتی که در آنها مولکول‌های لازم برای حیات وجود دارند، به تعداد بیشتر و حتی معمول‌تر در فضا وجود دارند».
سواین و پژوهشگران همکارش از اطلاعات دو رصدخانه مداری بزرگ ناسا یعنی تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ فضایی اسپیتزر برای بررسی سیارهHD 209458b استفاده کردند. این سیاره گازی داغ و عظیم‌الجثه از مشتری بزرگ‌تر است و به دور ستاره‌ای خورشید مانند در فاصله 150 سال نوری از زمین در صورت فلکی اسب بالدار (پگاسوس) می‌چرخد. یافته‌های جدید آنها، دومین کشف این گروه بعد از کشف دی‌اکسید کربن در اطراف یک سیاره گازی داغ و مشتری‌مانند است به نام HD 189733b است. مشاهدات پیشین هابل و اسپیتزر از آن سیاره، آب و بخار متان را نیز آشکار کرد.
http://www.spacetelescope.org/images/screen/heic0720c.jpg
این کشفیات با طیف‌سنجی انجام شد. در این روش، پرتوهای نور مریی از درون ابزاری منشورمانند عبور می‌کنند و به مولفه‌های تشکیل دهنده تجزیه می‌شوند. هر ماده شیمیایی بر طول‌موج‌های بخصوص و یکتایی از طیف نور مریی و فروسرخ تاثیر می‌گذارد و بدین‌سان، می‌توان با بررسی دقیق طیف، مواد مختلف شیمیایی تشکیل دهنده آن را آشکار کرد. اطلاعات دوربین فروسرخ نزدیک هابل و طیف‌سنج چند جسمی آن، وجود مولکول‌ها را نشان می‌دهد و اطلاعات نورسنج و طیف‌سنج فروسرخ اسپیتزر نیز مقدار آنها را معین می‌کند.
http://www.spacetelescope.org/images/medium/heic0807a.jpgبه گفته سواین: «این نشان می‌دهد که ما می‌توانیم مولکول‌های لازم برای فرایند‌های حیاتی را کشف کنیم». اکنون منجمان می‌توانند با مقایسه جو دو سیاره، به شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو سیاره هم‌دسته پی ببرند. برای مثال، مقادیر نسبی آب و دی‌اکسید کربن در دو سیاره مشابه است، ولی HD 209458b مقادیر بیشتری از متان به نسبت HD 189733b دارد. سواین می‌گوید: «مقدار زیاد متان چیزی را به ما نشان می‌دهد. این می‌تواند به این معنی باشد که چیز خاصی در ترکیبات تشکیل دهنده این سیاره وجود داشته است».
به گفته سواین، دیگر سیارات بزرگ داغ و مشتری مانند را نیز می‌توان با استفاده از امکانات موجود بررسی و با هم مقایسه نمود. این کار پایه و اساس نوعی تحلیل است که اخترشناسان باید انجام دهند تا در نهایت بتوانند فهرستی از سیارات سنگی زمین مانند تهیه کنند که در آنها، نشانه‌هایی از مواد آلی نشان‌گر حیات احتمالی وجود دارد.
انتظار می‌رود که ماموریت کپلر ناسا بتواند تعدادی از این دنیاهای جامد را کشف کند. این فضاپیما در سال جاری پرتاب شد، ولی به اعتقاد اخترشناسان ما دست‌کم یک دهه تا کشف حیات احتمالی روی چنین سیاراتی زمان لازم داریم.
به گفته سواین اگر زمانی چنین سیارات زمین مانندی در آینده کشف شوند، «کشف ترکیبات آلی الزاما به این معنی نخواهد بود که روی یک سیاره حیات وجود دارد، چرا که راه‌های دیگری نیز برای تولید چنین مولکول‌هایی وجود دارد. اگر ما مواد شیمیایی آلی را روی یک سیاره سنگی زمین مانند کشف کنیم، پس از آن خواهیم خواست تا به اندازه کافی در مورد آن سیاره بدانیم تا فرایندهای غیر زیستی را که ممکن است به حضور این مواد روی آن سیاره ختم شده باشند، حذف کنیم».
«این موارد آنقدر از ما دور هستند که نمی‌شود به آنجا کاوشگر فرستاد، در نتیجه تنها راهی که ما بتوانبم چیزی در مورد آنها بدانیم این است که تلسکوپ‌ها را روی آنها تنظیم کنیم. طیف‌سنجی، ابزاری بسیار قوی برای تعیین مواد شیمیایی و دینامیک آنها است».
این خصیصه تعاملی که در جی.پی.ال توسعه یافته، داستان کشف سیارات جدید بیرون منظومه شمسی را وارد مرحله تازه‌ای می‌کند، داستانی که با تفکرات فلاسفه باستانی آغاز شد و در نهایت به وضعیت کنونی مشاهدات و رصدهای فضایی توسط ماموریت‌های اسپیتزر و کپلر ناسا رسید. در طول زمان نقاط برجسته‌ای در فرهنگ، فناوری و علم وجود داشته‌اند که از جمله آنها، یک شمارنده سیارات خواهد بود که آهنگ کشف سیارات بیرونی را در طول زمان تعقیب می‌کند.
تلسکوپ فضایی هابل یک پروژه همکاری بین‌المللی بین ناسا و آژانس فضایی اروپا است و هدایت آن در مرکز فضایی گودارد در گرینبالت مریلند است، انستیتوی علمی تلسکوپ فضایی در بالتیمور مریلند عملیات علمی هابل را هدایت می‌کند. اتحادیه دانشگاه‌ها برای پژوهش‌های اخترشناسی، آئورا مستقر در واشینگتن، این انستیتو را برای ناسا مدیریت می‌کند.
جی.پی.ال ماموریت تلسکوپ فضایی اسپیتزر را برای ناسا مدیریت می‌کند. ماموریت‌های علمی در مرکز علمی اسپیتزر در کالتک (انستیتو فناوری کالیفرنیا در پاسادنا) هدایت می‌شود. کلتک هم‌چنین جی.پی.ال را برای ناسا اداره می‌کند.

تقویم نجومی
2010/4/07, 04:38 PM
شرف شمس
1389شمسی = 1431 هجری قمری

عناوین این مقاله:

دلالت شمس و درجه شرف آن در علم تنجيم
اختیارات شرف شمس
اختيارات اصناف مختلف جامعه در وقت شرف شمس
تعيين زمان و محدوده شرف شمس
قويترين ساعات براى نقش شرف شمس يا خاتم سليماني
ساعات كواكب در ايام و ليالى هفته
ساعات شمس در درجه شرف شمس امسال 1431 = 1389
تفاوت تاريخ شرف شمس در تنجيم هندي
نقش شرف شمس يا خاتم سليماني
آداب و نحوه نقش شريف شرف شمس يا خاتم سليماني
توصيف و تشريح نقش شرف شمس يا خاتم سليماني

این مقاله را از آدرس زير دريافت نماييد:
http://nojum-tanjim.own0.com/montada...-t9-15.htm#473

YAGHOT SEFID
2010/5/26, 07:30 AM
مشتری، پادشاه سیاره ها ... غول سیاره های منظومه شمسی مشتری است. این سیاره را با نام های «هرمزد»، «برجیس» یا «ژوپیتر» هم می شناسیم؛ سیاره یی که نسبت به دیگر سیاره های منظومه شمسی از جنبه هایی رکورددار است. مشتری، این بزرگ ترین سیاره منظومه شمسی، یک کره تشکیل شده از گاز است. مشتری بعد از عطارد، زهره، زمین و مریخ در جایگاه پنجمین سیاره منظومه مان قرار دارد. چهار سیاره اول را سیاره های زمین مانند می دانیم زیرا جنسی از خاک دارند اما مشتری و سیاره های بعد از آن، هیچ کدام دارای جنسی همانند زمین نیستند بلکه آنها مانند خورشید از گاز تشکیل شده اند اما همانند خورشید ستاره نیستند و همچنان در قلمرو سیاره ها به حساب می آیند زیرا مانند ستارگان دارای نور و روشنایی نیستند و فرآیند همجوشی هسته یی انجام نمی دهند.

اگر بخواهیم روی سیاره های گازی فرود بیاییم هرگز به سطحی مستقل همچون سطح سیاره های سنگی مانند زمین و مریخ نخواهیم رسید بلکه تنها با نزدیک شدن به مرکز سیاره از لایه های مختلف گازی با فشارهای متفاوت عبور می کنیم. اما در مرکز سیاره به دلیل فشار زیاد می توان گاز را به صورت مایع یافت. مشتری سیاره یی گازی از جنس هیدروژن است.

از روی زمین و با یک تلسکوپ مناسب آماتوری می توانیم تصویری شگفت انگیز از مشتری در آسمان شب مشاهده کنیم. لکه یی که ناشی از جریان های سطحی سیاره است به راحتی مشاهده می شود؛ حتی با یک دوربین دوچشمی ساده به راحتی می توانیم رقص چهار قمر را که به نام اقمار گالیله یی معروفند، به دور این سیاره مشاهده کنیم. ۴۰۰ سال پیش هم زمانی که گالیله تلسکوپ خود را به سوی آسمان نشانه برد برای اولین بار همین اقمار را رصد کرد و ایده خورشید مرکزی را در ذهن خود پروراند.

مشتری آنچنان بزرگ است که زمین در برابرش تنها مانند یک نوزاد است. برای درک بهتر می توانیم بگوییم قطر مشتری ۱۱ برابر قطر زمین است و حجمی برابر ۱۳۰۰ برابر زمین دارد. اما آنچه جالب است آن است که مشتری با این بزرگی همچون فرفره یی غول پیکر آنچنان سریع به دور خود می چرخد که هیچ سیاره یی در منظومه شمسی به این سرعت حول محور خود نمی چرخد. سرعت این گردش (حرکت وضعی مشتری) به صورت یک دور کامل ۹ ساعت و ۵۶ دقیقه طول می کشد.

مشتری همچنین رکورددار تعداد قمر در منظومه شمسی است. تا به حال ۶۳ قمر به دور این سیاره کشف شده است. اگر به عکس های گرفته شده از مشتری نگاه کنیم، نوارهایی را در رنگ ها و اندازه های مختلف می بینیم که موازی با استوای سیاره، تمام سطح را پوشانده اند. این نوارها در واقع جریان هایی از گاز است که روی سطح گازی مشتری از گذشته تاکنون وجود داشته اند و هر کدام با سرعت های مختلف و جهت های گوناگون نسبت به یکدیگر در گردشند. در لبه این نوارهای رنگارنگ بر اثر برخوردی که با هم به دلیل اختلاف جهت حرکت و سرعت دارند، اصطکاک ایجاد می شود و موجب پدید آمدن توفان هایی مارپیچی می شوند که نمایان ترین آن را می توانیم در لکه یی قرمز و به بزرگی دو برابر زمین که به نام «لکه سرخ بزرگ مشتری» مشهور است، مشاهده کنیم.

مشتری به دلیل بزرگی، دارای گرانشی قوی است که در جارو کردن تمام خرده سنگ های اطراف خود همانند یک جاروبرقی عمل می کند حتی گاهی ستاره های دنباله داری که از کنار مشتری رد می شدند، به دام جاذبه مشتری افتاده و خرد و تکه تکه شده و بر مشتری سقوط کرده اند. برخی مواقع هم در این اجرام به دلیل جاذبه قوی مشتری انحرافاتی در مدارشان پدید آمده است.

فاصله میانگین مشتری از خورشید ۷۷۸۵۷۰۰۰۰ کیلومتر یا به عبارت دیگر حدود پنج برابر فاصله زمین از خورشید است. با توجه به این فاصله دمای میانگین این سیاره تقریباً منهای ۱۲۰درجه سانتیگراد است. البته هرچه به مرکز مشتری نزدیک تر می شویم، به دلیل افزایش فشار، دما هم بیشتر شده به طوری که در مرکز این سیاره دما به صورت شگفت انگیزی بالاست. مشتری در مدار بیضی شکل خود به دور خورشید با میانگین سرعت ۱۳ کیلومتر در ثانیه، ۱۲ سال زمینی طول می کشد تا یک دور کامل به دور خورشید بزند.

با توجه به جرم مشتری که ۳۱۸ برابر زمین و چگالی آن ۴/۱ برابر چگالی زمین است، جاذبه سطحی آن ۴/۲ برابر جاذبه روی سطح زمین است. به این ترتیب شخصی که هزار نیوتن روی زمین وزن دارد، در مشتری ۲۴۰۰ نیوتن وزن پیدا خواهد کرد. شتاب گریز از سیاره مشتری در سطح بالایی آن ۵۹ کیلومتر در ثانیه (در زمین=۱۱ کیلومتر در ثانیه) است یعنی اگر جسمی با این سرعت از سطح مشتری پرتاب شود دیگر به سطح این سیاره باز نخواهد گشت.

تا به حال کاوشگران زیادی برای بررسی مشتری به سمت این سیاره فرستاده شده اند که موجب کشف میدان مغناطیسی قوی و مشاهده رعد و برق در میان ابرهای مشتری شده است. این کاوشگران علاوه بر بررسی مشتری به اقمار در حال گردش به دور این سیاره هم توجه کرده اند تا جایی که توانسته اند وجود اقیانوس هایی از آب یخ زده که محل خوبی برای تشکیل حیات است و همچنین وجود فعال ترین آتشفشان های منظومه شمسی را بر سطح برخی از اقمار مشتری بیابند.

YAGHOT SEFID
2010/7/22, 06:07 AM
نيمي از ستاره هاي جهان تنها هستند...

مطالعات اخترشناسان دانشگاه جورجيا بر خلاف تصورات پيشين نشان مي دهد که بيشتر ستاره هاي جهان، مانند ستاره زمين تنها هستند و هيچ ستاره همنشيني در کنار آن ها حضور ندارد.

به گزارش مهر، اخترشناسان با توجه به نتايج مطالعات جديدي اعلام کردند تعداد ستاره هاي تنها در جهان هستي بسيار بيشتر از تعدادي است که در گذشته اعلام شده بود، ستاره هايي مشابه خورشيد زمين که هيچ ستاره اي همنشين آن ها نيست.اخترشناسان دانشگاه جورجيا بر اساس اين فرضيه معتقدند حضور چنين ستاره هاي تنهايي در جهان مي تواند احتمال وجود سامانه هاي خورشيدي را که حيات در آن ها جاري باشد و يا زمينه آغاز حيات در آن ها وجود داشته باشد، افزايش دهد.

مطالعات پيشين نشان داده است بيشتر سامانه هاي کيهاني که ستاره اي به اندازه خورشيد زمين دارند، بر خلاف سامانه خورشيدي زمين از 2يا چند ستاره ديگر نيز برخوردارند که در مدار يکديگر حرکت مي کنند.با اين همه اخترشناسان با مطالعه روي 454 ستاره شبه خورشيدي دريافتند 56 درصد اين ستاره ها مانند خورشيد ستاره هايي تنها هستند و تنها 44 درصد آن ها از ستاره هاي همنشين برخوردارند.ستاره هاي تنها مي توانند سامانه سياره اي پايداري به وجود آورند، شرايطي که حيات در آن مجال حضور پيدا خواهد کرد.

Reyhane
2011/1/11, 12:26 PM
کاربرد پردازش تصوير (يکي از شاخه هاي هوش مصنوعي) در نجوم و فضا نوردی
:cool:

ساخت دستگاه های اتوماتیک رصد آسمان و ثبت وقایع آسمانی به صورت خودکار از کاربردهای پردازش تصویر است که امروزه روی آن کار می شود.
از پروژه های جدید در بخش نجوم که بخشی از آن توسط سیستم پردازش تصویر انجام می شود، تهیه نقشه سه بعدی از کل عالم کائنات است !

پردازش تصویر در فضانوردی هم کاربرد زیادی دارد. در تصاویر دور می توان سطح سیارات و همچنین سطح قمرها را اسکن کرده و اطلاعات بسیار ریزی از آنها استخراج کنیم.
کاربرد دیگر پردازش تصویر در فــ....یـــ......لـــ......تـــ.... ...ر کردن عکس هایی است که توسط تلسکوپ های فضایی مختلف از جمله هابل (Hubble Space Telescope)، از فضا گرفته می شود.
کاربرد دیگر آن حذف گرد و خاک و جو سیاره ها از تصاویر به کمک تصویربرداری IR و X-RAY به صورت همزمان و ترکیب این تصاویر است.
در تصاویر نزدیک هم کاربرد دارد، از جمله هدایت مریخ نوردها، فرود فضاپیماهای بدون سرنشین و الصاق تجهیزات جدید به ایستگاههای فضایی به صورت خودکار.
از امکانات سایت گوگل، امکاناتی است به نام Google Mars که این برنامه دقیقاً مانند Google Earth عمل می کند با این تفاوت که Google Earth سطح زمین را در هر زمان که بخواهید و در هر نقطه ای از زمین و از ارتفاع های بسیار پائین هم نشان می دهد ولی Google Mars دقیقاً همین کار را برای سطح سیاره مریخ انجام می دهد.

منبع: سايت هوش مصنوعي (http://artificial.ir/intelligence/thread196.html)

Sarp
2011/1/13, 09:39 PM
منبع:دانشنامه رشد


جالب است بدانيد كه ستارگان هم مانند موجودات زنده متولد مي‌شوند، زندگي مي‌كنند و سپس مي‌ميرند، ولي طول زندگي آنها بسيار طولاني است. متاسفانه عمر كوتاه انسانها كفاف نمي‌دهد تا بتوانند زندگي يك ستاره را در مراحل مختلف شاهد باشند. با اين حال اخترشناسان اين مراحل را براي ما مشخص مي‌كنند.
در طول زندگي انسان ، ستارگان بيشمار راه شيري عملا بدون تغيير به نظر مي‌رسند. گاهي يك نواختر (ستاره‌اي كه بطور ناگهاني و انفجاري مقاديري عظيم انرژي از خود آزاد مي‌كند) ، ناگهان ظاهر آشناي يك صورت فلكي را به مدت چند هفته عوض مي‌كند و دوباره كم نورتر مي‌شود. منظره زيبايي كه يك ابرنواختر در آسمان پديد مي‌آورد، بسيار نادر است. ستارگان نيز در نهايت تغيير مي‌كنند و هيچ كدام تا ابد پايدار نمي‌مانند. ستاره ، هنگامي كه انبار عظيم سوخت هسته‌اي آن به پايان برسد، مي‌ميرد. ستارگان بسيار جوان هنوز در ميان گازهايي كه از آن شكل مي‌گيرند، پنهان هستند.

ستاره بعد از تولد

بعد از آنكه ستاره شكل مي‌گيرد (تولد ستاره)، بلافاصله حياتي پايدار بدست مي‌آورد. در همين زمان واكنشهاي هسته‌اي در داخلي‌ترين هسته ستاره ، هيدروژن را به هليوم تبديل مي‌كند و انرژي آزاد مي‌گردد. سرانجام همه هيدروژن درون آن به مصرف مي‌رسد. بعد از اين ، تغييراتي در لايه‌هاي دروني ستاره آغاز مي‌شود. در حالي كه واكنشهاي جديدي از هليوم شروع مي‌شوند، لايه‌هاي بيروني باد مي‌كنند تا ستاره را به اندازه غول برسانند.
در اثر تغييرات زياد ، ستاره به مرحله متغير بودن مي‌رسد. در نهايت هيچ منبع ممكن براي آزادسازي انرژي باقي نمي‌ماند. ستارگان كوچكتر در اثر انقباض به كوتوله‌هاي سفيد تبديل مي‌شوند. ستارگان سنگين‌تر به‌صورت ابرنواختر منفجر مي‌شوند. ماده بيرون ريخته از يك ابرنواختر ، بخشي از گاز بين ستاره‌اي را تشكيل مي‌دهد كه زادگاه ستارگان جديد است.


سحابي سياره‌اي

ستارگان در يكي از آخرين مراحل زندگي خود ، قبل از آن كه به كوتوله سفيد تبديل شوند، منظره بسيار زيبايي در آسمان بوجود مي‌آورند. اين مرحله سبب پيدايش سحابي‌هاي سياره‌اي مي‌شود. يك سحابي سياره‌اي هنگامي تشكيل مي‌شود كه ستاره مركزي آن ، لايه‌اي به بيرون پرتاب كند. لايه گاز همانند حلقه‌اي از دود منبسط مي‌شود.


تأثير نيروي گرانش بر زندگي ستارگان

سراسر زندگي ستاره به يك ميدان نبرد شبيه است. نيروي گرانش سعي دارد كه ستاره را منقبض كند، ولي با مقاومت فشار رو به بيرون ستاره مواجه مي‌گردد. سرانجام ستاره تحليل مي‌رود و گرانش ، كنترل را بدست مي‌گيرد. در اين حالت ستاره شكل كاملا متفاوت با ستاره‌اي معمولي و سالم به خود مي‌گيرد.

مراحل مختلف زندگي ستاره

تشكيل كوتوله سفيد
نيروي گرانش يك نيروي جاذبه است، لذا ذرات ماده در اثر اين نيرو به هم نزديكتر مي‌شوند. همچنين چون نيروي گرانش با جرم ذرات نسبت مستقيم دارد و نيز چون جرم ستاره فوق‌العاده زياد است، لذا جاذبه گرانشي درون آن بسيار شديد خواهد بود. به عنوان مثال در اعماق خورشيد فشار در فاصله يك دهمي سطح تا هسته ، تقريبا يك ميليون بار بيشتر از فشار جو در سطح زمين است. در اين فاصله فشار تا هزار ميليون بار بيشتر از فشار جو زمين صعود مي‌كند. اين فشار با مقاومت گازهاي داغ درون خورشيد مواجه مي‌شود. اين گاز توسط كوره هسته‌اي گرم نگه داشته مي‌شود.
هنگامي كه آتش هسته‌اي رو به كاهش مي‌گذارد، گاز داغ درون ستاره سرد مي‌شود. بنابراين نيروي گرانش غالب مي‌شود. آنچه در اين مرحله روي مي‌دهد، به جرم ستاره بستگي دارد. ستاره‌اي رو به مرگ مانند خورشيد ، درهم فرو مي‌ريزد تا به اندازه زمين برسد. در اين روند هيچ انفجار واقعي و قابل توجه رخ نمي‌دهد. ستاره فقط به توده‌اي از خاكستر راديواكتيو تنزل پيدا مي‌كند و به آرامي سوسو مي‌زند. در اين حالت ستاره به يك كوتوله سفيد تبديل مي‌شود. يك فنجان از ماده آن يك صد تن وزن دارد.
تشكيل ستاره نوتروني
اگر جرم ستاره‌اي بيشتر از خورشيد باشد، فشار فرو ريزش مرحله كوتوله سفيد را نيز پشت سر مي‌گذارد و متوقف نمي‌شود. فرايند فرو ريزش تا جايي كه قطر ستاره به حدود ده كيلومتر برسد، ادامه پيدا مي‌كند. در اين نقطه ، ستاره گلوله‌اي چگال از ذرات هسته‌اي است كه آن را ستاره نوتروني مي‌نامند. يك فنجان از ماده آن ، يك ميليون ميليون تن وزن دارد.
تشكيل تپ اختر
برخي از ستارگان نوتروني به سرعت مي‌چرخند و در هر بار چرخش ، تابشهايي در محدوده امواج راديويي گسيل مي‌كنند. اينگونه ستارگان نوتروني ، تپ اختر ناميده مي‌شوند.
تشكيل ابرنواختر
يك ستاره نوتروني بدون وقوع يك انفجار شديد اوليه شكل نمي‌گيرد. ستاره رو به مرگ ، ممكن است در چند ثانيه آخر حيات خود ، به صورت يك ابرنواختر شعله‌ور شود. درخشش آن چند روز از تمام كهكشانها پيشي مي‌گيرد. از بخش مركزي ابرنواختر ، يك ستاره نوتروني تشكيل مي‌شود.
تشكيل سياهچاله‌ها
يك ستاره رو به مرگ ، مثلا با جرمي 10 برابر جرم خورشيد چنان زير بار گرانش توليد شده قرار مي‌گيرد كه هيچ نيرويي نمي‌تواند در برابر فرو ريزش آن مقاومت كند. وقتي كه چنين ستاره‌اي منقبض مي‌شود و به اندازه‌اي در حدود دو كيلومتر مي‌رسد، گرانش به حدي زياد مي‌شود كه سرعت گريز از سطح آن به بيشتر از سرعت نور مي‌رسد.
از موشك گرفته تا ذرات نور و علائم راديويي ، هيچ يك نمي‌توانند از سطح آن بگريزند. اين گرانش به قدري نيرومند است كه همه چيز را به طرف خود مي‌كشد. ما فقط مي‌دانيم كه در اين حالت ، ستاره به يك سياهچاله تبديل مي‌شود. سياهچاله‌ها را نمي‌توان ديد، چون نور نمي‌تواند از سطح آن بگريزد.


عقايد انسانها در مورد ستارگان

از يك نظر زماني هر يك از ما درون ستارگان بوده است و از ديدگاه ديگر ، هر كس روزگاري در فضاي خالي و گسترده بين ستارگان جاي داشته است. بالاخره اگر براي جهان آغازي در نظر گرفته شود، زماني هر يك از ما در آن آغاز حضور داشته است. به اين معني كه هر مولكول بدن ما ، داراي موادي است كه روزگاري در مركز داغ و پر فشار يك ستاره جاي داشته‌اند. در اين نقاط بود كه آهن موجود در سلولهاي قرمز خون ، شكل گرفته است.

Sarp
2011/1/14, 01:05 AM
منبع:http://daneshnameh.roshd.ir/


کشف اینکه جهان در حال گسترش است یکی از انقلابهای فکری بزرگ قرن بیستم بود. حتی نیوتن و انشتین تصور جهان گسترش یابنده را نداشتند. مدلهایی برای تبیین عالم توسط اندیشمندان صورت گرفته اند؛ در اینجا پاره ای از این مدلها را عرضه می کنیم؛ اولین مدل ریاضی برای عالم توسط انیشتین صورت گرفت؛ در مدل ایشان عالم مسدود (فضای بسته و بدون مرز) و کروی و در عین حال ایستاست و به نام جهان استاتیک انیشتین آن را می شناسیم؛ هنگامی که انشتین مشغول ساختن معادلات ریاضی برای این مدل بود، بطور اشتباهی "ثابت کیهانی شناختی" را در معادله خویش وارد کرد؛ و از طرفی نیرویی بنام پاد گرانش معرفی کرد که برخلاف دیگر نیروها ، از منبع خاصی ناشی نمی‌شد بلکه در کالبد فضا - زمان نهفته بود؛ انشتین بعدا از این کارش افسوس خورد؛ این مدل؛ جهان را نه در حال انقباض و نه انبساط می‌داند و بعبارتی دیگر جهان نه کوچکتر و نه بزرگترمی شود.
مدل دویستر ، که پس از انشتین وضع شد، ادامه کارهای انشتین بود؛ بعلاوه هویل تز جهان ساکن و نامحدود را ارائه داد و از طرفی فرضیه جهان نوسانی توسط تولمان وضع شد و ساندیچ آن را بسط داد و افزون آنکه کسانی امثال ، هابل مدل جهان را محدود و گسترش یابنده پیشنهاد کرده اند. از میان مدلهای موفق دیگرمی توان به مدلهای فریدیمان دانشمند روسی اشاره کرد؛ این مدلها در واقع بر اساس همان معادلات انشتین استوار است، منتها فریدیمان ثابت کیهان شناختی و نیروی پاد گرانش را در معادلات و نظریات خویش وارد نکرده است؛


پاره ای از سخنان معصومین علیه‌السلام درباره سرانجام جهان ماده

"حضرت علی علیه‌السلام در نهج البلاغه در فصلی مربوط به آفرینش اشیاء ، می فرمایند:"لم یخلق الاشیا من اصول اولیه و لا اوائل ابدیه بل خلق ما خلق فاقام حده وصور ما صور فاحسن صورته ، یعنی نیافرید اشیا را از اصول و اولیات ازلی ابدی بلکه آفرید آنچه را که پدید آورد (ماده و اشیا را) و حدود و تعنیات آنها را از یکدیگر متمایز نمود و صورت بندی نمود آنچه را که صورتی می‌پذیرفت و نیکو نمود صورت آنها را ... .
حضرت علی علیه‌السلام "نفی ازلیت ماده می نماید، ضمنا به نفی "ابدیت" آن هم به تصریح می‌فرماید زیرا آنچه که ازلی نیست ابدی هم نمی‌تواند باشد.
در دعای جوشن کبیر هم به نفی ازلیت ماده اشاره فرموده است، در آنجا که می فرماید: "یا من خلق الاشیا من العدم"
یعنی ای کسی که پدیده‌ها را از عدم آفریدی."
در یکی از دعاهای صحیفه سجادیه (از حضرت اما زین العابدین علیه‌السلام که معروف به دعای روز جمعه است چنین آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدالله الاول قبل الانشا والاحیا و الاخر بعد فنا الاشیا ... یعنی ستایش خاص خدائی است که آغاز هستی پیش از پیدایش و زندگی است و پایان پس از فنا اشیا ... .
همچنین در دعای جوشن کبیر ، در مورد نابودی عالم ماده و ابدی بودن خداوند متعال چنین می خوانیم:
"یا من یبقی و ینفی کل شی" اوست که بماند و فانی شود هر چیز.
حضرت علی علیه‌السلام در نهج البلاغه در خطبه‌ای می‌فرمایند: "بعد از فنای دنیا خداوند تنها می‌گردند و هیچ شیئی همراه او نیست. و همانطور که قبل از خلق عالم تنها بوده همانگونه هم بعد از آن تنهاست، نه زمانی وجود دارد نه مکانی ، اجلها و زمانها معدوم می گردند و سالها و لحظه ها ناپدید می‌گردند و هیچ شیئی جز خداوند واحد قهار که برگشت همه امور بسوی اوست، باقی نمی ماند.
در دعای جوشن کبیر می‌خوانیم: "یا من هوا قبل کل شی یا من هو کل شی" یعنی: اوست قبل از هر چیز و اوست پس از هر چیز.


نظریات قرآن:

در قرآن تأکید می شود که ساعت ، یعنی حادثه نابودی جهان ، یک امر ناگهانی است و به هیچ وجه برای انسان قابل پیش بینی نیست، این مطلب از بسیاری از آیات استنباط می‌گردد، از جمله آیه 187 سوره اعراف:
"یسئلوک عن الساعه ایان مرسیهخا - قل انما علمها عند ربی لایجلیها لوقتها الا هو- ثقلت فی السموات والارض- لاتاتیکم الا بغته ..."(اعراف-187)
قیامت یک حادثه وعده داده شده از جانب خداست و وعده خدا حق است، زمان وقوع قیامت را تنها خدا می داند (...لایجلها لوقتها الا هو...) و هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد (تکاد السموات یتفطرن من فوقهن ...) با توجه به ناگهانی بودن قیامت، انسان در هیچ لحظه‌ای از زمان نمی تواند نسبت به عدم وقوع آن مطمئن باشد.
محل وقوع این حادثه کجاست و از کجا آغاز خواهد شد؟ این سوالی است که برای پاسخ داده به آن باید در آیات زیر به دقت تامل کرد:
"بل الساعه موعد هم و الساعه ادهی و امر" (القمر-46)
"والیوم الموعد" (بروج-2)
"بل لهم لن یجدوا من دونه موئلا" (الکهف-57)
"حتی اذا راواما یوعدون فسیعلمون من اضعف ناصرا و اقل عددا" (جن-24)
"قل ان ادری اقریب ما توعدون ام یجعل له ربی امدا" (جن-25)
"فذرهم یخوضوا و یلعبوا حتی یلاقوا یومهم الذی یوعدون" (معراج-42)
"خاشعه ابصارهم یرهقهم ذله ذلک الیوم یوعدون" (معراج- 44)
"انما توعدون لصادق" (ذاریات-5)
از آیات فوق معلوم می گردد که ساعت (قیامت) در این آیات با کلماتی همچون: موعود - موعد - مایوعدون - ماتدعدون و از این قبیل مشخص گردیده است، به عبارت دیگر ، منظور از "موعد" در آیات فوق همان "ساعت" است، یعنی حادثه قیامت.


حال به آیه زیر دقت می‌کنیم:

"و فی اسما رزقکم و ما تدعدون" (الذاریات-22)
و روزی شما و آنچه که وعده داده می‌شوید در آسمان است.
اکنون رجوع می کنیم به آیه 187 سوره اعراف "...ثقلت فی السموات و الارض..."
با توجه به فعل ثقلت که سوم شخص مفرد و مونث و یقینا به الساعه بر می‌گردد، آیه را می توان چنین معنی کرد: "وجود و حضور قیامت در همه جا سنگینی می‌کند، در آسمانها و زمین ، یعنی در درون هر اتمی و هر کهکشانی".
پس حادثه "ساعت" به مکان بخصوصی تعلق ندارد، بلکه همزمان در همه جای جهان آغاز می‌گردد و در لحظه ای هر هفت آسمان را نابود می‌کند. زمان حادثه بسیار کوتاه است، به نحوی که شاید از یک چشم بر هم زدن هم کوتاهتر باشد:
"... و ما امر الساعه الا کلمح البصرا و هو اقرب..." (نحل- 77)
و ماجرای قیامت نیست مگر به اندازه چشم بر هم زدن و یا کوتاهتر از آن ...
ظاهرا چنین تخریب سریع و عظیمی نمی تواند باشد مگر طی یک انفجار وحشتناک اتمی که ظرف مدت بسیار کوتاهی ، همه اتمهای جهان را که واحد ساختمانی ماده هستند، از درون بشکافد و به انرژی خالص تبدیل کند و دیگر هیچ اثری از ماده باقی نگذارد به جز آنچه خدا خواهد، در این شرایط همه جا را نور و حرارت فرا خواهد گرفت:
"فاذا انشقت السما فکانت ورده کالدهان" (الرحمن-37)
تا هنگامی که آسمان شکافته شود و همچون روغن گداخته ، گلی رنگ گردد.
"قل لکم میعاد یوم لاتساتخرون عنه ساعه و لا تستقدمون"


...حال به بعضی آیات دیگر توجه می نمائیم:

1- اذا وقعت الواقعه - خافضه رافعه. اذا رجت الارض رجا و بست الجبال بسا فکانت هبا منبثا" (واقعه -6،5،4،3،1) هنگامی که آن واقعه (حادثه) اتفاق بیفتد، آن حادثه، بالا برنده فرو آورنده و هنگامی که زمین به شدت بلرزد و کوهها روان شوند، روان شدنی و به گرد و غباری پراکنده تبدیل شوند.
2-"و اذا نفخ فی الصور نفخه واحده"(الحاقه-13) وآنگاه که در صور دمیده شود، دمیدنی واحد، این دمیدن در "صور" هر چه باشد، در حقیقت صدور فرمان شروع انفجار است.
3- "و حملت الارض و الجبال فدکتاد که واحده"(الحاقه-14) و زمین از جا کنده شود کوهها در هم کوفته شوند، کوفتنی واحد.
4-"فیومئذ وقعت الواقعه"(الحاقه-15) پس در چنین زمانی است که واقعه (صیحه بزرگ) اتفاق می افتد.
5- "انشقت السما فهی یومئذ واهیه" (الحاقه-16) و آسمان از هم پاشیده شود که چنین هنگامی آسمان سست می باشد.
6- "یوم ترجف الارض و الجبال و کانت الجبال کثیبا مهیلا(مزمل-14) هنگامی که زمین وکوهها به شدت بلرزنذد و کوهها چون توده هایی از گرد و غبار پراکنده شوند.
7- "فاذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر"(قیامه =9،8،7) تا گاهی که چشمها از نور شدید خیره بشوند ماه بگیرد و خورشید و ماه جمع کرده شوند (خورشید و ماههای زیادی داریم مراد همه اجرام سماوی است، خورشید و ماه به عنوان نمونه به اینها اشاره رفته است، به معنی جمع شدن همه اجرام عالم است. زیرا خورشید و ماه دوجرم استثنایی نیستند.)
8- "واذا الارض مدت والقت ما فیها و تخلت" (انشاق -4،3) یعنی: هنگامی که زمین، آنچه را که در بردارد افکند و زمین فشرده کنونی به اطراف گسترده شود. کره زمین خرد و از هم پاشیده و بصورت گرد و غبار (اتمهای پراکنده) در خواهد آمد.

اخبار
2011/1/16, 12:13 AM
تلاش کیهان‌شناسی برای شناخت آغاز و انجام جهانی

بيشتر... (http://www.aftab.ir/articles/view/science_education/astronomic/c3_1294553285p1.php/اول-و-آخر-این-کهنه-کتاب-افتاده-است)

Sarp
2011/2/02, 02:08 AM
نوشته : سياوش ايران پور

اگر مايل نباشيم كه صريحا فيزيك درون سيارات را شاخه اى از ژئوفيزيك بدانيم لكن اين علم قرابت زيادى با ژئوفيزيك زمين سخت دارد.ژئو فيزيك معمولا به دو معناى عام و خاص به كار مى رود.به معناى عام ژئوفيزيك شامل مطالعه فيزيك زمين در كليه پديده هاى وابسته مى باشد.از اين رو هواشناسى و فيزيك جو،فيزيك اقيانوسها،مغناطيس كره زمين و پيرامون آن و ديناميك زمين را علاوه بر مطالعه پديده هاى درونى مورد مطالعه قرار مى دهد.

اما به معناى خاص ژئوفيزيك در موردپديده هاى فيزيكى درون زمين سخت سخن مى گويد و شامل شاخه هايى چون گرانى سنجي،لرزه شناسي،ژئوفيزيك، ژئو الكتريك،ژئوديناميك،فيزيك سنگ ،زمين گرمايى و.... مى شود.چنين تطابقى در مورد فيزيك سيارات نيز وجود دارد.فيزيك سيارات نيز به مفهوم كلى در مورد درون سيارات، اتمسفرومگنتوسفر آنها و نيز ديناميك سيارات(حركت هاى مدارى ،وضعي،تقديمى و...) سخن مى گويد.لكن مطالعه پديده هاى درون سيارات موضوع شاخه زمين شناسى سيارات(سياره شناسى )مى باشد و استفاده از روشهاى فيزيكى در شناخت اين پديده ها موضوع فيزيك درون سيارات است.در همة موارد فوق روش كار بر اندازه گيرى ميدان هاى فيزيكى (گراني،مغناطيسى و...) كار بر روى داده هاواطلاعات و تصحيح اندازه گيريها با توجه به دانسته هاى موجود و تجسس هاى آزمايشگاهى و نهايتا" تجزيه و تحليل هاى فيزيكى بنا شده است.مطالعه دقيق اين شاخه از نجوم،در وهله اول نيازمند شناخت نظريات مربوط به پيدايش منظومه شمسى است چرا كه نوع شكل گيرى وتكامل منظومه خورشيدى در ساختار اجرام موجود در آن دخيل بوده است.بخصوص مواد درون اين اجرام نتيجه نحوه تشكيل كل منظومه مى باشد.در يك تقسيم بندى غير دقيق مى توان موضوعات اصلى فيزيك درون سيارات را با عنوانهاى زير بيان نمود.

فيزيك مواد تشكيل دهنده :

مطالعه علت شكل گيرى سياره،ساختار مواد،كانى ها و سنگ هاى سطحى يا درونى سيارات يا عناصر و گازهاى تشكيل آنها. براى مثال تحقيق راجع به اين پرسش كه چرا سيارات خاكى چگالى و تركيب متفاوتى از سيارات مشترى گونه دارند. اين امر مسأله اختلاف در چگالى بين سيارات و نيز اختلاف چگالى بين عمق هاى يك سياره را نيز شامل مى شود.تصوير درونى از موادتشكيل دهنده براى زمين از مطالعه گسيل امواج زلزله ناشى ازتكتونيك صفحه اى آن استنباط شده است وبراى ماه از مطالعه لرزه هاى كوچك حاصل از برخورد سنگ هاى آسمانى و براى سيارات و اقمار از روى تخمين هايى كه از چگالى كلى سياره در دست است تصوير درونى شكل گرفته.

گرانى سنجي:

هدف از اين بخش مطالعات اندازه گيرى g (شتاب گرانش) براى سيارات است.

گرماى دروني:

مطالعه چشمه هاى گرمايى و گراديان گرما در اعماق سياره و علت آن كه عمدتا" با واپاشى هاى هسته اى ومواد راديواكتيو درون آنها مرتبط است و البته از ديدگاهى ديگر با گرماى اوليه سياره در حال شكل گيرى وانرژى حاصل از آن

ميدان مغناطيسى و الكتريكي:

مطالعه و اندازه گيرى بزرگى و جهت ميدان مغناطيسى درسيارات،دليل وجود آنها،نقش ديناميك چرخشى سياره و نيز جنس مواد درونى آن،تأثير آنها بر مگنتوسفر سيارات،القاى الكتريكى سطحى ناشى از ميدانهاى مغناطيسى و....

Sarp
2011/2/02, 02:09 AM
http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00233.jpg (http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00233.jpg)



خورشيد ما كمي بيش از چهار و نيم ميليارد سال پيش تشكيل شده است. خورشيد ما نيز مثل هر ستاره ديگري در جهان به شكل توده در هم پيچيده اي از ابرهاي گازي كه عمدتا از هيدروژن و هليم تشكيل شده بود به وجود آمده اما خرده ريزه هايي كه از انفجار ساير ستاره ها باقي مانده بودند، غبارهاي بسيار ريز كيهاني كه از عناصر سنگين تر همانند كربن، اكسيژن، آلومينيوم، كلسيم و آهن تشكيل شده بودند، نيز در سرتاسر اين ابرها پراكنده بودند. اين ذرات گرد و غبار كه حتي از ذرات غباري كه لبه پنجره مي نشيند، كوچك تر است، به عنوان نقاط تجمع در سحابي خورشيدي عمل مي كند. ساير موارد از جمله يخ، دي اكسيد كربن منجمد، دور اين نقاط گردهم مي آيند و بدين ترتيب اين ذرات كم كم بزرگ و بزرگ تر شده و به اجرامي به اندازه يك دانه شن، يك صخره و نهايتا يك تخته سنگ تبديل مي شوند. طي چند ميليون سال، تريليون ها تريليون قطعه يخي، سنگ ريزه و اجرام فلزي در اطراف خورشيد جوان گردهم مي آيند. طي ربع ميليارد سال بعد بسياري از اين اجسام در يكديگر ادغام شده و بدين شكل سيارات بزرگ ، اقمار، سيارك ها و اجرام موجود در كمربند كوئيپر به وجود مي آيند. (براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به مقاله tightening our kuiperbelt كه در شمار فوريه 2003 نشريه Natural History به چاپ رسيده است مراجعه كنيد.) اجرام كوچكتري كه حول خورشيد در حال چرخشند، طي مدت هاي طولاني كه از تشكيل آنها گذشته است، چندان تغيير نكرده اند.

بعضي وقت ها يكي از اين قطعات سرگردان كه باقيمانده هاي تشكيل سيارات محسوب مي شوند با سطح زمين برخورد مي كنند. هنگامي كه قطعات با زمين برخورد كنند، شهاب سنگ ناميده مي شوند. مجموعه داران شهاب سنگ ها را برحسب ميزان جلب توجهشان قيمت گذاري مي كنند، اما اخترشناسان اين اجرام را با توجه به تاريخ شان ارزش گذاري مي كنند. همانطور كه سنگواره هاي گياهان و جانوران، داستان حيات در زمين را ثبت مي كنند، اين اجرام نيز داستان منظومه شمسي را در سال هاي اوليه آن ثبت كرده اند. بعضي اوقات نيز اين امكان وجود دارد كه از آنها براي بررسي تاريخ شكل گيري منظومه شمسي استفاده كنيم. در تحقيقات جديد كه توسط شوگوتاچيبانا (Shogo Tachibana) و گري هاس (gary Houss) در دانشگاه ايالتي آريزونا انجام شده است نيز دقيقا همين كار صورت گرفته است؛ يعني آنها با بررسي آهن راديواكتيو - يا به عبارت بهتر - تحقيق روي دوتا از قديمي ترين شهاب سنگ هاي شناخته شده، توانستند گام ديگري به شناخت حوادثي كه به تولد خورشيد منجر شد، بردارند. آهن موجود در زمين راديواكتيو نيست، يا حداقل در حال حاضر راديواكتيو نيست. بيش از 90 درصد آهني كه در زندگي روزمره با آنها سروكار داريم، از جمله آهني كه در ساختمان ها به كار مي رود يا آهن موجود در كلم بروكسل و خون، حاوي 26 پروتون و 30 نوترون است. ساير اتم هاي آهن نيز حاوي 28، 31 يا 32 نوترون است. انواع مختلف يك عنصر كه ايزوتوپ ناميده مي شوند، توسط اختلافي كه در تعداد نوترون هاي هسته آنها وجود دارد، از يكديگر متمايز مي شوند، اما براي نامگذاري آنها مجموع تعداد نوترون ها و پروتون هاي هسته ذكر مي شود؛ بنابراين انواع مختلف آهن به صورت آهن 56 يا آهن 58 و غيره نامگذاري مي شود.

تمام اين ايزوتوپ هاي آهن از لحاظ راديواكتيوي پايدارند. ايزوتوپ هاي ديگري نيز از آهن وجود دارند اما پايدار نيستند. طي زمان اتم هاي سازنده ايزوتوپ هاي ناپايدار به طور خودبه خود ذرات زير اتمي را از هسته خود منتشر مي كنند. اين فرآيند (كه تلاشي هسته اي ناميده مي شود) باعث تغيير در تعداد پروتون ها و نوترون هاي موجود در هسته مي شود و بدين ترتيب يك ايزوتوپ به ايزوتوپ ديگر يا حتي به عنصر متفاوت ديگري تبديل مي شود. در نهايت نيز ايزوتوپ ناپايدار مورد نظر از بين مي رود. از سرعت تلاشي راديواكتيو مي توان به عنوان ساعتي براي تعيين زمان حوادث مهمي كه در تاريخ زمين يا منظومه شمسي روي داده است، استفاده كرد. حداقل به طور نظري، مي توان به اندازه گيري نسبت ايزوتوپ هاي راديواكتيو ويژه به محصولات پايداري كه طي تلاشي بعضي عناصر به وجود مي آيد، دريافت كه از زماني كه جسم آخرين بار از گونه هاي راديو اكتيو غني شده است، چه مدت زماني مي گذرد با توجه به اين نكته كه هركدام از ايزوتوپ هاي راديواكتيو با سرعت ثابتي كه ويژه آن ايزوتوپ است، تجزيه مي شود، سرعت تجزيه را مي توان بر حسب مفهوم «نيمه عمر بيان كرد. نيمه عمر نشان دهنده مدت زماني است كه طول مي كشد يك ايزوتوپ ويژه تجزيه شده و به ايزوتوپ پايدارتر خود تبديل شود. اندازه گيري هايي كه با استفاده از ايزوتوپ هاي با عمر كوتاه همانند كربن 14 كه داراي نيمه عمر حدود 700/5 سال است، مي تواند تاريخ آثار تمدن هاي اوليه بشري را كه در تحقيقات باستانشناسي به دست مي آيد، نشان دهد.

اما اندازه گيري هاي صورت گرفته توسط ايزوتوپ هاي با نيمه عمر طولاني تر، همانند اورانيم 238 كه نيمه عمري حدود 5/4 ميليارد سال دارد مي توانند تاريخ تشكيل صخره ها، سيارات و ستارگان را بيان كنند. آهن 60 كه ايزوتوپ راديواكتيو با نيمه عمر حدودا 5/1 ميليون سال است طي انفجارهايي كه در ستارگان بسيار سنگين يا ابر نواختر (Supernova) روي مي دهد، به وجود مي آيد. از آنجايي كه منشا اين ايزوتوپ منحصر به فرد است، مي توان از اين خاصيت مفيد براي درك رويدادهاي كيهاني استفاده كرد. تاجيبانا و هاس نسبت ايزوتوپي حدود ده نمونه كوچك كه از دو شهاب سنگ قديمي تهيه شده بود را اندازه گيري كردند. اين دو جرم كه به خاطر مكاني كه در آن يافت شده اند، بيشانبور و كريمكا ناميده مي شوند (اولي در هند و دومي در اوكراين به دست آمده اند) به دسته اي از اجرام تعلق دارند كه طي چند ميليون سال تولد خورشيد تشكيل شده اند. تمام آهن 60 موجود در دو نمونه شهاب سنگ مدت ها پيش از بين رفته و به كبالت 60 راديواكتيو تبديل شده است. كبالت 60 راديواكتيو هم به نوبه خود به اتم پايدار نيكل 60 تبديل شده است.

تاجيبانا و هاس با آزمايشاتي كه روي ذرات مواد معدني موجود در شهاب سنگ ها انجام دادند، دريافتند مقدار اضافي قابل توجهي از نيكل 60 در نمونه موجود است كه اين نكته نشان دهنده آن است كه آهن 60 زماني در اين نمونه ها وجود داشته است. اين محققين با استفاده از ساير عناصر و ايزوتوپ ها، به عنوان ساعت مرجع تاريخ آهن 60 را رديابي كرده و دريافتند كه در سحابي خورشيدي اوليه به ازاي هر يك ميليارد (109) اتم پايدار آهن 56 حدود 300 اتم آهن 60 داشت. شايد اين عدد بسيار كوچك به نظر برسد اما بايد گفت اين عدد ده برابر نسبت ايزوتوپ هايي است كه فعلا در گازهاي بين ستاره اي كهكشان راه شيري وجود دارد. اين مقدار اضافي از آهن 60 درابتداي تشكيل منظومه شمسي رازهاي زيادي در مورد منشا كهكشان ما بيان مي دارد.

اخترشناسان مي دانند كه خورشيد از ابرگازي شكلي حاصل شده است. علاوه بر آن مي دانيم كه عاملي باعث شده است تا اين توده ابر به چنان چگالي براني برسد كه به تشكيل خورشيد منجر شده است. اما پرسش اين است كه آن حادثه اوليه چه بوده است؟ طبق مدلي كه پيش از اين ارائه شده است، امواج انفجار ناشي از ابر نواخترها مظنون اصلي اين رويداد است. ميزان آهن 60 موجود در اين دو شهاب سنگ قديمي دلايل جديدي در تأييد اين نظر فراهم مي كند. احتمالا لايه هاي در حال انبساط مواد ستاره اي كه حاوي اتم هاي آهن 60 حاصل از انفجار ابر نواخترها بودند، هسته هاي اوليه ابرهاي خورشيدي را تشكيل دادند و به همين دليل حاوي اين ساعت هاي آهن راديواكتيو هستند. در همان زمان، نيروي اوليه لازم براي تشكيل خورشيد منظومه شمسي و نهايتا زمين فراهم شده است.


منبع :شرق و ملاصدرا

Sarp
2011/2/02, 02:13 AM
سال 1766 ميلادي، يوهان تيتوس منجم آلماني توانست رابطه ساده اي بيابد كه با استفاده از آن مي شد فاصله سيارات از خورشيد را بدست آورد. چند سال بعد نيز ديگر منجم هموطن او، يوهان الرت بُد، اين رابطه را مستقلا" دوباره كشف كرد.البته اين رابطه را هر دو از طريق بازي با اعداد بدست آوردند و بدست آوري آن رابطه پايه علمي نداشت. امروزه اين رابطه به رابطه تيتوس_بُد مشهور است. اين رابطه بدين صورت است:


فاصله سياره از خورشيد(بر حسب فاصله متوسط زمين از خورشيد)=0.4+(0.3*n)


http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00236.jpg (http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00236.jpg)


... , n = 0, 1, 2, 4, 8


اعدادبدست آمده با دقت خوبي با فاصله واقعي سيارات همخواني داشت:





سيارات ..................... عطارد. زهره .. زمين . مريخ . ؟؟؟ .. مشتری. زحل


جواب رابطه تيتوس_بُد ... 0.4 ... 0.7 ... 1.0 ... 1.6 ... 2.8 ... 5.2 ... 10


فاصله واقعي از خورشيد 0.39 . 0.72 .. 1.00 . 1.52 .. ؟؟؟؟ . 5.20 .. 9.54



براي فاصله 2.8 برابر فاصله زمين از خورشيد در آن زمان سياره اي يافت نشده بود. بسياري از اخترشناسان عقيده داشتند كه سياره اي كوچك در اين فاصله بين مريخ و مشتري وجود دارد كه كشف نشده است. جستجوي منظم نوار دايرِةالبروج براي يافت اين سياره مفقود از اواخر قرن هجدهم شروع شد و سرانجام در اولين روز قرن نوزدهم، يك منجم ايتاليايي به نام جوزپه پياتزي، موفق شد جسم كوچكي را در حدود اين فاصله از خورشيد بيابد كه آن را سِرِس ناميد. بعد از آن نيز اجرام ديگري با همين فاصله از خورشيد كشف شدند. اخترشناسان آن دوران اين نظريه را پيش كشيدند كه در آن فاصله از خورشيد، بجاي يك سياره، تعداد زيادي سيارك وجود دارد كه با كشف تعدادزيادي از اين سياكها در سالهاي بعد اين نظريه تاييد شد.در حقيقت رابطه تيتوس_بُد محرك اصلي كشف سياركها بود.


سال ها بعد نيز سياره اورانوس كشف شد كه فاصله اش با فاصله پيشبيني شده توسط رابطه تيتوس_بُد نيز مي خواند!(19.6 بنابر رابطه و 19.9 بنابر اندازه گيري). اما فاصله سيارات بعدي نپتون و پلوتو در اين رابطه صدق نمي كنند. امروزه نظريه اي كه به نظريه واهلش ديناميكي(Dynamical Relaxation) موسوم است توضيحي براي اين رابطه يافته است. بنا به اين نظريه، سيارات نخست در مدارات متفاوت تكوين يافتند؛ اما سپس به مداراتي منتقل شدند كه نيروهاي اغتشاشي گرانشي ديگر سيارات را به حداقل برسانند. نتيجه اين كار از نظر رياضي به روابطي شبيه رابطه تيتوس_بُد منجر مي شود.




منبع :www.astronomers.persianblog.com و ملاصدرا

Sarp
2011/2/02, 02:17 AM
http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00223.jpg (http://www.hupaa.com/Data/Pic/P00223.jpg)


پيش از اين كه پاسخي به اين سوال بدهيم ، اجازه بدهيد صورت مساله را يك بار ديگر ذكر كنيم، چرا آسمان شب تاريك است؟

اولين كسي كه جرات كرد اين سوال بظاهر بچگانه را بپرسد، فيزيكدان آلماني ، هاينريش ويلهلم اولبرس در سال 1823 بود. سوالي كه از آن پس به پارادوكس اولبرس معروف شد و سالها ذهن فيزيكدان ها و ستاره شناسان را به خود مشغول كرد؛ زيرا جواب سوال برخلاف صورت كودكانه اش ، اصلا مثل روز روشن نيست. ابتدا به نظر رسيد گرد و غبار بين ستاره ها مي تواند مساله را حل كند. اين مواد نور ستاره ها را جذب مي كنند و مانع رسيدن آنها به چشم ما مي شوند، اما مساله اينجاست كه جذب نور، سرانجام آنقدر دماي گردوغبار را بالا مي برد كه آن را به تابش و نورافشاني وامي دارد. توضيح دوم پاي انتقال به سرخ كهكشان ها و ستاره هاي دور را وسط كشيد. مي دانيم كه به دليل انبساط جهان ، همه كهكشان ها در حال دورشدن از ما هستند و اين باعث افزايش طول موج پرتوهاي تابيده از آنها يا به اصطلاح انتقال به سرخ نورشان مي شود. تحت تاثير اين انتقال ، بخش عمده اي از نور مرئي كهكشان هاي دور به نور مادون قرمز تبديل و غيرقابل رويت مي شود؛ اما نبايد فراموش كرد كه به همين ترتيب بخشي از پرتوهاي ماوراي بنفش نيز سر از طيف مرئي درمي آورند و اثربخشي اول را تقريبا خنثي مي كنند. بهترين توضيحي كه در حال حاضر براي اين پارادوكس وجود دارد، شامل 2 قسمت است:

بخش اول اين كه حتي اگر جهان ما بي نهايت بزرگ باشد، بي نهايت پير نيست. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه سرعت نور محدود است و ما هر اتفاق را تنها بعد از رسيدن نورش مي توانيم ببينيم. به عقيده بيشتر ستاره شناسان ، جهان بين 10 تا 15ميليارد سال عمر دارد. بنابراين بيشترين فاصله اي كه ما از آن نور دريافت مي كنيم بين 10 تا 15 ميليارد سال نوري است. حتي اگر ستاره ها يا كهكشان هايي در فاصله دورتر از اين وجود داشته باشد، چيز از آنها به چشم ما نمي رسد. بخش دوم جواب ، به اين واقعيت برمي گردد كه كهكشان ها، عمر لايتناهي ندارند. ستاره ها سرانجام تاريك مي شوند و اين اثر در كهشكشان هاي نزديك به خاطر فاصله نوري كوتاه تر زودتر قابل مشاهده است. برهم نهي اين دو عامل باعث مي شود كه ما هيچ وقت نتوانيم نور ستاره هاي دور و نزديك را همزمان در همه جهات ببينيم. نور دورترين ستاره ها هنوز به ما نرسيده است ، يا اگر برسد اين سفر اين قدر طول مي كشد كه تعدادي از اجرام نزديك در اين فاصله دار فاني را وداع مي گويند و خاموش مي شوند. اين از تاريك بودن شب. كسي نمي خواهد دليل روشن بودن روز را بداند؟



منبع :جام جم و ملاصدرا

Neptune
2011/2/02, 11:00 PM
كسي نمي خواهد دليل روشن بودن روز را بداند؟




:surprised:

خوب خورشیده دیگه

arsenal1400
2011/2/03, 05:53 AM
اقيانوس گازدار در زير قمر زحل!


http://www.nojum.ir/files/photo/1101/fd9e55db246b4a2588510db5e13ca425.jpg
داده‌هاي جديد فضاپيماي كاسيني ناسا در مورد آب‌هاي گازدار نشان داده كه انسلادوس، قمر زحل ممكن است از يك اقيانوس آب‌گازدار كه نشانه‌هايي از حيات دارد برخوردار باشد. به گزارش ايسنا، اين يافته‌ها مي‌تواند يخ‌فشان‌هاي وسيع روي سطح يخ‌بسته اين قمر را كه آب يخي را از ميان شكاف‌ها به فضا مي‌افشاند توضيح دهد. در حقيقت دانشمندان اخيرا دريافته‌اند كه قمر انسلادوس با آب‌فشان‌هايي پوشيده شده كه بخار آب، ذرات يخي و تركيبات آلي را به بيرون پرتاب مي‌كند.
بسياري از محققان بر اين عقيده‌اند كه اين يخ فشان‌ها نشانگر وجود يك واحد آبي زيرزميني هستند. تجهيزات كاسيني مشخص كرد كه گازهاي بيرون آمده از اين شكاف‌ها حاوي كربن، هيدرژن، اكسيژن،‌نيتروژن و ساير هيدروكربن‌ها هستند.
آخرين اندازه‌گيري‌هاي كاسيني كشف كرده كه دماي اطراف شكاف‌ها به ميزان 80 درجه سانتي‌گراد بوده كه به گفته دانشمندان ناسا آنقدر گرم هستند كه احتمالا در ابتدا آتش‌فشاني بوده‌اند. به گفته دانشمندان اين گرما بايد از مركز كره ريشه گرفته باشد كه يخ‌هاي زيرزميني را ذوب كرده و اقيانوسي زيرزميني به وجود آورده است. از طرفي آنها اظهار كردند كه اين آب به دليل داشتن گازهاي محلول، راه خود را به سمت سطح كره باز مي‌كند.



http://www.ngdir.com/Data_Pub/News/Pics/51162_2.jpg

saminaz
2011/2/03, 08:17 AM
كاسيني چیه؟

nasrin mansouri
2011/2/03, 10:05 AM
جالب بود:gol:
خوب شد دیگه باید جمع و جور کنیم بریم اونجا زندگی کنیم:gol:

Andromeda Galaxy
2011/2/03, 04:55 PM
دليل روشن بودن روزچیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ricardo
2011/2/03, 08:35 PM
تا لود شدن کامل تصویر صبر کنید ...




http://salijoon.info/mail/891110/1296332789_download.gif

#ZaHra#
2011/2/03, 09:25 PM
خیلی خیلی جالبه....
واقعا که شاهکاره....
مرسی

maryam28
2011/2/04, 01:51 PM
عالی بود
ممنون

ni_rosa_ce
2011/2/04, 02:00 PM
:w01:

مخسی پسرم

haunt
2011/2/04, 02:04 PM
ممنون . مثل همیشه عالی .

Neptune
2011/2/05, 06:52 PM
كاسيني چیه؟

نام فضای پیمایی است که برای کاوش زحل به سمت آن پرتاب شد. نام این سفینه از اسم دومینیک کاسینی منجم ایتالیایی گرفته شده است.

:)

اخبار
2011/3/16, 12:13 AM
اولین گام برای ستاره‌شناس شدن، آشنایی با آسمان شب است.

بيشتر... (http://www.aftabir.com/articles/view/science_education/astronomic/c3_1296565531p1.php/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%AC%D9%88%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85)

ZEUS83
2011/4/18, 04:17 PM
http://www.daneshema.com/upload/mayor/upload/image/technology_engineering/stars/article/jupiter_1.jpg
وقتی از زمین رصد می کنیم، این سیاره نورانی تر از بیشتر ستاره ها دیده می شود. معمولا پس از سیاره ونوس، مشتری دومین سیاره درخشان در آسمان است.
مشتری پنجمین سیاره در منظومه شمسی می باشد. میانگین فاصله آن از خورشید معادل 778.570.000 کیلومتر یعنی بیش از پنج برابر فاصله زمین تا خورشید است. ستاره شناسان باستان این سیاره را به یاد پادشاه خدایان رومی، ژوپیتر نامیدند.
ستاره شناسان این سیاره را از طریق تلسکوپ های مستقر بر روی سیاره زمین و ماهواره های حول زمین مطالعه می کنند. به علاوه ایالات متحده 6 سفینه تحقیقاتی بدون سرنشین را به سوی مشتری ارسال کرده است.
ستاره شناسان در جولای 1994 شاهد رویداد منحصر به فردی در این سیاره بودند. برخورد 21 تکه از شهاب سنگ شومیکر-لوی 9 (Shoemaker-Levy 9) که به اتمسفر مشتری برخورد کرد. این برخورد منجر به وقوع انفجارهای مهیب و پراکندگی مقدار بسیار زیادی گرد و خاک در منطقه ای با وسعت بیشتر از قطر کره زمین گردید.

ویژگی های فیزیکی مشتری
مشتری یک گوی غول پیکر از گاز، مایع و مقدار بسیار ناچیزی سطح جامد می باشد. سطح این سیاره ترکیبی است از ابرهای متراکم و غلیظ قرمز، قهوه ای، زرد و سفید رنگ. این ابرها در مناطقی با رنگ روشن به نام حوزه و مناطقی با رنگ تیره به نام کمربند به شکل موازی با استوا به طور منظم دور سیاره چرخیده شده اند.

مدار و گردش
مشتری در مداری بیضی شکل به دور خورشید گردش می کند. یک دور کامل مشتری به دور خورشید معادل 4333 روز زمینی و یا تقریبا 12 سال زمینی می باشد.
مشتری علاوه بر گردش به دور خورشید، حول محور طولی خود نیز گردش می کند. زاویه این محور حدود 3 درجه می باشد.
مشتری سریع تر از دیگر سیارات به دور خود می چرخد. یک روز در مشتری معادل 9 ساعت و 56 دقیقه می باشد. دانشمندان نمی توانند سرعت گردش درون این غول گازی را به طور مستقیم اندازه گیری کنند. آنها نخست میانگین سرعت ابرهای قابل رویت این سیاره را محاسبه کردند.
مشتری امواج رادیویی از خود متساطع می کند که توسط تلسکوپ های مستقر در زمین نیز قابل ردیابی می باشد. دانشمندان با مطالعه این امواج سرعت گردش سیاره را محاسبه نمودند. قدرت این امواج طی یک الگوی ثابت که در هر 9 ساعت و 56 دقیقه تکرار می شود، تغییر می کند.
سرعت زیاد گردش مشتری باعث برآمدگی این سیاره در استوا و مسطح شدن قطبها گردیده است. قطر استوایی این سیاره 7 درصد بیش از قطر قطبی آن است.


http://www.daneshema.com/upload/mayor/upload/image/technology_engineering/stars/article/jupiter_2_Interior.jpg
جرم و چگالی
مشتری از دیگر سیارات منظومه شمسی سنگین تر است. جرم آن 318 بار بیشتر از جرم زمین می باشد. اگرچه این سیاره جرم زیادی دارد اما چگالی آن نسبتا کم است. میانگین چگالی این سیاره 33/1 گرم در هر سانتیمتر مکعب است یعنی اندکی بیش از چگالی آب.
چگالی مشتری 4/1 برابر چگالی زمین می باشد. به خاطر کم بودن چگالی این سیاره، ستاره شناسان بر این باورند که عناصر عمده این سیاره هیدروژن و هلیوم می باشند. از این رو این سیاره بیشتر به خورشید شبیه است تا به سیاره ای نظیر زمین.
هسته مشتری باید از عناصر سنگینی تشکیل شده باشد. احتمالا ترکیب بندی این عناصر نظیر ترکیب بندی عناصر هسته زمین است اما 20 تا 30 برابر سنگین تر.
نیروی جاذبه سطح مشتری 4/2 برابر جاذبه زمین است. به این ترتیب جسمی که در روی زمین 100 کیلوگرم است بر روی مشتری 240 کیلوگرم وزن خواهد داشت.
اتمسفر مشتری ترکیبی است از حدود 86 درصد هیدروژن، 14 درصد هلیوم و مقادیر کمی متان، بخار آمونیاک، آب، هیدروکربور اشباع نشده، اتان، ژرمانیوم و مونوکساید کربن. درصد هیدروژن یاد شده بر اساس تعداد مولکولهای این عنصر است نه بر اساس جرم کلی آن. دانشمندان این مقادیر را به کمک اندازه گیریهای تلسکوپی و اطلاعات سفینه ها محاسبه و به دست آورده اند.
این عناصر شیمیایی لایه های رنگارنگی از ابرها را در ارتفاعات مختلف شکل داده اند. بالا ترین لایه سفید رنگ از کریستالهای بخار آمونیاک یخ زده به وجود آمده است. لایه های پایین تر و تیره رنگ تر ابرها مناطق کمربندها را تشکیل داده اند. در پایین ترین لایه قابل رویت، ابرهای آبی رنگی وجود دارند. ستاره شناسان انتظار دارند که در عمق 70کیلومتری پایین تر از ابرهای آمونیاک، ابرهای آب را تشخیص دهند. البته تا کنون این ابرها در هیچ لایه ای کشف نشده اند.
بارزترین ویژگی سطح سیاره مشتری، یک نقطه قرمز بزرگ است. این نقطه حجم زیادی از گاز در حال دوران می باشد و شبیه به گردبادهای زمینیست. بزرگترین قطر این نقطه سه برابر قطر زمین طول دارد. رنگ این نقطه بین آجری و قهوه ای روشن در تغییر است. به ندرت این نقطه به طور کلی محو می شود. احتمالا وجود سولفور و فسفر در کریستالهای آمونیاک منجر به ایجاد چنین رنگی در این نقطه می گردد.
گوشه این نقطه عظیم الجثه با سرعتی معادل 360 کیلومتر در ساعت در حرکت است. فاصله این نقطه نسبت به استوا ثابت است ولی به آرامی به سمت غرب و شرق حرکت می کند.
حوزه ها، کمربندها و نقطه بزرگ قرمز نسبت به سیستم های چرخه ای زمین بسیار ثابت تر می باشند. از زمانیکه دانشمندان شروع به استفاده از تلسکوپ برای رصد آسمان کرده اند، ویژگی های مذکور تغییر ابعاد و رنگ داشته اند اما همچنان الگوی کلی خود را ثابت نگه داشته اند.

دما
دما در بالای ابرهای مشتری 145- درجه سانتیگراد است. اندازه گیریهایی که توسط دستگاههای اندازه گیری خاص به عمل آمده اند نشان می دهند که دمای این سیاره در زیر ابرها افزایش می یابد. دما در اعماق و در جاییکه فشار اتمسفر به حدود 10 برابر فشار جوی زمین می رسد، 21 درجه سانتیگراد یعنی دمای معمولی یک اتاق بر روی زمین است. این همان جائیست که می تواند گونه های زیستی احتمالی در سیاره غول پیکر مشتری را در خود جای دهد.
اگر گونه ای زیستی در این سیاره وجود داشته باشد باید گونه ای هوازی باشد چون در مشتری از سطح جامد خبری نیست. دانشمندان تا کنون هیچ نشانی از حیات در این سیاره نیز یافت نکرده اند.
نزدیک هسته، دما به شدت بالا می رود. دمای هسته مشتری حدود 24000 درجه سانتیگراد یعنی داغتر از سطح خورشید است!.
مشتری از زمانیکه تبدیل به سیاره شد تا کنون همچنان در حال از دست دادن گرما می باشد.
بیشتر ستاره شناسان معتقدند که خورشید، سیارات و همه اجرام موجود در منظومه شمسی از یک سحابی در حال گردش شکل گرفته اند.گرانش گازها و ذرات باعث متصل شدن و تبدیل آنها به ابرهای غلیظ و تکه هایی از مواد گردید. در حدود 6/4 بیلیون سال پیش، این مواد با یکدیگر فشرده شدند تا اجرام گوناگون منظومه شمسی شکل گیرد. فشار این مواد گرما تولید کرد.
مشتری نیز خارج از این بازی نبود. هنگامیکه این سیاره شکل می گرفت، در اثر فشار زیاد، به قدری حرارت تولید شد که حتی امروزه پرتوهای حرارتی که این سیاره به فضا متساطع می کند، دو برابر مقدار گرمائیست که از خورشید دریافت می نماید.

میدان مغناطیسی
مانند سیاره زمین و بسیاری از سیارات، مشتری نیز مانند یک آهن ربای غول آسا کار می کند. نیروی مغناطیسی آن، میدان مغناطیسی بزرگی پیرامون این سیاره ایجاد نموده است. قدرت این میدان 14برابر قدرت میدان مغناطیسی زمین است.
بدون در نظر گرفتن قدرت میادین مغناطیسی لکه های خورشیدی، میدان مغناطیسی مشتری در منظومه شمسی قویترین می باشد.
دانشمندان هنوز به درستی دلیل پیدایش میدان مغناطیسی سیارات را نمی دانند. معتبرترین دلیل آن تا کنون حرکت ذرات باردار در مرکز سیارات می باشد.
اندازه بزرگ مشتری و حرکت سریع آن منجر به این شده است که میدان مغناطیسی این سیاره از زمین قوی تر باشد.
میدان مغناطیسی مشتری ذراتی چون الکترونها، پروتونها و دیگر ذرات بارداری را که در پرتوهای اطراف این سیاره وجود دارند به دام می اندازد. این ذرات به قدری قوی می باشند که می توانند به تجهیزات سفینه های تحقیقاتی اطراف این سیاره آسیب وارد نمایند.
در منطقه ای از فضا به نام مگنتوسفر، میدان مغناطیسی مشتری مانند یک سپر عمل می کند. این سپر سیاره را از بادهای خورشیدی، جریان مداومی از ذرات باردار، حفظ می نماید. بیشتر این ذرات الکترونها و پروتونهایی هستند که با سرعتی معادل 500 کیلومتر در ثانیه در حرکتند.
ذراتی که در دام میدان مغناطیسی مشتری می افتند، وارد مگنتوسفر و نزدیک قطبهای میدان مغناطیسی می شوند. در قسمتی از سیاره که پشت به خورشید است، مگنتوسفر به اندازه زیادی به سمت بیرون سیاره دچار کشیدگی می شود و اصطلاحا دم مغناطیسی را که حدود 700 میلیون کیلومتر طول دارد، تشکیل می دهد.
امواج رادیویی که از مشتری متساطع می شوند در دو شکل به تلسکوپهای رادیویی مستقر در زمین می رسند. انرژی رادیویی منقطع و پرتوهای متوالی. زمانیکه آیو (Io) ، نزدیکترین قمر مشتری از منطقه ای مشخص در میدان مغناطیسی این سیاره عبور می کند، امواج دریافتی توسط تلسکوپها به صورت پرتوهای رادیویی قدرتمند منقطعی می باشد.

ZEUS83
2011/4/18, 04:18 PM
اقمار
مشتری 16 قمر با قطرهایی حداقل معادل 10 کیلومتر دارد. این سیاره همچنین دارای تعداد زیادی قمر کوچکتر می باشد. چهار قمر از بزرگترین اقمار مشتری به ترتیب فاصله از این سیاره عبارتند از آیو، اروپا، گانیمد (Ganymede) و کالیستو (Callisto). به این چهار قمر، اقمار گالیله ای می گویند. گالیله ستاره شناس ایتالیایی در سال 1610 به کمک یک تلسکوپ بدوی ساده توانست این چهار قمر را کشف نماید.
آیو آتشفشانهای فعال زیادی دارد که گازهایی شامل سولفور را به سطح این قمر می رانند. سطح زرد – نارنجی رنگ آیو احتمالا شامل مقادیر زیادی رسوب سولفور جامد است. اروپا با قطری معادل 3130 کیلومتر عنوان کوچکترین قمر گالیله ای را به خود اختصاص داده است. سطح اروپا مسطح، دارای شکاف و یخی می باشد.
بزرگترین قمر گالیله ای گانیمد، با قطری معادل 5268 کیلومتر است. گانیمد از سیاره عطارد بزرگتر است. کالیستو با قطر 4806 کیلومتر تنها کمی از عطارد کوچکتر است. به نظر می رسد که گانیمد و کالیستو دارای یخ و برخی مواد سنگی باشند. این دو قمر چاله های زیادی دارند.
بقیه اقمار مشتری از اقمار گالیله ای بسیار کوچکترند. آمالتیا (Amalthea) و هیمالیا بزرگترین اقمار غیر گالیله ای مشتری به حساب می آیند. بزرگترین قطر قمر سیب زمینی شکل آمالتیا تنها 262 کیلومتر است. قطر هیمالیا 170 کیلومتر است. بیشتر این اقمار توسط ستاره شناسان با تلسکوپ های بسیار بزرگ در روی زمین کشف شده اند.




http://www.daneshema.com/upload/mayor/upload/image/technology_engineering/stars/article/jupiter_inner_moons.jpg
حلقه ها
مشتری سه حلقه به دور استوای خود دارد. البته این حلقه ها نسبت به حلقه های زحل بسیار محو به نظر می رسند. این حلقه ها از ذرات غبار تشکیل شده اند. حلقه اصلی 30کیلومتر ضخامت و 6400 کیلومتر عرض دارد. این حلقه در درون مدار آمالتیا قرار گرفته است.

برخورد سنگ آسمانی شومیکر-لوی 9
در مارس 1993، ستاره شناسان اوگن شومیکر (Eugene Shoemaker)، کارولین شومیکر (Carolyn Shoemaker) و دیوید لوی (David H. Levy) سنگی را نزدیک مشتری کشف کردند. سنگی که بعدها شومیکر-لوی 9 نام گرفت، احتمالا یک بار به دور خورشید چرخیده و سپس توسط گرانش سیاره مشتری به سمت این سیاره کشیده شده است.
زمانیکه این سنگ کشف شد، خرد و 21 تکه شده بود. احتمالا تکه تکه شدن آن به هنگام نزدیک شدن به مشتری رخ داده بود.
محاسبات صورت گرفته بر اساس مکان سنگ و شتاب آن نشان داد که در جولای 1994 این تکه ها با مشتری برخورد خواهند نمود.
دانشمندان امیدوار بودند که با مشاهده این برخورد نکات جدید زیادی در مورد برخورد سنگهای آسمانی با سیارات به دست آورند.
همه ستاره شناسان در تاریخ پیش بینی شده تلسکوپ های خود را به سمت این سیاره نشانه گرفتند. حتی تلسکوپ قدرتمند هابل که در مدار زمین قرار دارد نیز به سمت این سیاره قرار گرفت همینطور سفینه کنترل از راه دور گالیلو که در مسیر خود به سمت مشتری قرار داشت. همگی منتظر رصد صحنه برخورد بودند.
تکه سنگها در منطقه ای که پشت به زمین و تلسکوپ هابل بود با سیاره برخورد کردند. البته کمتر از نیم ساعت به دلیل گردش وضعی مشتری محل اصابت قابل رصد بود. دانشمندان قطر بزرگترین تکه سنگ را بین 5/0 تا 4 کیلومتر تخمین زدند. این برخورد به طور مستقیم توسط گالیلو که 240 میلیون کیلومتر با مشتری فاصله داشت قابل رویت بود اما ایرادی که به بخشهای خاصی از تجهیزات این سفینه وارد آمد توانایی آن در ضبط و ارسال اطلاعات را به شدت کاهش داد.
این برخورد احتمالا به دلیل فشار زیاد، حرارت و پخش شدن سریع گازهای اتمسفر، منجر به وقوع انفجارهای بزرگی شد. این انفجارها ذرات غبار را در منطقه ای وسیع، بزرگتر از قطر کره زمین، پراکنده ساخت. این ذرات به تدریج در منطقه ای تیره و کدر از مواد پخش شدند و برای ماهها در بالای اتمسفر مشتری باقی ماندند.
اگر چنین برخوردی با زمین ایجاد می شد، غباری را ایجاد می نمود که می توانست جو را سرد و زمین را برای مدتها تاریک کند. به این صورت نسل بیشتر گونه های زیستی موجود در زمین از جمله انسانها و حیوانات منقرض می شد.

پرواز به مشتری
ایالات متحده تا کنون 6 سفینه را به سوی این سیاره ارسال نموده است: 1) پایونیر10، 2) پایونیر-زحل، 3) ویجر1 (Voyager)، 4) ویجر2، 5) یولیسس (Ulysses)، 6) گالیلو.
پایونیر 10 در سال 1972 ارسال شد و در تاریخ 3 دسامبر 1973 در فاصله 130000کیلومتری مشتری قرار گرفت. این سفینه تاثیر شدید کمربند پرتوهای مشتری بر روی سفینه ها را نشان داد. این سفینه همچنین وجود مقدار زیادی هیدروژن و هلیوم در جو این سیاره را گزارش نمود. به علاوه این سفینه مگنتوسفر عظیم این سیاره را کشف کرد.
پایونیر-زحل در دسامبر 1974 در فاصله 43.000 کیلومتری از این سیاره قرار گرفت. این سفینه تصاویری را در فاصله کم از مناطق قطبی سیاره تهیه کرد و اطلاعاتی درباره نقطه قرمز، میدان مغناطیسی و دمای اتمسفر مشتری جمع آوری نمود.
ویجر 1 و 2 به ترتیب در مارس و جولای 1979 نزدیک مشتری قرار گرفتند. این دو سفینه تجهیزات بسیار دقیق تری را با خود حمل می کردند و اطلاعات بیشتری را نیز به زمین ارسال نمودند. ستاره شناسان توانستند به کمک تصاویر تهیه شده توسط این دو سفینه اولین نقشه دقیق از اقمار گالیله ای را تهیه کنند. ویجرها همچنین توانستند آتشفشانهای سولفوری آیو، وقوع رعد و برق در ابر های مشتری و الگوی گردش ابرها را کشف نمایند.
یولیسس در اکتبر 1990 ارسال و در فوریه 1992 از کنار مشتری عبور نمود. آژانس فضایی اروپا این سفینه را بیشتر به منظور مطالعه مناطق قطبی خورشید ساخته بود. دانشمندان از نیروی فراوان گرانش مشتری استفاده کردند تا بتوانند این سفینه را در مدار درست خود برای مطالعه قطبهای خورشید قرار دهند. هنگامیکه یولیسس از کنار مشتری عبور نمود، اطلاعاتی را جمع آوری نمود که ثابت می کرد تاثیر بادهای خورشیدی بر روی مگنتوسفر این سیاره بسیار بیش از آن است که قبلا تصور می شده است.
گالیلو سفر طولانی خود را از اکتبر 1989 آغاز کرد. این سفینه در جولای 1995 کاوشگری را رها کرد. در دسامبر 1995 کاوشگر وارد اتمسفر مشتری شد، به درون آن نفوذ کرد و اندازه گیری مقدار آب و دیگر مواد شیمیایی در اتمسفر سیاره را آغاز نمود. در دسامبر 1995، گالیله به مداری حول مشتری پیوست. در طی سالها، این سفینه اتمسفر مشتری را تحت نظر گرفت و به مشاهده اقمار گالیله ای آن پرداخت.
ماموریت گالیلو یکبار در سال 1997 و بار دیگر در سال 1999 تمدید شد. در نهایت سوخت این سفینه به پایان رسید و مدیران پروژه در سال 2003 برای جلوگیری از برخورد سفینه با قمر اروپا، گالیلو را در درون مشتری منهدم کردند. مشاهدات گالیلو از قمر اروپا وجود احتمالی اقیانوسی در زیر سطح و وجود احتمالی حیات در این قمر را نشان می دهند.


http://www.daneshema.com/upload/mayor/upload/image/technology_engineering/stars/article/jupiter_legacy-hi.jpg


منبع:daneshema.com

ZEUS83
2011/4/18, 04:31 PM
ایستگاه فضایی بین المللی یک ماهواره مسکونی بسیار عظیم در فضا است که با همکاری بیش از پانزده کشور از سراسر جهان در حال تکمیل می باشد.نخستین قطعات این ایستگاه در سال ۱۹۹۸ میلادی به فضا پرتاب شد و نزدیک به دو سال بعد، دو فضا نورد روسی و همچنین یک کیهان نورد آمریکایی به عنوان خدمه اولیه ایستگاه شروع به کار نمودند.ایستگاه فضایی در مداری به ارتفاع ۴۰۰ کیلومتری از سطح زمین در گردش است،همچنین گستره مداری آن از عرض جغرافیایی ۵۲ درجه شمالی تا ۵۲ درجه جنوبی افزایش می یابد. این ایستگاه از ۸ بخش اصلی استوانه ای تشکیل می شود که از آن ها تحت عنوان اتاقک (قسمتی از سفینه فضایی) نیز یاد می شود.هر اتاقک به صورت جداگانه از زمین به ایستگاه فضایی انتقال می یابد.قطعات پس از انتقال توسط فضانوردان و کیهان نوردان برای تکمیل به یکدیگر متصل می شوند. ۸ صفحه خورشیدی با تولید بیش از ۱۰۰ کیلو وات برق وظیفه تامین نیروی الکتریکی را ایستگاه را بر عهده دارند.این صفحات بر روی بر روی سوله ای تمام فلزی با طولی در حدود ۱۰۹ متر نصب شده اند.
http://www.parssky.com/news/my_documents/pictures/Z2Z_110958main_iss1.jpg
«نمایی از دو بخش اصلی ایستگاه فضایی بین المللی که در سال ۱۹۹۸ پس از انتقال به فضا توسط فضانوردان آمریکایی و روسی به هم متصل شده است»
ایالات متحده و روسیه مشترکاً و به طور عمده وظیفه تامین قطعات و تجهیزات ایستگاه فضایی را بر عهده دارند .کانادا نیز در این راستا بازوی روبوتی برای ایستگاه طراحی کرد که در سال ۲۰۰۱ بر روی آن نصب شد.آژانس فضایی اروپا به همراه دیگر کشور ها مانند ژاپن برای تکمیل ایستگاه همکاری می کنند.به تازگی برزیل نیز توافق نامه ای را با ایالات متحده در جهت تامین تجهیزات برای ایستگاه فضایی امضا کرده،مشروط بر آن که فضانوردان برزیلی هم بتوانند با کسب اجازه از آمریکا و همچنین با استفاده تجهیزات فضایی این کشور فضانوردان برزیلی را به ایستگاه ارسال نماید.
http://www.parssky.com/news/my_documents/pictures/F96_110959main_iss2.jpg
نمایی خیالی از نمونه تکمیل شده ایستگاه فضایی بین المللی
چنین بر آورد می شود تا تکمیل نهایی ایستگاه فضایی بین المللی به بیش از ۸۰ پرواز توسط شاتل های فضایی آمریکا به همراه راکت های روسیه نیاز باشد.در این بین آژانس فضایی اروپا به همراه کشور ژاپن قصد دارند تا با استفاده از راکت های Ariane ۵ and Japan’s و H-۲A booster rockets پرواز هایی که با هدف حمل تجهیزات به ایستگاه فضایی صورت می گیرد را سرعت بخشند.پیش از این تصور می شد که ایستگاه در سال ۲۰۰۶ میلادی تکمیل شود،اما به علت مخارج بسیار بالا که به طور غیر قابل پیش بینی افزایش می یابد،تکمیل ایستگاه به سال های آینده موکول می شود.
ایستگاه فضایی به عنوان یک رصد خانه،آزمایشگاه و کارگاه فضایی محیطی بسیار مناسب برای فعالیت فضانوردان و کیهان نوردان از سراسر جهان خواهد بود.
اهداف و ماموریت ها
خدمه حاضر در ایستگاه با همکاری دانشمندان روی زمین با استفاده از سیستم های رادیویی، دست به آزمایش های فضایی خواهند زد.برخی از این آزمایشات به بررسی تاثیر شرایط متفاوت فضا نسبت به زمین،از جمله بی وزنی بر روی انسان است.علاوه بر ان آزمایشاتی در زمینه های گوناگون شیمی مانند بررسی کریستال های پروتیین صورت خواهد گرفت.کریستال هایی که در فضا رشد می کنند نسبت به نمونه های زمینی از نقص کم تری برخوردارند،در نتیجه این فرایند آنالیز آنها نیز با سهولت بیشتری صورت می پذیرد.با بهره گیری از این داده ها در تحقیقات پزشکی، می توان دریافت که کدام نوع از کریستال ها برای تولید انبوه در زمین مناسب تر هستند.
از دیگر مزایای ایستگاه فضای بین المللی می توان به این موضوع اشاره کرد که کلیه تجهیزات فقط برای یک بار به ایستگاه حمل می شوند.علاوه بر این کیهان نوردان و یا فضانوردان قادرند بار ها و بارها از ایستگاه استفاده نمایند.همچنین دانشمندان می توانند با استفاده از داده هایی که از نتایج تحقیقات در ایستگاه حاصل می آید، با سرعت بیشتری پژوهش های خود را در زمین را پی گیری و یا اصلاح نمایند.ایستگاه فضایی بین المللی برای مدت ۱۵ سال استفاده مفید طراحی شده است اما اگر بخش ها ،قطعات و یا تجهیزات آن در بازه های زمانی منظم مورد بررسی و یا تعمیر قرار بگیرند می توان برای دهه ها از آن استفاده نمود.
تاریخچه
ایستگاه فضایی بین المللی نهمین ایستگاه قابل سکونت در مدار است.نخستین ایستگاه فضایی توسط اتحاد جماهیر شوروی با عنوان سالیوت و پس از آن ایستگاه فضایی اسکای لب توسط ایالت متحده در دهه ۱۹۷۰ میلادی به فضا پرتاب شدند.
در سال ۱۹۸۶میلادی شوروی شروع به راه اندازی ایستگاه فضایی میر نمود.این نخستین ایستگاهی بود که در آن از اتاقک استفاده می شد.در این هنگام شوروی با استفاده از راکت های سایوز که ضریب امنیتی بسیار بالایی دارند و از لحاظ اقتصادی نیز بسیار به صرفه هستند توانست تجهیزات و همچنین خدمه را به ایستگاه فضایی میر منتقل نماید.در سال ۱۹۹۱ میلادی همزمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ،در عملیات اجرای میر وقفه صورت گرفت به طوری که دانشمندان از ادامه کار باز مانند و این پروژه عظیم متوقف گردید.سرانجام در سال ۲۰۰۱ میلادی روسیه این ایستگاه را از مدار زمین خارج نمود و میر به سوی زمین سقوط کرد و منهدم شد.
در دهه ۱۹۹۰ میلادی روسیه اقدام به ساخت ایستگاه فضایی میر ۲ نمود.در همین زمان ایالات متحده به همراه کانادا ، آژانس فضایی اروپا و ژاپن تصمیم گرفتند تا پروژه ساخت ایستگاه فضایی تحت عنوان آزادی در شراکت را عملی نمایند.اما سرانجام با توجه به کمبود های مالی ، آمریکا ضمن توافق با روسیه در سال ۱۹۹۳ میلادی اقدام به ساخت ایستگاهی مشترک با نام ایستگاه فضایی بین المللی نمود.
برای ساخت ایستگاه شاتل های سازمان فضایی ناسا به طور پیوسته از سال ۱۹۹۵ تا سال ۱۹۹۸ میلادی به ایستگاه فضایی میر پرتاب می شدند. در این هنگام فضانوردان ایالات متحده برای انجام تحقیقات به مدت شش ماه تمام وقت خود را در میر گذراندند.
یکی از مهم ترین دلایلی تاخیر در ساخت ایستگاه فضایی، عدم پرداخت هزینه ساخت و ساز ، توسط دولت روسیه بود.در نهایت در نوامبر سال ۱۹۹۸ میلادی روسیه با استفاده از راکت پروتن،نخستین بخش(اتاقک) از ایستگاه را به مدار زمین انتقال داد.این بخش Zarya نام داشت که در زبان روسی به معنای طلوع خورشید است.قطعه بعدی Unityنام داشت که ساخت ایالات متحده بود و در دسامبر همان سال با شاتل فضایی Endeavour به فضا پرتاب شد و به بخش نخست متصل گردید. Unity شامل ۸ دریچه می شد که یکی از آنها به Zarya و بقیه دریچه های آن برای اتصال به سایر اتاقک ها تعبیه شده بود.
http://www.parssky.com/news/my_documents/pictures/4A3_110960main_iss3.jpg
نمایی از بخش های Zarya و Unity
در ژوییه سال ۲۰۰۰ میلادی راکت پروتن در پروازی دیگر بخش Zvezda (ستاره) یا اتاقک خدمات را به ایستگاه انتقال داد. Zvezda از قسمت هایی همچون اتاق کار و استراحت برای فضانوردان و خدمه تشکیل می شد.در اکتبر همان سال ایالات متحده شاتل فضایی دیسکاوری را به سوی ایستگاه فضایی پرتاب کرد. دیسکاوری در طی این ماموریت قطعات و تجهیزات زیادی را با خود حمل می نمود که از مهمترین آنها می توان به بست های صفحات خورشیدی و یک ابزار اتصال دهنده با نام PMA اشاره کرد.با استفاده از این ابزار، سکوی ایستگاه فضایی برای ارتباط مکانیکى آن با شاتل های فضایی به بهره برداری رسید. نخستین خدمه تمام وقت ایستگاه فضایی با نام Expedition One در نوامبر سال ۲۰۰۰ میلادی توسط راکت سایوز به ایستگاه انتقال یافتند.فرمانده ویلیام شفرد به همراه دو کیهان نورد دیگر به نام های یوری جدزینکو و سرگیی کریکالو این گروه سه نفره را تشکیل می دادند.حدود یک ماه بعد آمریکا به همراه شاتل Endeavour صفحات خورشیدی ساخت خود را برای تکمیل صفحات متصل به اتاقک ها به مدار ارسال کرد.
ایالات متحده توسط شاتل آتلانتیس در فوریه سال ۲۰۰۱ میلادی نخستین آزمایشگاه فضایی خود را تحت عنوان سرنوشت Destiny Laboratory به ایستگاه فضایی فرستاد و پس از گذشت چند ماه این آزمایشگاه تحقیقات خود را شروع نمود.در همان سال اتاقک های airlock (محفظه هایی که هوا به داخل آنها نفوذ نمی کند) و همچنین سکوی ارتباطی دیگری توسط روسیه و آمریکا به ایستگاه اضافه گردید.
نخستین توریست فضایی دنیس تیتو که یک مشاور در بخش سرمایه گذاری نیز بود در آوریل سال ۲۰۰۱ میلادی در ماموریت جایگزینی سایوز با صرف هزینه بسیار زیاد، پس از گذراندن دوره آموزشی و آماده سازی شش ماهه در مسکو به ایستگاه فضایی سفر کرد و پس از گذشت شش روز به زمین باز گشت.پس از او یک تاجر از آفریقای جنوبی با نام مارک شاتلورت به عنوان دومین گردش گر فضایی در آوریل سال ۲۰۰۲ میلادی در ماموریتی مشابه به ایستگاه انتقال یافت.پس از آن ماموریت های سایوز به انتقال فضانوردان منتخب آژانس فضایی اروپا اختصاص یافت.
مراحل بعدی تکمیل ایستگاه فضایی به افزایش توان الکتریکی آن و همچنین ایجاد شرایطی مناسب برای خدمه مربوط می شد.در این صورت فضانوردان بیشتری(شش یا هفت نفر) می توانستند به طور تمام وقت و در بازه های زمانی طولانی مدت به فعالیت خود ادامه دهند.
ایالات متحده برای افزایش تعداد خدمه ایستگاه و همچنین ساخت هواپیمای گریز (برای بازگشت اضطراری به گنجایش ۶ نفر ) برنامه ریزی نمود. اما دیری نپایید که آمریکا متوجه شد میزان هزینه های تکمیل ایستگاه پنج میلیارد دلار بیشتر از بودجه در نظر گرفته شده برای این کار است.در نتیجه در طی تصمیمی که به شدت توسط آژانس فضایی اروپا و ژاپن مورد مخالف قرار گرفت،ساخت هواپیمای گریز و همچنین افزایش تعداد خدمه ایستگاه فضایی را لغو کرد.
http://www.parssky.com/news/my_documents/pictures/DC4_11_84_space_station.jpg
نمایی از ایستگاه فضایی
در سال ۲۰۰۲ میلادی ایستگاه فضایی با ۳ خدمه کماکان به کار خود ادامه می داد.شاتل ها فضایی هر چهار یا پنج ماه یک بار خدمه ایستگاه را جایگزین می کردند.کیهان نوردان روسی نیز توسط فضا پیما های سایوز هر شش ماه یک بار به ایستگاه فضایی ارسال می شدند.علاوه بر آن راکت های سایوز طوری طراحی شده بودند که در زمان اضطراری همچون یک کپسول نجات عمل می کردند.با گذشت زمان میزان تولید نیروی برق ایستگاه نیز به صورت کند افزایش می یافت.
در فوریه سال ۲۰۰۳ میلادی شاتل کلمبیا پس از پایان ماموریت خود در هنگام بازگشت به زمین در یک حادثه غم بار نابود شد و تمامی هفت سر نشین آن جان خود را از دست دادند. پس از آن ایالات متحده برای مدت چند سال کلیه ماموریت های شاتل فضایی به ایستگاه را برای حفظ جان فضانوردان لغو کرد. سرانجام در سال ۲۰۰۵ میلادی شاتل دیسکاوری سفری آزمایشی به ایستگاه انجام داد و پس از موفقیت این پرواز، برای اجرای ماموریت اس.تی.اس ۱۲۱ دیسکاوری برای بار دیگر در ژوییه سال ۲۰۰۶ میلادی به ایستگاه متصل گردید.شاتل فضایی آتلانتیس نیز سپتامبر همان سال به منظور تکمیل مراحل نهایی ایستگاه فضایی بین المللی به مدار زمین پرتاب شد.این در حالی است که پرواز راکت های سایوز به ایستگاه فضایی همچنان ادامه دارد.برای تکمیل ایستگاه فضایی نمی توان تاریخ خاصی تعیین کرد، به خصوص با وجود مشکلات و کمبود های مالی کشور هایی که وظیفه تامین تجهیزات آن را بر عهده دارند.همه ما امیدواریم تا این ایستگاه هر چه زودتر به بهره برداری برسد تا دانشمندان، فضانوردان و کیهان نوردان بتوانند فاز جدیدی از فعالیت های خود را در زمین و فضا آغاز کنند.

kaktos l
2011/8/25, 10:56 PM
سلام ممنونم واقعا زحمت کشیدی اما آخراش خونده نشد باز ممنون دوست خوب

asghar rahmati
2012/5/21, 05:39 PM
شفق قطبی

شفق قطبی (aurora) که به آن سپیده قطبی و نور قطبی هم می‌گویند یکی از پدیده‌های جوی بسیار زیبای کره زمین است. نورهایی بسیار زیبا و خیره‌کننده که در آسمان حرکت می‌کنند و معمولا شکل‌های منحنی‌مانندی

دارند.آسمان تابان می‌شود و نقش‌هایی با رنگ‌ها و شکل‌های گوناگون در آن دیده می‌شود. این نقش و نگارهای رنگین گاهی دارای شکل کمان یکنواخت است، گاهی ساکن است و گاهی تپنده. گاهی متشکل از شمار

زیادی پرتو است با طول موج‌های متفاوت که مانند پرده‌ها و نوارها در آسمان بازی می‌کنند و پیچ و تاب می‌خورند. رنگ درخشنده نورهای از سبز مایل به زرد به سرخ و بنفش مایل به خاکستری تغییر می‌کند.

زیبایی شفق، پدیده‌ای که برخی قبایل کانادایی به آن رقص ارواح می‌گویند، چشم هر ناظری را به آسمان خیره می‌کند.

این نورهای طبیعی زیبا که در عرض‌های جغرافیایی نزدیک به قطب دیده می شوند، در سپیده‌دم قطبی قابل مشاهده هستند.

هر چقدر به قطب شمال نزدیک ‌شوید با توجه به مجاورت با قطب مغناطیسی شمالی زمین احتمال بیشتری برای دیدن شفق قطبی وجود دارد. شهرهای شمالی کانادا که بسیار نزدیک به قطب شمال هستند و ایسلند

مناطقی مناسب برای رویت این پدیده‌اند.

شفق‌های قطبی در نزدیکی قطب مغناطیسی شمالی ممکن است خیلی بالا باشد ولی در افق شمالی به صورت سبز بر افروخته و در صورت طلوع خورشید به صورت قرمز کمرنگ دیده می‌شوند. از ماه‌ سپتامبر تا اکتبر و

همچنین از مارس تا آوریل بیشترین احتمال دیده این پدیده وجود دارد.

در قطب جنوب نیز این پدیده اتفاق می‌افتد ولی فقط در جنوبی‌ترین عرض جغرافیایی قابل رویت است و گاهی اوقات در آمریکای جنوبی و استرالیا شفق مشاهده می‌شود.

سپیده قطبی چگونه به وجود می‌آید؟

طبیعت و علت شفق قطبی زمان درازی به کلی پوشیده مانده بود و قرن‌ها بود که در مورد این پدیده خیال‌پردازی می شد.

اسکیموهای ساکن در مناطق مختلف افسانه‌های جالبی در مورد سپیده قطبی داشتند.

گروهی معتقد بودند روح انسان‌های خوب پس از مرگ به منطقه‌ای از آسمان می‌رود که شفق قطبی در آن وجود دارد؛ جایی که پر از نور و شادی است، از سرما و کولاک خبری نیست و شکار حیوانات در آن منطقه بسیار

آسان است!گروهی دیگر اعتقاد داشتند شفق نتیجه توپ‌بازی ارواح انسان‌ها در آسمان با جمجمه شیر‌ماهی است و جریان‌های نور نشان دهنده کشمکش ارواح است!

سرخپوستان کانادای شرقی و جنوب آلاسکا هم شفق قطبی را ارواح رقصان انسان‌ها در آسمان می‌دانستند . در این میان گروهی از سرخپوستان شفق را نشانه جنگ و طاعون می‌دانستند و عده‌ای در میان اسکیمو‌ها

برای دفاع از خود در برابر شفق باخود چاقو حمل می‌کردند.

اما گذشته از همه این افسانه‌ها، تحقیقات علمی در مورد سپیده قطبی از قرن 18 میلادی آغاز شد و در طول این سال‌ها نظریه‌ها در مورد این پدیده طبیعی به تدریج کامل شد. نظریه‌هایی که از انتشار تعداد رصد‌های شفق

قطبی، تهیه نقشه فراوانی شفق در مناطق مختلف کره زمین، ثبت زمان وقوع این پدیده، اندازه‌گیری فاصله وقوع شفق از سطح زمین و ... آغاز شد و به بیان تئوری‌هایی در مورد چرایی این پدیده انجامید.

کریستین بیرکلند نروژی از نخستین افرادی بود که با یک آزمایش علمی پدیده شفق قطبی را شبیه‌سازی کرد. بیرکلند یک توپ مغناطیسی را که نماد زمین است در یک جعبه شیشه‌ای خلا آویزان کرد و پرتوهای الکترونی را

به آن تاباند . او از این آزمایش نتیجه گرفت که یک دسته پرتو الکترونی که در مسیر راست به طرف زمین می‌آیند به دو قطب مغناطیسی آن متمایل می شوند و دو حلقه نورانی در قطب‌ها به وجود می‌آورند.

آزمایش بیرکلند این تئوری را پدید آورد که شفق قطبی هم می‌تواند از راهی مشابه این به وجود آید: « الکترون‌ها از لکه‌های خورشیدی سطح خورشید خارج می‌شوند و به سمت زمین می‌آیند و توسط میدان مغناطیسی

زمین به طرف نواحی قطبی هدایت می‌شوند و شفق مرئی را ایجاد می‌کنند.»

این تئوری به مرور توسط محققان دیگر تکمیل شد. آلفون فیزیکدان سوئدی محققی بود که نظریه ارتباط میان طوفان‌های خورشیدی و شفق قطبی را مطرح کرد.

همیشه پای یک خورشید در میان استامروزه فرضیه مورد تایید محققان در مورد پدیده شفق قطبی به چند عامل وابسته است: خورشید و میدان مغناطیسی آن، بادهای خورشیدی و جریان پلاسما، میدان مغناطیسی زمین

و جو زمین.

مطالعات و مشاهدات نشان می‌دهند که شدت میدان مغناطیسی خورشید در لکه‌های خورشیدی (نقاط تاریک بر سطح خورشید که دمایشان از دمای سایر نقاط سطح خورشید کمتر است و کمتر تابش می‌کنند) تقریبا هزار

برابر شدت میدان مغناطیسی در سایر نقاط است . بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که اختلالات میدان مغناطیسی خورشید عامل شکل گیری لکه‌ها است.

تعداد لکه‌های سطح خورشید به طور متناوب تغییر می‌کند. تعداد لکه‌ها تقریبا هر 11 سال ماکزیمم می‌شود . این دوره 11 ساله را چرخه لکه خورشیدی می‌نامند.

زمانی که تعداد لکه‌های خورشیدی ماکزیمم است فعالیت سطح خورشید بیشتر است، در این حالت خورشید را خورشید فعال می‌نامند. برعکس هنگامی که تعداد لکه‌های خورشیدی مینیمم است فعالیت خورشید کاهش

پیدا می‌کند و خورشید آرام است.

چرخه لکه خورشیدی رابطه نزدیکی با شفق قطبی دارد: شدت شفق قطبی هم مانند تعداد لکه‌های خورشیدی تقریبا هر سال یک‌بار ماکزیمم می‌شود . با مقایسه نمودار فراوانی لکه‌های خورشیدی و شفق قطبی می‌توان

به هم‌زمان بودن مینیمم و ماکزیمم‌شان پی برد بنابراین دیگر تردیدی در دخالت خورشید در شفق قطبی باقی نمی‌ماند.

از سوی دیگر تاج خورشیدی که دمای آن 2 میلیون درجه کلوین است به طور پیوسته جریانی از پلاسمای داغ و رقیق را در همه جهات در منظومه شمسی می‌پراکند. پلاسما، گازی است که از ذرات مثبت و منفی مانند

الکترون و پروتون تشکیل شده است. به این پلاسمای داغ و رقیق که از خورشید به اطراف جریان می‌یابد باد خورشیدی می‌گویند. شدت باد خورشیدی زمانی که خورشید فعال است افزایش می‌یابد. بادهای خورشیدی دائما

در اطراف زمین در جریان اند و می‌توان گفت زمین در پلاسما غوطه‌ور است.

بادهای خورشیدی میدان مغناطیسی خورشید را در سراسر منظومه شمسی گسترش می‌دهند.

برخورد ذرات باردار پلاسمای خورشیدی با اتم‌ها و مولکول‌های جو زمین در لایه یونسفر جو موجب پدید آمدن شفق قطبی می‌شود.

با برخورد ذرات بادهای خورشیدی به مولکول‌های جو ، مولکول‌های جو تحریک می‌شوند و انرژی دریافت می‌کنند . الکترون‌ها کمی پس از برانگیخته شدن دوباره به حالت پایدار بر می‌گردند و انرژی اضافه را به صورت تابش‌های

مرئی یا نامرئی آزاد می‌کنند.

تابش‌های مرئی شفق از روی زمین به راحتی قابل رویت هستند اما تابش‌های X و فرابنفش باید از فضا دیده شوند چون جو زمین بسیاری از تابش‌ها را جذب می‌کند.

رنگ‌های متنوع شفق قطبی هم مربوط به تحریک شدن مولکول‌های متفاوت موجود در جو زمین است. همان‌طور که می‌دانید نیتروژن و اکسیژن بیشترین قسمت جو زمین را تشکیل داده‌اند. رنگ‌های قرمز و سبز در شفق

قطبی نتیجه تحریک شدن اکسیژن و رنگ‌های بنفش و آبی نتیجه تحریک شدن نیتروژن هستند.

به این ترتیب هر سال ایالت آلاسکای آمریکا و همچنین شمال‌غربی کانادا میزبان گردشگران زیادی است که به دنبال شفق قطبی راهی این مناطق می‌شوند.


98732



98733

asghar rahmati
2012/6/06, 04:18 PM
آندرومدا چیست؟


http://up98.org/upload/server1/02/j/rb5vt4hzvvcwlomu5qmc.jpg (http://up98.org/)

نزدیک ترین کهکشان مارپیچی که شبیه کهکشان ماست آندرومدا نام دارد. حتی در شرایط رصدی متوسط هم میتوان آن را همچون ابری مه آلود از گاز و غبار دید. در یکی از خبرهای اخیر ناسا درباره اش چنین

آمده: ((... کهکشان آندرومدا را اخترشناس ایرانی، عبدالرحمن صوفی، به نام «ابر کوچک» می شناخته و در سال 964 میلادی در کتابش «صورالکواکب» به آن اشاره کرده است. احتمالا این اخترشناس ایرانی

آن را در سال 905 میلادی رصد کرده است...))

آندرومدا به سبب نزدیکی اش به ما، از هر کهکشان دیگری در عالم بیشتر بررسی شده است، چون به ما امکان میدهد که همه ویژگی های کهکشان خودمان را، که به سبب وجود غبار میان ستاره ای نمی بینیم،

در آن بررسی کنیم. برخی از این ویژگی ها به این شرح اند: ساختار مارپیچی، خوشه های کروی و باز ستاره ای، ماده میان ستاره ای، سحابی های سیاره نما، بقایای انفجارهای ابرنواختری، هسته کهکشان،

کهکشان های همراه و بسیاری دیگر.

نخستین شرح از آندرومدا، که آن را ابری از گاز معرفی کرده، در کتاب صورالکواکب، نوشته اخترشناس ایرانی، عبدالرحمن صوفی، در سال 964 میلادی آمده است. نخستین شرح از رصد تلسکوپی آن را سیمون

ماریوس در سال 1612 ارائه کرد. شارل مِسیه، بی خبر از کشف صوفی و ماریوس، آن را به نام M31 در فهرست بزرگ سحابی هایش آورد.


http://up98.org/upload/server1/02/j/i6sssz5gmude04jt7xc8.jpg (http://up98.org/)


سال ها به غلط تصور می شد که (( سحابی بزرگ آندرومدا)) یکی از نزدیکترین سحابی ها به ماست. البته، اخترشناس شهیر انگلیسی، سر ویلیام هرشل، کاشف سیاره اورانوس، نخستین بار به درستی آندرومدا

را نزدیکترین ((جهان جزیره ای))، همچون راه شیری، لقب داد. اما به اشتباه تخمین زد که فاصله آندرومدا (( نباید بیش از 2000 برابر فاصله ستاره شباهنگ (1700 سال نوری) باشد))؛ و قطرش را 850 برابر فاصله شباهنگ

و ضخامتش را 155 برابر این فاصله تخمین زد. این ابعاد بسیار بیشتر از ابعاد واقعی اند، البته به نظر می رسد که علت بیشتر در کم تخمین زدن فاصله شباهنگ از سوی هرشل بوده است. امروزه میدانیم که فاصله آندرومدا

از ما حدود 9/2 میلیون سال نوری، قطرش حدود 200 هزار سال نوری و ضخامتش 1000 سال نوری است.

در سال 1912، وی.ام.سلیفر، از رصد خانه لاول، سرعت شعاعی ((سحابی)) آندرومدا را اندازه گرفت و متوجه شد که این سرعت - 266 کیلومتر بر ثانیه در حال نزدیک شدن به ما – بیشترین سرعتی است که تا به حال

برای این سحابی اندازه گیری شده بود. همین، نشانه ای از ماهیت فراکهکشانی آندرومدا بود. اما، این ویلیام هاگینس، پیشگام طیف سنجی، بود که متوجه تفاوت طیفی سحابی های گازی و کهکشان ها شد؛ طیف

سحابی ها دارای خطوط جذبی و طیف کهکشان ها پیوسته است.


http://up98.org/upload/server1/02/j/19ujp4mgkcrqgitqjfjn.jpg (http://up98.org/)


در سال 1923، ادوین هابل نخستین ستاره متغیر قیفاووسی را در کهکشان آندرومدا یافت. بنابراین، فاصله میان کهکشانی و ماهیت کهکشانی 31M را مشخص کرد. اما محاسبه اش از فاصله آندرومدا با ضریبی

حدود 2 خطا داشت؛ خطایی که تا سال 1953 مشخص نشد.

کهکشان راه شیری و آندرومدا در کنار هم یکی از با شکوه ترین مخلوقات عالم، یک جفت کهکشان مارپیچی، را تشکیل میدهد. بسیاری از مارپیچی ها جفت اند، اما اغلب نامتقارن اند؛ یعنی یکی خیلی بزرگتر از

دیگری است. آنها در جهت های مخالف هم می چرخند؛ یعنی یکی در جهت چرخش عقربه های ساعت و دیگری در خلاف جهت چرخش عقربه های ساعت. این چرخش نشان دهنده این حقیقت است که آنها تقریبا

هم زمان با هم از دو گرداب گاز اولیه بسیار نزدیک هم متولد شده اند؛ نه اینکه به صورت جداگانه شکل گرفته و در مسیرشان اتفاقی به هم برخورده باشند.


http://up98.org/upload/server1/02/j/8aidf81l3wp6lede6d1.jpg (http://up98.org/)



شباهت ها بین این دو کهکشان بسیارند. هر دو بازوهای پر غباری دارند که از نور میلیاردها ستاره تازه متولد شده، از جمله خورشید ما، روشن شده اند. بازوها به صفحه ای متصلند که از میلیاردها ستاره، از انواع

گوناگون، تشکیل شده است. در مرکز هردو برجستگی درخشانی دیده میشود که شامل یک سیاهچاله ، هاله ای از ستاره های ریز نقش سفید پیر ( بقایای ستاره های خورشید – مانند مُرده) ، و ازدحامی از ستاره های

تازه کشف شده ریز نقش قهوه ای (ستاره هایی که برای به راه انداختن واکنش های هسته ای به حد کافی بزرگ نیستند) است. در اطراف هردو کهکشان دو کهکشان کوچکتر اما مهم، به اضافه چندین کهکشان کم

اهمیت تر ، به صورت قمر در گردش اند. حتی زاویه تمایل صفحه هردو کهکشان نسبت به دیگری یکسان است؛ به گونه ای که ساکنان آندرومدا از راه شیری همان صحنه ای را می بینند که ما از آندرومدا می بینیم.


http://up98.org/upload/server1/02/j/5fkbc9zcsn16tc44rbl0.jpg (http://up98.org/)


البته با این همه، عارضه ای در تصاویر اخیر نمای نزدیک تلسکوپ هابل از آندرومدا دیده شده که هنوز در راه شیری کشف نشده است. در این تصاویر دو هسته دیده می شود، که شاید بتوان آن را چنان تعبیر کرد که

آندرومدا ، در گذشته، کهکشان کوچکی را، که با آن برخورد کرده جذب کرده (بلعیده) است. این نشانه ای از وقوع برخوردها در نخستین روزهای شکل گیری گروه محلی کهکشان ها می باشد؛ گروه محلی از 21 کهکشان ؛

شامل راه شیری و آندرومدا، تشکیل شده است. شاید هم اصلا چنین شُبهه ای به خاطر وجود ابری از غبار تیره باشد که در میان هسته آندرومدا قرار دارد و باعث شده ما بخشی از آن را نبینیم.

نخستین ابرنواختر خارج از کهکشان ما ، در 20 اوت سال 1885، به کمک چندین رصدخانه، در آندرومدا کشف شد. پیش از محو شدن ابرنواختر، در فوریه سال 1890، فقط یک اخترشناس متوجه اهمیت آن شد.

آندرومدا و راه شیری با سرعت 80 کیلومتر بر ثانیه در حال نزدیک شدن به یکدیگرند و حدود 12 میلیارد سال دیگر به هم میرسند. اما، همین طور که به هم نزدیک و نزدیکتر میشوند، در حدود 2 میلیارد سال دیگر، منظره

در آسمان هرکدام باید تماشایی تر شود، چون هرکدام بزرگتر و درخشان تر در آسمان دیگری دیده میشوند. ادغام نهایی آنها منجر به تولد یک کهکشان بیضوی میشود.



http://up98.org/upload/server1/02/j/9wtal40y0rwnqns4nqp.jpg (http://up98.org/)

ZEUS83
2012/6/06, 05:11 PM
هر وقت این مطالب رو می خونم فقط احساس بندگیم در برابر خالق بیشتر میشه

asghar rahmati
2012/6/06, 05:35 PM
سرنوشت خورشید

خورشید سرانجام به پایان سوخت هسته ای اش می رسد و حدود 5/4 میلیارد سال دیگر می میرد. البته داستان مرگ خورشید از یک سری وقایع تشکیل شده است که ابتدا خورشید را به غول سرخ، سپس به ریز نقش

سفید، و در نهایت به یک ستاره ریز نقش سیاه تبدیل می کند. این فرآیند 5/3 میلیارد سال دیگر آغاز میشود؛ وقتی که هلیم در هسته خورشید شروع به همجوشی و تولید کربن میکند و خورشید شروع به انبساط میکند.

پیش بینی وضع آب و هوای زمین در آن زمان داغ، درخشان و مه آلود خواهد بود؛ زمانی که خورشید همچون غولی در آسمان بزرگ و بزرگتر می شود. زمانی که خورشید دو سومِ آسمان را پوشانده، دمای چند هزار

درجه ای روی زمین مدت هاست که جوّ و اقیانوس هایش را تبخیر کرده است. سرانجام، لایه خارجی خورشید، عطارد، زهره، زمین و حتی مریخ را در کام خود فرو میبرد و با جذب حرارت از مرکزش 3000 بار درخشان

تر میشود. در این زمان خورشید به یک ستاره غول پیکر تبدیل گشته است.

وقتی هلیم به پایان برسد هسته کربن – اکسیژن هم غیر فعال می شود و مرگ غول سرخ آغاز میشود. البته هسته، دو سومِ جرم ستاره را در بر دارد، هنوز داغ است و اطرافش را دو پوسته از مواد اصلی خورشید،

یعنی هیدروژن و هلیم دست نخورده، فرا گرفته است. حاصل فعالیت این پوسته ها حرکت تَپ وار (pulsation) سطح خورشید است که هر تَپ حدود یک سال طول می کشد. وقتی سطح با هر تَپ منبسط و خشک

میشود هیدروژن و هلیم رابه صورت ((بادی)) که با سرعت حدود 16 کیلومتر در ثانیه میوزد، در فضا منتشر می کند. این فرآیند چندین هزار سال طول می کشد تا هر دو پوسته در فضا پراکنده شوند و هسته

کربن – اکسیژن چگال خورشید بی حفاظ و عریان باقی بماند. پوسته های فوران شده سحابی سیاره نمای در حال انبساطی را شکل می دهند. در طی 20000 سال بعد دمای سطحی هسته عریان شده

از 11000 درجه به حدود 25000 درجه افزایش میابد. البته، اندازه اش خیلی بزرگتر از زمین نخواهد بود. پرتو فرابنفش تابش شده از هسته عریان، که سریع تر از گازهای سحابی حرکت میکند، به سحابی میرسد

و آن را همچون حباب فلورسنت روشن میکند.



http://up98.org/upload/server1/02/j/canphvnw6q9hkmplqd9l.jpg (http://up98.org/)




در همین حال، بادی پُر سرعت با جرم بسیار کم اما مقدار زیادی انرژی با سرعت حدود 1500 کیلومتر در ثانیه وزیدن می گیرد. این باد هم به شدت با سحابی تصادف می کند و ابرهای درخشان متعددی را شکل میدهد

که با رنگ های قرمز،سبز و آبی که حاصل حرارت دیدن گازهای هیدروژن، اکسیژن و هلیم اند میدرخشند. در این زمان اندازه سحابی به هزار برابر اندازه منظومه شمسی ما رسیده است. این نمایش آسمانی شکل ها

و رنگهای معرکه فقط حدود ده هزار سال ادامه می یابد.

در سالهای بعد، بیرون ریزی گاز و انرژی از ستاره غول سرخ متوقف می شود و فقط هسته داغ باقی می ماند. این هسته، که در این مرحله ستاره ریز نقش سفید نامیده میشود، به تدریج سرد و سرانجام محو و تبدیل

به کره ای تاریک و مرده از مواد می شود که ستاره ریز نقش سیاه نامیده می شود. این مرحله آخر سرد شدن آن قدر طولانی است که هنوز عمر عالم به جایی نرسیده است که ریز نقش سیاهی زده شده باشد.

اما تصاویری که تلسکوپ فضایی هابل گرفته نشان می دهد که کهکشان راه شیری پر از ریز نقش سفید و ستاره های غول سرخ است.

اما سرنوشتی کاملا متفاوت در انتظار ستاره هایی است که جرمشان بیش از 6 برابر جرم خورشید است. فرآیند مرگ آنها مشابه به ستاره مادر است، یعنی آنها در انفجار اَبَرنواَختر ناگهان می میرند. تنها تفاوت

در آن چیزی است که از ستاره مرده بر جای می ماند. هسته ستاره هایی با جرم 6 تا 12 برابر جرم خورشید، پس از پرتاب بیشتر مواد لایه خارجی جوّشان به فضا، به ستاره نوترونی تبدیل می شود. ستاره نوترونی

جسمی بسیار چگال و بسیار کوچک – با قطر چند کیلومتر – است که از بسته های بسیار به هم فشرده نوترون تشکیل شده است و هر قاشق چایخوری از آن صدها میلیون تن وزن دارد. این ستاره خیلی سریع به

دور خود می چرخد - حدود 1 تا 10 بار در هر ثانیه - چون قانون بقای اندازه حرکت زاویه ای آن را ملزم می کند که اندازه حرکت زاویه ای ستاره اصلی را حفظ کند. پس، چون قطر به شدت کاهش یافته، سرعت گردشی

ستاره به شدت افزایش می یابد؛ درست مثل اسکیت بازی که هرچه دست های بازش را به بدنش نزدیک تر میکند سریعتر دور خودش می چرخد.

چرخش سریع ستاره نوترونی به همراه میدان مغناطیسی قوی اش آن را به یک ژنراتور قدرتمند الکتریکی تبدیل می کند که همچون تیرکمانی قادر است ذرات ریز اتمی را تا انرژی های چند میلیون ولت شتاب دهد و با

سرعت تقریبا نصف سرعت نور در فضا پراکنده کند. وقتی این باد به گازهای سحابی اطراف می وزد الکترون ها و پوزیترون ها (پاد ماده الکترون) به دور خطوط میدان مغناطیسی می پیچند و انرژی از خود ساطع می کنند

که شکل های درخشان و متغیری از نور در مرکز سحابی می سازند. این نور سپس گاز و غبار سازنده سحابی، که در آن زمان تا چند سال نوری گسترده شده است، را روشن می کند.


http://up98.org/upload/server1/02/j/kcdvcc4zw7gak6z8d84.jpg (http://up98.org/)


جالب است بدانید که بر خلاف ستاره ای عادی، مواد خارج شده از ستاره نوترونی در همه جهت ها در فضا پراکنده نمی شوند و در عوض ، همگی در دو پرتو تابش الکترومغناطیس متمرکزند که به طور مداوم از قطب های

ستاره ساطع می شوند و قسمتی هم به صورت بادی از استوای تَپ اختر می وزد. این خروجی انرژی همان است که ستاره نوترونی را درخشان نگه می دارد که به تدریج انرژی چرخشی اش را کاهش میدهد و در بازه

زمینی حدود هزاران سال چرخش ستاره را کُند میکند. اگر زمین اتفاقی در امتداد تابش یکی از این دو پرتو باشد می توانیم ستاره نوترونی را به صورت نقطه نورانی دائمی در آسمان آشکار کنیم، در غیر این صورت

نمی توانیم مگر اینکه میدان مغناطیسی اش با محور چرخشش هم خط نباشد. در این صورت دو پرتو دائم تابش الکترو مغناطیس مسیری دایره ای را در آسمان طی می کنند (درست مثل چراغ فانوس دریایی ).

اگر پرتو تابش در مسیر خط دید ما قرار بگیرد میتوانیم آن را همچون تابشی کوتاه اما سروقت در طول موج رادیویی، مرئی و پرتو ایکس آشکار کنیم. این جرم ستاره تَپ اختر (pulsar) نامیده میشود. بسامد این تَپ ها

آنقدر منظم است که وقتی تَپ اخترها در سال 1967 کشف شدند اخترشناسان تصور کردند این علائم را موجودات هوشمند فرازمینی ساخته و فرستاده اند و تَپ اخترها را LGM ، مخفف آدم کوچولوهای سبز

رنگ (Little Green Men) نامیدند.



http://up98.org/upload/server1/02/j/vxtbycnquo80kk5z0vin.jpg (http://up98.org/)



اگر ستاره بیش از 12 برابر خورشید جرم داشته باشد، هسته فرو ریزش بر سر خودش را ادامه میدهد تا جایی که کِشش گرانشی آنقدر قوی میشود که هیچ چیز، حتی نور، نمیتواند از دامش بگریزد.

این جسم سیاهچاله (black hole) نامیده میشود.

چون سحابی سیاره نما (planetary nebulae) از لایه های خارجی جوّ ستاره شکل گرفته، پُر از اکسیژنی است که در عمر ستاره در مرکز آن تولید شده است. بنابراین، مقدار زیادی از انرژی تابش فرابنفش

اَبَرنواَختر به نور مرئی سبزی تبدیل میشود – طول موج یون های اکسیژن – که چنان شدتی دارد که صدها میلیون سال نوری دورتر قابل آشکار سازی است.

با اینکه انفجار اَبَر نواَختری در گروه کهکشان های راه شیری، همچون اَبَرنواَختر SN87 – که 167 هزار سال پیش در کهکشان اقماری ما و ابر بزرگ ماژلان، رخ داد و نورش نخستین بار در سال 1987 به ما رسید– را

میتوان با چشم غیر مسلح دید، خود سحابی فقط با تلسکوپ دیده میشود و ما از موقعیت نور مرئی اَبَرنواَختر درمی یابیم که کجا دنبال آن بگردیم.

روشی که با آن سحابی های دور دست، که انفجار اَبَرنواَختری شان بدون جلب توجه ما رخ میدهد،را آشکار می کنند شیوه فنّی بسیار هوشمندانه ای به نام تصویر برداری روی باند/خارجباند (on band/ off band) است

که اخترشناسان رصدخانه های ملی اختر شناسی مرئی در توسان آریزونا آن را ابداع کردند. در این روش از کهکشان دور دست دو تصویر، یکی در باند تاریک طول موج حدود اکسیژن و دیگری خارج از این محدوده،

می گیرند و در کامپیوتر روی هم می اندازند و برنامه کامپیوتری بین دو تصویر زیر و رو در رفت و آمد است. چون سحابی سیاره نما فقط در تصویر باند اکسیژن ظاهر میشود، روی صفحه کامپیوتر نقاط چشمک زنی

دیده میشود. اخترشناسان با بهره گیری از این فن، بیشتر از 141 سحابی سیاره نما در کهکشان M86 در خوشه سنبل یافته بودند.

asghar rahmati
2012/6/06, 06:32 PM
ایستگاه های فضایی


http://up98.org/upload/server1/02/j/1zknmuonqlhibxqw2bmg.jpg (http://up98.org/)


ایستگاههای فضایی به دور زمین می چرخند و برای هفته ها یا ماهها محل کار و زندگی فضانوردان هستند ایستگاه فضایی تمام نیازهای خدمه را برآورده می کند تا به هنگام انجام آزمایش زنده و سالم بمانند

باله های خورشیدی بزرگ برق تولید و دیواره ها و سپرهای مخصوص دما را مطلوب و خدمه را از تشعشع و قطعات سرگردان فضایی مصون نگه می دارند بار اندازه ها به سفینه های تدارکاتی ارسالی از زمین امکان

می دهند که محموله شان را تخلیه کنند.

اولین ایستگاه فضایی جهان سالیوت 1 در سال 1971 پرتاب شد این اولین ایستگاه از 7 ایستگاهی بود که اتحاد جماهیر شوروی سابق در مدار زمین مستقر کرد و کیهان نوردان سفینه سایوز به استثنای سالیوت 2 در

همگی آنها ساکن شدند با گذشت زمان طول اقامت آنها از چند هفته به 6 ماه افزایش یافت سالیوت 6 و 7 یک بار اندازه اضافه داشتند تا کیهان نوردان بتوانند با خدمه دیدار کنند و سفینه تدارکاتی پروگرس بتواند آذوقه

بیشتری از زمین بیاورد.


سالیوت 1


http://up98.org/upload/server1/02/j/kg87m3gfpkdy4f0avktg.jpg (http://up98.org/)



تاریخ پرتاب: آوریل 1971

اقامت در مدار:6 ماه

اقامت کیهان نوردان:یک بار به مدت 22 روز.سه کیهان نورد به نام گرگوری دوبرفولسکی، ویکتور پاتسایف، و ولادیسلا ولکوف درخلال اقامتشان اولین پژوهش ها درباره گیاه شناسی فضایی را انجام دادند. هر سه درمرحله

بازگشت این ماموریت رکوردشکنشان کشته شدند. تحقیق نشان داد که شیر فلکه معیوب باعث تراکم زدایی سریع هوای کپسول سالیوت شده و کیهان نوردان درونش را خفه کرده است. برخلاف فضانوردان آپولو این خدمه

لباسهای مخصوص فشار هوا نپوشیده بودند، در این صورت ممکن بود زنده بمانند.سالیوت 1 به هنگام بازگشت به جو زمین بر فراز اقیانوس آرام سوخت.


کیهان نوردانی که درون سالیوت 1 خفه شدند

http://up98.org/upload/server1/02/j/tt7i1yqkjtpaumw4dl0l.jpg (http://up98.org/)



اتاق کنترل سالیوت 1

http://up98.org/upload/server1/02/j/90fjntj46be0pts7ohy.jpg (http://up98.org/)



سالیوت 2


http://up98.org/upload/server1/02/j/t8pthz3j59wkfhe3oba.jpg (http://up98.org/)



تاریخ پرتاب: آوریل 1973

اقامت در مدار:2 ماه

اقامت کیهان نوردان:بی سرنشین ایستگاه به مجرد پرتاب قطعاتش را یکی پس از دیگری از دست داد و 2 ماه بعد که به جو زمین بازگشت سوخت.


اتاق کنترل سالیوت 2

http://up98.org/upload/server1/02/j/214be4pb01vgalsx0yzp.jpg (http://up98.org/)



سالیوت 3


http://up98.org/upload/server1/02/j/fayvllioqm2krya5awp.jpg (http://up98.org/)




تاریخ پرتاب: ژوئن 1974

اقامت در مدار:7 ماه

اقامت کیهان نوردان:یکبار به مدت 14 روزآمریکا مشکوک بودکه سالیوت 3 ماموریتی نظامی دارد و تدابیر شدید امنیتی پرتاب این ایستگاه این ظن را تقویت می نمود. گزارشهای بعدی نشان داد که 2خدمه آن، پاول پایوویچ

ویوری آریتوخین احتمالا 2 هفته اقامت خود در مدار را به نقشه برداری دقیق از تاسیسات نظامی آمریکا سپری کرده اند، هرچندکه جزئیات این گزارشها نادرست است. سالیوت3، هفت ماه بعد از پرتاب در جو زمین سوخت.



سالیوت 4


http://up98.org/upload/server1/02/j/njq84pfubn3iz53u2dos.jpg (http://up98.org/)


تاریخ پرتاب: دسامبر 1974

اقامت در مدار:2سال و یک ماه

اقامت کیهان نوردان:2 اقامت، یکی 30 روز و دیگری 63 روز درخلال این اقامتها برنامه بلند پروازانه ای از آزمایشها ورصدهای خورشیدی، سیاره ای و ستاره ای انجام شد. این ایستگاه در بازگشت منهدم شد.



http://up98.org/upload/server1/02/j/5zcrc4jtvu4sv21haf.jpg (http://up98.org/)




سالیوت 5

http://up98.org/upload/server1/02/j/qipbudf7y3fs1eyil0z.jpg (http://up98.org/)



تاریخ پرتاب: ژوئن 1976

اقامت در مدار:13 ماه

اقامت کیهان نوردان:2 اقامتیکی 63 روز و دیگری 17 روزخدمه سالیوت 5 مقدار آلودگی ذرات معلق در جو زمین را مطالعه نمودند و اثرات بی وزنی را بر ماهی باردار بررسی کردند.‌آنها همچنین درباره پرورش بلور آزمایشهایی

انجام دادند و با موفقیت بدون استفاده از پمپ ، ماده محرکه ایستگاه رادر فضا تعویض کردند. این ایستگاه در بازگشت سوخت.



سالیوت 6

http://up98.org/upload/server1/02/j/7rw96ogrpkpc1amzisxx.jpg (http://up98.org/)



تاریخ پرتاب: سپتامبر 1977

اقامت در مدار:4 سال

اقامت کیهان نوردان:11 اقامت کوتاه(معمولا به مدت یک هفته) و 5 اقامت بلند ( که بیشترین آن 184 روز طول کشید.) با 2 کوره مخصوص سالیوت 6 در شرایط جاذبه خفیف مواد نیمه هادی ساخته شد. گاهی اوقات خدمه

می توانستند با سبزیجات پرورش یافته در باغچه کوچک ایستگاه به غذایشان تنوع ببخشند. سالیوت 6 در سال 1986 به هنگام بازگشت به زمین سوخت.



سالیوت 7


http://up98.org/upload/server1/02/j/5hrhbung0ua3vraf43z.jpg (http://up98.org/)



تاریخ پرتاب: آوریل 1982

اقامت در مدار:8 سال و 8 ماه

اقامت کیهان نوردان:سالیوت 7 به مدت 4 سال پذیرای 10 خدمه بود. طولانی ترین اقامت آنها 236 روز بود و در این مدت آزمایشهای مفصلی بر روی سیستم عضلات قلب انجام شد. در خلال یک راهپیمایی فضایی، بااستفاده

از دستگاه جوش، ایستگاه تعمیر شد. سالیوت 7 به هنگام بازگشت به زمین در سال 1991 سوخت.

اولین ایستگاه فضایی آمریکا به نام اسکای لاب در 14 مه 1973 پرتاب شد دقایقی بعد از پرتاب سپر ضد شهابواره و یکی از باله های خورشیدی آن بر اثر فشار هوا کنده شد خدمه اولیه اسکای لاب خسارت وارده را به گونه ای

تعمیر نمودند که این ایستگاه فضایی قابل سکونت شد در سال بعد سه خدمه هر کدام به مدت 28 59 و 84 روز در آن اقامت کردند اسکای لاب در سال 1979 به زمین سقوط کرد اکثر بخشهای آن به هنگام ورود به جو منهدم شدند

ولی برخی از قطعاتش در استرالیا افتادند خوشبختانه کسی در این سقوط آسیب ندید.

ساخت یک ایستگاه فضایی بین المللی با مشارکت آمریکا٬ روسیه٬ کانادا و ژاپن از سال 1997 شروع شده است این ایستگاه موسوم به آلفا ظرف مدت 5 سال در فضا مونتاژ می شود این عملیات با پرتاب یک مرکز کنترل

ساخت روسیه آغاز شده است ایستگاه آلفا علاوه بر کاربردهای علمی و تحقیقاتی توقفگاهی برای مسافرت فضایی به مریخ خواهد بود.

قبل از پیدایش ایستگاه های فضایی سفینه های سایوز فقط در مدار زمین می چرخیدند اولین سایوز، سایوز 1 در سوم آوریل 1967 پرتاب شد. یک ملاقات فضایی میان آن و سایوز 2 ترتیب داده شد ولی برای سایوز 1 مشکلات

فنی پیش آمد و پرتاب سایوز 2 لغو شد. در خلال بازگشت به جو زمین، بندهای چتر سایوز 1 درهم گره خوردند. در نتیجه این سفینه به زمین اصابت کرد و ولادیمیر کوماروف فضانورد را کشت.

سفینه های فضایی سایوز کیهان نوردان روس را به فضا می برند و برمی گردانند سه خدمه آن در بخش میانی سفینه که سپر حرارتی دارد مسافرت می کنند زیرا به هنگام بازگشت به جو زمین باید دمای زیادی تحمل کنند

در قسمت جلو واحد مداری حامل غذا و آذوقه است واحد تجهیزات در عقب حاوی موتور اصلی موتورهای موشکی بازگشت و تجهیزات مخابراتی و کنترل است.

asghar rahmati
2012/6/14, 07:39 AM
سیستم نامگذاری ستارگان

برای مثال با جستجویی ساده درآثار تاریخی به داستان ها و افسانه های بسیاری در مورد صورت فلکی جبار دست خواهید یافت که به دوران سامری ها ، روم باستان و بسیاری

تمدن های دیگر باز می گردد .

در این مقاله سعی میشود تا ضمن بررسی تاریخچه نامگذاری ستاره ها به روشهای نامگذاری و قواعد مرتبت با آن بپردازیم .نام برخی از ستارگان از کجا آمده است ؟ با مراجعه به

کتاب ها ومنابع نجومی به نام هایی برای ستارگان برمی خوریم که در هیچ یک از قواعد نامگذاری ستارگان نمی گنجد نام بسیاری از ستاره ها به نحوی با نام صورت فلکی خود

در ارتباط است. برای مثال Deneb به معنی “دم” همان ستاره ای است که در قسمت انتهایی و دم صورت فلکی قو یا دجاجه قرار دارد . گاهی نیز نام ستارگان بر اساس ویژگی

خود آن ستاره می باشد و هیچ ارتباطی با نام صورت فلکی خود ندارد . برای مثال سیروس به معنی داغ و سوزانمی باشد . با این ترتیب این نام ، لایق درخشان ترین ستاره

آسمان می باشد و در عین حال هیچ نشانی از نام صورت فلکی خود (کلب اکبر ) در آن موجود نمی باشد .

http://up.vatandownload.com/images/sclwjkto1ed22zbtpa.jpg (http://up.vatandownload.com/)

به ندرت نام های شگفت انگیز در میان نام ها یافت میشود که در آنها نه نشانی از ارتباط با صورت فلکی هست و نه ارتباطی با ویژگی خود آن ستاره . برای مثال در صورت فلکی

خرگوش ستاره ای وجود دارد که از گذشته به نام Nihal خوانده می شده است . ترجمه این کلمه را میدانید ؟ Nihal در اصطلاح به معنی " شتر ها عطش و تشنگی خود را رفع

میکنند" است . به نظر شما دلیل این نامگذاری چیست ؟

نام برخی از ستارگان عربی است و معمولا با استفاده از حرف تعریف "ال" که در جلوی آنها می آید شناخته میشوند مانند Algol(که دارای ریشه فارسی است!)

بسیار از این نام ها در زمان های مختلف به شکل های گوناگون آمده اند و گاهی "ال " از این نام های حذف شده است مانند همین ستاره Algol که در برهه ای از تاریخ با نام

Ghoul خوانده شده است .

برخی دیگر از نام ها دارای ریشه های یونانی و لاتین و یا حتی چینی می باشند . در این میان گاه با نام های بر خواهیم خورد که دارای ریشه فارسی بوده ولی در شکل ظاهری

آن هیچ نشانی از فارسی یافت نمی شود و عمدتا در میان نامهای عربی و یا لاتین دسته بندی می شوند .

در بخش اول این مقاله به بررسی سیستم های نامگداری می پردازیم که ویژه ستارگانی است که تنها با چشم غیر مسلح دیده می شوند .

بخش اول

سیستم نام گذاری بایر Bayer

در سال 1603 میلادی Johann Bayer (1572-1625) وکیل آلمانی که بسیار به نجوم علاقمند بود بر اساس اطلاعات و دیتا های منجم دانمارکی تیکو براهه

Tycho Brahe (1546-1601) یکی از منسجم ترین اطلس های آسمان به نام Uranometria را تدوین کرد .

این اطلس حاوی 51 جدول می باشد که 48 جدول آن هرکدام به یکی از 48 صورت فلکی بطلمیوسی اختصاص یافته است و یک جدول به 12 صورت فلکی جدید که توسط 2 کاشف

هلندی-آلمانی Pieter Dircksen Keyzer و Frederick de Houtman در نیکره جنوبی آسمان کشف شده بود اختصاص یافت 2 جدول دیگر نیز به تمامی بخش شمالی و جنوبی کره

سماوی اختصاص داده شد .

بایر ستاره های هر صورت فلکی(تنها ستارگانی که با چشم برهنه دیده می شد ) را بر اساس میزان روشنایی یا قدر آنها دسته بندی کرد .سپس به هر یک از ستاره ها یکی از

حروف کوچک یونانی را از آلفا تا امگا اختصاص داد .بعد از این 24 حرف به سراغ حروف کوچک لاتین رفت و هر یک از این حروف را به جز j و u (که ممکن بود با i و v اشتباه شود ) به

هر یک از ستاره های باقیمانده نسبت داد .

سپس به عنوان پسوند نام صورت فلکی را پس از این حرف ذکر کرد . برای مثال نام درخشان ترین ستاره در صورت فلکی قنطورس alpha Centauri ذکر شد . در این دسته بندی

ستارگان یک صورت فلکی که بسیار به هم نزدیک بودند و یا درخشندگی یکسانی داشتند نام یکسانی گرفتند . برای مثال در فهرست بایر 6 ستاره در قسمت گرز صورت فلکی

جبار نام pi Orionis گرفتند که امروزه این 6 ستاره توسط منجمین با نام های π1- π6 Orionis تصحیح شده اند .

سیستم نام گذاری Flamsteed

سیستم نامگداری بایر محدودیت هایی داشت . از آن جمله می توان به محدودیت در تعداد حروف یونانی و لاتین اشاره کرد . مشکلی که بیش از این مسئله به چشم می خورد ،

دشواری بیش از حد در درجه بندی نور ستارگان کم نوری بود که با چشم برهنه به سختی دیده می شد و مقایسه و دسته بندی بر اساس میزان درخشنگی این ستاره ها را

دشوار می ساخت .

John Flamsteed منجم درباری انگلیسی در نامه ای به انجمن منجمین سیستم نامگذاری بایر را به باد انتقاد گرفت و خواهان لغو آن شد. او در این نامه پیشنهاد کرد که به جای

حروف کوچک یونانی و لاتین از شماره استفاده شود و به جای دسته بندی بر اساس روشنایی ستارگان یک صورت فلکی ، موقعیت ستاره در آن صورت فلکی از غرب تا شرق به

عنوان معیار قرار گیرد . به این معنی که غربی ترین ستاره هر صورت فلکی با شماره 1 مشخص شود و اولین ستاره ای که در شرق این ستاره بیاید با شماره 2 مشخص شود و به

همین ترتیب تا شرقی ترین ستاره آن صورت فلکی .

برای مثال غربی ترین ستاره صورت فلکی قنطورس با نام 1 قنطورس مشخص شد .

به این ترتیب می توان گفت که سیستم نامگذاری Flamsteed نسخه تصحیح شده ای از سیستم بایر بود .

انجمن منجمین این قاعده را پذیرفت با این حال سیستم نامگذاری بایر را نیز برای ستارگانی که با چشم به خوبی دیده می شد معتبر دانست .به همین دلیل بسیاری از ستارگان

که با چشم برهنه دیده می شود نامهای متفاوتی دارد برای مثال Deneb و Alpha Cygniو 50 Cygni همگی نام های یک ستاره می باشند .

بخش دوم

نسل جدید قوانین نامگذاری ستارگان

با ورود دروبین های نجومی به عرصه ، نامگذاری ستارگان وارد مرحله جدیدی شد .دروبین های نجومی دنیایی نو از ستارگان را به منجمین معرفی کرد و نیاز به قاعده ای جدید

برای نامگذاری هر لحظه بیشتر حس می شد . در همین موقع بود که انجمن منجمین و ستارشناسان تعداد انبوهی از کاتالوگ های نجومی را در مقابل خود یافتند که در آنها هر

منجم بر اساس سلیقه خود به نامگذاری ستارگان پرداخته بود . گروهی ترتیب یافتن هر ستاره را معیار قرار داده بودند و گروهی مختصات و به خصوص میل هر ستاره را و گروهی

دیگر تاریخ کشف آن ستاره و گروهی رده طیفی و رنگ و سایر ویژگی های ستاره را معیار قرار دادند . این تنوع تا حدی بود که برای یک ستاره گاه چندین اسم متفاوت یافت می

شد و این خود کار را دشوار تر کرده بود .

انجمن ستارشناسان به منظور ایجاد وحدت ، مختصات هر ستاره بر حسب میل و بعد به همراه سال کشف آن ستاره یا سال نشر آن اطلس را به عنوان معیار در نظر گرفت .

نامگذاری ستارگان دوتایی و چندگانه

دسته وسیعی از ستارگان را ستارگان دوتایی یا چندتایی تشکیل می دهند .مولفه های یک مجموعه دوتایی یا چندتایی در صورتی که دارای فاصله قابل تشخیص از یکدیگر باشند

با استفاده از اعداد و بر اساس موقعیت غربی شرقی نام گذاری میشوند . برای مثال Alpha Librae یک مجموعه دوتای با مولفه های تمیزپذیر است . مولفه غربی این مجموعه

1 Alpha- و مولفه شرقی Alpha-2 نام میگیرد . در اینگونه مجموعه ها با حرکت به شرق این اعداد نیز بالاتر خواهند رفت.

در سیستم های چندتایی (یا همان سیستم های دوتایی ) هنگامی که مولفه های مجموعه به هم خیلی نزدیک باشند درخشش مولفه ها معیار نام گذاری است به این ترتیب

که ستاره ای که پرنور ترین ستاره و مولفه اصلی مجموعه است با “A” و ستاره کم نور تر با “B” نام گذای ادامه مییابد. برای مثال ستاره سیروس خود جزئی از یک مجموعه

دوتایی است و ستاره همدم آن یک ستاره از نوع کوتوله سفید میباشد .

به ستاره سیروس که با چشم برهنه به راحتی دیده میشود مولفه “A” و کوتوله سفید همدم آن عنوان “B” را به خود میگیرد .

نامگذاری ستارگان متغیر

نام گذاری این ستارگان را می توان بر اساس همان طرح مورد تائید انجمن ستارشناسان انجام داد اما دلایل تاریخی حاکی از آن است که این قاعده گاهی کار را بسیار دشوارتر

خواهد کرد . بدین منظور برای نام گذاری دسته بزرگی از ستارگان یعنی ستارگان متغیر قاعده زیر را برمیگزینیم .

نخستین ستاره متغیر کشف شده در هر صورت فلکی چنانچه بر اساس معیار بایر و یا Flamsteed نامگداری نشده باشد با حرفR و به دنبال آن ، نام صورت فلکی خوانده میشود .

برای مثال نخستین ستاره متغیر که در صورت فلکی Cetus یافت شد و بر اساس معیار بایر و Flamsteed نامگذاری نشده بود R Ceti نام گرفت .

دومین ستاره کشف شده در آن صورت فلکی نام S و سپس T و همینطور تا Z را به خود می گیرد . این قاعده 9 ستاره اول کشف شده را در هر صورت فلکی نامگذاری میکند .

برای ستاره 10 ام به بعد نامRR و سپسRS و سپسRT و همینطور تا RZ سپس SS وST و همینطور تا SZ . آنقدر این ترتیب را ادامه می دهیم تا به ZZ برسیم .

این مجموعه نیز 54 ستاره متغیر را در هر صورت فلکی نامگذاری میکند . برای ادامه از AA شروع میکنیم و به همان شکل قبل تا AZ و سپس BB تا BZ . اینقدر این کار را ادامه می

دهیم تا با QZ برسیم . تا انجا 334 ستاره نامگذاری شده است . برای ادامه از حرفV به همراه یک شماره که از 335 شروع می شود کار را دنبال میکینیم . برای مثال

V335 , V336,… به 2 نکته در این نامگذاری توجه کنید.اول اینکه QZ در این مجموعه جایی ندارد و دوما اینکه توجه کنید که هیچ گاه در این نامگذاری حرف دوم بالاتر از حرف اول

(در ترتیب الفبا ) نمی باشد . یعنی هیچ گاه به عنوان مثالBA یا CB یا SR یا ... نداریم .

سیستم نامگذاری در برخی از کاتالوگ های معروف

BD numbers

این نام مشخصه کاتالوگی است که در اواسط قرن 19 توسط Bonner Durchmusterung تهیه شد .در این مجموعه نام چند صد هزار ستاره با قدر روشن تر از 10 گردآوری شده

است . این کاتالوگ حاوی موقعیت این ستاره ها میباشد و فهرستی نیز بر اساس همین موقعیت در این کاتالوگ موجود می باشد . اعداد کاتالوگ بر اساس شمارش ستارگان در

یک میل خاص از شمال به جنوب تعیین شده است . بنابراین BD numbers بیانگر میل به همراه یک عدد بالارونده بر اساس شمارش ستاره در این میل خاص می باشد . برای

مثال BD+31o216 به معنی 216 ستاره در محدوده میل +31 و 32 + می باشد .BD محدوده میل بین +90 تا +22 را پوشش میدهد .

CD) Cordoba Durchmusterung) و CPD)Cape Photographic Durchmusterung)کار مشابهی را برای مناطق جنوبی تر انجام می دهند .

The Bright Star Catalog

ستارگان درخشان تر از قدر 6.5 با شماره ای که بر اساس افزایش بعد افزایش می یابد مشخص می شود . پیشوند HR و یا BS در جلوی این شماره نوشته می شود . برای مثال

HR1099

The Henry Draper Catalog

در این کاتالوگ ستارگان درخشان تر از قدر 8.5 و کمی ضعیف تر بر اساس رنگ و رده طیفی دسته بندی و نامگذاری میشوند . برای مثال HD183143

ستارگان دوتایی در کاتالوگ ها

ستارگان دوتایی بر اساس سیستم کاتالوگی به شکل زیر نامگداری می شوند . ابتدا یک شماره و سپس نام کاشف و یا به وسیله شماره آنها در هر یک از کاتالوگ های

the Burnham Double Star catalog (BDS)

Washington Double Star catalog

Aitken Double Star catalog (ADS)

نامگذاری مولفه های اصلی مجموعه های دوتایی همان طور که ذکر شد بر اساس درخشندگی و با استفاده از حروف A و B و ... نیز امری متداول است .

The Guide Star Catalog

این کاتالوگ حاوی نام و موقعیت ستارگانی است که داری موقعیت بسیار مناسب و قابل آدرس دهی است . سنسور های راهبری تلسکوپ فضایی هابل بر اساس آن کار میکند و

هدف اصلی تهیه این کاتالوگ نیز همین بوده است ستارگان این مجموعه ستارگان درخشانی نمی باشند و دارای قدری در حدود 13 می باشند.آسمان توسط این ستارگان به

قسمت های مختلف تقسیم می شود و ستارگان در هر یک از این منطقه ها شماره گذاری منحصر به آن منظقه را دارند .

برای مثال : GSC 4068/1167

کاتالوگ های اجرام غیرستاره ای

کاتالوگ های دیگری نیز موجود می باشد که به فهرست کردن اجرام غیر ستاره ای پرداخته است که از آن جمله میتوان به :

Messier Catalog با مشخصه M

New General Catalogue of Nebulae and Star Clusters با مشخصه NGC

Index Catalog با مشخصه IC

اشاره کرد .

سخن آخر

در اینجا برخی از کاتالوگ های شاخص مورد بررسی مقدماتی قرار گرفت با این حال توجه داشته باشید که برای استفاده از هر کاتالوگ،راهنمای آن بهترین مرجع شما می باشد .

برخی از کاتالوگ ها حاوی اطلاعات دیگری مانند سرعت ویژه ، رده طیفی و اطلاعات دیگر می باشد و هر کاتالوگ سیستم کدگذاری منحصر به خود را دارد که در قسمت راهنما ،

توضیحات و اساس آن را در خواهید یافت .

81928691619152851291291851

asghar rahmati
2012/6/18, 08:54 PM
خورشید ستاره ای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش میگذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتاً از گازهای هلیم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 4/1 میلیونبوده و همچنین 750 برابر

جرم تمام سیاراتی است که بدورش می چرخند. در هسته خورشید، جرم توسط واکنشهای هسته ای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسیته نوعی انرژی هستند، می شود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده وباعث

درخشنگی خورشید می گردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفته اند نیز گرمایشان را از این انرژی می گیرند. مواد تشکیل دهنده خورشید حال گازی دارند،

بنابر این خورشید محدوده دقیق و معینی نداشته و مواد اطراف آن بتدریج در فضا منتشر می شوند.



http://up.vatandownload.com/images/62tow01bth1sjiyy68fs.jpg (http://up.vatandownload.com/)



اما چنین به نظر می رسد که خورشید لبه تیزی داشته باشد چرا که بیشتر نوری که به زمین می رسد از یک لایه که چند صد کیلومتر ضخامت دارد ساطع می شود. این لایه فوتوسفر نام داشته و به عنوان سطح خورشید

شناخته شده است.بالای سطح خورشید، کروموسفر (رنگین کره) و هاله خورشیدی قرار دارند که با همدیگر جو خورشید را تشکیل می دهند. مرکز خورشید مانند کوره ای هسته ای است با دمای 15 میلیون درجه سانتی

گراد (27 میلیون درجه فارنهایت) که چگالی اش(160) برابر آب می باشد. تحت چنین شرایطی هسته های اتم هیدروژن با هم ترکیب شده و تبدیل به هسته های هلیوم می شوند. در این حین، 7/0 درصد جرم ترکیب شده،

تبدیل به انرژی می شود. از 590 میلیون تن هیدروژنی که در هر ثانیه در مرکز خورشید ترکیب می شوند، 9/3 میلیون تن به انرژی تبدیل می شود. این سوخت هیدروژنی ، تا 5 میلیارد سال دیگر دوام خواهد داشت. مسیر

نامنظم 2 میلیون سال طول می کشد تا انرژی تولید شده در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت نور و گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه، این انرژی به زمین می رسد.

هنگامی که خورشید منبسط می شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود، قطرش حدود 150برابر بزرگتر خواهد شد. گازهای منبسط شده و داغ، رنگ زرد و حرارت خود را از دست داده و قرمز رنگ و سرد خواهند شد. اما بخاطر

بزرگتر شدن سطح خورشید،درخشندگی آن 1000برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع خواهد کرد. زبانه حلقوی در شکل پایین، خطوط میدان مغناطیسی، دو لکه خورشیدی را به هم متصل کرده است. در سال 1973، یک

زبانه خورشیدی000/588 کیلومتر (000/365مایل) از سطح خورشید را پوشاند. اغلب فعالیتهای شدید خورشید در نزدیکی لکه های خورشیدی رخ می دهند. شعله های خورشیدی، جرقه هایی از انرژی هستند که عمر چند

ساعته دارند، این شعله ها هنگامی بوجود می آیند که مقدار زیادی انرژی مغناطیسی بطور ناگهانی آزاد شود. زبانه های خورشیدی، فوارنهایی از گاز مشتعل هستند که ممکن است صدها هزار کیلومتر در فضا پیش بروند.

میدان مغناطیسی خورشید می تواند زبانه های حلقوی را هفته ها در فضا پیش بروند معلق نگاه دارد.هاله (جو بیرونی) خورشید حاوی ذراتی است که انرژی کافی برای فرار از جاذبه خورشید را دارند. این ذرات بصورت

مارپیچی با سرعتی معادل900 کیلومتر (560 مایل) در ثانیه از خورشید دور شده و باد خورشیدی را بوجود می آورند.این ذرات در همان مسیرهایی میدان مغناطیسی خورشید حرکت میکنند، و از آنجا که دارای بار الکتریکی

هستند منظومه شمسی را پر از جریانات الکتریکی می کنند.

ناحیه فعالیتهای خورشیدی ، هلیوسفر (کره خورشیدی) نامیده می شود. باد خورشیدی در هر ثانیه حدود یک میلیون تن هیدروژن حورشید را از بین می برد. 100000 میلیارد سال طول خواهد کشید تا باد خورشیدی تمام

جرم خورشید را در فضای بین سیاره ای پخش کند، اما طول عمر طبیعی خورشید فقط 10 میلیارد سال است. حرکت وضعی خورشید باعث ایجاد میدان مغناطیسی می شود، مناطق استوایی خورشید سریعتر از مناطق

قطبی آن چرخیده و این امر باعث می شود که خطوط میدان مغناطیسی درون خورشید حلقه بزنند. این خطوط در صورت خروج از سطح خورشید، باعث فعالیتهای خورشیدی نظیر لکه های خورشیدی، شعله ها و زبا نه های

خورشیدی می شوند. این فعالیتها، بخصوص لکه های خورشیدی، چرخه ای 11 ساله دارند. 5 میلیارد سال بعد، بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید گداخته شده و صرف تهیه هلیوم خواهد شد. در آن زمان، جاذبه

باعث انقباض هسته شده و فشاردمای آنرا افزایش خواهد داد.

هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد. انرژی حاصل از این گداخت هسته ای در پوسته، باعث انبساط لایه های خارجی خواهد شد و سیارات عطارد و زهره (http://www.noojum.com) را ذوب می کند و آنها را در بر می گیرد.

انبساط خورشید تا مدار زمین متوقف شده و حرارتش تمام موجودات زنده را از بین می برد. بعد از آن خورشید تبدیل به یک غول سرخ می شود. سپس، لایه های خارجی در فضا پخش شده و یک سحابی سیاره ای تشکیل

خواهند داد. هسته نیزبصورت یک ستاره کوتوله سفید باقی مانده و بتدریج از بین خواهد رفت.پس می توان گفت که با فرا رسیدن مرگ خورشید، مرگ زمین فرا می رسد .

81928691619152851291291851

asghar rahmati
2012/6/18, 09:20 PM
 انفجار سیاه چاله ها

روی هم رفته، اگر نور نتواند بگریزد و اگر چیزی نتواند سریعتر از نور حرکت کند،آنوقت هیچ نمی تواند که از سیاهچاله گریز کند. این نظرها دوام یافت تا آنکه به کوششهایی برای سازگار کردن چند نظریه از بنیادی ترین نظریات فیزیک

رخ داد ( نظریه ها : نسبیت خاص و عام اینشتن و نظریه کوانتومی ) رمبش ستارگان پرجرم را به آنچه امروزه اساسا به صورت سیاهچاله ها تائید شده است، پیشگویی می کند.همین نظریه گرانش را به شیوه ای بسیار متفاوت

با شیوه کلاسیک نیوتون توصیف می کند.

اما هنوز کسی نتوانسته است وحدتی میان مفهوم گرانی و مکانیک کوانتومی بر قرار کند.

http://up.vatandownload.com/images/x2t0ce4hg30cwfxe8hhg.jpg (http://up.vatandownload.com/)

مکانیک کوانتومی رفتار ذرات و انرژی ها را در مقیاس اتمی و زیراتمی توصیف می کند.

اما چگونه نظریه ای درباره عالم خرد می تواند با اجسام بزرگی مانند سیاهچاله ارتباط داشته باشد؟

شخصی به نام استیون هاوکینگ که فعالیت وی در زمینه اختر فیزیک نظری است چنین رابطه ای را برقرار کرد.

اظهار نظر هاوکینگ این بود که فشار بی حد مربوط به تولد عالم به آسانی میتوانسته است سیاهچاله هایی به کوچکی 0.00001 گرم جرم و شعاع شوارتز شیلد 10 به توان 33- ایجاد کرده باشد. اما ابعاد عالی تر شامل جرم 10 به

توان 15 و شعاع 10 به توان 13- شوارتز شیلد خواهد بود.قطعا این ابعاد به مکانیک کوانتومی نیاز دارد.

هاوکینگ معادلات نسبیت عام را برای این سیاهچاله 10 به توان 15 گرمی حل کرد.او با شگفتی تمام ملاحظه کرد که حل معادلات او نیز خلق و گسیل ذرات و تابش از چنین شیئی را پیش بینی می کند.در واقع همان طیف از ذرات را

پیش بینی می کند که ممکن است از شی داغی با 120 میلیارد کلوین صادر شود.

به نظر می رسد که دو اصل مهم در مورد سیاهچاله ها نقض شده است :

اینکه چیزی از هسته سیاهچاله نمی گریزد و دمای آنها تقریبا صفر مطلق است. تناقض آشکار بود اما با همه اینها، همان معادلات برای سیاهچاله ای با 3 جرم خورشیدی دمای 0.00001 کلوین و گریزناپذیری ذرات از چنین ستاره ای

را پیش بینی می کرد.موفقیت، با بازشناسی این امر که سیاهچاله های کوچک متفاوتند، حاصل شد.

اگر سیاهچاله های کوچکی وجود داشته باشند و اگر آنها ذرات و تابش را آنطور که پیش بینی شده گسیل کنند، در آنصورت به تدریج ضعیف و محو می شوند ( جرم از دست میدهند ).اما

این تضعیف شدن فقط این فرآیند را تسریع خواهد کرد، زیرا دماها افزایش خواهند داشت،که سرانجام به انفجاری معادل 10 میلیون میلیون بمب هیدروژنی می انجامد.قطعا چنین رویدادی

به سهولت مشاهده پذیر خواهد شد، اما توزیع تین اشیا ممکن است آشکار سازی را دشوارتر کند اما برنامه های شاتل های فضایی می تواند در آینده این مشکل را حل کند.


http://www.parssky.com/news/my_documents/my_pictures/5AE_Black-hole.jpg


81928691619152851291291851

asghar rahmati
2012/6/19, 06:14 PM
ما اكنون در ميان انقلابى از دانسته هايمان پيرامون سر منشاء تكامل جهان هستيم. انقلابى كه هم از نظريه هاى جديد و هم از تكنولوژى پيشرفته تغذيه مى كند. تلسكوپ هاى فضايى اى كه از آن سوى طيف الكترومغناطيسى

جهان را زيرنظر دارند، تلسكوپ هاى عظيم زمينى، ابررايانه ها و شتاب دهنده هاى ذرات اتمى و حتى تلسكوپ هاى زيرزمينى، همگى نقش مهمى را در اين زمينه ايفا مى كنند. به مدد نظريه نسبيت عام اينشتين و فيزيك نوين

ذرات مى توان با اطمينان بيشترى تاريخ كيهان را از زمان تركيب ذرات بنيادى، كه در يك ميكرو ثانيه بعد از پيدايش جهان به وجود آمدند، بررسى كرد.

http://www.noojum.com/images/stories/news/other/s383.jpg

بعد از چند دهه تلاش و كوشش ما نتوانسته ايم ويژگى اساسى جهان خودمان را شناسايى كنيم. در توافق نظر جديد، كه در يك دهه قبل به سختى قابل تصور بود،بيشتر كيهان شناسان عمر جهان را ۷/۱۳ ميليارد سال مى دانند

و عقيده دارند كه جهان تخت است (يعنى از هندسه اقليدسى تبعيت مى كند، با خطوط موازى كه دربى نهايت هم موازى مى مانند و زواياى داخلى مثلث كه مجموعاً ۱۸۰ درجه هستند). نظريه هاى جديد كيهان شناسى، تعدادى

از مشكلاتى را كه به مدت چند دهه مطرح بوده اند حل مى كنند. معروف ترين اين معضلات اين بود كه جهان، جوان تر از ستاره هايى كه در آن قراردارند به نظر مى آمد .

برابرى اندازه گيرى هاى مستقل با مقادير كليدى مانند ثابت هابل نيز از موضوعات مهم كيهان شناسى هستند. بيشتر ماده كهكشان هيچ نورى از خود منتشر نمى كند و برخلاف ماده كه براى ما آشناتر و ملموس تر است،از نوترون

و پروتون تشكيل نشده. به نظر مى آيد اين ماده سياه عجيب كه ۳۰ درصد از كل جرم _ انرژى جهان را تشكيل مى دهد، از نوعى ذره بنيادى تشكيل شده كه كمى بعد از انفجار بزرگ به وجود آمده است. حتى شگفت آورتر از اين،

دوسوم از جرم - انرژى كيهان است كه از انرژى تاريك اسرارآميز تشكيل شده، كه باعث سرعت يافتن گسترش جهان مى شود.

• ساختار انفجار بزرگ

اساس دريافت ذهنى ما از تكامل جهان، مدل انفجار بزرگ است كه بر پايه نظريه نسبيت عام اينشتين و رصدهاى ادوين هابل در مورد گسترش جهان مطرح شد. اثر متقابل تئورى و رصد در اينجا اهميت خاصى دارد. در ساختار نسبيت

عام فضا و زمان مى توانند بپيچند، خم شوند و كشيده شوند. به وسيله رصد نيز گسترش جهان به خوبى رؤيت شده البته اين گسترش به صورت به جلو برده شدن ماده است و نه پرتاب شدن آن در خلأ. علاوه براين، ميل به

قرمز (redshif) نور ساطع شده از كهكشان هاى دوردست، با اثر دوپلر، كه در اثر حركت در ميان فضا به وجود مى آيد توجيه نشده، بلكه به عنوان نتيجه گسترش فضا كه باعث كشيدگى طول موج فوتون ها راهى زمين مى شود،

توضيح داده شده است.

(پديده ميل به قرمز در اثر كشيده شدن فوتون هاى رسيده به زمين از يك كهكشان دوردست ظاهر مى شود كه باعث شكافته شدن خطوط جذبى در طيف كهكشان و تمايل آن به طيف هاى قرمزتر نورمريى _ در مقايسه با ستارگان

كهكشان راه شيرى - مى شود.) ميل به قرمز يك كهكشان دوردست مستقيماً نشان مى دهد جهان از زمانى كه نور آن كهكشان را ترك كرده است چقدر بزرگ تر شده. تفاوت اندازه برابر ميل به قرمز(Z)+۱ است. به طور مثال دورترين

كوازار شناخته شده ميل به قرمز zبرابر۴/۶ دارد. يعنى حجمى از فضا كه درزمان ترك نور از كوازار يك ميليون سال نورى پهنا داشته، اكنون ۴/۷ ميليون سال نورى است!

نظام انفجار بزرگ بسيارى از ويژگى هاى اصلى جهان امروز را در خودجاى مى د هد - البته همه آنها را توضيح نمى دهد- از جمله: تخت بودن فضا، امواج پس زمينه كيهانى و برآمدگى هاى موجود در ماده آغازين كه ساختارهاى

بزرگ آشكار امروزى را پديد آورده اند. در سال ۱۹۸۰ فيزيكدانى به نام آلن اچ - گروت نظريه اى ارائه كرد به نام تورم. بعدها ديگران نيز توضيحاتى به اين نظريه افزودند. اين تئورى كه نشات گرفته از فيزيك كاربردى ذرات است، مهمترين

ويژگى هاى جهان امروز را توضيح مى دهد. در تئورى تورم قسمت هاى كوچك كيهان اوليه به طور تصاعدى گسترش پيدا كردند و قسمتى از فضا را كه ما امروزه مى بينيم، صاف تر كردند. مانند وقتى كه بيشتر بادكردن يك بادكنك

باعث مى شود قسمت كوچكى روى سطح آن صاف تر به نظر برسد.

گفته مى شود دليل اصلى جريان يافتن اين گسترش انرژى پتانسيلى وابسته به انرژى فرضى به نام inflaton است، اين انرژى پتانسيل inflatin است كه حرارت چشمگير انفجار بزرگ را فراهم كرده در حين پديده inflaton نوسانات

كوانتومى در مقياس هاى زيراتمى به وسيله گسترشى مهيب به اندازه هاى نجومى مى رسند. اين بزرگ تر شدن ها در ساليان دراز بعدى به همراه گرانش رشد كردند و در نهايت به پيدايش كهكشان ها و خوشه هاى كهكشانى

كنونى انجاميدند. از نظريه تورم مى توان سه نتيجه گيرى كرد: ۱- فضا بايد در لبه مريى آن صاف به نظر برسد. ۲- توزيع ماده در مقياس هاى نجومى بايد منشاء كوانتومى داشته باشد. ۳- فضا را بايد پس زمينه اى از امواج گرانشى

فرا گرفته باشد، كه به وسيله نوسانات كوانتومى بعد از ۱۰به توان ۳۲ - ثانيه از شروع جهان به وجود آمده اند. دو پيش بينى نخست اكنون با اندازه گيرى هايى كه روى CMBR انجام مى شود ديده شده اند (و سومى نيز احتمالاً در

آينده اى نه چندان دور با اندازه گيرى ها به اثبات خواهد رسيد). اكنون به بحث درباره گسترش جهان مى پردازيم.

• گسترش جهان

در سال ۱۹۲۹ ادوين هابل و ميلتون هوماسون، فاصله چند كهكشان نزديك را اندازه گيرى كردند و رابطه ميان فاصله و سرعت عقب نشينى آنها را به دست آوردند (كه وقتى كهكشانى با سرعتى كمتر از كسرى از سرعت نور از ما

دور مى شود، اين رابطه با ميل به قرمز آن متناسب است). اين مؤلفه تناسب، ثابت هابل نام دارد (HO) و سرعت گسترش جهان امروز را اندازه گيرى مى كند. تعيين دقيق فواصل كهكشانى به طرز شگفت آورى سخت است و

پيچيدگى هاى زيادى مزاحم تلاش براى مشخص كردن (HO) مى شود. اكنون با استفاده از پيشرفت ها و ابزار پيچيده و به مدد روش هاى متعدد و متفاوت اندازه گيرى، بر مقدارى براى اين ثبات اتفاق نظر شده است.

فواصل دقيق كهكشانى در مقياس هاى دور كه به وسيله بخشى از پروژه كليدى هابل (hstkp) به دست آمده است، قسمتى از سرفصل هاى مدنظر فريدمن (freedman) مدير اين پروژه را تشكيل مى دهد .با آشكارسازى و

اندازه گيرى ستاره هاى متغير (Cepheid) در ۲۴ كهكشان مارپيچى، هابل محققان اين پروژه را قادر كرد تا ۵ روش تنظيم شده، به عنوان دومين شاخص فاصله، براى فواصل بيش از يك ميليارد سال نورى، به دست آوردند. چنين

فواصلى به خوبى در مسير رصدى هابل قرار دارند. جايى كه اثر مخرب اجتماع كهكشان هاى پر جرم، همچون خوشه سنبله، تاثير محسوسى در اندازه گيرى ها ندارند. با تركيب هر پنج تكنيك، مقدار ۷۲ كيلومتر در ثانيه، در

مگاپارسك - با خطايى حدود ۱۰ درصد _ براى ثابت هابل به دست آمد.

در حالى كه پارامتر اندازه گرفته شده توسط خود هابل ۵۵۰ كيلومتر در ثانيه در مگاپارسك بود. از آنجا كه اندازه جهان قابل رصد و سن آن، هر دو با ثابت هابل رابطه عكس دارند. رشدى كه اين مقدار اصلاح شده براى جهان قابل

رؤيت نشان مى دهد هشت برابر گسترشى است كه قبلاً براى جهان اندازه گرفته شده بود. گروه هاى نجومى ديگرى هم با ثابت هابلى كه اين پروژه به دست آورد موافقت كردند. پس مى توان گفت يكى از پارامترهاى مهم

كيهان شناسى بالاخره تعيين شده است.

• سن جهان شتابدار ما

ثابت هابل مى تواند زمانى كه از انفجار بزرگ مى گذرد و اندازه قسمتى از جهان را كه براى ما قابل رؤيت است، تعيين كند. مدت زمانى كه از انفجار بزرگ مى گذرد، به سرعت گسترش كنونى جهان ونيز سرعت گسترش آن

درگذشته بستگى دارد. گرانش حاصل از وجود ماده رشد يافتن جهان راكند مى كند - مانند توپى كه وقتى به آسمان پرتاب مى شود نيروى جاذبه زمين سرعتش را كم مى كند- دانشمندان چند دهه است كه براى يافتن اين

شتاب منفى تلسكوپ هايشان را به انتهاى محدوده جهان قابل رؤيت نشانه رفته اند. اين افراد اميدوارند با اندازه گرفتن ميزان كندشدن گسترش جهان، سرنوشت آن را مشخص كنند. آيا اين كند شدن براى معكوس كردن گسترش

و در نتيجه جمع شدن دوباره جهان كافى است؟ نشانه هاى به دست آمده از رصدها و تئورى هاى نظرى ۵سال اخير، كيهان شناسان را به اين تفكر سوق داده كه جهان از ماده اى با چگالى بحرانى Critical density تشكيل

شده است.

پارامترى كه مى تواند گسترش جهان را بدون اينكه جمع شدن دوباره اش را تسريع بخشد، آهسته كند. اين نظريه يك تناقض به وجود مى آورد. سنى كه با تركيب اندازه ثابت هابل و اين ميل به قرمز براى جهان تخمين زده مى شد

۹ ميليارد سال بود، در حالى كه پيرترين ستارگان در كهكشان راه شيرى ۱۴-۱۳ ميليارد ساله اند! در دهه ۱۹۹۰ با به كارگيرى تركيبى از تكنولوژى (دوربين هاى CCD ۱۰۰مگا پيكسلى) و يك شاخص دقيق در فاصله اى دور

(ابرنواخترهاى نوع Ia) بالاخره شتاب منفى جهان اندازه گيرى شد. اما اين به معنى پيدا كردن اين شتاب منفى نبود! چراكه در سال ۱۹۹۸ دو گروه به رهبرى لارنس بروكلى و سالپرلماتد پى بردند كه نور ابرنواخترهايى كه در فاصله

چندين ميليارد سال نورى قرار دارند، كمتر از مقدارى است كه براى جهانى باشتاب منفى و با چگالى بحرانى صدق مى كند. نتيجه تلويحى اين كشف غيرمنتظره اين بود:

گسترش جهان در حقيقت در حال سرعت گرفتن است. با اينكه غبار بين كهكشانى و تكامل ابرنواختر هم مى تواند باعث اين كاهش نورشود، آزمايشات زيادى تاثير اين پارامترها را برروى كم شدن نور اين ابرنواخترها رد كرده اند.

ظاهراً جهان واقعاً در حال سرعت گرفتن است. تا وقتى كه قدرت جاذبه با مجموع چگالى ماده در جهان و فشارى كه از هر سانتيمتر مكعب به وجود مى آيد نسبت مستقيم دارد، مى توان اين كشف را با نظريه اينشتين توجيه كرد.

فشار منفى عظيم موجود در جهان (چيزى كه كيهان شناسان به آن خاصيت كشسانى فضا - زمان مى گويند) مى تواند اثر دافعه گرانشى ايجاد كند، كه اين براى سرعت بخشيدن به گسترش جهان كافى است. رصد ابرنواخترها

مداركى مبنى بر وجود ماهيتى كشسان و عجيب به دست مى دهد كه آن را انرژى تاريك ناميده اند. انرژى تاريك كه تا يك دهه قبل از طرف بيشتر كيهان شناسان رد مى شد، اكنون به نظر مى رسد كه بيش از دوسوم ذخيره

جرم _ انرژى كيهانى را تشكيل مى دهد.

اين كشف شگفت آور باعث شد كه كيهان شناسان در تفكرشان در مورد سرنوشت نهايى جهان تغييراتى دهند. اگر جهان تنها از ماده تشكيل شده بود، سرنوشت آن تنها از روى انحناى فضايى آن قابل تشخيص دادن بود. يك

جهان بسته (كه داراى انحناى مثبت است) سرانجام جمع شده و فرو مى ريزد. در حالى كه يك جهان تخت يا باز ( كه داراى انحناى منفى است) تا ابد گسترش مى يابد. البته انرژى تاريك هر دو احتمال _ گسترش ابدى و فروريزى

نهايى - را براى جهان ظاهراً تخت ما پيش بينى مى كند.

در اينجا هندسه جهان ديگر به پيش بينى سرانجام آن كمكى نمى كند. تا وقتى كه انرژى تاريك كاملاً شناخته شود، پايان كار جهان ما بلاتكليف خواهد ماند. گرچه اگر گسترش جهان تا ۳۰ ميليارد سال ديگر به سريع تر شدن خود

ادامه دهد، آسمان از كهكشان خالى خواهدشد(به جز چند كهكشان در خوشه كهكشانى سنبله). درحالى كه گرانش جاذبه اى ماده عمدتاً سياه جهان، گسترش آن را كندتر مى كند، گرانش دفعى (شتاب منفى) كه در اثر انرژى

سياه به وجود آمده سعى در سرعت بخشيدن به آن را دارد. بنابراين اندازه گيرى مقادير انرژى و ماده تاريك به ما اجازه مى دهد فيلم كيهانى را تا زمان به وجود آمدن آن عقب ببريم و زمان شروع آن را دريابيم .براى جهان مطلوب

امروزى- جهانى تخت با ثابت هابل ۷۱ تا ۷۲ و نسبت ماده تاريك به انرژى سياه سه به هشت - زمان انفجار بزرگ حدود ۵/۱۳ ميليارد سال پيش است كه البته ۱۰ درصد احتمال خطا براى آن در نظر گرفته مى شود.

روش هاى ديگر اندازه گيرى عمده جهان نيز اين رقم را تاييد مى كنند. بهترين اين روش ها، روشى است كه در آن عمر پيرترين ستارگان راه شيرى كه در خوشه هاى كروى قرار دارند، اندازه گيرى مى شود. مدل هاى اخير كامپيوترى

عمرى حدود ۵/۱۲ ميليارد سال را براى ستارگان موجود در اين خوشه ها تخمين مى زنند. (باز هم با خطاى ده درصد) پيدايش اين ستارگان قديمى بيشتر از يك ميليارد سال طول نكشيده است كه با اضافه كردن اين مقدار به عمر

ستارگان نتيجه اى با مطابقت دلخواه با عمر گسترش جهان به دست مى آيد. از كرونومترهاى كيهانى ديگر مانند كوتوله هاى سفيد و ايزوتوپ هاى راديواكتيو نيز نتايج مشابهى به دست آمده است.

• آرايش شبكه اى از ماده سياه، با ستارگان

يكى از ويژگى هاى دور از انتظار جهان بدون شك اين واقعيت تامل برانگيز است كه ستارگان حدود يك درصد از كل ذخيره جرم - انرژى آن را تشكيل مى دهند (و حتى كسرى كمتر از ذخيره ماده آن را) در حالى كه يك چهارم كل

جرم - انرژى كيهانى را ماده تشكيل مى دهد، بيشتر آن تاريك است و وجودش تنها از آثار گرانشى آن قابل دريافت است. ماهيت اين ماده تاريك هنوز ناشناخته مانده، گرچه ما مدارك محكمى داريم مبنى براينكه قسمت اعظم

اين ماده نمى تواند از پروتون ها و نوترون ها ساخته شده باشد.(اجزاى تشكيل دهنده هسته اتم كه جمعاً باريون ناميده مى شوند.)

در حقيقت كيهان شناسان توانسته اند با وزن كردن كهكشان ها و خوشه هاى كهكشانى شواهد محكمى براى اينگونه ناشناخته ماده فراهم كنند. امروزه ماده باريونى اشكال مختلفى به خود مى گيرد _ از ابرهاى سازنده

ستارگان گرفته تا سياهچاله ها - گرچه بررسى واكنش هاى هسته اى انفجار بزرگ، به ما اجازه مى دهد شرح و مقدار نسبتاً دقيقى از زمان هاى پيشين كه ساختار جهان ساده تر بود به دست آوريم اما آمارگيرى دقيق از مواد

باريونى در جهان امروزى هنوز نيمه تمام مانده است.

مثلاً ميزان فراوانى دوتريم _ايزوتوپى ناپايدار و سنگين از هيدروژن كه تنها در انفجار بزرگ به وجود آمد _ به چگالى كلى ماده باريونى كيهانى بستگى دارد. با اندازه گيرى مقدار دوتريم در ابرهاى گازى نخستين و به مددنظريه

واكنش هسته اى انفجار بزرگ، كيهان شناسان نتيجه گرفته اند كه ماده معمولى تنها چهار درصد از چگالى بحرانى را تشكيل مى دهد كه البته اين از مقدار ماده اى كه در ستارگان ديده مى شود، بسيار كمتر است. اندازه گيرى

مقادير CMBRنيز نتايج مشابهى را نشان مى دهند.

منجمان براين باورند كه ماده عادى غيرقابل رؤيت كه حدود سه چهارم محتواى كل ماده باريونى را تشكيل مى دهد، به وفور و به صورت گاز گرم درميان كهكشان ها قرار دارد. در كل مقدار ماده _ باريونى و غيرباريونى كه بيشتر آن

نيز تاريك است _ هشت برابر بيشتر از ماده باريونى است. تصويرى گرافيكى كه از حضور ماده تاريك تهيه شده، از رصدهاى خوشه هاى كهكشانى اى كه در اثر گرانش، نور كهكشان هاى دور دست تر از خودشان را منحرف و تشديد

مى كنند، به دست آمده است. منجمان همچنين توانسته اند مقادير چشمگيرى از ماده غيرقابل رؤيت را با اندازه گرفتن سرعت هاى ستارگان درميان كهكشان ها و سرعت كهكشان ها درميان خوشه هاى كهكشانى، شناسايى

كنند. بدون وجود ماده تاريك غيرقابل رؤيت، اين اجرام پرسرعت بايد مدت ها پيش متفرق مى شدند.

همچنين اندازه گيرى دماى گاز ميان خوشه ها كه چند ميليون درجه دما دارند، اشعه ايكس ساطع مى كنند و بيشتر ماده معمولى ميان كهكشانى را تشكيل مى دهند، مى تواند عمق پتانسيل گرانشى به وجود آمده در اثر ماده

تاريك را تعيين كند. به علاوه مقدار گاز ميان يك خوشه كهكشانى رامى توان به وسيله انحراف كوچكى كه در تشعشع مايكروويو پس زمينه كيهانى (CMBR) به وجود مى آورد، به دست آورد.

81928691619152851291291851