PDA

برای دیدن نسخه كامل اینجا را كلیك كنید : حساسيت خودرو به بستني وانيلي!!!!!!



ie_kiasari
2007/5/23, 06:54 PM
سلام دوستان
از بحث قبلي فكر كنم به نتايج خوبي در زمينه ي مديريتي رسيديم
اين دفعه مي خوام يه حكايت براتون نقل كنم خوشحال مشم نظرتون بدونم.

حساسيت خودرو به بستني وانيلي!!!!
متن حكايت

بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد: «اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرائ نوع بستني ، انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگي يك خودروي شورولت پونتياك جديد خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.
لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟
مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!
نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.
اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت ، پونتياك و مشتري بود.


نقل از روزنامه جام جم

ie_kiasari
2007/5/24, 10:02 AM
سلام دوستان
احوال شما!!!!!!!
نمي دونم تحليل شما در مورد اين مطلب چيه؟؟؟
ولي مطمئنم كه نظرات خيلي جالبي داريد.
خوشحال ميشم درموردش فكر و گفتگو كنيد و منو راهنمايي

ashkyekom
2007/5/24, 10:13 AM
سلام موضوع جالب و در خور تاملی بود فکر کنم از این موارد در ایران نیز رخ داده باشد نظر شما چگونه است ؟

just in time
2007/5/24, 11:33 AM
با سلام
من این داستان رو خونده بودم ولی برام یه چیزی خیلی جالب بود و اون اینکه صاحبان این شرکت چقدر به موضوع اهمیت دادن و چه کارشناسی فرستاده بودند!
با احترام

sohail.z
2007/5/24, 01:34 PM
راستش برا منم بيشتر از همه چی احترام به حرف مشتری جالب بود

shabnam1386
2007/5/28, 11:22 AM
جالب بود ممنون
روشهاي كسب رضايت مشتريان هميشه داراي اهميت بوده ولي متاسفانه در ايران اين مقوله هنوز جا نيفتاده

ie_kiasari
2007/5/29, 05:43 PM
با سلام
من این داستان رو خونده بودم ولی برام یه چیزی خیلی جالب بود و اون اینکه صاحبان این شرکت چقدر به موضوع اهمیت دادن و چه کارشناسی فرستاده بودند!
با احترام

سلام دوست عزيز
مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گن. اونا از ادبيات متفاوتي براي كلام گفتن بهره مي گيرن. اگر حرف مشتري رو خوب گوش كنيم ، مي تونيم با توجه به لحن گفتارش درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسونند، داشته باشيم.
آيا همه حرفهاي مشتريان ما بايد منطقي ، اصولي و مرتبط با موضوع باشه؟ اگر مشتري چيزي مي گه كه به نظر مسخره و بي ربطه ، يا شكايتي عجيب را طرح مي كنه، چگونه برخوردي شايسته اونه؟
يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام بظاهر احمقانه او مي تونه روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان جنرال موتورز باشه.
مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع داره كه مشتري بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات بنگاه ماست. اگر در پي نوآوري هستيم ، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداي مشتري رو طراحي كنيم. شما مشتريان خود رو مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد؟
بي ربط و با ربط، حرف مشتري گوهره
قبول دارين دوستان؟
منتظر نظرتونم.
ياحق.

leanthinker
2007/11/04, 02:48 PM
Customer Is The King!
خیلی جالب بود
من خونده بودم اینو
جالبه در ایران حتی فرمهای نظر خواهی از مشتریان رو که یکی از اصلی ترین و حساس ترین مواردی است که در ممیزی ایزو تی اس از اون سئوال می شه رو به راحتی پر می کنن. یا اگر هم از شرکت مشتری پر کنن سرسری و بی حوصله این کار رو می کنن. و حتی اطلاعات غلطی می دن که باعث می شه اقدام اصلاحی غلطی روی اون صادر بشه. به نظر من بهتر بود تی اس سازمان رو مجبور می کرد با مشتری نهایی ارتباط برقرار کنه. یا اگر قطعه سازها هم علاوه بر نظر کارخونه مشتری به نظر خود مشتریان هم توجه می کردن خیلی خوب بود(کی میره این همه راهو اما اگه اجباری بود میرفتند!)
مثلا چرا دکمه AC کولر پژو دیده نمی شه(جالبه که مهرکام پارس با اینکه این عیب رو می دونه نمی تونه حلش کنه!!) یا من به عنوان مشتری یه مشکلایی می بینم اما چون هیچ بازخور( Feedback ) از مشتری وجود نداره نمی تونم انتقال بدم.
همیشه حق با مشتریست.
هدف تولید ناب (بدون نقص) اینه که ارزش رو تعریف کنیم (چیزی که مشتری حاضر است به خاطرش پول بدهد) و سپس آنرا ایجاد کنیم
شاد باشین.

ie_kiasari
2007/11/05, 10:47 AM
Customer Is The King!
خیلی جالب بود
من خونده بودم اینو
جالبه در ایران حتی فرمهای نظر خواهی از مشتریان رو که یکی از اصلی ترین و حساس ترین مواردی است که در ممیزی ایزو تی اس از اون سئوال می شه رو به راحتی پر می کنن. یا اگر هم از شرکت مشتری پر کنن سرسری و بی حوصله این کار رو می کنن. و حتی اطلاعات غلطی می دن که باعث می شه اقدام اصلاحی غلطی روی اون صادر بشه. به نظر من بهتر بود تی اس سازمان رو مجبور می کرد با مشتری نهایی ارتباط برقرار کنه. یا اگر قطعه سازها هم علاوه بر نظر کارخونه مشتری به نظر خود مشتریان هم توجه می کردن خیلی خوب بود(کی میره این همه راهو اما اگه اجباری بود میرفتند!)
مثلا چرا دکمه AC کولر پژو دیده نمی شه(جالبه که مهرکام پارس با اینکه این عیب رو می دونه نمی تونه حلش کنه!!) یا من به عنوان مشتری یه مشکلایی می بینم اما چون هیچ بازخور( Feedback ) از مشتری وجود نداره نمی تونم انتقال بدم.
همیشه حق با مشتریست.
هدف تولید ناب (بدون نقص) اینه که ارزش رو تعریف کنیم (چیزی که مشتری حاضر است به خاطرش پول بدهد) و سپس آنرا ایجاد کنیم
شاد باشین.
سلام دوست من
دلیل اهمیت ندادن و عدم احترام به مشتری در ایران رقابتی نبودن فضای تولید در 99% اصناف تولیدی کشور
وقتی ایران خودرو می دونه که مشتریاش حق انتخاب دیگه ای جز خودرو های اون ندارن با خیال راحت هر چی دلش بخواد و با هر کیفیتی تولید میکنه.اینطور نیست؟؟

leanthinker
2007/11/05, 11:09 AM
سلام دوست من
دلیل اهمیت ندادن و عدم احترام به مشتری در ایران رقابتی نبودن فضای تولید در 99% اصناف تولیدی کشور
وقتی ایران خودرو می دونه که مشتریاش حق انتخاب دیگه ای جز خودرو های اون ندارن با خیال راحت هر چی دلش بخواد و با هر کیفیتی تولید میکنه.اینطور نیست؟؟
سلام آقای کسرایی عزیز و ممنون از تاپیک ارزشمندتون
بله من هم با نظر شما موافقم.
تا وقتی درهای کشور بسته هست خودروسازان ما بر مرکب مراد سوارند و حاضر به ارتقاء کیفیت خود و کاهش هزینه ها شون برای رقابتی کردن محصولات و افزایش رضایتمندی مشتریان نخواهند شد.
اگر خیلی جزئی هم به این مسئله توجه کرده اند تنها به خاطر الزامات ایزو هست و از اونجا که الزامات ایزو در کشور ما بومی نبوده و اکثرا کپی برداری شده و در بیشتر اونها حتی مفهوم اون ابزار برای خیلی از مهندسهای کارخانه جات هم (حتی مشاوران!) درست برداشت نشده ، ناچار تنها برای در امان ماندن از آدیت ها (اون هم ناقص و با تخلفات زیاد!) سرسری آنها را انجام می دهند (در اصل پر می کنند!) .
از نظر من آموزش و سخت گیری شرکتها رو مجبور به یادگیری و انجام می کند.
نظر شما راجع به اینکه برای مشتری مداری چه باید کرد رو دوست دارم بدونم.
از توجهتون ممنون
پیروز و موفق باشین.

mahtabi
2007/11/05, 08:10 PM
ضمن سلام ، از تاپیک ارزشمندتون تشکر میکنم.بیان زیبایی دارید و من به شخصه حوصله ی تاپیک های طولانی رو ندارم اما این بیان منطقی و عامیانه و در عین حال علمی من رو به خوندن مطلب تا اخرش وادار کرد.(اینم یه نوع جلب مشتریه برای دوستمون تفکر ناب و تشکر از ایشونم)
قدرت تجزیه و تحلیل بالایی دارید ومیتونم بگم واقعا مهندس صنایع هستید.اینا از برای تعارف نبود چون حق رو گفتم.
من از ارایه ی این مقاله اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که یه همچین شرکتی چقدر برای نظرات مشتریان حتی بدون منطق اهمیت داده(چیزی که نه تنها در صنعت ما حتی در بعضی رفتارها دیده نمیشه)
و این قابل ستایشه. حرف شما کاملا من رو مجاب کرد که دلیلی نداره یه نظر بی منطق راهی برای شناسایی مشکل و حتی بهبود نباشه.
میخوام اگه میشه بازم ازین مطالب بذارید چون توی ذهن موندنی تره تا کتاب و نظریه ها.
امتیاز هم حق شماست

متشکر

Mehrdad-IE
2008/4/24, 09:44 AM
با سلام به همه
نکته جالب برای من دقت نظر کارشناس شرکت پونتیاک بود و این که با مسئله چقدر منطقی و علمی برخورد کرده . یعنی به جای پاک کردن صورت مسئله (اهمیت ندادن به مشتری) به فکر یافتن دلیل وقوع این امر افتاده . کاری که شاید در شرکت های ایرانی اصلاً انجام نمی شود و یا با بی توجهی خیلی ساده از کنار مسائل رد می شوند.

R@mtin.eng
2008/4/24, 04:09 PM
تو ایران پیاده میشی بنزین بزنی 405 منفجر میشه میره رو هوا هیشکی هم زیر بار نمیره. . . الکی نیست که شدیم جهان سومی و تو سرمون میزنن :/